سینماپرس: هفت گروه مختلف در سبکها و گونههای متفاوت موسیقایی طی برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه در مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی میپردازند.
به گزارش سینماپرس، هفت گروه مختلف در سبکها و گونههای متفاوت موسیقایی طی برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه در مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی میپردازند.
کنسرت و اجراهایی که بخشی از فعالیتها و پیشینه آنها در این گزارش مورد نظر قرار گرفته، عمدتا از مجموعهها و هنرمندانی تشکیل میشوند که طی سالهای اخیر معرف فضای متفاوتی از موسیقی هستند که با طیف خاصی از مخاطبان فضای جدیتر و تخصصیتری از موسیقی را هدف قرار داده اند و تاکنون نیز توانستهاند به موفقیتهای خوبی در عرصه جذب مخاطبان هدفمند موسیقی و غافلگیر کردن آنها با ارائه گونههای متفاوت برسند.
پنجشنبه ۲۴ بهمن؛ گروه «بُندَهِش» و تعامل با موسیقی شرقی
گروه موسیقی «بندهش» از جمله گروههای فعال حوزه موسیقی در سبکهای جز، بلوز، فانک و پراگرسیو است که تلاش میکند تا در تعامل با موسیقی شرقی فضای متفاوتی را پیش روی مخاطبا قرار دهد.
بُندَهِش در زبان پهلوی بهمعنای «آفرینشِ بنیادین» است به همین سبب سهند بهادری سرپرست گروه از سال ۱۳۹۶ با تاسیس این گروه سعی کرد تا در حوزه متفاوت تری از موسیقی گام برداشته و شکل و شمایلی متفاوت از یک مجموعه موسیقایی را به شنوندگان موسیقی که عمدتا در فضای تجاری موسیقی حضور ندارند، معرفی کند.
این گروه تاکنون در رویدادها و فستیوالهای متعدد داخلی و خارجی از جمله جشنوارههای تئاتر شهر، جشنواره الف و جشنواره پروکانترای لهستان حضور داشته است.
کنسرت گروه موسیقی «بندهش» ساعت ۲۱:۳۰ روز پنجشنبه ۲۴ بهمن ماه در مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی در چارچوب دومین روز از برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به صحنه میرود.
برای دیدن تیزر کنسرت «بندهش» در جشنواره موسیقی فجر اینجا را کلیک کنید.

جمعه ۲۵ بهمن؛ گروه «اَش» و شنیدن موسیقی مقامی با سازبندی غربی
«اَش» عنوان یکی از مجموعههای شرکت کننده در سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به سرپرستی علیرضا اشرف پور است که در سومین روز از برپایی این رویداد در مجموعه برج آزادی به صحنه میرود.
استفاده از مولفههای موسیقی دستگاهی و مقامی ایران در ترکیب با هارمونی و سازبندی غربی بر روی اشعار شاعران کلاسیک و معاصر ایرانی مشخصهی اصلی گروه اش است.
این گروه متشکل از علیرضا اشرف پور خواننده، نوازنده گیتار الکتریک، نوازنده گیتار فرتلس و سرپرست گروه، آشور ظفر مرادیان نوازنده درازم، آرش طهماسبی نوازنده پیانو و گیتار بیس و آرش اسکندرلو نوازنده پیانو و کیبورز در سال ۱۳۹۸ شکل گرفته و تاکنون آلبومهای «شیدایی»، « «دستان» و «شوکران» را در بازار موسیقی منتشر کرده است.
کنسرت گروه «اَش» ساعت ۲۱:۳۰ روز جمعه ۲۵ بهمن ماه میزبان مخاطبان سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر در برج آزادی تهران خواهد بود.
برای تماشای تیزر کنسرت گروه «اَش» اینجا را کلیک کنید.

شنبه ۲۶ بهمن، تماشای کنسرت یک گروه خانوادگی که برای آذربایجان مینوازند
گروه موسیقی «وحید اسداللهی» به سرپرستی وحید اسداللهی از نوازندگان و آهنگسازان مطرح موسیقی آذربایجان در چارچوب سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه میپردازد.
کنسرت و اجراهایی که بخشی از فعالیتها و پیشینه آنها در این گزارش مورد نظر قرار گرفته، عمدتا از هنرمندانی تشکیل میشوند که طی سالهای اخیر معرف فضای متفاوتی از موسیقی هستند. این کنسرت در برگیرنده اجرای رپرتواری تقریباً کامل از رنگین کمان موسیقی منطقه آذربایجان است که آنسامبلی از نوازندگانس سازهای ایرانی و منطقه آذربایجان متشکل از مراد اسدالهی، رضا اسدالهی و وحید اسداللهی بهعنوان نوازندگان گارمون، سعید میرزازاده نوازنده کمانچه، افشار نامور نوازنده تار، فرامرز جوادی نوازنده قوپوز و تعدادی دیگر از هنرمندان پیش روی مخاطبان قرار میگیرد.
وحید اسداللهی از جمله نوازندگان شاخص ساز نقاره است که پس طی دوران مختلف آموزشی در کشورمان به کشور آذربایجان سفر کرد و تحت تعلیم الماس قلیاف تکنیکهای نوازندگی را آموخت. او از سال ۱۳۷۷ در باکو نزد تعدادی از هنرمندان مطرح موسیقی آذربایجان فعالیتهای ارکسترال خود را ادامه داد. وی تاکنون علاوه بر حضور پرتعداد در ارکسترها و آلبومهای هنرمندان مطرح موسیقی کشورمان در حوزههای موسیقی ایرانی و موسیقی پاپ کنسرتهای متعددی را در کشورهای مختلف برگزار کرده که این برنامهها با استقبال مخاطبان روبهرو شد.
کنسرت گروه «وحید اسدللهی» در قالب سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر ساعت ۲۱ روز شنبه ۲۶ بهمن ماه در مجموعه برج آزادی تهران برگزار میشود.
برای تماشای تیزر کنسرت گروه «وحید اسداللهی» اینجا را کلیک کنید.

یکشنبه ۲۷ بهمن؛ شنیدن کنسرت یک گروه پاپ از مشهد
در پنجمین روز از برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر یک گروه موسیقی پاپ از شهر مشهد با نام «ترانه» کنسرتی را در برج آزادی تهران روی صحنه میبرد.
گروه موسیقی پاپ «ترانه» در سال ۱۳۸۱ توسط تورج امیر نظامی تاسیس شد و اجراهایی را در شهر مشهد روی صحنه برد. این مجموعه موسیقایی در سال ۱۳۹۷ این گروه با ترکیب جدید فعالیتهایش را از سر گرفت و با حمایت انجمن موسیقی خراسان اجراهایی را روی صحنه برد.
از دیگر فعالیتهای این گروه موسیقایی اطلاعات دقیق تری در دست نیست اما حضور یک گروه موسیقی پاپ از شهر مشهد میتواند یکی از اتفاقات جالب توجه این بخش از جشنواره موسیقی فجر باشد که میتواند شرایط متفاوت تری را برای تماشاگرانش فراهم کند.
کنسرت گروه موسیقی «ترانه» ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه ۲۷ بهمن ماه در چارچوب پنجمین روز از برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر پیش روی مخاطبان قرار میگیرد.
برای تماشای تیزر کنسرت «ترانه» اینجا را کلیک کنید.

دوشنبه ۲۸ بهمن؛ اجرای گروه برگزیده جشنواره موسیقی جوان چند سال پیش!
گروه موسیقی «شیمشک» یکی از گروههای فعال و تقریبا قدیمی موسیقی در سبک «جز فیوژن» است که طی سالهای گذشته اجراها و کنسرتهای متعددی را در داخل و خارج کشور برگزار کرده است.
این گروه به سرپرستی محمد حسین درابلو در سال ۱۳۸۰ تشکیل شد و در سال ۱۳۸۳ مقام دوم جشنواره ملی جوان را کسب کرد. شیمشک علاوه بر اجرا در تبریز و سایر شهرهای ایران، سابقه اجرای برنامه در فستیوالهای بینالمللی موسیقی در کشورهای آلمان، سوییس و اتریش را هم دارد.
کنسرت گروه «شیمشک» به سرپرستی محمد حسین درابلو ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه و در ششمین روز از برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر برای علاقه مندان اجرا میشود.
برای دیدن تیزر کنسرت گروه «شیمشک» اینجا را کلیک کنید.

سه شنبه ۲۹ بهمن؛ لذت شنیدن موسیقی ایرانی با یک گروه دانشگاهی
گروه موسیقی «رها» به سرپرستی مهدی تیموری نیز روز سه شنبه ۲۹ بهمن ماه در واپسین روزهای برگزاری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه در برج آزادی میپردازد.
این گروه از سال ۱۳۸۸به سرپرستی مهدی تیموری و با همراهی نوازندگان دانشجوی دانشگاه هنر فعالیت خود را آغاز کرد. برنامههای هنری این گروه با ضبط آلبوم «دورها آواییست» به صورت آنسامبل و با صدای محمد معتمدی ادامه پیدا کرد و اجراهای صحنهای متعددی را روی صحنه برد.
مهدی تیموری، نوازنده نی و آهنگساز در زمینه آهنگسازی و مقطع کارشناسی ارشد این رشته تحصیلکرده است و تاکنون همکاریهای مختلفی در آلبومهای مختلف و در جایگاه نوازنده و اهنگساز داشته است. وی همچنین کنسرتهای بسیاری در فستیوالهای مختلف خارجی برگزار کرده است.
کنسرت گروه موسیقی «رها» ساعت ۲۱:۳۰ روز سه شنبه ۲۹ بهمن ماه در چارچوب سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر روی صحنه میرود.
برای تماشای تیزر کنسرت گروه «رها» اینجا را کلیک کنید.

چهارشنبه ۳۰ بهمن؛ رسیتال زوج موزیسین و پایان اجراهای برج آزادی
پایان بخش کنسرتهای مجموعه برج آزادی در چارچوب سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر اختصاص به کنسرت دوئت «لیرا» به سرپرستی آرش هژیر آزاد دارد.
هسته اصلی گروه «لیرا» را یک زوج موزیسین در سال ۱۳۸۹ تشکیل دادند. این زوج هنری علاوه بر اجراهای دانشجویی، چندین رسیتال پیانو و ویلن در تالار رودکی و جشنوارههای مختلف اجرا و دو آلبوم «تهران-مریخ» (۹۶) و «هشت دقیقه و بیست ثانیه» (۹۸) را نیز منتشر کردهاند.
آرش هژیر آزاد سرپرست گروه و نوازنده پیانو، یگانه حسینی نیا نوازنده ویولن، مهیار طهماسبی نوازنده ویولنسل و عرفان عاصمی نژاد نوازنده درامز اعضای گروه اجرایی «لیرا» در کنسرت پیش رو را تشکیل میدهند.
کنسرت گروه «لیرا» ساعت ۲۱:۳۰ روز چهارشنبه ۳۰ بهمن ماه در مجموعه برج آزادی تهران برگزار میشود.
برای تماشای تیزر کنسرت «لیرا» اینجا را کلیک کنید.

سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به ریاست محمد اله یاری (مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، دبیری شاهین فرهت از چهارشنبه ۲۳ بهمن تا روز چهارشنبه ۳۰ بهمن در تالار وحدت، تالار رودکی، بنیاد آفرینشهای هنری هنری نیاوران، تالار سوره حوزه هنری، مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی و سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی میزبان مخاطبان خواهد بود.
این در حالی است که ۸۲ گروه موسیقی در بخشهای موسیقی دستگاهی، نواحی، کلاسیک، بینالملل، پاپ، ارکسترال، تلفیقی، بانوان، کودک و نوجوان با ۹۰ اجرا در ۸۰ نوبت به اجرای برنامه میپردازند.
سینماپرس: تاریخ اکران جدید فیلم سینمایی «شکار» به کارگردانی کریگ زوبل اعلام شد.
به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، فیلم سینمایی «شکار» محصولی از کمپانیهای بلوم هاوس و یونیورسال در ژانر اکشن و هیجانانگیز، بالاخره راه خود را به سینماها پیدا کرد و در تاریخ ۱۳ مارس (۲۳ اسفند) اکران میشود. این فیلم پیش از آنکه به سینماها بیاید، جنجال برانگیز شده بود.
این فیلم سینمایی داستان گروهی از نخبگان ثروتمند را روایت میکند که مردم عادی را برای سرگرمی شکار میکنند. قرار بود اواخر ماه سپتامبر اکران شود؛ اما استودیوی سازنده این فیلم در پی حوادث تیراندازی مرگباری که در تگزاس و کالیفرنیا رخ داد، کمپین تبلیغاتی این فیلم را تعلیق کرد و در نهایت برای مدتی از اکران آن منصرف شد.
پیش از آنکه این فیلم سینمایی بایگانی شود، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در صفحه رسمی خود از این فیلم انتقاد کرده بود.
اگرچه او از این فیلم نامی نیاورد، اما در توئیت خود نوشت: «هالیوود لیبرال در بالاترین سطح از نژاد پرستی، خشونت و نفرت قرار دارد. آنها به خودشان نخبه میگویند در حالی که اینگونه نیست. فیلمی قرار است به سینماها بیاید که برای ملتهب کردن اوضاع و ایجاد هرج و مرج ساخته شده است.»
فردای روزی که ترامپ این واکنش را نشان داد، اعلام شد که اکران فیلم شکار به حالت تعلیق در آمده است.
یونیورسال به تازگی تیزر جدیدی از این فیلم سینمایی را به همراه یک پوستر منتشر کرده که روی آن نوشته شده: فیلمی که در سال گذشته بیشترین صحبت راجع به آن شده بود را هنوز کسی ندیده است.

«شکار» داستان ۱۲ فرد غریبه است که به صورتی مرموز از خواب بیدار و متوجه میشوند که ربوده شده اند. این فیلم سینمایی که به کارگردانی کریگ زوبل ساخته شده، توسط دیمون لیندلف خالق سریال «نگهبانان» و نیک کروز نویسندگی شده است.
سینماپرس: احمدعلی راغب یکی از اصلیترین آدمهایی است که چیزی به نام «سرود و موسیقی انقلاب» را در سالهای پس از انقلاب بر سر زبانها انداخت، او در کتابش “بانگ آزادی” حاشیههای جالبی از چگونگی ساخت سرودهای انقلابی معروف بیان کرده است.
به گزارش سینماپرس، هیچ ایرانی نیست که اثری از آثار احمدعلی راغب را نشنیده باشد. نسل دهه شصتیها با آواها و نواهای او بزرگ شده است. از سرود «مدرسهها وا شده»، «بابا خون داد» و «همشاگردی سلام» تا قطعات ارکسترال «بانگ آزادی» و «شهید مطهر» و «آمریکا ننگ به نیرنگ تو» بگیرید تا تصنیف «خجسته باد این پیروزی» و «ظفر مبارک» و بعدها تا اولین آلبوم موسیقی پاپ بعد از جنگ مثل «رقص گلها» و قطعاتی مثل «گل میروید به باغ» و «بیا به امداد ناتوانان» و…. میتوان گفت راغب، یکی از اصلیترین آدمهایی است که چیزی به نام «سرود و موسیقی انقلاب» را در سالهای پس از انقلاب بر سر زبانها انداخت.
انتشارات راهیار همزمان با چهل و یکمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی کتاب «بانگ آزادی» روایت زندگی و فعالیتهای احمدعلی راغب را در 392 صفحه با گفتوگوهای مهدی چیتساز و مرتضی قاضی و به قلم محسن صفاییفرد منتشر کرده است.
این کتاب زندگی راغب را از دوران کودکی و نوجوانی در بندر انزلی و بعدها حضور در تهران را در هفت فصل روایت کرده است. فصل پایانی «بانگ آزادی» به تصاویر و اسناد مرتبط با فعالیتهای احمدعلی راغب اختصاص دارد. همچنین خواننده کتاب، میتواند با اسکن کدهای درجشده، سرودها و ترانههای بهیادماندنی ساختهشده توسط احمدعلی راغب را بشنود.
راغب در بخشی از این کتاب به بیان خاطراتی از چگونگی ساخت سرودهای انقلابی معروف و حواشی پیشآمده پرداخته است: بخشی از خاطرات او به شرح ذیل است:
این بانگ آزادی است…
اولین کار گروه بانگ آزادی بود. این سرود را خودمان به خودمان سفارش دادیم. برای اینکه از شعارهای مردم استفاده کنیم، آنها را ثبت میکردیم، این شعار برای زمانی است که مردم شبها روی پشتبامها الله اکبر، خمینی رهبر میگفتند. همان زمان بود که احساس کردم باید شعارهای مردم را وارد موسیقی کنیم، به همین منظور در یکی از دیدارهای حضرت امام با گروهی از مردم ساری که به تهران آمده بودند همراه شدم… جمعیت 5000 نفرهای از مازندران به دیدار امام آمده بودند از میدان ژاله دور میزدند که از آبسردار بروند به طرف مدرسه رفاه تا حضرت امام را ببینند، شعار الله اکبر، خمینی رهبر را با لحن آهنگین و سوز خاصی میگفتند، زنها و مردها به صورت سوال و جوابی شعار معروف الله اکبر خمینی رهبر را میگفتند متوجه شدم که انگار حالت شعار دادنشان لحن و ملودی خاصی دارد، صدای آن جمعیت انبوه درست عکس هم حرکت و به نت واحد میرسید انگار یک آهنگساز آن را ساخته است…
بعد از مدتی که با آقای سبزواری بیشتر آشنا شدم یک روز به ایشان گفتم مردم شعاری دارند من میخواهم روی آن موسیقی بگذارم وقتی کمی از آن را برایش خواندم دیدم ایشان تأمل کوتاهی کرد و گفت این که همان بانگ آزادی من است و به سرعت توی کیف چرمیاش گشت و یک کاغذ بیرون آورد:
این بانگ آزادیست، کز خاوران خیزد
فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد…
شعر را خواندم و به آقای سبزواری گفتم شعر کمی طولانی است، گفت چقدر از آن را میخواهی؟ گفتم سه بند را میخواهم که اول وسط و آخر هر بند شما بتوانم ملودی «الله اکبر، خمینی رهبر» خودم را بگنجانم و در چارچوب همین موسیقی هم باشد. ایشان گفت خیلی خوب، امسال حضرت امام بعد از عید نوروز میخواهد پیام بدهد تو میتوانی این اثر را طوری بسازی که بعد از پیام حضرت امام پخش شود و دوباره سرود شاهنشاهی پخش نشود؟ ما تقریباً دو ساعت درباره این سرود صحبت و آن سه بند را انتخاب کردیم. این اتفاق در اواخر اسفند سال 58 افتاد، چون اثر برای نوروز 59 آماده میشد. من همان شب این سرود را به خانه بردم تا نزدیک صبح بیدار بودم و ملودیاش را ساختم همان سرود معروف بانگ آزادی شد که الان بعد از هر اخبار نیمروزی از رادیو پخش میشود، چون سرود رسمیتر و قویتر بود، میخواستم با گروه کر تالار وحدت هماهنگ شود وقتی با آنها تماس گرفتیم ابتدا خیلی استقبال کردند و گفتند ما مشتاقیم با شما همکاری کنیم، حتی چند سرود داریم که دوست داریم با همکاری شما ضبط کنیم، خدا را شکر کردم که بدون درگیری قرار شده با هم همکاری کنیم… موقع اجرای سرود که رسید گروه کر تالار وحدت دست ما را در پوست گردو گذاشت، وقتی مجدد تماس گرفتیم گفتند شما واقعا باور کردهاید که ما با شما همکاری میکنیم؟ اگر ما این کار را بکنیم که فردا نمیتوانیم چشم در چشم اعلیحضرت شویم. من هم که دیدم آنها بعد از این همه مدت هنوز در توهمات خودشان سیر میکند و از طرف دیگر بچههای گروه را دعوت کرده بودم و ارکستر را هم گرفته بودم و آقای گلریز هم شعر را خوانده بود تصمیم گرفتم در یک تراک همه را با هم جمع کنم و کار را اجرا کنم. اثر را تنظیم کرده بودم بچهها آن را با فواصلی که میگفتم خواندند. صدابردار کمی صداها را با هم هماهنگ و تنظیم کرد و هر طور بود ضبط شد.

چه کسانی مخالف این بودند که این بانگ آزادی سرود ملی شود؟
آقای مجید حداد عادل گفتند میخواهم این کار را برای آقای بهشتی ببرم. شهید بهشتی، رئیس دیوان عالی کشور و همزمان رئیس شورای انقلاب بود. گفتم کیفیت خوبی ندارد از روی کاست کپی گرفتهایم. حداقل نوار ریل را ببرید. گفت نه، اصلاً قضیه کیفیت مطرح نیست؛ ایشان میخواهد خودش گوش کند. گفتم برای چه؟ مجید حداد گفت میخواهم این اثر، سرود ملی بشود!
جا خوردم و گفتم آقای حداد این کار اصلاً برای سرود ملی مناسب نیست! سرود ملی قانون دارد و تعریف شده است. اولاً نباید از 60 ثانیه بیشتر باشد، ثانیاً باید اورتور داشته باشد. در سرود ملی ابتدای گروه پرکاشن میزنند و بعد موسیقی اجرا میشود … گفت نه من هم این را میخواهم ببرم، نترسید اتفاقی نمیافتد، کاست سرود را با خودش برد.
شب زنگ زده و گفت، آقای بهشتی خیلی تشکر کردند، گفتند بعد از پیام حضرت امام در نوروز این سرود برای اولین بار پخش میشود، فعلا آن را پخش نکنید. گفتم راست میگویی؟ گفت بله دروغ چرا؟ حالا خودت بعدا خواهی دید. پیام امام در فروردین 59 که تمام شد یکهو اورتور اجرای ما شروع شد، جالب این بود که بدون اینکه اصلاً ما از متن پیام امام باخبر باشیم مضامین اشعار سرود با پیام ایشان منطبق بود، در واقع این آقای سبزواری بود که خودش را با این پیام منطبق کرده بود. وقتی سرود برای اولین بار پخش شد، بسیاری از مردم به احترام این سرود ایستادند و تصور میکردند که سرود ملی است. اولین مخالف اینکه سرود بانگ آزادی سرود ملی باشد، من بودم و دومین مخالف هم آقای خامنهای. ایشان متوجه بودند که این سرود نمیتواند ملی باشد.
در نهایت سرود به دو شکل ضبط شده که همان بود که ضرب الاجلی با گروه کر ضبط کردیم و دیگر به صورت کاملاً تنظیم شده ضبط شد و مجتبی میرزاده بعدا آن را در ارکستر بزرگتر و وسیعتری با گروه کر اصلی تدوین کرد. پنچ اثر من در یونسکو ثبت شده است که بانگ آزادی مهمترین آنهاست.
راغب درباره ماجرای ساخت سرود معروف ای مجاهد شهید مطهر نیز چنین گفته است:
مدتی بعد از واقعه ترور شهید مطهری به ما ابلاغ شد که به مناسبت سالگرد شهادت ایشان سرودههای عاطفی و اثرگذار و جذاب تولید کنید، می بایست همه مبانی ساخت سرود مارشگونه و حماسی را رعایت میکردیم و در عین حال سرودی عاطفی، جذاب و مردم پسند تولید میکردیم، … مجید حداد کمی در این باره با من صحبت کرد، دو کتاب به من داد و گفت اینها از نوشتههای شهید مطهری است، اینها را بخوان چون باید واقعیت شهید مطهری را بشناسی و بدانی داری برای چه کسی اثر تولید میکنی. سرود شما باید تبلیغ اندیشه، تفکر، میزان سواد، معنویت و روحانیت این شخص باشد. دست به قلم بودن او باید مطرح شود… سبزواری هم توی اتاق حداد بود، کمی راجع به ایشان صحبت کرد و باید چنین اثری با کیفیت عالی ساخته شود ایشان استاد همه ما و از شاگردان ممتاز حضرت امام بودند… سبزواری با این حرف چنان کوه عظیمی در مقابل من گذاشت و مرا به استرس و نگرانی انداخت که پیش خودم گفتم حالا من چطور باید چنین اثری بسازم؟ برای اینکه فشار روانی به من وارد نشود با سبزواری قرار گذاشتیم که به او زنگ نزنم و او هم به من زنگ نزند.
مرحوم شاهرخی و مهرداد اوستا در شناخت آقای مطهری خیلی به من کمک کردند. مثلا آقای شاهرخی یکی دو نوار کاست داد من مصاحبه آقای مطهری را گوش کرده بودم ولی سخنرانی ایشان شنیده بودم. یکی از آنها نوار سخنرانی در یکی از شهرهای مازندران و نوار دیگر مطالبی درباره دوران پهلوی و مسائل خاندان پهلوی و دربار بود. اطلاعات خوبی کسب کردم. برای هیچ شخصیتی این همه اطلاعات جمع آوری نکرده بودم شیفته شخصیت این شهید شده بودم. کتابهایش را هم که خواندم دلم میخواست این اثر اتفاق بیفتد، مدام روز و شب بدون شعر همینجوری برای خودم زمزمه میکردم تخیل میکردم که سبزواری قرار است چه شعری بگوید.
…دوشنبه روزی بود که حدود ساعت 4 بعد از ظهر با آقای سبزواری به دفتر آقای حدادعادل رفتیم، آقای سبزواری گفت آقا مجید من شعر را آوردم، 70 بیت است، گفتم خب، اینکه اصلاً یک سمفونی میطلبد، چطور است، یک اپرا برایش بسازیم! ایشان گفت نه از بینش انتخاب میکنیم، بیست بیتش را علامت زدهام، گفتم زیاد است و بیست بیت برای سه سرود است، ایشان گفت این سرود باید خیلی وسیع و گسترده باشد… ما مشغول بحث بودیم که آقای حداد گفت خیلی خوب، شعر را بخوان آقای سبزواری از همین جا شروع کرد و خواند:
این مجاهد شهید مطهر
مرتضی را چو آیین مطهر
ای شهید ره حکمت و علم
خون تو حافط دین و دفتر…
مطلع شعرشان همین بود، همینطور ادامه دادند. من هم داشتم گوش میدادم. همینطور که بیت به بیت شعر را گوش میکردم چیزی در ذهنم به وجود میآمد، مخصوصا جایی که ایشان با حرارت میخواند، من هم با حرارت آن اوج موسیقی را که در ذهنم بود با خود مرور میکردم.
ایشان تا آخر شعر را خواند. گفتم آقای سبزواری یک لحظه شعر را به من بدهید، صفحه اولش را آوردم و همین ملودی سروده فعلی را در آن واحد در همان جلسه روی کلامش خواندم.
من همینطور خواندم و ادامه دادم تا به آن اوج موسیقی رسیدم طوری که حدادعادل گفت شما دیشب با هم بودهاید! خب بگویید دیگر گفتم نه آقا، من دیشب ایشان را ندیدهام و باهم تماسی نداشتیم و اصلاً اطلاع نداشتم که ایشان شعر آماده کردهاند؛ دارم فیاللبداهه میخوانم. ایشان گفت تو داری همان نسخه اصل را میخوانی، آن آهنگ باید همین باشد. گفتم آقا این یک جورهایی آهنگ نوحه است آقا مجید گفت هرچه هست همین است. حدادعادل تا آخر شب مرا نگه داشت و شعر را با همان ملودی آماده کردیم، ایشان خودشان هم گاهی اوقات در مواقعی میخواندند مجید به من گفت چقدر اینها با هم جفت هستند، انگاری موسیقی برای شعر است و این شعر هم برای همین موسیقی. گفتم تا این به موسیقی تبدیل شود خیلی کار دارد…
همه بحر عروضی، فاعلن فاعلن فاعلاتن بود، جز یک جا که مجبور بودم آن ملودی را با کلامی که در جای دیگری میآمد تکرار کنم. در ادامه شعر از زبان حال حضرت امام بیان میشد که:
حاصل عمر من رفت از دست
پاره قلب من رفته از بر
و بعد هم کلام با موسیقی فرود میآید، قسمت اوج موسیقیام کاملاً روی اوج نشسته بود، موزیکی که روی شعر گذاشته بودم به صورت پاساژگونه اوج میگرفت و بالا میرفت تا به نتی میرسید که باید قسمت اوج کلام خوانده میشد. از قضا بر سر این قسمت موسیقی حرف و حدیثهای زیادی داشتیم چون تمام بزرگواران این قسمت موسیقی را قبول نداشتند و میگفتند مثل آهنگهای کنسرتهای گلهای دوران شاهنشاهی است در صورتی که این طور نبود و در کل آهنگ من نوعی پاساژ ملودی بود که پرده پرده اوج میگرفت در واقع میخواستم تو اوج احساسات مردم را نشان دهم …
…در نهایت تصمیم بر این شد که قبل از ضبط خواننده، آهنگ را نیم پرده پایین بیاوریم دوستان گفتند تنها جایی که میشود موسیقی را بدون تغییر کوک و بالا و پایین رفتن اجرا کرد استودیو بل است، آنجا دستگاهی است که رادیو و تلویزیون نمونهاش را ندارد، قرار شد برویم استودیوبل و آنجا آهنگ این سروده یک پرده پایینتر بیاوریم تا آقای گلریز که کمی سرما خورده بود بتواند با همان صدای خشدار بخواند. مسئولیت نظارت بر ضبط صدای خواننده را هم آقای شهبازیان تقبل کرد.
گلریزخودش را بست به آب لیمو شیرین! چون خانه آقای گلریز به خانه ما نزدیک بود ایشان را به خانه دعوت کردم. در خانه با او تمرین کردم تا موقع ضبط وقت کمتری گرفته شود و ایشان حس و حال کار را بهتر بفهمد و بداند چطور پیاده و صداسازی کند. من کاستی از ایشان داشتم که آن را در خانه با دستگاه کوچک خودم ضبط کرده بودم کاست را بهش داده بودم تا با آن تمرین کند. توی خانه ما آنقدر زیبا میخواند که حد نداشت با خودش هم که تنها بود زیبا میخواند، جوری که پدر خدا بیامرزدشان که مداح بودند زنگ زدند و گفتند آقای راغب چه ساختهاید؟ ما نمیتوانیم تا آخر گوش کنیم اشکمان را درمیآورد، این چیست؟ از کجا آمده؟ گفتم والا من هم دنبال آدرسش میگردم…
راغب در بخش دیگری از کتابش گفته است: «روز شهادت شهیدمطهری، مصادف با سالروز تولد من است دوازدهم اردیبهشت به دنیا آمدهام، ایشان هم دوازدهم اردیبهشت شهید شدند. دوازده اردیبهشت برایم کارسازترین روز بود، چراکه سرودی برای آن روزساختم که الان کل موسیقی ما را به اینجا رسانده است. البته عدهای در موسیقی به بیراهه رفتهاند، ولی به نظرم در رسیدن به جاده اصلی موفق بودهایم. آن روز، تاریخ زندگی هنریام ورق جدیدی خورد. احساس کردم باری را که روی دوش داشتیم، به مقصد رساندهایم و دیگر میتوانیم نفس راحتی بکشیم.»
*تسنیم

سینماپرس: بازیگر سر تراشیده «دوزیست» بعد از سریال «نفس» جلیل سامان و پخش نسخه سریالی «ایستاده در غبار» حالا با سه سریال دیگر به تلویزیون میآید.
به گزارش سینماپرس، بازیگری از خوی که با سینما و آثار محمدحسین مهدویان، شناخته شد؛ البته که پیش از آن کارگردان تئاتر بود و روی صحنه میرفت. از فیلمهای “هادی حجازیفر” میتوان به ایستاده در غبار، ماجرای نیمروز، لاتاری ، به وقت شام اشاره کرد که در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر هم با “آتابای” نیکی کریمی و “دوزیست” برزو نیکنژاد دیده شد. در سریال “نفس” جلیل سامان نقشآفرینی کرد و “ایستاده در غبار” سینماییاش در قالب نسخه سریالی هم به نمایش درآمد. حجازیفر قرار است به زودی با سه سریال تلویزیونی به آنتن شبکههای سیما برسد.
این بازیگر سینما و تلویزیون در مورد سه سریال تلویزیونیاش به تسنیم، گفت: در سه فیلم تلویزیونی بازی میکنم؛ “دوپینگ” رضا مقصودی، “زیرخاکی” جلیل سامان و سریال “کلبهای در ماه” مرجان اشرفیزاده؛ از کار کردن در تلویزیون میترسیدم چرا که مخاطبین گستردهای دارد و شناختهشدن در این سطح برایم جذاب نیست. سختیها و عوارض خودش را دارد؛ با این حال دل را به دریا زدم و کار کردن در تلویزیون را انتخاب کردم.
* مجموعه تلویزیونی رمضانی شبکه سه به کارگردانی مرجان اشرفیزاده برای پخش در ماه رمضان آماده میشود. “دوپینگ” نام سریال دیگری است که رضا مقصودی میسازد؛ این مجموعه تلویزیونی قرار است برای پخش در نوروز ۱۳۹۹ آماده شود. سریال “زیرخاکی” ساخته جدید جلیل سامان تصویربرداری فصل اولش را به پایان رسانده است. هادی حجازی فر بازیگری که در اولین تجربه تلویزیونیاش مقابل دوربین سریال “نفس” به کارگردانی جلیل سامان رفته بود در دومین تجربه همکاری با جلیل سامان مقابل دوربین سریال زیرخاکی رفت.
حجازیفر درباره دو فیلم “دوزیست” و “آتابای” افزود: خوشحالم که دو اثر “آتابای” و “دوزیست” مورد توجه قرار گرفته است. طبعاً حضورم با فیلم “آتابای” پررنگتر است چرا که علاوه بر بازی فیلمنامه را نوشتم و همچنین این فیلم در شهر من فیلمبرداری شده است. فیلم به زبان ترکی است؛ خیلی نگران بازخوردها بودیم اما خدا را شکر اتفاقات خوبی رخ داد و خیلیها فیلم را دوست داشتند و به من پیام میدادند.
وی درباره نقش متفاوتش در “دوزیست” خاطرنشان کرد: وقتی فیلم “دوزیست” به من پیشنهاد شد، در ابتدا اصلاً نمیدانستم که قرار است چه اتفاقی بیفتد اما با صحبتهایی که با آقای نیکنژاد داشتیم به این کاراکتری که در فیلم است رسیدیم. در این فیلم شیوه بازی من و باورم به گونه دیگری است اما این ریسک را پذیرفتم و بازی کاملاً تکنیکال را داشتم که خوشبختانه مورد توجه نیز قرار گرفت.
این بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به فیلم “درخت گردو” اثر جدید محمدحسین مهدویان گفت: محمدحسین مهدویان به دنبال کارهای سخت و پیچیده است. انرژی زیادی دارد و تهیهکنندههای زیادیاند که دوست دارند با او کار کنند و خوشحالم که او بخشی از دغدغههایش را میسازد. طبعاً تاریخ معاصر بخش مهمی از زندگی، شخصیت و هویت ما را شکل داده و متأسفانه به علت تعدد حوادث اصلاً نمیرسیم بعضی از این اتفاقات را تحلیل کنیم و به راحتی دچار فراموشی تاریخی میشویم. به نظرم هر اثری که بتواند تاریخ کشورمان را ثبت کند اتفاق بسیار مهمی است و به همین دلیل برای او آرزوی موفقیت میکنم. خوشحالم که فیلمش دیده میشود و مورد استقبال قرار میگیرد.
حجازیفر در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که جای چه چیزی در سینما خالی است گفت: واقعاً در جایگاهی نیستم که بتوانم تحلیلی ارائه بدهم اما فکر میکنم جای قومها و زبانهای مختلف در رسانهملی ما خالی است. فکر میکنم که زبانها و لهجههای مختلف میتواند به غنای فرهنگی ما کمک کند که تاکنون از آن بینصیب بودم. امیدوارم که اتفاقات خوبی رخ بدهد و عقبماندگی تاریخی خود را جبران کنیم.
او تأکید کرد: بخشی از بایدها و نبایدها از درون خود هنرمندها بیرون میآید؛ هنرمندی که در ارتباط با جامعه است و از آن تأثیر میگیرد. این مسئله در بعضی کارها وجود دارد و در بعضی دیگر نه و نمیتوان خیلی خرده گرفت. امیدوارم که حال عمومی جامعه بهتر شود و شک نداشته باشید که این مسئله در فیلمهایمان نیز وارد میشود.
حجازیفر درباره کارگردانیاش، افزود: چند طرح وجود دارد که در حال بررسیایم و هنوز به نتیجه نرسیدهاند.