سینماپرس: نتیجه شمارش آرای فیلم های نمایش داده شده در روز چهارم جشنواره فیلم فجر ۱۵ بهمن ماه توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
به گزارش سینماپرس، نتیجه شمارش آرای فیلم های نمایش داده شده در روز چهارم جشنواره فیلم فجر ۱۵ بهمن ماه توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
فیلمهای آبادان یازده ۶۰، دوزیست، شنای پروانه، روز بلوا، مغز استخوان، خوب بد جلف۲، درخت گردو، روزصفر و خروج، ۹ فیلم برتر آرای تماشاگران سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تا روز ۱۵ بهمن ماه اعلام شده است. لازم به توضیح است فهرست فیلمها بدون اولویت است.
سینماپرس: محمدحسین مهدویان در نشست خبری «درخت گردو» که با حضور عوامل و بازیگران فیلم برگزار شد، گفت: سعی کردم فیلمی بسازم که در عین حال که ملی است نقد شیوههای حکمرانی در آن وجود دارد. از جمله حواشی امروز حضور مهران مدیری با عینک دودی در زمان پخش فیلم و همین طور برگزاری نشست بود.
به گزارش سینماپرس، نشست خبری فیلم سینمایی «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان با حضور کارگردان، ابراهیم امینی و حسین حسنی (فیلمنامهنویسان)، سیدمصطفی احمدی (تهیهکننده)، مینو شریفی، مینا ساداتی، مهران مدیری (بازیگران)، هادی بهروز (مدیر فیلمبرداری)، حبیب خزاییفر (موسیقی)، بهزاد جعفری (طراح صحنه و لباس)، ایمان کرمیان (جلوههای ویژه میدانی)، امین پهلوانزاده (جلوههای ویژه بصری) و خسرو نقیبی (منتقد) با اجرای محمدرضا مقدسیان عصر امروز سهشنبه پانزدهم بهمنماه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
مهدویان در ارتباط با دشواری کارگردانی و فضاسازی «درخت گردو» توضیح داد: این فیلم نسبت به فیلمهای قبلیام از چند جهت دشواریهای بیشتری داشت. زبان، فرهنگ وجغرفیای فیلم برای من ناآشنا بود و باید این آشنایی صورت میگرفت. کارکردن با سه بچه کوچکی که بازیهای سختی هم داشتند از این جهت سخت بود که باید به لحاظ فیزیکی و روحی مراقبت میشدند. همچنین گریم بازیگران جزو چالشهای فیلم بود. ما در صحنههایی که حیوانات را نشان دادیم از دامپزشکانی استفاده کردیم که بدون آسیب زدن به حیوانات صحنههای باورپذیر شیمیایی شدن را به تصویر بکشیم. سعیمان بر این بود که عمق فاجعه را بتوانیم روی پرده سینما به تصویر بکشیم.
او درباره حضور پیمان معادی و مهران مدیری در فیلم توضیح داد: فیلم موضوعی انسانی دارد که فراموش شده اما میتواند در جوامع بینالمللی نمایش داده شود و کارکرد مثبتی داشته باشد. حضور پیمان معادی به عنوان یک بازیگر بینالمللی میتواند به این مهم کمک کند. لهجه فیلم از نکاتی بود که پیمان درباره آن نگران بود ما در حین فیلمبرداری بسیار به درآمدن لهجه توجه داشتیم و نتیجه قابل قبول از آب درآمد.
مهران مدیری در ابتدا به بازماندگان حادثه سقوط هواپیما تسلیت گفت و جای پیمان معادی را خالی کرد و بیان داشت: من در سال ۶۶ در سردشت حضور داشتم و تقریبا بخش بزرگی از این اتفاقات را از نزدیک دیدم. دوستی من با کارگردان، تهیهکننده، پیمان و همچنین موضوعی که خاطرات بسیاری را برای من زنده کرد در کنار اینکه من عاشق مردم مهربان و آدم حسابی کٌرد هستم دلایلی بودند که نمیتوانستم در فیلم حضور نداشته باشم. دوست داشتم به کسانی که در دوران جنگ با مهربانی میزبان ما بودند ادای دین کنم.
احمدی تهیهکننده این فیلم گفت: با کمک پیمان معادی و محمدرضا مهدویان به این نتیجه رسیدیم که از بازیگران حاضر در این فیلم استفاده کنیم. همچنین درباره کمک ۸۸ میلیونی از فروش فیلم به سیلزدگان سیستان و بلوچستان باید بگویم که به نیت امام رضا بوده است و واقعا از دلیل این حاشیهها که در این باره گفته شده اطلاع ندارم.
خسرو نقیبی (منتقد) هم درباره فیلم «درخت گردو» گفت: نکته مهم درباره این فیلم این است که با فیلمسازی به نام محمدحسین مهدویان طرف هستیم که علاوه بر ساخت ۵ فیلم سینمایی کارش را با مستندنمایی شروع کردهاست. این فیلمساز با این پیشینه درام را به خوبی میشناسد و هربار که درام را در کارهای خود پر رنگتر میکند موفق است. چشمان خیسی که بعد از تماشای درخت گردو دیدید به خاطر درامنمایی این کارگردان در فیلم است. او فیلماش را با بازیگران ناشناس نمیسازد و به مخاطب احترام می گذارد.
مینا ساداتی درباره دلیل حضورش در فیلم «درخت گردو» عنوان کرد: به نظرم مهدویان کارگردان شجاعی است. به خاطر داستان انسانی فیلم، دوست داشتم در آن حضور داشته باشم. سالها بود به مسائل کردها پرداخته نشده بود. فکر میکنم کردها هنوز همان وضعیتی را دارند که ۳۰ سال پیش داشتند.
او افزود: تعدد لوکیشن و دیگر چالشها از جمله کار کردن با آقای مهدیان که به بازیگر نمیگوید چه باید کند و او باید خودش را در جریان فیلم پیدا کند، از جمله جذابیتهای این فیلم برایم بود.
مینو شریف دیگر بازیگر فیلم درباره حضورش در «درخت گردو» گفت: این فیلم اولین فیلم سینمایی من بود. خیلی خوشحالم که با این فیلم، کار حرفهایام را شروع کردم. فضای کاری مهدویان ساده نیست زیرا بازیگر همیشه باید متمرکز باشد. از تک تک بازیگران و آقای مهدویان تشکر میکنم که راه را به من نشان دادند.
او بیان این که اصالتا کرد است افزود: من میدانم فیلمهایی که با این زبان یا با موضوع کردها ساخته میشوند معمولا دیده نمیشوند یا سرمایهگذار پیدا نمیکنند. کاراکتر مریم یک زن جوان سردشتی بود و تمام تلاشم را کردم این نقش را درست بازی کنم. درست است که کرد هستم اما یادگیری این زبان سخت بود. اولین برخورد من با زبان کردی در ۱۹ سالگی بود اما باید این را بگویم که لهجه کردی شهر به شهر و روستا به روستا با یکدیگر فرق دارد. روز اولی که بچههای فیلم را دیدم متاسفانه آنها اصلا حرف ما را متوجه نمیشدند و نیاز به مترجم داشتند.
در ادامه نشست، مهران مدیری با اشاره به چالشهایی که در طول ساخت فیلم با آنها رو به رو شده بود گفت: ما صبح زود بیدار میشدیم و بیدار شدن در آن ساعت برای من فاجعه بود، چندبار ساعت ۶ صبح حرکت کردیم و به سنندج رفتیم و ساعتها در راه بودیم. همچنین در مسیر پنج ساعت در راه بودیم، به بهانههای مختلف به بانه میرفتیم و عذاب میکشیدیم.
حبیب خزاییفرهم درباره ساخت موسیقی «درخت گردو» توضیح داد: تحقیقات مفصلی درباره موسیقی کردستان کردم و درنهایت به این نتیجه رسیدم که باید از این آهنگها استفاده کنم. همچنین برای موسیقی این فیلم از آهنگسازان بومی کرد استفاده کردم.
پیمان معادی بازیگر اصلی این فیلم طی تماس تلفنی در این جلسه مشارکت کرد و درباره حضور خود در این فیلم گفت: سیمرغ و بازتاب بینالمللی برایم اهمیتی ندارد؛ زیرا این فیلم بسیار مهمتر از این حرفهاست. محمدحسین مهدویان را سالهاست میشناسم و میدانستم چقدر سینما را میشناسد. در طی ساخت فیلم فهمیدم عوامل این فیلم مدتهاست با هم همکاری میکنند و یک همدلی خاصی داشتند. او گروه فوقالعاده ای دارد. این فیلم مهمی است. من این فیلم را عاشقانه بازی کردم و امیدوارم مردم آن را دوست داشته باشند. او افزود: از تمام اظهار لطفهایی که تا امروز به به من شده تشکر میکنم.
مهدویان در بخش دیگری از نشست درباره پیمان معادی تصریح کرد: از راه دور به پیمان معادی سلام میکنم. در طول ساخت فیلم به او فشار زیادی وارد شد. او چند روز در بیمارستان بستری شد و به کمک قرص و آمپول در صحنه فیلمبرداری حاضر میشد. پس فکر نکنید این فیلم الکی ساخته شده است.
هادی بهروز (مدیرفیلمبرداری) درباره شیوههای فیلمبرداری این فیلم گفت: تمام اتفاقات باعث شد که برای هر دههای که فیلم در آن روایت میشود فرمت خاصی استفاده شود که مخصوص آن دهه باشد. تجربه بسیار جذاب و جدیدی برای من بود و خوشحالم که در این فیلم حضور داشتم.
ابراهیم امینی (فیلمنامهنویس) هم درباره نقاط منفی و مثبت فیلمنامه «درخت گردو» گفت: ما تجربه کارهای قبلی را داشتیم و در تمام آنها بر مبنای یک داستان واقعی فیلمنامه نوشتیم. در نوشتن یک فیلمنامه واقعی باید اول فهمید که چه اتفاقاتی و چگونه رخ داده است. پس از این مرحله باید نحوه روایت و عرضه آنها را بلد باشیم سپس درباره رویدادها صحبت کنیم زیرا انگیزه انسانها مشخص نیست.
پیمان معادی در بخش دیگری از این نشست گفت: اجازه میخواهم از این فرصت استفاده کنم و از محمدحسین مهدویان بابت انتخاب شجاعانهای که داشت و من را برگزید تشکر کنم همچنین از عبدالله مهربان معلم زبانم در این فیلم ممنونم که برای رسیدن من به نقش قادر بسیار تلاش کرد. از مهران مدیری که حق مطلب را ادا کرد تشکر میکنم. من هم عاشق کردها هستم و از مردم کردستان تشکر میکنم که به من اجازه دادند لباس فاخرشان را بر تن کنم. آنها درهای خانههایشان را به روی ما باز کردند و اجازه بازی و نشان دادن یک دوره زمانی و یک رویداد از مردم ایران را دادند. امیدوارم حق مطلب را ادا کرده باشم و میخواهم سر تعظیم جلوی این مردم که طی سالیان رنج کشیدهاند فرود آورم.
کارگردان فیلم «درخت گردو» در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به سکانس پایانی فیلم که کولبرها نشان داده شدهاند فیلم بعدیتان درباره این قشر خواهد بود، گفت: هنوز درباره موضوع فیلم بعدیام تصمیم نگرفتهام. اما اگر دقت کرده باشید من همیشه درباره موضوعات ملی فیلم میسازم. با «درخت گردو» سعی کردم فیلمی بسازم که در عین حال که ملی است نقد شیوههای حکمرانی در آن وجود دارد. اقلیتهای کشورمان تاوان بسیاری برای وطن دادهاند و همیشه کنار گذاشته شدهاند آنها برای وطن آسیب دیدهاند؛ اما به خاطر اینکه همزبان پایتخت نشینان نبودند کسی توجهی به آنها نکرده است.
او تاکید کرد: ما فیلمسازان میتوانیم فیلمهای ملی بسازیم که در عین حال شیوههای حکمرانی را نقد میکنند.
مهدویان همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه که چقدر فکر میکنید این فیلم موفق بوده گفت: اینکه این فیلم چقدر موفق بوده یا نبوده را من نباید بگویم، طی سالیانی که فیلم میسازم همیشه سعی کردهام نظر منتقدان را بخوانم و به آنها توجه کنم.
ژینا زاهدی بازیگر کودک فیلم «درخت گردو» درباره نقش خود گفت: من در فیلم «درخت گردو» بازی کردم و از بازی در این فیلم بسیار خوشحالم، آقای مهدویان را بسیار دوست دارم و دستش را میبوسم.
ماهان کریمی دیگر بازیگر کودک این فیلم نیز درباره حضورش در فیلم عنوان کرد: در این فیلم نقش «ناصر» را بازی کردم، فیلم درخت گردو را خیلی دوست داشتم و به نظرم بازی در این فیلم اصلا سخت نبود.
مهیا کریمی نیز بازیگر نقش «مالمال» نیز گفت: در این فیلم نقش مالمال را بازی کردم، به نظرم بازی در این فیلم بسیار سخت بود.
سینماپرس: علیمحمدی گفت: فیلم «سینما شهر قصه» برای عاشقان سینما، میتواند جذاب باشد؛ چون مرور میکند کارگردانها و فیلمهای خوبی داشتیم.
به گزارش سینماپرس، کیوان علیمحمدی یکی از کارگردانهای «سینما شهر قصه»، در خصوص چرایی استفاده از بازیگران قدیمی در کنار معرفی چهرههای جدید به خبرنگاران جوان، گفت: من در طی سالهایی که در سینما بودم هیچ زمانی بار منفی نداشته بلکه بازتاب مثبت داشته است تا با این کار بتوانیم شاید قدمی بلندتر برداریم.
وی ادامه داد: این ریسک پذیری و یا شجاعت برای این است که در فضای کلیشهای و ثبت شده حرکت نکنید. به عنوان نمونه اگر قرار است از حامد کمیلی در «سینما شهر قصه» استفاده کنیم دورترین شخصیت از خود او را در نظر گرفتیم. چون در همکاری قبلی با کمیلی در فیلم «گیلدا»، احساس میکردیم توانایی و پتانسیل ورود به لایههای دیگری از بازیگریاش را دارد که برای خودش هم جذابتر است.
علیمحمدی تصریح کرد: همیشه باید با آدمها در جلو و پشت دوربین کار کنید که اشباع نباشند، چون اشباع شدگان هیچ تازگی وارد فیلم نمیکنند. شاید مسئله شان جهان فیلم نیست، اما برعکس اگر با فردی کار کنید که انگیزه داشته باشد، به نتیجه درست در جهان فیلم و آن چیزی که در نظر دارید، میرسید.
این کارگردان درباره نسبت حاشیههای این روزهای سینما با قصه «سینما شهر قصه» گفت: متاسفانه احساس میکنم زیادی غر میزنیم و اینکه نمیخواهیم از چیزهایی که داریم لذت ببریم. ما همین الان باید بدانیم روی شانههای چه کسانی قرار گرفتیم. این سینما یک گذشتهای دارد که این آدمها در شرایط سخت کار کردند و چراغش را روشن نگه داشتند.
وی تصریح کرد: خیلی از فیلمسازان این کشور در شرایط سخت کار کردند؛ در صورتی که میتوانستند کنج خانه بنشینند، غر بزنند، افسرده شوند و مهاجرت کنند. آدمهایی جنگیدند و تلاش کردند تا سینمایی متفاوت داشته باشیم و متاسفانه قدر نمیدانیم و به زحمتشان نگاه نمیکنیم. فیلم «سینما شهر قصه» برای آدمهایی که عاشق سینما هستند، میتواند جذاب باشد؛ چون مرور میکند کارگردانها و فیلمهای خوبی داشتیم و اتفاقا آدمهایی که الان غر میزنند قدر همان آدمها هم ندانستند.
علیمحمدی افزود: ما باید کتاب بخوانیم، فیلم و تئاتر ببینیم، موزیک خوب گوش بدهیم و نمایشگاه نقاشی برویم. من به عنوان یک فیلمساز اگر بتوانم همین کار را به درستی انجام بدهم مطمئن باشید لازم نیست به جاهای دیگری سرک بکشم و درباره هرچیزی نظر بدهم. من اگر بتوانم در کار خودم قدمی بردارم کار بزرگی انجام دادم.
وی در پایان در خصوص دیگر فعالیتهای خود گفت: پروانه ساخت «سوباشی» را گرفتیم که در زبان ترکی به معنی سرکش است و شاید بتوانم بگویم مهمترین سایت راداری ما در زمان جنگ است. این فیلم ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز و با پایان قطعنامه تمام میشود.
سینماپرس: شب سینما امشب ۱۵ بهمن ساعت ۲۲:۳۵ دقیقه به صورت زنده از شبکه ۴ سیما به جشنواره فیلم فجر اختصاص خواهد داشت.
به گزارش سینماپرس، در این قسمت از برنامه امیرحسن ندایی در میز رسانه مهمان میلاد نجفی و مهدی خرمدل است که بررسی حواشی جشنواره فیلم فجر می پردازند. در میز گفت و گوی ویژه همانطور که پیش از این اعلام شده بود، کارگردان برجسته ای حضور خواهد داشت که فیلمی در جشنواره امسال ندارد. هدف این میز بررسی سیاست های جشنواره و خاطرات کارگردان مدعو در جشنواره فیلم فجر است. این قسمت از برنامه مسعود ده نمکی مهمان بزنامه خواهد بود. میز شگفتی های این برنامه که به معرفی کارگردانان فیلم اولی اختصاص دارد متعلق به امیر عباس ربیعی، کارگردان فیلم لباس شخصی و بهمن ارک، کارگردان فیلم پوست خواهد بود. میز نقد این برنامه که با هدف دوری از جریان نقد پیر در سینمای ایران، به دنبال معرفی چهره های جدید در نقد سینمای ایران است در اختیار داوود مرادیان و سعید نیکورزم خواهد بود. شب سینما به تهیه کنندگی و سردبیری سجاد مهرگان ۱۵، ۱۶ و ۱۷ بهمن ماه دارای سه ویژه برنامه زنده از شبکه چهار است. این برنامه کاری از گروه ادب و هنر شبکه ۴ است.
مرتضی اصفهانی» چهره پشتپرده بخش عمدهای از تولیدات سینما و تلویزیون با داستانهای امنیتی که جدیتر از همیشه در فرآیند تولید یک فیلم نقشآفرینی کرده و نامش بهعنوان «نویسنده فیلمنامه» در تیتراژ فیلم آبیار خودنمایی میکرد.
مرتضی اصفهانی که سابق بر آن بیشتر بهعنوان «مشاور امنیتی» پروژههای سینمایی و تلویزیونی شناخته میشد، سابقهای به نسبت طولانی در سینمای ایران دارد و خود نقطه ورودش به سینما را فیلم «ضیافت» ساخته مسعود کیمیایی معرفی کرده است.
طی یک سال گذشته و حتی در روزهای اوج استقبال از فیلم «شبی که ماه کامل شد» در اکران عمومی سینماها، برخلاف روال معمول اما در گفتگوهای رسانهای با عوامل این پروژه سینمایی، همچنان جای «فیلمنامهنویس» خالی ماند و هیچ رسانهای با ایدهپرداز و طراح اصلی داستان فیلم نرگس آبیار گفتگویی نداشت؛ البته نه اینکه رسانهای برای این گفتگو دورخیز نکرده باشد، بلکه این انتخاب اصفهانی است.
ساعد سهیلی در نقش عبدالمالک ریگی
در همان ایام اکران «شبی که ماه کامل شد» بود که خبری به نقل از رئیس سازمان سینمایی منتشر شد که در جمع اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس وعده ساخت «ریگی۲» را نیز داده است. خبری که با تکذیبیه تهیهکننده فیلم نرگس آبیار مواجه شد که تأکید کرده بود ما کاملاً از ساخت چنین پروژهای بیاطلاعیم.
عنصر مشترک فیلم در حال اکران آبیار با پروژهای که حسین انتظامی وعدهاش را داده بود، نه کارگردان و تهیهکننده، که همین مرتضی اصفهانی در مقام ایدهپرداز بود.
«روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان در حالی روز گذشته در سالن اصحاب رسانه جشنواره سیوهشتم رونمایی شد، که نشست خبری این فیلم هم مانند نشست خبری فیلم نرگس آبیار بدون حضور طراح و ایدهپرداز اصلی پروژه برگزار شد. مرتضی اصفهانی البته غایب نبود و ترجیح داد مانند سال گذشته، به جای نشستن در کنار عوامل فیلم، در گوشه سالن بنشیند و واکنش اصحاب رسانه به پروژه تازه خود را نظاره کند.
حضور مشترک مرتضی اصفهانی در دو فیلم «شبی که ماه کامل شد» و «روز صفر» که هر دو با پروداکشن ویژه و با محوریت «پرونده عبدالمالک ریگی» به سرانجام رسید از نکات قابل توجه این دو فیلم است؛ دو فیلمی که دور از انتظار نیست در دورههای آتی جشنواره فیلم فجر شاهد رونمایی از قسمت سوم آن نیز باشیم تا سهگانه «ریگی» در سینمای ایران کامل شود؛ مرتضی اصفهانی برای قسمت سوم سراغ کدام کارگردان خواهد رفت؟
فیلم روز؛ آبادان یازده ۶۰
«فرکانس یازده ۶۰» عنوان کتابی به قلم فضلالله صابر است که دستمایه تنها فیلم اقتباسی جشنواره سیوهشتم فیلم فجر قرار گرفته است. «آبادان یازده ۶۰» را مهرداد خوشبخت براساس این کتاب که در واقع مجموعهای از خاطرات و روایتهای شفاهی کارمندان رادیو آبادان در مقطع ۴۰ روز ابتدایی آغاز جنگ تحمیلی است، کارگردانی کرده است. فیلمی که میتوان آن را تنها نماینده «سینمای دفاع مقدس» در ویترین جشنواره سیوهشتم هم دانست، فیلمی که مستقیما سراغ «روایت جنگ» رفته و قرار نیست در حاشیه و پس زمینهاش اشاراتی هم به تبعات جنگ داشته باشد.
مهرداد خوشبخت در نشست رسانهای «آبادان یازده ۶۰»
با این پس زمینه، شب گذشته و در سومین سئانس اکران فیلم در پردیس سینمایی ملت به تماشای فیلم «آبادان یازده ۶۰» نشستیم. فیلمی که امضای سازمان رسانهای «اوج» هم بر پای آن بود و همین نکته هم انتظارمان را آن بیشتر میکرد. با این حال آنچه روی پرده به تماشای آن نشستیم، چیزی از جنس همان فیلمهای کلیشهای و غیرسینمایی سالهای نهچندان دور در حوزه دفاع مقدس بود!
اگر مقایسهای میان جذابیت و ظرفیت داستانی ایده محوری فیلمها با آنچه بر پرده سینما شاهد بودیم داشته باشیم، بیتردید «آبان یازده ۶۰» را میتوان «هدر شدهترین» فیلم جشنواره امسال تا به امروز دانست.
ترکیب بازیگر، فیلمنامه بهشدت کلیشهای و ضعیف، عدم پرداخت موقعیتهای دراماتیک و تکیه کامل بر جذابیت موقعیت داستانی، فیلم تازه سینمایی مهرداد خوشبخت را به تجربههایش در عرصه تلهفیلمسازی تبدیل کرده است. فیلمی که دور از انتظار نیست تا چند سال دیگر، شاهد پخش مناسبتی آن از شبکههای مختلف سیما باشیم، اما بعید است سهمی در خاطرات سینمایی این سالهای ما داشته باشد!
حاشیه روز؛ معمای «خورشید» و ادعای «احترام به مخاطب»!
«نظر به اینکه فیلم سینمایی «خورشید» به کارگردانی مجید مجیدی و تهیهکنندگی آقایان بنان و مجیدی به دلیل طولانی شدن مراحل فنی فیلم، تا زمان مقرر آماده نمایش نشد، با توجه به مقررات اعلامی، فیلم سینمایی «پسرکشی» به کارگردانی و تهیهکنندگی محمدهادی کریمی وارد بخش مسابقه جشنواره میشود و از تاریخ ۱۴ بهمنماه جایگزین فیلم «خورشید» در جدول نمایش میشود.» این بخشی از متن اطلاعیهای است که روز گذشته از سوی دبیرخانه جشنواره فجر در توضیح دلایل ورود فیلم «پسرکشی» به چرخه رقابت این دوره از جشنواره منتشر شد. به کلیدواژه «مقررات اعلامی» در این متن دقت کنید.
حالا بخشی از متن فراخوان جشنواره سیوهشتم که طبیعتاً میتواند اصلیترین مصداق برای «مقررات اعلامی» باشد را مرور کنیم؛ «آخرین مهلت تحویل نسخه نهایی فیلم (انتخاب شده توسط هیئت انتخاب) با استاندارد فنی، (DCP) و پوستر مربوطه روی سیدی ۲۵ دیماه ۱۳۹۸ است. در صورت ارائه نکردن کپی نهایی فیلم تا تاریخ مقرر، دبیرخانه جشنواره به احترام مخاطبان، فیلم را از جشنواره (داوری و نمایش عمومی) خارج میکند.»
با توجه به صراحتی که در زمینه «احترام به مخاطبان» در این بند از فراخوان جشنواره بر آن تأکید شده است، آیا باید پذیرش فیلم سینمایی «خورشید» به کارگردانی مجید مجیدی، بدون دریافت «کپی نهایی» از سوی دبیرخانه را باید حمل بر «عدم احترام به مخاطبان» کرد؟ اساساً چگونه فیلمی که تا نیمه جشنواره هنوز نسخه مناسب اکران آن آماده نشده است، سه هفته پیش از آغاز جشنواره، توسط هیأت انتخاب دیده شده و مهر تأیید برای حضور در این رویداد دریافت کرده است؟
با بخش اول اطلاعیه دیروز مبنیبر «نرسیدن فیلم» به دلیل «طولانی شدن مراحل فنی» هم که کنار بیاییم این بخش پایانی را چگونه باید تحلیل کرد؛ « به منظور احترام به خواست مخاطبان و تماشاگران عزیزی که بلیتهای این فیلم(خورشید) را پیش خرید کردهاند و همچنین ارجگذاری به تلاش سازندگان که با اهتمام فراوان و به احترام تماشاگران همچنان در حال آمادهسازی فیلم هستند، از زمانی که فیلم «خورشید» آماده نمایش شود در زمانهای پیشبینی در جدول نمایش فیلم «خورشید» نمایش داده خواهد شد.»!
بازهم پای «احترام به مخاطبان و تماشاگران عزیز» در میان است اما دبیرخانه پاسخی به این سوال نداده است؛ در صورت «رسیدن» و نمایش فیلم «خورشید» آیا این فیلم همچنان در گردونه رقابت و داوری هم حضور دارد؟ اگر نیست چرا در اطلاعیه صراحتاً به حذف این فیلم از داوری بخش سودای سیمرغ اشارهای نشده است و اگر بنا بر این است که در راستای همان «ارجگذاری به تلاش سازندگان» این فیلم کماکان در چرخه داوری هم باقی بماند، آیا با احتساب «پسرکشی» تعداد فیلمهای بخش سودای سیمرغ بالاتر از ۲۲ فیلم نمیشود؟ این اتفاق آیا نقیض بند دیگری از فراخوان جشنواره یا همان «مقررات اعلامی» نیست که در آن تأکید شده است؛ «هیئت انتخاب از میان فیلمهای متقاضی حداکثر ۲۲ فیلم که در دورههای قبلی، مورد بازبینی هیئتّهای انتخاب قرار نگرفته باشند، برای بخش سودای سیمرغ انتخاب خواهند کرد.»
مجید مجیدی فیلمساز معتبر و مهمی در سینمای ایران است و طبق شنیدهها «خورشید» نیز از آثار قابل تأمل کارنامه سینمایی او خواهد بود، اما عملکرد دبیرخانه جشنواره سیوهشتم در راستای «ملاحظاتی» که از آن بیاطلاعیم، بیش از هر چیز به اعتبار این فیلم و فیلمسازان لطمه وارد کرده است. شعار «شفافیت» مدیران سینمایی گویی بازهم با یک چالش مواجه شده است!
پیشنهاد ویژه؛ درخت گردو
با احتساب دوره سیوهشتم، محمدحسین مهدویان با پنج دوره حضور مستمر و بیوقفه در جشنواره فیلم فجر، یک کارگردان رکورددار است. مهدویان با «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز»، «لاتاری» و «ماجرای نیمروز۲؛ رد خون» در چهار دوره اخیر جشنواره فجر حضور داشته و جالب اینکه در تمام این دورهها آثارش موردتوجه منتقدان، مخاطبان و تا حدودی هم داوران فجر قرار داشته است.
«درخت گردو» تازهترین تجربه سینمایی محمدحسین مهدویان است که بهلحاظ فضای بصری و ارتباط داستانش با تاریخ معاصر، از جنس فیلمهای قبلی این سینماگر است.
مهران مدیری در «درخت گردو»
مهدویان این بار سراغ داستانی تکاندهنده در بستر حادثه بمباران شیمیایی شهر سردشت در سال ۶۶ رفته و توانسته یک تراژدی واقعی را از میان ناگفتههای تاریخ جنگ تحمیلی، روی پرده به تصویر در آورد.
«درخت گردو» اما بهواسطه ترکیب دو بازیگر اصلی هم از پروژههای کنجکاویبرانگیز جشنواره امسال است؛ پیمان معادی و مهران مدیری بازیگران اصلی این فیلم هستند که هر دو بهواسطه نقشآفرینی متفاوت و غیرمنتظره میتوانند توجهات را به سمت خود جلب کنند. تصویربرداری متفاوت هادی بهروز، همراه همیشگی مهدویان هم از برگبرندههای غیرقابل کتمان فیلم سینمایی «درخت گردو» محسوب میشود.
مهدویان در پنجمین حضور پیاپی در جشنواره فجر، هنوز جایگاه خود در فهرست فیلمسازان شگفتیآفرین این رویداد را حفظ کرده است.
سینماپرس: یکی از مشکلات فیلمنامه آبادان یازده ۶۰ دارد، تعدد خرده روایتهایی است که اتفاقا ما به ازای بیرونی و واقعی داشته و بخشی از این ماجرا را شکل داده اند.
به گزارش سینماپرس، گروهی از کارکنان رادیو نفت آبادان برای حفظ رادیو و مخابره اخبار با هدف مقاومت مردم در برابر دشمن بعثی از تخلیه شهر خودداری کرده و به مدت ۴۰ روز تلاش می کنند تا با فعالیت خود در رادیو شهر را زنده نگه داشته و از این طریق به دشمن خسارت روحی روانی وارد کنند. جوزف گوبلز وزیر تبلیغات نازی که زمانی خبرنگار بود در مقاله ای که در سال ۱۹۳۳ نوشته بود از رادیو به عنوان هشتمین قدرت بزرگ در دنیا نام برده بود. کما اینکه وی از قدرت همین رسانه در جریان جنگ دوم جهانی به ویژه در حوزه عملیات روانی بهره های بسیاری گرفته بود. حال شهری را تصور کنید که رادیو تنها رسانه آن است و در شرایط بحران، تنها مبدا مردم برای دلگرم شدن از خبرها؛ و این مساله دقیقا همان چیزی است که در روزهای نخست جنگ تحمیلی برای آبادان، مردمش و رادیو آبادان اتفاق افتاد. رادیویی که ابتدا با عنوان رادیو نفت ملی مطرح بود و بعد از فتح خرمشهر با عنوان رادیو آبادان فعالیت کرد. ارتش صدام، بارها از قدرت این رسانه لطمه خورد و بارها به ساختمان رادیو آبادان حمله کرد. در نهایت، در زمستان سال ۱۳۶۵ ساختمان و فرستنده آن را بمباران کرد و از کار انداخت، اما جنگ پیر شده بود و فرکانس ۱۱۶۰ رادیو آبادان رسالت خود را انجام داده بود. رادیو آبادان و ماجرای حماسه مردمی کوی ذوالفقاری یکی از بخشهای جذاب و کمتر شنیده و دیده شده دوران دفاع مقدس است و اینبار مهرداد خوشبخت که خود زاده آبادان است در تجربه سینمایی جدیدش به سراغ همین موضوع رفته و آبادان ۱۱۶۰ حاصل این تلاش است که البته در جای خود ستودنی است. جدای از موضوع و مضمون اثر یاد شده یکی از مشکلات فیلمنامه تعدد خرده روایتهایی است که اتفاقا ما به ازای بیرونی و واقعی داشته و بخشی از این ماجرا را شکل داده اند. داستانکها و افرادی که در داستان اسمشان آورده می شود آنقدر زیادند که در برخی بخشهای قصه، خط اصلی به فراموشی سپرده می شود و بیننده به شکل ناخوداگاه در ذهنش به جستجوی نام فرد مذکور یا مسائل مربوط به آن می پردازد و همین عامل سبب دوری حسی مخاطب با قصه می شود. ضمن اینکه در پرداخت شخصیت های داستان نیز ضعفهایی وجود دارد. وقتی قرار است از مقاومت یک گروه رادیویی صحبت شود لازمست تا مخاطب تا حد بسیار زیادی به شخصیتهای رادیو آبادان نزدیک شود به ارتباطات آنان پی ببرد و در در یک کلام شناسنامه مشخص و کاملی از آنان در دست داشته باشد که در فیلمنامه فعلی به هر شکل چنین مساله ای وجود ندارد. ضمن اینکه پایان بندی اثر نیز بسیار سطحی بوده و به ملودرام بی دلیلی نزدیک می شود تا به نوعی مقوله ایثار و شهادت و شجاعت و جانفشانی را برای رسیدن به هدف و زنده نگه داشتن رادیو منتقل سازد و این بی دلیلی دقیقا در همین نقطه رخ می دهد. چرا که مفاهیم یاد شده پیش از این در بخشهای مختلف قصه به شکل مطلوبی به مخاطب منتقل شده و دیگر نیاز به چنین پایان بندی که حاوی شهادت همه قهرمانان قصه است وجود ندارد. ساختار نیز می توانست خیلی بهتر باشد. یکی از مشکلاتی که در شکل اثر وجود دارد و البته ناشی از سابقه تلویزیونی مهرداد خوشبخت است استفاده از تصاویر مستند دوران جنگ تحمیلی در خصوص حصرآبادان و فتح خرمشهر و غیره است که اثر را از شکل سینمایی صرف تا حد یک مستند داستانی دچار تغییر می کند و این تغییر به احتمال قریب به یقین برای تماشاچی چالش جدی ایجاد می کند. چالشی که اساسا می توانست بوجود نیاید و فیلمساز نیز از گره زدن آرشیو مستند به فیلم پرهیز کند به این دلیل که تماشاچی قرار نیست با یک فیلم جنگی مواجه شود و اصلا قرار نیست جنگ و درگیری را مشاهده کند بلکه مطلوب اینگونه بود و هست که مخاطب و تماشاچی با اثری در حوزه سینمای مقاومت (که البته می تواند ملهم از جنگ باشد) مواجه شود. اکثر قریب به اتفاق تیم بازیگران نیز از هنرمندانی هستند که پیشتر و بیشتر در آثار تلویزیونی به ایفای نقش پرداخته اند و این مساله می تواند در اکران عمومی تاثیرات منفی داشته باشد. فیلم نیاز به تدوین مجددی نیز دارد تا بتواند خوش ریتم تر در اکران عمومی ظاهر شود و البته با همه این تفاسیر همینکه سینمای ایران اکنون اثری مطلوب و درخور از برگی از تاریخ جنگ تحمیلی را در حوزه سینمای مقاومت در کارنامه خود دارد باید شکرگزار بود.