X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

بررسی وضعیت مالیات خانه ها در «شب معماری» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه تلویزیونی «شب معماری» در بیست و سومین قسمت خود به موضوع «حق مسکن و وضعیت مالیات در حوزه زمین و مسکن» اختصاص یافته است.

به گزارش سینماپرس، بیست و سومین قسمت از برنامه «شب معماری» با موضوع «حق مسکن و وضعیت مالیات در حوزه زمین و مسکن» و حضور حسین عبداللهی، کارشناس حوزه مسکن و علی ملک زاده، کارشناس مالیاتی ساعت ۲۳ چهارشنبه ۲ بهمن روی آنتن شبکه چهار می رود.

این قسمت از برنامه تلاش دارد تا به آسیب های سوداگری در حوزه مسکن و راهکارهای کنترل آن بپردازد چراکه دلالی و سوداگری از دلایل بی رونقی مسکن محسوب می شوند.

«شب معماری» پنجمین شب از مجموعه «شب‌های هنر» است که چهارشنبه‌شب‌ها به‌صورت زنده پخش می‌شود. این برنامه‌ معماری به‌دنبال واکاوی مفاهیم و دغدغه‌های ‌روز جامعه‌ معماری و شهرسازی است؛ تا فرصتی برای خوانشی صحیح از وضعیت معماری و شهرسازی در ایران باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعلام سالن های میزبان جشنواره موسیقی فجر


اعلام سالن های میزبان جشنواره موسیقی فجر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برپایی یک نمایشگاه نقاشی از هنرمند تبریزی در گالری آس


برپایی یک نمایشگاه نقاشی از هنرمند تبریزی در گالری آس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فروکاست ثروت ملی در روزگار بنفش ملت ایران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امروزه نگرانی عمیقی نسبت به وضعیت تولیدات سینمایی وجود دارد؛ تولیداتی که از رابطه ای مستقیم با وضعیت بیکاری طیف گسترده ای از سینماگران متعهد و دغدغه مند و بروز مشکلات معیشتی گوناگون برای عموم اهالی سینما و تئاتر و … برخوردار بوده و در مجموع سبب می شود تا محصولات فرهنگی و بالاخص تولیدات سینمایی نه تنها موجب افزایش ثروت ملی نشوند؛ بلکه به عاملی از برای زایل نمودن ثروت ملی مبدل شود!

سید عرفان فاطمی/ ثروت (Wealth) از جمله مفاهیم عامی است که در حوزه‌های موضوعی مختلف مورد استفاده قرار گرفته و اگر چه در عرصه اقتصادی دارای بیشترین کاربرد می باشد، اما در واقع در تمامی حوزه های فرهنگی، سیاسی، امنیتی و نظامی و … موضوعیت داشته و به فراخور نوع نگاه موجود در هر یک از عرصه ها مورد استفاده و تعریف قرار می گیرد و اگر چه این امر سبب می  شود تا تعارف متفاوت و گوناگونی از این مفهوم پدیدار شود؛ تعاریفی بعضا متنوع که در نهایت تمامی این تعاریف به مفهومی اساسی با عنوان قدرت (Power) ختم شده و ماهیت توانگری در هر یک از حوزه های مختلف را شامل می شود.



از این جهت است که معمولا برای اینکه معین سازیم که میزان ثروت اقتصادی کسی چقدر است؛ به اعداد حساب بانکی او و یا میزان موجودی سپرده های شخصی او نگاه می کنیم و هر مقدار آن اعداد بزرگتر و حجم پول و طلا و … آن فرد به نظر ثروتمندتر آمده و از قدرت اقتصادی بیشتری برخوردار می باشد و همین معادله در تعریف میزان ثروت سیاسی و یا ثروت فرهنگی و … هر یک از افراد، البته با شاخصه های مختص به خود موضوعیت داشته و در مجموع میزان قدرت ایشان را معین می سازد. شاخحخصه هایی که می تواند از افراد فرا تر رفته و در صورت وضعیت یک جمع و یا یک جامعه  مورد ارزیابی و توجه قرار گیرد؛ که در این صورت و در ابعاد ملی، مفهوم ثروت ملی موضوعیت پیدا نموده و به تبع آن قدرت ملی معین و مشخص می گردد.



پُرواضح است که داشته های اقتصادی تنها مولفه ثروت ملی محسوب نمی شوند و شاید بیش از همه این فرهنگ و هنر در هر یک از جوامع می باشد که برای آن اجتماع یک ثروت ملی محسوب می شود؛ ثروتی که قدرت ملی را پدید آورده و اگر کسی در این امر تردید بکند، در یکی از بدیهی ترین مسائل تردید کرده است؛ فرهنگ و هنر یک ثروت برای هر کشور است؛ یک ثروت بزرگ و پرثمری است که همچون تمامی انواع مختلف آن در تمامی عرصه های اقتصادی و سیاسی و …؛ اولاً باید این ثروت را ایجاد کرد؛ ثانیاً باید این را روز به روز افزایش داد که دچار خُسران و کم آمدن و کاهش نشود و ثالثاً باید از آن برای نیازهای کشور استفاده‌ی بهتر و برتر کرد. تا بتواند به عنوان یکی از شاخصه های اصلی قدرت ملی به توسعه منافع ملی منتج شود.



از این منظر است که فرهنگ و هنر در هر جامعه ای یک ثروت ملی است و استعدادهای فرهنگی و هنریِ اهالی فرهنگ و هنر نیز یک ثروت ملی می باشند که در قاعده مدیریت فرهنگی و هنری می بایست مورد استفاده قرار گرفته و بر بسترهای مناسب بهره‌برداری شده و به فعلیت برسند.



بر این اساس مدیریت (Management) در حوزه های مختلف اجتماعی را می توان به نوعی معطوف به تولید و افزایش ثروت دانست و از مدیریت به این صورت تعریف نمود که بکارگیری کارا و اثربخش منابع مادی و انسانی تحت نظام ارزشی پذیرفته شده هر جامعه با عنایت به اصولی چون برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت بر اساس هدف‌های از پیش تعیین شده و البته در راستای تولید ثروت که در نهایت منتج به توانگری و فراهم آوردن قدرت شود.



پس مدیریت فرهنگی و هنری در هر جامعه ای موظف به افزایش ثروت ملی در حوزه عملکرد فرهنگی و هنری آن جامعه بوده و این امر میسر نمی شود مگر آنکه هنر و هنرمند پاس داشته شود! و در این مسیر مدیر فرهنگی و هنری اگر چه همچون سایر اشکال مدیریت، در کلیشه ای ترین صورت ممکن موظف به اداره ی هنرمندان، بازاریابی، مدیریت بودجه، روابط عمومی، جمع آوری سرمایه، توسعه برنامه و ارزیابی عملکرد و … بوده و این همه می بایست با ویژگی هایی مختص و منحصر به فرهنگ بومی آن جامعه همراه شود تا در مجموع بتواند مسیر آفرینش های هنری را به منظور افزایش ثروت ملی محقق ساخته و قدرت ملی را در سمت و سوی اهداف کلان اجتماعی موضوعیت بخشد.







فرهنگ به عنوان شکل‌دهنده‌ی به ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه براساس فرهنگ آن جامعه است. اندیشیدن و تصمیم گیری جامعه بر اساس فرهنگی است که بر ذهن آنها حاکم است و … و این چنین است که مدیریت فرهنگی یکی از پیچیده ترین سطوح مدیریت در جوامع مختلف محسوب و از تمایزات ویژه ای با سایر اشکال مدیریت (Management) در دیگر حوزه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی برخودار می باشد و تصدی این مُهم، ظرایف بسیاری را در فهم و تمایز میان مدیریت فرهنگی و تفاوت عملکرد مدیران در این حوزه طلب می نماید. از این جهت است که امام امت به صراحت می فرمایند: اگر جامعه ای ثروتمند هم باشد، ‌ اما عقل درستی نداشته باشد، این ثروت را به باد خواهد داد، یا در جای بدی مصرف خواهد کرد. فرهنگ، به جای عقلیت یک جامعه است؛ لذاست که هرچه بر روی فرهنگ سرمایه گذاری بشود، زیاد نیست. خوب، حالا من از این حرف که مورد قبول و تصدیق همه است، می خواهم استنتاجی بکنم؛ و آن این که به این معنا، مدیریت فرهنگی در جامعه، امری لازم و البته ممکن است. (امام خامنه ای در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۵/۱۰/۱۳۷۷))






از این جهت است که مدیریت فرهنگی و هنری موظف به برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات فرهنگی و هنری کشور به منظور افزایش ثروت ملی بوده و در این مسیر شاید یکی از بدیهی ترین امور رسیدگی به وضعیت مادی و معنوی هنرمندان می باشد؛ زیرا هنر فعالیتی است انسانی. فعالیتی که طی آن فرد هنرمند به صورتی آگاهانه و با هوشمندی هرچه تمام، سعی می کند تا احساسات خود را نسبت به موضوعات مختلف، به دیگران منتقل ساخته و ایشان را متاثر از آن سازد و از این جهت است که آفرینش های هنری نیازمند حمایت های مادی و معنوی می باشد؛ موضوعی بدیهی که متاسفانه در سال های اخیر با بی توجهیی ویژه متولیان فرهنگی و هنری کشور همراه گردیده است.







در این شرایط است که موجب شده تا عرصه فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور به مجالی مناسب از برای تاخت و تاز پروژه نفوذ مبدل شده و متاسفانه در این میان اعمال سیاست جیب خالی پدر سینما توسط متولیان بنفش پوش، اسباب حضور گسترده سفارتخانه‌های خارجی و سرمایه‌داران معلوم‌الحالی را در عرصه سینمای کشور را فراهم آورده و صنعت سینمای ایران را به عرصه‌ای مناسب و بسیار جذاب برای پولشویی تغییر ماهیت دهد و  نفوذ فرهنگی را آنچنان رسمیت بخشد که حتی سازمان سینمای کشور را به حامی معنوی و قانونی برخی از این اقدامات مبدل سازد.






قطعا مدیریت فرهنگی و هنری در هر جامعه ای موظف به افزایش ثروت ملی است و این امر محقق نخواهد شد مگر آنکه هنر و هنرمند پاس داشته شود! اما باید توجه داشت داشت که این پاسداشت می بایست دارای رویکردی واحد و پیگیر چشم‌اندازی ( Vision ) هماهنگ با مبانی تفکری نظام و بالاخص انقلاب اسلامی باشند که درک این مهم نه تنها از وِل شدکی و وِلنگاری فرهنگی ممانعت به عمل می آورد؛ بلکه به بیکاری بسیاری از اهالی سینما به عنوان سینماگران متعهد و دغدغه مند پایان بخشیده و همواره به این مهم توجه داشته باشد که افزایش ثروت ملی در عرصه فرهنگ و هنر و بالاخص صنعت سینمای کشور به این معنی است که تولیدات ملی در ژانرهای مختلف صورت پذیرد و سینمای اجتماعی سبک زندگی جامعه اسلامی مان را قوام بخشیده و تولیدات طنز و کمدی، ضمن ایجاد نشاط و فرح در جامعه، آموزنده باشند و نه بِفروش! آن هم به قیمت بیان انواع و اقسام الفاظ رکیک و نمایش گونه های مختلف از سکس پنهان و آشکار و …







بنابر تعریفی رایج هُنر اشتیاقی است که در دایره تجسم محصور شده است و از این جهت مدیریت هنری می بایست به چنان فهم و بلوغی رسیده باشد که تشخص دهد در هنر نه اشتیاق بی تجسمی وجود دارد و نه تجسم بی اشتیاقی و در این دایره اصالت از آن نیروی انسانی است که اشتیاق دارد و تجسم می بخشد و  مبتنی بر این اصل است که مدیر هنری اطرافیان خود را شکل داده و ساحت سازمانی خود را از حیث وجود مشتاقانی که توانایی هنری لازم از برای آفرینش های هنری نداشته پاک می سازد و به همان نسبت برائت خود را از هنرمندان بی اشتیاق نسبت به مبانی انقلاب اسلامی ابراز می دارد؛ هنرمندانی متظاهری که در شرایط رکود اقتصادی حاکم بر فضای کشور، ممکن است از ساده لوحی مدیر هنری استفاده نموده و با حمایت های مادی و معنی ایشان اقدام بخ تولید آثار معلوم الحالی همچون رحمان ۱۴۰۰  و مُطرب و زیرنظر و … نماید.






ثروت ملی در سینما تنها با حمایت مدیریت فرهنگی و هنری از هنرمندانی محقق خواهد شد که منافع ملی را بر هر چیز مقدم می دارند و در این میان قطعا جماعتی که تقدس هنر و قلم را هم متوجه نیستند و به عنوان مثال در زمان نمایش فیلمشان بجای توضیح و خوش آمد به منتقدان می گویند: زر زیادی نزنیم فیلم را ببینیم! و یا وسط نشستی رسما اعلام می کنند که برای خنداندن تماشاگر حاضرند شلوار خود را هم دربیاورند و … موضوع منافع ملی اساسا موضوعیت ندارد و این در حالی است که در چرخه معیوب مدیریت غفرهنگی کشور می بایست با کمال تاسف اعلام نمود که این چنین افرادی نه تنها برنده سیمرغ ها می شوند، بلکه به عناون الگو به سایر هنرمندان معرفی شده و مورد حمایت همه جانبه قرار می گیرند.







افزایش ثروت ملی در عرصه فرهنگ و هنر به معنی توجه مدیریت فرهنگی و هنری به موضوع بیمه هنرمندان و عدم تبعیض میان اهالی فرهنگ و هنر است و در این میان قطعا شفافیت می تواند گام مهمی باشد تا معین شود که بودجه های ستادی خرج چه مصارفی می شود و یا آنکه کمک هزینه های میلیاردی چگونه به طیفی خاص اختصاص می یابد و …






مدیریت فرهنگی و هنری در هر جامعه ای موظف است تا ضمن حفظ و صیانت از ثروت ملی اقدام به افزایش آن نماید و این در حالی است که بررسی میزان و ارزیابی موجودی این ثروت در سال های اخیر قطعا نگران کننده بوده و ضمن آنکه حکایت از گونه ای به شدت مخرب و لجام گسیخته از ابتذال و وِل شدگی عمیق در عرصه مدیریت فرهنگی و هنری کشور می کند؛ به نحوی آشکار بر پیگیری پروژه ای با عنوان نفوذ فرهنگی دلالت نموده که در ماهیت خود ثروت ملی را نشانه رفته است و مبتنی بر آن سعی می شود تا هنرمندان به صورت های مختلف غیرت ملی، ایمان و وحدت و همبستگی خود را از دست داده و نشاط و ابتکار خود در خلق تولیدات هنری را نه بر مدار منافع ملی، بلکه بعضا در جهت مقابل با آن سامان بخشند.







دشمنان ما بیش از آن که به منابع طبیعی ما چشم طمع داشته باشند، به منابع انسانی – که منابع قدرت ما هستند – چشم طمع دارند. آنها می دانند اگر این سرمایه های اجتماعی از دست یک ملت گرفته شود، اگر یک ملت غیرت ملی و ایمان و وحدت و همبستگی خود را از دست بدهد، اگر نشاط کار و ابتکار را از دست بدهد، اگر حرکت علمیِ رو به پیشرفت خود را از دست بدهد، کاملاً در دسترس دشمنان قرار خواهد گرفت؛ می توانند راحت به او زور بگویند، می توانند بر او سلطه پیدا کنند، می توانند منابع طبیعی و مادی او را هم غارت کنند. آنچه سد مستحکمی در مقابل دشمنان قرار می دهد، همین سرمایه های معنوی است که باید مراقب باشیم دچار شبیخون نشود.






امروزه نمود عریان پیگیری پروژه نفوذ فرهنگی را می توان به وضوح در تلاقی آن با نفوذ اقتصادی مشاهده نمود؛ تلاقی به شدت مخربی که اسباب ضایع شدن ثروت ملی را پدید آورده و این امر با تشدید مشکلات معیشتی و فقدان نشانه های امیدبخش از بهبود وضعیت هنرمندان بیکار در کنار افزایش باندبازی ها و انتخاب بازیگران و عوامل سینمایی توسط افراد و جریانات خاص و بعضا دامن زدن عامدانه به بیکاری هنرمندان بدنه و تنگ تر کردن حلقه معضلات اقتصادی و مالی آنها و…، در نهایت به سفارشی سازی و معاوضه خلاقیت، ذوق و استعداد هنری با حمایت مالی و دریافت پول منجر شده است.







نگرانی عمیقی که در حال حاضر به صورتی گسترده و به واسطه ی ناکارآمدی مدبران فرهنگی و هنری بوجود آمده و ضمن آنکه بر موفقیت پیگیری پروژه نفوذ فرهنگی تا اعماق وجوه فرهنگی کشور صحه می گذارد، هر روز نیز بر شدت آن افزوده می شود؛ نگرانی عمیق از وضعیت معیشت اهالی فرهنگ و هنر و بالاخص اهالی نجیب سینما که حتی حال خوب بسیاری از بنفش پوشان این عرصه را خراب نموده و موجب شده تا برخی از ایشان برای دریافت معونه های سفارتی خود به پیاده نظام فتنه های مختلف مبدل شوند.





امروزه نگرانی عمیقی نسبت به وضعیت تولیدات سینمایی وجود دارد؛ تولیداتی که از رابطه ای مستقیم با وضعیت بیکاری طیف گسترده ای از سینماگران متعهد و دغدغه مند و بروز مشکلات معیشتی گوناگون برای عموم اهالی سینما و تئاتر و … برخوردار بوده و در مجموع سبب می شود تا محصولات فرهنگی و بالاخص تولیدات سینمایی نه تنها موجب افزایش ثروت ملی نشوند؛ بلکه به عاملی از برای زایل نمودن ثروت ملی مبدل شود و در این میان گستره ی اکران و غلبه ی آثار معلوم الحالی همچون بسیاری از آنچه که امروزه بر پرده سینماهای کشور قابل مشاهده می باشد را در مجموع می تواند به عنوان مصداقی بارز از موفقیت پروژه نفوذ فرهنگی معرفی نمود.





البته در روزگار بنفش ملت ایران، فروکاست ثروت ملی تنها محدود به وضعیت اسفبار فرهنگی کشور که دیگر به لاابالی گری فرهنگی منتج گردیده و سبب شده تا برخی آثار سینمایی رسما به عاملی از برای ترویج فساد اجتماعی در جامعه مبدل شوند و … نشده و از نمودهای مختلف و گوناکونی برخوردار است. نمودهایی همچون مهاجرت ده ها نفر از عوامل مختلف سینمایی کشور، در سال های اخیر، به کشور ترکیه و به امید تأمین مالی و فرار از تنگی معیشت قابل مشاهده می باشد. بازیگران، کارگردانان، صداپیشگان و سایر عواملی که بر اثر شرایط اقتصادی ایجاد شده و ترس از ناتوانی در تأمین معیشت خویش به شبکه ای معلوم الحال پیوسته و در نهایت مجبور شدند به عروسک خیمه شب بازی مدیران شبکه مذکور تبدیل شوند و …






پس باید به این موضوع توجه داشت که همانا اگر شرایط بی تدبیری و عدم اشراف و توجه مسئولان و متولیان فرهنگی کشور به موضوعات اقتصادی عرصه ی های مختلف هنری و بالاخص صنعت سینمای کشور ادامه پیدا کند، دیری نخواهد گذشت که هنرمندان ِدرگیر معیشت و همچنین فرهنگِ قرار گرفته در تنگنا و مضیقه ی مالی، به انواع فقر مادی، علمی، عقیدتی و معرفتی و… مبتلا می‌شود و عوامل دخیل در این حوزه ها به سمت هر منبع و حامی مالی ولو مالکان دارایی های حرام و بودجه های ویژه ی سفارتخانه ها جذب می‌شوند و نهایتاً بر خلاف منافع فرهنگی جامعه و حتی بر خلاف باورهای دورنی و اعتقادات پیشین خود، آثاری سخیفی را تولید می نمایند که حتی پس اندازهای ملی را به تاراج می گذارد.







نفس عزیزی که تحقیر شده و کرامت خویش را از دست داده است و دورنمایی برای بهتر شدن اوضاع معیشتی خویش نمی بیند، حاضر است در ازای دریافت پول به هر کاری بپردازد. در این زمان است که عناصر معاند بطور غیرمستقیم وارد صحنه شده و با پرداخت وجوه وسوسه انگیز، افراد را به استخدام خود در می آورند و آنها را وادار می کنند در جهت تحقق منویات ایشان گام بردارند و این دور باطل آنقدر تکرار می شود تا نه تنها ارکان فرهنگی، بلکه ارکان سیاسی و به تبع آن ارکان امنیتی جامعه را دستخوش تغییر قرارد داده و حتی به ویرانی بکشاند.






پس در این شرایط ضروری است تا نهادهای نظارتی و قانون گذاری کشور به میدان آمده و با دقت نظر ویژه به وضعیت اسفبار کنونی سامان بخشند و معین سازند که مصارف بودجه های فرهنگی کشور آیا به تولید ثروت ملی منتج می شود یا آنکه این بودجه ها در جهت عکس منافع ملی عمل نموده و با امتداد مسیر بی تدبیری قرار است در شرایطی که هنرمندان بیکار به نیرویی مستعد از برای جذب توسط سرویس های معاند نظام مبدل شده اند و …، همچنان بودجه ای شش میلیارد تومانی به خانه ای اختصاص یابد که وظیفه حمایتی خود از هنرمندان را محدود به برگزاری مراسم تشییع جنازه ایشان نموده است! خانه ای که هر روز بیشتر از وظایف ذاتی خود فاصله می گیرد و به محفلی انحصاری از برای طیفی خاص مبدل گردیده که با بودجه های حکومتی اقدام به نوشتن بیانیه های ضد حاکمیت می نمایند و به نمونه ای هجو از اپوزیسیون درون پوزیسیون مبدل شده اند!



نهادهای نظارتی و قانون گذاری کشور موظف هستند تا به صورتی شفاف به این موضوع بپردازند که چه مقدار از بودجه ۲۱ میلیاردی انجمن سینمای جوان منتج به افزایش ثروت ملی شده و آیا اصلا چنین اتفاقی افتاده است!؟ و یا آنکه حدود ۶ میلیارد تومانی بودجه مؤسسه هنر و تجربه در اختیار کدامین بخش از هنرمندان و سینماگران متعهد به منافع ملی کشور قرار گرفته و یا انکه حدود ۶۰ میلیارد تومان بودجه بنیاد سینمایی فارابی در اختیار چه تفکری است! و آیا ارتزاق کنندگان از این بودجه های حکومتی به بسط و تقویت منافع ملی مبادرت می ورزند و یا آنکه قرار است بودجه های بیت المال مسلمین را معطوف به اخذ تابعیت مضاعف خود نموده و با دریافت پول تو جیبی خود از بودجه های فرهنگی کشور همچنان به نوشیدن ساندیس سفارت های بیگانه مبادرت ورزند و بیانیه های آنارشیستی دهند و از هر تریبونی برای اعلان ضدیت خود با نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی بهره برداری نمایند؟ سوالاتی همچنان بی پاسخ که امید است تا دیر نشده به آن پاسخ داده شود!



مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کدام سالن‌ها میزبان جشنواره موسیقی فجر می‌شوند؟


کدام سالن‌ها میزبان جشنواره موسیقی فجر می‌شوند؟

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دولت اصلاحات انقلاب اسلامی را از سینما حذف کرد/ بودجه سینمای استراتژیک صرف سینمای ابتذال می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «حمید بهمنی» نویسنده و کارگردان باسابقه سینمای ایران معتقد است که سینمای استراتژیک مثل اکسیژن برای انقلاب اسلامی ما واجب است؛ ما می‌توانیم به واسطه سینمای استراتژیک، اندیشه حاج قاسم و ابومهدی المهندس و سیدحسن نصرالله را در جهان منتشر کنیم.

به گزارش سینماپرس، «حمید بهمنی» سینماگر شناخته‌شده جریان هنر انقلاب اسلامی است؛  وی متولد ۱۳۳۹ در شیراز و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی از دانشگاه هنر است. از جمله آثار سینمایی این کارگردان باسابقه سینمای ایران می‌توان به ساخت فیلم‌هایی چون «آن مرد آمد»، «گلوگاه شیطان»، «گام‌های شیدایی» و… اشاره کرد.  

اکنون در آستانه برگزاری سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر، به سراغ این سینماگر برجسته کشور رفتیم و به بررسی کارکرد و شأن جشنواره فیلم فجر از منظر این هنرمند پرداختیم. به نظر می‌رسد جشنواره فیلم فجر پس از گذشت سی‌وهفت دوره از برگزاری خود، هنوز به جشنواره‌ای استراتژیک، هدفمند و پیش‌برنده آرمان‌های فجر انقلاب اسلامی تبدیل نشده است.

در ادامه مشروح گفت‌وگو با این سینماگر متعهد را از نظر می‌گذرانید: 

***

از منظر شما چرا جشنواره فیلم فجر پس از گذشت سی‌وهفت دوره از برگزاری خود، هنوز به جشنواره‌ای فراخور،  استراتژیک و همسو با آرمان‌های فجر انقلاب اسلامی تبدیل نشده است؟  

جشنواره فیلم فجر همانگونه که از نامش برمی‌آید، جشنواره‌ای متناسب با طلوع پیروزی انقلاب اسلامی و فجر نوینی است که بر حکومت ننگین و سیاه ۲۵۰۰ ساله پادشاهی در ایران پایان داد. از همان روزهای آغازین طلوع انقلاب اسلامی، بسیاری از دست‌اندرکاران نظام امر پاسداشت این ایام عزیز را در دستور کار خود قرار دادند که از جمله مصادیق این پاسداشت، راه‌اندازی جشنواره فیلم فجر بود.  

خاطرم هست در آن روزهای آغازین برپایی جشنواره فیلم فجر، نگرشی که هم‌اکنون نسبت جشنواره وجود دارد، در اذهان نبود؛ به فاصله کوتاهی پس از وقوع انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی آغاز و باعث شد فیلم‌هایی که عمدتاً روایتگر فضای مقاومت، دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بودند، بیشتر مدنظر قرار گیرند.  

سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات هویت جشنواره فجر را تغییر داد

در ادامه سیاست‌هایی که از اواسط دهه ۱۳۷۰ و مشخصاً سال ۱۳۷۶ به بعد شکل گرفت، زمینه‌ساز تغییر هویت جشنواره فیلم فجر شد؛ خاطرم هست سال ۱۳۷۶؛ زمانی که دولت اصلاحات روی کار آمد، دفترچه سیاستگذاری در دست داشت که مشتمل بر سیاست‌هایی برای راهبری سینمای ایران بود؛ جالب آنکه در این دفترچه هیچ اشاره‌ای به سینمای انقلاب اسلامی،  دفاع مقدس و جایگاه آنها نشده بود!

یعنی نخستین جرقه‌ها برای تغییر هویت جشنواره فیلم فجر با روی کار آمدن دولت اصلاحات و به واسطه سیاست‌های مدیران سینمایی دوران اصلاحات از سال ۱۳۷۶ به بعد رقم خورد؟

بله؛ ‌ اساساً سیاست بی‌توجهی به دستاوردهای انقلاب اسلامی و سال‌های دفاع مقدس در سینما نخستین‌بار در دوران اصلاحات کلید خورد و این اتفاق در ادامه باعث ایجاد مسیری منحرف و ممزوج با تلقی نادرست از مفاهیم غلط اجتماعی، ‌ سیاسی و فرهنگی در سینمای ما شد؛ ‌ اکنون ۲۲ سال از وقوع این اتفاق می‌گذرد و همچنان در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر، آثار و پیامدهای آن را شاهدیم؛ ‌ سینمایی که امروز باید در اوج مبارزه با تفکر و اندیشه امپریالیستی، سکولاریستی و لیبرالیستی قرار داشته باشد، کارکردی معکوس دارد و جز فیلم‌های معدودی که طی این سال‌ها ساخته شده‌اند، دستاورد قابل توجهی حاصل نشده است.  

دلیل شکل‌گیری و تداوم این وضعیت چیست؟  

دلیل مهمش این است که بیشتر مدیران فرهنگی تأثیرگذار و سیاستگذاران حوزه سینمای ما طی سال‌های اخیر در هاله‌ای از جهالت و وادادگی به سر برده‌اند و انقلاب اسلامی را به عنوان هدفی برتر و متعالی قبول نداشته‌اند؛ برخی از آنها نیز همواره توهماتی از این دست داشته‌اند که نظام روزهای آخر عمر خود را سپری می‌کند و مبادا کاری کنیم که خود را به دردسر بیندازیم! به همین دلیل،  تصمیم گرفتند فیلم‌های سینمایی را تولید کنند که مضمون عمده آن خیانت، فساد، دزدی، ارتشا، سیاه‌نمایی، روابط غلط و… بود و این روند همچنان نیز ادامه دارد؛ تداوم این روند، باعث شد سینمای استراتژیک که سینمایی نجات‌بخش است، به هنگام مواجهه با تفکر و اندیشه‌های غرب‌زده به انزوا و فراموشی سپرده شود.  

با این‌ وجود، همانطور که پیش‌تر هم اشاره کردم،  طی سال‌های اخیر فیلم‌های استراتژیک خوب و معدودی نیز در سینمای ایران ساخته شده است که از جمله آنها می‌توان به آثاری چون: «ملک سلیمان»، «شیار ۱۴۳» و  «به وقت شام» اشاره کرد؛ گرچه تمامی این فیلم‌ها نیز با تأخیر ساخته شدند.

مدیران سینمایی ما تاکنون به سینمای استراتژیک فکر هم نکرده‌اند!

من سال‌ها است غصه این را می‌خورم که چرا سینمای استراتژیک به معنای جنگی رو در رو با تفکر و اندیشه هالیوودی در کشور ما وجود ندارد؟ و دردناک اینکه وقتی برای پیگیری این دغدغه به دولتمردان و سیاستگذاران مراجعه می‌کنیم، در کمال ناباوری می‌بینیم که آنها تاکنون به چنین مفهومی فکر هم نکرده‌اند و اساساً تصوری از چگونگی شکل‌گیری آن در ذهنشان ندارند! وقتی مدیران ما به چنین مفهوم بزرگی فکر نکنند، بودجه‌ای هم بدان اختصاص نخواهند داد و وقتی بودجه‌ای نباشد، تولیدی هم در کار نخواهد بود؛ طبیعی است که در چنین شرایطی با سینمای ابتذال،  سیاه‌نما و دور از شأن انقلاب اسلامی مواجه خواهیم بود.  

پس با این اوصاف، احتمالاً می‌توان موضعگیری اخیر برخی سینماگران مبنی بر انصراف از جشنواره فیلم فجر را نیز در امتداد همین تفکر بررسی و تحلیل کرد.

بله؛ همین طور است. البته به اعتقاد من باید این انصراف‌ها را به فال نیک گرفت؛ ‌کسانی که هم‌اکنون از جشنواره فیلم فجر خداحافظی می‌کنند، همان‌هایی‌اند که سال‌ها است در فضای سینما عامل بروز تشتت در اندیشه انقلابی‌اند؛ برخی خواسته و برخی ناخواسته موجب بروز این تشتت شده‌اند.  

سینما، سینمای ایران، شهید سپهبد قاسم سلیمانی، سردار قاسم سلیمانی،

لزوم تحقق سینمای استراتژیک و نقش آن در پیشبرد اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟  

سینمای استراتژیک مثل اکسیژن برای انقلاب اسلامی ما واجب است؛ ما می‌توانیم به واسطه سینمای استراتژیک، اندیشه حاج قاسم و ابومهدی المهندس و سیدحسن نصرالله را در جهان منتشر کنیم؛ ‌ ابراهیم حاتمی‌کیا و برخی دیگر از فیلمسازان ما تا حدودی این کار را کرده‌اند اما هنوز کافی نیست؛ چرا ساخت فیلم‌هایی مثل «شکارچی شنبه» که یکی از زیباترین فیلم‌های سینمایی جریان مقاومت و ناقد تفکر صهیونیستی است، ادامه پیدا نکرد؟ دلیلش صرفاً به وحشت مدیران رده بالای سینمایی‌مان بازمی‌گردد. وقتی «شکارچی شنبه» ساخته شد، تمام عوامل فیلم اعم از پرویز شیخ‌طادی (کارگردان) و علی نصیریان (بازیگر نقش اول) در لیست سیاه رژیم صهیونیستی قرار گرفته و در ادامه ممنوع‌الخروج شدند. در چنین شرایطی که دشمن به واسطه ساخت چنین فیلم‌هایی  به راحتی ضربه می‌خورد،  چرا باید بیکار و منفعل بنشینیم؟ چرا نباید به حرکت در این مسیر ادامه بدهیم؟ متأسفانه سال‌ها است که به ساخت فیلم‌های مزخرف شبه‌کمدی، شبه‌روشنفکری  و آثار تلخ و گزنده عادت کرده‌ایم.

بودجه سینمای استراتژیک صرف سینمای  ابتذال می‌شود

به اعتقاد من سینمای استراتژیک نقطه رهایی سینمای ایران است؛ همانگونه که آمریکا با سینمای استراتژیکش سلطه خود را در دنیا رقم زده است، ما هم می‌توانیم این کار را بکنیم؛ لازم هم نیست پول زیادی را صرف این کار کنیم؛ ‌ می‌توان فیلم‌های استراتژیک خوب، ساده و اندیشمندانه را با بودجه‌ای اندک نیز ساخت؛ من نزدیک به ۴ سال است که طرحی استراتژیک با محور دفاع مقدس را در دست دارم و می‌خواهم برای ساخت آن اقدام کنم؛ تمامی تحقیقات لازم را برای نگارش فیلمنامه کرده‌ و کار را به اتمام رسانده‌ام؛ اکنون مدت‌ها است که در حال دوندگی و پیگیر هماهنگی‌های لازم برای ساخت این فیلم سینمایی‌ام اما هیچکس نیست که دست ما را بگیرد! بعد می‌بینیم همان پول‌هایی که مدیران سینمایی ما حاضر نیستند صرف ساخت آثار استراتژیک کنند، برای ساخت آثار سینمایی سخیف، ‌ مبتذل و شبه‌روشنفکری هزینه می‌شود!  شرم‌آور اینکه برخی از همین کارگردان‌ها که پیش‌ از این با پول‌های درشت دولتی فیلم ساخته‌اند، در تظاهرات ضدنظام‌ که به تصویر حاج قاسم اهانت می‌کنند نیز حضور می‌یابند و زیر پرچم مخالفین انقلاب قرار می‌گیرند؛ ‌ این اتفاق،  نتیجه رویکرد غلط مدیران سینمایی ما از گذشته تاکنون است؛ ‌ ما باید این سینما را اساسی شخم بزنیم و شرایط ویژه‌ای ایجاد کنیم تا سینما از بن‌بست کنونی خارج شود؛ ‌ این جشنواره که گذشت؛  اما امیدوارم در جشنواره سال بعد، ‌ توجه ویژه‌ای به سینمای استراتژیک و آثار همسو با آرمان‌های انقلاب اسلامی معطوف شود.

خوب است کمی هم درباره دایره مصادیق سینمای استراتژیک صحبت کنیم؛ برخی تصور می‌کنند منظور از سینمای استراتژیک سینمایی است که لزوماً قرین اسلحه، ‌ تانک، نفربر، بالگرد و… است یا فیلم‌های استراتژیک الزاماً فیلمهایی‌اند که ژانرهای محدود و اندکی را دربرمی‌گیرند؛ تحلیل شما در این‌باره چیست؟  

چنین تصوری تصور دقیق و کاملی نیست؛ غالب مدیران سینمایی ما خیال می‌کنند برای ساخت آثار استراتژیک لزوماً باید بودجه و هزینه کلانی را صرف کنند و حتماً توپ، تانک،  نفربر، ‌ قایق، ناو، هواپیما، بالگرد و… در اختیار داشته باشند؛ حال‌آنکه این تصور غلط است.

فیلم کمدی هم می‌تواند استراتژیک باشد

ممکن است آثار استراتژیک در ژانرهای متفاوتی اعم از طنز، اجتماعی، سیاسی، دفاع مقدسی و… ساخته شوند اما جملگی واجد کارکرد استراتژیک باشند؛ ‌ این تصور که سینمای استراتژیک لزوماً بدین معنا است که ما اسلحه در دست بگیریم و به جنگ نیروهای آمریکایی برویم، تصور درستی نیست؛   ما می‌توانیم مفاهیم ارزشمند حوزه مقاومت و انقلاب اسلامی را در فیلم‌هایمان به نمایش بگذاریم و بدین ترتیب در راستای خلق سینمای استراتژیک گام برداریم؛ بهره‌گیری از این مضامین هیچگونه مغایرتی با گیشه و میزان جذب مخاطب در سینما هم ندارد؛ بنابراین چنین تصوری غلط است که فکر کنیم اثر استراتژیک؛ اثری است که لزوماً به تحلیل جریان مبارزه با امپریالیسم آمریکا می‌پردازد؛ ‌ این تنها یکی از محورهایی است که در قلمرو سینمای استراتژیک می‌گنجد؛ شما می‌توانید فیلم کمدی استراتژیک بسازید؛ فیلم اجتماعی استراتژیک بسازید؛ فیلم خانوادگی استراتژیک بسازید. وقتی موقعیت اجتماعی کشور را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که کشورمان هم‌اکنون در شرایط تحریم قرار دارد و همین شرایط باعث شده است کسر قابل توجهی از مردم به بعضی داروهای مهم و کلیدی دسترسی نداشته باشند؛ ‌ فیلم استراتژیک اجتماعی ما می‌تواند همین موضوع را دستمایه خود قرار دهد و به بررسی این مسئله بپردازد که وضع چنین تحریم‌های غیرانسانی و ظالمانه‌ای از سوی آمریکا منجر به بروز چه مشکلات و مصائب جدی و ناگواری برای مردم ایران شده است.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

افشای راز تابلویی که بعد از سرقت پس فرستاده شد


افشای راز تابلویی که بعد از سرقت پس فرستاده شد

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ترجمه آثار ادبیات انقلاب به ۷ زبان با ۱۵۰ عنوان کتاب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس حوزه هنری در آیین افتتاح اولین نمایشگاه کتاب‌های ترجمه شده سوره مهر به زبان‌های خارجی اظهار داشت: در حوزه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس ۱۵۰عنوان کتاب به ۷ زبان دنیا ترجمه شده است.

به گزارش سینماپرس، آیین افتتاح اولین نمایشگاه کتاب‌های ترجمه شده سوره مهر به زبان‌های خارجی با حضور محسن مؤمنی شریف رئیس حوزه هنری، عبدالحمید قره داغی معاون اداری مالی حوزه هنری، مجدالدین معلمی معاون هنری حوزه هنری، مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت، حبیب احمدزاده، محسن کاظمی، مهناز فتاحی و جمعی از نویسندگان و مترجمان در حوزه هنری برگزار شد. در آیین افتتاح اولین نمایشگاه کتاب‌های ترجمه شده سوره مهر به زبان‌های خارجی عبدالحمید قره‌داغی، مدیرعامل انتشارات سوره مهر با خیرمقدم به مدعوین این مراسم گفت: پس از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم شب خاطره سال ۱۳۹۷ مبنی بر ضرورت راه‌اندازی نهضت ترجمه از آثار انقلاب و دفاع مقدس، تصمیم گرفتیم نمایشگاهی از آثار ترجمه شده را برای ایشان تدارک ببینیم که بعدها از آقای مؤمنی شریف شنیدم ایشان فرموده بودند این نهضت ترجمه بحمدالله شروع شد و نیاز است تداوم داشته باشد و با جدیت بیشتری کار شود. وی افزود: آثاری که در این نمایشگاه مشاهده می‌کنید قریب ۱۵۰عنوان کتاب به چندین زبان برجسته دنیا از جمله عربی، انگلیسی، روسی، ترکی، فرانسوی و اردو است که البته تعداد ترجمه‌ها بیش از اینهاست و این نمایشگاه تنها اختصاص به کتاب‌های سوره مهر دارد.

قره‌داغی افزود: هدف ما از برگزاری این نمایشگاه اولاً انگیزه دادن به همکاران، نویسندگان و مترجمان عزیز است و ثانیاً شناخت ظرفیت‌های این حوزه در کشور است.

این مدیر فرهنگی افزود: کار ترجمه به زبان‌های دیگر، تلاش پرزحمت و پرهزینه‌ای است و نیازمند حمایت مؤسسات و ارگان‌های فرهنگی دیگر است. ما تأکید داریم که حتماً ناشر خارجی و مترجم خارجی پای کار بیاید که بحمدالله بیشتر این آثار از سوی مترجم و ناشر خارجی در کشور مقصد در تیراژ بالای هزار نسخه منتشر شده است.

قره‌داغی اضافه کرد: بحث مهم دیگری که مطرح است حق‌التألیف نویسندگان است که ما تلاش داریم در چاپ‌های بعدی از این آثار ترجمه شده حتماً این مورد رعایت شود و نویسندگان عزیز از تمام حق و حقوقشان برخوردار شوند. وی در ادامه از راه‌اندازی سایت دو زبانه انگلیسی و عربی سوره خبر داد و افزود: اخیراً با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۲عنوان کتاب برای هنرآموزان زبان انگلیسی کانون زبان ایران منتشر شده و به زودی از این آثار رونمایی می‌کنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

موسیقی هیچ‌گاه و به هیچ شکلی نباید تعطیل شود


موسیقی هیچ‌گاه و به هیچ شکلی نباید تعطیل شود

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نشست رسانه‌ای جشنواره تئاتر فجر برگزار می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر روز یکشنبه ۶ بهمن ماه در تئاتر شهر در نشستی خبری میزبان اهالی رسانه می‌شود.

به گزارش سینماپرس، نشست رسانه‌ای این رویداد هنرهای نمایشی با حضور نادر برهانی مرند دبیر جشنواره و جمعی از  مدیران و مسئولان این رویداد روز یکشنبه 6 بهمن ماه از ساعت 10:30 در سالن مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شود. 

در این جلسه توضیحاتی درباره بخش‌های مختلف ارائه شده و به سوالات اهالی رسانه پاسخ داده خواهد شد. 
همچنین جدول اجراهای حاضر در سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز روز جمعه 4 بهمن ماه منتشر و بر سایت این رویداد قرار خواهد گرفت.

مشاهده خبر از سایت منبع