X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

«امشب اینجا»؛ همراه با زنانی که با دوستِ شوهر خود رابطه دارند! +عکس – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: از «ایالات خودمختار خانه هنرمندان» نباید بیش از این انتظار داشت و به صورت مشخص پردیس ایرانشهر جغرافیایی جدا از حاکمیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

به گزارش سینماپرس، «امشب اینجا» به  نویسندگی و کارگردانی مژگان خالقی، که در شهریور و مهر ۱۳۹۸ در تالار ایرانشهر روی صحنه می‌رود هیچ شباهتی به تئاتر ندارد و هیچ نمایشنامه مدون و مشخصی ندارد. بیشتر شبیه یک اجرای چند نفره رادیویی است که به صورت جمعی، شبیه برنامه‌های رادیوهفت به تهیه‌کنندگی منصور ضابطیان اجرا می‌شود.

اما قبل از هر تحلیلی باید به این موضوع اشاره کرد، تئاتر عرصه بدون ممیزی و رها شده‌ای است که حتی یک نوجوان دبیرستانی با کمی روابط می‌تواند، یک نمایشنامه را روی صحنه ببرد و عده قلیل صدهزارنفری، طرفدار پاتوق‌های هنری می‌توانند از چنین آثاری حمایت کنند و موجب رونق این حوزه شوند. از سوی دیگر اجرا کنندگان  «امشب اینجا»  دچار عجب توهم هنری سرخوشانه‌ای هستند که از اجرای چنین نمایش ابتری، تلقی اجرای تئاتر دارند و تصور می‌کنندهر چقدر از دیالوگ و اجرای صحنه‌ای با ساختار کلاسیک، فاصله بگیرند اثرشان آونگاردتر خواهد شد. «امشب اینجا»،   از چنین وضعیتی تبعیت می‌کند و مولفانش تلقی آوانگارد بودن از چنین متنی و از چنین نمایشنامه‌ای دارد.

دراماتوژ این اثر «محمد چرمشیر» است و روی پوستر نمایش این عبارت نقش بسته است”بر اساس فکری از لیلا پرویزی”. نخستین سئوالی قابل طرح این است که چنین وهن نمایشی که شبیه اجراهای چند نفره و دورهمی رادیو است نیازی به دراماتوژ ندارد و نام محمد چرمشیر نوعی وام گرفتن اعتبار هنری  این نمایش‌نامه نویساست، برای آوانگاردنمایی. جالب اینجاست که روی بروشور نمایش درج شده  بر اساس فکری از لیلا پرویزی. با دیدن نمایش این سئوال به ذهن متبادر می‌شود، مگر فکری هم در این نمایش وجود دارد؟

اما روایت چیست؟ روایت «امشب اینجا» مبتلا به بیماری جنسی‌گرایی نمایشی رشته متونی تئاتری است که در کشورمان به وفور روی صحنه می‌رود. همان بیماری روشنفکرانه‌ای که ریشه‌های فرویدی دارد و سعی در احیای سی و شش وضعیت نمایشی ژرژپولتی دارد. در واقع اغلب تئاترهایی که در تهران روی صحنه می‌رود و مخاطبی برای خودش دست و پا می‌کند، مرکز ثقل اصلی نمایش روابط حاد جنسی  است.

هنوز از اجرای نمایشنامه «مادر»  فلوریان زلر در تئاتر مستقل تهران زمان چندانی نمی‌گذرد. تئاتری  که با موضوع نمایش تمایلات همخوابگی مادر با فرزند در چندین نوبت روی صحنه رفت. هنوز از انتقادات رسانه‌ای فراوان به گستردگی متون نمایشی فرانسوی روی صحنه تئاتر کشور زمانی نمی‌گذرد که در نمایشی بومی، مولفانی همان مفاهیم را در قالب نمایشنامه دیگری روی صحنه می‌آزمایند. در متن تبلیغاتی نمایشی آمده است:”شب قبل از اون اتفاق خواب دیدم، هر چهارتاشون اومدن پیشم، نیلو، بابک، رها و مامان ناهید. شلوار جین آبی و پیرهن سفید یقه‌باز پوشیده بودن، حتی مامان ناهید. ترانه داود بهبودی پخش می‌شد و منم داشتم براشون می‌رقصیدم. بارون قطع شده بود و لامپ مهتابی نزدیک در مثل همیشه پت پت می‌کرد. اون شب طولانی، شب قبل از مرگ من.

آنچه در متن تبلیغاتی نمایش آمده است، صدای ذهنی آذر (هانا کامکار) است که سالیان قبل (در دهه شصت و هفتاد) با بابک (جواد مولانیا) ازدواج کرده است و حاصل این ازدواج دختری به نام رهاست. آذر خواهری به نام نیلو (میترا حجار) دارد و قبل از ازدواج با او و مادرش ناهید زندگی می‌کرد.

آذر در برخوردهایی، شیفته رضا معشوقه خواهرش نیلو می‌شود. رضا به خارج از کشور می‌رود و پس از مدتی بازمی‌گردد و در یک مهمانی متوجه می‌شود معشوقه سابق خواهرش، دوست همسرش بابک است و پس از آن مهمانی رابطه نامشروع خود را با رضا آغاز می‌کند و در ادامه نمایش درخواهیم یافت تنها دختر آذر و بابک در واقع دختر رضاست. این روایت ملتهب در متن نمایش به صورت مونولوگ ارائه می‌شود.  

در واقع از نظر جنبه‌های هنری بنا به هر دلیلی که بیشتر می‌تواند برای فرار از سانسور باشد، روایت به صورت مخدوش (پیچیده) و درهم ارائه می‌شود. آذر میان رابطه شوهرش و رابطه نامشروعش با رضا سردرگم است و در نهایت تن به خودکشی می‌دهد. اجرای این روایت در فضایی انتزاعی، چیزی شبیه خواب و رویاست، ترفندی نمایشی برای اینکه ساختار ملتهب از چشمان میزان دور بماند، اما دیالوگ‌های ملتهب است که موجب زرق و برق نمایش می‌شود. مثلا در میزانسی خاص، روی مکعبی که در وسط صحنه اجرا وجود دارد آذر با اطوار خاصی خوابیده و بابک به او می‌گوید: چرا من هر چقدر تورا می‌بوسم، سیر نمی‌شوم.  در واقع مولفان با چنین ترفندهایی سعی در جذب مخاطب دارند. عریانی جنسی در چنین نمایشی پیوست‌هایی دارد.

 فرانسوی‌ها در متونی که این روزها در کشورمان اجرا می‌شود، تاثیر متنی و فرامتنی پررنگی‌دارند. مثلا آثار زلر در تئاتر، پررنگ هستند و جالب اینجاست در همان تماشاخانه ایرانشهری که تحت سیطره فرانسوی‌هاست، «نمایش امروز، روز خوبیست برای مردن» (به تهیه‌کنندگی  یک فرانسوی) روی صحنه می‌رود. طبیعی است برای اینکه نمایشنامه‌هایی مثل «امشب اینجا» برای اینکه از غافله جا نمانند همان تم فرانسوی هم خوابگی خواهر با معشوقه خواهر را دنبال می‌کند.

جنبه‌های هنری این اثر هم از سویی نیز بسیار مخدوش است، بازی بازیگرانش فاقد زیباشنایی  است، چون متن مخدوش است و با فرهنگ عامه ایرانی نسبتی ندارد، بازیگران اغلب از نمایش و اجرای آن عاجزند. وقتی کالبد معصومانه هانا کامکار را می‌بینیم، با این حجم از معصومیتی که در چهره دارد، نمی‌تواند باور کنیم که او زنی اغواگر است که شوهرش را فریب داده و با دوست صمیمی او هم بستر شده است و از هم‌خوابگی نامشروع با او صاحب فرزندی شده است.  میترا حجار هم که اساس بازیگری نیست که روی صحنه تئاتر بتواند مخاطب را مفتون پرسوناژ نیلو کند.  همه بازیگران گوینده خبر هستند، ایستاده در مقابل تماشاگران در ستایش، خواهر خودکشی کرده مرثیه می‌سرایند، گویی که این زناکارمرده  یک قدیس است. برجسته سازی چنین زنا جفاکاری چه نسبتی با فرهنگی دارد که تنها کشوری در جهان است که از حیث حلال‌زادگی در رتبه نخست قرار دارد.

این نمایشنامه متناسب با فرهنگ کشورهایی نظیر فرانسه است که عشاق  «هم‌باشی یک‌شبه»  را از زیر برج ایفل آغاز می‌کنند. اینجا کشوری است که عشق را برای به ثمر رساندن  قانونی ثبت می‌کنند. البته از «ایالت خودمختار خانه هنرمندان» و «پردیس فدرالیزه شده ایرانشهر» تحت مدیریت مجید رجبی معمار نباید بیش از این انتظار داشت.  جمهوری خودمختار خانه هنرمندان و پردیس ایرانشهر جغرافیایی جدا از حاکمیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.   

مخاطب وقتی با چنین محتوایی مواجه می‌شویم، تصور خواهد کرد این بخش جغرافیایی از محدوده شهر، هیچ ارتباطی به جغرافیای مکانی و فرهنگی جمهوری اسلامی ندارد. حافظه پردیس ایرانشهر مثل حافظه تاریخی مدیران فرهنگی‌اش کوتاه مدت است و با فنون مختلف یادآوری، می‌توانیم نمایش عاشقانه‌های خیابان از «شهرام گیل‌آبادی» که دست کم یکماه قبل در همین تماشاخانه روی صحنه رفت را بازخوانی کنیم. «الهام پاوه‌نژاد» بازیگر عاشقانه‌های خیابان، در پردیس تئاتر ایرانشهر روی صحنه، در میان مردم فریاد می‌زد که تمام مشکلات ما از ایستگاه امام خمینی (ره) شروع شد.

گروهی برای تسخیر کامل مجموعه تئاتر ایرانشهر و خانه هنرمندان و انحلال انجمن‌های هنرهای نمایشی لحظه‌شماری می‌کنند. آیا دلیل این لحظه‌ شماری این است که نمایشنامه‌هایی از جنس «امشب اینجا» در گستره وسیع‌تری روی صحنه برود؟ فرصتی فراهم شود تا قهرمانان “حرام‌زاده” بیشتری با متون نمایشی ملتهب‌تر در معرض نمایش مخاطبان قرار گیرد؟

*مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فرار بازیگر پر حاشیه از پاسخگویی! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بازیگر پر حاشیه که با مطالب خود در نقش مروج دروغ و شایعه ظاهر شده بود، با انتشار مطلبی، از فضای مجازی خداحافظی کرد!

به گزارش سینماپرس، مهناز افشار در حالی در آخرین پست خود تأکید کرده «دیگر از درد جامعه نخواهم نوشت» که با دروغ‌ها و توهین‌های خود، مروج دروغ و شایعه بود!

بسیاری از کاربران فضای مجازی ضمن استقبال از خداحافظی افشار، تخلفات او و همسرش را یادآور شدند.

به‌نظر می‌رسد افشار که مدت‌هاست در آلمان اقامت کرده، برای فرار از پاسخگویی بابت عملکرد سیاه و تخلفات خود و همسرش، فضای مجازی را موقتا ترک کرده است.

کاربران فراوانی، او را به دلیل‌ترویج دروغ، مسئول شهادت یک روحانی در همدان می‌دانند. این بازیگر همچنین مدتها قبل در نقش مبلغ دارویی ظاهر شد که معتادان را به کام مرگ می‌کشد!

*کیهان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ممنوعیت یک خواننده زیرزمینی لغو شد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در اقدامی عجیب ممنوعیت یک خواننده زیرزمینی ملغی شد.

به گزارش سینماپرس، ممنوعیت فعالیت این خواننده در حالی لغو شد که کارهای موسیقیایی این فرد دارای محتوای هنجارشکنانه است.
این فرد سابقه همکاری با عناصری مسئله‌دار را نیز در کارنامه دارد.
رفع ممنوعیت کاری این قبیل عناصر، به‌ترویج موسیقی زیرزمینی و محتوایی سخیف می‌انجامد که با فرهنگ جامعه دینی ایران همخوانی ندارد و به بنای هنر ناب ایرانی آسیب می‌زند.

*کیهان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هالیوود و«خودنمایی زنانه» در افشای «هوس‌بازی مردانه» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رفتار زنان هالیوودی همراه و مقوم فساد جنسی فراگیر مردان هالیوودی است، آنها برای کسب درآمد بیشتر، علاوه بر اینکه بازیگر صحنه‌های مبتذل فیلم‌ها می‌شوند، خودشان هم پابه‌پای مردان فیلم مبتذل می‌سازند و به‌روی جلد مجلات و فرش‌های قرمز خودنمایی می‌کنند.

به گزارش سینماپرس، مسئله فساد جنسی در هالیوود که با اخبار تعرض و آزار جنسی به برخی از بازیگران زن هالیوود منتشر شد، هنوز هم ادامه دارد. هر از گاهی، دوباره اخباری منتشر می‌شود که بازیگر زن دیگری درباره فساد جنسی تهیه‌کننده‌ای صحبت و از آزارهایی که به او رسیده است شکایت می‌کند.

این بار دو خبر مرتبط به هم در این حوزه منتشر شده  که هر دو دارای اهمیت است؛ یکی از زبان «براد پیت» بازیگر سرشناس هالیوودی و دیگری از زبان «مگان فکس» بازیگر زنی که چند سال قبل با تعدادی کار مشهور شد و یک‌باره خاموشی را انتخاب کرد. هر دوی این اخبار نشان می‌دهد هنوز اخبار مگوی فراوانی در سینه‌ها خفته است و اگر نیشتری به بازیگران و هنرمندانی از هالیوود بخورد، یک‌باره سر غده چرکینی دیگر باز می‌شود و حرف‌های جدیدی بیرون می‌ریزد.

«گوئنیت پالترو» بازیگر فیلم «شکسپیر عاشق» اخیراً از حمایت «برد پیت» در مقابل هاروی وانستین ستایش کرده و گفته که پیت از قدرت و شهرت خود استفاده کرد تا در ایامی که صاحب قدرت و شهرت نبودم از من محافظت کند. ماجرا از این قرار است که  «برد پیت» این هفته در مصاحبه با CNN هنگام معرفی فیلم «به‌سوی ستارگان» (Ad Astra) در مورد مواجهه با «هاروی واینستین» در سال ۱۹۹۵ صحبت کرده  و به آزار جنسی «گوئنت پالترو» توسط این تهیه‌کننده اشاره کرده است.  برنده اسکار «شکسپیر عاشق» گفته بود واینستین در ۲۲ سالگی به او آزار جنسی رسانده است.  پالترو در «شوی هاوارد استرن» در می سال ۲۰۱۸ فاش کرده بود که پیت در افتتاحیه‌ برادوی «هملت» به واینستین گفته بود «اگر یک بار دیگر او را آزار دهی، تو را می‌کشم.» «برد پیت» گفته که «می‌خواستم مطمئن شوم که این اتفاق دیگر تکرار نخواهد شد، زیرا پالترو قرار بود دو فیلم دیگر با واینستین بسازد».

«مگان فاکس» هم در مصاحبه‌ تازه‌ای با «اینترتینمنت تونایت» می‌گوید نگاه جنسیت‌زده‌ هالیوود رابطه‌ اضطراب‌آوری میان او، مطبوعات و مردم شکل داده است. او بعد از بازی در یک فیلم ترسناک در سال ۲۰۰۸ دیگر کمتر به‌سراغ بازیگری رفت.

فاکس می‌گوید که  «تنها آن فیلم نبود، هر روز زندگی من، تمامی لحظات، هر پروژه‌ای که انتخاب می‌کردم و هر تهیه‌کننده‌ای که با او همکاری می‌کردم [تحت تأثیر این نگاه بود] و تا بالاترین حد افزایش پیدا کرد؛ فکر می‌کنم یک فروپاشی روانی واقعی را تجربه کردم و به حالتی رسیده بودم که دیگر نمی‌خواستم هیچ کاری انجام دهم؛ نمی‌خواستم دیده شوم، نمی‌خواستم از من عکسی گرفته شود و با مجلات همکاری کنم و روی فرش قرمز قدم بگذارم، از ترس وجود این نگاه و به‌علت اطمینان از این مسئله که مسخره خواهم شد، یا آب دهان به‌سمت من پرتاب خواهد شد، یا کسی سرم فریاد خواهد کشید، یا سنگ به‌سمت من پرتاب خواهد کرد یا رفتار وحشیانه‌ای با من خواهد داشت، تنها به این خاطر که از خانه بیرون آمده‌ام، نمی‌خواستم در مکان‌های عمومی دیده شوم… بنابراین لحظات بسیار تلخی را از سر گذراندم».

اما در این میان چیزی که مهم است افشای تدریجی این حقایق  است؛ چرا تمام زنانی که در این مسئله خاطرات تلخ و یا شواهد مهمی داشتند در زمانی که این مسئله در صدر اخبار و به‌قول معروف داغ بود آنها را نگفتند و مانند قطره‌چکانی کم‌کم و هر از گاهی آن را بیان می‌کنند؟ سؤال دیگر اینکه؛ آیا واقعاً زنانی که افشاگری‌ می‌کنند، خودشان هیچ نقطه منفی و غیراخلاقی در فیلم‌ها و سریال‌ها ندارند و هرچه هست به‌زور و تهدید توسط تهیه‌کنندگان بدطینت رخ داده است؟

در پاسخ به این سؤال، شواهد نشان می‌دهد علاوه بر فساد جنسی فراگیر میان مردان هالیوودی، رفتار زنان هالیوودی مقوم و همراه آن فساد مردانه است، چرا که اولاً بسیاری از این بازیگران زن حتی خود «پالترو» در فیلم‌های زیادی بازی کرده‌اند و می‌کنند که از وضعیت مناسبی از نظر اخلاقی برخوردار نیستند؛ حضور بازیگران نه در هیچ فیلمی و نه البته برای ایفای چنین سکانس‌هایی از سر اجبار نیست، بلکه به‌دلیل تأثیر روشنی که بر فروش می‌گذارد در دستمزد آنان تأثیرگذار است؛ حتی اگر این مطلب صحیح نباشد نمی‌توان حضور آنان در برخی از مجلات مبتذل را نادیده گرفت که برای آنکه عکسی از آنان روی مجله  باشد، پول زیادی را دریافت می‌کنند.

بازیگر زنی که جنبش METOO‌ را سرعت داد و از دیگر بازیگران خواست تا در توئیتر تجربیاتشان را درباره آزار جنسی همکاران سینمایی فاش کنند، کارنامه سیاهی در ابتذال سینمایی دارد. حتی قبول این مطلب که این بازیگران در ابتدای ورود خود به هالیوود مجبور به پذیرش بازی در چنین صحنه‌هایی به‌زور تهیه‌کننده بوده‌اند، ما را با این حقیقت مواجه می‌کند که به  این فساد، در موارد فراوانی توسط زنان تهیه‌کننده و کارگردان زیادی که در دنیای صنعت سرگرمی‌سازی و سینمای هالیوود هستند دامن زده می‌شود.

یکی از بازیگران زنی که سال قبل در جشنواره فیلم «کن» درباره تعرضات «هاروی وینستاین» به او در سنین جوانی گفته بود، با انتخاب و اختیار خود در یکی از ردکارپت‌ها در دهه ۹۰ با وضعیتی که حتی برای خود هنرمندان نامتعارف بود حاضر شد و به یکی از جنجالی‌ترین سوژه‌های عکاسی تبدیل شد.

همین روزهای فعلی نیز شاهد فیلم دیگری با هدف نقد سرمایه‌داری و عدم حقوق برابر زنان و مردان به‌کارگردانی یک زن هستیم که حتی برای این نقد، قواعد هالیوودی شهرت و ثروت را پذیرفته و با ترسیم صحنه‌های مبتذل، در همان میدان فساد، بازی می‌خورد؛ به‌نظر شما چاقو در مقابل دسته خود چه وضعی دارد؟

پس باید به این حقیقت اعتراف کرد که خود هنرمندان زن هالیوودی در دامن زدن به فساد جنسی و وضعیت آلوده فرهنگی این شبکه بزرگ فیلمسازی و سرگرمی سهیمند؛ به‌یاد بیاوریم فیلم «بولوار مالهلند» دیوید لینچ را که همین فساد هالیوودی را از زاویه پشت دوربین ترسیم کرده است و از حقیقت این فساد میان اهالی هالیوود خبر داده است.  

دوم اینکه به‌نظر می‌رسد برخی از این بازیگران زمانی احساس می‌کنند که باید یکی از این حقایق را فاش کنند که به رسانه‌ای شدن و بازآفرینی شهرت نیاز دارند؛ فراموش شدن بازیگر مرگ اوست و در صورت خانه‌نشین شدن آنان باید به‌زودی، منتظر نابودی او برای همیشه، خصوصاً در کشوری مثل آمریکا با این حجم بالای بازیگر و ستاره بود. حال داد زدن این موضوع برای تازه کردن آن که تقریباً دیگر سفره‌اش بعد از محاکمه و دادگاهی شدن سرکرده فساد این ماجرا یعنی هاروی وینستاین جمع شده است جای کمی شک دارد.

در هر حال اصل فساد و ریشه آن یعنی پول و شهرت بیشتر برای بازیگران زن هالیوودی که به‌واسطه این تبرّج و خودنمایی در فیلم‌ها و صنعت سرگرمی به دست می‌آید تا آخر ادامه دارد و زمانی رو به پایان می‌گذارد که نظام سرمایه‌داری فروبپاشد و سینمای آمریکا بخواهد مانند دوران طلایی‌ کلاسیک، نسبتاً سالم ‌و خانوادگی فیلم بسازد.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«آبروی کوچه‌ها» ماجرای حذف نام «شهید»روی آنتن شبکه ۵ می رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مستند «آبروی کوچه‌ها» مرتبط با حذف نام «شهید» از امشب ساعت ۱۹ روی آنتن شبکه پنج سیما می‌رود.

به گزارش سینماپرس، فاطمه حبیبی تهیه‌کننده مستند « آبروی کوچه‌ها»  گفت یکی از ویژگی‌های بارز این مستند تهیه و تولید آن در کوچه پس کوچه‌ها شهر تهران است.

«آبروی کوچه‌ها» با کمک جوانان، اهالی و بسیج محله (محله زندگی شهید) تهیه  و تولید شده است. مهدی عباس نژاد و عبدالوهاب بیگ‌پور مجریان و شمس الدین معزپور روایتگری جنگ این مستند را بر عهده دارد.

وی ادامه داد: این مستند گزارشی دارای آیتم‌هایی همچون روایتگری جنگ، تهیه مستند از محل زندگی شهید، مصاحبه با خانواده شهید و همرزمان، پخش تصاویری موجود از شهید، تیتراژ و… و. است.

آبروی کوچه‌ها با دعوت از همرزمان و اهالی محله در لوکیشن برنامه به معرفی شهید، بیان خاطرات زندگی و لحظه شهادت ایشان، نمایش عکس‌ها و یادگاری‌های برجای مانده از شهید و… و. می‌پردازد.

این برنامه در اولین قسمت به معرفی شهیدان والامقام  شریفی و روایت زندگی و جانفشانی‌های این شهیدان در دوران جنگ تحمیلی می‌پردازد.

این مستند کاری از بسیج سازمان صداوسیما و شبکه پنج است که به سفارش بنیاد حفظ آثار  و نشر ارزش‌های دفاع مقدس تهیه و تولید شده است.

مستند آبروی کوچه‌ها در هفته دفاع مقدس هر شب ساعت ۱۹ به مدت ۳۰ دقیقه روانه آنتن شبکه پنج می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نوه «چارلی چاپلین» مستند پدربزرگش را می‌سازد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارمن چاپلین نوه چارلی چاپلین، مستندی از زندگی این بازیگر و کارگردان مشهور می‌سازد.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، کارمن چاپلین کارگردان، تهیه کننده و بازیگر سینما کارگردانی مستند سینمایی «چارلی چاپلین، یک مرد جهانی»  را بر عهده گرفت. این مستند وجوه‌ جدیدی از زندگی چارلی چاپلین را روایت خواهد کرد.

این اولین بار است که یکی از افراد خانواده چاپلین در ساخت فیلمی درباره او دخالت می‌کند. کارمن چاپلین همچنین در نوشتن فیلمنامه این مستند با آمیا رامیرز همکاری خواهد کرد.

این مستند در همکاری با کمپانی MK۲ فرانسه ساخته خواهد شد و در حال حاضر در مراحل ابتدایی است. طبق برنامه‌ریزی ها این فیلم مستند در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰ به مرحله ساخت می رسد. این فیلم ریشه های رومانیایی بودن چارلی چاپلین را می گوید. البته او هیچگاه این موضوع را که پدر مادر او هر دو ریشه رومانیایی دارند، مخفی نکرده بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«بدهی به مادرم»؛ پاسخ به شبهه پول‌گرفتن مدافعان حرم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در مستند «بدهی به مادرم» با اثری مواجه هستیم که قصد کرده به شبهه پول گرفتن مدافعان حرم پاسخ دهد و به زندگی و وضعیت معیشت یکی از این رزمنده‌ها پرداخته است.

به گزارش سینماپرس، گعده «راه‌نما» به همت دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار با نقد و بررسی مستند «بدهی به مادرم» به کارگردانی مرتضی اسفندیاری با حضور نعمت‌الله سعیدی، نویسنده و منتقد سینما و سیدرسول منفرد، مجری و کارشناس در حسینیه هنر تهران برگزار شد.

مظلومیت مدافعان حرم

در ابتدا اسفندیاری کارگردان اثر ضمن معرفی خود از چگونگی رسیدن به این سوژه گفت: بنده در ابتدا قصد داشتم به سوریه بروم و مدافع حرم شوم ولی بعد تصمیم گرفتم با ساخت یک اثر مستند درباره مظلومیت مدافعان حرم دِین خود را ادا کنم. دغدغه ذهنی من این بود که می‌گفتند این‌ها پول می‌گیرند و به سوریه می‌روند، این شد که شروع به مصاحبه گرفتن کردم تا این که به سوژه این مستند یعنی آقای سید مرتضی مساوات برخوردم و زندگی‌اش برایم جالب آمد چون ایشان کار ثابت داشته و بعد از آن که مدافع حرم می‌شود، کار خود را از دست می‌دهد و با وجود سختی‌های بسیار باز هم دغدغه رفتن به سوریه را داشت.

منفرد، مجری و کارشناس برنامه با بیان ایده نو کارگردان در به تصویر کشیدن رزمنده‌ای که زنده است، گفت: تا به حال سوژه کارهایی که دیده بودیم شهید یا جانباز بودند البته مقداری این امر به سبب تقدم شهدا طبیعی است ولی سوژه قراردادن آقای مساوات این مساله را به ما یاداوری می‌کند که شاید ما در انتخاب سوژه مقداری سهل‌انگاری می‌کنیم و بسیاری از سوژه‌ها را دست‌کم می‌گیریم.

* وحدت، شرط اول کثرت

سعیدی در جلسه نقد مستند «بدهی به مادرم» بیان داشت: اولین مزیت این مستند این است که کارگردان می‌داند چه می‌خواهد بگوید. گاهی اوقات طرف کاری می‌سازد اما خودش هم نمی‌داند چه می‌خواهد بگوید. اینجا کارگردان کاملا می‌داند، چه می‌خواهد بگویم و در این راستا به معیشت یک رزمنده اختصاص داده است.

وی با اشاره به این نکته که شرط اول کثرت داشتن وحدت است، افزود: همان طور که یک درخت تا تنه‌ی استواری نداشته باشد نمی‌تواند شاخ و برگ بگیرد، فیلم هم اگر موضوع دقیق و مشخصی نداشته باشد، نمی‌توان خرده داستان برایش تعریف کرد. روی هوا نمی‌شود شاخ و برگ زد. وقتی این فیلم معیشت یک رزمنده را هدف‌گذاری می‌کند، آن وقت می‌تواند پیام‌های دیگری هم بدهد.

* خودم را جای مخاطب می‌گذارم

 اسفندیاری کارگردان این مستند بیان داشت: من قبل از این که کار را بسازم خودم را جای مخاطب می‌گذارم. مخاطب مستند هم معمولا دوست ندارد کاری در زمان بلند ببیند. شاید در نسبت با یک اثر داستانی از کاری با زمان طولانی استقبال کند اما درباره مستند زود حوصله ش سر می‌رود برای همین من معمولا کارهایم را با تایم نیم ساعت می بندم.

وی افزود: از نظر تکنیکی و فنی نگاهم به تولید برای سینمای جشنواره‌ای است. برای همین قاب‌هایم را سینمایی می‌بندم، هر چند می‌دانم در نهایت باید کار از تلویزیون پخش بشود، تا دیده شود. چرا که مخاطب جشنواره‌ای ما تعداد معدودی‌اند. و از طرفی مخاطب تلویزیون هم بیشتر از نیم ساعت پای مستند نمی‌نشیند.

* سینمای جهنمی

سعیدی در ادامه خاطر نشان کرد: یک وقت یک نگاه غلط اما قابل اصلاح وجود دارد یک وقتی نگاهی وجود دارد که باید آن را از اساس از بین برد و نگاهی مخالف برای مقابله با آن باید تولید کرد. مساله این است که کسی می‌رود سینما نیازهای اولیه‌اش تامین شده و حالا به دنبال آگاهی است. البته خیلی‌ها به قصد سرگرمی به سینما می‌روند، نه برای کسب آگاهی خب چنین سینمایی جهنم است. چون وقت تنها سرمایه انسان است و کسی که سرمایه‌اش روی دستش مانده و نمی‌داند با آن چه کند احوال آدم جهنمی را دارد.

* بلیت فروشی اختیاری

سعیدی در تکمیل صحبت منفرد در رابطه با ناکارآمدی سازمان تماشای سینمای ایران برای بلیت فروشی آثار مستند گفت: کارفرهنگی با تعریف دینی آن همانند هیئت هست که ابتدا هیئت با بهترین کیفیت برگزار می‌شود، بعد به اصطلاح بلیت می‌فروشند و هر نفر به اندازه وسع و رضایتش هزینه می‌کند. اما نمی‌توان توقع داشت که مخاطب برای همه آثار پول بپردازد. بلکه حکومت باید از تولید برخی آثار حمایت کند. وقتی هنر درصدد ارائه آگاهی است دیگر نمی‌توان گفت که گیشه را هدف بگیر یا نگیر زیرا این دوگانگی از اساس غلط است و باید رویکرد و نگاه دیگری را ایجاد کرد تا به نتیجه رسید.

این منتقد سینما تصریح کرد: اگر هیأت‌های مذهبی ما به این رشد برسند که یک مستندساز هم می‌تواند کاری را انجام دهد که یک مداح انجام می‌دهد، آن وقت اوضاع تغییر خواهد کرد. آن وقت است که برای آن هزینه می‌کنند. اما متاسفانه ما درگیر یک ساختار غلط هستیم در حالی که باید یک ساختار جدید تعریف کنیم.

* تصویر شهیدگونه

اسفندیاری در خصوص بازخوردهایی که از اکران مستند داشته است، گفت: اولین برخورد بنده از سمت عوامل فنی شبکه بود و خیلی‌ها به من گفتند تاکنون کارهای از این دست که دیده بودیم، درباره زندگی شهید یا جانباز ساخته شده بودند و این اثر یک رزمنده که اکنون زنده است، به تصویر کشیده و این برای مخاطب جذاب بود. همیشه می‌گفتند شهدا ملکوتی هستند و زندگی متفاوتی دارند ما با این اثر خواستیم زندگی واقعی یک رزمنده را به تصویر بکشیم که عاشق فرزندانش است.

* هماهنگی همه عناصر فیلم

سعیدی در ادامه خاطر نشان کرد: روایت اثر یک روایت ملایم است. یعنی سرعت دادن اطلاعات نه شتابزده است نه کند. تنه‌ای که به عنوان محور روایت شکل گرفته زندگی معیشتی یک رزمنده را به تصویر کشیده و باعث شکل‌گیری خرده داستان‌هایی شده که هر کدام در جای خود قرار گرفته است. مثلا وقتی یک سبزی‌فروشی راه می‌اندازد پایانش به یک هیات ختم می‌شود که آمده سبزی‌ها را خریده است یا درباره فلافل فروشی هم همین طور است.

وی هماهنگی عناصر مختلف فیلم را از نقاط قوت این کار برشمرد و عنوان کرد: درباره فیلم می‌گویند اگر هر عنصری طوری دیده شود که توجه مخاطب از فرایند کلی فیلم دور کند اصطلاحاً می‌گوییم این عنصر از اثر بیرون زده است، این تعریف می‌تواند شامل هر عنصری از تصویربرداری گرفته تا تدوین شود اما ما در این مستند شاهد هماهنگی همه عناصر هستیم. تعادل و توازن با ساختار داستان موضوعیت دارد. آرامش موجود در زندگی این آدم به چشم می‌آید، حتی آرامش در حرکت دوربین هم قابل ملاحظه است انگار که خود عوامل هم این آرامش را گرفته اند.

* پاسخ فرافکنی دشمن با سلاح هنر

این منتقد سینما بیان داشت: در مستند «بدهی به مادرم» با اثری مواجه هستیم که قصد کرده به شبهه پول گرفتن مدافعان حرم  پاسخ دهد و به زندگی و وضعیت معیشت یکی از این رزمنده‌ها پرداخته است. خب وقتی دشمن چنین شبهه‌ای را مطرح می‌کند جواب این شبهه را با خبر و تحلیل نمی‌توان داد. چرا که دشمن با این فرافکنی احساسات افکار عمومی را نشانه گرفته است و برای پاسخگویی به این شبهه باید همان احساس را نشانه گرفت و این فقط کاری از هنر ممکن می شود. وقتی چنین اثری تولید شد آن وقت دست تحلیگر باز می‌شود برای حرف‌های عقلی و منطقی که باید بزند. این مستند از این جهت که توانسته است حمله طرف مقابل را خنثی کند قابل توجه است.

وی در پایان تصریح کرد: اثر درباره وضعیت زنده یا شهید بودن سوژه اصلی دچار یک بلاتکلیفی است که به نظر من این نقطه ضعف محسوب می‌شود. می‌توانستیم یک پایان باز داشته باشیم و مخاطب با دو گزینه برای زنده یا شهید بودن او مواجه شود اما هیچ تمهیدی برای این رفع ابهام در نظر گرفته نشده و در آخر که مخاطب بفهمد که سوژه شهید نشده احساس می‌کند به او دروغ گفته شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

میثم مطیعی از وضعیت سلامت خود می گوید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در پی انتشار اخباری مبنی بر بستری شدن و جراحی میثم مطیعی، این مداح اهل بیت با انتشار یادداشتی درباره خود توضیح داد.

به گزارش سینماپرس، بعد از مشورت‌ فراوان و به صلاحدید پزشکان سه عمل جراحی را از زمستان ۹۷ تاکنون پشت‌سر گذاشتم و هم اکنون در دوره نقاهت و بازیابی سلامتی هستم. ‌برخی دوستان لطف داشتند و مطالبی در مورد بنده منتشر کردند که گویا باعث نگرانی اطرافیان و آشنایان شده است. ‌ به لطف خدا جای هیچ‌گونه نگرانی نیست و ان‌شاءالله از مهرماه در دانشگاه حاضر می‌شوم و کارها را از سر خواهم گرفت. ‌ ‌به‌خاطر اینکه آرامش روان و آسایش ذهنی شما عزیزان برایم مهم است راضی به رسانه‌ای کردن این مسئله نبودم، چرا که آن را مسئله‌ای عادی و شخصی می‌دانم. اما مطالب منتشر شده در برخی رسانه‌ها ناگزیر مرا به این ورطه کشاند. ‌وی در ادامه به انتقاد از برخی چهره‌ها پرداخت و نوشت:خبر خوب، موجب حال خوب در شنونده و بیننده می‌شود. نیاز جامعه ماست که از التهابات روانی و رسانه‌ای به دور باشد؛ مخصوصاًً برخی ورزشکاران و بازیگران که خود را چهره هم می‌نامند و در هر مسئله ریز و درشتی بدون اطلاع اظهارنظر می‌کنند، وظیفه سنگین‌تری دارند که جامعه را در التهاب مسائل شخصی خودشان نیندازند و تشویش و منفی‌نگری را به جامعه منتقل نکرده و به جای گلایه و شکایت در مسیر بهبود همه کاستی‌های موجود، آستین همت بالا بزنند. ‌نباید برای گرفتن لایک به گرفتن حال مخاطبان راضی شد. محرم درس عبور از خویشتن برای تکلیف مدارانه زیستن است. ‌

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کتاب «روز آزادی زن» منتشر شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کتاب «روز آزادی زن» به نویسندگی سمیه ذوقی و از تازه‌های نشر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (راه‌یار) در ۱۸۴ صفحه منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، کتاب «روز آزادی زن» به نویسندگی سمیه ذوقی از تازه‌های نشر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (راه‌یار) در ۱۸۴ صفحه و با قیمت ۱۸۰ هزار ریال منتشر شد.

کتاب «روز آزادی زن» با موضوع تاریخ شفاهی قیام ۱۷ دی ماه زنان در شهر مشهد است که کار تحقیق و تدوین آن توسط خانم‌ها ملیحه بخشی نژاد، سمیه ذوقی و ندا ترکمنچه انجام شده است.

در مقدمه کتاب آمده است: «هر سال هفدهم دی، میدان مجسمۀ مشهد شاهد جشن کشف حجاب بود. زنان و مردان موافقِ این سیاست در این روز بهمنظور تجلیل از اقدام رضاخان، گرد هم می‌آمدند و دستهگل‌هایی به پای مجسمۀ او میریختند. هفده دی ماه ۱۳۵۶ شمسی هم مثل هر سال، همه چیز برای تجلیل از رضاخان آماده بود و زمستان سرد و ساکت شهر، خیال رژیم را از هر مزاحمی آسوده کرده بود؛ غافل از آنکه بانوان باحجاب مشهدی در این روز آمادۀ برافروختن شعله تظاهراتی بودند که تا آزادی کامل مردان و زنان ایران از استبداد پهلوی فرو ننشست.»

مقام معظم رهبری سال ۱۳۸۶ در بیاناتی درباره این راهپیمایی فرمودند: «در دیماه ۱۳۵۶، روز هفدهم دیماه در مشهد، یک اجتماع عظیمی، تظاهراتی از زنان مسلمان با شعار «حفظ حجاب» راه افتاد. ما آنوقت در تبعید بودیم؛ خبر آن را شنیدیم که زنان مؤمن و مسلمان و شجاع یک چنین حرکتی را به راه انداختند.»

علاقمندان جهت خرید کتاب «روز آزادی زن» می توانند با مراجعه کتاب فروشی های معتبر در سطح کشور این اثر ارزشمند را تهیه نمایند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مدیر طرح و نظارت در شبکه الکوثر منصوب شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیر شبکه الکوثر در حکمی مدیر گروه طرح و نظارت این شبکه را منصوب کرد.

به گزارش سینماپرس، مرتضی شمسی مدیر شبکه الکوثر، در حکمی سیداحمد حسینی خبیر را به سمت مدیریت گروه طرح و نظارت این شبکه منصوب کرد.

در این حکم، برنامه ریزی برای طرح های روز بر اساس اهداف تعیین شده شبکه و نظارت بر کیفی شدن هر چه بیشتر برنامه ها، از جمله مهم ترین محورهای ماموریت محوله عنوان شده است.

سید احمد حسینی خبیر مدیر جدید واحد طرح و نظارت شبکه جهانی الکوثر، دانش‌آموخته دانشگاه تهران در رشته مطالعات فلسطین اشغالی (اسرائیل) در مقطع کارشناسی ارشد است و از سال ۱۳۸۳ همکاری خود را با سازمان صداوسیما آغاز کرده است.

در حکم انتصاب شمسی برای حسینی خبیر، همچنین از زهره صدرزاده مدیر سابق گروه طرح و نظارت برای خدمات و زحمات ۱۴ ساله وی در واحد طرح و نظارت شبکه الکوثر تقدیر و تشکر شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع