«مرداد» به «استخر» رسید

نمایشگاه گروهی «مرداد» با آثاری از هنرمندان معاصر در «استخر» از پروژههای آرتیبیشن به نمایش درمیآید.

نمایشگاه گروهی «مرداد» با آثاری از هنرمندان معاصر در «استخر» از پروژههای آرتیبیشن به نمایش درمیآید.

سینماپرس: «جنت یانگ» سینماگر آسیایی تبار برای دومین دوره پیاپی به عنوان رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار انتخاب شد.
به گزارش سینماپرس و به نقل از اسکرین، این چهره ۶۷ ساله که قبل از تبدیل شدن به تهیهکننده فیلمهایی از جمله «باشگاه جوی لاک» و «مردم علیه لری فلینت»، با برقراری ارتباط با بازیگران کلیدی در صنعت سینمای چین و هالیوود برای ساختن فیلمهایی چون «امپراتوری خورشید» مطرح شد، تنها چهارمین زن (بعد از بت دیویس، فی کانین و شریل بون آیزاکس) و دومین فرد رنگین پوست (بعد از بون ایزاکس) است که تاکنون توسط هیات مدیره آکادمی در راس این نهاد سینمایی قرار گرفته است.
«یانگ» که از سال ۲۰۰۲ عضو شاخه تهیه کنندگان آکادمی بوده، برای تصدی ریاست آکادمی بر «دوون فرانکلین» عضور شاخه تهیهکنندگان اجرایی آکادمی غلبه کرد و هر دو نامزد عضو هیات مدیره گاورنر آکادمی بودند. پس از رسوایی #OscarsSoWhite، سه کُرسی به هیات مدیره آکادمی اضافه شد که برای افراد غیر سفیدپوست و غیرمرد در نظر گرفته شده بود که وظیفه حمایت از تنوع نژادی و جنسیتی را بر عهده دارند و «جانت یانگ» یکی از این اعضا بود.
«جانت یانگ» سال گذشته جایگزین «دیوید روبین» شد که از سال ۲۰۱۹ ریاست آکادمی را بر عهده دارد اما به دلیل محدودیتهای دورهای مجبور شده حداقل برای دو سال از هیات مدیره (و در نتیجه ریاست آکادمی) کنارهگیری کند و پس از آن میتواند برای یک دوره سه ساله آخر نیز در هیات مدیره (و احتمالاً به عنوان رئیس) انتخاب شود.

ابراهیم فیاض در رونمایی از کتاب «جزیره سرگردانی» گفت: تاریخ تکرار میشود و به نظرم مجاهدین هم احتمالاً بازمیگردند. همانطور که امروز گفتمان مارکسیستی در صداوسیما حاکم است و این یکی از نشانههای بازگشت آنهاست.
به گزارش سینماپرس، مراسم رونمایی از کتاب «جزیره سرگردانی» نوشته «بیژن مومیوند» با حضور ابراهیم فیاض استاد دانشگاه، عباس سلیمی نمین پژوهشگر تاریخ معاصر، محمد قوچانی مدیرمسئول نشریه آگاهی نو، محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و احمدرضا کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ و عضو سابق مجاهدین خلق در سالن جلسات موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران برگزار شد.
ابراهیم فیاض، استاد دانشگاه تهران در این نشست درباره سیر تاریخی حضور افراد و حزبهای مختلف در سیاست داخلی ایران گفت: زمانی که این کتاب را خواندم، در بخشهایی از کتاب کلافه شدم و آن را کنار گذاشتم. حالت تاسفی که همه جامعهشناسان با آن درگیرند، در من اوج گرفت. من یاد گروهی از دوستانم افتادم که در آن دوران عضو این گروه بودند و از ابتدا با تفکرات آنها آشنا بودم.
او افزود: برخلاف نویسنده معتقدم در این کتاب اتفاقات شبیه همه آثار قبلی با این موضوع است. تاریخ تکرار میشود و به نظرم مجاهدین هم احتمالاً بازمیگردند. همانطور که امروز گفتمان مارکسیستی در صداوسیما حاکم است و این یکی از نشانههای بازگشت آنهاست.
فیاض در رابطه با اصطلاح «فهمیدن تاریخ» و درس گرفتن به معنای دقیق آن گفت: بحث اصلی روششناسی است که باید آن را با مباحث دینی بسنجیم. مثلا ما در بحث امامت تفسیر خلافت کردیم، در رابطه مجاهدین هم گرفتار تفاسیر متعدد هستیم. اما مجاهدین خلق یک اسلام اموی است که مبنای خود را براساس خلق میگذارد. همان تفکری که در ادامه به داعش ختم شد. همین شده که امروز ساختار کوری در رویدادهای تاریخی داریم. چیزی که در این کتاب میبینم این است که مثل آثاری که تا پیش از این دیدیم، همگی مصادره به مطلوب است.
او ادامه داد: متأسفانه الان جمهوری اسلامی برای نسل جدید شفاف نیست و نتوانسته این مسئله را برای جوانان شرح دهد. اینکه مجاهدین خلق از نظر ساختاری هنوز زنده است و گروهی میخواهند به آن بپیوندد، نشان میدهد فقط به دلیل حمایت امریکا و انگلیس نیست. ما هنوز مجاهدین خلق را شخم نزدهایم. این کتاب به نظر من یک مواد خام بزرگ است و باید آن را بیشتر و دقیقتر بررسی کرد.
این جامعهشناس اضافه کرد: «جزیره سرگردانی» مقدمهای برای آثار بعدی است و باید آن را ادامه داد. مومیوند باید عادت کند که هر روز بنویسد و آن را بکشاند به سمت آدمهایی که عضو مجاهدین بودند. اینکه امروز مجاهدین زنده است، باید برای حکومت هم مهم باشد و میبایست آن را بررسی کرد تا بهتر شناخت.

سینماپرس: توماج دانشبهزادی، بازیگر نقش کیانوش در سریال «سوران» که کاراکتری منفی را ایفا میکند، میگوید: کیانوش در اصل قصه، منفیتر ترسیم شده بود اما من نمیخواستم این کاراکتر سیاه و منفور باشد. این بازیگر تئاتر معتقد است: نقشهای منفی در ایران کارایی چندانی ندارند؛ در حالیکه در بهترین فیلمهای دنیا ضدقهرمانها نقش اصلی را ایفا میکنند و مخاطب هم دوستشان دارد.
به گزارش سینماپرس، توماج دانش بهزادی ـ بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ـ در گفتوگویی با ایسنا ابتدا درباره حساسیتهایش در ایفای نقشهای تلویزیونی و حضور کمرنگی که در قاب تصویر دارد، اینگونه گفت: نزدیک به ۲۰ سال است که در حوزه تئاتر فعالیت میکنم و این حساسیت را همواره با خود داشتهام. اهمیت انتخاب عوامل برای نمایشی که خودم کارگردانی میکنم و حتی انتخاب نقش برای بازیگری خودم، مهم و بسیار است.
او در پاسخ به اینکه فیلمنامه «سوران» چه ویژگی داشت که کاراکتر کیانوش را برای خودتان مناسب میدانستید؟ خاطرنشان کرد: از نظر من، فیلمنامه «سوران» ـ از طرح قصه گرفته تا شکل روایت و شخصیتپردازی ـ بسیار کامل و دقیق بود. یکی از نکات مهمی که مخاطب اکنون جذب این سریال شده، قصه متفاوتی است که روایت میکند. «سوران» کاراکتر معمولی و از جنس مردم است. همچنین در عین اینکه مرکزیت داستان است، کاراکترهای دیگر هم کنشهای لازم را انجام میدهند و قصه را پیش میبرند.
این بازیگر درباره اینکه آیا از ابتدا هم قرار بود نقش «کیانوش» را خودش ایفا کند؟ توضیح داد: سروش محمدزاده (کارگردان سریال) بازی در دو نقش « «کیانوش» و «فتاح» را به من پیشنهاد داد. زمانی که فیلمنامه را خواندم کاراکتر «کیانوش» برایم جذاب شد. احساس میکردم «کیانوش» بهگونهای طراحی شده که میتوانم از ابتدا تا انتهای آنرا مهندسی کنم. از همان ابتدا که فیلمنامه را خواندم، برای بازی در این نقش مصمم و تصمیم خود را گرفته بودم.
وی همچنین درباره منفی بودن کاراکتر «کیانوش» هم اظهار کرد: «کیانوش» در فیلمنامه خاکستری نبود و ویژگیهای منفی زیادی داشت. زمانی که با سروش محمدزاده حرف میزدم، ایدههایی داشتیم که به این کاراکتر شخصیت بیشتری بدهیم و برای کارهایش دلایل عاطفی و قوی بگذاریم. برای مثال فرض کنید آدمی برای تهیه غذای فرزندش مجبور میشود دزدی کند. ممکن است مخاطب با این فرد از نظر عاطفی همذاتپنداری کند اما از نظر عقلی همراهی نکند. در واقع مخاطب باید کُنش یک کاراکتر را از نظر عقلی و عاطفی درک کند.
بازیگر «سوران» گفت: دوست داشتم «کیانوش» آدم بدذاتی از درون و بیرون سیاه و منفور به نظر نیاید و همانطور که گفتم در فیلمنامه «کیانوش» منفی ترسیم شده بود. پس از همفکری با کارگردان و فیلمنامهنویس این کاراکتر کمی تغییر کرد.
دانش بهزادی همچنین به این پرسش که فکر میکنید کاراکترهای منفی بیشتر در ذهن مخاطب میماند یا کاراکترهای مثبت؟ پاسخ داد: در سینما و تلویزیون کاراکترهای منفی بسیار جذاب هستند. حتی ضدقهرمانهایی هستند که در ذهن میمانند و خود من هم چند نقش منفی در کارنامه کاریام دارم. به طور معمول تولیدکنندگان و تصمیمگیرندگان یک اثر هنری، کمتر به سراغ بازیگری میروند که پیشتر در نقش منفی درخشیده است و بازی مداوم نقشهای منفی این مشکل را هم به بار میآورد. یکی دیگر از مشکلات بازی در نقشهای منفی این است که سینمای ما اخلاقگراست و در آثار سینمایی و تلویزیونی قهرمانهایی با رگههای منفی را زیاد در نقش اصلی نمیبینیم؛ در حالی که بهترین فیلمهای دنیا از کارگردانانی همچون کریستوفر نولان و مارتین اسکورسیزی و… در آثارشان ضدقهرمانها نقش اصلی دارند که مخاطب هم دوستشان دارد.
او بیان کرد: کاراکترهای منفی با اینکه امکان پرداخت بیشتری دارند و در ذهن مخاطب هم میمانند اما متاسفانه در ایران کارایی چندانی ندارند و از نظر من این موضوع ناشی از نبود تخصص و آگاهی به هنر بازیگری در ایران میآید. همانطور که گفتم نقشهای اول در سینما و تلویزیون ما، کاراکترهای مثبت و اخلاقگرا هستند.
بازیگر نقش کیانوش همچنین در پاسخ به اینکه تا به حال در زندگی فردی با خصوصیات اخلاقی کاراکتر «کیانوش» مواجه شدهاید؟ اظهار کرد: بله اکنون در وضعیتی هستیم که آدمهایی از جنس «کیانوش» زیادند. آدمهای گرفتاری که با وجدان خودشان برای رهایی از مشکل دست و پنجه نرم میکنند. این افراد درد اجتماعی دارند از طرفی دیگر درد خودشان به قدری بزرگتر است که سرگردان میشوند و نمیدانند به مشکلات فردی خودشان توجه کنند یا مشکلات جمعی به همین دلیل اشتباهاتشان هم بیشتر میشود و دست به اعمالی میزنند که اگر در شرایط نرمال اقتصادی و اجتماعی بودند آن کارها را نمیکردند. از این جهت من «کیانوش» را کاراکتر منفی نمیبینم و به عقیده من و با توجه به بازخوردها مردم او را دوست دارند و با او همذاتپنداری میکنند.
کاراکترهای منفی با اینکه امکان پرداخت بیشتری دارند و در ذهن مخاطب هم میمانند اما متاسفانه در ایران کارایی چندانی ندارند و از نظر من این موضوع ناشی از نبود تخصص و آگاهی به هنر بازیگری در ایران استاین بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه با اشاره به پرداخت «سوران» به حزب کومله به این پرسش که خودتان تا پیش از سریال تا چه حد با این حزب آشنایی داشتید؟ اینگونه پاسخ داد: سالیان سال است مسایل تاریخ به ویژه قبل و بعد از انقلاب و کومله را دنبال میکنم و علاقه دارم. به عقیده من تاریخ سیاسی معاصر ایران سرشار از قصه و اتفاقات ناگفته است. مخالف این هستم که سازنده با نگاه ایدئولوژیک اثری را بسازد زیرا اگر ما با نگاه ایدئولوژیک به بازگو کردن عریانتر حقیقت هم بپردازیم، ناخودآگاه این نوع دید باعث میشود بخشی از حقیقت مخدوش شود.
وی ادامه داد: بیان کامل حقیقت، بدون نگاه ایدئولوژیک برایم بسیار مهم است. در سریال و گفتمان رسمی جامعه هم ماهیت حزب کومله مشخص است اما اگر از منظر دیگری به زندگی فردی برخی از اعضای کومله نگاه کنیم، با وجوه دیگری آشنا خواهیم شویم. پرداختن به تاریخ معاصر بسیار دشوار است و ای کاش فضای متفاوتی وجود داشت که بتوان از منظر گوناگونی به حزب کومله پرداخت. گفتمان بین دو نگاه هر چقدر به صورت دیالکتیک برقرار شود به نفع مردم و آینده سیاسی و تاریخی این مملکت خواهد بود.
بازیگر سریال «سوران» درباره اینکه آیا صداوسیمای ما پتانسیل پرداخت به موضوعات سیاسی و تاریخی را دارد؟ گفت: بیشک سازمان صداوسیمای ملی باید پتانسیل پرداختن به آثار تاریخی را داشته باشد.
او در پاسخ به اینکه جدا از فضای رسانهای فیلمسازان و بازیگران چقدر برای حضور در این کارها استقبال میکنند؟ عنوان کرد: به نظرم ممکن است فیلمسازان و بازیگران بسیار کم از این حوزه استقبال کنند. البته نه اینکه تمایلی نداشته باشند اتفاقا از فیلمبردار گرفته تا کارگردان و بازیگر بسیار کار کردن در آثار تاریخی را دوست دارند. گاهی به دلیل اینکه فیلتر سرسختی وجود دارد، موضوعات سیاسی و تاریخی تبدیل به منفعت میشود. در چنین شرایطی اگر هنرمند باور متفاوتی داشته باشد از این ژانر فاصله میگیرد. باید اجازه بدهیم رنگها، بوها و نگاههای دیگر مسایل تاریخی بروز پیدا کنند تا هنرمندان مسایل تاریخی ـ سیاسی را از وجوه مختلف به تصویر بکشند.
این بازیگر سپس درباره همکاریاش با مهدی نصرتی و اینکه اگر مجدد پیشنهاد کاری به شما شود که مهدی نصرتی در آن حضور داشته باشد قبول میکنید؟ تاکید کرد: اتفاقا من و مهدی نصرتی دوست داریم که در آثار بیشتر در کنار هم باشیم تا لحظات خوبی هم برای خودمان و هم برای ببیننده رقم بزنیم. فکر میکنم فیلم یا سریالی که یکی از ما نقش اصلی و دیگری نقش مکمل باشد، اتفاق جذابی خواهد شد. مطمئن هستم اگر تهیهکننده یا کارگردان باهوشی سریال «سوران» را ببیند، این امر را رقم خواهد زد و همه طیف لذت خواهند برد.
ای کاش فضای متفاوتی وجود داشت که بتوان از منظر گوناگونی به حزب کومله پرداخت. گفتمان بین دو نگاه هر چقدر به صورت دیالکتیک برقرار شود به نفع مردم و آینده سیاسی و تاریخی این مملکت خواهد بودتوماج دانش بهزادی در پایان صحبت هایش در واکنش به این جمله که اگر خودتان را جای مخاطب بگذارید، سریال «سوران» را چطور اثری میبینید؟ اینگونه گفت: اگر بخواهم در جایگاه مخاطب نظر بدهم، فکر میکنم «سوران» از نظر فرم بصری و هنری برای مخاطب ارزش قائل شده است. رنگ و لعاب و نورپردازی خوبی دارد و قصهاش را روان روایت میکند. کلیت تولید سریال «سوران» از طراحی صحنه و فیلمبرداری گرفته تا بازیگری و کارگردانی، پیشرو است و امیدوارم مورد پسند مخاطب باشد.
سریال «سوران» به کارگردانی سروش محمدزاده چهارشنبه و پنجشنبهها ساعت ۲۲ و ۱۵ دقیقه از شبکه یک سیما روی آنتن میرود. «سوران» از تولیدات مرکز سریال سوره به تهیهکنندگی مجتبی فرآورده است و درامی تاریخی دارد. این سریال از کتاب «عصرهای کریسکان» اقتباس شده است.
سینماپرس: سریال «پدر گواردیولا» اولین تجربه کارگردانی سعید نعمتالله در شبکه نمایش خانگی و با بازی مهران مدیری، هنگامه قاضیانی، ستاره اسکندری، علیرضا خمسه، مهدی سلطانی و … از پنجشنبه (۱۲ مرداد ماه) در شبکه نمایش خانگی منتشر می شود.
به گزارش سینماپرس، اولین قسمت سریال «پدر گواردیولا» به کارگردانی سعید نعمتالله پنجشنبه (۱۲ مرداد ماه) منتشر خواهد شد.

همچنین قسمت پیش درآمد (prequel) سریال «پدرگواردیولا» جمعه ساعت ۸ صبح پخش خواهد شد. قسمت پیش درآمد (prequel) یک سریال، درباره مرحله اولیه داستان ساخته شده که به ما می گوید قبل از سریال چه اتفاقاتی رخ داده است. گذشته شخصیتها و شکل گیری اولیه داستان در پیش درآمد بازگو می شود. در قسمت صفر، نقطه شروع روایت پدرگواردیولا نمایش داده خواهد شد.
در ویدئویی که در آستانه پخش این سریال روی صفحه پلتفرم پخشکننده (تماشاخونه) منتشر شده است، رضا یزدانی به عنوان خواننده با این سریال همکاری داشته است. «قاتل خونسرد» قطعهای است که رضا یزدانی برای این سریال خوانده است.
در سریال «پدرگواردیولا» مهران مدیری، حمید فرخنژاد، هنگامه قاضیانی، ستاره اسکندری، مهدی سلطانی سروستانی، مرجانه گلچین، علیرضا خمسه، نسیم ادبی، نرگس محمدی، محمدرضا علیمردانی، علی اوجی، مصطفی حبیبیمنش به عنوان بازیگر جلوی دوربین سعید براتی رفتهاند.
آرش عدلپرور یکی از خوانندگان عرصه موسیقی نیز در سریال «پدر گواردیولا» عهدهدار یکی از نقشهای اصلی است. فیلمبرداری این سریال، تیرماه ۱۴۰۱ به اتمام رسید.
در خلاصه داستان «پدر گواردیولا» آمده است: پدر گواردیولا که موضوعی اجتماعی دارد، قصه یک خانواده را روایت میکند که اتفاقی موجب دگرگونی روابطشان میشود و سرنوشت مسیر متفاوتی برایش رقم میزند …

سینماپرس: غلامرضا آزادی معتقد است که از زمانی که دولت وارد عرصه این جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان شد، زمینه تضعیف جشنواره فراهم و این جشنواره و سینمای کودکان و نوجوانان محتاج ترحم شدند.
به گزارش سینماپرس، غلامرضا آزادی در گفتوگو با میزان درباره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان گفت: سینمای کودک و نوجوان مقولهای ارزشمند و قابل احترام است و آثاری که در گذشته در این جشنواره حضور داشته، همگی قابل ستایش بودند، اما اکنون تنها باید برای این جشنواره کلمه ترحم را به کار برد.
وی در ادامه بیان کرد: حکمرانیهای دولتی مهمترین عامل شکست جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان شده است. از زمانی که دولت وارد عرصه جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان شد، زمینه تضعیف این جشنواره پایهگذاری شد و این امر همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه امروز باید شاهد پیکر بیروح جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان باشیم.
آزادی به رویکرد فیلمسازان عرصه کودک و نوجوان اشاره و خاطرنشان کرد: به دلیل مشکلات بسیار زیاد بر سر راه تولید و اکران فیلم در حوزه کودکان و نوجوانان، عملا تمامی فیلمسازان عرصه کودک و نوجوان ترجیح دادهاند که از ساخت فیلم در این عرصه خارج شوند. اگرچه علاقه آنان همچنان در این بخش زنده است، اما تدابیر اتخاذ شده طی سالهای گذشته و مدیریتهای ناتوان و بدون تخصص، زمینهساز فاصله گرفتن فیلمسازان موفق در حوزه کودکان و نوجوانان بوده است.
وی اظهار کرد: من به عنوان یک فیلمساز ترجیحم این بوده که در این سالها به تدریس بپردازم و دِین خود را نسبت به فرهنگ و هنر اینگونه ادا کنم.
این کارگردان به تولیدات باکیفیت و توانمند در عرصه کودک و نوجوان در دهههای گذشته اشاره و تصریح کرد: فیلمسازان موفق در گذشته کیفیت را در نظر داشتند، از این رو وقتی به موزه سینمای ایرانی وارد میشویم، شاهد جوایز بینالمللی آنان در عرصه فیلمهای کودکان و نوجوانان هستیم. در این فیلمها ادبیات کهن مورد توجه بود و بر این اساس به تولید اثر میپرداختند.
آزادی تاکید کرد: مشکل و چالش تنها در حوزه فیلم کودک و نوجوان نیست، بلکه اوضاع خانه سینما و کارگردانان و فیلمبرداران نیز به همین گونه بد است. در عرصه فرهنگ، امید به رشد و تعالی کمرنگ شده و حضور افراد توانمند در این عرصه نیز به صورت چشمگیری کاهش یافته است. هم اکنون این امر یک درد مشترک برای فعالان عرصه سینما محسوب میشود.
وی به آرزوهای فعالان عرصه فرهنگ اشاره و بیان کرد: همه ما فعالان عرصه فرهنگ، علاقهمند به ساخت فیلمهای خوب هستیم و تلاش داریم تا جوایز متعدد دریافت کنیم، اما تا زمانی که سایه عدم مدیریت آن هم از جنس دولتی بر سر جشنوارههاست، قطعا این امکان وجود ندارد. من فیلمی با عنوان «آرش کمانگیر» در دست دارم، اما با این شرایط حاضر به شرکت در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نیستم و حضور هر فیلمساز دیگر در جشنواره کنونی فیلمهای کودکان و نوجوانان را خیانت به سایر فیلمسازان میدانم.
این کارگردان در مورد علل برگزاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در اصفهان تصریح کرد: از آنجا که اسپانسری برای جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نیست و تمامی مخارج این جشنواره بر عهده شهرداری اصفهان است، این جشنواره هرسال در این شهر برگزار میشود. هزینههای هنگفت بدون خروجی مناسب باعث شده که هیچ اسپانسری به غیر از شهرداری اصفهان میل و رغبتی برای برگزاری این جشنواره نداشته باشد.
وی افزود: برای آسیبشناسی در قدم اول این سوال را باید مطرح کرد که چرا دیگر خبری از برنامههای سرگرمکننده حتی در تلویزیون نیست؟ چرا دیگر کسی «مدرسه موشها» نمیسازد یا خبری از «خاله قورباغهها» نیست؟ فیلمسازان خصوصی در گذشته عموما با اتکا به سرمایهگذاریها خود دست به تولید اثر و شرکت در جشنوارهها میزدند. آنها از تولید آثار ارزشمند و فروش اثر در گیشهها سرمایههای خود را برداشت میکردند، اما اکنون چنین اتفاق رخ نمیدهد.
آزادی شرایط برای فیلمسازان موفق را مورد بررسی قرار داد و خاطرنشان کرد: مسیر فیلمسازی برای تولیدکنندگان خصوصی کاملا نابود شده است و فاتحه فیلمسازان موفق در عرصه فیلم کودکان و نوجوانان خوانده شده است. این امر به علت دخالتهای بیجا و دستورات خالقالساعه و سلیقگی برخی مدیران از گذشته تا امروز شکل گرفته و متاسفانه ادامه پیدا کرده است. قطعا بدون این دخالتهای بیمورد سینمای کودکان و نوجوانان میتوانست به بهترین شکل راه خود را پیدا کرده و ادامه دهد.

تکآهنگهای «حرم عشق»، «باز این چه شورش است» از جمله آثار موسیقایی است که با هنرمندی بردیا صدرنوری در قالب تکنوازیهای پیانو پیش روی مخاطبان قرار گرفتهاند.

سینماپرس: نشست تحلیل فیلم مستند «اربعین» ساخته ناصر تقوایی با حضور اکبر نبوی پژوهشگر، منتقد سینما و هادی مقدم دوست نویسنده و فیلمساز عصر روز دوشنبه نهم مرداد ماه در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.
به گزارش سینماپرس، در ابتدای این مراسم فیلم مستند ۲۱ دقیقهای «اربعین» ساخته ناصر تقوایی نمایش داده شد و پس از نمایش آن اکبر نبوی پژوهشگر و منتقد سینما با بیان مقدمهای درباره مفهوم تراژدی گفت: ما با سوءتفاهمی تاریخی درباره واقعه عاشورا در جامعه روبهرو هستیم که از سوی برخی نویسندگان مطرح شده که از واقعه عاشورا با تعبیر تراژدی یاد میشود، در حالی که عاشورا تراژدی نیست.
وی ادامه داد: تراژدی در معنای مصطلح یعنی قهرمانی که کشته میشود و به هدف خود نمیرسد. مثلا در داستانهای پهلوانی مانند «سهراب و رستم» و «اسفندیار و رستم» که هر دو تراژدیهای بزرگ تاریخی هستند، قهرمانان آن اهدافی بزرگ دارند که به هدفشان نمیرسند و هر دو با مرگی دردناک و دلی غمگین کشته میشوند.
این پژوهشگر سینما با بیان اینکه در واقعه عاشورا با یک تراژدی روبهرو نیستیم، بیان کرد: قهرمان عاشورا کشته میشود اما به همه اهدافش میرسد و آن حفظ کرامت انسان، تضمین آزادگی برای آینده انسان، زندگی با کرامت برای انسان و مجموعهای از این اهداف است که اهداف محقق میشود اما مرگش تلخ و پراندوه است.
نبوی با اشاره به موضوع فیلم یعنی عزاداری آیینی مردم بوشهر عنوان کرد: عزادارای مردم جنوب با زیست فرهنگی و تاریخی آنها ارتباط مستقیم دارد. زندگی از طریق دریا و ماهیگیری و سفرهای تجاری دشواریهای خود را دارد. این فیلم در سال ۱۳۴۹ در بوشهر ساخته شده است و نشان از آن دارد که مردم بوشهر در زندگی عادی خود با حماسههای کوچک و بزرگ در زندگی روبهرو هستند. در این فیلم ناصر تقوایی کسی را که برای روایتگری اصلی انتخاب کرده جهانبخش کردیزاده معروف به «بخشو» است؛ کسی که صدای زخمی، اسطورهای و حماسی داشت و این با زندگی و زیست مردم آن منطقه نسبت دارد.
وی ادامه داد: اگر توجه کرده باشید مردم دیگر مناطق این نوع عزاداری را ندارند و عزاداری مردم جنوب رنگ خاصی دارد، گویا دمامزنهای این مراسم از دل تاریخ آمدهاند. حتی پیکره، صورت و نگاه آنها رنگ خاصی دارد، نگاهشان عمیق و پر از تلخی و اندوه است و روایتهای بسیار زیادی از محیط زیست آن منطقه دارد. در واقع این واقعه بزرگ با خون و پوست مردمی که پیرو امام حسین(ع) هستند، نسبت دارد.
دکوپاژ «اربعین» با زندگی مردم جنوب هماهنگ است
این پژوهشگر سینما با اشاره به آغاز مستند «اربعین» گفت: فیلم با نمایی از ماکتی از کربلا و شمعها آغاز میشود و گویا سالهاست که این عزاداری بوده و همانند فلاش بک این خاطرات مرور میشود، به دمامزنها و سنجزنها میرسد که ویژگی حماسی دارد و این ویژگی را هیچ ابزار عزاداری دیگری ندارد و این اتفاق شگرفی برای یک مستند است. بسیاری از مستندها لحن ندارند، اما این فیلم به شدت لحن دارد. دکوپاژی که تقوایی دارد دارای لحنی هماهنگ با مردم جنوب و واقعهای است که بعد از ۱۳۰۰ سال روایت میشود و بهشدت حماسی است.
وی در ادامه افزود: یکی از کارهای خوبی که تقوایی در این فیلم انجام داده، این است که پاساژهایی انتخاب کرده که با زندگی مردم این منطقه نسبت دارد. دوربین با نشان دادن مجموعه لنجهایی که ساکن هستند و برخی پهلو گرفتند، فضای غمگرفته بندر را نشان میدهند. در پلانی، گندمزار و عمل گندم باددادن را نشان میدهد که با توجه به تنوع کشاورزی مردم این منطقه روی گندم تاکید دارد. فهم من این است که واقعه کربلا شاید بزرگترین گناهی است که از ابتدای تاریخ رخ داده و خوردن گندم در برخی از روایتهای دینی، اولین گناهی است که انسان انجام داد. تقوایی این موضوع را به فیلم پیوند میزند که اگر گناه نخستین نبود، این گناه بزرگتر اتفاق نمیافتاد.
رویکرد تقوایی در «اربعین» فرمالیستی نیست
نبوی با اشاره به پنجرههای مشبکی که در فیلم نمایش داده میشود نیز گفت: گاهی این پنجرهها کل قاب را پر کرده و دوربین تند حرکت میکند. درست است فیلم در جاهایی در ورطه فرمالیسم گرفتار میشود، ولی رویکرد تقوایی فرمالیستی نیست و از این پنجرهها برای بیان مفهومی استفاده کند. پنجره معنا دارد؛ چشمِ خانه برای دیدن است. خانه در اینجا به معنای متعارف نیست به معنی زمان و مکان است؛ زمان و مکانی که ایستا نیست و تقوایی با هوشمندی هنرمندانهای به آن ریتم تند میدهد. در واقع تقوایی از منطقه جنوب، دریا و آب استفاده هنرمندانه کرده است. در کربلا یکی از مفاهیمی که همیشه مطرح است، تشنگی است که در این فیلم با واقعه کربلا کنتراست ایجاد میکند.
ساخت مستندهایی مانند «اربعین» دشوار است
نبوی با بیان اینکه در این فیلم دوربین ماخوذ به حیا رفتار میکند، بیان کرد: گویا اول باید به نوعی اهلیت خود را به این آیین نشان بدهد بعد وارد حریم مردم آن منطقه شود. دوربین در آغاز با فاصله از مردم حرکت میکند و در مسجد و حسینیه مراسم عزادرای شروع میشود، بعد از پلانی از بیرقها، دوربین خود را عقب میکشد و آرام آرام نزدیکتر شده و جزئی از عزاداران میشود تا اینکه در سکانسهای پایانی در کنار عزاداران حضور دارد، گویا آنها هم آن چشم روایتگر را پذیرفتهاند.
وی با اشاره به سکانس پایانی این مستند گفت: اگر با یک فیلم رئالیستی یا مستندی گزارشی روبهرو بودیم این پایانبندی منطق داشت، اما ما با یک فیلم هنری روبهرو هستیم که راز آن هم این است که از هنر اصیل برخوردار است. فیلم با پایان عزاداری به یکباره تمام میشود و فیملساز هیچ سکانسی به آن اضافه نمیکند که ممکن است به یک کنایه سیاسی اشاره داشته باشد. فیلم «اربعین» جزو آن دسته فیلمهایی است که سهلِ ممتنع است و هر کسی نمیتواند مانند آن را بسازد. ساخت این مستند با نگاه زیبایی شناسانهای که دارد، بهشدت دشوار است.
«اربعین»؛ فراتر از مستند تصویری و گزارشی است
در بخش دیگری از این نشست، هادی مقدمدوست با بیان اینکه نسخه خوبی از این فیلم نمایش داده شد، گفت: مستند «اربعین» بیانگر برخوردی است که فیلمساز با موضوع فیلم دارد و آن همان چیزی است که شاکله، ریخت و صورت فیلم را تشکیل میدهد. فیلم چیزی فراتر از تصویر مستند و به جای مانده از یک رویداد است و این مبحث قابل طرح برای سینماگرانی است که میخواهند از موضوعی فیلم بگیرند و در نهایت اثرشان در سطح گزارشگری باقی میماند و فراتر از آن نمیرود. موضع و احساس داشتن به موضوع نقطهایست که معتقدم از آنجا هنر آغاز میشود.
وی افزود: نماهایی که از پنجرهها در این مستند وجود دارد و حرکتهای دوربین همه حساب شده و شبیه ضربآهنگ و لحنی است که در مراسم عزاداری داخل فیلم اتفاق میافتد. فیلم به صورت یک منظومه اتفاق میافتد؛ عزاداران دست در کمر یکدیگر مانند منظومه میچرخند و قابهایی که بسته شده و ضرباهنگی که با تدوین ساخته شده همان حالت را به ما منتقل میکند.
مقدم دوست در ادامه بیان کرد: صورتبندی که فیلم برای خود انتخاب میکند نکته قابل توجهی دارد؛ فیلم خود را در محیط استعاره و کنایه و تشبیه نگه نمیدارد تا پلانها کارکردشان به تولید یک معنایی ختم شود که شبیه به خلق معنا در خطابه است. معنا و به عبارت دقیقتر احساس فیلم در دل یک منظومه موسیقایی قرار داده شده است؛ در باد دادن گندمها و تصویری که میبینید آهنگی درونی وجود دارد که هم به زندگی مردم آن ناحیه اشاره میکند و هم با قطعه موسیقی آیینی که فیلم دارد، همآهنگ است. البته دلسپاری به این نغمه، فقط محصول پیدا کردن ریتم و آهنگ نیست، بلکه محصول فهمیدن و پسند باطن آیینیست که در فیلم نمایش داده میشود. در واقع گویی فیلم خود در حال شراکت در آیین و مراسم اربعین است.
اربعین مستندی عالی است زیرا تقوایی اهل تحقیق بوده است
مقدمدوست خاطرنشان کرد: وقتی فیلم را میبینید گویا این فیلم یک قطعه موسیقایی بسیار فهیم است که درباره آن اندیشیده شده و پشت آن فکر است. میشود درباره آن حرف زد، لذت برد، حس دریافت کرد و معارف را از فیلم استنباط کرد. این گونه است که فیلم به اثری متفکر و هنری سینمایی تبدیل میشود. میتوان با وجود قدیمی بودن ابزار فیلمسازی، تعبیر «نفیس» را برای آن انتخاب کرد.
وی با بیان اینکه پژوهشی که این فیلم داشته یک پژوهش مطالعاتی مردمشناسی و جامعهشناسی صرف نبوده است، بیان کرد: کوشش پژوهشگرانهای که این فیلم توانست آن را به یک اثر تاثیرگذار و حسساز تبدیل کند، پژوهشی است که دنبال حقیقت امور و باطن پدیدهها بگردد و کاری کند که ما صاحبِ نظر و احساس شویم.
مقدمدوست در پایان گفت: اینکه خود پژوهشگر نسبت به موضوع فیلم احساس پیدا میکند نکته مهمی در فیلم مستند و داستانی است که کمتر درباره آن حرف زده میشود در حالی که این نکته میتواند یک فیلم را به سطح عالی برساند. به جرات میتوان گفت اربعین مستندی عالی است، زیرا تقوایی اهل تحقیق بوده است. حتی نوع فونتی که تقوایی برای نوشتن عنوان فیلم انتخاب کرده به موضوع هماهنگی صاحب اثر با جان رویداد اربعین دلالت دارد.
شهرام اسدی کارگردان سینما و نظامالدین کیایی صدابردار پیشکسوت سینما به عنوان مهمان ویژه در این مراسم حضور داشتند.

گالریهای خانه هنرمندان ایران تا روز گذشته میزبان سه نمایشگاه بودند؛ حالا این نمایشگاهها به پایان رسیدند و گالریهای خانه تا برنامهریزی برای برگزاری نمایشگاههایی دیگر برنامهای نخواهد داشت.

برنامه تلویزیونی «آن» که پخش آن از ۷ مرداد ماه آغاز شده است، تا پایان ماه صفر ادامه دارد و به هنر و مرثیه عاشورایی می پردازد.