X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

مدیران رسانه ملی به عیادت رضا رویگری رفتند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیران شبکه‌های یک و امید به همراه رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر، در منزل رضا رویگری، هنرمند کشورمان حضور یافته و جویای حال وی شدند.

به گزارش سینماپرس، مدیران شبکه‌های یک و امید به همراه رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر، در منزل رضا رویگری، هنرمند کشورمان حضور یافته و جویای حال وی شدند.

در این دیدار صمیمانه که مسعود ده نمکی کارگردان کشورمان نیز حضور داشت، رضا رویگری، بازیگر سینما و تلویزیون، با یادآوری خاطره خواندن سرود «ایران ایران» در دهه ۵۰ بیان کرد: روز ۲۶ دی خواستیم به استودیو برویم و قطعه «ایران ایران» را ضبط کنیم، اما خیابان‌ها شلوغ بود و مردم در همه جای شهر شیرینی پخش می‌کردند. آن روز به استودیو نرفتیم و در کنار مردم شادی کردیم و فردا برای ضبط رفتیم.

وی افزود: استودیو صبا به ما اجازه داد این سرود را در آنجا ضبط کنیم. بعد از پیدا کردن استودیو یک مشکل دیگر هم وجود داشت و آن حکومت نظامی بود. به همین دلیلی ناچار شدیم چند روزی را در استودیو بمانیم تا ضبط این کار تمام شود.

وی ادامه داد: روزی که از این استودیو بیرون می‌آمدم، افتخار کردم که یک کار انقلابی پر خطر و ارزشمند انجام داده‌ام، هیچگاه فکر نمی‌کردم سرود ایران ایران اینقدر ماندگار شود و همیشه یادآور روزهای انقلاب باشد.

بازیگر سریال «مختارنامه» درباره نقش خود در این سریال هم بیان کرد: داوود میر باقری گفت یک نقش ایرانی دارد که می‌خواهد من در آن نقش بازی کنم. یکی از عوامل در روز گریم به من گفت افراد زیادی برای این نقش پیشنهاد شده و گریم داشته اند، اما کارگردان اصرار داشت شما این نقش را بازی کنید.

زین العابدین، مدیر شبکه یک سیما هم ضمن آرزوی سلامتی برای رویگری گفت: سریال «مختارنامه» کاری اثرگذار و فراموش نشدنی است، همچون سرود «ایران ایران» که با گذشت سال‌ها همچنان زنده و تاثیر گذار است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در شهرهای اصلی استرالیا «عرق سرد» اکران می شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم «عرق سرد» به کارگردانی سهیل بیرقی پیش از نمایش در جشنواره فیلم سیدنی، در پنج شهر بزرگ استرالیا اکران می‌شود.

به گزارش سینماپرس، این فیلم در بخش فیلم‌های بلند جشنواره بین‌المللی فیلم سیدنی استرالیا، از تاریخ ۹ تا ۱۴ ژوئن (۱۵ تا ۲۶ خرداد) به نمایش گذاشته خواهد شد و تنها نماینده سینمای ایران در این دوره از جشنواره سیدنی محسوب می‌شود.

همچنین از پنجشنبه این هفته (۲۳ می) اکران این فیلم در پنج شهر بزرگ استرالیا (ملبورن، بریزبن، ادلاید، کانبرا و پرت) انجام می‌شود. مؤسسه دریچه سینما به مدیریت آرمین میلادی پخش «عرق سرد» در استرالیا را بر عهده دارد.

«عرق سرد» درباره‌ی ممنوع الخروج کردن یک ورزشکار زن توسط شوهرش است و تمامی بازیگران این فیلم در جشنواره‌ی فیلم فجر کاندید دریافت سیمرغ شدند. همچنین امیر جدیدی و سحر دولتشاهی برای بازی در این فیلم موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد و نقش مکمل زن شدند.

این فیلم پیش از این در بخش رقابتی جشنواره فیلم استکهلم، بخش “آینده آسیا” سی و یکمین جشنواره فیلم توکیو و همچنین جشنواره فیلم «بنگلور»، «پالم اسپرینگز» و بخش ویترین بین‌المللی جشنواره فیلم «پاناما» نیز به روی پرده رفته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فروش فیلم‌ها در نیمه اول رمضان ۹۸ ، ۲۰ درصد افزایش داشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: میزان فروش فیلم‌های سینمایی در نیمه اول ماه مبارک رمضان اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، بنابر اعلام معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی ۱۳ فیلم سینمایی در نیمه اول ماه مبارک رمضان نمایش داده شد که از این تعداد، ۴۸ درصد با موضوع اجتماعی، ۳۶ درصد کمدی و ۱۵ درصد کودک و نوجوان بوده است.

در سال ۹۷ تعداد ۱۵ فیلم سینمایی در ماه مبارک رمضان نمایش داده شد که ۴۷ درصد با موضوع اجتماعی، ۴۰ درصد کمدی، ۶ درصد کودک و نوجوان و ۶ درصد مقاومت بوده است.

مجموع فروش فیلم‌های سینمایی در نیمه اول ماه مبارک رمضان با تعداد ۱ میلیون و ۲۱ هزار و ۷۵ نفر تماشاگر، به ۹۵ میلیارد و ۸۷۸ میلیون و ۷۱۹ هزار و ۷۳۰ ریال رسید. درحالیکه در سال ۹۷ با تعداد ۱ میلیون ۷۸ هزار و ۶۲۴ نفر، میزان فروش ۷۹ میلیارد و ۹۳۶ میلیون و ۷۷۰ هزار و ۸۸۰ ریال بوده است.

بر اساس این گزارش، میزان فروش فیلم‌ها در نیمه اول ماه مبارک رمضان در مقایسه با دوره مشابه خود در سال گذشته (۹۷) ۲۰ درصد افزایش، تعداد تماشاگران ۵ درصد کاهش و نرخ متوسط بلیت سینما ۲۷ درصد افزایش داشته است.

گزارش تطبیقی فروش فیلم و سینما در نیمه اول ماه رمضان ۹۸-۹۷

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«بادها کجا می‌میرند» بمباران شیمیایی سردشت را روایت می کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: انیمیشن ۶ دقیقه‌ای «بادها کجا می‌میرند» به روایت بمباران شیمیایی سردشت می‌پردازد.

به گزارش سینماپرس، انیمیشن «بادها کجا می‌میرند» از تولیدات جدید مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به کارگردانی پژمان علی‌پور که به موضوع بمباران شیمیایی سردشت در جریان جنگ تحمیلی می‌پردازد به مرحله انیمیت رسید.

پژمان علی‌پور با تاکید بر اینکه این انیمیشن، تجربی، فرمالیستی، نمادین و تکنیکال است، اظهار کرد: تمام فیلم تراولینگی از روایتی اپیزودیک و نگاهی شاعرانه به زندگی در سردشت سه ماه قبل از بمباران شیمیایی، لحظه بمباران (هفتم تیرماه ۱۳۶۶) و سال‌ها بعد از حادثه بمباران (۳۱ سال بعد) است که تصاویر و اتفاقات به شکل انعکاس در آبی ساکن نشان داده می‌شود.

وی افزود: انتخاب این سوژه به ۱۵ سال پیش باز می‌گردد که از آن زمان همواره این دغدغه را داشتم؛ واقعیت امر این بود که بمباران شیمیایی سردشت کمتر مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته و بیشتر به بمباران حلبچه توجه شده است همین امر در ذهنم مانده بود و همیشه به آن فکر می‌کردم تا سوژه درخوری پیدا کنم. سرانجام سال ۹۵ طرح این فیلمنامه را نوشتم و برای مرکز گسترش ارسال کردم که خوشبختانه تصویب شد.

انیمیشن «بادها کجا می‌میرند» به مدت زمان ۶ دقیقه در مرحله انیمیت است و آبان‌ماه آماده نمایش می‌شود.

در خلاصه داستان این انیمیشن آمده است: «موضوع فیلم درباره بمباران شیمیایی سردشت یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است که در واقع نخستین شهر شیمیایی شده جهان محسوب می‌شود که در آن از گاز خردل استفاده شده است.»

عوامل تولید انیمیشن «بادها کجا می‌میرند» عبارتند از نویسنده، کارگردان، انیماتور و تهیه‌کننده: پژمان علی‌پور، مدیر فیلمبرداری: قادر طه‌زاده، بازیگران رفرنس جهت بلوکینگ انیمیت: فواد چالاک، سرور داوودی، شادی محمدیان، آزاد آذرنیا، فرامرز نصرالهی، شادی پاکزاد، فرزاد جوانمردی، فریبا جوانمردی، مسعود نصوری، امید دادور، سروش ابراهیمی، تهیه شده در: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن-۵


عکس/هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن-۵

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتخاب مجدد ترامپ پایان دموکراسی خواهد بود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «جِف دَنیِلز» هنرپیشه آمریکایی معتقد است: اگر دونالد ترامپ در دور بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری برنده شود، آنگاه پایان دموکراسی خواهد بود.

به گزارش سینماپرس به نقل از وِرایِتی، «جف دنیلز» در برنامه‌ای در شبکه MSNBC با اجرای «نیکول والاس» ضمن گفتگو در مورد نقش وی با عنوان «آتیکوس فنچ» در نمایش «کشتن مرغ مقلد» در تئاتر برادوی، از سیاست‌های دونالد ترامپ به شدت انتقاد کرد.

او تاکید کرد که چنانچه ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰ برنده شود آنگاه پایان دموکراسی خواهد بود.

نمایش «کشتن مرغ مقلد» که اصل رمان نوشته «هارپر لی» است، داستان سیاست‌های تبعیض نژادی در آلابامای دهه ۳۰ میلادی را روایت می‌کند و این نمایشنامه به نوعی به مقایسه محتوای داستان با فضای سیاسی امروز آمریکا می‌پردازد. این نمایش در ۹ بخش نامزد دریافت جایزه «تونی» شد. این جایزه به اسکار تئاتر شهرت دارد. «کشتن مرغ مقلد» رکورد پرفروش‌ترین نمایش آمریکایی تاریخ برادوی را به خود اختصاص داد.

دنیلز در میشیگان زندگی می‌کند و عقیده دارد که بخشی از جمعیت این شهر در زمان رأی‌گیری بی‌تفاوت هستند و برایش سوال است که رأی‌دهندگان فعال و باانگیزه این شهر کجا هستند.

او نمایش «کشتن مرغ مقلد» و موضوع تبعیض نژادی را با شرایط روز آمریکا و به ویژه اندیشه حزب جمهوری‌خواه مقایسه کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پخش «پایتخت ۶» برای نوروز ۹۹ نهایی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تهیه کننده سریال «پایتخت» از توافق نهایی و انعقاد قرارداد یک ساله برای ساخت «پایتخت ۶» خبر داد و عنوان کرد نگارش سری جدید سریال را محسن تنابنده بر عهده گرفته است.

به گزارش سینماپرس، الهام غفوری تهیه کننده سریال «پایتخت» گفت: قراردادی یک ساله برای ساخت «پایتخت ۶» با تلویزیون منعقد شد تا هم آقای تنابنده تمرکز بیشتری روی متن داشته باشند و هم اینکه تمامی بازیگران را در اختیار داشته باشیم.

‌وی افزود:، چون امسال این قرارداد از اول سال بسته شده است و ما زمان یک ساله برای این قرارداد در نظر گرفتیم توانستیم با کلیه عوامل «پایتخت» هم قرارداد ببندیم.

‌این تهیه کننده تاکید کرد: انعقاد این قرارداد در آغاز سال کمک کرد که بتوانیم تیم سریال را جمع کرده و با بازیگران قرارداد ببندیم. خیالم از این جهت که بتوانم عوامل اصلی کار را داشته باشم، راحت شده است؛ چون اعتقاد دارم اگر تلویزیون بخواهد کار «پایتخت» را برای نوروز تولید کند با توجه به اینکه بازیگرانش پر کار هستند و در پروژه‌های دیگر حضور دارند باید از ابتدای سال این قرارداد بسته شود.

‌غفوری با اشاره به اینکه نگارش فیلمنامه «پایتخت ۶» را محسن تنابنده آغاز کرده است، توضیح داد: آقای تنابنده همیشه سرپرست گروه نویسندگان و طراح فیلمنامه «پایتخت» بود؛ البته امسال زحمتش مضاعف شده است. چون پیش از این کار نگارش را مرحوم خشایار الوند بر عهده داشت، ولی با توجه به اینکه امسال آقای تنابنده در این زمینه تنها شده، فعلاً شخصاً نگارش را بر عهده گرفته تا احتمالا در آینده بتوانیم نویسنده‌های دیگری را هم به کار اضافه کنیم.

‌این تهیه کننده تلویزیون خاطرنشان کرد: در حال حاضر کار متن فیلمنامه را به پیش می‌بریم. بعد از اینکه متن‌ها به اندازه‌ای رسید که شرایط تولید داشته باشد، پیش تولید را آغاز می‌کنیم و آماده تصویربرداری می‌شویم.

‌غفوری همچنین با بیان اینکه سری جدید «پایتخت» برای نوروز ۹۹ ساخته می‌شود، عنوان کرد: محسن تنابنده، احمد مهرانفر، ریما رامین فر، نسرین نصرتی، بهرام افشاری، علیرضا خمسه، سارا و نیکا فرقانی اصل و هومن حاجی عبداللهی از بازیگران این سریال هستند.

‌وی درباره ویژگی‌های سریال «پایتخت ۶» و ماجراهایی که در داستان قرار است رخ دهد، گفت: طراحی اولیه کار را آقای تنابنده انجام می‌دهد و من هنوز در جریان نیستم که قرار است در «پایتخت ۶» چه اتفاقی بیفتد و هر چه هست در فکر آقای تنابنده پخته می‌شود و شکل می‌گیرد؛ ولی تلاش بر این است که کاری جذاب‌تر از «پایتخت» ‌های قبلی باشد و این حساسیت در حال حاضر روی نگارش فیلمنامه وجود دارد.

‌او در پایان درباره سرانجام فیلمی که قرار بود به صورت تک قسمتی از مجموعه «پایتخت» ساخته شود، گفت: آن فیلم ممکن است روزی ساخته شود، ولی با توجه به اینکه شرایط تغییر می‌کند و «پایتخت» هم همیشه به موضوعات روز می‌پردازد آن قصه یک قصه نیمه تمام ماند که ویژه نوروز ۹۸ بود. ما خیلی تلاش کردیم که کار را به عید فطر مرتبط کنیم، اما قصه طوری طراحی شده بود که فقط مناسب نوروز و تحویل سال بود. اتفاقات به گونه‌ای رقم خورد که صبح، عید شروع می‌شد و امسال نیز، چون عید، مصادف با روز پدر بود قصه بر این اساس پیش رفته بود. سال آینده نیز عید و روز پدر در یک روز نیستند که ما بتوانیم از این موقعیت استفاده کنیم؛ برای همین فعلا برای آن اپیزود تصمیم خاصی گرفته نشده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آموزش فریب‌دادن زنان متأهل در سریال نمایش خانگی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وقتی «زن» تبدیل به کالای قابل رقابت برای به‌دست‌آوردن در متون نمایشی و سریال‌های تلویزیونی می‌شود، آیا می‌توانیم از سایر حقوق بانوان سخنی به‌زبان آوریم؟

به گزارش سینماپرس، سرعت تولید و توزیع سریال‌ها در شبکه نمایش خانگی شتاب قابل تأملی به خود گرفته است، مسئولان فرهنگی دلسوزی که منتقد رویه امر نظارت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند، باید آرایش رسانه‌ای و مدیایی جدی‌تری در مواجهه با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتخاذ کنند. این شکل از  سریال‌سازی، با  محتواهایی قابل تأمل، ترفندی برای سرگرم‌سازی نیست. المان‌های نمایشی مشترکی که در سریال‌های توزیع‌شده اخیر وجود دارد و تأثیرات وضعی‌شان در آینده، در یک اقدام کارشناسی مؤید این موضوع است که برخی از این محصولات برای تغییر آرایش سبک زندگی ساخته می‌شوند.

بررسی سریال ممنوعه، رقص روی شیشه، «نهنگ آبی» و  چند سریال دیگری که در شبکه نمایش خانگی توزیع شده، نشان می‌دهد؛ محتوای این آثار عموماً قصه‌های عاشقانه‌ای هستند که روی بستر سبک زندگی مغایر با طبقه متوسط روایت می‌شود.

 این بسته‌های بسیار خوش‌آب‌ورنگ جامعه را به «فرداشهری» راهنمایی می‌کند که با اساسنامه فرهنگ ایران اسلامی یک مغایرت بزرگ دارد و این رهنمونی شکاف میان ساختار سیاسی و ساختار اجتماعی را افزایش می‌دهد.

کارشناسان فرهنگی به این موضوع کاملاً اشراف و آگاهی دارند که «سینمای دوم خرداد»، سبک زندگی و مشی و روش طبقه متوسط را به‌صورت لحظه‌ای تغییر نداد. جامعه ایران دهه هفتاد پس از جنگ همچنان در برابر هر تغییری مقاومت می‌کرد. آنچه در «سینمای دوم خرداد» به‌نمایش درآمد، ۱۰ سال بعد ساختار اجتماعی ایران را دچار دگرگونی بنیادین کرد.

امروز مدیای محوری مخاطب‌پسند نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان، از فیلم سینمایی به سریال تغییر پیدا کرده است. سینماگران هم دریافته‌اند که ذائقه مردم با تغییرات مدیایی جهانی سازگاری بیشتری دارد و دولت هم کاملاً زمینه بازی نظارت را به مؤلفان صنعت نوین سریال‌سازی در ایران واگذار کرده است.

در پس این حجم عظیم از سریال‌های متنوعی که در شبکه نمایش خانگی تولید می‌شود، حمایت و هدایت نامحسوسی وجود دارد که هدف اصلی‌اش تغییر سبک زندگی ایرانیان در ده سال آینده است، سینما و تولیدات نمایشی مأموریتی جز این ندارند و در غفلت مسئولان مربوطه، زمینه تغییرات کلان اجتماعی و محسوسی را پدید می‌آورند.

این سریال‌ها چگونه سبک زندگی را در ایران نابود خواهد کرد؟

بسته‌های نمایشی که روی محور سبک زندگی، با المان‌های نمایشی معین و مشخصی ساخته می‌شود، تغییر ساختار اجتماعی را در ده سال بعد هدف قرار داده‌اند. سینماگران هم خواسته یا ناخواسته، بر حرکت روی این  مسیر جدید، با ترفندهای رسانه‌ای به‌نام آسیب‌شناسی اجتماعی، گسست و گسل‌های عمیقی را در بدنه‌های اجتماعی ایجاد می‌کنند.

یکی از اعتراض‌های نخبگان به «سینمای دوم خرداد»، در آن دوران، نمایش تصاویر نامأنوس با زیست بومی و عادی مردم بود. خشونت جنسی و خشونت هیستریک رفتاری در بطن جامعه “شکوه دراماتیک” «سینمای دوم خرداد» را در بر می‌گرفت. روشنفکرانی که زمانی برای دهن‌کجی به فضای بسته دوران سازندگی، چنین آثاری را تمجید می‌کردند، امروز همان تولیدات را در طبقه‌بندی دوره‌های ابتذال در سینمای ایران، در مرتبه نخست می‌گنجانند و فیلم‌فارسی دوران پهلوی در مرتبه بعدی قرار می‌گیرد. امروز در نوشته‌های روشنفکرانی که مدافع سینمای دوم خرداد بودند به‌کرّات می‌خوانیم که ابتذال و فرهنگ‌ستیزی این دوره از سینما، فاجعه‌بارتر از دوران فیلم‌فارسی بوده است.

اثرات وضعی سینمای دوم خرداد امروز در جامعه نمود دارد و خطر بزرگتر این است که سینمای دوم خرداد چندین ریشتر مخرب‌تر در سریال‌های شبکه نمایش خانگی ترسیم می‌شود و اثرات مخرب خود را ده سال بعد نشان خواهد داد.

با این مقدمه این سؤال را با مؤلفان و مجوزدهندگان چنین آثاری می‌توان در میان گذاشت، جامعه‌ای که در سریال‌های اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد (اسلامی) ارائه شده، بر اساس بورژوازی خیالی و مجازی ترسیم است و چون نسبت‌های واقعی را به بطن درام تزریق نمی‌کند، رخدادهای نمایشی در متن سریال قطعاً تصویری واقعی از یک آینده نزدیک است. مؤلفان چنین آثاری قصد دارند در آینده واقعیت جامعه ایرانی مثل سریال‌های امروز آنان شود.

این مافیای مطلوب «رقص روی شیشه» کجاست؟

با توسعه مدرنیته و توسعه قانون در همه جوانب و انتظار افکار عمومی از جامعه قضایی، باندهای قدرت ثروت در اشکالی که سریال «رقص روی شیشه» ترسیم می‌کند، چقدر می‌تواند به واقعیت جامعه امروز ما نزدیک باشد؟ چنین نشانه‌هایی اساساً همخوانی میان فضایی که سریال ترسیم می‌کند با جامعه ندارد. این چند سطر  برای مدیران فرهنگی ناآگاه درج شد، مدیرانی امور نظارتی ارشاد «مهمترین فعالیتشان» را رها کرده‌اند و به حمایت توییتری از مهناز افشار می‌پردازند.

مسئولان اداره نظارت ارزشیابی به سریال «رقص روی شیشه» پروانه نمایش می‌دهند و مخاطب در متن سریال «رقص روی شیشه» با سینمای ورشکسته‌ای مواجه می‌شود که با قدرت پولشویی و سرمایه‌گذاران خارج از سینما اداره می‌شود و دفاتر سینمایی و دورخوانی فیلمنامه به اصطبل‌های اسب منتقل می‌شود.

در واقع سریال پیام مستقیم می‌دهد که سوداگران اقتصادی اداره‌کننده سینما هستند و اتفاقاً تغییر محل دفاتر به اصطبل‌ها بخشی از زیباشناسی حضور منابع مشکوک مالی در سینما نیست!؟ و مسئولان اداره نظارت حضور بنگاه‌های قدرت و ثروت در سینما را قبول ندارند!

روایت «رقص روی شیشه» با «رعنا رخشان» (مهتاب کرامتی) آغاز می‌شود که تقریباً ده سالی از جریان اصلی بازیگری دور مانده است و به‌دلیل خواست همسرش یغما (بهرام رادان) از مدار اصلی سینما خارج شده است. یغما مردی است که همسرش را برای خودش می‌خواهد و نمی‌خواهد به‌واسطه فعالیت در سینما، عکس‌های همسرش در مجلات، بیلبوردها و سردر سینماها باشد.

روایت با این مطالبه آغاز می‌شود که «حق مرد» در مقابل «خواست زن» قرار می‌گیرد و این طیف از جماعت مؤلفان سینما، با طرح چنین ترفندهای نمایشی، به جنگی بزرگ، برای تغییر نامحسوس قوانین شرعی و عرفی رفته‌اند. حداقل اگر قانون را تغییر ندهند، مناسبات حاکم را بر اساس زن‌محوری رادیکال تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

عطش چنین تفکر و اندیشه‌ای بیشتر از آن چیزی است که تصور می‌کنند و قرار است با محکومیت اراده مردانه، در چنین نمایشی، تسلط مردانه بر همسر، تمسخر و استهزای غیرت و دایره تسلط اجتماعی زنان را با چنین القائات نمایشی افزایش دهند.

آیا حضور اجتماعی زنان در جامعه ایران برتری نسبی به کشورهای مسلمان و یا غیرمسلمان ندارد؟

پس از  برتری‌جویی زنانه که خط اول فکری این سریال است، از ضرورت‌هایی است که دقیقاً از سریال‌های متوسط استانبولی به سریال‌های ایرانی منتقل شده است و این موضوع را در نظر بگیریم؛ نویسنده یک زن است.

خط دوم داستانی درباره شخصیتی به‌نام “میرخان” است که کپی‌شده “بزرگ‌آقا” (علی نصیریان) از سریال شهرزاد و “اویس تجنگی” از سریال “ممنوعه” است. کلیشه یک “بزرگ مافیایی” که سرحلقه قدرت است، باز هم از میان صدها سریال ترکی می‌آید که در چندین سال اخیر، موتیف سریال‌های شبکه GEMTV است.

چنین ساختارهایی نه در دوران پسامصدقی وجود داشته و نه می‌توان به امروز جامعه کنونی تعمیم داد.  (ارجاع به متن منتشرشده در گذشته درباره سریال شهرزاد اینجا)

پس از ناپدید شدن یغما (بهرام رادان) و حضور ادریس (امیر آقایی)، روابطی که خط داستانی را شکل می‌دهد فاش می‌شود. در گفت‌وگویی میان ادریس و لیلی (میترا حجار) گذشته کاراکترها را کشف می‌کنیم.

ادریس که داماد میرخان (مافیایی شبیه بزرگ آقای شهرزاد با حضور اکبر زنجانپور) است از دوره دانشجویی خاطرخواه و عاشق رعنا رخشان (مهتاب کرامتی) بوده و در مثلث تشکیل‌شده در دانشگاه، یغما موفق به ازدواج با رعنا می‌شود. ده سال پس از این وصلت، ادریس که صاحب قدرتی شده است، تلاش می‌کند یغما را در تنگای اقتصادی قرار دهد و با سوداگری زمینه ورشکست شدن او را فراهم کند تا جایی که این شخصیت روانه زندان شود. به‌زبان ساده‌تر مثلث ادریس، رعنا و یغما برای خلق یک توطئه برای ایجاد زمینه طلاق و ازدواج با زنی که شوهر دارد، ایجاد شده و این مثلث شوم، الگویی است که در سریال شهرزاد زاده شد.

قباد همسر سابق شهرزاد، با اینکه او با مرد دیگری زندگی می‌کرد، همچنان به‌دنبال جلب رضایت شهرزاد برای طلاق و ازدواج با او بود و کلی رویداد مافیایی پیوست به این درام می‌شد تا شهرزاد از فرهاد دماوندی جدا شود و با قباد ازدواج کند. خط اصلی سریال رقص روی شیشه همان خط اصلی روایت سریال شهرزاد است، هیچ تفاوتی نمی‌کند و تمامی جریان بیهوده پیچیده‌نمای مافیایی فقط به‌دلیل جدایی زن شوهردار از همسرش و ازدواج با خاطرخواه سابق است. این الگو داستانی در شبکه نمایش خانگی بسیار مد شده و در شبکه نمایش، موتیف نمایشی اغلب سریال‌هاست.

“زن”  در فصل معاصر تاریخ ایران موجود بسیار مقدسی است. وقتی “زن” تبدیل به کالای قابل رقابت برای به‌دست آوردن در متون نمایشی و سریال‌های تلویزیونی می‌شود، آیا می‌توانیم از سایر حقوق بانوان سخنی به‌زبان آوریم؟

این سریال‌ها وقتی جایگاه زن را تا مرتبه کالای رقابت برای به‌دست آوردن پایین می‌آورند، به‌تدریج ارزش‌ و اعتبار بانوان در جامعه از دست خواهد رفت. جامعه نخبگان نمایشی با سوداگران سینمایی کم‌دانشی مواجه هست که برای جلب مخاطبی که ذهنش آلوده به تم و روایت سریال‌های ترکی است، دست به هر سوداگری نمایشی می‌زنند.

در مجموعه تولیدکنندگان آثار نمایشی، با نمایش جمعیت خاصی از سوداگران اقتصادی مواجه هستیم که بنیان‌های زندگی‌های فراوانی را می‌توانند نابود کنند و ثروت‌اندوزی و حصول اموال نامشروع نشانه قهرمانی است. در حالی که طبقات متوسط اجتماعی به‌دلیل سیاست‌های اشتباه در همین دولت لاغرتر می‌شود و گستره خط فقر عمیق‌تر، این بورژوازی گسترده در امروز جامعه ماست، یا آموزش سوداگری نسخه‌ای برای ایران ده سال آینده است.

فراتر از این تحلیل‌ها، ترسیم‌گری آینده‌نگرانه سریال‌هایی نظیر “رقص روی شیشه” غیر از نابود کردن اخلاق عرفی در فرهنگ عامه، قصد ترسیم کردن جامعه‌ای را دارد که مفهوم حصول مال مشروع و نامشروع برایش از درجه اعتبار ساقط است.

* تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

خواسته‌ها از مدیر جدید دفتر موسیقی چیست؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: صادق چراغی آهنگساز هم معتقد است مدیری که در موسیقی متخصص باشد، سلیقه‌ای عمل می‌کند، پس بهتر است بیشتر مدیریت بداند تا موسیقی!

به گزارش سینماپرس، علی ترابی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سمت خود استعفا کرد و با پذیرش این استعفا از جانب وزیر ارشاد، روز دوشنبه ۳۰ اردیبهشت حکم «محمد اله یاری‌فومنی» با عنوان مدیرکل جدید صادر شد. این تغییر و البته بی‌تجربه بودن اله یاری در حوزه موسیقی، مباحثی را میان فعالان و کارشناسان این حوزه مطرح کرده است.

از جمله اینکه آیا اله یاری با این وجود که تخصصی در حوزه موسیقی ندارد، به واسطه تخصص در حوزه مدیریت، می‌تواند این حوزه را با دانش مدیریتی به خوبی پیش ببرد؟ ثانیاً توقع جامعه موسیقی از مدیریت جدید چیست؟

وحید تاج خواننده و کارشناس موسیقی در این باره می‌گوید: من آقای الهیاری را نمی‌شناسم اما آقای علی ترابی را به خوبی می‌شناسم و می‌دانم که ایشان از زحمت‌کشان عرصه موسیقی هستند و نیز از مدیران خیلی خوب که سالیان سال زحمت کشیده‌اند، چه آن زمان که در انجمن موسیقی بودند و چه در این دوره که در دفتر موسیقی بودند اما به هر حال به یقین اگر استعفا داده‌اند و جناب آقای الهیاری جانشین ایشان شده‌اند آنهم نه به عنوان سرپرست که به عنوان مدیرکل منصوب شده‌اند.

او معتقد است: آقای ترابی قطعا بخاطر اوضاع این روزهای موسیقی که اوضاع خوبی هم نیست به تنگ آمده‌اند و احتمالا یک روزی دلایل این اقدام را بیان خواهند کرد. امیدوارم شرایط موسیقی و فرهنگی کشور آنقدر خوب شود که هیچ مدیری دلش نخواهد از سمتش استعفا دهد.

این خواننده تأکید می‌کند: انتظار ما هنرمندان از مدیرانی که در عرصه موسیقی فعالیت می‌کنند این هست که به هر حال به داد موسیقی این مملکت برسند. موسیقی ما متاسفانه اوضاع خوبی ندارد و هنرمندان در شرایط خوبی به‌سر نمی‌برند چه آنجا که هنرشان را نمی‌توانند ارائه کنند و چه آنجا که موانع بیشماری بر سر راهشان هست. اخیرا هم که باخبر شدیم که گویا ۱۰ درصد از سهم درآمد و فروش بلیت کنسرت‌ها باید به خزانه دولت اختصاص یابد و این مساله اصلا جایی از توجیه ندارد. در شرایطی که حرف‌های ضد و نقیضی برای موسیقی عنوان می‌شود که موسیقی اجرا شود یا نشود و مجوز کنسرت داده شود یا داده نشود.

تاج می‌گوید: من نمی دانم آیا این الان رواست که ۱۰ درصد از درآمد هنرمندان کم شود؟ در قبال چه چیزی؟ دولت چه خدماتی برای برگزاری کنسرت‌ها به هنرمندها ارائه داده است که الان بخواهد ۱۰ درصد از آن‌ها هم کم کند. شما به سوپرمارکت می‌روید، یک جنس مطالبه می‌کنید و در ازای آن مبلغی می‌پردازید، حالا برای برگزاری کنسرت ما از دولت چه چیز یا چه خدماتی می‌گیریم که الان به جای آن باید پول پرداخت کنیم؟ این مساله یکی از مشکلات و خواسته‌های ما از مدیر جدید دفتر موسیقی است و مشکلات عدیده دیگر حوزه موسیقی که باید بنابر وظیفه خود بدان‌ها رسیدگی کند.

بهمن بابازاده منتقد و فعال رسانه‌ای هم معتقد است تغییرات اینچنین در دفتر موسیقی مسبوق به سابقه است، از جمله حذف پیروز ارجمند و قهر مقطعی محمدعلی خبری. او ادامه می‌دهد: اسفند ماه سال گذشته، ۱۷۵ نفر از اهالی موسیقی که آن موقع شرایط کاری‌شان را در خطر می‌دیدند در نامه‌ای به وزیر ارشاد خواستند که علی ترابی رئیس دفتر موسیقی شود. امروز ترابی در دفاع از اهالی موسیقی و قانون باورنکردنی اختصاص ۱۰ درصد فروش کل کنسرت‌ها به خزانه دولت، تغییر کرده است. دریغ از اعتراض یکی از آن ۱۷۵ نفر!

بابازاده مدعی است: الهیاری با پیشینه‌ای نه چندان تخصصی در موسیقی، جایگزینی نامناسب و غیرکارشناسی برای ترابی است. از الهیاری نباید توقع آنچنانی داشت. او با سابقه مدیریت در حوزه کتاب و مدیریت در عرصه آموزش، شاید آخرین گزینه محتمل هم به نظر نمی‌رسید.

صادق چراغی آهنگساز و کارشناس موسیقی اما نظر متفاوتی دارد. او معتقد است مدیرکل دفتر موسیقی متاسفانه اگر فرد متخصص در زمینه موسیقی باشد یک سری مشکلات دارد و اگر متخصص موسیقی نباشد یک سری مشکلات دیگر دارد ولی در مجموع تجربه نشان داده که مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد اگر فردی باشد که در حوزه موسیقی تخصصی نداشته باشد اما در امر مدیریت توانمند و متخصص باشد می‌تواند مفید و کارا باشد. من این دو مقوله را از هم جدا می‌دانم و به نظرم مدیر این مجموعه باید بیشتر دانش مدیریتی داشته باشد تا دانش موسیقایی.

او ادامه می‌دهد: بارها دیده‌ایم و مشخص شده که مدیران موسیقی این مدیریت را پذیرفته‌اند ولی بدترین کارنامه را از خود به جای گذاشته‌اند. مدیری که در موسیقی متخصص باشد، سلیقه‌ای عمل می‌کند و همواره یک سری معترض وجود دارند. مثلا مدیری که خود در حوزه موسیقی نواحی تخصص دارد، بیشتر به مشکلات حوزه خود واقف است و خواسته و ناخواسته در آن حوزه بیشتر کار می‌کند و در حوزه‌های موسیقی اصیل و کلاسیک و پاپ کمتر فعالیت می‌کند و با مشکلات و نارضایتی‌های فراوان مواجه می‌شود. مدیر متخصص موسیقی نمی‌تواند فراگیر عمل کند. یکی به موسیقی پاپ اهمیت می‌دهد دیگری به کلاسیک و آن یکی به موسیقی ردیف دستگاهی. همیشه آرزو می‌کردم فردی این مسولیت را بپذیرد که مدیریت بلد باشد.

چراغی دربار توقعاتی که از اللهیاری می‌رود، متذکر می‌شود: بلافاصله نمی‌توان با قطعیت در مورد مدیر جدید صحبت کرد و نظر داد و آینده و خدمات او، سطح اجرایی‌اش را نشان خواهد داد. و باز هم می‌گویم که اگر مدیریت بداند و در تعامل با دیگر ارگان‌ها و سلسله مراتب و هماهنگی‌ها کارایی داشته باشد موفق‌تر از یک مدیر متخصص در رشته موسیقی خواهد بود.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم جدی در سینمای ایران کم ساخته می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم جدی کم در سینمای ایران ساخته می‌شود. برای ساخت فیلم جدی باید دلایل جدی داشته باشید. فیلم‌هایی که ژست جدی دارند ولی بی‌جهت تماشاچی را آزار می‌دهند، از فیلم‌های کمدی هم نازل‌تر هستند.

به گزارش سینماپرس، بهروز افخمی، کارگردان سینمای در نشست «سینما در گام دوم انقلاب اسلامی» که در دانشگاه صداوسیما برگزار شد، در پاسخ به پرسشی مبنی بر علت عدم توفیق فیلم‌های ایرانی در جهان اسلام چیست؟ عنوان کرد: یک عامل این است که فیلمساز باید داستان خوب داشته باشد و دوم آنکه به زبانی غیر از فارسی ـ حداقل عربی ـ مسلط باشد.

وی افزود: اشکال اساسی تعداد زیادی از فیلم‌ها و سریال‌های تاریخ اسلام این است که عربی نیست. درست این است که به عربی و با بازیگران عرب ساخته و به فارسی دوبله شود. این کار در نقاط دیگر دنیا برای ساخت فیلم‌های تاریخی مرسوم است.

 این کارگردان سینما با تاکید بر اینکه سینما وقتی موثر می‌شود که با خودش صادق باشد، اظهار کرد: فیلم جدی کم در سینمای ایران ساخته می‌شود. برای ساخت فیلم جدی باید دلایل جدی داشته باشید. فیلم‌هایی که ژست جدی دارند ولی بی‌جهت تماشاچی را آزار می‌دهند، از فیلم‌های کمدی هم نازل‌تر هستند.  

وی ادامه داد: مثلا فیلم فروشنده اصغر فرهادی، فیلم جدی نیست، می‌خواهد بگوید اخلاق پیچیده است؛ لذا شرایطی مصنوع را طراحی می‌کند که اگر در گوش کسی بزنی نامردی کردی، اگر نزنی بی‌غیرتی! در حالی که روندها و موقعیت‌های فیلم تا رسیدن به آن شرایط، تماماً ساختگی و غیرواقعی است. کارگردان قصد داشته ژست مرد اخلاق را بگیرد ولی نتوانسته است؛ لذا چنین فیلمی، تبدیل به کمدی ناخواسته می‌شود؛ فرهادی در این فیلم می‌خواسته مردم ایران را ناراحت و حتی تحقیر کند.

افخمی اظهار داشت: فیلمساز باید فروتنی داشته باشد و ژست تفرعن که «بیشتر از دیگران می‌فهمم و اخلاق مدارم» را کنار بگذارد.

مجری «نقد سینما» در پایان گفت: البته فراموش نکنیم که تمام سینمای ایران باعث سرگرمی مردم در طول سال به اندازه کمتر از ۶ ساعت می‌شود. سینما با گروه کوچکی از مردم سروکار دارد؛ امروز کمتر از ۱۰ درصد بلیت می‌خرند و به سینما می روند.

مشاهده خبر از سایت منبع