تصاویری از چراغانیشهرهای مختلف در نیمه شعبان

گلچینی از تصاویر چراغانیهای خیابان ها، معابر و کوچهها در شب نیمه شعبان را در این گزارش مشاهده کنید.

گلچینی از تصاویر چراغانیهای خیابان ها، معابر و کوچهها در شب نیمه شعبان را در این گزارش مشاهده کنید.

سینماپرس: سیدمجتبی حسینی معاون امور هنری، هادی مظفری، مدیرکل هنرهای تجسمی و محمد اللهیاری فومنی، مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیتهای فرهنگی و هنری در سفر به استان خراسان جنوبی از مجموعههای هنری بیرجند دیدن کردند.
به گزارش سینماپرس، سیدمجتبی حسینی معاون امور هنری، هادی مظفری، مدیرکل هنرهای تجسمی و محمد اللهیاری فومنی، مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیتهای فرهنگی و هنری در سفر به استان خراسان جنوبی از مجموعههای هنری بیرجند دیدن کردند.
معاون امور هنری در بازدید از مراکز هنری بیرجند گفت: مایه خوشحالی است که در استان خراسان جنوبی جوانان باانگیزه و فعال در هنر پرورش یافتهاند و این امر بر ضرورت ایجاد زمینه و فضا برای فعالیت هنرمندان در استان تأکید میکند.
حسینی در ادامه گفت: بیتردید آمایش سرزمینی هنر میتواند تصویر دقیقی از ظرفیتها، امکانات و نیازهای هنری استانها فراهم کند تا بر اساس آن از ظرفیتهای هنری استفاده جامعتر و بهتری شود. طرح آمایش سرزمینی هنر در معاونت امور هنری در حال انجام است تا با نگاه ملی و مبتنی بر اطلاعات دقیق و جامع از ظرفیتها و ضرورتها، روند فعالیتهای هنری تداوم یابد.
بنابر این گزارش معاون هنری از مؤسسه فرهنگی، هنری عرفان بیرجند که در زمینه آموزش هنرهای تجسمی، هنرهای نمایشی و موسیقی و برگزاری و اجرای برنامههای هنری فعالیت میکند، دیدن کرد.

تماشاخانه هامون به زودی با مدیریت هنری هادی حجازی فر، بازیگر سینما و کارگردان تئاتر به جمع تماشاخانه های تهران اضافه خواهد شد. این تماشاخانه پیشتر نامش «باران» بود که به عنوان نخستین تماشاخانه خصوصی تئاتر شناخته می شد.
به گزارش سینماپرس، نمایش «نه نه نه» به نویسندگی و کارگردانی امیرعباس رنجبر با استقبال تماشاگران و هنرمندان اجرای عموم خود را آغاز کرد. تمام عواید فروش این نمایش به کودکان سیل زده کشورمان اهدا می شود.
رضا فیاضی، بهزاد خداویسی، ناصر سهرابی و امیر حسین غفاری به تماشای این کار نشستند. این نمایش هر شب ساعت ۱۸ در تماشاخانه مهرگان اجرا می شود.
*نمایش الیور توئیست یاور نوجوانان کانون اصلاح و تربیت
در پی تشکیل کمپین حمایت از نمایش الیور توئیست به نام «یاور» به کارگردانی اسماعیل فیروزی، کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت در روزهای دوم تا هفتم اردیبهشت نمایش زندگی خود را به نام الیور توئیست روی صحنه خواهند برد.
مریم کاظمی که کمپین یاور به نام او شکل گرفته گفت: کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت کسانی زیرسنقانونی هستند که نااگاهانه مرتکب بزه شدند به همین دلیل در کانون بسر می برند. برخی از این کودکان نیازمند کمک های مادی برای آزادی هستند. این کمپین قصد جمع آوری اعانه ندارد بلکه قصد دارد تا کمک مادی مورد نیاز کودکان دربند را با تکیه بر هنر همین کودکان به دست آورند.
وی افزود: سفیر این حرکت مریم سعادت است و کودکان هنرمند این نمایش داستان زندگی خود را اجرا میکنند که دراین راه روابط عمومی قوه قضائیه، ریاست کانون اصلاح و تربیت، مدیرعامل و هیئت مدیره کانون اصلاح و تربیت، انجمن هنرهای نمایشی، تالار هنر، اداره کل هنرهای نمایشی، کمپین ما درد مشترک هستیم، ستاد ملی صبر و هنرمندان به همیاری آمده اند.
این نمایش ساعت ۱۶ روزهای دوم تا ششم اردیبهشت در تالار هنر به صحنه می رود. بلیت فروشی از ایران کنسرت است.
*هامون به تماشاخانه های تهران می پیوندد
تماشاخانه هامون به زودی و با مدیریت هنری هادی حجازی فر، بازیگر سینما و کارگردان تئاتر به جمع تماشاخانه های تهران اضافه خواهدشد. این سالن که پیشتر «باران» نام داشت، به عنوان نخستین تماشاخانه خصوصی تئاتر شناخته می شد. پس از واگذاری به تیم جدید و انجام سه ماه فرایند بازسازی کامل با تغییرات گسترده به جمع تماشاخانه های تهران پیوست.
مدیریت هنری این تماشاخانه با حجازی فر، بازیگر سینما و کارگردان تئاتر است که پس از یک دوره نسبتا طولانی دوری از عرصه نمایش، با در اختیار گرفتن این سالن تئاتر به عرصه تئاتر باز می گردد. این تماشاخانه از اواسط اردیبهشت و با دو اجرا ـ یکی به کارگردانی حجازی فر ـ فعالیت رسمی خود را آغاز می کند.
*استقبال مخاطبان از نمایش «یک ساعت آرامش»
نمایش یک ساعت آرامش به کارگردانی جواد روشن در اجراهای ابتدایی خود با استقبال سه هزار مخاطب روبرو شد. این نمایش با بازی امیرمهدی ژوله، ارسطو خوش رزم، معصومه کریمی، مهدی ذاکرحسینی و الهه شه پرست و ابوذر ساعدی ساعت ۱۹/۴۵ از ۱۹ فروردین در سالن ناظرزاده کرمانی اجرای خود را آغاز کرده است.

سینماپرس: نمایش «ایستگاه متروک» در ادامه طرح «هنر برای همه» همزمان با نیمه شعبان -ولادت حضرت ولیعصر (عجل الله) -در پردیس تئاتر تهران اجرا خواهد شد.
به گزارش سینماپرس، نمایش مذهبی «ایستگاه متروک» به نویسندگی «محمد علوی» و کارگردانی «مسعود اسماعیلی» کاری از گروه فرهنگی مسلم در ادامه طرح «هنر برای همه» از ۳۰ فروردین تا ۹ اردیبهشت در سالن اصلی پردیس تئاتر تهران روی صحنه می رود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: جماعتی برای دیدار با ولی خدا دعوت به سفری با قطار می شوند. هر یک از آنان به واسطه دلایل مختلف، در ایستگاه های مختلف پیاده و از ادامه سفر منصرف می شوند. کسانی که از ماجرای این سفر مطلع می شوند؛ آنان را سرزنش می کنند؛ تا این که برای خود آنان دعوتنامه ای شبیه به گروه اول می رسد. آنان با شور و شعف در ایستگاهی متروک گرد هم می آیند تا این بار هشیار تر از گذشته، ثبات قدم از خود نشان دهند…
تعداد عوامل این گروه هنری که همگی به صورت افتخاری همکاری میکنند به بیش از صد نفر میرسد. این گروه تاکنون ۱۸ متن نمایشی در مورد مفاهیم مهدویت را در طی ۲۸ سال به روی صحنه برده است. «ایستگاه متروک» به نویسندگی «محمد علوی» و کارگردانی «مسعود اسماعیلی» از ۳۰ فروردین تا ۹ اردیبهشت در سالن اصلی پردیس تئاتر تهران و در ساعت ۲۰:۳۰ روی صحنه می رود.
رزرو بلیط به صورت رایگان برای این نمایش از طریق سایت www.tiwall.com و همچنین آدرس @moslemgroupbot امکان پذیر خواهد بود.
همچنین علاقمندان میتوانند برای دیدن این نمایش در صورت استفاده از سرویس کارپینو جهت ایاب و ذهاب، از تخفیف ۳۰ درصدی بهره مند گردند.
پردیس تئاتر تهران در بزرگراه امام علی (شمال به جنوب)، اتوبان شهید محلاتی شرق، خیابان شاه آبادی جنوبی، بعد از میدان مالک اشتر، خیابان شهید بقایی، واقع شده است.

همایون اسعدیان با اعلام اینکه به زودی از فعالیتهای صنفی در خانه سینما خداحافظی میکند، درباره برخی حاشیههای اخیر مربوط به خانه سینما توضیح داد و تاکید کرد همه چیز در این نهاد صنفی شفاف است.
به گزارش سینماپرس، همایون اسعدیان، رئیس فعلی هیأت مدیره خانه سینما، به بهانه تغییر زمان برگزاری مجمع و انتخابات هیأت مدیره جدید در گفتوگویی با ایسنا به برخی سوالات و انتقاداتی که اخیراً درباره برخی مسائل خانه سینما مطرح شده است پاسخ داد و تاکید کرد، هر آنچه در این نهاد صنفی انجام شده شفاف و با ارائه گزارشهای لازم قابل پاسخگویی است.
او همچنین از افتتاح سومین ساختمان متعلق به خانه سینما (ساختمان پیرنیا) که بازسازی آن تمام شده، در آیندهای نزدیک خبر داد و اینکه سایت فروش بلیت هم توسط خانه سینما در تدارک راهاندازی است.
اما رئیس هیأت مدیره خانه سینما پیش از شروع صحبتهایش خبر داد که در انتخابات بعدی خانه سینما شرکت نخواهد کرد و قصد دارد فعالیتهای صنفیاش را پایان دهد.
خداحافظی با فعالیتهای صنفی
اسعدیان در پاسخ به اینکه چه ارزیابیای از وضعیت خانه سینما دارد بویژه الان که مدت نه چندان زیادی تا انتخابات باقی مانده و مناسبات خانه سینما هم به نوعی در اوج تعامل با سازمان سینمایی است آنقدر که عدهای آن را شعبه دوم سازمان سینمایی میدانند و اینکه آیا این تعابیر به ضرر خانه سینما خواهد بود یا خیر؟ گفت: اول این نکته را بگویم که تمام حرفهایی که در این مصاحبه میگویم با تأیید و تاکید بر زحمات تمام هیأت مدیرههای قبلی و فعلی خانه سینما بوده و این طور نیست که فقط ما در این دوره این کارها را انجام داده باشیم. نکته دوم هم این است که همینجا خیال همه را از این جهت راحت کنم که صحبتهایم جنبه تبلیغاتی برای انتخابات دوره بعدی هیأت مدیره خانه سینما ندارد و من قطعاً در خرداد ماه یک خداحافظی صنفی خواهم داشت و فعالیتهای صنفیام را پایان خواهم داد چون به نظرم بعد از ۲۰ سال، دیگر کار صنفی کافی است.
او افزود: من تمام این سالها در دورههای مختلف حضور داشتهام و از عملکرد خودم راضی هستم و چون به هیچ عنوان در هیأت مدیره بعدی حضور نخواهم داشت قطعاً حرفهایم به معنای تبلیغات برای اینکه ما چه کردیم یا چه خواهیم کرد نیست. البته این خداحافظی صنفی به مفهوم قهر کردن نیست بلکه فقط به صورت مستقیم دیگر فعالیت صنفی نخواهم داشت و بیشتر میخواهم به کارهای خودم رسیدگی کند.
بودجه خانه سینما در قبال وظایفش یک شوخی است
وی ادامه داد: اما راجع به خانه سینما اول باید بگویم هیأت مدیره این نهاد در سالهای قبل در یک تفاهمنامه با وزارت ارشاد هر سال بودجه مشخصی داشته و خانه سینما بر اساس تعریفی که وزارت ارشاد داده در انتهای سال گزارش مالی هم باید ارائه کند تا حسابرسی شود، یعنی اینطور نیست که پولی به ما بدهند و ما هم هر جور دلمان بخواهد آن را خرج کنیم. این بودجه هم که البته بسیار نازل است بابت این بوده که حداقل بتوانند در جهت رفاه و تسهیلات اهالی سینما قدم بردارند و الان که در سال ۹۸ هستیم بودجه خانه سینما طبق تفاهمنامه با ارشاد حدود پنج میلیارد تومان است و اگر بیمههای تکمیلی، دستمزد کارمندان خانه و برخی چیزهای دیگر را جدا کنیم به حجمی از کارها میرسیم که این رقم در قبال آنها یک شوخی است.
اسعدیان اضافه کرد: به همین دلیل در کنار اینها همواره تلاش کردیم منابع درآمدی دیگری هم از گوشه و کنار جور کنیم مثل سال قبل که خارج از تفاهمنامه همیشگی با وزارت ارشاد، تفاهم دیگری صورت گرفت تا مبلغی جداگانه برای شب عید دریافت کنیم و تمام اینها در مجمع عمومی سالانه در قالب گزارش مالی به اعضا ارائه خواهد شد. اصلاً فکر میکنم بد نباشد از همین ماجرای شب عید شروع کنیم که بحثهای زیادی در فضای مجازی و برخی رسانهها درباره آن شد.
ماجراهای حاشیهای عیدی یک میلیاردی
وی توضیح داد: اواخر سال گذشته آقای شاهسواری (مدیرعامل خانه سینما) موفق شد حدود یک میلیارد تومان بابت کمک به نیازمندان سینما در شب عید فراهم کنند و این طبق تفاهمی با سازمان سینمایی حاصل شد. من در چنین مواردی به مساوات تقسیم شدن پول، آن طور که در برخی صفحات مجازی و کانالهای تلگرامی عنوان شد باور ندارم و قبول ندارم اگر خانه سینما پنج هزار نفر عضو دارد به هر نفر باید ۲۰۰ هزار تومان داده شود، این ظلم است چون بسیاری از افراد اساساً نه تنها نیازی ندارند بلکه ۲۰۰ هزار تومان برایشان شوخی است، مثل همان یارانه ۴۵ هزار تومانی که خیلیها به آن احتیاج ندارند اما میگیرند. ما در خانه سینما هم برای عید سال قبل و هم امسال این کار را انجام دادیم و مبنا را بر این گذاشتیم که به مساوات چیزی را تقسیم نکنیم.
او گفت: در هر دو بار چهار انجمن را مشخص کردیم که میدانستیم نیازمندی آنها به شدت زیاد است از جمله انجمن بازیگران و بدلکاران سینما، انجمن دستیاران فیلمبردار، انجمن تدارکات و انجمن طراحان فنی و مجریان صحنه. به این انجمنها ۱۰۰ درصد رقمی را که میشد پرداخت کردیم به این معنا که اگر مثلاً انجمن بدلکاران ۱۶۷ عضو دارد، ۳۳۴ کارت به آنها دادیم یعنی برای هر نفر دو کارت ۲۰۰ هزار تومانی. حتی برای اینکه شبههای پیش نیاید که شورای مرکزی پولی نداده از اعضای این چهار صنف خواستیم در خود خانه کارتهایشان را دریافت کنند. به برخی اصناف هم اصلاً کارت ندادیم مثل انجمن مدرسان سینما که کارمندان دولت هستند و طبیعتاً به انجمن تهیهکنندگان، پخش کنندگان و سینماداران هم چیزی پرداخت نکردیم چون نیازی ندارند. باقی را هم بر اساس اعضایی که اعلام شده بود و آنچه خودمان در جریان بودیم که نیاز دارند پرداخت کردیم مثلاً کانون کارگردانان ۳۰۰ عضو دارد و ۱۵۰ کارت به آنها تحویل داده شد. از شورای مرکزی خواسته شد این ۱۵۰ کارت را مدیریت کنند نه اینکه لزوماً به ۱۵۰ نفر داده شود چون شاید یک نفر بیشتر احتیاج داشته باشد. ضمن اینکه در نهایت همه ملزم به دریافت رسید بودند تا بتوانیم پاسخگو باشیم.
به گفته اسعدیان گروه دیگری که از این کارتها استفاده کردند منشیهای انجمنهای خانه سینما بودند که در واقع کارمند خانه سینما نیستند و بخش آخر هم که مهم بود به افرادی مربوط میشد که عضو خانه سینما نیستند اما «تحت پوشش خانه سینما» شناخته میشوند؛ یعنی خانوادههایی که سرپرستشان عضو خانه سینما بوده اما فوت کرده و خانواده هم به لحاظ اقتصادی در مضیقه هستند.
او در این باره تاکید کرد، این خانوادهها به شدت محترم هستند و ما فهرستی از آنها داریم که تعدادشان هم کم نیست. البته خانه سینما مسئولیتی در قبال آنها ندارد اما به لحاظ انسانی نمیتوانیم فراموش کنیم بویژه آنکه عدهای هم هستند که از کار افتاده شده یا دچار نقص عضو شدهاند.
وی با ابراز تعجب از برخی حاشیهها درباره اختلاس ۸۰۰ میلیونی از این یک میلیارد کمک شب عید گفت: ما باید برای هر ریال از این یک میلیارد به وزارت ارشاد پاسخ دهیم که چطور خرج شده آن وقت مگر میشود در یک میلیارد چنین رقمی اختلاس شود؟ واقعاً فکر میکنند به همین سادگی است!؟
مدعی هستیم در دو سال گذشته میزان کمکهای خانه سینما افزایش یافته
او یادآور شد: یک نکته دیگر که باید اشاره کنم این است که حجم زیادی از بودجه خانه سینما در تمام سالها و دورههای قبلی برای کمکهای بلاعوض به اعضایی که به شدت محترم و آبرومند هستند ولی فقط به ۱۰۰ هزار تومان نیاز دارند صرف شده است یعنی چکهایی در اینجا امضا میشود که رقمهای ۲۰۰ هزار یا ۳۰۰ هزار تومان برای کمک بلاعوض دارند و اینها جدا از ارقامی است که اعضا را برای وام به صندوق حمایت از هنرمندان معرفی میکنیم. این کمکها به تشخیص مدیر عامل و هیأت مدیره اتفاق میافتد و در سال رقم هنگفتی میشود که لیست آنها به طور کامل همراه با رسید موجود است. علاوه بر اینها در یک سال گذشته مبلغ بسیار زیادی را بابت هزینههای پرستاری برخی بیماران سینما پرداخت کردیم و که انتشارشان شبهات زیادی را میتواند برطرف کند ولی نکته مسئله اینجاست که همه اینها وظیفه خانه سینما بود و مدعی هستیم در دو سال گذشته میزان کمکها به شدت افزایش یافته است چون توانستیم بودجه بیشتری بگیریم و از منابع مالی بیشتری بهرهمند شویم.
او به پرداخت حق بیمه اعضایی که توان مالی ندارند هم اشاره کرد و گفت: وظیفه خانه سینما است این کار را انجام دهد اما برای اینکه دوستان دچار سوءتفاهم نشوند آیا باید اسامی کمک گیرندگان را اعلام کنیم؟ آیا این حرمت گذاری است؟ باور من این است که بسیاری از حاشیهها از برخی سایتها و کانالهای بدون شناسنامه و با اهداف خاص است چون حتی میدانم ماجراها در دفتر کدام تهیهکننده سینما کلید زده میشود.
ساختمان پیرنیا به زودی افتتاح میشود
اسعدیان در بخشی دیگر درباره اقدامات انجام شده اخیر در خانه سینما به ساختمان پیرنیا که زمانی موزه سینما بوده و قرار است ساختمان سوم خانه سینما باشد اشاره کرد و گفت: تمام بخشهای اقتصادی خانه سینما به آنجا منتقل میشود و نیز شورای عالی تهیهکنندگان، انجمن پخش کنندگان و کارگروه اکران به این ساختمان منتقل میشود. سایت فروش بلیت هم که تمام کارهایش صورت گرفته و فقط شیوه اجرای آن در حال بررسی پیشنهاد است در ساختمان پیرنیا پیگیری میشوند و ساختمان هم به زودی طی مراسمی رسمی آغاز به کار خواهد کرد.
ضرورت سایت فروش بلیت در خانه سینما
او درباره راهاندازی یک سایت فروش بلیت و اینکه آیا برای مقابله با انحصار یک سایت مطرح دیگر اتفاق میافتد؟ اظهار کرد: باور ما این است که وجود چنین سایتی در خانه سینما ضروری است، چون باید به مردم امکان انتخاب داد و بعد هم رقابت ایجاد میشود. وقتی حداقل دو سایت وجود داشته باشند رقمهای درخواستی برای فروش و تبلیغ هم کاهش پیدا میکند و ما سالهاست دنبال این هستیم. ما همیشه جدا از تفاهم نامههای مالی که با ارشاد داریم به دنبال جذب منابع مالی دیگر هم هستیم تا کمکهای بلاعوض یا سرویسهای دیگر افزایش یابند چون واقعاً با پنج میلیارد تومان نمیتوان کاری انجام داد. در این راستا سایت اینترنتی را هم در حال پیگیری داریم تا تبلیغ فیلمهای سینمایی ایران ر ا برعهده بگیرد و از این طریق یک پشتوانه مالی برای خانه سینما تهیه کنیم تا وضعیت بودجه خانه را از این رقم حقیر ۴- ۵ میلیاردی درآوریم.
در این سالها چقدر هیأتی کار کردیم!
رئیس هیأت مدیره خانه سینما همچنین در ادامه گفت: کار دیگری که در این یکی دو سال صورت گرفت و من خودم هیچ آگاهی از آن نداشتم این است که بیش از ۲۰ سال از فعالیت خانه سینما میگذرد، اما هیچ ساختاری در خانه سینما نبوده، در این راستا با مسئولیت خانم معتمدآریا با یک تیم حرفهای تحت مدیریت آقای محمدحسن خوشنویس قرارداد بستهایم و حال بر اساس آنچه آماده شده میبینیم که چقدر در این سالها هیئتی کار کردهایم. یک اقدام دیگر هم تهیه طرح قراردادهای تیپ با پیگیری آقای رزاق کریمی است که در دورههای گذشته برای این موضوع کار شده بود و فقط مذاکره با تهیهکنندگان در حال انجام است که فرمت قرارداد ثابت برای بخشهای مختلف در سینما تهیه شود تا از این آشفتگی درآییم.
او درباره ثبت قانونی اصناف و اینکه آیا در مجمع عمومی پیشرو مشکل حقوقی وجود نخواهد داشت؟ بیان کرد: بیشتر صنفها کارهای ثبت در وزارت کار را انجام دادهاند ولی بعضیها به دلیل تعداد کم اعضا نمیتوانند چنین کاری کنند. با این حال انشاءالله مجمع عمومی که خرداد ماه برگزار خواهد شد متشکل از صنوفی است که در وزارت کار ثبت قانونی شدهاند و مشکل حقوقی هیأت مدیره هم حل خواهد شد.
اعضای واقعی خانه سینما چند نفرند؟
اسعدیان همچنین در ادامه به یک معضل جدی در خانه سینما بویژه هنگام رأیگیری در صنوف اشاره کرد و گفت: ما ادعا میکنیم که خانه سینما پنج هزار عضو دارد، اما یکی از مشکلات این است که بسیاری از اعضا سالهاست در سینما فعالیت نمیکنند و این سبب میشود حتی گاهی برای انتخابات یک صنف، تعداد حاضران برای تشکیل مجمع به حداقل نرسد یا نتایج رایگیریها تحت تأثیر قرار گیرد. بر این اساس یک کمیته تطبیق تشکیل دادهایم تا اعضای صنوف خانه سینما را واقعی کند و مشخص شود چه تعداد عضو واقعی در خانه سینما داریم. معنای این کار این نیست که اگر مثلاً یک صنف ۵۰ عضو دارد که در حال حاضر در حوزه کاری خودشان فعال نیستند بخواهیم بیمه آنها را قطع کنیم. خانه سینما عضویت آنها را حفظ خواهد کرد، اما باید مشخص شود یک صنف چه تعداد عضو واقعی دارد تا هنگام رأیگیری در مجمع عمومی فقط کسانی رأی دهند که مشغول کار هستند نه آنهایی که سالهاست فعالیتی ندارند ولی میتوانند بیایند و رأی دهند و حتی شورای مرکزی را به هم بریزند.
او با بیان اینکه در خانه سینما صنفی هست که رئیس شورای مرکزیاش حدود ۲۰ سال است فعالیتی در حوزه خود ندارد و چنین وضعی بیمعنی است، خاطرنشان کرد: بنابراین اعضایی که فعال نیستند را میتوان به عنوان عضو افتخاری حفظ کرد تا همچنان از تسهیلات برخوردار باشند ولی امکان کاندیدا شدن در شورای مرکزی یا هیأت مدیره را ندارند. علاوه بر این ممکن است منِ همایون اسعدیان در چند صنف مثل عکاسان، کارگردانها و تهیهکنندگان عضو باشم، اما فقط باید بتوانم در یک صنف کاندیدا شوم یا برای یک صنف حق رأی داشته باشم.
حسین انتظامی گفت، از سینما چیز زیادی نمیداند اما…
رئیس هیأت مدیره خانه سینما در ادامه این گفتوگو درباره اینکه حضور حسین انتظامی را که پس از گذشت حدود پنج ماه هنوز سرپرست سازمان سینمایی است و سابقه فعالیتی در سینما نداشته چطور ارزیابی میکند؟ پاسخ داد: برخی معتقدند ما باید به وزارت ارشاد وابستگی نداشته باشیم و نباید بودجهای هم از آنها دریافت کنیم. واقعیت این است که وقتی در مقطعی توافقات خانه سینما با سازمان سینمایی زیاد میشود به این معنا نیست که ما دنبالهرو ارشاد شدهایم بلکه بپذیریم شاید خانه سینما توانسته وزارت ارشاد را قانع کند که نظراتش را بپذیرد. تمام اینها بستگی به نگاه مسئولانی دارد که چقدر به صنوف احترام میگذارند یا فعالیتهای صنفی را قبول دارند و در این مدت هم آقای حیدریان و هم آقای انتظامی همراهی داشتهاند. ما در اولین جلسهای که با آقای انتظامی داشتیم ایشان به صراحت اعلام کرد از سینما چیز زیادی نمیداند و من فکر میکنم چون فرد باهوشی است و مدیریت هم بلد است خیلی زود متوجه امور شد که چی به چیست.
خانه سینما نگاهش را به وزارت ارشاد تحمیل کرده است
او ادامه داد: در جلسههای بعدی میدانستیم آگاهی بیشتری به دستآوردند و در نتیجهی صحبتها خواستند که بگوییم چه چیزهایی را به خانه سینما واگذار کنند و ما هم مواردی را تعیین کردیم که البته باید پاسخگو هم باشیم. در این دیدارها آقای انتظامی تاکید کرد وزارت ارشاد نمیتواند مشکلات حقوقی اصناف را حل کند و فقط میتواند برای انجمنهای فرهنگی اقدام کند بنابراین درستترین مسیر همان است که خانه سینما رفته و در این باره اتفاق نظر کامل وجود داشت. دیدگاه ایشان هم این بود کاری کنیم که پایگاه حقوقی خانه سینما هر چه زودتر محکم شود. به این ترتیب باید تاکید کنم میان خانه سینما و سازمان سینمایی در حال حاضر یک توافق و تعامل در نگاه وجود دارد و خودخواهانهاش این میشود که بگویم ما در خانه سینما نگاهمان را به وزارت ارشاد تحمیل کردهایم.
او در پاسخ به اینکه با وجود این تعامل، بودجه خانه سینما چطور پرداخت میشود و آیا مثل بعضی دورهها با تأخیر همراه است؟ گفت: بودجه خانه سینما حدود پنج میلیارد تومان است و به دلیل ارتباطات خوبی که آقای شاهسواری برقرار کرده معمولاً بودجه را خیلی زودتر دریافت کردهایم و گاهی حتی زودتر از موعد توانستیم این بودجه را بگیریم و تلاش شده با توجه به اوضاع مملکت به اندازه چند ماه جلوتر ذخیرهای داشته باشیم. درواقع میتوانم اعلام کنم که خیال ما برای چند ماه آینده راحت است چون توانستهایم پسانداز کنیم اما جمع شدن همین پولهاست که سبب میشود در مواقع ضروری خاصه خرجیهایی هم داشته باشیم تا برای سینماگران بویژه آنهایی که مشکل یا بیماری دارند خرج شود. این هم اصلاً یک موضوع یواشکی و غیر قانونی نیست و من به صراحت آن را اعلام میکنم.
شوراهای صدور مجوز باید یکی شوند
او در بخشی دیگر در پاسخ به اینکه آیا موضوع امنیت شغلی هم در قرارداد تیپ قرار میگیرد؟ بیان کرد: این موضوع قبل از قرارداد تیپ حل شده و خوشبختانه با وزارت ارشاد به این تفاهم رسیدهایم تا وقتی پروانه ساخت هست، دو مرحلهای شود. یعنی اول موافقت اصولی داده شود و بعد با لیست عوامل که از اعضای خانه سینما هستند و کد صنفی دارند پروانه ساخت صادر شود. این کار از امسال باید اجرایی شود.
به گفته اسعدیان یک مشکل در بخش تولید در وزارت ارشاد این است که ساختار آن متعلق به حدود ۲۰ سال قبل است، مثلاً یک شورای پروانه ساخت سینمایی وجود دارد و شورای پروانه ساخت ویدئویی. در حالی که الان حتی پروانه ویدئویی هم بی معناست.
او گفت: ما معتقدیم باید تمام این شوراها یکی شوند، چون اشراف بر همه چیز بیشتر میشود و جلوی برخی دور زدنها هم گرفته میشود مثل کسانی که نمیتوانند پروانه ساخت سینمایی بگیرند و بعد برای ویدئویی اقدام میکنند و آن فیلم را برای گرفتن پروانه نمایش سینمایی ارائه میکنند. در این باره داوری خانه سینما بسیار بُرّا است و هر شکایتی مطرح شود و خانه سینما حُکم دهد، اگر فرد آن را نپذیرد کارش میتواند بلااثر شود و در ارشاد مشکلات زیادی پیدا کند. من با «سیمافیلم» درباره همین مسئله مذاکره و تاکید کردم که باید داوری زنجیرهای داشته باشیم تا مثلاً تهیهکنندهای که در تلویزیون پول عواملش را نداد، نتواند در سینما کار کند یا اگر در سینما نتوانست پول بدهد در شبکه نمایش خانگی کار نکند. آنها هم استقبال کردند چون واقعیت اینجاست که در «سیمافیلم» چنین بخشی وجود ندارد.
آیا صدور پروانه ساخت باید به خانه سینما واگذار شود؟
اسعدیان درباره درخواستهایی که برای واگذاری پروانه ساخت به خانه سینما هم مطرح شده بود بیان کرد: در این موضع اهالی سینما اول باید بگویند آیا حاضرند چنین مسئولیتی را بپذیرند یا خیر؟ الان یک جای دیگر پاسخگوی این قضیه است که مثلاً چرا به فلان فیلم پروانه ساخت یا نمایش داده شده. اگر این مسئولیت دست ما بیفتد پس باید پاسخگو باشیم. آیا باید خانه سینما را وارد این بازی کنیم؟ به اعتقاد من اصلاً صلاح نیست؛ مثل شورای تسهیلات بنیاد سینمایی فارابی که ظاهراً خیلی خوب است اگر خانه سینما در آن حضور داشته باشد، اما باطنش این است که بسیار بد است چون ما را با هم صنفان خودمان درگیر میکند که مثلاًً چرا با فلانی موافقت کردید و با من مخالفت کردید. این باعث میشود ما به جان هم بیافتیم و به اعتقاد من اتفاقاً باید از چنین مسئولیتهایی پرهیز کنیم. ما باید در موقعیتی باشیم که همیشه بتوانیم منتقد باشیم و اگر خانه سینما مسئولیت پروانه ساخت را بر عهده بگیرد باید تبعات آن را هم بپذیریم.
پیشبینی نقدها به خداحافظی صنفی اسعدیان
وی در بخشی دیگر در پاسخ به اینکه وقتی از پایان فعالیت صنفی صحبت میکند نقدهایی را میتوان پیشبینی کرد بر این مبنا که در این سالها از موقعیت خود استفادههای زیادی کرده و فیلم ساخته است، گفت: من آخرین فیلمی (یک روز بخصوص) را که ساختم وقتی بود که هنوز در هیأت مدیره خانه سینما نبودم و سریالم (لحظه گرگ و میش) هم که ارتباطی به خانه سینما ندارد. این بحثها وقتی میتواند مطرح باشد که من یا آقای شاهسواری یا دیگر اعضای هیأت مدیره در این دو سال کاری سینمایی انجام داده باشیم. ضمن اینکه به نظر من اتفاقاً وقتی افراد به بازنشستگی میرسند باید در نهادهایی مثل خانه سینما به کار گرفته شوند که هم سرگرم باشند و هم تجربه خود را منتقل کنند و احساس بیهودگی و پوچی هم نکنند. همه جای دنیا همین است ولی ما در اینجا چنین افرادی را خانه نشین میکنیم و شرایط طوری است که همه پیشکسوتان فکر میکنند به آنها توهین میشود و کسی به فکر شأن آنها نیست. بالاخره هنرمندی که ۵۰ سال در این حرفه کار کرده تجربهای دارد که یک فرد جوان ممکن است نداشته باشد.
بازنشستههای سینمایی در دنیا رئیس موزه میشوند و در ایران…
او در این باره به صحبت رئیس موزه سینما شهر تورین در ایتالیا که دیداری پیش از عید با او داشتهاند اشاره کرد و افزود: جالب بود که شنیدم در ایتالیا و بعضی از کشورهای اروپایی تمام مدیران اصلی مکانهایی مثل موزه سینما باید بازنشسته باشند چون اطلاعات و دانش و تجربه زیادی دارند و در کنارشان هم حتماً یک مدیر اجرایی باید باشد، اما در ایران رئیس بازنشسته را کنار میگذاریم و همیشه میخواهند اطلاعات و تجربهها در گونی ریخته شوند و همه چیز از صفر شروع شود. این نگاه غلط ما در ایران است و خانه سینما باید با این نیروها در آینده بچرخد، یعنی با نیروهای که به هر دلیلی دیگر حوصله کار کردن در زمینه حرفهای ندارند ولی خانهنشین شدهاند. باید برای آنها ورکشاپ بگذاریم تا تجربههایشان منتقل شود و از نظر روحی هم شرایط بهتری داشته باشند.
پولشویی در سینما چیزی در حد شوخی است
اسعدیان در یکی از بخشهای پایانی این مصاحبه نسبت به بحثهایی که با عنوان پول کثیف در سینما پیش آمده است و تبعات احتمالی آن در هنگام اکران فیلمها و بویژه اکران نوروز که با شکست فیلم «تختی» در فروش همراه بوده است، اظهار کرد: گاهی کلماتی را به سینما وارد میکنیم بدون آنکه اطلاعی از آنها داشته باشیم، مثلاً من پولشویی در سینما را درک نمیکنم چون پولشویی تا جایی که میدانم یعنی پولی که نمیتواند وارد بانک شود، باید به پول تمیز تبدیل شود تا بتوان آن را به سیستم بانکی برد و سوال اینجاست که کدام یک از اینها با چمدان پول به سینما آمدهاند؟ آنها پول خود را از بانک در آوردند و به ما دادند، پس اگر قرار بر پولشویی بوده در بانک اتفاق افتاده است. بنابراین معتقدم پولشویی در سینما چیزی در حد شوخی است چون پولشویی رقمهای ۲۰ میلیارد تومانی نیست، پولشویی دستکم میلیارد دلاری است. اما اگر بگوییم در «ایران» پولشویی میشود مبحث دیگری است. همچنین تا وقتی نهادهای حقوقی روی پولی دست نگذاشتهاند نمیتوانیم از چنین الفاظی استفاده کنیم اما میتوانیم بگوییم دوست نداریم با این پولها کار کنیم.
وی ادامه داد: باور ما این است به جای اینکه با سرمایههایی که به هر دلیلی علاقهمندند وارد سینما شوند با الفاظی مثل پول کثیف و پولشویی برخورد کنیم، باید آنها را جذب کرد بویژه آنکه سال آینده ممکن است سرمایههای بیشتری جذب شوند چون اوضاع اقتصادی مملکت خراب است و بسیاری از کارهای تولیدی ممکن است متوقف شود. در این موقعیت صاحبان پولهای سرگردان ممکن است فکر کنند سینما جای خوبی برای سرمایهگذاری است آن هم به دلیل بازخوردی که دارد یا اینکه ممکن است بخواهند خودشان را مطرح کنند یا حتی شاید یک نفر ثروتمند باشد اما به دنبال پرستیژ اجتماعی است و به همین دلیل ما باید از چنین پولهایی استقبال کنیم.
سرمایهها باید از راه استاندارد وارد سینما شوند
او تاکید کرد: منتها مشکلی که در این باره وجود دارد این است که این سرمایهها باید در سیستم استاندارد استفاده شوند نه اینکه یک نفر سرمایه بیاورد و بعد او، تعیین کند که دلش میخواهد به یک نفر فقط دستمزد آنچنانی دهد. این کار نظام تولید در سینما را به هم میریزد. سیستم استاندارد هم این است که چنین سرمایههایی از طریق تهیه کننده خرج شود. مواردی بوده که سرمایهگذار گفته دستمزد عوامل را تهیهکننده بدهد و تعدادی از بازیگران را خودش پرداخت میکند ان هم با رقمهای هنگفت و این فاصله طبقاتی عجیب و غریبی را بین آن بازیگران و عواملی که کار میکنند ایجاد کرد که در نهایت به کینه و نفرت منجر میشود.
رئیس هیأت مدیره خانه سینما تاکید کرد: وقتی یک نفر سرمایهای را به سینما میآورد باید تهیه کننده را قبول داشته باشد و پول را در اختیار او قرار دهد تا بعد تهیهکننده طبق استاندارد سینما کار کند. اصلاً شرایط باید این طور باشد وزارت ارشاد سرمایهگذاری را که میخواهد سرمایهای به سینما وارد کار کند تأیید کند.
به شعور مردم توهین نکنیم / قبول کنیم آرایش اکران نوروز بسیار بد بود
اسعدیان در پایان با اشاره به اکران نوروز هم گفت: بعد از تعطیلات نوروز فضایی ایجاد شد که ما حتی در خانه سینما بحث داشتیم به آن اظهارات پاسخ دهیم یا خیر، چون عدهای بویژه در فضای مجازی میگفتند، شرم بر ما باد که «تختی» تنها ماند و به شدت با شعور مردم توهین آمیز رفتار کردند. درست است که «تختی» فیلم خوبی است اما اولین فیلم خوبی نبوده که در سینمای ایران نفروخته و آخرین آنها هم نخواهد بود. نباید نفروختن فیلم را به مردم نسبت دهیم و بگوییم شعور و فهم آنها در حد فلان فیلم است. این نوع اظهارات بدتر بازخورد منفی ایجاد میکند، در حالی که باید قبول کنیم آرایش اکران امسال در نوروز بسیار بد بود و نباید فیلمی مثل تختی در این زمان اکران میشد.
او افزود: وقتی هفت فیلم در عید اکران میشوند مردم از بین اینها انتخاب میکنند، مثلاً یک فیلم مفرح را تماشا میکنند و یک فیلم دیگر مثل «متری شیش و نیم» که تبلیغات زیادی در جشنواره داشته است. اگر هم فرزندی داشته باشند سراغ فیلم کودک اکران نوروزی میروند و این وسط فیلمی مثل «تختی» لِه خواهد شد. بنابراین بروز چنین اتفاقی کاملاً قابل پیش بینی بود، گرچه نمیگویم اگر «تختی» در تابستان اکران میشد فروش ۴۰ میلیاردی میداشت اما قطعاً از الان بیشتر میفروخت. ما به فیلمهایی مثل «تختی» نیاز داریم تا حس ملی ما را تهییج کنند و تلویزیون هم باید همراهی کند اما نباید به مردم توهین کرد که چرا این فیلم را ندیدهاید!؟

سینماپرس: مهران کاشانی نویسنده و فیلمنامهنویس در کارگاه فیلمنامهنویسی بخش دارالفنون، گفت: بزرگان زیادی درباره اسطورهها و قصهها تحقیق کردند و همگی به این نتیجه رسیدهاند که هدف همه داستانها روایت درباره تغییر است.
به گزارش سینماپرس به نقل از ستاد خبری سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر، کارگاه فیلمنامهنویسی مهران کاشانی در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر، صبح روز پنجشنبه ۲۹ فروردین ماه در سالن شماره ۴ پردیس سینمایی چارسو برای اعضای دارالفنون برگزار شد. در ابتدای این کارگاه مازیار میری مدیر بخش دارالفنون با حضور در کارگاه ضمن خیرمقدم به اعضای دارالفنون به اهمیت برگزاری این کارگاهها برای علاقهمندان اشاره و از آنها برای حضور در این جلسات تشکر کرد.
در ادامه مهران کاشانی مدرس این کارگاه فیلمنامهنویسی با بیان این موضوع که چرا داستانگویی طی سالیان دراز همراه انسان بوده است، اظهار کرد: برخی اوقات بدیهیات بخاطر اینکه بدیهی هستند فراموش میشوند. سوالی از شما دارم که چرا داستانگویی طی این سالیان دراز همراه ماست. احتمالا جواب شما این است که چون داستان شیرین است و ما داستانهایی را تجربه میکنیم که راحتتر از دنیای واقعی است، اما فیلمها اکثرا قتل و خشونت را در خود دارند و این بهتر از دنیای واقعی نیست، پس اینکه داستانها بهتر و راحتتر از زندگی عادی هستند رد میشود.
کاشانی رو به مخاطبان کرد و از آنها خواست که در این بحث شرکت کنند و نظرشان را درباره داستان بگویند، یکی از مخاطبان ایرانی در این مبحث شرکت کرده و با کاشانی درباره اینکه چرا داستانها را بیشتر دوست داریم گفتگو کرد، این عضو دارالفنون گفت: مخاطب دوست دارد بنشیند و داستانها را ببیند تا به نوعی دنیای مورد علاقهاش را در فیلم و داستان مشاهده کند. انسان دوست داشت که تجارب خود را به اشتراک بگذارد پس داستان را خلق کرد تا زندگیهای دیگری را نیز تجربه کند.
یکی دیگر از اعضا گفت: انسان نیاز به ماندگاری و بقا داشت پس داستان را خلق کرد و شنیدن داستان هم برای انسان خوشایند آمد و آن را ادامه داد. داستانها انسان را ماندگار میکنند و حتی در سالیان دور نیز از آنها یاد خواهد شد.
یکی دیگر از اعضای دارالفنون این بار اینگونه داستان را توصیف کرد: ما عمر کوتاهی داریم و نمیتوانیم تمام دنیا را کشف کنیم و ببینیم، با کمک داستان این اتفاق برای انسان رخ میدهد.
کاشانی ضمن تشکر از اعضا گفت: داستانگویی یک تجربه نیابتی است، قهرمان داستان کاری را در زندگی انجام میدهد که ما نمیتوانیم در دنیای واقعی انجام دهیم، داستان شنیدن برای ما بسیار کم هزینه است و تجربه کسب کردن به واسطه دیدن او در داستان برای ما هزینهای نخواهد داشت، مهمترین مسئله این است که داستان با جامعهشناسی فلسفه و روانشناسی متفاوت است، اینها گذارهایی را بیان میکنند و اثبات میکنند و داستانگویی با این نوع نگرش متفاوت است. اینها به عنوان علوم انسانی گزارش و توضیحی از جهان خود میدهند، اما داستان علاوه بر گزارش و توضیح دادن جهان تاثیر عاطفی هم خواهد داشت. نقطه مرکزی مسئولیت داستان عاطفی بودن آن است. اگر داستانها تاثیر عاطفی روی مخاطب نداشته باشند، از نظر من داستان نیستد.
وی ادامه داد: حال باید دید که تاثیر عاطفی به چه دلیل اینقدر مهم است، دلیل اهمیت قصه و داستانگویی این است که هر مسئلهای را از بعد عاطفی برای ما بیان میکند. خروجی داستانها را در علوم دیگر میتوان دید اما هیچکدام تاثیرگذاری داستان و قصه را بر مخاطب ندارد. ما به واسطه اعتقاداتمان تغییر نمیکنیم، ما پندهای زیادی میشنویم اما باعث تغییرمان نمیشوند، در حالیکه داستانها میتوانند ما را متحول کنند. به همین دلیل میبینیم که سریالهای زیادی در دنیا وجود دارد که میتوان تاثیر آنها را از نظر اخلاقی بر مخاطب دید.
کاشانی افزود: ما شبیه به رمانها و فیلمهایی که میبینیم هستیم؛ شباهت ما به آنها بیشتر است تا شباهت قهرمانان قصه به ما. مهمترین خصیصه داستانها تاثیر عاطفی آنهاست واین اصلیترین ویژگی داستان است.
کاشانی در بحث دیگری با اشاره به این موضوع که ما چه زمانی میتوانیم بگوییم داستان میشنویم، از اعضا خواست تا باز هم در این بحث شرکت کنند.
یکی ازاعضا اظهار کرد: هرگاه گذری از دوران را بیان کنیم داستان گفتهایم، کاشانی در جواب گفت: من این نظریه را نمیپذیرم، از شما میخواهم راحتترین نظریه را به زبان بیاورید.
شرکت کننده دیگری اظهار کرد: ریتمی جذاب که ما را به دنبال خود بکشاند داستان است؛ داستان ابتدا میانه و پایان دارد.
کاشانی در جواب گفت: همه اینها را میتوان گفت اما نمیتوان به عنوان داستان پذیرفت، علیرغم اینکه میتوانید همه زندگیتان را تعریف کنید، اما باید بدانید در کجا یک داستان را تعریف میکنید. بگذارید برای توضیح این مطلب یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم.
وی ادامه داد: چندین سال پیش در خانهای زندگی میکردم که چهار طبقه داشت، طبقه همکف یک بانو و یک پسر معتاد زندگی میکردند، طبقه دوم همسایهای مرموز داشتم، طبقه سوم من بودم و طبقه چهارم چند دانشجو زندگی میکردند. روزی به خانه بازگشتم و دیدم که اعتبار اینترنتم تمام شده است. باید به بیرون میرفتم وکارت اینترنت خریداری میکردم و بازمیگشتم، رفت و آمد من حدود ده دقیقه طول کشید. وقتی بازگشتم صدای تلویزیونی بلند بود و حتی در راهروها شنیده میشد. این معمول نبود و باعث شگفتی من شده بود، طبقات اول و دوم را رد کردم و صدا بیشتر شد نزدیک خانه شدم و دیدم که صدا از خانه من میآمد، در صورتی که من درب را قفل کرده بودم! یک آن جا خوردم و تعجب کردم. از لای در تلویزیون را دیدم که با صدای بلند در حال پخش برنامه بود، خیلی ترسیدم و فکری از ذهنم گذشت و فکر کردم که وقتی من نیستم همسایه مرموز من وارد خانه میشود و من خبر ندارم. این تصور در چند لحظه از ذهن من گذشت. تصمیم گرفتم آرام درب را باز کنم اما تا درب را باز کردم صدای عجیبی داد و ناگهان…
کاشانی بیان کرد: خیلی دوست دارید بدانید که چه شد؟ آیا اکنون در وجود شما حسی وجود دارد؟ من پایان این قصه واقعی را در انتهای کارگاه به شما خواهم گفت. اگر بخواهم به این موضوع توجه کنم و بگویم که داستان چیست، باید گفت شکاف در واقعیتی که انتظارداریم. هرگاه شکافی بین پیشبینی و نتیجه به وجود آید، داستان به وجود آمده است، این شکاف و گپ میتواند تشکیل یک داستان بدهد.
وی اظهار کرد: اکنون میدانیم که داستانها دو ویژگی دارند، یک اینکه شکافی بین پیشبینی و نتیجه ما وجود دارد و دوم اینکه روی مخاطب تاثیر عاطفی دارد. اگر این دو علت را از هر داستانی بگیریم آن داستان دیگر داستان نیست، خلاف واقعیت و پیشبینی بودن باعث جذابیت و ماهیت یک داستان میشود، اینها جوهر تولید داستان هستند.
این فیلمنامهنویس افزود: در بخش بعدی باید بدانیم به عنوان یک نویسنده چطور میتوانیم یک داستان را تولید کنیم؛ یکی از بهترین راهها این است که حادثه ایجاد کنیم و شکافی بین عامیانه بودن و روزمره بودن بهوجود بیاوریم. این حادثه محرک است، اینکه چطور میتوانیم در زندگی یک نفر حادثه ایجاد کنیم. هر گاه این حادثه را در روزمرگی ایجاد کردید یک داستان بالقوه خواهید داشت.
کاشانی در پاسخ به این پرسش که این حادثه باید در کجای داستان و فیلم رخ دهد، گفت: داستان هیچگاه آغاز نمیشود تا در داستان حادثه آوار شود؛ نیروی محرک حادثهای است که زندگی ما را از روزمرگی خارج میکند. چه اتفاقی میتواند زندگی شما را با حادثه مواجه کند، اگر این فکر را داشتید یک داستان در ذهن شما به وجود آمده است. لازم نیست که حتما اتفاق خارقالعاده ای رخ دهد حتی اتفاقات کوچک هم میتواند داستان را ایجاد کند.
وی ادامه داد: حادثه محرکی که باعث ایجاد داستان میشود ۴ دلیل دارد، اول اینکه شخصیت اصلی را از روال معمول زندگی خارج میکند، دوم اینکه شخصیت اصلی را مجبور به واکنش میکند، سوم اینکه شخصیت اصلی را مجبور میکند که در راستای بازگشت اوضاع تلاش کند و چهارم اینکه هدف را در خود جای دهد و اینکه بتوان گفت ماجرا به کجا ختم میشود. هر گاه یک ایده این چهار خصلت را داشت میتوان به آن به چشم یک داستان نگاه کرد، مثلا در فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی یک خانواده وجود دارد که روال عادی زندگی خود را دارد، اما یک بار به خانه آمده و دیده که به همسرش تعرض شده است. این ماجرا یک داستان محرک است و ۴ اصل یک داستان را دارد. وقتی میخواهیم یک حادثه محرک در داستان داشته باشیم، باید این ۴ اصل را رعایت کنیم.
این مدرس فیلمنامهنویسی عنوان کرد: اولین حادثه مهمی که این ویژگیها را داشته باشد حادثه محرک در فیلم و یا رمان خواهد بود، به حادثه محرک، قلاب هم گفته میشود. اگر این قلاب و حادثه محرک درست طراحی و بیان نشود نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند. به محض ایجاد حادثه محرک در داستان به عنوان نویسنده وظیفه ما ایجاد دستاندازها و ایجاد مشکل برای شخصیت است، چرا ما وظیفه داریم این مشکل را برای شخصیت ایجاد کنیم؟ به این سوال کمی فکر کنید و جواب را برای خودتان تکرار کنید.
در ادامه کارگاه اول و پس از یک استراحت کوتاه، مهران کاشانی کارگاه فیلمنامهنویسی را ادامه داد و با اشاره به اهمیت ایجاد حادثه محرک اعضای دارالفنون را به بحث و تبادل نظر در این رابطه ترغیب کرد. مباحث زیادی انجام شد و نظریههایی از طرف اعضای دارالفنون ارائه شد که کاشانی خود را با جوابها همراه کرد و درباره حادثه محرک نظریههایی ارائه داد.
کاشانی گفت: اگر حادثه محرک نداشته باشیم، عملا فیلم یا رمان ما پایان یافته است. ما فشار و مشکلات را روی شخصیت اضافه میکنیم چون هیچ انسانی تغییر نمیکند و قصه پدیدار نمیشود مگر انسان تحت فشار و مشکل قرار بگیرد. ما با گذارههای درست و اخلاقی تغییری در زندگی نخواهیم داشت، اما تحت فشار و با تجربه درونی تغییر خواهیم یافت. تجربههای عاطفی ما بر اثر فشار نیروهای بیرونی کسب میشود، به این دلیل است که ما در داستان مشکل ایجاد میکنیم تا شخصیت تغییر کند.
وی با طرح این پرسش که حال چرا باید شخصیت تغییر کند؟ گفت: این یک مسئله فلسفی در داستان است و قصه به این منظور روایت میشود که تغییر را حکایت کند. پژوهشگران اسطورهها و داستانها به این نتیجه رسیدهاند که تمام داستانها یک نتیجه دارند. علیرغم وجود فرمهایی که شنیدیم و دیدیم اما آنها این نظر را دارند و هیجانانگیز است که بدانید حرف درستی میزنند. بزرگان زیادی درباره اسطورهها و قصهها تحقیق کردند و همگی به این نتیجه رسیدهاند که هدف همه داستانها روایت درباره تغییر است.
مدرس کارگاه فیلمنامهنویسی دارالفنون اظهار کرد: ممکن است از شنیدن اینکه همه داستانها یک فرم دارند، ناراحت و متعجب شوید، اما هرگاه به این موضوع فکر کردید، من شما را به چهره انسان ارجاع می دهم که همه چشم، زبان و بینی داریم اما متفاوتیم. یک چهره و فرم مشخص اما بی نهایت تنوع در قیافه انسان ها وجود دارد.
وی در ادامه گفت: این کارگاه درباره فیلمهای داستانی صحبت میکند، فیلمهای تجربی هم اگر این نوع روایت را در خود داشته باشند، مورد توجه ما هستند. در فیلمهای داستانی و روایی شخصی وجود دارد که دارای هدف است، هدفی که برای رسیدن به آن مشکلاتی وجود دارد، این سادهترین فرم داستان است؛ حال یا پیروز شده و یا شکست میخورد اما در هر صورت او دچار تغییر خواهد شد، در حقیقت درام داستان مبتنی بر یک تغییر است.
کاشانی اظهار کرد: یک ایراد بزرگ در اکثر فیلمنامهها وجود دارد، همه میدانیم که شخصیت وقتی دچار حادثه شد، سعی بر آن دارد تا به هدف خود برسد. ما به عنوان نویسنده سعی میکنیم موانعی را بر سر راه او بگذاریم. اکثر فیلمنامهنویسهای تازه کار در راه رسیدن به هدف مشکلات متنوع و متکثری قرار میدهند که این غلط است، به جای مشکلات متنوع باید یک مشکل را افزایش دهند.
وی افزود: برای انسان ۳ نوع مشکل درونی، خانوادگی و اجتماعی وجود دارد و شما باید مشکلات را بشناسید و یک مشکل را ادامه داده و بزرگ کنید، درهم ریختن مشکلات درونی خانوادگی و اجتماعی کار اشتباهی در نویسندگی و فیلمنامهنویسی است و ایجاد مشکلات متنوع برای شخصیت داستان بسیار کار غلطی است، باید مشکلی که در داستان طراحی کردیم آرام آرام افزایش دهیم. یک نویسنده خوب یک سطح از مشکلات را افزایش میدهد و اگر توانست مشکلات شخصیت داستان را در دو سطح به خوبی افزایش دهد، یک نویسنده قهار و ماهر است.
کاشانی با طرح این پرسش که چرا افزایش مشکلات برای شخصیت بهتر از ایجاد تنوع در آن است؟ مخاطبان و اعضای دارالفنون را به شرکت دوباره در بحث دعوت کرد. وی ضمن شنیدن نظریهها و پاسخها گفت: یک نویسنده بد تنوع ایجاد میکند اما مشکل اصلی را بزرگ نمیکند، نویسندهای خوب است که میداند مشکل باید افزایش پیدا کند، نه اینکه تنوع داشته باشد، بنابراین فیلمنامه یا رمان خود را با افزایش مشکلات پیش میبرد. نود درصد فیلمنامهها به دلیل رعایت نکردن این نکته فیلمنامههای غیر قابل استفادهای هستد.
وی بیان کرد: زمان بین حادثه محرک تا هدف بیشترین زمان فیلمنامه را در برمیگیرد، این زمان جهنم فیلمنامهنویسان است، اگر درست به این زمان پرداخت نشود داستان کسلکننده خواهد بود و ایجاد افزایش مشکلات پیشروندگی در فیلم را به همراه خواهد داشت. وقتی مشکل افزایش پیدا میکند و انسان تحت فشار قرار میگیرد درون خود را به نمایش میگذارد و رفتار درونی و واقعی خود را نشان میدهد. وقتی مشکلات رشد میکنند شخصیت داستان تحت فشار قرار میگیرد و مرزهای نهایی زندگی را تجربه میکند. ما شخصیت را به جایی میبریم که خودمان تجربه آن را نداشتهایم و از طریق کنشهای شخصیت، سطح تجربههای خود را افزایش میدهیم.
این فیلمنامهنویس بیان کرد: قرار دادن شخصیت بین خوبیهای آشتیناپذیر جزو لذتهای داستاننویسی است، دو فعل خوبی که شخصیت بین آن قرار گرفته است، یکی از بهترین لحظات فیلمنامهنویسی است. نقطه بحران نقطهای است که نویسنده آن را کش میدهد و این نقطه جذابترین نقطه یک داستان و فیلمنامه است. نویسنده خوب این لحظات را ایستاتر میکند تا مخاطب بیشتر در این لحظه بماند و تعلیق بیشتری داشته باشد.
وی در پایان گفت: مهمترین نکتهای که یک فیلمنامهنویس باید رعایت کند، این است که شخصیت وقتی با مشکلات روبرو میشود آرام آرام تغییر کند. باید حوادثی طراحی شود که شخصیت تغییر کند و این تغییر برای مخاطب باورپذیر باشد. هدف داستان تغییر شخصیت است و از این مفهوم مهمتر در داستانگویی نداریم. قصه طوری طراحی میشود که تغییر را به مخاطب نشان دهد، یا از خوب به بد و یا از بد به خوب. ما با داستاننویسی میتوانیم انسانها را به سمت خوبیها و یا بدیها تغییر دهیم.
آدرس سایت رسمی جشنواره Fajriff.com و پست الکترونیکی جشنواره Info@Fajriff.com است.
سیوهفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر از ۱۸ تا ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ (۲۹ فروردین تا ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸) به دبیری رضا میرکریمی در تهران در حال برگزاری است.

سینماپرس: تعداد ۲۴ فیلم از کشورهای آذربایجان، افغانستان، ایران در حوزه تمدنی میراث مشترک و کشورهای تاجیکستان، روسیه و قزاقستان که در حوزه تمدنی میراث طبیعی در بخش بین الملل نهمین جشنواره بین المللی فیلم وارش با یکدیگر رقابت می کنند.
به گزارش سینماپرس، کشورهای آذربایجان، افغانستان، ایران در حوزه تمدنی میراث مشترک و کشورهای تاجیکستان، روسیه و قزاقستان که در حوزه تمدنی میراث طبیعی قرار دارند، با ۲۴ فیلم در بخش بینالملل نهمین جشنواره بینالمللی فیلم وارش شرکت دارند.
عناوین این فیلمها که به مرحله رقابت در این بخش راه یافتهاند، به شرح زیر اعلام میشود؛
آذربایجان
موسیقی مقامی آذربایجان(Azerbaijan mugam) به کارگردانی امین میرابولایف
فرش آذربایجان(Azerbaijan carpet) به کارگردانی شامل علییوف
معجزه بالدار(winged miracle) به کارگردانی زهرا میرزازاده
غذاها و خوراکیهای آذربایجان به کارگردانی شامل نجف زاده (Azerbaijan cuisine)
افغانستان
قالی باف(the weaver) به کارگردانی محمد آیریک
قطره (drop) به کارگردانی غلام یحیی جعفری
سفید کمرنگ (pale white) به کارگردانی غلامرضا جعفری
سمفونی دوران طالب شهیدی (the symphony of Tolibhon shahidi time) به کارگردانی الکسیو اسیلیف
کهن یادگار سرزمین آذر به کارگردانی سمیع الله عطایی (Ancient Land of Azar)
ایران
رویاهای آهنی (the iron dream) به کارگردانی یاسر طالبی
تکلیف روز انجام وظیفه (takleef the day of duty) به کارگردانی علی خوشدونی فراهانی
لوتوس (lotus) به کارگردانی محمدرضا وطن دوست
افسانه کرم هفتواد(the myth of Haftvad worm) به کارگردانی اصغر صفار و عباس جلالی یکتا
شگفتی الهام بخش (the legendary mystical) به کارگردانی محبوبه طبایی عقدایی
تاجیکستان
دری به سوی خدا (a door to God) به کارگردانی معروف نویوفت
رویای اتحاد، آرزوی پامیر(solidream aspirations of the Pamir) به کارگردانی برایان ماثه، مورگان منچود و صیفای ورا
آوای تنبور (the crying of tanbur) به کارگردانی انیسه صبیری
روسیه
انفجار بزرگ (big boom) به کارگردانی مراد نریمانوف
کهکشان بزرگ (how big is the galaxy?) به کارگردانی کسینیا الیان
تئوری غروب آفتاب (the theory of the sunset) به کارگردانی رومن سوکولوف
ایمان (faith) به کارگردانی تاتیانا فدوروفکیا
قزاقستان
۱۳ کیلومتر (۱۳ km) به کارگردانی ولادیمیر تالکین
اجاق (hearth) به کارگردانی علیشر ژادیگروف
میراثی از اجداد (ancestors heritage) به کارگردانی بریک زاکونوف
در این بخش فیلمهای حوزه زبان پارسی، میراث مشترک (ایران، افغانستان و تاجیکستان) و دریای کاسپین، میراث طبیعی (ایران، آذربایجان، روسیه و قزاقستان) به رقابت میپردازند.
نهمین جشنواره بینالمللی فیلم وارش به دبیری مهدی قربانپور ۹ تا ۱۳ اردیبهشتماه در استان مازندران برگزار میشود.

پردیس سینمایی چارسو، سینما فلسطین، دانشکده سینما و تئاتر و دانشگاه سوره روز شنبه ۳۱ فروردینماه پذیرای کارگاههای کارگردانی، طراحی صحنه، تهیهکنندگی، فیلمنامهنویسی، فیلمبرداری و ۳ نشست تخصصی از جشنواره جهانی فیلم فجر خواهند بود.
به گزارش سینماپرس، برنامههای کارگاهی و نشستهای تخصصی سومین روز از سیوهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر، روز شنبه ۳۱ فروردینماه ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱ با کارگاه کارگردانی محمدحسین مهدویان در سالن شماره ۴ چارسو آغاز میشود که مخاطبان این کارگاه هنرجویان بخش «دارالفنون» هستند.
ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳ سالن شماره ۲ چارسو میزبان زیلکه بوئر طراح صحنه آلمانی است که کارگاه طراحی صحنه را برای هنرجویان «دارالفنون» برگزار میکند.
«جایگاه جهانی سینمای ایران در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی» عنوان نشستی است که با حضور پروفسور جان هیل، پروفسور تیاگودولوکا و رضا اویلوم در همین سالن ساعت ۱۴ تا ۱۶ برگزار میشود.
پنل تهیهکنندگی لیوژوان نیز ساعت ۱۳ تا ۱۴:۳۰ در گذر اجتماعات واقع در طبقه هفتم پردیس چارسو پذیرای علاقهمندان است و پس از آن، ساعت ۱۵ تا ۱۷ نشست «اصول بازاریابی کلی» با حضور شیرین نادری و احمدعلی فرهودی در همین مکان برگزار میشود و ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰ نیز گذر اجتماعات مجموعه چارسو، در اختیار نشست مطبوعاتی با حضور لوکا بیگاتزی فیلمبردار ایتالیایی قرار میگیرد.
همچنین ساعت ۱۱ تا ۱۳ دانشگاه سوره، میزبان کارگاه فیلمنامهنویسی آندرئا پاللائورو و دانشکده سینما تئاتر میزبان کارگاه فیلمبرداری لوکا بیگاتزی خواهند بود.
کارگاه تهیهکنندگی زوراب ماگالاش ویلی نیز ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در سالن شماره ۲ سینما فلسطین و در سالن شماره ۳ این سینما نیز کارگاه برنامهریزی تولید باحضور مصطفی احمدی برگزار میشود.
آدرس سایت رسمی جشنواره Fajriff.com و پست الکترونیکی جشنواره Info@Fajriff.com است.
سیوهفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر از ۱۸ تا ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ (۲۹ فروردین تا ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸) به دبیری رضا میرکریمی در تهران در حال برگزاری است.
واکاوی «جایگاه جهانی سینمای ایران در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی»
بنابر این گزارش جشنواره جهانی فیلم فجر در این دوره و به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در بخش علمی و دانشگاهی تعدادی نشست برگزار میکند و در آنها به بررسی ابعاد مختلف سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی میپردازد.
از جمله این نشستها، «جایگاه جهانی سینمای ایران در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی» است که با حضور پروفسور جان هیل استاد ایرلندی مطالعات فیلم در دپارتمان هنرهای رسانه در دانشگاه رویال هالووی لندن، دکتر تیاگو دو لوکا اهل برزیل و دانشیار مطالعات فیلم و تلویزیون در دانشگاه واریک انگلستان و رضا اویلوم پژوهشگر و منتقد سینما از ترکیه برگزار می شود.
این نشست روز شنبه ۳۱ فروردین ساعت ۱۴ الی ۱۶ در پردیس چارسو محل برپایی جشنواره جهانی فیلم فجر با مدیریت نادر طالب زاده برگزار می شود. حضور در این کارگاه برای دانشجویان و دانشگاهیان آزاد است.
مدیریت علمی و دانشگاهی سیوهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر را شهاب اسفندیاری عضو هیأت علمی دانشگاه هنر برعهده دارد.
آدرس سایت رسمی جشنواره Fajriff.com و پست الکترونیکی جشنواره Info@Fajriff.com است.
سیوهفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر از ۱۸ تا ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ (۲۹ فروردین تا ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸) به دبیری رضا میرکریمی در تهران در حال برگزاری است.

سینماپرس: مدیر گروه اجتماعی شبکه سه سیما از آخرین تغییرات برنامه های این شبکه خبر داد.
به گزارش سینماپرس، «ناصر کریمان» در گفت و گو با فارس، درباره برنامه «حالا خورشید» گفت: این برنامه موقت تعطیل شده تا عوامل آن استراحتی داشته باشند و پس از آن دوباره به آنتن برگردند.
وی ادامه داد: طبق برنامه ریزی های انجام شده برنامه «حالا خورشید» با پایان ماه مبارک رمضان در شبکه سه سیما ادامه پیدا می کند.
کریمان همچنین از پخش «هفت» از هفته آینده خبر داد و عنوان داشت: این برنامه قرار است با اجرای محمدحسین لطیفی و حضور مسعود فراستی از هفته آینده روی آنتن شبکه سه سیما برود.
وی درباره برنامه های «عصر جدید» و «برنده باش» نیز گفت: خوشبختانه این برنامه ها جزو پربیننده ترین برنامه های تلویزیون هستند و بناست طبق روال در ماه مبارک رمضان نیز مهمان خانه های آنها باشند.
سینماپرس: تهیه کننده مجموعه تلویزیونی «گیلهوا» از احتمال پخش این مجموعه در تابستان خبر داد.
به گزارش سینماپرس، «امیر بنان» تهیه کننده مجموعه تلویزیونی «گیلهوا» به کارگردانی اردلان عاشوری در گفتوگو با فارس، گفت: مدتی است که سریال را به طور کامل به شبکه تحویل دادیم، اما مسئولین شبکه زمان دقیق پخش را اعلام میکنند.
وی با اشاره به زمان احتمالی این سریال نیز افزود: زمان پیشنهادی ما به گروه تابستان بود چراکه فصل مناسبی از لحاظ جذب مخاطب تلویزیونی است.
این تهیه کننده همچنین افزود: کنداکتور شبکهها کمی شلوغ است و شبکه در حال رایزنی برای پخش این سریال از یکی از شبکههای سیما است.

بنان درباره خواننده تیتراژ ابتدا و پایان این سریال نیز گفت: ما برای تیتراژ سریالمان خواننده نداریم و ترجیح دادیم تا سریال بدون خواننده تیتراژ روی آنتن برود.
بنابر این گزارش داستان اصلی قصه «گیلهوا» عاشقانهای بین دختر ارمنی و پسر شمالی است که در بستر وقایع آن دوران و قحطی میگذرد و چون میرزا کوچک خان هم جبهه اصلی مقابله با انگلیسها در شمال کشور را داشته است، برای جلوگیری از ایجاد قحطی در شمال کشور، برای همین در مقطعی به قصه ورود پیدا میکند و کاراکترهای اصلی قصه با او همراه میشوند.
بهروز شعیبی که نقش میرزا کوچک خان جنگلی را در این سریال بازی میکند، او در هفت سکانس از این سریال بازی کرده است. اما این سکانسها، سکانسهای مهمی است، چراکه عملا رهبریت این موضوع در شمال کشور با میرزا کوچک خان بوده و کاراکترهای سریال زیر پرچم میرزا مقابل انگلیسیها ایستاده و مقابله میکنند.
تصویربرداری مینی سریال هفت قسمتی «گیلهوا» که سالهای ۱۲۹۷ را به تصویر میکشد، نیمه مهرماه به پایان رسید. «گیلهوا» به تهیه کنندگی امیر بنان زندگی مردم و دلبستگی یک جوان را نمایش میدهد که این عشق در بستر اتفاقاتی مثل جنبش جنگل و قیام میرزا کوچک خان جنگلی و قحطی رخ میدهد، اما قرار نیست بستر اصلی سریال این مسائل تاریخی باشد. در این داستان عاشقانه که در شمال کشور و در کیاشهر و سیاهکل مقابل دوربین رفت، امیرحسین هاشمی و مهدی زمین پرداز نقش های اصلی سریال را بر عهده دارند که هر دو پیش از این در فیلمهای محمدحسین مهدویان به ایفای نقش پرداختهاند.
حسین توشه، حمیدرضا پگاه، ستاره اسکندری، مهران رجبی و امیرحسین صدیق از بازیگران اصلی این سریال هستند.