
سینماپرس: مدیر دفتر تئاتر مردمی بچههای مسجد حوزه هنری عنوان کرد: تئاتر بچههای مسجد در ایام نوروز تعطیل نیست و گروهها برای اجرای آثار خود بلافاصله پس از تعطیلات آماده میشوند.
به گزارش سینماپرس، محراب محمدزاده، مدیر دفتر تئاتر مردمی بچه های مسجد حوزه هنری در گفتوگو با خبرنگار فارس عنوان کرد: گروههای تئاتر بچههای مسجد در سال ۹۷ فعالیتهای خوبی را به صورت مستمر داشته و بحمدالله شاهد رویشهایی در استانهای مختلف کشور بودیم.
وی در ادامه تصریح کرد: طبق طرح ریزی که از سال ۹۶ صورت گرفت، گروههای تئاتر بچههای مسجد آثار خود را جهت اجرا در هفته هنر انقلاب آماده سازی میکنند تا پس از آن آثار برگزیده هر استان در چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر بچه های مسجد شرکت کنند.
محمدزاده اظهار داشت:به همین دلیل باید گفت که تئاتر بچههای مسجد در ایام عید تعطیل نیست و گروهها برای اجرای آثار خود بلافاصله پس از تعطیلات نوروزی آماده میکنند.
وی در رابطه با چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مردمی بچههای مسجد اظهار داشت: چند ماهی است که برای برگزاری این دوره از جشنواره رایزنیهای مختلفی را شروع کردهایم و چند استان هم متقاضی برگزاری جشنواره هستند. لذا با توجه به شرایط اقتصادی پیش رو به دنبال برگزاری جشنواره ای معقولانه و انگیزه بخش برای گروههای مردمی تئاتر سراسر کشور هستیم.
وی در ادامه افزود: فراخوان رسمی جشنواره در ایام هفته هنر انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد و تلاش ما این است که این جشنواره در تابستان سال ۹۸ برگزار شود. البته برخی استانها هم چون گلستان، اصفهان، فارس و آذربایجان غربی فراخوان استانی مجزایی را در راستای جشنواره سراسری منتشر کردهاند و در ایام هفته هنر انقلاب شاهد برگزاری آنها هستیم.
مدیر دفتر تئاتر مردمی بچههای مسجد در پایان اظهار داشت: همانطور که پیش از این نیز اعلام شده بود اختتامیه جشنواره «چهل مسجد، چهل نمایش» جهت تقدیر از تمامی گروههای شرکت کننده در این جشنواره نیز در هفته هنر انقلاب اسلامی برگزار می شود.

سینماپرس: جهانگیر الماسی گفت: وقتی نقشم در سریال «پس از باران» به من پیشنهاد شد، خیلی به منافع شخصی و مسائل مالی فکر نکردم، بیشتر برایم مهم بود که یک نقش منفی در رزومه کاری ام داشته باشم.
به گزارش سینماپرس، «جهانگیر الماسی» در گفت وگو با خبرگزاری فارس درباره مجموعه تلویزیونی «پس از باران» که این روزها از شبکه آی فیلم در حال پخش است، گفت: من خودم این سریال را به عنوان یک بیننده دیده ام و به نظرم در کل اثر خوبی بود. سریال پرمخاطبی شد و خانواده ها را جلوی تلویزیون نشاند. این ها نشان می دهد که پس از باران کار موفقی بوده است.
وی در پاسخ به این پرسش که به نظرتان چرا مردم این سریال را دوست داشتند و هنوز هم بازپخشش را می بینند؟ نیز عنوان داشت: فکر می کنم دلیلش این است که این سریال بازتاب دهنده بخشی از فرهنگ بومی ایران بود. به ویژه اینکه کار در شمال کشور تصویربرداری شد و فضاسازی خوبی داشت. از سوی دیگر، در این سریال به خوبی روابط فئودالی در آن برهه تاریخی نشان داده شد.
الماسی با بیان اینکه نکته جالب درباره پس از باران این بود که بیشتر افراد سن و سال دار خانواده بیننده آن بودند. به واسطه این افراد، جوان ترها هم پای تلویزیون می نشستند، درباره نقاط قوت این سریال اظهارداشت: یکی از مهمترین نقاط قوت پس از باران این بود که یک گروه حرفه ای کنار یکدیگر جمع شده بودند و توانستند خانواده ها را پای تلویزیون نگه دارند. این سریال پنجمین یا ششمین مجموعه ای بود که من در آن حضور داشتم و به نظرم توانست موفق باشد. پس از باران در آن زمان توانست به رسانه ملی کمک کند تا بیشتر در دل مردم جایی برای خودش باز کند. باید قدر این طور کارها را بدانیم و فضایی را مهیا کنیم که باز هم این چنین سریال هایی ساخته شود.
وی ادامه داد: متأسفانه الان به اندازه کافی از ساخت سریال های خوب و قوی حمایت نمی شود. در طرف مقابل، کارهای قوی و فیلمنامه های قوی هم ارائه نمی شود. نکته مهم این است که من و همنسلی هایم فقط به درآمد و منافع شخصی فکر نمی کردیم. در آن زمان به ارزش ها اهمیت زیادی داده می شد و بازیگران تلاش می کردند که بازی های خوبی ارائه دهند و به حرفه بازیگری خدمت کنند. امّا الان شرایط با آن زمان خیلی فرق کرده و به نظر من شرایط برای کار سخت تر شده است.
این بازیگر درباره دلایل پذیرفتن این نقش نیز توضیح داد: وقتی نقش به من پیشنهاد شد، فیلمنامه را خواندم و تصمیم گرفتم که این کار را قبول کنم. چون من نقش های مثبت زیادی در تلویزیون و سینما بازی کرده بودم و دوست داشتم یک نقش منفی هم بازی کنم تا تابوی نقش های مثبتم را در ذهن مخاطب بشکنم. در واقع می خواستم تعریفی از بازیگری ارائه کنم و به مردم بگویم که بازیگری یعنی اینکه یک فرد بتواند نقش های مثبت و منفی مختلف و متنوع را ایفا کند. وقتی این نقش به من پیشنهاد شد خیلی به منافع شخصی و مسائل مالی فکر نکردم، بیشتر برایم مهم بود که یک نقش منفی در رزومه کاری ام داشته باشم. البته من چند نقش منفی تا الان بازی کرده ام که تعدادشان زیاد نیست.
وی افزود: در واقع دلیل مهمی که قبول کردم در پس از باران یک نقش منفی را ایفا کنم این بود که به ارزش های خاصی اعتقاد داشتم و می خواستم آن ها را زنده نگاه دارم. من از نسلی هستم که به نقش اجتماعی اثر تلویزیونی و سینمایی و مسئولیت اجتماعی بازیگر اهمیت می دهند. واقعیت این است که این طور کار کردن به لحاظ مالی به ضرر من و افراد دیگری که این طور کار کرده اند، تمام شده است. الان رقبای ما شرایط بهتری به لحاظ مالی دارند، امّا از اینکه این طور انتخاب هایی داشته ام، پشیمان نیستم. البته نباید تصور کنید که برای من رفاه خانوادگی مهم نیست و یا نیازی به لحاظ مالی ندارم. امّا گاهی اوقات افراد باید میان فاکتورهای مختلف یکی را انتخاب کنند و من و هم نسلی هایم ارزش هایمان را انتخاب کردیم.
وی در پایان گفت: همانطور که گفتم من به صورت عامدانه انتخاب کردم که در سریال پس از باران یک نقش منفی را ایفا کنم امّا اولویتی بین این نقش ها قائل نیستم. به نظر من خود بازیگر باید با توجه به شرایط خاصی که دارد نقش ها را انتخاب کند و مثبت و منفی بودن آن ها را بسنجد و دست به انتخاب بزند.
سینماپرس: بخش عمدهای از بار چرخه اقتصادی سینما بر دوش شرکتهای توزیع و پخش در سینماست و البته در این عرصه هم رقابت وجود دارد.
به گزارش سینماپرس، چرخه اقتصادی سینما بر دو محور تولید و توزیع استوار است و بخش عمدهای از محور توزیع در حیطه شرکتهای و دفاتر پخش قرار میگیرد. حتی این دفاتر میتوانند بر موفقیت و عدم موفقیت یک فیلم در چرخه اکران و توزیع تأثیر بهسزای داشته باشند. همین موضوع است که یک رقایت جدی بین دفاتر پخش در عرصه توزیع به وجود آوردهاست و از طرف دیگر سینماداران و فیلمسازان هم به صورت مستقیم با این دفاتر در ارتباطند به دلیل همین ارتباط است که بین فعالان سینما هم در راستای قرارداد بستن با شرکتهای توزیع موفق رقابت بهوجود میآید.
اما در معرفی ۱۰ دفتر پخش موفق امسال رتبه اول را فیلمیران دارد که توانست ۳۴ درصد بازار عرضه فیلم در دست داشته باشد. فیلمیران با توزیع ۱۱ فیلم در سال جاری توانست ۹,۴۷۴,۵۹۰ بلیط بفروشد و در آمدی بالغ بر ۸۳ میلیارد و ۱۷۴ میلیون تومان کسب کند.
دفتر پخش بعدی نیکان فیلم است که با ۷ فیلم سهمی ۱۸.۵ درصدی از بازار عرضه سینما داشت و با فروش ۴,۷۰۲,۴۰۰ بلیط فروش ۴۵ میلیارد و ۲۴۲ میلیونی را تجربه کرد.
هدایت فیلم هم در سال ۹۷ عرضه ۶ فیلم را بر عهده داشت و ۹.۲ درصد بازار عرضه فیلم را در اختیار گرفت. این درصد از بازار با فروش ۲,۶۴۷,۳۸۴ بلیط و کسب ۲۲ میلیارد و ۵۰۸ میلیون تومان حاصل شد.
چهارمین دفتر پخش برتر سال ۹۷ دفتر پخش بهمن سبز است که با ۱۰ فیلم ۸.۵ درصد از سهم بازار را کسب کرد و ۲,۷۲۸,۹۳۹ بلیط فروخت و ۲۰ میلیارد و ۷۱۱ میلیون فروش داشت.
با همین توضیحات ۱۰ دفتر پخش پرفروش سینما در سال ۹۷ بدین شرح اعلام میشود:


سینماپرس: ابرهای سیاهی که صنعت نشر را در بر گرفتهاند در یک نگاه، نه تنها مصیبت نیستند، بلکه میتوانند خواسته یا ناخواسته رحمتی که سالها صنعت نشر در انتظارش بود را به سمت این صنعت سرازیر کنند. اما چه رحمتی؟
به گزارش سینماپرس، در شرایطی که گرانی مواد و ملزومات مصرفی به دلیل شرایط ویژۀ اقتصادی که کشور با آن روبرو است از یک سو و عدم وجود محصولات فرهنگی در «سبد اضطراری خانوار» از سوی دیگر، صنعت نشر را تهدید میکند، وجود رانتهایی که با چند نرخی شدن ارز ایجاد شده، این صنعت را بیش از پیش به سوی قهقرا پیش میراند.
اصطلاح «سبد خانوار» به طور خودمانی، مجموعهای از کالاها و خدمات است که در لیست خرید و استفاده خانوارهای یک جامعه بیشترین میزان استفاده را دارند. هر یک از اقلام این مجموعه، دارای وزن هستند و مجموع قیمتها و ضرایب یا وزنی که برای هر قلم در نظر گرفته میشود در مجموع، به محاسبۀ شاخص قیمت مصرفکننده یا CPI منتج میشود. سبد اضطراری خانوار، سبدی فرضی است که در شرایط بحرانی، پس از حذف اقلام غیر ضروری یا کمتر ضروریِ خانوار تشکیل میشود.
در شرایط بحران اقتصادی، به طور خودکار خانوادهها اقلامی را که به آنها نیاز فوری ندارند، از لیست یا سبد خرید خود حذف میکنند. کتاب و البته بسیاری اقلام دیگر از جمله اقلام تفریحی و مانند آن، چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، توسط بخش قابل توجهی از جامعۀ هدف در شرایط بحران اقتصادی از لیست خرید حذف میشود و همین موضوع به عنوان موضوع پایین دستی در کنار موضوعات بالادستی از جمله بالارفتن هزینههای تولید کتاب، منجر به اتفاقی میشود که میتوانیم به خود اجازه بدهیم به شکلی بدبینانه، سال ۱۳۹۸ را سالِ سیاهِ صنعت نشر بنامیم.
به موضوعات فوق، البته باید اضافه کنیم، چند قطبی شدن فعالین حوزه نشر را. عدم همدلی و همراهی که در صنعت نشر شاهد آن هستیم در کنار عادت تاریخی ما ایرانیان، «من» را بیش و پیش از «ما» دیدن و عدم اعتقاد و الزام عملی به کار صنفی، دورنمای صنعت نشر را بیش از پیش تیره و تار نشان میدهد.
البته، این لیستِ مشکلات، سطر، زیاد دارد. میتوان به لیست فوق، «فرصتسوزی» های متعدد فعالین این حوزه را اضافه کرد. آنجا که میتوانستیم (و هنوز هم میتوانیم) از فرصتهای طلایی حوزه دیجیتال و نشر دیجیتال استفاده کنیم اما نکردهایم و نمیکنیم. هرچند این موضوع، تنها مربوط به عدم پذیرش «اصل تغییر» توسط ناشران نیست و دلایل مهم و متعدد دیگری هم دارد. از جمله قراردادهای ناعادلانۀ برخی مالکین بسترهای دیجیتال که امکان یا تمایل استفاده از این فضا را برای ناشران را دور از ذهن میکند یا وضعیت نامناسب این بسترهای نشر دیجیتال از نظر امنیت محتوا یا عدم امکان راستی و درستی آزمایی گزارشاتی که به ناشر ارائه میشود. واقعیت این است که نشر دیجیتال در ایران، با وجود رشد قابل توجهی که داشته است، هنوز حتی به بخشی از آنچه میتوانست، نرسیده است.
وجود ابرهای سیاه، چیزی نیست که نیازی به یادآوری یا تکرار یا تاکید داشته باشد. همۀ ما، این موارد را میدانیم. اما، به طرز عجیبی، همانقدر که ابر، هرچه سیاهتر، احتمال بارشش بیشتر، میتوان در فضای پر از تهدید فعلی، فرصتهایی را شناسایی کرد. ابرهای سیاهی که صنعت نشر را در بر گرفتهاند در یک نگاه، نه تنها مصیبت نیستند، بلکه میتوانند خواسته یا ناخواسته رحمتی که سالها صنعت نشر در انتظارش بود را به سمت این صنعت سرازیر کنند. اما چه رحمتی؟
سالهاست، صنعت نشر ما به دلیل برخورداری از حمایتهای نادرست از سوی آدمهای درست، یا حمایتهای درست از سوی آدمهای نادرست، یا حمایتهای از هر دو سمتِ نادرست، دچار مشکلات عدیده است. ماجرای سوبسید کاغذ که سالها پیش دچارش بودیم و ماجرای ارز ارزان قیمت که در سال ۱۳۹۷ به آن آلوده شدیم، تزریق سوبسید به عنوان یک مخدر آرامبخش در مقاطع مختلف، در کنار عدم وجود فهم درست از مفهوم «بازار» در صنعت نشر، همه و همه فضایی ناسالم از منظر اقتصادی را ایجاد کرده است. تغییر شرایط، و تنگ شدن فضای کسب و کار، فرصتی طلایی خواهد بود برای حذف ناشران ناآزموده.
طبیعی است باید منتظر حذف شدید در حوزه نشر باشیم. دور از انتظار نیست که بسیاری ناشران توسط بازار یا به انتخاب خودشان خط بخورند. مانند هر آتش دیگری، اینجا هم خشک و تر با هم خواهند سوخت. علاوه بر ناشرانی که سالها با تکیه بر فرصتهای ساختگی و رانتهایی که میدانیم، با فروشهای سازمانی و با تکیه بر ارتباطات (در لایههای مختلف) و با استفاده از با حمایتهای نابجایی که وجود داشت و دارد، با تولید محتوای بیکیفیت میتوانستند در گوشههایی (حتی گوشههای پر رونق بازار) گلیم از آب بیرون بکشند، ناشرانی که با تولید محتوای با کیفیت ولی عدم توجه به نیاز و مقتضیات بازار فعالیت میکردند هم از گردونۀ رقابت حذف خواهند شد.
این حذف شدن، از یک منظر ممکن است مصیبت به نظر برسد اما در یک دید سیستماتیک، حذف این دسته از ناشران، در واقع فضای نفس کشیدن و رشد را برای ناشران واقعی که نشر را نه فقط یک موضوع فرهنگی، که یک موضوع اقتصادی میبینند کمک خواهد کرد. نشر، فارغ از تمام «حرفهای قشنگ»، یک صنعت است. الزامات یک صنعت باید در آن رعایت شود. باید بتواند بدون کمک، روی پای خود بایستد. هر چند، برای رشد جامعه در بُعد فرهنگی، حمایتهای دولت لازم است اما این حمایتها، نباید به شکل سوبسید آن هم به شکلی که شاهد آن هستیم ارائه شود.
در یک دیدگاه سیستماتیک، ارائۀ سوبسید به شکل فعلی، در عمل به بقای ناشران بی کیفیت، بسیار بیشتر از ناشران با کیفیت کمک میکند و بقا و حضور ناشرانی که محتوای بیکیفیت تولید میکنند، موجب بیاعتمادی مخاطبان میشود چرا که در حجم عظیم کتابهای تولید شده، تشخیص سره از ناسره برای مخاطب دشوار یا ناممکن میشود. این مخاطب، در شرایطی، با استفاده از سوبسیدهایی مانند تخفیفات نمایشگاهی و مانند آن، بدون اینکه آگاهی لازم و کافی برای انتخاب گزینۀ مناسب را داشته باشد، دچار «انتخاب اولین» یا «انتخاب در دسترسترین» خواهد شد که یکی از خطاهای شناختی در حوزه تحلیل رفتار مصرف کننده است.
البته، در ادامه، مخاطب پس از اینکه نتوانست از محصول خریداری شده منتفع شود (در صورت عدم حصول Benefits یا مزایا از Properties یا مشخصههای محصول) در عمل میل به تکرار خرید در مشتری از بین میرود.
تحلیل فوق، یک روند بسیار ساده شده از یک دیاگرام تحلیل سیستمی فضای نشر بود که در حال حاضر دچار آن هستیم. چرخههای منفی در این تحلیل دائما در حال کمک به فروپاشی سیستم از درون هستند. برای آگاهی بیشتر از این نوع تحلیل می توانید مباحث «تفکر سیستمی» و «سیستم داینامیکس» را مورد توجه و مطالعه قرار دهید. آنچه در حال حاضر صنعت نشر را تهدید میکند، چرخههای مثبتی است که سیستم را به سمت نابودی می کشاند و یک چرخۀ متعادل کننده مانند اتفاقات پیش رو، می تواند به تعادل سیستم یا بازگرداندن سیستم به حالت تعادلی کمک کند.
به نظر می رسد بهتر است به جای برخوردهای احساسی، دیدگاه کلنگرانه به صنعت نشر را تشویق و ترویج کنیم. شاید بهتر باشد به جای تزریق مسکنهای سرپوشگذارنده بر درد غدّههای بدخیمِ سرطانی، جراحی (توسط خود و از درون صنف) را با وجود همۀ دردهای آن بپذیریم و آمادۀ یک جراحی بزرگ باشیم.
اگر خودمان، در اتحادیه و در داخل صنف، این جراحی را قبول نکنیم و آمادۀ پذیرش تمام تبعات نباشیم، بازار، در نهایت، عضو ناقص و سرطانی را از خود قطع خواهد کرد و بهبودی برای آن متصور نخواهد بود. ما پیشاپیش، از سبد خانوار در حال حذف شدن هستیم.
درباره راهکارها، پیش از این بارها صحبت شده است. راهکارهای مختلفی از جمله ورود اتحادیه به بحث قراردادهای نشر دیجیتال و نظارت بر آن برای احقاق حقوق ناشران، ارائه آموزشهای لازم به ناشران برای شناخت بهتر بازار و مفاهیم بازاریابی، تقویت نگاه «اقتصادی» در حوزه نشر به جای پر و بال دادن به دیدگاه احساسی «محصول فرهنگی»، پذیرش اصل «نیاز» مشتری و پاسخگویی به آن توسط ناشران، پذیرش شروع فرآیندهای بازاریابی پیش از تولید، تغییر جهت و نگاه رسانهها در مسیر معرفی و ترویج محصولات بر اساس کیفیت، دوری از نگاه ایدئولوژیک به کتاب که آفتی اساسی در این حوزه است و موارد بسیار دیگر، میتوانند نجات دهندۀ این صنعت باشند.
فراموش نمیکنیم که شاعر گفت “نجات دهنده در گور خفته است/و خاک، خاک پذیرنده/اشارتیست به آرامش”. فراموش نکنیم، راز عبور از «زمستانی که باید ایمان بیاوریم به آغاز آن»، این است که «راز فصلها را بدانیم و حرف لحظهها را بفهمیم».
* تسنیم
سینماپرس: محمد گلریز قطعهی به یادماندنی «خجسته باد این پیروزی» را بدون استفاده از ساز در حرم رضوی اجرا کرد.
به گزارش سینماپرس، برای نخستین بار محمد گلریز خواننده انقلابی کشورمان در ویژه برنامه تحویل سال نو موسیقی بدون ساز «خجسته باد این پیروزی» را در حرم مطهر رضوی اجرا کرد. گلریز شعر این قطعه را تغییر داده و براساس فضای کنونی کشور این قطعه را بازخوانی کرده است.

سینماپرس: هدیه تهرانی، به عنوان یکی از اعضای داوطلب سازمان هلال احمر ایران، در منطقه سیلزده استان گلستان حاضر شد.
به گزارش سینماپرس، در حادثه سیل استان گلستان، برخلاف زمینلرزه آبان ۹۶ کرمانشاه، بیشتر کمکهای مردمی از طریق سازمان هلالاحمر ایران در حال ارسال به سمت مناطق آسیبدیده است و این در حالی است که بار اصلی کمک رسانی به سیل زدگان بر دوش سپاه و ارتش می باشد.
در این شرایط پویش مردمی هلال احمر نیز بجای درمان درد آسیب دیدگان و مصدومان سیل به دنبال اهداف تبلیغاتی و رسانه ای خود بوده و در این میان حضور هدیه تهرانی، بازیگر سینما به عنوان عضو داوطلب جمعیت هلال احمر هم در استان سیلزده گلستان را می بایست به عنوان نمودی از شو و نمایش تبلیغاتی در شرایط بحرانی ارزیابی نمود.

سینماپرس: سیدعلی صالحی، بازیگر سریالهای تلویزیونی، از مردم بوشهر به دلیل آنچه در یک برنامه زنده بر زبان رانده است، عذرخواهی کرد.
به گزارش سینماپرس، سیدعلی صالحی، بازیگر سریالهای تلویزیونی از جمله «قرارگاه مسکونی» و «میکائیل»، با انتشار پستی اینستاگرامی، بابت آن چه در یک برنامه زنده گفته است، از مردم بوشهر عذرخواهی کرد.
او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «سلام خدمت همه مردم استان عزیز بوشهر، دیشب متاسفانه در برنامه زنده ماجرایی پیش آمد که موجب ناراحتی مردم عزیز بوشهر شد، برنامه زنده شرایطی داره که واقعابعضی وقتها سادهترین سوال نمیشه پاسخ داد، اینکه من نمیدونستم بوشهر استان واقعا جرمی مرتکب شدم؟ من چندین بار به بوشهر سفر کردم به همراه دکتر حبیب احمدزاده و در جشنواره دانشآموزی شرکت کردم، بوشهر رو میشناسم از زمانی که سریال فاخر دلیران تنگستان پخش میشد و در سفری که به شهر نجف داشتم با اشتیاق رفتم مزار رییسعلی دلواری پیدا کردم و فاتحه خوندم براشون و حتی متاسف شدم از سنگ قبر ایشون، من ارادت دارم به همه مردم ایران و مردم عزیز بوشهر، من نمیدونستم بوشهر نام استان نه اینکه بوشهر و تمام پتانسیلهایی که داره و نشناسم، اصلا قصدم از سوالهای دیشب تمسخر نبود، چون اصلا در شان و شخصیت من نیست، به هر حال اگر خدا نکرده این احساس یا برداشت از رفتار من شده، با احترام از تمام مردم عزیز استان بوشهر عذرخواهی میکنم، خاک پای همه شما هستم.»

سینماپرس: بیژن نفیسی روزنامهنگار پیشکسوت بر این باور است که اگر روزنامهها امروز و در شرایط بحرانی در کنار مردم نباشند، با کاهش اعتماد عمومی مواجه خواهند شد و دیگر نباید از کاهش تیراژشان گلایه یا تعجب کنند.
به گزارش سینماپرس، بیژن نفیسی _ روزنامهنگار پیشکسوت درباره عملکرد رسانهها و بهویژه رسانههای مکتوب در پوشش اخبار وقوع سیل در استانهای مختلفهای کشورمان در روزهای اخیر، اظهار کرد: سنت منتشر نشدن روزنامهها در تعطیلات نوروز سالهاست که در میان رسانههای مکتوب جا افتاده است که چندان هم درست نیست؛ چراکه در کار اطلاعرسانی نباید هیچ وقفهای وجود داشته باشد و حتی برخی معتقدند که روزنامهها در روزهای جمعه نیز باید منتشر شوند تا در جریان اطلاعرسانی به مخاطبانشان وقفهای ایجاد نشود.
او ادامه داد: بر همین اساس هم در شرایط فعلی و در انعکاس اخبار سیل جای خالی رسانههای مکتوب در جریان اطلاعرسانی به شدت احساس میشود؛ رسانههایی که میتوانستند به تحلیل شرایط بپردازند و راهکارهای مناسبی ارائه بدهند و در کنار مخاطبانشان باشند.
این روزنامهنگار با بیان اینکه «در شرایطی که اغلب استانهای کشور در وضعیت آمادهباش قرار دارند، روزنامههای سراسری باید به صورت فوقالعاده منتشر میشدند»، تاکید کرد: شرایط این روزها شرایط فوقالعاده اقلیمی است که در سالهای اخیر سابقه نداشته است و برای بسیاری از ما غیر قابلباور است. بنابراین طبیعی است که در چنین شرایطی باید رسانههای مکتوب حداقل در صفحات کم منتشر میشدند تا ضمن اطلاعرسانی درست و ارائه تحلیلهای مناسب، همراه مردم باشند.
نفیسی همچنین درباره عملکرد رسانههای اجتماعی در انعکاس اخبار سیل، یادآور شد: متأسفانه یکی از مهمترین اشکالهای شبکههای اجتماعی این است که امکان انتشار حجم زیادی از اطلاعات را بدون دروازهبانی حرفهای و مسئولیتپذیری اجتماعی را دارد و تا زمانی که سطح سواد رسانهای جامعه افزایش پیدا نکند، به هنگام بحران با این قبیل مشکلات مواجه خواهیم بود. در این راستا بیش از هر موضوع دیگری رسانهها رسمی باید حضور جدی و پررنگی در رسانههای اجتماعی داشته باشند تا بتوانند انتشار اخبار جعلی و هیجانی را تحت شعاع قرار بدهند. اما متأسفانه این خلأ هماکنون احساس میشود و منابع غیررسمی هر کاری میخواند میکنند.
او با اشاره به عملکرد رسانهها در شرایط بحرانی، خاطرنشان کرد: روی موضوع روزنامهنگاری بحران بسیار کار کرده شده، اما همیشه در سطح تئوری باقی مانده است و هیچگاه نتوانستهایم در عمل این تئوریها را پیادهسازی کنیم. این در حالی است که در گذشتههای دور که شبکههای اجتماعی و رسانههای مجازی هم وجود نداشت، در چنین مواقعی که کشور دچار بحران میشد روزنامههای سراسری فوراً به مناطق محل وقوع حادثه خبرنگار و عکاس میفرستادند و به هر شکلی که بود اخبار را از نزدیک و به صورت مستقیم پوشش میدادند. اما امروز عدم حضور رسانهها در پوشش اخبار داخلی و بینالمللی به شدت احساس میشود و شرایط بهگونهای شده است که اخبار از راه دور پیگیری و اغلب همه به تصاویر و فیلمهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی اکتفا میشود.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: فعال نبودن رسانههای رسمی در پوشش اخبار به نبود نگاههای تخصصی و مشکلات مالی برمیگردد، اما به هر حال نیاز است که در این زمینه چارهاندیشی اساسی صورت بگیرد. اگر رسانهها نتوانند نقش خودشان را نشان بدهند حضورشان فایدهای نخواهد داشت. اگر در شرایط بحرانی همچون وقوع سیل روزنامهها نتوانند در کنار مردم باشند، طبیعی است که اعتماد مردم به آنها کم شود و تیراژ روزنامهها تا این اندازه کاهش پیدا کند.
نفیسی در پایان سخنان خود تاکید کرد که در شرایط فعلی عملکرد صداوسیما و خبرگزاریها باید به گونهای باشد که هم خلأ نبود سایر رسانهها را پر کنند و هم از حجم اخبار نادرست شبکههای اجتماعی بکاهند.
سینماپرس: برای نوروز ۹۸ هفت فیلم برای اکران انتخاب شدند و با گذشت یک هفته از عید توانستد به فروشهای میلیاردی دست پیدا کنند.
به گزارش سینماپرس، فیلمهای انتخابی شورای عالی اکران از چند روز قبل عید اکران خود را شروع کردند و با گذشت یک هفته از عید توانستند به فروشهای میلیاردی دست پیدا کنند. از میان این فیلمها آنچنان که انتظار میرفت یک فیلم کمدی در صدر جدول فروش قرار گرفت، «رحمان ۱۴۰۰» منوچهر هادی تا امروز به فروش ۳ میلیارد و ۸۶۰ میلیون تومانی دست پیدا کرد که البته استفاده از طرفندهای فروش با تهیهکنندگی سرتیپی و دستاویز قرار دادن انواع شوخیها در این زمینه بی تأثیر نبوده است.
فیلم بعدی «متری شیش و نیم» سعید روستایی است که با وجود ساخت در ژانر اجتماعی فروش ۳ میلیاردی را تجربه کرد و نگذاشت صدرنشینان فروش نوروزی در ژانر کمدی خلاصه شوند. اما فیلم بعدی «چهارانگشت» پسر محمدی تهیهکننده معروف سینماست که معلوم نیست از کجا و با چه پشتوانهای توانسته در اکران نوروزی سینما حضور داشته باشد.
البته بلیتهای ۲۰ هزار تومانی سینما که محل مناقشه است هم بر رقم این فروشها بیتأثیر نبوده است. حتی این قیمت بلیت در روزهای نیمبهای سینما هم تغییری نکرد و توجیه ابراهیم داروغهزاده روال سالیان گذشته اکران بود. مخاطبان هنوز با همین بلیتهای ۲۰ هزار تومانی مشکل دارند و شاید روز سینما را برای دیدن فیلمها سه شنبه انتخاب کرده بودند اما وقتی به سینما میروند تغییری در این روند نا عادلانه نمیبینند. روشی که سینما برای افزایش اعداد و ارقام در نطر گرفته روش درسته نیست و شاید میزان فروش را تا حدودی افزایش دهد اما با تعداد مخاطبان چهکار خواهد کرد؟
بعد از این فیلمها «زندانیها» ی دهنمکی، «پیشونیسفید۳ »که در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده و فیلم «غلامرضا تختی» قرار دارد که البته فیلم تختی بهرام توکلی و «ژن خوک» سعید سهیلی یک شکست در فروش را تجربه میکنند. در ادامه جدول فروش این فیلمها و جزئیات تعداد مخاطبان را قرار میدهیم:

