X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

جولیا رابرتز به چارلی چاپلین می‌پیوندد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جولیا رابرتز، بازیگر ۵۱ ساله هالیوود، جایزه امسال «جورج ایستمن» را دریافت خواهد کرد.

به گزارش سینماپرس، جولیا رابرتز، بازیگر ۵۱ ساله هالیوود که با بازی در فیلم “زن زیبا” شناخته می‌شود، جایزه امسال “جورج ایستمن” را دریافت خواهد کرد.

این جایزه به افرادی که دستاوردهای ارزنده‌ای در عرصه سینما داشته‌اند، اعطا می‌شود.

موزه “جورج ایستمن” در “راچستر” این جایزه را دوم ماه مه (۱۲ اردیبهشت) به جولیا رابرتز اهدا می‌کند. از برنده‌های پیشین این جایزه می‌توان به چارلی چاپلین، گری کوپر و مریل استریپ اشاره کرد.

جولیا رابرتز جوایزی، چون اسکار بهترین جایزه زن گلدن گلوب را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد. جایزه “جورج ایتسمن” در سال ۱۹۵۵ به یاد جورج ایستمن، کارآفرین آمریکایی و بنیان‌گذار شرکت “کداک” راه‌اندازی شد و اولین جایزه‌ای بود که به مجموعه دستاوردهای یک هنرمند در عرصه سینما تعلق می‌گرفت.

*مجله خانواده سبز

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وقتی «توصیف» جای «روایت» را می‌گیرد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: قطعه «کودکانه» مرحوم فرهاد مهراد با گذشت ۴۲ سال از تولید و اجرای آن همچنان در برگیرنده بخش اعظمی از خاطرات نوستالژیک مردم ایران در ایام منتهی به فصل بهار و عید نوروز بوده است.

به گزارش سینماپرس، مرحوم فرهاد مهراد از جمله خوانندگان شناخته‌شده موسیقی کشورمان است که آثارش همواره موردتوجه مخاطبان موسیقی پیشرو بوده است. او طی سال‌های پرفراز و نشیبی که در فعالیت‌های هنری خود داشت همواره آثارش دربرگیرنده حواشی و داستان‌هایی بود که هر مخاطب را به سمت خود جلب می‌کرد.

یکی از آثاری که از سوی فرهاد مهراد پس از تولید و آفرینش به شدت مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و همچنان نیز به عنوان یکی از نوستالژیک‌ترین و پرخاطره‌ترین آثار موسیقی کشورمان در میان مردم به حساب می‌آید قطعه «کودکانه» با ترانه شهیار قنبری است که طی سال‌های متمادی به دلیل مضمون و محتوای نوستالژیک و نزدیک به نوروز بارها و بارها از رسانه‌های مختلف دیداری و شنیداری پخش شد و آنچنان مورد استقبال قرار گرفت که بسیاری از مردم دیگر آن را به عنوان گوشه‌ای از فرهنگ شنیداری خود پذیرفته‌اند.

اگرچه این اثر موسیقایی بار توسط تعدادی از خوانندگان بازخوانی شد، اما فضای حسی که صدای فرهاد مهراد به این اثر بخشید، تداعی‌گر حسی نوستالژیکی است که انعکاس و استمرار آن فقط با شنیدن نسخه اصلی اثر میسر است.

این قطعه که ترانه آن در سال ۱۳۵۵ توسط شهیار قنبری به مخاطبان معرفی و به آهنگسازی اسفندیار منفردزاده و خوانندگی فرهاد مهراد به توده بیشتری از مردم کوچه و بازار شناسانده شد، آنچنان مورد اقبال جامعه قرار گرفت که دیگر آن را به عنوان ترانه «کودکانه» نمی‌شناسند و بیشتر مخاطبان بر اساس مطلع اول ترانه که با «بوی عیدی…» شروع می‌شود، آن را به یکدیگر معرفی می‌کنند.

اگرچه این قطعه در دوران پرالتهاب منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران تولید شد، اما خیلی‌ها با شنیدن و زمزمه این ترانه حال و هوای کودکی و دوران پرخاطره و البته متفاوت سال‌هایی را به یاد می‌آورند که از تجملات و زنگارهای پرزرق و برق عیدانه نزدیک به سال تحویل خبری نبود.

امیر بهاری پژوهشگر و منتقد موسیقی درباره ویژگی‌های ماندگاری این قطعه توضیح داد: به اعتقاد من این قطعه به جای آنکه نوروز را «روایت» کند، نوروز را «توصیف» می‌کند. اگرچه ترانه و آهنگسازی این اثر دارای کیفیت‌های ارزشمندی است و نمی‌توان این ویژگی‌ها را نادیده گرفت. اما اجرای این ترانه توسط فرهاد مهراد نیز بسیار حائز اهمیت است. او در این قطعه کوشیده است فضای ترانه را با حال و هوای کاملاً بهاری اجرا کند و آن قدر هم در این اثر قوی بوده است که شما در بخشی از ترانه از جمله «بوی تند ماهی دودی…» به اتکای دم و بازدمی که خواننده از خود ایجاد می‌کند، کاملاً خود را در آن فضا قرار می‌دهید. این یک حس فوق‌العاده بی نظیری است که خواننده با به کار بردن یک ترفند بسیار ساده آنچنان قطعه را تبدیل به یک قطعه تأثیرگذار کرده که همچنان با شنیدن آن می‌توانیم خاطرات نوستالژیکی را در ذهن خود تداعی کنیم.»

اگرچه پخش قطعه «کودکانه» فرهاد به همراه دیگر آثارش پس از درگذشت وی توسط سازمان صدا و سیما با اعتراض شدید خانواده این هنرمند مواجه و موجب شد تا آنها اقدامات مستمری را در احقاق حقوق معنوی و مادی پخش این آثار طی مکاتبات حقوقی و رسانه‌ای با قوه قضائیه و رسانه‌ها انجام دهند، اما وقوع چنین فضایی هم موجب فراموشی این اثر ماندگار موسیقایی در گوش شنیداری مردم نشد. گویی اینکه عید بدون شنیدن ترانه «کودکانه» یا همان «بوی عیدی…» عید نمی‌شود و این همان رمز و ماندگاری یک اثر موسیقایی است که دربرگیرنده مؤلفه‌های متفاوتی هم هست.

مرحوم فرهاد مهراد روز نهم شهریور ۱۳۸۱ بعد از مدت‌ها مبارزه با بیماری در کشور فرانسه دار فانی را وداع گفت.

* مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عادل فردوسی پور فرزند سیاست است، نه رسانه! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: درست به همان دلیل که دایی حق دارد مبعلی را و کیروش، رحمتی را و عادل، فلان عامل ۹۰ را تنبیه یا اخراج کند، فروغی هم محق است برای این امور!

به گزارش سینماپرس،  درست به همان دلیل که دایی حق دارد مبعلی را و کیروش، رحمتی را و عادل، فلان عامل ۹۰ را تنبیه یا اخراج کند، فروغی هم محق است برای این امور! اگر فضولی سایپا به رؤسای تلویزیون نیامده، به دایی هم ربطی ندارد برخورد علی فروغی با عادل! “چون فردوسی‌پور محبوب است” که نشد حرف! وانگهی! همه‌ی این جماعت که این روزها در پیج فروغی به او فحش می‌دهند، در مقاطع متعددی با خواهر و مادر شومن ۹۰ وصلت کرده‌اند! من این را پایین‌شهری بنویسم؛ تخم مدیر شبکه‌ی ۳ را باید طلا گرفت که باز گذاشته کامنت‌هایش را! از این کامنت‌ها عکس بگیرید و هر وقت جریان غربزده‌ی افسادات، جریان انقلابی را متهم به بی‌ادبی کرد، این سیل عاری از ادب را به رخ‌شان بکشید!

حرافی‌های عادل روی سن که گربه‌صفت، چنگ به تقدیرکنندگانش کشید، نشان داد تصمیم به حذف فردوسی‌پور اقلا از ۹۰ چه تصمیم درستی است! مع‌الاسف مواجهه‌ی سازمان با عادل به‌خصوص در عصر ضرغامی، از شومن ۹۰ یک بچه‌ننر ساخته که واقعا لیاقت هیچ معرفتی را ندارد! خود من در موضوع پویول روادارانه‌ترین متن را نوشتم اما عادل نشان داد نه فرزند رسانه ملی که تا خرخره “آلت دست افسادات” است! این همه لشکرکشی آیا طبیعی است!؟ خود عادل آیا یک‌دهم این شامورتی‌بازی‌ها را از عوامل ۹۰ تحمل می‌کند!؟ چطور برای ۹۰ “سازمان” قائل است ولی برای صدا و سیما نه!؟

“سال سختی بر من گذشت” یعنی چه!؟ از من روزنامه‌نگار هم چند تایی مطلب کار نکرد ۹۷ سردبیر! درست یا غلط! او اصلا سردبیر شده برای همین چیزها! که گاهی یک متن را کار نکند! و گاهی چند جمله از یک متن را! سال به این درازی؛ حالا گیرم ۲ قسمت از برنامه‌ی ۹۰ هم مختصر شده! این شد “سال سخت”!؟ و بعد مصاحبه با رسانه‌های دیگر! و خروج بر تلویزیون! و تکرار مکرر این حرکت! واقعا لعنت بر ضرغامی که عادل را این همه متوهم کرد! او اگر برخورد حرفه‌ای با عادل می‌داشت، الان شاهد این ماجرا نبودیم! فروغی اما ان‌شاءالله مهر ختامی باشد بر مجری‌سالاری! و کاش جمع کند بساط این همه جوایز را! من با اصل این همه جایزه و همایش مشکل دارم! مگر کسی از مادران شهدا با وجود این همه صبر، تقدیر می‌کند که این همه ستاره‌مربع راه انداخته‌اید!؟ لطفا بس کنید! ذله کردید ملت را خب با این همه زیرنویس! این هم جوابش! با این همه حاشیه! و اما سخنی با پرویز پرستویی که توهم زده خود “حاج‌کاظم” است! همین که فروغی، هیچ‌کسی را تا به حال گروگان نگرفته، کلی از تو جلوتر است! بله! من از “کت حاج‌کاظم” بیشتر می‌ترسم تا “کاپشن فروغی”!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نظر وزیر ارشاد درباره فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، «غلامرضا تختی» را نمادی از پهلوانی و پهلوی‌ستیزی معرفی کرده و فیلم سینمایی او را روایتی دلنشین از این اسطوره ایرانی دانسته است.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» یکی از ۷ فیلم اکران نوروزی است که از ۲۵ اسفندماه گذشته روی پرده رفته و بیش از ۱۲۱ میلیون تومان فروخته است. این فیلم به کارگردانی بهرام توکلی محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است و به زندگی زنده‌یاد تختی از کودکی تا مرگ می‌پردازد.

این فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت که پس از نامزدی در ۱۰ بخش، سیمرغ‌های بلورین بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی صحنه را کسب کرد.

سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که در جشنواره فیلم فجر هیچ یک از آثار را تعمداً تماشا نکرده بود،   به تازگی فیلم سینمایی غلامرضا تختی را دیده و درباره آن نوشته است: «تختی اسطوره معاصر ایرانی است، نمادی از پهلوانی و پهلوی‌ستیزی. فیلم غلامرضا تختی روایت دلنشین از این اسطوره است، عمق تنهایی و غربت در اوج شکوه و شهرت.»

روایت نمایش خودکشی جهان‌پهلوان تختی در فیلم سینمایی او با انتقادهای بسیاری تا کنون مواجه شده است. کارگردان فیلم در این باره گفته است: تصمیم این بود که به مناقشات مرگ این پهلوان پایان داده شود، اما نکته مهم، زندگی و شیوه زندگی اوست.  

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عیدی یک میلیارد تومانی «ارشاد» برای «سینماگران» به چه کسانی رسید؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی قائم مقامی نایب رییس انجمن مدیران تولید و عضو هیات مدیره خانه سینما درباره کارت هدیه‌های اهدایی از ارشاد به‌عنوان عیدی به سینماگران، توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش سینماپرس، در آخرین روزهای سال ۹۷ خبر رسید که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبلغی معادل یک میلیارد تومان به عنوان «عیدی» به سینماگران اختصاص داده است. مبلغی که رسانه‌ای شدن آن شائبه‌ها و ابهاماتی را درباره فرآیند توزیع و نیز اولویت‌ها تخصیص آن به‌وجود آورد.

از آنجا که طبق سنت سال‌های قبل وظیفه توزیع و تخصیص این مبلغ برعهده خانه سینما بوده است، به‌عنوان مطلع سراغ علی قائم مقامی یکی از اعضای هیأت مدیره خانه سینما رفتیم تا پیگیر جزئیات این حمایت شویم.

قائم‌مقامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره عیدی یک میلیارد تومانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خانه سینما عنوان کرد: این یک میلیارد تومان در قالب کارت‌های هدیه ۲۰۰ هزار تومانی زیر نظر مدیرعامل و قائم مقام خانه سینما توزیع شده و من از و کم و کیف و تعداد دقیق کارت هدیه‌های اهدایی به هر صنف اطلاعی ندارم.

نایب رئیس انجمن مدیران تولید در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود وی به دلیل اینکه عضو هیأت مدیره خانه سینما و انجمن مدیران تولید است، بیشترین کارت‌ها بین اعضای این صنف توزیع شده است، عنوان کرد: نه اصلاً به این شکلنیست. انجمن مدیران تولید بیش از ۸۰ عضو رسمی و ۳۰ عضو افتخاری دارد که این ۳۰ عضو هم به دلیل اینکه جزوتهیه‌کنندگان هستند، به عنوان اعضای افتخاری شناخته می‌شوند.

وی افزود: به طور کلی ۵۰ کارت هدیه ۲۰۰ هزار تومانی جمعاً به مبلغ ۱۰ میلیون تومان در اختیار این انجمن قرار گرفته و این کارت‌ها توسط یونس صباحی بازرس انجمن بین اعضایی که در یک سال گذشته کم‌کار بودند توزیع شده است.

نایب رئیس انجمن مدیران تولید ادامه داد: من نمی‌دانم به هر صنف چند کارت هدیه تعلق گرفته شاید به یک صنف صد و به یک صنف ۲۰۰ کارت اختصاص داده شده است، اما همه آن کارت‌ها به مبلغ ۲۰۰ هزار تومانی بود.

قائم مقامی در پایان با بیان اینکه این کارت‌ها به تشخیص مسئولان هر صنف بین اعضا توزیع شده است، گفت: بعضی از صنوف به اعضای خود ۲ کارت هدیه ۲۰۰ هزار تومانی دادند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سیاوش حقیقی درباره مردم افغانستان فیلم می‌سازد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سیاوش حقیقی به بیان جزئیات جدیدترین فعالیت سینمایی خود در قالب تولید اثری مشترک با کشور افغانستان و هلند پرداخت.

به گزارش سینماپرس، سیاوش حقیقی تهیه کننده سینما، درباره جدیدترین فعالیت هنری خود به باشگاه خبرنگاران جوان، گفت: در حال بازدید لوکیشن جدیدترین فیلم سینمایی خود هستم که محصول مشترک ایران، هلند و افغانستان است.

وی با اشاره به دیگر جزئیات این فیلم بیان کرد: رامین رسولی کارگردان این اثر است که فیلم قبلی او «لینا» بود و تهیه کنندگی آن را خودم انجام می‌دهم.

تهیه کننده مادری ادامه داد: لوکیشن‌های این فیلم در ایران و افعانستان است و بازیگران آن تلفیقی از بازیگر دو کشور خواهند بود. این فیلم چهار بازیگر اصلی دارد که افغانستانی هستند و عوامل سازنده آن مشترک خواهد بود.

حقیقی در خصوص موضوع این فیلم اظهار داشت: این اثر به موضوع مقاومت مردم افغانستان در مقاطع مختلف جنگی که از سوی طالبان تا آمریکایی‌ها پیش آمد، اشاره دارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فروش یک میلیون و ۱۵۵ هزار دلاری آثار هنرمندان ایرانی در حراج کریستیز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هنرمندان ایرانی در بیست و پنجمین دوره از حراج کریستیز خاورمیانه موفق شدند حدود ۳۱ درصد از کل فروش این دوره از حراج را از آن خود کنند.

به گزارش سینماپرس، بیست و پنجمین دوره از حراج کریستیز با عنوان «هنر مدرن و معاصر خاورمیانه» عصر ۳ فروردین ماه با عرضه ۸۵ اثر از هنرمندان ایران، لبنان، عراق، سوریه، مصر، امارات، عربستان، فلسطین، الجزایر و عمان در هتل الجمیرا دوبی برگزار شد.

در این دوره،  ۱۹ اثر از ۱۳ هنرمند ایرانی شامل حسین زنده‌رودی، علی شیرازی، محمد احصایی، پرویز تناولی، منوچهر یکتایی، بهمن محصص، مارکو گریگوریان، رضا درخشانی، فرهاد مشیری، ساسان بهنام بختیار، رکنی حائری زاده، شیرین علی آبادی و رضا آرامش چکش خورد.

مجموع فروش کل این دوره از حراج سه میلیون و ۷۱۹ هزار و ۵۰۰  دلار و مجموع فروش آثار هنرمندان ایرانی نیز  یک میلیون و ۱۵۵ هزار دلار بود.

در این دوره از حراج کریستیز،   هنرمندان ایرانی،   حدود ۳۱ درصد از مجموع فروش این دوره را به خود  اختصاص دادند. این در حالی است که در دوره قبلی این حراج، ۴۰ درصد از فروش کل حراج در اختیار هنرمندان ایرانی بود.

از میان ۸۵ اثر عرضه شده در این دوره، ۱۳ اثر فروخته نشد که از این میان سه اثر فروخته نشده  متعلق به هنرمندان ایرانی شامل محمد احصایی، فرهاد مشیری و علی شیرازی بود.

عنوان گران‌ترین اثر بیست و پنجمین دوره حراج کریستیز خاورمیانه در اختیار اثری از رامیز یونان هنرمند مصری است که این اثر، ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار دلار قیمت پایه داشت و  با فروش ۳۸۷ هزار دلاری توانست رکورد این دوره از حراج را به نام خود ثبت کند.

اثری از «مروان» هنرمند فقید سوری که  قیمت پایه این اثر ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار دلار برآورد شده بود و پیش بینی می‌شد که گران‌ترین اثر فروخته شده این دوره از حراج باشد، تنها با اندکی افزایش از کف قیمت با رقم  ۲۲۵ هزار دلار چکش خورد و بعد از اثر رامیز یونان در جایگاه دوم آثار گران قیمت این دوره از حراج کریستیز خاورمیانه ایستاد.

دو اثر دیگر از مروان که ۹۰ تا ۱۲۰ هزار دلار و ۸۰ تا ۱۰۰ هزار دلار تخمین قیمت داشت، به ترتیب ۹۳ هزار و ۷۵۰ دلار و ۱۰۰ هزار دلار فروخته شد.

در این دوره از حراج کریستیز، ۳ اثر از حسین زنده رودی فروخته شد. یکی از آثار او که سومین اثر گران قیمت حراج بود و ۱۲۰ تا ۱۸۰ هزار دلار قیمت‌گذاری شده بود، با رقم ۲۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار به فروش رفت.

دو اثر دیگر این هنرمند که ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار دلار و ۷۰ تا ۹۰ هزار دلار قیمت‌گذاری شده بود، به ترتیب با رقم ۱۷۵ هزار دلار و دیگری ۶۲ هزار و ۵۰۰ دلار فروخته شد.

پرویز تناولی هنرمند مجسمه ساز ایران که از سال ۲۰۰۸ تاکنون رکورددار بالاترین فروش این حراج بوده است، در این دوره نیز با یک مجسمه از مجموعه «شاعر و قفس» حضور داشت که این اثر ۸۰ تا ۱۲۰ هزار دلار قیمت گذاری شده بود و با فروش ۲۰۰ هزار دلاری توانست عنوان چهارمین اثر گران قیمت این دوره از حراج را از آن خود کند.

اثری از فرهاد مشیری با قیمت‌گذاری بین ۱۳۰ تا ۱۸۰ هزار دلار و اثری از حسین زنده‌رودی با قیمت‌گذاری بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ هزار دلار در رتبه‌های دوم و سوم آثار گران‌قیمت این دوره از حراج قرار داشتند.

فرهاد مشیری که در دوره قبلی حراج هنری کریستیز دوبی با فروش اثری از مجموعه کوزه‌هایش به قیمت ۲۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار در جایگاه سوم فروش حراج قرار گرفته بود، در این دوره با ۳ اثر حضور دارد.

اثر اول از مجموعه کوزه‌هایش با عنوان «رفتی تنهای تنها، ولی عشقتو نبردی» با  قیمت‌گذاری بین ۱۳۰ تا ۱۸۰ هزار دلار پیش بینی می‌شد که دومین اثر گران‌قیمت بیست و پنجمین دوره حراج کریستیز دوبی باشد که در نهایت این اثر فروخته شد.

دومین اثر این هنرمند با عنوان «کوزه طلایی»  با قیمت پایه ۸۰ تا ۱۲۰ هزار دلار در نهایت ۱۰۰ هزار دلار چکش خورد و اثر سوم او نیز با عنوان «مغز» با تخمین قیمت ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار در نهایت ۳۱ هزار و ۲۵۰ دلار به فروش رسید.

دو اثر بدون عنوان از علی شیرازی در این دوره عرضه شده بود که یکی از آثار این هنرمند که  ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار قیمت پایه داشت، فروخته نشد  و اثر دیگر او که  ۸ تا ۱۲ هزار دلار قیمت گذاری شده بود، ۱۱ هزار و ۲۵۰ دلار  فروخته شد.

از محمد احصایی یک اثر در این دوره عرضه شده بود که ۴۰ تا ۶۰ هزار دلار برآورد قیمت شده بود و این اثر نیز فروخته نشد. این در حالی است که وی از جمله هنرمندان پرفروش در حراج کریستیز بوده و اثری از این هنرمند در دوره قبلی این حراج به فروش بالای ۱۰۰ هزار دلار دست یافته بود.

دو اثر بدون عنوان از منوچهر یکتایی نیز که به قیمت‌های ۲۰ تا ۳۰ هزار و ۲۰ تا ۲۵ هزار دلار قیمت گذاری شده بود که هر یک با رقم ۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار فروش رفت.

از بهمن محصص اثری با قیمت ۳۵ تا ۴۵ هزار دلار قیمت پایه عرضه شده بود که۸۷ هزار و ۵۰۰ دلار فروش رفت. مارکو گریگوریان نیز اثری با برآورد اولیه ۲۵ تا ۳۵ هزار دلار در این دوره از حراج داشت که در نهایت ۳۱ هزار و ۲۵۰ دلار فروخته شد.

تابلو «شکار سپیده دم» رضا درخشانی نیز که ۷۰ تا ۹۰ هزار دلار برآورد قیمت شده بود، به رقم ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار چکش خورد.

از ساسان بهنام بختیار اثری با عنوان «بهار ابدی» در این حراج، ۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار چکش خورد که قیمت پایه این تابلو ۶ تا ۸ هزار دلار بود.

اثری از این هنرمند در دوره قبلی این حراج نیز عرضه شده بود که ۱۵ هزار دلار فروخته شد.

اثر ۱۰ تا ۱۵ هزار دلاری رکنی حائری زاده نیز در این دوره ۱۵ هزار دلار چکش خورد.

از میان عکاسان ایرانی نیز دو اثر در این دوره عرضه شد. عکسی از مجموعه «دختر شهر» اثر هنرمند فقید شیرین علی آبادی که ۷ تا ۱۰ هزار دلار تخمین قیمت داشت، ۵ هزار ۶۲۵  دلار فروخته شد و عکسی از زندانیان فلسطینی اثر رضا آرامش نیز که برآورد قیمت اولیه این اثر ۱۵ تا ۲۰ هزار دلار بود درنهایت ۲۳ هزار و ۱۲۵ دلار به فروش رسید.

در بیست و پنجمین دوره از حراج هنری کریستیز دوبی ۸۵ عنوان اثر از ۱۰ کشور غرب آسیا (خاورمیانه) عرضه شدند که  بیشترین آثار به هنرمندان ایران با ۱۹ اثر اختصاص داشت و در رتبه‌های بعدی به ترتیب لبنان با ۱۸ اثر، مصر با ۱۶ اثر، سوریه با ۱۳ اثر، عراق ۸ اثر، فلسطین ۷ اثر و کشورهای امارات، عمان، عربستان و الجزایر با یک اثر در این حراج حضور داشتند.

موسسه کریستیز روز گذشته ۲۲ مارچ حراج ساعت را نیز برگزار کرد و ۱۷۶ ساعت در این حراجی به فروش رسید که گران‌ترین ساعت این حراجی با قیمت ۷۱۱ هزار دلار به فروش رسید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رادیو خواهر بزرگ‌تر من است/ فیلمنامه «ویلایی‌ها» را عاشقانه دوست داشتم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ثریا قاسمی گفت: رادیو خواهر بزرگتر من است. او ۴ اردیبهشت سال ۱۳۱۹ متولد شده و من آذرماه همان سال متولد شدم.

به گزارش سینماپرس، مستند «بانوی آینه و ابریشم» در ایام نوروز از تلویزیون پخش شد. بنا بر این گزارش، این مستند به «ثریا قاسمی» اختصاص داشت و او به بیان خاطرات و ناگفته‌هایی از زندگی‌اش پرداخت.

**ماجرای یخ خریدن‌های ثریا قاسمی

این هنرمند در این مستند خاطراتی از دوران کودکی‌ و زندگی با عموهایش گفت: ما در خانه‌ای بزرگ بودیم که حوضی بزرگ و کم عمق داشت و دورتا دور آن اتاق‌هایی بود که ما و خانواده عمویم و مادربزرگم در آنها زندگی می‌کردند. آن زمان فریزر و یخچال نبود و مردم همه چیز را تازه می‌خریدند. مرد یخ فروش که می‌آمد مادربزرگ من کاسه مسی به من می‌داد با یک سکه و می‌رفتم یخ می‌خریدم. تابستان‌ها هم خاک ذغال گوله می‌کردند و روی پشت بام می‌گذاشتند تا زمستان مصرف کنند.

وی ادامه داد: آن زمان بسیاری از کارها را خانم‌ها در خانه انجام می‌دادند. پدر و مادرم از هم جدا شده بودند و گاهی در خانه پدر و گاهی در خانه مادر زندگی می‌کردم و همین تنهایی‌ها باعث شد که من این استحکام و مدیریت وجودی را یاد بگیرم و خداوند من را در پناه خود گرفت تا خودم را سالم و محکم نگه دارم.  

ثریا قاسمی همچنین در بخش‌هایی از مستند به مدرسه دوران کودکی‌اش سری زد و از اینکه آن زمان روزی چهار بار پیاده به دبیرستان می‌رفته و می‌آمده است، سخن گفت.

**فهمیدم که نه موزیسین هستم و نه نقاش!

همچنین برای مخاطبانش گفت که در سال‌های جوانی فهمیدم که من نه موزیسین هستم نه هنرمندو  نه نقاش. فهمیدم که من می‌توانم صداپیشه و بازیگر باشم و به همین دلیل سوار شدم و به ساختمان رادیو واقع در میدان ارگ رفتم. رادیو عشق و زندگی من است. من زندگی و خواندن و تجربه کردن را در این مکان تجربه کردم. رادیو خواهر بزرگتر من است. او ۴ اردیبهشت سال ۱۳۱۹ متولد شده و من آذرماه همان سال متولد شدم. رادیو ارتش آن زمان یکشنبه ها یک برنامه داشت و چند گوینده می‌خواستند که من امتحان دادم و قبول شدم. آن زمان نامه‌هایی را که سربازی برای مادرش می‌نوشت می‌خواندم.

**بارونس کفشاتون زیر تخته…

وی همچنین درباره دوبلور شدنش نیز توضیح داد: اولین کاری که در دوبله انجام دادم، با هوشنگ لطیف بودم. من یک هفته در نیمکتی نه اتاق می‌نشستم و نگاه می‌کردم. پس از آن این جمله را گفتم (بارونس کفشاتون زیر تخته) بعد هم داستان‌های شب معروف را می‌گفتم. بعدها شبکه‌ها زیاد شد و تلویزیون آمد و آدم‌ها با تنوع بیشتری روبرو شدند اما رادیو نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا مانند جویباری است که همیشه روان است.

این هنرمند پیشکسوت البته از سختی‌های حضور در آثار نمایش در سال‌های دور نیز گفت: قدیم‌ترها که برخی کار تئاتر می‌کردند به مردم نمی‌گفتند چون دید خوبی به آنها نداشتند. مثلا مادر من به صاحبخانه‌مان نگفته بود که در تئاتر کار می‌کند و گفته بود در خیاط خانه کار می‌کند. از یک طریقی صاحبخانه متوجه شد که مادر من تئاتر کار می‌کند و ما را جواب کرد. ما هم نقل مکان کردیم.

**قدر آزادی‌های امروز را بدانید

او خطاب به جوان‌ها هم تصریح می‌کند: قدر آزادی‌های امروز را بدانید. خیلی راحت‌ترید و بهتان افتخار می‌کنند و در فضای مجازی نمایش‌ها می‌دهید خوب هم هست ولی در حد خودش و در حدی که به همکاران و دوستان و دیگران احترام بگذارید. تئاتر یک هنر شیک و فرهنگ یک جامعه است و من جزو آرزوهایم است که محلی که در آن تئاتر بازی می‌کنند تمیز و نظیف و خوشگل و شیک باشد و هر تسهیلاتی باشد تا مردم به راحتی تئاتر ببینند و تئاتر شهر جایی نیست که ایده آل من باشد.

همیشه دوست داشتم که سناریو را بخوانم و بازی کنم اما آن زمان فیلمنامه‌ای بازی نکردم چون یا خوب نبودند و یا دوست نداشتم و تا بعد از انقلاب به طول انجامید که بعد «خانه ابری» را به کارگردانی اکبر خواجویی کار کردم. دو کار هم با مادرم داشتم که خانه ابری و سریال در قلب من بود که البته به اندازه سریال در پناه تو دیده نشد.

**تعریف زیبای ثریا قاسمی از مرگ

ثریا قاسمی همچنین درباره مرگ مادرش (حمیده خیرآبادی) نیز اظهارداشت: به نظرم مرگ یعنی رها شدن و رفتن به سمت نور و روشنایی. وقتی مادرم فوت کردند خیلی‌ها تماس گرفتند و به من تسلیت گفتند و دلداری می‌دادند ولی من می‌گفتم که من ناراحت نیستم و دلیل آن را هم دارم. چون ایشان همیشه از خدا می‌خواستند من را ناتوان نکن و توی رختخواب ننداز. خدا هم همین کار را کرد. ما از بیمارستان آمدیم، خودشان کیفشان را باز کردند، کلید انداختند و در را باز کردند. روی تختشان نشستند و من گفتم مامان می‌خواهید دوش بگیرید. گفتند فعلا نه بگذار کمی استراحت کنم. اما چند ساعت بعد فوت کردند. این یعنی ایده‌آل برای یک فرد. این یعنی خداوند خیلی او را دوست دارد. پس این تسلیت و آه و ناله ندارد و رها شد به این زیبایی.

وی همچنین درباره فقدان آثار کمدی سخن گفت و عنوان داشت: «دختر شیرینی فروش» از جمله کارهایی بود که من دوست داشتم و آن نوع از کمدی را دوست داشتم. البته خیلی‌ها زحمت می‌کشند که کار طنز بسازند اما برخی موفق و برخی ناموفق هستند. فیلم «مارال» را هم خیلی دوست داشتم اما به دلیل اینکه فیلمبردار و کارگردان سلیقه‌های متفاوتی داشتند در زمان تولید برای ما روزهایی بسیار سختی رقم خورد. من برای این فیلم یک جایزه بزرگ در آمریکا گرفتم اما تهیه‌کننده اصلا به روی خودش نیاورد و هیچ جا هم خبری در این باره منتشر نشد.  

او همچنین در بخش دیگری از این مستند به محله سیدخندان می‌رود و از ازدواجش که در سال  ۴۹ صورت گرفته، گفت. او همچنین از شیطنت‌های فرزندانش (بنفشه، بهروز و بابک) در دوران کودکی گفت و اینکه آن روزها به مدت ۳۰ سال با اتوبوس از آنجا تا میدان ارگ برای کارش رفته و آمده است.

**عشق به سکانسی از «شب دهم»

این هنرمند پیشکسوت همچنین درباره کارهای سینمایی و تلویزیونی که انجام داده نیز گفت: عاشقانه سکانس کشته شدن پسرم در مراسم تعزیه سریال «شب دهم» را دوست دارم. برای فیلم شام آخر کاندیدای اصلی بودم ولی شخص دیگری انتخاب شد. همان زمان هیات داوران به من گفتند چون این سریال سیگار می‌کشید و ما نمی‌خواستیم که چنین چیزی در جامعه اشاعه پیدا کند تو را انتخاب نکردیم.  

وی تاکید کرد: من الان دارای درجه یک هنری از وزارت علوم هستم اما کسی نمی‌داند. برخی از ما فدای سیاست‌های فرهنگی وقت می‌شویم. وقتی فیلمنامه «ویلایی‌ها» را خواندم عاشقانه از آن خوشم آمد برای اینکه یک نگاه خوب به جنگ بود بدون اینکه ما فرم کلیشه‌ای جنگ را ببینیم پشت صحنه جنگ را می‌دیدیم که مادران و همسران و دختران چگونه در انتظار عزیزانشان هستند که برمی‌گردند یا برنمی‌گردند. این برای من یک معنای جهانی داشت چون تا وقتی که جنگ افروزان هستند و چشم طمع به کشورها می‌دوزند جنگ هم هست و وقتی که جنگ باشد مادران و دختران و زنان هم در انتظار هستند. همیشه در زمینه بازیگری از مردان صحبت می‌کنند اما همیشه ما زنان شاخصی در نسل‌های مختلف داشته‌ایم و آنها را فراموش می‌کنیم.  

او در پایان گفت: من و مادرم تمام رنج‌هایمان را فراموش می‌کنیم و تمام کسانی را که باعث رنجمان شدند می‌بخشیم.

«ثریا قاسمی» در پایان این مستند را به ۳ فرزندش و تمام کسانی که او را دوست دارند تقدیم کرد.  

مستند «آینه و ابریشم» یک قسمت از مجموعه مستند پرتره «رخ» است که در ایام نوروز از شبکه مستند پخش شد.  

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ماجرای قهر شرکت کننده «برنده باش» با محمدرضا گلزار چه بود؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شب گذشته قسمتی دیگر از برنامه «برنده باش» به روی آنتن رفت که با رویدادهای متفاوتی همراه بود.

به گزارش سینماپرس، برنامه «برنده باش» با اجرای محمدرضا گلزار در ایام‌نوروز هرشب روی آنتن شبکه سه می‌رود.

محمدرضا گلزار بعد از اینکه شرکت کننده سوم مسابقه برنده باش ده میلیون برنده شده بود و سه کمک خود را استفاده کرد به او گفت: به نظرم بدون مشورت انصراف بدهید اما شرکت کننده مشورت کرد  و دو سوال دیگر را پاسخ داد که مورد تشویق گلزار و حضار قرار گرفت.

در بخش بعدی شرکت کننده چهارم زمانی که روی صندلی «برنده باش» نشست تا خود را معرفی کند روبروی گلزار نبود و گلزار نسبت به نشستن او واکنش نشان داد و گفت: با من قهری!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عیدی شاعر عراقی به رهبرانقلاب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: از شما چه پنهان، من هنگامی که برخی قصاید جواهری را خواندم، گریستم…

به گزارش سینماپرس، خون دلی که لعل شد ترجمه فارسی خاطراتی است که آیت‌الله خامنه‌ای به زبان عربی از دوران جوانی و سال‌های مبارزه و زندان خود در دوران تبعید روایت کرده‌اند.

در بخشی از خاطرات رهبرانقلاب، علاقه ایشان به شاعری عراقی به چشم می‌خورد که اشعارش تاثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای داشت. ماجرای آشنایی این شاعر و روحیات او از زبان رهبرانقلاب بدین شرح است:

… من آثار نویسندگان و شعرای بزرگ معاصر مصری، شامی و عراقی را خوانده‌ام؛ اما گمشده خود را از جمله – در سروده‌های محمد مهدی جواهری، شاعر عراقی، یافتم. جواهری به دلیل پرورش ادبی و دینی اصیل خود در خانواده معروف جواهری و محیط دینی و ادبی نجف، زبان و بیان عربی اصیلی دارد؛ کما اینکه توجه به رنجها و آرزوهای مردم و تأثیرپذیری از آن، از ویژگی‌های برجسته شعر او است. ویژگی دیگرش، مواضع شجاعانه او در مقابله با حاکمان ستمگر است، که به خاطر آن بارها بازداشت و زندانی شد.

وقتی دوست لبنانی ادیب و فاضلم، مرحوم سید محمدجواد فضل‌الله از انقلابی‌گری و مواضع باصلابت جواهری برایم گفت، به این شاعر بیشتر علاقه‌مند شدم.

از شما چه پنهان، من هنگامی که برخی قصاید جواهری را خواندم، گریستم.

هرگاه شوق ادبیات معاصر عرب در دلم می‌افتد، دیوان جواهری را می‌گشایم و خود به‌تنهایی، یا به همراه کسانی که علاقه به ادبیات عرب را در آن‌ها سراغ دارم، به خواندن اشعار او می‌پردازم.

شنیدم علاقه‌مند است به اتفاق همسرش به زیارت امام رضا (علیه‌السلام) مشرف شود. من از دوستان خواستم تسهیلات لازم را برای زیارت آنها فراهم کنند. اما همسرش پیش از آنکه به آرزوی خود برای زیارت ثامن‌الائمه برسد، درگذشت.

او مدتی اینجا ماند، با من دیدار کرد و نسبت به من و نظام جمهوری اسلامی ایران احساسات خوبی را ابراز داشت. نسخه‌ای از کتاب ذکریاتی را نیز به من هدیه کرد، به همراه ابیاتی با مطلع زیر؛

سیّدی أیّها الأعزّ الأجلُّ أنت ذو منّة و أنت المذلّ

* سرورم ای عزیزترین و گرامی‌ترین / تو بر من منت داری و تو مرشد و رهبری.

سپس در روز عید غدیر قصیده‌ای برایم فرستاد با مطلع زیر:

أباالحسین تحیّات معطرة فی یوم عید [غدیر] رُحت ترعاه

کان الولیّ «أمیرالمؤمنین» به والیوم أنت «ولیّ الأمر» مولاه

* -خطاب به امیرالمومنین (ع) – ای ابالاحسین، درودهای عطرآگین تقدیم شما در روز عید غدیر ی که زیر نظارت عالیه شماست. ولیّ این روز امیرالمومنین بود و امروز شما که ولیّ امرید مولای آنید.

مشاهده خبر از سایت منبع