X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

«استنلی کوبریک»؛ فیلمساز کمال گرای سینما/ سجادی حسینی: کوبریک فیلمسازی صاحب اندیشه و بزرگ است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شاید بتوان گفت که استنلی کوبریک دست نیافتنی ترین جایگاه را بین کارگردانان در تاریخ سینما دارد. طرفداران او را می توان جدیترین طرفداران یک کارگردان دانست و شاید کمتر فیلمسازی در تاریخ وجود داشته باشد که به اندازه کوبریک القابی عجیب و شگفت انگیز را به یدک بکشد.

علی ناصری/ استنلی کوبریک ۲۶ ژوئیه ۱۹۲۸ در نیویورک به دنیا آمد؛ به جرأت می توان کوبریک را از تأثیرگذارترین کارگردان های تاریخ سینما دانست. شاید هیچ فیلمسازی به اندازه او نسبت به تصاویرش وسواس نداشته و نظم، ریزبینی و جزئیاتی که در تصاویر خلق شده این فیلمساز وجود دارد را در اثر کمتر فیلمسازی می توان دید.

از طرفی کارنامه فیلمسازی استنلی کوبریک با وجود تعداد آثار کمدی که دارد بسیار متنوع است، او در ژانر سینمای «جنگ»، «کمدی»، «ملودرام»، «اجتماعی»، «ترسناک»، «تاریخی» و… فیلم ساخته و تقریباً همه آثارش جزو آثار تحسین شده تاریخ سینما هستند که چنین اتفاقی در کارنامه یک فیلمساز بسیار نادر است.

بیشتر فیلم های کوبریک اقتباسات ادبی هستند. فیلم های کوبریک معمولاً جنجالی و همینطور مورد ستایش منتقدان واقع شده اند. کوبریک به دقیق بودن و به نمایش درآوردن همه جزئیات دقیق در فیلم هایش معروف بود. به همین علت روش او در فیلمسازی کند و طولانی بوده، تا آنجا که گاهی میان ۲ فیلم او سال ها وقفه میافتاده است. او در طول ۴۸ سال فعالیت در حیطه کارگردانی تنها ۱۳ فیلم بلند ساخت.

از مهمترین آثار سینمایی استنلی کوبریک میتوان به فیلم های «درخشش»، «پرتقال کوکی»، «۲۰۰۱، یک ادیسه فضایی»، «غلاف تمام فلزی»، «چشمان کاملاً بسته» و «دکتر استرنج لاو» اشاره کرد.

به بهانه عید نوروز و آشنایی با نظرات سینماگران ایرانی در رابطه با بزرگان سینمای جهان با کاوه سجادی حسینی فیلمساز جوان سینمای کشور به گفتگو نشستیم که در ادامه می توانید این گفتگو را مطالعه کنید.

*****************

کاوه سجادی حسینی کارگردان سینما در گفتوگو با خبرنگار سینماپرس اظهار داشت: استنلی کوبریک با وجود فیلم های کمی که دارد جزو فیلمسازان صاحب اندیشه و بزرگ است که آثارش به چند دوره تقسیم میشود که در هر دوره فلسفه خود را کامل تر میکند.

سجادی حسینی خاطرنشان کرد: مهمترین خصیصه آثار کوبریک فضا، اتمسفر و معماری است. کوبریک توجه ویژه ای به تأثیر مکان بر انسان دارد. در مرحله اول فیلمسازی اش اگر توجه کنیم به پررنگ بودن داستان و قصه پی می بریم و داستان محور بودن آثار ابتدایی کوبریک مثل «لولیا» و «دکتر استرنج لاو» بسیار پر رنگ است.

وی در ادامه این بحث گفت: آثار کوبریک در دوره دومش آرام آرام شخصیت محور می شوند و ما در فیلم هایی مثل «درخشش» و «پرتقال کوکی» روابط انسانی و فضا را می بینیم که اهمیت بیشتری پیدا می کنند و در آثار آخر کوبریک مثل فیلم های «۲۰۰۱، یک ادیسه فضایی» و «چشمان کاملاً بسته» می بینیم که آنچه در فیلم های قبلی اش مطرح کرده را حتی نقض می کند اما نمی توان گفت که کوبریک در جهانبینی اش دچار تغییر می شود بلکه او جهانبینی خود را تکمیل تر می کند.

این کارگردان در ادامه گفت: کوبریک بیشترین تأثیرش را در دکوپاژ، کارگردانی و سکانس های معروفش با پلان ها و کات های ۱۸۰ درجه اش گذاشته که در همه این موارد رویکردش به مکان را نشان می دهد. کارگردانی کوبریک در بطن درونمایه و زیرمتن هایش تنیده شده است و دکوپاژ، قاب بندی ها، رفتار بازیگران، میزانسن ها و چیدمان تصاویر به نوعی هستند که در خدمت درونمایه اثر قرار دارند.

کارگردان فیلم سینمایی «بوفالو» اظهار داشت: در آثار کوبریک می توان به رویکرد روانکاوانه فرویدی وی نیز پی برد. جنس نگاه کوبریک کاملاً فرویدی است و نگاه ویژه ای به ناخودآگاه دارد و برای من بیشترین و مهمترین تأثیری که داشت توجه عجیبش به جزئیات است. جزئیاتی که گویا از برسون تأثیر گرفته و نگاهش را تکامل بخشیده است. کوبریک به قدری در بازی گرفتن از بازیگرانش تبحر دارد که بازیگران از آن شخصیتی که دارند جدا شده و به کاراکتر داخل فیلم تبدیل می شوند.

وی افزود: کوبریک همانند هر فیلسوفی دغدغه انسان زمان خود را دارد. او حتی نگاه ویژه ای به فلسفه و عرفان شرق داشته و حتی مولانا و خیام را خوانده و در آثارش نیز چنین رویکردی دیده می شود. به طور کل می توان گفت که کوبریک فیلمسازی است که با معماری حرفش را به مخاطب می زند و از نظر من استنلی کوبریک معمار سینما است.

سجادی حسینی خاطرنشان کرد: کوبریک فیلمسازی جسور و قاطع است که از همان ابتدا این نگاه قاطع و جسورانه اش را می توان دید. در فیلم «لولیتا» او قصه عشقی ممنوعه را تعریف میکند و این عشق تعریف شده در «لولیتا» به گونه ای است که در سینمای کلاسیک آن زمان چندان رایج نبوده و از طرفی می بینیم که این جسارت را ادامه داده و در دیگر آثارش مثل «غلاف تمام فلزی» و «پرتقال کوکی» نیز نشان می دهد.

وی افزود: فیلم های کوبریک به طور کلی در یک ژانر و دسته قرار نمی گیرند و به نظر می رسد که همه آن ها را چند کارگردان ساخته اند و متعلق به یک کارگردان نیست اما در لایه های دیگر فیلم های او مواردی وجود دارد که می توان به یک اشتراک عمیق رسید و فهمید که این فیلم ها متعلق به یک تفکر و یک فرد است.

این کارگردان در پایان گفت: وقتی به آثار کوبریک نگاه می کنید به راحتی متوجه می شوید که با یک فیلمساز مسأله دار و دغدغه مند مواجه هستید و با شناخت و سلیقه می توانید به عمق مسائل مطرح شده در آثارش پی ببرید. کوبریک فیلمسازی است که تماشاگرانش را به بیشتر دانستن دعوت می کند و در بین علاقه مندان سینمای او می توان افرادی را دید که معماری و نقاشی می دانند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دنی بویل خروجش از جیمز باند را شرم‌آور خواند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دنی بویل کارگردان بریتانیایی پس از بیرون آمدن از بیست و پنجمین پروژه «جیمز باند» به دلیل اختلاف دیدگاه‌ها سرانجام لب به سخن باز کرد.

به گزارش سینماپرس،  به نقل از ورایتی، در حالی که دنی بویل در آگوست پیش از پروژه بیست و پنجمین «جیمز باند» کنار گذاشته شد، تهیه کنندگان در ماه سپتامبر جوجی فوکوناگا را جایگزین بویل کردند، که عنوان کرده بود احساس بدی از این موضوع و کارگردانی فیلم ندارد.

دنی بویل در این باره گفت است فیلمنامه‌ای که با همکاری جان هوج نوشته بود، هنوز کامل نشده بود ولی می‌توانست واقعاً خوب باشد.

بویل عنوان کرد: ما داشتیم خیلی خیلی خوب کار می‌کردیم، اما آنها نمی‌خواستند در این مسیر با ما باشند، بنابراین ما تصمیم گرفتیم از کمپانی جدا شویم و این خیلی غیرمنصفانه است که بخواهم بگویم نمی‌دانستم آنها از ما چه توقعی دارند. از تهیه کننده یک پیام خیلی دوستانه دریافت کردم و من هم بهترین‌ها را برای او آرزو کردم. اما همه چیز یک کار شرم‌آور بزرگ است.

چندی پیش تهیه کنندگان جیمز باند در ۲ کلمه در توئیتر ۰۰۷ اعلام کردند به دلیل تفاوت‌های نگاه، دنی بویل تصمیم گرفته است کارگردانی «باند ۲۵» را انجام ندهد.

پس از جدا شدن دنی بویل، رامی مالک و بیل مگنوسن برای ایفای نقش دشمن اصلی و مأمور سیا وارد گفتگو با تهیه کنندگان فیلم شدند.

تولید این پروژه که هنوز نامی ندارد همین بهار شروع می‌شود و باربارا بروکولی شایعاتی مبنی بر انتخاب «شاتر هند» برای عنوان فیلم را رد کرده است.

پروژه بعدی بویل «دیروز» یک کمدی موزیکال در دنیایی است که گروه بیتلز اصلاً وجود نداشته‌اند و مردی یک روز همه شعرهایی که گروه بیتلز خوانده‌اند به ذهنش راه می‌یابد و با ارائه آنها در دنیای موسیقی یکه‌تاز می‌شود. این فیلم چهارم ماه می در جشنواره فیلم ترایبکا دیده خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تورج منصوری ازشرایط سخت فیلمسازی در سال جدید می گوید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تورج منصوری تهیه‌کننده و فیلمبردار سینما معتقد است سال پیش رو سال سختی برای سینمای ایران به شمار می‌رود.

به گزارش سینماپرس،  تورج منصوری مدیر فیلمبرداری و تهیه‌کننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه در سال ۹۷، در هیچ پروژه سینمایی حضور نداشته و بیشتر درگیر فعالیت‌های صنفی بوده است، گفت: این را می دانم که سالی که گذشت سال چندان آسانی برای سینما و سینماگران نبود و البته به نظر هم نمی‌آید که سال جدید نیز سال آسان‌تری به خصوص در حوزه اقتصادی باشد.

وی با اشاره به اینکه مسائل اقتصادی در حال حاضر جزو مهم‌ترین مشکلات جامعه امروز به شمار می‌رود، بیان کرد: یکی از بخش‌هایی که مسائل اقتصادی می‌تواند بیش از هر جای دیگر روی آن تأثیرگذار باشد، مساله تولید فیلم است. بی شک با توجه به مشکلات موجود، رغبت بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در تولید فیلم کمتر می‌شود.

این مدیر فیلمبرداری ادامه داد: می‌توان حدس زد در سال ۹۸ امکان سرمایه گذاری از سوی بخش خصوصی در سینمای ایران کمتر و دست و بال آدم‌هایی که در سینما هستند و از طریق سینما ارتزاق می‌کنند، بسته‌تر می‌شود.

وی تاکید کرد که سال ۹۸، سال آسانی برای سینمای ایران نخواهد بود و در این زمینه توضیح داد: شاید تنها امید به یک معجزه بتواند شرایط موجود را درست کند که البته بعید می‌دانم چنین معجزه‌ای در سینمای ایران رخ دهد، چرا که در سال‌های اخیر نیز معجزه‌ای برای سینمای ایران رخ نداده است.

منصوری گفت: در حال حاضر در سینمای ایران، کیفیت فیلم فدای حضور بازیگر شده است. بازیگران گران قیمت، ۹۰ درصد از هزینه تولید یک فیلم را می‌بلعند و تنها ۱۰ درصد برای عوامل پشت دوربین می‌ماند. اما تاکید می‌کنم این سیاست تهیه‌کنندگی که البته در مورد تهیه‌کنندگان حرفه‌ای صدق نمی‌کند، مشکلاتی را به وجود آورده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر برخی از تهیه‌کنندگان تازه وارد با پول‌های بزرگ وارد سینما می‌شوند، این تهیه‌کنندگان نگاه جدیدی به سینما دارند که آزمون و خطای این نگاه می‌تواند برای سینمای ایران مشکلاتی را به همراه داشته باشد.

مدیر فیلمبرداری «ملی و راه‌های نرفته‌اش» توضیح داد: متأسفانه هزینه تولید فیلم در سینمای ایران بسیار افزایش پیدا کرده و همین مساله مشکلاتی را پیش آورده است. در واقع تولید یک فیلم بسیار خلوت و آپارتمانی کمتر از یک میلیارد و پانصد نمی‌شود. این مبلغ عددی است که به زبان راحت می‌آید، در صورتی که برای برخی از سینماگران درآمد یک عمر فعالیتشان نیز این مقدار نمی‌شود.

منصوری در پایان تاکید کرد: بی شک با کاهش تولید فیلم در سینمای ایران، مشکلات اقتصادی اهالی سینما نیز افزایش می‌یابد. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا کیفیت تولید در سینمای ایران افزایش پیدا کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مروری سریع بر پیام نوروزی رهبرانقلاب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رهبر معظم انقلاب در پیام خود با مناسبت فرا رسیدن سال ۱۳۹۸، این سال را به عنوان «رونق تولید» نامگذاری کرده و از مسئولان برای تحقق این امر مطالبه کردند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

علیخانی و فروغی یک گروگان‌ بزرگ را آزاد کردند/مصاحبه کننده باحافظ شیرازی، چرا حافظ نخوانده بود؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حذف خطوط قرمز سابق ریشه در نگرش مدیر جدید شبکه سوم سیما دارد. «علی فروغی» حتی با حذف عادل فردوسی‌پور نشان داده، استاد برداشتن کلیشه‌هاست.

سینماپرس – برنامه‌های ویژه تحویل سال شبکه سوم سیما، به بهانه تحویل سال ۱۳۹۸، نسبت به برنامه‌های ساخته شده به همین مناسبت در سال‌های قبل،  در این مجال به بررسی ویژه‌برنامه‌های شبکه‌های مختلف سیما خواهیم پرداخت.

شبکه اول سیما

علی ضیا مجری بشدت قابل تحلیلی است. ضیا صاحب استعداد و خلاقیت فوق‌العاده‌ای است اما این داشته‌های او نمود بیرونی در اجرای تلویزیونی ندارد. به همین دلیل ایده انتخاب چهره مردمی سال توسط ضیا در برنامه «فرمول یک» و ویژه برنامه خاص این مجموعه تلویزیونی به بهانه تحویل سال نو ندرخشید. حتی چهره برگزیده مردمی یعنی خانم «نرگس کلباسی» در ویژه برنامه انتخاب شدنش حضور پیدا نکرد.

بخشی از این روایت‌ها حدس و احتمالات است، اما نمود بیرونی علی ضیا آنقدر متوسط است که چهره برگزیده مردمی برنامه‌اش بنا به هر دلیلی در ویژه برنامه تحویل سال، حضور پیدا نمی‌کند. اما اگر این ایده متعلق به احسان علیخانی بود، قطعاً انتخاب چهره مردمی سال در قواره و پروپاگاندای انتخابات ریاست جمهوری، اهمیت پیدا می‌کرد و ضیا نتوانست این ایده بکر و متفاوت را تبدیل به برند و محور اصلی برنامه‌اش کند.

مجری برنامه‌ای که قرار است چهره مردمی سال با استناد به قرائن و دلایل میهن پرستانه‌ای انتخاب کند، نباید برای یک شرکت املاک و مستغلات در کشور ترکیه تبلیغ کند. با انتشار گزارش تبلیغاتی مورد اشاره، ضیا هر چه بیشتر از همدلی و وطن پرستی برای مخاطبانش سخن می‌گوید، بیشتر در مسیر خنده‌های تماشاگران قرار می‌گیرد. او و برنامه فرمول یک با همه تلاش ضیا برای پاپاراتزی‌گری بی‌وقفه و دیده‌شدن، کمتر مورد اهمیت قرار می‌گیرد.

به هر حال تلویزیون وارد دوران تازه‌ای شده است که در این دوران نمونه‌هایی نظیر علی‌ضیاها و مجریانی که با گفت‌وگو با هنرمندان قصد سرگرمی‌سازی دارند به پایان رسیده است و امید می‌رود که برنامه‌های سرگرمی‌ساز مثل شبکه سوم سیما قالب و صورت تخصصی به خودشان بگیرند.

شبکه دوم سیما

احسان علیخانی بی‌شک مهمترین مجری تاریخ تلویزیون است که تمامی ایده‌ها و روش اجرا و برنامه‌سازی‌اش در حال تکثیر شدن در سایر شبکه‌ها و برنامه‌های صدا و سیماست. مثلاً در برنامه «پل فروردین»، شبکه دوم سیما، ایده جمع‌آوری کمک‌های مردمی و آزاد کردن زندانیان با دستمایه یک مسابقه موسیقیایی به جریان می‌افتد و شکل برگزاری چنان با فرمول ستاره – مربع پیش می‌رود که اگر علیخانی دوباره این طرح را برگزار کند به دلیل بد اجرا شدن در شبکه دوم سیما و برنامه پل فروردین دیگر مخاطبان سیما بدان اقبالی نشان نخواهند داد.

به غیر از ذکر این موارد، پل فروردین استودیوی جذابی ندارد و عیار مجری‌هایی مثل ژیلاصادقی در چنین بزنگاه‌هایی مشخص می‌شود. مجری که پس از طی یک مدت کوتاه عدم همکاری با صدا و سیما با انتشار اخبار ممنوع‌الکاری در سیما، در چند مقطع اظهار نظرهای متفاوتی را به عنوان خوراک رسانه‌ای درباره عدم همکاری‌اش با سیما مطرح کرد. او در شب سال نو در یک برنامه اختصاصی نشان داد، مجری شش‌دانگی نیست و پارامترهای اجرایش بسیار از زیر متوسط یک مجری استاندارد کمتر است و البته مجری برنامه تحویل سال باید خیلی خاص باشد و ژیلا صادقی هیچ ویژگی خاصی برای خاص بودن ندارد.

با اینکه آمارهای رونق سینما به صورت مکرر در رسانه‌ها منتشر می‌شود اما بازیگران شناخته شده سینما، در حال هجوم به سیما هستند. از سوی دیگر چون موج مجری شدن سوپر استارها داغ شده، «امیرحسین آرمان» نیز برای اینکه از قافله جا نماند، در برنامه پل فروردین در مقام مجری حضور پیدا کرد که متأسفانه اجرای بسیار ضعیف و نازلی را در ویژه برنامه تحویل سال شبکه دوم سیما ارائه داد. آرمان در مقابل دوربین بازیگر بسیار توانا و کاربلدی است، اما مجری‌گری مقوله‌ای دیگری است که گلزار سوپراستار هم از پس آن به خوبی برنمی‌آید.  اجرای یک برنامه تلویزیونی و قانع کردن مخاطب انبوه کار بسیار سختی است که اغلب هنرمندان سینما از پس آن برنخواهند آمد.

در مسابقه موسیقایی این شبکه تقریباً ۱۹ هزار نفر در مسابقه پیامکی این برنامه شرکت کرده‌اند. مسابقه هم بدین شکل برگزار شده که سازندگان از هشت خواننده دو تا قطعه را معرفی کردند تا مخاطبان در اپلیکشین روزهای زندگی به آن رأی بدهند و با رأی دادن و شرکت در این مسابقه با پول‌های جمع آوری شده، زندانیان دارای شرایط اقتصادی نابسامان آزاد شوند.

ساختار برنامه بشدت وامدار ابداعات علیخانی در برنامه ماه عسل است و نکته جالب اینجاست که برگزاری چنین رویدادی در شب‌های منتهی به سال نو و برگزاری چنین مسابقه‌ای برای آزادی زندانیان مخاطبان چندانی نخواهد داشت. چون رسیدگی به امور شب عید و از سوی دیگر کم مخاطبی، شبکه دوم سیما، چنین برنامه‌هایی را تبدیل به برند نخواهد کرد.

در میان مهمانان دعوت شده، خبر یا نکته قابل اعتنایی وجود ندارد. رضا زاده مدیر مؤسسه خیریه گلستان، در برنامه حضور پیدا می‌کند و فعالیت‌ها و نحوه تأسیس خیریه را تشریح می‌کند. چنین موضوعی سبب خواهد شد تم برنامه شبیه برنامه «ماه نشان» (شبکه افق) شود. محمد انصاری مدافع میانی بازیکن پرسپولیس را می‌آورند و دو مجری برنامه نمی‌توانند یک گفت‌وگوی متوسط را ارائه دهند. پس از آن گروه بازیگران کودک و نوجوان سریال بچه مهندس است که موجب تنوع برنامه می‌شود و حضور پولاد کیمیایی روند برنامه را تغییر نمی‌دهد.

شبکه سوم سیما

بدون تردید خلاقیت احسان علیخانی در نحوه اجرا و برگزاری برنامه سال تحویل مدت‌های طولانی دست نخورده باقی مانده بود و در دو سال گذشته، لحظات قبل ویا بعد از سال تحویل کاملاً مشخص بود در چه زمان مشخصی، علیخانی گروه سون‌بند را (پس از نیمه شب) به برنامه‌اش خواهد آورد و همیشه قابل حدس بود که مهدی یراحی در زمره نخستین مهمانان علیخانی است. در واقع تلویزیون و شبکه سوم سیمای قبل از عصر جدید با تم ماه عسل ماتم‌کده مدیایی پایتخت و استان تهران بود و ترتیب کلیشه‌ای مهمانان در برنامه بهارنارنج علیخانی بسیار مشخص بود. یک بازیگر، ورزشکار و خواننده و خواندن یک قطعه توسط همان خوانندگان؛ این فرمول برنامه‌های ویژه تحویل سال علیخانی بود. اما برنامه تحویل سال امسال مجری شبکه سوم سیما، با ساخت و همزمان شدن برنامه عصر جدید، وارد فضای تازه‌ای شد.

شبکه سوم در برنامه ویژه تحویل سال، مثل سال‌های گذشته، دیگر سیمای اختصاصی شهرتهران نبود و شبکه سوم سیمای همه ایران بود. همه سریال‌ها در تهران به زبان فارسی محاوره‌ای رایج در تهران ضبط می‌شود، تمامی قهرمانان سیما، با همین لحن صحبت می‌کنند و اغلب بییندگان سیما در سایر شهرها بزرگ کشور، با فرهنگ‌های متعدد برنامه‌های گوناگون سیما را تماشا می‌کنند، اما سایه‌خودشان را کمتر در رسانه می‌بینند و با فرهنگ پایتخت کشور مواجه می‌شوند. با این اشکال عمده، به تدریج مردم سایر کشور، نسبت به پایتخت نشینان با توجه به یک انحصارطلبی بزرگمدیایی، نوعی نگاه‌های معارضانه کلان نسبت به رسانه ملی و فرهنگ پایتخت پیدا می‌کنند.

تا قبل از ویژه برنامه دیشب «عصر جدید» اجرای موسیقی اقوام و حتی حرکات موزون در تلویزیون تقریباً یک شوخی بزرگ بود. نمی‌توان انکار کرد علیخانی آنقدر محافظه‌کار است که موی بلند آرش قنادی (خواننده گروه سون‌بند) را سانسور می‌کند و حذف خطوط قرمز سابق ریشه در نگرش مدیر جدید شبکه سوم سیما دارد. «علی فروغی» حتی با حذف عادل فردوسی‌پور نشان داده، استاد برداشتن کلیشه‌هاست.

نگاه و سلیقه هنری فروغی با مخاطبان کف جامعه بشدت متفاوت است اما به دنبال برآورده کردن حداکثری همان مطالبات است. این اتفاق در ویژه برنامه عصر جدید به بهانه سال تحویل رخ داد و مخاطب هدف برنامه با اجرای موسیقی مازندرانی، بلوچی، گیلانی، کردی و عربی، قشقایی، بوشهری، بختیاری در کشاکش دو قطبی فروغی – فردوسی‌پور، با برنامه‌های متمایز شبکه سوم سیما مواجه می‌شود.

ویژه برنامه عصر جدیدتنها ویژه برنامه رسانه ملی بود که پس از چهل سال،  موسیقی اغلب نواحی در آن نواخته شد و بافت و ساختار آن از یک تمرکززدایی ساختاری در میان مدعوینش تبعیت می‌کرد.  با این ساختار در ویژه برنامه تحویل سال عصر جدید  «علیخانی- فروغی»  رسانه ملی را که توسط تهرانی‌ها و فرهنگشان، گروگان گرفته شده بود را آزاد کردند. نکته جالب اینجاست که همزمان شبکه اول سیما، سریال بسیار جذابی را با گویش کردی پخش می‌کند و این امید در مخاطبان تقویت می‌شود که سایر شبکه‌ها که توسط تهرانی‌ها گروگان گرفته شده‌اند، بزودی آزاد شده و رسانه ملی به مفهوم ملی نزدیک‌تر شود.

شبکه چهارم سیما

در ویژه برنامه رضا عباسی نگارگر دوره صفوی و حافظ و سعدی شیرازی را به شبکه چهارم سیما آوردند و با این دو درباره هنرمندان و نسبت آنان با مردم پرسش‌هایی مطرح می‌شود و البته در این ویژه برنامه خلاقانه با عنوان «همیشه بهار»، حضرت حافظ دست امیر حسین مدرس مجری را رو کرد و مشخص شد که مجری و خواننده سرشناسی مثل او که با ادبیات فاخری با حضرت حافظ سخن می‌گفت آشنایی چندانی با اشعار حافظ ندارد. غیر از این دو بخش بسیار کوتاه، برنامه تحویل سال شبکه چهارم سیما فاقد جذابیت نخبه‌گانی بود و گفت‌وگو و کلیشه‌های حاکم در این شبکه تغییری نکرده است و همچنان شبکه چهارم سیما، در سال تاسیسش منجمد شده است.

شبکه پنجم سیما

استاد علی نصیریان همسرش را تقریباً یک ماه قبل از آغاز سال ۱۳۹۸ از دست داد و طبیعتاً روحیه خوبی نباید داشته باشد اما با روحیه‌ای عجیب و غریب وارد برنامه شبکه پنجم سیما شد. برنامه‌ای که نقطه اتکایش حمید گودرزی بود، بازیگر سینما که اجرایش در برنامه «۵ ستاره» چندین مرتبه از محمدرضا گلزار در برنده باش بالاتر است.

به هر حال کلاس بالای گودرزی با گلزار به هیچ وجه قابل قیاس نیست. گودرزی تقریباً همزمان با گلزار وارد عرصه اجرای تلویزیونی شده و به مراتب از او موفق‌تر است اما اجازه نمی‌دهند، این تفاوت دیده شود و گرنه مقایسه ۵ ستاره و برنده‌باش که شبیه یکدیگر هستند، عیار بالای تسلط گودرزی را به نمایش می‌گذارد.

در شبکه پنجم سیما و ویژه برنامه سال تحویل این شبکه، گودرزی نقش به سزایی داشت و حضورش چنان بود که استاد علی نصیریان را به ذوق آورد و استاد نصیریان شروع به آواز خوانی کرد.

مهمانان بسیار متنوعی به این برنامه اضافه شدند و امیر حسین صدیق و باران خوش‌اندام (همسر صدیق) به فاصله کمی پس از برگزاری مراسم عروسی وارد این برنامه شدند. موزیک ویدئوهای متنوعی در این برنامه پخش شد و چهره‌های نظیر وحید رجبلو و آبتین قاسم‌پور نخبه علمی در برنامه بهار جان حضور پیدا کردند. در ویژه برنامه‌های تحویل سال امکان ندارد که احمدرضا عابدزاده،  حمید استیلی،  مهرداد میناوند،  مهران غفوریان، اکبر عبدی و چند چهره ثابت دیگر حضور نداشته باشند. عابدزاده همچنان خاطرات حماسه ملبورن را تعریف می‌کند و حمید استیلی خاطرات رویارویی قرن را در مسابقه فوتبال ایران و آمریکا. در حالیکه برنامه تحویل سال شبکه پنجم سیما در حال برگزاری است اما چهره‌های شاخص سایر شبکه‌ها مثل آذرلو (گوینده خبر شبکه دو) و حسام منظور هنرپیشه محبوب سریال عمارت یک بانو (پخش از شبکه سه) در برنامه بهار جان حاضر می‌شوند. اگر اکبر عبدی در این برنامه حاضر می‌شد، بسته نمایشی روتین برنامه ویژه سال تحویل تکمیل نمی‌شد اما چون این هنرپیشه محبوب در شبکه نسیم برنامه داشت، دخترش المیرا عبدی در این برنامه حضور پیدا می‌کند.

* مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم جدید تارانتینو در جشنواره فیلم کن دیده می شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «روزی روزگاری هالیوود» جدیدترین فیلم کوئنتین تارانتینو برای نخستین بار در جشنواره فیلم کن امسال به نمایش درمی‌آید.

به گزارش سینماپرس،  به نقل از گاردین، فیلم جدید تارانتینو که با بازی مارگوت رابی در نقش شارون تیت ساخته شده، اولین نمایش خود را در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۹ تجربه می‌کند. ۲۱ ماه می که درست بیست و پنجمین سالگرد روزی است که فیلم «داستان عامه پسند» تارانتینو در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و در انتهای جشنواره برنده نخل طلای کن شد، در همان روز جدیدترین فیلم این کارگردان روی پرده می‌رود.

داستان این فیلم در هالیوود سال ۱۹۶۹ می‌گذرد و لئوناردو دی‌کاپریو در آن در نقش بازیگر سریال وسترن تلویزیون و برد پیت در نقش دوست صمیمی وی بازی کرده‌اند.

این در حالی است که نخستین تریلر این فیلم چهارشنبه پیش پخش شد.

تارانتینو در این باره گفته است که ۵ سال برای نوشتن فیلمنامه این فیلم کار کرده و سال ۱۹۶۹ خودش در لس‌آنجلس زندگی می‌کرد و هفت ساله بود.

وی افزوده است: بسیار هیجان‌زده هستم که داستانی از هالیوود و لس‌آنجلس را به تصویر بکشم که دیگر وجود خارجی ندارد.

پوستر فیلم نیز دوشنبه گذشته منتشر شد و واکنش‌های مختلفی را برانگیخت و برخی از آن شگفت زده شده و برخی آن را فاقد جذابیت خواندند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

راه حل سلبریتی حامی روحانی برای تماس‌های اعتراضی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «منیژه حکمت» به جای پذیرش مسئولیت خود در قبال وضع موجود، به تعریف و تمجید از رفتارهای هنجارشکنانه روی آورده است.

سینماپرس-  «منیژه حکمت» سینماگر زن ایرانی است که دستی هم در سیاست دارد و در انتخابات سال ۹۲ به نفع اصلاح‌طلبان وارد صحنه شد و رأی به گزینه آنها را تبلیغ کرد.

اما تشویق مردم به رأی دادن به گزینه یک طیف خاص سیاسی، بخش کوچکی از سیاست‌ورزی است و بخش بزرگتر آن  «پذیرش مسئولیت رأی»  و تعریف نسبت خود با ابعاد مختلفی از شرایط است که با انتخاب یک رئیس‌جمهور یا یک نماینده پدید می‌آید.

حکمت به تازگی توییت عجیبی منتشر کرده است که با توجه به سیاه‌نمایی‌های فعلی از وضعیت اقتصادی کشور، مورد اقتراح زیادی قرار گرفت.

او نوشته بود:

«جلوی در خانه سینما ماشینم رو دزد زد، مقداری خرید کرده بودم درب رو شکونده و خوراکیها رو برده بود فقط مواد غذایی را، ضبط ماشین و بقیه اقلام ماشین را دست نزده بود. پلیس اومد و دوستان، همگی متفق گفتند، دزد نبوده فقط گرسنه بوده، منم گفتم نوش جونش و اومدم.»

او در ادامه نیز دو هشتگ «دزد و مردم گرسنه» را برای این توییت خود به کار برد!

*سلبریتی‌هایی که «وضع موجود» را پدید آوردند اما مسئولیت نمی‌پذیرند / نقش خانم حکمت در وضع موجود و گرانی

بدیهیست که خانم حکمت پیش از آنکه بخواهد با طعنه به حاکمیت؛ خطاب به یک دزد از این بگوید که «نوش جانش»! بایستی خودش را بابت نقشی که در وضع موجود داشته، شماتت می‌کرد.

نقشی که ثمره آن شد گوشت ۱۱۰ هزار تومانی، پسته ۲۰۰ هزار تومانی و پراید ۵۰ میلیونی.

پر واضح است که اگر رأی‌سازی‌های امثال خانم حکمت و خانم پگاه آهنگرانی (دختر حکمت) نبود؛ امروز هم شاهد وضع موجود نبودیم و مقولاتی که اصلاح‌طلبان روزگاری برای به سخره گرفتن دولت و رئیس‌جمهور قبلی مورد اشاره قرار می‌دادند؛ به قاعده چند برابر دامنگیر خودشان نمی‌شد.

اکنون نیز راه حل آن نیست که علم حمایت از دزدها برداشته شود و یا برای مطامع سیاسی از این بگویند که فلان مال حرام نوش جانش!

بلکه راه حل آنست که هم از آن دزد و هم از مردم ایران عذرخواهی کنند و ضمن پذیرش مسئولیت، به افکار عمومی توضیح بدهند که چرا انتخابشان اشتباه بود.

*کنایه‌های ناتمام درباره خوب بودن دزدان و بد بودن حاکمان! / راه حل یک سلبریتی برای مسئولیت رأی به اصلاح‌طلبان

اما این تمام ماجرای اشتباهات این سلبریتی سینمایی نیست و خانم حکمت دیرگاهیست که در میانه بدکاری دزدان و عقلانیت حکومتی؛ سمت منفی قضیه را مورد حمایت قرار داده است.

حکمت، جدای از توییت اخیر خود؛ چندی قبل هم به دفاع از اراذل و اوباشی پرداخت که در دیماه سال ۹۶ پرچم کشور را در خیابان‌ها به آتش کشیدند.

او گفته بود: «مشکل جامعه ما این است که نمی‌پذیریم کسانی که قانون برای ما می‌نویسند و بالانشین هستند اصلاً جامعه را نمی‌پذیرند. من نمی‌فهمم مثلاً چرا در مقابل مشکلات مردم که به اعتراض می‌انجامد از واژه اراذل و اوباش استفاده می‌شود. این اراذل و اوباش از کجا آمده‌اند؟ از کره مریخ که نیامده‌اند، مال همین جامعه هستند. حتی اگر برخی یاد نگرفته باشند که اعتراضشان را به چه شکلی بیان کنند دلیلش شرایطی است که ما برای آنها ساخته‌ایم. در سیستم آموزش وپرورشی درس خوانده‌اند که دوگانگی و ریا را در همان مدرسه به آنها یاد داده‌اند.»

او تصریح می‌کند: با چنین روندی حق ندارید به بچه‌های این جامعه انگ بزنید و صورت مسأله را پاک کنید. شما باید مورد اتهام قرار بگیرید نه بچه‌ها و زنان مملکت. آنها در همان چارچوبی که شما تعریف کرده‌اید پرورش پیدا کرده‌اند. اینها دستاورد دیکته‌هایی است که شما به آنها کرده‌اید. اگر دردتان آمده صورت مسأله را پاک نکنید، پاسخگو باشید. اینها دستاورد تفکری است که حاکم بوده است.

مشخص نیست این مشی و سیاق خانم حکمت چه مبنای علمی یا جامعه‌شناسانه‌ای دارد که هر حرکت ناهنجار و قانون شکن از نظر ایشان کار آدم‌های بیگناه است، حاکمیت مقصّر اصلی است و خانم حکمت و دوستان ایشان هم که در شکل‌گیری اوضاع موجود شریک اصلی هستند؛ هیچ نقشی در قضایای کشور ندارند!

خانم حکمت باید بداند روزی که «پگاه آهنگرانی» دختر ایشان به مراسم پیروزی رئیس‌جمهور روحانی گام گذاشت، با روحانی خوش و بش کرد و صحبت‌هایی را هم بعنوان سخنرانی در این مراسم انجام داد؛ هم او و هم خانم حکمت بایستی مسئولیت زیادی را می‌پذیرفتند.

مسئولیتی که متأسفانه پذیرفته نمی‌شود و تنها ری‌اکشن‌های آن هم به نفع هنجار شکن‌ها و قانون شکن‌هاست.

جالب آنکه گفته‌ای از منیژه حکمت وجود دارد که نشان می‌دهد او گاهی در تنهایی خود نیز به حقایق پیش‌گفته و مسئولیتش در قبال وضع موجود فکر می‌کند…

خانم حکمت زمانی در سال ۹۴ گفته است: «کسانی به من زنگ می زنند و می گویند تو گفتی به روحانی رای بدهیم. معتقدم احمدی نژاد دستاورد ناامیدی مردم بود و این روند دوباره دارد شکل می گیرد. من دیگر سعی می کنم هزینه ندهم و پاسخگوی کسانی که در این وادی به من اعتماد کرده بودند، نشوم.»

* سرویس سیاست مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازیگری که برای جذب مشتری رستوران لباس مرغ پوشید! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بیشتر بازیگران مشهور در گذشته برای تامین مالی زندگی خویش، به شغل‌های کم درآمد روی می‌آوردند.

به گزارش سینماپرس، بیشتر بازیگران مشهور در گذشته خود برای تامین مالی زندگی خویش، به شغل‌های کم درآمد که معمولاً شامل خدمتکاری و یا در بهترین حالت متصدی فروشگاه‌ها می‌شود، روی می‌آوردند.

بعضی نیز مانند برد پیت به شغل‌های عجیب تری مشغول شدند. او با لباسی شبیه یک مرغ بزرگ برای رستورانی به نام «ال پولو لوکو» مشتری جذب می‌کرد.

پدر او در یک شرکت حمل و نقل و مادر او نیز در مدرسه‌ای به عنوان مشاور کار می‌کرد، او در دانشگاه میزوری در رشته خبرنگاری تحصیل کرد و در روزهای پایانی فارغ التحصیل شدنش از علاقه خود به سینما مطلع شد و از آنجا که در شهر میزوری فیلمی ساخته نمی‌شود، به لس آنجلس مهاجرت کرد.

او در سال ۱۹۹۱ در فیلم «تلما و لوییز» نقش کوتاهی بازی کرد و بد از بازی در این فیلم به تدریج وارد سینمای هالیوود شد و سال ۱۹۹۵ به یک فوق ستاره تبدیل شد و برای اولین بار برنده جایزه گلدن گلوب نقش مکمل مرد و نامزد جایزه اسکار در سال ۱۹۹۷ به خاطر بازی در فیلم «دوازده میمون» شد. او همچنین یک شرکت تهیه فیلم دارد که نسبتاً موفق عمل کرده و دو فیلم «رفتگان» و «مانیبال» دومین و سومین نامزدی اسکار برای برد پیت را به ارمغان آوردند.

بعد از انصراف فرانکل و سودربرگ از ساخت فیلم مانیبالدر ابتدا تصور می‌شد، این فیلم شکست سنگینی را پشت سر بگذارد. اما با حضور بنت میلر و برد پیت این فیلم کار خود را با شش نامزدی اسکار پایان داد. او در چند سال گذشته در طی مصاحبه‌ای گفته بود که آخرین فعالیتش در سن ۵۰ سالگی خواهد بود، اما اخیرا در فیلم «روز و روزگاری در هالیوود» به گارگردانی کویتین تارانتینو به ایفای نقش پرداخته که به زودی اکران خواهد شد.

برد پیت از سال ۲۰۰۰ با جنیفر آتیستون ازدواج کرد که این اتفاق را از اتفاق‌های نادر هالیوود میدانستند. تا اینکه در سال ۲۰۰۵ از آتیستون جدا شد و در سال ۲۰۱۴ با آنجلینا جولی ازدواج کرد.

جولی و پیت فعالیت‌های خیر خواهانه زیادی را انجام دادند و سه بچه را به فرزند خواندگی قبول کردند که یکی از آن‌ها زهرا نام دارد؛ این کودک را در سفری به کشور اتیوپی به فرزندی قبول کردند. اما رابطه این دو نیز زیاد طول نکشید و در سال ۲۰۱۶ آنجلینا جولی درخواست جدایی از پیت را داد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین مستند از زندگی «سیروس گرجستانی» در تلویزیون – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مستند «گیله‌مرد» با موضوع زندگی سیروس گرجستانی روی آنتن شبکه مستند می‌رود.

به گزارش سینماپرس، قسمت سوم از مجموعه مستند پرتره «رخ» به تهیه‌کنندگی «سید مازیار هاشمی» امشب روی آنتن شبکه مستند می‌رود.

بنا بر این گزارش، سومین قسمت از این مجموعه که «گیله مرد» نام دارد، به کارگردانی سیاوش گرجستانی ساخته شده و امروز -۲ فروردین ماه- ساعت ۱۵ پخش می‌شود. این قسمت به زندگی «سیروس گرجستانی» بازیگر پیشکسوت می‌پردازد.  

در این اثر که برای اولین بار به زندگی این هنرمند پرداخته،   گرجستانی گفته است: همه بازیگرا دوست دارن کار خوب انجام بدن. عجیبه که دیگه امروزه برای من کار خوب نیست.

بنا بر این گزارش، این مجموعه در ١٧ قسمت ٦٠ دقیقه‌ای تهیه و تولید شده و به زندگی و آثار هنرمندانی همچون حسن فتحی، سیروس الوند، ثریا قاسمی، همایون اسعدیان، بیژن بیرنگ، امین تارخ، سیروس گرجستانی، حبیب دهقان نسب، شهره سلطانی، سعید نیکپور، سیاوش طهمورث، میکائیل شهرستانی، احمد نجفی، جمشید گرگین، رضا بنفشه‌خواه، قاسم زارع و مهران رجبی می‌پردازد.

کارگردانی این مجموعه آثار را سهیل سلیمی، بهزاد خداویسی، مهدی زنگنه، شهره سلطانی، بهروز پناهنده، سعید عباسی، روح اله مهرابی، مهدی بوستان پرور و سیاوش گرجستانی بر عهده داشته‌اند.

مجموعه مستند پرتره «رخ» در ایام نوروز هر روز ساعت ۱۵ به روی آنتن می‌رود و تکرار آن ساعت ۲۴ پخش خواهد شد.  

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

غیرشفاف‌ترین‌های سال ۹۷ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی از شفافیت‌های مالی در حوزه تئاتر خبر داد که اساساً نهادهای مربوطه تمایلی به انتشار اسناد مالی خود نداشتند.

به گزارش سینماپرس، هفتم فروردین۹۷، روز تئاتر، تماشاخانه سنگلج. سید عباس صالحی به همراه شهرام کرمی و معاون هنریش برای تماشای نمایشی از رحمت امینی حاضر می‌شوند. ماشین وزیر با تأخیر حاضر می‌شود و نمایش قرار است با نیم ساعت تأخیر روی صحنه رود. از پیش هماهنگ شده بود خبرنگاران تئاتر با وزیر گفتگویی داشته باشند؛ اما عجله در اجرا همه چیز را برهم می‌زند. کل گفتگو به چند دقیقه در راه‌پله مدور سنگلج ختم می‌شود.

وزیر در جمع خبرنگاران از شفافیت گفت و قول مساعد داد مسائل مالی تئاتر همانند آنچه در سینما رخ داده است، منتشر شود. وی درباره شفاف‌سازی در مؤسسه توسعه هنرهای معاصر نیز گفت: «یکی از حوزه‌های شفافیت، شفافیت فرآیندی است یعنی واسطه‌ها را کمتر و فرآیندها را شفاف‌تر کنیم. این چیزی است که در مسیر مالی ما طبعاً بروکراسی و پاره‌ای از سوءتفاهم‌ها را کمتر می‌کند. یکی از چیزهایی که با آقای حسینی معاون هنری و همچنین دوستانمان در منابع توسعه مطرح کرده‌ایم این است که باید فرآیندها را کوتاه‌تر و واسطه‌ها را کمتر کنیم.»

قول وزیر چندین ماه طول می‌کشد تا در نهایت تابستان فهرستی از هزینه‌های مالی تئاتر ایران در سال ۱۳۹۶ منتشر می‌شود. جدول‌های ارائه شده که توسط وزارت ارشاد، بنیاد رودکی و معاونت هنری منتشر شده است، چندان شفاف نبودند.  در فهرست وزارت ارشاد نام موسساتی به چشم می‌خورد که بابت توسعه تئاتر بودجه‌ای دریافت کرده‌اند. موسسه‌ها نام آشنا نیستند و مدیران آن هم برای تئاتری‌ها شناخته شده نیستند. در پیگیری‌ها نیز متوجه می‌شویم این پول خرج تئاتر نشده است. وضعیت درباره بنیاد رودکی نیز چندان جذاب نیست. بودجه‌ای که به اسم توسعه تئاتر گرفته شده است، ناگهان در قالب تخفیف در جدول‌های ارائه شده ظاهر می‌شود. همه چیز به یک جنجال خبری بدل می‌شود و کار به تلویزیون کشیده می‌شود. صفی‌پور در نهایت مجبور می‌شود یک نشست خبری بگذارد و درباره جداولم نتشر شده توضیخ دهد. توضیحات او اما هیچگاه مورد موافقت خبرنگاران قرار نمی‌گیرد؛ اما شرایط منجر به تغییراتی در ساختار بنیاد رودکی می‌شود.

در جداول معاونت هنری وضعیت به ظاهر کمی روشن است؛ اما برخلاف جداول سینمایی مشخص نیست هر فرد به چه میزان از بودجه‌های دولتی بهره‌مند شده است. شهرام کرمی نیز تمایلی ندارد شفافیت را تا چنین مرحله‌ای پیش برد؛ چرا که آن را موجب تفرقه در میان تئاتری‌ها می‌داند. تلاش خبرنگاران برای یافتن سرنخی از دریافتی‌های کلان برخی هنرمندان راه به جایی نمی‌برد و همه چیز در لفافه شایعات پیچیده می‌شود تا نتوان دیگر سره را از ناسره تشخیص داد.

اوج ماجرا زمانی است که برخی نهادهای مرتبط با تئاتر نیز حاضر به انتشار هزینه‌های خود نمی‌شوند. برای مثال در حالی که بالاترین رقم دریافتی برای تئاتر متعلق به موسسه توسعه هنرهای معاصر است، این نهاد هیچ گونه شفافیت مالی از سوی خود منتشر نمی‌کند و آن را وظیفه معاونت هنری می‌داند و در نهایت به حکم خصوصی بودن شرایط را به سوی مبهم کردن ماجرا پیش می‌برد. در حالی که وزیر در هفتم فروردین قول داده بود مسائل مالی موسسه توسعه هنرهای معاصر روشن شود؛ اما این موسسه در پیگیری‌های خبرنگار فرهنگی تسنیم از ارائه آمار طفره می‌رود و حتی با وجود طی مسیر قانونی در سامانه دسترسی آزاد اطلاعات – متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی -، این موسسه به بهانه خصوصی بودن حاضر به ارائه مدارک مالی خود نشده است.

این وضعیت برای موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، از زیر مجموعه‌های به ظاهر خصوصی وزارت ارشاد مبهم‌تر است. در حالی که خبرنگار تسنیم از سامانه دسترسی آزاد اطلاعات، داده‌های مبنی بر چگونگی هزینه‌کرد بودجه تئاتر در این موسسه داشته است؛ اما پس از گذشت چهل روز هنوز این موسسه به درخواست خبرنگار تسنیم پاسخ نداده است.  

با گذشت یک سال از قول وزیر هنوز شفافیتی در حوزه مالی تئاتر رخ نداده است و ابهامات بیشتر هم شده است. نام‌هایی اکنون به چشم می‌خورند که یا مدعی‌اند پولی از دولت نگرفته‌اند یا آنکه حاضر به گفتگو با خبرنگاران نیستند. باید دید صالحی در سال جدید باز هم قول شفافیت در تئاتر را می‌دهد یا همانند یک سال گذشته از دست خبرنگاران تئاتر گریزان می‌ماند.

مشاهده خبر از سایت منبع