X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

سینمای مستند در حوزه‌های مختلف می‌تواند تجربه‌ها و عبرت‌ها را ثبت کند/ قائل به ورود مستقیم به بحث تئاترهای لاکچری نیستیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع خبرنگاران درباره سرانجام پیگیری نظارت بر تئاترهای لاکچری و بلیت‌های گران در این حوزه تأکید کرد که قائل به ورود مستقیم دولت به این حوزه نیست.

به گزارش سینماپرس، عصر امروز دوشنبه ۱۹ آذرماه عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه بازدید از دوازدهمین جشنواره «سینماحقیقت» در جمع خبرنگاران و در پاسخ به پرسشی مبنی بر محل برگزاری سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر گفت: گزینه‌های مختلفی مطرح است؛ هم گزینه‌های قبلی و هم گزینه‌های جدید. البته دست ما در این پروسه خیلی باز نیست. سینمای ما فضای یک جای ثابت برای میزبانی جشنواره را ندارد.

وی ادامه داد: امیدواریم شرایط و منابع سازمان سینمایی با حمایت دولت اجازه دهد به این سمت برویم که سینمای ایران مکانی برای برگزاری جشنواره‌های مختلف داشته‌ باشد. سال‌های سابق آقای حیدریان مقدمات این اتفاق را طی کردند و امیدوارم در دوره جدید با پشتیبانی مسئول جدید این امر صورت بگیرد و این مسیر ادامه پیدا کند. البته می‌دانیم این کار یک کار دراز مدت است اما برای امسال هم گزینه‌ها سال‌های قبل مطرح است، البته گزینه‌های جدید هم مطرح شده از همین رو ما باید فواید و مشکلات این موضوع را برآورد کنیم. امیدواریم فضای جدید برای ما باز شود اما اگر باز نشد تلاش می‌کنیم مشکلات سال‌های قبل را حل کنیم.

وزیر ارشاد درباره مشکلات پردیس ملت بیان کرد:  همانطور که در جریان هستید سال قبل مشکلات پردیس ملت در روزهای نخست جشنواره ملی فیلم فجر زیاد بود ولی رفته رفته این مشکلات حل شد با تجربه‌ای که داریم اگر به گزینه های قبل هم برویم حتما مسایل سال‌های قبل را حل می‌کنیم. باید گزینه ها بررسی ها شود زیرا ممکن است این مکان جدید به نتیجه نرسد.

سرپرست همه اختیارات رئیس را دارد

صالحی در پاسخ به پرسش دیگری درباره قطعی شدن حکم حسین انتظامی برای ریاست سازمان سینمایی اظهار کرد: در نظام اداری کشور اینطور است که سرپرست از لحاظ مسئولیت مثل یک رییس ثابت اختیارات دارد و چنین فردی همه اختیارات عنوان ریاست را دارد.

وی ادامه داد: درباره آقای انتظامی هم این چنین است و چیزی از مسئولیت‌های او کاسته نشده و باید کارهایی که می‌تواند در مقام سرپرستی سازمان سینمایی انجام بدهد. ما سندهای بالادستی داریم که این سندها در سازمان سینمایی تنظیم شده و  مبنای ماست البته هر مدیریت هم در دامنه آن تواند راهبردهایی را به پیش ببرد اما چارچوب کار همان است.

وزیر ارشاد در ادامه درباره جایگاه سینمای مستند در سینمای ایران گفت: به نظرم اگر ما سینمای ایران به عنوان ظرفیت قابل توجه تلقی می‌کنیم  سینمای مستند یک بخش مهم از این ظرفیت است؛‌ اینکه تقریبا هزار فیلم مستند در سال تولید می‌شود نشان دهنده ظرفیت ما است فیلمسازان جوان و پیشکسوت ما فضای قابل توجه در سینمای مستند پدید آورده‌اند و سینمای مستند بخشی از هویت فرهنگی و هنری ما است.

صالحی افزود: وقتی ما با مجموعه‌های مختلف جهانی صحبت می‌کنیم می‌بینم سینمای مستند ما بسیار شناخته شده است و جذابیت های سینمای مستند ما را می شناسند. سینمای مستند پل ارتباطی فرهنگی ایران با سینمای جهان و جامعه واقعی جامعه ایران است. جامعه ایران لایه‌های مختلفی دارد و سینمای مستند با تصویرسازی که از این فضا می‌کند، روایتگر این فضا است و پشتوانه ای برای توسعه کشور می تواند باشد. یکی از بحث‌های جدی ما این است که سینمای مستند در حوزه‌های مختلف می تواند تجربه ها و عبرت ها را ثبت کند. سینمای مستند ما با قابلیت‌های مختلف یکی از توانمندی‌های ماست.

وی درباره سینمای مستند عنوان  کرد: در این سال‌ها همانطور که در تولید مستند پیشرفت داشتیم در حوزه عرضه هم رو به رو رشد بوده ایم. شاید  زمانی بینندگان سینمای مستند اقلیت خاصی بودند اما حالا فضای سینمای مستند با تنوع موضوعات و تکنیک‌ها در حال رشد است. همین اتفاق باعث می‌شود ذائقه‌های مصرف بالا برود و فضاهای مختلف هم برای ببیندگان فراهم شود. با توجه به مسیری که در افزایش سینمای کشور پدید می‌آید از طریق دیجیتال کردن سالن‌های آزاد عملا فضاهای تازه‌ای را برای سینمای مستند فراهم می‌کنیم. این‌ها کمک می‌کند تولید کنندگان سینمای مستند احساس بهتری پیدا کنند تا برای دیدن آثار مستند فضاهای تازه پیدا کنند. همچنین می توانیم فضاهای وسیع تری را داشته باشیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره رفتن یا ماندن مدیران سینمایی مانند محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل فعلی مرکز گسترش به دلیل پایان مأموریت‌شان از سوی صدا و سیما گفت: ما تقاضا کردیم و هنوز امیدوار هستیم تا دوستان صدا و سیما آن افرادی را که به سینما آمده‌اند و ماموریتشان به پایان رسیده، استمرار حضور داشته باشند. از همین رو  نامه‌نگاری‌هایی کرده‌ایم  و پیگیری‌ها همچنان ادامه داد.

صالحی درباره گرانی بلیت‌های تئاتر و بحث «تئاترهای لاکچری» هم گفت: ما معتقدیم دولت نمی‌تواند نظام قیمت‌گذاری را به‌صورت مستقیم جلو ببرد. نگاهی وجود دارد که دولت ها قیمت گذار شوند که این نگاه ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد اما نمی‌شود این موضوع را پایدار نگه داشت.  آنچه باید اتفاق بیفتد همکاری مشترک بین دولت و اصناف است ما از دوستان خواسته ایم این مسیر را ادامه بدهند.

وی در پایان بیان کرد: ان یک نگاه بخش‌نامه‌ای است که بگوییم قیمت بلیت‌ها نباید بالاتر از سطحی برود. این همان نگاه دولتی است. ما مصرانه می خواهیم این مسیر را با تفاهم میان دولت و صنوف جلو ببریم چراکه معتقدیم فضای هنر، فضای تعاملی است.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

خواننده مشهور بازخوانی آثارش را نیز در اسرائیل لغو کرد – اخبار سینمای ایران و جهان

کیهان: خواننده مشهور بازخوانی آثارش در سرزمین‌های تحت ‌اشغال رژیم صهیونیستی را ممنوع کرد. او گفته که خواندن ترانه‌های من در اسرائیل، کاری ناجوانمردانه است.

راجر واترز، خواننده مشهور گروه «پینک فلوید» که آلبوم معروف‌شان به نام «دیوار»، محور یک فیلم معروف ۹۰ دقیقه‌ای به همین نام در دهه ۱۹۸۰ قرار گرفت، پس از اینکه اعلام شد، گروهی بریتانیایی تحت عنوان «تجربه‌های پینک فلوید» قصد دارند با برگزاری تورهایی در سه شهر، ترانه‌های وی را در سرزمین‌های ‌اشغالی بازخوانی کنند، ضمن تقبیح و سرزنش آنها، از این گروه خواست تا کنسرت‌های خود را در فلسطین اشغالی برگزار نکنند.

او در توییتر خود نوشت: «… از اینکه دیدم برای اجرا در تل‌آویو، حیفا و بئر شوع (بئر سبع) در روزهای چهار، پنج و شش ژانویه برنامه دارید جاخوردم. لطفا این کار را نکنید. خواندن ترانه‌های من در برابر شنوندگان تفکیک شده در اسرائیل و مشارکت در پاک کردن [چهره] نژادپرست و آپارتاید دولت آن کشور، کاری غیرمنطقی و ناجوانمردانه است…»

واترز در ادامه نامه خود خطاب به اعضای گروه یاد شده نوشت:

«… آیا هرگز واقعا به کارهایی که برای گذران زندگی‌تان به روی صحنه می‌برید گوش داده‌اید؟ مردمی که می‌خواهید برایشان برنامه اجرا کنید با خونسردی به بچه‌های همسایه‌ شلیک می‌کنند و آنها را می‌کشند. [قسم] به هرچیز انسانی، شکایت من را بشنوید و همین امروز [برنامه] را

لغو کنید…»

به گزارش نشریه اسرائیلی «هاآرتص» گروه «تجربه‌های پینک فلوید» پس از انتشار این انتقادها و همچنین شکایات کاربران حامی جنبش تحریم اسرائیل برگزاری این کنسرت را لغو کردند.

«راجر واترز» یکی از مشهورترین چهره‌های حامی حقوق فلسطینیان به‌شمار می‌رود. وی قبلا هم از اجرای کنسرت در سرزمین‌های غصب شده توسط اسرائیل خودداری کرده و با انتشار اطلاعیه‌ها و بیانیه‌هایی، هرنوع برگزاری مراسم هنری در شهرهای رژیم صهیونیستی را تقبیح کرده بود و چند سال پیش نیز پای دیوار حائل در کرانه باختری رفت و با نوشتن شعار بر روی آن خواستار تخریب این «دیوار» شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«خانه‌ای‌ برای تو» یعنی امید به زندگی – اخبار سینمای ایران و جهان

«خانه‌ای برای تو» روایت داوود جوان ۳۰ ساله گیلانی است که کمتر از یک سال از ازدواجش می‌گذرد و در شغلش دچار ورشکستگی شده است. او همزمان متوجه می‌شود که به سرطان پیشرفته‌ای دچار شده و در این شرایط برای زندگی‌اش تصمیمات جدیدی می‌گیرد.

این مستند به کارگردانی مهدی بخشی مقدم و تهیه‌کنندگی مهدی شاه‌محمدی در مرکز مستند سوره حوزه هنری تولید شده است.

این مستند در بخش مسابقه ملی سینما حقیقت حضور دارد و جمعه ۲۳ آذرماه در سالن یک پردیس سینمایی چهارسو به نمایش در خواهد آمد.

به همین مناسبت با مهدی شامحمدی، تهیه‌کننده این مستند به گفت‌وگو نشستیم تا از چند و چون تولید این مستند باخبر شویم.

ایده خانه‌ای برای تو از کجا آمد و اصلا چرا خانه‌ای برای تو؟

ایده اصلی خانه‌ای برای تو از مرگ آگاهی مرتضی آوینی می‌آید که دورانی را با همین موضوع مرگ‌آگاهی به عنوان دغدغه ذهنی‌ام پشت سر گذاشته بودم؛ تا آنجایی که به کلام امیرالمومنین برخورد کردم که می‌فرمودند: مرگ آگاهی کیفیت حضور است و این کلام از این بزرگوار بر دغدغه‌های من افزود که به دنبال این موضوع بروم و معمولا این مرگ آگاهی کیفیت حضور است بر کسانی متجلی می‌شود که می‌فهمند تا چند روز دیگر بیشتر زنده نیستند.

هدف شما از ساخت این مستند چیست؟

من به دنبال تولید فیلمی بودم که مخاطب و بیننده فیلمم وقتی سالن سینما را ترک می‌کند، «مرگ آگاهی کیفیت حضور است» را تجربه کرده باشد.

فرایند تولید این مستند چگونه بود؟

بعد از ساعت‌ها و روزها تأمل با آقای یزدی، مدیر مرکز مستند سوره به این جمع‌بندی رسیدیم که این پروژه را شروع کنیم که مهدی بخشی مقدم با ساخت مستند موفق «۱۰۶روز بعد» برای ساخت این پروژه استقبال کرد و با بخشی مقدم این کار را آغاز کردیم.

برای شروع کار به چند نفر نیازمند بودیم که مطلع باشند برای چند ماه دیگر از دنیا خواهند رفت تا با این حال و روز بیشتر آشنا شویم. برای همین باید به چند مرکز که بیماران سخت را پذیرش کرده بودند و احتمال مرگشان زیاد بود، ملاقات می‌کردیم و به سوپروایزرهای بیمارستان‌هایی که بخش آنکولوژی داشتند، سپردیم تا اینکه از بیمارستان مسیح دانشوری با ماتماس گرفتند و داوود قصه ما را معرفی کردند. البته قصه داوود را همزمان با چند نفر دیگر جلو بردیم، اما بعد از مدتی کوتاه متوجه شدیم که باید قصه پیرامون داوود بچرخد. البته ناگفته نماند که همین روایتی کوتاه از ابتدای این پروژه که خدمتتان گفتم خودش روایتی سنگین و سخت بوده است.

تصویربرداری این مستند چه میزان زمان برد؟

از آغاز تصویربرداری پروژه تا پایان آن ۲۶ ماه به طول انجامید و در این ۲۶ ماه با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم کردیم اما پشت سر گذاشتن این مشکلات جز با تلاش و سختکوشی دوستانم در عوامل این مستند به دست نمی‌آمد.

حین تولید عکس‌العمل خانواده داوود با تیم تولید چگونه بود؟

در این مستند ما از عواملی بهره بردیم که هر کدام از آنها در بخش خود بهترینند و در سینما مستند ایران جزو بهترین‌ها به حساب می‌آیند. در طول این مدت، رفاقت و همدلی فراوانی بین تیم ما و خانواده داوود شکل گرفت که در داوود قصه ما نیز خیلی تاثیر می‌گذاشت تا جایی که خواهر داوود با ما تماس می‌گرفت و می‌گفت چرا شما دیگر پیش داوود نمی‌آیید؟ چرا که هرقت شما اینجا پیش ما هستید روحیه داوود فوق‌العاده خوب می‌شود. این خبر برای تیم ما یعنی خبر بسیار خوب؛ چرا که ما بار روانی برای خانواده داوود نیستیم و برعکس داوود با بودن ما انرژی و روحیه فراوان می‌گیرد.

در مدتی که با داوود (سوژه اصلی مستند) و خانواده‌اش در ارتباط بودید، مطمئنا تصاویر زیادی را جمع‌آوری کردید. ملاکتان برای انتخاب تصاویر چه بود؟

ما اتاق فکری برای تیم‌مان داشتیم که دائم با جلسه گذاشتن و راش دیدن کارها نمی‌گذاشتیم از نقشه راهی که برای خودمان ترسیم کرده بودیم، فاصله بگیریم. برای همین بعد از هر جلسه ضبطمان دو تا سه جلسه اتاق فکر داشتیم تا فاصله از هدف اصلی فیلم نگیریم. البته این تعداد از جلسات در زمان تدوین فیلم خیلی بیشتر می‌شد تا در بهتر شدن مستند به ما کمک کند.

اگر بخواهید کوتاه «خانه‌ای برای تو» را معرفی کنید چگونه تعریف می‌کنید؟

بخواهم در یک کلمه یا جمله مستندمان را تعریف کنم مطمئنا آن واژه «امید» است، اما از روزی که «مرگ آگاهی کیفیت حضور است» چراغ راهمان شد در این مستند به جرأت می‌توانم بگویم که این امید بود که همانند یک مساوی در کنار مرگ آگاهی نشسته بود.

این تجربه را ادامه خواهید داد؟

قرارمان بود که یک سه گانه سرطان بسازم که اولینش را با لقمان خالدی «فصل هرس» را ساختیم. دومین کار را قرار بود با مرتضی پایه‌شناس بسازم که با این پروژه سرطان و مرگ‌آگاهی گره خورد و مطمئنا سومین اثر این سه گانه را با کمک حوزه هنری خواهم ساخت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«الماظا» و ظهور یک آوینی دیگر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مستند «الماظا» برخلاف بسیاری از مستندهای معمولی روزگار ما (که بر مبنای رفع تکلیف، تولید شده‌اند)، تکلیف خود را با هنر و مخاطب و حقیقت، روشن کرده و به برکت همین روراستی، جذاب و شیرین است.

به گزارش سینماپرس، احمد بابایی، شاعر، شب گذشته در جشنواره سینماحقیقت به تماشای مستندی با موضوع جنگ سوریه نشست که «الماظا» نام داشت. او در یادداشتی بر این مستند از ظهور «یک آوینی دیگر» سخن به میان آورده است.

متن یادداشت احمد بابایی را بخوانید:

الماظا، الماظا، الماظا

یک

تصور کن!

مادری که تند و تند قدم برمی‌دارد تا فرزندش را از مهد به خانه برگرداند، مادری که تمام دلش نگرانی و آشوب است، مادری که دلش مثل سیر و سرکه می‌جوشد «مبادا دخترم بازیگوشی کند و به خیابان بیاید و …»، مادری که آرام و قرار ندارد…، مادری که همیشه برای دختربچه‌اش هول است و حالا احساس می‌کند دیر کرده «مبادا دخترم هول کند و بترسد و گریه‌اش بگیرد و دلش آشوب شود و…» مادری که …

تصور کن!

در خیابان، زنی را ببینی که با صورت به زمین خورده و زمین را ببینی که از خون لخته‌لخته، پر شده و خودرو بی‌عاطفه و نامردی را ببینی که بی‌هوا زده و شکسته و خرد کرده و در رفته و رفته و رفته و…

تصور کن!

بانوی زخمی، بعد از مدت‌ها، در بیمارستان، تازه به هوش آمده و به هوش نیامده و از هر غریبه‌ای با لهجه مادرانه، سراغ دختری را می‌گیرد که «مادرش گم شده»…

بگذریم!

تصورش سخت است، باید مادر باشی تا دلشوره را بدانی، بغض را بشناسی، تنهایی را بفهمی …

تصورش سخت است!

هنوز خون زن روی آسفالتِ بهت‌زده، خشک نشده، از اهالی می‌شنوی «زن، حواسش پرت بود انگار!»

راست می‌گویند اهالی… هرچقدر خودروهای بی‌عاطفه، حواس‌شان جمع است مادرها حواس‌شان پرت است!

دو

«الماظا»، الماس نیست که ترَک بردارد و نرخش بشکند، «الماظا» حتی فرشته‌ای در «اشتبرق» نیست که یکریز، زیر باران می‌دَود و چشم تماشاگران «سینمای حقیقت» را خیس می‌کند، «الماظا» حتی خرابه کاخ‌های باستانی تدمر نیست که عکسش را نازکدلانِ (به‌اصطلاح) روشنفکر و سلبریتی‌های خنده‌دار، لایک می‌کنند و برایش کامنت ضد جنگ می‌گذارند، «الماظا» یک چریک عربی سوسیالیست نیست که هزار حماقت می‌کند تا احمقش نخوانند، «الماظا» نام عبری موشک‌های فسفری هم نیست، که آتشش تا به مغز استخوان نرسد رهایت نمی‌کند…

«الماظا» بانویی زخمی است که چشمانش را در آسمان اشتبرق جا گذاشته و آهش را به گروگان گرفته‌اند و بعد از مدت‌ها تازه به هوش آمده و از هر رهگذری سراغ کودکان خود را می‌گیرد. کودکانی که هرکدام به طریقی مادرشان گم شده است!

«الماظا» زن نیست. مادری زخمی ست که وسط جنگ و تنهایی، گم شده است.

«الماظا» همان دو چشمی است که در اشتبرق جا مانده… یعنی وطن، مادر…

سه

مستند «الماظا» مرثیه «علیرضا آل‌یمین» برای بی‌گناه‌ترین زن اشتبرق است که بار بزرگترین گناه دنیا بر دوش اوست: «مادر بودن و گم‌شدن»!

چه فرقی می‌کند؟ اصلاً خیال کنید تاریخ این تراژدی، سال ۲۰۱۸ میلادی و لوکیشن این قصه، بیخ گوش اسرائیل نیست و مثلاً در یک لا مکان و لا زمان واقع شده، (مثلا  قصرشیرین و سوسنگرد حوالی ۱۳۵۹ هجری شمسی). فکر کنید کارگردان این روایت، «آل‌یمین» و اصحاب یمین نیست و اصحاب شمال است… چه فرق می‌کند؟

یک مستند موفق، وقتی به زلالی روح یک مادر «گم‌شده در زیر آوار جنگ‌های تحمیلی» گره می‌خورد که دیگر خبری از واسطه‌های متکبر در میان نباشد.

هنر متعهد، فتح سرزمین‌های مظلومی است که غاصبانش «لهجه عبری و لحن عربی» دارند، هنر متعهد، دلال خودفروشی نیست. اگر ابزار هنر، واسطه‌های متکبر باشند، تعهد، شکستن همه انواع خودنمایی‌هاست.

روایت در مستند «الماظا» چندلایه است. کارگردان، برای نشان‌دادن غربت انسان معاصر و قدرت تخریبی جنگ‌های تحمیلی، شفاف‌ترین الماسی را انتخاب کرده است که در دسترس داشته. هنر «آل‌یمین»، در فریاد زدن و گریستن بر جنازه‌های بادکرده و ساختمان‌های مخروبه نیست. او برای نشان‌دادن هولناکی جنگ، وسط آتش و دود و گرد و غبار و داد و فریاد، یک سکوت هولناک را انتخاب کرده: قصه «الماظا»، مادری که گم شده…

«آل یمین»، با حفظ قواعد و منطق مستندسازی و در چارچوب روایت دقیق و جذاب، دغدغه‌های «الماظا» را با تماشاگر در میان می‌گذارد و سر بزنگاه، درست وقتی که مخاطب، از آوار جنگ بی‌رحم، دچار وحشت شده و درست وقتی که مخاطب، زیر باران‌های اشتبرق، بی‌چتر، متحیر مانده، رندانه خودش را کنار کشیده!

«آل یمین» موفق است، زیرا در این مستند حرفه‌ای، نا امید نمی‌کند، امیدوار نیست، موضع نمی‌گیرد، بی‌تفاوت نیست، حرف اضافی ندارد، زور نمی‌گوید، خط‌کشی نمی‌کند، آتش نمی‌زند، متکبر نیست، …

«آل یمین» به احترام مخاطب، سکوت می‌کند… مخاطبی که ناگهان، در بین معرکه، گیر کرده! مخاطبی که مثل سرگردانی «الماظا» در اطراف اشتبرق، باید تکلیف خودش را با این قصه ساده معلوم کند!

«آل یمین» در تراز حرفه‌ای‌ترین مستندسازان روزگار، رندانه، مخاطب را با «الماظا» و جنگ و خرابی‌ها و باران و ساحل و زندگی و جای خالی «مایا» و سفره افطار، تنها می‌گذارد…

چهار

در نخستین نگاه، تصدیق می‌کنی که دغدغه کارگردان مستند «الماظا»، تنهایی و رنج زنان و کودکان و سالخوردگان جنگ‌زده است و به این «مظلوم‌نوازی» آفرین می‌گویی…

اما وقتی وسط معرکه، کنار «الماس اشتبرق»، گیر می‌کنی و راه پیش و پس، به رویت بسته می‌شود، تصدیق می‌کنی، باید از عادت‌زدگی‌ها فاصله بگیری و پوست بیاندازی! «الماظا»، قصه «آینده بی‌انتخاب» مردمی است که از جنس من و تو هستند، قصه یک جزیره آتش‌گرفته، قصه آدم‌هایی که «یاوری» جز خدا ندارند…

«الماظا» قصه فطرت‌هایی است که حتی در خلوت و حتی در آیینه، خودشان را پیدا نمی‌کنند…

«آل یمین» چند بار در دل مستند، شاعرانه‌تر از سطح معمول مستندها سکوت کرده و آن هم تکرار صحنه زیبایی ست که در آن، باران بی‌حوصله به کادر دوربین می‌کوبد و بالاجبار، باید با همین نگاه خیس و پر از ایهام، کوچه و پس‌کوچه‌های اشتبرق را بگردی…

تکرار چندباره این مضمون شاعرانه، در مستند «الماظا» با متن زیبایی که از زبان «بانو الماظا» می‌شنویم، مخاطب را بی اختیار به این باور می رساند که قبول کن! چشم های این مادر، که به قول خودش سالهاست نتوانسته بر مصیبت‌ها بگرید، در اشتبرق، جا مانده!

اینها باران نبود، اشک مادری بود که هنوز در خواب‌هایش «مایا» او را صدا می‌زند…

مستند «الماظا» بیانیه صادر نمی‌کند، حتی در پی تعلیم و تعلم هم نیست، برخلاف بسیاری از مستندهای معمولی روزگار ما (که یا بر مبنای رفع تکلیف، تولید شده‌اند یا مانند (به اصطلاح) روشنفکران چندش‌آور، بلاتکلیفند…) این اثر، تکلیف خود را با هنر و مخاطب و حقیقت، روشن کرده و به برکت همین روراستی، جذاب و شیرین است.

به «علیرضا آل‌یمین» و همکارانش و به «سینمای ایران» دست‌مریزاد باید گفت.

اگر خدا بخواهد، برای آینده مستندسازی جبهه انقلاب اسلامی، «آوینی» دیگری در همین افق اندیشه می‌توان رصد کرد…»

یادآور می‌شود، مستند الماظا داستان زنی است که بعد از حمله تروریست‌ها به روستایشان عزیزانش را از دست می‌دهد. او فرار می‌کند، اما اطرافیانش او را همچنان در کشته شدن و اسارت اعضا خانواده‌اش مقصر می‌دانند. بعد از سال‌ها مصائب جنگ دست از سر او بر نمی‌دارد و ….

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پیشنهادهایی از بین مستندهای «سینماحقیقت» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جشنواره «سینما حقیقت» که از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار می‌شود امسال نیز از ۱۸ آذر آغاز شده و تا ۲۵ آذر در پردیس چارسو میزبان علاقه‌مندان دنیای مستند است.

به گزارش سینماپرس، جشنواره «سینما حقیقت» مهم‌ترین جشنواره مستند در ایران است که می‌توان آن را جشنواره فیلم فجرِ مستندسازان ایرانی دانست. این جشنواره که از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار می‌شود امسال نیز از روز گذشته یعنی ۱۸ آذر آغاز شده و تا ۲۵ آذر در پردیس چارسو میزبان علاقه‌مندان دنیای مستند است. هر چند این بار نیز همچون سال‌های گذشته برخی انتخاب‌های سلیقه‌ای و تا حدودی سیاسی مانع حضور مستندهای شایسته‌ای همچون «راه طی شده» در این جشنواره شد اما آثار قابل توجهی میهمان این دوره از جشنواره «سینماحقیقت» هستند که دیدن آنها خالی از لطف نیست. در ادامه این گزارش نگاهی به برخی مهم‌ترین آثار حاضر در این دوره داریم که پیشنهاد می‌کنیم اگر به سینمای مستند و تولیدات آن علاقه‌مند هستید، در این یک هفته برای دیدن این آثار وقت بگذارید.

رؤیای روهینگیا

مستند «رویای روهینگیا» به کارگردانی محمدمهدی خالقی داستان زندگی «عرفه‌الله» کودک روهینگیایی را روایت می‌کند که به دنبال رخ دادن اتفاق‌هایی برای خود و خانواده‌اش، آواره می‌شود. در این اثر، ماجرای آوارگی این خانواده از روستای «آراکان» تا زمانی که وارد اردوگاه‌های آوارگان در کشور بنگلادش می‌شوند به تصویر کشیده شده است. کارگردان این مستند برای تولید آن در سفری خطیر به کشور بنگلادش می‌رود تا از جنایات دولت میانمار علیه مسلمانان این منطقه مستندی تصویری بسازد که ماحصل آن «رویای روهینگیا» است.

حلب؛ سکوت جنگ

این مستند روایتی از شهر حلب پس از ۶ سال جنگ در آن است که در این مدت سکوتی مرگبار بر آن که پیش از این شهری پررونق بوده، سایه افکنده است. در این فیلم مستند که به کارگردانی امیر اصانلو تولید شده است، هیچ دیالوگ، نریشن و صحبتی از اشخاص وجود ندارد و تنها تصاویر این شهر ویران‌شده را می‌بینیم. «حلب؛ سکوت جنگ» فضاهای مختلف شهر، مکان‌های عمومی آن و … را به تصویر می‌کشد؛ مکان‌هایی که هیچ آدم زنده‌ای در آن وجود ندارد و کاملا از بین رفته است. 

آسَک

این مستند روایتگر داستان زندگی پیرمرد نابینای جنوبی و٨٠ ساله است که خداوند نیروی تعبیر خواب به وی داده است. در واقع پیرمرد به کوه می‌رود و با لمس و چشیدن طعم سنگ‌ها، سنگ مورد نیاز خود را استخراج می‌کند، سپس با ابزار ابتدایی مانند اره دستی و تیشه، ظروف جنوبی مثل سنگ نان‌پزی و هاون درست کرده و با فروختن این لوازم امرار معاش می‌کند. مهدی زمانپور کیاسری که پیش از این مستندهای «مشتی اسماعیل» و «راه دل» را با مضامین مشابه تولید کرده بود، این بار این مستند ۵۰ دقیقه‌ای را در جنوب کشور تولید کرده است.

خانه‌ای برای تو

سوژه اصلی این مستند به کارگردانی مهدی بخشی‌مقدم، داوود جوان ۳۰ ساله و اهل یکی از روستاهای اطراف گیلان است که  کمتر از یک سال از ازدواجش می‌گذرد و در شغلش دچار ورشکستگی شده و همزمان متوجه می‌شود به سرطان پیشرفته‌ای دچار شده است. او در این شرایط برای زندگی‌اش تصمیمات جدیدی می‌گیرد. کارگردان این مستند درباره این مساله گفته بود: در دوره خلسه سرطان، بیماران دچار وضعیتی خاص می‌شوند. در این دوره آنها می‌خواهند از زمان باقیمانده نهایت استفاده را ببرند. همه‌چیز برای‌ این اشخاص زیباست و می‌گویند ای‌کاش همه عمر را این‌گونه زندگی کرده بودیم.

روابط خانوادگی

این مستند به کارگردانی ناصر ضمیری است که  ارتباط پیرمردی ۸۰ ساله با فرزندانش را به تصویر می‌کشد. این فیلم به ارتباط «حاجی بابا» با فرزندانش می‌پردازد که در یک موقعیت خاص و ویژه قرار گرفته‌اند. این موقعیت باعث بروز رفتارهایی از سوی اعضای خانواده می‌شود که شناخت بهتری نسبت به آنها پیدا می‌کنیم. نکته برجسته در این مستند آن است که مشکلات این خانواده را می‌توان در هر خانواده‌ای مشاهده کرد، چرا که اینها خانواده‌ای معمولی هستند که برخی از فرزندان‌شان شخصیتی خاص دارند. قصه بیشتر روایتگر موقعیت خاص و ویژه‌ای است که آنها گرفتارش شده‌اند.

آن زمستان

این مستند که مراحل ساخت آن ۴ سال به طول انجامیده، روایتگر یک فصل از زندگی آیت‌الله مصباح‌یزدی، مصادف با انتخابات سال ۹۴ است. این مستند که به کارگردانی احمد شریف‌زاده تولید شده ، روایتی از زندگی آیت‌الله مصباح‌یزدی است که در انتخابات پرحاشیه مجلس در سال ۹۴ این شخصیت علمی با مسائل سیاسی گره خورد و اظهارنظرهای متفاوتی را پیرامون وی ایجاد کرد. احمد شریف‌زاده متولد سال ۱۳۶۴ در شهر استهبان و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی است. رویای بارانی، تنها گریه کن، ابن‌الرضا و پیراهنی برای یوسف از دیگر آثار وی است.

زمستان‌یورت

زمستان‌یورت اثری از میلاد میرزاباقری است که به حادثه ریزش معدن‌ زمستان‌یورت در ایام انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۹۶ و وضعیت کارگران آن می‌پردازد. این مستند چالشی در هشتمین دوره جایزه عمار توانست جایزه ویژه هیات داوران را در بخش درون‌گفتمانی از آن خود کند. معدن زغال‌سنگ‌زمستان یورت آزادشهر، اردیبهشت‌ماه سال گذشته دچار حادثه شد که طی آن ۴۳ نفر از کارگران معدن جان باختند و بیش از ۴۰۰ نفر مصدوم شدند. بعد از این حادثه برخی کارگران معدن که نسبت به پرداخت نشدن حقوق‌شان و مسائل دیگر معدن معترض بودند، اخراج شدند.

خاطرات یک خبرنگار جنگی

قصه این مستند در ارتباط با داعش و خبرنگاری است که مشاهداتش از جنگ را روایت می‌کند؛ بویژه در برهه  فتح موصل و  ابتدای ورود داعش به عراق. این مستند روایت خبرنگار یک شبکه تلویزیونی است که با یک دوربین وارد میدان جنگ می‌شود و و وقایعی که در موصل اتفاق می‌افتد را ثبت می‌کند. وحید چاووش تولید این مستند ۹۰ دقیقه‌ای را برعهده داشته و آن را یک منبع تاریخی می‌داند که می‌تواند برای آیندگان نوعی رفرنس محسوب شود.

پدر طالقانی

نام این مستند برگرفته از لقبی  است که منافقین پیش از مبارزه مسلحانه به مرحوم طالقانی می‌دادند اما پس از آنکه ایشان در برابر منافقین موضع سختی می‌گیرند، ناگهان از دنیا می‌روند. پدر طالقانی به کارگردانی محمدعلی محمددوست روایتی از زندگی آیت‌الله طالقانی را در قالب مستند بازسازی  به تصویر می‌کشد. برای ساخت این مستند با حدود ۵۰ نفر از کسانی که از نزدیک آیت‌الله طالقانی را می‌شناختند و افرادی از جناح‌های مختلف سیاسی، مصاحبه‌هایی انجام شده است. مستند پدرطالقانی علاوه بر مصاحبه با اطرافیان ایشان  صحنه‌هایی از زندگی آن مرحوم را بازسازی کرده است.

تاریخ صدور

این مستند ۸۳ دقیقه‌ای به کارگردانی مجید عزیزی نگاهی به تفاوت‌های بین نسلی متولدین دهه‌های ۴۰ تا ۹۰ شمسی دارد. افرادی که با عنوان‌هایی مثل دهه شصتی‌ها، دهه هفتادی‌ها یا دهه هشتادی‌ها شناخته می‌شوند و هر یک با توجه به دوره‌ای که در آن به دنیا آمده‌اند، ارزش‌ها و رفتارهای متفاوتی از سایرین دارند. چالش اینکه هر نسل به چه دهه‌ای تعلق دارند و ویژگی‌های هر دهه با دهه‌های دیگر چه تفاوتی دارد، باعث شده است سوژه تاریخ تولد برای عمده مخاطبان جذاب به نظر برسد.

*وطن امروز

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دبیر پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم منصوب شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: با حکم میرباقری معاون سیما، مسعود احمدی افزادی به عنوان دبیر و عضو شورای سیاستگذاری پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم منصوب شد.

به گزارش سینماپرس، میرباقری معاون سیمای جمهوری اسلامی ایران طی حکمی مسعود احمدی افزادی را به سمت دبیر و عضو شورای سیاستگذاری پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم منصوب کرد.

در این حکم تاکید شده؛ چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، داشتن ظرفیت معتنابهی برای برگزاری پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم؛ معرفی برنامه سازان و هنرمندان برخاسته از متن و بطن انقلابی رسانه ملی است.

ارزیابی آثار تولید شده در رسانه ملی، ایجاد بستری برای رقابت، تقویت ابتکار و خلاقیت دست اندرکاران تولید، ارتقای کیفی تولیدات سیما، فراهم کردن زمینه های مناسب برای شناسایی توانمندی ها و کشف استعدادهای جوان، ایجاد فرصت های مناسب برای تبادل افکار و انتقال تجارب برنامه سازان و دست اندرکاران رسانه، از مهم ترین اهداف برگزاری جشنواره تلویزیونی جام جم به شمار می رود، که در حکم معاون سیما به آن اشاره شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین نتیجه از آرای مردمی جشنواره «سینماحقیقت» – اخبار سینمای ایران و جهان

م سینماپرس: نتیجه آرای مردمی در روز اول جشنواره «سینماحقیقت» اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، مهدی شامحمدی در گفت‌وگو با یک خبرگزاری از پایان شمارش آرای مردمی بهترین فیلم در روز اول «سینماحقیقت» خبر داد.

دبیر اجرایی ستاد برگزاری بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره سینما حقیقت گفت: بالاترین آرای مردمی به ترتیب به ۵ فیلم مستند ورس، مهین، تاریخ صدور، فریاد رو به باد و بهارستان خانه ملت رسیده است.

انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند با همکاری خانه سینما برای اولین بار این جایزه مردمی را مدیریت و اجرا می‌کنند. این جایزه تنها متعلق به بخش رقابت ملی جشنواره است و به سرمایه‌گذار اول فیلم هدیه می‌شود. آرای مردمی تنها در پردیس چارسوی تهران شمرده می‌شود و برنامه‌ای برای شمارش آرای مردمی در نمایش‌های کشوری وجود ندارد. امسال گزیده‌ای از فیلم‌های جشنواره به صورت همزمان در ۱۲ استان اکران می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بارها وبارها تا پای مرگ رفتیم! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تهیه کننده و کارگردان مستند «اسرار دریاچه» گفت: این فیلم مستند حاصل تلاش شبانه روزی و فداکارانه یک گروه هفتاد نفره است که به مدت سه سالم‌و نیم با همه چیز جنگید تا امروز بتواند تجربه رفتن به اعماق تاریک دریاچه تخت سلیمان را با دیگران به اشتراک بگذارد.

به گزارش سینماپرس آرمین ایثاریان در زمینه فیلم مستند «اسرار دریاچه» گفت: این فیلم دریاچه حاصل تلاش شبانه روزی و فداکارانه یک گروه هفتاد نفره حرفه ایی است که به مدت سه سالم‌و نیم با همه چیز جنگید تا امروز بتواند تجربه رفتن به اعماق تاریک دریاچه را با دیگران به اشتراک بگذارد. پیش از ما نیز فیلمهای درخشانی توسط منوچهر عسگری نسب  و پیروز کلانتری و ولد بیگی درباره تخت سلیمان ساخته شده بود اما به دلایل گوناگون هیچ کس نتواست به اعماق و کف دریاچه دست پیدا کند حتی نقشه ای از اینکه دریاچه به چه شکلی است وجود نداشت. همین برای ما انگیزه قوی شد که با یک تیم از متخصصان ایرانی دست به اکتشاف بزنیم. همانطور که می دانید طبق اسناد تاریخی محوطه تخت سلیمان بیش از سه هزار سال قدمت دارد و بنا به دلایل گوناگون تاکنون عمق اسرار امیز این دریاچه کشف نشده بود. هر چند در سال های دور توسط باستان شناسان المانی و در سال های نزدیک توسط میراث فرهنگی تلاش هایی صورت گرفت اما هیچکدام به عمق بیشتر از بیست متر نرسیدند. تا اینکه ما تصمیم گرفتیم این کار را توسط یک تیم از متخصصان ایرانی به انجام برسانیم. از ویژگی های این فیلم و افتخار ما ان است که تمام مراحل فنی و پژوهشی و اکتشاف و غواصی توسط متخصصین ایرانی انجام شد. و به لطف خدا ما موفق شدیم به همراه تولید فیلم در این پروژه مستند تولید علم هم داشته باشیم و نقشه سه بعدی دریاچه را که تاکنون وجود نداشت استخراج کنیم. به گواه استادان دانشگاه نظیر دکتر سروش مدبری، دکتر منصور قربانی، دکتر علیرضا شاه محمدپور، دکتر صدری نسب، دکتر حیدری و … در عرصه دریاچه و مختصات آن موفق به تولید علم شده ایم، ارائه ی اطلاعاتی که پیش از این وجود نداشت.



واقعیت این است که این پروژه عظیم بدون حمایت های مادی و معنوی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به انجام نمی رسید هر چند ما در این راه با مشکلات فراوانی هم روبرو بودیم و هستیم  اما در لحظات حساس حمایت های جناب اقای دکتر ستاری و جناب اقای مهندس پرویز کرمی و مهندس نیری راهگشا بود. این فیلم پس از انکه پروپوزال ان به معاونت علمی و فناوری ارائه شد با موافقت دوستان معاونت به شکل  وام به مرحله تولید رسید. هر چند این وام به دلیل طولانی شدن زمان کار کفایت نکرد و من و همه اعضاء مجبور شدیم هرچه داشتیم بگذاریم تا کار با کیفیتی که مد نظرمان بود و در شان این دریاچه اسرار امیز و تاریخ چند هزار ساله ان  به پایان برسد. یکی از دلایلی که پروسه تولید را طولانی می کرد دقت و وسواسی بود که اساتید علمی دانشگاه ها و گروه اجرایی در تولید این اثر داشت.  

به طور مثال ما تلاش کردیم تا یک تایم لپس یکساله داشته باشیم که با توجه به شرایط سخت و دشوار اب و هوای منطقه ما را بار ها به کام مرگ کشاند در طول این پروژه بارها همکاران و خودم دچار حادثه شدیم. 

ما در این اثر از تکنیک های متفاوت فیلمبرداری هوایی و روی خشکی و زیر آب استفاده کردیم. در بخش زیر اب چون فیلمبردار سینمابی که حاضر بشود تا اعماق وارد آب مسموم با آرسنیک بشود پیدا نکردم،  مجبور شدم دوره های غواضی عمیق را در جزیره قشم و کیش بگذرانم و به همراه دو تن از  بهترین غواصان ایران، آقایان نیکنام دهمیانی و اردلان میرزانصیر، که حاضر شدند دست به خطر کردن بزنند راهی اعماق اسرار امیز دریاچه شویم که در این راستا غواصی در عمق چهل و دو متر را ثبت کردیم. همین غواصی ها نیز چون به صورت مکرر اتفاق افتاد و در عمق زیاد و در ارتفاع بالا و در اب حاوی ارسنیک باعث شد من و دوستانم بارها دچار سانحه و مسمومیت شویم. حتی یکبار در عمق یکی از غارهای زیر ابی دریاچه در تاریکی مطلق طناب شات را از روی سهل انگاری رها کردم و گم شدم و در مدت ۹ دقیقه جستجو و پیدا شدن ان تمام تصاویر زندگیم از جلوی چشمم گذشت.

یکی دیگر از بخش های مهمی که باید به آن اشاره کنم موسیقی فیلم است که توسط دوست قدیمی و عزیزم صدرالدین طاهری ساخته شده است. ایشان با دقت نظر و وسواس بارها و بارها برای بخشهای مختلف فیلم و فراز و فرود های آن اتوود اجرا کرد و با صبر و حوصله بخشهایی را بارها و بارها تغییر داد تا به نتیجه دلخواه و متقاعد کننده ای برسیم.  

به هر حال هر چه بود تلخ و شرین تجربه گرانبهایی بود که حاصل ان یک فیلم مستند است با استانداردهای بین الملی که امیدوارم پس از اکران سراسری ان، بتواند گامی در عرصه هم افزایی علمی بردارد و تاثیری برسرنوشت معیشتی روستاهای اطراف بگذارد زیرا این منطقه پتانسیل بسیار بالایی برای جذب گردشگر داخلی و خارجی دارد.  

این فیلم امروز ساعت ۱۸ در سالن یک پردیس سینمایی چارسو درغالب جشنواره بین المللی سینما حقیقت رونمایی می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کلاس‌های آموزشی با حضور چهار استاد تئاتر برگزار می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کلاس های آموزشی همایش برگزیدگان جشنواره تئاتر استانی سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر با حضور چهار استاد تئاتر برگزار می شود.

به گزارش سینماپرس، کلاس های آموزشی همایش برگزیدگان جشنواره تئاتر استانی با حضور آرنو لابل روژو از فرانسه، جانی آلن از استرالیا، ژان فرانسوا دوسین از فرانسه و صدرالدین زاهد از ایران برگزار می شود.

در این کارگاه دهها روش تمرین صحیح و متدولوژیک از شناخت بدن و عضلات، یوگا ، حرکات تعادلی، حرکات آرامشی، تمرینات مربوط به تقویت پنج حس، تخیل، بداهه پردازی، روش درست تجسم نقش، حرکت، انواع ریتم, تمرینات تکنفره و جمعی و میدانی،  بصورت سرفصل ارائه خواهد شد و وسایل مورد نیاز این کارگاه تشک رول انفرادی، لباس تمرین، سه توپ تنیس برای هر نفر، ساز دهنی (هر نفر یک ساز همچون سوت یا دف یا تنبک یا مثلث و ….) و یا هر ساز ضربه ای کوچک همچون دو قطعه چوب که به صدا در آید اعلام شده است.

توضیح اینکه این کلاس های آموزشی طی چهار روز از تاریخ ۲۱ لغایت ۲۴ آذرماه ۱۳۹۷ در پلاتوهای یک و دو تئاتر شهر، تالار چارسو و همچنین کارگاه دکور تالار وحدت برپا خواهند شد.

حدود ۱۳۰ هنرمند منتخب از تمامی استانهای ایران در این کلاس ها حضور خواهند داشت.

سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر از ۲۲ بهمن تا ۴ اسفند ۱۳۹۷ با دبیری نادر برهانی مرند برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رضوی: عدم درک قدرت نفوذ فرهنگی جشنواره مقاومت توسط دستگاه دیپلماسی کشور/ باشه آهنگر: دلم می‌خواهد درباره مردم و کشور لبنان فیلم بسازم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدعلی باشه‌آهنگر و سیدمحمود رضوی که از جمله میهمانان جشنواره فیلم مقاومت در لبنان بودند درباره اهمیت این جشنواره اظهار نظر کردند.

به گزارش سینماپرس، برگزاری جشنواره فیلم مقاومت در لبنان با حضور تعدادی از سینماگران ایرانی با استقبال خوب و وسیع علاقمندان سینمای مقاومت در شهرهای مختلف این کشور روبرو شد. محمدعلی باشه‌آهنگر کارگردان فیلم سینمایی «سرو زیر آب» و سیدمحمود رضوی تهیه کننده فیلم «ماجرای نیمروز» از جمله میهمانان جشنواره در لبنان بودند. به همین بهانه گفتگویی با این دو سینماگر انجام دادیم که می‌خوانید:

محمدعلی باشه آهنگر با بیان اینکه لبنان در نگاه فرهنگی، سیاسی و دینی و آیینی ما ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد، خاطرنشان ساخت: سال‌هاست دل و جان هر دو کشور پیوندی ناگسستنی یافته است. اگر گلوله‌ای یا تحولی کوچکتر از نسیم در لبنان شلیک یا وزیدن گیرد صدایش و تاثیر آن بیش از اصل ماجرا بر ما مؤثر خواهد بود.

وی ادامه داد: در جنوب لبنان نمایش و استقبال عجیب از فیلمم را در این شهر مدیترانه‌ای مشاهده کردم. وقتی با سالن مملو از جمعیت و جوانان پرشور و مهمتر از همه با خانواده شهدای لبنانی روبرو شدم فهمیدم رزق معنوی من اینجاست و آرامش روحی‌ام پس از آن بی‌مهری‌ها در ایران قرار است اینجا یعنی در نزدیکی خاک فلسطین اشغالی در صور، شهر امام موسی صدر مهربان و عارف مجاهد شهید دکتر چمران به من عطا شود.

وی افزود: در مواجهه با آدم‌های نیکی که دیدم، عجیب صداقتی یافتم که یاد دهه طلایی شصت را برایم زنده می‌کرد. مهمترین شاخصه آن دهه خلوص آدم‌های ‌پیرامونم با عیار بالا بود. این خلوص و نگاه معصومانه جوانان و لبخندی ماندنی بر لبشان مرا شیفته کرد. ای کاش این سفر به انتها نمی‌رسید.

این کارگردان ایرانی در پاسخ به اینکه آیا فیلمی مشترک با لبنان یا با موضوع مقاومت لبنان خواهید ساخت، اظهارداشت: سال‌ها پیش در جشنواره کرمان از من خواسته شد در لبنان فیلمی بسازم. من به آن دوستان که بر پیکر یکی شان در «روضه الشهدا» حاضر شدم و زیارتش کردم گفتم من نمیشناسمتان! آنها تعجب کردند. گفتم شناخت من و آگاهی از آنچه در دل و جان شما می‌گذرد ساده نیست. در ایران که مدعی شناخت جامعه هستیم گاه نابخردانه به بیراهه می‌رویم، چگونه من با چند روز می‌توانم مردمی را بشناسم و در موردشان فیلم بسازم.

باشه آهنگر اضافه کرد: سکوت تماشاگران لبنانی و دقت بیش از نیاز به فیلم با توجه به زبان چندگانه آن و زیرنویس عربی برایم عجیب بود و موضوع با پرسش‌های بعد از فیلم مرا به حیرت انداخت که چگونه فیلم می‌تواند خود را از نگاه بومی، جهانی کند. افسوس که زمان اندک بود تا گفتگوی ‌پس از فیلم ادامه یابد و بی‌پرده‌تر از درون آن جوانان با خبر شوم. اما حالا به واقع دلم می‌خواهد درباره این مردم و کشورشان فیلم بسازم. نه تنها مقاومتشان که چیزهای دیگری هم دارند که برای قصه پردازی مهم و کاربردی است؛ مثل ادیان و وحدت در کنار هم. شاید شرایط اقتصادی حاکم بر دو کشور اکنون اجازه ندهد، ولی این خواستن با تلاش دو طرف روزی محقق خواهدشد و آن روز پس از پژوهش و مطالعه درباره این مردم که با برخی از آنها دوست شده ام، فیلم خواهم ساخت.

سیدمحمود رضوی تهیه کننده سینمای ایران گفت: سالهاست در اطراف کشور عزیزمان و یا در حوزه‌های نفوذ جمهوری اسلامی اتفاقاتی می‌افتد و به طور معمول هزینه‌های آن را هم می‌پردازیم اما روزی که نوبت بهره برداری فرهنگی یا اقتصادی می‌رسد، چون دستگاه دیپلماسی کشور اعتقادی به دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی اقتصادی ندارد مهمترین بخش آن ناگهان رها می‌شود.

وی ادامه داد: نوجوان بودم که فروپاشی شوروی اتفاق افتاد، سیل مسافران از کشورهای تازه استقلال یافته به استانهای شمالی کشور راهی شدند، همه آنها به دنبال وابستگی اقتصادی بودند و بازار جدیدی برای محصولات ایرانی ایجاد شده بود اما نصیب آنها از این نیاز، بی‌کیفیت‌ترین کالاهای ایرانی و نصیب ما از این حضور فساد اخلاقی در این استانها بود بعد از مدتی هم این بازار چند میلیونی دربست در اختیار ترکیه قرار گرفت، در حوزه فرهنگ هم هیچ عایدی قابل ذکری نداشتیم.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «ماجرای نیمروز و لاتاری» خاطرنشان ساخت: چند سال بعد بحران افغانستان به وجود آمد، در حوزه مستشاری همه کار کرده، به گروه های همفکر کمک کرده تا بالاخره جمهوری اسلامی افغانستان شکل گرفت، اما باز هم روزی که باید بهره ی اقتصادی و فرهنگی از این بازار ۳۶ میلیونی می‌گرفتیم، بازار به دست دیگران افتاد و بازار فرهنگی بکر ۳۶ میلیونی به علت نبود دیپلماسی فرهنگی از دست ما خارج شد. در لبنان، عراق، سوریه و حتی قطر هم داستان همین بوده و هست ، کشورهای آمریکای لاتین که بماند.

رضوی با اشاره به سفرش به لبنان عنوان کرد: در چند روز گذشته به بهانه ۱۵مین جشنواره بین‌المللی مقاومت، میهمان کشور لبنان بودیم، جشنواره به صورت همزمان در دو شهر بیروت (پایتخت) و سور (جنوب لبنان) برگزار بود. بنابر مقتضیات جشنواره برای در افتتاحیه و روز سوم در بیروت و در روز دوم در سور حضور پیدا کردیم، استقبال مردم قابل توجه بود، به حدی که در شهر سور باتوجه به همزمانی اکران فیلم سینمایی سروزیرآب در ایران و جشنواره استقبال به اندازه‌ای بود که مسئولان برگزاری مجبور به افزودن ۱۵۰ صندلی اضافه در سالن شدند و از همه جالب‌تر دقت مخاطبین به مفاهیم و نکات هرکدام از فیلم‌ها نمایش داده شده بود.

وی اضافه کرد: اشتیاق مسئولین فرهنگی محلی به مذاکره با مسئولین برگزاری جشنواره و هنرمندان حاضر در جشنواره، استقبال و توجه رسانه‌های محلی و بین‌المللی از جشنواره و حضور و استقبال مردم از جشنواره همه نشان دهندهی وجود این پتانسیل بالقوه برای حوزه فرهنگ و سینمای کشور بود. این ظرفیت به صورت مقطعی در هر سال توسط جشنواره بین‌المللی مقاومت و دبیر محترم آن جناب آقای خزاعی ایجاد شده، اما این مسیر نیازمند مداومت، پیگیری و همکاری همه مسئولان حوزه فرهنگ و  دیپلماسی کشور است.

تهیه کننده فیلم ماجرای نیمروز با بیان اینکه تا ضرورت و اهمیت این بازار فرهنگی و تاثیر آن در دیپلماسی سیاسی توسط مسئولان فهم نشود کار بزرگی برای به دست آوردن این بازار انجام نخواهد شد، تصریح کرد: دیپلماسی فرهنگی می‌تواند قدرت نفوذ جمهوری اسلامی ایران را در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی بالا ببرد اگر مدیران فرهنگی و دیپلماتیک کشور بخواهند و بفهمند جشنواره مقاومت شروعی برای این اتفاق بود آیا ادامه هم خواهد داشت؟

وی گفت: در عدم درک قدرت نفوذ فرهنگی جشنواره توسط دستگاه دیپلماسی کشور همین بس که در جریان سفر به لبنان محض رضای خدا یکبار، سفیر یا کاردار سفارت جمهوری اسلامی نه در جشنواره حضور پیدا کرد و نه ضیافتی و نه استقبالی!!!! اما در مقابل مسئولین لبنانی، حزب الله لبنان، مدیران شبکه المنار و … بیش از اندازه پیگیر جشنواره و وقایع آن بودند.

شایان ذکر است پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت طی روزهای ۵ تا ۹ اذر در تهران و از ۱۲ تا ۱۵ آذر ماه به دبیری محمد خزاعی در کشور لبنان برگزار شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع