X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

سینمای ایران با تأکید بر ناامیدی و بدبختی، زیبایی کلام هم ندارد/ دغدغه سینما و تلویزیون این نیست که یک جامعه سالم داشته باشیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان “خانه سبز” گفت: یک آدم با فالوور، بزرگ و تأثیرگذار نمی‌شود که اجازه بدهیم او در تلویزیون جمهوی اسلامی ایران هرچه می‌خواهد بگوید. ما در ضریب دادن به شخصیت‌ها، راه را اشتباه می‌رویم؛ تا جائیکه بگوییم این‌ها سرمایه ملی‌اند.

 ۶۹ ساله شده و سال‌هاست برنامه‌ای به نام و ایده او روی آنتن تلویزیون ندیده‌ایم. کارگردان،‌ نویسنده و تهیه‌کننده خلاقی که تلویزیونی‌ها هم او را به عنوان برنامه‌ساز و مجموعه‌ساز می‌شناسند. نامش را بارها به عنوان کارگردان “خانه سبز” و تهیه‌کنندگی “تولدی دیگر” و “خانه شیرین” دیده‌ایم؛ بیژن بیرنگ…! بیرنگ بعد از تجربه ساخت “چاق و لاغر” برای کودکان در دهه شصت، “همسران” و “خانه سبز”، برنامه تلویزیونی “باز هم زندگی” را کارگردانی کرد که خودش به عنوان مجری با اجرایی متفاوت ظاهر شد. او سال‌ها با رضا ژیان، مسعود رسام و بهروز بقایی همکار بود که آثاری ماندگار برای تلویزیون به یادگار گذاشتند. بیرنگ البته از فضای سینما و نمایش خانگی هم فاصله نداشت و آثاری چون “عشق تعطیل نیست” و “هی‌جو” را نویسندگی کرد و “شام ایرانی”، “قصه عشق” و “سیندرلا” را نیز جلوی دوربین برد. اما امروز بعد از مدتی تدریس در دانشگاه و نویسندگی برای چند آثار نمایش خانگی، کاری برای تلویزیون و سینما انجام نمی‌دهد و با کوله‌باری از تجربه،‌ خانه‌نشین شده است.

او درباره سینما و تلویزیون نکات جالبی را مطرح می‌کند که دغدغه بسیاری است؛ در یکی از بخش‌های مهم این مصاحبه، “بیژن بیرنگ” به این نکته اشاره می‌کند که: “برخی از نویسندگان ما خجالت می‌کشند بگویند ما ایرانی هستیم. یا سینماگرهایمان گاهی خجالت می‌کشند پرچم ایران را به اهتزاز درآورند. در صورتیکه یک فیلم آمریکایی می‌بینید همواره پرچم آمریکا به اهتزاز درمی‌آید؛ سینمایی که پرافتخار است، وارد مسائل روانشناختی، اجتماعی، سیاسی و آرمان‌گرایانه می‌شود. بالاخره ما که سینما را اختراع نکردیم سینما اختراع شده و از آن استفاده می‌کنیم. تلویزیون هم اختراع شده که یکسری اصول دارد؛ یکی از اصولی که می‌تواند سینما و حتی تلویزیون را به سرمنزلی برساند هدف‌گذاری و رویاپردازی است. یعنی بایستی آنقدر هوشمندانه و هنرمندانه برای مخاطب آینده‌سازی انجام دهیم”.

مشروح گفتگو با بیژن بیرنگ نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان پیشکسوت سینما و تلویزیون در ادامه بخوانید:

گفتگو با بیژن بیرنگ نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان سینما و تلویزیون

دوره من گذشته چون برای مدیران تلویزیون جذابیت نداریم

*به عنوان مقدمه بفرمایید این‌روزها که “بیژن بیرنگ” قدری از فضای برنامه‌سازی و مجموعه‌سازی تلویزیون فاصله گرفته، چکار می‌کند؟

این روزها کار خاصی نمی‌کنم؛ یعنی از سال ۸۰ به بعد کاری نمی‌کنم. خودم هم نمی‌دانم چرا آنقدر کمرنگ و بیکار شده‌ام. فکر می‌کنم دوره “بیژن بیرنگ” و امثالهم گذشته است. دوره من گذشته یعنی اینکه شاید برای مدیران تلویزیون آنقدر جذابیت نداریم. لابد جذابیت داشتیم یقیناً به سراغ ما می‌آمدند. دوره من گذشته یعنی اینکه فضای کارهایی که می‌کردیم، چون ارتباط‌مان با مخاطب قطع شده و امروز دوباره بخواهیم این ارتباط را با مخاطب داشته باشیم نیاز به یکسری تجربه‌های جدید دارد که قاعدتاً کسی حاضر نیست وارد این مقوله بشود و اجازه تجربه‌های جدید بدهد.

برای اینکه با مخاطب ارتباط برقرار کنیم باید دوباره با آن‌ها آشتی کنیم. دوباره میدان‌های جدید را تجربه و آزمون و خطا بدهیم. چرا که در آن حیطه‌ای که می‌خواهیم برنامه‌سازی کنیم و حرف‌های جدی بزنیم که پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و راه‌حل به مخاطب ارائه دهد نیازمند انسجام در ارتباط دوباره با مخاطب است. این فضا نیاز به سعه‌صدر و امکانات دارد و الان رسانه‌ای چون تلویزیون پول کافی و زمان مقتضی را برای چنین اتفاقاتی ندارد قاعدتاً دوره من گذشته است. در این راستا آدم‌های دیگر به سادگی می‌آیند کار می‌کنند و به سادگی نیازهای سازمان صداوسیما، سینما و مردم را جواب می‌دهند. مخاطب هم پیدا می‌کنند ولی لزوما اینکه بتوانند روی مخاطب تأثیر بگذارند این یک مقوله دیگری است.

بخش خصوصی به دنبال گارانتی فروش است

*مخاطب این سوال را می‌پرسد که این برخورد را تلویزیون با “بیژن بیرنگ” انجام داد چرا از سینما فاصله گرفتید؟

سینما مقوله پیچیده‌ای است. سینما جایی است که با بخش خصوصی، تهیه‌کننده خصوصی و سرمایه‌گذار خصوصی در ارتباط هستید. آن‌ها قاعدتاً ترجیح می‌دهند کارهایی را انجام دهند که تجربه شده است. مثلاً یک جنس کمدی‌ها و نوع فیلم‌های جدی اجتماعی می‌فروشد که لزوماً اهداف من برای کار نیستند در نتیجه من باید گونه کاری و راه حل دیگری پیدا کنم. خداوند این شانس را داده در هر زمانی که کار کردم یک راه حل جدید، فکر نو و کار خاص را تجربه کردم. بخش خصوصی وارد تجربه‌های جدید نمی‌شود. دنبال راهی می رود که گارانتی فروش دارد.

سلیقه من این سینما نیست

*در لا به لای صحبت‌هایتان به سه مقوله لزوما کارهایی که انجام می‌شوند لزوما روی مخاطب تأثیر نمی‌گذارند یا جایی گفتید این آثاری که ساخته می‌شوند جزو اهداف من نیستند و سومین مقوله‌ای که اشاره کردید به گارانتی فروش برمی‌گردد. در این باره توضیح دهید؟

فیلمی ساخته می‌شود و تماشاگر استقبال می‌کند؛ در این‌جا تکنیک و محتوا حائز اهمیت نیست و تهیه‌کننده بیشتر به آن گارانتی فروش توجه می‌کند. تکرار این مضمون‌ها و نگرش‌ها در سینما به این خاطر است. اینکه می‌گویم جزو اهداف من نیست؛ یعنی نگاه من به کمدی یک ماجرای دیگری است. نگاهم به سینما این است که ما فیلم خوب بسازیم. فیلم خوب نه به این معنا که در مملکت ما رایج شده و به آن سینمای تجربی می‌گویند. یا فیلم‌هایی را بسازیم که جوابگوی هیچ نیازی نیست. چرا که من تعریفم از نیاز انسانی، روح و روان، آرامش اجتماعی و سیاسی است. سلیقه من این سینما نیست. البته فیلمی هم که مخاطب خاص داشته باشند در واقع بیننده آنچنانی ندارد و از نظر من دور ریختن سرمایه است. چه فایده‌ای دارد ما فیلمی بسازیم کسی نبیند. یا در سینما دو سانس نمایش بدهند. این هم مورد نگاه من نیست. فیلم خوب آن فیلمی است که در هر شکلی حتی کمدی، اجتماعی، روانشناسی، حرف پاک و محتوای سالم در اختیار جامعه قرار دهد. من در این زمینه سینمای آمریکا را مصداق بارز می‌دانم.  

سینمای ما اصلاً به “عشق” توجه نمی‌کند

*یعنی در این سال‌ها فیلم خوب در سینمای ایران تولید نشده است؟

خیلی کم. واقعاً اگر انصاف را رعایت کنم مصداق ندارم. اگر سینمای ایران را با سینمای خوب آمریکایی مقایسه کنیم کارهای خوب ندیدم. یعنی یک فیلم عاشقانه خوب ندیدم در صورتیکه یکی از خصلت‌های خوب یک فیلم تأثیرگذار و رو به رشد این است که در آن “عشق” به معنای واقعی کلمه مطرح شود. اما هرچه در سینمای ایران دیدم، خیانت و ناعشقی بود و انگار فیلمسازان ما جز سیاهی چیز دیگری نمی‌بینند.

چرا یک فیلم ایرانی نمی‌سازیم تا یک ایرانی را قهرمان نشان دهد؟

*به نظرشما امروز با توجه به نیاز جامعه نیاز به چه ژانر و پرداخت سینمایی داریم؟

سینمای آمریکا. سینمای آمریکا و فرهنگ آمریکا، ترامپ و سیاستمدارهایش نیست. یک صنعت بزرگی است که ما هم داریم از آن تغذیه می‌کنیم، اروپا و همه دنیا تغذیه می‌کنند. بزرگترین عنصری که در سینمای آمریکا وجود دارد القای امید به مخاطب است. توجه به نگاه حقیقت‌جویانه به جای تأکید بر واقع‌گرایی! شما هر فیلم آمریکایی که می‌ببینید در پایان آن قهرمان داستان به موفقیت می‌رسد. دنیا را تکان می‌دهد و کائنات را کشف می‌کند. با فرهنگی که آمریکایی دارد با آن فرهنگ فیلمساز جلو می‌رود و تماشاگر را با اتفاقاتی امیدآفرین روبرو می‌کند. می‌گوید یک آمریکایی تواناست و همه کار می‌تواند انجام دهد. ما کدام فیلم را در ایران ساخته‌ایم که یک ایرانی این کارها را انجام می‌دهد.

باید در سینما و تلویزیون، آینده‌سازی و رویاپروری اتفاق بیفتد

نویسندگان ما انگار خجالت می‌کشند بگویند ایرانی هستیم. این اتفاق برای سینماگرها هم افتاده و انگار آن‌ها هم خجالت می‌کشند پرچم ایران را به اهتزاز درآورند. در صورتیکه وقتی یک فیلم آمریکایی می‌بینید همواره پرچم آمریکا به اهتزاز درمی‌آید. ما راجع به سینمای آمریکا صحبت می‌کنیم که پرافتخار است. وارد مسائل روانشناسی، اجتماعی، سیاسی و آرمان‌گرایی می‌شود، درست عمل می‌کند. بالاخره ما که سینما را اختراع نکردیم سینما اختراع شده و از آن استفاده می‌کنیم. تلویزیون اختراع شده و یکسری اصول دارد. یکی از اصولی که در سینما و تلویزیون به کار می‌آید هدف‌گذاری برای تصویرسازی رویاپردازانه است. یعنی سینمای ایران باید به سمتی حرکت کند که برای مخاطب آینده و رویا بسازد.

سرمایه‌گذار می‌خواهد تولیدکننده تکرار می‌کند

*قبول دارید رفته‌رفته مبتذل ساختن یا سخیف نگاه کردن به یک گرایش در سینمای ایران تبدیل می‌شود؟

من نمی‌توانم این کلمات را به کار ببرم. من می‌گویم این روند فرهنگی که در مملکت ما جا افتاده که سرمایه‌گذار این چنین پرداخت‌هایی را می‌پسندد و از تولیدکنندگان می‌خواهد این نوع مضامین و پرداخت‌ها را تکرار کنند. اینجا ذائقه مردم نابود می‌شود اما ربطی به سینما پیدا نمی‌کند، این اتفاق به سیاستگذاری‌های کلان مملکتی برمی‌گردد.  

قهرمانان فیلم‌هایمان نمی‌توانند اسطوره باشند!

*این ضعف و نقصان‌ها به مدیران فرهنگی ما برمی‌گردد؟

مدیران نه. فراتر از مدیران و به مملکت رسیده است. ما نمی‌دانیم ده سال آینده به کدام طرف حرکت می‌کنیم که رسانه‌های ما در آن جهت حرکت کنند. سینمای آمریکا از حالا می‌دانند ده سال آینده می‌خواهند چکار کنند. در واقع هر سیاست و گرایشی را هدف‌گذاری می‌کنند سینما به عنوان ابزار و وسیله به آن طرف می‌رود. بدنه سینمای آمریکا از سیاست کلی آمریکا جدا نیست. یعنی امپریالیسم آمریکا با امپریالیسم آدم‌ها و امپریالیسیم سینما و تلویزیون به هم تنیده‌اند و یک منافع مشترک دارند. ما در مملکت‌مان از این اتفاق بی‌بهره هستیم. در آمریکا هر دهه‌ای معلوم است و می‌دانند به کدام طرف می‌روند و رسانه‌ها به آن طرف حرکت می‌کنند بدون اینکه دولتی باشند. چون منافع‌شان با آن حرکتی که قرار است اتفاق بیفتد به همدیگر تنیده‌اند. بدون اینکه نقشه‌ای باشد و بدون اینکه دیکته‌ای بشود. برعکس در ایران اگر برنامه‌ریزی داریم می‌خواهیم دیکته کنیم. منافع قشر جامعه با منافع نظام گاهی در تقابل همدیگرند. پس این حرکتی صورت نمی‌گیرد و حرکت دلی اتفاق نمی‌افتد. یعنی تلویزیون برای خودش برنامه می‌سازد و سازنده هم برای اهداف خودش کار می‌کند. در آمریکا و اروپا همه قرار است به نظام امپریالیستی برسند، امپریالیسم خواستگاه و منافع همه آمریکایی‌هاست. بعد خود به خود سینما به همین طرف حرکت می‌کند و بعد فیلم‌هایی می‌سازند که قهرمانش دنیا را نجات می‌دهد. ولی ما برعکس فیلم‌هایی می‌سازیم که یک خانواده خودش را هم نمی‌تواند نجات دهد و قربانی درد و رنج و مملوء از یأس و ناامیدی است. در واقع قهرمانان‌ فیلم‌هایمان دیگر نمی‌توانند اسطوره باشند.

سینمای ایران با تأکید بر ناامیدی و بدبختی، زیبایی کلام هم ندارد

*شما امروز می‌بینید برخی از فیلم‌ها فروش بالایی دارند آیا لزوماً معیار خوب بودن یک اثر به میزان فروش آن اثر برمی‌گردد؟

از ارائه یک پاسخ فنی و آکادمی بگذریم، چون تکنولوژی پیشرفت کرده و همه نوع کاری می‌توان انجام داد. آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها هم به لحاظ فنی با  سرمایه‌شان کارشان را پیش می‌برند. اما مسئله سر چیز دیگری است؛ ما راجع به یک فیلم خوب صحبت می‌کنیم. فیلم خوب فیلمی است که از یک داستان خوب با نگاه حقیقت‌جویانه نه واقع‌گرایانه بهره می‌برد. اصلاً سینما جای واقع‌گرایی نیست. سینما جای رویا ساختن، آینده ساختن، امید دادن و توجه به نیمه پر لیوان است. کارهای انسانی کردن، رفتار شاعرانه و جایی است که ادبیات زیبا در آن حاکم است. وقتی یک فیلم آمریکایی می‌بینم به وجد می‌آیم که چقدر به مسائل عمیق توجه دارد و چقدر دیالوگ‌ها زیبا هستند. تکنیک را کنار بگذاریم، چون راجع به سینمای ارزان صحبت می‌کنیم. سینمایی که به دور از زرق و برق، زیبا و آرمان‌گرایانه مخاطب را با خودش همراه می‌کند. سینمایی که به مخاطب خودش می‌آموزد باید مقاوم باشد و تا رسیدن به خواسته‌هایش تسلیم نشود. ما کدام از این شاخصه‌ها را در سینمای خودمان داریم. سینمای آمریکا همیشه بر جمله تکراری “تسلیم نشو” تأکید دارد، چون فرهنگ ایرانی متکی به تسلیم نشدن و مقاوم بودن است. اما سینمای ایران می‌گوید آنقدر بدبختی‌ها زیاد است و همه‌چیز ناامیدکننده و مملوء از یأس پیش می‌رود. این سینما نه تنها پیام‌آور این اتفاقات ناراحت‌کننده است بلکه هیچ پیام، عقیده و حتی زیبایی کلام هم ندارد.

برنامه‌های تلویزیونی ما زرد شده‌اند

*یادمان می‌آید آن روزهایی که شما در تلویزیون برنامه‌سازی می‌کردید و تاک‌شوهای خوبی روی آنتن بردید. تاک‌شوهای بیست سال پیش با تاک شوهای الان در تلویزیون چه تفاوت‌هایی دارد؟

تاک شوهای الان زردند. یادتان هست یک زمانی می‌گفتیم نشریات زرد، برنامه‌های تلویزیونی ما به این روز افتادند. در سینما هم دچار زردی شدیم، فضای مجازی‌مان هم که در زرد بودن پیش‌قراول است.  

*دلیل آن بی‌سوادی مهمانی است که دعوت می‌کنند یا مجری نمی‌تواند و دانش لازم را برای ترغیب مخاطب ندارد؛ به نظرتان چرا اینقدر برنامه‌ها بی‌محتوا شده است؟

چون مجری ما هم زرد است که اتفاق بزرگ و موثری روی آنتن رقم بخورد؛ واقعاً تنها ربطی به مجری ندارد به سیاست کلی جامعه برمی‌گردد. من احساس می‌کنم که مدیران فرهنگی ما وا داده‌اند و تسلیم زرق‌ و برق‌های رسانه‌های غربی شده‌اند.

حرف‌های جدی و دلسوزانه اجتماعی برای مدیران جذاب نیست

*رمز موفقیت شما چه بود؛ چکار می‌کردید هم برنامه‌ها پیام داشت، هم سرگرم‌کننده بود و هم حاشیه نداشت؟

من همیشه گفته‌ام یک برنامه خوب ساخته نمی‌شود مگر اینکه یک مدیر فهمیده و با شعور وجود داشته باشد. نه البته مدیرانی که ادعا دارند دلسوز نظام هستند اما بچه‌هایشان را به خارج می‌فرستند، برخی‌هایشان اختلاس می‌کنند و فضای پوچی را برای جامعه رقم می‌زنند. این فضا زمینه ساخت چنین آثار بی‌محتوا و بی‌تأثیری را چه در عرصه تلویزیون و چه سینما فراهم کرده است. این فضا باعث می‌شود تلویزیون وارد مجاری زرد و عوامانه شود که به اصطلاح خودشان آدم‌ها را سرگرم کنند. این اتفاق می‌افتد روی آنتن برنامه تلویزیونی که رسالت آموزش و پرورش در عین‌حال سرگرمی را برای خانواده‌ها دارد موضوعات پیش‌پاافتاده‌ای چون ازدواج فلان بازیگر، دوزنه بودن فلان شخصیت و یا به دنیا آمدن فرزند فلان سلبرتی در کانادا مطرح می‌شوند. اینجاست که می‌گویم دوره من گذشته، چون فضایی نیست که حرف جدی و دلسوزانه برای جامعه و نیازهای واقعی جامعه زده شود. جایی که روح، روان و خانواده نجات پیدا کند و تربیت فرزندان به صورت اصولی و منطقی شکل بگیرد. این اتفاقات نه تنها برای مدیران جذاب نیست بلکه دردسر هم ایجاد می‌کند. آن‌ها معتقدند هرچه در سطح حرکت کنیم کمتر آسیب می‌بینیم.

*برخی اوقات هم می‌بینیم همین برنامه‌های زرد و نگاه‌های عوامانه تلویزیونی دردسر و حاشیه‌های زیادی هم برای صداوسیما و هم برای جامعه ایجاد می‌کنند…

نگاه زرد در برنامه‌های تلویزیونی راحت هم فراموش می‌شوند. از این فاجعه‌ها که این روزها دائم اتفاق می‌افتد. من به نظرم یک بی‌هدفی و یک نوع یأس در کشور حاکم است. قبلا امید بود. قبلا ًما سختی‌های انقلاب را قبول می‌کردیم، سختی‌های جنگ را تحمل می‌کردیم. به رسیدن به یک شرایط خوب می‌اندیشیدم. اما این توجه به سلامتی، رفاه و آرامش یک جایگاه ویژه‌ای داشت. چرا که سلامتی تنها به جسم برنمی‌گردد؛ سلامتی به تعبیر یونسکو، وضعیتی است که انسان به لحاظ جسمی، روحی و روانی و عاطفی و مالی در رفاه باشد. و چون ما جامعه سالمی نیستیم نه به لحاظ اجتماعی، مالی و روحی، چنین اتفاقاتی تداوم دارد.

دغدغه سینما و تلویزیون این نیست که یک جامعه سالم داشته باشیم

*آن موقع برنامه تولید می‌کردید مثل الان سلبریتی نبودند و خلاقیت و ابتکار برنامه را به موفقیت می‌رساند. آیا الان برنامه‌سازها و مجریان مغموم سلبریتی‌ها هستند که نمی‌توانند مصاحبه‌ها و برنامه‌های با محتوای تأثیرگذار داشته باشند؟

من اصلاً گلایه‌دارم که چرا آنقدر اصرار داریم با سلبریتی‌ها بنشینیم و صحبت کنیم؟ چرا آنقدر رسانه باعث می‌شود این سلبریتی‌ها معروف‌تر شوند. تا جائیکه موضوع بچه‌دار شدن آن‌ها در خارج از کشور به یک جریان‌سازی تبدیل شود. چرا باید چنین اتفاقات زرد و بی‌محتوایی را آنقدر بزرگ کنیم. یا فلان بازیگر با چه کسی ارتباط دارد و چه لباسی می‌پوشد و چقدر فالوور دارد. این تربیت نادرستی است که رسانه انجام می‌دهد و سطح ذائقه مردم را پایین می‌آورد. البته که مقصر اصلی، سیاست‌های کلی یک جامعه است. چرا آمریکایی‌ها این کار را نمی‌کنند و فیلمساز آمریکایی دغدغه‌اش آمریکاست و بر روی مسائل روانشناسی و جامعه‌شناسی متمرکز می‌شود. اما در مقابل دغدغه سینماگر ما یا برنامه‌سازان و تولیدکنندگان تلویزیونی و مدیران ما این نیست که یک جامعه سالم داشته باشیم. چون ما نمی‌توانیم در مقابل این رانت‌خواری‌ها هیچ توجیهی داشته باشیم. به همین‌خاطر صورت مسئله را پاک می‌کنیم و سعی می‌کنیم آدم‌ها را سرگرم‌ کنیم.  

سلبریتی‌ها سرمایه‌های کشور نیستند

*شما با سلبریتی‌ها هم کار کرده‌اید. چقدر این قشر مهم‌ هستند که آنقدر سینما و تلویزیون بر روی این قشر سرمایه‌گذاری می‌کنند؟

لابد اعتقاد برخی این است که سلبریتی‌ها سرمایه‌های کشورند. به عقیده من سرمایه‌های یک کشور، مغزهای متفکر ماست. انسان‌های توانایی که ایران را دوست دارند و به فرهنگ و میهن خود عشق می‌ورزند و برای اعتلای آن اقدامات موثری انجام می‌دهند.  در زمینه هنر هم شخصیت‌هایی را باید برجسته کرد و برجسته‌اند که هنر را به اوج فرهیختگی و تکامل رسانده‌اند. در واقع آن‌هایی که به رشد و کیفیت و بالا بردن کیفیت جامعه و فرهنگ کمک می‌کنند. آن‌ها سرمایه‌های ما هستند نه هر آدمی که در فضای مجازی ۵۰۰۰ فالوور داشته باشد. یک آدم با فالوور، بزرگ و تأثیرگذار نمی‌شود که اجازه بدهیم او در تلویزیون جمهوی اسلامی ایران هرچه می‌خواهد بگوید. ما در ضریب دادن به شخصیت‌ها، راه را اشتباه می‌رویم؛ تا جائیکه بگوییم این‌ها سرمایه ملی‌اند. سرمایه‌های ملی ما امثال فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی، نیمایوشیج و… هستند. این نگاه از کجا می‌آید که یک مدیر شبکه‌ای فکر می‌کند هرکاری انجام دهد که مخاطب را جذب کند. اگر باعث بشویم فرهنگ و نگاه یک جامعه به سمتی برود که کمکی به سازندگی کشور نمی‌کند اینجا یک آسیب اجتماعی را رقم زده‌ایم. این مملکت زمانی به موفقیت می‌رسد که جوانان با استعداد با یک روح و روان آرام و بالنده برای رسیدن به اهداف عالی تلاش کنند، مگرنه سلبریتی و سلبریتی‌ساز هیچ‌گونه تأثیری در روند رشد و توسعه اجتماعی نخواهند داشت.

چرا هیچ‌وقت صداوسیما به من و امثالهم مسئولیتی واگذار نکرد؟

*احساس می‌کنم خیلی این‌ سال‌ها آزرده شده‌اید از اینکه دغدغه‌هایی که شما سال‌های گذشته داشتید نه تنها دنبال نشد بلکه دچار یک عقب‌گرد و درجا زدن شده‌ایم. نظر شما در این باره چیست؟

من این روزها با خودم فکر می‌کنم چرا همیشه تلویزیون به من و امثالهم فقط به چشم یک برنامه‌ساز نگاه کرده است. چرا من نمی‌توانم مدیر گروه کودک یا گروه فیلم و سریال باشم. حتی با تجربه و مدیریت‌ها و تهیه‌کنندگی‌هایی که من و امثالهم داشته‌ایم می‌توانیم عهده‌دار مدیریت شبکه هم باشیم. این‌ها درد است. چون من از خود نیستم. از اول انقلاب کی ما را جدی به بازی گرفته‌اند؟ نهایتاً یک برنامه‌ساز بودیم. من اگر یک “خانه سبز” ساختم شبکه‌ای می توانم داشته باشم هزاران “خانه سبز” بسازد. چرا از وجود ما استفاده نمی‌شود. چرا من باید تحمل کنم مدیر کم سن و سالی که این کاره نیست ولی ظاهرا دلسوز نظام است به راحتی سرکار بیایند اما ما با این تجربه کماکان یک برنامه‌ساز باقی بمانیم. موقعی که “خانه سبز” می‌ساختیم یادمان نمی‌رود که عده‌ای داشتند کیسه‌هایشان را از دلار پر می‌کردند. این تأسف‌آور نیست؟ وقتی من می‌گویم دوره ما تمام شده بخاطر این است که دوره صداقت و دلسوزی به مملکت تمام شده است. دوره دلسوزی به مردم،ایران و پرچم سه رنگ مان تمام شده است. چرا در این سال‌ها به من که ۴۰ سال در صداوسیما فعالیت کرده‌ایم و این رسانه را می شناسم هیچ مسئولیتی سپرده نشد که بتوانم چندین نیروی موثر تربیت کنم. چرا همیشه ما برنامه ساز بودیم زیر نظر مدیرانی که با بدبختی از صف مقاومت‌هایشان می‌گذشتیم برنامه‌ای بسازیم که امروز به تولید آن می‌بالیم.

امروز کجاست آن فضای آرمانی “خانه سبز”؟

*امروز دیگر مثل  «خانه سبز» که یک سریال ایرانی و با هویتی به حساب می‌آید، ساخته نمی‌شود. سریال‌های ما امروز به کجا می‌روند؟

سریال‌های ما امروز به طرفی می‌روند که جامعه ما می‌رود. من می‌گویم جامعه آرمانی کجاست که در آن یک سریال آرمانی ساخته شود. “خانه سبز” یک کار آرمانی است؛ امروز کجاست آن فضای آرمانی؟ الان بیژن بیرنگ می‌تواند با این همه دزدی، اختلاس، نامردمی و حق‌کشی حرف سبز بزند؟ اگر هم حرف سبز بزنیم مردم به ما می‌خندند.

*نوع مسابقات تلویزیونی که داشتیم خلاقیت و ابتکار در عین حال حسّ سرگرمی به مخاطب القاء می‌کرد اما امروز سوالات سطح پایین و جایزه‌های میلیونی برگرفته از برنامه‌ها یا مسابقات غربی‌هاست….

من باز هم می‌گویم زردیم الان. خیلی چیزها هست در شأن یک ایرانی نیست. تلویزیون و سینما و برنامه یک بخشی از این است. وقتی اسپانسر تعیین‌کننده باشد به اینجا می‌رسیم. تو نمی‌توانی در جایی که خلاقیت‌ها هیچ ارزش و قربی ندارند توقع خلاقیت داشته باشید. خلاقیت آدم‌های خلاق و فضا برای خلاقیت می‌خواهد. از همه مهمتر امید می‌خواهد. ما امیدمان را کشتیم.

دوست دارم برای تلویزیون تاکشو بسازم

*اگر الان به تلویزیون برگردید و بخواهید کاری انجام دهید چه کاری از “بیژن بیرنگ” روی آنتن می‌رود؟

فقط تاکشو. تاکشویی که بیرنگ بلد است بسازد. بیرنگ یاد گرفته به دلیل رشته تحصیلی‌اش و نوع تفکرش راجع به هر موضوعی تحقیق کند، نیاز جامعه را کشف کند و بر مبنای نیاز جامعه مثبت‌اندیش بسازد و راه‌حل بدهد. مملکت ما الان از بی‌آبی رنج می‌برد برنامه‌ای بسازد و بگوید با این کمبود بی‌آبی می‌توان چکار کرد. من الان کاری انجام نمی‌دهم و البته پیشنهادهایی دارم. اما دوست ندارم کاری انجام بدهم که به سلامت جامعه صدمه بزند. یادم می‌آید مرحوم رسام می‌گفت “ثروت آدم به پول‌هایی نیست که درآورده به پول‌هایی است که در زندگی‌اش گفته نه نمی‌خواهم”. پس من خیلی ثروتمندم.

خوشحالم تلویزیون “شام ایرانی” را پخش می‌کند

*به عنوان سوال پایانی؛ این روزها “شام ایرانی” شما را شبکه نسیم پخش می‌کند. در همین حال اشکان خطیبی یک انتقادی درباره بازپخش آن در تلویزیون انجام داده، نظر شما درباره این انتقاد چیست؟

شاید دوست ندارد ببیند آن موقع رستوران داشته است. اشکان دوست من است. چرا نمی‌توانیم در ایران یک شام ایرانی بسازیم؟ نه با سلبریتی‌ها با آدم‌های معمولی. “شام ایرانی” که من ساختم حرفش این بود که ایران یک سفره برای همه آدم‌هاست. این شام ایرانی با نگاه ملی و میهنی ساخته شد. ولی این کار را از قسمت هشتم به بعد از من گرفتند و چیز دیگری شد. صدای من، نریشن و گفتگوی من اشعار من، شعر من نگاه من همه صحبت از این دارد که دور از تعصب‌ها ما به عنوان ایرانی همدیگر را دوست داشته باشیم که قدر این سفره ایرانی را بدانیم. اما تهیه‌کننده فکر می‌کرد با اشخاص دیگر کار کند بیشتر می‌خنداند و به پول بیشتری می‌رسد، ولی این اتفاق نیفتاد. خوشحالم که تلویزیون “شام ایرانی” را پخش می‌کند اما ۲۵ درصد سهم من را باید شرکت شریک من بپردازد. متأسفم که متوجه نشدند مفهوم اصلی “شام ایرانی” چیست، مگرنه به قهقرا نمی‌رفتند. شام ایرانی همان “خانه سبز” است و همه مفاهیم و ایده‌های “خانه سبز” در آن وجود دارد.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تمدید ثبت نام در مجموعه «هنرپیشه» تا ۳۰ آذر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ثبت نام در مجموعه «هنرپیشه» به دلیل درخواست متقاضیان علاقمند به بازیگری، تا ۳۰ آذرماه تمدید شد.

به گزارش سینماپرس، تاریخ فراخوان شرکت در مجموعه «هنرپیشه» به کارگردانی بیژن میرباقری و تهیه کنندگی محمد مهدی عسگرپور، در ابتدا تا ۲۰ آذر ماه اعلام شده بود که به دلیل استقبال علاقمندان، تا ۳۰ آذر تمدید شد.

این مجموعه یک برنامه جدید برای علاقمندان به هنر بازیگری است که به زودی شکل اجرایی و تولید برنامه که با حضور اساتید این حوزه و کارشناسان سینما، ساخته خواهد شد،اعلام می شود.

متقاضیان برای حضور و شرکت در این مجموعه تا ۳۰ آذرماه می توانید به سایت www.honarpishehshow.ir مراجعه و با دانلود اپلیکیشن put (پات) ثبت نام کرده و یکبار فرصت خود بدون هر گونه هزینه ای برای بازیگر شدن امتحان کنید.

مجموعه «هنرپیشه» به زودی با حضور شما از شبکه نسیم پخش می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

معرفی برگزیدگان بخش مقالات جشنواره قصه‌گویی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بخش علمی بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی برگزیدگان بخش مقالات این جشنواره را اعلام کرد.

به گزارش سینماپرس، در بخش علمی جشنواره قصه‌گویی به دبیری دکتر علیرضا حسن زاده، ۲۶۹عنوان مقاله به دبیرخانه ارسال شد که از این بین ۵۰ مقاله توسط هیات داوران انتخاب شد و پس از آن ۱۴ مقاله به مرحله دوم راه یافت. دکتر محمد گودرزی دهریزی، دکتر مینا ذاکر شهرک و دکتر نگین صدری زاده به عنوان داوران بخش علمی پس از بررسی این آثار، ۶ عنوان مقاله را به عنوان مقالات برتر معرفی کردند تا در مرحله نهایی داوری ۳ مقاله برتر معرفی شوند.

بر اساس رای داوران سارا نادری- لایق رحمانی، جلیل الیاسی سرزلی- صابر شریفی، فریبا فروزانفر، بهار ملک پور شهرکی- ریحانه کیوانی هفشجانی و زیبا علیخانی به عنوان برگزیدگان بخش مقالات بیست و یکمین جشنواره قصه گویی معرفی شدند.

همچنین بنا به رای هیات داوران فاطمه ولادی، ریحانه رفیع زاده و زهرا رهبرنیا شایسته تقدیر شناخته شدند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ایفای نقش «جِیک جیلنهال» در بازسازی تریلر دانمارکی «گناهکار» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تریلر دانمارکی «گناهکار» با بازی «جِیک جیلنهال» در هالیوود بازسازی می‌شود.

به گزارش سینماپرس به نقل از وِرایِتی، کمپانی بولد فیلمز حق ساخت مجدد فیلم «گناهکار» تریلر دانمارکی که نماینده این کشور در بخش  اسکار زبان خارجی است  را با بازی «جِیک جیلنهال» به دست آورد.

این فیلم برنده «فستیوال ساندنس» امسال شده بود و به عنوان یکی از پنج فیلم برتر زبان خارجی «هیأت ملی مرور۲۰۱۸» انتخاب شد. «گناهکار» که فیلم منتخب دانمارک در بخش اسکار خارج‌زبان امسال است، همچنین در بخش «بهترین فیلم‌نامه» و «بهترین هنرپیشه نقش اصلی مرد» نامزد «جوایز فیلم اروپا» شده است.

«گناهکار» داستان یک مامور پلیس تحت تحقیقات است که با کاهش رتبه به کار در یک مرکز تماس‌های اورژانسی فرستاده می‌شود. زمانیکه تماسی تلفنی از زنی که ربوده شده دریافت می‌کند اینجاست که باید با وجدانش برای نجات این زن بجنگد…

جیلنهال علاوه برا بازی در این فیلم از تهیه‌کنندگان آن نیز محسوب می‌شود. «گوستاو مولر» کارگردانی و «لینا فلینت» مدیر تولید فیلم «گناهکار» هستند.

«جِیک جیلنهال» اخیرا در فیلم «حیات وحش» به کارگردانی «پل دانو» بازی کرده است. او همچنین در ماه فوریه با فیلم «اَرّه مخملی» ساخته دَن گیلروی بر پرده سینما دیده می‌شود. او قرار است در فیلم «مرد عنکبوتی: میستریوی شرور» در کنار «تام هالند» و «زندایا» ایفای نقش کند. این فیلم نیز ۵ جولای روانه سینماها می‌شود.

«بولد فیلمز» که قرار است نسخه جدید فیلم «گناهکار» را بسازد، اخیرا فیلم موفق «واکس‌لاکس» را با بازی «ناتالی پورتمن» و «جود لا» منتشر کرده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آخرین وضعیت جسمانی محب اهری – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دختر حسین محب اهری گفت: دلیل اصلی ممنوع الملاقات شدن پدر شدت بیماری نبود. به دلیل اینکه بسیاری از دوستان و هنرمندان لطف داشتند و به ملاقات پدر می‌آمدند کمی انرژی پدر برای ادامه درمان کم شده بود. به همین دلیل پزشکان تصمیم گرفتند تا وی ممنوع الملاقات شود تا هر چه سریعتر روند درمان روی وی جواب دهد.

به گزارش سینماپرس، یاسمن محب اهری فرزند حسین محب اهری بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در خصوص آخرین وضعیت جسمانی پدرش گفت:خدا را شکر حال پدر نسبت به چند روز گذشته بهتر است و وی هم اکنون از بیمارستان مرخص شده و در خانه مشغول استراحت است.

وی درباره وضعیت عمومی بازیگر دردسرهای عظیم تاکید کرد: واقعیت امر بستری بودن بیش از حد پدر به صلاح نبود و از لحاظ روحی نیز حضور در خانه بسیار بهتر بود. به همین دلیل پزشکان تشخیص دادند که وی به خانه منتقل شده و در آنجا به استراحت مشغول شود.

دختر بازیگر پیشکسوت سینما با اشاره به ادامه روند درمان پدرش اضافه کرد: وی هم اکنون در خانه در حال استراحت است و ادامه درمان به همراه ملاقات پزشکان همچنان ادامه دارد. وی خوشبختانه خودش به کارهای شخصی اش رسیدگی می‌کند اما همچنان ضعف جسمانی باعث شده تا نیازمند استراحت باشد.

وی درباره دلیل ممنوع الملاقات شدن حسین محب اهری تصریح کرد: دلیل اصلی ممنوع الملاقات شدن پدر شدت بیماری نبود. به دلیل اینکه بسیاری از دوستان و هنرمندان لطف داشتند و به ملاقات پدر می‌آمدند کمی انرژی پدر برای ادامه درمان کم شده بود. به همین دلیل پزشکان تصمیم گرفتند تا وی ممنوع الملاقات شود تا هر چه سریعتر روند درمان روی وی جواب دهد.

دختر حسین محب اهری خاطرنشان کرد: هم اکنون همه چیز نسبت به روزهای گذشته آرامتر تر شده و پدر نیز شرایط بسیاری بهتری دارد. امیدوارم که همین شرایط ادامه یافته و هر چه سریعتر پدر بتواند باز هم به عرصه بازیگری باز گردد. خوشبختانه روند بهبودی از سوی پزشکان مثبت اعلام شده و وضعیت پدر پایدار مانده است.

*میزان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آخرین سخنان «احمدرضا دالوند» پیش از درگذشت – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری فارس: استاد فقید گرافیک ایران «احمدرضا دالوند» یک روز قبل از درگذشتش نکاتی پیرامون رویش‌های هنر انقلاب مطرح و تأکید می‌کند: من احساس می‌کنم جای هنر انقلاب در بنیاد فرهنگی روایت فتح است، هنر مقاومت اینجا می‌تواند رشد و نمو کند.

کمتر از ۲۴ساعت پیش از درگذشت احمدرضا دالوند دبیر بخش علمی پژوهشی پنجمین جشنواره هنر مقاومت، جمعی از مدیران این جشنواره و بنیاد فرهنگی روایت فتح از وی عیادت کردند. دالوند در این دیدار نکاتی پیرامون هنر انقلاب و هنر مقاومت مطرح کرد.

وی در این ملاقات گفت: نسل دوم رویش‌های انقلاب نیازی به تعریف و بزرگنمایی ندارد. نسل اول به خاطر مواجهه با شرایط جنگ و انقلاب و دسیسه‌های داخلی، شرایطی پیدا کرد که چهره شد، خوب هم چهره شد، اشکالی هم ندارد اما نسل دوم رویش‌های انقلاب چهره نیستند و ما روی اینها کار می‌کنیم.

دالوند ادامه داد: این پیشنهاد آقای نجابتی بود و عالی هم بود و من سعی کردم کتابی بنویسم که وقتی مشاهده شد، نسل دوم راه بهتری را به نسبت نسل اول بپیمایند. حدوداً ۹۰درصد کتاب انجام شده و اسمش هم «پیامی به تاریخ؛ بررسی رویش‌های هنر انقلاب» است.

وی با طرح این پرسش که چرا این پیام به تاریخ است، گفت: برای اینکه ما مشابه انقلاب خودمان را در روسیه، مکزیک و کره داشته‌ایم و هنر انقلاب اینها هم به سبک خودشان بوده و امروزه بچه‌های هنرمند ما که عمدتاً هم همه گرافیستند… (صحبت‌هایش نیمه‌کاره می‌ماند)

دالوند خاطرنشان کرد: گرافیک، هنر روز جهان است و یک سری تازگی‌هایی دارد که در عین حال تلاش کردم شأن بچه‌های قدیم مخدوش نشود و وارد انتقاد نشدیم. ما الان در جهان کنونی با فضایی متفاوت روبرو هستیم؛ مثلا رسانه‌ها به اتفاقات میانمار یا مثلا قتل خاشقچی می‌پردازند و این سوژه اصلی می‌شود ولی پشت‌صحنه، یمن را می‌کوبند و در محاق خبری قرار می‌گیرد! ما باید حواسمان به این‌ها هم باشد، الان بچه‌ها جای خوبی ایستاده‌اند اما کامل نیستند، جا پایشان خوب است ولی به شرط اینکه به آن‌ها نگویند: استاد…استاد! (خنده حضار)

این استاد گرافیست با تأکید بر حمایت از رویش‌های هنر انقلاب گفت: این حمایت دو جور است؛ یکی اینکه به آن‌ها تریبون بدهیم چون فاقد تریبونند. دوم هم اینکه حمایت بشوند. این‌ها با شرکت در مسابقات گه‌گاه جایزه‌ای می‌برند اما سفارش ندارند، درآمد ندارند و همین عاملی برای ریزش نسل دوم هنر انقلاب می‌شود.

دالوند تصریح کرد: خیلی جاها می‌توانند روی هنر انقلاب نظر داشته باشند ولی من احساس می‌کنم جای هنر انقلاب در بنیاد فرهنگی روایت فتح است، هیچ جای دیگر هم نه، هنر مقاومت اینجا می‌تواند رشد و نمو کند.

وی تأکید کرد: هنرمند ما نباید دچار تذبذب شود؛ محیط‌های هنری‌مان ـ گالری‌ها ـ باید جاهایی باشد که هنرمندان واقعی در آنها تردد کنند نه کسانی که دنبال تجارتند! ساختار خیلی از محیط‌های فرهنگی هنری عریض و طویل باید تغییر کند.

این پژوهشگر و منتقد هنری تصریح کرد: ما در کتاب «پیامی به تاریخ» بررسی نسل اول و دوم و ریل‌گذاری فرهنگی را در سه بخش پیاده کردیم. نسل اول هنر انقلاب به نظرم بیچاره است، چون زمان شاه ریل‌گذاری به سمت غرب بود ولی الان بلبشویی است توی ریل‌گذاری فرهنگی کشور و این زشت است. چرا؟ چون ساختار ضعیف است.

دالوند در پایان تصریح کرد: اگر بخواهم دو نفر هنرمند شاخص و برجسته نسل اول را نام ببرم، فقط دو نفر «کاظم چلیپا» و «حبیب صادقی»؛ این‌ها جزء بهترین هنرمندان نسل اول هنر انقلاب هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جای خالی تهران‌گردی در سینمای مستند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: احمد مسجد جامعی گفت: متاسفانه مستندسازان اندکی حاضر به ساخت فیلم با موضوع تهران‌گردی هستند.

به گزارش سینماپرس، احمد مسجدجامعی عضو شورای اسلامی شهر تهران درباره این دوره از جشنواره سینما حقیقت گفت: سینمای مستند یک قسمت دیگری از زندگی است. شرایط زندگی به گونه ای است که همه ما با هنر آمیخته هستیم و به حوزه های مختلف هنر ورود پیدا می کنیم.

عضو شورای اسلامی شهر تهران با توجه به محدود بودن موضوعات امروزی در عرصه سینمای مستند بیان کرد: باید سینمای مستند در همه عرصه ها ورود پیدا کند. علاقه مندان به عرصه فیلمسازی در سینمای مستند می توانند به شهرهای مختلف بروند و تاریخ این شهرها را تبدیل به بهترین فیلم های مستند کنند.

وی با تاکید بر این که مستندسازان باید حوزه های مختلف را رصد کنند، تصریح کرد: در بسیاری از مستندها فارغ از موضوع، شاهد سرمایه گذاری ارگان های مختلف هستیم. متاسفانه مستندسازان اندکی حاضر به ساخت فیلم با موضوع تهران گردی هستند در صورتی که این ظرفیت را تنها می توانیم درسینمای مستند پیدا کنیم.

وی در ادامه عنوان کرد: به عنوان مثال در تهران عمارت های تاریخی زیادی وجود دارد که می توانند سوژه فیلم های مستند باشند. قطعا فیلم هایی در این زمینه در سینمای مستند ماندگار خواهند شد.

مسجد جامعی با توجه به حمایت های دولت دراین دوره از جشنواره بیان کرد: باید انتخاب های درستی برای ساخت فیلم های مستند از شخصیت های تاریخ داشته باشیم.به عنوان مثال ساخت فیلم درباره زنده یاد تختی مخاطبان و علاقه مندان زیادی دارد. چرا که با عواطف گروه های مختلف جامعه ما پیوند خورده است. به هرحال نحوه تعامل و گفت و گو میان مسئولان و هنرمندان باید همیشه مشخص باشد تا بتوان از حمایت های دولتی هم در این جشنواره ها بهره برد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: سینما و این گونه جشنواره ها قطعا آینده روشنی دارند. جنس هنر با دل و جان ایرانیان آمیختگی دارد و در همه شرایط هنر جایگاه خود را اثبات می کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حضور موسسه رسانه‌ای «دیدبان پیشرفت فردا» با ۱۷ اثر در جشنواره «عمار» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محسن مقصودی مدیر موسسه رسانه‌ای «دیدبان پیشرفت فردا» از حضور این مجموعه با ۱۷ اثر مستند و برنامه تلویزیونی در نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار خبر داد.

به گزارش سینماپرس، محسن مقصودی مدیر موسسه رسانه‌ای «دیدبان پیشرفت فردا» درباره حضور این مجموعه در نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار در سخنانی، گفت: مجموعه ما یک موسسه خصوصی است که در قالب همکاری با شبکه‌های تلویزیونی مستندها و برنامه‌های تلویزیونی در طول سال تولید و پخش می‌کند.

یک کار سه قسمتی از مجموعه مستند «همسایه شمالی» که در روسیه تولید شده در میان آثار ارسالی این موسسه به جشنوراه عمار حضور دارد. نخستین قسمت «سفر به سرزمین کلاشینکف»، قسمت دوم «افطار در مسکو» و قسمت سوم «همسایه شمالی» نام دارد که در قالب برنامه ثریا تولید شده و از شبکه مستند پخش شده اند.

تهیه کننده برنامه ثریا ادامه داد: دو مستند دیگر با عنوان «همسایه جنوبی» داریم که در کشور عمان تولید شده است. قسمت اول این مستند «بازی در مسقط» نام دارد. این اثر ۶۰ دقیقه‌ای به بررسی ظرفیت‌های اقتصادی صادرات کالاهای ایرانی به عمان و بازار این کشور می پردازد.

مقصودی عنوان کرد: قسمت دوم این مجموعه «سرزمین سفیدپوش» نام دارد که در کنار بررسی ظرفیت‌های صادرات خدمات فنی و مهندسی عمان به موضوع تعامل دو کشور در عرصه فرهنگ و سبک زندگی مردم این کشور هم می‌پردازد.

وی اظهار داشت:چند مستند دیگر هم برای حضور در نهمین جشنواره عمار درنظر گرفتیم که تولید موسسه دیدبان هستند و تهیه شده در سازمان فرهنگی هنری اوج هستند. این چهار مستند «درآغوش فرانسه» درباره وابستگی صنعت خودورسازی کشور به فرانسه و «جوجه های انگلیسی» در مورد وابستگی تولید مرغ به انگلیس، مجموعه دو قسمتی «گنج پنهان» درباره ظرفیت‌های اقتصادی جنوب کشور و سواحل مکران و مستند «انبوه‌های تنها» با موضوع کلانشهرها نام دارند.

مقصودی خاطرنشان کرد: مجموعه مستند دیگری که برای جشنواره عمار درنظر گرفتیم «همسایه غربی» نام دارد که از سه قسمت تشکیل شده است. این مجموعه مستند به بررسی کشور عراق و ظرفیت های اقتصادی ان می پردازد.

مدیر موسسه رسانه ای «دیده بان پیشرفت فردا» اضافه کرد: این مستندها به بررسی ظرفیت های صادرات کالاهای ایرانی به عراق و ظرفیت صدرو خدمات فنی و مهندسی به این کشور همسایه می پردازد و در برخی قسمتها هم ظرفیتهای فرهنگی تعامل و همکاری با مردم عراق را بررسی می کند.

وی عنوان کرد: مجموعه مستند دو قسمتی «روزی روزگاری ترامپ» درباره شخصیت ترامپ و پشت صحنه به قدرت رسیدن او و «دروازه غار دروازه جهاد» هم در مورد وضعیت محله دروازه غار و فعالیت گروه های جهادی در این منطقه دو کار دیگر ما برای شرکت در جشنواره عمار است.

وی تصریح کرد: مجموعه مستندی ۱۱ قسمتی «به وقت جام» هم آخرین کار «دیده بان پیشرفت فردا» برای این دوره جشنواره است. اشاره کنیم. این مستندها که در قسمتهای ۲۶ دقیقه‌ای در ایام برگزاری جام جهانی فوتبال از شبکه سه تلویزیون پخش شد، نگاهی متفاوت به اقتصاد، فرهنگ، سیاست و سبک زندگی کشورهای حاضر در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ روسیه دارد.

نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار دی ماه ۹۷ در تهران و شهرهای مختلف کشور برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فراخوان جایزه مردمی «جمکران» در نهمین جشنواره عمار – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاونت فرهنگی مسجد مقدس جمکران، جایزه مردمی «جمکران» را برای بهترین اثر جشنواره عمار با موضوع «مهدویت» اعلام کرد.

به گزارش سینماپرس، در بخش فراخوان‌های مردمی نهمین جشنواره عمار، معاونت فرهنگی مسجد مقدس جمکران، جایزه مردمی «جمکران» را برای بهترین اثر این جشنواره با موضوع «مهدویت» اعلام کرد.

بنابراین گزارش، دبیرخانه نهمین جشنواره عمار در کنار بخش رقابتی خود، در بخش جدید «فراخوان‌های مردمی» از تمام مؤسسات، تشکل‌های مردمی و افراد حقیقی دعوت کرده است با مراجعه به Ammarfilm.ir موضوعات و دغدغه‌های مد نظرشان را در حوزه تولید، در قالب فراخوان‌ از سینماگران بخواهند و به فیلمسازانی که بهترین اثر را در این موضوعات تولید کرده‌اند هدیه‌ای مادی یا معنوی اختصاص دهند.

حجت الاسلام آل هاشم، شیخ زکزاکی، امرالله احمدجو، کارگردان سریال روزی روزگاری، سوران پیامی کارآفرین مهابادی و قهرمان مستند «آفراندن»، خانواده شهید موسوی گردیزی، از رزمندگان افغانستانی دفاع مقدس، انجمن قرآنی خیرالبریه نهاوند، انجمن فرهنگی شهید بهروز محمدی ایذه و… از جمله افراد و گروه‌هایی هستند که فراخوان‌های خود را به دبیرخانه جشنواره اعلام کردند.

دبیرخانه جشنواره عمار تا تاریخ ۲۰ آذر ۹۷ از فراخوان‌های جدید استقبال می‌کند و فراخوان‌هایی که با رویکرد محتوایی جشنواره مطابقت دارند، در فراخوان نهایی اعلام خواهند شد.

نهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار» دی ماه ۹۷ در تهران و شهرهای مختلف کشور برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۱۰ نکته از زندگی اسپارتاکوس سینما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کرک داگلاس آخرین ستاره بازمانده سینمای کلاسیک ۹ دسامبر ۱۰۲ ساله شد، به همین بهانه ۱۰ نکته از زندگی و آثار او را مرور می کنیم.

کرک داگلاس ستاره بزرگ سینمای جهان روز ۹ دسامبر ۱۹۱۶ با نام واقعی ایشور دانیلویچ دمسکی به دنیا آمد و نخستین بار در سال ۱۹۴۶ با فیلم «عشق عجیب مارتا ایورس» به کارگردانی لوییس مایلستون پا به دنیای سینما گذاشت. 

دهه ۵۰ میلادی اوج دوران فعالیت داگلاس در سینما بود. او در این سال ها در فیلم های مطرحی چون «تک خال در حفره» (۱۹۵۱)، «بد و زیبا» (۱۹۵۲)، «اولیس» (۱۹۵۴)، «شور زندگی» (۱۹۵۶) و «راه های افتخار» (۱۹۵۷) بازی کرد. البته بدون تردید شاخص ترین فیلم داگلاس در دنیای سینما به دهه ۶۰ میلادی و فیلم «اسپارتاکوس» (۱۹۶۰) ساخته استنلی کوبریک برمی گردد. کرک داگلاس در کنار بازی درخشان و کم نظیرش در این فیلم به عنوان مدیر تولید فیلم نیز فعالیت داشت. جالب است بدانید تغییر کارگردان فیلم از آنتونی مان به استنلی کوبریک در اوایل ساخت فیلم «اسپارتاکوس» تصمیمی بود که از  سوی داگلاس اتخاذ شد.

کرک داگلاس در سال ۱۹۹۹ از سوی موسسه فیلم آمریکا به عنوان هفدمین بازیگر برتر تاریخ سینمای آمریکا انتخاب شد.

در اینجا ۱۰ نکته از زندگی کرک داگلاس و فیلم‌هایش که ممکن است تاکنون نشنیده باشید، فهرست کرده ایم که با هم می‌خوانیم.

داگلاس در کنار باربارا استانویک، ون هفلین و مایلستون سر صحنه فیلم «عشق عجیب مارتا ایورس» (۱۹۴۶) 

۱-«عشق عجیب مارتا ایورس» (۱۹۴۶) با بازی باربارا استانویک و ون هفلین در نقش های اصلی، نخستین تجربه بازیگری کرک داگلاس در دنیای سینما است.

کرک داگلاس در نقش ونسان ون گوگ در فیلم «شور زندگی» (۱۹۵۶)

۲-داگلاس سه بار برای فیلم های «قهرمان» (۱۹۴۹)، «بد و زیبا» (۱۹۵۲) و «شور زندگی» (۱۹۵۶) نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد؛ گرچه هر سه بار جایزه را به رقبای خود واگذار کرد.

کرک داگلاس در کنار استنلی کوبریک سر صحنه فیلم «راه های افتخار» (۱۹۵۷)

۳-«راه های افتخار» نخستین فیلم داگلاس در جایگاه تهیه کننده است گرچه نام وی به عنوان تهیه کننده در تیتراژ فیلم ذکر نشده است. کرک داگلاس در سال ۱۹۶۹ درباره این فیلم گفت: «راه های افتخار» فیلمی است که همیشه خوب خواهد ماند و من مجبور نیستم تا ۵۰ سال دیگر صبر کنم تا متوجه این موضوع شوم.

داگلاس در نقش اسپارتاکوس، رهبر انقلاب ضد برده‌داری در فیلم «اسپارتاکوس» (۱۹۶۰)

۴-داگلاس مدعی است که در فیلم «اسپارتاکوس» با درج نام دالتون ترومبو فیلمنامه نویس فیلم در تیتراژ، تابوی ذکر نکردن نام افراد حاضر در فهرست سیاه هالیوود موسوم به «هالیوود تِن» را شکست. هر چند افرادی مانند ادوارد لوییس تهیه کننده فیلم «اسپارتاکوس» و فرزندان دالتون ترومبو این ادعا را رد کرده اند. 

داگلاس در فیلم «شجاعان تنها هستند» (۱۹۶۲)

۵-«شجاعان تنها هستند» (۱۹۶۲) یکی از آخرین فیلم های مهم داگلاس در دنیای سینماست؛ فیلمی که از دیدگاه خود وی محبوب ترین فیلم کارنامه بازیگریش است. پیتر بردشاو منتقد نامدار گاردین و مایکل داگلاس نیز معتقدند «شجاعان تنها هستند» بهترین فیلم کارنامه بازیگری کرک داگلاس است.

کرک داگلاس در کنار جک نیکلسون و مایکل داگلاس

۶-کرک داگلاس با وجود تمایل بسیار زیاد به بازی در فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» (۱۹۷۵) با مخالفت مایکل، پسرش که تهیه کننده این فیلم بود نتوانست نقش راندل مک مورفی را بازی کند. این نقش سرانجام به جک نیکلسون رسید.

کرک داگلاس در سال ۱۹۹۶ در لحظه دریافت جایزه افتخاری اسکار

۷-کرک داگلاس در سال ۱۹۹۶ به مناسبت پنجاهمین سال حضورش در سینما جایزه افتخاری اسکار را دریافت کرد. او ۲ ماه پیش از مراسم اسکار سکته مغزی کرده بود و شدت سکته به حدی بود که بعید به نظر می رسید بتواند در مراسم حاضر شود، اما داگلاس با اراده ای مثال زدنی به مراسم اسکار آمد و جایزه خود را در مراسمی پراحساس دریافت کرد.

کرک داگلاس در کنار بردلی کوپر، رابرت دنیرو و دیوید اُ راسل در مراسم اهدای جایزه کرک داگلاس به رابرت دنیرو

۸-از سال ۲۰۰۶ جایزه ای به نام کرک داگلاس در جشنواره جهانی فیلم سانتا باربارا اهدا می شود. از دریافت کنندگان شاخص این جایزه می توان به رابرت دنیرو، وارن بیتی، کوئنتین تارانتینو، هریسون فورد، مایکل داگلاس و جین فوندا اشاره کرد.

کرک داگلاس در کنار برت لنکستر 

۹-در میان بازیگران بزرگ کلاسیک رفاقت میان کرک داگلاس و برت لنکستر زبان‌زد بود و این رفاقت تا به جایی بود که داگلاس بارها در مصاحبه هایش در این سال ها از نبود برت لنکستر رفیق سال های دورش شکایت کرده است.

داگلاس و لنکستر در هشت فیلم با یکدیگر همبازی بودند که از مهمترین این فیلم ها می توان به «جدال در اوکی کرال» (۱۹۵۷) و «هفت روز در ماه می» (۱۹۶۴) اشاره کرد.

کرک داگلاس در کنار پسرش مایکل

۱۰-کرک داگلاس که پدر مایکل داگلاس بازیگر مشهور برنده جایزه اسکار است یک بار پس از آنکه پسرش مایکل از نمایش تئاتر «درخت تابستانی» اخراج شد، کل حقوق داستان فیلم و تئاتر آن اثر را خریداری کرد و آن را به پسرش مایکل داد تا در آن نقش آفرینی کند.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع