X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

استقلال مالی خانه سینما، همت عالی می‌طلبد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، اولین نشست رسانه‌ای مرضیه برومند در مقام مدیرعامل «خانه سینما» با حضور محمدمهدی عسگرپور رئیس هیأت مدیره و همراهی کیوان کثیریان مدیر روابط عمومی این نهاد صنفی، صبح امروز سه‌شنبه ۹ خردادماه در محل خانه سینما برگزار شد.

این نشست با پخش سرود ملی و قرائت آیاتی از قرآن مجید آغاز شد.

در ابتدای این نشست مرضیه برومند مدیرعامل خانه سینما گفت: در ابتدا که آمده بودم هیجان‌زده بودم که هر چه سریع‌تر با خبرنگاران دیدار داشته باشم و مشتاق بودم اما متوجه شدم اطلاعاتم درباره خانه سینما، مناسباتش، مشکلاتش، تسلط بر برنامه‌های هیأت مدیره کامل نیست. در این دو ماه واقعاً یک روز بیکار نبودم. همه وقتم را گذاشتم تا از کارها سر در بیاورم. سی و دو صنف داریم که با ۲۸ صنف ملاقات کرده‌ام. از صنف عکاسان معذرت می‌خواهم که چندبار قرار گذاشتیم و ناچارا قرار برهم خورد. با دوستان سازمان سینمایی صندوق اعتباری هنر و… هم دیدارهایی داشتیم تا درباره موضوعات مختلف و امور رفاهی گفتگو کنیم. الان یک شمای کلی از وضعیت خانه سینما دارم. در خانه سینمایی که سی ساله شده و در سی سالگی این موضوع را به فال نیک می‌گیرم که اولین نشست را با شما زیر این درخت و چتر سی ساله دارم که البته تأسیس آن به سال ۶۸ برمی‌گردد. من شاهد بودم که مرحوم داوود رشیدی جزو پایه‌گذاران صنف بازیگران بود.

وی با اشاره به تاریخچه شکل‌گیری خانه سینما مطرح کرد: حالا با گذشت سی سال می‌بینیم که خانه سینما چه نقش مهم و مؤثری ایفا کرده و از نهادهای مدنی تأثیرگذار بوده توانسته سی سال دوام بیاورد بسیاری از امور سینماگران را انجام می‌دهد طبق آمار این خانه شش هزار و پانصد عضو دارد البته برخی صنوف آمار متفاوتی دارند.

بحران‌هایی که فوراً روی سینما تأثیر می‌گذارد

برومند مطرح کرد: خانه سینما این درخت تنومند الان برومند هم شده است. در طی این سال‌ها اتفاقات زیادی رخ داده درخت خانه سینما و سینماگران با هر بحران اجتماعی گاهی لریزده و بالا و پایین داشته اما توانسته دوام بیاورد. برخی از دوستان نه چندان دوست خانه سینما، گاهی کمر به نابودی آن بستند اما با کمک دوستان و با تدبیر دولتمردان وقت از این بحران خارج شده و امروز این نهاد سی ساله شده است.

وی ادامه داد: بحران‌های اجتماعی سیاسی اقتصادی فوراً روی سینما تاثیر می‌گذارد چون مستقیماً روی روحیه مردم تاثیر می‌گذارد و اقتصاد متزلزلی هم دارد. در سالیان گذشته با بحران کرونا مواجه بودیم که روی تولید و اکران تاثیر گذاشت. بعدش هم در سال گذشته ماجراهای دردناک و غم انگیزی داشتیم و باعث شد سینما نتواند به درستی کار کند. اما پلتفرم‌ها کمک کردند تا سینما کمتر آسیب ببیند و باعث شد برخی از همکاران ما سرکار بروند چون ماجراهای اخیر ضربات مهلکی به اقتصاد سینما زد.

مدیرعامل خانه سینما گفت: هم در سطوح بالاتر و هم پایین‌تر رفته رفته اوضاع در حال برگشتن به روال خود است. فیلم‌هایی امروز می‌فروشند البته سرگرم‌کننده هستند و این طبیعی است چون روحیه مخاطبان متاثر از شرایط بود و به فیلم‌های خنده‌آور نیاز داشتند اما متاسفانه باعث شد عده‌ای دوباره تمایل به ساخت این فیلم‌ها پیدا کنند. اما گونه‌های دیگر آسیب دیده‌اند. مثل سینمای قصه‌گونه، اجتماعی، کودک و… فیلم سینمایی از این دست گاه دچار ممیزی شدند یا اجازه نمایش پیدا نکردند و گاه در هیاهو نتوانستند چندان بفروشند. ما کم کم در حال عبور از این بحران‌ها هستیم. فروش بلیت حالا پنجاه درصد افزایش پیدا کرده که البته خوشحال‌کننده است اما کافی نیست باید کمک کنیم تا دوباره فیلم‌های اجتماعی ساخته شود، فشارها کاهش پیدا کند و به فیلمسازان اعتماد شود.

اولین برنامه‌ام ارتباط با اهالی رسانه است

برومند ادامه داد: اگر سینما یک برنامه توسعه پیدا کند و مدیران سینما برای ده سال آینده برنامه داشته باشند، اقتصاد سینما متحول می‌شود و آن وقت نیاز به کمک‌های دولتی کمتر می‌شود البته حمایت‌های دولتی حق سینماست، چون این حمایت‌ها همیشه در اختیار صنایع دیگر بوده اما سینما نتوانسته است از آن، آنچنان که باید استفاده کند. من برای اینکه برنامه‌های هیأت مدیره را انجام دهم برنامه‌های زیادی دارم اما اولین برنامه من این است که با شما اهالی رسانه ارتباط داشته باشم و اخبار خانه سینما را به طور مداوم و مستمر با شما در میان بگذارم. به حمایت شما هم نیاز داریم تا بتوانیم برنامه‌های کلان را عملی کنیم.

وی افزود: ما می‌خواهیم حالا یک تصویر کلی از خانه سینما در اختیار شما بگذاریم. این تصویر دو بخش است که اولی مسایل داخلی است. من اولین مشکل را مشکل ساختاری و تشکیلاتی دیدم که این یک بحث قدیمی است که گویا در کل این سال‌ها همه با آن درگیر بوده‌اند. از ترکیب مجمع عمومی تا تفکیک صنوف کارگری و … من حتی از بیرون می‌دیدم برایم سوال بود که این چه جور صنفی است که کارگر و کارفرما در آن زیر یک سقف است؟ اما بعد فهمیدم این اتفاقاً موضوع خوبی است چون صنف متفاوتی داریم.

مدیرعامل خانه سینما توضیح داد: ما سه گروه داریم؛ تهیه‌کنندگان سرمایه‌گذاران و زیر مجموعه آنها یک بخش هستند، هنرمندان و خالقان اصلی اثر گروه دیگری هستند که با اندیشه خود سر و کار دارند گروه سوم عوامل اجرایی و زیرشاخه‌ها هستند که تعداد بسیاری در این حلقه متمرکز هستند که البته می‌دانم تفکیک و سامان دهی آنها سخت است اما قصد دارم به سمتش بروم.

معضل بزرگ‌مان امنیت شغلی است

برومند در ادامه تأکید کرد: بحث بعدی بیکاری و عدم امنیت شغلی است که از قبل هم وجود داشته و با شرایط و ماجراهای اخیر بدتر هم شده است شاید معضل بزرگ خانه سینما باشد. در ملاقات با صنوف از آنها خواستم اولویت‌ها، پیشنهادها و راهکارهای خود را بگویند. در یک جمع‌بندی متوجه شدم بیشترین خواسته درباره امنیت شغلی بوده است.

وی گفت: انجمن‌های خانه سینما مثل جزایر پراکنده هستند که هیچ ارتباطی با هم ندارند. گروه‌ها گاه منافع مشترک و گاه منافع متقابل دارند. ارتباط دوسویه میان اعضای خانه سینما وجود ندارد و ارتباط متقابل برقرار نمی‌شود، که به نظرم این یک ضعف است. البته تشکیلات اداری هم شادابی خود را از دست داده و فضا دیگر هنری و فرهنگی نیست. به زعم من یک فضای ایستا و گاه غم‌انگیز دارد. برخی برای مسایل رفاهی به اینجا می‌آیند روزی چندین نامه وام به خانه سینما می‌آید که البته وظیفه ماست پیگیری کنیم اما من را افسرده کرده است. نامه برای سفارتخانه‌ها به منظور اخذ ویزا و… هم از دیگر بحث‌های ما در این چند ماه بوده است.

درباره مشکلات مالی «خانه سینما» کابوس می‌بینم!

این کارگردان سینما گفت: من درباره مشکلات مالی خانه سینما گاهی کابوس می‌بینم و قرص آرام بخش می‌خورم! بودجه‌ای که سازمان سینمایی می‌دهد ناچیز است در حالی که این بودجه سهم فرهنگ و هنر است. گاهی حتی این بودجه به اندازه هزینه‌های جاری است. من اصلاً خسیس نیستم اما حتی برای یک لیوان هم اینجا فکر می‌کنم. ساختمان ما اینجا نیاز به تعمیر دارد تورم باعث شده این بودجه‌ای که نسبت به سال‌های گذشته نصف شده بود حالا یک چهارم شود و اصلاً کفاف هزینه‌ها را ندهد. برای برنامه‌های اصلی باید پول داشته باشیم ولی مشکلات مالی عدیده‌ای داریم و این برای من بسیار نگران‌کننده است.

برومند ادامه داد: احساس می‌کنم خانه سینما دچار روزمرگی شده است و بخش اعظم آن معطوف به مشکلات مالی است، چون تمام توان ما برای به دست آوردن منابع مالی مصرف می‌شود. ما بدهی زیادی داریم. هفتصد میلیون بدهی به تامین اجتماعی داریم که تعجب‌آور است. گاهی ما را جریمه می‌کنند و این جریمه انباشته می‌شود و هفتصد میلیون می‌شود. انجام همه برنامه‌ها پول می‌خواهد. تورم باعث شده که هزینه‌های برنامه‌های ما زیاد شود. حتی یک روز گفتم می‌خواهم استعفا دهم چون آمده‌ام کارهای بزرگ کنم، اما این مسایل نمی‌گذارد. چیزهایی از ما می‌خواهند که به قول آقای قالیباف دل آدم به درد می‌آید! مثلاً برخی می‌گویند چرا به ما عیدی نمی‌دهید؟ آخر مگر چه کسی به ما عیدی داده است؟ به قول آقای احمدی‌نژاد، لولو برد!

با سازمان سینمایی درباره ماهیت «خانه سینما» اختلاف‌نظر داریم

وی درباره مسایل بیرونی «خانه سینما» هم گفت: اول از همه اختلاف‌نظر با سازمان سینمایی و ارشاد است. ما با این سازمان درباره ماهیت خانه سینما اختلاف نظر داریم ما می‌گویم یک صنف هستیم اما آنها می‌خواهند یک موسسه فرهنگی باشیم. البته ما درک می‌کنیم ارشاد و سازمان سینمایی محدودیت قوانین دارند اما این مشکل ما نیست، باید مقررات خود را تغییر دهند. در کتاب قوانین ارشاد ذکر شده که قوانین باید اصلاح شود، اما تاکنون این اتفاق رخ نداده است. باید این کار را کنند تا دچار اصطکاک نشویم و کنار هم باشیم.

این کارگردان سینما تأکید کرد: به هر حال آن‌ها بخش دولتی هستند و ما بخش خصوصی. اینکه تعریف درستی از شغل ما وجود ندارد ما را با سازمان‌های دیگر هم دچار مشکل کرده است، مثل سازمان مالیات. سازمان مالیات نمی‌داند که ما گاهی پنج سال بیکار هستیم و گاهی یک سال کار می‌کنیم که برای آن مالیات می‌خواهند. یا مثلاً بیمه که در پیدا کردن شغل مشابه گفتند ما مثل صیادان پاره‌وقت جنوب هستیم. از آقایان دولتی خواهش می‌کنم بدانند که تعریف شغلی ما مشکل دارد. سهم ما از درصدهای عوارض چیست؟ اگر به جای آن دو درصد، نیم درصد هم بدهند مشکلات ما حل می‌شود.

عسگرپور: شرایط سال گذشته را فراموش نکنیم

در ادامه محمدمهدی عسگرپور رییس هیات مدیره خانه سینما گفت: با آغاز کار هیات مدیره جدید مجموع برنامه‌هایی را پیش‌بینی کردیم برای دو سال آینده و بخشی از آنچه که داشتیم برگرفته از تجارب سال‌های گذشته بود که به نظرم جزو محاسن این هیات مدیره است. ماجراهای مهرماه شروع شد و بخش زیادی از برنامه‌هایی که طراحی شده بود به حاشیه رفت شرایط کشور را در طول سال گذشته فراموش نکنیم که خیلی از اولویت‌های ما را تغییر داد. ما درگیر مسایل همکاران و مسایل اجتماعی شدیم. گاهی دوستان راحت می‌توانند مسایل اجتماعی و سیاسی را مثل یک خط کش جدا کنند اما من نمی‌توانم. ما در کشوری هستیم که همه این مسایل با هم است در خیلی از کشورها اینچنین است و تفکیک این‌ها در مسایل صنفی ممکن نیست.

وی ادامه داد: مثلاً همان دو درصدی که خانم برومند درباره سهم صنوف از عوارض گفت را اگر پیگیری کنیم آیا ما کار اجتماعی کرده‌ایم یا سیاسی؟ هر دولت برخی چیزها را از ما می‌گیرد. مثلاً تجمیع عوارض کردند و گفتند ما به شما کمک می‌کنیم و تفاهم‌نامه‌ای را با ارشاد امضا می‌کنیم و دیگر نگرانی نخواهید داشت، اما ما از مجموعه‌ای که می‌توانست طلبکارانه حق خود را بگیرد تبدیل به کسی شدیم که دست دراز کنیم و کمک بگیریم! ممکن است یک سال به ما کمک کنند و یک سال نه.

عسگرپور گفت: همین شرایط باعث می‌شود همکاران ما سراغ از عیدی بگیرند و فراموش کرده‌اند که این حق‌ها از ما طی زمان گرفته شده است. پیشنهاد مشخص ما این است که به همان وضعیت قبل برگردیم آن زمان رفتار صنف تغییر می‌کند و خود را پیدا می‌کند.

رئیس هیأت مدیره خانه سینما افزود: مهمترین مسأله‌ای که در هیات مدیره مطرح شد، درباره اکران و نمایش فیلم‌ها بود. در تحولات تکنولوژیک سینما ما همواره با پدیده‌هایی مواجه شده‌ایم که آمادگی آن را نداشته‌ایم. چون تحولات در دنیا اتفاق می‌افتاد ولی ما می‌گفتیم فعلاً احتیاجی نداریم چون فیلم‌ها دارد می‌فروشند! در هیات مدیره جدید برنامه‌های ما تحت تاثیر این موضوع بود که ما داریم وارد موقعیت جدیدی می‌شویم و باید از موقعیت‌های سنتی خارج شویم. در حال حاضر فعالان صنعت فیلم از حوزه سنتی خارج شده‌اند. اگر خانه سینما و نهاد صنفی به این مسأله مهم توجه نکند به سمت اضمحلال می‌رود و فعالیت‌های آن بلا استفاده می‌شود پس باید با شرایط جدید تعریف جدید داشته باشیم.

فکر می‌کنند تغییر اساسنامه «خانه سینما» کودتا است!

وی ادامه داد: اساسنامه خانه سینما تبدیل به «اسمشو نبر» شده است! همه فکر می‌کنند تغییر اساسنامه یک چیز خزنده، مخملی و کودتاست در حالی که یک چیز عادی است. اگر این واقعیت باشد که ما باید با شرایط جدید تطبیق پیدا کنیم، آیا نباید اساسنامه تغییر کند؟ ما سر این موضوع در دولت فعلی، قبلی و قبل‌تر دچار چالش بودیم. اصلاً از دولت دهم این موضوع آغاز شد و یک جور توهم توطئه شکل گرفته است.

تلاش برای حمایت از حقوق کودکان بازیگر

در این بخش مرضیه برومند گفت: سیاست‌های اجرایی من این است که خانه سینما را چه از لحاظ فضا و چه از نظر دیگر ابعاد، از این بی‌صدایی دربیاورم و سایت ما به درستی کار کند. برای این موضوع نیازمند همکاری اصناف هستیم، چابک‌سازی خانه از دیگر برنامه‌های ماست. در تلاشیم تا منابع مالی دیگر هم شناسایی کنیم تا از این وضعیت اسفناک بیرون بیاییم. ایجاد سازمان نظام سینمایی جزو چشم‌اندازهای ماست. هموار کردن مراحل پذیرش اعضای جدید هم از دیگر برنامه‌های ماست. پول هم می‌خواهیم. نیاز به منابع مالی داریم. بهینه‌سازی ضوابط و آیین‌نامه‌های شوراهای داوری و صیانت هم از برنامه‌های مهم ماست.

وی ادامه داد: تلاش برای تدوین آیین‌نامه حمایت از حقوق کودکان بازیگر و نظارت بر حسن اجرای آن هم از برنامه مهم من است. باید حتماً به مسایل آنها رسیدگی شود چون اتفاقاتی که الان می‌افتد خلاف کنوانسیون حقوق کودک است.

برومند: از سخنان محمد خزاعی تعجب کردم!

برومند در ادامه در پاسخ به سوالی درباره سخنان شب گذشته محمد خزاعی درباره هنرمندان حاضر در یکی از فیلم‌های به‌نمایش در آمده در جشنواره کن و احتمال ممنوعیت ادامه فعالیت آن‌ها در سینما به‌واسطه حضور در فیلم‌های فاقد مجوز گفت: من از آن سخنان بسیار تعجب کردم. چنین چیزی صحت ندارد. احتمالاً آقای خزاعی نمی‌خواسته بگوید و زبانش اینچنین چرخیده است! ما با چنین چیزی موافق نیستیم. اگر مناسباتی درست بین خانه سینما و سازمان سینمایی درباره فیلم‌های بدون پروانه شکل بگیرد، شاید بتوانیم کاری کنیم اما چرا این فیلم‌ها پروانه ساخت نمی‌گیرند؟ چرا وقتی پروانه می‌گیرند، پروانه نمایش نمی‌گیرند؟ فیلم‌های دارای پروانه ساخت و نمایش باز هم دچار اعمال سلیقه می‌شوند و جلوی آنها را می‌گیرند!

این سینماگر افزود: سازمان سینمایی باید راهکاری پیدا کند تا شأن مجوزی که می‌دهد توسط مسئولان مختلف مورد احترام قرار بگیرد. درباره مسأله آثار بدون پروانه می‌توانیم کارگروهی شکل بدهیم میانه را بگیریم تا فیلم‌ها پروانه داشته باشند و ارزش مجوز حفظ شود. همین چند وقت پیش یکی از مستندسازان که پروانه داشته و تلویزیون هم کارش را پخش کرده بود دچار مشکلات عدیده شد.

عسگرپور: باید از سخنان خزاعی نگران باشیم

عسگرپور هم در پاسخ به همین سوال گفت: من دیشب در آن بخش مراسم که مربوط به صحبت‌های آقای خزاعی بود نبودم اما حین سخنان آقای وزیر بودم و فکر کردم قرار است یک فضای همدلی ایجاد شود. بعد که صحبت‌های آقای خزاعی را در خبرگزاری‌ها دیدم متوجه شدم باید نگران باشیم. نمی‌دانم انگیزه ایشان از این صحبت‌ها در جلسه سینماگران دفاع مقدس چه بوده است. فکر می‌کردم این صحبت‌ها باید در یک روز دیگر و در جلسه و جمع دیگری گفته می‌شد. این صحبت‌ها کمک به وضعیت فعلی سینما نمی‌کند، بلکه آن را پیچیده‌تر می‌کند.

رئیس هیأت مدیره خانه سینما تأکید کرد: ما یک سری آیین‌نامه داریم که برمبنای آن‌ها اساساً پروانه ساخت جزو قوانین نیست. پروانه ساخت بر مبنای مصوبه هیات وزیران شکل گرفته اما پروانه نمایش بر مبنای قانون است. اگر من امروز یک فیلم بدون پروانه ساخت بسازم آیا قانون جرم انگاری کرده است؟ منظورم این نیست که جرم انگاری شود، بلکه این خواست‌های متفاوت مدیران است. من امیدوارم به پروانه ساخت به گونه‌ای دیگر نگاه شود. در مقاطعی فقط طرح را می‌خواندند اما حالا فیلمنامه را کامل می‌خوانند! می‌دانم که در شورای پروانه نمایش هم گاهی رای اقلیت تاثیرگذار است و اینچنین نیست که اکثریت تاثیرگذار باشند. اینکه آقای خزاعی می‌گویند ما در خانه سینما هم با این سینماگران برخورد می‌کنیم، باید بگویم خیر اینچنین نیست و ما چنین تفاهم‌نامه‌ای نداشته‌ایم.

قبل از اثبات جرم نباید آبرویی ریخته شود

برومند در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره جنبش می‌تو گفت: دورادور از این داستان اطلاعاتی دارم. به نظرم این‌جور مسایل ناشی از مسایل میان صاحبان قدرت، ثروت و شهرت با زیردستان است. الزاماً هم مختص خانم‌ها نیست. من با طرح رسانه‌ای ناگهانی‌اش مخالفم. احساس می‌کنم فضای خانه سینما، خانه‌ای امن است که اگر چنین اتفاقاتی رخ داد ابتدا باید در اینجا طرح شود و اینجا کارگروه‌های حقوقی ما حتماً پیگیری می‌کنند. با هتک حرمت هیچ‌کس موافقت ندارم، اما خانه سینما سعی کرده با گفتگو مسأله را حل و فصل کند. من شخصاً ترجیح می‌دهم قبل از اثبات جرم، آبروی کسی ریخته نشود اما اگر ثابت شد تمام قد کنار کسی که متضرر شده است، می‌ایستم. می‌دانم که چنین اتفاقاتی در همه عرصه‌ها رخ می‌دهد و هر قدرتمندی سو استفاده می‌کند راهکار خانه سینما شورای صیانت بوده که البته من با آنها دیداری نداشته‌ام و باید این شورا قوی شود.

وی افزود: من شبیه خودم هستم. جنگجو هستم اما اهل بهم زدن نیستم. می‌جنگم تا شرایط درست شود و افراد و مسئولان همدل شوند. من از ابتدا دعوا نمی‌کنم. فعلاً در حال گفتگو هستیم و اوضاع به آن بدی هم نیست. ولی اگر درست نشود حتماً واکنش نشان می‌دهم. این‌طور نیست که چون کاراکتر جنگجو دارم، حتماً از ابتدا دعوا کنم و کسی را لت‌وپار کنم. فکر می‌کنم گاهی گوش شنوایی هست. برای من نهاد مستقل صنفی خانه سینما مهم است تا رشد کند.

تصور مسئولان نسبت به ما مخدوش است

برومند در پاسخ به خبرنگار دیگری درباره پیگیری وضعیت فعالیت برخی هنرمندانی که با مشکلاتی مواجه شده‌اند گفت: ما هنرمندان ممنوع‌الکار و ممنوع‌الخروج و در معرض رفتن به زندان و دارای پرونده داریم. گاهی سازمان سینمایی هم به حل شدن موضوع کمک می‌کند. با این حال من در آغاز راه هستم و باید بگویم من یک مهاجمم. اما دوست ندارم شکاف بین سینماگران و مسئولان بیشتر شود. چون عمیقاً رنج می‌کشم. پس باید تلاش کنیم این شکاف کمتر شود. مسئولان ما هم باید ارشاد شوند چون تصورشان نسبت به ما مخدوش است.

مدیرعامل خانه سینما در ادامه درباره بودجه دریافتی این نهاد توضیح داد: ما هنوز حقوق کارمندان‌مان را هنوز نداده‌ایم! سازمان سینمایی چندرغاز می‌دهد. سازمان سینمایی یک میلیارد تومان بودجه داد که صرف حقوق کارمندان، جریمه بیمه و مالیات و… شد. تنها ماهی سی چهل میلیون هزینه پول آب و برق خانه می‌شود.

برخی دوستان فکر می‌کنند فقط باید بن مرغ و گوشت بدهیم!

عسگرپور در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره کنش‌های سیاسی خانه سینما گفت: بخشی از صحبت‌هایی که ما معمولاً در این‌جور جلسات می‌کنیم کمی قدیمی است که به زبان‌های مختلف تکرار می‌شود. مفهوم خانه سینما را نمی‌شود راحت توضیح داد. خیلی از مسایل گاهی از سوی همکاران ما مطرح می‌شود. اگر ما مسایل فیلمسازان دارای مشکل را حل کنیم اولین برخورد از سوی همکاران ما شکل می‌گیرد و می‌گویند این وظیفه خانه سینما نیست برخی از دوستان فکر می‌کنند فقط باید بن گوشت و مرغ بدهیم و غیر از این اگر کاری انجام دهیم کار غیرصنفی کرده‌ایم!

وی گفت: ما در شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی نماینده داریم. قرار بود این شورا پنج نفره باشد اما هفت نفره شد و باقی اعضای آن از سوی دولت تعیین می‌شوند. آمار پروانه ساخت شش ماه اخیر را بگیرید و ببینید چگونه پروانه پشت پروانه می‌گیرند. اما بخش دیگر نمی‌توانند کار کنند اگر روی این موضوع مسأله داشته باشیم اول از همه همکاران ما می‌گویند چرا کار سیاسی می‌کنید باید آن دو کرسی پروانه ساخت را حفظ کنید.

برومند هم خطاب به عسگرپور گفت: آیا فکر نمی‌کنید برای جلوگیری از ضرر و زیان و جبران ضررها، آنها دوست دارند فیلم‌های بی‌ضرر تولید کنند؟ اصلاً حالا سرمایه‌گذاری برای ساخت فیلم‌های اجتماعی هست؟

اگر فیلمسازی دوست دارد در حوزه سیاسی کار کند، نترسیم

عسگرپور هم مطرح کرد: گاهی اوقات برای ارتقای کارمان مشارکت زیاد و گاهی عدم مشارکت نیاز است. مسأله ما در خانه سینما این است که همکاران ما تا جایی که ممکن است بتوانند کار کنند. من هم مدتی است امیدوارم. امیدوارم این اتفاق با گفتگو و سماجت رخ دهد و همکاران ما کار کنند. اگر فیلمسازی داریم که نگرش خاصی دارد او هم باید کار کند. اگر فیلمسازی داریم که دوست دارد در حوزه سیاسی کار کند آنقدر نترسیم. این‌همه به سینمای ایران می‌گویند سیاه و تلخ ولی به تولیدات آمریکا و اروپا هم نگاه کنید ببینید چه کاری در فیلم‌ها می‌کنند. تندترین نقدها را به ساز و کار خود در فیلم‌هایشان دارند فیلم‌های ما را حتی پاستوریزه تعبیر می‌کنند.

وی گفت: اصلاً درباره سینمای دفاع مقدس حرف بزنیم. کسی تا کنون گفته که چرا به این وضع دچار شده است؟ چون همیشه یک قرائت از آن وجود دارد اما آیا می‌شود درباره عملیات فریب محسن رضایی هم فیلم ساخت؟ به نظرم علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس وجود داشتند اما اتفاقاً دوستان دولتمرد آن‌ها را از بین بردند.

رئیس هیأت مدیره خانه سینما درباره سرانجام هنرمندان ممنوع الکار هم گفت: به نظرم برخی مسایل همچنان ادامه دار است. همین اظهارنظر دیشب آقای خزاعی نگران‌کننده است. آن محفل و آن مکان جای گفتن آن حرف‌ها نبود.

برخی فکر می‌کنند در «خانه سینما» بخوربخور می‌شود!

برومند هم در ادامه درباره شفافیت گفت: شفاف‌سازی خیلی خوب است. در دوره گذشته خانه سینما ۶ میلیارد تومان بودجه داشت. مسایل بسیار پیش پا افتاده هم ما را دچار مشکل کرده و اساساً پول چندانی نداریم اگر پولی بود که برنامه‌های کلان زمین نمی‌ماند. گاهی فکر می‌کنند در خانه سینما بخور بخور شده است. در حالی که این چنین نیست. مثلاً برخی از اعضای کانون کارگردانان حتی توانایی پرداخت چهارصد هزار تومان حق عضویت سالانه خود را نداشتند. این واقعاً تاسف‌بار است که شأن سینماگر چنین شده‌است. خبری آمد که آقای خزاعی نامه‌ای محرمانه درباره نیاز هنرمندان به مسکن مهر نوشت که البته برخی اعضا ناراحت شدند اما واقعاً برخی اعضا به همان‌ها نیاز داشتند.

عسگرپور هم اظهار کرد: تعدادی از اعضای ما وضع مالی خوبی دارند ولی برخی هم چنین نیستند برخی در حاکمیت سعی می‌کنند درباره این سینما تصمیم‌گیری کنند مثل قضیه مالیات. آنها بر مبنای صد نفر که چنین حقوق خوبی دارند شلاق برداشته‌اند و شش هزار عضو آن را می‌زنند!

وی گفت: برخی می‌گویند اگر نمی‌توانید پول بگیرید بگویید ما برویم و بگیریم و ما معنای این حرف را می‌فهمیم مثلاً در دهه هشتاد برخی گفتند شما اسناد مالی را بدهید و ما پول بگیریم و به شما بدهیم ولی ما چرا باید این کار را می‌کردیم آن دوستان رابطه مشخص با دولت داشتند!

استقلال مالی «خانه سینما» همت عالی می‌طلبد

برومند هم گفت: چند وقت پیش گفتم برویم به سمت استقلال مالی، چون مبلغی که به ما می‌دهند اصلاً ارزش این‌همه حرف را ندارد، اما این موضوع یک همت عالی می‌طلبد. سینمای اجتماعی ما در حال از بین رفتن است و باید فیلم‌های اجتماعی ساخته شود. در ملاقات با آقای اسماعیلی وزیر ارشاد هم همین حرف را زدم. دنبال این هستم که به سمت فیلمنامه‌های به بن‌بست خورده بروم تا ببینم چه ایراد بنی‌اسرائیلی از آن‌ها گرفته‌اند. من سازشکار نیستم، چون منافعی در سازشکاری ندارم. پای حرمت سینما، کیفیت و اعتلای آن ایستاده‌ام. طبیعی است که فیلم‌های اجتماعی مشکلات خود را دارند اما چرا یک فیلم خانوادگی هم ساخته نمی‌شود؟ چرا همه سریال‌ها بزن بهادر شده‌اند؟ همه این‌ها تقصیر خانه سینما نیست و برخی از همکاران ما هم چنین دیدگاهی دارند.

شاید قالب جشن خانه سینما تغییر کند

عسگرپور درباره وضعیت برگزاری جشن خانه سینما هم گفت: ما جزو کشورهایی هستیم که نمی‌توانیم هر سال هر جشنی را با یک قاعده برپا کنیم، چون مناسبات کشور ما متفاوت است. به هر حال امسال باید این رویداد را برگزار کنیم اما ممکن است قالب آن متفاوت باشد اما به هر حال مراسمی را خواهیم داشت و آن اواخر شهریور خواند بود.

رئیس هیأت مدیره خانه سینما در پایان با اشاره مجدد به اتفاقات سال گذشته بیان کرد: مجموعه حاکمیت هم خیلی آمادگی رویارویی با آنچه که اتفاق افتاد در ابعاد مختلف را نداشت. بخشی از قوه قضاییه انصافاً خیلی خوب همکاری کردند. حتی قبل از عفو خیلی از مسایل در قوه قضاییه حل شده بود. یک مدل نسبتاً درست از تعامل در آن دوره شکل گرفت و امیدواریم همین موضوع پایه قرار بگیرد و بتوانیم مشکلات را حل کنیم. برخی مقامات قوه قضاییه خیلی وقت گذاشتند و با گفتگو خیلی مشکلات مرتفع شد. البته سازمان سینمایی هم انصافاً کمک کرد. امیدوارم کمتر با اتفاقات این چنینی مواجه شویم. مسأله اول ما در سینما این است که همکاران ما کار کنند و آن کاری را که فکر می‌کنند درست انجام بدهند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نشست خبری مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره خانه سینما


نشست خبری مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره خانه سینما

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«فی مابین» آماده نمایش شد/ یک زوج در دام اتهام و سرکوب – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم کوتاه «فی مابین» به نویسندگی و کارگردانی پوریا اوسطی با پایان مراحل پس از تولید، آماده پخش شد.

تهیه‌کنندگی این فیلم را سامان حیدری به‌ عهده داشته و حسین جزء جوادی، عباس بابایی، شکوفه جعفری، بابک جعفریه، حمید دارایی، شهلا قهرمان وند، کیوان مرادی در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند.

در خلاصه داستان «فی مابین» آمده است: «معصومه، شوهرش امیر را باعث مرگ مادر مجید در تصادف می‌داند، اما امیر سعی دارد با سرکوب زنش بخشی از حقیقت را پنهان کند، تا هر ۲ در دام دیگری می‌افتند.»

سار عوامل این فیلم عبارتند از دستیار کارگردان: مرضیه سپهری، مدیر فیلم برداری: محمد رسول عمادین، صدابردار: احمد صابری، موسیقی: پدرام جیراوند، طراحی و ترکیب صدا: رضا غرابی طهرانی، طراح صحنه و لباس: حمید رجایی، طراحی پوستر: حمید رجایی، گریم: علیرضا غدیری، فرشته سطوت، اصلاح رنگ و نور: هوتن حق شناس، مدیر تولید: شاهده شیری، منشی صحنه: سحر سطوت، عکاس و طراح پوستر: حمید رجایی، تدوین: پوریا اوسطی، پخش کننده: صامت فیلم، دستیاران فیلمبردار: بهنام قاسمی، جواد برزگر، محمد رضا احمدپور، دستیار صدابردار: امیرحسین قره داغی، مترجمان: آرزو نیکار، ناعمه حسن پور.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حضور مرکز گسترش در بازار فیلم ورد کانتنت مسکو – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، دوشنبه ۸ خرداد بازار فیلم وردکانتنت در اینفواسپیس مسکو آغاز به کار کرد. مرکز گسترش، بنیاد سینمایی فارابی، سازمان سینمایی سوره (حوزه هنری) از ایران در این بازار حضور دارند. بازار فیلم وردکانتنت محلی برای تمرکز خریداران، فروشندگان و فعالان صنعت سینما، در عرصه توزیع و پخش فیلم است.

علاوه بر ایران و روسیه، کشورهای استقلال یافته، هند، بلاروس، ترکیه، چین و کره جنوبی در این بازار حضور دارند. پاویون ایران هم در بازار ورد کانتنت برپا شده، بازار فیلم کانتنت مسکو از سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرده است.

علاوه بر موسسات دولتی، پخش‌کنندگان و فعالان حوزه توزیع و پخش فیلم ایرانی از شرکت‌های خصوصی هم در حوزه سینما، مستند و انیمیشن در این بازار حضور دارند. در این بازار، حضور شرکت‌های تولید و توزیع سریال به ویژه از ترکیه و کره جنوبی قابل توجه است.

بازار فیلم وردکانتنت چهارشنبه ۱۰ خرداد به کار خود پایان می‌دهد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس های قیامی که زمینه ساز انقلاب شد


پیروزی انقلاب اسلامی ثمره بسیاری از وقایع و روزهای سخت و دشوار توأم با سرکوب، شکنجه و قتل عام روحانیون و مردم مبارز انقلابی از سوی رژیم ستمگر پهلوی بوده است. بی‌شک قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نیز برگ زرینی در تاریخ نهضت اسلامی محسوب می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کارگردان«علف‌زار»سراغ «اردوبهشت» می‌رود/یک فیلم جنایی در مسیر فجر – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

کاظم دانشی کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره جدیدترین پروژه سینمای خود با نام «اردوبهشت» که مدتی است برای آن درخواست پروانه ساخت داده است، گفت: این فیلم سینمایی نیز فضایی نزدیک به فیلم گذشته‌ام با نام «علف زار» دارد که داستان آن در فضای دادگاه روایت می‌شود و یک اثر جنایی به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: این پروژه مربوط به یکی از پرحاشیه‌ترین پرونده‌های دادگاهی است که در دهه ۸۰ رخ می‌دهد، بعد از دریافت پروانه ساخت این فیلم را جلوی دوربین می‌بریم تا در جشنواره فیلم فجر سال جاری به نمایش گذاشته شود.

این کارگردان سینما بیان کرد: نکته مهم این است که اتفاقی که در این پرونده رخ داده همانند «علف زار» برداشتی آزاد از چند پرونده مشابه جنایی است.

دانشی ادامه داد: قصه فیلم در یک شهر کوچک خارج از استان تهران روایت می‌شود و تاکید می‌کنم فیلمنامه «اردوبهشت» از چندین پرونده مشابه شکل گرفته است و روایت مستقیم یک پرونده نیست.

کارگردان فیلم سینمایی «علف‌زار» در پایان تاکید کرد: فیلم «اردوبهشت» یک فیلم پربازیگر خواهد بود که از بازیگران مطرح سینمای ایران نیز در آن استفاده خواهد شد. در حال حاضر منتظر دریافت پروانه ساخت هستیم تا پیش تولید فیلم را آغاز کرده و آن را تابستان جلوی دوربین ببریم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

این فرش ها ده‌ها هزار دلار فروش می‌رود! + تصاویر


یک هنرمند آذربایجانی با به کارگیری روشی مبتکرانه آثار هنری را با استفاده از فرش و طرح‌های انتزاعی خلق می‌کند که در نگاه اول واقعیت را به چالش می‌کشند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در دوران هوش مصنوعی و کوانتوم و اینترنت نمی‌شود با همان شیوه‌های چهل سال قبل و با آن ابزارها امروز کار کرد/«ابزارها» تغییر پیدا می‌کند اما آنچه تغییر پیدا نمی‌کند «جبهه‌بندی‌ها» است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) را از سرآمد تاریخ خواندند و تأکید کردند: سرآمدان را نمی‌شود حذف و تحریف کرد.

به گزارش سینماپرس، مراسم سی و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) امروز صبح با حضور پرشور مردم و مسئولان برگزار شد

رهبر معظم انقلاب در این مراسم فرمودند: ممکن است چند صباحی تحریفی درباره امام راحل صورت بگیرد اما این خورشید پشت ابر باقی نمی‌ماند. امام ۳ تحول بزرگ بوجود آورد، یکی در سطح کشور، یکی در سطح امت اسلامی، یکی در سطح جهان، این سه تحول بی سابقه بوده است، شاید در آینده هم نتوان پیشینی کزد که دوباره محقق شود.

ایشان در ادامه بیان داشتند: امام یک نظام غیر اسلامی را از میدان خارج کرد، استبداد را با آزادی، بی هویتی را به اعتماد به نفس، چشم داشتن به بیگانه را به ما می‌توانیم تبدیل کرد. اینها تحول بزرگی است که انقلاب اسلامی با رهبری انقلاب بوجود آورد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه ما می‌توانیم کلید حل مشکلات است فرمودند: ما مشکلاتی داریم اما با روحیه ما می‌توانیم می‌توانیم از سد مشکلات عبور کنیم.

رهبر معظم انقلاب گفتند: در سطح امت اسلام، امام بیداری اسلامی را در این سطح بوجود آورد، امروز امت اسلامی نسبت به قبل از انقلاب تحرک بیشتری دارد. البته نیاز به تحرک بیشتر هم دارد.

ایشان ادامه دادند: مساله فلسطین قرار بود به فراموشی سپرده شود که با حرکت امام راحل به مساله اول جهان اسلام تبدیل شد و امام در کالبد فلسطین جان تازه‌ای بخشید. امروز روز قدس نه تنها در کشورهای اسلامی که کشورهای غیر اسلامی گرامی است.

حرکت امام معنویت را در دنیا زنده کرد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: امام در سطح جهان توجه به معنویت را حتی در کشورهای غیر اسلامی زنده کرد، معنویت در دنیا تحت لگدکوبی برخی قدرت‌ها بود، حرکت امام معنویت را در دنیا زنده کرد. این تحول اما با واکنش همان قدرت‌ها مواجه شده است و این قدرت‌ها برای مقابله با احیا معنویت دست به هر کاری می‌زنند.

ایشان فرمودند: امام این کارهای بزرگ را به پشتیبانی کدام عامل سخت افزاری و نرم افزاری انجام داد؟ امام عامل کمک کننده سخت افزاری نداشت، نه پول داشت نه خبرگزاری داشت نه قدرت‌های دنیا حامی او بودند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایمان قوی امام خمینی (ره) گفتند: در دیداری که شهید مطهری که خود مظهر ایمان بود در پاریس با امام داشت ۴ ایمان را در وجود امام خمینی دیده بود، ۱. ایمان به هدف، ۲. ایمان به راه، ۳. ایمان به مردم و مؤمنین، ۴. ایمان به خدا.

رهبر معظم انقلاب بیان کردند: وقتی ایمان به‌خدا را در مسائل عینی و مبارزه با استکبار مورد توجه قرار می‌دهیم این ایمان یعنی ایمان به وعده‌های خداوند، اعتماد به وعده الهی است که گام مستحکم امام را در این راه به حرکت در می‌آورد، ایمان امام به اسلام نه ایمان به اسلام سرمایه‌داری است نه ایمان به اسلام روشنفکرانه‌ی از همه جا بی‌خبر،

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان اینکه امام ایمان به مردم یعنی اعتماد و اعتقاد به مردم داشتند، گفتند: بعضی‌ها با برداشت غلط خودشون گفتند امام کلمه جمهوری را از روی رودربایسی اضافه کردند؛ امام اصلا اهل رودربایسی نبود.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به اینکه امید در دل امام هیچ گاه کم رنگ نشد، فرمودند: امید در رفتار امام و در گفتار امام به وضوح دیده می شود. امام خود می‌گویند در طول سال‌ها مبارزه تا پس از، پیروزی هرگز دچار یاس نشدم. این امید امام هم ناشی از ایمان او بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دادند: امید یعنی آن حالتی که با حرکت همراه است، با تنبلی و سکون نمی سازد، کسی که امید دارد به سر منزل می رسد راه می رود، اینکه کسی بنشیند و امید داشته باشد به سر منزل می رسد، این نشدنی است.

بزرگترین توصیه امام، ادامه راه اوست

ایشان فرمودند: امروز امام به ما چه توصیه ای می کند، برادران عزیز و جوانان خوش روحیه و پرتلاش سراسر کشور، باید به توصیه امام گوش فرا دهیم، امام بزرگ است، سرآمد است، ما هم کارهای بزرگی در پیش داریم، احتیاج به توصیه امام داریم، بزرگترین توصیه امام ادامه راه اوست و نگه داری از میراث اوست.

رهبر معظم انقلاب ادامه دادند: ما باید آن سه تحولی که امام ایجاد کرد را حفظ کنیم، البته دنبال کردن هدف امروز اقتضائاتی دارد که با اقتضائات اما فرق دارد. امروز ابزارها باید متناسب با زمان انتخاب شوند، ابزارها تغییر میکند ولی آنچه تغییر پیدا نمی کند جبهه بندی ها است، جبهه بندی ها تغییر نکرده است.

ایشان گفتند: جبهه دشمن جبهه استکبار و زورگویی عالم تغییر پیدا نمی‌کنند، در مقابل ایران صف کشیده‌اند. آنچه که می‌تواند مثل دره خطرناکی در مقابل حرکت ما قرار بگیرد فراموش کردن این جبهه بندی‌هاست.

رهبر معظم انقلاب ادامه دادند: تحولاتی که ذکر شد امروز دشمنان سرسختی دارد، حرکت در مقابل این حرکت احتیاج دارد به نرم افزاری که امام هم در وجود خود داشت یعنی ایمان و امید، احتیاج دارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دادند: دشمنی استکبار با ملت ایران با عقب نشینی موضعی از بین نمی‌رود، در موارد متعددی عقب نشینی‌های ما موجب شد آنها جلو آمدند و بیشتر متعرض شدند. دشمنان به عقب‌نشینی ما راضی نمی‌شوند آنها می‌خواهند ایران را به دوران قبل از انقلاب برگردانند.

ایشان با اشاره به اینکه حفط استقلال ملی و عزت و منافع ملی با ایمان و امید است، فرمودند: هر کسی به دنبال حل مشکلات کشور است و به دنبال جایگاه با عزت ایران در نظم نوین پیش روست باید به ترویج ایمان و امید در کشور تلاش کند. توصیه من تقویت ایمان و امید است. و آماج دشمن هم به همین ایمان و امید است. تلاش دشمنان متوجه این است که ایمان را تضعیف و شعله امید را در دل‌ها خاموش کند.

دشمنان در اکثر تلاش‌هایشان شکست خورده‌اند

رهبر معظم انقلاب بیان کردند: دشمنان تا کنون تلاش‌هایی داشته‌اند بعضی‌ جاها جلو هم آمدند اما در اکثر تلاش‌هایشان شکست خوردند، آخرین تلاش دشمن تا امروز اغتشاشات پاییز گذشته بود، طراحی اغتشاشات پاییز گذشته در اتاق های فکر کشورهای غربی انجام شد. پشتیبانی مالی و رسانه‌ای و تسهیلاتی به وسیله دستگاه های امنیتی غربی، پادویی این حرکت را عناصری که پشت به وطن کرده بودند انجام دادند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دادند: عده‌ای هم پیاده نظام بودند، تعداد معدودی آدم‌های مغرض، تعداد زیادی غافل و سطحی، جمعی هم ارازل و اوباش، فکر همه چیز را کرده بودند و رسانه‌های غربی ساخت بمب دستی را یاد می‌دادند. تجزیه ایران را فریاد می‌زدند. حرکت مسلحانه را ترویج می‌کردند.

ایشان در ادامه گفتند: طراحی آنها جوری بود که فکر می‌کردند کار جمهوری اسلامی تمام شده است. احمق‌ها باز هم اشتباه کردند باز هم مردم ایران را نشناختند. ملت ایران به فراخوان آنها بی اعتنایی کرد، جوانان معتقد، بسیج دانشجویی و بسیج اقشار و مردم نقشه دشمن را باطل کردند.

دشمن در تلاش است جوانان را نا امید کند

رهبر معظم انقلاب بیان کردند: دشمن سعی دارد جوان ایرانی را نا امید کند. مشکلاتی در کشور وجور دارد، کار دشمن این است که مشکلات را مرتب به رخ جوان ایرانی بکشد. این مشکلات وجود دارد. حل خواهد شد به امید خدا، دشمن سعی دارد با این مشکلات مردم را نا امید کند. ما در مواجهه با مشکلات باید تلاش‌مان را بیشتر کنیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دادند: دشمن نمی‌خواهد بگذارد پدیده‌های امید آفرین که به مراتب بیشتر از مشکلات است دیده شود.

ایشان با اشاره به پیشرفت‌های حوزه فناوری و دیگر حوزه‌ها گفتند: پیشرفت های مختلف و امیدزا در کشور وجود دارد که از آینده روشن خبر می‌دهد. وقتی از امید صحبت می‌کنید برخی تلاش می‌کنند تا در این موارد خدشه وارد کنند.

رهبر معظم انقلاب بیان کردند: ما امروز در سرتاسر کشور هزارن هسته مقاومت در مساجد و هیات‌ها داریم از این هسته‌ها جوانانی برمی‌خیزند به عنوان مدافع حرم، جوانانی برمی‌خیزند به عنوان مدافع امنیت، جوانانی برمی‌خیزند به عنوان بسیجی دانشجو.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دادند: نقطه امید آفرین آین است که دراین تلاش همه جانبه دشمن، دانشجوی انقلابی فحش ناموسی می‌شنود نا امید نمی‌شود و از میدان خارج نمی‌شود. طلبه بسیجی زیر شکنجه شهید می‌شود اما حاضر نیست آنچه دشمن می‌خواهد بر زبان جاری کند.

ایشان با اشاره به اینکه در سرتاسر کشور همچین جوان‌هایی وجود دارد، گفتند: گاهی می‌بینیم از یک روستا جوانی مثل مصطفی صفرزاده برمی‌خیزد. سراسر کشور ما از این مصطفی‌ها زیاد دارد.

رهبر معظم انقلاب بیان کردند: مسؤلان و نهادها وظیفه دارند. ایمان و امیدها را تقویت کنند. شبهه‌ها را برطرف کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به انتخابات پیش رو فرمودند: این انتخابات انتخابات بسیار مهمی است و دشمن از همین حالا توپخانه های خود را به طرف این انتخابات روشن کرده است، مشغول بمب باران انتخاباتی است که هنوز ۹حداقل ماه فاصله داریم تا آن انتخابات، باید ان شاءالله ملت ایران این بیداری را، این هوشیاری را، این انگیزه را، این ایمان و امید را روز به روز افزایش بدند و دشمن را ناکام کنند.

در ادامه مشروح بیانات امام خامنه‌ای در این دیدار را می‌خوانیم:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین لا سیّما بقیّة الله فی الارضین.

سلام خدا بر روح مطهّر امام بزرگوار ما. امام بزرگوار، پرچم برافراشتهی رسالتهای الهی در عصر جاهلیّت مسلّح قرنهای اخیر بود.

سی و چند سال است که این جلسهی باشکوه و مبارک تشکیل میشود؛ موضوع بحث در این جلسه در همهی این سالها عمدتاً امام بزرگوار بوده است؛ صحبتی که وقت این جلسه را بیشتر به خود مشغول کرده است، دربارهی امام بزرگوار و عزیز ما است. به نظر من نسلهای جدیدِ این کشور به آشنایی بیشتر با امام بزرگوار نیازمندند؛ ما قدیمیها هم همینجور. همهی ما نیازمند این هستیم که با ابعاد این شخصیّت چندبعدی و باعظمت بیشتر آشنا بشویم؛ این در پیشرفت ما، در ادامهی راه ما به ما کمک خواهد کرد.

امروز هم من چند نکته دربارهی امام بزرگوار عرض خواهم کرد؛ یک مطلبی هم دربارهی خودمان و درسی که باید بگیریم و کاری که باید انجام بدهیم.

امّا دربارهی امام بزرگوار اوّلین نکته این است که امام از سرآمدان تاریخ ما است؛ نه فقط از سرآمدان روزگار ما. سرآمدان کسانی هستند که در هر رشتهای، در هر بخشی از بخشهای معارفی و عملیِ انسانها دارای عظمتند. در میان بزرگان و اشخاص باعظمت، بعضیها یک سر و گردن از دیگران برترند که به اینها میگوییم سرآمد. در هر روزگاری سرآمدانی وجود دارند لکن بعضیها مخصوص روزگار خودشان نیستند، [بلکه] سرآمد تاریخند.

سرآمدان را نمیشود از حافظهی تاریخ حذف کرد؛ نکتهی مهمّ مورد توجّه ما این است. سرآمدان را نه میشود حذف کرد، نه میشود تحریف کرد. نه اینکه تبلیغات مخالفین نتواند چهرههای سرآمدان را بد معرّفی کند؛ چرا، رسانههای تبلیغاتی که روزبهروز هم مدرنتر میشوند، امروزیتر میشوند، مجهّزتر میشوند، میتوانند شب را روز و روز را شب معرّفی کنند، میتوانند دربارهی چهرههای برجسته و منوّر هم دروغپردازی کنند، امّا این کفِ روی آب است، این «فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً» (۲) است. خورشید زیر ابر باقی نمیماند. ابن‌سینا و شیخ طوسی، بعد از هزار سال از دورانِ خودشان، امروز میتوانند خودشان را با صدای رسا معرّفی کنند؛ شخصیّت آنها را نمیشود محو کرد، نمیشود از حافظهی تاریخ زدود، نمیشود تحریف هم کرد. ابعاد شخصیّت امام بزرگوار ما از ابن‌سینا و شیخ طوسی وسیعتر است، متنوّعتر است. خصوصیّاتی که در تشکیل شخصیّت امام بزرگوار دخالت دارند، بمراتب بیشتر است از خصوصیّاتی که در شخصیّت آن‌گونه برجستهها و سرآمدها حضور دارند. امام یک سرآمدِ همهجانبه است؛ هم در دانشهای دینی سرآمد است ــ امام در فقه، در فلسفه، در عرفان نظری، سرآمد است ــ هم در ایمان و تقوا و رفتارهای پرهیزکارانه سرآمد است، هم در استحکام شخصیّت و قوّت اراده سرآمد است، هم در قیامِ لله و سیاستورزیِ انقلابی و ایجادِ تحوّل در نظامِ بشری سرآمد و یگانه است. این خصوصیّات در هیچ‌کدام از سرآمدانِ تاریخِ ما با هم جمع نشده است، [امّا] در امام بزرگوار این خصوصیّات با همدیگر جمع است. نتیجه اینکه این امام بزرگوار را هیچ‌کس نمیتواند از حافظهی تاریخ محو کند، نه امروز و نه در قرنهای آینده، و نمیتواند شخصیّت او را تحریف کند؛ چند صباحی ممکن است دروغپردازی بشود، تحریف شخصیّت بشود، امّا در نهایت چهره ی درخشان امام، خود را با صدای رسا به همه معرّفی میکند؛ این خورشید را پشت ابر نمیشود نگه داشت؛ این نکتهی اوّل.

نکتهی بعد این است که امام بزرگوار ما سه عمل عظیم و بزرگ و تاریخی انجام داد، سه تحوّل بزرگ به وجود آورد، یکی در سطح کشور ایران، یکی در سطح امّت اسلامی، و یکی در سطح جهان؛ این سه تحوّل، هیچ کدام سابقه ندارد، شاید انسان نتواند پیشبینی کند که شبیه اینها و نظیر اینها در آینده هم به وجود بیاید؛ این مخصوص امام بزرگوار بود.

امّا تحوّل در سطح کشور این بود که انقلاب اسلامی را در این کشور به وجود آورد؛ انقلاب را مردم انجام دادند امّا امام به وجود آورد. این انقلاب، یک ساخت سیاسی سلطنتی را در هم شکست و مردم‌سالاری را جایگزین آن کرد؛ این انقلاب، یک نظام دستنشانده و ذلیل در مقابل قدرتها را از میدان خارج کرد و یک نظام مستقل و متّکی به عزّت ملّی را جایگزین آن کرد؛ این انقلاب، یک حکومت ضدّ اسلام را از میدان خارج کرد، به جای آن یک حکومت اسلامی پایهگذاری کرد و بنا نهاد؛ این انقلاب، استبداد را به آزادی، بیهویّتی روزافزون این ملّت را به هویّت ملّی و به اعتماد به نفْس تبدیل کرد؛ این انقلاب، یک ملّت چشمدوختهی به دست اجانب را به نیروی «ما میتوانیم» مجهّز کرد. اینها معجزههای این انقلاب عظیم و این تحوّل بزرگی است که امام بزرگوار در سطح کشور به وجود آورد. این «ما میتوانیم» که گفتم، کلید حلّ همهی مشکلات است. ما مشکلات داشته‌ایم و داریم و خواهیم داشت، امّا آن چیزی که میتواند این مشکلات را برطرف کند و مشکلات گذشته را برطرف کرده و در آینده هم علاج مشکلات ما است، همین روحیه و نیروی «ما میتوانیم» است که انقلاب امام بزرگوار در این کشور این روحیه را به وجود آورد.

امّا آنچه در سطح امّت اسلامی روی داد ــ تحوّل در سطح امّت ــ [این بود که] امام جریان بیداری اسلامی را به راه انداخت. دورهی انفعال و بیتحرّکی در دنیای اسلام، با حرکت امام، به سمت ضعف و نابودی حرکت کرد. امروز امّت اسلامی نسبت به دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران قبل از امام، پُرتحرّکتر، فعّالتر، آمادهتر، سرزندهتر است، اگرچه همچنان نیاز به بیشتر کار کردن در این زمینه محسوس است. مسئلهی فلسطین پس از آنکه به خیال صهیونیستها و پشتیبانانشان یک مسئلهی تمام‌شده به حساب می‌آمد و دیگر بنا نبود فلسطینی مطرح بشود، با حرکت امام و تحوّل امام در سطح امّت اسلامی، به مسئلهی اوّل جهان اسلام تبدیل شد. امروز مسئلهی فلسطین، مسئلهی اوّل جهان اسلام محسوب میشود. امروز فلسطین در کانون توجّه ملّتهای مسلمان است. طنین صدای رهبران فلسطینی از فراز سفارت رژیم صهیونیستی در تهران در اوّل انقلاب، دنیا را تکان داد و به لرزه درآورد؛ همه فهمیدند که دوران جدیدی در زمینهی فلسطین آغاز شده است؛ در کالبد افسردهی ملّت فلسطین جانی دمید و امروز شما می‌بینید که ملّت فلسطین حضور خودش را با قوّت و قدرت اثبات میکند و سخن خودش را به دنیا میرساند. در روز قدس نه فقط در ایران یا در تهران، حتّی در پایتختهای جهان غیر مسلمان، مردم از فلسطینیها حمایت میکنند و دفاع میکنند؛ این هم تحوّل در سطح امّت.

تحوّل سوّم، تحوّل در سطح جهان است. امام فضای معنویّت و توجّه معنوی را در دنیا زنده کرد، حتّی در کشورهای غیر مسلمان. معنویّت در زیر لگدکوبیِ سیاستهای مادّی‌گری و ضدّ معنوی از بین رفته بود. واکنش مردم در مقابل تهاجم دستگاه‌های صهیونیستی و استکباری برای ترویج مادّه‌گرایی، واکنش منفعلانه‌ای بود. معنویّت از یادها رفته بود. حرکت امام بزرگوار، رنگ معنوی را در دنیا دوباره زنده کرد. البتّه این نکتهی آخر با واکنش شدید همان مراکز قدرت مواجه شده و [آنها] امروز با انگیزهی بیشتر، تهاجم به معنویّت را در سطح دنیا به هر جا که بتوانند، با شیوههای مخصوص خود دارند پیش میبرند، که بعضی از شیوههای آنها آن‌قدر مفتضح است که انسان از اسم بردن آنها خجالت میکشد. این هم نکته‌ی دوّم درمورد امام. پس نکته‌ی اوّل عبارت بود از اینکه نمیشود امام را از حافظه‌ی تاریخ محو کرد؛ امام زنده است. فریاد امام، سخن رسای امام خاموش‌نشدنی است، و نکته‌ی دوّم اینکه امام با همان شخصیّت مهم و سرآمدیِ خود، این سه تحوّل بزرگ را به وجود آورد.

نکتهی بعد، نکتهی مهمّی است؛ آن نکته این است که ما از خودمان سؤال میکنیم که امام این کارهای بزرگ را به پشتیبانی و کمک کدام عاملِ سخت‌افزاری یا نرمافزاری انجام داد؟ آن عاملی که توانست به امام کمک کند و امام را در این میدان پیش ببرد و او احساس خستگی نکند و بتواند این کارهای بزرگ را انجام بدهد و این کوههای بزرگِ موانع را از سر راه بردارد، چه بود؟ امام، عامل کمککنندهی سختافزاری نداشت؛ نه پول داشت، نه ابزار تبلیغی داشت، نه رادیو داشت، نه خبرگزاری داشت، نه هیچ‌کدام از سیاستهای دنیا از او حمایت میکردند و [به او] کمک میکردند. عامل سختافزاری امام، یک صفحه کاغذ بود که بیانیّه در آن بنویسد، یک تکّه نوار بود که صدای او را ضبط کند و به گوش این و آن برساند؛ عامل سختافزاری و کمککار سختافزاری نداشت؛ هر چه بود، در کمکِ عامل نرمافزاری امام بود؛ عامل نرمافزاری امام چه بود؟ این مهم است.

این عامل نرمافزاری را میتوان با بیانهای مختلف بیان کرد. من امروز دو عنوان را، دو تعبیر را از این عامل کمککنندهی به امام انتخاب کرده‌ام و اینها را میخواهم مطرح کنم؛ آن دو عامل عبارت است از «ایمان» و «امید». آن چیزی که امام را در این راه پیش برد، او را قادر کرد که این تحوّلهای عظیم را در سطح کشور، در سطح امّت، در سطح جهان برای طول تاریخ به وجود بیاورد، عبارت بود از ایمان او و امید او؛ ایمان و امید.

شهید مطهّری (رضوان الله تعالی علیه) در پاریس یک ملاقاتی با امام کرده بود ــ خود شهید مطهّری کوه ایمان بود؛ او در مقابل ایمانِ امام اظهار حیرت و شگفتی میکرد ــ ایشان بعد از برگشتن گفت که من چهار ایمان در امام مشاهده کردم: یکی ایمان به هدف؛ هدف یعنی اسلام؛ هدف امام اسلام بود؛ یکی ایمان به راه؛ راهی که در پیش گرفته بود؛ راه امام راه مبارزه بود؛ یکی ایمان به مردم، به مؤمنین؛ یعنی همان چیزی که خداوند متعال درباره‌ی پیغمبر میفرماید: یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِ‌نین؛ (۳) که حالا من بعد چند جملهای در این باره عرض خواهم کرد؛ و چهارم، از همه بالاتر، ایمان به رب، ایمان به خدا، اعتماد به خدا. من دربارهی این ایمان چهارم ــ ایمان به خدا ــ یک توضیحی بدهم.

وقتی که ما ایمان به خدا را در مسائل عینی، در مسئلهی مبارزه با استکبار مطرح میکنیم، معنای ویژه‌ای دارد. ایمان به خدا در این مقام به معنای ایمان به وعده‌های الهی است. خدای متعال در قرآن وعده‌هایی داده است که این وعده‌ها تخلّفناپذیر است. وعده داده است «اِن تَنصُرُوا اللَهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم»؛ (۴)‌ وعده داده است که «وَ لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه»؛ (۵) وعده داده است که «اِنَّ اللَهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنوا»؛ (۶) وعده داده است که «وَ اَمّا ما یَنفَعُ النّاسَ فَیَمکُثُ فِی الاَرض»؛ (۷) اگر خدا را نصرت کنید خدا به شما ثبات قدم خواهد داد و شما را نصرت خواهد کرد؛ آنچه به سود مردم است، ماندگار است، ماندنی است و کفهای روی آب، رفتنی است و ناحق و باطل همان کف روی آب است و حق یعنی حقیقت اسلام، عبارت است از آنچه خواهد ماند؛ اینها وعدههای الهی است؛ اِنَّ اللَهَ لا یُخلِفُ المیعاد؛ (۸) خدا وعدههای خودش را تخلّف نخواهد کرد. ایمان به اله، ایمان به رب که شهید مطهّری از قول امام نقل میکند، معنایش این است؛ یعنی به وعدههای الهی ایمان دارد، اعتقاد دارد؛ این کجا، و اینکه کسی وارد یک راهی بشود، بگوید برویم ببینیم حالا چه میشود کجا؟ اعتماد به وعدهی الهی است که گام مستحکم امام را در این راه به حرکت درمیآورد.

ایمان به اسلام یکی از آن چهار ایمانی است که از قول امام نقل شده است. امام (رضوان الله علیه) این اسلام را در بیانات متعدّد خودش معرّفی کرده است. این اسلام، نه اسلام سرمایه‌داری است، نه اسلام التقاطیِ روشنفکرنماهایِ بیاطّلاع و بی‌خبر.

امام، در فهم اسلام و تبیین اسلام، نه این نظراتِ سستِ بهاصطلاح روشنفکرانه را قبول میکند ــ نظراتی که تشرّع اسلامی را قبول ندارند، فقه اسلامی را قبول ندارند، ادّعای اسلام هم میکنند! اینها را امام قاطعاً رد میکند ــ و نه اسلامِ افرادِ متحجّر که تواناییِ این را ندارند که یک استنباط نو از متون اسلامی را بفهمند و قبول کنند و به آن باور داشته باشند؛ هیچ کدام از اینها را امام نمیگوید. امام، اسلام کتاب و سنّت با اجتهاد متقن و فهم درست از اسلام [را در نظر دارد]؛ این، اسلام امام بزرگوار است. اسلامِ افرادِ متحجّری را که اسم اسلام را میآورند، درس اسلام را ممکن است زمزمه هم بکنند، امّا اسلامی را که بیشترِ احکامش مربوط به زندگی اجتماعی و حکومت و سیاست است قبول ندارند، و بی‌مسئولیّتی را در امور سیاست و امور اجتماعی ترویج میکنند، امام قبول ندارد. این هم اسلام.

ایمان به مردم. «یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» را که در آیهی کریمهی قرآن هست، ممکن است بعضی جور دیگری معنا کنند؛ معنای درست «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» همان «یؤمن بالمؤمنین» است. «ایمان»، در استعمالات قرآن کریم، با لام متعدّی شده؛ مثلاً «فَآمَنَ لَهُ لوط».(۹) «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» یعنی اعتماد به مردم، اعتقاد به مردم. در طول این سالها مکرّر افرادی پیش امام اظهار نگرانی میکردند که ممکن است مردم تاب نیاورند و نتوانند این راه دشوار و سنگین را با گامهای امام طی کنند؛ امام میفرمود نه، من مردم را بیشتر از شما و بهتر از شما میشناسم؛ و حق با او بود؛ میدانست که مردم اگر تشخیص بدهند که این راه، راه خدا است، همهی مشکلات را در این راه تحمّل میکنند. خانوادههای شهیدداده این فهم امام را تصدیق کردند؛ جوانهای فداکار در طول این سالهای متمادی، این برداشت امام را تأیید کردند؛ اجتماعات عظیم ملّت ایران در بزرگداشت دین و مسائل دینی و مباحث انقلابی، این برداشت امام را تأیید کرد. امام به مردم اعتماد داشت؛ هم به عمل مردم، و به انگیزههای مردم، هم به رأی مردم. جمهوری اسلامی، این مردمسالاری در جمهوری اسلامی، کلمهی «جمهوری»، ناشی از همین اعتماد امام بزرگوار به مردم بود. بعضیها با برداشتهای غلطِ خودشان این حرکت امام را جور دیگری فهمیدند، جور دیگری بیان کردند؛ این‌جور وانمود کردند که امام کلمهی جمهوری را از روی رودربایستی گفت! امام آدمی که در رودربایستی گیر کند نبود. امام کسی نبود که به خاطر خوشامد این و آن حرفی بزند؛ اعتقادش بود؛ لذا مردمسالاری را مطرح کرد. امام در اواخر عمرشان تصریح کردند که به آن رئیسجمهورِ اوّل رأی نداده بودند. (۱۰) میگفتند رأی داده، [ولی] امام تصریح کردند که من به فلان کس رأی ندادم؛ امّا همان رئیسجمهوری که خود امام او را قبول نداشت و [به او] رأی نداده بود، تنفیذ کرد؛ چرا؟ چون مردم رأی داده بودند؛ برای رأی مردم اعتبار قائل بود؛ فکر مبنائی امام این بود. خب، این ایمان امام با ابعاد مختلفش در یک کلمات کوتاهی که عرض کردیم.

و امّا «امید» امام. امید در دل امام یک عنصر دائمی بود. امید، موتور حرکت امام بزرگوار بود. این امید در رفتار امام، در گفتار امام بوضوح دیده میشود. امام در دههی ۲۰، در آن نوشتهی معروف، از قیام لله سخن میگوید؛ (۱۱) آیهی «اَن تَقوموا لِلّهِ مَثنیٰ وَ فُرادیٰ»(۱۲) را [نوشته است]. آن نوشتهای که به خطّ خود امام است و امروز در کتابخانهی مرحوم وزیری در یزد حفظ میشود، مال دههی ۲۰ است. در دههی ۴۰، این قیام را به طور عملی خودش انجام داد و وارد میدان قیام شد. در دههی ۶۰ که دههی طوفانهای مهیب(۱۳) نظامی و امنیّتی و سیاسی بود، خم به ابرو نیاورد. از دههی ۲۰، تا دههی ۴۰، تا دههی ۶۰، این رشتهی پایاننیافتنی امید، این سرچشمهی جوشان امید در دل امام، این تأثیرات را گذاشت. خود امام بزرگوار در یک بیانی که در نوشتههای ایشان ثبت شده و منتشر شده، میگوید که من در طول سالهای مبارزه تا پس از پیروزی هرگز دچار یأس نشدم و معتقد بودم که وقتی ملّت چیزی را بخواهد، آن چیز حتماً تحقّق پیدا میکند. (۱۴) این امید امام هم ناشی از ایمان او بود. وقتی شما ایمان روشنی به مبدأ حقیقی و به خدای متعال دارید، این شعلهی امید در دل شما روشن خواهد بود و خاموش نمیشود. امید و ایمان روی هم اثر میگذارند. ایمان امیدآفرین است. تحقّق امیدها ایمان را افزایش میدهد؛ اینها روی هم تأثیر میگذارند.

البتّه وقتی میگوییم امید، نباید امید را با تصوّرات و خیالات فریبگر اشتباه کرد. امید یعنی آن حالتی که با حرکت همراه است؛ با تنبلی و سکون نمیسازد. کسی که امید دارد به اینکه به سرمنزل برسد، راه میرود. اینکه کسی بنشیند و در عین حال امیدوار باشد که به منزل خواهد رسید، این نشدنی است؛ این فریبگری، در روایات و ادعیه به «اغترار بالله» تعبیر شده است که مذمّت شده؛ اینکه انسان بدون حرکت، بدون تلاش آرزو بکند که به یک مقصودی برسد؛ نه، تلاش لازم است؛ امام این امید را داشت و تلاش میکرد.

خب تا اینجا مربوط به امام بزرگوار که این سه نکته‌ی اساسی را در مورد امام عرض کردیم. حالا ما هستیم و درس گرفتن از امام. امروز امام به ما چه توصیه‌ای میکند؟ برادران عزیز، خواهران عزیز، ملّت عظیم ایران، جوانان خوشروحیه و پُرتلاش سراسر کشور! باید به توصیهی امام گوش فراداد. امام بزرگ است، سرآمد است، زنده است، با ما حرف دارد، با ما حرف میزند. ما هم راه طولانی‌ای در پیش داریم؛ ما هم کارهای بزرگی در پیش داریم؛ [لذا] احتیاج به توصیهی امام داریم. امام به ما چه توصیه‌ای میکند؟ یقیناً بزرگ‌ترین توصیهی امام، ادامه [دادن] راه اوست، نگهبانی از میراث اوست؛ این بزرگ‌ترین توصیه‌ی امام بزرگوار ما است. ما باید همان سه تحوّلی را که امام در داخل کشور، در سطح امّت و در سطح جهان ایجاد کرد، تعقیب کنیم، دنبال کنیم، حفظ کنیم. دنبال کردن این هدف امروز البتّه اقتضائاتی دارد که با اقتضائات زمان امام فرق میکند؛ این را میدانیم. مسلّماً در دوران هوش مصنوعی و کوانتوم و اینترنت و امثال این پیشرفتهای علمی، نمیشود با همان شیوه‌های چهل سال قبل، دوران تلفن‌های کذایی و ضبط‌صوت‌های کذایی، با آن ابزارها امروز کار کرد. امروز برای پیشرفت این هدف، ابزارها بایستی متناسب با زمان انتخاب بشود؛ تردیدی در این نیست. ابزارها تغییر پیدا میکند، امّا آنچه تغییر پیدا نمیکند جبهه‌بندیها است. جبههبندی‌ها عوض نشده است، تغییر پیدا نکرده است و تغییر پیدا نخواهد کرد. هدفها تغییر پیدا نمیکند؛ جبهه‌بندی‌ها تغییر پیدا نمیکند؛ جبهه‌ی دشمن، جبههی استکبار، جبههی زورگویی، جبههی صهیونیسم و قدرتمندان زورگو و متجاوز عالم، امروز هم مثل دیروز در مقابل ملّت ایران صف کشیده‌اند؛ البتّه تفاوتی که امروز در این جبههبندی ایجاد شده، این است که ملّت ایران قوی‌تر شده، آنها ضعیف‌تر شده‌اند؛ ولی جبههبندی همان جبهه‌بندی است. آنچه میتواند مثل درّهی خطرناکی در مقابل حرکت ما بُروز بکند، این است که ما این دشمنی را فراموش کنیم، این جبههبندی را فراموش کنیم. هر وقت فراموش کردیم، ضربه خوردیم. این تحوّلهایی که امام ایجاد کرد و امروز ملّت ایران نیاز دارد، احتیاج دارد که اینها را دنبال بکند و حیات او، قدرت او، عزّت او، اصلاح کار ملّت ایران، وابستهی به دنبال کردن این تحوّلات امام است، این تحوّلها دشمنان سرسختی دارد، دشمنان پُربغضوکینهای دارد. در همه جای دنیا آن کسانی که در فکر تجاوز به ملّتها و کشورهای دیگر هستند، هر کشوری را که بتوانند به او تعرّض کنند، تعرّض میکنند؛ پایگاه میسازند، نفتش را میبرند، مردمش را قتل عام میکنند؛ آنجایی که بتوانند، هر جنایتی بتوانند انجام میدهند؛ این وجود دارد. خب اگر چنانچه در مقابل این حرکت، ملّت ایران بخواهد حرکت کند، به چه چیزی احتیاج دارد؟ من عرض میکنم، احتیاج دارد به همان نرمافزاری که امام در وجود خود داشت و به مردم توصیه میکرد؛ یعنی ایمان و امید.

این را هم بخصوص جوانهای ما توجّه داشته باشند که دشمنی استکبار با ملّت ایران با عقبنشینیهای موضعی از بین نمیرود. بعضیها اشتباه میکنند، خیال میکنند [اگر] ما در فلان قضیّه عقبنشینی کنیم، این موجب میشود که دشمنی آمریکا یا دشمنی استکبار جهانی یا صهیونیستها با ما کمتر بشود؛ نه، این خطا است. در موارد متعدّدی عقبنشینیهای ما موجب شد که آنها جلو آمدند و بیشتر متعرّض شدند. در برخی از دولتهای این چند دهه، بودند کسانی که عقیدهشان این بود باید در یک مواردی به طرف مقابل، به جبههی مقابل امتیاز بدهیم و یک مقدار عقبنشینی کنیم. در یکی از این دولتها، همان کشورهایی که ما در مقابل آنها عقبنشینی کرده بودیم، رئیسجمهور ما را به دادگاه غیابی کشاندند؛ برای رئیسجمهور ایران کیفرخواست در دادگاه صادر کردند. (۱۵) در یکی از آن دولتها که متأسّفانه گویا کمک هم به آمریکاییها شده بود، ایران را «محور شرارت» نامیدند. (۱۶) اینها به این عقبنشینیها راضی نمیشوند. آنچه آنها میخواهند، این است که ایران را به دوران قبل از انقلاب برگردانند؛ ایران وابسته، ایران بیهویّت، ایران چشمدوختهی به دست این و آن؛ آنها این را میخواهند. آنها با این عقبنشینیها قانع نمیشوند؛ اشتباه نکنیم.

آنچه من به ملّت ایران، به شما جوانهای عزیز عرض میکنم، این است: من میگویم هر که ایران را دوست دارد، هر که منافع ملّی کشور را دوست دارد، هر که بهبود اوضاع اقتصادی را دوست دارد، از مشکلات اقتصادی و معیشتی رنج میبرد و میخواهد آن را اصلاح کند، هر که به دنبال جایگاه باعزّت ایران در نظم جهانیِ پیش رو است، هر که این چیزها را دوست دارد، باید برای ترویج ایمان و ترویج امید در ملّت تلاش کند؛ این وظیفه است؛ این وظیفهی همهی ما است؛ این همهی حرف من با نخبگان، با هستههای انقلابی، با مجموعههای سیاسی، با همهی آحاد مردم متعهّد است. باید همهی ما تلاش کنیم تا در این کشور ایمان و امید زنده بماند.

توصیهی من تقویت ایمان و امید است، و آماج دشمن هم همین ایمان و امید است. تلاش وسیع دشمنان ــ که حالا چند جملهای عرض خواهم کرد ــ متوجّه این است که ایمان و امید را در مردم از بین ببرد؛ ایمان مردم را تضعیف کند، شعلهی امید را در دلهای مردم، بخصوص جوانان خاموش کند. ما توصیه میکنیم باید ایمان و امید را تقویت کرد. دشمن تلاش میکند ایمان و امید را از بین ببرد. حفظ استقلال ملّی، به ایمان و امید است. حفظ عزّت ملّی، حفظ منافع ملّی، با ایمان و امید است؛ اینها همه دشمن دارد. حفظ منافع ملّی ما دشمنان عنودی دارد، دشمنان لجوجی دارد؛ هر کاری از دستشان بربیاید میکنند و تا امروز کرده‌اند. در این چند دهه، دستگاههای عنود و لجوج استکبار و دستگاههای امنیّتیشان و دستگاههای سیاسیشان و پشتیبانی مالیشان، هر کار توانستند علیه ملّت ایران انجام دادند؛ در موارد معدودی پیشرفت هم کردند، در اغلب موارد هم به توفیق الهی مغلوب و منکوب ملّت ایران شدند.

همه توجّه کنند! آخرین تلاش دشمن ــ البتّه آخرین تلاش تا حالا؛ در آینده کارهایی خواهند داشت ــ همین اغتشاشهای پاییز گذشته بود. توجّه کنید! طرّاحی این اغتشاشهای پاییز گذشته در اتاقهای فکر کشورهای غربی انجام گرفت؛ طرّاحیاش آنجا شد. طرّاحی جامعی هم انجام دادند؛ طرّاحی در اتاقهای فکر غربی، پشتیبانی مالی و رسانه‌ای و تسلیحاتی به وسیلهی دستگاه‌های امنیّتی غربی. پشتیبانی کردند؛ هم پشتیبانی مالی کردند، هم پشتیبانی تسلیحاتی کردند، هم پشتیبانی رسانه‌ای وسیع و گسترده انجام دادند. پادوییاش را به وسیلهی تعدادی از عناصر خائنی که پشت به وطن کرده بودند انجام دادند؛ پادوییاش را عناصری کردند که به کشورشان خیانت کردند؛ از اینجا رفتند خارج و مزدور و عامل سیاستهای دشمن ایران شدند؛ نه فقط دشمن اسلام و دشمن جمهوری اسلامی، [بلکه] دشمن ایران. یک عدّه هم پیادهنظامِ اینها در داخل بودند. این پیادهنظام ترکیبی [بود] از تعداد معدودی آدمهای مغرض، تعداد بیشتری آدمهای غافل و احساساتی و کمعمق و جمعی هم اراذل و اوباش؛ اینها هم پیاده‌نظام این اغتشاش بودند. از اتاقهای فکر دشمنان در کشورهای غربی بگیرید تا اراذل و اوباش خیابانهای تهران و بعضی شهرهای دیگر؛ این، مجموعهی این حرکت بود. فکر همه جایش را کرده بودند؛ رادیوها و تلویزیونهای کشورهای خارجی بی‌ملاحظه، بدون رودربایستی ساختن بمب دستی را به مردم یاد میدادند؛ شعار تجزیهی ایران را در زبانهای اینها قرار دادند؛ حرکت مسلّحانهی داخل خیابانها را با سلاحهای قاچاق ترویج کردند؛ اراذل و اوباششان، جوان دانشجو یا طلبهی بسیجی، یا عنصر انتظامی، یا عنصر بسیجی را در خیابان، جلوی چشم مردم با شکنجه به قتل رساندند و شهید کردند. (۱۷) توجّه کنید تا عظمت ملّت ایران و عظمت انگیزه و ایمانی که در ملّت ایران هست بیشتر روشن بشود. در داخل اراذل و اوباش این‌جور حرکت کردند، افراد مغرض آن‌جور شعار دادند، در خارج هم بعضی از سیاستمدارانِ سطوح بالای دولتی با همین دشمنها عکس یادگاری گرفتند. اینها خیال میکردند کار، تمام‌شده است. طرّاحی آنها جوری بود که فکر میکردند کار جمهوری اسلامی تمام شده، فکر میکردند میتوانند ملّت ایران را به خدمت بگیرند. احمقها باز هم اشتباه کردند، باز هم ملّت را نشناختند. البتّه ملّت ایران به آنها بی‌اعتنائی کرد، به فراخوان آنها اعتنائی نکرد. جوانهای متعهّد در خیابانها، در دانشگاه‌ها توانستند کارهای بزرگی انجام بدهند. بسیج دانشجویی، بسیج اقشار در داخل شهرهای کشور، مردم متعهّد و متدیّن، وظایف خودشان را انجام دادند، دشمن را ناکام کردند. نقشه‌ی دشمن باطل شد ولی این هشدار به همه داده شد که از کید دشمن غفلت نکنید؛ از کید دشمن غفلت نکنید!

سعی دشمن این است که جوان ایرانی را ناامید کند. خب مشکلاتی در کشور وجود دارد؛ این مشکلات را مرتّب به رخ جوان ایرانی میکشند. مشکل معیشتی هست، مشکل گرانی هست، مشکل تورّم هست؛ این مشکلات وجود دارد؛ دشمن سعی میکند این مشکلات را ــ که همه‌ی این مشکلات قابل رفع است و انشاءالله رفع خواهد شد به توفیق الهی، به حول و قوّه‌ی الهی ــ ابزاری کند برای خاموش کردن نورِ امید در دل جوانها؛ در حالی که اینها عوارض قابل رفعی هستند. مشکلات نباید امید را تضعیف کند. ما اگر مشکلات را مشاهده میکنیم، باید انگیزهمان تقویت بشود برای پیدا کردن راههای رفع مشکل و کمک به آنهایی که در میدان، در مقابل این مشکلات ایستاده‌اند و برای رفع آنها دارند تلاش میکنند. البتّه ما مشکلاتی داریم امّا در مقابل آن، پدیدههایی داریم که همه امیدآفرین است. من به جوانهای عزیزمان عرض میکنم که دشمن نمیخواهد بگذارد که ما این پدیدههای امیدآفرین را ببینیم. پدیدههای امیدآفرین بمراتب بیشتر از مشکلات است: پیشرفتهای کشور در عرصه‌ی علم، در عرصه‌ی فنّاوری، در ایجاد زیرساختهای صنعتی و کشاورزی، در ایجاد ساختارهای بسیار مهمّ حمل و نقل، پیشرفتهای کشور در تربیت نیروی انسانی، در کشاندن فعّالیّتهای عمرانی به نقاط دوردست و محروم کشور ــ اینها الان دارد انجام میگیرد ــ در سیاست بینالمللی، در اعتلا و عزّت ملّی، در اقتدار نظامی و دفاعی کشور؛ اینها حقایق امیدزا است؛ دشمن میخواهد ما این حقایق را فراموش کنیم، از یادمان ببریم، جوان ما از اینها مطّلع نشود. این واقعیّتها از آینده‌ی روشنی خبر میدهد.

وقتی شما راجع به امید صحبت میکنید، بعضی دوست دارند در این امیدواریِ شما با ذکر همین مشکلات خدشه کنند؛ اگر شما از امید صحبت کنید، میگویند شما از واقعیّتها خبر ندارید. چطور ممکن است از واقعیّتها کسی خبر نداشته باشد؟ واقعیّتی که آنها میگویند، همین واقعیّتهای اقتصادی است، همین مشکلات معیشتی است؛ اینها را همه خبر دارند، همه از این رنج میبرند؛ در این شکّی نیست. بعضی برای اینکه امید را در دلها بکشند، اشاره میکنند به اینکه در لایههای اجتماعی، کسانی هستند که دغدغه‌ی دین و ایمان و انقلاب ندارند؛ خب بله، [امّا] مخصوص امروز نیست؛ دههی ۶۰ هم که جبههها آن‌جور مملو و سرشار از جوانهای مؤمن بود، یک عدّهای در شهرهای بزرگ، در تهران، بیخیال و بیاعتنا راه میرفتند، نه فقط احساس مسئولیّت نمیکردند، مسئولین را مسخره هم میکردند! شما نگاه کنید شرح‌حال شهدا و رزمندهها را؛ اینها وقتی که میآمدند در شهرهای بزرگ ــ بخصوص شهرهای بزرگ ــ احساس دلتنگی میکردند که [این] به خاطر همین پدیده بود. دههی ۶۰، دهه‌ی اوّل انقلاب، از این حوادث وجود داشت؛ این جای تعجّب ندارد. امروز هم البتّه هستند کسانی که نه به انقلاب، نه به اسلام و حتّی نه به تعهّد ایرانی پایبند نیستند؛ بله، امّا ملّت ایران اینها نیستند. در زمان خود رسول اکرم هم یک عدّهای عاشق شهادت بودند، مشتاق جهاد بودند، اگر امکانِ رفتن به جبهه نداشتند گریه میکردند، یک عدّهای هم در مدینه بودند که «مَرَدوا عَلَی النِّفاق»؛ (۱۸) قرآن درباره‌ی آنها میگوید «مَرَدوا عَلَی النِّفاق»، یا یک جای دیگر [میگوید:] «لَئِن لَم یَنتَهِ المُنافِقونَ وَ الَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ وَ المُرجِفونَ فِی المَدینَة»؛ (۱۹) در خود مدینه‌ی پیغمبر، کسانی بودند که قرآن از آنها به «مُرجِفون» تعبیر میکند؛ شایعهپراکنان، ترسپراکنان، تردیدپراکنان، شبههپراکنان؛ در زمان پیغمبر! تازه در زمان پیغمبر نه اینترنت بود، نه شبکههای اجتماعی بودند، نه این‌همه تلویزیون بود. امروز با وجود همه‌ی این دستگاهها، شما نگاه کنید ببینید جوان ایرانی چه عظمتی از خود نشان میدهد!

ما امروز در سرتاسر کشور، هزاران هسته‌ی مقاومت در مساجد و در هیئتها داریم؛ از این هستههای مقاومت، جوانهایی برمیخیزند به عنوان مدافع حرم، جوانهایی برمیخیزند به عنوان مدافع امنیّت، جوانهایی برمیخیزند به عنوان بسیجی دانشجو.

نقطه‌ی امیدآفرین این است که در این تلاش همهجانبهی دشمن، شما میبینید در چنین شرایطی که دشمن شمشیر را از رو بسته، دانشجوی انقلابی در فلان دانشگاه فحش ناموسی میشنود، از میدان خارج نمیشود؛ طلبه‌ی بسیجی زیر شکنجه به شهادت میرسد، حاضر نیست حرفی را که دشمن میخواهد بر زبان جاری کند. مجاهدان فداکار، مدافعان حرم، فعّالان سخت‌کوش جهاد تبیین، گروههای کمک مؤمنانه، اردوهای جهادی، اینها همه جوانهای این کشورند. با وجود اینترنت، با وجود شبکههای اجتماعی، با وجود اینهمه لغزشگاه‌ها، جوانهای ما در این راه دارند حرکت میکنند. گاهی اوقات شما میبینید از یک روستا یک شخصیّت منوّر و نورانی برمیخیزد؛ از یک روستای اطراف شهریار یک جوان فداکار و نورانی مثل مصطفیٰ صدرزاده به وجود می‌آید. ما از این مصطفیٰهای صدرزاده در تمام سرتاسر کشور بسیار داریم، هزاران داریم؛ اینها همه امیدبخش است. ما همه وظیفه داریم؛ نخبگان وظیفه دارند؛ هسته‌های انقلابی وظیفه دارند؛ فعّالان دانشگاهی، فعّالان حوزوی، صاحبان جایگاههای اجتماعی بویژه کسانی که حرف آنها به گوش مردم میرسد، مردم حرف آنها را می‌شنوند، اینها وظیفه دارند؛ وظیفه این است که ایمانها را تقویت کنند، امیدها را تقویت کنند، شبههها را برطرف کنند، شیوههای دشمن در شبهه‌آفرینی و یأسآفرینی را خنثی کنند.

و من به شما عرض بکنم یکی از این شیوه‌ها بدبین کردن جوانان به مسئولان کشور، به حرکت کشور، به حرکت سیاسی کشور، به حرکت اقتصادی کشور و بدبین کردن افراد به یکدیگر است؛ این از شیوه‌های دشمن است؛ با این مقابله کنید. یکی از شیوههای دشمن هم بدبین کردن به انتخابات است که من درباره‌ی انتخابات آخر سال انشاءالله اگر زنده بودم و توفیق داشتم بعداً عرایضی خواهم کرد. اینجا همین اندازه بگویم که این انتخابات، انتخابات بسیار مهمّی است و دشمن از همین حالا توپخانههای خودش را به طرف این انتخابات روشن کرده، مشغول بمبارانِ انتخاباتی است که هنوز حدّاقل نُه ماه فاصله داریم تا آن انتخابات. باید انشاءالله ملّت ایران، جوانان عزیز این بیداری را، این هشیاری را، این انگیزه را، این ایمان و امید را روزبه‌روز افزایش بدهند و دشمن را ناکام کنند.

پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، رحمت خود، برکت خود، هدایت خود و پیروزی کامل را به این ملّت عنایت بفرما. پروردگارا! روح مطهّر امام بزرگوار را با پیغمبر محشور کن. پروردگارا! ما را جزو سربازان امام زمان قرار بده. پروردگارا! قلب مقدّس آن بزرگوار را از ما راضی کن؛ دعای امام زمان را شامل حال ما، بخصوص شامل حال جوانان ما قرار بده. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد مشکلات کشور را به دستِ عزم و اراده و همّت مسئولان برطرف بفرما.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته

در ابتدای این مراسم، حجّتالاسلام والمسلمین سیّدحسن خمینی (تولیت حرم امام خمینی) مطالبی بیان کرد.

سوره‌ی رعد، بخشی از آیه‌ی ۱۷؛ «… امّا کف، بیرون افتاده از میان میرود …»
سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۶۱؛ «… به خدا ایمان دارد و [سخن] مؤمنان را باور میکند …»
سوره‌ی محمّد، بخشی از آیه‌ی ۷؛ «… اگر خدا را یاری کنید، یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد»
سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۴۰؛ «… و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری میکند، یاری میدهد …»
سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۳۸؛ «قطعاً خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع میکند …»
سوره‌ی رعد، بخشی از آیه‌ی ۱۷؛ «… ولی آنچه به مردم سود میرساند در زمین [باقی] میماند …»
از جمله، سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۹؛ «قطعاً خداوند در وعده [خود] خلاف نمیکند»
سوره‌ی عنکبوت، بخشی از آیه‌ی ۲۶؛ «پس لوط به او ایمان آورد …»
(۱۰. ر. ک: صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۳۳۰؛ نامه به آقای منتظری (۶/۱/۱۳۶۸)
(۱۱ صحیفه‌ی نور، ج ۱، ص ۳ (۱۵/۲/۱۳۲۳)
(۱۲ سوره‌ی سبأ، بخشی از آیه‌ی ۴۶؛ «… که دودو و بهتنهایی برای خدا به پا خیزید …»
(۱۳ ترسناک، خوفناک
(۱۴ صحیفه‌ی امام، ج ۹، ص ۸۱؛ سخنرانی در جمع دانشجویان اروپا و آمریکا (۳۰/۴/۱۳۵۸)
(۱۵ اشاره به ماجرای قهوه‌خانه‌ی میکونوس آلمان و صدور کیفرخواست برای حجّتالاسلام والمسلمین اکبر هاشمیرفسنجانی (رئیس‌جمهور وقت)
(۱۶ دولت وقت ایران پس از واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر (شهریور ۱۳۸۰) برای مقابله با گروه تروریستی القاعده که در افغانستان مستقر بود، به ائتلاف مبارزه با تروریسم کمک کرد امّا رئیس‌جمهور آمریکا (بوش دوّم) پس از بهره‌برداری خود از این قضیّه و حمله به افغانستان، در بهمن همان سال ایران را جزو محور شرارت نامید و تهدید به حمله‌ی نظامی نمود.
(۱۷ شعار حضّار
(۱۸ سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۰۱؛ «… بر نفاق خو گرفته‌اند …»
(۱۹ سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی هست و شایعه‌افکنان در مدینه، [از کارشان] بازنَایستند …»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نخستین گردهمایی سینماگران انقلاب و دفاع مقدس


نخستین گردهمایی سینماگران انقلاب و دفاع مقدس با حضور محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد خزایی رئیس سازمان سینمایی و جمعی از هنرمندان در بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

خاطرات صدرعاملی از عزت‌الله انتظامی و خسرو شکیبایی در «شب» – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی موزه سینما، رسول صدرعاملی با بیان اینکه برای فیلم «شب» شروع خیلی خوبی داشته است، گفت: زنده یاد عزت الله انتظامی وقتی فیلمنامه نهایی را که با کامبوزیا پرتوی بازنویسی کرده بودم خواند دو سه نکته داشت که انصافاً نکاتش هم درست بود که درباره آن صحبت کردم و برطرف شدند.

وی با بیان اینکه خوشبختانه زنده‌یاد خسرو شکیبایی هم به سرعت با ما همراه شد، افزود: پایان فیلمبرداری نیمه شب در صحن امام رضا (ع) شب غریبی بود، یادم می‌آید خسرو شکیبایی از ما جدا شد به سمت حرم رفت و با امام رضا (ع) راز و نیاز و خداحافظی کرد. خسرو در تمام طول فیلمبرداری حال خوبی نداشت و دو سه نفر در گروه فیلمبرداری دائم مواظب او بودند.

صدرعاملی درباره همکاری با عزت‌الله انتظامی نیز گفت: او سر دیالوگ‌ها حساس بود و من تا جایی که در توانم بود رعایت می‌کردم و سعی می‌کردم چیزی که او می‌خواست را انجام دهم و در این صورت مشکلی نداشتیم.

وی با بیان اینکه اتفاق جالب این بود که خسرو و انتظامی دائم با هم کشمکش داشتند، بیان کرد: همه می‌دانیم اقتدار بازیگری خسرو شکیبایی در ری اکشن‌های بازیگری‌اش و همچنین عکس‌العمل‌ها به بازیگر مقابل و سکوت‌هایش بود. تا آنجا که در تدوین فیلم آنقدر خسرو خوب بود که حتی در جاهایی که انتظامی صحبت می‌کرد ما عکس‌العمل‌های خسرو را هم نشان می‌دادیم.

صدرعاملی با بیان اینکه جمع بسیار خوبی در فیلم «شب» داشتیم، عنوان کرد: یادم می‌آید امین حیایی که جایزه بهترین بازیگری را در جشنواره برای «شب» گرفت با جان و دل کمک می‌کرد و مواظب انتظامی و شکیبایی بود تا فضا خوب پیش برود.

وی ادامه داد: اتفاق عجیب این بود که ما در فصل پاییز و برای ۴۰ روز فیلمبرداری رفته بودیم و اولین لوکیشن ما ایستگاه راه آهن بود. یادم می‌آید ساعت پنج بعدازظهر شروع به کار کردن در ایستگاه قطار کردیم و وقتی در نیمه شب بیرون آمدیم متوجه شدیم برف همه شهر را پوشانده بود و این در حالی بود که ۶۰ درصد فیلم در فضای خارجی بود. با عزت‌الله انتظامی به هتل برگشتیم و نگذاشتم داخل اتاق برود. به او گفتم نمی‌توانم منتظر بمانم برف بند بیاید زیرا باید در سه روز همه فضای خارجی را بگیرم. یادش بخیر انتظامی کمی فکر کرد و یک ساعت بعد گفت من آماده‌ام و از همان لحظه شروع به فیلمبرداری کردیم.

صدرعاملی تصریح کرد: آقای انتظامی با اینکه راه رفتن برایش راحت نبود پذیرفت کار کنیم و سه شبانه روز، روزی ۱۶ ساعت کار کردیم و انگار نه انگار که این مرد درد زانو دارد و پا به پای گروه راه می‌رفت و دیگران را نیز تشویق به ادامه کار می‌کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع