سینماپرس: ارسلان قاسمی بازیگر سینما و تلویزیون میگوید اگرچه سینمای ما نقاط ضعف متعددی دارد اما قطعا آینده روشنی پیش روی آن است.
به گزارش سینماپرس، ارسلان قاسمی در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: سینما و تئاتر عمدتا به فرهنگ و کاراکترهای اصلی هر سرزمینی برمیگردد.
وی افزود: در سالهای اخیر اتفاقهای درخشانی افتاده و توانستیم فرهنگ خودمان را به مردم جهان معرفی کنیم.
قاسمی میگوید البته انتقادهایی هم داشته اما خیلی جلو هستیم و حرف برای گفتن داریم و بزرگانی چون عباس کیارستمی و اصغر فرهادی و خیلی از جوانها را داشته و داریم که میدرخشند و فعالیت می کنند و قطعا آینده روشنی داریم.
وی همچنین گفت: در سینما نقاط ضعف هم تا دلتان بخواهد وجود دارد و امیدوارم هر چه زودتر کسانی که کاری از دستشان برمیآید این نقاط ضعف را برطرف کنند. بخشی از این امر به عوامل سازنده و بخش عمده آن به دوستان و دولتمردان برمیگردد.
سینماپرس: ابراهیم اصغری تهیهکننده فیلم سینمایی «شماره ده» ضمن اشاره به اولویت اکران این فیلم در عید فطر، احتمال تأثیر منفی گرانی بلیت سینماها بر استقبال از فیلمها در سال آینده را رد کرد.
به گزارش سینماپرس، ابراهیم اصغری تهیهکننده فیلم سینمایی «شماره ده» به کارگردانی حمید زرگرنژاد از فیلمهای رونمایی شده در چهلویکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر در گفتگو با مهر درباره برنامهریزی برای اکران عمومی این فیلم توضیح داد: ترجیح ما این است که فیلم را در عید فطر اکران کنیم و امیدواریم شرایطش برایمان فراهم شود. در ماههای اخیر شاهد خبرهای خوبی در عرصه اکران سینماها نبودیم و امید داریم که در سال جدید شرایط اکران در سینماها بهبود پیدا کند و ما هم بتوانیم فیلم «شماره ده» را با پشتیبانی مناسبی اکران کنیم.
وی درباره بیرغبتی برخی صاحبان آثار به اکران فیلم خود گفت: این حس و حال به شرایط سینمای ایران طی سه سال گذشته به ویژه در ایام فراگیری ویروس کرونا بازمیگردد. تهیهکنندگان بخش خصوصی در این شرایط تمایلی به اکران آثار خود نداشتند. در ماههای اخیر هم برخی مشکلات بهویژه مشکلات اقتصادی به این بیرغبتی دامن زده است. در ادامه هم از آنجایی که نوروز همزمان با ماه مبارک رمضان شده است، برخی صاحبان آثار نگران شرایط اکران فیلمشان بودند و احتمالاً به این دلایل است که همچنان شاهدیم که تهیهکنندگان تمایل چندانی به اکران آثار خود ندارند.
این تهیهکننده سینما تأکید کرد: چرخه اکران باید به وضعیت حضور عادی مخاطبان به سالنهای سینما بازگردد و اگر این اتفاق رخ دهد، طبیعتاً بازههای زمانی مانند عید فطر و یا ایام تابستان، زمانهای مناسبی برای اکران خیلی از فیلمها مانند فیلم ما خواهد بود. امید ما به این است که مخاطبان در این بازه زمانی به سینما بازگردند و از همه فیلمها استقبال کنند.
اصغری درباره احتمال تغییر نسخه به نمایش درآمده از فیلم «شماره ده» برای اکران عمومی هم گفت: احتمال زیاد همان نسخهای که در جشنواره دیده شد را اکران عمومی خواهیم کرد.
این تهیهکننده درباره تأثیر افزایش قیمت بلیت سینماها بر روی میزان استقبال مخاطبان از فیلمها در سال آینده هم گفت: معتقدم قیمت بلیت سینماها حتی پس از اعمال افزایشی که اعلام شده است، نسبت به سایر هزینههای جاری در خانوادهها، همچنان رقم بسیاربسیار پایینی است. بعید میدانم این قیمت بتواند تأثیر منفی بر روی نظر مخاطب برای ورود به سالن سینما داشته باشد. قیمت کالاهای دیگر که برخی از آنها به معیشت روزمره مردم گره خورده است، چندین برابر شده است و افزایش همان قیمتها منجر به تأثیر روحی منفی روی مخاطبان سینما شده است. همین تأثیر روحی هم منجر به بیرغبتی مخاطبان برای حضور در سالن سینما شده است.
وی افزود: این تأثیرات البته معمولاً موقت است و این بار هم امید داریم که شاهد گذر از این شرایط روحی باشیم تا مردم بار دیگر اوقات فراغت خود را در سالنهای سینمایی سپری کنند. چه با فیلمهای کمدی و چه با فیلمهای قهرمانمحوری مانند «شماره ده» که همواره هم جزو اولویتها در فهرست سلایق و علاقهمندیهای مخاطبان ایرانی بوده است.
اصغری تأکید کرد: تمامی فیلمهای ایرانی برای اکران عمومی نیاز به حمایت ارگانها و نهادها دارند. به خصوص فیلمهای دفاع مقدسی که در یکی دو دهه اخیر مخاطبان خود را از دست دادهاند و باید شرایطی فراهم شود تا آن مخاطبان بار دیگر به سینما بازگردند. اگر این شرایط فراهم شود و مخاطبان برای تماشای «شماره ده» به سینما بیایند، قطعاً با رضایت از سینما خارج خواهند شد.
یک گروه موسیقی که به شرط تغییر دادن نامش، قرار بود تابلو نقاشی را از «بنکسی» ـ هنرمند گرافیتیکار مشهور ـ هدیه بگیرد، حالا این اثر هنری را به فروش میگذارد.
سینماپرس: تعدادی از اهالی سینما همزمان با برگزاری جشنواره بین المللی فیلم مقاومت متذکر شدند: استفاده از حضور سینماگران متخصص و متعهد در اتاق فکر مدیران و دوری گزیدن از افراد سطحی نگر می تواند باعث رونق و گسترش سینمای مقاومت شود! این دسته از سینماگران تأکید کردند: باندبازی برخی ارگان ها و نهادها و عدم حمایت از همه فیلمسازان متعهد و دغدغه مند پرداختن به موضوع مقاومت یک ضعف بزرگ است! اهالی سینما خاطرنشان کردند: چرخشی بودن زمان برگزاری جشنواره فیلم مقاومت باعث کم اهمیت شدن و بی توجهی به این رویداد می شود!
به گزارش سینماپرس جشنواره فیلم مقاومت یکی از مهمترین رویدادهای موضوعی سینمای کشور است؛ رویدادی که همواره با فراز و فرودهای بسیار روبرو بوده و گاهی در آن فیلم های درخشان و زمانی دیگر فیلم هایی نه چندان مطرح حضور داشته اند.
همزمان با برگزاری سیزدهمین جشنواره فیلم مقاومت از تعدادی سینماگران فعال در حوزه تولید آثار دفاع مقدس و مقاومت اسلامی درخواست کردیم نظرات خود را درباره اهمیت و جایگاه این رویداد سینمایی مطرح نمایند. محمدرضا اسلاملو، محمد قهرمانی، ابراهیم اصغری و حمید بهمنی ۴ سینماگری بودند که نظرات و پیشنهادات خود را درباره این رویداد سینمایی با ما در میان گذاشتند.
محمدرضا اسلاملو کارگردان سینما همزمان با برگزاری جشنواره بین المللی فیلم مقاومت گفت: استفاده از حضور سینماگران متخصص و متعهد در اتاق فکر مدیران و دوری گزیدن از افراد سطحی نگر می تواند باعث رونق و گسترش سینمای مقاومت شود و اگر امروز نقصان و کمبودی در راستای رشد و توسعه سینمای مهم و ارزشمند مقاومت وجود دارد به دلیل آن است که مدیران افرادی را دور خود جمع کرده اند و از آن ها مشاوره می گیرند که شایستگی این امر مهم را ندارند. آنچه مشکل اساسی ما است فقدان تبیین استراتژی است. ما در سیاست گذاری های مان به شدت دچار مشکل هستیم. ما نیازمند اتاق فکرهای پرمحتوا هستیم باید بدانیم سینمای مقاومت اسلامی سینمای آزادی و آزادگی و آزادی خواهی است و از این رو باید تمام جان مان را برای رشد و توسعه این سینما به کار بگیریم.
محمد قهرمانی تهیه کننده سینما نیز در گفتگو با سینماپرس خاطرنشان کرد: باندبازی برخی ارگان ها و نهادها و عدم حمایت از همه فیلمسازان متعهد و دغدغه مند پرداختن به موضوع مقاومت یک ضعف بزرگ است! اگر ما نتوانسته ایم در حوزه سینمای مقاومت به جایگاهی که باید دست پیدا کنیم به دلیل آن است که برخی از مجموعه هایی که در حوزه تولید این قبیل آثار فعال هستند پروژه ها را تنها به برخی افراد خاص می سپارند که اتفاقاً آن افراد کار خود را به خوبی بلد نیستند و همین باعث می شود فیلم های شان خوب از آب درنیاید! ما باید کم کاری رسانه ای را جدی بگیریم! اثرگذاری یک رویداد نظیر جشنواره فیلم مقاومت باید با کار رسانه ای حاصل شود. ما باید از بستر شبکه های اجتماعی و پلتفرم های خارجی استفاده کنیم، باید از طریق تلویزیون و شبکه های خارجی و رادیویی بتوانیم کار رسانه ای قوی و موثر کنیم و اثر گذاری در این حوزه داشته باشیم.
ابراهیم اصغری تهیه کننده سینما نیز در این باره گفت: جشنواره فیلم مقاومت ویترین نهادهای نظامی است از این رو آن ها برای تقویت این حوزه نباید تنها به برگزاری جشنواره بسنده کنند و لازم است تدبیر جدی برای تولید و اکران این آثار نیز داشته باشند! به عنوان نمونه هزینه استفاده از امکانات شهرک سینمایی دفاع مقدس بسیار بالا است و متولیان درخواست بودجه زیادی می کنند! گاهی این مطالبات آن ها آنقدر زیاد است که سازندگان فیلم ها ترجیح می دهند به جای کرایه برخی لوازم و تجهیزات، هرآنچه را می خواهند از بازار خریداری کنند چون فاکتورهای شهرک سینمایی دفاع مقدس بسیار بالا است و باید برای حمایت از سینماگران دغدغه مند حوزه مقاومت و دفاع مقدس این هزینه ها کاهش پیدا کرده و یا کلا از بین برود. ما برای تقویت سینمای مقاومت و دفاع مقدس به دو نکته مهم نیازمندیم؛ یک اینکه این جشنواره با توجه به اینکه به نیروهای مسلح وابسته است باید دسترسی فیلمسازان و تهیه کنندگان و عوامل سینما به تجهیزات نظامی مورد نیاز فیلم های دفاع مقدس آسان شود و این بخش را به لحاظ مالی ساپورت کنند. یکی از مشکلات تولید فیلم های دفاع مقدس و پاشنه آشیل آن بخش های نظامی است که باید از سینما حمایت کنند.
حمید بهمنی کارگردان سینما همزمان با برگزاری جشنواره بین المللی فیلم مقاومت گفت: چرخشی بودن زمان برگزاری جشنواره فیلم مقاومت باعث کم اهمیت شدن و بی توجهی به این رویداد می شود؛ بنده واقعاً متوجه نمی شوم چرا متولیان هر بار بنا به سلیقه خود زمان برگزاری این رویداد را تغییر می دهند؟ جشنواره فیلم مقاومت باید حتماً در هفته دفاع مقدس برگزار شود و برگزاری آن در هر زمان دیگری غلط است. هادهای متولی باید حداقل سالی ۲۰ فیلم با محور مقاومت تولید کنند؛ برگزاری جشنواره به تنهایی هیچ فایده ای برای سینمای مقاومت ندارد. سینمای مقاومت سینمای ملی ما است که باید حتی تأثیر و اهمیتش از جشنواره فیلم فجر نیز بیشتر شود. متأسفانه متولیان فرهنگی و هنری به تکلیف واقعی خود عمل نمی کنند. تمام دستگاه و نهادها ملزم هستند همه توان خودشان را برای رشد و اعتلای این سینما به کار گیرند اما ما این اصل اساسی را در عملکرد ایشان نمی بینیم.
خبرگزاری مهر -گروه هنر-زهرا منصوری: درست در همین سالهایی که سینمای ایران بهواسطه قهر مخاطبان سایه سنگین رکود حاکم بر گیشهها را تجربه میکند و فرآیند عرضه محصولات نمایشی در آستانه ورود به دورانی تازه بهواسطه فراگیر شدن بسترهای عرضه جدید در فضای مجازی قرار دارد، «سینمای کوتاه ایران» انگیزه بالایی برای یافتن مخاطبانی تازه برای خود دارد.
«فیلم کوتاه» یکی از محصولات بصری مهم و جریانساز در دنیای جدید محسوب میشود و به همین دلیل دیگر بهسختی میتوان تولیدات این حوزه را نادیده گرفت.
به همین منظور سرویس هنر خبرگزاری مهر قصد دارد با سرفصل ثابت «هر هفته یک فیلم کوتاه در مهر» به معرفی بخشی از تولیدات «سینمای کوتاه ایران» در قالب گفتگو با عوامل این آثار بپردازد.
در بیستودومین نوبت از این سلسله گفتگوها این بار میزبان عوامل فیلم کوتاه «چپدست» بودیم. یک فیلم اجتماعی دیگر که نگاهی آسیبشناسانه نسبت به موقعیت زنان سرپرست خانوار دارد.
«چپدست» هرچند مانند فیلم کوتاه «آرامگاه» که هفته پیش به آن پرداختیم، سوژهای تلخ دارد اما رویکردش به این سوژه، دغدغهمندانه است و تلاش دارد در موضوعی که انتخاب کرده است، یک تلنگر بزند.
نسرین محمدپور بهعنوان نویسنده و کارگردان و یاسمن نصیری بازیگر نقش اصلی فیلم کوتاه «چپدست» در این نشست حضور داشتند و به طرح دیدگاههای خود درباره فیلمسازی مرتبط با سوژههای تلخ اجتماعی پرداختند.
* فیلم «چپدست» روایت غیرمنتظرهای دارد که بد نیست گفتگو را از شکلگیری ایده آن در ذهن شما شروع کنیم.
نسرین محمدپور: ابتدا باید کمی درباره خودم توضیح دهم. من دانشآموخته سینما و جامعهشناسی هستم که در حال حاضر هم مددکار اجتماعی هستم و هم نویسنده و کارگردان. به تعبیری میتوان گفت زندگیام دو بعد دارد؛ یکی مددکاری در حوزه آسیبهای اجتماعی و دیگری نویسندگی و فیلمسازی البته بازهم در حوزه زنان و آسیبهای اجتماعی.
* یعنی هر دو فعالیت را توأمان پیش میبرید؟
محمدپور: بله. همین روزها هم که در مشهد حضور دارم، به دلیل اجرای یک برنامه در حوزه زنان و آسیبهای اجتماعی است که امیدواریم اتفاقات مبارکی هم در قالب آن رقم بخورد. فیلمنامه «چپدست» با عنوان اصلی «دست چپ من» هم حاصل سالها شنیدن تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار بود. زنانی که هر یک به طریقی بهدنبال آن بودند که با وجود منبع درآمدی که داشتند، شرایط زندگی خود را از آنچه بود، بهتر کنند. این فیلمنامه را هم با الهام از این موضوع نوشتم که عدم توانمندسازی زنان خانهدار، چقدر میتواند آسیبزننده باشد.
در سالهای اخیر، آمار زنان سرپرست خانوار چندین برابر شده است. یکی از دلایل آن البته این است که تعریف زن سرپرست خانوار تغییر کرده است و مثلاً در حال حاضر دختران مجردی که بهدور از خانواده و بهصورت مستقل زندگی میکنند هم جزو همین تعریف قرار میگیرند. عده دیگری هم هستند که بهواسطه طلاق و یا فوت همسر، تبدیل به زن سرپرست خانوار شدهاند. من البته این موقعیت را یک آسیب نمیدام و در مواردی یک انتخاب است. یک زن به دلیل شرایطی، در موقعیت یک زن سرپرست خانوار قرار گرفته است. او استقلال مالی دارد و میتواند یک زندگی را اداره کند. دولت در این موقعیت چه تدبیری اندیشیده است که این زن سرپرست خانواده بتواند زندگی غنیتری داشته باشد؟
آنچه برای من بسیار اهمیت داشت مواجههام با زنانی بود که سرپرست خانوار بودند، دو یا سه شغل هم داشتند اما همزمان بهدنبال آن بودند که با خودزنی یا به تعبیر درستتر صحنهزنی، وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشند. در مقطعی آمار صحنهزنی در طبقه کارگری با یک رشد مواجه شد و این زمزمه در جامعه کارگری پیچید.
* با هدف دریافت بیمه اقدام به این کار میکنند؟
محمدپور: هم بیمه و هم دریافت غرامت از صاحبکار. اصولاً وقتی شما مسئولیت یک خانواده را برعهده دارید، در شرایط اقتصادی بدی قرار میگیرید و به دنبال راههایی هستید تا این فقر اقتصادی که به آن گرفتار شدهاید را جبران کنید. من بهعنوان یک مددکار اجتماعی با نمونههای بسیاری مواجه شدهام که شغل اول و دوم داشتند و به شغل سوم هم فکر میکردند. برخی هم بودند که متأسفانه به گزینههایی مانند این فکر میکردند که مدتی همسر موقت فردی شوند تا از فشار مالی بر زندگیشان کاسته شود. این نمونهها را مدنظر داشته باشید تا به همان بحث عدمتوانمندسازی زنان سرپرست خانوار برسیم. در این شرایط با زنانی هم مواجه هستیم که اقدام به صحنهزنی میکنند تا بتوانند دیه و غرامت بگیرند و اندکی فقر اقتصادی خود را جبران کنند.
نسرین محمدپور
* این ماجرا در میان زنان کارگر عمومیت هم دارد؟
محمدپور: نه. عمومیت ندارد. بهخصوص که در زمینه صحنهزنی، تأیید شرایط برای دریافت دیه و غرامت، قوانین پیچیدهای دارد. تصور کنید بهعنوان یک کارگر چقدر باید تمرین کنید تا در موقعیتی قرار بگیرید که کارفرما بپذیرد که حین کار آسیب دیدهاید! تازه بعد از آن هم کارشناسانی برای بررسی صحنه میآیند. به تعبیری میتوان گفت این تصمیم، یک ریسک ۵۰ درصدی است و تنها ۵۰ درصد شانس برد دارید. ۵۰ درصد این احتمال وجود دارد که کارفرما و کارشناس بیمه زیر بار این مسئله نروند. با این وجود بازهم برخی این ریسک را میکنند.
محمدپور: تصور کنید بهعنوان یک کارگر چقدر باید تمرین کنید تا در موقعیتی قرار بگیرید که کارفرما بپذیرد که حین کار آسیب دیدهاید! تازه بعد از آن هم کارشناسانی برای بررسی صحنه میآیند. به تعبیری میتوان گفت این تصمیم، یک ریسک ۵۰ درصدی است و تنها ۵۰ درصد شانس برد دارید
من مددجویانی داشتهام که یاسمن نصیری در میان آنها زیست کرده است. برخی از آنها حتی همسر هم دارند اما به دلیل بیماری همسر، به خودشان آسیب زده بودند تا دیهای دریافت کنند و با پول آن یک پراید بگیرند و بخشی از زندگی خود را از درآمد اجاره این ماشین مدیریت کنند. این یک نما از زندگی یک زن سرپرست خانوار است و قرار نیست بگوییم همه زنان سرپرست خانوار و همه زنان کارگر چنین شرایطی را دارند.
* و البته باید پذیرفت که حتی وجود یک نمونه از این آدمها هم بسیار تراژیک است؛ اینکه فردی کار میکند اما آنقدر درآمدش از حاصل کار بازویش کم است که حاضر است به تن خود آسیب بزند تا بلکه درآمد بیشتری داشته باشد!
محمدپور: قطعاً همینطور است. من این فیلم را در کشورهای دیگری مانند کره و یا ترکیه اکران کردهام. برخی مخاطبان بینالمللی در مواجهه با این قصه نمیتواند شرایط چنین کاراکتری را درک کنند و اولین سوالشان این است که دولت در قبال این افراد چه میکند؟ بهعنوان یک مددکار اجتماعی، سینما را برای خودم یک ابزار انتقادی میدانم. در عین حال که سینما ابزاری برای توانمندسازی هم هست. پیش از این فیلم، فیلم دیگری به نام «زحل» ساختم که موضوع آن درباره پدیده کودکهمسری بود و در داخل و خارج از کشور، جوایزی را هم کسب کرد. آن زمان هم بهعنوان یک مددکار اجتماعی با خودم پرسیدم اگر درباره این موضوع یک مقاله بنویسم و یا پژوهشی انجام دهم، چقدر میتواند دایره مخاطبانش گسترده باشد و تحت تأثیر قرار بگیرند؟ قطعاً دایره آنها بسیار محدود میشد اما اگر یک اثر تصویری ۵ تا ۱۰ دقیقهای درباره آن بسازید، چندبرابر تأثیرگذاری آن بیشتر میشود. بعدها که فیلم «زحل» را برای افرادی که در معرض این اتفاق بودند به نمایش میگذاشتم متوجه میشدم که سینما و فیلمسازی چقدر میتواند در ایجاد رشد مؤثر باشد.
* در میان صحبتهای خود اشاره داشتید که خانم نصیری تجربه زیست در میان این زنان را داشته است. شما کمی از تجربیات خود در مواجهه با این افراد برایمان بگویید.
یاسمن نصیری: من هم در تئاتر و هم در سینما، برای ایفای هر نقشی حتماً گشتهام تا مابهازای بیرونی آن را پیدا کنم و این تبدیل به یک قانون برای خودم شده است. اگر نتوانسته باشم نمونه واقعی کاراکتر را پیدا کنم سراغ تخیل شخصیام رفتهام.
* یعنی با نمونه واقعی چنین فردی که اقدام به چنین کاری کرده باشد مواجه شدید؟
نصیری: بله با سه خانم ملاقات کردم که در کارخانه ریسندگی کار میکردند و دچار آسیب شده بودند.
* هر سه مورد هم تعمدی این کار را کرده بودند؟
نصیری: نه فقط یکی از آنها این شرایط را داشت. ولی با هر سه نفر آنها به مدت یک هفته نشست و برخاست داشتم. حتی به خانهشان رفتم و سر سفرهشان نشستم.
نصیری: خانم کم سن و سالی بود که با خودش حساب کرده بود بخشی از دستم آسیب میبیند و بعد با عمل جراحی آن را اصلاح میکنم. میگفت جهیزیه نداشتم و پسری که در عقد هم بودیم هم آرامآرام داشت به همین دلیل من را پس میزد. آن زمان حساب کرده بود در حدود ۴۰ میلیون تومان دیه میگیرد و میتواند جهیزیهای برای خودش دست و پا کند، اما محاسباتش اشتباه از آب درمیآید
* درک و دریافتتان از زنی که واقعاً دست به چنین کاری زده بود، چه بود؟
نصیری: این فرد ابتدا اصلاً حاضر نبود با من معاشرت کند. فکر میکرد من مأمور هستم و از طرف رئیس کارخانه میخواهم دستش را رو کنم. مجبور شدم فیلمها و تئاترهایی که کار کرده بودم را روی یک فلش بریزم و به او نشان بدهم تا باور کند من بازیگرم و تنها میخواهم چنین نقشی را بازی کنم. او میگفت این کار را کردم، چون جهیزیه نداشتم!
* برای دخترش؟
نصیری: نه، برای خودش. او خانم کم سن و سالی بود که با خودش حساب کرده بود بخشی از دستم آسیب میبیند و بعد با عمل جراحی آن را اصلاح میکنم. میگفت جهیزیه نداشتم و پسری که در عقد هم بودیم هم آرامآرام داشت به همین دلیل من را پس میزد. آن زمان حساب کرده بود در حدود ۴۰ میلیون تومان دیه میگیرد و میتواند جهیزیهای برای خودش دست و پا کند، اما محاسباتش اشتباه از آب درمیآید و بهجای یک بخش کوچک از کنار دستش، دستگاه چهار انگشتش را قطع میکند! در حین اجرای نقشهاش نتوانسته بود دستگاه را کنترل کند و دستش بهطور کامل به داخل دستگاه کشیده شده بود!
محمدپور: عین کاراکتر اصلی فیلم ما.
نصیری: بله اینجا هم همه چیز طبق برنامهریزی کاراکتر اصلی پیش نمیرود. در مورد آن خانم بعد از اینکه چهار انگشتش قطع شد، شوهرش هم طلاقش داده است! دردناک اینکه بیمه و غرامت هم به او تعلق نگرفت و تنها ماهی ۳۰۰ هزار تومان به حقوقش اضافه شد!
* به دلیل اینکه تعمدی بودن ماجرا لو رفته بود، بیمه و غرامت به او تعلق نگرفت؟
نصیری: اتفاقاً لو نرفته بود اما کارفرما به او گفته بود اگر شکایت کنی و بخواهی از کارخانه دیه بگیری، کامل اخراجت میکنم اما اگر شکایت نکنی، یک قرارداد ۱۰ ساله با تو میبندم و مبلغی هم به حقوقت اضافه میکنم. او هم پیشنهاد دوم را پذیرفته بود. وقتی پرسیدم مگر چقدر به حقوقت اضافه میکرد، گفت ماهی ۳۰۰ هزار تومان!
* به ازای چهار انگشتی که قطع شده بود!
نصیری: بله. این فرد دچار افسردگی شدید شده است. شرایط روحی و روانی نامناسبی هم داشت. وقتی با این آدمها مواجه میشوید، در کنارشان غذا میخورید و در چشمهایشان نگاه میکنید که هیچ نور امیدی در آنها نیست، واقعاً متوجه همان نکته میشوید که شما هم به آن اشاره کردید؛ چنین مواردی حتی یکیاش هم زیاد و تلخ است. وقتی فیلمنامه «چپدست» را خواندم، خیلی از آن خوشم آمد و احساس کردم میتوانم با کارگردانش دغدغه مشترکی داشته باشم. بعد که دربارهاش تحقیق کردم متوجه شدم نمونههای اینگونه کم هم نیستند.
یاسمن نصیری
محمدپور: اتفاق مبارکی که در این فیلم برایمان رخ داد، همدلی من و یاسمن (نصیری) بود. شاید خیلیها این فیلم را یک فیلم تلخ بدانند اما من آن را یک روایت شاعرانه از مادری میدانم که برای فرزندانش دارد خودش را قربانی میکند. او در تمام طول فیلم دارد تمرین میکند تا بداند بعد از اجرای تصمیمش چه اتفاقاتی خواهد افتاد. من در فیلمسازی علاقهمند به نشانهگذاری هستم و ترجیح میدهم بهجای دیالوگ، با نشانهها حرف بزنم.
از شروع فیلم، دست مشت شده مادر را در وسط قاب قرار دادهام تا مخاطب متوجه آن شود. تا لحظه آخر فیلم هم شاهد تمرینهای این مادر برای رسیدگی به فرزندانش هستیم. او میداند قرار است یک دوره نقاهت و بیماری را پشتسر بگذارد و در قالب همه جشنهای طبقه کارگری به خودش میرسد. وقتی در آستانه از دست دادن عزیزی هستید، آن آدم یا موقعیت برایتان عزیزتر میشود. مادر قصه من هم میخواست حالا که قرار است دستش را از دست بدهد، ضیافتی برای خود ترتیب بدهد. به ناخنهایش رسیدگی میکند و بچههایش را هم به رستوران میبرد تا یک شب قشنگ را برای آنها بسازد. چرا؟ چون میداند زندگی از بعد از امشب قرار است شکل دیگری پیدا کند.
محمدپور: بله داستان فیلم تلخ است اما مهم این است که ما چه زاویه نگاهی به این موضوع داریم. اگر بخواهیم یک زن تنها را تصویر کنیم که انتخابش این است که با گرفتن دیه مشکل مالیاش را حل کند، چه باید بکنید؟ این زن نه فقط شاغل است که حتی شغل دوم هم دارد و در فیلم میبینیم که در خانه قند میشکنند و بستهبندی میکنند. این زن دیگر چه باید بکند تا مشکلات مالیاش حل شود؟
* او در محل کارش یک همکاری دیگر با همین شرایط دارد که گویی الگوی اوست.
محمدپور: بله. اتفاقاً از روی همان همکار مرد این الگوبرداری را میکند. بهعنوان فیلمسازی که قبل از آن خودم را مددکار اجتماعی میدانم، سینما را انتخاب کردهام و ادامه میدهم، چراکه فکر میکنم تأثیرش بر روی مخاطب من خیلی بیشتر از آن است که من بخواهم پژوهش کنم و مقاله بنویسم. فیلم «چپدست» در مرحله عرضه سانسور شد و حتی در جشنواره فیلم کوتاه تهران هم آن را نپذیرفتند چرا که آنرا یک فیلم سیاهنما و تلخ میدانستند.
* البته واقعاً هم این فیلم تلخ است. این را بپذیرید.
محمدپور: بله داستان فیلم تلخ است اما مهم این است که ما چه زاویه نگاهی به این موضوع داریم. اگر بخواهیم یک زن تنها را تصویر کنیم که انتخابش این است که با گرفتن دیه مشکل مالیاش را حل کند، چه باید بکنید؟ این زن نه فقط شاغل است که حتی شغل دوم هم دارد و در فیلم میبینیم که در خانه قند میشکنند و بستهبندی میکنند. این زن دیگر چه باید بکند تا مشکلات مالیاش حل شود؟ یا باید تنفروشی کند یا باید تن به ازدواجهای موقت بدهد!
در فیلم اما میبینیم که این زن اساساً چنین زیستی ندارد. از انتخاب چادر بهعنوان پوشش گرفته تا خیلی از نشانههای دیگر در فیلم، همه فلسفه دارد و نشاندهنده نوع زیست این کاراکتر است. خیلی تلاش کردم تا حد امکان از نشانهها استفاده کنم. امید داشتم که این فیلم بتواند بر روی حتی یک مدیر تأثیر بگذارد و یا در محافل دولتی دیده شود.
* اینکه فیلم تا این اندازه کمدیالوگ هست هم انتخاب خودتان بود؟
محمدپور: وقتی حتی یک شیء در تصویر میتواند پیامی را منتقل کند، چرا باید سراغ دیالوگ بروم؟ قطعاً فضای فیلم دیالوگهای زیاد را نمیطلبید. این فیلم یک فیلم مشاهدهگر است. گویی شما در گوشهای ایستادهاید و زندگی این زن را نگاه میکنید. همراه با او هستید و وقتی مشاهدهگری میکنید دیگر نیازی نیست گوشتان چیزی را بشنود. به نظرم در هر لحظه متوجه موقعیتهای این زن میشوید. رسالت یک فیلمنامهنویس و کارگردان در فرآیند خلق یک اثر ایجاد سوال و پاسخ به آن سوال است. در دل قصه ایدههایی را مطرح میکنید تا مخاطب به جواب سوالها برسد. میتوانی برای داستان پایان باز هم بگذاری تا مخاطب بر اساس کدهای ارزشیای که برای خود دارد، به یک پاسخ برسد. سینما بهطور عام و این فیلم بهطور خاص خیلی تحت تأثیر رویکرد «بازتاب» در جامعهشناسی است.
* شما بهعنوان بازیگر چگونه با این چالش مواجه شدید که بدون دیالوگ این موقعیتها و احساسات را به مخاطب منتقل کنید؟
نصیری: اساساً من سلیقهام اینگونه است که کارهای کمدیالوگ را بیشتر میپسندم. مثلاً اگر بخواهم به شما بگوییم چای بخورید، ترجیح میدهم لیوان چای را به سمت شما بگیرم که در عمل همان معنی را میدهد. در نمایشنامههایم هم همین رویکرد را دارم و با کارگردانها غالباً چالشم این است که میخواهم بیشتر اکت را انجام دهم بهجای آنکه آن را بگویم. در این کار خیلی خوشحال بودم که دیالوگ کم بود. به نظرم در این جنس کارها بازیگر خیلی باید قویتر باشد تا بتواند مفاهیم را برساند. او با بدن و نگاهش باید مفاهیم را به مخاطب منتقل کند.
نصیری: من بهعنوان بازیگر وظیفه دارم وکیل مدافع نقشم باشم. تمام سعیام را هم در اجرا کردم که وکیل مدافع او باشم. این وظیفه هر بازیگری است. البته وظیفه شما در مقام مخاطب این است که این کاراکتر را قضاوت کنید.
* اتفاقاً شاهد تعمدی هم در کارگردانی و البته بازی شما بودیم که گویی خیلی اصراری به مفلوکنمایی به سبکی که در سینمای اجتماعی سالهای اخیر مرسوم شده است نبودید و خیلی نمیخواستید با شکستگی صورت و لحظههایی مانند بغض و گریه، احساسات مخاطب را درگیر کنید. چقدر درباره این جزئیات صحبت کرده بودید تا چیزی به مخاطب تحمیل نشود؟
نصیری: واقعاً نمیخواستم هیچ حسی درباره این کاراکتر را به مخاطب تحمیل کنم. من فقط این کاراکتر را زندگی کردم. آنقدر درباره این زن و قوانین مرتبط با موقعیت او جستجو کردهام که تا مدتی حالم بد بود. هر روز باید او را میدیدم!
* همان دختری که انگشتانش قطع شده بود؟
نصیری: بله و آن دو خانم دیگری که آسیب دیده بودند. خیلی در احوالات آنها دقت کردم و رسیدن به این نقش برایم خیلی سخت بود. در آخر هم به نسرین (محمدپور) گفتم که من نمیخواهم این نقش را بازی کنم، میخواهم آن را زندگی کنم.
* در ذهن خودتان هیچگاه تصمیمی که این کاراکتر میگیرد را محکوم نکردید؟
نصیری: نه. من بهعنوان بازیگر وظیفه دارم وکیل مدافع نقشم باشم. تمام سعیام را هم در اجرا کردم که وکیل مدافع او باشم. این وظیفه هر بازیگری است. البته وظیفه شما در مقام مخاطب این است که این کاراکتر را قضاوت کنید.
* یکی از نکات مثبت فیلم هم ایده متفاوت آن برای به تصویر کشیدن صحنهزنی است. غالباً در فیلمها برای پرداختن به این موضوع سراغ صحنهسازیهای مرتبط با تصادف در خیابان میروند.
محمدپور: شاید به فعالیت من در حوزه مددکاری بازمیگردد. نگاهم به این موضوع متفاوت است چرا که قصههایی میشنوم و در معرض مواجهه با شخصیتهایی قرار میگیرم که شاید یک فیلمساز معمولی مواجههای با آنها نداشته باشد. من با آنچه در زیرپوست جامعه جریان دارد، مواجه هستم. کافمن میگوید زندگی همه آدمها مانند صحنه تئاتر است اما هیچکس نمیداند در پشتصحنه این تئاتر چه اتفاقاتی رخ میدهد. همه ما داریم روی صحنه یکدیگر را میبینیم. روی صحنه یک کودک کار و یا یک زن سرپرست خانوار را همه دیدهایم اما پشت صحنه این زندگیها چه چیز جریان دارد؟ اگر این شخصیت دست به این تصمیم میزند، چرا به این مرحله میرسد و پشتصحنه این تصمیم چیست؟
محمدپور: کافمن میگوید زندگی همه آدمها مانند صحنه تئاتر است اما هیچکس نمیداند در پشتصحنه این تئاتر چه اتفاقاتی رخ میدهد. همه ما داریم روی صحنه یکدیگر را میبینیم. روی صحنه یک کودک کار و یا یک زن سرپرست خانوار را همه دیدهایم اما پشت صحنه این زندگیها چه چیز جریان دارد؟
من مقالهای دارم درباره اینکه زنان سرپرستخانوار در سینمای بعد از انقلاب چگونه به تصویر کشیده شدهاند. جالب اینکه خود من هم وقتی میخواستیم یک زن سرپرست خانوار را به تصویر بکشم او را یک زن کارگر، منشی یا کسی که در خانهاش ترشی درست میکند تصور میکردم! ناخودآگاه این تصویرها در ذهن ما ثبت شده است در حالی که خود من هم یک زن سرپرست خانوار هستم.
اینکه من سینما را برای پرداختن به آسیبهای اجتماعی انتخاب کردهام به این دلیل است که با این ابزار بتوانم تشویق، تهدید و تحریک کنم تا آگاهی اتفاق بیفتد. دولت میتواند در زمینه توانمندسازی این زنان، تدابیری داشته باشد؛ از شرایط بیمهای گرفته تا میزان دستمزد.
یکی از ویژگیهای جالب یاسمن در این کار این بود که هفتهها درباره این موقعیت فکر میکرد. او آنقدر با این موقعیت و این شخصیت ارتباط گرفته بود که حالش بد میشد. واقعاً هم در اجرای این نقش خوش درخشیده است. یک فیلمساز ایتالیایی وقتی فیلم را در جشنواره آدانا دید، میگفت فکر کردم یک فیلم مستند را دیدهام. تا این اندازه فضا برایش باورپذیر بود. البته که این اتفاق حاصل یک کار گروهی از سوی همه عوامل فیلم است.
نصیری: واقعاً اولین نکتهای که حین مطالعه فیلمنامه برای من سوال شد و ناراحتم میکرد موقعیت این زن از نظر حقوقی و قانونی بود. او دارد تلاش میکند با آسیب زدن به خودش دیه بگیرد اما دیه او نصف یک مرد است و حتی دیه دست چپ و راستش با هم یکی نیست. اینها مسائل تلخی است که این زن در این موقعیت با آنها مواجه است.
محمدپور: برخی به ما میگویند چرا اینقدر فیلمتان تلخ است اما واقعیت این است که فیلم با بازتاب یک واقعیت تلخ در جامعه است.
نصیری: این یک واقعیت است که هیچچیزی از سینما و تئاتر وارد جامعه نمیشود بلکه از جامعه است که به سینما و تئاتر میرسد. آثار ما هم به نوعی بازتاب واقعیت جامعه است.
آلبوم «از سماع تا حضور» به مدیریت علی بهرامیفرد و آهنگسازی فرزین کشاورز، حسین خواس، امیر مولایی، مهرنوش ذالفقاری و میلاد محمدی در ژانر موسیقی ردیف دستگاهی ایران پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی «گلهای باوارده» به کارگردانی مهرداد خوشبخت شامگاه ۱۵ اسفندماه در هفدهمین جشنواره فیلم «مقاومت» به نمایش درآمد.
پس از نمایش فیلم انسیه شاهحسینی کارگردان سینما روی صحنه آمد و بیان کرد: وقتی فیلم را دیدم یاد سال ۶۰ افتادم که به عنوان گروه خبری ایرانی و خارجی به بازدید پالایشگاه نفت رفتیم آن زمان به دلیل یک اتفاق ما حس غرور کردیم و آن این بود که مسئولان پالایشگاه در جریان این بازدید فقط ایرانیها را به داخل راه دادند. وقتی وارد پالایشگاه رفتیم دیدم دود غلیظی بلند از پالایشگاه بلند شده است از یکی از مسئولان پرسیدم این دود برای چیست و آنها گفتند ما از عمد این دود را ایجاد میکنیم تا عراقیها فکر کنند پالایشگاه را زدهاند و دوباره نیایند و پالایشگاه را بمباران نکنند.
وی در بخشی از این برنامه که به یاد رسول ملاقلیپور کارگردان فقید سینما برپا شده بود، بیان کرد: رسول ملاقلیپور اگر بودجهای را که برای «گلهای باوارده» صرف شده است، در اختیار داشت آنگاه میدید چه فیلمی میساخت!
شاهحسینی مطرح کرد: من با رسول خیلی دوست بودم. او هر آنچه را میخواست به دست بیاورد به سختی به دست میآورد. آنهایی که او را نمیشناختند فکر میکردند او یک فرد عصبی است ولی او سراپا غریزه بود همین باعث شده بود که بچهها این چیزها را از او به یاد داشته باشند وقتی آدم میخواهد کاری کند و ایده دارد ولی آموزشی ندیده مثل کشتی پر از آذوقه است که اگر به راه نیفتد کارایی او مشخص نمیشود رسول هم چنین بود او غریزه زیاد داشت ولی چون آموزش ندیده بود خیلی وقتها دچار مشکل میشد مثل موزیسینی بود که نت بلد نبود. او حتی سیزیف را نمیشناخت اما شخصیت جالبی داشت.
این کارگردان اظهار کرد: رسول ملاقلیپور آدم زحمتکشی بود و عاشق کارش بود. در «هیوا» آن قسمتی که بچهها به تفحص میپردازند پیشنهاد من بود، رسول با دنیای زنان بیگانه بود برای همین سعی کردم در نوشتن دیالوگ زنان کمکش کنم. مثلاً در «سفر به چزابه» خیلی کمکش کردم او هم البته سعی میکرد این کمکها را جبران کند.
وی مطرح کرد: وصیتش این بود که کنار مادرش دفن شود، یادم است که خیلی از خواهرش یاد میکرد و مدام درباره او حرف میزد، روزی که داشتند رسول ملاقلیپور را دفن میکردند حواسم به خواهر او بود، دیدم که او صورتش را روی قبر رسول گذاشت و گفت رسول راحت شدی، نمیدانم چه گذشته تلخ و دردناکی داشتند که وقتی او فوت شد خواهرش میگفت راحت شدی.
«موسیقی برخلاف فیلم، همیشه با یکسری از شبهات روبهرو بوده است که همین امر موجب شده مدیران آن همیشه یک پیش فرض مانعشونده برای تصمیمگیری و سیاستگذاریها داشته باشند. در حقیقت در موسیقی مقاطعی را داشتهایم که گروهی از جامعه در پی مخالفت با موسیقی، حتی سازها را گوشه دیوار گذاشته و به آن تیراندازی کردهاند؛ به نوعی سازها را اعدام کردهاند. حال همین پیشینهها موجب شده تا مدیران با یک سلب اختیار روی کار بیایند.»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، آئین رونمایی از صندوق توسعه فیلمهای کودکان و نوجوانان با نام «پروانه» عصر روز گذشته دوشنبه ۱۵ اسفند در بنیاد سینمایی فارابی با حضور سید مهدی جوادی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، مجتبی شاهمرادی معاون شهردار و رئیس سازمان فرهنگی و اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، حبیب ایل بیگی، حسین ریگی، سعید ترخانی، سعید خانی، نازنین پیرکاری، محمد حمزهای و جمعی از فعالان هنری و سینمایی برگزار شد.
مجتبی شاهمرادی، معاون شهردار و رئیس سازمان فرهنگی و اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در این مراسم به تشریح اقدامات انجام شده در حوزه فیلمهای کودکان و نوجوانان پرداخت و گفت: خوشحالم که مجدداً چرخ جشنواره بینالمللی فیلمهای کودک و نوجوان اصفهان چرخید و امیدوارم سال آینده در اصفهان میزبان شما باشیم.
رئیس سازمان فرهنگی و اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان یادآور شد: تلاش کردیم با تأسیس صندوق توسعه فیلمهای کودکان و نوجوانان «پروانه» و کمک دوستان سازمان سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی که انصافاً بر کار حسن نظارت داشتند، تغییر ویژهای را در جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان ایجاد کنیم تا فیلمهای خوب و جذابی را در حوزه کودکان شاهد باشیم.
شاهمرادی با بیان اینکه تلاش ما این است که اصفهان را به قطب کودک و نوجوان در کشور تبدیل کنیم، تصریح کرد: برای تحقق این مساله تلاش داریم تا مجموعه رخدادهای برگزارشده در حوزه کودک و نوجوان به صورت پویاتری برگزار کنیم و جشنواره فیلم کودکان و نوجوان و جشنواره بینالمللی نقاشی کودک و نوجوان (پوپک) از جمله ستونهای آن هستند.
وی یادآور شد: چند سالی است شهر اصفهان به شبکه دوستدار کودک پیوسته است و در نتیجه تلاش میکنیم که در روح و کالبد شهر نگاه ویژهای به آتیهسازان شهر داشته باشیم و از این بابت بسیار خوشحالم و طبیعتاً حضور ما در این صندوق به واسطه حضور گرم و پذیرش و فیلمهای خوب شماست که کمک میکند که سینمای کودک همواره در ایران پررونق باقی بماند.
سید مهدی جوادی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در این مراسم به تشریح جزئیات صندوق توسعه فیلمهای کودک و نوجوانان پرداخت و گفت: سی و پنجمین جشنواره بیناللملی فیلمهای کودکان و نوجوانان در تاریخ ۱۰ تا ۱۶ مهر سال ۱۴۰۲ در شهر زیبای اصفهان برگزار خواهد شد و خوشحالم که امروز میتوانیم از صندوق «پروانه» یا توسعه فیلمهای کودکان و نوجوان رونمایی کنیم.
وی ادامه داد: ما اولین دغدغهمان این بود که جشنواره در خدمت و مقوم تولیدات آثار سینمایی کودکان و نوجوانان باشد. خاطرم هست در روزهایی ابتدایی که به اینجا آمده بودم، بارها بر این مساله تاکید کردم تمام بررسیهای ما این بود که اگر بخواهیم جشنواره را بدون پشتوانه پایدار در حوزه سینمای کودک و نوجوان برگزار کنیم، صرفاً یک جشنواره با آثار جشنوارهای خواهد بود که ماحصل آن در حوزه اکران و برای مخاطب دستاورد قابل قبولی نخواهد بود.
جوادی تصریح کرد: طراحی صندوق توسعه فیلمهای کودک و نوجوان یکی از مهمترین اقداماتی بود که برای برگزاری جشنواره بهتر و بهسازی در این حوزه انجام دادیم. این صندوق با مشارکت شهرداری اصفهان، بنیاد سینمایی فارابی و مشارکت نهادهای سرمایهگذاری تلاش دارد تا یک زیرساخت پایدار برای توسعه سینمای پرمخاطب کودک و نوجوان ایجاد کند.
مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی اظهار کرد: من امیدوارم که به پشتوانه این صندوق، سینمای کودک و نوجوان که در سالهای گذشته کمی کمفروغ تر نسبت به دهههای گذشته شده است، پرفروغ شده و فیلمهای تولید کنیم که مخاطب کودک ما راغب به دیدن آن آثار باشند و برای دیدن آن به سینماها بروند.
جوادی تصریح کرد: با افتتاح این صندوق که فراخوان آن بزودی منتشر خواهد شد، از دوستان میخواهیم که طرحها و ایدهها و کارهای خود را برای صندوق بفرستند. این طرحها و ایدهها در صندوق ارزیابی شده و ما برای منتخبین کمکهزینهای را در نظر خواهیم گرفت که وجه اقتصادی و بازگشتپذیری سرمایه صندوق لحاظ خواهد شد چراکه رویه صندوق در راستای توسعه سینمای کودک و نوجوان بوده و صرفاً رویکرد حمایتی نخواهد داشت.
سرمایهگذاری در این صندوق ذخیرهای برای تداوم تولیدات سینمایی در حوزه کودک و نوجوان است که اگرچه این روزها با صندوق حداقلی روبهرو هستیم اما این مژده را باید بدهیم که با توافقی که بانکها و برخی سرمایهگذاران شده است، به زودی این صندوق یکی از بزرگترین سرمایهگذاران حوزه کودک و نوجوان خواهد شد.
در این مراسم از آرم لوگو صندوق توسعه فیلم کودک و نوجوان رونمایی شد و در پایان نهالی نیز همزمان با روز درختکاری توسط اهالی سینمای کودک ونوجوان کاشته شد.