X

اخبار سینمایی

«مریل استریپ» به «نارنیا» می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مریل استریپ در حال مذاکره است تا در فیلم «نارنیا»، گرتا گرویگ بازی کند.

به گزارش سینماپرس و به نقل از ورلد آف ریل، مریل استریپ در حال مذاکره است تا در نقش اصلان به کارگردانی گرتا گرویگ بازی کند.

گرویگ در حال اقتباس از رمان «نارنیا: خواهرزاده شعبده‌باز» برای نتفلیکس است و شخصیت اصلی این داستان اصلان، یک شیر سخنگو است که به عنوان نگهبان و مربی نارنیا عمل می‌کند.

مریل استریپ آخرین بار با فیلم «به بالا نگاه نکن» در سال ۲۰۲۱ در سینماها دیده شد و از آن پس در فیلمی بازی نکرده است، اما او در این مدت بازیگر سریال «فقط قتل‌های داخل ساختمان» برای هولو بود.

این شایعه هم مدتی است؛ وجود دارد که این بازیگر که ۲۱ نامزدی اسکار را در کارنامه دارد، در فیلم زندگی‌نامه‌ای جونی میچل نوازنده، نقش‌آفرینی خواهد کرد.

قرارداد گرویگ با نتفلیکس شامل ۲ فیلم به کارگردانی اوست، اما گفته شده تعداد این فیلم‌ها قرار است به ۸ عنوان برسد که روشن نیست گرویگ کارگردانی همه آنها را انجام می‌دهد یا خیر.

استریپ چهارمین بازیگری است که برای بازی در «نارنیا» مطرح شده و پیش از این از دنیل کریگ، چارلی ایکس‌سی‌ایکس و سرشا رونان به عنوان بازیگران این فیلم یاد شده بود.

مریل استریپ را گرتا گرویگ پیش از این در فیلم «زنان کوچک» کارگردانی کرده بود و این بازیگر در جشنواره فیلم کن سال ۲۰۲۴ که گرویگ ریاست هیئت داوران آن را برعهده داشت با دریافت نخل طلای افتخاری تجلیل شد.

تولید فیلم نخست «نارنیا» اواخر تابستان امسال شروع می‌شود و اکران آن برای روز شکرگزاری ۲۰۲۶ در سینماها تعیین شده و در دسامبر ۲۰۲۶ نیز به صورت آنلاین در نتفلیکس در دسترس خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی» – اخبار سینمای ایران و جهان

محمدرضا مهدویپور/ در روز ۱۲ فروردین و ثبت چهل و ششمین سالگرد تاسیس نظام حاکمیت جمهوری اسلامی قرار داریم. روزی که در حیات تاریخی و ملی کشور و هدایت سرنوشت ملت ایران به سوی حق و صلاح نقش بزرگی داشته است. روزی که به عنوان مقطع رهایی ملت ایران در تاریخ ثبت گردید و به آن بخشی از تاریخ ایران مبدل گردید که گذشته را از آینده جدا کرده است!


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید چهل و شش سال پیش و آن هنگام که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ هجریشمسی، نظامی با عنوان جمهوری اسلامی به صورت قانونی و از نظر حقوقی تثبیت گردید؛ کمتر کسی باور میکرد که روزی برسد و نظام جمهوری اسلامی ایران بتواند در دنیا، از لحاظ موقعیت انقلابی و سیاسی و نظامی و حیثیتی، یک مجموعه‌ی پیروز به حساب ‌آید. نظامی که بدون اتکا به قدرت شرق و غرب عالم، آنچنان مستحکم و در مسیر ترقی حرکت کرد و آنچنان با عظمت گام برداشت که امروزه با وجود بسیاری از کاستیها و بالاخص مشکلات اقتصادی ویژهای که به سبب ناکارآمدی برخی از مسئولان اجرایی کشور ایجاد شده است، هم در صحنه‌ی بین‌المللی و در صحنه‌ی جهانی، و هم در منطقه جایگاه ممتاز و شایسته‌ای دارد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما واقعیت آن است که نظام جمهوری اسلامی از لحاظ کیفیت پیروزی، انقلابی استثنایی بود و جامعه‌ی ایران بعد از رای مثبتو آری خود به تأسیس نظام جمهوری اسلامی احساس هویّت کرد؛ یعنی شخصیت خودش را باز یافت. شخصیتی که در ابتدا مورد تجاوز سخت و جنگ نظامی قرار گرفت و همین احساس هویّت بود که سبب شد تا ملت در برابر جنگ سخت دشمنان ایستادگی نموده و از آنچنان قدرتی در امروز جهان برخوردار شوند که دیگر هیچ سلطهگری در شرق و غرب عالم نتواند ذهنیت تقابل نظامی مستقیم با ایران و ایرانی را به اجرا بگذارد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما ماهیت هویّتبخش جمهوری اسلامی برای ملت ایران و سایر مردم مظلوم و تحت ستم در سراسر جهان، آنچنان اهمیت داشت که از همان ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ هجریشمسی، جمهوری اسلامی را درگیر یک نبرد سیاسی، نبرد فکری، نبرد نرم و به تعبیر دقیق جامع آن، یک جنگ نرم گسترده با جبهه‌ی وسیع ظلم و کفر و استکبار قرار داد. جنگ نرمی گسترده و همهجانبه که به سبب ارائه الگویی متفاوت از نظامهای اجتماعی رایج در غرب و شرق، یعنی سوسیالیسم و لیبرالیسم پدید آمد و ماهیت هویت بخش انقلاب اسلامی در ارائه الگویی با عنوان اسلامی-ایرانی را هدف تقابل و تهاجم رسمی و غیر رسمی نظام سلطه قرار داد و جمهوری اسلامی امروز چهل و شش سال است که به صورتی کاملا رسمی درگیر یک چنین مبارزه‌ی عظیم و وسیع و ادامه‌داری در مواجهه با جنگ نرم همه‌جانبه‌ی دشمنان انقلاب اسلامی میباشد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما بلاشک در طی چهل و شش سال گذشته دنیا، دنیای دیگری شده است. آن روزی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، وضع اسلام در دنیا این نبود که امروز هست؛ خیلی متفاوت بود. آن روزی که این نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی شروع شد، وضع اسلام و دین و دین‌داری در داخل ایران هم این نبود که امروز مشاهده می‌کنیم؛ دین، غریب و مظلوم و منزوی بود؛ از دین برائت می‌جستند؛ حتّی دین‌دارها از دین‌داری خجالت می‌کشیدند! وضع فرهنگ غیر دینی بلکه ضد دینی به جایی رسیده بود که بزرگترین تعریف دینی از یک جوان این بود که بگویند فلان جوان نمازخوان است! اما امروز اسلام و تفکر اسلامی به واسطه نظام جمهوری اسلامی توانسته یک الگوی دینی و متمایز از نظامهای جهانی را عرضه نماید. الگویی اسلامی و ایرانی که میوه‌های چهل و شش ساله آن به صورت عزّت ملت، سربلندی سیاسی نظام اسلامی، پیشرفتها و نوآوریها در عرصههای مختلف علمی و اقتصادی، و کوتاه نیامدن در مقابل قدرتهای زورگو، تداوم پیدا کرده و اکنون به الگویی برای ملتهای منطقه تبدیل شده است و در این میان قطعا کاستیهای بسیاری وجود دارد که باید بر طرف شود.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما چهل و شش سال است که جمهوری اسلامی درگیر تلخی‌ها و سختی‌های بسیاری است که عمدتا مربوط به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است. مشکلاتی که طبقات متوسط و ضعیف در طول این سالها همواره درگیر آن بوده و همچنان درگیر این مشکلات هستند و این به آن جهت است که دشمن چهل و شش سال است که روی اقتصاد کشور ما متمرکز شده. از نظر دشمن، «اقتصاد کشور» یک نقطه‌ی ضعفی است که میتوان با تکیه‌ی بر آن نقطه‌ی ضعف، مقاصد سوء خودش را در مورد ایران و در مورد جمهوری اسلامی اِعمال بکند. اینگونه است که بالاخص در سالهای اخیر عرصه‌ی اقتصاد، به‌خاطر سیاستهای خصمانه‌ی آمریکا، به یک عرصه‌ی کارزار مبدل شده و یک عرصه‌ی جنگی را پدید آورده است. جنگی از نوع خاص که با عنوان جنگ نیمه سخت شناخته میشود.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما چهل و شش سال است که دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش میکند که کمبودهای معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد و می‌خواهند این‌جور وانمود بکنند که نظام اسلامی قادر نبوده است و قادر نیست مشکل اقتصادی ملّت ایران را و مشکلات اساسی ملّت ایران را حل کند و گره‌ها را باز کند. این شیوه تبلیغاتی در سالهای اخیر و به واسطه گسترش دامنه جنگ نیمه سخت از وسعت ویژهای برای کوبیدن نظام اسلامی برخوردار شده است. حال آنکه مستندات تاریخی به وضوح اثبات میکند که بخشی از مشکلات اقتصادی و معیشتی حال حاضر، به واسطه کیفیت بنای هندسه‌ی اقتصاد کشور است. بنایی که از دوران رژیم وابسته‌ی پهلوی برجای مانده و از آنچنان کیفیّت غلط و البته ریشهداری برخوردار است که تغییر دادن آن تا به امروز، کار دشواری بوده است! کیفیّت غلط و البته ریشهداری که به وضوح میتوان ابعاد آن را در ساختار بودجه‌نویسی کشور تا به امروز مشاهده نمود. البته این به معنی چشم‌پوشی بر ضعفهای نظام مدیریتی کشور در طول چهل و شش سال گذشته نمیباشد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما چهل و شش سال است که جمهوری اسلامی درگیر مدیران منافق و نفوذی بسیاری بوده و هست که بعضا حتی با عملکرد خود تیشه بر ریشه نظام جمهوری اسلامی زده و یا با جهالت و یا حماقت خود آنچنان شرایط را برای جولان پیاده نظام دشمن در عرصههای مختلف اجرایی و بالاخص اقتصادی کشور باز نمودهاند که امروزه تلخی کامِ مردم، بخصوص مردمِ ضعیف و فرودست و طبقات ضعیف که مربوط به مسائل اقتصادی و مشکلات اقتصادی است را میتوان معلول حضور همین طیف مدیران دانست. مدیرانی که چهل و شش سال است به عشق رابطه مجدد با کَدخُدا، شب را به روز رسانده و حل همه مشکلات اقتصادی کشور مثل گرانی، مثل بیکاری، مثل آسیب‌های اجتماعی که آنها هم عمدتاً منشأ اقتصادی دارند؛ مثل تبعیض‌ها و نابرابری‌ها و … را در گروه برقراری رابطه با ایالات متحده و نظام سلطه فهم مینمایند. همانهایی که دُلار و سکه رانتی را در بین اقوام و خویشان خود توزیع نموده و مردم را با ناکارآمدی و بیلیاقتی خود مبتلا به سیاهی معیشت و گرفتاری قیمت سیب زمینی و پیاز و تخم مرغ و خیار و گوجه و … ساختهاند.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد؛ اما چهل و شش سال است که جمهوری اسلامی درگیر ضعفهای بسیاری است که این مربوط به کمبودها و ناتوانایی‌های مدیرانی میباشد که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده‌اند؛ امّا آینده جمهوری اسلامی بسیار روشن است. زیرا نظام اسلامی توانایی‌هایی را در خود پرورش داده و مدیرانی را تربیت کرده است که توانسته‌اند کارهای بسیار بزرگی را در طول این چهل و شش سال برای کشور انجام بدهند؛ آن‌هم درحالی‌که در این چهل و شش سال، ملّت از همه طرف در فشار تحریم و فشار اقتصادی دشمنان بوده است و اکنون ملّت ایران از لاک توسری‌خوری و ذلّتی که به او تحمیل شده بود، خودش را با انقلاب خلاص کرد؛ این لاک را شکست، آمد بیرون. هویّت ایرانی با خصوصیّات اسلامی در او بُروز کرده، طالب عزّت است، طالب استقلال است، طالب پیشرفت است، لذاست که هر چه دشمنان ظالم فشار می‌آورند تأثیری در او نمیگذارد. ملتی که اکنون در چهل و ششمین سالگر رای قاطع خود به تأسیس این نظام به وضوح این موضوع را دریافته که علاج مشکلات کشور، فاصله گرفتن از مدیران غرب باور و استفاده حداکثری از مدیران حزب‌اللهی و مؤمن است که میتواند کشور را از راه‌های دشوار عبور بدهد و اقتصاد و معیشت مردم را مبتنی بر الگوی اسلامی و ایرانی بهبود بخشد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد این همه دشمنی نظام سلطه و این همه مقاومت ملت ایران را در طول چهل و شش سال گذشته! شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد که نظام جمهوری اسلامی و ولادت آن چگونه با مقاومت دشمنان روبه‌رو شد و همچنان تداوم انقلاب، برپا ماندن و اثربخش شدن آن همچنان با دشمن و دشمنیها مواجه بوده و است. شاید بسیاری ندیده باشیم و یا یادمان رفته باشد و در این ندیدن و یاد رفتن قطعا متولیان فرهنگی کشور مقصران اصلی میباشند.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


متولیان فرهنگی کشور در بخشهای مختلف و در نهادهای گوناگون وظیفه داشتند تا با حمایت از تولیدات فرهنگی مختلف، نگذارند تاریخ انقلاب اسلامی فراموش شود. تولیداتی که فقدان آن سبب شده تا نه تنها ابعاد جنگ سخت و یا جنگ نرم و یا جنگ نیمه سخت نظام سلطه با جمهوری اسلامی از قابلیت انتقال به آینده تاریخ برخوردار نباشد؛ بلکه نحوه مقاومت ملت ایران و تاریخچه چهل و شش سال ایستادگی در برابر نظام سلطه نیز یا فراموش شده و یا با تحریف مواجه گردد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


قطعا تاریخ ایران از برخی متولیان فرهنگی کشور به عنوان جنایتکارانی فرومایه یاد خواهد نمود. جنایتکارانی که نه تنها وظیفه و حتی دغدغهای از برای ثبت و ضبط چهل و شش سال «مقاومت ملت ایران» در خود احساس نمیکردند؛ بلکه با حمایت خود از تولیدات هنری مجعول و کم‌مایه، اسباب تحریف و حتی وارونه نشان دادن «میراث مندگار ملت یران» را فراهم ساخته و آنچنان در این امر وقیحانه عمل مینمایند که گویی از جانب اجنبی به چنین امری مامور شدهاند! همانهایی که محصول مدیریت ایشان یا به صدور مجوز تولید و انتشار «تاسیان» در فضای شبکه نمایش خانگی منجر شده و یا ترسیم فلاکت مطلق مردم ایران به صورت «علت مرگ: نامعلوم» و … گردید و همچنین آثار ضد ملی و مذهبی ویژه‌ای همچون «آنتیک» را به کارگردانی عضور شورای پروانه ساخت و نمایش سازمان سینمایی به پرده نقره‌ای می‌آورد.


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


البته باید همچنان امیدوار بود تا با ورود به سال ۱۴۰۴ هجریشمسی و آغاز سده جدید در پرتو استحکام نظام جمهوری اسلامی، تحولات اساسی در مدیرت فرهنگی و رسانه‌ای کشور صورت پذیرد و مشخصا شاهد جهشی ویژه در تولیدات فیلم و سریال به منظور ثبت و ضبط میراث «نظام جمهوری اسلامی» و چهل و شش سال «مقاومت ملت مسلمان ایران» و برای تثبیت هنرمندانه این نظام صورت پذیرد. ان‌شاءالله


غفلت و بی تعهدی متولیان فرهنگی و رسانه‌ای کشور در ثبت چگونگی تاسیس و تشکیل «نظام جمهوری اسلامی»


مشاهده خبر از سایت منبع

«کانون پرورش فکری» چهار تماشاخانه سیار خود را در «مصلی امام خمینی» مستقر می‌کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با استقرار چهار تماشاخانه سیار خود در مصلی امام خمینی(ره) تهران و اجرای برنامه‌های فرهنگی و هنری، میزبان کودکان و نوجوانان نمازگزار در روز عید سعید فطر است.

به گزارش سینماپرس، هم‌زمان با عید سعید فطر، چهار تماشاخانه‌ سیار کانون پرورش فکری به ترتیب در ورودی متروی مصلی تهران روبروی درِ شماره ۱۹، ضلع جنوبی مصلی تهران خیابان چهارم، داخل مصلی تهران میدانگاهی شماره ۲۱ و تقاطع خیابان علی‌اکبری به اجرای برنامه‌های متنوع برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها می‌پردازد.

برگزاری کارگاه‌های نقاشی رولی با موضوع عبادت و بندگی با حضور مربیان هنری کانون پرورش فکری استان تهران، اجرای برنامه‌های مجری‌محور با حضور سعید صادقی، محمدرضا معجونی و صادق کیانی‌مقدم، عروسک‌گردانی، اجرای نمایش «بچه زرنگ» به کارگردانی مجید نصیری، نقالی، اجرای قصه‌نمایش با اقتباس از کتاب‌های «کلوچه‌های خدا» و «قیچی که دنبال کار می‌گشت» از انتشارات کانون پرورش فکری توسط ساغر لطفی‌نژاد و… از جمله برنامه‌های کانون به شمار می‌رود که به مناسبت عید سعید فطر تدارک دیده شده است.

این ویژه‌برنامه‌ها از ساعت ۶ تا ۱۲ صبح روز عید سعید فطر (در صورت رویت ماه دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۳)؛ در این چهار پایگاه با حضور مسئولان، کارشناسان و مربیان مراکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و هنرمندان برگزار می‌شود.

تماشاخانه‌های سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در طول سال علاوه بر حضور در شهرهای مختلف، در مناسبت‌های ملی و مذهبی نیز با برگزاری برنامه‌های جذاب و متنوع به اجرای برنامه می‌پردازد که مورد توجه کودکان، نوجوانان و خانواده‌هاست.

مشاهده خبر از سایت منبع

ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بیش از ۵۰۰ روز است که از «طوفان الاقصی» می‌گذرد و در این میان شاید بتوان به نوعی برخورد منفعلانه اصحاب فرهنگ و هنر و بالاخص سینما را در موضوع فلسطین در مسایلی همچون فقر منابع مالی و حمایت های مادی و معنوی از تولید آثار و بسیاری از این گونه بهانه ها توجیه نمود؛ اما واقعیت امر آن است که نوع کُنش و تعامل مدیران فرهنگی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی در این موضوع به نوبه ی خود پدیده ای است که قطعاً با هیچ گونه منطقی سازوگاری ندارد.

فاطمه سادات ناظمی/ امسال در شرایطی به «جمعه پایانی از ماه مبارک رمضان» رسیدیم که جهان نظاره‌گر یک تراژدی بزرگ و تاریخی است. یک تراژدی دردناک که با گذشت بیش از ۵۰۰ روز همچنان در حال اکستنشن می‌باشد و هر روز ابعاد جدیدی از جنایت و درنده خویی جحودهای* شیطان صفت را باز نموده و در معرض دید افکار عمومی و دیدگان بیدار جهانیان می‌گذارد.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


در این میان اگر چه نزدیک به پنجاه سال از تشکیل حکومت جمهوری اسلامی در ایران می گذرد و در این سال ها همواره یکی از اصلی ترین مطالبات مردم مسلمان ایران، حذف رژیم غاصب صهیونیستی از عرصه ی سیاسی و محو جرثومه ی فساد اسراییل از صحنه ی تحولات بین الملل بوده است و برای نیل به این هدف از هیچ کوششی مضایقه ننموده است؛ با این وجود متاسفانه همچنان این مطالبه ی عمومی مردم مسلمان ایران در عرصه ی فرهنگ و هنر کشور مفغول و مهجور مانده و نه مطالبه و حمایتی از جانب مسئولان و متولیان امر در این باره صورت می پذیرد و نه جنبش فراگیر و منسجمی در میان جامعه هنری کشور در زمینه تقابل با یهود بین الملل و رژیم غاصب صهیونیسم مشاهده می شود. و این همه در حالی است که حتی برخی اقدامات فردی بسیار محدودی از جانب برخی هنرمندان در زمینه مواجهه و تقابل با صهیونیسم نیز با نوعی ویژه از بایکوت هنری مواجه شده و عموما با واکنش‌های منفعلانه و مرموز مدیریت فرهنگی کشور همراه بوده است.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


در این میان شاید بتوان به نوعی برخورد منفعلانه ی اصحاب فرهنگ و هنر و بالاخص سینمای کشور را در موضوعاتی همچون فقر منابع مالی و حمایت های مادی و معنوی از تولید آثار و بسیاری از این گونه بهانه ها توجیه نمود؛ اما واقعیت امر آن است که نوع کُنش و تعامل مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین به نوبه ی خود پدیده ای است که قطعاً با هیچ گونه منطقی سازوگاری ندارد. در این میان عدم حمایت و پشتیبانی لازم و حتی بعضی اقدامات ناشایست و تقابلی متولیان عرصه های مختلف هنری و بالاخص سینمایی کشور در مواجهه با معدود آثار تولید شده در حوزه‌ی مبارزه با یهود بین الملل و صهیونیسم جهانی و بالاخص عدم تولید آثار رسانه‌ای موجه و قابل قبول در پس «طوفان الاقصی» و عدم ثبت و ضبط هنرمندانه جنایات رژیم سفاک صهیونیستی در طی بیش از یک سال و نیم گذشته و به طور کل جنایات گسترده این رژیم در طی حدود ۸۰ سال گذشته و … از جمله موضوعات و ابهاماتی است که ماهیت غرض و مرض آن می بایست توسط آیندگان مورد بررسی دقیق و شفاف قرار گیرد.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


حدود ۸۰ سال است که جهان اسلام درگیر و دار مبارزه با جرثومه ی فساد و رژیمی جعلی با عنوان اسراییل است؛ رژیمی متشکل از یهودیان پراکنده در اقصی نقاط جهان که در ابتدا به عنوان مهاجر در سرزمین انسان هایی دیگر وارد شدند و سپس با همراهی و همیاری قدرت های آن روز جهان توانستند مِلک و مُلک مردم همان سرزمین را غصب و تصاحب نمایند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


بی تردید یکی از اصلی ترین دغدغه های این عصرِ انسان ایرانی، انسان مسلمان و به طور کُل دنیای انسانیت امروز، مسئله ای با عنوان صهیونیسم است. خطر اخلاقی، سیاسی و اقتصادی بزرگ عصر حاضر، خطری برای جامعه‌ی بشری است که با ظهور خود در قالب دولت غاصب اسراییل و با سلطه ی ظالمانه ی خود بر سرزمین های اشغالی فلسطین، این جای پا را وسیله‌ و نقطه‌ی اتکایی برای گسترش نفوذ و سلطه‌ی جنبشی خود در جهان قرار داد و با تهدید همه‌جانبه انسانیت، موجب تحولات بی‌شماری در جهان امروز شده است.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



از منظر کُلی اسراییل را می توان یکی از نتایج اصلی جنگ جهانی دوم دانست؛ جنگی سراسری که در فاصله ی سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ میلادی سبب شد تا آرایش قدرت در جهان به نحوی دستخوش تغییر گردد و نظم نوین جهانی به سمت و سویی پیش رود که فاتحان جنگ به عنوان اعضای اصلی سازمانی بین المللی، اداره ی امور جهان را در دستان خود گرفته و تغییرات عصر نوین را مدیریت نمایند؛ تغییراتی که شاید یکی از اصلی ترین آن را بتوان در خانه‌دار نمودن یهودیان آواره سراسر جهان در سرزمین موعود! مشاهده نمود.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


و این گونه بود که سازمان ملل متحد به عنوان نهادی بین المللی توسط فاتحان جنگ جهانی دوم، یعنی ایالات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه، انگلیس و چین در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ میلادی تاسیس شد و کمتر از دوسال پس از تاسیس اولیه ی خود، در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ میلادی، قطعنامه ای را در مجمع عمومی خود به تصویب رساند که بر طبق آن به بهودیان اختیار می دهد تا سرزمین خود را در فلسطین برپا نمایند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


صهیونیسم جنبشی به ظاهر اجتماعی و برآمده از درون قوم یهود است که در واقعیت خود، افراد متعدد با اعتقادات متفاوتی از اسلام، مسیحیت، یهودیت و … را شامل می شود؛ جرثومه ی فسادی که در این زمان با کشتار و جنایت عظیم و ظلم و اهانت مستمر نسبت به انسان ها، موجودیتی مجعول در سرزمین های فلسطین به خویش داده و تفکرات انحطاطی خود در جهان اسلام را مبتنی بر غصب و ایجاد جامعه‌ای جعلی و موزاییکی در عصر حاضر پیگیری می نماید.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



بررسی ابعاد و جوانب تاریخی این ماجرا و اصولاً چرایی تمرکز یهودیان بر این منطقه جغرافیایی و همچنین تشکیل رژیمی منحوس تحت عنوان اسراییل و… قطعاً مجال خود را طلب می نماید و از حوصله ی این بحث خارج است؛ اما واقعیت آن است که موجودیت پلیدی رسماً از ۱۴ مه ۱۹۴۸ میلادی، یعنی دقیقاً چند ساعت پیش از پایان قیمومیت انگلیس خبیث بر سرزمین فلسطین شکل می گیرد و در طول حیات خود تا به امروز آسیب های جبران ناپذیر اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی بر منطقه ی جنوب غربی آسیا و به طور کُلی جهان اسلام، تحمیل نموده است.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!

صهیونیسم جنبشی ضد بشریت است که ضمن اهانت به قبله‌ی اول مسلمانان در این عصر، بسیاری از مراکز محترم دینی را به عنوان سرمایه های اصیل انسان و انسانیت با تخریب و توهین و زوال مواجه ساخته است؛ جامعه‌ای جعلی که در حساس ترین نقطه‌ی جهان اسلام، از آغاز شکل‌گیری تاکنون، نقش یک پایگاه نظامی و امنیتی و سیاسی برای دولت های استکباری با محوریت غرب استعماری ایفا نموده که به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلاء و پیشرفت کشورهای اسلامی است و در این راستا از صهیونیست ها همواره همچون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده نموده اند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



در این میان حضور یهودیان غاصب در بخش مهمی از عرصه ی جغرافیایی جهان اسلام و تشکیل دولتی مجعول با عنوان اسراییل و اعلام سلطه ی آن بر ساکنان اصلی این سرزمین، همواره مورد اعتراض اندیشمندان آزاده در سراسر جهان بوده است؛ اندیشمندانی که بدور از ترس و وحشت خود از امپراطوری جهانی یهودیان و شبکه های مخوف رسانه ای و تبلیغاتی ایشان، از همان بدو شکل‌گیری این غده سرطانی، اعتراض خود را اعلام داشتند و به نوعی خواهان بسیج ملت ها در برابر سلطه ی غاصبان صهیونیست در سراسر جهان بودند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


در این میان شرایط ویژه ایران در زمان تاسیس اسراییل که مقارن با نابسامانی ها و بحران های دهه ی ۱۳۲۰ هجری شمسی کشور و همراه با اشغال ایران توسط قوای متفقین در ۳ شهریور ۱۳۲۰ هجری شمسی، استعفای رضا شاه از سلطنت و جایگزینی فرزند جوان و هوس باز او در مقام سلطنت بود و… سبب شد تا مردم ایران و اندیشمندان و فرهیختگان مسلمان ایرانی، کمترین واکنش ممکن را نسبت به موضوع تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی نشان دهند و حتی بسیاری از ایرانیان از تاسیس رسمی جرثومه ی فسادی با عنوان اسراییل در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ هجری شمسی مطلع نگردند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


وادادگی سیاستمداران پهلوی در قبال یهود بین الملل و فشارهای ویژه ی ایالات متحده و انگلیس سبب شد تا دولت ایران در ۲۳ اسفند ۱۳۲۸ هجری شمسی و در زمان نخست‌وزیری محمد ساعد مراغه‌ای؛ ماهیت وجودی کشور مستقلی با عنوان اسراییل را به صورت دوفاکتو (De facto) به رسمیت بشناسد و اولین سرکنسولگری خود را در اورشلیم دایر نماید. اقدامی که با اصرار ویژه و پیگیری های مستمر آیت الله کاشانی سرانجام ابطال گردید و سبب شد تا دولت دکتر مصدق در ۱۵ تیر ۱۳۳۰ هجری شمسی، رسماً دوفاکتو (De facto) ایران در موضوع شناسایی اسرائیل را از مجامع عمومی پس بگیرد و این اقدامی در جهان محسوب شد؛ اقدامی که با واکنش های مختلف یهودیان و ایادی داخلی و خارجی همراه بود و سبب شد تا دکترسید حسین فاطمی که به عنوان وزیر امور خارجه پیگیر این موضوع در مجامع جهانی بود، پس از کودتای ۲۸ مرداد محاکمه و به اعدام محکوم شود و البته این همه نه تنها مورد غفلت رسانه‌ای واقع شده؛ بلکه به سبب کم‌فهمی و یا حضور پرقدرت شبکه نفوذ آنچنان مورد تحریف واقع گردیده که منتج به تولید آثاری همچون مستند سینمایی «فاطمی» و نمایش آن در هجدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینما حقیقت» گردید.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


«فاطمی» عنوان مستندی بلند به کارگردانی مشترک «امیرحسین سیاح» و «فرشاد عسگری‌کیا» بود که در بخش «مسابقه ملی» از ساعت ۱۷:۳۰ تا۱۹:۳٠ در «سالن ۱ پردیس چارسو» به نمایش درآمد. اثری که با مشارکت مجموعه‌ای با عنوان «خط هنر سوم» با برند «مدرسه سینمایی مجازی» ساخته شده بود و سوای نظر از ضعف در فرم و پشتوانه سُست تحقیقات خود، به هیچ عنوان نتوانست شأن و جایگاه یک اثر «مستند» را حفظ نماید و رسما به فیلمی بیش از هر چیز تبلیغاتی از برای گروهک غیرقانونی و ممنوع‌الفعالیت «جبهه ملی ایران» مبدل شده بود. اثری که ضمن عدم پرداخت مناسب به تمام وجوه شخصیتی «شهید سید حسین فاطمی» و در یک برخورد گزینشی، سعی کرده بود تا با استفاده از شگردهای مستندسازی بر وجاهت این شهید به عنوان یک «اسطوره‌ ملی» تاکید نموده و شخصیتی کاملا «سکولار» و مخالف با «حاکمیت مذهب» از ایشان به نمایش بگذارد. اثری که در برخوردی گزینشی با مستندات تاریخی، به وضوح نقش اصلی و تعیین کننده نیروهای مذهبی در پیش‌برد «قیام ملی شدن صنعت نفت» را کمرنگ و حتی در برخی مقاطع محو نموده و مشخصا به صورتی آشکارا اقدام به ترسیم «چهره‌ای تکفیری» از «جمعیت فدائیان اسلام» می‌نماید و ذهنیتی «تروریستی» از این گروه مبارز مسلمان را به عمق جان مخاطبان خود حقنه ساخته و با ادبیاتی ناجوانردانه و کاملا صریح و بدون هر گونه لفافه‌ای به رهبر والامقام این گروه مبارز، یعنی «شهید سیدمجتبی نواب‌صفوی» بی‌حرمتی می‌نماید و در نهایت هم مخاطبان خود را به ماندگاری شهید مبارزه با مذهب و سنت در جای جای «خیابان فاطمی» توصیه نموده و این همه را ترانه مشهور مبارزه با دیکتاتوری «بلاچاو» آن هم با صدای «سالار عقیلی» و بر روی نماهای بسته از تابلوهای منقوش به نام «شهید سید حسین فاطمی» پیوند زند؛ ترانه‌ای که با آواز دو زبان فارسی و ایتالیایی و برای اولین بار در ایران اجرا شده و می‌تواند در آینده مورد سوءاستفاده در تولیدات رسانه‌ای «ضد حاکمیت کشور» واقع شود.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هجری شمسی و اتخاذ دکترین ناسیونالیسم مثبت توسط محمدرضا شاه و همراستایی آن با دکترین اتحاد پیرامونی که توسط داوید بن گوریون، رییس جمهور رژیم صهیونیستی مطرح گردیده بود؛ برقراری روابط ویژه ایران با اسراییل در اولویت دولتمردان پهلوی قرار گرفت و در همین راستا جو اختناق داخلی سبب شد تا جریانات فکری کشور عموماً از این موضوع عبور نمایند و به آن نپردازند. در همین میان جریان فرهنگی و هنری کشور نیز به دلیل سلطه ی جریانات ذی نفوذ یهودی و حلقه ی قدرتمند بهاییان در ارکان اجرایی و فرهنگی کشور از تکلم باز ماند و صنعت سینمای ایران نیز مفلوک تر از تمامی حوزه های هنری کشور در این عرصه وامانده به سمت و سوی سینمای آبگوشتی رفته و چشم و گوش خود را بر جمیع این تحولات بست.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


باید توجه داشت هنرمند هر دوره آن کسی است که متعلق به آن دوره و ساخته ‌و پرداخته‌ی آن دوره و در نهایت سراینده‌ی آن دوره است؛ هنرمندی که دغدغه های دوران خود را فهم نموده و مبتنی بر سلیقه هنری خود اقدام به بروز آن می کند، که همانا این سلیقه در عرصه ی صنعت- هنر سینما، در قواره ی ژانرهای هنری تجلی پیدا کرده و موجب می شود تا هنرمند، دغدغه های دوران خود را در ژانر برگزیده ی خویش ظهور و بروز دهد.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



رویه ی چشم و گوش بستگی اهالی فرهنگ و هنر ایران در برابر جنایات یهود بین الملل و جنایات رژیم غاصب صهیونیستی گسترده و فراگیر بود و در این میان تنها روحانیت شیعه به صورت جسته و گریخته در برابر ایشان واکنش نشان می داد. اوج این واکنش ها را می توان در سخنرانی حسینیه ارشاد شهید مطهری و دفاع از مردم مظلوم فلسطین توسط ایشان در روز عاشورای سال ۱۳۴۸ هجری شمسی، ملاحظه کرد. حتی در این شرایط نیز طیف منورالفکر هنرمندان داخلی نتوانستند با این موج مطالبه گری روحانیت شیعه همراهی کنند و همچنان سرگرم فعالیت های خاص خود بودند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


سوای هنرمندان پس مانده در دوران های گذشته و یا معاندینی که نمی خواهند ضروریات این دوران را فهم نمایند؛ باید بر این اصل دقت کرد که هنرمندان نیز همچون سایر انسان ها جایز الخطا هستند؛ پس در این مسیر ممکن است در فهم دغدغه های دوران خود اشتباه کنند و یا ممکن است تحت تاثیر احساسات غلط، فهم غلط، آدرس های غلط و یا جاذبه‌های خطرناک قرار گرفته و در برهه و مقطعی از زمان مسیری بیراهه طی نموده و دغدغه هایی را به دور از متعلقات دوره و عصر خویش پیگیری نمایند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



اگر چه شاید بتوان بخش عمده ای از عدم حضور و ورود هنرمندان ایرانی به جبهه ی تقابل با جنایات صهیونیست ها و دفاع از مردم مظلوم فلسطین در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ هجری شمسی را در جریان امنیتی حاکم بر عصر پهلوی دوم و نفوذ ویژه ی یهودیان و بهائیان در عرصه های مختلف فرهنگی و هنری کشور یافت و آن را توجیهی مناسب برای بی تحرکی و انفعال هنرمندان آن زمان در مواجهه ی هنرمندانه با اقدامات تجاوزکارانه ی اسراییل و یهود بین الملل در منطقه و در سراسر جهان قلمداد نمود؛ اما فی الواقع این قبیل توجیهات و بهانه تراشی ها پس از تشکیل جمهوری اسلامی دیگر موضوعیت خود را از دست داد. اکنون دیگر هیچ دلیلی برای انفعال هنرمند ایرانی در عرصه ی تقابلی خود با صهیونیسم جهانی و ترسیم هنرمندانه جنایات یهود بین الملل، بالاخص در صحنه ی جغرافیایی فلسطین اشغالی، باقی نمانده است.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


متاسفانه سرایت روحیه ی منفعلانه ی جامعه ی هنری کشور و تزریق این روحیه به نسل جوان و مدعی، پس از انقلاب، سبب شد تا هنرمند ایرانی با وجود ابراز احساسات خود نسبت به فلسطین و انزجار زبانی از اقدامات صهیونیست ها، کمتر این احساسات را به آثار هنری خود تعمیم دهد و سعی نماید تا با زبان هنر خویش به تقابل با جنایات صهیونیست ها بپردازد. کار تا به آنجا پیش رفت که نخستین اثر قابل قبول سینمایی ایران در زمینه ی دفاع از مردم فلسطین را می بایست حدود ۱۵ سال پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۳ هجری شمسی و آن هم در اثری همچون بازمانده جستجو کرد؛ اثری که صرف نظر از تمام تلاش و کوشش کارگردان خود، مرحوم سیف‌الله داد، در ترسیم مظلومیت مردم فلسطین، سعی می کند تا به نگاه سوسیالستی و ناسیونالیسم نویسنده ی شهیر فلسطینی اثر، یعنی غسان کنفانی در مورد اشغال فلسطین، بسنده نموده و به تصویرسازی همین منظر اکتفا نماید. اثری که با وجود تمام ضعف های فرم و محتوی خود، به خوبی توانست خلاء تولید آثار ضد صهیونیستی در سینمای کشور را جبران نماید و مطالبه ی عمومی مخاطب مسلمان ایرانی در تولید آثاری این چنینی را پاسخ گوید.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


البته پیش از فیلم سینمایی بازمانده، تنها دو اثر دیگر سینمایی یکی با عنوان سرب، به نویسندگی و کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۶۷ هجری شمسی و دیگری با عنوان آتش پنهان، به نویسندگی و کارگردانی حبیب الله کاووش در سال ۱۳۶۹ هجری شمسی، در سینمای ایران و با توجه به موضوع فلسطین تولید شده بود که متاسفانه در هر دو این آثار، تطهیر وجهه و تعریف تعارضات اقلیت یهودیان غیرصهیونیست، با مشی و جنایات یهود بین‌الملل و صهیونیسم جهانی، به عنوان اولویت اصلی انگاشته می شود.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



بلافاصله پس از بازمانده که به موضوع جنایات صهیونیست ها در فلسطین اشغالی تمرکز دارد؛ فیلم لبنان عشق من به کارگردانی و نویسندگی حسن کاربخش در سال ۱۳۷۴ هجری شمسی ساخته می شود که به بررسی گوشه ای از جنایات صهیونیست ها در لبنان اشاره می کند و پس از این فیلم است که بار دیگر و برای ۸ سال، سینمای ایران به خوابی عمیق می رود و دیگر هیچ اثری با موضوع صهیونیسم در صنعت سینمای ایران تولید نمی شود؛ تا آنکه سرانجام در سال ۱۳۸۲ هجری شمسی، هیام و قناری بر پرده ی نقره ای سینمای کشور به اکران در می آیند و پس از آن در سال ۱۳۸۳ هجری شمسی زخم زیتون تولید می شود و این ۴ اثر سینمایی به همراه چند اثر تلویزیونی و غیرسینمایی، همچون قاعده بازی و هفت سنگ، می شود تمام دارایی و کارنامه ی تصویری جمهوری اسلامی در طی حاکمیت و حیات ۳۰ ساله ی خود که عموماً همین تعداد آثار نیز از ضعف های متعدد فنی و محتوی در رنج بوده و در عین حال با عدم استقبال و حمایت مسئولان فرهنگی مواجه گردیدند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


پس از سه سال وقفه، در سال ۱۳۸۶ هجری شمسی، باردیگر صنعت سینمای کشور با تولدی دیگر به موقعیت طرح جنایات صهیونیست ها باز می گردد و کارگردان آن دو سال بعد بیگانگان را می سازد و در هیمن حال است که به یکباره فیلم شکارچی شنبه در سال ۱۳۸۸ هجری شمسی توسط هنرمند متعهدی همچون پرویز شیخ‌طادی تولید می شود و به عنوان اثری نسبتاً خوش فُرم و محتوی، تحولی در عرصه ی هر چند محدود رویارویی هنرمند متعهد ایرانی ایجاد نموده و به ترسیم وجهه ی یهود بین‌الملل و جنایات رژیم غاصب صهیونیستی با زبان روز سینما مبادرت می ورزد و بار دیگر بر دغدغه ی هنرمند مسلمان ایرانی برای تقابل جدی با موجودیت اسراییل غاصب تاکید می ورزد.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


فیلم سینمایی شکارچی شنبه اگر چه به عنوان یک اثر تکرار نشده در ژانر سینمای استراتژیک درخشید و شاخص تقابل رسانه ای و بطور کل مواجهه ی صنعت سینمایی کشور با رژیم صهیونیستی را به نحو قابل توجهی فزونی بخشید؛ اما متاسفانه این اثر چه در زمان تولید، چه در موعد اکران اولیه آن در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر و چه در زمان پخش و اکران رسمی خود با مشکلات فراوان و معضلات بسیاری مواجه گردید.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



پس اگر چه حالا «طوفان الاقصی» موجب شده تا مبارزه با صهیونیسم و تفکرات انحطاتی یهود بین الملل، اولویتی اصلی و اساسی برای تمامی آزاد اندیشان و آزادمنشان در سراسر جهان محسوب شود، اما متاسفانه این مبارزه هیچ گاه در عرصه عمل تا کنون صورتی هنرمندانه به خود نگرفته و در این میان نه تنها سینمای ایران بدون در نظر گرفتن حضور چند اثر سینمایی معدود و انگشت شمار، در مدت بیش از پنجاه سال استقرار نظام اسلامی، کارنامه ای بسیار ضعیفی را در پرداخت به این موضوع مهم و اصلی دوران خود بر جای گذاشته است؛ بلکه حتی «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» نیز نتوانسته حداقل وظیفه خود را در این رابطه انجام دهد و در یک کم‌کاری عجیب سعی نموده تا با مشتی برنامه‌های کفتگومحو کم رمق ضعف عملکرد خود در تولید فیلم و سریال‌های متعدد و متکثر در ابن زمینه را بپوشاند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


در این میان سرگذشت شکارچی شنبه ماجرای دردناک تمام آثاری است که در سینمای ایران و با رویکرد مواجهه رسانه ای صهیونیسم بین‌الملل و رژیم اشغالگر قدس ساخته شده است و همچنین آثار محدود و انگشت شماری که بالاخص پس از شکارچی شنبه در سینمای کشور تولید شدند و در عین حال با معضلات و مشکلات فراوان در تولید و پخش و… مواجه بودند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


پس اگر چه عموم هنرمندان متعهد سینمای ایران در مقام بیان و سخن با پیام خرداد ۱۳۴۳ هجری شمسی بنیانگذار جمهوری اسلامی، مبنی بر ننگ بزرگ بودن رابطه با اسراییل همچنان همسو بوده و محو این غده ی سرطانی از پیکره ی بشریت را خواستارند؛ اما فی الواقع در مسیر تحقق این هدف، عموما هیچ‌گونه گام اجرایی و هنری برنداشته و از زبان سینما و ابزار فیلم و سریال جهت روشن نمودن فضای حاکم بر عرصه و تشریح جنایات و فجایع صهیونیست ها استفاده نمی کنند.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


این قسم هنرمند متعهد، ظلم صهیونیست ها در عصر حاضر را شاهد بوده و حتما نسبت به آن ابراز انزجار می نماید، اما انزجار او بیش از آنکه به واسطه ی هنر و حرفه ی او بیان گردد، در خوش‌بینانه ترن حالت، فرمی بیانیه ای به خود گرفته و صرفاً در چند سطر محکومیت نوشتاری خلاصه و به فراموشی سپرده می شود.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


به این ترتیب باید بر این نکته اعتراف نمود که عموم سینماگران عصر حاضر، به هیچ عنوان برون ریز عملی مطلوبی از خود درباب تقابل با جنایات و فجایع انسانی رژیم صهیونیستی بروز نداده و این همه در حالی است که امروزه بدون در نظر گرفتن جریانات مرموزی که در درون جامعه ی هنری سعی دارند تا صهیونیست ها را دوست جلوه دهند و شعارهای جامعه ی هنری کشور و در نهایت ملت ایران را عوض نمایند؛ جریان خزنده ی دیگری نیز از سَرِ ناآگاهی، مبارزه با صهیونیست ها را به یک شعار انحرافی در سینمای کشور مبدل ساخته اند و این گونه شده است که امروزه در مقابل هجم گسترده ی آثار حمایتی مستکبرین از این غده ی سرطانی، سینمای ما منفعل و در خطای عدم انطباق عمر خویش سپری ساخته و به عنوان نظاره گر، نهایتا بیانیه‌خوان و بیانیه‌نویس و در اعلا درجه به راهپیمایی‌کننده ای خسته مبدل شده است و البته در این میان اقلیتی نیز هستند که در مسیر حمایت از این غده سرطانی برآمده و حتی ماهیت وجودی این رژیم جنایت کار را برای دنیای هنر و صنعت سینمای جهان مفید می‌دانند و در مجامع و محافل مختلف کلیدواژه «تنش زدایی» را نشخوار کرده و بعضاً حتی به صراحت حرف از تعامل و گفتگو با این رژیم جنایت کار می‌زنند!


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!



امسال روز قدس به سبب شهادت تعداد بسیاری از فرماندهان و رهبران سرافراز جبهه مقاومت و بالاخص سیدالشهدای حزب الله قطعاً پرشور و نشاط‌تر از سال‌های گذشته برگزار خواهد شد و در این میان بسیاری از هنرمندان مسلمان ایران اسلامی و سینماگران ارزشمند کشور در این مراسم حضور فردی پیدا خواهند نمود؛ اما همچنان باید به انتظار نشست و امیدوار برای تحقق حمایت مسئولان فرهنگی و سینمایی و حرکت منسجم رسانه‌ای و هنری کشور در تقابل عملی با سگ هار و گرگ درندهای بود که بدون هیچ پرده پوشی، رسماً به انسان‌های مظلوم حمله کرده است.


ابعاد کم کاری سینمای ایران در قبال فلسطین و جریان صهیونیست/ از ندانم‌کاری مدیران در درک اولویت‌های رسانه‌ای تا هژمونی جریان نفوذ در تغییر اولویت‌های فیلم و سریال در کشور!


*پ.ن: واژه «جحود» واژه‌ای قرآنی است که در لغت به معنی انکار کردن با علم و دانش و دانستن است و از این جهت که یهودیان معاند پیامبر عظیم الشان اسلام با وجود علم و دانستن مرتبت و جایگاه نبوت آن حضرت، اقدام به انکار حق نموده و در برابر آن حضرت عداوت به خرج دادند؛ پس آنها را عموما با لفظ «جحود» مورد خطاب قرار می‌دادند. اما در سده‌های اخیر و بالاخص به سبب گسترش نفوذ «جحودها» در تنظیم لغت نامه‌های فارسی، نگارش این واژه برای اطلاق به ایشان تغییر داده شد و به صورت «جهود» درآمد تا دیگر معنی عنود بودن ندهد و این جماعت به عنوان موجوداتی کوشنده و جهد کننده در تصور عمومی جامعه مطرح شوند.


مشاهده خبر از سایت منبع

بخش زیادی از «بودجه تولیدات سینمایی» صرف پرداخت «دستمزدهای کلان» می‌شود/ «فیلم‌های فرهنگی» معمولاً فروش پایین‌تری دارند و هزینه‌های تولیدشان بالاست – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رضا رستگار» با اشاره به شعار «سرمایه گذاری برای تولید» به عنوان سال ۱۴۰۴ هجری شمسی، اظهار داشت: یکی از مشکلات اصلی این است که سرمایه‌گذاران بخش خصوصی کمتر به سمت فیلم‌های فرهنگی می‌روند. دلیل این مسئله تا حدی این است که این فیلم‌ها معمولاً فروش پایین‌تری دارند و هزینه‌های تولیدشان بالاست.

«رضا رستگار» چهره شناخته شده و پیشکسوت جلوه‌های ویژه سینمایی در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در خصوص ابعاد و چگونگی جوانب تحقق شعار «سرمایه گذاری برای تولید» به عنوان سال ۱۴۰۴ هجری شمسی، اظهار داشت: ما همیشه در مورد سرمایه‌گذاری در سینما بحث داشته‌ایم، اما به نظر می‌رسد که امسال می‌توان این موضوع را به شکل جدی‌تری دنبال کرد. یکی از مشکلات اصلی این است که سرمایه‌گذاران بخش خصوصی کمتر به سمت فیلم‌های فرهنگی می‌روند. دلیل این مسئله تا حدی این است که این فیلم‌ها معمولاً فروش پایین‌تری دارند و هزینه‌های تولیدشان بالاست.

مدیر جلوه‌های ویژه بیش از دویست فیلم سینمایی و تلویزیونی افزود: به همین دلیل، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند به سمت تلویزیون یا نهادهایی مانند بنیاد فارابی بروند، چراکه بازگشت سرمایه در این حوزه‌ها تضمین‌شده‌تر است. از سوی دیگر، فیلم‌هایی که ظاهراً عنوان «فرهنگی» دارند اما در واقع ضدفرهنگ و غیراخلاقی‌اند، بیشتر مورد حمایت سرمایه‌گذاران خصوصی قرار می‌گیرند، در حالی که آثار ارزشی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

مدیر جلوه‌های ویژه فیلم‌های سینمایی کرخه تا راین ، هیوا، پرواز در شب و گذرگاه متذکر شد: اگر سینما را یک صنعت فرهنگی بدانیم، منطقی است که انتظار داشته باشیم این صنعت بتواند هزینه‌های خود را تأمین کند. اما در شرایط فعلی، بخش خصوصی عمدتاً به گیشه فکر می‌کند.

رستگار همچنین در بررسی دلایل و علل کیفیت نازل بخش عمده ای از آثار غیرکمدی و به اصطلاح فیلم های فرهنگی نیز عنوان داشت: یکی از دلایل، هزینه‌های بالای دستمزدهاست. بخش زیادی از بودجه تولیدات سینمایی صرف پرداخت دستمزدهای کلان می‌شود، در حالی که فیلم‌های فرهنگی معمولاً فروش بالایی ندارند و همین موضوع باعث کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری در این حوزه شده است.

برنده دو سیمرغ بلورین جشنواره فجر در ادامه بیان داشت: یکی از مثال‌های قابل‌توجه در این زمینه، فیلم محمد رسول‌الله به کارگردانی مجید مجیدی است. این پروژه با هزینه‌ای بسیار بالا ساخته شد، و در مدیریت بودجه، اسراف زیادی صورت گرفت. در حالی که امکان ساخت این فیلم با هزینه‌ای معقول‌تر وجود داشت، بودجه‌ای بسیار بیشتر از این صرف شد. تجهیزات گران‌ قیمت مانند دوربین‌های ۷۰ میلی‌متری وارد شد که امروزه بلااستفاده مانده‌اند. همچنین، شهرکی برای فیلم ساخته شد که هزینه نگهداری بالایی دارد، اما عملاً درآمدزایی ندارد.

وی افزود: با وجود تبلیغات گسترده رایگان از سوی تلویزیون، این فیلم فروش چندانی نداشت. هر چند محمد رسول‌الله اثری ارزشمند بود، اما نتوانست در حد تبلیغات و هزینه‌هایش موفق باشد.

«رضا رستگار» در پایان با بیان این مطلب که مشکل اصلی اینجاست که فیلم‌های فرهنگی معمولاً امکان اکران گسترده ندارند و در داخل کشور هم فروش کافی برای بازگشت سرمایه ندارند. خاطرنشان شد: به عنوان نمونه، فیلم بازمانده نشان داد که هرچند یک فیلم می‌تواند در کشورهای مختلف بارها به نمایش درآید، اما همچنان در گیشه ایران موفق نباشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

واقعا این اندازه از ابتذال و سقوط موجود در «کاناپه» فقط در ملودرام‌های درجه سه هندی شاید پیدا شوند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «محمدتقی فهیم» از منتقدان باسابقه و پیشکسوت سینمای کشور در انتقاد از فیلم سینمایی «کاناپه» با بیان این مطلب که واقعا این اندازه از ابتذال و سقوط فقط در ملودرام‌های درجه سه هندی شاید پیدا شوند، نوشت: آقای کارگردان ظاهراً می‌خواسته فیلمی در راستای استیفای حقوق قشری از زنان بسازد اما چون به جاده خاکی زده، اتفاقا اثرش دربست به توهین و تحقیر جامعه زنان ختم شده است. چون پرداخت شخصیتی پشت فیلم نبوده است، همه زنان فیلم بی‌شناسنامه، زرد و به شدت سطحی شده‌اند.

به گزارش سینماپرس، «محمد تقی فهیم» با انتشار یادداشتی با عنوان «فیلمسازی که دیگر نمی‌شناسیم!؟» در روزنامه جام جم نوشت:

باور کردنی نیست که فیلم «کاناپه» را «کیانوش عیاری» ساخته باشد. الا اینکه در تیتراژ نام کارگردان پیشکسوت سینما خود نمایی می‌کند. به قول معروف «اصلا تو کت آدم نمی‌رود» که سازنده فیلم‌هایی چون تنوره دیو، شبح کژدم، بودن و نبودن و حتی آبادانی‌ها، به فیلمی تا این حد ضعیف و غیرقابل باور برسد.

فقط وقتی باور می‌کنیم که می‌دانیم «عیاری» در سال‌های متاخر چنان وارد حاشیه‌های غیر سینمایی و پیروی از کنشگری‌های شبه سیاسی (جو زده) شده است که فراموش کرده سینما قبل از هر فعل و شعار و داد و بیدادی، باید از قواعد ساخت فیلم برخوردار باشد.

عیاری در مقطع ساخت کاناپه بیشتر از هر چیزی اسیر رویکردهای غیرسینمایی شد به طوریکه با کلاه گیس برسر بازیگرانش روی صندلی کارگردانی نشست بنابراین مشکل از همین جا شروع شد. او به‌جای کار روی فیلمنامه‌ای چفت و بست‌دار و واجد قصه‌ای کامل و با کشمکش‌های دراماتیک، همه‌ی هم و غم خود را معطوف به لحاظ کردن حاشیه‌های غیر سینمایی کرد. توجه نداشت که «خانه از پای بست ویران است…» طبیعی بود که در فضای ذهنی جدید او، هنر و فیلم خوب، جایش را به اداهای شبه روشنفکرانه بدهد. سینما پدیده‌ای بی‌رحم است.

دقت کنید آقای کارگردان ظاهراً می‌خواسته فیلمی در راستای استیفای حقوق قشری از زنان بسازد اما چون به جاده خاکی زده، اتفاقا اثرش دربست به توهین و تحقیر جامعه زنان ختم شده است. چون پرداخت شخصیتی پشت فیلم نبوده است، همه زنان فیلم بی‌شناسنامه، زرد و به شدت سطحی شده‌اند.

واقعا این اندازه از ابتذال و سقوط فقط در ملودرام‌های درجه سه هندی شاید پیدا شوند.

تجربه گذشته نیز نشان می‌دهد هر فیلمسازی از دایره سینما خارج شده است و به ورطه شعارسرایی و شعورزدایی افتاده است، نتیجه‌ای جز از دست دادن سینما و مخاطب بدست نیاورده است. پیشتر هم شاهد وضعیت فیلمسازان خوب دیگری بوده‌ایم که در بهترین موقعیت سینمایی با ورود به کنشگری شبه سیاسی، دیگر نتوانسته‌اند فیلم خوب بسازند.

عیاری حتی به خودش هم رحم نکرده است چون اگر این‌طور بود باید از روی دست خودش عکسبرداری می‌کرد که دراین صورت متوجه می‌بود که چرا فیلم‌های قبلی‌اش، علیرغم پی‌روی از حجاب متعارف ولی باورپذیرند، خصوصا فیلم «بودن و نبودن» که با محوریت کاراکتری از جامعه اقلیت‌های مذهبی قصه سازی شده است (و در اغلب فصل‌های فیلم دختر حضور دارد) اما چون پرداخت سینمایی خوبی دارد به شدت باورپذیر است. حالا با اثری مواجه هستیم که نه فیلم است تا باورش کنیم و نه سازنده‌اش را دیگر می‌شناسیم.

آیا عیاری «آخرین محبوب سینمایی» خواهد بود که با تبری جستن از اصول دراماتیک و افتادن به محیط ناامن حاشیه‌ها قربانی می‌شود، یا بازهم با افسوس‌هایی ازاین دست روبرو خواهیم بود؟
بعدالتحریر
یکی از اتفاقات حاشیه‌ساز یک ماه پایان سال، پخش و توزیع غیر قانونی فیلم «کاناپه» ساخته «کیانوش عیاری» بود که با واکنش این کارگردان مبنی بر تقاضای عدم کپی و تماشای فیلم از سوی مردم روبرو شد. نگارنده نیز چند روزی در شش و بش این قضیه بودم، ولی با بررسی جزییات همه جوانب امر، خصوصا پخش آن در یوتیوب، به این نتیجه رسیدم که نمی‌توانسته بدون اشاره دست‌اندرکارانش (خصوصا تهیه کنندگان) کلید خورده باشد.

علاوه بر این‌ها، وقتی به دلیل نبودن قانون کپی‌رایت همه ما (از جمله خود عیاری) از همین بازار و سازوکار دانلود فیلم، منتفع می‌شویم و مثلا آثار «نولان»، «اسکآرسیزی» و … را می‌بینیم بنابراین در کلیت داستان، برای دیدن فیلم کارگردان داخلی (به ویژه که توزیع عامدانه آن جدی است) نباید اسیر شعارهای پوپولیستی یا دچار چالش وجدان شویم.

اما طبیعی است که دراین قضیه با حمایت از تهیه‌کنندگان فیلم، خواهان پیگیری مسولین مربوطه هستیم تا شاید دیگر شاهد چنین سرمایه سوزی‌هایی نباشیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

«قول مردونه» بعد از شب‌های قدر به تلویزیون می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «قول مردونه» سریال نوروزی شبکه سه سیماست که بعد از شب‌های قدر پخش خود را در تلویزیون آغاز می‌کند.

به گزارش سینماپرس، مجموعه تلویزیونی «قول مردونه» به کارگردانی علی طاهرفر و تهیه‌کنندگی ایرج محمدی، نوروز ۱۴۰۴ بعد از شب‌های قدر از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

این سریال در ۳۰ قسمت و در ژانر کمدی با روایتی از زندگی در دهه ۶۰ تهیه و تولید شده است.

در سریال «قول مردونه» بازیگرانی همچون محمدرضا هدایتی، شهره سلطانی، محمد نادری، مریم موسویان، رویا میرعلمی، آشا محرابی و سیروس میمنت به ایفای نقش پرداخته‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

هیات اسلامی هنرمندان درگذشت «مهدی مسعودشاهی» را تسلیت گفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هیات اسلامی هنرمندان با صدور پیامی درگذشت مهدی مسعودشاهی، مدیر فعال؛ پاکدست و با بصیرت و خلاق را تسلیت گفت.

به گزارش سینماپرس در پیام تسلیت هیات اسلامی هنرمندان آمده است:

مهدی مسعود شاهی مردی صالح، پاک، زحمتکش و پرتلاش بود. مدیری در عرصه فرهنگ و هنر به تمام معنا آگاه و با برنامه و رویکردهای انقلابی و ولایتمدارانه بود. او بیش از آنکه سخن بگوید عمل می‌کرد و بیش از آنکه فریاد وااسلام بزند دغدغه دین و انقلاب اسلامی را داشت. او اگر چه با همه جریانات کار می‌کرد اما معتقد به خط اصیل انقلاب و ولایت بود و همکاریش با طیف های مختلف ناشی از همین اندیشه بود که باید برای حفظ نظام و استمرار خط اصیل انقلاب اسلامی از همه چیز خود گذشت.

مسعودشاهی که همراه جریان تل‌فیلم وارد عرصه هنر و سینما شد، بر آن عهدی که آن روزها در میان جمع بسته شد تا آخرین نفس باقی ماند و آن حضور و تلاش در عرصه هنر و سینما برای بازتاب ارزشها ،آرمانها و دستاوردهای این نهضت و انقلاب بود.

مسعود شاهی مدیری فعال؛ پاکدست و با بصیرت و خلاق بود. دوره های مختلف مدیریتی او در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، حوزه هنری و صدا و سیما ( صبا) همه با دستاوردهای جدید و نوآوری هایی همراه بود.

هیات اسلامی هنرمندان درگذشت این مدیر و هنرمند انقلابی را به همه همراهان و هنرمندان در این عرصه و به جامعه سینمایی کشور و بخصوص خانواده محترم این عزیز تسلیت می گوید و از درگاه خدا می خواهد همان طور که همواره از شهدای عرصه هنر و سینما یاد می‌کرد در آن دنیا میهمان آنها باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

۹ فیلم‌ غیر سینمایی ساخته می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در جلسه اخیر شورای پروانه فیلمسازی غیرسینمایی با ساخت ۹ فیلمنامه موافقت شد.

به گزارش سینماپرس، شورای پروانه فیلمسازی غیرسینمایی در جلسه اخیر، با ساخت۹ فیلم‌نامه موافقت کرد.

فیلم‌نامه‌های بلند داستانی «بیکاران خوشتیپ» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی بهزاد بروجنی، «کلاونگ» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی حسن کیقبادی و فیلم‌نامه‌های کوتاه داستانی «گلوریا» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی بابک برجسته پروانه ساخت دریافت کردند.

همچنین فیلمنامه‌های «مشکل یاسمن» به تهیه‌کنندگی سیده فرزانه امینی، کارگردانی سیدشجاع امینی و نویسندگی محمد خراط‌زاده و «قاب خالی بزرگ» به تهیه‌کنندگی و نویسندگی یوسف وجدان دوست و کارگردانی فرامرز وجدان دوست، مجوز شورای پروانه فیلمسازی را اخذ کردند.

فیلم «گل کویر» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی علی صفاریها، «هویت پنهان سارا» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مریم هاشمی‌پور و نویسندگی داریوش مس‌فروشان، «دلقک پیر» به تهیه‌کنندگی سهند جاهدی باشیز، کارگردانی امیرمحمد متقیان و نویسندگی دانیال نوروش اوغلی و «آن گلبرگ‌ها» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی یاشار نصیر دهقان موافقت شورای پروانه فیلمسازی غیرسینمایی را اخذ کردند.

مشاهده خبر از سایت منبع

«اقتصاد هوش مصنوعی» بررسی می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه «پرسشگر» این هفته اقتصاد هوش مصنوعی و کیفیت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مهارتی در آموزش و پرورش را در شبکه آموزش مورد بررسی قرار می‌دهد.

به گزارش سینماپرس، برنامه «پرسشگر» یکشنبه ۱۹ اسفند با حضور مصطفی طاهری نماینده مجلس و سیدابوالحسن فیروزآبادی رئیس پیشین مرکز ملی فضای مجازی به موضوع اقتصاد هوش مصنوعی می‌پردازد.

همچنین «پرسشگر» روز دوشنبه ۲۰ اسفند ماه میزبان محسن کیالاشکی رئیس گروه برق و رایانه دفتر تألیف کتاب‌های درسی فنی و حرفه ای و کار و دانش سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و همینطور عابدین آریان پور رئیس گروه کشاورزی و غذایی و مسئول تدوین الگوی مفهومی تربیت در شاخه کار و دانش سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی خواهد بود که کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای و مهارتی در آموزش و پرورش را مورد بحث و بررسی قرار خواهند داد.

برنامه «پرسشگر» با حضور مهمانان و بیان دیدگاه‌ها و نقطه نظرات مختلف با تهیه کنندگی مریم فیروزی شنبه تا دوشنبه ساعت ۲۲ از شبکه آموزش سیما پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع