X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

مهلت نام نویسی بیمه تکمیلی «صندوق اعتباری هنر» تمدید شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مهلت نام نویسی بیمه تکمیلی ویژه اصحاب فرهنگ و هنر، رسانه و فعالان قرآن و عترت تا اول مهر تمدید شد.

به گزارش سینماپرس، با توجه به تقاضای زیاد اعضایی که تاکنون موفق به ثبت نام و بهره مندی از خدمات بیمه درمان تکمیلی نشده‌اند، مهلت نام‌نویسی بیمه درمان تکمیلی ویژه هنرمندان، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فعالان قرآن و عترت عضو صندوق اعتباری هنر که از ۱۸ شهریور در سراسر کشور آغاز شده است، تا پایان روز شنبه اول مهر تمدید شد.

اعضای صندوق اعتباری هنر در سراسر کشور می‌توانند با مراجعه به پیام رسان اختصاصی صندوق اعتباری هنر به نشانی app. honarcredit. ir و سایت صندوق اعتباری هنر Profile. honarcredit. ir نسبت به ثبت نام و بهره‌مندی از خدمات بیمه تکمیلی اقدام کنند.

براین اساس متقاضیان جدید می‌توانند با انتخاب یکی از طرح‌ها (امید، آرامش و رفاه)، افراد تحت تکفل خود را نیز در همان طرح ثبت نام کنند.

بدیهی است؛ این مهلت به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد.

شایان توجه است؛ قرارداد بیمه تکمیلی برای اعضاء صندوق اعتباری هنر که از طرح بیمه درمان تکمیلی استفاده می‌کنند از تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ الی ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ برقرار خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«۲۰ روز در ماریوپل» نماینده اوکراین شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اوکراین فیلم مستند «۲۰ روز در ماریوپل» را برای رقابت فیلم بین‌المللی اسکار ۲۰۲۴ انتخاب ‌کردند.

به گزارش سینماپرس و به نقل از هالیوود ریپورتر، «۲۰ روز در ماریوپل» فیلم مستند دلخراشی از مستیسلاو چرنوف درباره محاصره شهر بندری اوکراین توسط روسیه که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمده است، به عنوان نماینده اوکراین به اسکار نود و ششم معرفی شد.

این فیلم که توسط چرنوف روزنامه‌نگار اوکراینی آسوشیتدپرس و همکار عکاسش اوگنی مالولتکا ساخته شده است، تخریب شهر بندری ماریوپل زیر بمباران روسیه در اوایل سال ۲۰۲۲ را مستند کرده است.

این مستند که اولین کارگردانی چرنوف است، جایزه مستند سینمای جهان ساندنس را از آن خود کرد. چرنوف و مالولتکا همراه همکارانش واسیلیسا استپاننکو و لوری هینانت جایزه پولیتزر امسال را برای گزارش‌های خود از ماریوپل دریافت کردند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازدید از «موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» رایگان شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گفت: بازدید از این موزه به منظور گرامیداشت هفته دفاع مقدس از ۳۱ شهریور تا هفتم مهرماه رایگان خواهد بود.

به گزارش سینماپرس، علیرضا عسگری با اعلام این خبر اظهارداشت: همه ساله به مناسبت هفته دفاع مقدس، بازدید از این مجموعه رایگان بوده است و امسال نیز با موافقت مدیرعامل موزه در جهت تکریم و گرامیداشت هفته دفاع مقدس بازدید از موزه از ۳۱ شهریور تا هفتم مهرماه برای عموم مردم به صورت رایگان خواهد بود.

وی گفت: سازمان‌ها و اداراتی که خواهان بازدید گروهی از این مجموعه هستند باید درخواست خود را در سایت موزه ثبت کنند.

عسگری افزود: مراسم سراسری جهاد و مقاومت از دیروز تا امروز، برگزاری محفل خاطره گویی، عضویت رایگان در کتاابخانه تخصصی موزه در طول هفته دفاع مقدس، برگزاری برنامه قصه گویی دفاع مقدس برای کودکان، اهدای کتاب به مناطق محروم در شرق کشور، رونمایی از خانه فیلم دفاع مقدس از جمله برنامه‌هایی موزه در طول هفته دفاع مقدس خواهد بود.

موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی، انتهای خیابان سرو، روبه روی پارک طالقانی واقع شده و روزهای شنبه تا پنجشنبه از ساعت ۹ تا ۱۷ و در روزهای جمعه و ایام تعطیل از ساعت ۱۰ تا ۱۷ میزبان علاقه‌مندان است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تعامل خوبی میان سینماگران با مدیریت سینمای کشور وجود دارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «مقیمان ناکجا»، دومین ساخته شهاب حسینی در مقام کارگردان است؛ بازیگر شناخته‌شده سینمای ایران که این روزها با این فیلم، علاقمندی خود به فرم و محتوایی کمتر تجربه‌شده را به اثبات رسانده و نشان داده که مفاهیمی چون مرگ و حیرانی، تا چه اندازه، به عنوان دغدغه ذهنی و درونی برای او مطرح است.

به گزارش سینماپرس، شهاب حسینی، یکی از مطرح‌ترین بازیگران تاریخ سینمای کشور است که در کارنامه خود، افتخارات ملی و بین‌المللی بسیاری را به ثبت رسانده است. شاید تصور غالب بر این بود که وقتی او، جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن ۲۰۱۶ را از آن خود کرد، رویه حضور وی در سینمای ایران کمتر شده و شاید تراز جهانی شخصیتش، اجازه حضور در تولیدات داخلی را به‌مانند گذشته ندهد. اما پس از کسب این جایزه بود که روحیه میهن‌دوستی حسینی، بیشتر به چشم آمد؛ پس از تاسیس یک شرکت فیلم‌سازی در ایران، شرکتی در آمریکا تاسیس کرد که مهم‌ترین وظایف آن، تولید فیلم و حمایت از سینماگران مستعد ایرانی در زمینه تولید و اکران بود.

وی همچنین جشنواره‌ای مستقل در ایران به راه انداخت تا از تولیدات استعدادهای عموما شهرستانی که فرصتی برای دیده شدن نداشتند، حمایت کرده و زمینه تقدیر و نمایش آثار آنها را فراهم آورد. البته که در کنار این فعالیت‌ها، گونه‌ای گزیده‌کاری به سراغ حسینی آمد که وی را از حضور در آثار کم‌مایه بر حذر داشت و در این میان، محتوا، نقش پررنگ‌تری برای این بازیگر ایفا کرد.

بازیگر مطرح ۲۵ سال اخیر سینما و تلویزیون کشورمان، این روزها، دومین ساخته خود در مقام کارگردان را به روی پرده دارد. مقیمان ناکجا، اثر عجیبی است که از زاویه‌ای دیگر به زندگی و مرگ نگریسته و واکنش‌های متفاوتی را به خود دیده است.

با این بازیگرو کارگردان گزیده‌کار گفت‌وگویی ترتیب داده‌ایم که در ادامه نظر شما را به مطالعه آن جلب می‌کنم.

مقیمان ناکجا را متاثر از تله‌تئاترهای تلویزیونی ساختم

فیلم مقیمان ناکجا برداشت و اقتباسی از اثر جذاب اریک امانوئل اشمیت یعنی مهمانسرای دو دنیا است که این اثر، حاوی وزن، جذابیت و پرداخت خیلی ویژه و خاص خودش است که بر کسی پوشیده نیست. اینکه چرا این کار را برای فیلم دوم خودم در مقام کارگردان انتخاب کردم، به این دلیل بود که علاقمند بودم به نوعی از این دست کارها را بتوانم مجددا زنده کنم چون یکی از علاقمندی‌های خودم، تله‌تئاترهایی بود که در تلویزیون، ابتدا در شبکه ۲ و سپس در شبکه ۴ پخش می‌شد و این تله‌تئاترها، همواره برای من جذابیت‌های بسیاری داشت چون می‌توانستم با شخصیت‌ها از طریق دوربین، به مخاطب نزدیک‌تر شوم و علاقمند بودم با روشی جدیدتر و متفاوت با ضبط تله‌تئاترها که مبتنی بر ۳ دوربین و سوییچ همزمان است، با یک دوربین و با سبک و سیاق زبان دکورپاژ سینمایی، این کار را به تصویر بکشم و به دلیل ویژگی‌های جذاب و خاصی بود که در این کار وجود داشت.

چالش ساخت هم‌زمان مقیمان ناکجا با اجرای نمایش اعتراف

بزرگ‌ترین چالش من به عنوان کارگردان مقیمان ناکجا، هم‌زمانی فیلمبرداری این اثر با اجرای نمایش اعتراف، روی صحنه بوده که ما هر دو کار را هم‌زمان انجام دادیم و هر دو را هم به‌واسطه همراهی سرمایه‌گذار محترم؛ خانم امینی انجام دادیم. درواقع چالش دیگر ما این بود که بتوانیم کاری را که شروع کرده‌ایم، در وهله اول به سرانجامی برسانیم.

حتی برای منِ شهاب حسینی هم تامین هزینه ساخت یک فیلم، کار آسانی نیست

برخلاف تصور کلی که نسبت به هنر و تجربه وجود دارد، برای من هیچ‌وقت تامین هزینه ساخت یک فیلم، کار آسان و دم‌دستی نبوده و من همواره مجبور بودم که شرایط ساخت آثاری که علاقمند هستم را خودم فراهم کنم.

برخلاف تصور کلی که نسبت به هنروتجربه وجود دارد، برای من هیچ‌وقت تامین هزینه ساخت فیلم، کار آسان نبوده و همواره مجبور بودم که شرایط ساخت آثاری که علاقمند هستم را خودم فراهم کنممهم‌ترین دلیلش این است که ما این فیلم را با رقمی معادل یک‌چهارم بودجه یک فیلم لوباجت آن زمان ساختیم. محدودیت هزینه و زمان، شرایط را به گونه‌ای پیش می‌برد که طبیعتا شما به هیچ چیز دیگری جز روایت درست تصویری اثر نمی‌اندیشید با این حال تلاش این بود که با توجه به صحنه‌پردازی و طراحی خاصی که برای صحنه در نظر داشتیم، بتوانیم این مساله را به نوعی حل کنیم و اثر را به لحاظ بصری هم به نحوی طراحی کنیم که برای تماشاگر، جذابیت‌های خاص خود را داشته باشد اما این طور نیست که من انتخاب کرده باشم که به این شکل کار کنم؛ شرایط و توانایی آن زمان، چیزی بیش از این را نتوانست برای من رقم بزند البته ایده ساخته شدن این اثر به این دلیل بود که من آن لوکیشن را انتخاب کردم و احساس کردم که آن لوکیشن، نزدیکی بسیاری به نمایشنامه مهمانخانه دو دنیا دارد و به همین شکل، با گذاشتن تکه پازل‌ها کنار هم، گروه سینمایی‌ام را شکل دادم و این اثر را به این شکل جلوه دادم.

زندگی‌های خودمان را فراموش کرده‌ایم و به زندگی دیگران چشم دوخته‌ایم

احساس می‌کنم ریشه بسیاری از مشکلاتی که در فضای اطراف ما وجود دارد، به دلیل فراموش شدن اصل و اصالتی است که ما برای آن به وجود آمده‌ایم و شاید به این دلیل است که نمی‌توانیم نقش خودمان را در زندگی درست تعریف کنیم و بپذیریم و بنابراین نمی‌توانیم آن را با نهایت دلسوزی، جذابیت و دقت در زندگی به اجرا درآوریم. وقتی چنین رویه‌ای حاکم شد، طبیعتا مشکلاتی برای خودمان به وجود می‌آوریم چون بیشتر، زندگی‌های خودمان را فراموش کرده‌ایم و چشم بر زندگی دیگران دوخته‌ایم و به جای تجزیه و تحلیل زندگی خودمان، به تجزیه و تحلیل زندگی دیگران روی آورده‌ایم.

در ساکن طبقه وسط مهم‌ترین دغدغه شخصیت، سرگشتگی بود که بین تمام آن مظاهری که می‌توانستند هویتی را به کاراکتر ببخشند، این سرگردانی در انتخاب آن مفهوم اصیل و کلی وجود داشت. در مقیمان ناکجا هم آقای اشمیت سعی کردند که موضوع بسیارمهمی را یادآوری کنند و آن اینکه، زندگی یک پدیده و نعمتی است که اعتباری است و هیچ تضمینی هم برای طول مدت آن وجود ندارد بنابراین هر روز نعمتی است که به ما ارزانی داشته می‌شود و این، پندار، گفتار و کردار ما در نقشی که در زندگی ایفا می‌کنیم است که اهمیت پیدا می‌کند. من به عنوان کارگردان، کارهای دیگری هم انجام داده‌ام که کمی داستانگوتر شده‌اند ولی اینها آثاری بوده که من را به خودش جذب کرده بابت اینکه ریشه‌ای‌ترین دغدغه‌ها را در انسان تقویت می‌کند که درواقع بودن و چگونه بودن است.

در این زندگی، به چیزی، جایی یا کسی احساس دلبستگی و وابستگی پیدا نکردم

طبیعتا هر کسی در زندگی خود، دنبال معنایی می‌گردد که بتواند حداقل هست خودش را به واسطه آن معنا، هویت داده و تعریف کند. باورهایی که در خانواده ریشه داشته، محیطی که به نوعی در حال یک گذار بوده و نسلی که ما در آن بزرگ شده‌ایم و ما را نسلی درون‌گراتر از نسل‌های بعدی خودمان می‌دانند، همه در این کنکاش نقش دارند. حقیقتی وجود دارد و آن هم فتح قله‌های زندگی است و جالب آن‌که، هیچ‌کدام به اغنایی که باید و شاید در درون آدم نمی‌انجامد و این همواره یک سوال بزرگ است که شاید شاعر به زیباترین شکل، آن را بیان کرده که: روزها فکر من این است و همه شب سخنم / که چرا غافل از احوال دل خویشتنم / از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود / به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم.

این، مهم‌ترین سوال است چرا که ما در زندگی به دنبال آن هستیم که بود خودمان را معنا دهیم. این حیرانی، حیرانی است که از کودکی در دل خودم یک ناکجاآبادی را به یاد می‌آوردم که نمی‌دانم کجاست. هیچ‌وقت در این زندگی، از صمیم قلبم، احساس دلبستگی و وابستگی به چیزی یا جایی یا کسی پیدا نکردم و احساس می‌کردم که مثل برگی روی آب هستم و جایی ریشه ندارم و همین حس باعث می‌شد که بگردم دنبال اینکه بودن خودم را باید چطور معنا کنم و کجا باید ماوا بگیرم. این دغدغه همیشگی من بوده و تا پایان عمرم هم ادامه دارد. این حس، در من هم نیست؛ آثار هر بزرگی را هم که بخوانید حاصل همین دغدغه‌ها و حیرانی‌هاست.

در یک لحظه دیدم مطلقا در زندگی، مالک هیچ چیزی نیستم

من همیشه به مرگ می‌اندیشم برای اینکه حقیقتی بزرگ‌تر از زندگی است؛ برای اینکه سایه مرگ همیشه سرتاسر زندگی را تحت سیطره خود دارد و برای اینکه فکر مرگ مهم‌ترین دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، ترس‌ها و آرزوها است و همه چیز ما را تشکیل می‌دهد

من همیشه به مرگ می‌اندیشم برای اینکه حقیقتی بزرگ‌تر از زندگی است؛ برای اینکه سایه مرگ همیشه سرتاسر زندگی را تحت سیطره خود دارد و برای اینکه فکر مرگ مهم‌ترین دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، ترس‌ها و آرزوها است و همه چیز ما را تشکیل می‌دهد و همه ما در تلاش هستیم که تا فرصت هست، به امیدها و آرزوهایمان برسیم. این جمله تا فرصت هست درواقع نشان می‌دهد که اگر زندگی واقعیت است، مرگ حقیقت است و گذر می‌کنیم. چیزی قابل فراموش شدن نیست و اتفاقا در اوج موفقیت‌ها و خوشی‌ها و در اوج غم‌ها، ناراحتی‌ها و شکست‌ها، فکر مرگ باعث می‌شود که گذران آن لحظات برای ما آسان‌تر شود.

جمله معروف این نیز بگذرد به نوعی حاوی این مساله است. مرگ، دروازه‌ای است که ما را به اصل خودمان باز می‌گرداند و زندگی فرصتی است که می‌توانیم در اختیار داشته باشیم که نوع عبورمان را از آن دروازه رقم بزنیم تا شاید گذر بهتری داشته باشیم به آن چیزی که خداوند برای ما رقم زده است. ضمن اعتراف به عجز خودمان در آگاهی و آنچه که می‌دانیم و با وجود همه این پیشرفت‌های علمی و شکافتن هسته اتم و کشف کهکشان‌های دیگر، من فکر می‌کنم که داریم گذران زندگی را پیش می‌بریم و هر روز به مرگ نزدیک می‌شویم.

تصور نمی‌کنم کسی در ناخودآگاهش، به مرگ فکر نکند اگر اینطور هم باشد مثال کبکی است که سر در برف فرو برده. گاها ترس ما باعث می‌شود از فکر کردن درباره مرگ رویگردان شویم و خودمان را به ندیدن بزنیم درحالی که نمی‌خواهیم باور کنیم که مرگ، سایه به سایه ما در حال حرکت است و در هر لحظه‌ای ممکن است که به سراغ ما بیاید و ما را از گردونه خارج کند. البته بنده یک تجربه عملی و کامل را در این خصوص گذراندم. سال ۹۳ دچار عارضه قلبی شدم و به لحظه‌ای رسیدم که در برابر مرگ تسلیم شدم و آنجا کشف بزرگی که کردم این بود که این من بودم که به تمام جهانی که در آن بودم و برای آن ساخته شده بودم، در یک آن بی‌اعتبار می‌شدم و اینکه مطلقا در زندگی، مالک هیچ چیزی نیستم و این حقیقت در آن لحظه، به وضوح و روشنی خورشید به من ثابت شد.

در کارگردانی، کاملا نوآموز هستم

هر آنچه که در رزومه و زندگی کاری آدم در یک لحظه رقم خورده، کمتر به نظر می‌آید که به عنوان ابزاری برای باز کردن راه آینده بتوان استفاده کرد چون آن موقعیت، متعلق به آن زمان و مکان و دلیل موضوعی خود بوده. آدم برای هر پروژه‌ای باید طوری باشد که انگار بار اول است و انگار همه چیز از ابتدا شروع شده و نقطه سر خط. افتخاراتی که تاکنون برای بنده رقم خورده، تماما در کارنامه بازیگری من بوده درحالی‌که من در کارگردانی، کاملا نوآموز بوده و در حال تجربه کردن هستم و تصور نمی‌کنم آثاری که الان کار می‌کنم برای اینکه در جشنواره‌ها حضور پیدا کند، قابلیت خاصی داشته باشد. اتفاقا از این بابت هم غافل نبودم اما کلا چشمی به این ندارم که موردتوجه جشنواره خاصی قرار بگیرم اما از اینکه آن جشنواره‌ها، مکانی برای نمایش این فیلم‌ها فراهم می‌کنند، خرسندم.

دلیلی نداشت مقیمان ناکجا را در آمریکا بسازم

شرکت هفت آسمان در آمریکا، به عنوان خواهر دوقلوی شرکت ندای هفت آسمان در ایران با مدیریت بنده تاسیس شد. دلیلی نداشت که مقیمان ناکجا را آنجا بخواهیم بسازیم. من آنجا دو فیلم را از روی دو نمایشنامه به صورت لوباجت انجام دادم: یکی نویسنده مرده است بر اساس نمایشنامه آرش عباسی که این اثر به انگلیسی ترجمه شد و با دو بازیگر آمریکایی و با گروه نیمه‌ایرانی و نیمه‌آمریکایی کار شد. بعد از آن شرکت سون اسکای (هفت آسمان) کار دیگری را بر اساس نمایشنامه پرده آخر انجام داد که این کار هم دومین محصول شرکت بود که این دوکار اکنون در حال تجارب بین‌المللی خود هستند: نویسنده مرده است در سینمای هنر و تجربه در حال بررسی برای اکران است و فیلم بلند ۹۷ دقیقه‌ای لست اکت در حال گذار از جشنواره‌های جهانی است و باید ببینیم چه تقدیری برایش رقم می‌خورد. البته شرکت هفت آسمان، فعالیت‌های دیگری هم داشته که ازجمله آنها می‌توان به برگزاری چند اکران برای چند فیلمساز مستقل ایرانی در آمریکایی اشاره کرد.

تعامل خوبی میان سینماگران با مدیریت سینمای کشور وجود دارد

من با توجه به اتفاقاتی که اکنون شاهد هستیم، تصور می‌کنم که تعامل خوبی میان سینماگران با مدیریت سینمای کشور وجود دارد و این تعامل برای برخی، جامع‌تر و گسترده‌تر است. در رابطه با مجوز، کارهایی که انتخاب می‌کنم، اساسا در فضایی قرار نمی‌گیرد که بخواهد از بابت مجوز به مشکل خاصی بربخورد. در تولید این فیلم، هیچ نوع مشارکتی با مدیران سینمایی نداشتم اما در اکران، این محبت را داشتند که در روند پروانه نمایش، تسریع کردند و زحمت زیادی کشیدند. البته این ارتباط بر اساس کاری بود و نه نام من. کماکان روال تولید برای من، یک روال مستقل شخصی و بر اساس جذب سرمایه‌گذار خصوصی بوده و است.

جشنواره فیلم کوتاه اندیشکده مستقل را به استان‌ها می‌بریم

جشنواره فیلم کوتاه اندیشکده مستقل، یکی دیگر از دغدغه‌های من است. کلا در فضای کاری خودم، احساس می‌کنم که به شدت نیاز به افکار و نیروهای جدید دیگری هست که آنها هم باید سهم خودشان را ادا کنند. در مورد جشنواره باید بگویم که خیلی علاقمندیم که آن را ادامه دهیم. البته اگر شرایط به گونه‌ای باثبات پیش رفت، این جشنواره را ادامه خواهیم داد و از آنجایی که تاریخ این جشنواره، مابین عید قربان و عیدغدیر است، علاقمند هستیم که این جشنواره را در این هفته و سالانه در هر استان برگزار کنیم که این جشنواره به نحوی برنامه‌ریزی و ادامه‌دار خواهد شد که به جای استقرار در تهران، هر سال در یک استان برگزار خواهد شد که از این طریق بشود به آثار و جوانان مستعد و آثار شاخص آن استان‌ها دسترسی پیدا کرد و آنها را قابل ارائه و نمایش کرد.

همیشه دنبال پیروی کردن از الگوهای پاسخ‌داده‌شده در گذشته هستیم

من با توجه به اتفاقاتی که اکنون شاهد هستیم، تصور می‌کنم که تعامل خوبی میان سینماگران با مدیریت سینمای کشور وجود دارد و این تعامل برای برخی، جامع‌تر و گسترده‌تر است

من برای آینده سینمای ایران، از نظر محتوا تاحدوی با کسانی که در این زمینه نگرانی‌هایی دارند، موافقم. صرف موفقیت در گیشه یا فروش یک فیلم به معنای ارزشمند بودن آن فیلم نیست. باید واکنش‌های جامعه را درست تحلیل کنیم و از این طریق، درخواست و نیاز جامعه را به درستی تشخیص دهیم. البته رویکرد کاملا بیزینسی اهل فن در سینما از بابت آثاری که مجوز کار می‌گیرند و چه رویکرد سینماداران، همه در سینمای یک کشور موثر است.

ما متاسفانه همیشه در سینما دنبال پیروی کردن از الگوهای پاسخ‌داده‌شده در گذشته هستیم و هیچ‌وقت به خلق و سبک الگوهای جدید در سینما فکر نمی‌کنیم و تصور نمی‌کنیم که باید برای تمام سلیقه‌ها در سینما، آثار درست و متناسبی وجود داشته باشد و عملا پس از موفقیت هر فیلمی، شاهد ظهور فیلم‌هایی در همان دست هستیم به طمع و امید اینکه این هم خوب بفروشد و صاحبانش را بیشتر میلیاردر کند.

اگر فرضا تولیدکنندگان مواد غذایی، حساسیت‌هایی بالایی را برای سلامت جامعه به کار می‌برند، ما تولیدکنندگان موادغذایی روحی که شامل فرهنگ و هنر می‌شوند هم باید این دقت را داشته باشیم و حواسمان باشد که آثارمان قرار است پازل خالی کدام قسمت از فرهنگ را پر کنند. امیدوارم همه چیز طوری پیش رود که توقع جامعه از محتوای سینما آن‌قدر بالا برود که دیگر هیچ سینماگری از جمله بنده به خودمان اجازه ندهیم که وقت مخاطب را بگیریم بدون اینکه محتوایی درخوری به او تقدیم کرده باشیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

می‌خواستیم فضای مسابقه را به سمت سرگرمی و شوخی ببریم/«سروش جمشیدی» شایسته‌ترین گزینه برای اجرای «گوی طلایی» بود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ثنائی گفت: ما می‌خواستیم فضای مسابقه «گوی طلایی» را به سمت سرگرمی و شوخی ببریم. بنظرم آقای جمشیدی شایسته‌ترین گزینه برای اجرا بود.

به گزارش سینماپرس، سلیم ثنائی، تهیه‌کننده مسابقه تلویزیونی «گوی طلایی» شبکه آموزش درباره تفاوت این مسابقه با مسابقه‌های ساخته شده گفت: در «گوی طلایی» زمان پاسخگویی شرکت‌کنندگان به سوالات بسیار کوتاه است. مکانیزم گوی به گونه‌ای طراحی شده، که با پاسخ درست اولین سوال شروع به حرکت می‌کند و با هر جواب اشتباه گوی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

ثنائی ادامه داد: شاید هر شرکت‌کننده برای پاسخگویی به سوالات کمتر از ۲ ثانیه زمان داشته باشد. هدف از این مسابقه علاوه‌بر سنجش اطلاعات افراد این است که چگونه شرکت‌کنندگان می‌توانند در شرایط پر استرس به ناخودآگاه خود مراجعه کنند. در طراحی سوالات هم بیشتر به مباحث آموزشی و علمی پرداختیم.

تهیه‌کننده مسابقه تلویزیونی «گوی طلایی» با بیان اینکه ما یک تیم طراحی سوال شش نفره داریم، بیان کرد: آن‌ها سوالات مختلفی را در حوزه‌های مختلفی مانند سینما، تلویزیون، هنر، ادبیات، جغرافیا، تاریخ، ورزشی، مذهبی، سیاسی، علمی و آموزشی طراحی می‌کنند.

به گفته وی، ما علاوه‌بر آموزش این اطلاعات، کمک می‌کنیم تا اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه فرد بنشیند. سوالات تک گزینه‌ای طراحی شده است؛ یعنی باید شرکت‌کننده سوال را پاسخ دهد. درحالی که در مسابقاتی که استاد منوچهر نوذری برگزار می‌کردند زمان برای پاسخگویی و مشورت شرکت‌کننده به سوالات وجود داشت. در «گوی طلایی» هیچ کمکی از دست مجری هم بر نمی‌آید؛ چون شرکت‌کننده مجبور است سوالات را سریع بخواند، تا گوی به فرد نرسد. در نهایت افرادی که تسلط و مطالعه بیشتر دارند، می‌توانند به مراحل بعد دست یابند.

ثنائی در پاسخ به این سوال که چه شد آقای سروش جمشیدی به عنوان مجری مسابقه انتخاب شد؟ گفت: ما سابقه همکاری با آقای جمشیدی در سریال «چشم‌بندی» داشتیم. از طرفی، می‌خواستیم فضای مسابقه را به سمت سرگرمی و شوخی ببریم. بنظرم شایسته‌ترین گزینه برای اجرای «گوی طلایی» بود. او مسلط به اجراست.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نمادهایی که به کام فتنه‌انگیزان است!/ وقتی فیلمی مجعول پیام ‌رسان «هفته دفاع مقدس» می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نصب بنری با تصویر و جمله‌ای از فیلم مجعول «به نام پدر» آن هم به بهانه هفته دفاع مقدس و توسط شهرداری تهران ابهامات جدی با خود به همراه دارد.

به گزارش خبرنگار سینماپرس، نصب بنری با تصویر و جمله‌ای از فیلم مجعول «به نام پدر» آن هم به بهانه هفته دفاع مقدس و توسط «شهرداری تهران» در حالی صورت می‌پذیرد که بررسی جوانب آن می‌تواند گواهی روشن بر حضور قدرتمند جریان نفوذ فرهنگی داشته باشد. جریانی که حالا ظاهرا در ذیل «مدیریت انقلابی شهرداری تهران» نیز رسوخ ویژه نموده و حضور قدرتمند ایشان در قالب چنین اقداماتی از نمود عینی برخوردار شده است.

نمادهایی که به کام فتنه‌انگیزان می‌شود!/ وقتی فیلمی مجعول پیام ‌رسان «هفته دفاع مقدس» می‌شود

فیلم سینمایی «به نام پدر» داستان روی مین رفتن پای دختر یکی از رزمندگان قدیمی انقلاب اسلامی است که منجر به قطع پای وی می‌شود؛ البته در این میان نکته حایز اهمیت و کلیدی این داستان ساده آن است در سیر فیلم مشخص می‌شود که پای دختر جوان بر روی مینی رفته که آن را پدر خودش کاشته است! پس فارغ از جنبه‌های نمادین این اثر سینمایی و انحراف عمیق محتوایی آن که در همان سال‌ها نیز مورد انتقاد شدید دلسوزان انقلاب اسلامی واقع گردید؛ نکته قابل تامل آن است که چرا حالا پس از گذشت سال‌ها و در شرایطی که رسانه‌های بیگانه در تلاش برای رنگ دادن به فتنه‌ای جدید هستند، جریانی به سراغ نبش قبر از چنین اثر سینمایی مجعولی رفته‌اند؟ اثری که سوای نظر از عاقبت بخیری کارگردان آن و بازگشتش به پشت خاکریزهای فرهنگی انقلاب اسلامی، متاسفانه امروزه بازیگران محوری آن رسما در مقابل نظام جمهوری اسلامی صف آرایی کرده‌اند و بالاخص دخترک مظلوم این اثر در حال حاضر به عنوان یکی از رهبران مطرح و پرسروصدای «جنبش ز. ز.آ» سال‌هاست که از هیچ اقدامی برای مواجهه با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مضایقه ننموده است!

نمادهایی که به کام فتنه‌انگیزان می‌شود!/ وقتی فیلمی مجعول پیام ‌رسان «هفته دفاع مقدس» می‌شود

حال باید از شهردار انقلابی و سلیم النفس تهران خواست تا این موضوع را کوچک نشمرد و به عنوان مصداقی از یک حضور و نفوذ ساختاری در بدنه شهرداری تهران، به دنبال بانیان چنین پیشنهادی بگردد و از مسئولان فرهنگی در شهرداری تحقیق به عمل آورد که چرا در کنار این همه اثر دفاع مقدسی ارزشمند و فاخر، یک فیلم سینمایی مجعول مورد تبلیغ قرار گرفت؟ و چرا در این تبلیغ شهری، با لحاظ داستان فیلم و با نگاه استعاری اثر، این چنین جمله‌ای نقش بسته است؟ جمله‌ای که مدیران باید پاسخگوی نصب آن در شهر تهران باشد و جواب دهند که مخاطب عمومی این بیلبورد، پس از مراجعه به فیلم و دریافت این داستان که پای «گلشیفته فراهانی» روی مین خودی رفته و … چه پیامی را از حاکمیت دریافت می‌کند؟ و آیا جایابی چنین پوستری در سطح شهر تهران قرار است کارکرد روحیه بخش و نمادینی را از برای فتنه‌گران شکسته خورده داخلی داشته باشد؟ و اصولا تبلیغ فیلمی فراموش شده با بازی سلبریتی هتاک و فاسدی همچون «گلشیفته فراهانی» در این شرایط چه دلیلی دارد؟

نمادهایی که به کام فتنه‌انگیزان می‌شود!/ وقتی فیلمی مجعول پیام ‌رسان «هفته دفاع مقدس» می‌شود

در پایان لازم به ذکر است که فیلم «به نام پدر» عنوان یکی از تولیدات سینمایی شکل گرفته در سال پایانی «دولت خاتمی» است. دورانی شوم که مدیریت فرهنگی کشور، با رویکردی «رفرمیستی» و با اتخاذ سیاست‌های خاص مدیریتی، بسیاری از هنرمندان متعهد و انقلابی را پشیمان از گذشته خود ساخته بود و سعی می‌کرد تا بسیاری دیگر را همچون «ابراهیم حاتمی‌کیا» به وادی پشیمانی رهنمون ساخته و دچار تردید از آرمان‌ها و مسیر آمده سازد. مقطعی هشت ساله که به دوران «اصلاحات» معروف گردید و تاثرگذاری آن بر بدنه سینمایی کشور آنچنان بود که مشخصا در کارنامه کارگردان دغدغه‌مندی همچون «حاتمی‌کیا» منتج به ثبت تولیداتی همچون «روبان قرمز» (۱۳۷۷) و پس از آن «موج مرده» (۱۳۷۹) و «ارتفاع پست» (۱۳۸۰) و در نهایت «به نام پدر» (۱۳۸۴) گردید.

نمادهایی که به کام فتنه‌انگیزان می‌شود!/ وقتی فیلمی مجعول پیام ‌رسان «هفته دفاع مقدس» می‌شود

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سعی کردم اتفاقاتی که لمس کردم، دیدم و شنیدم را در «ستاره‌بازی» به تصویر بکشم/امیدوارم هیچ‌گاه متهم به پشتیبانی از یک جریان یا یک سیستم نشوم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هاتف علیمردانی با اشاره به اینکه «ستاره‌بازی» مهاجرت را مورد انتقاد قرار می‌دهد اما ضدمهاجرت نیست، تأکید کرد: به عنوان کسی که در آمریکا زندگی کردم تلاش کردم این جامعه را به شکلی که می‌شناسم به تصویر بکشم و فکر می‌کنم «ستاره‌بازی» فارغ از نقاط قوت و ضعفش، واقعیت جامعه آمریکا را به درستی بیان می‌کند.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «ستاره‌بازی» به کارگردانی هاتف علیمردانی جدیدترین اثر سینمایی ایران کارگردان است که این روزها در سینماهای کشور اکران شده است.

«ستاره‌بازی» اولین فیلم هاتف علیمردانی است که خارج از ایران و در کشور آمریکا ساخته شده است. این فیلم که در آن فرهاد اصلانی، شبنم مقدمی، ملیسا ذاکری، مایکل مدسن و علی مصفا ایفای نقش می‌کنند، روایتی از زندگی یک خانواده ایرانی مهاجر در آمریکا دارد و در خلاصه داستان آن آمده است: امروز بیست‌ونه نوامبره، از اون هالووین لعنتی یه ماه می‌گذره، من یه کار بد کردم، یه کار خیلی بد…

هاتف علیمردانی پیش‌تر فیلم‌های سینمایی «کوچه بی‌نام»، «هفت ماهگی»، «آباجان» و «کلمبوس» را ساخته است. به بهانه اکران جدیدترین اثر سینمایی ایران کارگردان ایلنا با او گفتگویی داشت که در ادامه مشروح این گفتگو را از نظر می‌گذرانید:

با توجه به اینکه به عنوان یک کارگردان فیلم‌های اجتماعی شناخته می‌شوید، با چه شناختی از جامعه آمریکا به سراغ ساخت فیلم «ستاره‌بازی» در این کشور رفتید؟

من سال‌هاست که در این کشور زندگی می‌کنم و مدام در رفت و آمد هستم. قطعاً ساخت فیلم اجتماعی نیاز به شناختی از آن جامعه دارد و به دلیل شناختم از جامعه آمریکا این کشور را برای «ستاره‌بازی» انتخاب کردم و از طرفی در این فیلم قصه یک خانواده ایرانی روایت می‌شود که به آمریکا مهاجرت کرده‌اند و ما وارد قصه خانواده‌های آمریکایی نمی‌شویم.

من سعی کردم به صورت شهودی اتفاقاتی که لمس کردم، دیدم و شنیدم را در «ستاره‌بازی» به تصویر بکشم. من در این جامعه زندگی کرده‌ام و این جامعه را می‌شناسم و اطلاعاتی نسبت به فرهنگ، نگاه این جامعه به مقوله آموزش، ارزش‌ها و… دارم و می‌دانم که این جامعه در مسائل مختلف رویکردهای بسیار متفاوتی نسبت به دیگر کشورها دارد.

معضلاتی چون اعتیاد و همچنین مسائلی مثل وضعیت زندگی مهاجران، می‌تواند در کشورهای مختلف، متفاوت باشد. در آمریکا این مسائل چه تفاوتی با دیگر کشورها دارد که «ستاره‌بازی» را در پرداختن به دغدغه‌اش متفاوت می‌کند؟

فیلم «ستاره‌بازی» به شکلی روایت می‌شود که در واقع تجربیات شهودی یک خانواده ایرانی را بر اساس صداهایی که از دخترشان به جا مانده به تصویر می‌کشد و اینگونه به فضای واقعیتی که وجود دارد نزدیک می‌شود.

به نظر من رسالتی که برای فیلمساز وجود دارد این است که بتواند اتفاقاتی را که در جامعه‌اش لمس می‌کند، یا مسائلی که برایش دغدغه هستند یا حتی مسائلی که فکر می‌کند مطرح کردنشان می‌تواند مفید باشد را بدون اینکه در دام خودبینی و منافع شخصی و سیاسی بی‌افتد به شکلی که اتفاقات را مشاهده کرده با زبان سینما بیان کند.

به عنوان کسی که در آمریکا زندگی کردم تلاش کردم این جامعه را به شکلی که می‌شناسم به تصویر بکشم و فکر می‌کنم «ستاره‌بازی» فارغ از نقاط قوت و ضعفش، واقعیت جامعه آمریکا را به درستی بیان می‌کند.

به لحاظ روایی و بصری «ستاره‌بازی» با همه آثار شما متفاوت است. این تفاوت با چه هدف و به چه صورت شکل گرفت؟

در دیگر فیلم‌های سینمایی که ساخته‌ام همیشه سعی داشتم وجود دوربین چندان احساس نشود و همیشه قصه به شکلی ناتورالیستی روایت می‌شد چراکه سعی داشتم در آثارم واقعیت را به شکلی که وجود دارد به تصویر بکشم اما در «ستاره‌بازی» بیشتر درگیر فرم شدم و با فلاش‌بک‌ها و فلاش‌فورواردها شکل روایی متفاوت‌تر از همیشه است و از طرفی فرم‌های تصویری و فضاهای سوررئالی که ذهنیات دختر قصه را روایت می‌کند این فیلم را حاوی تصاویری انتزاعی کرده که پیش‌تر در آثارم از اینگونه تصاویر استفاده نکردم و بیش از هر چیز به بیان و به تصویر کشیدن واقعیت توجه داشتم.

نزدیک به چهار سال از ساخت «ستاره‌بازی» می‌گذرد. به نظر شما آیا این فیلم همچنان حرف تازه‌ای برای مخاطبان خود دارد؟

به نظر من «ستاره‌بازی» امروز خیلی بیشتر از گذشته می‌تواند مورد توجه مخاطبان ایرانی باشد. این فیلم چهار سال پیش ساخته شد و آن زمان مهاجرت تا این اندازه در جامعه ما فراگیر و پر رنگ نبود. اتفاقاً چند بار این فیلم را در کنار مردم دیدم و سعی داشتم قضاوت مردم نسبت به این فیلم را بفهمم و متوجه شدم که مخاطبان ارتباط خوبی با اثر برقرار کرده‌اند.

«ستاره‌بازی» نگاهی منفی به مهاجرت دارد و با توجه به اینکه تجربه زندگی در آمریکا را دارید، این نگاه چگونه شکل گرفت؟

خیلی وقت‌ها ما فیلمساز را متهم می‌کنیم که او نسبت به موضوع فیلمش موضع دارد و به نفع جریان یا هدفی فیلمش را ساخته است. مثلاً به یاد دارم خیلی‌ها به غلط فیلم «آباجان» را فیلمی ضدجنگ تعبیر کردند در حالیکه من در این فیلم از رنج مادران، ایستادگی و از خودگذشتگی‌شان گفتم؛ زنانی که فرزندانشان را به جنگ فرستادند تا کشور را حفظ کنند و برچسب ضدجنگ برای این فیلم غیرواقعی بود.

درباره «ستاره‌بازی» هم همینگونه است، چون این فیلم مهاجرت را نقد می‌کند به آن برچسب ضدمهاجرت می‌زنند اما اینگونه نیست. ما فقط به نقد این پدیده پرداخته‌ایم و انتقاد کردن به معنای ضدیت نیست. البته شاید برخی به من بگویند که خودت مهاجرت کردی و حالا چرا این پدیده را نقد می‌کنی و من در جواب به این دوستان باید بگویم که اگر مهاجرت نمی‌کردم با بسیاری از مسائل آشنا نمی‌شدم. بسیاری از کسانی که مهاجرت می‌کنند یا جرأت برگشتن را ندارند یا پل‌های پشت سرشان را خراب کرده‌اند و نمی‌توانند برگردند. اگر من بتوانم با این فیلم یک نفر را متقاعد کنم که مهاجرت نکند به رسالتم عمل کرده‌ام.

اینکه ما تصور کنیم همه جای دنیا پر از خوشی و خوشبختی است و در این مملکت همه چیز سیاه و نابودشده است، نگاه غلطی داریم. من منکر مشکلات و معضلات موجود نمی‌شوم، می‌دانم که مردم ما با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند، اختلاف سلیقه‌های زیادی وجود دارد و مسائلی هست که باعثِ آزار مردم شده است اما مهاجرت و فرار کردن راه حل نیست. به نظر من ایستادگی برای به دست آوردن آنچه که حقوق خود می‌دانیم راهی بهتر از مهاجرت است. کسانی که می‌خواهند به هر دلیلی مهاجرت کنند این را بدانند که زندگی در کشوری چون آمریکا به مراتب تیره‌تر و تاریک‌تر است. من مهاجرت را همیشه با مرگ عزیزان مقایسه می‌کنم، هر کسی که تحمل مرگ عزیزش را دارد می‌تواند مهاجرت کند چراکه باید چنین رنجی را تحمل کند.

با این تفاسیر و با توجه به اینکه شما هم تجربه مهاجرت دارید، آیا می‌توان گفت که «ستاره‌بازی» به تجربیات شخصی شما هم نزدیک است و شما هم تجربه دلچسبی از مهاجرت نداشتید؟

تجربه مهاجرت برای من کمی متفاوت است، تمام اقوام و خانواده من در آمریکا زندگی می‌کنند و وقتی به ایران می‌آیم تقریباً خانواده و بستگانی ندارم اما با این حال همچنان ایران را وطن خودم می‌دانم.

ما اگر مشکل زبان، مشکلات فرهنگی، مشکل ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها، معضل برخورد با رفتارهای نژادپرستانه و مشکلات مالی را کنار هم بگذاریم به این نتیجه می‌رسیم که باید دلیل محکمی برای مهاجرت داشته باشیم. اگر یک نفر می‌خواهد تحصیل بهتری داشته باشد و معتقد است در کشور آمریکا می‌تواند به نتیجه بهتری برسد شاید متقاعد شوم که بهتر است مهاجرت کند اما اگر ما برای فرار از مشکلات به بدترین رفتارها و سخت‌ترین کارها تن بدهیم و در مملکت خودمان نمانیم تا مشکلی را حل کنیم به نظرم تصمیم اشتباهی گرفته‌ایم.

من بر این عقیده‌ام شرایط به شکلی است که گویا نوعی برنامه‌ریزی وجود دارد تا هر چند سال یک بار سرخوردگی در بین جوانان ما زیاد شود و این سرخوردگی که معمولاً در شورش‌های اجتماعی و اقتصادی اتفاق می‌افتد چندین سال در جوانان باقی می‌ماند و اولین راه را برای حل این سرخوردگی مهاجرت می‌دانند. این بحران شبیه بحران جنگ است، ما هشت سال جنگیدیم و ۲۰ سال پس از آن با عواقب و آسیب‌های جنگ روبرو بودیم و حتی هنوز هم وجود آن‌ها را حس می‌کنیم. اگر ما بتوانیم به جایی برسیم که کشف کنیم چرا مهاجرت تا این حد پر رنگ شده می‌توانیم به ریشه بسیاری از مشکلات پی ببریم.

شاید این حرف برای من مشکل‌ساز باشد و مورد انتقاد افراد زیادی قرار بگیرم اما من با وجود معضلات بسیاری که در کشور داریم فکر نمی‌کنم وضعیت مردم ایران آنقدر بد باشد که بخواهند کشورشان را ترک کنند. باز هم تأکید می‌کنم که من منکر وجود مشکلات نیستم اما اگر ما کشورمان را ترک کنیم پس چه کسی باید این مشکلات را حل کند؟

ممکن است خیلی‌ها به من بگویند تو از درد مردم بی‌خبری و به پایین شهر نرفتی که ببینی مردم در این مناطق چگونه زندگی می‌کنند. من این معضلات را نادیده نمی‌گیرم اما باور کنید در همین کشور آمریکا دو میلیون بی‌خانمان (Homeless) زندگی می‌کنند. درآمد در ایران پایین است و معضلات اقتصادی وجود دارد اما باور کنید که هنوز منطقی نیست که ما به خاطر اقتصاد مهاجرت کنیم. در گذشته یک نفر از اعضای خانواده کار می‌کرد و امروز همه باید کار کنند تا بتوانند از پس مخارج خود بربیایند و در آمریکا هم دقیقاً زندگی به همین شکل است. اگر بدانید یک نفر چگونه در آمریکا کار می‌کند و چگونه از او کار می‌کشند و شما چقدر راحت به شهروند درجه دو تبدیل می‌شوید هیچگاه تصور نمی‌کنید که آمریکا کشوری رویایی است. اگر شما ۵هزار دلار درآمد داشته باشید که عددی فوق‌العاده به نظر می‌رسد ۳۵۰۰ دلار باید اجاره‌بها پرداخت کنید. ما باید با این شناخت به مهاجرت فکر کنیم و تصور نداشته باشیم که قرار است با مهاجرت به آمریکا پولدار شویم؛ دوستان زیادی داشتم که در ایران سرمایه‌ای برای خود پس‌انداز کرده‌اند اما در آمریکا همه آن را از دست داده‌اند. در «ستاره‌بازی» ما همین مسئله را به نوعی موشکافی می‌کنیم ولی مهاجرت پدیده‌ای پیچیده است که باید بیش از این به آن بپردازیم. به جای اینکه همدیگر را به خیانت کردن یا جهت‌دار بودن متهم کنیم بهتر است حرف همدیگر را بشنویم. من درباره معضلات اجتماعی صحبت نمی‌کنم، من درباره یک پدیده حرف می‌زنم و می‌گویم هر معضلی که داریم راه حل آن مهاجرت نیست.

فارغ از مباحث اقتصادی و معضلات اجتماعی، از منظر فیلمسازی که در ایران چند فیلم سینمایی ساخته، فیلمسازی در ایران با شرایط فیلمسازی در آمریکا چه تفاوتی دارد؟

من در ایران بارها و بارها فیلم‌های انتقادی ساختم و مورد هجمه هم قرار گرفتم و به عنوان یک فیلمساز مستقل اظهار نظر می‌کنم و امیدوارم هیچ‌گاه متهم به سیاسی‌کاری، جهت‌دار بودن یا حمایت و پشتیبانی از یک جریان یا یک سیستم نشوم. من همیشه در سینمای مستقل کار کرده‌ام و این فیلم هم با تهیه‌کنندگی علی سرتیپی صد در صد در سینمای مستقل تولید شده است و باید از او هم تشکر کنم چون تولید چنین فیلمی که مطمئن هستیم هیچ‌گاه به سوددهی نمی‌رسد یک فداکاری بزرگ است.

این تصور که ما فکر کنیم در آمریکا می‌توانیم به راحتی فیلم بسازیم تصور اشتباهی است. برای ساخت «ستاره‌بازی» مصائب بسیاری را متحمل شدیم، به بسیاری از بازیگران فیلم من ویزا ندادند و بارها مجبور شدم بازیگران را عوض کنم. بخش عظیمی از این فیلم در مرز آمریکا و کانادا ساخته شد چراکه بسیاری از بازیگران فیلمم نمی‌توانستند وارد خاک آمریکا شوند.

از طرفی ما درگیر بوروکراسی‌هایی با یونیون شدیم و باید درباره فیلمنامه توضیحات بسیاری ارائه می‌دادیم. انتخاب بازیگر باید زیر نظر آن‌ها باشد و نباید ۷۰ درصد از بازیگرانمان را خارج از یونیون انتخاب می‌کردیم. علاوه بر این مسائل در زمان فیلمسازی باید بابت مالیات، قراردادی که با بازیگر بسته‌اید و… نیز جوابگو باشید.

در فیلم «ستاره‌بازی» ما یک پلان داریم که دختربچه‌ای یک نایلون روی سرش کشیده و ما بارها به خاطر مصائبی که برایمان ایجاد شده بود تصمیم گرفتیم این پلان را حذف کنیم اما در نهایت پس از مصیبت‌های فراوان توانستیم این صحنه را ضبط کنیم. همه چیز به طرز خیلی ماهرانه‌ای طراحی شده و شما تصور می‌کنید که کنترلی وجود ندارد اما اینگونه نیست؛ البته باید بگویم که بیش از هر چیز نظارتی که وجود دارد بر ساختار است و آن را نمی‌توان کنترل محتوایی دانست اما کنترل محتوایی را می‌توان به شکل غیر مستقیمی احساس کرد، مثلاً اگر شما درباره محتواهای خاصی فیلم بسازید ممکن است پخش‌کننده‌ای زیر بار پخش آن نرود اما در عوض اگر یک فیلم عاشقانه یا ترسناک بسازید که مورد علاقه آمریکایی‌ها است شاید بتوانید به راحتی فیلمتان را عرضه کنید.

آیا برای پخش «ستاره‌بازی» در آمریکا برنامه‌ریزی دارید؟

بله یک کمپانی آمریکایی با فیلمیران جهت نمایش این فیلم در آمریکا قراردادی امضا کرده است که از ۱۵ اکتبر در تمام آمریکا و کانادا «ستاره‌بازی» عرضه خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

با عشق و افتخار برای بچه‌هایی که فیلم اولی هستند و فیلم کوتاه می‌سازند بازی می‌کنم و با کسی هم تعارفی ندارم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهرام ابراهیمی گفت: من با افتخار برای بچه‌هایی که فیلم اولی هستند بازی می‌کنم و دستمزد فیلم کوتاه بچه خور هم صرف امور خیریه شد.

به گزارش سینماپرس، بهرام ابراهیمی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر در سال ۷۴ فعالیت حرفه‌ای خود را در نمایش رادیویی رستم و سهراب به کارگردانی خسرو فرخزادی به‌طور رسمی آغاز کرد.

ابراهیمی درباره اهمیت و توجه به جوانان فیلمساز حوزه فیلم‌کوتاه گفت: من درباره خودم می‌توانم حرف بزنم و به بقیه بازیگران کاری ندارم؛ من با عشق و افتخار برای بچه‌هایی که فیلم اولی هستند و فیلم کوتاه می‌سازند بازی می‌کنم با کسی هم تعارفی ندارم.

او ادامه داد: بنظرم جوانان امروز نیروهایی هستند که ما باید بیشتر به ‌آن‌ها اتکا کنیم و توجه داشته باشیم. برای نمونه کار بسیار خوب محمد کارت به نام بچه خور خیلی عالی بود، نمی‌خواهم تبلیغ آن کار را کنم ولی دستمزد آن کار را برای خیریه محک و طلوع بینشان دادم، البته باید تبلیغ موسسات خیریه را کرد.

وی افزود: من برای فیلم‌اولی‌ها فیلم کوتاه کار می‌کنم اما با این شرط که باید به بچه های فیلم اولی و توانمند توجه بسیاری شود اما نمی‌دانم دلیل این بی‌توجهمی‌ها چیست.

شایان ذکر است فیلم کوتاه بچه‌خور فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمد کارت محصول سال ۱۳۹۷ است. این فیلم جوایز متعددی در جشنواره‌های متعددی همچون؛ جشنواره فجر، جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشن مستقل فیلم‌کوتاه و… کسب کرده است.

بچه خور داستان یک نوجوان پسر دستفروش به دختری در یک قمارخانه کار می‌کند، علاقه‌مند است. قماربازان روی دختر شرط‌بندی می‌کنند و پسر سعی می‌کند او را نجات دهد روایت می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

یک برنامه اقتصادی سرگرم‌کننده هستیم/حضور «بهمن هاشمی» به عنوان مجری در ریتم برنامه تاثیرگذار بوده است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: خلیل‌زاده گفت: آقای بهمن هاشمی به عنوان مجری در ریتم برنامه «میدون» تاثیرگذار بوده است. ما می‌خواهیم مخاطب عام از مطالب برنامه استفاده کند.

به گزارش سینماپرس، مصطفی خلیل‌زاده، تهیه‌کننده فصل چهارم برنامه «میدون» شبکه سه سیما در استودیوی گفت‌وگوی ویژه خبری درباره تغییرات این برنامه گفت: برنامه «میدون» در فصل چهارم دامنه فعالیت حوزه کسب و کار را گسترش داد، تا به معرفی کسب و کارهای بیشتری بپردازد؛ کسب و کارهایی که در اقصی نقاط کشور فعالیت دارند.

خلیل‌زاده ادامه داد: تا حدودی از فضای نخبه‌گرایانه فاصله گرفتیم، تا این کسب و کارها مدلی برای الگو گرفتن افراد باشد. در «میدون» نه تنها کسب و کارهای نوپا و دانش بنیان را داریم، بلکه کسب و کارهای محلی و خرد هم دربر می‌گیرد.

تهیه‌کننده برنامه «میدون» در پاسخ به سوال مجری برنامه که از بین شرکت‌کنندگان حتی خانمی بوده که از شتر کسب و کاری راه‌اندازی کرده، توضیح داد: بله علاوه‌بر این کسب و کار، طراحی بازی، پلتفرم، تولید نان‌های خاص با شیوه جدید و … را داشتیم. به دنبال آن بودیم تا سفره کسب و کارها رنگارنگ باشد، تا افراد بتوانند از یکی از سوژه‌ها در زمینه اشتغال‌زایی الگو بگیرند.

وی درباره توجه به مشاغل در سطح کشور بیان کرد: از فصل‌های گذشته تا الان مدنظر عوامل بوده که فقط به مشاغل در تهران نپردازیم. ما در این چند قسمت پخش شده مهمانانی از کردستان، خوزستان و شرق کشور داشتیم. به فراخور حضور مهمانان از استان‌های مختلف اشاره‌ای هم به فرهنگ و آداب و رسوم منطقه مهمانان هم داریم.

خلیل‌زاده در پاسخ به این سوال که بعضی از کسب و کارها مبتنی بر ویژگی اقلیمی منطقه است، خاطرنشان کرد: بله. ما مهمانی از تبریز داشتیم، که به تولید لوازم کوهستان و کوهنوردی می‌پرداخت. این فرد بخاطر فضای کوهستانی و سرد منطقه به سمت تولید این محصولات رفته بود.

تهیه‌کننده برنامه «میدون» درباره تغییرات در دکور برنامه و چینش داوران افزود: در طراحی دکور سعی کردیم فضای سوله صنعتی به ذهن متبادر شود و نشان دهیم که می‌توانیم چرخ دنده‌ها را حرکت دهیم، تا تولید شکوفا شود. بخاطر استفاده بیشتر از داوران تعداد آن‌ها را کاهش دادیم. هر کدام از داوران هم در حوزه تخصصی خودشان نکات مربوط به حوزه کسب و کار را می‌گویند. علاوه‌بر اینکه ریتم برنامه تند شده، حضور آقای هاشمی به عنوان مجری در ریتم برنامه تاثیرگذار بوده است.

به گفته وی، «میدون» برنامه صرفاً اقتصادی نیست، تا یکسری مفاهیم دانشگاهی بیان شود. ما می‌خواهیم مخاطب عام و خانواده‌ها از مطالب برنامه استفاده کنند. یعنی ما یک برنامه اقتصادی سرگرم‌کننده هستیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سیدزاده: چاره کار را سپردن پست های فرهنگی به افراد کاربلد و با برنامه در عرصه هنر و سینما می دانم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سیدامیر سیدزاده گفت: امروز عده ای افراد خاص با روابط و زد و بندهای مرسوم بدون هیچگونه توجه به ارزش های فرهنگی، اخلاقی و انسانی به تجارت مشغولند!

سیدامیر سیدزاده تهیه کننده سینما همزمان با اتمام دومین سال حضور مدیران سینمایی جدید در خصوص وضعیت امروز سینمای کشور گفت: امروز مقوله هنر و سینما به وضعیتی دچار شده است که عده ای افراد خاص با روابط و زد و بندهای مرسوم بدون هیچگونه توجه به ارزش های فرهنگی، اخلاقی و انسانی در این وضعیت به تجارت مشغولند!

تهیه کننده فیلم های سینمایی «ناخواسته» و «آمین خواهیم گفت» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: در آستانه روز ملی سینما حرف ها و گله های زیادی از عملکرد مسئولان ناکاربلد فرهنگی برای گفتن وجود دارد که با وجود تکرار مکرر آن ها تاکنون هیچ کس به فکر چاره اندیشی برای آن ها نبوده است.

وی ادامه داد: مسئولان فرهنگی هم متاسفانه هم سو با این افراد بعنوان سوپاپ اطمینان آنها عمل کرده و غافل از بلایی که بر سر هنر و هنرمند واقعی می آورند در غفلت کامل نسبت به همه چیز بی تفاوت هستند.

سیدزاده سپس با بیان اینکه از یکسو شاهد تحمیل هزینه های سرسام آور تولیدات فاقد هرگونه کیفیت فرهنگی هنری از جیب بیت المال توسط نهادهای ذی ربط به جامعه سینمایی بوده و از سوی دیگر شاهد بیکاری خیل عظیم جامعه سینمایی و بیماری بخش دیگری از هنرمندان و ناتوانی آنها در پرداخت هزینه های درمانی هستیم اظهار داشت: برخوردهای غیر فرهنگی متولیان فرهنگی نیز در پاسخگویی چرایی این مشکلات معضل مهم تری هست که هیچ کس آنرا گردن نمی گیرد!

این سینماگر سرشناس خاطرنشان کرد: اکران نشدن تعداد زیادی فیلم های سینمایی به بهانه های مختلف و کارشکنی های متعدد که تضییع حقوق عده ای را در بر دارد و سرمایه گذاری در بخش تولیدات سینمایی بخش خصوصی را تقریباً به صفر رسانده است هم مزید بر علت شده است.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «شماره ۱۷ سهیلا» و «پاسیو» تصریح کرد: ورود افراد نالایق که کمترین آشنایی با مرسومات فرهنگی و هنری و علمی بخش هنر را ندارند به عرصه سینما وهنر و منزوی شدن افراد کاردان در این عرصه نیز از مشکلات امروزی سینما و حوزه هنر هست.

وی متذکر شد: در ابتدای روی کارآمدن این دولت و ورود افرادی همچون معاونت سینمایی فعلی وزارت ارشاد به حوزه تصمیم گیری بالاترین نهاد متولی فرهنگ این امید می‌رفت که سینمای ایران راهی برای برون رفت از مشکلاتی که گریبان‌گیرش بود پیدا کند شعارها و قول‌های زیادی نیز از طرف متولیان فرهنگی همچون آقای خزایی به این امیدواری ها افزود اما دریغ و افسوس که هر چه بیشتر از عمر دولت فعلی می گذرد ناکارآمدی و بی برنامگی مدیران فرهنگی آن بیشتر آشکار می شود!

سیدزاده در خاتمه این گفتگو افزود: من به عنوان عضو کوچکی از جامعه سینمایی ایران سال ها است که از برنامه های شوآف مانند مدیران فرهنگی کاملاً قطع امید کرده و چاره کار را سپردن پست های فرهنگی به افراد کاربلد و لایق و با برنامه در عرصه هنر و سینما می دانم.

مشاهده خبر از سایت منبع