X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

«شنای پروانه» مجوز نمایش گرفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شورای صدور پروانه نمایش فیلم‌های سینمایی برای سه فیلم مجوز نمایش صادر کرد.

به گزارش سینماپرس، شورای پروانه نمایش فیلم‌های سینمایی در جلسه اخیر که با حضور اکثریت اعضا برگزار شد، مجوز نمایش سه فیلم «شنای پروانه» به تهیه‌کنندگی رسول صدرعاملی، کارگردانی و نویسندگی محمد کارت، «پوست» به تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح، کارگردانی و نویسندگی بهمن و بهرام ارک و انیمیشن «فرمانروای آب» به تهیه‌کنندگی مجتبی امینی، کارگردانی و نویسندگی مجید اسماعیلی را صادر کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نخستین تولد «کرونا» در «هالیوود» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حداقل یک قرن از راه پیدا کردن میکروب‌ها، ویروس‌ها، بیماری‌های واگیردار و طاعون به فیلم‌های آخرالزمانی می‌گذرد. بیماری‌ها، از جذام تا ایدز، تاریخ انسانی را شکل داده‌اند؛ بنابراین عجیب نیست که ویروس‌ها موضوع فیلم‌های ژانر وحشت و علمی- تخیلی شوند.

به گزارش سینماپرس، ویروس‌ها و بیماری‌های واگیردار محتوای کابوس همه ما هستند. مخصوصا حالا که ویروس کرونا قاره‌ها را پیموده و خطری جدی برای جان همه انسان‌ها به شمار می‌رود. حداقل یک قرن از راه پیدا کردن میکروب‌ها، ویروس‌ها، بیماری‌های واگیردار و طاعون به فیلم‌های آخرالزمانی می‌گذرد. بیماری‌ها، از جذام تا ایدز، تاریخ انسانی را شکل داده‌اند؛ بنابراین عجیب نیست که ویروس‌ها موضوع فیلم‌های ژانر وحشت و علمی- تخیلی شوند.

روزنامه اعتماد در ادامه نوشت: در متن پیش رو فیلم‌هایی که به شیوع ویروس و بیماری‌های واگیردار پرداخته‌اند بر اساس سال ساخت‌شان معرفی شده‌اند. اغلب آن‌ها در ژانر وحشت جای می‌گیرند و دغدغه سازنده‌شان تصور کردن روزهای بحرانی و عملکردی است که از مسئولان انتظار می‌رود.

شیوع (۲۰۱۱)

استیون سودربرگ، کارگردان امریکایی پس از همه‌گیر شدن آنفلوآنزای خوکی در سال ۲۰۰۹ به فکر ساخت فیلمی درباره ویروسی که مرزهای چند قاره را می‌گذرد، افتاد. او قصد داشت تریلری پزشکی بسازد و در آن «دقیقا آن چه اتفاق می‌افتد نشان دهد.» سودربرگ فیلم «شیوع» را ساخت و در آن روند پرسرعت ویروس کشنده‌ای را که از هوا منتقل می‌شود و طی چند روز فرد را می‌کشد، دنبال کرد.

رشد این ویروس واگیردار با تلاش جامعه پزشکی جهان برای کشف درمانی برای آن همزمان است؛ همچنین جامعه پزشکی سعی دارد وحشتی را که سریع‌تر از خود ویروس پیش می‌رود، تحت کنترل درآورد. در این اوضاع و احوال هم مردم عادی برای زنده ماندن در جامعه‌ای که فروپاشیده است، تقلا می‌کنند. ماریون کوتیار، مت دیمن، لارنس فیشبورن، جود لا، گوینت پالترو و کیت وینسلت بازیگران این فیلم هستند.

پانتی‌پول (۲۰۰۸)

گرنت میزی دی‌جی‌ای است که در ایستگاه رادیویی شهر کانادایی پانتی‌پول کار می‌کند. زمانی که خبر انتشار ویروسی که آدم‌ها را به زامبی تبدیل می‌کند، می‌شنود خودش را در اتاقک رادیو حبس کرده و سعی می‌کند چاره‌ای برای هشدار درباره این ویروس و نوع انتقال عجیبش که زبان انگلیسی است، بیابد. به همین دلیل گرنت مجبور است با شنوندگانش فرانسوی دست‌وپا شکسته صحبت کند.

«پانتی‌پول» آشکارا فرضیه‌ای می‌سازد که معانی بسیاری در مورد رسانه‌های جمعی (به خصوص رادیو) و تنزل مقام زبان در فرهنگی که مبالغه‌آمیزی، زبانی خاص، اخبار ساختگی و سناریوهای مهندسی شده آن را دربرگرفته، دارد.

بروس مک‌دونالد، کارگردان سینما و تلویزیون کانادایی این فیلم تریلر را در سال ۲۰۰۸ براساس رمان «پانتی‌پول همه چیز را عوض می‌کند» نوشته تونی برجس، رمان‌نویس کانادایی روی پرده برد.

قرنطینه (۲۰۰۸)

جان اریک داودل، کارگردان و فیلمنامه‌نویس امریکایی که بیشتر او را برای ساخت فیلم‌هایی در ژانر وحشت می‌شناسیم، سال ۲۰۰۸ فیلمی با عنوان «قرنطینه» را با ویدیوهای پیدا شده ساخت که در حقیقت بازسازی فیلم اسپانیایی «REC» به کارگردانی و نویسندگی ژاوما بالاغارو و پاکو پلاساست. پس از شیوع ویروسی مرموز که انسان‌ها را به قاتل تبدیل می‌کند، گزارشگر تلویزیونی و فیلمبردارش در آپارتمانی که برای کنترل و جلوگیری از شیوع این ویروس قرنطینه شده است، زندانی می‌شوند. خطوط تلفن، اینترنت، تلویزیون و آنتن موبایل قطع شده است؛ و مقامات رسمی کسانی که در این آپارتمان محبوس شده‌اند، اطلاعات نمی‌دهد.

بالاخره وقتی دوره قرنطینه تمام می‌شود تنها شاهد و مدرک از این اتفاق فیلم عوامل تولید برنامه تلویزیونی است. قسمت دوم این فیلم را سه سال بعد جان پوگیو با عنوان «قرنطینه: غیرقابل درمان» ساخت که پیرنگ و مکان و زمان داستان آن ربطی به «آرییسی» نداشت. داستان هم درباره مسافران پروازی است که مقامات دولتی گمان می‌کنند آن‌ها ویروس مرگباری دارند و آن‌ها را به قاتل تبدیل می‌کند؛ بنابراین دستور قرنطینه شدن‌شان را می‌دهند.

من افسانه هستم (۲۰۰۷)

سال ۱۹۵۴ ریچارد ماتئسون، نویسنده امریکایی رمانی پسارستاخیزی در ژانر وحشت نوشت که در توسعه ژانر زامبی- خون‌آشام‌ها نقش بسزایی ایفا کرد. محبوبیت و موفقیت این رمان به حدی بوده است که تا به حال سه اقتباس سینمایی «آخرین مرد روی زمین» (۱۹۶۴) به کارگردانی ابالدو راگونا و سیدنی سالکو، «مرد اومگا» (۱۹۷۱) به کارگردانی بوریس ساگال و «من افسانه هستم» (۲۰۰۷) به کارگردانی فرانسیس لارنس از روی آن ساخته شده است.

از نظر منتقدان فیلم «من افسانه هستم» ساخته فرانسیس لارنس- کارگردان امریکایی که پیش از آن «کنستانین» را ساخته بود- با نقش‌آفرینی ویل اسمیت موفق‌ترین اقتباس سینمایی این رمان معرفی شده است. داستان فیلم زندگی آخرین مرد روی زمین، رابرت نویل را دنبال می‌کند که حین تلاش برای حفظ بقایش باید از بازماندگان مسموم به ویروس دوری کند. نویل، دانشمندی که به این ویروس مصون است در اوضاع و احوالی که ناقلان این ویروس او را احاطه کرده‌اند برای کشف درمان آن تلاش می‌کند. خوشبختانه روشنایی روز این بیماران را می‌کشد بنابراین شب‌ها بیرون می‌آیند و شهر را تخریب می‌کنند. نویل هم روزها به شکار مبتلایان می‌رود و داروهایش را روی آن‌ها آزمایش می‌کند، اما سه سال است که به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.

شیوع (۱۹۹۵)

در درام تعلیقی «شیوع» به کارگردانی ولفگانگ پترسون، فیلمساز آلمانی، تلاش عده‌ای از دانشمندانی را برای جلوگیری از نابودی شهری کوچک- و احتمالا سراسر کشور- به تصویر می‌کشد. اواسط دهه ۱۹۶۰ است که ویروسی مرگبار در زئیر، کشوری در آفریقای مرکزی، کشف می‌شود که در طول ۲۴ ساعت تمام ساکنان دهکده‌ای را می‌کشد.

محققان دولتی برای بررسی و واکاوی علت فراخوانده می‌شوند و از سوی دیگر نیروهای نظامی تلاش دارند دهکده را از بین ببرند تا این که خطر انتشار ویروس را به جان بخرند. ۳۰ سال بعد که دوباره این ویروس در آفریقا شیوع پیدا می‌کند، سم دنیلز (با بازی داستین هافمن)، کارشناس بیماری‌های واگیردار، فراخوانده می‌شود.

میمونی که حامل این بیماری است به امریکا قاچاق می‌شود و طولی نمی‌کشد که این بیماری اهالی شهری را در حومه کالیفرنیا از پای درمی‌آورد. سم به کمک همسرش (رنه روسو) و همکار او (کوین اسپیسی) که محققان مرکز کنترل بیماری هستند، تلاش می‌کند درمانی برای این بیماری پیدا کند. در این حین ژنرال مک‌کلینتاک (دونالد ساترلند) معتقد است برای جلوگیری از انتشار ویروس باید آن شهر را بمباران کرد و جراح ارتش، ژنرال فورد (مورگان فریمن) میان سم و ژنرال مک‌کلینتاک گیر می‌افتد.

داستان «شیوع» در مورد این که نیروی نظامی و سازمان‌های مدنی تا چه حد در جلوگیری از شیوع ویروسی مرگبار و واگیردار نقش دارند، گمانه‌زنی می‌کند. اکران این فیلم در مارس ۱۹۹۵ با شیوع ویروس ابولا در زئیر همزمان بود.

۱۲ میمون (۱۹۹۵)

تری گیلیام، کارگردان و فیلمنامه‌نویس بریتانیایی فیلم نئو نوآر علمی- تخیلی «۱۲ میمون» را بر اساس فیلم فرانسوی «La Jetee» ساخته کریس مارکر، فیلمساز فرانسوی، سال ۱۹۹۵ روی پرده برد. فیلم «۱۲ میمون» زندگی جیمز کول (با بازی بروس ویلیس) را در سال ۲۰۳۵ دنبال می‌کند. او زندانی است و اگر موافق سفر به گذشته باشد و ویروسی مرگبار را از بین ببرد، آزاد می‌شود.

این ویروس عمده جمعیت روی زمین را کشته است و باقی انسان‌ها ساکن زیرزمین‌ها شده‌اند، چون هوا به این ویروس مسموم شده است. کول به سال ۱۹۹۰ یعنی شش سال پیش از شروع انتشار این ویروس بازمی‌گردد. اما هشدارهای او به گوش آدم‌های بی‌خبر غیر عقلانی به نظر می‌رسد و طولی نمی‌کشد که در آسایشگاه روانی بستری می‌شود. در آنجا با دانشمندی به نام دکتر کاترین ریلی (مادلن استو) و جفری گونیز (براد پیت)، پسر دیوانه ویروس‌شناسی مطرح آشنا می‌شود. همان موقع است که مقامات دولتی‌ای که کول را به سفر در زمان فرستاده‌اند او را به ۲۰۳۵ بازمی‌گردانند و بار دیگر او را به سال ۱۹۹۶ می‌فرستند.

این بار کول، دکتر ریلی را می‌رباید تا از کمک‌های او بهره‌مند شود. او در پی جست‌وجوهایش گرافیتی «ارتش دوازده میمون» را می‌بیند، اما به محض این که غرق تماشای گرافیتی می‌شود، صداهایی می‌شنود و انگار دارد عقلش را از دست می‌دهد. ظاهرا گونیز که انگار دیوانه‌ای هذیان‌گو است، می‌تواند معمای «۱۲ میمون» را حل کند.

آبله (۱۹۷۲)

«آبله» یا «Variola Vera» فیلمی محصول سینمای یوگسلاوی و به کارگردانی گوران مارکوویچ، فیلمساز صرب است. همان‌طور که از عنوان فیلم پیداست این اثر سینمایی به شیوع آبله در سال ۱۹۷۲ در یوگسلاوی و به خصوص رویدادهای مربوط به همه‌گیری و قرنطینه در بیمارستان عمومی بلگراد می‌پردازد. داستان از این قرار است که جهانگرد یوگسلاویایی از مردی بیمار در بازار آفریقا فلوت می‌خرد.

طولی نمی‌کشد که علائم مرگبار آبله در او نمایان می‌شود. هنگام بازگشت به بلگراد راهی بیمارستان می‌شود دکترها که بیماری او را اشتباه تشخیص می‌دهند و باعث شیوع آبله می‌شوند… فیلم «آبله» رفتار خودخواهانه و ایثارگرانه انسان‌ها را در دوران بحران به تصویر می‌کشد.

مارکوویچ فیلمنامه این اثر را با الهام از «طاعون» نوشته آلبر کامو، نویسنده فرانسوی، جلوی دوربین برد و در آن به مسائلی همچون مرزها، سیاست جلوگیری از نفوذ، عفونت و تصمیم‌گیری‌های بحرانی و سرنوشت‌ساز دولت بدون مشورت با شهروندانش از درون‌مایه‌های ثابت اغلب فیلم‌های مارکوویچ به شمار می‌روند. مارکوویچ این فیلم را با الهام از وقایع حقیقی ساخت، اما عناصر ژانر وحشت نیز در آن دیده می‌شود.

وحشت در خیابان‌ها (۱۹۵۰)

فیلم نوآر «وحشت در خیابان‌ها» به کارگردانی الیا کازان، کارگردان مطرح امریکایی است که در سال ۱۹۵۰ در خیابان‌های نیواورلئان جلوی دوربین برد. در فیلم «وحشت در خیابان‌ها» ریچارد ویدمارک، بازیگر سینما و تئاتر امریکایی، شخصیت دکتر کلینتون رید را ایفا می‌کند که در خدمات سلامت امریکا مشغول کار است و باید برای جلوگیری از انتشار یک نوع بیماری واگیردار با زمان رقابت کند.

حامل بیماری، بیگانه‌ای غیرقانونی است که جنایتکارهایی به نام بلکی و ریموند فیچ (با نقش‌آفرینی جک پالانس و زیرو موستل، بازیگران امریکایی) او را به قتل رسانده‌اند. زمانی که ماموران محلی در گزارش خود به شرایط عجیب جسد اشاره می‌کنند، هراس از انتشار ویروس‌های جسد شکل می‌گیرد و در نتیجه دکتر رید را برای تحت کنترل درآوردن اوضاع احضار می‌کنند. او در ابتدای ماموریتش با مخالفت‌های رییس پلیسی (با نقش‌آفرینی پل داگلاس) روبه‌رو می‌شود، اما بالاخره دکتر رید پابه‌پای رییس پلیس برای پیدا کردن ردپایی از بلکی و فیچ که هر دو ناقل این ویروس شده‌اند، کار می‌کند.

کازان سبک فیلمبرداری فیلم مستند را برای ساخت «وحشت در خیابان‌ها» تجربه کرد. با وجود اینکه این اثر منتقدان را به دو دسته تقسیم کرد، کازان «وحشت در خیابان‌ها» را تنها فیلم کاملش می‌دانست. برای ساخت همین فیلم بود که جایزه بین‌المللی جشنواره فیلم ونیز و دو اسکار دریافت کرد.

نقاب مرگ سرخ (۱۹۶۴)

یکی از داستان‌های کلاسیکی که به شیوع بیماری پرداخته‌اند، داستان کوتاه «نقاب مرگ سرخ» است که ادگار آلن پو، نویسنده امریکایی آن را در سال ۱۸۴۲ نوشت. داستانی که فیلمسازهای مختلف آن را دستمایه ساخت فیلم‌های سینمایی کرده‌اند. یکی از درخشان‌ترین آن‌ها فیلمی است که راجر کورمن، کارگردان و تهیه‌کننده امریکایی، در سال ۱۹۶۴ با بازی وینسنت پرایس، بازیگر امریکایی که برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های ژانر وحشت مشهور است، جلوی دوربین برد.

داستان فیلم از این قرار است که طاعون سرخ (مرگ سرخ) در ایتالیای قرون وسطی شیوع یافته و مردم از ترس مرگ به شاهزاده پراسپرو (وینسنت پرایس) حاکم ظالم که قلعه‌ای مستحکم و امن دارد، پناه برده‌اند تا از فرشته مرگ دوری کرده باشند. شاهزاده پراسپرو که خود را بنده شیطان می‌داند هر کسی را که به قلعه‌اش برود با بی‌رحمی می‌کشد. تا این که دهقان جوانی تصمیم می‌گیرد، مقابل ظلم او مقاومت کند و با فرشته مرگ معامله‌ای می‌کند.

فیلم شامل دو زیرداستان دیگر می‌شود که یکی بر اساس داستان دیگری از پو به نام «هاپ فراگ» و دیگری بر اساس داستانی از آگوست دو ویلیر دو لیل آدام، نویسنده فرانسوی به نام «شکنجه امید» است. فیلم «نقاب مرگ سرخ» هفتمین قسمت از مجموعه فیلم‌هایی است که راجر کورمن بر اساس داستان‌های ادگار آلن پو جلوی دوربین برد. در اغلب فیلم‌های این مجموعه وینسنت پرایس نقش شخصیت اصلی را ایفا می‌کند.

طاعون فلورنس (۱۹۱۹)

از قدیمی‌ترین فیلم‌هایی که به شیوع بیماری پرداخته‌اند، فیلم تاریخی و صامت «طاعون فلورنس» است که اوتو ریپرت، کارگردان آلمانی با فیلمنامه‌ای از فریتس لانگ، کارگردان و فیلمنامه‌نویس اتریشی- آلمانی در سال ۱۹۱۹ ساخت. داستان فیلم داستان عاشقانه تراژیکی است که وقایع آن در فلورنس و سال ۱۳۴۸، درست پیش از شیوع مرگ سرخ در ایتالیا که تمام قاره را در برگرفت، روی می‌دهد. لانگ فیلمنامه‌اش را بر اساس داستان کوتاه «نقاب مرگ سرخ» از ادگار آلن پو نوشت، اما طاعون را در هیبت زنی اغواگر نشاند تا پیرنگ داستان بر اساس احساسات شخصیت‌ها پیش برود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ستارگان سالخورده در «جواهرات خانوادگی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: با برنامه‌ریزی برای ساخت ۴ تا ۶ فیلم با بازی ستاره‌های قدیمی و بازگرداندن آنها به سینما، گلدی هاون، دایان کیتون و بت میدلر در یک فیلم هم‌بازی می‌شوند.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، گلدی هاون، دایان کیتون و بت میدلر هم‌تیم شده‌اند تا در یک فیلم کمدی خانوادگی جدید با عنوان «جواهرات خانوادگی» محصول نیو ریپابلیک پیکچرز نقش‌آفرینی کنند.

این سه نفر ۲۴ سال پیش در فیلم کمدی «کلوپ بانوهای اول» محصول پارامونت نقش‌آفرینی کرده بودند. نیو ریپابلیک قصد دارد مراحل تولید فیلم جدید خود را از ۲۰۲۰ آغاز کند.

برایان الیور و بردلی فیشر از این شرکت تهیه‌کنندگان فیلم هستند و تریسی نایبرگ مسئولیت تهیه‌کنندگی اجرایی را بر عهده دارد و پیتر هوار را به عنوان فیلمنامه‌نویس انتخاب کرده است.

داستان «جواهرات خانوادگی» حول محور شخصیت‌های هان، میدلر و کیتون شکل می‌گیرد که مجبور می‌شوند تعطیلات کریسمس را با هم و در کنار کودکان و نوه‌های‌شان بگذرانند چون مردی که زمانی تمام آن‌ها با او ازدواج کرده بودند در یک مغازه در نیویورک از دنیا می‌رود.

فیشر گفت: حس همراهی دایان، بت و گلدی بی‌نظیر و غیرقابل مقاومت است و من بسیار هیجان‌زده هستم که به دوباره همراه کردن آن‌ها روی پرده بزرگ به چند نسل از هواداران کمک می‌کنم.

او اضافه کرد: این فیلم کاملاً با برنامه ما برای تامین مالی و تهیه چهار تا شش فیلم استودیویی بزرگ در سال و بازگرداندن تعدادی از ستاره‌های سینما به پرده‌های بزرگ هم‌خوانی دارد.

پیتر هوار سال پیش یک فیلمنامه اوریجینال را برای فیلم «زیر پوشش» به شرکت پارامونت فروخت و کریس همسورث و تیفانی هدیش قرار است در آن فیلم نقش‌آفرینی کنند. او همچنین نویسنده فیلم «ایستادن، افتادن» بیلی کریستال است که قرار است از روز جمعه در قالب ویدیویی و روی پرده‌های سینما اکران شود.

گلدی هاون، دایان کیتون و بت میدلر هر سه ۷۴ ساله هستند و سال‌هاست در سینما نقش‌آفرینی می‌کنند. ‌

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازپرداخت هزینه‌ بلیت‌ها به خریداران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیر سایت فروش اینترنتی بلیت «تیوال»، درباره تعیین تکلیف بلیت‌های پیش خرید شده تئاتر در پی تعطیلی اجراها توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش سینماپرس، محمد عمروآبادی مدیر سایت فروش اینترنتی بلیت «تیوال»، در پی تعطیلی اجرای نمایش‌ها به دلیل پیشگیری از شیوع ویروس کرونا در خصوص تعیین تکلیف بلیت‌های رزرو شده نمایش‌ها از سوی مردم، به خبرنگاران جوان، گفت: سعی می‌کنیم بهترین تصمیم را برای مخاطبان و هنرمندان بگیریم؛ دو تا سه روز آینده پشتیبانی از مخاطبان با جابه‌جایی بلیتشان به یک روز دیگر و یا بازگرداندن هزینه بلیت به آنها انجام خواهد شد.

وی افزود: تلاش می‌کنیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن هزینه بلیت‌ را به کسانی که مایل به باز پس‌گیری آن هستند، برگردانیم.

عمروآبادی در خصوص امکان تعطیلی نمایش‌ها در هفته‌های آتی گفت: اگر هفته بعد هم اجرای نمایش‌ها لغو شود، دیگر گزینه جابه‌جایی بلیت‌ها از بین می‌رود. سعی می‌کنیم برنامه‌ها را طوری طراحی کنیم که هزینه‌ بلیت‌ها به خریداران پرداخت شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اختتامیه جشنواره هنرهای تجسمی کنسل شد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جشنواره تجسمی فجر تا روز ۵ اسفند به کار خود ادامه می دهد اما اختتامیه این دوره از جشنواره به زمان دیگری موکول شده است.

به گزارش سینماپرس، بنا به اطلاعیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر تعطیلی برنامه‌های هنری و سینمایی در سراسر کشور، اختتامیه دوازدهمین جشنواره تجسمی فجر که قرار بود در تاریخ ۹ اسفند در تالار وحدت برگزار شود، کنسل شد.

قرار است مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره پس از برداشتن ممنوعیت های برگزاری برنامه های هنری و در زمانی مناسب برگزار شود اما جشنواره هنرهای تجسمی فجر تا روز ۵ اسفند به کار خود ادامه می دهد چرا که این نمایشگاه محل تجمع محسوب نمی شود.

در حال حاضر داوری آثار توسط شورای هنری در حال انجام است و خرید آثار برتر طبق اعلام قبلی صورت می گیرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازگشت «مجید مظفری» به صحنه دفاع از خاک و ناموس – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مجید مظفری گفت: در سریال «ایل‌دا» نقش صالح خان یکی از بزرگان ایل را بازی می‌کنم. در این سریال دفاع از مرز و خاک و ناموس توسط ایلات و عشایر به نمایش گذاشته می‌شود.

به گزارش سینماپرس؛ مجید مظفری بازیگر سینما و تلویزیون که در آثاری قابل توجه حضور داشته هم‌اینک در یکی از آثار تلویزیونی با موضوع دلاورمردی‌های عشایر با عنوان «ایل دا» جلوی دوربین می‌رود. وی درباره حضورش در این مجموعه گفت: در سریال «ایل‌دا» نقش صالح خان یکی از بزرگان ایل را بازی می‌کنم. در این سریال دفاع از مرز و خاک و ناموس توسط ایلات و عشایر به نمایش گذاشته می‌شود. مردان و زنان ایلات و عشایر برای دفاع از هر وسیله‌ای مثل  داس، اسلحه و… استفاده می‌کنند.

وی در ادامه درباره داستان مجموعه توضیح داد: در این مجموعه، داستان دو ایل در لرستان به نمایش گذاشته می‌شود که با مشکلات و مسایل متعددی روبرو هستند و در ابتدای سریال بزرگان ده مشغول گفت‌وگو برای رفع چالش‌ها و مشکلات هستند؛ در این زمان عراق در مرزهای ایران تحرکاتی انجام می‌دهد و آغاز جنگ است و بزرگان ایل مشکلات پیش آمده را کنار گذاشته و با هر وسیله‌ای که در اختیار دارند در مقابل این تحرکات ایستادند.

مظفری درباره کار در این نوع آثار که آپارتمانی نیستند، گفت: شرایط کار بسیار سخت است زیرا لوکیشن‌ها از شهر دور است و تغییر آب و هوا بسیار آزاردهنده است؛ امکانات چندانی برای گروه وجود ندارد اما با این حال همه عزیزان جلو و پشت دوربین در تلاشند تا به بهترین شکل فعالیت کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تلاش دولت فرانسه برای تغییر رئیس جشنواره کن – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزارت فرهنگ فرانسه در تلاش است فردی را که سابقه‌ای در امور سینمایی ندارد به عنوان گزینه مطلوب خود برای جایگزینی رئیس کنونی جشنواره کن به این جشنواره تحمیل کند.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، «پیر لسکیور» که در سال ۲۰۱۵ جایگزین «ژیل ژاکوب» رئیس کهنه‌کار جشنواره کن شد در انتخابات جدید ریاست این رویداد مهم سینمایی بار دیگر شرکت خواهد کرد تا با توجه به عملکرد مثبتش در چند سال اخیر برای سومین دوره ریاست کن را بر عهده گیرد، اما شایعاتی در رسانه‌های فرانسوی درباره یک نامزد جدید مورد حمایت دولت شنیده می‌شود.  

بنا بر اعلام مجله «Paris Match»،   «مرسدس اِرا» به عنوان یک مدیر زن بلندمرتبه در امور تبلیغاتی گزینه‌ای است که برای به‌دست گرفتن ریاست جشنواره کن از سوی دولت و وزارت فرهنگ فرانسه در حال تحمیل شدن است.  

«مرسدس اِرا» که ریاست آژانس تبلیغاتی «BETC» را بر عهده دارد فردی بیگانه با دنیای سینماست، اما به سبب این‌که یکی از حامیان اصلی تنوع و برابری جنسیتی است به عنوان گزینه وزیر فرهنگ فرانسه برای این جایگاه درنظر گرفته شده است. ضمن این‌که دولت فرانسه نیز ظاهرا تمایل دارد یک زن ریاست جشنواره کن را بر عهده گیرد.  

چندین مدیر سینمایی مهم در فرانسه واکنش تندی به این گمانه‌زنی داشته‌ و اعلام کرده‌اند که دولت فرانسه نباید در انتخابات ریاست جشنواره کن دخالت کند؛ انتخاباتی که قرار است از سوی هیئت‌مدیره انجمن جشنواره بین‌المللی فیلم فرانسه شامل چند مقام دولتی و چند فعال سینمایی برگزار شود.  

این اولین‌باری است که وزارت فرهنگ فرانسه در تلاش برای تحمیل گزینه خود برای ریاست کن است. «ژیل ژاکوب» در سال ۲۰۰۱ به عنوان رئیس جشنواره کن انتخاب شد و برای ۱۴ سال در این سِمت باقی ماند.  

جشنواره فیلم کن در دو سال اخیر عملکرد موفقی داشته است و امسال نیز فیلم «اَنگل» که در جشنواره کن رونمایی و برنده نخل طلای بهترین فیلم شده بود توانست در جوایز اسکار تاریخ‌سازی کند و چهار جایزه بهترین فیلم، کارگردانی، فیلم خارجی و فیلمنامه‌ اصلی را به خانه ببرد. «روزی روزگاری در هالیوود»، «بینوایان»، «درد و شکوه» و «پرتره یک بانو در آتش» نیز دیگر فیلم‌های موفق سال بودند که از دریچه جشنواره کن ۲۰۱۹ برای اولین‌بار معرفی شدند.  

سال قبل از آن نیز فیلم‌های «دزدان فروشگاه»، «کلنزمن سیاه» و «کفرناحوم» پس از رونمایی در کن حضور موفقی در فصل جوایز سینمایی داشتند.  

«پیر لسکیور» که فرد کهنه‌کار رسانه‌ای در فرانسه است در دهه ۱۹۸۰ یکی از بنیانگذاران کانال پلاس فرانسه بود و همچنین مجری یک مجله روزانه تلویزیونی است که از زمان حضور در راس جشنواره کن همکاری خوبی با «تیری فرمو» دبیر کن داشته و آزادی عمل لازم را به او برای ایجاد تغییرات اساسی داده است.  

در زمان ریاست «لسکیور»، کن اولین جشنواره بین‌المللی سینمایی نام گرفت که معاهده برابری جنسیتی را در سال ۲۰۱۸ امضا کرد.  

انتظار می‌رود جلسه انتخاب رئیس جشنواره کن در چند ماه آینده برگزار شود. دومین دوره حضور «پیر لسکیور»   به عنوان رئیس کن در تاریخ هفتم جولای و پس از جشنواره کن ۲۰۲۰ به پایان می‌رسد.  

هفتاد و سومین جشنواره فیلم کن از تاریخ ۱۲ تا ۲۳ می (۲۳ اردیبهشت تا ۳ خرداد) در فرانسه برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تکذبیه‌ کرونایی تکذیب می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدرضا فرجی از اعضای شورای صنفی نمایش ضمن اشاره به مصوبه این شورا برای تعطیلی سینماها به مدت یک هفته، از سر گیری اکران پس از این مدت را منوط به اعلام نظر مراجع ذی‌صلاح اعلام کرد.

به گزارش سینماپرس، محمدرضا فرجی از اعضای شورای صنفی نمایش درباره خروجی جلسه امروز یکشنبه ۴ اسفند ماه این شورا به مهر گفت: بر اساس مصوبه امروز شورای صنفی نمایش و پیرو اطلاعیه روز گذشته وزارت ارشاد، تمامی سینماهای کشور از امروز تا پایان هفته جاری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا تعطیل خواهند بود.

فرجی تأکید کرد: پس از پایان این زمان هم ادامه فعالیت سینماها با اجازه از مراجع ذی صلاح اتفاق می‌افتد. چرا که سلامتی مردم برای ما در اولویت قرار دارد.

وی افزود: کسانی که برای امروز و فردا از طریق سایت سینما تیکت بلیت خریداری کرده بودند، امکان برگشت پول آن‌ها وجود دارد و این سامانه باید پول آنها را برگرداند.

فرجی در پایان گفت: شورای صنفی نمایش برای فیلم‌های در حال اکران و فیلم‌هایی که در نوبت اکران هستند و از این تعطیلات متضرر می‌شوند، حتماً هفته‌های جبرانی در نظر می‌گیرد و برای ضرر آنها تصمیمی اتخاذ می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

علت ریزش مخاطب امسال چینش اشتباه فیلم‌ها بود/ فروش واقعی «مُطرب» این رقم نیست – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه‌ریزی برای قرعه‌کشی اکران فیلم‌های سینمایی سال آینده کشور می‌تواند منجر به بهبود شرایط اکران و قرعه کشی در سینماهای کشور شود.

به گزارش سینماپرس، باتوجه به کاهش مخاطبان سینما طبق اعلام رسمی سازمان سینمایی و همینطور داغ‌ شدن موضوع قرعه‌کشی فیلم‌ها برای اکران و توجه به تنوع فیلم‌های سینمایی در جشنواره فیلم فجر، به نظر می‌رسد که فضای اکران سال‌ آینده سینمای کشور مورد آزمایش جدی قرار خواهد گرفت.

در کنار این باید نسبت به چرایی کاهش مخاطبین سینما در سالی که رو به پایان است با نظر به وجود فیلم‌های متنوع کمدی، درام اجتماعی و… نیز تأمل کرد. اینکه چرا با وجود اینکه فیلم‌هایی مانند مطرب، زیرنظر، چشم و گوش بسته و دیگر فیلم‌های کمدی در کنار فیلم‌های اجتماعی مانند متری‌ شیش‌ونیم، سرخپوست، شبی که ماه کامل شد و همینطور فیلم‌های کودکانی که توانستند در گردونه اکران از موفقیت‌های خوبی برخوردار باشند مانند منطقه پرواز ممنوع و بنیامین، اکران شدند همچنان مخاطبین سینمای کشور زیر ده میلیون نفر است!؟

در این خصوص با برخی از تهیه‌کنندگان و کارگردانان سینمای کشور به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که در ادامه گفت‌وگوی ما با حبیب اسماعیلی تهیه کننده سینمای کشور را می‌خوانید.

اسماعیلی در ابتدا علت اصلی ریزش مخاطب در سینمای کشور را عدم برنامه‌ریزی درست برای اکران فیلم‌های سینمایی توصیف کرد و گفت: در سالی که گذشت سینمای ما به علت برنامه‌ریزی اشتباهی که در حوزه اکران داشتیم دچار ریزش مخطب جدی شد. چینش اکران فیلم‌ها به گونه‌ای بود که منجر به این شد که فیلم‌هایی که از فروش خوبی برخوردار نبودند زمانی اکران شود که فیلم‌های پرفروش دیگر هم در حال اکران بودند و در نتیجه در آن بازه زمانی سینما از فروش بسیار پایینی برخوردار شد.

وی در ادامه گفت: ساخت‌وساز پردیس‌های سینمایی که امسال در شهرهای مخلف کشور رخ داد نیز می‌تواند فروش فیلم‌ها را بالا ببرد. اما در آن حالت نیز ما به مدیریت اکران قوی نیاز داریم و اگرنه تنها ساخت سینماها نمی‌تواند کمک بسیار شایانی به رونق سینماها کند بلکه مدیریت اکران لازم است.

در امسال واقعاً بسیاری از تهیه‌کنندگان، مدیران پخش و سینماداران از بی‌برنامه‌گی نالیدند. بنابراین من نیز با قرعه‌کشی موافقم زیرا باعث می‌شود در یک برنامه‌ریزی کامل و درست رونق اکران سینماها را در نظر داشته باشیم. برای همین از آقایان انتظامی و دیگر مسئولین و سینماگرانی که در این رخداد مهم فرهنگی و اجتماعی دست دارند تشکر می‌کنم.

فروش واقعی مُطرب چقدر است؟

این تهیه‌کننده سینما درباره اکران فیلم‌های خوب در کنار یکدیگر گفت: زمانی که فیلم‌های خوب با یکدیگر اکران شود، همدیگر را در اکران خنثی می‌کنند. بگذاریم مسأله فروش بسیار بالای مطرب را از این منظر نیز بررسی کنیم که اگر این فیلم به عنوان مثال در عید نوروز ۱۳۹۹ اکران می‌شد باز هم از این فروش بسیار بالا برخوردار بود؟ قطعاً خیر و بیشتر از ۲۵ میلیارد فروش نداشت، زیرا در نوروز فیلم‌های بسیار پرفروش دیگر نیز در حال اکران است و طبیعتاً این فیلم نیز سالن‌های کمتری را شامل می‌شد و در کنار آن نیز باید تأثیر فروش فیلم‌های دیگر را نیز در نظر گرفت. مطرب زمانی اکران شد که در کنار آن فیلم‌های پرفروش دیگر اکران نداشتند و در نتیجه این فیلم توانست در اکران از این فروش بالا برخوردار شود.

وی ادامه داد: واقعیتی که در اکران امسال رخ داد این بود که اواخر خرداد و بعد از اکران چند فیلم خوب یکباره سینماهای ما در مدت زمان مدیدی بدون فیلم خوب و بفروش بود و در نتیجه سینماهای ما دچار کسری مخاطب شد. بخش بزرگی از کمبود مخاطب امسال سینماهای ما مربوط به آن فصل‌ بود.

اگر قرعه‌کشی فیلم‌ها در سال آینده به خوبی و با دقت انجام شود و واقعاً تقسیم بندی عادلانه صورت بگیرد گلدان فیلم‌ها خالی نخواهد ماند و هر ماه فیلم‌های خوب و بفروش در سینماهای ما اکران خواهد شد. پس نکته مهم این است که در صورتی که قرعه‌کشی وجود داشته باشد باز ما نیاز به برنامه‌ریزی و مدیریت قوی و درست داریم.

فیلم‌هایی بوده است که به خاطر این مدیریت اشتباه در اکران له شد اما بعد از دو ماه در شرایط بهتری توانسته مخاطبین خود را پیدا کند و فروش خود را بالا ببرد. پس اگر همین فیلم از همان ابتدا می‌توانست در بازه زمانی و شرایط منصفانه‌تر و با مدیریت بهتر اکران شود در نتیجه مخاطبین خود را هم از همان ابتدا پیدا می‌کرد و فروش واقعی خود را بدست می‌آورد.

ما فیلم‌هایی را داشتیم که حتی هنرپیشه‌های خوبی داشتند اما به خاطر همین اشتباه مدیریت اکران و سرگروه سینمایی دچار ورشکستگی مالی شدند.

ژانرهای جذاب مخاطبین را به سینما خواهد آورد

وی در پاسخ به خبرنگار تسنیم درباره کمک تنوع گونه‌های سینمایی که در جشنواره فیلم فجر شاهد آن بودیم به رونق اقتصادی سال آینده سینمای ایران و آوردن مخاطبینی که کمتر به سینما می‌آیند گفت: قطعاً این موضوع می‌تواند به فروش بهتر و دعوت دیگر مخاطبینی که به سینما نیامدند کمک کند. البته به خاطر شرایط بد اقتصادی و البته نیاز به شادی و تفریح فیلم‌های کمدی بیشتر مورد استقبال قرار دارند. البته افرادی هم هستند که دوست دارند تا فیلم‌هایی را ببینند که آنان را به تفکر و تعمق باز دارد که تعداد آنها نیز کم نیست اما دیده شدن این فیلم‌ها مشروط به این است که آن‌ها نیز سالن‌های زیاد و در زمان‌ خوبی نمایش داده شوند.

وی با اشاره به موفقیت سینمای اجتماعی ما در سال‌های قبل گفت واقعیت این است که روزگاری حرف اول سینمای کشور ما را سینمای اجتماعی ما می‌زد اما متأسفانه این منافع شخصی سرگروه‌های سینمایی است که باعث شده است تا سینمای اجتماعی ما از رونق بیافتد. فردی که خود تهیه‌کننده است و دفتر پخش دارد و در عین حال سینمادار هم است، فیلم‌هایی را که منافع شخصی خود او است را اکران می‌کند و فیلمی که دفتر پخش دیگر دوستانمان دارد را به خاطر منافع شخصی اکران نمی‌کند!  این خودی و غیر خودی کردن در سینما باعث شده است تا رونق و اکران سینمای ما دچار چنین مشکلی شود.

اما در صورتی که سال آینده قوانین به صورت درست و با مدیریت و برنامه‌ریزی اجرا شود قطعاً شرایط بهتری را خواهیم داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جای «ملکاوان» در تلویزیون خالی بود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سیروس با وجودی که بازیگر پر کاری در تلویزیون نیست اما توانسته در همین تجربه های معدودش برنده جایزه بهترین بازیگر زن در بیست و دومین جشنواره مراکز استان های سازمان صداوسیما شود. خاطرات ناتمام، تنهایی لیلا، شمعدونی، نوار زرد و بانوی سردار از جمله سریال هایی است که سیروس در آنها به ایفای نقش پرداخته.

به گزارش سینماپرس، سیروس در سریال «ملکاوان» نیز در قالب شخصیت «شیدا» جلوی دوربین احمد معظمی رفته است. نقشی که به گفته خود سیروس، چندان در بطن قصه تاثیرگذار نیست اما به لحاظ کمک به معرفی قهرمان اصلی سریال (مهسا) موثر است. او در عین حال تاکید می کند که ملکاوان سریال متفاوت و جذابی به شمار می رود و از بابت حضورش در چنین اثری، خرسند و راضی است. به باور او، ملکاوان از جمله سریال هایی است که مخاطب را با خود همراه می کند و گره های معمایی اش آنقدر جذاب است که بیننده نمی تواند همزمان با تماشای این اثر نمایشی، به کار دیگری بپردازد و باید عمده تمرکزش بر پیگیری قصه باشد.

به بهانه پخش سریال ملکاوان از شبکه آی فیلم پای صحبت های پانته آ سیروس، بازیگر نقش شیدا در این مجموعه نمایشی نشستیم. سریال ملکاوان هر شب ساعت ۲۲ روی آنتن آی فیلم می رود.     
– درباره حضورتان در سریال «ملکاوان» و بازی در قالب شخصیت «شیدا» توضیح می دهید؟
نمی ‌دانم چطور می توانم درباره نقشم در این سریال توضیح بدهم. به هر حال، خیلی نقش کلیدی و موثری نیست. اگر بخواهیم نقش‌ ها را تقسیم بندی کنیم بعضی اصلی هستند و برخی مکمل. نقش هایی هم داریم که مکمل مکمل هستند. در مجموع، ترجیح می ‌دهم درباره خود ملکاوان صحبت کنم، چرا که فکر می کنم جای چنین سریال هایی در تلویزیون خالی است. به طور قطع، ملکاوان هم مانند همه سریال ها نقاط ضعفی دارد اما می بینم که چه مخاطبان داخلی و چه خارجی جذب آن شده‌ اند و رازآلودگی سریال برای همه جذاب است. وقتی در چنین سریالی نقش آفرینی می کنی، یک مقدار در گنگی و گیجی به سر می بری که شاید حتی به نوع بازی ات کمک کند چرا که به نوعی با بیننده در یک راستا هستی. چیزی که مرا جذب ملکاوان می کرد رازآلود بودن کاراکترها بود که انگار هر کدام یک قصه ‌ای داشتند و بیننده باید چیزی را در آنها کشف می‌ کرد. در اکثر سریال ها مخاطب با ندیدن یک قسمت، چیز زیادی را از دست نمی ‌دهد، اما ملکاوان این گونه نیست و اگر یک قسمت را از دست بدهی یک سری از سرنخ های قصه را گم می کنی. من این خصیصه را خیلی دوست داشتم. برایم جذاب بود که بیننده نمی تواند هم آشپزی کند و هم سریال را ببیند، بلکه باید بنشیند و دقت کند که فلان شخصیت چه گفت یا چه کرد. در نهایت، از چیزی که به عنوان سریال ملکاوان روی آنتن است راضی ام.
– اما به هر حال، شیدا خواهر مهسا، قهرمان اصلی سریال است. مخاطب شاید در ابتدا تصور کند که با یک شخصیت حاشیه ای طرف است، اما شیدا در طول سریال نشان می دهد که کاراکتر تاثیرگذاری است.
طبیعتاً این گونه است. اگر غیر از این بود که اصلاً این نقش را نمی پذیرفتم. شخصیت تأثیرگذاری است، اما برای معرفی مهسا و این که از کجا آمده، در چه خانواده ای بزرگ شده و چه روابطی با خواهرش داشته است؟ تنها کسی که از اقوام درجه یک مهسا دیده می ‌شود فقط شیداست. مخاطب از طریق شیدا متوجه می ‌شود که مهسا در چه شرایطی بزرگ شده و فضای ذهنی ‌اش چه بوده است. با دیدن شیدا متوجه می‌ شویم که مهسا همیشه هم پریشان حال نبوده و روزگاری زندگی خوب و شادی داشته است. مهسا قبل از ازدواج، زندگی آرامی داشته و شیدا در چنین اتمسفری حتی نقاش شده است.
– نقش آفرینی شیدا هر چقدر به میانه های سریال رسیدیم بیشتر و پررنگ تر هم شد.
به هر حال سکانس ‌ها بیشتر می شود و صمیمیتی که بین این دو خواهر، هم هست و هم نیست، به وجه معمایی سریال کمک می کند. خوشبختانه ما در ملکاوان درگیر یک لحاف چهل تکه در قصه نیستیم و هر شخصیتی ساز خودش را نمی‌ زند. هر چند به نظرم ملکاوان به خاطر تعدد لوکیشن‌ها یک سریال سخت بود و گاه نگران کننده می ‌شد که مبادا سرنخ ماجرا از دست مخاطب در برود.
– در مورد سویه معمایی سریال صحبت کردید. درباره اینکه ملکاوان در بخش هایی تنه به تنه ژانر وحشت می زد چه نظری دارید؟
همان طور که سریال قبلی من «بانوی ‌سردار» موضوعی داشت که در تلویزیون به آن پرداخته نشده بود، ملکاوان هم به نوعی پای ژانر وحشت را به تلویزیون باز کرد. ممنون هستم از شبکه آی فیلم به خاطر انتخاب چنین موضوعی برای سریال ملکاوان. ملکاوان نشان داد که به غیر از خندیدن ها و غصه خوردن های الکی و پیام های اخلاقی دادن هم می توان یک اثر سرگرم کننده واقعی ساخت.
– شما بازیگر پرکاری نیستید اما در همین تجربه های معدود، برنده جایزه جشنواره فیلم یاس و تولیدات مراکز استان های سازمان صداوسیما شده اید. نقش شیدا با همه مختصات و فراز و فرودهایش چه جایگاهی در کارنامه هنری تان دارد.
یک واقعیت را باید بگویم. من به دلایلی پذیرفتم نقش شیدا را در ملکاوان بازی کنم. خانم تاجیک جزو نویسندگان سریال‌ بانوی ‌سردار هم بودند و به واسطه این آشنایی، در ملکاوان بازی کردم. خانم تاجیک فیلمنامه را هم از قبل دادند که مطالعه کنم. بیشتر خوشحالم که در یک سریال موفق بازی کرده‌ ام و در خدمت یک کار خوب بوده ام. در این سریال همچنین با آقای معظمی همکاری داشتم و تشکر می کنم از کارگردانی خوب شان.
– خودتان این شب ها سریال ملکاوان را دنبال می کنید؟
بله، کاملاً پیگیری می‌کنم. حتی اگر یک قسمت را از دست بدهم حتماً تکرارش را می بینم.
– نظرتان درباره کلیت سریال ملکاوان چیست؟
من اصلاً منکر کم و کاستی ها نیستم اما به نظرم وقتی یک کاری انجام می شود که قسمت عمده اش خوب است و این در مورد ملکاوان صادق است و جای تقدیر و تشکر دارد.
– بازخوردها و واکنش ها چگونه بوده است؟
جالب است. مردم سریال را خیلی دوست دارند. از مردم ممنون هستم. بسیار محترمانه برخورد می کنند. در فضای مجازی خیلی بازخوردهای خوبی می‌ گیرم. عمدتاً سریال را دوست دارند.
– چه نظری درباره پخش سریال ملکاوان از شبکه آی فیلم دارید؟
آی‌ فیلم بینندگان زیادی دارد. از آن جایی که فقط فیلم و سریال پخش می‌ کند و جنبه سرگرمی دارد، بسیاری از مخاطبان را به خود جذب کرده است. معمولاً فیلم ‌ها و سریال ‌های خوبی را هم پخش می کند. تا جایی که می ‌دانم آی‌فیلم نه فقط در ایران که در خارج از کشور هم مخاطبان زیادی دارد.
– و به عنوان آخرین سوال، چه نقش هایی را می پسندید و دوست دارید که به شما پیشنهاد شود؟
نقش زنان همسن و سال خودم که جدی و تاثیرگذار باشند. نقش ماکت را دوست ندارم. نقشی را می ‌خواهم که موثر و تفکربرانگیز باشد. نقش هایی که به لایه های درونی ذهن زنان جامعه بپردازند و شخصیت پردازی شده و روان شناسانه باشند. در همه مصاحبه هایم روی این نکته تاکید کرده ام که زنان جامعه ما اتفاقاتی را از سر گذرانده اند که حتی به یک‌ هزارم آنها هم پرداخته نشده است، چه در سینما و چه تلویزیون.
*زهرا صلواتی

مشاهده خبر از سایت منبع