X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره فیلم و عکس اخلاق پزشکی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دبیر جشنواره فیلم و عکس اخلاق پزشکی از تمدید مهلت ارسال آثار به این جشنواره خبر داد.

به گزارش سینماپرس، محمد کیاسالار دبیر جشنواره فیلم و عکس اخلاق پزشکی اعلام کرد: دبیرخانه این جشنواره مهلت ارسال آثار را به مدت یک هفته تا شنبه، ۷ دی ماه ۹۸ تمدید کرده و در عین حال تاکید کرده است که این مهلت پس از هفتم دی‌ تمدید نخواهد شد.

تاکنون تعداد قابل ‌توجهی از سینماگران و عکاسان در بخش‌های سه ‌گانه متقاضی حضور در جشنواره شده‌اند که آمار این استقبال، به تفکیک بخش‌ها، اعلام خواهد شد.

بر اساس فراخوان منتشر شده توسط دبیرخانه جشنواره، ۳ بخش جشنواره فیلم و عکس اخلاق پزشکی را فیلم‌ مستند، فیلم کوتاه و عکس تشکیل می‌دهد که در هر یک از این بخش‌ها ۳ جایزه به برگزیدگان هیأت داوران اهدا می‌شود.

آشنایی جامعه با اهمیت مباحث اخلاق پزشکی، همگرایی هنرمندان و جامعه متخصصان اخلاق پزشکی، ترغیب سینماگران و عکاسان به خلق آثار شایسته و در خور در این عرصه و تقدیر از هنرمندان فعال در این زمینه از اهداف این جشنواره عنوان شده است.

دبیرخانه شورای عالی اخلاق پزشکی کشور، این جشنواره را همزمان با هفتمین کنگره سالانه اخلاق پزشکی ایران از ۱۶ تا ۱۸ بهمن ۹۸ در شهر ساری برگزار خواهد کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«پالتوشتری» بعد از «۲۳ نفر» به سینما می‌آید/ آغاز «زیر نظر» مجید صالحی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش از اکران «سونامی» و «زیر نظر» از ۴ دی ماه خبر داد.

به گزارش سینماپرس، غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش درباره خروجی جلسه امروز ۱ دی ماه شورا به مهر گفت: در جلسه امروز مقرر شد فیلم سینمایی «سونامی» به کارگردانی میلاد صدرعاملی و «زیر نظر» به کارگردانی مجید صالحی از چهارم دی ماه اکران شوند.

وی عنوان کرد: همچنین قرارداد فیلم «امیر» به کارگردانی نیما اقلیما در گروه آستارا بعد از «زیر نظر» و قرارداد «قطار آن شب» ساخته حمیدرضا قطبی بعد از «امیر» در گروه آستارا و قرارداد «پالتوشتری» ساخته مهدی علی میرزایی در گروه باغ کتاب بعد از «۲۳ نفر» ساخته مهدی جعفری ثبت شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نشست خبری دهمین جشنواره مردمی فیلم عمار برگزار می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نشست خبری دهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، سه شنبه، ۳ دی ماه، ساعت ۱۰، با حضور اهالی رسانه و مسئولان این جشنواره در محل حسینیه هنر برگزار می‌شود.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری دهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، سه شنبه، ۳ دی ماه، ساعت ۱۰ صبح با حضور اهالی رسانه و مسئولان این جشنواره در محل حسینیه هنر، واقع در خیابان ۱۶ آذر، روبروی خیابان پورسینا، پلاک ۶۰ برگزار خواهد شد.
در این نشست که با هدف اعلام اولویت‌ها و تبیین محورهای دهمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار صورت می‌گیرد، نادر طالب‌زاده، دبیر، وحید جلیلی، مسئول شورای سیاست‌گذاری و امین سردارآبادی، دبیر اجرایی این جشنواره حضور خواهند داشت.
گفتنی است، دهمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار دی ماه ۹۸ همزمان در تهران و سراسر کشور برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

افول همه جانبه آمریکا به روایت «پایان بازی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اولین قسمت مستند «پایان بازی» یکشنبه اول دیماه ساعت ۱۳ از شبکه پنج سیما پخش می‌شود.

به گزارش سینماپرس، مستند «پایان بازی» روایتی دقیق و مستند از زندگی در آمریکا و وضعیت معیشتی مردم این کشور است و چهره واقعی ایالات متحده، فارغ از آنچه رسانه‌های جریان اصلی و هالیوود روایت می‌کنند را به تصویر می‌کشد.

در این مستند نشانه‌های افول همه جانبه آمریکا با پژوهشی عمیق به تصویر کشیده شده است و گزاره‌های دقیقی نسبت به این مساله با رویکرد جدال احسن از دیدگاه اندیشمندان و کارشناسان بین‌الملل غربی و آمریکایی ارائه شده است.

افول همه جانبه آمریکا در «پایان بازی» ببینید

این فیلم مستند تلاش کرده است تاریخ آمریکا، اوج و افول آن را در ۳ فصل «یک رویا، یک امپراطوری و یک فروپاشی» به نمایش دربیاورد.

این مستند به کارگردانی سید حامد قاسمی و علی رهجو به سفارش گروه مستند بسیج صداوسیما تولید شده است.

مستند «پایان بازی» در سه قسمت ۳۰ دقیقه‌ای روزهای یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه همین هفته ساعت ۱۳ از شبکه پنج سیما پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقطه عطف «منطقه پرواز ممنوع» توجه به رابطه پدر-فرزندی است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: یک روان­شناس بالینی حوزه کودک و نوجوان معتقد است: نقطه عطف فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» توجه به رابطه پدر-فرزندی است؛ رابطه­‌ای که کم­تر در رسانه و حتی پژوهش­‌ها بدان پرداخته می­‌شود.

به گزارش سینماپرس، «زهرا حسین‌زاده ملکی» دکتری تخصصی روان‌شناسی، روانشناس بالینی حوزه کودک و نوجوان در یادداشتی نگاهی روانشناختانه به فیلم «منطقه پرواز ممنوع» داشته است که در ادامه آن را با هم می‌خوانیم:

دوره نوجوانی معمولاً بازه‌ای است که در حوزه تولید محتوا کم‌تر بدان پرداخته می‌شود و دلیل آن دشواری فراهم نمودن محصولاتی متناسب برای این دوره سنی است؛ زیرا زمانی که محصولی تولید می‌شود می‌بایست مخاطب آن محصول، از منظر خصوصیات، حساسیت‌ها، توانمندی‌های شناختی، تمایل‌ها، ارزش‌ها و… به خوبی شناخته شود و دوره نوجوانی از این لحاظ بازه‌ای است که با تنوعی از این ویژگی‌ها همراه می‌باشد و در نتیجه فرآیند مخاطب‌شناسی را به موضوعی پیچیده مبدل می‌سازد.

شایان توجه است که در ادامه، پس از شناسایی مخاطب، تبدیل داده‌های گردآوری شده به محصولی جالب توجه و در عین حال مفید، خود مستلزم هوشمندی گروه تولیدکننده و نیز بکارگیری امکاناتی است که مسلماً به آسانی میسر نخواهد شد.   از این رو حتی با سرمایه‌گذاری زمان و هزینه، صرف شناخت مخاطب نخواهد توانست به محصول مطلوب منتج شود. به همین دلیل است که غالب محصولات فرهنگی مخاطب پسند یا رایج در کشور ما برای گروه سنی نوجوان، محصولات داخلی یا حداقل متناسب با ویژگی‌های فرهنگی مخاطب ایرانی نیستند.

فیلم «منطقه پرواز ممنوع» از جمله معدود محصولاتی است که توانسته است با وجود محدودیت امکانات موجود، دو فرآیند مخاطب شناسی و تولید محتوای جذاب را با هم پیش‌ببرد. در این فیلم ماجراجویانه، مبتنی بر وقایع روزمره زندگی نوجوان در بازه زمانی کنونی روایتی خلق شده است که بر خلاف غالب محصولات رایج برای جذب مخاطب سراغ هنجارشکنی‌ها یا استفاده ازموضوعات زرد نرفته است و اتفاقا به نحوی غیرزننده محتوایی مفید را به مخاطب نوجوان خود تقدیم می‌کند.

در حوزه مخاطب‌شناسی، دست اندرکاران این پروژه به خوبی با نیاز اصلی نوجوانی که قهرمان‌پروری، ریسک‌پذیری و تلاش جهت کسب استقلال و دست‌یابی به هویت است آشنایی دارند؛ آن‌ها با تمرکز برعلاقه نوجوان به شخصیت‌های قهرمان و تمایل او به ریسک‌پذیری، در فرآیند روایت داستان تلاش کرده‌اند قهرمان‌هایی از جنس خود نوجوان با تمام کاستی‌ها و چالش‌های عادی آنان ترسیم کنند تا بدین وسیله، مسیر دستیابی به هویت را به خوبی روشن کرده و در عین حال حتی آن را از مؤلفه‌ی آشنای رایج فراتر برده و گسترش دهند؛ بدین صورت که این فیلم نه تنها به موضوع «هویت» می‌پردازد بلکه مؤلفه‌هایی از این مفهوم همچون «هویت ملی» و «هویت علمی» را نیز برجسته می‌سازد؛ بنابراین، مسیر «هویت بخشی» را در عمل ترسیم می‌کند.

به عنوان مثال، جالب توجه است که در فیلم بارها شاهد آن هستیم که نوجوانان فراتر از آنچه در تکالیف مدرسه موظف به انجام آن هستند به مطالعه در حوزه‌ای خاص می‌پردازند و یا دست به آزمون و خطا می‌زنند؛ حتی در شرایطی آنچنان توانمندی استدلال آن‌ها رشد یافته است و به درجه‌ای از استقلال دست یافته‌اند که حتی تشخیص می‌دهند که نرفتن به مدرسه گاهی بر رفتن به آن ارجحیت دارد. در واقع، فیلمنامه نویس و کارگردان این فیلم به خوبی می‌دانسته‌اند که کلیشه‌های رایج از تصویر فرزند یا دانش‌آموز خوبِ، تنها ویژگی‌های یک نوجوان منفعل است و به عنوان نمونه‌ای از مثال‌های واقعی، نوجوان در این فیلم دانش را فراتر از کسب نمره یا رعایت ضوابط مدرسه، بلکه مبتنی بر ویژگی‌های فرهنگی، در زندگی روزمره و با اهدافی متعالی بکار می‌بندد.

همچنین، در این فیلم ما صرفاً شاهد روایت داستانی از قهرمان‌های «ذاتاً قهرمان»، یا «به طور اتفاقی قهرمان شده» نیستیم، بلکه در سرتاسر فیلم به مسیر شکل‌گیری ویژگی‌های قهرمان اشاره می‌کند و این فرآیند، دقیقاً مبتنی بر شواهد پژوهشی در حوزه روان‌شناختی ارائه شده است؛ یعنی روایت داستان به خوبی به اهمیت رابطه مطلوب والد-فرزندی، که بستر لازم جهت شکل‌دهی غیرمستقیم و در عین حال صحیح این حد از رشدیافتگی است را برجسته ساخته است.

در منطقه پرواز ممنوع، هر دو والد در پرورش نوجوان ایفای نقش دارند؛ مادر به دلیل تفاوت جنسیتی با نوجوان از فرآیند فرزندپروری در این بازه حساس کنار گذاشته نشده است

در این فیلم هر دو والد، در پرورش نوجوان ایفای نقش دارند؛ مادر به دلیل تفاوت جنسیتی با نوجوان از فرآیند فرزندپروری در این بازه حساس کنار گذاشته نشده است؛ در حقیقت، به خوبی همراهی و حمایت مادر در کنجکاوی‌ها و در عین حال نظارت او بر احساسات و رفتار نوجوان مشاهده می‌شود، مادر نه تنها در ماجراجویی فرزندش مشارکت می‌کند بلکه در زمان مناسب به عواطف او نیز توجه دارد و مثلاً هنگامی که قرار است پدر برای مدتی از خانه دور باشد زمینه روانشناختی لازم برای این اطلاع رسانی را فراهم می‌سازد؛ یا در هنگامی که ممکن است فرزندش نگران وقوع حادثه‌ای برای پدر باشد نقش آرامش‌دهندگی خود را ایفا می‌کند.

نقطه عطف این فیلم توجه به رابطه پدر-فرزندی است؛ رابطه‌ای که کم‌تر در رسانه و حتی پژوهش‌ها بدان پرداخته می‌شود؛ حقیقت آن است که در حال حاضر، افراد غالباً با مسیولیت‌های روانشناختی پدران کم‌تر یا با وضوح پایین‌تری آشنا هستند؛ غالب محتوای در دسترس، چه در حوزه محصولات فرهنگی و چه حاصل از انجام پژوهش‌ها، بارِ پرورش کودک را صرفاً متعلق به مادر می‌دانند و در نتیجه همین تصویر ناکامل نیز در رسانه‌ها منعکس می‌گردد؛ حال آنکه با وجود اهمیت غیرقابل انکار تاثیرات مادر، نقش پدر به طور خاص با در نظر گرفتن همه کاستی‌هایی که به دلیل محدودیت‌های زمانی و مسئولیت‌های شغلی برای پدران وجود دارد در این فیلم مورد توجه قرار گرفته است.

در این فیلم به زیبایی شاهد آن هستیم که رابطه مطلوب والد-فرزندی، نه صرفا در کمیت، بلکه در کیفیت وضوح دارد؛ و این کیفیت چنان اثرگذار است که حتی کاستی‌های کمیت زمانی را جبران می‌کند. کیفیت رابطه پدر و پسر، چنان عمیق رقم خورده است که هرچند حضور پدر بسیار اندک است؛ اما اصول و ارزش‌های او در بستر رابطه‌ای مقتدرانه و در عین حال صمیمی در ذهن فرزندش نقش بسته و پدر الگویی است که نوجوان در هر شرایطی که مردد می‌شود برای انتخاب راه حل مناسب، به اصول و ارزش‌های پدر خود رجوع می‌کند و در نتیجه، موفق می‌شود تا راه درست را تشخیص دهد؛ هرچند که راه درست به معنی راه آسان و یا عاری از هرگونه خطر نباشد.

شایان توجه است که در فیلم منطقه پرواز ممنوع، فراتر از گفت و گوهای رایج، که معمولاً وجهه‌ی نصیحت به خود می‌گیرد و غالباً بی‌اثر است، تصاویری از چگونگی ارتباط صحیح پدر با نوجوانش را به مشاهده می‌نشینیم؛ این فیلم راه حل را صرفاً بیان نمی‌کند بلکه در عمل آن را آموزش می‌دهد؛ بدین ترتیب که میبینیم پدر نه در غالب سخنران، بلکه در مقام یک همراه، آگاهانه با نیازهای نوجوانش پیش می‌رود؛ فرزندش را به تفریحی لذت‌بخش می‌برد، کنجکاوی او را برمی‌انگیزد، علاقه پسرش به سپری کردن زمان با هم‌سالان را به رسمیت می‌شمارد و در عین حال، اقتدار خود و آینده‌نگری اش را بکار می‌بندد و هرگز، حتی زمانی که از فرزندش دور است نظارت خود را بر او محدود نمی‌سازد و بدین سان، در زمان ماموریت که با دوری از خانه و خانواده رقم می‌خورد؛ نیز کسی را در محل زندگی برای تداوم امر رفع نیازهای فرزندش در دسترس او قرار می‌دهد.

بنابراین، نشان دادن مسیری عملی از چگونگی اجرای اصول روان‌شناختی فرزندپروری برای والدین در این فیلم، ویژگی قابل توجهی است که کم‌تر در محصولات داخلی بدان پرداخته می‌شود. علاوه بر این، از ویژگی‌های بومی فیلم منطقه پرواز ممنوع، جدا از اتفاقات روزمره جامعه ما همچون موضوع ماهواره، انرژی هسته‌ای، محیط زیست و …که در روایت داستان به آن پرداخته می‌شود، فراتر رفتن از هویت ملی و پرداختن به مفهوم جهان‌شهری بودن است که در فرهنگ ما معادل واژه «امت» در نظر گرفته می‌شود. در این فیلم مشاهده می‌شود که نوجوان‌ها فراتر از ملیت با یکدیگر همراه می‌شوند و کارِ درست را پیش می‌برند و این یکی بودن چنان عادی است که مخاطب تا زمانی که خانواده پسر متعلق به کشور افغانستان را نمی‌بیند، ممکن است متوجه وجود این تفاوت در ملیت‌ها نشود.

در این فیلم استفاده از شبکه‌های مجازی نفی نشده است بلکه راهبردهای بکارگیری مفید آن به صورتی غیرزننده در داستان جریان دارد

همچنین، در فیلم استفاده از شبکه‌های مجازی نفی نشده است بلکه راهبردهای بکارگیری مفید آن به صورتی غیرزننده در داستان جریان دارد؛ که اتفاقاً برخلاف تصور رایج بجای تخریب روابط والد-فرزندی یا به بیراهه بردن نوجوان، به عنوان ابزاری امروزی رسالت خود در تسهیل و تداوم رابطه را بر عهده دارد.

در پایان شایان ذکر است که در قضاوت جامع نسبت به فیلم محدودیت‌های آن نیز می‌بایست در نظر گرفته شود؛ از جمله معایب روان‌شناختی فیلم که می‌تواند در موارد آتی اصلاح شود، گسترش لحن غیرخشن‌تر و مودبانه شخصیت‌های مورد وثوق نوجوان مانند معلم و دیگر بزرگترهاست که بهتر است با دقت نظر بیش‌تری به آن توجه شود و نکته دیگر کاستی‌هایی در حوزه تخصصی مرتبط با سینما می‌باشد که دست‌اندکاران فیلم می‌بایست از اظهار نظر خبرگان این حیطه در این ارتباط بهره ببرند، اما به راستی، از منظر روان‌شناختی، این فیلم، محصولی مناسب برای نوجوانان و والدین آن‌هاست که جسارت آن در پرداختن به این گروه سنیِ مغفول مانده و دشوار ستودنی است و فیلم به خوبی توانسته است به مفهوم هویت بخشی به معنای ارایه راهکار و پاسخ‌گویی مناسب و منطقی به نیازهای متنوع نوجوان بپردازد به نحوی که هویت بخشی، در قالب اهمیت پیوندهای خانوادگی، اجتماعی و ملی انجام گرفته است، و در عین حال وظایف و نقش‌های افراد برجسته شده است، همچنین توانسته است فرهنگِ ما کیستیم و چگونه ما شدیم را تشریح کرده و پرورش احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزش‌ها و باورها را به شیوه‌ای عملی نشان دهد.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اصغری: اخذ مالیات از هنرمندان می تواند تولیدات فرهنگی را دچار رکود کند/ در سینما تعداد اندکی از افراد مستحق پرداخت مالیات هستند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ابراهیم اصغری تهیه کننده سینما در خصوص بازی دولت در زمینه معافیت مالیاتی هنرمندان، از تایید تا انکار گفت: تصمیم اخذ مالیات از اهالی فرهنگ و هنر نشانگر عدم وجود قوه عاقله بود. با این همه فشار شدید اقتصادی که یکایک افراد جامعه از آن در رنج هستند مسئولان نباید با تصمیم گیری های سلیقه ای و عجیب سعی در فشار بیشتر بر روی جامعه و به خصوص اهالی فرهنگ و هنر داشته باشند.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «مردی شبیه باران» و «شب حوراء» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: مسئولان دولت و سیستم مالیاتی باید مباحث مهم مالیاتی را کارشناسی کنند. گویا آن ها که ظاهراً قصد ندارند و یا نمی توانند از ثروتمندان جامعه که باید مالیات های گزافی پرداخت کنند، مالیات بگیرند، سعی بر این دارند که به قشر ضعیف فشار آورده و کمبودهای خودشان را با اخذ مالیات از اقشار ضعیف جبران کنند.

وی ادامه داد: در سینما شاید تنها تعدادی اندک و انگشت شمار از افراد باشند که مستحق پرداخت مالیات هستند و متأسفانه بخش زیادی از سینماگران ما در سطح پایینی از زندگی قرار دارند و اگر قرار باشد بخشی از دستمزد و درآمد خودشان را به مالیات اختصاص دهند زندگی های شان بیش از پیش با بحران بی پولی روبرو می شود.

این سینماگر با بیان اینکه یکی از وظایف اصلی دولتمردان حمایت از اهالی فرهنگ و هنر است تصریح کرد: ای کاش مسئولان به جای اینکه هزینه های مضاعفی را به دوش هنرمندان بیندازند و با کارهای نادرست شان باعث شوند که فعالیت های فرهنگی کشور به حداقل برسد سعی کنند که از اقشار و حرفه های پردرآمد و کسانی که سودهای کلان می برند و هرگز مالیات پرداخت نکرده اند، مالیات اخذ نمایند.

اصغری خاطرنشان کرد: اخذ مالیات از هنرمندان در هر زمان تولیدات فرهنگی را دچار رکود می کند و باعث بیکاری هرچه بیشتر و گسترده تر اهالی سینما می شود. همین حالا هم که سینماگران از پرداخت مالیات معاف هستند دخل و خرج فیلم ها با هم تناسبی ندارد و اغلب فیلم ها به جای به سود رسیدن با ورشکستگی روبرو می شوند و اگر قرار باشد از این ها مالیات هم بگیرند اوضاع به مراتب بحرانی می شود.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «اشنوگل» و «پنجشنبه آخر ماه» در خاتمه این گفتگو تأکید کرد: امیدوارم با تدبیر و درایت دیگر هرگز مبحث گرفتن مالیات از اهالی فرهنگ و هنر در کشور مطرح نشود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تخیلاتم از کشتی نوح را روایت کردم/ عروسک‌هایی از مواد دور ریختنی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان «قصه‌های سفر پرماجرای کشتی نوح» که برای کودکان و نوجوانان اجرا می‌شود، یادآور شد که همیشه ماجرای کشتی نوح برایش جذاب بوده و از این رو تصمیم به اجرای آن برای کودکان گرفته است.

به گزارش سینماپرس، مریم معترف کارگردان تئاتر که این روزها نمایش «قصه های سفر پرماجرای کشتی نوح» را در مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روی صحنه برده است، درباره این اثر نمایشی به مهر گفت: از دوران بچگی زمانی که قصه کشتی نوح را می‌شنیدم، همیشه از خودم می‌پرسیدم که این حیوانات چطور در طول ۴۰ روز سرگردانی روی‌ آب در این کشتی باهم زندگی کرده‌اند. چه اتفاقاتی ممکن است برایشان افتاده باشد. وقتی بزرگ‌تر هم شدم، طور دیگری به آن فکر می‌کردم.

وی ادامه داد: در نهایت به این نتیجه رسیدم تخیلاتم را به نمایش تبدیل کنم و آن را برای بچه‌ها به نمایش بگذارم تا ببینم نظر آن‌ها درباره این ماجرا چیست.

معترف با اشاره به اینکه برای اجرای این نمایش سه ماه تمرین شده است، گفت: البته اجرایمان تحت‌تاثیر مسائلی که در کشور پیش آمد، از بهم‌ریختگی وضعیت کشور تا آلودگی هوا قرار گرفت و هفته‌های اول به تعویق افتاد.

کارگردان نمایش «قصه‌های سفر پرماجرای کشتی نوح» درباره استفاده از پرده‌خوانی و هنر قهوه‌خانه‌ای در این نمایش بیان کرد: من نمایش‌های ایرانی را بسیار دوست دارم و سعی می‌کنم از فرم نمایش‌های ایرانی در کارهایم استفاده کنم. استفاده از خیمه شب بازی، پرده‌خوانی یا نقالی هم در این نمایش به این رویکرد برمی‌گردد. حتی بازیگرانمان بازی در بازی داشتند، آن‌ها دائم روی صحنه بودند و با تماشاگران هم صحبت می‌کردند. در واقع دیوار چهارمی بین آن‌ها و تماشاگران وجود نداشت.

این هنرمند تئاتر درباره ساخت عروسک‌های نمایش «قصه‌های سفر پرماجرای کشتی نوح» از مواد دور ریختنی پلاستیکی و این وجه محیط زیستی نمایش توضیح داد: بسیار به مسائل محیط زیستی و حفظ طبیعت علاقه دارم، حتی در نمایش قبلی‌ام هم با نام «قصه‌های من و تو و شاهنامه» با همین رویکرد به اجرا رفتیم. در همه اجراها بچه‌ها با این عروسک‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. آن‌ها بعد از نمایش از پدر و مادرهایشان می‌خواهند که با وسایلی که در خانه دارند عروسک بسازند. چون بچه‌ها ذاتا خلاق هستند، اگر به آن‌ها خوراک مناسب داده شود، این خلاقیت بروز و ظهور پیدا می‌کند. بچه‌ها را باید تشویق کنیم تا خلاقیت خودشان را به کار بیاندازند.

معترف در پایان سخنان خود درباره سخت‌ترین چالش کار نمایشی برای کودکان گفت: سخت‌ترین چالش این است که خودتان را جای کودک بگذارید و راهی پیدا کنید که به ذهن او نفوذ کنید. من اعتقاد دارم که آموزش باید غیرمستقیم باشد. در این کار عکس‌العمل بچه‌ها را به مفاهیمی که به آن‌ها آموزش داده می‌شود دیده‌ام. برای کار با بچه‌ها باید مانند آن‌ها فکر کرد تا بتوانی کم‌کم آن‌ها را به نمایش جذب کنید.

نمایش «قصه‌های سفر پرماجرای کشتی نوح» هر روز به جز شنبه‌ها صبح‌ها ویژه مدارس و مهد کودک‌ها و بعدازظهرها ساعت ۱۹ در سالن گلستان مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای عموم علاقه‌مندان اجرا می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آموزشگاه‌های تئاتر تبدیل به تجارت‌خانه شده‌اند/ ضرورت تشکیل یک شورای نظارتِ صالح – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پیام دهکردی از شرایط کنونی آموزشگاه‌ها و موسسات هنری به ویژه در زمینه بازیگری، به‌عنوان وضعیت شتر، گاو، پلنگی یاد می‌کند که تبدیل به تجارت‌خانه شده‌اند و منافع مادی در آنها حرف اول را می‌زند.

به گزارش سینماپرس، در یک دهه اخیر، ‌ تعداد آموزشگاه‌ها و موسسات آزاد هنری رشد چشمگیری داشته است؛ رشدی کمی که ظاهرا تناسب چندانی با کیفیت آموزشی آنها ارتباط چندانی ندارد. صدها آموزشگاه در سراسر کشور هنرجویان جوانی را به سودای «ستاره» شدن یک‌شبه جذب می‌کنند و در نهایت حاصلش برای هزاران جوان سرخوردگی است. پیام دهکردی که سال‌هاست دور از پایتخت آموزشگاهی برای آموزش رشته‌های هنری راه انداخته از آسیب‌هایی می‌گوید که رشد بی‌ضابطه و بی‌قاعده این آموزشگاه‌ها بر فضای تئاتر و سینما به همراه داشته است. پیرامون مساله آموزش تئاتر به ویژه در زمینه بازیگری و مشکلات آموزشگاه‌ها و موسسات خصوصی با پیام دهکردی گفتگو کرده‌ایم که مشروح آن را می‌توانید در ادامه بخوانید:

با رشد کمی آموزشگاه‌ها و موسسات هنری به ویژه در زمینه بازیگری، شاهد افزایش آسیب‌هایی در این زمینه بوده‌ایم. شاید سال‌ها پیش، آموزش تئاتر در موسسات خصوصی می‌توانست به‌عنوان جریانی مستقل از دانشگاه و آنچه در فضای آکادمیک اتفاق می‌افتد، بازوی کمکی و خلاقی در این فضا باشد، اما ظاهرا در سال‌های اخیر از این جایگاه بسیار دور شده است. به نظر شما دلایل این اتفاق چیست؟

اساسا تئاتر در کشور ما هنر بسیار جوانی است و طبیعتا آموزش آن اگر از خودش جوان‌تر نباشد، هم‌سن و سال آن اتفاق می‌افتد. این مساله با بن‌بست‌واره‌ای عجین می‌شود که در مقطعی از تاریخ و در حوزه آموزش با آن دست و پنجه  نرم کرده‌ایم؛ حالا اخیرا با رشد تکنولوژی و دسترسی آسان هنرمندان یا مدرسان به منابع روزآمد آکادمیک و علمی، مقداری این وضعیت بهبود پیدا کرده اما همچنان سیطره بلامنازع شیوه‌های قدیمی در حوزه آموزش ما به شدت متجلی است. در دانشگاه‌ها فراوان است و در خیلی از موسسات آموزشگاهی هم این اتفاق افتاده چون به‌هرحال بخشی از این مدرسان آموزشگاه‌ها، دانش‌آموخته همان شیوه قدیم‌اند و طبیعتا همان شیوه را آموزش و ترویج می‌دهند که این شیوه پر از اشکال، چالش و مانع است.

سیطره بلامنازع شیوه‌های قدیمی در حوزه آموزش تئاتر به شدت متجلی است

خود من در سال‌های دور، تمایل‌ام بر اساس نوع آموزشی که دیده بودم، بر اساس همان شیوه قدیم حرکت می‌کرد. بعدها به مرور زمان فرصت‌هایی مطالعاتی فراهم کردم که اینها تصحیح و نوسازی شد و فی‌الحال همین است که درس می‌دهم. اگر دانشگاه‌ها بسیار اسلوب‌مند و یک‌دست در همه شاخه‌های آموزشی مثل بازیگری، تربیت حس و تمام سرفصل‌هایی که زیرمجموعه آنها قرار می‌گیرد یا کارگردانی و نمایشنامه‌نویسی، از نظر روزآمدی در یک نظام هماهنگ حرکت می‌کردند من فکر می‌کنم دانشگاه‌ها برای آموزش نسل جوان کفایت می‌کرد. نهایتا یک یا دو مدرسه و کالج هم می‌توانست آن را تکمیل کند. داستانی که اتفاق می‌افتد این است که به دلیل عدم هماهنگی و نظام هماهنگ در حوزه آموزش و عدم این چیدمان آموزشی هماهنگ باعث می‌شود، آرام‌آرام بخشی از جامعه مدرسان که گاهی در دانشگاه هم کار می‌کنند تصمیم بگیرند خودشان اقداماتی برای انسجام‌بخشی به این قضیه انجام دهند. بنابراین آرام‌آرام آموزشگاه‌ها و موسسات آموزشی شکل می‌گیرد؛ مثل آموزشگاهی که استاد حمید سمندریان راه می‌اندازند یا عزیزانی دیگر. با همین هدف که این چاله‌ها پر شود و در عین حال آموزشی یک‌دست هم اتفاق بیفتد اما متاسفانه از یک مقطعی، آموزشگاه‌های آزاد هنری دچار مشکلات مالی می‌شوند و به دلیل نیازهای ضروری مادی برای ادامه حیات، آرام‌آرام تبدیل می‌شوند به بنگاه‌هایی مادی که به بهانه بازیگری، ‌ شروع به درآمدزایی می‌کنند. وقتی بحث درآمدزایی از اولویت سوم، ‌ تبدیل به اولویت اصلی می‌شود آسیب‌ها هم از همین‌جا شروع می‌شود. بنابراین چون هدف درآمد است، باید عناوین و سرفصل‌هایی کنارهم قرار بگیرد که بتواند این خواسته را تامین کند. مدرسانی باید بیایند که «چهره» باشند، ‌ یا از روش‌ها و شیوه‌های هیجان‌انگیزی که بیشتر وجه شورمند دارد نه شعورمند، استفاده کنند برای اینکه بتوانند جذب مخاطب کنند. خب، خروجی‌اش می‌شود ملغمه‌ای که امروز می‌بینید؛ در موسسه مجموعه‌ای از اساتید درس می‌دهند که اساسا هیچ ربطی با هم ندارند. خروجی آن آموزشی الکن، مخدوش و گاهی غلط می‌شود.

از یک مقطعی، آموزشگاه‌های آزاد هنری تبدیل می‌شوند به بنگاه‌هایی مادی که به بهانه بازیگری، ‌ شروع به درآمدزایی می‌کنند؛ برای همین به منظور جذب مخاطب، مدرسانی می‌آورند که «چهره» هستند و از روش‌ها و شیوه‌های هیجان‌انگیزی استفاده می‌کنند که بیشتر وجه شورمند دارد نه شعورمند و در نتیجه خروجی آن آموزشی الکن، مخدوش و گاهی غلط می‌شود.

حالا هنرجویی که یا از صفر آمده و از آن آموزشگاه شروع می‌کند یا مثل خیلی از هنرجویان خود من که لیسانس یا فوق‌لیسانس بازیگری و تئاتری از دانشگاه‌های آزاد و سوره گرفته تا تهران و هنر هستند که بعد از اتمام دانشگاه‌شان در این دوره‌ها شرکت می‌کنند. طبیعتا خیلی‌ها به سودای شهرت، بازیگر، مطرح و چهره شدن به کارگاه‌هایی می‌آیند که مدرسان بسیاری از آنها از همین تبار هستند. ناگهان متوجه می‌شویم که در بسیاری از این آموزشگاه‌ها آموزش غلط هم می‌دهند، روی شیوه‌های قدیم ایستادگی زیادی می‌کنند یا در شیوه‌های جدید هم مخدوش رفتار می‌کنند. بسیاری از تکنیک‌ها و متدهای بازیگری هست که اگر واقعا مدرس کاربلد نباشد نه تنها مفید نیستند بلکه آسیب هم می‌زنند. بارها به من گفته‌اند آیا شما شیوه «متد اکتینگ» را هم تدریس می‌کنید؟ گفته‌ام نه. چون تخصص خودش را می‌خواهد و ضمن اینکه دوره‌اش سه ماهه نیست، باید چهار سال دوره بگذرانید. یعنی به یک زمان مکفی نیاز دارد. داستان از این قرار است که الان شاهد رشد اقماری عجیب و غریبی در این موسسات و آموزشگاه‌ها هستیم که فقط هم منحصر به تهران نیست، در سراسر ایران اتفاق می‌افتد. اما اینکه الان در این آموزشگاه‌ها چه چیزی درس می‌دهند؟ من همیشه گفته‌ام، ما هر فعالیتی که انجام می‌دهیم نیاز به بروزش داریم. یعنی این آموزشگاه‌هایی که درس می‌دهند، باید در نتیجه‌اش رشد و تغییر چشم‌گیری در حوزه بازیگری نسل‌های جدید ببینم، ‌سطح کیفی آثار در حوزه نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی باید بالا برود. اما اینها را نمی‌بینیم. من فکر می‌کنم ریشه همه این موارد را باید در حوزه آموزش دید. یعنی اگر نسل‌های گذشته با همان شیوه قدیم، منسجم‌تر عمل می‌کردند که کرده‌اند، چون هنوز هم وقتی با آنها مواجه می‌شویم، می‌بینیم یک انسجام آموزشی دارند به دلیل همین یادگیری اسلوب‌مندتر بوده است. اما امروز، همان اندازه که در فرهنگ‌مان با یک وضعیت شتر، گاو پلنگ مواجهیم در آموزش هم چنین وضعی را می‌بینیم. در دانشگاه‌ها بیشتر هم هست؛ استادی در یک کلاس از متدی حرف می‌زند که استادی دیگر دقیقا در نقض آن حرکت می‌کند.

تا زمانی که آموزشگاه‌های ما محتاج نان شب هستند، مجبورند به این ورطه بیفتند. یعنی حوزه آموزش را تبدیل به تجارت‌خانه کنند که بتواند کسب و کارش رونق داشته باشد

در سیستم آموزشی تئاتر به خصوص در بازیگری که دست مدرس در آن باز است، شاهدیم که هرچند سال یک‌بار یک استایل خاص بازی بر اساس ویژگی‌های بازیگری که به تازگی گل کرده، مد می‌شود، انگار آموزشگاه‌ها آماده می‌شوند تا سری‌های دیگری از آن بازیگر بسازند. منظور این نیست که حتما سرفصل‌ها و دروس مشخصی در آموزشگاه‌ها ارائه شود؛ اما در چنین شرایط آشفته‌ای، باید به چه سرفصل‌ها و دروسی تکیه کرد؟ آیا به اندازه کافی منابع ترجمه شده دست اولی، که بتوان به آن تکیه کرد، داریم؟

بله داریم. ما باید یک بار برای همیشه تکیلف خودمان را روشن کنیم و ماجرای آموزش را از تولید یک تئاتر یا فیلم و سریال تفکیک کنیم. آموزش، حوزه‌ای مجزاست. یعنی اگر موسسه یا آموزشگاهی تولید تئاتر می‌کند، تکلیفش مشخص است و نیاز به بازیگرانی دارد و بر اساس آن فراخوان می‌دهد اما اگر قرار است کار آموزشی کند باید فقط در این حوزه متمرکز شود و برای ارتقای سطح کیفی کسانی که ثبت‌نام می‌کنند، بکوشد. پس، ‌الزامی ندارد که حتما استادی که در موسسه‌ای آموزش می‌دهد چهره، یا بازیگری مطرح باشد. اما الزام دارد که این فرد حتما مدرسی باصلاحیت، با توان علمی مناسب و از همه مهم‌تر توان انتقال این تجربه اندوخته شده‌اش را برای دانشجویش داشته باشد. الان این یک حلقه مفقوده است که باید به سمتش رفت. آیا الان دسترسی‌مان به منابع و ماخذ کم است؟ خیر، بسیار هم هست. اما الان یک خلطی اینجا صورت گرفته که امکان این را نمی‌دهد که به یک شیوه منسجم در بازیگری برسیم. بله من هم موافقم که اصلا قرار نیست آموزش یکپارچه شود؛ مثلا آیا می‌شود چخوف را با استانیسلاوسکی، لی استراسبرگ یا افرادی دیگر یکسان کرد؟ نه. هر کدام از اینها می‌تواند به راحتی حوزه‌های خودش را داشته باشد. اما بحث من سر این است که تا زمانی که آموزشگاه‌های ما محتاج نان شب هستند، مجبورند به این ورطه بیفتند. یعنی حوزه آموزش را تبدیل به تجارت‌خانه کنند که بتواند کسب و کارش رونق داشته باشد. در صورتی که خاطرم هست در همان آموزشگاه استاد سمندریان این دغدغه وجود نداشت.

هیاتی که نظارت می‌کند حتما باید صلاحیت داشته باشد؛ نمی‌شود کسی که قرار است بر روند آموزش در آموزشگاه‌ها نظارت کند خودش از تراز ضعیف‌ترین مدرسانی که در این موسسات کار می‌کنند، پایین‌تر باشد. اگر نظارتی باشد که ضمانت اجرایی هم داشته و صرفا در جهت تذکار نباشد می‌توانیم امیدوار باشیم که عوارضش به کم‌ترین میزان برسد

در دوره‌ای، شاخص آموزش بازیگری، کلاس‌های استاد سمندریان بود که البته کلاس‌های آموزشی آنقدر هم فراوان نبودند. اما الان در این آموزشگاه‌ها رقم‌های کلانی گرفته می‌شود و وعده تضمینی بودن بازیگر شدن هم به هنرجو می‌دهند که در نهایت بسیاری را سرخورده می‌کند. چه کسی باید بر این روند نظارت کند تا آسیب‌ها و سرخوردگی‌اش برای بچه‌های جوان و هنرجو کمتر شود؟

به نظر من بخشی از آن به عهده رسانه‌هاست؛ همین که این بحث باز شود آرام‌آرام خواب بسیاری از کسانی که در این قضیه دیدگاه تجاری دارند، آشفته خواهد شد. شکی در این نیست؛ چون شفاف‌سازی می‌شود و وقتی آدم‌ها به رسانه مراجعه می‌کنند، می‌بینند ظاهرا متر و معیار اینها که در موسسات خصوصی می‌بینند، نیست. از طرفی، به نظر من باید حتما در موردش نظارتی وجود داشته باشد. اما هیاتی که نظارت می‌کند حتما باید صلاحیت داشته باشد. نمی‌شود کسی که قرار است بر روند آموزش در آموزشگاه‌ها نظارت کند خودش از تراز ضعیف‌ترین مدرسانی که در این موسسات کار می‌کنند پایین‌تر باشد. اگر این نظارت باشد، نظارتی که ضمانت اجرایی هم داشته و صرفا در جهت تذکار نباشد، بله می‌توانیم امیدوار باشیم که عوارضش به کم‌ترین میزان برسد. در غیر این صورت وضعیت کنونی بدتر هم خواهد شد.

در دوره‌هایی برای صدور مجوز فعالیت موسسه‌های چند منظوره‌ای که به امر آموزش می‌پردازند سخت‌گیری‌های بیشتری می‌شد و پروسه طولانی‌مدت‌تری داشت. این غربال الان هم اتفاق می‌افتد؟ وقتی آنقدر سررشته امور از دست رفته و تعدادشان زیاد شده، می‌شود برایش کاری کرد؟

قبل از اینکه این اتفاق بیفتد باید هزاران مانع و صافی محکمی می‌گذاشتند که هر کسی نتواند به راحتی آموزشگاه راه بیندازد و هر کسی نتواند به راحتی در این مسیر پا بگذارد. اما خب، الان این اتفاق افتاده است. چپ و راست مجوزهایی برای تاسیس آموزشگاه و موسسات تک‌منظوره و غیره داده شده است. آنچه که اکنون می‌تواند آموزش تئاتر را نجات دهد تشکیل یک شورای نظارت بر عملکرد موسسات هنری است. چیزی که در قانون پیش‌بینی شده و این شورا هم‌اکنون به‌نوعی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد اما به نظر من این شورا کاربردی و اجرایی نیست. ممکن است در برخی موارد ورود کند و تذکرهایی هم بدهد اما به اندازه کافی موثر نیست؛ به‌طور مثال من نوعی که در لاهیجان آموزشگاه دارم و تدریس می‌کنم کار خودم را می‌کنم و محتوای موردنظر خودم را تولید می‌کنم. بخش دیگر ماجرا این است که باید روی گزارش عملکردهایی که آن نهاد به صورت شش ماهه دریافت می‌کند، بازنگری شود. یعنی مطالبه این گزارش عملکردها واجد آیتم‌های مختلف باشد. هم شامل ارزیابی کیفی باشد و هم گزارش‌های موردنظر خودشان. اگر این اتفاق بیفتد به نظر من می‌توان امیدوار بود. قانون دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه هر سال، سه یا پنج سال یکبار باید مجوز آموزشگاه‌های آزاد تمدید شود، از نظر من همه این تمدیدها بهترین بزنگاه‌هایی است برای اینکه کیفیت آن موسسه دوباره سنجیده شود. این موارد در قانون پیش‌بینی شده اما اجرا نمی‌شود. از سوی دیگر آدمِ نافذِ موثری که باید در این شوراهای نظارت حضور داشته باشد، به آن معنا نداریم. اما اگر این اتفاق بیفتد، حتی اگر تعداد آموزشگاه‌ها بیشتر هم بشود اشکالی ندارد، بلکه رقابت بهتری هم رخ می‌دهد. یعنی آموزشگاه‌ها مجبور می‌شوند استاد بهتری دعوت کنند، کیفیت بهتری در آموزش ارائه دهند و… آن وقت یک رقابت سالم اتفاق می‌افتد. اما الان هر کسی هرجور بخواهد کار می‌کند. برای همین مبنای دعوت از یک استاد این می‌شود که ستاره باشد تا بعد از فراخوان، ‌ بدانیم ۵۰۰ نفر متقاضی می‌آیند، از آنها مصاحبه می‌گیریم و در نهایت ۴۰ نفر را با دریافت رقم‌های هنگفت قبول می‌کنیم.

من دو آرزوی دست‌نیافتنی در زندگی‌ام داشتم؛ یکی دیدن حمید سمندریان و دیگری دیدن ساختمان تئاترشهر

خیلی از این هنرجویان هم به امید این هستند که به یک پروژه تئاتر یا سینما معرفی شوند…

بله، اصلا شکی در این نیست. بسیاری از این دانشجوها به آموزشگاهم یا خودم مراجعه می‌کنند که بسیار آزرده‌حال‌اند؛ چرا؟ چون‌ رفته‌اند به کلاسی که مدرس آن صرفا چهره‌ای سینمایی بوده. وقتی می‌پرسم چرا؟ می‌گوید دوستانم گفتند اگر به این کلاس برویم، همین که جلوی چشم فلانی باشیم، او ما را می‌بیند و وقتی دید می‌گوید بیا در فیلم من بازی کن. در صورتی‌که زمانی که ما هنرجو بودیم به تنها چیزی که فکر نمی‌کردیم همین مسائل بود. من دو آرزوی دست‌نیافتنی در زندگی‌ام داشتم؛ یکی دیدن حمید سمندریان و دیگری دیدن ساختمان تئاترشهر. پس طبیعتا برایم مطرح شدن هدف نبود، همین الان هم نیست. دغدغه‌مان در آن دوره، خلق اثری درجه یک بود، اینکه بتوانم یک نقش تئاتر را عالی بازی کنم؛ آن‌هم نه برای گرفتن جایزه یا حضور در فیلمی سینمایی.

بحران «تب لایک» چیزی نیست که بتوانید ساده از کنارش بگذرید؛ یعنی لایک گرفتن به هر قیمتی

البته اعتقاد دارم که همه تقصیرها را نمی‌شود گردن دولت انداخت. بخشی از آن به دلیل تهاجمی است که از نظر فرهنگی نسبت به ما شده است. بحران «تب لایک» چیزی نیست که بتوانید ساده از کنارش بگذرید؛ یعنی لایک گرفتن به هر قیمتی. چقدر تیزر از تئاترهایی می‌بینیم که فکر می‌کنیم خیلی باشکوه هستند اما در سالن هر ثانیه‌اش برایمان اندازه یک ابدیت می‌گذرد و کف مطالبات‌مان در سالن، در مقام تماشاگر «مرگ» است یعنی لحظه‌ای که می‌گوییم «چرا این تئاتر تمام نمی‌شود؟» در صورتی‌که آنچه به عنوان تیزر می‌بینیم حکایت از چیز دیگری داشت. این حجم از پول‌پرستی و دنیاطلبی در موسسات آموزشی باعث شده به «دیده شدن به هر قیمتی» تن بدهند و اینکه الان این مدرس چه چیزی قرار است آموزش دهد؟ و اینکه حتی تجربیات خودش را هم نمی‌تواند درست انتقال دهد، مبنا نیست. صرف اینکه این آدم مطرح است و قطعا می‌تواند هنرجو را به پروژه‌ای سینمایی معرفی کند، ملاک انتخاب استاد و موسسه آموزشی نیست.

نسل جدید، ضرورت آموزش را از بین می‌برد. می‌گوید برای چه بروم کلاس بازیگری؟ برای چه در آموزشگاه ثبت‌نام کنم؟ می‌گوید جای اینکه میلیون‌ها تومان صرف آموزش کنم آن هم وقتی معلوم نیست چیزی یاد بگیرم یا نه، این پول را ضرب در ۱۰ می‌کنم و در پروژه‌ای «مشارکت» می‌کنم، بازی می‌کنم و مطرح می‌شوم

شاید این تصور غلط از تجربیاتی حقیقی شکل گرفته باشد؛ مثلا همین که هنرجو فکر می‌کند اگر جلوی چشم آن استاد معروف باشد کافی است، قبلا در واقعیت رخ داده است. دست‌کم در این دو سه دهه اخیر بازیگرانی بوده‌اند که یک‌شبه سوپراستار شده‌اند و خیلی هم اتفاقی کشف شده‌اند؛ یعنی بدون اینکه دوره یا کلاس‌های بازیگری را سپری کرده باشند صرفا به دلیل چهره یا فیزیک انتخاب شده و به اصطلاح معروف شده‌اند.

اجزای تئاتر، سینما و… ارتباط ارگانیک عجیبی با همدیگر دارند. یعنی نمی‌توانید آنها را از هم تفکیک کنید. وقتی سینمایمان پر از ایراد است و احوال ناخوشی دارد تئاترمان هم گرفتار این آسیب‌ها می‌شود. تئاترمان هم مجزا از حوزه آموزش آن نیست؛ اینها باهم پیوند دارد. وقتی این فضا وجود دارد نسل جدید، ضرورت آموزش را از بین می‌برد. می‌گوید برای چه بروم کلاس بازیگری؟ برای چه در آموزشگاه ثبت‌نام کنم؟ می‌گوید جای اینکه میلیون‌ها تومان صرف آموزش کنم آن هم وقتی معلوم نیست چیزی یاد بگیرم یا نه، این پول را ضرب در ۱۰ می‌کنم و در پروژه‌ای «مشارکت» می‌کنم، بازی می‌کنم و مطرح می‌شوم. اما با این روند تنها در چند پروژه بازی می‌کنند و بعد هم فراموش می‌شوند و به خاطره‌ها می‌پیوندند.

نهادهای نظارتی، اساتید هنرمند و رسانه‌ها باید هم‌زمان باید به وضعیت آموزش تئاتر سامان بدهند

اگر قرار است چیزی را درست کرد، باید از کجا شروع شود؟

باید مجموعه این هنر درست شود. باید دست روی چند ماجرا بگذاریم؛ یکی وضعیت خود سینما و تئاتر است، دوم نهادهای نظارتی که دست دولت و متولیان مشخصی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم قرار دارد، سوم خود هنرمندانی هستند که در کسوت مدرس یا استاد کار می‌کنند و باید بدانند چه میزان تعهدی داشته باشند و در کنار آنها رکن مهم دیگری به‌عنوان رسانه قرار گرفته است. یعنی رسانه‌ها باید در این زمینه تولید محتوا کنند. در این صورت آرام‌آرام می‌توان امیدوار بود که طی پنج تا ده سال آینده این وضعیت مهار شود، اما درمان خیر. با این گستردگی نمی‌توان امیدی به درمان عاجل داشت چون عوارضش بسیار است. چیزی که الان مغفول واقع شده این است که خیلی از نسل جدید نمی‌دانند راه درست چیست؟ وقتی با دختر و پسر ۱۵ ساله‌ای برخورد می‌کنم و با حجمی از استعداد بی‌مانند در آنها مواجه می‌شوم اما می‌بینم کسانی‌اند که تاکنون تئاتر اندیشه‌سازی ندیده‌اند، می‌گویم کم‌کاری و غفلتی صورت گرفته است. و این مجموعه، حاصل غفلت همه‌مان است؛ نه یک نفر و دو نفر.

*ایلنا

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

با ساخت فیلم هایی نظیر «مطرب» به سینما خدمت می کنید یا خیانت؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در حالی که فیلم «مطرب» در آستانه تبدیل شدن به پرفروش‌ترین فیلم سال است خسرو معصومی در گفتگویی به انتقاد از این فیلم پرداخت.

به گزارش سینماپرس، در حالی که فیلم «مطرب» در آستانه تبدیل شدن به پرفروش‌ترین فیلم سال است خسرو معصومی در گفتگویی به انتقاد از این فیلم پرداخت.

معصومی که که فیلم‌هایش بعد از «پر پرواز» در گیشه ناکام بوده‌اند گفت: در ایران به فیلمهای تفکربرانگیز اهمیت نمی دهند ولی اگر «رحمان ۱۴۰۰» بسازید در اوجید! برای من ساختن فیلمی مثل «مطرب» کاری ندارد و می توانم هفته ای یک «مطرب» بسازم! ساختن این فیلمها کاری ندارد ولی مهم آن است که به سینما خدمت می کنید یا خیانت؟

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«برگ برنده» ویژه برنامه انتخاباتی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شبکه رادیویی فرهنگ به مناسبت انتخابات برنامه «برگ برنده» را روانه آنتن می‌کند.

به گزارش سینماپرس، «برگ برنده» ویژه برنامه‌ای از گروه جامعه شبکه رادیویی فرهنگ  است که با توجه به نزدیکی به انتخابات تدارک دیده شده است.

مردم‌سالاری انتخابات از دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری  چرایی انتخابات و لزوم شرکت همگانی از جمله موضوعاتی است که در این برنامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

«فرشته روح افزا» و «بزرگ‌زاده» عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین علیه السلام  و «حسن  لاسجردی» از جمله کارشناسانی هستند که در این برنامه حضور دارند.

«برگ برنده» به تهیه‌کنندگی سیدهادی موسوی‌نژاد از امروز شنبه ۲۳ آذرماه ساعت ۲۱:۳۰ ویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی روی موج اف ام ردیف ۱۰۶ مگاهرتز از رادیو فرهنگ پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع