X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

جوکر؛ آنارشیسم به نفع وضع موجود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: این تثبیت وضع بی‌دولتی توسط دولت مستقر -به‌نحوی که بود و نبود دولت یکی باشد- دست‌کمی از آنارشیسم ندارد. در چنین شرایطی است که جامعه نمی‌تواند وعده دولت را بپذیرد و به آن اعتماد کند.

به گزارش سینماپرس، اعلام بی‌مقدمه و یکباره افزایش قیمت بنزین، با اعتراضات خیابانی هم مواجه شد. اگر اعتراض را منحصر در هدف و غرض از اعتراض بدانیم و چشم‌هایمان بیش از این نبیند، این اعتراضات صرفا اعتراض به افزایش قیمت بنزین بودند، اما فرم و صورت اعتراض نیز دلالت‌هایی دارد و صرفا هدف و غرض از اعتراض نیست که معنا دارد. به عبارت دیگر میان هدف و وسیله، تناسبی برقرار است.

 دو روی یک سکه

بحث‌ها از جوکر به کارگردانی تاد فیلیپس و با بازی نسبتا قابل‌قبول خواکین فینیکس به‌عنوان نقش اول فیلم، با این نحوه اعتراض ارتباط دارد. جوکر – چنانکه از زبان جوکر و در «بتمن: شوالیه تاریکی» شنیده بودیم، روایت یک دور باطل است. جوکر در بتمن: شوالیه تاریکی، در پاسخ بتمن که می‌گفت تو قصد کشتن مرا کرده بودی، می‌خندد و برآن است که بتمن، روی دیگر سکه اوست و بدون بتمن، جوکری هم نخواهد بود. یعنی چه؟ یعنی اینکه روی دیگر سکه دولت، آنارشیسم به‌معنی هرج‌ومرج است و اگر «دولت اعتراض‌برانگیز» نباشد، «آنارشیسم» نخواهد بود و البته بالعکس، اگر آنارشیسم نباشد، دولت اعتراض‌برانگیز، امتدادی نخواهد داشت. بتمن نماینده دولت و نظم اعتراض‌برانگیز است گرچه به‌عنوان ناجی شهر معرفی شود. بتمن فرزند همان توماس وین پولدار و کاندیدای شهرداری است که مردم را به دو دسته تقسیم می‌کند: آنها که چیزی که می‌خواستند، شده‌اند و آنها که به چیزی که می‌خواستند بشوند، بدل نشده‌اند. این همان تئوری دولت است که می‌خواهد مردم را استاندارد و کنش‌پذیر کند و مقابل همین تئوری است که آنارشیسم، نه صرفا به‌عنوان اعتراض، بلکه به‌عنوان تئوری سیاسی سر برمی‌آورد و خواهان آزادی افراد و شهروندان می‌شود. به این ترتیب می‌توان گفت بتمن: شوالیه تاریکی(۲۰۰۸) روایت فرود آنارشیسم و جوکر(۲۰۱۹) راوی برآمدن آن آنارشیسم است.

 آیا دولت همه‌چیز را بسامان خواهد کرد؟

تا چه حد می‌توان از دولت متوقع بود؟ آیا شدنی است که از دولت بخواهیم و از او توقع داشته باشیم که همه‌چیز را منظم و مرتب کند؟ آیا خیال توماس وین، پدر بروس وین یا همان بتمن که به‌دنبال استاندارد کردن کل شهر و شهروندان بود، هرگز در جایی از عالم، صورت تحقق بسته است؟ حد دولت تا کجاست و توقع معقول از دولت تا چه حد است؟ می‌دانیم که دولت ابزاری جز سیاست و قدرت (که بخشی از این قدرت، حجیت و اعتبار عمومی دولت است) ندارد و این هرسه، اگر علمی باشند، می‌توان امید داشت کارها به‌سامان شده و نتایجی مطلوب به‌دست آید. اما آیا علم و کارشناسی، نتیجه‌ای مشخص و واحد دارند و به یک توصیه می‌رسند؟ خیر. بحث از پارادایم‌های علمی و تئوری‌ها نشان می‌دهد نظر واحد علمی در کار نیست و وقتی علم به توصیه واحد نمی‌رسد، چگونه می‌توان توقع داشت علم و به‌تبع آن دولت علمی، همه کارها را با علم، قدرت و سیاست، سازمان دهد؟ جوکر این تناقض را می‌بیند. کدام تناقض؟ تناقضی که در تراژدی هم هست؛ من و ما از پس تمام واقعیت برنمی‌آییم. نمی‌توانیم واقعیت را بالکل تسخیر و مطابق خواست خودمان تنظیمش کنیم. جوکر در فیلم اخیر، دیالوگی با این مضمون دارد که «پیش‌تر زندگی‌ام را تراژیک می‌دانستم، اما الان می‌فهمم که کمیک است.» گفتیم که تراژدی یعنی ما از پس تمام واقعیت برنمی‌آییم و نمی‌توانیم کل واقعیت را چنان دستکاری کنیم که مورد پسند همگان شود. حتی در زندگی و حیات فردی نیز نمی‌توانیم جامعه را چنان متحول کنیم که با من سازگار آید یا من را نمی‌توانیم چنان تغییر دهیم که در تمام وجوه با جامعه هماهنگ شود. این تناقض تراژیک واقعیت است. مادر جوکر اما بر آن بود که باید خود را با جامعه هماهنگ کرد و با توصیه به شاد بودن یا لذت‌بخش کردن یا سایر توصیه‌های صوری به آرتور، «هپی» یا همان جوکر، آن روند را پیش می‌برد و با این وضع متنسک‌مآب، تناقض موجود را برای جوکر، بیشتر و جدی‌تر می‌کرد. اما از میانه فیلم، جوکر این تناقض را دیگر نه تراژیک و غمبار، بلکه کمیک و خنده‌آور می‌داند و بنا دارد به این وضع بخندد، اما خندیدن صرفا بیرون دادن صدایی یا حرکت دادن اعضایی از بدن نیست. جوکر تناقض را ناگزیر می‌بیند، اما خنده او به این تناقض، منجر به «به‌حساب نیاوردن واقعیت» نیز می‌شود، چون این توصیف، یعنی توصیف وضع متناقض، توصیف تمام واقعیت نیست.

 از آنارشیسم چه می‌توان خواست؟ یا آنارشیسم ما را به کجا می‌برد؟

مشخص است که هر دولت و حاکمیتی، اعم از دولت اعتراض‌برانگیز یا دولت مطلوب و آرمانی (به‌فرض تحقق)، در برابر اعتراض خیابانی و آشوب، به‌حد توان خود مقاومت می‌کند تا این رویه، جایگزین رویه‌های جامعه دارای دولت نشود، وگرنه دولت بی‌وجه و بلامحل خواهد بود. اما مشکل آنارشیسم منحصر در نافهمیدن دولت و اقتضائات آن نیست. آنارشیسم نمی‌داند مردم به عافیت و عادات روزمره و زندگی هرروزی هم محتاجند و آنارشی آن را بالکل سلب می‌کند. این آشفتن حیات روزمره برای طولانی‌مدت ممکن نیست. به این ترتیب آنارشی دو مصیبت به بار می‌آورد (همچنانکه دولت‌ها نیز اعتراضات و مصائبی به بار می‌آورند)؛ اول آنکه نیروی اعتراض را مصادره و هدر می‌دهد، چراکه سامان دادن نیروی اعتراض دیگر آنارشی نخواهد بود و به جهت و ایده ایجابی محتاج است. دوم آنکه با مصرف کردن نیروی اعتراض و هدر کردن آن، به تثبیت وضع موجود و بازگشت همان وضع سابق منجر و منتهی می‌شود.

به این ترتیب می‌توان گفت از آنارشیسم چیزی نمی‌توان خواست و هیچ‌ایجابی از او نمی‌توان طلبید و آنارشیسم ما را به وضعی دشوارتر و به تثبیت همان شرایط ناراضی‌کننده بازمی‌گرداند و نیروهای اعتراض را در جهت تحکیم وضع اعتراض‌برانگیز مصرف می‌کند. دولت اعتراض‌برانگیز و آنارشیسم دو روی سکه نارضایتی دائم و افرادی که بین این دو حرکت می‌کنند، افتاده در دور باطل هستند.

 آیا راهی هست؟

توقع حداکثری از دولت و حکومت و علم و سیاست، به جایی نمی‌رسد، اما این به آن معنی نیست که توقع بجا و معقول از دولت نیز نمی‌توان داشت. راه همین است که حد دولت را بشناسیم و بشناسانیم. البته آنارشیست‌هایی مثل باکونین یا کازی برآنند که هر دولتی یعنی سیطره و سلطه و جنایت، چه دولت، مبتنی‌بر تلقی هگلی-مارکسی از دولت باشد (که باکونین منتقد آن است و دولت را سلطه طبقه‌ای علیه طبقه دیگر می‌داند)، یا آنکه تلقی لیبرتارین‌ها از دولت باشد (که کازی منتقد آن است و آن را ارگان جنایتکاری می‌داند که آزادی‌های فردی را قربانی می‌کند). به‌هرحال از نظر هردوی آنها این ماجرا منحصر و مختص به دولت‌های توتالیتر یا سرکوبگر نیست، اما این نکته در تاسیس دولت مدرن هم مورد بحث بوده و کشفی تازه نیست؛ دولت مدرن یعنی صرف‌نظر کردن از آزادی‌های حداکثری فردی در وضع طبیعی و بدون وجود حکومت یا دولت (که چون دست بالای دست بسیار است، درست مشخص نیست به کجا منتهی خواهد شد) به‌نفع آزادی‌هایی مشخص و در ازای آن ثبات و عافیتی نسبتا تضمین شده.

به‌این‌ترتیب آنارشیسم هرچه باشد، راه‌حل نیست و حتی مدعی ایجاد وضعی مطلوب هم نیست، پس اگر به‌دنبال مطلوبی می‌گردیم، آن را از آنارشیسم نمی‌توان توقع داشت. به‌عنوان راه میانه‌ای که می‌تواند اعتراضات را بدون مصرف شدن در جهتی به‌کار گیرد، می‌توان از سازوکارهای تعریف‌شده درون دولت یا حکومت یاد کرد. گفتیم که تن دادن دولت به اعتراض نابهنجار، گشوده شدن بابی است که دولت را بلاموضوع می‌کند و هیچ‌دولتی نمی‌تواند با آن کنار بیاید. علاوه‌بر آن هیچ جامعه‌ای هم نمی‌تواند تمام عافیت خود را (که شامل امنیت و معیشت و… است) برای کسب بخشی از عافیت (در اینجا مثلا کمتر بودن قیمت بنزین و سایر قیمت‌ها) فدا کند. مطالبه حداکثری کف خیابان اگر به مطالبه از نمایندگان مجلس بدل می‌شد، یا اگر سازمان‌های مردم‌نهاد موجود، واقعا مردم‌نهاد می‌بود و مطالبات را منتقل می‌کرد و در سازوکار دولت تاثیری می‌داشت، آری اگر چنین می‌شد و چنین بود، مطالبه‌ها علاوه‌بر آنکه مقاومتی حداکثری برنمی‌انگیخت، می‌توانست موجب تغییر شود.

 آنارشیسم، ادامه وضع بی‌دولتی و بالعکس!

دولت اگر نتواند حداقل‌هایی را تامین کند و اگر بنا باشد در عین استقرار، جامعه را به بی‌دولتی عادت دهد و ذهن و زبان مردم را با بی‌دولتی مأنوس کند، بودن و نبودنش چه فرقی خواهد داشت؟ گاهی پیش می‌آید که دولت در حین استقرار خود چنین می‌کند؛ یعنی وضع بی‌دولتی پیشه می‌کند و راه‌حل‌های شدنی و اهداف ممکن‌الحصول را به سیاست خارجی یا پرداخت هزینه‌های بیشتر در سیاست خارجی حواله می‌کند. یا آنکه مدعی می‌شود دست دولت بسته است و اختیار ندارد و دولت‌های سایه مخل کار دولتند یا در پاسخ به مطالبات می‌گوید خودت انجام بده یا از دولت توقع شغل داشتن، خطاست و شغل برای هرکس که طالبش باشد، هست. به این ترتیب، خود دولت وضعی آنارشیک در پیش می‌گیرد. این تثبیت وضع بی‌دولتی توسط دولت مستقر -به‌نحوی که بود و نبود دولت یکی باشد- دست‌کمی از آنارشیسم ندارد. در چنین شرایطی است که جامعه نمی‌تواند وعده دولت را بپذیرد و به آن اعتماد کند. پس آنارشیسم تنها یک صورت ندارد و می‌تواند در قالب دولتی که وضع بی‌دولتی را پیشه خود ساخته است نیز ظهور کند.

*فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«محمد رسول‌الله(ص)» روی آنتن شبکه سه سیما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اول آذر فیلم سینمایی «محمد رسول‌الله(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی شبکه از سه سیما روی آنتن می‌رود.

به گزارش سینماپرس، فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی جمعه اول آذر از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود.

این فیلم همزمان با میلاد پیامبر اسلام(ص) برای اولین بار، در ۲ قسمت از شبکه یک سیما روی آنتن رفت و حالا قرار است جمعه این هفته اول آذر ساعت ۱۴:۱۵ از شبکه سه سیما نیز پخش شود.

علیرضا شجاع‌نوری در نقش عبدالمطلب، مهدی پاکدل در نقش ابوطالب، محسن تنابنده در نقش ساموئل، مینا ساداتی در نقش آمنه بنت وهب، ساره بیات در نقش حلیمه سعدیه، داریوش فرهنگ در نقش ابوسفیان، رعنا آزادی‌ور در نقش ام‌جمیل، نسرین نصرتی در نقش برکه، حمیدرضا تاج دولت در نقش حمزه از جمله بازیگران این فیلم هستند و بازیگران دیگری هم در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«سه کام حبس» به مرحله تدوین رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ساسان سالور به آخرین وضعیت تولید و اکران فیلم‌هایی که تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد، اشاره کرد.

به گزارش سینماپرس، ساسان سالور تهیه کننده سینما درباره آخرین وضعیت تولید «سه کام حبس» خبرنگاران جوان، گفت: تدوین و بخش ویژوال این فیلم در حال انجام است و هنوز بخش صداگذاری و موسیقی ان را آغاز نکردیم.

او افزود: فرم جشنواره فیلم فجر را پر کردیم و هدف ما نمایش در این رویداد فرهنگی هنری است.

سالور در خصوص اکران «هایلایت» گفت: احتمالا این فیلم دی ۹۸ اکران شود.

فیلم سینمایی «سه کام حبس» به نویسندگی و کارگردانی سامان سالور و تهیه کنندگی ساسان سالور است.

محسن تنابنده و پریناز ایزدیار، سمیرا حسن پور، متین ستوده، محمود نظرعلیان، یدالله شادمانی، محمد اشکان فر، علیرضا مهران بازیگران فیلم را تشکیل می‌دهند.

فهرست عوامل فیلم به این شرح است: مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی، مدیر صدابرداری: مهدی ابراهیم زاده، طراح گریم: ایمان امیدواری، طراح صحنه: سحر شهامت، طراح لباس: غزاله معتمد، برنامه ریز: آرش حسن پور، منشی صحنه: آزاده جهانبخش، عکاس: محمد بدرلو، مدیر تولید: ساسان سالور، مدیر تدارکات و دستیار اول تولید: پرویز کاظم لو، سرمایه گذار: سیاوش امین پور، تهیه کننده: ساسان سالور، کارگردان: سامان سالور.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فصل جدید «خانه مهر» روی آنتن می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فصل جدید برنامه «خانه مهر» از دوشنبه از شبکه جهانی جام جم پخش می‌شود.

به گزارش سینماپرس، «خانه مهر» با ساختاری نو از دوشنبه، ۲۷ آبان ماه (۱۸ نوامبر ۲۰۱۹) به صورت زنده از شبکه جهانی جام‌جم پخش خواهد شد.

این برنامه روزهای دوشنبه تا چهارشبه توسط حسین رفیعی و فاطمه آل عباس اجرا شده و روزهای پنجشنبه و جمعه با اجرای محمد نظری و ژیلا صادقی از آنتن شبکه جهانی جام جم پخش می‌شود.

«خانه مهر» همه‌روزه به استثنای شنبه و یکشنبه ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه به وقت تهران برابر با ساعت ۱۸ به وقت وین، ۱۰:۳۰ به وقت مرکز آمریکا و ۰۴:۰۰ به وقت سیدنی از جام جم پخش می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«بوم و بانو»؛ قصه‌ یک زن نقاش در دوره پهلوی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شعله شریعتی گفت: نمی‌توان گفت این قصه زنانه است اما می‌توانم بگویم شخصیت قوی زن هم دارد. ما نیز به تناسب نیاز قصه به شخصیت‌های زن داستان می‌پردازیم.

به گزارش سینماپرس، «شعله شریعتی» نویسنده سریال «بوم و بانو» به کارگردانی سعید سلطانی، درباره این سریال به فارس گفت: این سریال تاریخی برای دوره پهلوی اول است و یک زن نقاش نقش محوری را در این سریال ایفا می‌کند که ارتباط مستقیمی با آن دوره دارد.

وی ادامه داد: همانطور که می‌دانید در آن دوره حضور اجتماعی زنان در جامعه محدود بوده و اولین تحصیلکرده‌های زن از کشورهای خارجی به ایران می‌آمدند. به این دلیل که جامعه داشت به سمت مدرنیته می‌رفت، زن‌ها هم در جامعه محدودیت داشتند، اما ما به اندازه نیازمان از حضور این زن در قصه بهره بردیم.

نویسنده سریال «روزهای بیقراری» درباره اینکه آیا چنین زنی در آن دوره تاریخی حضور داشته است؟، گفت: چنین زن‌هایی در آن دوره زندگی می‌کردند و ما نقاش‌هایی را داشتیم که در دانشگاه فرانسه نقاشی خوانده بوده البته زن سریال ما کپی برداری از ‌آن شخصیت‌ها نیست. در کل باید بگویم افرادی که نقاشی مدرن را به تدریح پایه ریزی کردند، منبع الهامی برای من در نگارش بودند.

این نویسنده نیز گفت: دوره پهلوی اول از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ بوده است و قصه ما در سال‌های ۱۳۱۳ روایت می‌شود.

وی درباره اینکه قرار است این سریال ادامه‌دار باشد؟ نیز بیان داشت: فعلا صحبتی از ادامه این سریال نیست و همین یک فصل را باید به پایان برسانیم که حدود ۳۵ قسمت است که در حال نگارش دو قسمت پایانی هستم.

نویسنده این سریال نیز ادامه داد: نگارش سریال تاریخی مثل بوم و بانو کار ساده‌ای نیست و نیاز به تحقیق و مطالعه‌های فراوانی داشت که زمان زیادی را به خود اختصاص داد و به همراه اعظم بهروز این سریال را می‌نویسیم.

وی درباره اینکه آیا این سریال زنانه است، نیز عنوان داشت: نمی‌توان گفت این قصه زنانه است اما می‌توانم بگویم شخصیت قوی زن هم دارد. ما نیز به تناسب نیاز قصه به شخصیت‌های زن داستان می‌پردازیم. شاید به این دلیل که هر دو زن هستیم بهتر و بیشتر بتوانیم احساس‌های زنانه را در فیلم‌نامه منعکس کنیم اما هدفمان این نبود که قصه زنانه باشد.

شریعتی همچنین ادامه داد: این سریال شخصیت‌های محوری زن دارد و در کنار آنها یک شخصیت قوی زن نیز حضور دارد.

مهدی احمدی بازیگر نقش اصلی مرد «بوم و بانو» است و دیبا زاهدی نیز بازیگر نقش اصلی زن سریال است که هر دو نقاش هستند.

مهدی احمدی، مسعود رایگان، بهنام تشکر، فریبا متخصص، ساغر قناعت، دیبا زاهدی، شادی کرم رودی و … از بازیگران این سریال هستند که مراحل تصویربردرای را سپری می‌کند.

در خلاصه داستان «بوم و بانو» آمده است: در ایامی که عشق رهروان محرم به مسلخ برده می شود و شورشان به یغما می رود، عشقی بی آلایش سر بر می‌آورد که در دل طوفان بلایای زمانه به ابتلا کشیده می‌شود و در سایه تزویر و فریب بدخواهان تا مرز نابودی می رود اما در واپسین لحظات چون سیمرغی از میان خاکستر برمی خیزد…

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعلام تاریخ اکران «آخرین دوئل» ریدلی اسکات – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: زمان اکران «آخرین دوئل» به کارگردانی ریدلی اسکات سال ۲۰۲۰ اعلام شده است.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر، کمپانی دیزنی تاریخ اکران فیلم‌های شاخص خود را با ذکر تغییرات در زمان نمایش فیلم‌ها اعلام کرد.  

«آخرین دوئل» اکران اولیه خود را در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۰(پنجم دی‌ماه ۱۳۹۹) و اکران سراسری خود را در هشتم ژانویه سال ۲۰۲۱(نوزدهم دی‌ماه ۱۳۹۹) تجربه خواهد کرد.

«آدام درایور» و «جودی کامر» هنرپیشگان اصلی «آخرین دوئل» هستند. «بن افلک» نیز در این فیلم نقش‌آفرینی کرده است. این فیلم براساس کتاب «اریک جَگِر» و در مورد داستان یک انتقام واقعی است.

دیزنی همچنین در مورد زمان اکران «مردان شاه» اعلام کرد که این فیلم که قرار بود در ۱۸ سپتامبر  ۲۰۲۰ اکران شود با هفت ماه تاخیر در ۱۴ فوریه ۲۰۲۰ (۲۵ بهمن‌ماه۹۸) اکران خواهد شد.

«مَتیو واون» کارگردانی این فیلم را که دنباله دو فیلم قبلی با همین عنوان است را برعهده دارد. فیلم داستان اولین سرویس اطلاعاتی جهان را روایت می‌کند که در آن عده‌ای از جنایتکاران و مغزهای متفکر جانی را برای اهداف کشتاری میلیونی گردهم می‌آورند. «رالف فینز» نقش اصلی فیلم «مردان پادشاه» را ایفا می‌کند.

کمپانی فاکس نیز تاریخ اکران فیلم «آب‌های عمیق» با بازی «بن افلک» را ۱۳ نوامبر ۲۰۲۰(۲۲ آذرماه۹۸) اعلام کرده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

صدا و سیما برای نماز فیلم بسازد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس ستاد اقامه نماز کشور با تأکید بر اینکه باید حق نماز را ادا کنیم، گفت: اداره ارشاد برای آموزش نماز جزوه‌های نماز درست کند و صدا سیما فیلمی برای نماز بسازد.

به گزارش سینماپرس، حجت‌الاسلام محسن قرائتی امروز در هفتمین اجلاس استانی نماز در کرمان با تاکید بر اینکه قرآن می‌فرماید نماز غیر از ایمان نیاز به امکانات هم دارد، اظهار کرد: بابت این مسؤولیت‌هایی که به ما داده‌اند روز قیامت باید پاسخگو باشیم.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با بیان اینکه بچه‌ها را مأمور به نماز کنید، گفت: امر به معروف واجب است و معروف درجه یک نماز است، کمالی نیست مگر در نماز و اگر مشکل نمازمان حل شود دیگر مشکلاتمان هم برطرف می‌شود.

قرائتی با بیان اینکه ما بهترین از این می‌توانیم باشیم، افزود: چرا بعد از ۴۰ سال، مدارس ما یا ادارات مسجد ندارد همه کارها تابع نماز است اگر نماز قبول شد، باقی کارهای انسان مورد قبول واقع می‌شود.

وی با بیان اینکه اگر همه خیرات را انجام دهید ولی نماز نخوانید فایده‌ای ندارد، تصریح کرد: بعضی از سیلی‌هایی که ما می‌خوریم از سبک شمردن نماز است، اگر نماز را فراموش کردیم سیلی می‌خوریم.

مفسر قرآن کریم با بیان اینکه نماز ما بیمار است یا نمی‌خوانیم یا غلط می‌خوانیم یا بد می‌خوانیم، تصریح کرد: زکات هم داده نمی‌شود و به‌قولی زکات در جمهوری اسلامی مرده است.

قرائتی گفت: مسؤولان نماز باید انسان‌های محبوب و وارسته باشند، جای نماز باید بهترین جای اداره باشد، اداره ارشاد برای آموزش نماز جزوه‌های نماز درست کند، صدا سیما فیلمی برای نماز بسازد، باید حق نماز را ادا کنیم و دنیای ورزش برای نماز حریم قائل شود.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با تأکید بر اینکه در ادارات مسؤولان صف اول نماز باشند، اظهار کرد: کارهایمان را رنگ الهی بدهیم، نماز رنگ الهی است، نماز نخ بین خالق و مخلوق است.

*فرهیختگان آنلاین

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

علیرضا قربانی در اختتامیه ادبی و تجسمی جشنواره سیمرغ اجرا می کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علیرضا قربانی در آیین اختتامیه بخش های ادبی و تجسمی دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ به اجرای قطعاتی می پردازد.

به گزارش سینماپرس، علیرضا قربانی در آیین اختتامیه بخش های ادبی و تجسمی مربوط به اعضای هیات علمی، کارکنان و جامعه پزشکی کشور دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ به اجرای قطعاتی می پردازد.

بخش های ادبی و تجسمی دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ دوشنبه ۲۷ آبان ماه از ساعت ۱۸ در سالن اصلی پردیس تئاتر تهران به کار خود پایان می دهد.

این بخش ها برگزیدگان خود را از میان اعضای هیات علمی، کارکنان و جامعه پزشکی کشور معرفی خواهند کرد.

اجرای این برنامه را محمد سلوکی از داوران بخش مجری گری جشنواره برعهده دارد و همچنین علیرضا قربانی به اجرای قطعات آوازی می پردازد.

دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ به دبیری امیر للگانی تا ۲۹ آبان ماه در پردیس تئاتر تهران در حال برگزاری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تغییر زمان برگزاری ششمین جشن سالانه «موسیقی ما» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: با اعلام ستاد اجرایی، ششمین «جشن سالانه موسیقی ما» که پیش از این قرار بود شامگاه دوم آذرماه در هتل اسپیناس پالاس تهران برگزار شود، به تاریخ دیگری موکول شد.

به گزارش سینماپرس، ششمین «جشن سالانه موسیقی ما» که پیش از این قرار بود شامگاه دوم آذرماه در هتل اسپیناس پالاس تهران برگزار شود، به تاریخ دیگری موکول شد. این در حالی است که به زودی تاریخ جدید برگزاری این رویداد اعلام می‌شود.

چندی پیش فرآیند نظرسنجی ششمین جشن همدلی اهالی موسیقی ایران در دو شاخه کارشناسی و مردمی به پایان رسید و نامزدهای رشته‌های مختلف به زودی معرفی می‌شوند.

اطلاعات بیشتر درباره تاریخ برگزاری و همچنین نامزدهای ششمین «جشن سالانه موسیقی ما» به زودی منتشر می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بعضی مدیران با انتخاب‌های سلیقه‌ای، جریانی مافیایی ایجاد کرده‌اند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: خشایار اعتمادی از حضور در عرصه موسیقی خداحافظی کرد. او می‌گوید: بخشی از راهبران مدیریت موسیقی، مغرضانه به فکر اقتصاد و سودهای اقتصادی موسیقی هستند. آنها با انتخاب‌های سلیقه‌ای، جریانی مافیایی ایجاد کرده‌اند.

به گزارش سینماپرس، به گواه تولید روزانه ده‌ها تک‌آهنگ سطحی و بی‌کیفیت، می‌توان گفت موسیقی پاپ حال و روز خوشی ندارد. این گونه عامه‌پسند، طی سال‌های اخیر  روند درست و رو به رشدی را طی نکرده است. نگاهی صرفا تجاری، تاسیس موسسه‌های خصوصی و فعالیت آنها در جهت حمایت از خوانندگان تازه‌کار و قید قراردادهای یک طرفه و ناعادلانه با آنها، همچنین برگزاری کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی مواردی هستند که موسیقی پاپ را با چالش‌های بسیار مواجه کرده‌اند که در نهایت سودهای هنگفت این رویه برای موسیقی و ارتقای آن هزینه نمی‌شود و به جیب چند موسسه و تهیه‌کننده معدود می‌رود.

همه اتفاقات مذکور، خوانندگان نسل‌های قبل را به حاشیه رانده و به نوعی خانه‌نشین کرده است. قاسم افشار، چنگیز حبیبیان، حمید غلامعلی، حسین زمان، یاور اقتداری، علی کریمی، سعید شهروز و خشایار اعتمادی تنها برخی از خوانندگان نسل‌های قبل هستند که در دهه هفتاد برای ایجاد و تداوم موسیقی پاپ تلاش کردند و حال به دلیل شرایط نامناسب و عدم حمایت تهیه‌کنندگان به انزوا رفته‌اند. در این میان هستند آهنگسازان و نوازندگانی که بی‌سر و صدا از عرصه موسیقی کناره گرفته‌اند یا به دیگر کشورها مهاجرت کرده‌اند و کمتر کسی از حال و روز فعلی آنها با خبر است.

خشایار اعتمادی که جزو اولین خوانندگان پاپ پس از انقلاب به حساب می‌آید و طی سال‌های اخیر فعالیت کمی در عرصه موسیقی داشته، طی روزهای گذشته در اعتراض به وضعیت کیفی موسیقی پاپ و به دلیل عدم فضای مناسب و وجود نگاه صرفا تجاری به موسیقی، با ارائه یادداشتی از عرصه موسیقی خداحافظی کرده است. این خواننده درباره دلایل کناره‌گیری‌اش از فضای موسیقی توضیحاتی داد و به تحلیل وضعیت گذشته و حال موسیقی پاپ پرداخت.

در گفتگوی اخیرتان با ایلنا که چند ماه پیش انجام شد، نسبت به امروز کمی به وضعیت موسیقی امیدوارتر  بودید. حال خداحافظی شما از عرصه موسیقی غافلگیرکننده است. چرا می‌خواهید خداحافظی کنید؟

خشایار اعتمادی کلا آدم غافلگیرکننده‌ای است. غافلگیرکننده می‌آید و غافلگیرکننده می‌رود.

دلیل این تصمیم چیست؟

من نزدیک به سه دهه پیش با تصور دیگری وارد عرصه حرفه‌ای شدم. در دهه هفتاد فضای موسیقی پاپ عملأ مسدود بود. در آن مقطع نگاهم به موسیقی با محوریت فرهنگ بود و هنوز به آن نگاه و منظر معتقدم. بهتر است بگویم در دهه هفتاد با نگاهی فرهنگی و نه صرفا هنری پا به عرصه موسیقی گذاشتم. در آن سال‌ها با این نیت پا به میدان گذاشتم که با موسیقی اصطلاحأ عاشقی کنم نه کاسبی. به همین دلیل شاید آنچه که به لحاظ معنویات و مادیات در موسیقی هزینه کرده‌ام، بسیار زیاد بوده است. طی سال‌ها و دهه‌های گذشته اگر همکارانم با حمایت تهیه‌کننده به تولید اثر پرداخته‌اند، من این کار را نکرده‌ام و آثارم هیچ‌گاه تهیه‌کننده نداشته‌اند و با هزینه خودم تولید شده‌اند. ده آلبوم در کارنامه دارم که تهیه‌کننده همه آنها خودم بوده‌ام. رویه به گونه‌ای بوده که خودم آثارم را ساخته‌ام و سپس آنها را به جریان پخش سپرده‌ام و پخش‌کننده‌ها نیز هر طور که خواسته‌اند با خشایار اعتمادی و آثارش رفتار کرده‌اند.

با این تفاسیر می‌توان گفت بیشترین سود آثارتان به جیب پخش‌کننده‌ها رفته است؟

واقعیت این است که نه تنها آلبوم‌هایم برایم سود نداشته‌اند، بلکه باعث شده‌اند، متضرر شوم. طی این روند، بیش از ضررهای مالی به لحاظ عاطفی ضرر کرده‌ام و ضربه خورده‌ام. به هر حال کودکی و میانسالی من با عشق به موسیقی سپری شده و همواره به کار و حرفه‌ام متعهد بوده‌ام و نسبت به آن احساس مسئولیت می‌کرده‌ام. همیشه برای خودم و گوش مخاطبانم ارزش قائل بوده‌ام و زمانی که می‌دیدم فضای پخش از وضعیت نامناسبی برخوردار است، آسیب دیده‌ام. گویا همیشه نسبت به من نگاه خاصی وجود داشته و انگار به لحاظ خبری بایکوت بوده‌ام.

دلیل یا دلایل آن نگاه خاص و احیانا بایکوت خبری‌تان را چه مواردی می‌دانید؟

واقعا هیچ‌گاه نتوانستم دلایل این اتفاق را بفهمم و هرگز علت آن را نفهمیدم. مسئولان نیز به هیچ‌وجه درباره آن چیزی نگفته‌اند. حتی در آسیب‌شناسی‌های شخصی‌ام، زمانی که ۲۷ سال گذشته را مرور می‌کنم، باز هم به نتیجه مشخصی نمی‌رسم. همیشه تلاشم این بوده که با ادب و اخلاق در جامعه زندگی کنم. طی این سال‌ها در جوامع هنری نیز حضور داشته‌ام و با آهنگسازان، نوازندگان و ترانه‌سرایان بسیاری همکاری کرده‌ام. هیچ‌گاه با همکارانم به لحاظ مالی و اخلاقی مشکل پیدا نکرده‌ام. البته همیشه در زمینه کاری اختلاف نظرهایی وجود دارد که طبیعی است.   به طور کلی همیشه سعی کرده‌ام از حواشی به دور باشم. در زمینه مشاغل و مسئولیت‌های مدیریتی نیز این رویه وجود داشته است. حتی اگر در مواقعی، موارد و موضوعاتی بر خلاف میلم بوده خودم را به رعایت چهارچوب‌ها ملزم دانسته‌ام و اگر سدی وجود داشته تلاش کرده‌ام با تعامل آن را حل کنم و به نتیجه برسانم.

اگر بازهم مسئولیتی به شما واگذار شود و اگر مانند گذشته در زمینه موسیقی فعال شوید، بازهم همان رویه قبلی را با همان نگاه‌ها و منظرها ادامه می‌دهید؟

بی‌شک در حال حاضر عریض‌تر و عمیق‌تر فکر می‌کنم و به این می‌رسم که در حال حاضر، متاسفانه و بی‌تردید، بخشی از راهبران مدیریت موسیقی، مغرضانه به فکر اقتصاد و سودهای اقتصادی موسیقی هستند. آنها به صورت گزینشی کاسبک‌هایی را کنار خود دارند و با انتخاب‌های سلیقه‌ای، جریانی مافیایی ایجاد کرده‌اند. نسبت به وجود چنین رویه و مافیایی هیچ شکی ندارم. بازهم تاکید می‌کنم که بخشی از مدیران و مسئولان نسبت به موسیقی چنین نگاهی دارند. آن افراد به جای احترام به مخاطبان و تقویت شئونات شنوایی مردم، با انتخاب‌های غلط، سلیقه مخاطبان را تنزل داده‌اند و آنها را به سمت شنیدن آثار نازل و سطحی سوق داده‌اند. آن افراد در حال حاضر تمام مقولات و بخش‌ها را به صورت انحصاری در اختیار گرفته‌اند.

بخشی از صحبت‌هایتان درباره چند موسسه معدود است که نسبت به انتخاب و فعالیت خوانندگان جدید فعالیت می‌کنند؟

بله همینطور است. شما حساب کنید که اگر خواننده به اصطلاح مال خودشان باشد، تمام بخش‌های مرتبط و شبکه‌های پربیننده تلویزیونی و ماهواره‌ای و فضاهای مجازی را به او اختصاص می‌دهند و با ساخت نماهنگ‌ها و تیزرهای سطحی با حضور مثلا چند دختر توجه مخاطبان را به او جلب می‌کنند. آنها گاه برای جلب توجه بیشتر با حضور دختران و پسران جوان دابسمش‌هایی تولید می‌کنند و آنها را در فضای مجازی نشر می‌دهند. همه این اتفاقات در نهایت به ضرر موسیقی است. طی این روند آن موسسات و افراد قراردادی یک ساله با خواننده می‌بینند و او نیز تصور می‌کند که در کارش موفق است و همه چیز به نفع او خواهد بود، که اینگونه نیست و سود اصلی و کلان‌تر به جیب آن چند نفر معدود می‌رود. این رویه کم و کیف اشعار و ترانه‌ها را نیز تحت تاثیر قرار داده و اینگونه است که شعری با بیت «این درو محکم نبند» سروده می‌شود و به صورت مقطعی و گذرا مورد توجه قرار می‌گیرد.

رویه موجود تا چه حد به موسیقی پاپ ما آسیب می‌زند؟

ببینید آن موسسات، مراکز و افراد مشخص با فلان خواننده قراردادی می‌بندند و با صدها اجرای سالانه از کنار او به سودهای کلان می‌رسند. اتفاق بدتر این است که آن خوانندگان به عنوان نماینده ما خوانندگان پاپ معرفی می‌شوند و بدتر از آن اینکه به تورهای اروپایی و آمریکایی می‌روند. واقعا نمایندگان موسیقی پاپ همین‌ها هستند که کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی برگزار می‌کنند!؟ همه این حرفها پاسخ‌ آنهایی است که می‌گویند چرا حضورت کمرنگ شده و فعال نیستی و آلبوم یا اثری ارائه نمی‌دهی؟

در فضای فعلی ساخت آلبوم یا تک‌آهنگ با چه مشکلاتی مواجه است و به لحاظ مالی چقدر بودجه می‌خواهد که باعث شده همنسلان شما به صورت شخصی و بدون وجود تهیه‌کننده نیز به تولید اثر نپردازند.

ببینید در حال حاضر، شرایط اقتصادی مناسبی نداریم و این بحران گریبان‌گیر همه است. شما حساب کنید اگر من بخواهم در چنین شرایطی به تولید اثر بپردازم، باید بابت هر قطعه یا تِرَک حدود ۶۰ میلیون‌تومان هزینه کنم که ۲۰ تا ۲۵ میلیون آن هزینه تبلیغ و نشر در فضای مجازی می‌شود. حال شما حساب کنید اگر بخواهم طی یک سال مثلا هفت اثر بخوانم باید بیش از ۵۰۰ میلیون‌تومان هزینه کنم که آن نیز به دلیل نحوه دانلودهای اینترنتی و رایگان بازگشتی ندارد. اگر من ۶۰۰، ۷۰۰ میلیون تومان پول اضافه بدون برگشت داشته باشم، باید آن را هزینه کنم تا بیایند مرا ببیند و بشنوند؟ اصلا ترجیح می‌دهم با این وضعیت مرا نشنوند و نبینند. نکته دوم اینکه اگر به فرض چنین مبلغی را در اختیار داشته باشم ترجیح می‌دهم آن را صرف امور بهتر بکنم. در چنین شرایطی آن مبلغ هنگفت را صرف چند بچه می‌کنم تا مثلا به مدرسه بروند و یا به خانواده‌ای کمک می‌کنم که می‌خواهند دخترشان را به خانه بخت بفرستند. یا مثلا به ادامه تحصیل پسری کمک می‌کنم که پول ندارد و می‌خواهد ازدواج کند. حال شما تصور کنید من کنسرت برگزار کنم بلکه آن مبلغ ۶۰۰ یا هفتصد میلیون‌تومان به من بازگردد. سود آن به جیب چه کسی می‌رود؟ به جیب همان چند نفر معدود خواهد رفت؛ زیرا گیشه‌ کنسرت‌ها نیز در اختیار همان آدم‌هاست.

موفقیت و سود آن تهیه‌کنندگان یا همان سه، چهار نفر چطور تضمین می‌شود؟

امکان ندارد که آن چند نفر بتوانند، بدون حمایت فعالیت کنند. این اتفاق بدون حمایت شدنی نیست. اتفاقا یکی از دلایلی که باعث شد از فضای موسیقی بیرون بیایم این بود که بتوانم حرف‌هایم را بزنم.

اما شما از سال‌های گذشته و پیش از ایجاد و گسترش جریان‌های مافیایی کم‌کار شده بودید.

ببییند حتی در زمان کم‌کار شدنم نیز در زمینه موسیقی فعال بوده‌ام و همه انرژی‌ام را صرف هنر و موسیقی این مملکت کرده‌ام. بگذارید برایتان چند مثال بزنم. یادم هست آن زمان که می‌خواستند موسیقی پاپ را به جشنواره بیاورند، آقای کامبیز روشن‌روان خواستند که من با آقای صفارهرندی دراین‌باره صحبت کنم و من نیز گفتم چشم. آقای صفارهرندی نیز مرا پذیرفتند و من از ایشان خواستم به موسیقی پاپ کمک کنند. ایشان گفتند مشروط به اینکه شما برگزارکننده‌ باشید، می‌پذیرم. من در پاسخ گفتم تنها هشت روز تا زمان برگزاری باقی مانده و از من دعوت نشده و ایشان اصرار کردند و من نیز گفتم چشم و انجامش دادم. در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد، ایشان از من خواستند در اختتامیه جشنواره رضوی حضور داشته باشم و پذیرفتم. وزیر بعدی در مناسبتی دیگر از من خواست به عنوان سخنران حضور داشته باشم که بازهم گفتم چشم و پذیرفتم. مسلمأ، هیچ‌کدام از آن چشم گفتن‌ها برای خودم و برای منفعتم نبوده و تنها هدفم این بوده که بستر و فضا برای فعالیت دوباره هم‌نسلان و همکارانم میسر شود و نوظهورها نیز بهتر و درست‌تر در زمینه موسیقی پاپ فعالیت کنند.

در این‌صورت سیاست‌های فعلی و تصمیمات اجرایی مسئولان فعلی چگونه است؟

 مدیریت فعلی به طرز وحشتناکی یارکشی کرده و صرفا به دنبال سودهای کلان است. برخی در خارج از کشورند و خانه‌ها و ماشین‌های آنچنانی دارند. اینها فساد است. چطور می‌شود کسی که قبلأ برای بچه‌های هنرمند نوارکاست جابجا می‌کرده امروز پشت پورشه بنشیند و روز دیگر لندکروز سوار شود. قطعا جریان و فسادی وجود داشته است. از سویی زمانی که به زندگی فعالان موسیقی نگاه می‌کنید، می‌بینید که وضعیت بدی دارند و برخی از آنها با وجود سن بالا حتی خانه‌ای متعلق به خود ندارند. در این میان باز اوضاع خوانندگان بهتر است و لااقلش این است که دیده شده‌اند و شهرتی کسب کرده‌اند. آهنگسازان و نوازندگان و دیگر فعالان اوضاع بسیار بدی دارند. آنها هستند که در استودیوها دود سیگار و خاک خورده‌اند و مرارت کشیدند و مبالغ کم دریافت کرده‌اند و حال اوضاع بدی دارند و هیچ اسمی هم از آنها نیست. انگار اصلا متوجه وضعیت این افراد نیستیم. مهاجرت خوانندگان به هرحال شنیده می‌شود و گاه سر و صدا می‌کند، اما آن نوازندگان و آهنگسازانی که به دلیل وضعیت بد شغلی و معیشتی بیکارند یا مهاجرت کرده‌اند، حال چه وضعیتی دارند و چه می‌کنند؟ چه کسی به این مسائل و مشکلات توجه می‌کند؟ بگذارید بهروز صفاریان را مثال بزنم. ایشان سال ۱۳۸۴ زمانی که آهنگ الکترونیکی «شبح» را ساخت چه کسی به آنالیز و تحلیل این اتفاق پرداخت؟ یا چه کسی سراغی از ایشان گرفت؟ هنرمندان بسیاری داریم که چنین وضعیتی دارند.

طی این سه دهه زمانی بوده که تصمیم به مهاجرت بگیرید یا اینکه در حال حاضر چنین تصمیمی ندارید؟

به هیچ‌وجه. به نظرم بهترین کاری که می‌توانستم انجام دهم خروج از حوزه موسیقی بوده است. به هیچ وجه آدمی نیستم که به خاطر خوانندگی از کشور خارج شوم. به هیچ‌وجه و به هیچ‌قیمتی این کار را نمی‌کنم. فرصت‌های بسیاری برای مهاجرت داشته‌ام. مثلا اینکه در سال ۱۳۷۸ مسئول همان تیمی که یکی از خوانندگان خانم را از ایران خارج کرد به سراغم آمد، اما جواب من منفی بود. سال ۱۳۸۱ من در آمریکا حضور داشتم که همان شخص بازهم به سراغم آمد و پیشنهادش را تکرار کرد و بازهم به او جواب منفی دادم که پس از آن دعوتنامه من و شادمهر عقیلی را برایم فکس کرد که باز هم راضی به رفتن نشدم. من دعوتنامه شادمهر را به او دادم و طی آن ماجرا بود که شادمهر تصمیم به رفتن گرفت و مهاجرت کرد. او البته برای خودش و طرفدارانش کار مفیدی کرد و باعث شد شنیده و دیده شود و فعالیت موسیقایی‌اش را ادامه دهد.

شما و هم‌نسلانتان به نوعی طی همکاری با صداوسیما پا به عرصه حرفه‌ای گذاشتید، از وضعیت این روزهای تلویزیون و مرکز موسیقی صداوسیما بگویید.

 من که در ۲۳ سالگی به صداوسیما رفتم، تهیه‌کنندگانی را دیده‌ام که در آن مقطع واقعا نگران برخورد و حرف زدنم با آنها می‌شدم، بس که شأن و شخصیت بالایی داشتند. آنها با سواد بودند. امروز می‌بینم فلان تهیه‌کننده یواشکی به خواننده‌ای که همزمان با من به برنامه‌ای دعوت شده، می‌گوید تو را به برنامه احسان علیخانی می‌فرستم به شرط آنکه تهیه کنسرت‌های سال بعدت را به من بسپری! تهیه‌کننده صداوسیما نباید با چنین شیوه‌هایی خواننده‌ها را به سمت خود بکشد! آیا این صداوسیما همان صداوسیمای ۲۷ سال پیش است و این تهیه‌کنندگان همان‌ها هستند؟

پس از انتشار نامه خداحافظی‌تان از سوی وزارت ارشاد، دفتر موسیقی و دیگر هنرمندان با شما تماسی برقرار نشده؟

به هیچ‌وجه نه از وزارت ارشاد، نه دفتر موسیقی، نه از مرکز موسیقی صداوسیما یا حوزه هنری تماسی با من گرفته نشده است. تنها چهار نفر از همکارانم پی‌گیر ماجرا شده‌اند. آقای حمید غلامعلی، قاسم افشار، بابک صحرایی و بهروز صفاریان هنرمندانی هستند که نسبت به خداحافظی‌ام از عرصه موسیقی واکنش نشان داده‌اند و با من تماس گرفتند. یادم هست شخصی از من پرسید صدای کدام خواننده را دوست دارم و می‌پسندم و من در جوابش گفتم از آنجایی که طی این ۲۷ سال هیچ همکاری از من حرف نزده از کسی حرف نمی‌زنم و نام نمی‌برم. آیا آن شعرا و ترانه‌سراهایی که آثارشان را خوانده‌ام، حتی یک بار با من تماس گرفته‌اند و گفته‌اند مثلا ممنون که فلان اثرم را خوانده‌ای؟ خیر. درست است که حال برخی از آنها اسم و رسمی پیدا کرده‌اند، اما حداقل برای شناخته‌شدن آنها که به اندازه یک ارزن موثر بوده‌ام! آنها سراغی از من نگرفته‌اند و حتی تماسی نگرفته‌اند، اما من همه‌جا از آنها حرف زده‌ام. این از همکارانم و آن از متولیان و سلیقه مخاطبان. دیگر چیزی باقی نمی‌ماند. البته چرا. یک چیز باقی می‌ماند و آن افسوس هدر دادن سی‌سال از زندگی‌ام است.

اما درستش این است که فعالان موسیقی بخصوص خوانندگان پاپ هم‌نسلتان نسبت به چنین اتفاقاتی واکنش نشان دهند و اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند.

باور کنید نمی‌خواهم خیلی از مسائل را بگویم. فقط به همین بسنده می‌کنم که علت این عدم توجهات را نمی‌دانم. به هرحال من در مقاطع مختلفی به خیلی‌ها کمک کردم. حال آنها کجا هستند؟ ایلنا خبرگزاری معتبری است و من از همین تریبون از هنرمندان می‌خواهم نسبت به وضعیت فعلی هنر و موسیقی بی‌تفاوت نباشند. به عنوان جمله آخر این را بگویم که امروز شخصی به من گفت نظرت درباره گرانی بنزین چیست؟ من نیز در جوابش گفتم تو بگو نظرت درباره ارزان شدن آدم‌ها چیست؟ متاسفانه در مملکت ما به صورت روزمره همه چیز گران می‌شود اما در این میان قیمت ما چقدر کاهش می‌یابد و چقدر ارزان می‌شویم!

*ایلنا

مشاهده خبر از سایت منبع