سینماپرس: ویشکا آسایش به فیلم سینمایی «گورکن» به کارگردانی کاظم ملایی پیوست.
به گزارش سینماپرس، با صدور پروانه ساخت فیلم سینمایی «گورکن»، فیلمبرداری این فیلم به کارگردانی کاظم ملایی و تهیه کنندگی سینا سعیدیان به زودی آغاز میشود.
این فیلم که دومین ساخته ملایی پس از فیلم «کوپال» به حساب می آید، روزهای پایانی پیش تولید را پشت سر می گذارد و ویشکا آسایش نخستین بازیگری است که حضورش در «گورکن» قطعی شده است.
«گورکن» اولین فیلمی است که آسایش در سال ۹۸ در آن جلوی دوربین می رود.
همچنین سینا سعیدیان تهیه کننده «گورکن» نیز پیش از این در فیلم های «شَنِل» و «بنفشه آفریقایی» به عنوان مجری طرح حضور داشته و تهیه کننده «اینجا کسی نمی میرد» بوده است.
پیش بینی می شود نخستین نمایش فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر باشد.
سینماپرس: پیکسار بدون شک و تردید یکی از برترینهای حوزه انیمیشن است. انیمیشن کوتاه Presto (پرستو)، محصول جدید کمپانی پیکسار اثری لذتبخش و سرشار از لحظههای کمدی است.
به گزارش سینماپرس، کمپانی پیکسار بدون شک و تردید یکی از برترینهای حوزه انیمیشن است. کمپانی که تاکنون آثار مهم و بعضا انقلابی از جمله Up، Toy Story، Finding Nemo و Inside Out را به نمایش درآورده است. اما این کمپانی به مانند دیگر کمپانیهای همرده و همتراز در اکثر انیمیشنهایش در عین رعایت اصول لذتبخش برای مخاطبین کم سن و سال از جمله استفاده از حیوانات سخنگو و اسباب بازیها با طرح مسائل اجتماعی از جمله نژادپرستی در جهت پندآموزی حرکت میکند. وجود ویژگی دوم باعث شده که انیمیشنهای کمپانی پیکسار با آثاری که در گذشته به مشاهده آنها مینشستیم تفاوت داشته باشد. انیمیشن کوتاه Presto دقیقا برعکس این جریان حرکت میکند.
داستان انیمیشن کوتاه «پرستو» با نمای نزدیکی از پوستر «پرستو» شعبدهباز مشهور آغاز شده و دوربین با فاصله گرفتن از تصویر مذکور، دومین شخصیت اصلی را که خرگوشی به نام «الک» است به نمایش میگذارد. پرستو که وعده غذاییاش را نوش جان و کلاه جادوییاش را نیز بررسی و تمیز کرده است، بیتفاوت به تلاشهای الک در جهت بدست آوردن هویج، سریعا پا به صحنه میگذارد. این اقدام پرستو باعث میشود الک سر ناسازگاری با او بردارد که مسلما عاقبت خوشی برای شعبدهساز نخواهد داشت…
کمپانی پیکسار در راستای سنت معمولش پیش از اکران آثار بلند خود یک انیمیشن کوتاه را به نمایش میگذارد که از بین آنها میتوان Piper، Sanjay’s Super Team و Day & Night اشاره کرد. انیمیشن کوتاه Presto نیز جزء همین دسته محسوب میشود که پیش از انیمیشن تحسینشده WALL-E بر روی پرده سینماها به نمایش درآمد. داگ سوییتلند، از کهنهکاران حوزه انیمیشن که سالها به عنوان انیماتور در تیم تولید آثار کمپانی پیکسار حاضر بوده است، با انیمیشن کوتاه «پرستو» اولین تجربه کارگردانی و نویسندگی خود را کسب کرد که نتیجه آن سکانداری انیمیشن بلند Storks در سال گذشته زیر نظر کمپانی برادران وارنر است. غیرممکن است که با انیمیشن کوتاه Presto به یاد دوران طلایی انیمیشنهای تلویزیونی دوبعدی نظیر تام و جری و لونی تونز و آثار کمدی هنرمندانی از جمله برادران مارکس و چارلی چاپلین نیافتید. در واقع در این انیمیشن باری دیگر شاهد یکی به دوهای شخصیتهای اصلی اینبار در قالب خرگوش و شعبدهباز هستیم. اعمال و رفتارهای عجیب و نتایج اغراقآمیز که در آنها خلق لحظات کمدی بر منطق و واقعانگاری ارجعیت دارد، همگی از اصول انیمیشنهای سالیان گذشته و انیمیشن کوتاه «پرستو» است. تدی نیوتن در طراحی شخصیتها بهخصوص الک عالی عمل کرده و ضمن خلق ظاهری نمادین برای آنها مراتب طنزآمیز بودن آنها را نیز لحاظ کرده است.
یکی از چند صد ویژگی کمپانی پیکسار دقت مثالزدنی آن در پرداختن به جزئیات کم اهمیت اما تاثیرگذار در دو چندان کردن حس واقعانگاری اثر است. انیمیشن کوتاه Presto نیز دارای این ویژگی است. تیم تولید این انیمیشن برای طراحی محل نمایش در نظر گرفته شده برای شعبدهبازیهای پرستو از سالنهای اپرا لندن، پاریس و تعدادی از سالنهای تئاتر ایالات متحده آمریکا دیدن کرده و از آنها الهام گرفتند. همچنین با این وجود که مخاطبین نمایش پرستو در تعداد محدودی سکانس قابل مشاهده هستند، اما انیمیشن کوتاه «پرستو» دارای ۲۵۰۰ مخاطب است که با استفاده از نرمافزار Massive و مدلهای انیمیشن Ratatouille ساخته شدهاند. اگر انیمیشنهای پیکسار و دیزنی را دنبال کنید مطمئنا متوجه خواهید شد که این دو کمپانی علاقه بیش از اندازهای به قرار دادن ایستر اگ در آثار خود دارند. نسخه متفاوت انیمیشنها و شهر سان فرانسوکیو (شهر خیالی انیمیشن Big Hero ۶) در Zootopia تنها دو نمونه از این دست ایستر اگها هستند. انیمیشن کوتاه «پرستو» علیرغم مدت زمان کوتاهش فارغ از این ویژگی نیست. استتلر و والدروف از شخصیتهای The Muppet Show، کلاه میکی ماوس و توپ لوکسو (که به توپ پیکسار نیز معروف است) در آستین پرستو مثالهایی از بین چندین ایستر اگ انیمیشن کوتاه Presto هستند.
طراحی دقیق و باجزئیات الک و پرستو این امکان را فراهم آوردهاند که بدون به زبان آوردن کوچکترین سخنی از دهان شخصیتها، مخاطب واکنشهای احساسی آنها در تقابل با اتفاقات مختلف را به مشاهده بنشیند. از آنجایی که پرستو یک انسان است، اصلیترین ویژگی چهرهبندی او نمایش حسهای مختلف از جمله عصبانیت، ترس و شادی از طریق حالتهای اغراق شده در صورت است. اما یکی از نکات مثبت انیمیشن کوتاه «پرستو» انتقال حسهای انسانی به صورت الک بوده که او نیز به مانند پرستو حسهای مختلف را با استفاده از حالت چشمها و دهان به نمایش میگذارد. علاوه بر داستان و نوع روایت مشابه تام و جری، موسیقی انیمیشن کوتاه Presto دقیقا شیوهای مشابه را دنبال میکند که همانا همراه کردن اتفاقات اثر با موسیقیهای کوتاه است. اسکات استفورد نه تنها توانسته حس و حال انیمیشنهای تلویزیونی را زنده کند، بلکه توانسته موسیقیهای بینهایت گوشنوازی را با حس و حال تئاتر خلق کند. افکتهای صوتی همراه با نمود آوایی حس شخصیتها کامل و بدون نقص هستند و بار واقعگرایانه کردن اثر را به دوش میکشند.
انیمیشن کوتاه «پرستو» با تحسین منتقدین روبهرو شده و نامزد دریافت جایزه بهترین انیمیشن کوتاه از دو جشنواره معتبر آنی و اسکار را در کارنامه دارد.
سینماپرس: دو فیلم کوتاه ایرانی در چهل و یکمین دوره جشنواره UNCIPAR آرژانتین موفق ظاهر شدند.
به گزارش سینماپرس، در چهل و یکمین دوره جشنواره UNCIPAR آرژانتین، جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی به «تنفس» به کارگردانی فرشید ایوبینژاد رسید و فیلم کوتاه «آزاده» به کارگردانی میرعباس خسروی نژاد برنده دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه داستانی این دوره از جشنواره شد.
فیلم کوتاه داستان «تنفس» درباره کارگران کارخانه سنگ است که هر ماه موقع آمدن مامور بیمه، در اتاقی تنگ و تاریک مخفی میشوند اما این بار اتفاقات عجیبی رخ میدهد.
«آزاده» با مدت زمان ۱۰ دقیقه داستان دختربچه ای است که می خواهد برای آخرین بار به دیدن پدرش برود، ولی مادر و برادرش اجازه نمی دهند.
چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه UNCIPAR آرژانتین از ۱۷ تا ۱۹ آگوست (۲۶ تا ۲۸ مردادماه) در شهر بوینس آیرس آرژانتین برگزار شد.
سینماپرس: تهیه کننده «ایل دا» از پیشروی تصویربرداری این سریال تا ۱۰ درصد و ادامه ساخت دو لوکیشن اصلی خبر داد.
به گزارش سینماپرس، سید علیرضا سبط احمدی تهیه کننده سینما و تلویزیوندرباره آخرین وضعیت سریال «ایل دا» به کارگردانی راما قویدل و نویسندگی نوشین پیرحیاتی به صبا عنوان کرد: تصویربرداری سریال «ایل دا» همزمان با عید قربان در منطقه روستایی اطراف شهرستان خرم آباد آغاز شد و حدود دو هفته است که کار را با صحنه های شب خارجی در لوکیشن ها شروع کرده و ۱۰ درصد تصویربرداری این سریال به پایان رسیده است.
وی افزود: به دلیل آنکه دو بازیگر نقش «ایرج» و «شیرزاد» درگیر پروژه های دیگری نیز هستند و همچنین به دلیل گرمای هوا در مناطق روستایی شهرستان خرم آباد به ناچار و برخلاف میل باطنی تصویربرداری را از شب کاری های متوالی شروع کردیم و هنوز در شب کاری هستیم. احتمالا تا سه روز دیگر شب کاری این بخش به پایان می رسد و وارد مرحله تصویربرداری صحنه های روز می شویم.
به گفته تهیه کننده سریال «ایل دا»، برخی از صحنه های خارجی که در شب باید تصویربرداری می شد، مانند لوکیشن خانه ایرج، جنگ، درگیری و صحنه های تنش در منطقه صفر مرزی کار شده است.
سبط احمدی در پاسخ به این پرسش که چه بازیگرانی جلوی دوربین این سریال رفته اند، گفت: تاکنون پوریا پورسرخ، کوروش سلیمانی، سیامک ادیب، محمد صادق ملک که در نقش دو برادر دوقلو را بازی می کند، امید محمدنژاد و منصور نواصری و دو سه بازیگر دیگر جلوی دوربین مصطفی احمدیان رفته اند.
وی با اشاره به اینکه تصویربرداری «ایل دا» با سه ماه تاخیر آغاز شده است، توضیح داد: ما باید طبق برنامه ریزی که از سال گذشته صورت گرفت، اردیبهشت ۹۸ تصویربرداری این مجموعه را شروع می کردیم تا بتوانیم از طبیعت زیبای این دو فصل و آب و هوای مساعد آن بهره ببریم اما متاسفانه با توجه به محدودیت های سیمافیلم، مشکلات مالی صداوسیما و شرایط ناخواسته ای که به من تحمیل شد، تصویربرداری از اواخر مردادماه آغاز شد و به فصل های پاییز و زمستان نیز می رسد.
تهیه کننده سریال «ایل دا» تاکید کرد: این ویژگی هم می تواند خوب باشد و هم می تواند آسیب پذیر باشد، چراکه حدود ۷۰ درصد از تصویربرداری این سریال مربوط به صحنه های خارجی روز است و از آنجا که با شروع این دو فصل شرایط آب و هوایی تغییر می کند و روز ها کوتاه تر می شود، کار برای ما سخت تر خواهد شد.
سبط احمدی معتقد است شروع تصویربرداری هر سریالی که کار تصویربرداری طولانی مدتی در روستا، جاده و کوه، درگیری و جنگ، لوکیشن های خارجی متفاوت و جلوه های ویژه میدانی، موتور سواری و ماشین سواری دارد با شب کاری، کار سخت و پر ریسکی است.
وی در پاسخ به این پرسش که همه لوکیشن ها آماده هستند یا نه، بیان کرد: بخشی از لوکیشن ها مانند میدانگاه، قهوه خانه، خانه صالح خان و خانه نصیرخان آماده شده است و می توانیم به سرعت در فضاهای روستایی کار خود را پیش ببریم. دو لوکیشن دیگر پاسگاه مرزی ژاندارمری و درمانگاهی که مابین دو روستای نصیرآباد و صالح آباد و تقریبا نزدیک حاشیه مرزها است، از لوکیشن های اصلی این مجموعه هستند.
تهیه کننده سریال «ایل دا» ادامه داد: به دلیل آنکه بخش اعظم کار در این دو لوکیشن اصلی می گذرد، ساخت و ساز آنها را همزمان با تصویربرداریپیش می بریم. آماده سازی بخشی از کارهای سخت افزاری آنها انجام شده و بخشی از کارهای چیدمان و ظریف کاری در حال نهایی شدن است که به زودی به پایان می رسد. لوکیشن دیگری نیز داریم که ظرف چند روز آینده آماده سازی آن آغاز می شود.
سبط احمدی در پاسخ به این پرسش که مراحل فنی همزمان با تصویربرداری در حال انجام است یا نه، مطرح کرد: از آنجا که در سریال «ایل دا» موسیقی در متن کار هم وجود دارد ساخت برخی از قطعات موسیقی همزمان در حال انجام است. همچنین مرحله تدوین نیز همزمان با تصویربرداری پیش می رود.
وی با اشاره به اینکه «ایل دا» یک سریال تاریخی، دفاع مقدسی، عشایری، پر بازیگر و پر لوکیشن است، اظهار کرد: من معتقدم سریالی که برای دفاع مقدس در سینما و تلویزیون ساخته می شود از دسته کارهای فرهنگی و جزو کارهایی است که باید ویژه و جداگانه دیده شود و متفاوت با کارهای شهری، آپارتمانی و معمولی است. این تفاوت باید در نیروی به کار گرفته شده، بودجه اختصاص یافته، امکانات و همراهی و همیاری مدیران ارشد این حوزه و مدیران استان ها احساس شود و اگر حمایتی صورت نگیرد، کار دفاع مقدس ساخته و تولید نمی شود.
تهیه کننده سریال «ایل دا» افزود: استفاده از امکاناتی مانند ادوات نظامی، ماشین و موتورسیکلت های مربوط به دهه ۵۰ خارج از شهرک دفاع مقدس و حمل و نقل آنها از تهران به مناطق روستایی و بیابان واقعا سخت و مشکل است و هزینه مضاعفی به پروژه تحمیل می کند که قابل مقایسه با هزینه های تصویربرداری در تهران و شهرک دفاع مقدس نیست. شاید یکی از دلایلی که همکاران ما سخت تر به کار دفاع مقدس خارج از شهرک دفاع مقدس روی می آورند افزایش هزینه ها و مشکلات عدیده ای است که با آن رو به رو می شوند.
سبط احمدی تاکید کرد: حتی هزینه بیمه کارهای دفاع مقدس نیز دو برابر است و این خطر را شرکت های بیمه هم متوجه هستند. استفاده از ماشین های قدیمی، ادوات نظامی و امکانات امنیتی و حافظتی برای کاری که در آن جنگ و تیراندازی وجود دارد، دقیقا هزینه جاری را دو برابر می کند. ما تلاش می کنیم کار را با مساعدت و یاری سیما فیلم و صداوسیما به اتمام برسانیم اما با امکانات، بودجه و شرایط امروز کار خیلی مشکل است و اگر این شرایط ادامه پیدا کند، شاید «ایل دا» آخرین کار دفاع مقدس من باشد.
وی در جواب به این سوال که «ایل دا» برای چه زمانی آماده می شود، تصریح کرد: اگر بتوانیم فیلمبرداری این سریال را تا اواخر سال به پایان برسانیم، قصد داریم «ایل دا» را برای سال ۹۹ که مصادف است با چهلمین سالگرد آغاز حماسه دفاع مقدس آماده کنیم. این سریال نیاز به حمایت دارد که اگر این حمایت صورت نگیرد، مسلما جان مطلب ادا نمی شود.
سبط احمدی در پایان گفت: «ایل دا» شاید اولین کاری باشد که حماسه، دلیری و آداب و رسوم مردم غرب کشور را به تصویر می کشد و به قصه دفاع و ایستادگی همه جانبه عشایر و مردمان مرزنشین برابر تجاوز دشمن خارجی و تحرکات مذبوحانه دشمنان می پردازد. از آنجا که کارهای تاریخی و مربوط به دفاع مقدس دقت نظر خاصی را می طلبد، امیدوارم بتوانیم مظلومیت، تلاش و فداکاری مردم غرب کشور را به درستی نشان بدهیم.
عوامل تولید این پروژه عبارتند از محمدرضا نجفی: مدیر تولید، مصطفی احمدیان: مدیر تصویربرداری، محمدجواد رجب زاده: مدیر برنامه ریزی، محمدرضا قومی: طراح گریم، رضا حاجی درویش: طراح صحنه، رضا خسروی: آهنگساز، محمدحسین غفاری: صدابردار، مهدی شفیعی: ناظر کیفی، سرهنگ شیخ زاده: ناظر و مشاور انتظامی، عظیم محمدی: جلوه های ویژه میدانی، سینا قویدل: جلوه های بصری، دلیله صوفیانی: طراح لباس، مهدی شفیعی: ناظر کیفی، سید محمدعلی سبط احمدی: دستیار تهیه کننده، الهام افشاریان: روابط عمومی، سعید یاسی پورک تدوین، رضا شهریاری: دستیار یک کارگردان، مازیار صالحی: دستیار دو کارگردان، علی بهرمند: جانشین تولید، محمد عسگری: تصویربردار دوم، مرتضی اسکندریک مدیر تدارکات، سحر شهبانی نوری: منشی صحنه، آرتا گوهری و علی شعبان زاده: عکاس و دستیار پشت صحنه، سید مهدی نجفی: ساخت دکور، مهدی شعبانی: دستیار دکور، علی خیری: مدیر صحنه، سعید خزایی، علی ذی مدخل و فرهاد ستارزاده: سینه موبیل و محمد محمدیان: آشپز.
مجید مظفری (صالح خان)، پوریا پورسرخ (ایرج)، فاطمه گودرزی (دا گل)، خسرو شهراز (نصیر خان)، علی دهکردی (دکتر هوشنگ)، جعفر دهقان(کاکاوند)، کاظم هژیر آزاد (شیر علی خان)، کوروش سلیمانی (شیرزاد)، امیرمحمد زند (فرهاد)، غلامرضا علی اکبری (شیخ رحیم)، سینا رازانی (کریم)، مهدی صبایی (منصور)، شهین تسلیمی (بی بی)، مسعود چوبین (مثقالی)، رضا نجفی (عمو برفی)، مژگان صابری (هاویر)، بهروز چاهل (دکتر هندی)، محمدصادق ملک (جابر و قادر)، سیامک ادیب (قباد)، معصومه بافنده (آساره)، رائد عبدالرضا (طارق)، علی بوریان (سرگرد راشد)، پویان گنجی (یاور)، دریا مرادی دشت (گندم)، زینب قادری (گلاره)، مسعود امین ناجی (بهادر)، طیبه دوست (زیور)، منصور نواصری (کامل)، امید محمد نژاد (کیومرث)، فاطمه آقا بابایی (ننه نازار)، مهدی افشار (گروهبان واحدی)، ناهید عساکره (راحیل)، سید امیر سالار قوامی (سیاوش) و یاسین مسعودی (امید) در سریال «ایل دا» ایفای نقش خواهند کرد.
همچنین فریبا محمدی، حجت الله عالی منش، علیرضا بهرامی، سید نوری موسوی و فایزه محمدی از بازیگران محلی لرستان هستند که به جمع بازیگران این پروژه پیوسته اند.
سینماپرس: «مرا به یک جای قشنگ ببر» به کارگردانی اِنا سندیجارویچ بوسنیایی بالاترین جایزه جشنواره فیلم سارایوو را از آن خود کرد.
به گزارش سینماپرس به نقل از یاهو، فیلم بوسنیایی-هلندی «مرا به یک جای قشنگ ببر» با موضع دختری که هلند را به مقصد زادگاهش بوسنی ترک می کند تا پدر بیمارش را که هرگز قبلا ندیده ملاقات کند روز پنجشنبه ۲۲ آگوست به عنوان بهترین فیلم جشنواره سارایوو برگزیده شد.
ریاست هیات داوران این دوره جشنواره سارایوو را روبن اوستلوند کارگردان فیلم «میدان» که برنده جایزه نخل طلای کن سال ۲۰۱۷ شد، برعهده داشت. اوستلوند به عنوان رییس هیات داوران جایزه بهترین فیلم جشنواره سارایوو امسال را به فیلم «مرا به یک جای قشنگ ببر» ساخته اِنا سندیجارویچ کارگردان بوسنیایی اهدا کرد. این جایزه موسوم به قلب سارایوو ارزشی معادل ۱۶ هزار یورو دارد.
فیلم «مرا به یک جای قشنگ ببر» از میان ۹ فیلم بلند حاضر در بخش مسابقه این جایزه را بدست آورد. اوستلوند در توصیف فیلم کارگردان بوسنیایی از تصویربرداری زیبا و سوررئال فیلم تمجید کرد.
لِوان گالباکیانی بازیگر اهل گرجستان نیز برای بازیش در فیلم «و سپس ما رقصیدیم» جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره را تصاحب کرد. جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره نیز به آیرینی جامبوناس بلغاری برای نقش آفرینیش در فیلم «منحنی ها» رسید.
در این دوره جشنواره تیم راث ستاره هالیوود و ایزابل هوپر بازیگر زن سرشناس فرانسوی نیز جوایز افتخاری را دریافت کردند.
جشنواره فیلم سارایوو که کار خود را در سال ۱۹۹۵ در روزهای پایانی جنگ داخلی بوسنی آغاز کرد امسال بین روزهای ۱۶ آگوست تا ۲۳ اگوست در کشور بوسنی برگزار شد.
سینماپرس: نتیجه نهایی مسابقه استعدادیابی عصر جدید با رای مردم مشخص شد.
به گزارش سینماپرس، دوشنبه شب (۲۸ مرداد) آخرین قسمت برنامه استعدادیابی «عصر جدید» روی آنتن شبکه سوم سیما رفت.
فینال مسابقه بزرگ استعدادیابی «عصر جدید» با شرکت محمد زارع، پارسا خائف، سعید فتحی روشن، فاطمه عبادی و گروه دختران نینجا برگزار شد.
خیلی از مخاطبان منتظر اعلام نتیجه نهایی این مسابقه هستند؛ لحظاتی پیش برنامه عصر جدید به صورت زنده آغاز شد.
قرار است قبل از شروع بازی پرسپولیس تهران و پارس جنوبی جم بخشی از برنامه پخش شود و ادامه این برنامه پس از بازی افتتاحیه لیگ برتر فوتبال کشورمان، پخش خواهد شد.
حال باید تا حدود یک بامداد منتظر ماند و دید استعداد برتر عصر جدید چه کسی است؟
ادامه عصر جدید بعد از بازی فوتبال پرسپولیس و پارس جنوبی روی آنتن رفت.
در این بخش فینالیستها حضور پیدا کردند.
سعید فتحی روشن درباره نظرات مردم بعد از فینال گفت: بعد از اجرای فینال کسی انتقاد نکرد و نگفتن که اجرای من بد بود.
وی ادامه داد: من برای اول شدن به مسابقه عصر جدید آمدم، اما الان حس همه ما یکی است و تفاوتی ندارد.
بهرام عظیمی مربی عصر جدید پیراموت فتحی روشن گفت: زمانی که برای فینال به باشگاه مهارت شمال رفتیم، نظرمن این بود که سعید فتحی روشن نفر اول میشود چراکه اجراهای خاصی داشت.
بشیر حسینی نسبت به اجرای سعید فتحی روشن گفت: اجرای سعید ما رو به کل کل میطلبید و سختترین داوری را برای ما داشت.
محمد زارع نیز درباره تغییر کردن نظر مردم نسبت به خودش گفت:نظر مردم نسبت به من خیلی تغییر کرده و شناخت کافی به من پیدا کردند و از لحاظ ظاهر دیگر من را قضاوت نمیکنند.
ارشا اقدسی درباره زارع گفت: محمد زارع افکار به شدت عجیب و خلاقی دارد و دست روی هر کاری بگذارد بهترین میشود. شاید افراد زمانی که کار من و امثال محمد را میبینند، میگویند این فرد دیوانه است، به نظرم دنیا به دیوانگی امثال محمد نیاز دارد است.
در بخشی از برنامه بشیر حسینی نسبت به حس و حال فینالیستها گفت: برای هر خانوادهای لحظات جذاب و شگفت انگیزی وجود دارد، مثلا لحظات جشن تولد، سال تحویل یا سر سفرعقد آدم بله میگه ان شالله برای شما و خیلیهای دیگر اتفاق بیفتد، در چشمان شما یک برق خاصی است.
علیخانی گفت: ان شالله به حق پنج تن آل عبا (خنده)
بعد با توجه به حضور یک مگس که علیخانی آن را با دست خود گرفت گفت: خودم فصل بعد در عصر جدیدبه عنوان صیاد خرمگس شرکت میکنم.
در بخشی از برنامه عصر جدید آرمان امیدی یکی از شرکت کنندگان این مسابقه اجرا داشت.
فاطمه عبادی نیز درباره حضورش در عصر جدید گفت: کار اول من درباره هوای خوزستان بود که امیدوارم نتیجه بخش باشد درصورتی که ما هنوز درگیر هوای خوزستان هستیم. در اجرای دوم سراغ بیماران سرطانی رفتم که انرژی و روحیه آنها خوب شده بود.
وی بیان کرد: اجرای سوم درباره کودک کار را انجام دادم بچههایی که شاید بی تفاوت از کنار آنها رد میشویم کاری برای آنها انجام بدهم. کار آخر نیز انقلابی را در بین مردم دیدم و لطف بسیاری شامل من شد، خیلیها به من پیام دادند که میخواهند کارت اهدای عضو بگیرند.
پارسا خائف نیز با حضور در برنامه از همه مردم به خاطر اینکه به او رای دادند تشکر کرد.
حمید ترکاشوند مربی عصر جدید گفت: پارسا خیلی به حرفهای اطرافیان توجه میکند با توجه به اینکه پارسا آواز و تصنیف کار کرده بود، اما توانست اجرای خوبی در فینال داشته باشد.
پارسا درباره نظر پورناظری بعد از اجرای قطعه آرایش غلیظ گفت: بعداز فینال آقای پور ناظری به من پیام دادند و از اجرای من رضایت داشتند، آقای پور ناظری به من گفتند که با حضورشان در ایران با او یک دیدار خواهند داشت.
دختران نینجا نیز با حضور خود در استودیو عصر جدید از مخاطبان تشکر کردند.
فرجی پور مربی گروه دختران نینجا گفت: سوالی است که میخواهم بپرسم که آیا به چهره رای میدهند، چراکه برخی به ما پیام دادند که قیافه هم ندارید که بهتون رای بدیم (خنده)
علیخانی نیز درباره مصدومیت دختران نینجا در شب فینال گفت: ساعت پنج صبح اجرای فینال تمام شد و حدود ساعت ۷ صبح بیمارستان رفتم تا پیگیر وضعیت مصدومیت دختران نینجا باشم. نکته جالب این بود که دکتری که بامن صحبت کردند تمام برنامه را کامل دیده بودند.
وی ادامه داد: البته با دیدن دختران نینجا متوجه شدم که این دو مصدوم که در حالت دردی که داشتند مدام در حال گفتن سنسور بودند گفتم خدایا اینا چی میگن بعد فهمیدم که مربی خود را به عنوان سنسی صدا میکنند. (خنده)
نتایج فینال عصر جدید مشخص شد
مجموع آرای رای مسابقه بزرگ استعدادیابی عصرجدید بیست و چهار میلیون و ۴۰۵ هزار و ۶۰۸ بود. البته باید در نظر بگیریم که هر فرد میتوانست به بقیه شرکت کنندگان نیز رای بدهند و در کل حدود ۸ میلیون پانصد نفر با سیم کارتهای متفاوت رای داده اند.
فاطمه عبادی (هنرمند نقاش با شن) با شش میلیون و ۵۴۴ هزار و ۹۶۴ رأی برگزیده اول مسابقه بزرگ استعدادیابی عصر جدید شد.
محمد زارع (آکروبات کار) با پنج میلیون و ۹۱۶ هزار و ۳۶۲ رأی به جایگاه دوم رسید.
پارسا خائف (خواننده نوجوان) با پنج میلیون و ۷۱۷ هزار و ۶۴ رأی به جایگاه سوم رسید.
سعید فتحی روشن (شعبده باز و منتالیست) باسه میلیون و ۱۴۸ هزار و ۴۳۱ رأی چهارم شد.
گروه دختران نینجا (هنرهای رزمی) با سه میلیون و ۷۸ هزار و ۷۸۷ رأی به جایگاه پنجم رسید.
برگزیده های مسابقه عصر جدید به ترتیب نفرات اول تا پنجم اعتبار ۵۰،۷۵،۱۰۰،۲۰۰،۵۰۰ میلیون تومانی را برنده شدند.
سینماپرس: دواین جانسون کشتی گیر سابق و ستاره فیلمهای هالیوودی، پردرآمد تربن بازیگر سال شد.
به گزارش سینماپرس، دواین جانسون برای دومین سال متوالی به عنوان پردرآمدترین بازیگر هالیوود معرفی شد.
طبق اعلام مجله فوربز، کشتی گیر سابق و بازیگر فیلمهای اکشن هالیوود در طی دوازده ماه گذشته از ژوئن ۲۰۱۸ تا ژوئن ۲۰۱۹ به لطف فیلم سینمایی «دواین جانسونتقدیم میکند؛ هابز وشاو»، «آسمان خراش» و سریال کمدی «بالرز» از شبکه اچ بی او ۸۹ میلیون و چهارصد هزار دلار درآمد داشته است. او برای هر قسمت از سریال بالرز ۷۰۰ هزار دلار دریافت کرده است.
جانسون امسال بیشترین درآمد خود را از فیلم سینمایی «جومانجی:مرحله بعدی» دریافت کرده است که مبلغی در حدود ۲۳ میلیون دلار است. او سال آینده به همراه امیلی بلانت، در فیلم سینمایی «تور جنگلی» از دیزنی ایفای نقش میکند.
کریس همسورث و رابرت جونیور بازیگران فیلم سینمایی «انتقام جویان:پایان بازی» در رتبههای دوم و سوم پردرآمدترین بازیگران قرار دارند؛ درآمد همسورث ۷۶ میلیون دلار و درآمد داونی جونیور ۶۶ میلیون دلار بوده است.
دیگر ستارگان فیلمهای سینمایی مارول مثل بردلی کوپر با ۵۷ میلیون با رتبه ششم، کریس اوانس با ۴۳ میلیون دلار با رتبه هشتم و پاول راد با ۴۱ میلیون دلار با رتبه نهم در بین ده بین بازیگر پردرآمد امسال قرار گرفته اند. اشلی کومار از سینمای بالیوود با درآمد ۶۵ میلیون دلاری در رتبه چهارم و جکی چان ستاره چینی فیلمهای اکشن با ۵۸ میلیون دلار در رتبه پنجم قرار گرفتند.
خبرگزاری مهر-گروه هنر- زهرا منصوری: جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان این روزها در شهر اصفهان در حال برگزاری است؛ این سی و دومین دورهای است که فیلمهای کودک و نوجوان در رقابتی که البته خیلی هم شبیه ماراتن نیست، شرکت میکنند!
بسیاری از منتقدان و سینماگران نقدهایی جدی بر این جشنواره دارند و معتقدند این رویداد سینمایی اساسا کمکی به دیده شدن آثار کودک که اتفاقا مهجور هستند، نمیکند و بنیاد سینمایی فارابی آن را به شکل فریضهای میداند که تنها به اجرای آن اعتقاد دارد اما از کم و کیف آن غافل است؛ جشنوارهای که اساسا فیلمها را پس از نمایش و حتی کسب جایزه رها میکند و صاحبان آنها حتی برای نمایش عمومی آن باید مدتها در نوبت اکران بمانند.
نقدها بر نحوه برگزاری این جشنواره و اساسا رویکردهای کلان آن کم نیست و به گفته بسیاری از سینماگران از عصر طلایی خود که همان دهه ۶۰ و ۷۰ است طی شده و دیگر تجربه آن دوران تکرار نشده است.
در هفتههای منتهی به برگزاری این رویداد، خبرگزاری مهر سلسله گفتگوهایی با کارگردانان و سینماگران حوزه کودک داشت تا از زبان آن آسیبهای این حوزه فهرست شود و جالب اینکه چند عنصر و دغدغه مشترک در میان حرفهای این سینماگران تکرار میشد؛ موضوعاتی که گویی در یکی دو دهه گذشته به دفعات تکرار شده اما توجهی به آنها نشده است. همزمان با برگزاری جشنواره بازخوانی و مرور این دغدغههای مشترک را خالی از لطف ندیدیم.
دغدغه اول؛ فرار سرمایهگذار خصوص و دولتی از «فیلم کودک»
اولین گزاره این موضوع سرمایه گذاری روی سینمای کودک به ویژه از سوی بخش خصوصی است. بسیاری از سینماگران به طور کلی معتقدند که سرمایهگذاران جرات نمیکنند روی فیلمهای کودک سرمایه گذاری کنند، آن هم در شرایطی که سرمایه گذاران بخش خصوصی بیشتر به فیلمهای کمدی تمایل پیدا کردهاند و بنیاد سینمایی فارابی هم به عنوان یک نهاد دولتی مهمترین متولی تولید آثار کودک، نتوانسته است سینماگران را راضی نگه دارد.
بیتا منصوری که پیش از این فیلم سینمایی «پاستاریونی» به کارگردانی سهیل موفق را تولید کرده بود در این مورد به خبرنگار مهر گفت: حوزه کودک بسیار حوزه خطرناکی است و نمیشود با بودجه شخصی به آن ورود کرد برای مثال هرچند از «پاستاریونی» استقبال خوبی شد ولی حتی هزینههای ساخت آن با درآمدش سر به سر نشد در چنین شرایطی چرا باید وارد این حوزه شویم؟
«پاستاریونی» تولید شده با سرمایه بخش خصوصی
وی تصریح کرد: این شرایط سخت در حالی است که هیچکس از این سینما حمایت نمیکند منظورم اصلاً این نیست که از من حمایت شود بلکه این فیلم کودک است که باید مورد حمایت قرار بگیرد. برای مثال حالا که فصل تابستان است و بچهها تعطیل هستند چرا یک فیلم کودک هم روی پرده نمیبینیم؟ چرا اکران فیلم کودک اینچنین با سهلانگاری همراه میشود؟ همه اینها باعث میشود که سینماگران رغبتی برای ورود به این حوزه نداشته باشند.
اما شاید آنچه که سرمایهگذاران بخش خصوصی را از سرمایهگذاری در این عرصه ترسانده این است که در یکی دو دهه اخیر قاطبه فیلمهای کودک حتی هزینه اولیه ساخت خود را هم برنگردانده و سرمایه گذاران را با شکست در گیشه مواجه کردهاند که بخشی از دلیل این امر را میتوان در قصه و ساختار این فیلمها جستجو کرد. فیلمهایی که عنوان «سینمای کودک» را به یدک میکشند اما به تعبیری «درباره کودکان هستند و نه برای کودکان» که البته این را پیش پا افتاده ترین دلیل برای شکست این گونه آثار میتوان قلمداد کرد. چراکه ارجح بر هر دلیلی این قصه و فیلمنامه آثار سینمای کودک است که آنها را با شکست مواجه میکند.
دغدغه دوم؛ در آرزوی «اکران مناسب»!
شاید «اکران فیلمهای کودک» اولین جملهای باشد که سینماگران عرصه کودک و حتی غیرکودک درباره آسیبشناسی این حوزه به زبان میآورند؛ دغدغهای که سالها سینماگران برای آن مرثیه خواندهاند اما هنوز هم سامان نیافته است.
ما شاید آنچه که سرمایه گذاران بخش خصوصی را از سرمایه گذاری در این عرصه ترسانده این است که در یکی دو دهه اخیر قاطبه فیلمهای کودک حتی هزینه اولیه ساخت خود را هم برنگردانده و سرمایه گذاران را با شکست در گیشه مواجه کرده انداولین جرقه بهبود این وضعیت را حجتالله ایوبی رییس اسبق سازمان سینمایی در سال ۹۳ و در حاشیه برگزاری بیست و هشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان زد که البته همیشه در حد یک وعده باقی ماند و عملی نشد؛ وی عنوان کرد که «سینمای کودک، سینمای آشتی مردم و خانوادهها با سینماست بنابراین در نظر دارم در سال آینده بخشهای بیشتری از جشنواره را به مردم اصفهان و مدیران اصفهانی واگذار کنیم. ضمن آن که در حال بررسی هستیم تا گروه سینمایی کودک و نوجوان را مانند گروه سینمای گروه هنر و تجربه راهاندازی کنیم که در این صورت، اصفهان پایگاه اصلی آن خواهد بود.»
این وعدهای بود که سینماگران هنوز هم از آن یاد میکنند و پیگیر این مطالبه هستند چراکه به نظر میرسد راه اندازی این گروه برای سینمای کودک میتوانست سرآغاز یک تحول باشد به طوری که بسیاری از سینماگران عنوان میکردند در این صورت کودکان در هر فصلی میتوانند فیلمی برای تماشا داشته باشند.
اما این موضوع تنها وعده بی عمل حجت الله ایوبی نبود بلکه محمدمهدی حیدریان رییس پیشین سازمان سینمایی هم بر تشکیل گروه سینمایی کودک و نوجوان تاکید داشت.
این را میشد از نامه ابراهیم داروغهزاده معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در سال ۹۶ برای اکران فیلمهای منتخب جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان دریافت که در آن نامه خواستار بازگشت فیلمهای کودک به سبد اکران شده بود.
هرچند همان معدود فیلمها هم در بازه زمانی نامناسب اکران شدند و این دستور تنها در حد رفع تکلیف بود اما همین امر دوباره زمزمههای تشکیل گروه سینمایی کودک و نوجوان را برانگیخت. اما در نهایت تنها به دستور شورای صنفی نمایش ختم شد که غلامرضا فرجی سخنگوی شواری صنفی نمایش در آذرماه سال۹۷ عنوان کرد «هر سرگروه سینمایی باید هر سال حداقل قرارداد نمایش یک فیلم کودک را به کار گروه ارائه و یک فیلم کودک اکران کند.» دستوری که هرچند در روزهای ابتدایی با جدیت دنبال شد اما به نظر میرسد همین نخ نیمبند هم درحال گسستن است چراکه بعد از اکران «پیشونی سفید» در ایام نوروز تنها «تپلی و من» (که البته فیلمی درباره کودکان است) توانست فرصت اکران پیدا کند و این درحالی است که نیمی از سال گذشته و تابستان فصلی است که کودکان میتوانند با فراغ بال به تماشای آثار بنشینند.
«پیشونی سفید» از معدود فیلمهای مختص کودکان در اکران ۹۸ بوده است
علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و دبیر سی و دومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان وضعیت اکران را بهبود یافته ترسیم میکند به طوری که در نشست خبری این رویداد سینمایی، نظام اکران آثار کودک را اصلاح شده عنوان و بیان کرد که وضعیت اکران بهبود یافته است.
وی بیان کرد: «برخی درباره اکران انتقاداتی دارند در حالی که وضعیت اکران اصلاح شده و هر فصل و تقریباً هر ۲ ماه یکبار شاهد اکران فیلم کودک هستیم، چون فکر میکنیم اگر فیلم جذاب کودک تولید شود پخش کنندگان و سینماداران به آن اقبال نشان میدهند. در سال نود و هفت ۱۵ فیلم کودک اکران شد که ما اگر همین روند را طی کنیم و به فکر زنجیره تولید فیلمهای خوب کودکان باشیم، وضعیت بهبود پیدا میکند. در حال حاضر بچهها دسترسی بالایی به فیلمهای خوب جهان دارند که همین مساله شرایطی را پیش روی فیلمسازان کودک و نوجوان قرار داده که باعث شده آنها تلاش کنند. ما هم تلاش کردیم این دیدگاه را داشته باشیم که در تولید و اکران و جشنواره فیلمهای با کیفیت و جذاب تری به نمایش درآیند.»
البته در همین نشست بود که او عنوان کرد دیگر از فیلمهای غیرجذاب سینمای کودک حمایت نمیکنند که البته اگر تعریف درستی داشته باشند همین موضوع میتواند یک گام رو به جلو باشد و از افزایش فیلمهایی که تنها در کشو باقی میمانند، جلوگیری کند.
«فیلمهایی که قهرمان ندارند؛ آثاری که نمونه خارجی قوی ای دارند، کودکانی که تنها با یک کلیک میتوانند به دنیایی از فیلمهای به روز جهان دست پیدا کنند؛» اینها تنها بخشی از صحبتهای سینماگران درباره قهرمان پروری در آثار کودک است.
دغدغه سوم؛ «قهرمان» گم شده!
بنتن، لاک پشتهای نینجا، بچه رییس، باب اسفنجی و… تنها بخشی از قهرمانان فیلمهای کودک غربی و هالیوودی هستند که کودکان ایرانی حتی اسباب بازی، لوازم التحریر و لباسهایی منقش به تصویر آنها را استفاده میکنند اما کدام یک از سینماگران ایرانی میتوانند ادعا کنند که فیلمهایشان در قهرمانپروری به قدری موفق عمل کرده که در یاد کودکان دهه هشتادی و دهه نودی باقی مانده است؟ کدام یک از کودکان ایرانی در مواجهه با این پرسش که «کدام شخصیت سینمای کودک را بیشتر دوست دارند؟» اول از همه به یاد شخصیتهای فیلمهای ایرانی میافتند؟
این ضعفی است که غالب فیلمهای ایرانی دارند؛ هرچند سینماگران مدام از وجود قهرمان در ادبیات غنی و داستانهای کهن ایرانی میگویند اما چه کسی تاکنون از این ادبیات به نحوی درست استفاده کرده تا کودکان را با خود همراه کند؟ کودکانی که دوباره به تماشای این فیلمها بنشینند این در حالی است که آنها بارها و بارها نمونههای خارجی را میببینند و در گفتگوهای روزمره خود نیز از این شخصیتها نام میبرند.
کدام یک از سینماگران ایرانی میتوانند ادعا کنند که فیلمهایشان در قهرمانپروری به قدری موفق عمل کرده که در یاد کودکان دهه هشتادی و دهه نودی باقی مانده است؟ کدام یک از کودکان ایرانی در مواجهه با این پرسش که «کدام شخصیت سینمای کودک را بیشتر دوست دارند؟» اول از همه به یاد شخصیتهای فیلمهای ایرانی میافتند؟ نادره ترکمانی که همواره سینمای کودک یکی از دغدغههای او بوده است، یکی از کسانی است که عنوان میکند میشود از ادبیات کهن خودمان الگو برداری کرد.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: «ما در فرهنگ بومی خود به قدری زمینههای جذاب داریم که نیازی به الگوبرداری از دیگر کشورها نداریم اما متاسفانه در حوزه انتقال فرهنگ خودمان به کودکان، کمکاری کردهایم. برای مثال گروهی محقق از مراکز قصهشناسی در جهان به ایران میآیند و با برنامهریزی گسترده و بودجه کافی، مَتلها و قصههای ایرانی را جمعآوری و این قصهها را به دیگر نقاط جهان ارسال میکنند و بعد میبینیم با اقتباس از فرهنگ ما و بهروزرسانی داستانهای کهن ایرانی، افسانههای زیبای کشور ما در دیگر نقاط جهان ارائه میشوند. در حالی که ما خودمان قدر گنجینهای را که داریم، نمیدانیم.»
اما این حوزه مرود غفلت واقع شده و کمتر کسی دست به اقتباس از ادبیات در آثار سینمایی به ویژه در فیلم کودک میزند.
سهیل موفق کارگردان سینما که پیش از این ۲ فیلم کودک با عنوانهای «پاستاریونی» و «شکلاتی» را در حوزه آثار کودک داشته و امسال جزو هیات انتخاب بخش سینمای ایران سی و دومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان بوده است، نبود ابرقهرمان را عمدهترین ضعف آثار کودک ایرانی میداند.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: «باید بپذیریم که در حال حاضر کودکان و نوجوانان ما قهرمانان یا ابرقهرمانانی از فیلمهای مختلف خارجی دارند در حالی که ما در این سالها به خاطر عدم سرمایه گذاری مناسب در این حوزه هنوز نتوانستیم یک قهرمان یا ابرقهرمان برای بچههای خودمان به ویژه نوجوانان تعریف کنیم چرا که این کار نیاز به بودجه، امکانات و نیروی انسانی زیادی دارد.
موفق تأکید کرد: البته باید بگویم ما از نظر نیروی انسانی و امکانات فنی از کشورهای اطراف و حتی خاورمیانه چیزی کمی نداریم اما همین کشورها به اهمیت ساخت فیلمهای مناسب برای کودکان و نوجوانان پی بردهاند و به این سمت حرکت کرده و نتایج خوبی هم گرفتهاند اما ما از این موضوع غافل ماندهایم. همکاران من در خلق ایدهها و فیلمنامههای خوب، موفق عمل کردهاند ولی وقتی چنین آثاری تولید میشوند، قابل ارایه و رقابت با آثار جهان نیستند یا اصلا به تولید هم نمیرسند! تمام این موارد هم ناشی از عدم اعتماد سرمایه گذاران به این ژانر است و من دلیل آن را نمیدانم.»
از دلایل دیگر موفق نبودن آثار کودک میشود به نبود چهرههایی سینمایی در این گونه از آثار اشاره کرد.
دغدغه چهارم؛ قهر «چهرهها» از ویترین سینمای کودک
یکی از المانهای تبلیغاتی هر فیلمی پوسترها و تصاویر چهرههایی است که در آن فیلمها به ایفای نقش پرداخته اند؛ پوسترهایی که سینماداران را به اکران فیلمها ترغیب میکند و سانسهای بیشتری را برای آنها در نظر میگیرند.
اما از آنجایی که در غالب فیلمهای سینمای کودک، بچهها هستند که نقش محوری را ایفا میکنند عملا این گونه آثار از داشتن چنین پوسترهایی بی نصیب هستند اما در این میان برخی از کارگردانها هم عنوان میکنند که اصلا بسیاری از چهرههایی سینمایی اصلا قبول نمیکنند در فیلمی حضور پیدا کنند که نقش اول آن را یک کودک ایفا میکند.
اما به نظر میرسد در چند سال اخیر این موضوع تاحدودی بهبود یافته و حضور بازیگران نسبتا موفق چهرهای مانند بهنوش بختیاری، حسن معجونی، شبنم مقدمی و… موید این موضوع است.
دلایل سینمای کودک برای موفق نبود در این یکی دو دهه کم نیست از بیاعتمادی دفاتر پخش نسبت به اکران کودک گرفته تا نداشتن قهرمان اما عمدهترین دلیل آن را میتوان در ضعف فیلمنامههای آنها دانست؛ ضعفی که در اکثر آثار سینمایی از جمله اجتماعی، کمدی و… نیز وجود دارد، گویا هنوز نتوانسته ایم از ابتداییترین رکن شکل گیری یک اثر عبور کنیم.
همین میشود که سهیل موفق عنوان میکند: «بیاعتمادی ناشی از ضعف برخی فیلم هاست وگرنه دفاتر پخش و سینماداران بر سر فیلم خوب بحث میکنند و دوست دارند اکرانشان به آنها برسد و در سانسهای زیاد نگه دارند بنابراین نمیتوانیم بگوییم دلیل این وضعیت سینمای کودک، کمکاری سینماداران و اکران نکردن فیلم هاست شاید دلیلش این باشد که فیلمی در قد و قوار استاندارد تصورات مخاطبان این ژانر وجود ندارد و موفقیتی حاصل نمیشود.»