فیلمبرداری «زنبور کارگر» به جنوب تهران رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «زنبور کارگر» در لوکیشنی حوالی جنوب تهران در حال پیگیری است.
به گزارش سینماپرس، فیلمبرداری فیلم سینمایی «زنبور کارگر» به نویسندگی سعید نعمت الله و تهیه کنندگی و کارگردانی افشین صادقی در بخشی از لوکیشن امامزاده ابراهیم و اسماعیل کهریزک در حال انجام است.
حمید فرخ نژاد، شبنم مقدمی، سعید آقاخانی، پگاه آهنگرانی، حسین مهری، علیرضا آرا، مارال فرجاد، ستایش موسوی و … گروه بازیگران متفاوت این درام اجتماعی را تشکیل می دهند.
در خلاصه قصه این فیلم آمده است: بیوک که سال ها پیش زنش را به دلیل اهمال پزشکی از دست داده، در نزاعی کشته می شود. حالا دختر او درصدد قصاص قاتل است. در این میان تنها شاهد، دوست دختر قاتل است…
از سعید نعمت الله، نویسنده تعداد زیادی از سریال های پربیننده تلویزیون، به تازگی مجموعه «برادر جان» در شبکه سه روی آنتن بود و «زنبور کارگر» بعد از «حوالی اتوبان» و «طاووس های بی پر»، سومین فیلم سینمایی او در مقام سناریست به شمار می رود.
افشین صادقی نیز دو فیلم سینمایی «داشتن و نداشتن» و «مقلد شیطان» و بیش از ۳۰ فیلم تلویزیونی را در جایگاه کارگردان در کارنامه خود دارد. «مقلد شیطان» در زمان اکران در سال ۸۹ نقدهای مثبتی از سوی منتقدان گرفت.
عوامل اصلی پروژه عبارتند از تهیه کننده و کارگردان: افشین صادقی، نویسنده و مدیر هنری: سعید نعمت الله، سرمایه گذاران: مهرداد سلیمی(صنایع غذایی انجمن)، امیر حسن امامی، مشاور تهیه کننده: غلامرضا گمرکی، مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا، صدابردار: سعید احمدی، طراح صحنه: محمدرضا میرزا محمدی، طراح لباس: آزاده میرزا قوام، طراح چهره پردازی: کامران خلج، جلوه های ویژه میدانی: آرش آقا بیک، تدوین: خشایار موحدیان، جلوه های ویژه بصری: فرید ناظر فصیحی، دستیار نویسنده: وحید فعال، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: فرزاد رحمانی، منشی صحنه: ساناز هرندی، عکاسان: تارا قنواتی زاده، اسرافیل قاسمی، جانشین تولید: مهرداد مهرپویان، مدیر تدارکات: رامین بهزادی، دستیار تهیه: مجید صادقی، تصویربردار پشت صحنه: علی یعقوبی، مسئول هنروران: الناز عطایی.



سرگرد نعمت جاهد (نوید محمدزاده) رئیس زندان،مردی جا افتاده و کاربلد با دیسیپلینی خاص…اونیفرم مرتب و موهای آراسته…موهای سفید در بناگوش…استایل نظامی بخصوص موقع راه رفتن…یک فرد سازمانی به تمام معنا و جویای نام،کوشا و جهد کننده اما در زندانی فرسوده و کلنگی …کاراکتری جذاب از سناریویی(نیما جاویدی) قصه محور و درماتیک… شادی وصف ناپذیر ترفیع ریاست شهربانی در پستو و خلوت خود با شنیدن خبر فرار سرخپوست می ماسد …درام واقعی شکل گرفته و با گره های مختلف به ابعاد و زوایای مختلف شخصیتی سرگرد پی می بریم…او بدنبال ناجی است بارها در طول فیلم صدایش می کند…زندان بانی است که درون خود از جمله عشق و آزادی را به بند کشیده از بروز آن ممانعت می کند…به دنبال سرخ پوست می گردد نمادی از طبیعت و آزادی…رهایی…زندانی که در مسیر باند پرواز قرار گرفته که باید فروریزد…عاشق مددکاریست(پریناز ایزدیار) که به مدد آزادی سرخ پوست برخواسته…زندان بانی است که خود واقعی اش را زندانی کرده است و از نظر او عدالت برگرداندن سرخپوست به زندان است بدون تحلیل بدون تفکر ولو اینکه بی گناه باشد…قورباغه ای تشنه در آرزوی برکه پشت دیوارهای زندان و لیوان آبی در دست سرگرد،جان می سپارد …تقابل عقل وعشق …چالشی بزرگ برای سرگرد در جامعه ای که سرخپوست (آزادی) اگر دستگیر شود اعدام خواهد شد و اگر در زندان بماند زیر آوار جان می دهد…تنها نعمت جاهد می تواند سرخپوست را آزاد کند…آزادی که در زیر چوبه دار فرسوده پنهان شده است…سکانسی در سلولی از زندان خود گرفتار می شود در اتفاقی بسته شده گیر می کند نقاشی خود را روی دیوار می بیند حلقه طناب دار دور گردنش با فریاد ناجی را صدا می زند به زحمت خلاص می شود،زمین می خورد و اونیفرمش کثیف شده با لباس سفید معمولی عوض می کند…مددکار«اینجوری بیشتر بهت میاد»



