X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

فیلم «سمفونی نهم» اعتراض به جریان سینمای امروز ایران است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدرضا هنرمند داور جشنواره فیلم فجر در سال 95 از سینمای مبتذل کمدی در سالهای اخیر صحبت می کند و از شرایط اکران فیلم «سمفونی نهم» می گوید.

محمدرضا هنرمند با ساخت فیلمهای «دزد عرسک ها» و «زنگها» در دهه ۶۰ در یاد دوستداران سینما مانده است. او بعدها کمدی های متفاوتی مثل «مرد عوضی» را ساخت. مخاطبان تلویزیونی هم با سریالهای خاطره انگیزی مثل «زیر تیغ» و «آشپزباشی» او را میشناسند. داور جشنواره فیلم فجر در سال ۹۵ که چندان اهل گفتگوی رسانه ای نیست، پذیرفت تا با آوینی فیلم درباره سینمای مبتذل کمدی در سالهای اخیر صحبت کند و از شرایط اکران فیلم «سمفونی نهم» بگوید.

وضعیت اکران فیلم سینمایی «سمفونی نهم» در چه مرحله ای است؟

هنوز بعد از اینکه فیلم را در جشنواره فجر پارسال نمایش دادیم، چندان وارد مرحله نوشتن قرارداد با پخش نشدیم. فعلا در حال تصمیم گیری هستم تا ببینم کدام پخش میتواند متوجه فضای فیلم باشد. فعلا که سیطره فیلمهای کمدی در سینمای ایران حاکم است و تقریبا همه دوستان عزیز ما تمایل به ادامه همین راه را دارند و باید منتظر تولید فیلمهای مشابه ای در ادامه باشیم. برای همین ما باید وارد مذاکره با پخش کننده ای بشویم که متوجه تفاوت و ویژگی های فیلم «سمفونی نهم» باشد تا بتوانیم با همکاری هم اکران خوبی داشته باشیم.

فکر می کنید در این سالهای اخیر بیشتر قدرت پخش کننده ها در اکران تاثیرگذار است یا سینمادار و شاید تهیه کننده؟

واقعیتش این است که در این سالها طوری شده که دیگر خیلی بین پخش کننده و سینمادارها فاصله ای وجود دارد، چون یکی شده اند یا حداقل سیاست ها و تمایل و سلیقه اینها متاسفانه خیلی شبیه هم شده است که نتیجه اش را در اکران می بینیم. در نتیجه میدان برای کارهای متفاوت تنگ تر شده و به نظر من این ماجرا پایان خوشی ندارد.

فیلم سمفونی نهم

با این شرایط فکر می کنید فیلم «سمفونی نهم» بتواند اکران مناسبی پیدا کند؟

اگر غیر از این بود اصلا فیلم را نمی ساختم. من شرایط تولید فیلم کمدی را هم داشتم و چند فیلمنامه کمدی خوب هم نوشتم ولی میخواستم حرف تازه ای بزنم. به عنوان یک سینماگر تجربه گرا علاقمندم که در همه زمینه ها کار کنم و برای همین در کارنامه ام فیلمهای مختلف کمدی و فانتزی و کودک و ملودرام وجود دارد. از طرفی به نظرم خیلی از این هیاهوی اکران و اظهارنظرها واقعی نیست و سلیقه مخاطب همین فیلمهای کمدی نازل نیست. من ثابت میکنم که سمفونی نهم میتواند یکی از پرفروش ها باشد.

شما آغازگر فیلمهای متفاوت کمدی در ایران بودید. با توجه به سابقه ساخت فیلمهای «مرد عوضی» و «مومیایی ۳»، شرایط این سالهای اخیر کمدی را چطور می بینید. اصلا میشود این فیلمها را کمدی دانست؟ فیلمهایی که هیچ حد و مرزی برای خانواده ایرانی در نظر نمیگیرند و شوخی های سخیفی دارند.

برای این فیلمها ارزش چندانی نمیشود پیدا کرد. ولی چیزی که امروز در حوزه سینما اتفاق افتاده است، حاصل استراتژی غلط است. با کمال تاسف عرض میکنم که من نه تنها در حوزه فرهنگ و هنر بلکه در هیچ حوزه ای مثل اقتصاد و صنعت نمیتوانم یک استراتژی مشخص را ببینم. وقتی استراتژی نباشد، جریان به دست آدمهای نامناسبی می افتد و تمایل آنها به سمت ابتذال است. افرادی که به دنبال منافع شخصی هستند تا ارتقای فرهنگ و هنر در کشور. نبود یک استراتژی کلان به نظرم در همه حوزه ها باعث هرج و مرج شده است و در فرهنگ هم به شرایطی که اشاره فرمودید، رسیده ایم.

یعنی این ولنگاری فرهنگی نتیجه بی کفایتی مدیران است؟

من مدیران فرهنگی را آدمهای بی تفاوتی نمی بینم. چون آنها هم در نبود استراتژی گیج میزنند. وقتی هیچ سیاست راهبردی وجود نداشته باشد، از مسئول تا همه عوامل تولید گیج میزنند. همه اینها حاصل بی برنامگی است. من بعضی از این دوستان را از نزدیک میشناسم و فکر نمیکنم مسئول فرهنگی ما آدم بی خیالی باشد و دغدغه فرهنگی نداشته باشد. اما مسئولی که نمیداند تا چه مدتی سر کار است، مشکل کلان نگری پیدا میکند. در نهایت این شرایط به نفع عده ای خاص و غیرفرهنگی میشود.

کمدی های سالهای اخیر را دیده اید؟

تعدادی را دیدم اما نه همه فیلمها را. احساس میکنم بعضی ها را نبینم، بهتر است! چون اینها را کاملا مغایر با سلیقه خودم میدانم. در واقع فیلم «سمفونی نهم» را به عنوان اعتراض به جریان غالب و مسلط سینمای ایران که کمدی است، ساختم. کمدی امروز به نظرم سخیف است و در شان جمهوری اسلامی و فرهنگ ما اصلا نیست. فیلم «سمفونی نهم» اعتراض به جریان سینمای امروز ایران است. من از نوجوانی تا امروز عشقم سینما بوده است ولی نه این سینمایی که امروز داریم. اگر این سینما باشد، من هیچ وقت تمایلی برای حضور در آن نداشتم. ما یک ایده آل های دیگری داشتیم که متاسفانه تحقق پیدا نکرد. امروز متاسفانه سینمای ما فقط به دنبال منافع است. من دغدغه دارم و از ابتدای انقلاب که در حوزه هنری شروع کردم، سوابقم ثبت است و آقایان میتوانند ببینند. اصلا هم انگیزه مالی بابت اینکه جوانی ام را در حوزه هنری بگذارم، نداشتم و تا مدتها در آنجا پولی هم نگرفتم، چون دغدغه ما هنر و اعتلای فرهنگی بود. اما الان مطلقا سیاست فرهنگی وجود ندارد و همه در مسابقه کسب درآمد حرکت میکنند که از نظر من جذاب نیست.

پیشنهاد شما برای عبور از بحران سینمای سخیف کمدی چیست؟ به نظر شما چه باید کرد تا دوباره فیلمهای سالم خانوادگی و جذاب تولید شود؟

به نظرم در سالهای اخیر هم که شرایط خراب شده و فیلمهای بدی تولید شدند، اتفاقات خوبی هم افتاده است و چند فیلم خوب و آبرومند ساخته شدند که البته فقط حاصل اتفاق است و یک جریان هدایت شده نیست. سلیقه آدمهای هنرمند و اعتراضی که به جریان غالب دارند، باعث تولید فیلمهای خوبی شد و امیدوارم همه از این نوع فیلمهای شریف حمایت کنند. چون این سینماگران در شرایط ناسالم دارند ریسک میکنند. گاهی فکر میکنم که همه چیز بی فایده است. به همین خاطر اصلا گفتگو نمیکنم. چون کسی اهمیتی به این حرفها نمیدهد و شرایط هر روز بدتر میشود.

شما چند سریال تلویزیونی ماندگار به نامهای «زیر تیغ» و «آشپزباشی» ساختید. چرا مدتی است سریال نمی سازید؟

پیشنهادات زیادی شد ولی به توافق نرسیدیم. متاسفانه در این سالها فاصله ما با تلویزیون خیلی زیاد شد. این را باید تلویزیون جواب بدهد چون با کمال معذرت باید بگویم که حتی دستمزد من از ساخت سریال «آشپزباشی» را ندادند و من هنوز بابت آن کار طلبکارم. این به نظرم رفتار ناخوشایندی است و به یک معنا بایکوت محترمانه هنرمند است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نباید برای خنداندن مردم به بی غیرتی برسیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محسن علی‌اکبری تهیه‌کننده فیلم سینمایی «وکیل مدافع» با اعلام اینکه از فروش فیلمش راضی است، عنوان کرد که ماه رمضان زمان مناسبی برای اکران این اثر بوده است.

به گزارش سینماپرس، محسن علی‌اکبری تهیه‌کننده فیلم سینمایی «وکیل مدافع» به کارگردانی مشترک سلمی بابائی و ونداد دوشن درباره نحوه اکران این فیلم به مهر گفت: یکی از بهترین زمان‌های اکران مربوط به ماه رمضان می‌شود چون مردم به دلیل گرمای هوا بیشتر شب‌ها خارج از منزل هستند و به تماشای فیلم‌ها می‌نشینند. از سوی دیگر ما فکر کردیم «وکیل مدافع» با حال و هوای ماه رمضان همسو است و آن سلامتی که مردم در آثار سینمایی به دنبالش هستند در این فیلم جاری است و با آسایش خیال می‌توانند در کنار اعضای خانواده به تماشای این فیلم بنشینند.

وی افزود: هرچند برخی عنوان می‌کنند این بازه زمانی، فصل مناسبی برای نمایش آثار نیست و ممکن است به چنین فیلم‌هایی لطمه بخورد ولی من تجربه فروش خوب یکی از فیلم‌هایم را در ماه رمضان داشته‌ام اتفاقاً به نظرم ماه مبارک رمضان زمان مناسب برای اکران فیلم‌هایی مثل «وکیل مدافع» است چون در این زمان انسان به خدا نزدیک می‌شود و این موضوع با فضای فیلم ما تطابق دارد.

علی‌اکبری با اشاره به فروش «وکیل مدافع» اظهار کرد: با توجه به اینکه فیلم ما در هفته اول اکران است فروش «وکیل مدافع» طبق پیش‌بینی‌های ما بوده و ما از این فروش راضی هستیم و امیدواریم در هفته دوم بتوانیم به فروش خوبی برسیم.

این تهیه‌کننده اظهار کرد: «وکیل مدافع» فیلم گیشه نیست ضمن اینکه ما فیلم مبتذل نساختیم و دوست نداشتیم به هر قیمتی پول درآوریم و این پول را به داخل خانواده‌هایمان ببریم. قرار نیست به هر قیمتی مردم را بخندانیم و نباید برای این منظور به بی غیرتی برسیم و مسیر را اشتباه برویم.

وی تأکید کرد: من عاشق سینمای طنز هستم اما سینمای طنز من «کتاب قانون» یا «همیشه پای یک زن در میان است» است. بنابراین نباید به هر قیمتی هر جمله سخیفی را در سینما ترویج کنیم همین امر باعث می‌شود در آینده مطالب دیگری از ما طلب شود، آیا ما می‌توانیم ادامه این جمله‌های سخیف و خنده‌های ناشی از آن را هم تأمین کنیم؟

علی‌اکبری در پایان تصریح کرد: فکر می‌کنم من تنها تهیه‌کننده‌ای هستم که از اکران فیلمم در این بازه زمانی راضی هستم. با آغاز پخش تیزرهای تلویزیونی امیدوارم بتوانیم به فروش بهتری هم برسیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مدل ماه عسل پس از چند سال از فرط کهنگی به پایان رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هر ساله رسانه ملی اقدام به تولید برنامه هایی در قالب های مختلف برای پخش در ایام مبارک رمضان می کند به برنامه سازان و تهیه کنندگان و مدیران پیشنهاد می شود به سراغ برنامه هایی با طرح های جدید و حرف های غیر تکراری بروند. برنامه هایی که هم جذاب و هم سرگرم کننده برای لحظات نورانی روزه داران باشد.

به گزارش سینماپرس، ماه مبارک رمضان، ماه خودسازی و رسیدن به کمال است. ماه پُربرکتی که نشانه های بسیاری مبنی بر ارزش و اعتبارش به گواه سخنان بزرگان دین وجود دارد. ارزش ماه مبارک رمضان همین بس که ماه خدا است و پیامبر گرانقدر اسلام(ص) آرزو می کرد که تمام سال، ماه مهمانی خدا باشد. در چنین ماه عزیزی که برای ما مسلمانان ارزش والایی دارد، لحظات پرباری را باید در نظر گرفت و نقش رسانه ها و به خصوص تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه حائز اهمیت بسیاری است.

هر ساله رسانه ملی اقدام به تولید برنامه هایی در قالب های مختلف برای پخش در ایام مبارک رمضان میکند و در این میان برنامه هایی با محوریت سخنرانی و با زمینه احکام اسلامی و سریالهای تلویزیونی از همه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. امسال نیز به روال سالهای گذشته سریالهای تولیدی از شبکه های یک، دو و سه در حال پخش است و برخی از سریالهای پرمخاطب قدیمی که در قالب دینی و تاریخی هستند همانند سریالهای امام علی (ع) و یوسف پیامبر به بازپخش رسیده اند. درباره سریالهای تولیدی تلویزیون که در شروع پخش خود قرار دارند، میتوان در زمان مناسب بیشتر صحبت کرد.

از یادها رفته

یکی از مهمترین اتفاقات رسانه ملی در آستانه ماه مبارک رمضان، حاشیه ایجاد شده درباره چند برنامه گفت و گو محور بوده است. انتخاب «بنیامین بهادری» برای اجرای برنامه ای جایگزین ماه عسل و ورود معاونت سیما برای جلوگیری از اجرای این خواننده و بازیگر که از او به عنوان سلبریتی یاد میشود، اولین اتفاق پرحاشیه تلویزیون در رمضان امسال بود. رویه حضور سلبریتی ها در قالب مجری که جزو سیاست جدید شبکه سه می باشد و پیش از این از طریق محمدرضا گلزار تجربه شده بود، در شرایطی به بنیامین رسید که مهمترین ساعت ملکوتی این ماه را در برمی گرفت و خوشبختانه با ورود یک مقام مسئول از انجام آن جلوگیری شد. همانگونه که خبر حضور بنیامین در ویژه برنامه افطار این شبکه نقدهای بسیاری را به دنبال داشت، بحث مخاطب سنجی و رسیدن به خواسته مخاطبان را هم دربرمی گرفت. رویه ای که چندی است بطور کل نادیده گرفته است. همانگونه که هیچ عقل سلیمی با شنیدن آهنگ لکنت بنیامین و ترانه دنیا دیگه مثل تو نداره! به وصال نمیرسد و هیچ کسی انتظار ندارد که یکی از افراد زحمتکش در حرفه های مختلف کاری سر از خوانندگی یا بازیگری دربیاورد، این انتظار هم وجود ندارد که هر کسی تحت عنوان سلبریتی در قالبهای مختلفی جهت جذب مخاطب و البته جذب اسپانسر مشغول به کار شود.

1048504.jpg

اگر برنامه زنده «جشن رمضان» در شبکه پنج سیما را در این چند شب دیده باشید، حضور جواد رضویان و شهره سلطانی به عنوان مجریان برنامه اثبات کننده این حرف است که هر کسی را برای کاری ساخته اند و هر چهره ای نمیتواند در مقابل دوربین نقش مجری را بازی کند. عدم تسلط شهره سلطانی در لحن و عدم تسلطش در اجرا و شوخی های خارج از محدوده ی برنامه ای در فضای ماه رمضان در کنار عدم وجود هرگونه متن برای پیشبرد برنامه، این برنامه را تبدیل به یک برنامه سردرگم به جای سرگرم کننده کرده است. برنامه ای که در ابتدا قرار بود از وجود رضویان و سلطانی در قالبهایی خارج از شخصیت واقعی خودشان و به عنوان بازیگر استفاده کند و به همین دلیل نامهای دیگری غیر از نام اصلی در ابتدای برنامه برایشان انتخاب شد تا آنها به عنوان زن و شوهر در آیتم های مختلف جلوی دوربین حرف بزنند اما ناگهان در روزی دیگر و لحظه ای دیگر رضویان باز هم تبدیل به «جواد» میشود. جدا از این گروه تولید این برنامه همانند خیلی از برنامه های دیگر گمان کرده است که حضور چند چهره که اقبال مردمی هم دارند، تنها راه موفقیت میتواند باشد و نیاز به هیچ طرح و نوشته ای جهت اجرای آنها نیست. برای نمونه شب گذشته که موضوع لباس برای برنامه جشن رمضان انتخاب شد، تنها حرفی که اصلا زده نشد درباره همین موضوع بود و یکسری حرفهای تکراری و پیش پاافتاده که هر کودکی میداند، بین دو مجری تازه وارد رد و بدل شد و جالب اینکه میهمان برنامه هم علی مشهدی معروف برنامه های کمدی بود تا باز هم خاطره پیژامه را مطرح کند و در آنسو هم شهره سلطانی از مهمان برنامه بخواهد به او هم توجه کند! از طرفی در نبود هرگونه طرح در این برنامه، آیتم ثابتی از گفتگوی نمایشی رضویان با یک فرد معتاد هم جدا از بدآموزی اش هیچ نکته ای ندارد. این برنامه همانند بسیاری از برنامه های دیگری که در حال اجرا است، نمونه ای از نبود استراتژیک مشخص می باشد.

اختیاریه

از سویی مدل ماه عسل که پس از چند سال از فرط کهنگی به پایان رسید، در سالهای اخیر به عنوان تنها طرح پیشنهادی تهیه کنندگان برای در اختیار گرفتن آنتن به کار میرود. کافی است این شبها شبکه های مختلف تلویزیون را مرور کنید تا یک مجری را در مقابل چند فرد مصیبت زده ببینید و این برنامه های تکراری نه تنها باری از دوش آن عزیزان کم نمیکند، بلکه تنها جنبه شعاری با یکسری حرفهای تکراری و حتی سوء استفاده از افراد حادثه دیده دارد. نمونه ای از اینگونه برنامه ها، «اختیاریه» ویژه ماه مبارک رمضان در شبکه پنج سیما است که با تهیه و اجرای سیدمرتضی فاطمی از همان الگوی ماه عسل استفاده میکند، غافل از اینکه احسان علیخانی خود فهمید که دیگر آن مدل برنامه سازی در عصر جدید جواب نمیدهد، همانگونه که دیگر جیغ و سوت و هورای برنامه خندوانه هم تاثیری نخواهد گذاشت.

هزار راه نرفته

از اتفاق رخ داده برای برنامه قدیمی «هزار راه نرفته» که در روزهای اخیر فضای صفحات مجازی را اشغال کرده هم که دیگر جایی برای گفتن باقی نمی ماند، وقتی یک تهیه کننده به دور از کوچکترین تحقیقی از زوج جوانی تحت عنوان توبه کنندگان استفاده میکند و لحظاتی بعد از پخش برنامه، بدترین تصویر ممکن از آنها در فضای مجازی می چرخد. حالا آن فیلم مربوط به چند ماه گذشته بوده یا نه و دقیقا در چه زمانی آنها توبه کردند، مهم نیست و فقط توجیه مشترک آن زوج و تهیه کننده برنامه می باشد. مساله اصلی رویکرد نامناسب برنامه ای است که مهمترین نیاز یک رسانه یعنی اعتماد را از بین می برد، فارغ از اینکه در این دوره و زمانه که جولان شبکه های اجتماعی است، طرح های کهنه شده ای مثل «هزار راه نرفته» و دیدن پشیمانی افراد خیلی دور از باورپذیری است. از این رو عدم تحقیق در خلق طراحی و انتخاب مهمانان موجب اتفاقات نامناسبی مثل «هزار راه نرفته» میشود و سابقه عدم دانش و تبحر گروه نویسندگان همان اتفاق مشابه با مسابقه «برنده باش» را رقم میزند که یا سوالات پیش پاافتاده مطرح میشد و یا گزینه های اشتباه پیش روی شرکت کنندگان قرار می گرفت!

مساله مهمی که به برنامه سازان و تهیه کنندگان و به خصوص مدیران تلویزیون توصیه میشود، توجه به طرح های جدید و حمایت از برنامه هایی است که از مسیری دور از تکراری بودن و کپی کاری از برنامه های داخلی و خارجی و دورماندن از تقلید، میخواهند حرف تازه ای برای مردم بزنند. حرفی که هم جذاب و هم همراه با شرم و حیا برای مخاطب ایرانی باشد. به خصوص در ایام ماه مبارک رمضان که باید فضای معنوی در کنار سرگرمی همراه با لحظات نورانی روزه داران باشد.

* آوینی فیلم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

واکنش بهروز افخمی نسبت به صحبت های اخیر عراقچی+ فیلم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهروز افخمی، کارگردان سینما صحبت های اخیر عراقچی درمورد خروج اتباع افغانی از ایران را خجالت آور دانست.

به گزارش سینماپرس، بهروز افخمی، کارگردان سینما در برنامه نقدسینما درخصوص صحبت های اخیر عراقچی درمورد خروج اتباع افغانی از ایران گفت: این گونه حرف ها از جنس حرف‌های ترامپ درباره مهاجران مکزیکی است. حرف اونقدر خجالت آوره که ارزش مسخره کردن هم نداره.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آخرین مهلت ثبت نام ۲ بخش جشنواره فیلم شهر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دبیرخانه هفتمین جشنواره بین المللی فیلم شهر آخرین مهلت ثبت نام و ارسال آثار به بخش مسابقه اقلام تبلیغاتی سینمای ایران و بخش فیلم محله را ۳۱ اردیبهشت ماه اعلام کرد.

به گزارش سینماپرس، صاحبان آثار در بخش اقلام تبلیغاتی سینمای ایران اعم از عکس، پوستر، لوگو، آنونس و عنوان بندی و همچنین مسابقه فیلم محله تا پایان اردیبهشت ماه فرصت دارند که آثار خود را برای شرکت در بخش مسابقه هفتمین جشنواره فیلم شهر ثبت نام کرده و به دبیرخانه تحویل دهند.

در این دوره از جشنواره آثار کوتاه و نیمه بلند نیز می‌توانند پوستر فیلم خود را در بخش مسابقه شرکت دهند.

آثار در این بخش به طور مجزا داوری می‌شود.

هفتمین جشنواره بین المللی فیلم شهر توسط موسسه تصویر شهر و به دبیری هاشم میرزاخانی تابستان سال جاری در شهر تهران برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«بی گدار» به جشنواره ای در مجارستان راه یافت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم مستند «بی گدار» به کارگردانی علیرضا دهقان به جشنواره بین المللی فیلم طبیعت و محیط زیست مجارستان راه یافت.

به گزارش سینماپرس، علیرضا دهقان از حضور مستند «بی گدار» در جشنواره بین المللی فیلم طبیعت و محیط زیست مجارستان «Gödöllő» خبر داد.

فستیوال فیلم طبیعت «Gödöllő» اولین بار در سال ۲۰۱۵ با شعار «حفظ طبیعت و محیط زیست با قدرت هنر و نمایش» برگزار شد و رسالت خود را در بالا بردن آگاهی عمومی نسبت به حفظ تنوع زیست محیطی و منابع طبیعی و همچنین بالا بردن ارزش زیبایی کره زمین تعریف کرده است.

این جشنواره از ۲۴ تا ۲۷ می مصادف با ۳ تا ۶ خرداد ماه در مجارستان برگزار می‌شود.

از جمله عوامل این پروژه می‌توان به نویسنده و کارگردان: علیرضا دهقان، پژوهشگر: راحیل صحرایی و علیرضا دهقان، فیلمبرداران: حامد بقاییان و بهروز بادروج، صدابردار: بهنام عباسی‌فر، صداگذار: حسن مهدوی، تدوین: شیرزاد احمدی، تهیه‌کننده: مجید عزیزی اشاره کرد.

پژوهشگران معتقدند اگر برای بحران آب در ایران تمهیدی اندیشیده نشود ایرانِ هفت هزار ساله تا ۲۰ سال دیگر از بی آبی و خشکسالی، غیر قابل سکونت خواهد شد.

این مستند تاکنون توانسته است نامزدی بهترین کارگردانی، بهترین پژوهش و بهترین فیلم ایفیک جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» ۱۳۹۶، نامزد بهترین فیلم و بهترین کارگردانی دهمین جشن مستند سینمای ایران ۱۳۹۷، برگزیده بهترین فیلم مستند جشنواره ملی فیلم امید ۱۳۹۶، برگزیده جشنواره سراسری فیلم سیمرغ و بهترین پژوهش جشنواره سراسری امید، برگزیده بهترین فیلم مستند جشنواره بین‌المللی فیلم حسنات ۱۳۹۷، نمایش در جشنواره Bigwater آمریکا ۲۰۱۸، حضور در جشنواره بین‌المللی محیط زیست فدراسیون روسیه ۲۰۱۸ و کسب عنوان بهترین مستند کوتاه جشنواره بین‌المللی فیلم ایندیپندنت آمریکا ۲۰۱۸ را داشته باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

درخواست دستمزد ۱/۵ تا ۲ میلیاردی دو بازیگر طنز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محسن علی‌اکبری تهیه‌کننده «وکیل مدافع» گفت: “رضا عطاران” و “مهران مدیری” برای بازی در این فیلم‌ رقمی حدود ۱/۵ تا ۲ میلیارد تومان درخواست کردند.

به گزارش سینماپرس، محسن علی‌اکبری تهیه‌کننده «وکیل مدافع» که این روزها به روی‌ پرده است با بیان اینکه در ابتدا برای بازی در این فیلم‌ با “رضا عطاران” و “مهران مدیری” صحبت کرده است، گفت : البته اگر این دو عزیز فرصت حضور در فیلم را داشتند مبالغی از ما درخواست شده بود که ما توانایی پرداخت آن را نداشتیم. دستمزدی که آنها می‌خواستند رقمی حدود ۱/۵ تا ۲ میلیارد تومان بود که ما توانایی پرداخت این دستمزد را نداشتیم. فروش فیلم نیز نمی‌توانست این میزان دستمزد را بازگرداند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

از سینما دلزده هستم/ چیزی به نام ارزش سینمایی باقی نمانده – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پولاد کیمیایی گفت: امروز دیگر دغدغه ای که بیست سال پیش برای سینما داشتم را ندارم. حتی فکر می کنم شاید اگر راه دیگری می رفتم بد نبود. او خبر داد که قصد دارد به زودی با یک تئاتر روی صحنه برود.

به گزارش سینماپرس، این بازیگر در گفت و گو با ایسنا مطرح کرد: اگر بخواهم دروغ نگویم از سینما دلزده هستم. چون چیزی به نام ارزش سینمایی باقی نمانده. فیلمها فقط گیشه شده اند و گیشه شان خیلی هم ارزان است! می خواهند مخاطب را به هر قیمتی بخندانند. یا سینمای غرغروی سیاه نمای جشنواره پسند می بینیم یا خوشی های دروغینی که در جامعه نیست را می بینیم و با رویا فروشی مواجهیم. یک زمان بزرگترهایی در سینما وجود داشتند اما الان خیلی چیزها از بین رفته. نمی خواهم بگویم در تئاتر نیست، یا در جامعه نیست. در همه جای جامعه همین زوال را شاهدیم. آن خودخواهی ای که در رانندگی ما هست، در بقیه سطوح زندگی هم هست. قطعاً سینما و دولت و … هم مستثنی نیستند. همه جا را مردم ساخته اند و این حکایت ما مردم است. امروز دیگر دغدغه ای که بیست سال پیش برای سینما داشتم را ندارم. حتی فکر می کنم شاید اگر راه دیگری می رفتم بد نبود. امیدوارم تئاتر، کمی قلقلکم بدهد و از آن لذت ببرم.

این بازیگر در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: مدتهاست دغدغه این را دارم که تئاتر کار کنم، منتها منتظر فرصتی بودم که این فرصت بتواند برای من چالش ایجاد کند و بتوانم گامی محکم بردارم. تئاتر از سینما جداست و تخصصی متفاوت در زمینه بازیگری می طلبد. چندین بار خیز برداشتم تا با کارگردانانی کار کنم منتها به دلایل مختلف این فرصت تا امسال دست نداد. امسال فرصتی برای من ایجاد شده که می‌خواهم حتماً تئاتر را تجربه کنم و همین طور اجرای کنسرتی رسیتال را در برنامه ام دارم.

پولاد کیمیایی افزود: یکی از حُسن های تئاتر این است که بازیگر را از تنبلی بیرون می آورد. دستاوردهای کمتری دارد و ریاضت بیشتری، اما در لحظه بودنش لذتی به بازیگر می دهد که بی همتاست. وقتی قرار است در یک زمان محدود نقشی را بازی کنی و همان وقت مخاطب تو روبروی توست و واکنشش را همان لحظه می بینی، این جسارت می طلبد و روتوش شده نیست، مونتاژی در کار نیست که برداشت موفق تو بیرون بیاید و ضعف هایت پنهان شود. ضعفی هم اگر باشد، معلوم می شود و همین جالب است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«آن‌سوی ابرها» در چین اکران می شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «آن‌سوی ابرها» اثر مجید مجیدی قرار است از فردا ۲۴ می در سینماهای چین اکران شود.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «آن‌سوی ابرها» که در سال ۲۰۱۷ توسط زی استودیوز تهیه شده، توسط مجید مجیدی نوشته و کارگردانی شده است. ماجراهای این فیلم در خیابان های بمبئی اتفاق می افتد و دغدغه اصلی آن، روابط انسانی است. این فیلم نسخه پرورش یافته فیلم «بچه های آسمان» مجیدی است.  

فیلم سینمایی «آن‌سوی ابرها» ۲۰ اپریل ۲۰۱۸ در هند اکران شده بود و پیش از اکران در هند، در نوامبر ۲۰۱۷ در جشنواره بین المللی فیلم هند نیز شرکت کرده بود. مجیدی کارگردان شناخته شده سینمای ایران ایس که با فیلم بچه های اسمان نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

الگوریتم نیازسنجی از مخاطب در سینمای ایران وجود ندارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: متاسفانه در شرایط کنونی فضا به سمتی پیش می‌رود که یک فیلم تا کمی بیشتر از دیگر فیلم‌های روی پرده فروخت، سازندگان آنها، سریعا به فکر برندسازی می‌افتند و در پی ساخت دنباله‌هایی برای فیلم خود هستند، بدون اینکه به دیگر اضلاع رایج دنباله‌سازی توجهی داشته باشند.

به گزارش سینماپرس، «تریلوژی» یا «سه‌گانه» یکی از عادات مرسوم برندسازی در سینمای جهان است. اتفاقی که سازوکار آن برخلاف آنچه در سینمای ایران روی می‌دهد، چندان هم ساده نیست. پارامترهای تعیین‌کننده برای اینکه یک اثر موفق دنباله‌ای ساخته شود هم با یکدیگر متفاوت است. این سازوکار نسبتا علمی در کشورهای صاحب‌نام در عرصه سینما، «تریلوژی» نامیده می‌شود و در سینمای ملی ما «سری‌سازی». اتفاقی که در دهه‌های گذشته، چندان در سینمای ما عرف نبود و پایش از حدود یک دهه پیش میان سینماگران ما باز شد و طی چند سال اخیر با شتاب بیشتری روبه‌رو شده است.

این سرعت بالای سری‌سازی در سینمای ایران، در یکی، دو سال اخیر، مضاعف شده است. تنها در همین دو روز گذشته اخباری مبنی‌بر ساخت «تگزاس ۳» و «چند می‌گیری گریه کنی ۲»، دست‌به‌دست در فضای رسانه‌ای چرخید تا التهاب این سری‌سازی‌ها بیشتر مشخص شود. از نام فیلم‌ها نیز به‌راحتی می‌توان متوجه شد که بدنه این ساخت‌وسازهای سینمایی، متشکل از چه ژانری است. اما آنچه در این میان نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد، باب‌شدن این قبیل فیلم‌سازی در سینمای کشور است که حتی پای کارگردانان ماندگار تاریخ سینما و ارزشی‌های ما را نیز به آن باز کرده است.

  نگاه صرف به گیشه

نگرانی دیگر رشد این شکل تولید، نبود «دغدغه» در آثار ساخته شده و پایین‌آمدن جنس آثار دغدغه‌مند در تولیدات سالانه سینمای ملی است. اکثریت قریب به اتفاق این فیلم‌ها تشنه گیشه هستند و سودآوری قابل‌توجه سری‌های قبلی آنها نیز نتوانسته عطش سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان آن آثار را سیراب کند. این حریص بودن، آن هم در شرایطی که شاید اصلا الزامی برای دنبال‌کردن یک قصه در سری‌های بعدی وجود نداشته باشد، سبب شده تا کیفیت فضاسازی‌های داستانی در دنباله‌های بعدی یک اثر موفق خدشه‌دار شود. همان‌طور که می‌بینیم، کمتر دنباله‌ای را در سینمای ایران مشاهده می‌کنیم که توانسته باشد از نظر کیفی، هم‌پای قسمت اول خود مترقی نشان دهد.

در این شرایط، برای هر فیلمی در تاریخ سینمای جهان، می‌توان دنباله ساخت. در این بحث، الگوریتم نیازسنجی از مخاطب در سینمای ایران وجود ندارد. اینکه دست‌های پنهان بازار، چه نیازی را برای مخاطب رقم می‌زند؛ قاعده اشتباهی است. درواقع بازارساز سینما در ایران، تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران هستند و مخاطب، همواره حق انتخاب از میان دست‌پخت‌های جبری آنان را داشته است. هیچ نیازی از سوی مخاطب سبب نشده سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان ما به اجبار به سمت گرایشی منعطف شوند و این، یکی از اصلی‌ترین مبادی انحراف دنباله‌سازی در سینمای ایران است.

فارغ از اینکه اکثریت جامعه سینمایی کشور در عرصه تولید، دغدغه فرهنگ‌سازی ندارند و به شکلی ناخواسته در همان مسیر عرفی قضیه پیش‌ می‌روند، سبب شده تا «گیشه»، تراز محبوبیت یک اثر در سینمای ایران قلمداد شود. حال آنکه در سینمای حرفه‌ای، گیشه، تنها یکی از فاکتورهای جدی برای ساخت سری بعدی یک اثر محسوب می‌شود. اعتنای تمام و کمال دنباله‌های ایرانی به گیشه خوب قسمت اول یک اثر، مهندسی خوبی را در تولیدات سالانه ما رقم نمی‌زند. در نگاه کلان، تکه‌های پرتعداد پازل سینمای حرفه‌ای را به خود اختصاص داده و سبب می‌شود تا عمده تولیدات سینمای ملی به نام کمدی، از جنس سینمای بدنه باشد.

  وسوسه تمول

در تمام این کارکردهای عملی خواسته و ناخواسته، پای «پول» در میان است. وقتی یک فیلم سینمایی در گیشه، کمی بیشتر از سایر فیلم‌های دیگر فروخت، عوامل آن اثر به‌زعم خود، تکنیک‌های جذب مخاطب بیشتری برای سری‌های بعدی را متوجه شده و تلاش می‌کنند تا با رعایت آن آیتم‌ها، به سرمایه بیشتری در گیشه برسند. چون حداقل یک تا سه سال بین هر دنباله فاصله است، افزایش رقم بلیت، انتظاری نابجا را درمورد یک اثر رقم می‌زند که سری دوم یک فیلم توانسته ۳۰ درصد بیشتر از سری نخست خود بفروشد. حال آنکه تنها معدود فیلم‌هایی در سینمای ما هستند که توانسته‌اند از این ارقام بیشتر بفروشند و درواقع به سود واقعی دست یابند. «اخراجی‌ها» و «نهنگ عنبر»؛ دو نمونه موفق این جمله آثار هستند که هر سری آنها، با رشد مخاطب مواجه بوده و سطح محبوبیت‌شان، محدود به قیمت بلیت رشدیافته در طول سال‌ها نبوده است.

این وسوسه تمول تا جایی پیش رفته که حتی پای کارگردانانی که کارنامه آنها، همگونی با این جریان ندارد را نیز به غائله باز کرده است. به‌عنوان مثال «مسعود اطیابی» را پیشتر به‌عنوان یک کارگردان ارزشی‌ساز می‌شناختیم که حالا تنها در عرض چند ماه دو کمدی «دینامیت» و «تگزاس ۲» را جلوی دوربین برد و حالا هم قرار است طی چند ماه آتی، فیلمنامه نوشته شده «تگزاس ۳» را نیز بسازد. در همین چارت، خبرهایی مبنی‌بر ساخت «سنتوری ۲» مهرجویی و «ضیافت ۲» کیمیایی نیز به گوش می‌رسد. این جریان درواقع سبب می‌شود تا کارگردانان مهم ما با ساخت دنباله، از مسیر طبیعی خود جدا شده و وقتی دنباله آنها به‌واسطه شهرت قسمت نخست، مورد استقبال قرار گرفت، عملا در همین مسیر قرار می‌گیرند. کافی است نگاهی به نام دنباله‌سازان در سینمای ما بیندازید تا متوجه چسبندگی بالای این شکل فیلمسازی در آنها شویم. وقتی ۱۴ سال پس از «چند می‌گیری گریه کنی»، حالا گروه قرار است با شخصیت‌هایی دیگر و البته نویسنده و کارگردان دیگری، به سراغ سری دوم آن برود، چه چیزی جز «گیشه» می‌تواند نقش تصمیم‌گیر را در آنها داشته باشد؟ آیا نیاز مخاطب سینمایی پس از ۱۴ سال، می‌تواند چنین کمدی‌ای باشد؟ ساخت قسمت دوم فیلم «نقاب» توسط «کاظم راست‌گفتار» نیز تا حدود زیادی در همین زمینه خلاصه می‌شود. ردپای دیگر دنباله‌های بعضا موفق سینمای ایران نیز به گیشه صرف می‌رسد که «کلاه قرمزی و سروناز»، «کلاه قرمزی و بچه ننه» و «شهر موش‌ها ۲»، مهم‌ترین این نمونه‌ها هستند.

تا زمانی که «گیشه»، ملاک اول و آخر مقبولیت یک اثر سینمایی محسوب شود، رشد چنین جریان‌هایی ولو با کارگردانان صاحب‌سبک این سینما، چندان دور از انتظار نخواهد بود.

  دوری از معادلات جهانی سری‌سازی

«گیشه»، قطعا عنصری تعیین‌کننده برای ساخت یک دنباله سینمایی است اما نه لزوما تنها عامل آن. در هالیوود، سیستم استودیویی به‌رغم تمام انتقادهایی که متوجه آن است، حداقل در این زمینه موفق عمل کرده است. اینکه یک فیلم دو اکران متفاوت را در آمریکای شمالی و جهان (با تمرکز بر اکران چین) تجربه کرده و درنتیجه گیشه به یک رقم خالص واقعی بدون زدوبندهای مافیایی دست پیدا می‌کند؛ میزان محبوبیت فیلم در کشورهای مختلف سنجیده می‌شود و نظرسنجی‌های مجازی و رسانه‌ای بسیاری حول یک فیلم شکل می‌گیرد. درکنار تمام این موارد، قدرت محبوبیت کارگردان و بازیگران آن اثر در فیلم‌های دیگر ملاک قرار می‌گیرد تا جمع اینها گردانندگان یک کمپانی را به این باور برساند که آیا می‌خواهند برای آن فیلم موفق دنباله‌ای بسازند یا خیر.

ضمن اینکه عموما تصمیم‌گیری برای این منظور، به شکلی بلندمدت است. یعنی وقتی پروسه نیازسنجی در سطحی وسیع صورت گرفت، کارشناسان کمپانی، نقشه راه یک اثر را برای یک دهه با لحاظ‌کردن هرگونه احتمال، روی کاغذ می‌آورند و مثلا عنوان می‌کنند که برای این اثر، چند دنباله در چه سال‌هایی و چند اسپین‌آف (سریال فرعی) تولید شود. به‌عنوان مثال فیلم موفق «احضار» (conjuring) را درنظر بگیرید. قسم نخست این فیلم موفق، ژانر وحشت در سال ۲۰۱۳ بود. فیلم توانست با هزینه تولید حدود ۲۰ میلیون دلاری خود، حدود ۱۶ برابر این رقم یعنی ۳۲۰ میلیون دلار فروش داشته باشد. در ۲۰۱۴ تصمیم بر این گرفته شد که سری دوم آن در سال ۲۰۱۶ و سری سوم نیز در سال ۲۰۲۰ روی پرده برود. اسپین‌آف «آنابل» نیز خود فیلم مستقلی شد که دو قسمت آن تاکنون به نمایش درآمده و قسمت سوم آن نیز ژوئن امسال روی پرده خواهد رفت.

این چرخه، حتی در ظاهری‌ترین شکل ممکن خود در سینمای ایران مشاهده نمی‌شود. همین «تگزاس» را درنظر بگیرید. قسمت دوم این کمدی تنها سه هفته روی پرده است که تهیه‌کننده آن اعلام می‌کند فیلمنامه قسمت سوم آن نگارش یافته و فیلم حداکثر تا زمستان امسال جلوی دوربین می‌رود. در همین رابطه، فیلم تجاری «اره» را درنظر بگیرید که قسمت هشتم آن، هفت سال بعد از هفتمین سری آن ساخته شد و توانست ۱۰ برابر هزینه تولید خود بفروشد.

  نبود قانون بازدارنده

اگر بخواهیم در آسیب‌شناسی این جریان خزنده قدیمی و حالا آشکار امروزی، به‌دنبال سرمنشأ باشیم، باید به سازمان سینمایی برسیم. سازمانی که امور اجرایی خود را تا حدود زیادی به شورای صنفی نمایش تفویض کرده که شالوده اجرایی آن شورا هم امور اجرایی و روز سینماست و ورودی در شکل قانونگذاری نمی‌کند.

سازمان سینمایی هم اگر قانون نه‌چندان سفت‌وسخت رده‌بندی سنی فیلم‌ها را کنار بگذارد، تا امروز تلاشی مبنی‌بر پیاده‌سازی نگاه نوین علمی در سینمای ملی نکرده است. فارابی و سینما شهر نیز اصلا در پروسه این سیاستگذاری‌ها قرار ندارند. بنابراین این خلأ در سینمای ملی سبب شده تا هیچ قانونی ولو درون‌سازمانی برای ساخت دنباله در سینمای ایران مطرح نباشد. فیلمنامه دنباله‌ها مانند دیگر فیلم‌ها، همان پروسه معمول را طی می‌کند و به‌راحتی هم مجوز می‌گیرد. حال آنکه بیشترین میزان جنس شوخی در این دنباله‌ها، شوخی‌های رکیک جنسی است. از همین «تگزاس» گرفته تا «گشت ارشاد» و «نهنگ عنبر». درواقع دنباله در سینمای ایران به محلی برای کسب درآمد حداکثری با هر شیوه ممکن شده است. در این هر شیوه ممکن، شوخی‌های اروتیک در صدر قرار دارد.

 طرح یک قانون بازدارنده برای عدم ورود هر فیلمنامه و کارگردانی به مقوله سری‌سازی شاید در نگاه نخست کمی عجیب به‌نظر برسد اما گام بلندی در راستای ارتقای مبانی کیفی در سینمای ملی است. سال‌هاست که معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی باید به‌جای خواندن فیلمنامه و پیداکردن گاف‌های سیاسی و جنسی در آن، به مقوله کیفی‌سازی فیلمنامه‌ها ورود پیدا می‌کرد. متاسفانه آلترناتیو این نگاه در سازمان سینمایی، حمایت صرف یا نسبی از برخی پروژه‌هایی است که همین خود زمینه‌های دودستگی بیشتر را میان سینماگران به وجود آورده است. عمده دنباله‌سازهای سینمایی، خود را از جنس سینماگران مستقل تعریف می‌کنند که هیچ حمایت دولتی را پشت‌سر خود نمی‌بینند. این نبود قانون اجرایی، به مفری برای بسیاری از تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران تبدیل شده که در خلأ هیچ قانون بازدارنده‌ای، بتوانند نهایت سوءاستفاده را از این وضعیت به عمل آورده و به سودهای کلان برسند. حالا در چنین وضعیتی باید به فربه‌شدن جریان مافیای سینمایی و زیرک‌شدن آن در دور زدن دیگر قوانین و مظلوم‌نمایی و تغییر مسیر ذائقه مخاطبان توجهی ویژه داشت.

  بی‌اعتنایی به انتقاد مخاطبان و منتقدان

اینکه گفته می‌شود ملاک اول و آخر اکثریت دنباله‌های سینمایی کشور، گیشه است، ادعای بیراهی نیست. در یک سال گذشته، سینمای ایران شاهد مخاطبان بسیاری بود که با دشنام از سالن‌های سینما بیرون می‌آمدند. دلیل این اعتراض آنها که به صفحات مجازی کارگردانان و بازیگران آن فیلم‌ها نیز سرایت پیدا می‌کرد، کیفیت بسیار پایین آن آثار و حتی گول‌زدن مخاطب با تیزرها و کست یک اثر در تلقین یک اثر کمدی یا بانشاط بوده است. حال آنکه سازندگان آن آثار خیلی ساده با این اعتراض‌های بعضا گسترده مخاطب روبه‌رو می‌شدند و برای‌شان مهم نبود که مخاطب با چه میزان رضایتی از سالن خارج می‌شود.

بسیاری از دنباله‌های سینمایی ایران، نمی‌توانند نظر مثبت جامعه منتقدها را به‌دست آورند. این میان، آنها حتی نمی‌توانند مخاطبان عام خود را که جامعه هدف آن آثار هستند، راضی نگه‌دارند؛ بنابراین همچنان بر همان مدار حرکت کرده و نه‌تنها هیج اعتنایی به نظر و رای منتقدان و مخاطبان نمی‌گذارند، بلکه در مواردی زبان به دشنام و انتقاد از آنها نیز می‌گشایند. این جسارت در نتیجه عدم برخورد قانونی و نبود قانونی بازدارنده با این قبیل آثار و سازندگان آنها به وجود آمده است.

متاسفانه در شرایط کنونی فضا به سمتی پیش می‌رود که یک فیلم تا کمی بیشتر از دیگر فیلم‌های روی پرده فروخت، سازندگان آنها، سریعا به فکر برندسازی می‌افتند و در پی ساخت دنباله‌هایی برای فیلم خود هستند، بدون اینکه به دیگر اضلاع رایج دنباله‌سازی توجهی داشته باشند.

* فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع