X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

نقش سازمان مجاهدین در شکل گیری دوره‌ای تیره و تار برای تئاتر / جریانی که قصد ریاست بر سینمای ایران را داشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اولین نشست پژوهشی تاریخ شفاهی تئاتر ایران که اختصاص به بررسی تئاتر در دهه ۶۰ داشت با سخنرانی هوشنگ توکلی، علی منتظری و مجید جعفری در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر همراه بود.

به گزارش سینماپرس، اولین نشست از سلسله نشست های پژوهشی تاریخ شفاهی تئاتر ایران که اختصاص به بررسی تئاتر ایران در دهه ۶۰ اختصاص داشت، روز سه شنبه ۳۰ بهمن با حضور هوشنگ توکلی، علی منتظری و مجید جعفری در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

در ابتدای این نشست که برگزاری آن بر عهده امین عظیمی بود، هوشنگ توکلی با بیان اینکه اتفاق خوبی است که بعد از ۴۰ سال مروری تند و سریع ولی واقع بینانه به تئاتر ایران داریم، اظهار کرد: نسل جوان باید بدانند که تئاتر و خانواده تئاتر چه حوادثی را پشت سر گذاشتند و چه خون دل هایی در این راه خورده شده است.

وی یادآور شد: بعد از سال ۱۳۶۲ دوره تیره و تاری در تئاتر ایران وجود داشت که باعث شد برخی هنرمندان مهاجرت کردند، برخی منزوی شدند و برخی نیز از دنیا رفتند تا دوره ای که آقای علی منتظری به تئاتر وارد شد و با خود امید آورد. البته نیروی زیادی را باید برای ترمیم ویرانه ای که قبل از حضورش ایجاد شده بود، صرف می کرد.

توکلی در ادامه سخنان خود بیان کرد: زمانی که یک یا ۲ سال از انقلاب گذشه بود وضعیت هنرمندان بسیار بد بود و تمام بزرگان اندیشه و هنر در خطر پاکسازی بودند. آقای کلهر در آن زمان صحبت محرمانه با بزرگان آن موقع به ویژه با آقای جمشید مشایخی داشت که رئیس موقت اداره تئاتر بود و می گوید که آینده خوبی را برای بزرگان نمی بینند. مرحم بازرگان مصوبه ای داد که با سابقه های تئاتر با ۱۰ سال اضافه بازنشستنه شوند و با کمک آقای مشایخی لیستی تهیه می شود و هنرمندانی که در ساز و کار تولید تئاتر بودند بازنشسته شدند. ۲ ماه بعد آقای مشایخی با من تماس گرفت و گفت که دیگر نمی خواهد در اداره تئاتر باشد زیرا کار تمام شده بود.

وی افزود: وقتی انقلاب شد کارشناسان تئاتری رد شهرستان ها هم در امام نبودند و وقتی ۷۵ نفر از پیشکسوتان تئاتر بازنشسته شدند این کارشناسان حکم گرفتند و اداره تئاتر از بدنه ای تشکیل شد که تجربه نداشتند و گروهی از تفکرات حزب توده که استعفا نداده بودند در آن باقی ماندد و اداره تئاتر نماینده فعال حزب توده در آن زمان شد.

در این بخش از نشست علی منتظری رئیس اسبق هنرهای نمایشی اظهار کرد: من به بخشی از اتفاقاتی که برای هنرهای نمایشی و تئاتر از ۵۷ تا ۶۶ رخ داده احاطه و اشراف ندارم ولی کمابیش در جریان بودم و در بخشی از ماجرا هم ورود داشتم. 

وی درباره سابقه خود در عرصه تئاتر توضیح داد: من عضو گروهی تئاتری در شهر قم بودم و دوران دبیرستان و دانشگاه در زمینه تئاتر کار می کردم. بعد از پیروزی انقلاب دانشجویان دانشگاه در مقابله با وضعیت دانشگاه ها نهضتی را طراحی کردند که رئیس جمهور وقت معتقد بود این نهضت برای سرنگونی رئیس جمهور بود. من هم جزوی از آن جریان با عنوان «انقلاب فرهنگی» بودم که اصلا هدف شان سرنگونی رئیس جمهور نبود. بعدها از دل این جنبش، نهاد جهاد دانشگاهی شکل گرفت.

منتظری ادامه داد: من به عنوان عضوی ساده در واحد تبلیغات جهاد دانشگاهی کار خود را شروع کردم و مجله ای داشتیم که مسئولیت بخش هنری آن بر عهده من بود و در همان مجله مراحل ترقی در جهاد دانشگاهی را طرح کردم. سال ۱۳۶۱ دانشگاه باز شدند و در سال ۱۳۶۴ اولین جشنواره دانشجویان را با عنوان «جشنواره دانشجویان سراسر کشور» را طراحی کردم. در طراحی این جشنواره دوستانی چون سیدمهدی شجاعی، بهرام ابراهیمی، مجید جعفری، حسین مختاری، حسین نصرآبادی و سمیع آذر حضور داشتند. این جشنواره فوق العاده سر و صدا کرد و برای اولین بار پس از انقلاب ۱۱ کتاب تئاتر را منتشر کردیم که کار بزرگی بود زیرا کتابفروشی ها تعطیل بودند و به دلیل جنگ وضعیت کاغذ و نشر مناسب نبود.
در این بخش از سخنان هوشنگ توکلی یادآور شد: تیره ترین دوران تئاتر در دوران دهه ۶۰ بود و جشنواره تئاتر دانشجویی سراسر کشور باعث شد تا چراغی را که تیم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با مدیریت وزیر فرهنگ و ارشاد وقت روشن کرده بودند، بشکند و نور امیدی وارد شود. بعد با آمدن آقای منتظری فضا داشت تغییر می کرد. در آن دوران اگر آن جشنواره و جوان هایی که فعالیت می کردند نبودند امسال مشکلات بیشتری در تئاتر داشتیم.

سپس منتظری درباره فضای موجود در دوران دهه ۶۰ توضیح داد: در آن زمان دوران جنگ های قبیله ای در مرزهای ایران بود و عملیات تروریستی در داخل اتفاق می افتاد و همین امر باعث شده بود تا فضای بسته امنیتی ایجاد شود. در این فضا دانشگاه ها باز شدند ولی فعالیت فرهنگی نداشتند و فقط انجمن تبلیغات اسلامی دانشجویان و جهاد دانشگاهی بودند که فعالیت فرهنگی انجام می دادند. ما در جهاد دانشگاهی چند دوره جشنواره تئاتر دانشگاهی را برگزار کردیم که بعدها مدعی برای آن زیاد شد و وزارت علوم آن را به دست گرفت.

وی اظهار کرد: در سال ۱۳۶۱ آقای طاها عبدخدایی رئیس وقت مرکز هنرهای نمایشی از من به عنوان نماینده جهاد دعوت کرد که جشنواره ای به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی برگزار کنیم و اعلام کرد که از نهادهای مختلف نماینده ای برای این امر حضور دارد که ستاد برگزاری جشنواره تئاتر فجر را تشکیل می دهند. من در اولین دوره جشنواره تئاتر فجر مسئول روابط عمومی جشنواره شدم.

وی درباره نحوه حضور خود در مرکز هنرهای نمایشی، یادآور شد: حدود ۶ ماه معاون هنری وزیر وقت فرهنگ و ارشاد پیش من می آمد تا ریاست مرکز هنرهای نمایشی را بپذیرم و در نهایت هم این سمت را پذیرفتم. در آن زمان، انگیزه، پول و چشم اندازی در تئاتر وجود نداشت. من هنگام ورودم به مرکز میز ریاست را از اتاق خارج کردم چون این میز نگران کننده است و من خودم را به عنوان فردی می دانستم که تربیت شده انقلاب است و باید ترازی را نشان دهد که شامل برابری، عدالت و آزادی است.

منتظری با بیان اینکه مدیر باید در خدمت دیگران باشد ولی بر عکس شده و دیگران به مدیران خدمت می کنند، تأکید کرد: من با روحیه خدمت به تئاتر وارد مرکز هنرهای نمایشی شدم و هیچ کس را همراه خود نیاوردم به جز دکتر محمود عزیزی که تحصیل کرده تئاتر در فرانسه بود و او را به خدمت جهاد دانشگاهی درآورده بودم، به عنوان رئیس اداره تئاتر منصوب کردم. من اگر در دوران مدیریتم توفیقی داشتم به این دلیل بود که یک نفر را جابجا نکردم و کسانی که نسبتی با تئاتر نداشتن را بیرون کردم.

توکلی در این بخش از نشست تصریح کرد: آقای منتظری مدیری جوان بود که علاقه ای به مال دنیا نداشت و خوشنام بود و ماند. وی فاقد جاه طلبی ها بود و در تئاتر ایران تأثیر گذاشت و توانست ساختاری را برای تئاتر ایران بنویسد اما چون همزمان جریانی که در رأس آن آقای انوار بود از این ساختار احساس خطر می کردند، ساختار جدیدی را برای معاونت هنری وزارت ارشاد نوشتند که تبدیل به معاونت سرگردان شد. قصد آن جریان این بود بر سینمای ایران ریاست داشته باشند و همه امکانات را برای سینما مورد استفاده قرار دادند و همین باعث شد تا آقای منتظری به سختی از نهادهای دیگر برای تئاتر پول تهیه کند.

در ادامه این سخنان، علی منتظری درباره اقدامات خود در مرکز هنرهای نمایشی توضیحاتی را ارائه داد و گفت: وقتی به مرکز هنرهای نمایشی آمدم چند کار مهم را انجام دادم که اولین آن ها این بود که به تئاتری ها ندا دادم که هر کسی ادعا دارد و می خواهد کار تئاتر انجام دهد، بیاید. این ندای انقلاب بود که در فضای تئاتر طنین انداز کردم و اعلام کردم هر کسی که از نظر دادگاه و قوه قضاییه پرونده ای ندارد می تواند در تئاتر فعالیت کند. 

وی افزود: بعد از این جریان برخی بر ضد من شدند و گفتند که فضا را برای کار عده ای توده ای فراهم کرده ام و همین باعث شد تا ۶ ماه بعد استعفای خود را به وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه دهم که البته نپذیرفت. 

منتظری درباره دیگر اقدامات خود در مرکز هنرهای نمایشی توضیح داد: کار دیگری که کردم این بود که خود تئاتری ها را بر سرنوشت خودشان مسلط کردم. سومین اقدام این بود که مشکلات تئاتر کشور و تک تک شهرستان ها را بررسی کردم و متوجه شدم که آموزش، بودجه و تشکیلات مشکلات تئاتر بودند. در بحث بودجه اقدام کردیم و برای اولین بار در سال ۶۷ که حتی بودجه دفاعی کشور نیز منقبض بود، ردیف بودجه برای تئاتر اختصاص پیدا کرد. در بخش آموزش نیز کارهای جنبی را راه انداختیم که یکی از آن ها برگزاری جشنواره های مختلف بود که در قالب فعالیت های آموزشی شکل گرفتند.

 
وی یادآور شد: در بحث تشکیلات سرمان به سنگ خورد زیرا کسانی بودند که نمی خواستند تئاتر جان بگیرد و معاونت هنری را تبدیل به معاونت سرگردانی کردند. در این جنگ آن ها از قدرت برخوردار بودند و حتی خود تئاتری ها هم به من کمک نکردند، همان موقع خواستار شکل گیری سازمان تئاتر بودم ولی خود تئاتری ها از این موضوع حمایت نکردند.

هوشنگ توکلی در ادامه این سخنان درباره مهمترین تأثیر علی منتظری در تئاتر دهه ۶۰، تأکید کرد: مهمترین کار آقای منتظری این بود که نسل جوان و دانشجو را وارد تئاتر کرد و ما امروز داریم درباره دستاوردهای نسل هایی صحبت می کنیم که از آن زمان وارد تئاتر شدند و به گونه ای شد که از دوران مشروطه به بعد ما چنین تئاتر خوبی نداشتیم. کلید این اتفاق را آقای منتظری زد.

وی در ادامه نشست به ارائه توضیحاتی درباره زمان ورود خود به تئاتر در دهه ۴۰ و نگاه متن محوری که در تئاتر آن زمان وجود داشت پرداخت و گفت: در آن زمان این گروه در مقابل دستاوردهای نو و نگاه نو به متن موضع می گرفتند. 

سپس مجید جعفری نیز درباره نگاه موجود بین ۲ گروه تئاتری مبنی بر اهمیت متن و همچنین نگاه نو به متن و اجرا، اظهار کرد: متأسفانه در قدیم نگاه به تئاتر تک بُعدی بود و در آن دوران یک گروه با تفکرات چپ دیگران را منزوی می کردند و مدتی بعد که عده ای دیگر قالب شدند، گروه چپ گرا را منزوی کردند.

وی تصریح کرد: هنوز گفتن تاریخ خیلی زود است و بیشتر صحبت ها درباره خاطرات است و نوعی وقایع تعریف کردن است. تاریخ وقتی است که راجب به ما حرف می زنند و ما را فضاوت می کنند. ما افرادی هستیم که هنوز واقع می شویم و هنوز نمی شود راجب مان تحلیل کرد. ما باید زرنگ باشیم و آنچه انجام داده ایم را لحظه به لحظه ارزیابی کنیم. روزی من فعال ترین عضو تئاتری کشور بودم ولی حالا منزوی هستم، دیگران در آینده باید درباره این فعالیت و انزوا صحبت و تحلیل کنند. 

جعفری درباره دلایل مناسب نبودن شرایط تئاتر در دهه ۶۰، اظهار کرد: بعد از انقلاب هم مانند قبل از انقلاب، جریاناتی ما را یکسونگر نگه داشت، سینمای قبل از انقلاب تعطیل شده بود و باید جریانی نو به راه می افتاد از این رو آن جریان به گونه ای برنامه ریزی کرد که تئاتر تعطیل شود و به سینما بها بدهیم. این در حالی است که سینما و تلویزیون فرزند تئاتر هستند.

این روند باعث شد که از تئاتر چیزی باقی نماند و تئاتر مقطوع النسل شد. دیگر استادی در تئاتر وجود نداشت که شاگردی تربیت کند در حالیکه سینما و تلویزیون فرصتی برای آموزش ندارند و نمی دهند.

توکلی نیز در ادامه این بحث یادآور شد: از اواخر سال ۵۶ تا انقلاب هیچ ارگان، سازمان و تشکیلاتی از رژیم طاغوت صاحب نداشت زیرا بروکراسی آن ها به گونه ای تعریف شده بود که اگر یک مهره برداشته می شد کل مجموعه خراب می شد. در آن مقطع تفکر شورایی اداره کردن شکل گرفت و ما هم در تئاتر شهر با تشکیل یک شورا فعالیت می کردیم. به ناگهان در تلویزیون آدمی به نام قطب زاده ظاهر شد و تمام شوراها را از بین برد.

وی ادامه داد: بعد از انقلاب جریانی هوشمندانه وارد ایران شد تا اجازه ندهد جریانات به درستی شکل بگیرد. فردی به نام سازگارا یکی از همان آدم های آموزش دیده بود تا مسیر انقلاب را عوض کند. وی وارد رادیو شد تا دیده نشود و حتی در ماجرای انفجار نخست وزیری هم ردپای او دیده می شود و وقتی از ایران خارج شد، انقلاب و مردان انقلابی را زیر سؤال برد چون به مردم اطلاعات لازم درباره این افراد و جریان داده نشده است.

این هنرمند با سابقه تئاتر تصریح کرد: در دهه ۶۰ سازمان مجاهدین معتقد بودند که همه دستاوردهای گذشته را باید دور بریزیم و همین امر باعث شد تا دوره ای تیره و تار برای تئاتر شکل بگیرد. 

در بخش پایانی این نشست نیز مجید جعفری با اشاره به آمار رو به رشد فعالان و دست اندکاران تئاتر، تأکید کرد: ما بر خلاف رشد آمار هنرمندان و فعالان تئاتر در زمینه سخت افزاری رشدی نداشته ایم. تئاتر بدون پول هم می تواند خود را مدیریت کند اگر تدبیر وجود داشته باشد و افراد را حذف و دایره خود را تنگ تر نکنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آغاز پخش «بر خط شو» از شبکه پنج سیما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شبکه پنج سیما امشب نخستین قسمت از مسابقه زنده تلفنی «بر خط شو» را با اجرای بهروز تشکر به روی آنتن می برد.

به گزارش سینماپرس، محسن سال افزون تهیه کننده مسابقه «بر خط شو» در توضیح ساختار این مسابقه گفت: «بر خط شو» در راستای افزایش سطح آگاهی و اطلاعات عمومی در کنار ایجاد فضای سرگرمی سالم و شاد برای خانواده ها در ساعات شبانگاهی طراحی شده است.

وی ادامه داد: این گونه از مسابقه برای اولین بار در تلویزیون طراحی و اجرا می شود که بینندگان می توانند همزمان با شرکت کننده تلفنی، از طریق اپلیکیشن برنامه (با استفاده از تلفن همراه) به سوالات پاسخ بدهند و امتیاز کسب کنند.

این تهیه کننده درباره نحوه شرکت در این مسابقه بیان کرد: علاقه مندان برای شرکت در مسابقه «بر خط شو» باید نام و نام خانوادگی خود را به شماره پیامک برنامه (۱۰۰۰۰۵۳۰) ارسال کنند. همچنین علاوه بر این روش، افرادی که بیشترین امتیاز هفتگی را در اپلیکیشن برنامه کسب کنند علاوه بر شرکت در قرعه کشی، برای شرکت در مسابقه انتخاب خواهند شد.

سال افزون درباره مراحل مسابقه نیز اضافه کرد: «بر خط شو» دارای مراحل گوناگون و جذاب است که پاسخ به سوالات عمومی، جورچین، پیدا کردن روابط بین عبارات، حدس زدن اطلاعات مربوط به فیلم و … از بخش های مختلف آن است.

تهیه کننده مسابقه «بر خط شو» درباره جوایز برنامه گفت: جایزه این مسابقه متغیر است، شرکت کننده بر اساس میزان موفقیت در انجام بازی ها امکان دستیابی به جوایز بیشتر را کسب می کند و با انتخاب از صندوق های جوایز می تواند، جایزه بیشتری دریافت کند. همچنین در پایان هفته از بین افرادی که بیشترین امتیاز هفتگی را از طریق پاسخ‌های صحیح در اپلیکیشن برنامه کسب کرده باشند جایزه نقدی اعطا خواهد شد.

مسابقه تلفنی و زنده «برخط شو» کاری از واحد پخش شبکه پنج سیما از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ مهمان خانه مخاطبان این شبکه می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«شوتبال» یک برنامه سرگرمی در شبکه نسیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شوتبال برنامه‌ای است مسابقه محور با حضور چهره های مشهور که فضایی شاد و طنزی را برای مخاطب ایجاد می‌کند.

به گزارش سینماپرس؛ برنامه تفریحی سرگرمی «شوتبال» توپ محور است و ۸۰ درصد مسابقات که در برنامه وجود دارد به نوعی با توپ انجام می‌شود.

در «شوتبال» ۱۵ بازی مختلف وجود دارد که مهمانان برنامه با تعیین قرعه، ۵ بازی را انتخاب می‌کنند و از۶۵۰ امتیازی که در نظر گرفته شده است با هم به رقابت می‌پردازند. اگر مهمانان برنامه بتوانند از این ۶۵۰ امتیاز به ۴۵۰ امتیاز برسند در پایان برنامه، برنده جایزه نفیس «شوتبال» خواهند شد. پنجشنبه ساعت ۲۱ این برنامه میزبان دو بازیکن سرشناس فوتبال، علی علیپور و سیامک نعمتی است. برنامه شوتبال به تهیه کنندگی مقداد مومن نژاد و با اجرای امیرحسین رستمی روزهای یکشنبه،سه شنبه و‌پنجشنبه ساعت ۲۱ به روی آنتن شبکه نسیم می رود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دستگاه‌های امنیتی و قضائی یک بار برای همیشه تکلیف این سلبریتی خودشیفته را مشخص کنند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برای خانواده شهدای امنیت، در حالی که سوگوار و داغدیده فرزندان و همسران غیرتمندشان هستند، ترکتازی و دهن‌کجی کسانی مثل مهناز افشار و… به امنیت کشور و اعلام همراهی با مجرمان امنیتی غیرقابل پذیرش است.

اقدام عجیب یک سلبریتی در حمایت از برخی متهمان امنیتی که مسبوق به سابقه هم بوده است، ظاهراً به دلیل عدم‌برخورد لازم و همسطح با اقدامات وی در موارد گذشته و همچنین در روزهایی که مردم کشور سوگوار شهادت مظلومانه پاسداران حفظ امنیت هستند، زمینه‌ساز وقاحت بیشتر این فرد شده است.

دستگاه‌های امنیتی، قضائی و نظارتی باید یک بار برای همیشه با این سلبریتی خودشیفته که در عوض کردن جای جلاد و شهید اصرار عجیبی دارد تکلیف خودشان و مردم را معلوم کنند مهناز افشار به عنوان یک بازیگر، در حرکتی معنادار اقدام به حمایت از عناصر بازداشتی مرتبط با سازمان‌های جاسوسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای کرده که هم‌کیشان آن‌ها چند روز قبل در به شهادت رساندن ۳۰ نفر از نیروهای مرزبانی سپاه پاسداران اقدام کردند. وی با انتشار یک عکس دو نفره با اسماعیل بخشی، یکی از عوامل اجرایی اقدامات ضدامنیتی ناقض قانون برخی دولت‌های سایه‌نشین و مخالف نظام جمهوری اسلامی سعی کرده است همچنان این مجرم امنیتی و خودش را دلسوز و قربانی نمایش بدهد. افشار در این پست مجازی نوشته است: «همون روز مصاحبه بعدش آمد سر صحنه همین فیلم آخرم. به بچه‌های گروه گفت: حقوقتون سر جاشه؟ راضی هستین؟ منم بهش گفتم خیالت راحت، من حواسم بهشون هست. اون آدمی که من می‌شناختم و دیدم یک انسان دلسوز و حافظ حقوق کارگران بود.»

قطعاً برای خانواده شهدای امنیت و انقلاب در حالی که سوگوار و داغدیده فرزندان و همسران غیرتمندشان هستند، ترکتازی و دهن‌کجی کسانی مثل مهناز افشار و… به امنیت کشور و اعلام همراهی با مجرمان امنیتی در قالب انتشار عکس، فیلم، پیام و… غیرقابل پذیرش خواهد بود. واقعیت این است که در منظر خانواده شهدای حفظ امنیت این سطح از گستاخی و رفتارهای ضدامنیتی یک سلبریتی و سکوت دستگاه‌های نظارتی عجیب به نظر می‌رسد، هر چند سعه صدر و مظلومیت جمهوری اسلامی تازگی ندارد، اما نباید این منش مداراگونه برای برخی جور دیگری تعبیر شود. نکته اینکه چند وقتی است مهناز افشار با ضریب دادن به برخی اخبار در مورد افراد، اتفاقات و جریان‌های مخل امنیت کشور سعی دارد همچنان خودش را در قامت یک اپوزیسیون درون نظام و فعال مدنی و سیاسی نمایش بدهد. این بازیگر سینما چند وقت پیش و به دلیل تبلیغ خلاف قانون و اصول و قواعد پزشکی نوعی آمپول برای افراد معتاد و دارای سوءمصرف مواد مخدر که بنابر اظهارات کارشناسان استفاده و تجویز نادرست آن توسط افراد غیرمتخصص و غیرمتبحر به مرگ مصرف کننده منجر خواهد شد به یک ناامنی اجتماعی علیه مردم دست زد و البته برای ارائه توضیحات و اعلام اخطار به وی از سوی دستگاه قضا فراخوانده شد. مهناز افشار بعد از نشت خبر احضارش توسط دستگاه قضا و اخذ تعهد کتبی از وی جهت عدم تکرار اقدامات مشابه غیرقانونی و غیرتخصصی، در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی سعی کرد با انتشار چند پست اینترنتی قضیه را تا حد یک شوخی تنزل بدهد، اما اوج تفکر و سقف نگاه وی که نشان‌دهنده عمق تفکرات و سوادش بود در قضیه راهپیمایی میلیونی و عظیم اربعین حسینی دیده شد؛ جایی که وی با هشتگ «حب الایران یجمعنا» در مقابل هشتگ حب الحسین یجمعنا سعی کرد مثلاً خودش را یک ایرانی ملی‌گرا نشان بدهد. غافل از اینکه نمی‌توان از یک سو خود را دوستدار وطن جازد و از سویی دیگر دست به اقدامات ضدملی و ضداجتماعی زد. اساساً مردم کشورمان در جهت حراست و تحفظ از معتقدات دینی و مذهبی‌اش است که در مقابل غدارترین و کینه‌توزترین دولت‌های مستکبر غربی و شرقی به همراه اذناب منطقه‌ای آن‌ها قد علم کرده و ایستاده است.

 

این بازیگر سینما که به واسطه ازدواج با فرزند یکی از مسئولان دولتی سابق بیش از گذشته مورد توجه برخی رسانه‌های زرد قرار گرفته است سعی دارد به غیر از بازیگری، خودش را در قامت یک چهره جهان‌وطن و طرفدار آزادی نیز نشان بدهد، هر چند مهناز افشار و دیگر دنبال‌کنندگان وی در فضای مجازی به خوبی می‌دانند که نزد همه ملل و دول جهان کشتار افراد از جمله کودکان و زنان بی‌دفاع چه با اتوبوس، چه با میلگرد عاج‌دار، چه با سلاح‌های امریکایی و اسرائیلی که توسط برخی مرتجعان منطقه انجام می‌شود، محکوم است و خوب است که ایشان نیز کمی چشمانشان را باز کنند و جنایت‌های منطقه‌ای علیه ملت‌های مظلوم منطقه را ببینند یا دست کم نسبت به ظلم و تحریم‌های ظالمانه و کشتار ملت ایران حساسیت نشان بدهند.

توصیه اصلی به ایشان این است که اطلاعات خود را به جای ضدانقلاب از کانال‌های ملی و میهنی دلسوز بگیرند تا به انحراف و گمراهی کشیده نشوند، در غیر این صورت به نظر می‌رسد دستگاه‌های امنیتی، قضائی و نظارتی باید یک بار برای همیشه با این سلبریتی خودشیفته که در عوض کردن جای جلاد و شهید اصرار عجیبی دارد تکلیف خودشان و مردم را معلوم کنند، چه اینکه قطعاً برای خانواده شهدای امنیت و انقلاب در حالی که سوگوار و داغدیده فرزندان و همسران غیرتمندشان هستند، ترکتازی و دهن‌کجی کسانی مثل مهناز افشار و… به امنیت کشور و اعلام همراهی با مجرمان امنیتی در قالب انتشار عکس، فیلم، پیام و… غیرقابل پذیرش خواهد بود.

* روزنامه جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

افشاگری «دریابست» مافیا را زمینگیر کرد – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: «دریابست» محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج به حضور کشتی‌های ماهیگیری چینی در خلیج فارس و غارت ذخایر ماهی آن منطقه می‌پردازد؛ اقدامی که باعث نابودی زیستگاه‌های ماهی خلیج فارس و کسادی کسب و کار صیادان ایرانی شده است.

ابتدای هفته بود که در مراسمی از مستند «دریابست» به صورت رسمی رونمایی شد؛ مستندی که می‌توان از آن به دلیل تاثیرگذاری‌اش، به عنوان یک نمونه استثنایی در تاریخ سینمای مستند ایران نام برد. «دریابست» محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج به حضور کشتی‌های ماهیگیری چینی در خلیج فارس و غارت ذخایر ماهی آن منطقه می‌پردازد؛ اقدامی که باعث نابودی زیستگاه‌های ماهی خلیج فارس و کسادی کسب و کار صیادان ایرانی شده است. پخش «دریابست» واکنش‌های زیادی را در پی داشته است و مهم‌ترین آن‌ها حضور نیروی دریایی سپاه در منطقه و توقیف کشتی‌های چینی بود. محمود شهبازی مستندساز و کارگردان «دریابست» در گفت‌وگویی از ساخت این مستند می‌گوید.

دریابست از جمله معدود آثار مستند ایرانی است که توانسته موجی در جامعه و حتی نهاد‌های حاکمیتی و دولتی به راه بیندازد.
این مستند رسالتی داشت و آن ایجاد یک دغدغه برای حل شدن مشکلات صیادان جنوبی بود. به نظرم «دریابست» توانست قدرت رسانه را نشان دهد، البته هنوز منتظرم نمایندگان مجلس نیز به این موضع ورود پیدا کنند، اما همین که یک مطالبه عمومی به وجود آمد و نیروی دریایی سپاه محکم پشت کار آمد و بخشی از مشکلات حل شد، خدا را شکر می‌کنم.

ظاهراً این مستند باعث تغییرات در سطح مدیریت برخی از ادارات دولتی نیز شده است!
بله باعث شد تا وزیر جهاد کشاورزی از مجلس کارت زرد بگیرد و مدیر عامل سازمان شیلات تغییر کند.

شما بندرعباسی هستید و به نوعی بومی منطقه، اما فکر می‌کنم حتی برای بومی‌ها هم آنچه کشتی‌های چینی بر سر خلیج فارس می‌آوردند مشخص نبوده، چطور با سوژه مستند مواجه شدید؟
من با بسیاری از صیادان هرمزگانی رفیق هستم و اعتراض‌های آن‌ها را به حضور کشتی‌های چینی شنیده بودم. حضور کشتی‌های ماهیگیری چینی از سال ۹۲ آغاز شد. ابتدا در محافل محلی صحبت از حضور این کشتی‌ها به عمل آمد و وقتی گسترش پیدا کرد به دغدغه‌ای برای من تبدیل شد. برای تحقیق به روستای «سورگلم» که از روستا‌های شهرستان جاسک است، رفتم. این منطقه یکی از مهم‌ترین صیدگاه‌های ماهی در جنوب کشور است. در آنجا فعالیت کشتی‌های ماهیگیری چینی را دیدم.

توانستید به آن‌ها نزدیک شوید؟ چون در مستند اشاره می‌شود که چینی‌ها اصلاً ایرانی‌ها را در کشتی‌هایشان به کار نمی‌گیرند!
ورود به کشتی‌ها که خیلی سخت بود. چینی‌ها به هیچ وجه از صیادان ایرانی در کشتی‌شان استفاده نمی‌کردند. من توانستم تنها از طریق ایرانی‌هایی که به چینی‌ها جنس می‌فروختند، مثلاً سبزی آن‌ها را تأمین می‌کردند، چند فیلم از داخل کشتی‌ها به دست بیاورم که با موبایل ضبط شده بود.

این تصاویر چه کمکی کرد؟
اول امام جمعه بود که پای کار آمد. بعد فرماندار عوض شد و فرماندار جدید پیگیر شد و حتی خودش به داخل کشتی‌ها رفت. حمایت‌های امام جمعه و فرماندار باعث قوت قلب من برای ادامه کار شد. با همکاری مردم چندین سند و تصویر خوب به دستم رسید. اتاق فکری برای مستند ایجاد کردیم و کار به صورت گروهی پیش رفت.

«دریا بست» اولین بار در جشنواره عمار حضور پیدا کرد، چقدر جایگاه مردمی عمار به دیده شدن مستند کمک کرد؟
حضور در جشنواره عمار باعث شد تا مستند دیده شود و در نهایت هم سپاه ورود پیدا کرد.

سازمان اوج از کجا با مستند «دریابست» همراه شد؟
کار که تمام شده بود مستند را به اوج ارائه دادم و آن‌ها تهیه‌کنندگی مستند را بر عهده گرفتند. حمایت اوج باعث شد تا «دریابست» دیده شود. آن‌ها زحمت نشر مستند را بر عهده داشتند.

ساخت چنین مستندی بدون سختی نبوده و بخش‌هایی از مشکلات ساخت را در فیلم بازتاب داده‌اید، چقدر درگیر این نوع مشکلات بودید؟
من و همکارم آقای عابد قاسمی در ساخت این مستند تهدید شدیم، پیشنهاد تطمیع و دریافت رشوه هم داشتیم.

این تهدید‌ها و تطمیع‌ها از کجا می‌آمد؟
سازمان شیلات. به ما می‌گفتند بیایید این موضوع کشتی‌های ماهیگیری چینی را کنار بگذارید، ما به شما پول می‌دهیم و مستندی در حمایت از شیلات بسازید.

خب واکنش شما چه بود؟
ما به کار خودمان ادامه دادیم و حدود ۴۰۰ سند از زد‌و‌بند‌های پشت پرده آن‌ها به دست آوردیم. این سند‌ها را مردم به ما می‌رساندند و بعضی‌ها برای به دست آوردن اسناد خطر می‌کردند.

پیشنهاد رشوه را رد کردید، بعد آن‌ها چه کردند؟
وقتی دیدند رشوه را رد کردیم، نگذاشتند در سالن دولتی فیلم را رونمایی کنیم.

شیلات نگذاشت؟
نه، ارشاد اجازه نداد. ما سه سالن دولتی را عوض کردیم. اداره ارشاد بندرعباس اخطار داده بود که اگر این فیلم در هرمزگان منتشر شود، ما را بازداشت خواهند کرد. می‌گفتند دستگاه‌های امنیتی مخالف هستند و با شما برخورد می‌کنند. فکر می‌کنم همه آن تهدید‌ها دروغ بود و صرفاً می‌خواستند وجهه نیرو‌های امنیتی را خراب کنند. در آخر توانستیم فیلم را در سالن اجتماعات حوزه علمیه خواهران بندرعباس رونمایی کنیم.

این همه مخالفت برای اکران این مستند چطور شکل گرفته بود؟
احساس من این است که یک مافیا پشت این کار بود که بخشی از آن در شیلات بود، آن‌ها هنوز هم دارند موافقت اصولی برای فعالیت کشتی‌ها صادر می‌کنند. پشت آن‌ها افراد ذی‌نفوذ و گروه‌های رانت‌خوار و نورچشمی‌ها حضور دارند. حداقل اگر ماهی‌ای که می‌گرفتند به ایران می‌آمد هم خوب بود. هیچ ماهی صیدشده‌ای هم به داخل ایران نمی‌آید. سال گذشته ماهی کیلویی ۶ هزار تومان بود و الان در بازار بندر همان ماهی را بین ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان می‌فروشند. آن‌ها دریا را به طور کامل نابود کردند.

چرا سازمان محیط‌زیست که وظیفه سازمانی‌اش حفظ تنوع زیستی است، واکنشی به فعالیت کشتی‌های چینی نداشت؟
به دلیل همان مافیایی که گفتم. ما حتی سراغ NGO‌های محیط زیستی رفتیم ولی آنقدر آن مافیا قوی بود که حتی استاد دانشگاه هم حاضر نبود با ما مصاحبه کند. در حالی که مردم بومی می‌دانستند که نابودی مرجان‌ها و مرگ دلفین‌ها به خاطر فعالیت چینی‌هاست.

در مستند می‌بینیم شیلات ادعای ضرر‌های کشتی‌های چینی را رد می‌کند ولی حاضر نیست برای آن سندی ارائه دهد!
ما به شیلات گفتیم حتی اگر حاضر به همکاری نیستید، بیایید خودتان به رسانه‌ها توضیح دهید، حتی ادعایی را که ما مطرح کرده‌ایم رودررو با مردم تکذیب کنید ولی کاری انجام ندادند تا اینکه سپاه وارد میدان شد و معلوم شد حق با ما بود و مافیا دیگر جرئت نکرد اقدامی انجام دهد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روزگار خوش بازیگران سینمای ایران – اخبار سینمای ایران و جهان

صبح نو: به جز دستمزدهای نجومی، بخشی از درآمدهای بازیگران سینمای ایران نامرئی است. به عنوان مثال، اکثر لباس‌های مجلل این ستاره‌ها چه مرد و چه زن، رایگان است.

این روزها بحث بر سر دستمزد بازیگرها به عنوان یکی از عوامل افزایش هزینه‌های تولید سینمابالا گرفته است. برای درک میزان این دستمزدها با یکی از دست‌اندرکاران تولید فیلم تماس گرفتیم و او شمه‌ای از میزان دستمزدها و وضع بازار را برایمان توضیح داد، هر چند جامع نیست اما اطلاعات ذی قیمتی در بطن خود دارد.

طبق برآورد این دست اندرکار سینمایی در مارکت سینمایی ایران، رضا عطاران برای هر فیلم بالای یک میلیارد تومان درآمد تضمین شده دارد که بخشی از آن به شکل حق الزحمه و بخشی از آن با شریک شدن در سود فروش فیلم تحقق پیدا می‌کند. نفر دوم حوزه کمدی حمید فرخ‌نژاد است. دستمزد او بالغ بر ۸۰۰ میلیون تومان برای هر فیلم برآورد می‌شود. فرخ نژاد در دو سه سال اخیر با بازی در «گشت ۱ و ۲» و همین‌طور «خوب، بد، جلف» جایگاه خود را در سینمای کمدی تثبیت کرده است.

نفر سوم یک مهمان تازه است، یعنی جواد عزتی که به شکلی غیرمنتظره در سه سال اخیر به یک ستاره بدل شده است و از قرائن اینگونه مشهود است که او برای فیلم‌های کمدی کمتر از ۷۰۰ میلیون تومان نمی‌گیرد. طبق گفته این کارشناس، پژمان جمشیدی با توجه به موفقیت فیلم‌های اخیرش در گیشه برای هر فیلم حداقل ۴۰۰ میلیون تومان دستمزد می‌گیرد. این رقم برای سام درخشانی نیز تقریباً همین گونه است.

او دستمزد امیر جعفری را نیز برای آخرین کار کمدی‌اش که هوز به نمایش درنیامده است، ۴۰۰ میلیون تومان ذکر می‌کند. داستان مهران مدیری هم خود ماجرایی جداگانه است. از قرار حضور او در هر فیلم و یا سریال خانگی با آورده‌ای میلیاردی توسط اسپانسر مشهورش در برنامه دورهمی همراه می‌شود.

نوید محمدزاده بهرام رادان را پشت سر گذاشت

در مورد نویدمحمدزاده او اشاره داشت به قراردادش در مورد یک سریال سینمای خانگی که یک میلیاردو و ۲۰۰ میلیون تومان برای دو ماه و نیم کار بوده است. در مورد بهرام رادان هم متوسط دستمزد او برای هر فیلم ۴۰۰ میلیون تومان ذکر شده است. این کارشناس اضافه می‌کند رادان ذهن اقتصادی دقیقی دارد و در کنار سینما بیزینس‌های موفق دیگری را پیش می‌برد.

این کارشناس به توفیق علی مصفا و ازدیاد حضورهای سینمایی‌اش در همین کانسپت اشاره می‌کند. مشغول شدن بهرام رادان در حوزه‌های موازی سینما و رفتن گلزار به تلویزیون موجب شده تا نقش‌های سنین ۴۰ به بالا دو گزینه مهم بیشتر نداشته باشند که عبارتند از علی مصفا و پیمان معادی. هرچند کیست که نداند این دو بازیگر یعنی معادی و مصفا خودشان توانایی‌های خاص خود را در عرصه بازیگری دارند. درباره اینکه مصفا و معادی چه دستمزدهایی را دریافت می‌کنند هم ضد و نقیض زیاد است.

اما در میان بازیگران زن مهناز افشار و لیلا حاتمی دریافتی‌های بالایی دارند. این کارشناس دستمزد این دو نفر را در مارکت سینمای ایران را ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان ارزیابی می‌کند و اضافه می‌کند، بسته به سوژه و کارگردان ممکن است هر دو نفر در این ارقام تخفیف بدهند، به خصوص خانم افشار. او مدت زمان بازی این دو نفر در یک پروژه مرسوم سینمایی را ۳۰ الی ۴۰ روز ارزیابی می‌کند.

ترانه علیدوستی نیز در کمترین فاصله به این دو نفر ارزیابی می‌شود و به نظر می‌رسد بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان دریافتی او برای بازی در یک اثر سینمایی مرسوم باشد. او الناز شاکر دوست، پریناز ایزدیار، سحر دولتشاهی و البته هدیه تهرانی را در سطح دستمزدهای بعدی ارزیابی می‌کند.

در مورد طناز طباطبایی هم معتقد است که عدم فروش زنجیره‌ای فیلم‌های اخیرش جایگاه او را در مارکت سینمای ایران متزلزل ساخته است.

اما بخشی از درآمدهای بازیگران سینمای ایران نامرئی هستند. به گفته این کارشناس اکثر لباس‌های مجلل این ستاره‌ها چه مرد و چه زن رایگان هستند و توسط مزون‌های مشهور لباس و به خاطر امور تبلیغاتی عرضه می‌شوند.

همین طور به ندرت این چهره‌ها مخارج سونا و استخر و یا آرایش و پیرایش را پرداخت می‌کنند. همین‌طور کاشت مو یا دندانپزشکی. صفحات اینستاگرامی این ستاره‌ها و صفحات طرفداران آن‌ها محملی هستند برای تبلیغات مفید برای این برندهای بهداشتی، پزشکی و یا آرایشی. او اضافه می‌کند، حتی دیده شده که در فلان شهرک لوکس در شمال ایران یا کیش، ویلاهای رایگان به یکی دو نفر از ستارگان مرد مشهور داده شده است تا به عنوان حربه تبلیغاتی برای فروش دیگر ویلاها استفاده شود.

دستمزد بازیگران سینما:

– رضا عطاران بالای یک میلیارد تومان
– حمید فرخ‌نژاد ۸۰۰ میلیون تومان
– جواد عزتی ۷۰۰ میلیون تومان
– پژمان جمشیدی حداقل ۴۰۰ میلیون تومان
– امیر جعفری ۴۰۰ میلیون تومان
– نوید محمدزاده برای یک سریال ۲ ماهه یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان
– بهرام رادان ۴۰۰ میلیون تومان
– مهناز افشار و لیلا حاتمی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان
– ترانه علیدوستی بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان
– سحر دولتشاهی، الناز شاکردوست، پریناز ایزدیار و هدیه تهرانی در رده بعدی

عکس گزارش روزنامه هفت صبح

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در دهه ۷۰ هسته‌های روشنفکری تئاتر از بین رفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: قطب الدین صادقی معتقد است که در دهه ۷۰ هسته های روشنفکری، پژوهشی و مطالعاتی تئاتر از بین رفت و این خطر همچنان گریبان تئاتر ایران را گرفته است.

به گزارش سینماپرس، دومین نشست تاریخ شفاهی تئاتر ایران با حضور قطب الدین صادقی، تاجبخش فناییان و داود فتحعلی بیگی روز چهارشنبه ۱ اسفند در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

تاجبخش فناییان در ابتدای این نشست به ارائه توضیحاتی پرداخت و گفت: قبل از انقلاب و در دهه ۵۰ می رفت که برنامه ریزی منتج به نتیجه صورت بگیرد که بواسطه انقلاب ناکام ماند، حال آنکه درباره خوب یا بدی واقعه نظر نمی دهم. بعد از انقلاب هم هیچگاه تبیین نشد که ما از تئاتر چه می خواهیم، در تمام کشورها از یک دهه برای دهه بعد برنامه ریزی می کنند و هر کسی هم مدیریت را می پذیرد طبق همان برنامه پیش می رود.

وی ادامه داد: بعد از انقلاب مسئولان رده بالای وزارت ارشاد هیچ آشنایی، تاکید می‌کنم هیچ آشنایی نسبت به تئاتر نداشتند. بعضا تئاتر را اتفاقی برای خنداندن مردم می دانستند یا چیزی برای سرگرمی. آنها شاید می توانستند برای اقتصاد برنامه ریزی کنند ولی در زمینه تئاتر مطلقا تخصص نداشتند. هیچ اعتمادی هم به افراد وجود نداشت که امر برنامه ریزی را به آنها بسپارند.

سپس قطب الدین صادقی درباره ارزیابی خود درباره دهه ۶۰ و ۷۰ تئاتر ایران، اظهار کرد: صحبت های من جنبه ارزشگذاری ندارد. این ۴۰ سالگی انقلاب ۴ دوره فرهنگی تاریخ معاصر را در برمی گیرد که نقطه عطف هایی دارد که اولینش وقوع انقلاب است. این اتفاق یک دموکراسی خودجوش بوجود می آورد که همه نیروها در آن فعالیت می کردند. طبق مطالعات من این دوره بسیار پرجوش و خروش است. مثل تمام انقلاب های جهان یک نیرو باید باقی می ماند و دیگران باید می رفتند. وقوع جنگ همه چیز از جمله فرهنگ و اقتصاد و این دموکراسی خودجوش را تحت الشعاع قرار داد.

وی با بیان اینکه تئاتر هم در دوران جنگ به بخشی از بسیج عمومی شکل گرفته در جامعه تبدیل شد، افزود: جریان تئاتر ایران در این دهه معطوف به پیش بردن یک اندیشه سیاسی و ایدیولوژیک است. فضایی که تا صلح ادامه پیدا می کند، نقطه عطف دوم صلح است. بعد از صلح جوان خوش فکری آمد که در یک دفترچه ۴۰ برگ برنامه هایش را نوشته بود. بی نهایت هوشمند و دلسوز بود. او تمام تئاتر تعطیل شده را فعال کرد، آن هم در زمانی که تئاتر شهرستان نابود شده بود و به تئاتر بعنوان یک بزه نگاه می کردند.

در ادامه صادقی تأثیر علی منتظری را به عنوان رئیس مرکز هنرهای نمایشی در دهه ۶۰ بر تئاتر ایران بسیار بالا و مثبت ارزیابی کرد و گفت: در آن دوران شور مسئولیت همه ما را فرا گرفته بود. دهه دوم انقلاب زندگی تئاتری احیا شد و ۱۸ دانشکده تئاتری احداث شدند که هدف از احداث آن ها تنها سود برای دانشگاه آزاد نبود بلکه شور فرهنگ و فرهنگ ایجاد شده در جوانان بود.

وی اظهار کرد: موج روی آوردن به فرهنگ و هنر به خصوص تئاتر ناشی از خوش بینی به زندگی بود. دهه اول انقلاب دهه قناعت و اقتصاد سازمان یافته است ولی در همان قناعت که دلار ۷ تومان بود، در سینما ۷۰ فیلم در سال ساخته شد در حالی که در کشور عراق در همان دوران ۳ فیلم سینمایی ساخته شده بود. از دوره صلح به بعد مجوز فعالیت های فرهنگی و هنری به نهادهای نظامی و سیاسی نیز داده شد.

صادقی با اشاره به بودجه ۸۰ میلیون تومانی تئاتر در دهه اول انقلاب، توضیح داد: این بودجه تقلیل پیدا کرد و آقای منتظری با ۲۴ میلیون تومان بودجه باید تئاتر را اداره می کرد که از این مبلغ، ۲۲ میلیون تومان هزینه کارمندان و بخش اداری می شد و تنها ۲ میلیون تومان برای تولید تئاتر می ماند. در آن زمان هزینه تولید یک فیلم معمول سینمایی ۶ میلیون تومان بود. آقای منتظری با تلاشی کرد بودجه تئاتر را بالا برد و وقتی مرکز هنرهای نمایشی را ترک کرد این بودجه به ۸۰۰ میلیون تومان رسیده بود.

این هنرمند تئاتر درباره وضعیت تئاتر در دهه ۷۰ افزود: تربیت نسل جدیدی از بازیگران و کارگردانان تئاتر در این دهه اتفاق افتاد. فرهنگ نوین دانشگاهی کمابیش اصولی در تمام عرصه ها شروع شد اما ناهماهنگی بخشی از فرهنگ ما بود و هماهنگی میان نهادها و سازمان های مختلف در این زمینه شکل نمی گرفت.

سپس داود فتحعلی بیگی از هنرمندان با سابقه عرصه نمایش های آیینی و سنتی نیز به ذکر خاطراتی از مشکلاتی که برای رسمی شدن این حوزه نمایشی در دهه ۶۰ وجود داشت، پرداخت و افزود: همزمان با شکل گیری انجمن نمایش، کانون نمایش های آیینی و سنتی راه افتاد و من مدیریت تالار محراب را هم بر عهده داشتم. از سال ۶۶ به تبع شکل گیری این کانون جشنواره نمایش های آیینی و سنتی را راه انداختیم که از ابتدا دیدگاه پژوهشی داشت. ما هیچوقت بودجه مصوب و جداگانه ای نداشتیم ولی کانون نمایش های آیینی و سنتی و جشنواره آیینی و سنتی باعث شد تا اندوخته های مختلفی داشته باشم.

فناییان در ادامه این سخنان یادآور شد: آقای منتظری زحمات زیادی در تئاتر ایران کشید اما الان کجاست؟ وی شبانه روز تلاش کرد و دموکراسی خودجوش ناشی از دیدگاه انفرادی آقای منتظری بود، وی سعی می کرد به تئاتری ها آسان بگیرد و همه کار کنند. بعد آقای منتظری تئاتر را ترک کرد و گفت دیگر به تئاتر بر نمی گردم، چرا این اتفاق باید رخ دهد؟ آقای منتظری رفت چون بستر آماده نبود و او را تأیید و پشتیبانی نمی کرد.

وی افزود: آقای منتظری به تنهایی تصمیم می گیرد و کاری می کند که با بستر موجود تطابق ندارد و در نتیجه خسته می شود. همه چیز به لحاظ فرهنگی علیه افراد از جمله مدیریت حرکت می کند. گذشته تئاتر معلوم نیست که بر پایه چه ایده و فرهنگی شکل گرفته است. اگر نقشه راه نباشد همه چیز آشفته می شود، هماهنگی میان ارگان ها و نهادها می تواند ثمرات بلند مدتی داشته باشد.

این کارگردان و مدرس تئاتر متذکر شد: نقصان تئاتر ما در دهه های مختلف گذشته این است که ارگان های مرتبط با هم در ارتباط نیستند، بحث سیاسی نیست بلکه فرهنگی است و در حوزه تئاتر این هماهنگی ایجاد نشد.

سپس داود فتحعلی بیگی و تاجبخش فناییان احداث و راه اندازی پردیس تئاتر تهران در منطقه جنوب تهران را ناشی از نبود برنامه و دیدگاه مناسب در خصوص تئاتر دانستند.

در ادامه فناییان تصریح کرد: اگر ما برای ۴۰ سال آینده سنگ بنای مبانی و برنامه ریزی را نگذاریم تا ۴۰۰ سال دیگر هم برای تئاتر ایران اتفاقی نخواهد افتاد. اداره کل های مختلف زیر نظر معاونت هنری وزارت ارشاد کاری از دست شان بر نمی آید.

در بخش دیگری از این نشست، قطب الدین صادقی با اشاره به وجود فرهنگستان هنر، تأکید کرد: ما نهاد عظیمی به نام فرهنگستان هنر داریم که مهندسی عظیم فرهنگ و هنر کشور را در دست دارد ولی برای تئاتر چه کار کرده است؟ در دهه ۷۰ نسلی آمد که بر خلاف نسل آرمان خواه پیش از خود، آرمان گرا نبود و این طبیعی است. مسائل نسل جوان و دغدغه اش از اسطوره به واقعیت آمد و مسائل عاطفی برایش مهم شد.

این کارگردان و پژوهشگر تئاتر با بیان اینکه مسائل نسل جوان در دهه ۷۰ کاملا متفاوت با نسل پیش از خود بود، اظهار کرد: از نیمه دوم دهه ۷۰ ارتباط با جشنواره های بین المللی زیاد شد و همین امر باعث کپی کردن تئاتر از روی آثار دست چندم خارجی شد. در این دوران مسائل اجتماعی نسل جوان، مسائل عاطفی شد و آثار زیباشناسانه ملی دور و زیبایی شناسی جعلی خارجی وارد شد. در ادامه تئاتر پول محور، چهره گرای تجاری و مبتذل شکل گرفت.

صادقی تصریح کرد: باید جاه طلبی و منفعت طلبی متوقف شود و منفعل نباشیم. باید اصول را طراحی و برنامه ریزی کنیم.

فتحعلی بیگی نیز در ادامه این سخنان متذکر شد: نمی دانم از چه تاریخی اینقدر حقارت طلب شدیم و مدام فکر می کنیم که دیگران از ما بهتر هستند.

وی اظهار کرد: یکی از تأثیرات جشنواره نمایش های آیینی و سنتی این بود که باعث شد رفته رفته نمایش های آیینی و سنتی به رسمیت شناخته شود اما دانشگاه ها نسبت به نمایش های ایرانی بی مهر هستند.

صادقی در بخش دیگری از این نشست تأکید کرد: از دهه ۷۰ به بعد هسته های روشنفکری نابود شد. جوان ها پاسخ پرسش های شان را از طریق تئاتر می گرفتند و تئاتر اندیشه های نوین را وارد می کرد و در زندگی اجتماعی نقش داشت. متأسفانه از دهه ۷۰ به بعد رساله ها را می فروشند و برخی استادان را می شناسم که رساله دکترای شان را دانشجویان شان نوشته اند. خطر بزرگی که هنوز ادامه دارد، جلوگیری از هسته های مطالعاتی، پژوهشی و روشنفکری است.

در بخش پایانی نشست پژوهشی تاریخ شفاهی تئاتر ایران در دهه ۷۰، یادآور شد: در دهه ۶۰ جامعه به دسته جات مختلف تقسیم شد که هیچ اشکالی هم نداشت و طبیعی بود. در دهه ۷۰ هم دسته جات مختلف وجود داشتند. باید دسته جات مختلف شناسایی شوند و بر اساس شناخت و نیاز گونه ها تئاتر تولید، تعرف و اجرا و همچنین با مدیریت مالی یکسان پشتیبانی شوند.

وی تصریح کرد: خصوصی سازی یا خصوصی بازی هرج و مرج ایجاد کرده است و آن ها که این موضوع را مطرح کردند، هدف شان همین بود.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتصاب بی‌سر و صدای یک مدیر فرهنگی بدسابقه – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: انتصاب مدیرعامل موسسه مطبوعاتی ایران به شکلی بی‌سر و صدا اتفاق افتاد؛ اما این انتصاب مقدمه‌ای است برای آرایش انتخاباتی دولت در دو انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری.

به گزارش سینماپرس؛ هفته گذشته، مهدی شفیعی به عنوان مدیرعامل موسسه مطبوعاتی ایران که اصلی‌ترین وظیفه‌اش انتشار ارگان دولت یعنی روزنامه ایران است منصوب شد. این انتصاب دقیقا در اوج برگزاری جشنواره‌های فجر اتفاق افتاد و با حداقل پوشش و بازتاب رسانه‌ای همراه بود. نکته قابل تأمل این است که حتی رسانه‌های دولتی و اصلاح‌طلب‌ها نیز کمتر به این انتصاب توجه کرده‌اند. سکوت خبری درباره انتصاب شفیعی به این سمت، از دو جنبه قابل بررسی است.

اول به خاطر سابقه منفی شفیعی در عرصه مدیریت فرهنگی است. ازجمله مسئولیت‌های مهدی شفیعی، مدیریت اداره ارشاد اهواز در دولت به اصطلاح اصلاحات بود. برگزاری جشنواره ضداخلاقی تئاتر ایران زمین در سال ۸۳ یکی از ثمرات مدیریت شفیعی در اداره ارشاد اهواز محسوب می‌شود که به دلیل حاشیه‌های نامناسب آن جشنواره، مجبور به استعفا شد. در دوره مدیریت شفیعی بر اداره کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد نیز سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر برگزار شد که یکی از پرحاشیه‌ترین دوران این جشنواره در سال‌های اخیر به خاطر اجرای نمایش‌های مبتذل و مبتلا به مشکلات محتوایی بود. طوری که وی بلافاصله پس از آن جشنواره، از سمت خود برکنار شد.

اما دلیل دیگر سکوت رسانه‌های دولتی از این انتصاب، آغاز سازماندهی رسانه‌های دولتی برای دو انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری پیش‌روست. انتصاب شفیعی به عنوان مدیرمسئول روزنامه ایران که ارگان مطبوعاتی دولت محسوب می‌شود، اولین مرحله از این پروژه خزنده است. شفیعی بیشتر به عنوان یک چهره تئاتری شناخته می‌شود اما ارتباط نزدیک او با چهره‌های مشهور هنری و به اصطلاح سلبریتی‌ها، اصلی‌ترین دلیل به کارگیری وی به عنوان مدیرمسئول روزنامه دولت است تا از این طریق، زمینه برای صف‌آرایی تبلیغاتی هنرمندان و سلبریتی‌ها در این روزنامه فراهم شود. بدون تردید از این پس شاهد حضور پررنگ‌تر چهره‌های مشهور هنری در روزنامه ایران برای تبلیغ یک جریان سیاسی خاص خواهیم بود. چهره‌هایی که باز هم بناست هدف استفاده ابزاری برای انتخابات قرار گیرند. البته همان طور که بیان شد، این تازه مرحله اول مهره‌چینی و سازماندهی رسانه‌های وابسته به دولت در جهت راهبرد تکراری استفاده ابزاری از هنرمندان برای انتخابات مجلس سال ۹۸ و سپس انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ خواهد بود. باید دید آیا باز هم هنرمندان، وارد این بازی خواهند شد و شهرت خود را خرج جریان‌های سیاسی شکست‌خورده قرار می‌دهند؟

*کیهان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برگزاری نخستین کارگاه «فیلمنامه‌نویسی دفاع مقدس» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نخستین دوره از کارگاه تخصصی «فیلمنامه‌نویسی دفاع مقدس» با هدف تربیت فیلمنامه‌نویسان مستعد در حوزه دفاع مقدس توسط سازمان اوج برگزار می‌شود.

به گزارش سینماپرس، اولین دوره کارگاه تخصصی «فیلمنامه نویسی دفاع مقدس» به همت مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانه‌ای اوج  برگزار می‌شود.

این دوره از کارگاه‌های تخصصی فیلمنامه نویسی در بازه زمانی ۱۰ ماهه و با حضور اساتید برجسته این حوزه برگزار خواهد شد.

نخستین دوره کارگاه تخصصی«فیلمنامه نویسی دفاع مقدس» با هدف تربیت فیلمنامه نویسان مستعد در حوزه دفاع مقدس، به سرفصل‌هایی چون «موضوعات اجتماعی در دفاع مقدس»، «طنز دفاع مقدس» و سوژه‌های مرتبط با خطوط نبرد می‌پردازد و فیلمنامه‌های برتر و تصویبی این کارگاه برای ساخت از هنرجویان خریداری خواهد شد.

علاقه‌مندان می‌توانند تا تاریخ ۲۹ اسفندماه سال جاری رزمه و همچنین طرح‌ها و ایده‌های خود را به آدرس filmnameh97@gmail.com ارسال نمایند.

پس از تایید رزمه و طرح‌ها از افراد برتر برای حضور در این کارگاه مصاحبه انجام خواهد شد.

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره 66948067-021 تماس بگیرید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

یک اینستاگرامر بازیگر سریال مقدم دوست شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جواد خواجوی، یک چهره فضای مجازی که با دابسمش هایی سخیف در اینستاگرام فعالیت دارد، به جمع بازیگران مجموعه تلویزیونی «#سرباز» به کارگردانی هادی مقدم دوست اضافه شده است.

به گزارش سینماپرس، جواد خواجوی بازیگر تئاتر و چهره فضای مجازی که کاربران او را به واسطه دوبله فیلم‌های مختلف با لهجه مشهدی می‌شناسند، این روزها مقابل دوربین سریال «#سرباز» به کارگردانی هادی مقدم دوست و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی ایفای نقش می‌کند و این اولین حضور خواجوی به عنوان بازیگر در قاب تلویزیون است.

تصویربرداری سریال «#سرباز» این روزها در لوکیشن پادگان دنبال می‌شود و بازیگرانی چون آرش مجیدی، نیما شعبان نژاد، سیاوش خیرابی، جواد خواجوی و … مقابل دوربین هستند.

آرش مجیدی، الیکا عبدالرزاقی، رویا تیموریان، جمال اجلالی، اسماعیل محرابی، کوروش تهامی، نیما شعبان نژاد، سیاوش خیرابی، علی هاشمی،‌ افسانه کمالی،‌ فرحناز منافی ظاهر، جواد خواجوی، کاوه آهنگر، مهتاب ثروتی، محبوبه صادقی، مهدی مستبصری، محمدطاهر مقدم دوست، دریا بخشنده و … از بازیگران این مجموعه هستند.

«#سرباز» به کارگردانی هادی مقدم دوست و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی عاشقانه ای حماسی است که در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای برای شبکه سه سیما تولید می شود.

این سریال حکایت سرباز وظیفه ای به نام یحیی و همسرش یلدا و رفقای هم خدمتی اش است. در خلاصه داستان «#سرباز» آمده است:‌ در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع، شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع.

سایر عوامل سریال «#سرباز»‌ عبارتند از نویسنده:‌ حمید نعمت الله،‌ هادی مقدم دوست، دستیار کارگردان:‌ سعید بیات، مدیر برنامه ریزی: وحید کاشی، مدیر تولید: حمید حاجی زاده، مدیر تصویربرداری: محسن فلاحی، صدابردار: علی عدالت دوست، طراح صحنه و لباس: بابک پناهی، طراح گریم: مرتضی کهزادی، مدیر تدارکات: محمد علی محمدی، عکاس: حسن هندی، مشاور رسانه ای: ملیکا راد و مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا.

مجموعه تلویزیونی «#سرباز» محصول مشترک گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما و قرارگاه مهارت آموزی ستاد کل نیروی مسلح است.

مشاهده خبر از سایت منبع