X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

سفر تئاتر کوچک «گل اومد، بهار اومد» به مازندران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تئاتر کوچک «گل اومد بهار اومد» به کارگردانی مژده ذکریاپور در مدرسه روستاهای شیرگاه و ساری استان مازندران اجرا می‌شود.

به‌گزارش سینماپرس، این نمایش با شیوه‌ی دستکشی و مدت زمان ۲۰ دقیقه برگرفته از کتابی با همین نام نوشته‌ی منوچهر نیستانی است که از سوی اداره‌کل سینمایی و تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۶ تولید شده است.

بر اساس این خبر این نمایش در روزهای دوم و سوم بهمن ۱۳۹۷ میهمان کودکان و نوجوانان روستاهای ایوک، بورخیل، کلیج‌خیل، آهنگرکلا، فرامرزکلا، عالم‌کلا، مهدی‌آباد، سرخ‌کلا و کردآباد از توابع شیرگاه خواهد بود و روز چهارم بهمن در شهر ساری مازندران اجرا می‌شود.

خلاصه داستان این نمایش چنین است که: نخودی توی یک صحرا زندگی می‌کرد، روزها بعد از رفتن برف و سرما منتظر بهار بود اما خبری  از آمدن بهار نبود تا این‌که فال‌گیر خبر بسته شدن راه بهار را توسط دیو داد.

نخودی به جنگ دیو می‌رود و شکستش می‌دهد و پس از آن عمو نوروز نوید آمدن بهار را به دشت و صحرا می‌دهد.

بر این اساس امیرحسین انصافی آهنگ‌سازی تئاتر «گل اومد بهار اومد» را  انجام داده و در نقش‌های دیو و عمونوروز نیز بازی کرده است.

هم‌چنین مریم خاکسار تهرانی به عنوان راوی و مژده ذکریاپور در نقش نخودی، فال‌گیر و طراح و بازی دهنده عروسک‌ها در این نمایش بازی می‌کنند.

برهمین اساس دستیاران ساخت این نمایش نیز مهدیه علیزاده‌تهرانی، فاطمه مشهدی، زهرا مشهدی، ساجده زین‌العابدینی، فاطمه عطارد، زهرا طالش‌پور، یاسمن فودژ و فائزه دولت‌مند هستند و مجری طرح آتسا شاملو است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بهاره رهنما دوباره حماسه آفرید!/ مصاحبه با فائزه هاشمی یا فائضه هاشمی؟! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهاره رهنما با انتشار تصویر روزنامه شرق در اینستاگرام باز هم مرتکب غلط املایی شد! او در این تصویر فائزه را فائضه نوشته است!

  استوری بهاره‌رهنما برای گفت‌وگوی‌اش با فائزه‌هاشمی، که امروز در روزنامه شرق چاپ شده را در این عکس می بینید. قابل ذکر است که بهاره رهنما به سرعت این استوری را از اینستاگرامش پاک کرد.

یک کاربر فضای مجازی به گاف دوباره این بازیگر واکنش نشان داد و نوشت:

بهاره رهنما دوباره حماسه آفرید.

خانم کارشناس حقوق غضایی رفته با فائضه هاشمی بانوی اختشاشات مثاهبه گرفطه!

تازه دوتا لیسانس هم داره!: #سلبریتی_بیسواد

#اصلاح‌طلب

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کوروش زارعی: مدیر جهادی لنگ بودجه نمی‌ماند – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری فارس: مدیرمرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با اشاره به مشکلات مالی و بودجه‌ای در نهادهای فرهنگی گفت: یک مدیر جهادی نباید لنگ پول بماند، باید جهادی جلو برود و حتی در زمان بی پولی هم کار کند.

 کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، کارگردان و بازیگر پیشکسوت تئاتر است، وی نمایش‌های زیادی را در گونه‌های مختلف به ویژه مذهبی و آیینی در ایران و دیگر کشورها به صحنه برده است.

زارعی که اخیرا مهمان ما در خبرگزاری فارس بوده، درباره این دو سال و اندی فعالیت خود در حوزه هنری می‌گوید آدمی نیست پشت میز بنشیند یا در جایی باشد و کار نکند، مگر اینکه جبر زمانه مانع کار شود! مثلا اینکه مشکل مالی داشته باشد، هر چند یک مدیر جهادی نباید هیچوقت لنگ پول بماند.

مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با اشاره به اهمیت فعال سازی برنامه‌های تئاتری در استان‌ها نیز می‌گوید که اخیرا هشداری به مدیران مرکز در استان‌های مختلف دادیم تا همه استان‌ها در عرصه تئاتر فعال شوند وگرنه در تغییر هر یک از مدیران غیرفعال اقدام میکنیم.

زارعی با گله از وضعیت نمایش‌های امروز که بیشتر کارهای تجربی و دانشجویی است تا حرفه‌ای، معتقد است که این دست کارهایی که نه لذت بصری و هنری به مخاطب می‌دهد و نه محتوایی نمی‌توانند مخاطب را به خود جذب کنند درحالیکه شاهد هستیم امروز خیلی از سالن های نمایشی خالی از تماشاگر است.

* مطلع هستم که تصمیم دارید برنامه‌هایی مربوط به ایام پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه هنری و فعالیت‌هایی از این دست را تحت عنوان چهل سالگی انقلاب در یک نشست رسانه‌ای اطلاع رسانی کنید، بنابراین ما از این بخش سوالات می‌گذاریم اما در ارتباط با عملکرد فعالیت‌های حوزه هنری در این دو سال و اندی که شما در این مرکز فعال بوده‌اید، خودتان عملکرد حوزه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خب البته خیلی سخت است که ما به خودمان نمره بدهیم، چرا که دیگران می‌بایست ما را قضاوت کنند هرچند من آدم پر توقعی نسبت به عملکرد خودم هستم و در این دو سال و اندی که تصدی مدیریت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب را برعهده گرفتم خیلی راه‌های نرفته زیادی را می‌بینم و آنطور که باید و شاید کارها نظر خودم را جلب نکرده است.

من تصور می‌کنم نقد و نظرهایی به فعالیت‌های من وارد است و بنابراین نمره‌ای به خودم نمی‌توانم بدهم، چون خودم از عملکرد خودم هنوز راضی نیستم، هر چند که خیلی از دوستان از مدیران تئاتری تا مجامع دانشگاهی و هنرمندان شهرستانی و تهرانی هر از گاهی ابراز لطف‌هایی به من در مرکز دارند اما قطعاً نه خود من و نه همکارانم در مرکز هنرهای نمایشی که از همه آنها برای زحماتشان تشکر می‌کنم، نمیتوانیم این کار را بکنیم.

ما فقط سعی کردیم شتابی به موتور فعالیت های هنری حوزه بدهیم هر چند گاهی درباره من می‌گویند که این کوروش زارعی خیلی شتاب گرفته وباید قدری سرعتش را بیاورد پایین یا اینکه ترمزش را بکشیم! من حقیقتا آدمی نیستم که پشت میز بنشینم یا در جایی بنشینم و کاری نکنم ، مگر اینکه جبر زمانه مانع شود!

*منظورتان از جبر زمانه نیست؟

مثلا اگر دست ما برای مسائل بودجه‌ای و مالی بسته شود. هر چند من معتقدم یک مدیر جهادی نباید لنگ پول بماند، باید جهادی جلو برود و حتی در زمان بی پولی هم کار کند، کار نباید عقب بماند. بحمدالله با اینکه ما سال خیلی سخت مالی داشتیم ـ که این هم شامل همه نهادها و ارگان‌های فرهنگی است ـ ولی از تلاشمان نکاستیم.

حتی این را هم باید بگویم که سال آینده هم بودجه ما کم است، بودجه حوزه هنری از خیلی جاهای دیگر هم کمتر شده است، نزدیک به چهل درصد بودجه از سوی دولت و سازمان برنامه و بودجه برای سال ۹۸ کم شده حال مسئولان در حال رایزنی در این زمینه هستند بنابراین نسبت به پولی که کلیت حوزه هنری دریافت می‌کند و چندین برابر آن تولید اثر و کار دارند، خیلی کم است.

*از این بودجه‌ای که می‌گویید چند درصد برای تئاتر است ؟

خیلی کم، بودجه مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در سال یک میلیارد است که بیست تا سی درصد هم برای تئاتر محقق نمی‌شود. رویکرد اصلی ما در حوزه حمایت از تئاتر شهرستان‌ها و هنرمندان استانی ، آموزش در کارهای استانی است و چون ما سیاست‌گذاری‌مان در این عرصه است هزینه‌هایمان هم زیاد است و این بودجه اندک نمی‌تواند تمام آرزوها و برنامه‌های ما برای مرکز را به حقیقت نزدیک کند، اما خب تا الان نگذاشتیم کارها ضعیف شود سال آینده قطعاً ما با شرایط سختتری مواجه هستیم، خیلی باید جهادی عمل کنیم چرا که دشمن از آن سمت خیلی کار می‌کند و ما نباید با همین شرایط بد مالی اجازه پیشروی به دشمن را بدهیم و دست روی دست بگذاریم.

*از جمله پروژه‌هایی که در این مدت فعالیت در حوزه هنری شما دنبال کردید، پروژه چهار فصل تئاتر ایران بوده است. این برنامه در راستای چه هدفی دنبال شده و اکنون چه برآیندی برای تئاتر ما داشته است؟

بله این یکی از پروژه‌های ملی ما است که امسال برای تربیت نسلی از نمایشنامه نویسان شروع شده، براساس این برنامه قرار است تعدادی از نمایشنامه‌نویسان مستعد کشور پیدا شده و استعدادهایشان در این پروژه ملی با آموزش درست پرورش پیدا کند، این آموزش به تولید اثر بیانجامد و بعدتر آثار در استان‌های مختلف به صحنه برود.

معضل نمایشنامه این روزها گریبان تئاتر ایران را گرفته و فقط هم برای خانواده حوزه هنری نیست، کل خانواده تئاتر از این معضل رنج می‌برد. ما اگر بتوانیم ۲۰ نفر هنرمند و نمایشنامه نویس به جامعه تئاتر معرفی کنیم، به نظرم خیلی کارهای روی زمین مانده تئاتر کشور پیش خواهد افتاد.

وقتی یک نمایشنامه خوب نوشته شود، کارگردان‌ها، بازیگران، طراحان و گروه‌ها فعال می‌شوند و موتور و چرخه تئاتر کشور به راه می‌افتد.

*الان تصور می‌کنید چه بخشی از مشکل گروه‌های شهرستانی به همین معضل نمایشنامه خوب باز می‌گردد؟

شاید یکی از دلائل کم‌کاری در شهرستان‌ها و اینکه گروه‌ها رغبتی به کار ندارند، معضل نبود نمایشنامه‌ای است که با شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امروز ایران نزدیک باشد. خیلی از هنرمندان به دلیل این مشکل امروز مجبورند به سمت نمایشنامه‌های تکراری بروند که زمان آنها به سر آمده و مسئله جامعه امروز ما نیست یا اینکه برای تهیه یک نمایشنامه ارجینال دست‌کم مبلغ ۵ میلیون تومان به نمایشنامه‌نویس بدهند که این برای یک گروه شهرستانی کار دشواری است، این حرکت ما ان‌شاءالله می‌تواند معضل نمایشنامه را تا حدودی کمتر کند.

*الان خود حوزه هنری به استثنای بخش برپایی جشنواره‌ها، چه حمایتی از گروه‌های شهرستانی و استانی می‌کند؟

ما از همان سال اول فعالیتمان پروژه‌ای را راه‌اندازی کردیم که البته از انتهای فعالیت آقای رحمت امینی شروع شد و دیدیم کار خوبی است آن را ادامه دادیم. آن دوره اسم پروژه «همایش تئاتر استان‌ها» بود ما هم اسم آن را «مهرواره تئاتر ماه» گذاشتیم و بر اساس آن گروه‌های برتر هر استان یا شهرستان را انتخاب و در هر ماه و بعد از مدتی در هر سال رپرتوار تئاتر آن شهر را برگزار می‌کردیم.

مثلا گفتیم از مهر ۹۶ تا مهر ۹۷ این رپرتوار برای گروه گیلان و تبریز و سپس گروه مازندران برگزار می‌شود و بعد هم به ترتیب در ماه‌های مختلف هماهنگ کردیم و استان‌های مختلف در آن شرکت کردند. سوای این هم یک برنامه حمایتی ملی راجع به چهل سالگی انقلاب قرار است داشته باشیم که در نشست خبری مفصل درباره آن صحبت می‌کنیم و براین اساس هم از گروه‌ها برای تولید آثار حمایت کردیم.

در نهایت نیز ما برای آموزش گروه‌های تئاتری، اساتیدی به شهرستان‌ها اعزام می‌کنیم یا برای جشنواره‌ها داور و استاد به شهرهای مختلف می‌فرستیم تا با گروه‌ها همراه باشد. برای این برنامه‌ها ما سه داور هم بخواهیم به استان اعزام کنیم برای هر یک داور سه میلیون هم در نظر بگیریم، ۹ میلیون برای آنها باید کنار بگذاریم و این بار از روی دوش استان‌ها برداشته خواهد شد. برای ورکشاپ‌ها هم به دیگر استان‌ها استاد می‌فرستیم و بحث پرواز رفت و برگشت و هزینه‌های مالی آنها را تقبل می‌کنیم و همه اینها بسته‌های حمایتی است که ما به استان‌ها خدماتش را ارائه می‌دهیم.

* آمار مشخصی وجود دارد که کدام یک از استان‌ها در عرصه تئاتر فعال‌تر هستند یا کدام استان‌ها کار کمتری در عرصه تئاتر انجام می‌دهند که نیاز به فعالیت بیشتری دارند؟

بله ما استان‌های خیلی فعال داریم که خوب کار می‌کنند و استان‌های غیر فعال هم داریم، هفته گذشته هم ما دیدار فصلی با مدیران استان‌ها داشتیم و آنجا هم گله کردیم که چند استان اصلا مدیر مرکز هنرهای نمایشی ندارند و مسئول واحد ندارند، سریع‌تر باید تعیین تکلیف کنند و آنهایی هم که منفعل هستند تذکر دادیم که اگر خودشان را همراه نکنند در تغییرشان اقدام و کسی دیگر را جایگزین می‌کنیم، به مدیران استان‌ها گفتیم که در برخی این استان‌ها نیروهای تئاتر را فعال نکرده‌اند و اگر همینطور ادامه پیدا کند حتما می‌بایست تغییر کنند.

الان استان‌های شاخص و استان‌های غیر فعال ما مشخص هستند و من همیشه هم گفته‌ام که حتی اگر مشکل مالی هم  داریم این دلیل نمی‌شود که حرکت نکنیم و دست روی دست بگذاریم و بنشینیم زمان اداری‌مان تمام شود، باید کار کنیم و از بیکاری هم کار تولید کنیم و یک نوعی این مشکل را حل کنیم چرا که مشکل مالی توجیهی برای اینکه کاری نکنیم و منفعل باشیم، نیست.

* در کنار بودجه‌ای که از سوی دولت برای حوزه دریافت می‌شود که بخش اندکی از آن هم به تئاتر اختصاص دارد، آیا بخش تئاتر درآمدزایی هم برای تأمین هزینه‌های خود دارد؟

بله اگر نداشته باشیم که کار نمی‌توانیم انجام دهیم. الان ما برای دو تا از پروژه‌های ایام انقلاب با دو نهاد مشارکت کردیم؛ یکی همایش تئاتر مردمی خرداد که امسال بخش صحنه‌ای هم داشته و با مشارکت معاونت فرهنگی بنیاد حفظ و نشر آثار امام خمینی و ستاد ارتحال امام خمینی(ره) برگزار کردیم. اگر این دو نهاد به ما کمک نمی‌کردند نمی‌توانستیم پروژه را پیش ببریم چرا که این همایش در طول ایام ارتحال امام خمینی در تهران و شهرستان‌ها برگزار شد و نمایش‌ها به روی صحنه رفتند.

متأسفانه این همه سال از رحلت امام خمینی(ره) میگذرد اما تئاتر هنوز قدمی در این راستا برنداشته و ما به عنوان حوزه هنری بر خود وظیفه می‌دانیم که به اندیشه‌های امام خمینی بپردازیم ما با دیگر نهادها کار نداریم که چه وظایفی دارند اما در حوزه می‌بایست به اندیشه‌های بیانگذار انقلاب توجه شود.

در تولید نمایشنامه بچه‌های مسجد ارگان‌هایی همچون سازمان بسیج و معاونت اجتماعی بسیج به ما برای تولید و چاپ نمایشنامه‌ها کمک کردند، اگر این مشارکت نبود اتفاقی هم نمی‌افتاد و الان هم پنج پروژه ملی که ما برای چهل سالگی انقلاب جلو می‌بریم با مشارکت ارگان‌ها و نهادهای مختلف برگزار می‌شود، شاید ما سالی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون این مشارکت‌ها به دادمان می‌رسد و علتش هم بهرحال برند حوزه هنری است که خدا عزتی به ما داده و ارگان ها راغب می‌شوند که مشارکتی در آن داشته باشند.

ما همایش تئاتر مردمی بچه‌های مسجد، تئاتر خرداد، نقالان علوی و پیاده روی اربعین را سالیانه داریم که بین‌المللی هستند.

واقعا اگر برخی مشارکت‌ها نباشد کار جلو نمی‌رود، امسال در تئاتر اربعین ستاد اربعین کشور به ما کمک کرد وگرنه با این هزینه‌های ارز و مسائل دیگر معلوم نبود بتوانیم کاری پیش ببریم. نزدیک به هفتاد ـ هشتاد میلیون فقط پول اتوبوس بچه‌ها تا لب مرز و بعد هم تا نجف و برگشت به تهران دادیم. در نهایت با شرایطی که بودجه ۹۸ دارد باید تمام کارها را مشارکتی انجام دهیم.

ما از همین ۱۰ روز پیش تفاهم نامه‌هایی با وزارت علوم،تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و کانون فرهنگی ـ هنری مساجد کشور و وزارت آموزش و پرورش منعقد کردیم تا به آنها در آموزش و برقراری جشنواره‌ها کمک کنیم و خود نهادها برای این کار با ما پیشقدم شدند.

*آقای زارعی الان آماری از آثار نمایشی که در حوزه هنری به اجرا می‌رود وجود دارد و اینکه به لحاظ کمی و کیفی ارتقایی در این سطح کارها داشتیم یا خیر؟

تا پیش از این بحث فروش نمایش‌ها در حوزه خیلی جدی نبود، مثلا قبلا هنرمند کار خود را ارائه می‌کرد به چند ارگان و حمایت که نمی‌شد به حوزه می‌آمد تا رزومه‌ای برایش باشد و حمایتی هم از او بشود، اما چند سالی است که تلاش کردیم این بحث را برای هنرمندان جا بیاندازیم که کیفیت برایمان خیلی مهم است و دوم هم بحث فروش و جذب مخاطب اهمیت دارد که از این پس سختگیری بیشتری می‌کنیم تا هزینه‌ای که در حد توان خود می‌کنیم و کمتر از مرکز هنرهای نمایشی وزارت ارشاد هم کمک هزینه‌مان نیست لااقل سالن‌ها خالی نماند.

*میانگین حمایتی گروه‌ها چقد است؟

برای گروه‌های جوان و مستعد بین ۵ تا ۷ میلیون تومان، گروه‌های با تجربه‌تر ۱۰ تا ۳۰ میلیون کمک هزینه داشتیم، باز سقف سالن ماه که کوچکتر است با مهر متفاوت است و همه اینها به کیفیت کار و کستینگ نیز بستگی دارد.

به علاوه ۷۰ درصد گیشه به خود گروه تعلق می‌گیرد، ۵ درصد برای سایت فروش بلیت و ۲۵ درصد هم برای درآمدهای مرکز هنرهای نمایشی برای کارهای جاری تعلق می گیرد. 

تماشاگر تئاتر باید بداند که تئاتر مجانی نیست برای دیدن آن می‌بایست هر چند اندک هزینه کند، الان برای کارهای مذهبی هم که ما در ایامی مناسبتی اجرا می‌کنیم هنوز خرید بلیت جا نیافتاده است و این کار را نیز در دستور خود داریم تا بحث فروشش را جا بیاندازیم، در نهایت قوانینی برای سال آینده مشخص کردیم تا گروه ها با کیفیت بیشتر کارهایشان را به صحنه ببرند.

*در ارتباط با بحث نمایشنامه‌نویسی و کمبود نمایشنامه‌نویس خوب صحبت کردید الان شاهد هستیم که در آستانه جشنواره فجر فعالیت‌هایی در عرصه نمایشنامه نویسی در تئاتر شهر رونق گرفته، تصور می‌کنید این فرایندها بتواند کمکی به عرصه نمایشنامه‌نویسی ما داشته باشد؟

قطعا این کارها کمک کننده است، بهرحال نمایشنامه شالوده تولید یک اثر نمایشی است. یک نمایشنامه خوب منجر به یک نمایش خوب می‌شود و اگر ما نمایشنامه‌هایمان ضعیف باشد و از استحکام خوبی برخوردار نباشد، مخاطب هم از آن استقبال نمی‌کند، یکی از دلائل رونق نگرفتن تئاتر ما به خاطر نمایشنامه‌های ضعیف با ساختار سطح پایین است. برخی اوقات نمایش‌هایی به صحنه می‌رود که موضوع و محتوا به درد وضعیت فعلی مردم ما نمیخورد و برای ما لازم نیست!

ما اگر نمایشنامه خوب با مسائل مبتلا به امروز جامعه و خانواده ایرانی کار کنیم، قطعا مردم از آن استقبال می‌کنند و برایش بلیت می‌خرند. با توجه به اینکه ما به تعداد انگشتان دست نمایشنامه‌نویس خوب داریم که آنها هم جایگزین میخواهند، بنابراین می‌بایست به تربیت نمایشنامه نویسی بپردازیم.

یکی از کارهای ما در حوزه همین تربیت نسل جدید است ما در سال آینده یک پروژه‌ای را خواهیم داشت تحت عنوان باشگاه هنرمندان سوره که قرار است این باشگاه به آموزش و تربیت نیروی انسانی جدید در رشته‌های مختلف به ویژه تئاتر بپردازد، این پروژه در معاونت هنری دنبال خواهد شد و رشته‌هایی چون تجسمی، آفرینش‌های ادبی، ادبیات پایداری، انیمیشن و تئاتر را دربر خواهد گرفت، ما برنامه‌های مدونی در بحث آموزش خواهیم داشت که به تربیت نیروی انسانی با چارچوب انقلاب فرهنگی خواهیم داشت.

مردم وقتی موضوعات بومی مربوط به خودشان را روی صحنه یا پرده می‌بینند خیلی بیشتر استقبال می‌کنند تا نمایشنامه نویسان خارجی را ببینند، آن نمایشنامه هم برای اقشار جوان و دانشگاهی خوب است اما همه مردم که نمی‌آیند مکبث، اتللو، گوریل پشمالو ببینند اگر مسائل و موضوعات و قصه‌های ایرانی کار کنیم، مردم ما هم که قصه محور و محتوا محوری هستند و از قدیم الایام این در فرهنگ ایرانی باب بوده است، تأثیرگذار خواهد بود.

شما مولانا، سعدی، عطار و شاهنامه فردوسی را ببینید تمامش قصه و دراماتیک است. مردم ایرانی اهل قصه و موضوع هستند چیزی که الان سینما و تئاتر ما عاری از آن است به خاطر همین است که سالن‌های تئاتر ما تماشاگر ندارد.

با یک بررسی در ادبیات کلاسیک و معاصر جهان متوجه می‌شویم که بزرگترین درام نویسان جهان آثارشان قصه محور است، ویلیایم شکسپیر قصه‌ها و موضوعش است که او را شکسپیر کرده است، چخوف و ایبسن را ببینیم، ایبسن برای جامعه زن نروژ نوشته است او هیچگاه فکر نکرده که برای تمام جهان بنویسد او برای جامعه خود خانه عروسک، مرغابی وحشی و دشمن مردم را نوشته است، حتی ما در کارهای ابزورد هم نگاه کنیم باز یک رگ داستانی و محتوایی در کار وجود دارد، الان ما تئاتر می‌بینیم که قصه و موضوع و محتوایش هیچ مشخص نیست حال چه انتظاری داریم تماشاگر از کار ما حمایت کند.

این تماشاگر نه لذت بصری، هنری و نه محتوایی می‌برد وقتی این دو وجه مهم نمایشی که بخش موضوع و دوم ادبیات است وجود نداشته باشد چه چیز را باید تماشاگر ببیند و به همین دلیل سالن‌ها خالی می‌شود، کارهایی هم که استقبال می‌شود سلبریتی‌ها در آنها وجود دارند، شکوهی کارهایشان دارند، پروپاگاندایی دارند و مخاطب را جذب می‌کنند.

ما خیلی از نمایش‌هایی را که روی صحنه در تئاتر کشور می‌بینیم بیشتر کارهای آزمایشگاهی ، تجربی و دانشجویی‌اند ، تئاتر حرفه‌ای جای آثار دانشجویی نیست، البته این بدین معنی نیست که دانشجوها دارند کار تئاتر ما را تولید می‌کنند، بلکه منظور این است که تجارب، آزمون و خطاهایی که یک دانشجو در دوران دانشجویی انجام  می‌دهد و ذات کار دانشگاهی است را طی می‌کند و تماشاگر عام هم نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

ادامه دارد…

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعمال فشار علیه خانم هاشمی گرهی از آمریکا باز نمی‌کند – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری فارس: عضو هیئت علمی دانشگاه تهران دستگیری مرضیه هاشمی خبرنگار پرس تی وی را عقده گشایی دیگری از سوی امریکا قلمداد کرد و این حرکت را بدون هر گونه تاکتیک و استراتژی مشخصی از سوی دولت واشنگتن دانست.

«محمدصادق کوشکی» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با محکوم کردن دستگیری و هتک حرمت به مرضیه هاشمی خبرنگار پرس تی وی عنوان کرد: عملکرد خانم هاشمی مشخصا رسانه‌ای است و او نه یک نیروی امنیتی است و نه مسئولیت خاصی در ایران دارد، اینکه بارها در مقاطع مختلف وی برای دیدار خانواده‌اش به آمریکا سفر کرده و مشکلی نداشته و این دوره وی دستگیر شده است، به نظر می‌رسد که دولت آمریکا خشمگین است و می‌خواهد خشم خود را به یک صورتی تخلیه کند، بیشتر این اقدامات کاملا خالی از عقلانیت و صرفا برای یک نوع عقده‌گشایی است و الا هر آزاری که به خانم هاشمی برسد هیچ نفع خاصی برای آمریکایی ها ندارد.

وی در همین رابطه ادامه داد: خانم هاشمی نه اطلاعات محرمانه‌ای دارد و نه مثلا مسئولیتی دارد لذا فشار به وی صرفا وجدان انسانی و بشری را جریحه‌دار می‌کند و هیچ گرهی را از آمریکا باز نمی‌کند، به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها اینقدر عصبانی‌اند که دنبال یک بهانه می‌گشتند تا عقده‌شان را سر یک نفر خالی کنند و حالا این بهانه هم بحث سفر خانم هاشمی به آمریکا بود والا او بارها سفر کرده، مستند ساخته، کار رسانه‌ای انجام داده بوده و مقامات سابق آمریکا در این سطح مزاحمتی برای وی ایجاد نکرده بودند.

کوشکی با عنوان اینکه آمریکا از دستگیری این خبرنگار هیچ هدف مشخصی نداشته، گفت: این اقدام هیچ ارزش راهبردی، تاکتیکی و امنیتی ندارد، خانم هاشمی فردی است که با هویت آشکار سفر می‌کند و دستگیری وی نشان دهنده هیچ چیز جز عقده‌گشایی آمریکا نیست و هیچ فایده‌ای برای آمریکا در بر ندارد وی به عنوان یک شهروند ساده برای دیدار خانواده‌اش به کشور آمریکا سفر کرده بوده است.

این کارشناس روابط بین الملل در پاسخ به این سوال که فعالان حقوق بشر چه واکنشی از خود نشان خواهند داد، گفت: این ماجرا امتحان بزرگی برای همه صلح طلبان است، برای کسانی که در واقع پیگیر مسائل حقوق بشر هستند؛ یعنی با توجه به حساسیت‌های دینی یک مسلمان را وادار می‌کنند که حجابش را جدا کند و اجازه نمی‌دهند بر اساس باورهایش لباس بپوشد، اینکه از لحاظ تغذیه حتی او را زیر فشار می‌گذارند و اینجور که اخبار منتشر کرده خواسته‌اند او را وادار کنند غذایی را بخورد که با باورهای دینی‌اش سازگار نیست و بیشتر به نظر می‌آید که قصد آزار و اذیت یک انسان را دارند و این یک آزمونی است برای همه کسانی که در آمریکا صلح برایشان مسئله مهمی است. همانطور که دولت آمریکا در طول سال‌های گذشته تا به امروز هزاران نفر از سیاهان را به اشکال مختلف آزار داده و حقوق انسانی آنها را زیر پا گذاشته، از این نظر هم که خانم هاشمی رنگین پوست محسوب می‌شود، شاید این بار هم این قرعه به نام وی افتاده باشد.

به گزارش فارس، این مجری، خبرنگار و مستندساز پرس تی وی، روز یکشنبه هفته گذشته در فرودگاه سنت‌لوئیز توسط ماموران اف‌بی‌آی بازداشت و به مقر مرکزی پلیس فدرال در حومه واشنگتن دی سی منتقل شده است. وی علی‌رغم اعلام دادگاهی در روز جمعه مبنی بر عدم اتهام به هر گونه جرمی، همچنان در بند است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

درخواست مخاطبان برای ساخت ادامه «گشت پلیس» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: به گفته تهیه کننده سریال تلویزیونی «گشت پلیس» مخاطبان با استقبال از این سریال پلیسی خواستار تولید قسمت دوم آن شده اند.

به گزارش سینماپرس، «سعید پروینی»، تهیه کننده سریال تلویزیونی «گشت پلیس» به یک خبرگزاری گفت: از ابتدا که فیلمنامه این سریال از سوی ناجی هنر به بنده پیشنهاد شد، با شناختی که از آثار پلیسی و اکشن داشتم و استانداردهایی که پیش‌تر برای ساخت مطلوب این چنین سریال‌هایی در قاب تلویزیون در ذهن می پروراندم، موفقیت آن را در میان مخاطبان پیش بینی می‌کردم. 

این تهیه کننده گفت: در ادامه با شناخت از تجربیات پیشین مهرداد خوشبخت، او را بهترین گزینه برای کارگردانی مجموعه «گشت پلیس» یافتم و به جرات می‌توانم بگویم با خلاقیت و توانمندی او و همراهی عوامل پرتلاش گروه، در نهایت «گشت پلیس» گام مهمی در ارتقای کیفیت سریال‌های اکشن و پلیسی تلویزیون و نمایش قدرت و تجهیزات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران شد.

وی درخصوص واکنش‌های مخاطبان بیان داشت: مردم سریال‌های اکشن و پلیسی دوست دارند و اقبال مخاطبان مطابق پیش بینی قبلی ما، خیلی خوب بوده و درخواست‌های زیادی از سوی مخاطبان رسانه ملی برای ساخت سری دوم مجموعه «گشت پلیس» داشته‌ و داریم.

پروینی درباره احتمال ساخت سری دوم از این مجموعه نیز گفت: فیلمنامه نگارش شده، اما تنها چیزی که در این باره می‌توانم بگویم این است که همه چیز به تصمیم مدیران بستگی دارد هرچند طرح و برنامه ریزی اولیه ما برای تولید یک سریال ۱۳ قسمتی بود اما به هردلیل تولید آن به این شکل میسر نشد و در نهایت یک مجموعه ۷ قسمتی آماده شد.

تهیه‌کننده «گشت پلیس» در پاسخ به این سوال که چرا اثری اکشن که توانسته مخاطبان را هم جذب کند، تنها در ۷ قسمت تولید شد؟ گفت: در زمینه گلایه مخاطبان نسبت به کم بودن حق با مخاطبان است. برای بنده و کارگردان نیز این مسئله روشن بود، ولی برخی مشکلات در تامین بودجه از سوی متولیان کار، که به طور مشترک موسسه ناجی هنر و مرکز سیمافیلم بودند سبب شد تا طرفین به این نتیجه برسند که سریال تنها در ۷ قسمت تولید شود.

پروینی گفت: همانطور که می‌دانید هر سریال برای اثرگذاری و ارتباط‌گیری با مخاطب در قاب تلویزیون نیاز به فرصت بیشتری دارد و اکنون شاهدیم علی‌رغم تعداد قسمت کم این کار، استقبال بسیار خوبی از سوی مردم صورت گرفته، اما فرصت تداوم این همراهی کوتاه بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«سینما یک» با جیرانی باز می‌گردد؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: به گفته مدیرتامین برنامه شبکه یک سیما، مدیران این شبکه گفتگوهایی با «فریدون جیرانی»، کارگردان سینما و تلویزیون درباره اجرای یک برنامه سینمایی هفتگی داشته اند.

به گزارش سینماپرس؛ امیر محمدی در گفت‌وگو با یک خبرگزاری درباره شایعات مطرح شده درخصوص حضور «فریدون جیرانی» در ویژه برنامه جشنواره فیلم فجر افزود : همانطور که خود آقای جیرانی در یادداشتی اشاره کردند هیچ قراری برای برنامه جشنواره نبود و گفتگوی ایشان با مدیر محترم شبکه یک درخصوص برنامه هفتگی سینما یک بود. علاوه بر این آقای جیرانی خودشان در جشنواره فیلم دارند ، اما برخی افراد اصرار داشتند درباره ایشان خبرسازی کنند.

مدیر تامین برنامه شبکه یک افزود: برای تولید برنامه شایسته سینمایی بر اساس سیاستگذاری رسانه ملی ، پیش تولید و مقدماتی لازم است که در حال برنامه ریزی این مقدمات هستیم تا برنامه ” سینما یک” مجددا در شبکه ملی احیا شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتقاد کاربران فضای مجازی از سکوت سلبریتی‌ها به بازداشت مرضیه هاشمی – اخبار سینمای ایران و جهان

کیهان: سکوت چهره‌های به اصطلاح مشهور در قبال بازداشت بدون اتهام «مرضیه هاشمی» خبرنگار شبکه پرس تی‌وی در آمریکا با انتقاد کاربران فضای مجازی مواجه شد.

واکنش کاربران فضای مجازی در ایران به ماجرای بازداشت خبرنگار رنگین‌پوست و مسلمان آمریکایی‌الاصل شبکه پرس تی‌وی ایران همچنان ادامه دارد. پس از راه‌اندازی کمپین‌هایی با هشتک «مرضیه هاشمی را آزاد کنید» انتقاد از سکوت شبه روشنفکرها و سلبریتی‌ها به این اقدام ضدحقوق بشری آمریکا نیز ادامه دارد. چرا که اغلب مدعیان آزادی و بازیگران مشهوری که معمولا به بازداشت و مجازات تروریست‌ها و قاتلین، اعتراض می‌کنند، در برابر بازداشت بدون اتهام خانم هاشمی ساکت شده‌اند!

یکی از کاربران نوشته است: «درباره سکوت سلبریتی‌ها به خاطر بازداشت بی‌گناه مرضیه هاشمی باید گفت وقتی‌ گرین‌‌کارت دارند، برای زایمان به آمریکا و کانادا می‌روند و هر ماه ۱۰ هزار دلار برای فرزندان خود به آن طرف دنیا منتقل می‌کنند، طبیعی است که جرئت انتقاد از نقض حقوق بشر در غرب را نداشته باشند.»

دیگری نیز بیان می‌کند: «روزنامه‌نگارهای آمریکایی از مرضیه هاشمی حمایت کردند اما داخلی‌ها (اصلاح‌طلب‌ها) هیچ و هیچ و هیچ.»

یک کاربر دیگر هم نوشته است: «آیا می‌دانستید آمریکا پنجمین کشور خطرناک برای خبرنگاران محسوب میشه‌؟! یعنی اگه خانم مرضیه هاشمی رفته بودن یمنی که الان داخلش جنگه مشکلی شاید واسشون پیش نمیومد.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مگر سیمرغ‌ها پرواز می‌کنند که ۳ میلیون تومان پولشان است؟! – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: در آستانه سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر، موضوع سیمرغ‌ها جنجالی شده؛ زیراکه مدیر اجرایی جشنواره فیلم فجر گفته که این سیمرغ‌ها از دبی وارد کشور شده و هر کدام از آن‌ها ۳ میلیون تومان هزینه داشته است!

 در آستانه سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر، موضوع سیمرغ‌ها جنجالی شده؛ زیراکه مدیر اجرایی جشنواره فیلم فجر گفته که این سیمرغ‌ها از دبی وارد کشور شده و هر کدام از آن‌ها ۳ میلیون تومان هزینه داشته است! یکی از تندیس‌سازان کشور در واکنش به این خبر  می‌گوید: «مگر این سیمرغ‌ها پرواز می‌کنند که هر کدام از آن‌ها چند میلیون تومان هزینه برداشته است؟»

 لوح زرین، سیمرغ طلایی یا سیمرغ بلورین، هیچ فرقی نمی‌کند هر کدام از این‌ها هر شکل و طرحی که باشد و در هر کجا که ساخته شود، قرار است به عنوان یادبود و تقدیر دست‌به‌دست و به برگزیدگان جشنواره فیلم فجر اهدا شود. آخر سر هم این سیمرغ به پیشخوان یا دیوار خانه هنرمندان برگزیده می‌رود و انتخاب آن‌ها در جشنواره را به رخ دیگران می‌کشد. حالا از نظر مسئولان سی‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر، امکان ساخت سیمرغ باکیفیت در داخل کشور وجود نداشته و فقط اماراتی‌ها می‌توانستند سیمرغ مدنظرشان را بسازند. این در حالی است که مسئولان برای پرداخت هزینه‌های گزاف تولید و ترخیص این سیمرغ‌ها نیز هیچ دغدغه‌ای نداشته‌اند!

عزت‌الله علیزاده مدیر اجرایی جشنواره سی و هفتم فیلم فجر درباره ساخت و تولید سیمرغ‌ها در ایستگاه سی و هفتم فیلم فجر به روزنامه همشهری گفته: «متأسفانه امکان تولید سیمرغ‌های جشنواره با کیفیت مدنظر ما در داخل کشور وجود ندارد و به همین دلیل کار ساخت سیمرغ‌ها را به یک کارگاه کریستال‌سازی در دربی سفارش داده‌ایم.» عجیب است که مدیر اجرایی جشنواره فیلم فجر در ادامه همین گفتگو به خرید ۳۰ سیمرغ و مسئله پیچیده ترخیص گمرگی سیمرغ‌ها اشاره کرده و اظهار داشته: «سیمرغ‌هایی که برای ساخت هر سیمرغ حدود ۹۰۰ درهم امارات معادل ۳ میلیون تومان پرداخت شده است.»

این هزینه‌ها در حالی برای ساخت این نماد‌های جشنواره فیلم فجر صرف می‌شود که پیش از این مسئولین جشنواره و حتی سازمان سینمایی هم اشاره کرده بودند امسال با مشکلات عدیده مالی مواجه هستند و باید صرفه‌جویی کنیم.

واکنش‌های فضای مجازی: زشته بازیگرا هدیه تولید داخل بگیرن؟!

متاسفانه در شرایطی که اقتصاد کشور دچار بحران شده است مسئولان جشنواره فیلم فجر تصمیم گرفته‌اند تا طراحی و تولید سیمرغ‌های جشنواره امسال را به اماراتی‌ها بسپارند و هزینه‌های آن را به خارج از کشور ببرند، همین مسئله موجی از انتقادات را در فضای مجازی به راه انداخت و سوالاتی را در اذهان عمومی ایجاد کرد.

محمدرضا باقری، کارشناس رسانه در صفحه توئیتر خود در این باره نوشت: «شما فکر کن در عصری که ما ماهواره به‌فضا می‌فرستیم، سیمرغ جشنواره فجر انقلاب باید از امارات بیاید! در ایران کسی سیمرغ با کیفیت نمی‌سازد؟! این دهن‌کجی نمادی از نادیده گرفتن «ایران» در سینمای کشور است.»

همچنین کاربری با نام مطالبه گر آرمان‌خواه توئیت زد: «میگن سیمرغ جشنواره فجر رو از امارات میارن! همین ایرانی که ماهواره به فضا می‌فرسته، همین ایرانی که رتبه اول رشد علمی جهان رو داره! شما رو به‌خدا یه هنرمند پیدا نمی‌شد تو کشور خودمون بسازه! یاللعجب از این همه اعتماد و اتکا به نیروی داخلی!»

کاربری با نام حسن پارمو نیز با کنایه نسبت به واردات سیمرغ‌های جشنواره فیلم فجر در صفحه توئیتر خود نوشت: «مگه ایران مهد هنر و اینجور چیزا نبود؟ پس چرا سیمرغ جشنواره فجر رو دادن تو دبی بسازن؟ آها بالاخره زشته بازیگرا هدیه تولید داخل بگیرن»

مگر این سیمرغ پرواز می‌کند که ۳ میلیون تومان هزینه برداشته است؟

فرزاد مشتعل که در کارگاه ماکت سازی مربوط به ساخت لوح و تندیس فعالیت می‌کند درباره سفارش ساخت سیمرغ جشنواره فیلم فجر به اماراتی‌ها  می‌گوید: «ساخت سیمرغ جشنواره فیلم فجر کار دشواری نیست و امکانات ساخت آن در کشور وجود دارد.»

او ادامه می‌دهد: «حک طرح سیمرغ در داخل کریستال با دستگاه لیزر سه بعدی انجام می‌شود که مدت ۸ سال است که این دستگاه‌ها در داخل کشور وجود دارد و سفارش کار می‌گیرد. فقط کریستال‌ها باید از خارج از کشور وارد شود که با احتساب قیمت جدید دلار، نهایتا هر کریستال ۱۰۰ هزار تومان خواهد شد. هزینه حک با دستگاه لیزر با تراکم بالا که با آن یک تندیس تمیز و کیفی ساخته شود نیز ۲۰۰ هزار تومان می‌شود و هزینه نهایی این سیمرغ با پایه‌اش ۵۰۰ هزار تومان تمام خواهد شد.»

این تندیس‌ساز با انتقاد از هزینه ۳ میلیون تومانی مسئولان برای ساخت هر سیمرغ جشنواره می‌گوید: «مگر این سیمرغ‌ها پرواز می‌کنند که مسئولان حاضر شده‌اند چنین هزینه‌ای برای آن صرف کنند؟ تندیس فقط جنبه یادبود دارد و هزینه‌های چند میلیون تومانی برای آن در خارج از کشور هیچ توجیهی ندارد.»

او ادامه می‌دهد: «اگر مسئولان به تولیدکنندگان داخلی اعتماد کنند، تندیس‌های خیلی شیک‌تر و زیباتری نیز می‌توان ساخت. اما متاسفانه منفعت برخی افراد در واردات است و تولید داخل برایشان سود زیادی ندارد.»

متاسفانه باید گفت که در سال تولید ملی و حمایت از کالای ایرانی که قرار است انقلاب اسلامی جشن چهل‌سالگی خودش را برپا کند، زیر سایه بی‌توجهی و سودجویی برخی مسئولان، سیمرغ‌های بزرگترین رویداد سینمایی ایران در دبی ساخته شده است؛ و مسئولان جشنواره فیلم فجر نیز نه تنها هیچ پاسخ مناسبی برای چنین تصمیم نادرستی نداشته‌اند بلکه بابت این رفتار اشتباه‌شان عذرخواهی نکرده‌اند!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

همکاری پیام دهکردی با شهر کتاب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پیام دهکردی پس از تجربه ای که در لاهیجان برای ترویج مطالعه با استفاده از عنصر نمایش داشته، این بار با پروژه «هفت شب، هفت کافه» تهرانی ها را در مراکز مختلف شهر کتاب، به کتابخوانی تشویق می کند.

به گزارش سینماپرس؛ پیام دهکردی کارگردان پروژه «هفت شب، هفت کافه» که از شب گذشته شنبه ۲۹ دی در شهر کتاب مرکزی آغاز شده، درباره ادامه فعالیت این پروژه توضیح داد: در شبهای آینده راس ساعت ۱۸ به ترتیب شهرکتاب وارطان، کافه هایکو، کافه تی آرت ، شهرکتاب الف، موزیکافه خرابات، کافه نشین اجرا خواهیم داشت.

وی افزود: در این اجرا خوانی  قطعاتی از مجموعه «فرقی نمی کند» نوشته آگوتا کریستف، «شهادت یا یک کم آسایشی که داریم» نوشته تادئوش روژه‌ویچ، بخشی از اشعار استاد سید علی صالحی  و البته چند خطی از شکسپیر  توسط هنرجویان دوره ی پیشرفته ی صدا و گفتار موسسه ی فرهنگی هنری امید پیام دهکردی خوانش و اجرا می شود.

 این هنرمند ادامه داد: من و عارفه لک چندی پیش تصمیم گرفتیم که با استفاده از دانشجویان کارگاه تخصصی صدا و گفتار، با رویکرد بازترویج کتابخوانی و نگاه جدیدی به مقوله مطالعه، کتابخوانی را با نمایش های محیطی پیوند بزنیم، موضوعی که می تواند هم جذاب باشد و هم مردم را ترغیب کند که مطالعه داشته باشند، این اتفاق از لاهیجان شروع شد و آنقدر موفق بود که تصمیم گرفتیم در تهران هم تکرارش کنیم.

دهکردی تصریح کرد: بدون شک یکی از بلاهای روزگار ما که به باور من «ام البلا»ست، پدیده نوظهور جعلی و بی هویتی به نام  دنیای مجازی است، اینستاگرام، تلگرام و … هیولاهایی هستند که خسران آنها در دهه آینده خودش را نشان خواهد داد، نسل های جدید خواهند آمد و ما را با عوارض جدید روبه رو خواهند کرد.

وی تاکید کرد: ما برای رشد و تعالی به عمیق شدن در پدیده ها نیاز داریم و آنچه تدقیق و درنگ را ایجاد می کند مقوله کتاب و اندیشیدن در عمق فهوای کتاب است.

مدرس، سرپرست و طراحان اجرای «هفت شب، هفت کافه» با بیان اینکه برای رسیدن به اندیشه نیازمند خیال، تصویرسازی و رسیدن به ایماژهای درست و قدرتمند هستیم، اظهار کرد: این اتفاق میسر نمی شود مگر اینکه همنشین همیشگی ما کتاب و تدقیق در آن باشد. خوانش  صدها جلد کتاب نهایتا سواد را  در ما بالا خواهد برد، اما آنچه منجر به ایجاد فرهنگ می شود نشست این کتابخوانی هاست؛ بی شک تا زمانی که ما به عمق حرکت نکنیم علی رغم روزگار شتابان امروز ره به جایی به عنوان رفتار بنیادین نخواهیم برد، کمپین ها شکل می گیرند، هشتگ ها زده می شود و … اما برای ایجاد یک اجرا مثل اجرای امروز حجم زیادی زمان و تمرین  برای قدرتمندتر کردن ابزاری به نام گفتار طی شده است. 

دهکردی در پایان گفت: آرزو می کنم همه ما برای حفظ سرزمینمان به معنای واقعی به کتاب خوانی، عمیق نگری و دقت در جهان پیرامونمان رجعت کنیم.

اجراهای «هفت شب، هفت کافه» تا ۶ روز آینده هر روز ساعت ۱۸ برپا خواهد بود؛ گفتنی است که حضور در این اجرا خوانی برای عموم آزاد و رایگان است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دیوان‌سالارهای سینمای ایران / دفاع برخی بازیگران از صاحبان سرمایه‌های مشکوک – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حداقل سود دادگاه‌های اخیر پرونده‌های اقتصادی، افشای نقش برخی پول‌های مساله‌دار در سینمای ایران است؛ معمای بزرگ، سکوت سلبریتی‌هاست که با این پول‌ها سریال و فیلم بازی کردند.

وقتی پول بی‌حساب وارد یک حوزه می‌شود آیا نباید شک کرد؟ آیا این قضیه مشکوک نیست که تعدادی از بازیگران سینمای ایران نهایتا سالی یکی‌، دو فیلم بازی می‌کنند اما گرانقیمت‌ترین خودروها را سوار می‌شوند و در اعیانی‌ترین مناطق تهران خانه خریده‌اند و سفرهای پرخرج خارج از کشور هم دارند؟ درمورد خیلی از کارگردانان و نویسندگان سینمای ایران هم طرح چنین پرسش‌هایی بجا به‌ نظر می‌رسد. پول‌های بی‌حساب در سینمای ایران چندسالی است که فراوان شده‌اند و قضیه به قدری بغرنج شده که توضیحات و توجیهات دم‌دستی رایج درمورد این قضایا دیگر جوابگوی این حجم از بی‌منطقی نیستند. اول گفته می‌شد که بعضی آدم‌های پولدار برای عکس گرفتن با هنرپیشه‌ها می‌آیند و در سینما خرج می‌کنند یا اینکه اینها چون به سینما علاقه دارند، به‌رغم زیان‌ده بودن این تجارت در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ اما حالا کار به جایی رسید که این‌جور توجیهات دیگر قانع‌کننده نیستند. گذشته از اینها اگر حتی این هم پذیرفته می‌شد که تفنن یک آدم ثروتمند باعث شده او بخواهد در صنعت زیان‌ده سینمای ایران سرمایه‌گذاری کند، اینکه بانک‌ها و موسسات مالی هم چنین ‌انگیزه‌ای داشته باشند، منطقی به نظر نمی‌رسد. دولت در پنج سال اخیر به‌طور کل پای خودش را از سرمایه‌گذاری در سینما بیرون کشیده و استدلالی که برای این تصمیم بیان می‌شود هم واگذاری امور به بخش خصوصی است. با این وصف جای چنین پرسشی که چرا بانک‌ها باید در سینما فعالیت‌های زیان‌ده داشته باشند، بیشتر باز خواهد شد. اگر قرار است دولت نباشد تا بخش خصوصی باشد، پس بانک‌ها این وسط چه می‌کنند.

اساسا چه ثروتمندانی که پول‌های بی‌حساب در سینما خرج کردند و چه بانک‌هایی که وارد این عرصه شدند، هیچ‌کدام فعالیت‌شان نه توجیه اقتصادی داشت نه فرهنگی. سرآمد کسانی که در پنج سال اخیر کلان‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها را در سینما انجام داد، کسی است که حتی برقرار کردن یک نسبت معقول بین سن و سال او و میزان سرمایه‌ای که دارد، ممکن نیست. حداقل دو سال است که علیه این شخص حرف و حدیث‌های فراوانی مطرح است، اما هنرپیشه‌ها یا اصطلاحا سلبریتی‌هایی که سابقه همکاری با او را داشتند، به‌شدت از سلامت مالی کارهایش دفاع کرده‌اند. محمد امامی، جوان سی و چند ساله‌ای که بدون داشتن اندک سابقه‌ای چه در کار تجارت و چه در کار سینما، ناگهان با شروع به کار این‌ دولت، وارد میدان فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی شد و بخش قابل‌توجهی از جریان سینمای ایران را جهت‌دهی کرد و اکنون به اتهام فسادهای کلان مالی درحال محاکمه است. موارد اتهامی او دقیقا همان چیزهایی است که پیش از این هم توسط پرسشگران اجتماعی از عوامل فیلم‌های محمد امامی طرح شده بودند، اما پاسخ‌ها همگی این بود که هنوز هیچ جرمی ثابت نشده یا حتی عنوان می‌شد که این اتهامات دروغ هستند. ترانه علیدوستی، رضا کیانیان، حمید فرخ‌نژاد، شهاب حسینی، حسن فتحی و بسیاری از دیگر عوامل سینمای ایران امروز ساکتند. شاید نشود کسانی را که هیچ پاسخی ندارند مجبور به سخن گفتن کرد، اما آنچه در ادامه رخ می‌دهد، قضاوت عمومی مردم ایران راجع‌به کسانی است که درمورد هر موضوعی مدعی حق‌طلبی و سخنگویی از طرف مردم بودند.

پول معلمان در دستان سلبریتی‌ها

در مهرماه سال ۹۵، بحث مربوط به اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان به قدری بالا گرفت که رئیس‌جمهور اقدام به ترمیم کابینه کرد و وزرای آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی تا اواخر آن ماه کنار رفتند. ارتباط وزیر آموزش و پرورش به موضوع اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان مشخص بود، اما در ابتدا برای خیلی‌ها، این سوال پیش‌ آمد که وزرای ورزش و فرهنگ چه ارتباطی با این قضیه دارند؟ فخرالدین دانش‌آشتیانی، وزیر جدید آموزش و پرورش در جلسه دفاعیه‌اش در مجلس شورای اسلامی گفت که حسابرسی از صندوق ذخیره فرهنگیان اولویت نخست اوست و پانزدهم آبان‌ماه، وقتی رسما وزیر بود، اعلام کرد تیمی را برای بررسی موضوع تعیین کرده و به‌زودی نتایج را اعلام می‌کند. یک ماه و نیم بعد، اولین نتیجه این بررسی‌ها مشخص و معلوم شد که ارتباط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صندوق ذخیره فرهنگیان چیست. محمد امامی، یکی از دو تهیه‌کننده سریال شهرزاد و یکی از سرمایه‌گذاران عمده در سینمای ایران، به جرم مشارکت در اختلاس از این صندوق بازداشت شد و در دی‌ماه همان سال، امیر خجسته، رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس، درباره پولشویی تهیه‌کننده سریال شهرزاد گفت: «تخلفات این تهیه‌کننده در فراکسیون مبارزه با مفاسد مجلس مورد بررسی قرار گرفته و مواردی مربوط به پولشویی او اثبات شده که مجلس برای بررسی بیشتر، این موضوع را به دستگاه‌های نظارتی و قوه قضائیه ارجاع داده است.»

خجسته حتی این را هم گفت: «طبق آماری که دراختیار ما قرار دارد، مشخص شده برخی از تهیه‌کنندگان سینما هم با گرفتن وام‌های میلیاردی و انجام کارهایی خلاف قانون، برنامه‌های خودشان را طراحی و اجرایی می‌کنند.»

محمد امامی، مالک موسسه تصویر گستر پاسارگاد بود، اما این قضیه مخفی می‌شد و تا مدت‌ها وقتی اسم این موسسه می‌آمد، نام علی اسدزاده به‌عنوان مدیرعامل قید می‌شد و گمان می‌رفت مالک موسسه خود اوست. سیدهادی رضوی در لابه‌لای گفت‌وگویی که با یکی از روزنامه‌ها داشت، خواسته یا ناخواسته از مالکیت امامی پرده برداشت و گفت:‌ «محمد امامی در این عرصه به دنبال خودنمایی و عکس گرفتن با بازیگران نبود، طرح و ایده در این زمینه داشت. «ب. ز» در این زمینه ‌تنها دو تا سه فیلم را بدون استراتژی و هدف خاصی ساخت. فرض کنیم انگار تنها بحث ورود به سینما برای او مطرح بود و بعد هم دچار آن مسائل شد؛ ولی امامی، برند «شاهگوش» را در کارنامه داشت و دفتر پخش تصویر گستر پاسارگاد متعلق به او بود. امامی، سوابق کاری روشنی داشت. همین مساله هم باب آشنایی من با او شد…»

اما در همان ایام، غلامرضا موسوی هم با روزنامه‌ای دیگر مصاحبه کرد و گفت: «این آقایی که دستگیر شده (امامی) اصلا عضو شورای عالی تهیه‌کنندگان سینما نیست و ما او را به‌عنوان تهیه‌کننده نمی‌شناسیم. او در چند کار سرمایه‌گذار بوده است. همه می‌توانند در سینما سرمایه‌گذاری کنند، اما برای اینکه عنوان تهیه‌کننده داشته باشند، ما چهار تشکیلات در شورای عالی داریم که افراد باید برای عضویت در شورا از طریق یکی از آنها اقدام کنند و آنها هم افراد را برای پذیرش به کمیته شورای عالی معرفی می‌کنند. آن فرد یا اصلا درخواست عضویت نداده یا درخواست داده و رد شده است؛ در هر صورت عضو شورای عالی نیست.»

شرکت تصویر ‌گستر ‌پاسارگاد غیر از «شهرزاد» که سری اول آن روی پیشخوان فروشگاه‌ها قرار گرفته بود، یک سریال بزرگ دیگر را هم برای شبکه نمایش خانگی در دستور کار داشت؛ «ماه تی‌تی» که یک فیلم فانتزی-‌تاریخی و به کارگردانی داوود میرباقری بود. اما با دستگیری امامی، سرنوشت این پروژه پرخرج در هاله‌ای از ابهام فرو رفت و این‌بار حسین هدایتی، مالک استیل‌آذین و دیگر شریک این پروژه بود که سرمایه‌گذاری کامل روی آن را به عهده گرفت.

اما چند وقت بعد هدایتی هم بنا به جرائم اقتصادی دستگیر شد و تا اواخر مرداد ۹۶ که با وثیقه ۲۰۰ میلیاردی از زندان بیرون آمد، تکلیف تمام پروژه‌های متعلق به او معطل ماند. هدایتی که همراه بابک زنجانی در جلسه پایانی فیلمبرداری «نقش و نگار» حضور داشت و حالا به همراه محمد امامی، سرمایه‌گذار «ماه تی‌تی» شده بود، غیر از فیلم و سینما در فوتبال هم دستی بر آتش داشت و مدتی عضو هیات‌مدیره باشگاه پرسپولیس بود. او مالک تیم ‌استیل‌آذین هم بود و می‌خواست پرسپولیس را هم به‌رغم زیان‌دهی محرز این باشگاه ورزشی خریداری کند. حالا شاید ارتباط وزارتخانه‌های ورزش و ارشاد با صندوق ذخیره فرهنگیان کمی روشن‌تر می‌شد. اما علاوه‌بر اینها، جزئیات دیگری هم وجود داشت که بر پیچیدگی ماجرا اضافه می‌کرد.

 شریک امامی و رفیق قافله

تقریبا همزمان با دستگیری محمد امامی، هادی رضوی، یعنی سرمایه‌گذار دوم سریال «شهرزاد» هم مدتی بازداشت شد. رضوی پس از اینکه از بازداشت درآمد، خودش شروع کرد علیه پول‌های کثیف در سینمای ایران داد سخن دادن. او داماد محمد شریعتمداری، معاون سابق و وزیر فعلی دولت است. رضوی درباره این نسبت فامیلی می‌گوید: «آقای شریعتمداری وزیری مثل آقای مهاجرانی در دولت اصلاحات نیستند. ایشان هم به‌لحاظ مالی و هم به‌لحاظ اخلاقی فردی ثابت شده در نظام جمهوری اسلامی هستند و از لحاظ مالی همین‌قدر کافی‌ است که خانه امروز ایشان همانی است که ۳۰ سال پیش هم بوده است. بسیاری از بزرگان عرصه سیاست هم آقای شریعتمداری را به‌عنوان یک انسان معتدل می‌شناسند که مورد قبول جناحین است. حالا من یک سوال از شما بپرسم. آیا انتساب به ایشان به هر نحوی گناه است؟» هادی رضوی با ظاهری وفادار به ارزش‌های انقلاب اسلامی وارد فعالیت‌های فرهنگی شد و حتی نخستین و تنها دوره از جشنواره فیلم مدافعان حرم را برگزار کرد. اما بررسی‌های جدید دادگاه رسیدگی به جرایم بانک سرمایه نشان می‌دهد او هم که روی دیگر سکه محمد امامی بود، فعالیت‌هایی داشت که دقیقا همان شیوه را پی گرفته بودند.

به هر حال این دو نفر پس از مدتی آزاد شدند و ادعاها درباره بی‌گناه بودن‌شان و پاک بودن پول‌هایی که توسط آنها وارد سینما و شبکه نمایش خانگی شده بود، مجددا مطرح شد. این درحالی بود که آزادی آنها به‌معنای تبرئه کامل و بسته‌شدن پرونده‌شان نبود و از طرفی هنوز هم برقراری یک نسبت معقول میان سن و سال این افراد و میزان دارایی‌شان از یک طرف و ‌انگیزه آنها از سرمایه‌گذاری در یک صنعت زیان‌ده مثل سینمای ایران، از طرف دیگر امکان‌پذیر نبود. سلبریتی‌ها اما به‌شدت از همین آزادی موقت، به‌عنوان دستاویزی برای فرار از پاسخگویی راجع‌به نوع و چرایی ارتباط‌شان با این افراد، به‌خصوص محمد امامی استفاده کردند.

رونمایی از جزئیات یک فعالیت مجرمانه اقتصادی

در ایام انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۹۶، محمد امامی به‌عنوان عضو کمپین انتخاباتی رئیس‌جمهور وقت به کانادا رفت تا در آنجا از کسی که مسئولیت کمپین «نه به شهرزاد» را قبول کرده بود، شکایت کند. رسانه‌ها هیچ‌وقت به‌طور دقیق نفهمیدند که امامی چه‌موقع به ایران برگشت یا بازگردانده شد؛ اما در مدتی که او طرح شکایتش از کمپین نه به شهرزاد را پی می‌گرفت و به عبارتی نسبت به کسانی که از او راجع‌به فعالیت‌های مالی‌اش پرسش می‌کردند، ژستی طلبکارانه می‌گرفت، جزئیات جدیدی از فعالیت‌های مجرمانه اقتصادی‌اش منتشر شد. قائم‌مقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان پیش از آن گفته بود: «آقای امامی برای اینکه فیلمی تهیه کند با آقای غندالی (مدیرعامل سابق بانک سرمایه) رابطه ایجاد کرد و از وی بین هزار تا ۱۳۰۰ میلیارد تومان وام با چک گرفته که بعد نتوانست این مبلغ را برگرداند.» طبق گفته‌های محمدرضا محدث خراسانی، بانک‌ها چنین وامی را به کسی نمی‌دادند و اگر پرداخت می‌کردند برای هر فرد معادل ۱۵۰ درصد ملک می‌خواستند؛ پس این افراد به جاهایی می‌روند که می‌توانند نفوذ کنند؛ به‌عنوان مثال آنها اعلام می‌کنند که اگر این فیلم در آینده تولید شد برای نمونه ۲۰ درصد به شما سود می‌دهیم و در قرارداد این‌طور امضا می‌کنند و وثیقه‌ای نیز ندارند که البته باید بدانیم فیلم جزء وثیقه نیست.

محدث خراسانی همچنین گفت: «آقای غندالی با چک به آقای امامی وام داده است و بعد آقای امامی نتوانسته مبلغ را به صندوق برگرداند؛ الان مشکل این است که بانک‌ها وام نمی‌دهند و شرکت‌های دیگر نیز چنین وامی پرداخت نمی‌کنند، اما پول ۹۰۰ هزار معلم را به‌راحتی بذل و بخشش می‌کنند و هیچ اتفاقی در این خصوص نیفتاده است.» مدتی بعد و پس از برگزاری چند جلسه دادگاه درخصوص شکایت امامی از کمپین نه به شهرزاد، کسی که مسئولیت این کمپین را به عهده گرفته بود، به دلیل عدم‌توانایی در فراهم کردن قرار تامین، یک روز به زندان افتاد. با این اتفاق، جو سنگینی در جامعه ایجاد شد و محمود صادقی، نماینده مجلس، اسنادی از یک سری تخلفات سنگین مالی که مربوط به محمد امامی و احمد هاشمی‌شاهرودی در املاک لواسان بود را منتشر کرد. اعتراض کاربران فضای مجازی به محمود صادقی که چرا اگر چنین اسنادی را داشته، تا به حال منتشر نکرده، نمایش پررنگی از خشم مردم ایران نسبت به فسادهای مالی صورت گرفته در پوشش فعالیت‌های فرهنگی بود. به عبارتی صریح و بدون مبالغه می‌شود گفت محمد امامی کسی بود که باعث بیشترین آشنایی عمومی مردم ایران با واژه پولشویی و مفهوم آن شده بود. کم‌کم پرسش‌ها درباره اینکه او واقعا کجاست، بالا گرفت. هشتگی در فضای مجازی باب شد با این عبارت که «امامی کجاست؟» و ظن بیشتر پرسشگران به کانادا، یعنی مقصد اکثر اختلاس‌گران و متخلفان اقتصادی ایران می‌رفت. اما چندی بعد معلوم شد او تا به حال کجا بوده است. خبر دستگیری محمد امامی بنا به اتهامات مالی باز هم نگاه‌های پرسشگر را به سمت چهره‌های مشهور سینمایی برد؛ آیا وقت آن نرسیده که به نامشروع بودن بخشی از درآمدتان اعتراف کنید و ضمن عذرخواهی از مردم، آن را به بیت‌المال برگردانید؟
 

پرونده «خیانت مشهود» همچنان روی میز قاضی

 در روزهای گذشته، جزئیات رسیدگی به پرونده اعضای هیات‌مدیره بانک سرمایه، افکار عمومی ایران را سخت تحت تاثیر قرار داده است. به گزارش بانک مرکزی، طبق مستندات و اقاریر متهمان این پرونده، تخلفات ۳۲ تن مسلم بوده و فرض سهل‌انگاری آنها مردود و خیانت‌شان مشهود است. محمد امامی، سیدهادی رضوی و هدایتی جزء متهمان این پرونده هستند. نماینده دادستان در جلسه رسیدگی به پرونده اعضای هیات‌مدیره بانک سرمایه گفت: «متهمان ۱۴ هزار میلیارد تومان از درآمد فرهنگیان را با این تخلفات به‌یغما برده‌اند.»

پیش از این گفته می‌شد که محمد امامی بدهی‌هایش به بانک سرمایه را تسویه کرده اما در همین جلسه دادرسی، نماینده دادستان درخصوص گران‌نمایی‌های صورت گرفته، توضیح داد: «گفته می‌شود آقای امامی و هادی رضوی تسویه کرده‌اند اما باید بگویم امامی ۳۰۰ میلیارد تومان بدهی داشت و ملک معرفی شده به بانک را ۲۰۵ میلیارد ارزیابی کرده بودند که با بررسی‌های انجام گرفته، ۴۰ میلیارد تومان قیمت داشت. هادی رضوی ۱۲۳ میلیارد تومان سررسید داشته و با پول تسهیلات دریافت شده، ملکی خریداری و تهاتر می‌کند و این ملک را به ارزش ۱۳۰ میلیارد به بانک معرفی کرده و درواقع ۲ میلیارد تومان دریافت کرده است.» و این تنها بخشی از تخلفات سنگین مالی هستند که امامی و رضوی به انجام آنها متهم شده‌اند. صفریان، نماینده دادستان همچنین در این جلسه هنگام قرائت کیفرخواست متهمان پرونده بانک سرمایه گفت: «موضوع پرونده‌های آقای حسین هدایتی، سامان مدلل و محمد امامی که از طریق غیرقانونی و همکاری با بعضی از اعضای هیات‌مدیره چندین تسهیلات کلان گرفته‌اند، رسیدگی به اتهامات آنها در یک پرونده جداگانه در شعبه اول بازپرسی دادسرا صورت خواهد گرفت.»

وضعیت جدید پرونده اتهام مالی محمد امامی، اتمام حجتی برای چهره‌های سینمایی است که مدعی بودند نمی‌توان به‌طور قطع درمورد محرز بودن فعالیت غیرقانونی این سرمایه‌گذار قضاوت کرد.

 

سینما در دام سرمایه‌داری

بحث بر سر اینکه سینما باید خصوصی باشد یا نباید باشد، خیلی سال است که در کشورمان ادامه پیدا کرده؛ اما از یک جایی به بعد، واژه خصوصی معنای خاص و جدیدی پیدا کرد. مشخص است که سینمای تجاری اولویت‌های فرهنگی را درنظر نمی‌گیرد درحالی که این چیزها برای جامعه لازم هستند و به علاوه، تهیه‌کنندگانی که برای سود مالی به سینما آمده‌اند، عادت ندارند ریسک کنند و راه را برای خلاقیت هنری می‌بندند. شاید مدافعان سینمای خصوصی هم دفاعیات قابل توجهی در این خصوص داشته باشند اما بحث اصلی درباره امکان این امر است نه ضرورت آن. سینمای ایران در تهران متمرکز شده و سالن‌های تهران هم اکثرا در شمال شهر هستند. این درحالی است که سینما در تمام دنیا اصلی‌ترین هوادارانش را میان توده‌های فرودست مردم پیدا می‌کند. در این شرایط صحبت از اقتصاد سینما فقط یک نوع فریب است. سوال دیگری که در این رابطه می‌شود پرسید این است که کدام بخش خصوصی؟! آیا بخش خصوصی در سینمایی ‌که حتی فیلم‌های تجاری آن زیان‌ده هستند، حاضر است بیاید و روی فیلم‌های روشنفکری سرمایه‌گذاری کند؟ امروز کسانی از منابع مشکوک پول گرفته‌اند و فیلم روشنفکری ساخته‌اند که ادعای استقلال از دولت و فعالیت در بخش خصوصی هم دارند. به هر حال اینکه افراد بهره‌مند از درآمدهای میلیاردی توسط پروژه‌های امثال امامی، تحت هر شرایطی از فعالیت‌های او دفاع کنند، شاید طبیعی باشد اما انسانی نیست.
 

  مطالبه مردمی از سلبریتی

شاید کسی که میلیاردها تومان را با کمترین زحمتی به دست آورده، هیچ‌گاه موضعش را در این خصوص تغییر ندهد، اما مردمی که صاحبان واقعی این پول‌ها هستند هم هیچ‌گاه از مطالبات‌شان دست‌بردار نخواهند شد. هنرپیشه‌هایی که از شهرت‌شان برای ایجاد یک جو حمایتی نسبت به متهمان پرونده اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان استفاده کردند، حالا باز هم در تیررس پرسش‌های آن مردمی قرار می‌گیرند که صاحبان اصلی این پول‌ها هستند. آقایان حسن فتحی، سعید روستایی، پیمان قاسم‌خانی، مانی حقیقی، پیمان معادی، هومن سیدی، روح‌الله حجازی و تمام کسان دیگری که با سرمایه محمد امامی فیلم ساخته‌اند، حالا باید در این باره پاسخگو باشند.

 رضا کیانیان و حمید فرخ‌نژاد که بارها از این شخص دفاع کرده‌اند، لازم است که حالا پاسخ دهند و می‌شود از ترانه علیدوستی و شهاب حسینی برای هزارمین‌بار پرسید که قول و قرارتان در این خصوص که اگر مجرم بودن محمد امامی اثبات شد، پول‌هایی که گرفته‌اید را برمی‌گردانید، چه خواهد شد؟

* فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع