X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

نمایش ۱۱ انیمیشن کوتاه ایرانی در کپنهاگن – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جشنواره فیلم کپنهاگن کشور دانمارک بخشی تحت عنوان «صنعت پررونق و هیجان انگیز انیمیشن کوتاه ایران» با نمایش یازده انیمیشن کوتاه ایرانی برپا کرده است.

به گزارش سینماپرس، ۱۱ انیمیشن کوتاه ایرانی که در سال گذشته در رویدادهای بین‌المللی موفق بودند، در بخش ویژه‌ای در چهارمین دوره جشنواره فیلم کپنهاگن VOID film festival در کشور دانمارک اکران می‌شوند.

این بخش که با نام فیلم کوتاه ایرانی است، شامل فیلم‌های «آلفابت» به کارگردانی کیانوش عابدی، «پیشخدمت» به کارگردانی فرنوش عابدی، «گرگم و گله می برم» به کارگردانی امیرهوشنگ معین، «بالانس» به کارگردانی برزان رستمی، «مرد دودکشی» به کارگردانی مقداد اخوان، «چشم انداز خالی» به کارگردانی علی زارع‌ قنات‌نوی، «قایم باشک» به کارگردانی محسن شکر طلب، «یال و کوپال» به کارگردانی شیوا صادق اسدی، «آقای گوزن» به کارگردانی مجتبی موسوی، «روباه» به کارگردانی صادق جوادی و «بدو رستم بدو» به کارگردانی حسین ملایمی می‌شود.

عنوان این بخش «صنعت پررونق و هیجان انگیز انیمیشن کوتاه ایران» است.

این جشنواره ۲۴ ژانویه تا ۲ فوریه برابر با ۴ تا ۱۳ بهمن ماه برگزار می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

معرفی هیئت انتخاب نوزدهمین جشنواره تئاتر تجربه – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هیئت انتخاب مرحله اول بخش اصلی نوزدهمین جشنواره تئاتر تجربه معرفی شدند.

به گزارش سینماپرس، روابط عمومی نوزدهمین جشنواره تئاتر تجربه اسامی هیئت ارزیابی و انتخاب مرحله اول بخش اصلی این دوره از جشنواره را اعلام کرد.

سلما محسنی، آزاده شاه‌میری و سمانه زندی‌نژاد هنرمندانی هستند که ارزیابی و انتخاب آثار مرحله اول بخش اصلی نوزدهمین جشنواره ملی تئاتر تجربه را به عهده داشتند.

جشنواره تجربه قرار است اسفند امسال در دانشگاه تهران برگزار شود.

جلیل محمودی دبیر نوزدهمین جشنواره ملی تئاتر تجربه است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اخم به کمدی‌های سخیف تاکتیک جشنواره فجر یا راهبرد سینما! – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: در این دوره از جشنواره فجر به نظر می‌رسد فیلم‌های صرفاً تجاری در این رویداد هنری جایی ندارند. حضور این جنس آثار در برخی دوره‌های جشنواره فیلم فجر باعث پایین آمدن کیفیت و البته اعتبار این رویداد می‌شد.

اتفاقی که از چند روز پیش از اعلام اسامی آثار راه یافته به جشنواره سی و هفتم فیلم فجر افتاد این بود که عده‌ای از فیلمسازانی که آثار آن‌ها اغلب به عنوان فیلم‌های صرفا تجاری سینما مطرح هستند به طور داوطلبانه از حضور در جشنواره اعلام انصراف دادند. کمی قبل‌تر کمال تبریزی سلطان بازاری‌ساز‌های این سال‌های سینمای ایران که ظاهراً پرهزینه‌ترین فیلم سال‌های اخیر سینمای ایران را نیز با عنوان «ما همه باهم هستیم» با بریز و بپاش‌های نجومی ساخته است، پیشنهاد کرده بود که فیلمسازان برای بی‌حاشیه ماندن فیلم‌هایشان از ارائه آن به جشنواره فجر خودداری کنند. دلیل این موضع ضد جشنواره فجر تبریزی را احتمالاً باید در خبری دانست که مسئولان جشنواره درباره عدم پذیرش فیلم تجاری‌اش به گوش او رسانده بودند. مدتی بعد سعید سهیلی دیگر سازنده آثار بازاری سینمای ایران نیز اعلام کرد که «ژن خوک» را به جشنواره نخواهد داد. او را نیز قاعدتا از اینکه فیلمش جایی در میان آثار امسال نخواهد داشت خبردار کرده بودند. مسعود ده‌نمکی نیز که طی سال‌های اخیر گرایش زیادی به شاخص‌های بازاری سینما در آثارش قابل مشاهده است اعلام کرد فیلمش را به جشنواره نخواهد داد. حقیقت ماجرا این است که امسال و در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر دست‌کم این تصمیم درست را گرفته‌اند که از حضور آثاری که صرفاً با گرایشات تجاری ساخته شده‌اند در این رویداد مقابله کنند، البته نسبت آثار با کیفیت در این دوره از جشنواره در نسبت با دوره‌های قبلی بیشتر است و دست برگزارکنندگان را برای این تصمیم بازتر کرده است. به این لیست اضافه کنید انصراف منوچهر هادی با فیلم «رحمان ۱۴۰۰» را.

اما نظر سیروس الوند در این باره جالب توجه است؛ از نظر من تمام این اخبار در مورد انصراف کارگردانان شایعه و شانتاژ خبری است. به عنوان مثال کمال تبریزی فیلمی کاملاً کمدی‌بازاری ساخته و خودش هم می‌داند جایش در فیلم فجر نیست. مورد فیلم رحمان ۱۴۰۰ منوچهر هادی هم مثل فیلم کمال تبریزی است. این‌ها فیلم‌های گیشه و بازاری ساخته‌اند و خودشان هم می‌دانند جایی در فجر ندارند. اینکه می‌گویند بسیاری از کارگردانان از فجر انصراف داده‌اند شینطت خبری است و من به دفتر جشنواره رفته‌ام و به چشم دیدم که همه کارگردانان می‌خواهند در فجر امسال حضور داشته باشند. برخی عادت دارند فیلم بازاری بسازند و به فجر هم نمی‌روند تا کسی یقه‌شان را نگیرد. این‌ها تنها و تنها به اکران و فروش اثرشان فکر می‌کنند. این بازی‌ها برای ما کاملاً روشن است. از نظر من جشنواره فیلم فجر امسال بسیار هیجان انگیز است. اگر من و فیلمم در فجر نرفت اصلاً مهم نیست زیرا مهم این است که جشنواره خوب برگزار شود.

الوند به این هم اشاره می‌کند که طبیعتاً خواسته هر کارگردانی اکران نوروزی فیلمش است و من هم همین خواسته را دارم. اصلاً همه برای اکران خوب و نوروزی سعی در رونمایی فیلمشان در جشنواره فیلم فجر دارند و تلاش من هم همین است.

سخنان سیروس الوند درباره اکران مناسب فیلمش در نوروز به این بستگی دارد که مافیای اکران سینمای ایران چقدر فیلم او را در فروش و گیشه مناسب تشخیص دهند. سهم عمده‌ای از اکران نوروزی سینمای ایران را همواره آثاری به خود اختصاص می‌دهند که با مولفه‌های کاملاً عامه‌پسند سینما انطباق داشته باشند، اما در این دوره از جشنواره فیلم فجر خوشبختانه همه چیز دست به دست هم داده تا آثاری که به نام کمدی صرفاً گیشه‌ها را هدف قرار گرفته‌اند به این رویداد راه پیدا نکنند تا شاهد روندی جدی‌تر و البته باکیفیت‌تر در این دوره باشیم. فیلم‌هایی مثل گشت ارشاد اگرچه در بخش غیررقابتی دو دوره قبل جشنواره فجر حاضر بودند، اما به شدت به اعتبار این رویداد لطمه وارد کردند. موضوع مهمی که وجود دارد این است که این رویکرد را باید تاکتیک برگزارکنندگان جشنواره سی و هفتم و نه راهبردی اساسی در سینمای ایران تلقی کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مسئولان تعزیه را به حاشیه بردند، تئاتر لاکچری را ترویج می‌کنند – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: داوود فتحعلی‌بیگی معتقد است بی‌مهری دانشکده‌ها و مراکز آموزشی دولتی هنر سبب شده نمایش‌های آیینی که میراث فرهنگی کشور محسوب می‌شود مهجور بماند.

مشروح گفت‌وگو با داوود فتحعلی‌بیگی  را در ادامه می‌خوانید:

هنر تعزیه قرن‌ها در ایران به عنوان یک نمایش اصیل با محتوایی غنی مردم را با خود همراه کرده است، اما این هنر سال‌هاست که مهجور مانده در حالی که در تهران و شهر‌های بزرگ اگر خوب تبلیغات شود و حمایت شود قطعاً مردم استقبال خواهند کرد. مشکل کجاست؟


متأسفانه نمایش‌های ایرانی چه به مفهوم مدرنش و چه به مفهوم آیینی و سنتی بسیار مظلوم واقع شده و بسیار دچار بی‌مهری شده‌اند. در وهله اول از طریق دانشکده‌های تئاتر به این میراث ملی بی‌مهری می‌شود و دیگر اینکه در برنامه‌ریزی‌های بسیاری از سالن‌ها و مدیران هم جایگاه ویژه‌ای ندارد، یعنی ما گاهی اگر حمایت‌های دولتی هم داشته باشیم اصلاً ترویج نمی‌شویم. ما این هزینه‌ها را برای ترویج نمایش ایرانی می‌دهیم، اما وقتی حمایت جامع و همه‌جانبه‌ای صورت نمی‌گیرد این هنر اصیل و پرمعنا از مهجوریت خارج نمی‌شود. این یکی از بزرگ‌ترین معضلات ماست که نیازمند یک نقشه‌راه از مقام‌های بالاتر فرهنگی هستیم. در سیاستگذاری‌های کلان باید این دیده شود و به عنوان دستورالعمل به دستگاه‌های ذیربط ابلاغ شود. در دانشگاه‌های ما اصلاً نمایش ایرانی تدریس نمی‌شد، دو، سه واحد یا چهار تا یا حداکثر هشت واحد ارائه می‌شد. بعد‌ها وقتی آمدند به اصلاح عناوین درس این‌ها را دانشگاه تهران حذف کرد. در شرایطی که روز به روز ما می‌بینیم ارزش‌ها و اهمیت نمایش ایرانی معلوم می‌شود، آثار متعددی در این زمینه نوشته می‌شود چه به عنوان نمایشنامه و چه به صورت تئوریک واقعیت این مسئله دارد روشن‌تر می‌شود، ولی معلوم نیست چرا اجازه نمی‌دهند درست ترویج شود. این وظیفه دانشگاه است که باید این هنر‌ها را ترویج کند نه تئاتر غربی را. تئاتر غربی چه استفاده‌ای دارد. با خودش فرهنگ آن‌طرف را می‌آورد. تئاتر غربی قرن بیستم وامدار تئاتر شرق است. حتی ما تئاتر شرق را هم در دانشگاه‌های‌مان آموزش نمی‌دهیم. وقتی شما نمایشنامه بینوایان را روی صحنه می‌برید در واقع انقلاب فرانسه را نشان می‌دهید، ولی انقلاب حسین بن علی (ع) قطعاً مخاطب بیشتری دارد و با روح فرهنگی مردم ما هم سازگارتر است.


جایگاه تعزیه بین مردم و هنرمندان به چه صورت است؟

در بین عامه مردم جایگاه بسیار بالایی دارد، اما متأسفانه در بین عده‌ای از نخبه‌ها چه هنرمند و چه غیرهنرمند جایگاهی ندارد یعنی از طرف این قشر توجهی به آن نمی‌شود. تعداد انگشت‌شماری هستند که نسبت به این مقوله توجه دارند و به ارزش‌های فرهنگی و هنری آن کم‌توجهی می‌شود. به همین دلیل است که در دانشگاه‌ها به آن بها و اهمیت نمی‌دهند. اگر وزارت علوم دست به کار شود و واقف شود و کارشناسانش به این مقوله بها بدهند این هنر می‌تواند در دانشگاه‌ها تدریس شود. ما نمی‌گوییم همه بروند تعزیه‌خوان شوند، اما تعزیه به عنوان یک سیستم نمایشی می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد.


من دو سال پیش آقای «یوجینو باربا» را به مناسبت تئاتر فجر به ایران دعوت کرده بودم، ایشان کتابی دارد با عنوان «انسان‌شناسی در تئاتر». مطالعات زیادی روی نمایش‌های شرقی داشت، متأسفانه نمایش ایرانی را ندیده بود و دو سال پیش که ایشان اینجا بود، دوستان کم‌توجهی کردند و به جای اینکه ایشان را ببرند با آثار نمایش ایرانی به معنای اخص کلمه آشنا شود برایش کارگاه گذاشتند تا اینکه روز آخر که ایشان می‌خواست برود در سالن انتظار تئاتر شهر یک تعزیه اجرا کردند که بسیار برایش جالب بود. ایشان پس از اینکه توضیحات ما را درباره تعزیه و قدمتش در ایران شنید به ما گفت: چرا این را به دنیا معرفی نمی‌کنید!؟ همین اندازه که در این پدیده هنری، مظاهر خیر و شر وجود دارد می‌تواند مورد استقبال دنیا قرار بگیرد. این شخص که مطالعات گسترده‌ای روی تئاتر شرق دارد و از تئوریسین‌های مطرح تئاتر غرب است، وقتی این حرف را می‌زند چرا ما باید نسبت به آن بی‌توجه باشیم؟ نه فقط ایشان که هر آدم برجسته‌ای از فرهنگستان آمده در ایران به هر مناسبتی آمده که خواسته تئاتر ببیند علاقه‌مند بوده که نمایش سنتی ایرانی را ببیند. چون در کشور خودش پدیده‌های تئاتر غربی را دیده، دیگر نیاز به آن ندارد. این بخشی از ماجراست که باید به آن توجه کنیم، ما اگر هر سال هم تئاتر غربی را کار نکنیم تئاتر غرب از بین نمی‌رود، تئاتر شرق هم از بین نمی‌رود، اما اگر به نمایش ایرانی بی‌توجهی کنیم رفته رفته از دست می‌رود به طوری که خیلی از پیشکسوتان این عرصه از بین ما رفته‌اند و همین چند نفری که حالا هم‌نسل‌های من هستند هر کدام یک گوشه از این پدیده را گرفته‌اند و روی آن کار کرده‌اند و اگر ما هم نباشیم از بین می‌رود. چرا باید یک پدیده مهم فرهنگی که میراث بزرگ ملی و معنوی ماست از بین برود؟ در دایره‌المعارف تئاتر دنیا وقتی به ایران می‌رسند، درباره تعزیه صحبت می‌کنند نه نمایش وارداتی فرنگی؛ حالا نمایش وارداتی فرنگی ارزش‌های خود را دارد به جای خود ولی تئاتر ما هم خیلی ویژگی داشته و دارد که باید به آن توجه شود و در دانشگاه آموزش داده شود. اکثر دانشجو‌های ما نمی‌توانند ۱۰ دقیقه نقالی کنند. من نمی‌گویم بروند نقال شوند، اما اگر نقالی یاد بگیرند در حوزه بازیگری می‌توانند درخشش‌های ویژه‌ای داشته باشند. مگر در آن سوی دنیا چه می‌کنند؟ چرا ژاپنی‌ها و چینی‌ها و هندی‌ها و خیلی‌های دیگر توانستند آثار خودشان را حفظ کنند و ارج بنهند، ولی ما نتوانستیم؟ خیلی‌ها می‌روند کشور‌های ژاپن و هند و اندونزی بورس مطالعاتی می‌گیرند و می‌روند در کشور خود کارگاه می‌زنند و آموزش می‌دهند، اما ما با این همه هنرمند برجسته و متفکر در کشور خودمان نسبت به این مقوله‌ها بسیار بی‌توجه رفتار کردیم. در کجای دنیا در دانشکده‌های‌شان با یک پدیده نمایشی که بیش از ۵۰۰ نمایشنامه دارد این‌طور با بی‌مهری و بی‌اعتنایی رفتار می‌کنند؟ در دنیای تعزیه ۵۰۰ قصه متفاوت داریم. در کجای دنیا این بوده، اما بی‌توجهی می‌شود؟ کی باید به غیرت فرهنگی ما بربخورد؟ چه کسی باید این توجه را بدهد؟ چه کسی باید این بها را بدهد؟


به نقل از یکی از دوستان، در ایتالیا خود دولت آنجا‌هایی که مردم نسبت به فرهنگ خود توجه دارند می‌گوید خب توجه دارند. آنجایی که نسبت به فرهنگ ملی‌شان بی‌توجهی می‌شود دولت به کمک نخبه‌های فرهنگی آن موارد مغفول را ترویج می‌کند و توسعه می‌دهد تا فراموش نشوند. پس وظیفه وزارت عریض و طویل فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست؟ وظیفه‌اش همین است که فرهنگ ملی را حفظ و ترویج کند؟ نمایشی مانند تعزیه جایگاه خیلی ویژه‌ای از لحاظ فرهنگی دارد. یک آیینه نسبتاً تمام‌نما از فرهنگ دیرین ماست. هر کس تعزیه را می‌شناسد می‌داند ایرانی‌ها در گذشته چه بودند و چه فکر می‌کردند و به چه چیز‌هایی اهمیت می‌دادند. ضمن اینکه خود تعزیه بستری بوده که سال‌ها به عنوان یک رسانه در جامعه تأثیرگذار بوده است. حالا پدیده‌های شادی‌آور هم جای خود. نقالی هم که قرن‌ها سابقه داشته و هنر قصه‌خوانی در کل دنیا رواج داشته و سال‌هاست فستیوال قصه‌خوانی برگزار می‌شود. اگر این اهمیت ندارد چرا برگزار می‌شود؟ نقالی هم نوعی قصه‌خوانی نمایشی است دیگر.


این‌طور که می‌فرمایید لزوم آموزش تعزیه به نسل‌ها اهمیت زیادی دارد، ولی به لحاظ آموزشی در این زمینه ضعف جدی داریم.

ما اگر مرکز حفظ و اشاعه یا مرکز نمایش‌های آیینی سنتی راه بیندازیم می‌توانیم در آنجا در اهداف پژوهش هم آموزش و هم به اصطلاح نمایش کار‌هایی انجام دهیم. البته منظورم این نیست که وزارت ارشاد یا وزارت علوم را فربه کنیم. فقط کافی است در مدیریت منابع و امکانات اولویت‌ها را بشناسیم و در آن تجدید نظر کنیم. سال‌هاست داریم داد می‌زنیم هیچ کس گوش نمی‌دهد.


تعزیه در تهران چرا اجرای باشکوهی ندارد یا شاید هم دارد، ولی رسانه‌ها از جمله رسانه ملی پوشش خوبی نمی‌دهند.

جا ندارد. کو جا؟ یکی از مهم‌ترین نیاز‌ها مکان است و بعد هم سرمایه‌گذاری می‌خواهد. در حسینیه خوانسار در حضور چند هزار تماشاگر، چه تعزیه باشکوهی برگزار می‌شود. در تهران چنین جایی نداریم. ضمن اینکه یک هیئت امنایی در برخی شهر‌ها دارند بانی می‌شوند برای برگزاری تعزیه. با تعزیه‌خوان‌ها از امسال برای سال آینده قرارداد می‌بندند! حق و حقوق آن‌ها را می‌دهند، همه هزینه‌ها را تأمین می‌کنند؛ ابزار و ادوات، اجاره لباس و هزینه نگهداری اسب و همه این کار‌ها را می‌کنند. شاید یک میلیارد هزینه کنند برای اینکه آن تعزیه باشکوه را برگزار کنند، در تهران متولی کجاست؟ کجا حمایت می‌کند؟ برخی از این تعزیه‌خوان‌ها از تهران می‌روند به شهر‌های دیگر و اجرا می‌کنند. یک نفر یا یک نهاد بیاید حمایت کند ما باشکوه‌ترین تعزیه را برگزار می‌کنیم. جالب این که ما در اطراف تهران و شهرستان‌ها جا‌هایی را می‌بینیم که تکایای بزرگی ساختند؛ چند ده میلیون و حتی چند صد میلیون هزینه می‌کنند برای برگزاری تعزیه، اما تهران چه کسی این سرمایه‌گذاری را می‌کند؟ این کار مدرسه می‌خواهد. این پدیده اگر تبدیل به یک رشته دانشگاهی نشود به افول می‌رود. سال‌ها بود از طریق دانشگاه سوره یک رشته‌ای تعریف کردیم، وزارت علوم پیشنهاد داد. کارشناسان وزارت علوم یک نگاه نکردند به پیشنهاد من، چون آدم‌های دلسوزی نیستند. گفته بودم چرا باید نسبت به فرهنگ ملی این‌قدر بی‌تفاوت باشند؟ اگر ما نسبت به تعزیه توجه نکنیم چه کسی باید توجه کند؟ خب این هم مثل هر پدیده فرهنگی دیگر ممکن است چهار تا ایراد هم داشته باشد، آن چهار تا ایراد قابل برطرف کردن است ولی این پدیده که به عنوان یک رسانه دارد عمل می‌کند و هنوز میلیون‌ها نفر می‌نشینند پای تعزیه چه در ایام عزاداری و چه غیرعزاداری معلوم است که با آن ارتباط برقرار می‌کنند. چرا باید بی‌توجه باشیم آن‌هم به هنری که می‌دانید ایرانیان شیعه مذهب تنها ملتی از مسلمان‌ها هستند که توانستند یک پدیده نمایشی منحصر به فرد را خلق و به دنیا معرفی کنند؟ امیدوارم این غرب‌زدگی در تئاتر ما یک مقدار تقلیل پیدا کند و ما به خودمان برگردیم. ضمن همه احترامی که به پدیده‌های فرهنگی خارج از ایران می‌گذاریم این‌قدر نسبت به خودمان بی‌توجه نشویم. روزنامه شما می‌تواند به دست عده‌ای برسد و از روزنامه‌های ارزشی است می‌تواند جریانی راه بیندازد و می‌تواند حمله کند و می‌تواند توجه مسئولان را به این مقوله و اهمیت نمایش‌های ایرانی و آیینی جلب کند.


برخی مدیران، تعزیه و نمایش‌های آیینی را نمی‌شناسند و منکر می‌شوند. مشکل ما این است که در دانشگاه‌ها نمی‌شناسند و منکر آن می‌شوند، اما از طرفی بزرگ‌ترین مرد تئاتر ملی ما بهرام بیضایی می‌رود امریکا و تئاتر ایرانی کار می‌کند. او عرق ملی دارد و دارد نمایش ایرانی کار می‌کند و ما در اینجا نان این نهاد‌ها را می‌خوریم، اما تئاتر فرنگی رواج می‌دهیم. اصلاً باید یک خط مشی ترسیم شود. بگویند حمایت مالی فقط از نمایش ایرانی. هر کس می‌خواهد نمایش فرنگی و غربی کار کند خودش می‌داند و همین کار را بکنیم. خیلی‌ها مجبور می‌شوند، می‌آیند نمایش ایرانی کار می‌کنند. شما برو ببین تئاتر شهر چقدر به نمایش ایرانی بی‌اعتناست. اگر هم اعتنا کنند با رویکرد روحوضی و سیاه‌بازی است. اصلاً خط مشی ندارند. خیلی جا‌ها با اکراه به ما اجازه اجرا می‌دهند؛ فرقی نمی‌کند، هر کدام از سالن‌های دولتی این طور هستند. تئاتر شهر از همه بدتر. شما بیایید پیگیر پرونده پیشنهادی نمایش‌های آیینی بشوید که از طریق حوزه هنری و مرکز سوره پیشنهاد شده بود به وزارت علوم که چرا به نتیجه نرسید. باید پاسخگو باشند. من شنیدم کارشناسان گفته‌اند ما اصلاً بررسی نمی‌کنیم و اهمیت نمی‌دهیم، خب چرا اهمیت نمی‌دهند؟ چرا دانشگاه تهران این‌ها را حذف کرده است؟ دانشگاه مادر چرا نباید با تعزیه آشنایی داشته باشد؟ چرا دشمنی داشتند؟ چرا فکر کردند به درد نمی‌خورد؟ در صورتی که دنیا دارد از اهمیت آن حرف می‌زند. سازمان یونسکو تعزیه را به نام ایران ثبت کرد، چرا دانشگاه‌های ما به این مسئله اهمیت نمی‌دهند؟

آنچه امروز به عنوان تئاتر تجاری از آن یاد می‌شود چه تأثیراتی می‌تواند بر این هنر داشته باشد؟

اینکه کسی بخواهد تئاتر کار کند، طبیعتاً به لحاظ صنفی مخالفتی برایش نیست، اما اگر بخواهد یک موجی راه بیفتد و در انحصار یک عده معینی باشد این جای گله‌مندی پیدا می‌کند. دیگر اینکه اگر بنا باشد یک کالای فرهنگی مهم مثل تئاتر در جامعه رواج پیدا کند باید به گونه‌ای بتواند دخل و خرج کند که اغلب اقشار جامعه بتوانند ببینند. در شرایطی که خیلی از کارمندان و کارگر‌ها و اقشار ضعیف جامعه حتی روزی ۱۰۰ هزار تومان هم درآمد ندارند چطور می‌توانند بلیت ۲۰۰ هزار تومانی بخرند؟ طبیعتاً تئاتر گران‌قیمت نمی‌تواند در معرض تماشای اقشار ضعیف جامعه باشد و این به کالای لوکس تبدیل می‌شود که اقشار پردرآمد جامعه می‌توانند بروند ببینند. عیبی ندارد بروند ببینند، اما از این طرف وظیفه دستگاه‌ها و نهاد‌های فرهنگی چه می‌شود!؟ وظیفه وزارت ارشاد چه می‌شود؟ وظیفه حوزه هنری چه می‌شود؟ وظیفه شهرداری چه می‌شود؟ آیا این‌ها باید بنشینند و بگویند هر کس دوست دارد برود این تئاتر‌ها را ببیند برود و هر کس دوست ندارد نرود. در صورتی که وظیفه این نهاد‌های دولتی این است که زمینه ترویج فرهنگ انسانی را فراهم کنند. خیلی‌ها به آن آدم‌های سرشناس دسترسی ندارند و نمی‌توانند سرمایه‌گذاری کنند که بخواهند یک تئاتر پر زرق و برق را آماده کنند که دو، سه هزار نفر را هر شب در سالن داشته باشند و نفری ۲۰۰، ۳۰۰ هزار تومان هم بگیرند. اینجاست که وظیفه نهاد‌های فرهنگی دولتی مهم می‌شود و باید این‌ها یارانه فرهنگی بپردازند که اگر نخواهند بپردازند خود به خود تئاتر به گیشه متکی می‌شود و گیشه هم اغلب زمانی جواب می‌دهد که شما یک نمایش صرفاً تفریحی بخواهید ارائه دهید یا بخواهید چهار تا سلبریتی بیاورید که مردم ببینند. الان هم همین است، برخی از چهره‌های شناخته‌شده سینما را می‌آورند. این کار تا جایی جوابگو است و مدتی بعد افول می‌کند. به همین علت باید یک ساز و کار درست و منطقی باشد که حمایت‌های دولتی توسعه پیدا کند تا این تئاتر بتواند نقش اجتماعی خود را ایفا کند وگرنه اگر بخواهد متکی به گیشه باشد یواش یواش آنچه موسوم به تئاتر آزاد است همه جا فراگیر می‌شود. برای اینکه بتواند گیشه خود را تأمین کند به هر دری و دیواری می‌زند تا تماشاگر را بخنداند. معیار فقط به هر قیمت خنداندن مردم می‌شود. برخی از این‌ها که حرکات شنیع و زشت از خودشان نشان می‌دهند، ما این همه کمدین درجه یک در جامعه نداریم که اگر داشتیم جای نگرانی نبود که اگر بود جای بسی خوشحالی بود. متأسفانه شوخی‌های بد و زشت انجام می‌دهند و اخلاق را زیر پا می‌گذارند. این وادادگی روی نسل‌ها و فرهنگ جامعه تأثیرگذار است. قطعاً اگر حمایت‌های دولتی نداشته باشند همه این‌ها می‌روند به سمتی که بتوانند گیشه را تأمین کنند و عده‌ای هم که نمی‌خواهند کار کنند خانه‌نشین می‌شوند. این فراگیر شدن لوده‌بازی آدم‌های دلسوز و اصیل را خانه‌نشین می‌کند.


با توجه به این توضیحات در این شرایط چقدر این تئاتر می‌تواند تقویت کننده فرهنگ باشد؟

تئاتر اگر دست آدم‌های فرهنگی و دلسوز باشد می‌تواند بسیار مؤثر باشد مشروط بر اینکه هدف‌گذاری داشته باشد و حمایت شود. اولاً اهداف انسانی آن تعریف شود و بعد سرمایه‌گذاری شود. در تأثیرگذاری آن شکی نیست. همان‌طور که می‌تواند تأثیر مخرب بگذارد به همان اندازه هم می‌تواند تأثیر مثبت داشته باشد. مهم این است که وقتی شما می‌خواهید یک کار باارزش فرهنگی با پیام‌های انسان‌دوستانه ارائه بدهید سخت می‌شود نه اینکه اصلاً تماشاگر نداشته باشد. مسئله این است که مبنا و ملاک نباید فروش باشد که این که فروخته خوب است و آن که نفروخته بد است؛ نه ملاک باید ارزش‌های انسانی باشد که از طریق آن نمایش ترویج می‌شود. از لحاظ فرهنگی و تأثیرپذیری مثبتی که از آن در جامعه می‌بینیم می‌توان قضاوت کرد.


شاید بتوان گفت: بسیاری از تئاتر‌هایی که اجرا می‌شوند ضدفرهنگی است. چقدر نقش سیاستگذاری‌های فرهنگی یا برنامه‌ریزی‌ها را در این قضیه مؤثر می‌دانید؟

تئاتر‌های که به قول شما ضدفرهنگی هستند در فرهنگ بیشتر جنبه سلبی دارند و جنبه ایجابی ندارند. سیاستگذار فرهنگی می‌تواند بسیار زیاد در این راستا مؤثر باشد، این که ما می‌گوییم باید حمایت شود، باید برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری شود این سرمایه‌گذاری باید در راستای رشد و تعالی جامعه و در راستای پرورش انسانی باشد نه اینکه هر حرفی را بزنند و طبیعتاً این به راحتی می‌تواند سیاستگذاری شود به شرط اینکه متولیان امور بخواهند این کار را بکنند و تکلیف خودشان را روشن کنند. این نوع پدیده با این معیار‌ها مورد حمایت ماست.


هنر تئاتر در ایران چقدر مردمی است و این بلیت‌های گران در ماهیت این هنر چه تأثیری می‌تواند داشته باشد؟

وقتی هدف تأمین هزینه‌های کار از طریق گیشه باشد و هیچ‌گونه حمایت دولتی نباشد به سمتی می‌رود که به هر قیمتی که شده هزینه‌هایش را تأمین کند. این موقع دیگر معیار می‌شود تجارت فروش و درآمد. معیار نمی‌تواند به تنهایی اندیشه‌های انسانی شود. نمی‌خواهم بگویم کار‌هایی که به گیشه متکی است غیرانسانی است. نه؛ طبیعتاً تجربه نشان داده که وقتی معیار می‌شود فروش و گروه می‌خواهد به هر قیمتی بفروشد تا بتواند هزینه‌ها را تأمین کند و تن به هر چیزی می‌دهد. آنجا دیگر هدف نمی‌تواند ترویج اندیشه‌های انسانی باشد.


آنچه عده‌ای از آن به عنوان تئاتر باشکوه یاد می‌کنند چه معنایی دارد؟

باشکوه و فاخر کلمات غلو شده است. باشکوه یعنی شلوغش کنند و پرطمطراق بدانند، یا یک اثری ارزش هنری دارد یا ندارد. باید دید چه چیزی را انتقال می‌دهد. چه با دو نفر اجرا شود چه با ۲۰ نفر. خیلی از کار‌ها را می‌بینیم که احتیاجی به شلوغ کردن ندارند، بی‌خود شلوغ می‌کنند که بگویند ما یک کار پرجمعیت ارائه کردیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«عاشق شدی بیا» ساخته نمی‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: به گفته سیروس الوند تولید سریال «عاشق شدی بیا» منتفی شده است.

به گزارش سینماپرس، «سیروس الوند» کارگردان سریال «عاشق شدی بیا» درباره سرنوشت سریال خود گفت: علی‌رغم اینکه متن‌های این سریال به طور کامل آماده شده بود و ما نیز آمادگی برای تولید داشتیم، اما مدت‌ زیادی از آن گذشت و دیدیم که سازمان صداوسیما تمایلی به تولید این سریال ندارد.

وی ادامه داد: اوایل به ما نگفته بودند که نمی‌خواهند این سریال را وارد مرحله تولید کنند و ما طبق صحبت‌هایی که کرده بودیم نگارش را پیش بردیم اما با گذشت زمان بسیار به این نتیجه رسیدیم که تولید «عاشق شدی بیا» منتفی است.

«عاشق شدی بیا» درامی عاشقانه با فضای آثار قبلی الوند است و مشکلات و مسائل اجتماعی را مطرح می‌کند. این سریال اپیزودیک در ۴۰ قسمت به نگارش درآمده بود.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعلام آثار بخش «نسل» برلیناله / حضور «تَتو» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فهرست فیلم های راه یافته به بخش «نسل» دوره شصت و نهم جشنواره برلین در حالی اعلام شد که فیلم کوتاه «تتو» به کارگردانی فرهاد دل آرام تنها اثر ایرانی است که در آن به چشم می خورد.

به گزارش سینماپرس، شصت‌ونهمین برلیناله که از ۷ تا ۱۷ فوریه ۲۰۱۹ (۱۸ تا ۲۸ بهمن) برگزار می‌شود، اسامی شرکت‌کنندگان در بخش «جنراسیون» یا «نسل» این دوره را نیز معرفی کرد.

فیلم‌های این بخش از میان نزدیک به ۲۵۰۰ شرکت‌کننده انتخاب شده‌اند و در مجموع ۶۲ فیلم کوتاه و بلند از ۳۶ کشور و تولیدکننده در دو بخش «کا پلاس» و «۱۴ پلاس» به نمایش درمی‌آید.

تنها فیلم ایرانی حاضر در این بخش که تاکنون تنها نماینده سینمای ایران در جشنواره شصت و نهم برلین محسوب می‌شود، فیلم کوتاه «تتو» است.

جشنواره برلین امسال (۲۰۱۹) برخلاف معمول سال‌های اخیر فیلم بلندی از ایران انتخاب نکرده اما سینمای ایران در بخش «نسل‌» برلین یک نماینده دارد؛ فیلم کوتاه «تَتو» به کارگردانی فرهاد دل‌آرام.

بخش «نسل‌» از بخش‌های اصلی و رقابتی جشنواره برلین است که در ۲ بخش کوتاه و بلند برگزار می‌شود.

سال گذشته سینمای ایران با فیلم بلند «درساژ» در این بخش حضور داشت که در پایان نیز تقدیر ویژه هیأت داوران این جشنواره را از آن خود کرد.

بخش Generation یا «نسل‌ها» بر فیلم‌هایی متمرکز است که جهان را از چشم شخصیت‌های جوان می‌بینند و آینه تمام نمای زندگی، افکار و احساسات جوانان هستند.

فرهاد دل‌آرام کارگردان فیلم «تتو» دانش‌آموخته‌ سینما در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران است و تاکنون ۶ فیلم کوتاه داستانی و بلند ساخته است. آخرین فیلم او «دور از خانه» در جشن خانه سینمای سال گذشته حضور داشت.

فیلمنامه‌ این فیلم پانزده دقیقه‌ای بر اساس طرحی از دنا رسام نوشته شده است و تهیه‌کنندگی این اثر را هم بر عهده دارد.

در خلاصه داستان این فیلم کوتاه آمده است: «برای تمدید گواهینامه رانندگی، دختری جوان به دلیل تَتوهایش به شهرک آزمایش فرستاده می‌شود.»

سایر عوامل این فیلم عبارتند از: فیلمنامه‌نویس و کارگردان: فرهاد دل‌آرام بر اساس طرحی از دنا رسام، تهیه‌کننده: دنا رسام، بازیگران: بهدخت ولیان، آناهیتا اقبال‌نژاد، علیرضا ثانی‌فر، مجتبی فلاحی، پوریا شکیبایی، محسن رومی، زهرا میرزایی، نوید عباسی، مدیر فیلمبرداری: محمدرضا جهان‌پناه، تدوینگر: میثم مویینی، صداگذاری و میکس: امیرحسین قاسمی، طراح صحنه و لباس: علی‌پویا قاسمی، صدابردار: سعید زند، فرزین زند، چهره‌پرداز: امیر ترابی، مدیر تولید: دیاکو خاکی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: حسین مشعلی، دستیار دوم کارگردان: نگار نقوی، منشی صحنه: امین صدرایی، طراح استوری بورد: فائزه نکونام، عکاس: محمد معصومی، طراح گرافیک: فرناز کاویانی

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وقتی نمایش «بردگی جنسی» نیز آزاد است – اخبار سینمای ایران و جهان

رجانیوز: شوخی‌های جنسی، استفاده از کلمات و جملات کاملا اروتیک و رکیک، ترویج سبک زندگی مدرن و تبلیغ فرقه‌های انحراف جنسی مثل برده‌داری و … امروز از سر و کول تئاترها بالا می‌رود و به جامعه و فرهنگ ایرانی دست اندازی می‌کند و نکته جالب توجه آن است که در این میان وجود دارد مدیری در وزارت ارشاد، که خود پرچم دار ساخت آثار لاکچری در تئاتر بوده است.

سینما،موسیقی و تئاتر از تاثیرگذارترین محصولات فرهنگی در تمام دنیا به حساب می‌آیند. محصولاتی که این سال‌ها در ایران به صورت محسوسی به سراشیبی ابتذال افتاده‌اند. محصولاتی که هرچه جلوتر می‌رویم ضدفرهنگ‌تر می‌شوند و با فاصله گرفتن از جامعه‌ی ایرانی سعی در القای سبک زندگی مدرن و بی بند وبار دارند. در این میان اما تئاترها گویا دارند گوی سبقت را از مابقی محصولات فرهنگی در به ابتذال کشیدن فرهنگ جامه می‌ربایند.

سینمای این سال‌ها به صورت عجیبی به سمت ساخت و اکران محصولات مبتذل و جنسی گرایش پیدا کرده است و این را می‌توان از کمدی‌هایی که در این مدت به روی پرده رفته‌اند به خوبی فهمید. اتفاقی که در سایه‌ی غفلت مدیران فرهنگی وزارت ارشاد درحال وقوع بوده شکل گیری سندرم شوخی‌های جنسی و اروتیک برای فروش بیشتر است. این غفلت مدیران فرهنگی نه تنها در سینما قابل مشاهده است که در تئاتر نیز به صورت گسترده‌ای وجود دارد. ساخت آثاری با اقتباس از رمان‌ها و داستان‌های غربی که بعضا با فرهنگ خود فرنگ‌نشینان هم در تضاد است؛ تئاترهایی که در دل خود مروج سبک زندگی مدرن و اشاعه کننده اباحه‌گری هستند و در این بین گویا هیچ نهادی نیز متولی پاسداشت از موازین اخلاقی نیست. 

اخیرا تئاتری با نام «عشق ثگی» به کارگردانی امید غفاری مجوز اجرا گرفته و از یازدهم دی ماه ۹۷ نیز به روی صحنه رفته است. این تئاتر که در سایه غفلت وزارت ارشاد به کار خود ادامه می‌دهد، به صورت عجیبی نه تنها با فرهنگ بومی کشور همخوانی ندارد که به صورت عریانی به ارزش ها و اصول اخلاقی نیز دست اندازی می‌کند. نمایش بردگی جنسی و پرداخت عشق به سگ و گربه توسط کارکتر زن داستان از نکات عجیب این تئاتر است. «عشق ثگی روایت زوجی به نام های سِنو و زولان است که رابطه ای عاشقانه با هم دارند!یکی از دوستان سنو (بازیگر نقش زن) به سفر میرود و گربه اش را به سِنو میدهد که نگه دارد! سنو به گربه وابسته می‌شود و این مسئله حسادت زولان را بر می انگیزد و زولان برای اینکه شر گربه را کم کند سگی را به خانه می آورد و در همان حین مخفیانه گربه را می‌کشد و برای اینکه سنو شک نکند اتهام را متوجهه سگ می‌کند! سنو باور می‌کند و کشته شدن گربه را توسط سگ می‌پذیرد و با خود می‌گوید این غریزه‌ی سگ است که با گربه دشمنی دارد و چون این حس غریزی‌ست سگ را مقصر نمی‌انگارد و با سگ هم رابطه‌ی احساسی برقرار می‌کند برای سگ نام لیام ( نام دوست پسر قبلی‌اش) را انتخاب می‌کند به او وابسته می‌شود و باز هم حسادت‌های زولان!» این خلاصه داستان تئاتریست که از وزارت ارشاد مجوز اجرا گرفته است. 

یکی از نکات زننده در طول تئاتر جایگزینی شخصیت‌های انسانی به جای سگ و گربه است. بازیگرانی که روی صحنه چهاردست و پا راه می‌روند و قلاده آن‌ها دست بازیگر زن داستان است. این نوع تصویر در ابتدا چیزی جز بردگی جنسی و فرقه‌های انحرافی جنسی را در ذهن تداعی نمی‌کند. البته این مسائل در تئاتر مسبوق به سابقه است و تعداد تئاترهایی که با مضامین جنسی اجرا شده‌اند و هیچ ارگان و نهاد ذی‌ربطی نیز کاری به کارشان نداشته بسیار زیاد است. 

قسمتی از نمایش عشق ثگی

صحبت های جالب بازیگر نقش سگ!

سوال اینجاست که اصولا نهادهایی که وظیفه اصلی آن‌ها حفظ و صیانت از فرهنگ ایرانی اسلامی بوده و برای همین امر بودجه‌ی دولتی دریافت می‌کنند، چه می‌کنند؟ آیا نمایشنامه‌ی آثاری که مجوز اجرا می‌گیرند اصلا خوانده می‌شود؟ آیا اصلا یک بار برای بازبینی اثر مجوز داده شده اقدام می‌شود؟ اگر این‌ها انجام می‌شود و با این حال به این آثار سخیف و مبتذل و خطرناک مجوز اجرا داده می‌شود که وای به حال فرهنگی که قرار است مسئولان ارشاد از آن صیانت کنند! و اگر موارد نظارتی بر آثار اعمال نمی‌شود که باید باز سوال کرد که اصولا چرا دَرِ وزارت ارشاد را تخته نمی‌کنند و نمی‌روند سراغ کار دیگری؟ 

تئاتر امروز به جزیره‌ی امنی برای لاکچری‌سازان و ابتذال‌سرایان تبدیل شده است و هیچکس هم پاسخگوی این وضعیت اسف‌بار نیست. شوخی‌های جنسی، استفاده از کلمات و جملات کاملا اروتیک و رکیک، ترویج سبک زندگی مدرن و تبلیغ فرقه‌های انحراف جنسی مثل برده‌داری و … امروز از سر و کول تئاترها بالا می‌رود و به جامعه و فرهنگ ایرانی دست اندازی می‌کند و نکته جالب توجه آن است که در این میان وجود دارد مدیری در وزارت ارشاد، که خود پرچم دار ساخت آثار لاکچری در تئاتر بوده است. طبیعی است که از چنین وزارتی و از چنین مدیرانی توقع نظارت بر آثار وجود ندارد و باید دادستانی کل به ماجرای این تئاترها ورود کند. 

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

توقف ساخت «دوقلوها» به علت مسائل مالی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی فروتن با انتقاد از رویه توجه تلویزیون به حوزه کودک، گفت: کار کودک را در عمل بچگانه می‌بینند، بودجه‌ها و سرمایه‌های اندک برایش قائل می‌شوند اما در سخنرانی از مهم بودن کودک حرف می‌زنند. عدم حمایت اسپانسر مالی گریبان «دوقلوهای تلویزیون» را هم گرفت.

به گزارش سینماپرس، علی فروتن بازیگر “فیتیله‌ای‌ها” که مشغول تصویربرداری مجموعه‌ای جدید تحت عنوان «دوقلوها» برای شبکه دوم سیما بود از متوقف شدن این کار به دلیل مشخص نبودن وضعیت مالی پروژه، خبر داد.

او تصریح کرد: این کار یک چهارم تصویربرداری خودش را پشت سر گذاشته بود و بنابر گفته‌های مدیر شبکه و دست‌اندرکاران قرار بود به زودی روی آنتن برود اما به دلیل مشخص نبودن وضعیت مالی پروژه، «دوقلوها» هم به سرنوشت برخی دیگر از برنامه‌ها که اسپانسر مالی تکلیف خودش را برای ادامه فعالیت روشن نمی‌کند، متوقف شد. می‌دانید که «دوقلوها» مجموعه مشارکتی بود که شبکه دو سیما با حمایت وزارت بهداشت این پروژه را جلو می‌برد اما حمایت مالی لازم را انجام ندادند و تهیه‌کننده متأسفانه نمی‌تواند کار را ادامه بدهد. منتظرند تا این مشکلات برطرف شود و کار را ادامه بدهند. 

فروتن با انتقاد از رویه توجه تلویزیون به حوزه کودک، تأکید کرد: کار کودک همیشه دچار آسیب بوده به خاطر اینکه همیشه در تلویزیون کار کودک را بچگانه دیده‌اند و بودجه‌ها و سرمایه‌هایش را هم اندک می‌بینند و اصولاً توجه خوبی به حوزه کودک در تلویزیون نمی‌شود. البته در مقام توصیه و سخنرانی از مهم بودن کودک حرف میزنند ولی متأسفانه در زمان عمل و اجرا، آن هزینهای که لیاقت و در خور شأن کودک است را قائل نمی‌شوند تا کار درست جلو برود و کارهای کودک همیشه ابتر می‌ماند.

وی افزود: مردم برنامه‌های آن موقع «فیتیله‌ای‌ها» که استودیویی و با حضور تماشاگر بود را خیلی دوست داشتند و امروز «محله گل و بلبل» را هم دوست دارند اما هر دوی این برنامه‌ها به خاطر موضوع مشارکت و اسپانسر مالی ضربه خورده‌اند. بگذاریم این برنامه‌های کودک و نوجوان دامنه بیشتری پیدا کنند تا هم تماشاگر لذت ببرد و هم استعدادهای جدید معرفی شوند. روزی برسد که‌ آنقدر برنامه متنوع کودک و نوجوان داشته باشیم تا مخاطب ما مجبور نشود چند برنامه را به دلیل نداشتن گزینه‌های متنوع، ببیند.

فروتن که این روزها مشغول بازی در تئاتر «مردی به نام اوهِ» است که حمید گلی هم در این نمایش به عنوان بازیگر حضور دارد از آماده کردن دو نمایش کودک برای سال آینده هم خبر داد. 

برپایه این گزارش، پیش از این اعلام شده بود که «دوقلوها» که بعد از محرم و صفر روی آنتن می‌رود. داریوش فرضیایی هم بعد از گلایه‌های فراوان نسبت به عدم پخش و تکراری پخش کردن «محله گل و بلبل» ویدئویی منتشر کرد که  همه ما هم باید منتظر اسپانسر جدید باشیم.

اما نه «محله گل و بلبل» توانست روی آنتن برود و نه «دوقلوهایی» ساخته شد! مدیران مربوطه در سیما خصوصاً شبکه دو به دلیل استقبال از برنامه «محله گل و بلبل» و همچنین هرچه زودتر رسیدن «فیتیله‌ای‌ها» به آنتن، یک تمهید ویژه‌ای بیندیشند؛ چرا که مخاطب با برخی از برنامه‌ها و افراد نوستالژی دارد و چه خوب است که به این نوستالژی‌ها احترام بگذاریم.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«عمار» بستر نقد جسورانه و سالم مسایل روز جامعه / مایکل مور می‌گوید ترامپ آخرین رییس جمهور آمریکاست – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نادر طالب‌زاده، دبیر نهمین دوره جشنواره مردمی فیلم «عمار» سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه امروز شهر تهران بود.

به گزارش سینماپرس، نادر طالب زاده دبیر جشنواره مردمی فیلم «عمار» امروز ۲۱ دی ماه در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران گفت: از ویژگی‌های جشنواره «عمار» می‌تواند به نقد جسورانه و سالم از مسایل روز جامعه اشاره کرد. بسیاری از فیلم هایی که شب گذشته در آیین اختتامیه جایزه گرفتند، نقد مسایلی است که چون به آن‌ها نپرداختیم به دمل تبدیل شدند.

وی ادامه داد: از فیلم‌های حاضر در این جشنواره درباره ماهی‌گیری در جاسک می‌توان اشاره کرد که این مساله بارها و بارها در تلویزیون گفته شد اما زمانی که یک مستندساز محلی به سراغ آن رفت گام بلندی برای رفع آن برداشته شد.

طالب زاده در بخش دیگر از صبحت‌های خود بیان کرد: چیزهایی که درمورد حضور ما در یمن می‌گویند درست نیست، ما نیرویی در یمن نداریم بلکه آنها حضور معنوی ما را دوست دارند، نفوذ ایران در یمن، بنگلادش، هند و… نفوذ معنوی است که مورد حسد قرار گرفته است.

دبیر این جشنواره گفت: مردم آمریکا خبر ندارند که اف ای تی اف یعنی چه، ۴۰ سال است که مردم آمریکا از یک سری مسایل خبر ندارند و اکنون آمریکا بیش از ۲۰ تریلیون بدهی دارد و این به خاطر جریانی است که پس از سال ۵۷ علیه ایران به وجود آورند و این بی‌برکتی مفرط به سراغشان آمد.

وی با بیان اینکه آمریکا در حال فروپاشی است، اظهار کرد: مایکل مور یکی از مستندسازان آمریکا گفت احتمالاً ترامپ آخرین رییس جمهور آمریکاست، باب وودورد فردی است که درباره هشت رییس جمهور آمریکا پیش‌بینی‌هایی داشته و مطالبی نوشته برای مثال وی در ۱۱ سپتامبر امسال نوشت آمریکا در حال فروپاشی است.

دبیر جشنواره «عمار» عنوان کرد: ما برای کنفرانس افق نو بیش از ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر را به ایران دعوت کردیم که در مورد مسایل مختلف صبحت کردند به طوری که مصاحبه‌هایشان را در شبکه‌های مختلف تلویزیون و خبر دیده‌اید. همه آنها بر این باورند که وضع آمریکا بحرانی و ترامپ با حرف‌ها و کارهایش آمریکا را به ۲ تکه تقسیم کرده است. برای مثال «جان بی» یکی از کارشناسان آمریکا می‌گفت فکر می‌کنم ترامپ امسال استیضاح شود.

سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران ادامه داد: مایکل مور می‌گوید احتمالاً ترامپ آخرین رییس جمهور آمریکاست اما نمی‌گوید آمریکا دچار جنگ داخلی می‌شود زیرا در همان روزهایی که در آمریکا جنگ داخلی شکل گرفت تعداد زیادی مجروح و معلول به جا گذاشت، پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا سفارش داد گلوله‌های دام دام ساخته شود، این گلوله وقتی وارد بدن می‌شود باز می‌شود و آسیب‌های جدی می‌زند، آمریکا الان به گلوله‌های دام دام مسلح است.

دبیر جشنواره مردمی فیلم «عمار» اظهار کرد: در این زمان ما باید حواسمان باشد نسخه‌هایی که اسراییلی‌ها برایمان پیچیده‌اند تا برای ما به لایحه تبدیل شود امضا نکنیم، باید در مورد آنها تحقیق کنیم و در طرح‌های آنها نیفتیم. به این نتیجه رسیده‌اند که انقلاب اسلامی برایشان، دشمنی جدی است و از صحنه بیرون نخواهد رفت.

طالب زاده در پایان سخنانش عنوان کرد: از تحولی که در نماز جمعه به وجود آمده است بسیار خوشحالم و تشکر می‌کنم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ضبط «زنی با ارابه چوبی» ادامه دارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تصویربرداری فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» در قائم‌شهر همچنان در حال انجام است.

به گزارش سینماپرس، فیلمبرداری فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» به کارگردانی خداداد جلالی این روزها در قائم شهر پیگیری می شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «آرش دانشجوی رشته فلسفه همراه دوستش بهمن برای تحقیقات تز دانشگاهی به روستایی در شمال کشور می‌روند و نام تحقیق آن‌ها «تحصیل میان واقعیت تا حقیقت است». آرش و بهمن آنجا با دختری به نام ستاره آفاق که شاعر است، آشنا می‌شوند و در این میان آرش عاشق ستاره می‌شود.»

محمدرضا فروتن، سمانه نصری، پوریا پورسرخ، حسین سلیمانی، مریم نعمتی‌نیا، نیوشا ضرابی، مهری آل‌آقا، فرامرز روشنایی، بهشته آلیان، رقیه آزادرنگی، رضا اولادی و فریبا متخصص در «زنی با ارابه چوبی» به ایفای نقش می پردازند.

مشاهده خبر از سایت منبع