X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

عکس/ مهران رجبی در «آخر خط» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مهران رجبی به عنوان جدیدترین بازیگر جلوی دوربین علیرضا مسعودی در مجموعه «آخر خط» رفت.

به گزارش سینماپرس، تصویربرداری مجموعه «آخر خط» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا مسعودی از چهل روز پیش در منطقه سوهانک تهران شروع شده و تا پایان اسفند ماه نیز همچنان در این منطقه ادامه دارد و پس از آن گروه راهی لبنان برای ضبط پایان کار می‌شوند.

مهران رجبی به‌عنوان جدیدترین بازیگر از چند روز پیش با این پروژه قرارداد بسته و جلوی دوربین رفته است. رجبی در نقش «جاوید» فروشنده محل، در این مجموعه به ایفای نقش می‌پردازد.

مجموعه «آخر خط» با مضمونی کمدی داستان دو پسرخاله است که بسیار شرور هستند و خانواده‌ها از دست این دو نفر به ستوه آمده‌اند. این دو به دلیل ارتکاب جرمی به زندان می‌افتند و از آنجا تصمیم به مهاجرت از کشور می‌گیرند.

شهین تسلیمی، کمند امیرسلیمانی، عباس جمشیدی‌فر، اشکان اشتیاق، داریوش سلیمی، علی صبوری، غزال وکیلی، مهسا باقری و مهران رجبی تاکنون جلوی دوربین «آخر خط» رفته‌اند.

دیگر عوامل این مجموعه عبارت‌اند از کارگردان تلویزیونی: محمود رضایی، تهیه‌کننده: مجید میرخان، مدیر تولید: شکیل مظفری، دستیار اول کارگردان: احسان سجاد حسینی، مدیر صدابرداری: محمد شیوندی، صدابردار: حامد شیوندی، تصویربرداران: مرتضی نجفی و امیرمحمد قربانخانی، طراح گریم: محمد قومی، طراح صحنه: محسن غلامی، طراح لباس: زهره رحمانی، مدیر برنامه‌ریزی: نوشین شکری، مدیر تدارکات: سعید میرزایی، منشی صحنه: مهدیه درگاهی نژاد، عکاس: فاطمه بانک، نورپرداز: حسن زارعی، مسول فنی: حمیدرضا حکیم الهی.

علی مسعودی معروف به علی مشهدی، نویسنده و فیلمنامه‌نویس مجموعه‌های طنز تلویزیونی است که کار خود را با نوشتن متن‌های چند آیتم از برنامه «ساعت خوش» در سال ۱۳۷۴ شروع کرد و در طول این سال‌ها داستان و فیلمنامه مجموعه‌هایی چون «کوچه اقاقیا»، «یک و نیم هفته»، «سه در چهار» و بخش‌هایی از «آقا و خانم سنگی» را نوشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم/ تیزر فراخوان دوازدهمین جشنواره «فیلم ۱۰۰» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تیزر فراخوان دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، تیزر فراخوان دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ با شعار «سینمای صد؛سینمای اخلاق» ساخته  شد.

براساس این فراخوان، مهلت ارسال آثار پایان دی‌ماه است و علاقمندان جهت شرکت در جشنواره می‌توانند آثار خود را در مهلت اعلام شده به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند.

دوازدهمین جشنواره بین‌المللی «فیلم ۱۰۰» به همت حوزه هنری انقلاب اسلامی اسفند ماه امسال به دبیری علی قربانی در تهران برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هویت خودمان را فدای ژست روشنفکری نکنیم! – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری فارس: حسین عالم‌بخش، کارگردان تئاتر گفت: تئاتری‌ها باید برای ادبیات ایران دل بسوزانند. تا کی ژست روشنفکری به خودمان بگیریم؟ قدمت تئاتر ایران، خیلی بیش از دیگر کشورها است و ما نباید هویتمان را فراموش کنیم.

حسین عالم‌بخش، کارگردان تئاتر که این روزها نیز نمایش «دهکده هاپوخان» را روی صحنه دارد، در گفت‌وگویی مبنی بر توجه به تئاتر خانواده و دور شدن از تئاتر سطحی و مبتذل عنوان کرد: صادقانه بگویم که این روزها وضعیت تئاتر ما اصلا خوب نیست و این از چند جهت قابل بررسی است.

وی در ادامه افزود: یکی از لحاظ  محتوا که امروز شاهد هستیم برخی سالن‌ها از خصوصی تا دولتی برای اینکه هزینه‌های خود را تأمین کنند، کارهایشان را با هر محتوایی به صحنه می‌آورند؛ حتی اینها مجوز هم می‌گیرند و کارشان اجرا می‌شود و همه کاری می‌کنند تا مخاطب خود را جذب کنند.

عالم بخش با بیان اینکه محتوا و دیالوگ‌های برخی نمایش‌ها، چیزهایی نیست که انتظارش را داشته باشیم خانواده برای تماشایش بنشیند، توضیح داد: نکته دیگر اینکه ما قدر ادبیات خودمان را ندانستیم و آن را فراموش کردیم. درست است که متون ادبیاتی دنیا در خیلی زمینه‌ها غنی است، اما این بدان معنا نیست که ما ادبیات غنی خود را هم فراموش کنیم و همه کارها را از آن سوی آب‌ها به اجرا بیاوریم.

کارگردان نمایش آیینی «خاتون» در ادامه افزود: ما تا می‌گوییم ادبیات غنی ایرانی همه یاد رستم و سهراب می‌افتند. ما که فقط این داستان را نداریم! درددل‌ها، مشکلات،‌ آموزه‌ها و مسائل امروز هم هست.‌ متأسفانه قدری هم ابزارزده شده‌ایم و به دنبال فنون تئاتر رفته‌ایم، اما همین فن ما را راضی کرده و از محتوا جا مانده‌ایم. به هر حال تئاتر باید اندیشه را ارتقا دهد. حال برخی می‌گویند که این کار را می‌کنند، اما این شاید با معنای کل جامعه فرق داشته باشد.

این کارگردان تئاتر اظهار داشت: ده ـ پانزده سال پیش مرکز هنرهای نمایشی، شعاری را به نام «تئاتر برای همه» مطرح کرد. حتی مدالیومی‌ هم مدت‌ها تئاتری‌ها به سینه می‌زدند اما واقعا الان تئاتر به همین سمت می‌رود؟ صادقانه این است که تئاتر امروز نیاز به فداکاری همه دوستان دارد. از حرف تا عمل فاصله زیاد است. با این حال، همه این مسائل یک همت والا می‌طلبد که خود هنرمندان برخیزند و از شعارزدگی و حرف دور شوند و فداکاری کنند.

وی با بیان اینکه مسئولین  دلسوز نیز در این زمینه کمک حال هنرمندان باشند، افزود: الان خود جامعه تئاتر به این نتیجه رسیده که باید خودش به داد خودش برسد، وگرنه کارها درست نمی‌شود.

عالم بخش درباره اجرای نمایش «دهکده هاپوخان» برای بچه‌ها تا انتهای آذرماه گفت: خوشبختانه این نمایش را عموم مردم دوست داشتند. مدارس هم به خوبی استقبال کردند؛ هر چند که اطلاع رسانی ما دیرهنگام شد و گیروبندهای اداری آموزش و پرورش باعث شد ۱۰ روز تأخیر برای ابلاغ به مدارس صورت بگیرد. با این همه الان در سه سانس صبح، ظهر و عصر ما کار را به صحنه می‌بریم.

وی با اشاره به جریان‌ساز بودن این کار و بازخوردهای مثبت مردم از آن گفت: خیلی از این موضوع خوشحال هستم که تنها به آموزش‌های ابتدایی که همه بچه‌ها بلد هستند اکتفا نکردیم. بچه‌های نسل امروز، نسل رایانه و اینترنت و تبلت هستند و باید مباحثی درخور به آنها آموزش داده شود تا قبل از ما دیگران به آنها مسائل دیگر را نیاموزند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«گرگ و میش سگی» را می‌سازیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ابراهیم اصغری تهیه کننده سینما از ساخت فیلمنامه «گرگ و میش سگی» با موضوع اعتیاد خبر داد.

به گزارش سینماپرس، ابراهیم اصغری تهیه کننده سینما در گفتگو با یک خبرگزاری درباره جدیدترین فعالیت های خود گفت: چند ماه پیش درخواست پروانه ساخت «گرگ و میش سگی» به کارگردانی حسن آخوندپور با موضوع تبعات اعتیاد را دادم که هنوز موفق به اخذ این مجوز نشده ایم اما امیدواریم این هفته بتوانیم پروانه ساخت را دریافت کنیم.

وی با بیان اینکه «گرگ و میش سگی» یک فیلمنامه اجتماعی است، عنوان کرد: من چند سال پیش در یک فیلم ویدیویی با نام «فرشته» با حسن آخوندپور همکاری داشتم که آن فیلم موفق به کسب جوایزی از جشنواره «یاس» شد ضمن اینکه این کارگردان چند اثر تلویزیونی و مستند هم ساخته بود از همین رو وقتی پیشنهاد ساخت «گرگ و میش سگی» را داد پس از خواندن فیلمنامه حاضر به ساخت «گرگ و میش سگی» شدم.

وی خبر داد: سال گذشته هم درخواست پروانه ساخت برای یک فیلمنامه به کارگردانی حسن آخوندپور داده بودم ولی با محتوای آن مخالفت شد و اجازه ساخت پیدا نکرد.

اصغری با اعلام اینکه پیش تولید «گرگ و میش سگی» آغاز شده و با برخی از عوامل برای حضور در این فیلم صحبت شده است اما منتظر اخذ پروانه ساخت برای بستن قراردادها هستند، مطرح کرد: لوکیشن های این فیلم در مشهد و اطراف مشهد است و اگر موفق به کسب پروانه ساخت شویم بلافاصه «گرگ و میش سگی» را کلید می زنیم تا فصل پاییز را برای ساخت این اثر از دست ندهیم.

این تهیه کننده در بخش دیگر از صحبت هایش بیان کرد: در حال حاضر یکی از آسیب های اجتماعی، اعتیاد است که بر زندگی افراد جامعه تاثیر می گذارد برای مثال به دلیل مسایل اقتصادی برخی از معتادان برای تامین مواد مخدر خود دست به هر کاری می زنند که در برخی مواقع باعث می شود خانواده آنها به خطر بیفتد و همین مسایل باعث شد که سمت ساخت فیلمی درباره تبعات اعتیاد برویم.

اصغری در پایان بیان کرد: این فیلم درباره مردی است که گرفتار اعتیاد شده و همسرش باردار است. این مرد برای تامین مواد مخدر خود یکی از فرزندانش را به یک باند خلافکار فروخته و فرزند دومش را نیز پیش فروش کرده در حالی که همسرش از این موضوع بی خبر است و… .

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اهدای دیپلم افتخار یونیسف به مستند «همشهری جنگ» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم مستند «همشهری جنگ» که روایتگر تاثیرات جنگ سوریه بر روی روح و جسم کودکان است در مقر سازمان یونیسف در تهران به نمایش درآمد و دیپلم افتخار یونیسف به احمد زائری کارگردان این فیلم اهدا شد.

به گزارش سینماپرس، فیلم مستند نیمه بلند «همشهری جنگ» روایتگر تاثیرات جنگ سوریه بر روی روح و جسم کودکان است و یونیسف به عنوان صندوق حمایت از کودکان از این فیلم تجلیل کرد.

مستند «همشهری جنگ» ساخته احمد زائری داستان سه کودک سوری در جنگ با داعش را نمایش می دهد که هر کدام به نحوی در جنگ آسیب دیده‌اند.

زایری از کارگردان جوان سینمای ایران، متولد ۱۳۶۵ از شهر اهواز است که پیش از این چهار فیلم‌ کوتاه داستانی از جمله «درخت زیتون سعد» را در کارنامه دارد.

محمد رحیمی فیلم‌برداری این کار را انجام داده است و محمدرضا فرطوسی آن را تدوین کرده است. مهدی مطهر تهیه‌کنندگی این مستند را انجام داده است و از جمله تولیدات مرکز روایت فتح است. احمد زائری کارگردانی این مستند را انجام داده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/ بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از دوازدهمین جشنواره سینماحقیقت


عکس/ بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از دوازدهمین جشنواره سینماحقیقت

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سینمای مستند در حوزه‌های مختلف می‌تواند تجربه‌ها و عبرت‌ها را ثبت کند/ قائل به ورود مستقیم به بحث تئاترهای لاکچری نیستیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع خبرنگاران درباره سرانجام پیگیری نظارت بر تئاترهای لاکچری و بلیت‌های گران در این حوزه تأکید کرد که قائل به ورود مستقیم دولت به این حوزه نیست.

به گزارش سینماپرس، عصر امروز دوشنبه ۱۹ آذرماه عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه بازدید از دوازدهمین جشنواره «سینماحقیقت» در جمع خبرنگاران و در پاسخ به پرسشی مبنی بر محل برگزاری سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر گفت: گزینه‌های مختلفی مطرح است؛ هم گزینه‌های قبلی و هم گزینه‌های جدید. البته دست ما در این پروسه خیلی باز نیست. سینمای ما فضای یک جای ثابت برای میزبانی جشنواره را ندارد.

وی ادامه داد: امیدواریم شرایط و منابع سازمان سینمایی با حمایت دولت اجازه دهد به این سمت برویم که سینمای ایران مکانی برای برگزاری جشنواره‌های مختلف داشته‌ باشد. سال‌های سابق آقای حیدریان مقدمات این اتفاق را طی کردند و امیدوارم در دوره جدید با پشتیبانی مسئول جدید این امر صورت بگیرد و این مسیر ادامه پیدا کند. البته می‌دانیم این کار یک کار دراز مدت است اما برای امسال هم گزینه‌ها سال‌های قبل مطرح است، البته گزینه‌های جدید هم مطرح شده از همین رو ما باید فواید و مشکلات این موضوع را برآورد کنیم. امیدواریم فضای جدید برای ما باز شود اما اگر باز نشد تلاش می‌کنیم مشکلات سال‌های قبل را حل کنیم.

وزیر ارشاد درباره مشکلات پردیس ملت بیان کرد:  همانطور که در جریان هستید سال قبل مشکلات پردیس ملت در روزهای نخست جشنواره ملی فیلم فجر زیاد بود ولی رفته رفته این مشکلات حل شد با تجربه‌ای که داریم اگر به گزینه های قبل هم برویم حتما مسایل سال‌های قبل را حل می‌کنیم. باید گزینه ها بررسی ها شود زیرا ممکن است این مکان جدید به نتیجه نرسد.

سرپرست همه اختیارات رئیس را دارد

صالحی در پاسخ به پرسش دیگری درباره قطعی شدن حکم حسین انتظامی برای ریاست سازمان سینمایی اظهار کرد: در نظام اداری کشور اینطور است که سرپرست از لحاظ مسئولیت مثل یک رییس ثابت اختیارات دارد و چنین فردی همه اختیارات عنوان ریاست را دارد.

وی ادامه داد: درباره آقای انتظامی هم این چنین است و چیزی از مسئولیت‌های او کاسته نشده و باید کارهایی که می‌تواند در مقام سرپرستی سازمان سینمایی انجام بدهد. ما سندهای بالادستی داریم که این سندها در سازمان سینمایی تنظیم شده و  مبنای ماست البته هر مدیریت هم در دامنه آن تواند راهبردهایی را به پیش ببرد اما چارچوب کار همان است.

وزیر ارشاد در ادامه درباره جایگاه سینمای مستند در سینمای ایران گفت: به نظرم اگر ما سینمای ایران به عنوان ظرفیت قابل توجه تلقی می‌کنیم  سینمای مستند یک بخش مهم از این ظرفیت است؛‌ اینکه تقریبا هزار فیلم مستند در سال تولید می‌شود نشان دهنده ظرفیت ما است فیلمسازان جوان و پیشکسوت ما فضای قابل توجه در سینمای مستند پدید آورده‌اند و سینمای مستند بخشی از هویت فرهنگی و هنری ما است.

صالحی افزود: وقتی ما با مجموعه‌های مختلف جهانی صحبت می‌کنیم می‌بینم سینمای مستند ما بسیار شناخته شده است و جذابیت های سینمای مستند ما را می شناسند. سینمای مستند پل ارتباطی فرهنگی ایران با سینمای جهان و جامعه واقعی جامعه ایران است. جامعه ایران لایه‌های مختلفی دارد و سینمای مستند با تصویرسازی که از این فضا می‌کند، روایتگر این فضا است و پشتوانه ای برای توسعه کشور می تواند باشد. یکی از بحث‌های جدی ما این است که سینمای مستند در حوزه‌های مختلف می تواند تجربه ها و عبرت ها را ثبت کند. سینمای مستند ما با قابلیت‌های مختلف یکی از توانمندی‌های ماست.

وی درباره سینمای مستند عنوان  کرد: در این سال‌ها همانطور که در تولید مستند پیشرفت داشتیم در حوزه عرضه هم رو به رو رشد بوده ایم. شاید  زمانی بینندگان سینمای مستند اقلیت خاصی بودند اما حالا فضای سینمای مستند با تنوع موضوعات و تکنیک‌ها در حال رشد است. همین اتفاق باعث می‌شود ذائقه‌های مصرف بالا برود و فضاهای مختلف هم برای ببیندگان فراهم شود. با توجه به مسیری که در افزایش سینمای کشور پدید می‌آید از طریق دیجیتال کردن سالن‌های آزاد عملا فضاهای تازه‌ای را برای سینمای مستند فراهم می‌کنیم. این‌ها کمک می‌کند تولید کنندگان سینمای مستند احساس بهتری پیدا کنند تا برای دیدن آثار مستند فضاهای تازه پیدا کنند. همچنین می توانیم فضاهای وسیع تری را داشته باشیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره رفتن یا ماندن مدیران سینمایی مانند محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل فعلی مرکز گسترش به دلیل پایان مأموریت‌شان از سوی صدا و سیما گفت: ما تقاضا کردیم و هنوز امیدوار هستیم تا دوستان صدا و سیما آن افرادی را که به سینما آمده‌اند و ماموریتشان به پایان رسیده، استمرار حضور داشته باشند. از همین رو  نامه‌نگاری‌هایی کرده‌ایم  و پیگیری‌ها همچنان ادامه داد.

صالحی درباره گرانی بلیت‌های تئاتر و بحث «تئاترهای لاکچری» هم گفت: ما معتقدیم دولت نمی‌تواند نظام قیمت‌گذاری را به‌صورت مستقیم جلو ببرد. نگاهی وجود دارد که دولت ها قیمت گذار شوند که این نگاه ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد اما نمی‌شود این موضوع را پایدار نگه داشت.  آنچه باید اتفاق بیفتد همکاری مشترک بین دولت و اصناف است ما از دوستان خواسته ایم این مسیر را ادامه بدهند.

وی در پایان بیان کرد: ان یک نگاه بخش‌نامه‌ای است که بگوییم قیمت بلیت‌ها نباید بالاتر از سطحی برود. این همان نگاه دولتی است. ما مصرانه می خواهیم این مسیر را با تفاهم میان دولت و صنوف جلو ببریم چراکه معتقدیم فضای هنر، فضای تعاملی است.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

خواننده مشهور بازخوانی آثارش را نیز در اسرائیل لغو کرد – اخبار سینمای ایران و جهان

کیهان: خواننده مشهور بازخوانی آثارش در سرزمین‌های تحت ‌اشغال رژیم صهیونیستی را ممنوع کرد. او گفته که خواندن ترانه‌های من در اسرائیل، کاری ناجوانمردانه است.

راجر واترز، خواننده مشهور گروه «پینک فلوید» که آلبوم معروف‌شان به نام «دیوار»، محور یک فیلم معروف ۹۰ دقیقه‌ای به همین نام در دهه ۱۹۸۰ قرار گرفت، پس از اینکه اعلام شد، گروهی بریتانیایی تحت عنوان «تجربه‌های پینک فلوید» قصد دارند با برگزاری تورهایی در سه شهر، ترانه‌های وی را در سرزمین‌های ‌اشغالی بازخوانی کنند، ضمن تقبیح و سرزنش آنها، از این گروه خواست تا کنسرت‌های خود را در فلسطین اشغالی برگزار نکنند.

او در توییتر خود نوشت: «… از اینکه دیدم برای اجرا در تل‌آویو، حیفا و بئر شوع (بئر سبع) در روزهای چهار، پنج و شش ژانویه برنامه دارید جاخوردم. لطفا این کار را نکنید. خواندن ترانه‌های من در برابر شنوندگان تفکیک شده در اسرائیل و مشارکت در پاک کردن [چهره] نژادپرست و آپارتاید دولت آن کشور، کاری غیرمنطقی و ناجوانمردانه است…»

واترز در ادامه نامه خود خطاب به اعضای گروه یاد شده نوشت:

«… آیا هرگز واقعا به کارهایی که برای گذران زندگی‌تان به روی صحنه می‌برید گوش داده‌اید؟ مردمی که می‌خواهید برایشان برنامه اجرا کنید با خونسردی به بچه‌های همسایه‌ شلیک می‌کنند و آنها را می‌کشند. [قسم] به هرچیز انسانی، شکایت من را بشنوید و همین امروز [برنامه] را

لغو کنید…»

به گزارش نشریه اسرائیلی «هاآرتص» گروه «تجربه‌های پینک فلوید» پس از انتشار این انتقادها و همچنین شکایات کاربران حامی جنبش تحریم اسرائیل برگزاری این کنسرت را لغو کردند.

«راجر واترز» یکی از مشهورترین چهره‌های حامی حقوق فلسطینیان به‌شمار می‌رود. وی قبلا هم از اجرای کنسرت در سرزمین‌های غصب شده توسط اسرائیل خودداری کرده و با انتشار اطلاعیه‌ها و بیانیه‌هایی، هرنوع برگزاری مراسم هنری در شهرهای رژیم صهیونیستی را تقبیح کرده بود و چند سال پیش نیز پای دیوار حائل در کرانه باختری رفت و با نوشتن شعار بر روی آن خواستار تخریب این «دیوار» شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«خانه‌ای‌ برای تو» یعنی امید به زندگی – اخبار سینمای ایران و جهان

«خانه‌ای برای تو» روایت داوود جوان ۳۰ ساله گیلانی است که کمتر از یک سال از ازدواجش می‌گذرد و در شغلش دچار ورشکستگی شده است. او همزمان متوجه می‌شود که به سرطان پیشرفته‌ای دچار شده و در این شرایط برای زندگی‌اش تصمیمات جدیدی می‌گیرد.

این مستند به کارگردانی مهدی بخشی مقدم و تهیه‌کنندگی مهدی شاه‌محمدی در مرکز مستند سوره حوزه هنری تولید شده است.

این مستند در بخش مسابقه ملی سینما حقیقت حضور دارد و جمعه ۲۳ آذرماه در سالن یک پردیس سینمایی چهارسو به نمایش در خواهد آمد.

به همین مناسبت با مهدی شامحمدی، تهیه‌کننده این مستند به گفت‌وگو نشستیم تا از چند و چون تولید این مستند باخبر شویم.

ایده خانه‌ای برای تو از کجا آمد و اصلا چرا خانه‌ای برای تو؟

ایده اصلی خانه‌ای برای تو از مرگ آگاهی مرتضی آوینی می‌آید که دورانی را با همین موضوع مرگ‌آگاهی به عنوان دغدغه ذهنی‌ام پشت سر گذاشته بودم؛ تا آنجایی که به کلام امیرالمومنین برخورد کردم که می‌فرمودند: مرگ آگاهی کیفیت حضور است و این کلام از این بزرگوار بر دغدغه‌های من افزود که به دنبال این موضوع بروم و معمولا این مرگ آگاهی کیفیت حضور است بر کسانی متجلی می‌شود که می‌فهمند تا چند روز دیگر بیشتر زنده نیستند.

هدف شما از ساخت این مستند چیست؟

من به دنبال تولید فیلمی بودم که مخاطب و بیننده فیلمم وقتی سالن سینما را ترک می‌کند، «مرگ آگاهی کیفیت حضور است» را تجربه کرده باشد.

فرایند تولید این مستند چگونه بود؟

بعد از ساعت‌ها و روزها تأمل با آقای یزدی، مدیر مرکز مستند سوره به این جمع‌بندی رسیدیم که این پروژه را شروع کنیم که مهدی بخشی مقدم با ساخت مستند موفق «۱۰۶روز بعد» برای ساخت این پروژه استقبال کرد و با بخشی مقدم این کار را آغاز کردیم.

برای شروع کار به چند نفر نیازمند بودیم که مطلع باشند برای چند ماه دیگر از دنیا خواهند رفت تا با این حال و روز بیشتر آشنا شویم. برای همین باید به چند مرکز که بیماران سخت را پذیرش کرده بودند و احتمال مرگشان زیاد بود، ملاقات می‌کردیم و به سوپروایزرهای بیمارستان‌هایی که بخش آنکولوژی داشتند، سپردیم تا اینکه از بیمارستان مسیح دانشوری با ماتماس گرفتند و داوود قصه ما را معرفی کردند. البته قصه داوود را همزمان با چند نفر دیگر جلو بردیم، اما بعد از مدتی کوتاه متوجه شدیم که باید قصه پیرامون داوود بچرخد. البته ناگفته نماند که همین روایتی کوتاه از ابتدای این پروژه که خدمتتان گفتم خودش روایتی سنگین و سخت بوده است.

تصویربرداری این مستند چه میزان زمان برد؟

از آغاز تصویربرداری پروژه تا پایان آن ۲۶ ماه به طول انجامید و در این ۲۶ ماه با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم کردیم اما پشت سر گذاشتن این مشکلات جز با تلاش و سختکوشی دوستانم در عوامل این مستند به دست نمی‌آمد.

حین تولید عکس‌العمل خانواده داوود با تیم تولید چگونه بود؟

در این مستند ما از عواملی بهره بردیم که هر کدام از آنها در بخش خود بهترینند و در سینما مستند ایران جزو بهترین‌ها به حساب می‌آیند. در طول این مدت، رفاقت و همدلی فراوانی بین تیم ما و خانواده داوود شکل گرفت که در داوود قصه ما نیز خیلی تاثیر می‌گذاشت تا جایی که خواهر داوود با ما تماس می‌گرفت و می‌گفت چرا شما دیگر پیش داوود نمی‌آیید؟ چرا که هرقت شما اینجا پیش ما هستید روحیه داوود فوق‌العاده خوب می‌شود. این خبر برای تیم ما یعنی خبر بسیار خوب؛ چرا که ما بار روانی برای خانواده داوود نیستیم و برعکس داوود با بودن ما انرژی و روحیه فراوان می‌گیرد.

در مدتی که با داوود (سوژه اصلی مستند) و خانواده‌اش در ارتباط بودید، مطمئنا تصاویر زیادی را جمع‌آوری کردید. ملاکتان برای انتخاب تصاویر چه بود؟

ما اتاق فکری برای تیم‌مان داشتیم که دائم با جلسه گذاشتن و راش دیدن کارها نمی‌گذاشتیم از نقشه راهی که برای خودمان ترسیم کرده بودیم، فاصله بگیریم. برای همین بعد از هر جلسه ضبطمان دو تا سه جلسه اتاق فکر داشتیم تا فاصله از هدف اصلی فیلم نگیریم. البته این تعداد از جلسات در زمان تدوین فیلم خیلی بیشتر می‌شد تا در بهتر شدن مستند به ما کمک کند.

اگر بخواهید کوتاه «خانه‌ای برای تو» را معرفی کنید چگونه تعریف می‌کنید؟

بخواهم در یک کلمه یا جمله مستندمان را تعریف کنم مطمئنا آن واژه «امید» است، اما از روزی که «مرگ آگاهی کیفیت حضور است» چراغ راهمان شد در این مستند به جرأت می‌توانم بگویم که این امید بود که همانند یک مساوی در کنار مرگ آگاهی نشسته بود.

این تجربه را ادامه خواهید داد؟

قرارمان بود که یک سه گانه سرطان بسازم که اولینش را با لقمان خالدی «فصل هرس» را ساختیم. دومین کار را قرار بود با مرتضی پایه‌شناس بسازم که با این پروژه سرطان و مرگ‌آگاهی گره خورد و مطمئنا سومین اثر این سه گانه را با کمک حوزه هنری خواهم ساخت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«الماظا» و ظهور یک آوینی دیگر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مستند «الماظا» برخلاف بسیاری از مستندهای معمولی روزگار ما (که بر مبنای رفع تکلیف، تولید شده‌اند)، تکلیف خود را با هنر و مخاطب و حقیقت، روشن کرده و به برکت همین روراستی، جذاب و شیرین است.

به گزارش سینماپرس، احمد بابایی، شاعر، شب گذشته در جشنواره سینماحقیقت به تماشای مستندی با موضوع جنگ سوریه نشست که «الماظا» نام داشت. او در یادداشتی بر این مستند از ظهور «یک آوینی دیگر» سخن به میان آورده است.

متن یادداشت احمد بابایی را بخوانید:

الماظا، الماظا، الماظا

یک

تصور کن!

مادری که تند و تند قدم برمی‌دارد تا فرزندش را از مهد به خانه برگرداند، مادری که تمام دلش نگرانی و آشوب است، مادری که دلش مثل سیر و سرکه می‌جوشد «مبادا دخترم بازیگوشی کند و به خیابان بیاید و …»، مادری که آرام و قرار ندارد…، مادری که همیشه برای دختربچه‌اش هول است و حالا احساس می‌کند دیر کرده «مبادا دخترم هول کند و بترسد و گریه‌اش بگیرد و دلش آشوب شود و…» مادری که …

تصور کن!

در خیابان، زنی را ببینی که با صورت به زمین خورده و زمین را ببینی که از خون لخته‌لخته، پر شده و خودرو بی‌عاطفه و نامردی را ببینی که بی‌هوا زده و شکسته و خرد کرده و در رفته و رفته و رفته و…

تصور کن!

بانوی زخمی، بعد از مدت‌ها، در بیمارستان، تازه به هوش آمده و به هوش نیامده و از هر غریبه‌ای با لهجه مادرانه، سراغ دختری را می‌گیرد که «مادرش گم شده»…

بگذریم!

تصورش سخت است، باید مادر باشی تا دلشوره را بدانی، بغض را بشناسی، تنهایی را بفهمی …

تصورش سخت است!

هنوز خون زن روی آسفالتِ بهت‌زده، خشک نشده، از اهالی می‌شنوی «زن، حواسش پرت بود انگار!»

راست می‌گویند اهالی… هرچقدر خودروهای بی‌عاطفه، حواس‌شان جمع است مادرها حواس‌شان پرت است!

دو

«الماظا»، الماس نیست که ترَک بردارد و نرخش بشکند، «الماظا» حتی فرشته‌ای در «اشتبرق» نیست که یکریز، زیر باران می‌دَود و چشم تماشاگران «سینمای حقیقت» را خیس می‌کند، «الماظا» حتی خرابه کاخ‌های باستانی تدمر نیست که عکسش را نازکدلانِ (به‌اصطلاح) روشنفکر و سلبریتی‌های خنده‌دار، لایک می‌کنند و برایش کامنت ضد جنگ می‌گذارند، «الماظا» یک چریک عربی سوسیالیست نیست که هزار حماقت می‌کند تا احمقش نخوانند، «الماظا» نام عبری موشک‌های فسفری هم نیست، که آتشش تا به مغز استخوان نرسد رهایت نمی‌کند…

«الماظا» بانویی زخمی است که چشمانش را در آسمان اشتبرق جا گذاشته و آهش را به گروگان گرفته‌اند و بعد از مدت‌ها تازه به هوش آمده و از هر رهگذری سراغ کودکان خود را می‌گیرد. کودکانی که هرکدام به طریقی مادرشان گم شده است!

«الماظا» زن نیست. مادری زخمی ست که وسط جنگ و تنهایی، گم شده است.

«الماظا» همان دو چشمی است که در اشتبرق جا مانده… یعنی وطن، مادر…

سه

مستند «الماظا» مرثیه «علیرضا آل‌یمین» برای بی‌گناه‌ترین زن اشتبرق است که بار بزرگترین گناه دنیا بر دوش اوست: «مادر بودن و گم‌شدن»!

چه فرقی می‌کند؟ اصلاً خیال کنید تاریخ این تراژدی، سال ۲۰۱۸ میلادی و لوکیشن این قصه، بیخ گوش اسرائیل نیست و مثلاً در یک لا مکان و لا زمان واقع شده، (مثلا  قصرشیرین و سوسنگرد حوالی ۱۳۵۹ هجری شمسی). فکر کنید کارگردان این روایت، «آل‌یمین» و اصحاب یمین نیست و اصحاب شمال است… چه فرق می‌کند؟

یک مستند موفق، وقتی به زلالی روح یک مادر «گم‌شده در زیر آوار جنگ‌های تحمیلی» گره می‌خورد که دیگر خبری از واسطه‌های متکبر در میان نباشد.

هنر متعهد، فتح سرزمین‌های مظلومی است که غاصبانش «لهجه عبری و لحن عربی» دارند، هنر متعهد، دلال خودفروشی نیست. اگر ابزار هنر، واسطه‌های متکبر باشند، تعهد، شکستن همه انواع خودنمایی‌هاست.

روایت در مستند «الماظا» چندلایه است. کارگردان، برای نشان‌دادن غربت انسان معاصر و قدرت تخریبی جنگ‌های تحمیلی، شفاف‌ترین الماسی را انتخاب کرده است که در دسترس داشته. هنر «آل‌یمین»، در فریاد زدن و گریستن بر جنازه‌های بادکرده و ساختمان‌های مخروبه نیست. او برای نشان‌دادن هولناکی جنگ، وسط آتش و دود و گرد و غبار و داد و فریاد، یک سکوت هولناک را انتخاب کرده: قصه «الماظا»، مادری که گم شده…

«آل یمین»، با حفظ قواعد و منطق مستندسازی و در چارچوب روایت دقیق و جذاب، دغدغه‌های «الماظا» را با تماشاگر در میان می‌گذارد و سر بزنگاه، درست وقتی که مخاطب، از آوار جنگ بی‌رحم، دچار وحشت شده و درست وقتی که مخاطب، زیر باران‌های اشتبرق، بی‌چتر، متحیر مانده، رندانه خودش را کنار کشیده!

«آل یمین» موفق است، زیرا در این مستند حرفه‌ای، نا امید نمی‌کند، امیدوار نیست، موضع نمی‌گیرد، بی‌تفاوت نیست، حرف اضافی ندارد، زور نمی‌گوید، خط‌کشی نمی‌کند، آتش نمی‌زند، متکبر نیست، …

«آل یمین» به احترام مخاطب، سکوت می‌کند… مخاطبی که ناگهان، در بین معرکه، گیر کرده! مخاطبی که مثل سرگردانی «الماظا» در اطراف اشتبرق، باید تکلیف خودش را با این قصه ساده معلوم کند!

«آل یمین» در تراز حرفه‌ای‌ترین مستندسازان روزگار، رندانه، مخاطب را با «الماظا» و جنگ و خرابی‌ها و باران و ساحل و زندگی و جای خالی «مایا» و سفره افطار، تنها می‌گذارد…

چهار

در نخستین نگاه، تصدیق می‌کنی که دغدغه کارگردان مستند «الماظا»، تنهایی و رنج زنان و کودکان و سالخوردگان جنگ‌زده است و به این «مظلوم‌نوازی» آفرین می‌گویی…

اما وقتی وسط معرکه، کنار «الماس اشتبرق»، گیر می‌کنی و راه پیش و پس، به رویت بسته می‌شود، تصدیق می‌کنی، باید از عادت‌زدگی‌ها فاصله بگیری و پوست بیاندازی! «الماظا»، قصه «آینده بی‌انتخاب» مردمی است که از جنس من و تو هستند، قصه یک جزیره آتش‌گرفته، قصه آدم‌هایی که «یاوری» جز خدا ندارند…

«الماظا» قصه فطرت‌هایی است که حتی در خلوت و حتی در آیینه، خودشان را پیدا نمی‌کنند…

«آل یمین» چند بار در دل مستند، شاعرانه‌تر از سطح معمول مستندها سکوت کرده و آن هم تکرار صحنه زیبایی ست که در آن، باران بی‌حوصله به کادر دوربین می‌کوبد و بالاجبار، باید با همین نگاه خیس و پر از ایهام، کوچه و پس‌کوچه‌های اشتبرق را بگردی…

تکرار چندباره این مضمون شاعرانه، در مستند «الماظا» با متن زیبایی که از زبان «بانو الماظا» می‌شنویم، مخاطب را بی اختیار به این باور می رساند که قبول کن! چشم های این مادر، که به قول خودش سالهاست نتوانسته بر مصیبت‌ها بگرید، در اشتبرق، جا مانده!

اینها باران نبود، اشک مادری بود که هنوز در خواب‌هایش «مایا» او را صدا می‌زند…

مستند «الماظا» بیانیه صادر نمی‌کند، حتی در پی تعلیم و تعلم هم نیست، برخلاف بسیاری از مستندهای معمولی روزگار ما (که یا بر مبنای رفع تکلیف، تولید شده‌اند یا مانند (به اصطلاح) روشنفکران چندش‌آور، بلاتکلیفند…) این اثر، تکلیف خود را با هنر و مخاطب و حقیقت، روشن کرده و به برکت همین روراستی، جذاب و شیرین است.

به «علیرضا آل‌یمین» و همکارانش و به «سینمای ایران» دست‌مریزاد باید گفت.

اگر خدا بخواهد، برای آینده مستندسازی جبهه انقلاب اسلامی، «آوینی» دیگری در همین افق اندیشه می‌توان رصد کرد…»

یادآور می‌شود، مستند الماظا داستان زنی است که بعد از حمله تروریست‌ها به روستایشان عزیزانش را از دست می‌دهد. او فرار می‌کند، اما اطرافیانش او را همچنان در کشته شدن و اسارت اعضا خانواده‌اش مقصر می‌دانند. بعد از سال‌ها مصائب جنگ دست از سر او بر نمی‌دارد و ….

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع