به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی «پسر انسان» به کارگردانی سپیده میرحسینی و تهیه کنندگی مشترک وحید دلیلی و سپیده میرحسینی به بخش مسابقه جشنواره صوفیا منار بلغارستان راه یافت.
پانزدهمین جشنواره فیلم صوفیا منار بلغارستان (Sofia MENAR Film Festival) رویدادی سینمایی در بلغارستان است که از جشنوارههای مهم فیلم در اروپا به شمار میرود، این جشنواره از تاریخ ۱۶ تا ژانویه مصادف با ۲۶ دی تا ۹ بهمن برگزار میشود.
«پسر انسان» داستان یک پدر است که رازی عجیب در زندگی خود دارد، بعد از گذشت ۱۸ سال نمیخواهد تنها دخترش از این راز باخبر شود، اما انسانیت او را نجات خواهد داد.
پخش بین الملل این فیلم برعهده سولماز اعتماد است.
در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون بهنام شرفی، لیلا زارع، مجید پتکی، پریا مردانیان و هادی افتخار زاده حضور دارند.
از دیگر عوامل این پروژه میتوان به سرمایه گذار: وحید دلیلی، نویسندگان: پناه خدایاری و سپیده میرحسینی، فیلمبردار: شهرام نجاریان، صدابردار: فرزان معاونیان، طراحی و ترکیب صدا: بهروز معاونیان، منشی صحنه: پونه خامین، برنامه ریز: یوسف طاهریان، دستیار کارگردان: امیرعلی انتظاری، عکس و فیلم پشت صحنه: فائزه آقاجانی، آهنگساز: پیام آزادی، طراح پوستر: طاها ذاکر، عکاس: پوریا نوری، موزیک بند: اشکان نعیم دستیار، تهیه و تولید: رضا اسماعیل پور، طراحی چهره پردازی: پروین نویدی، طراحی لباس: مریم قاسمی، مجریان طرح و مدیران تولید: وحید دلیلی و سپیده میرحسینی.
سینماپرس : نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «عمارتی در مه» عصر یکشنبه 4 دی با حضور سیدسجاد میرسید تهیه کننده، محسن عباسپور بازیگر و جمعی از عوامل فیلم در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- عطیه مؤذن: مؤسسه ناجی هنر در این سالها بیشترین نقش را در ساخت پروژههای پلیسی داشته است سهم ناجی هنر در تصویر پلیس و ماموری که در فیلم و سریالهای این چنینی دیده میشود گاه از ارائه تجهیزات و امکانات فراتر رفته و حتی در پروندهها و سوژهها نیز همکاری دارد.
سریالهای “پوست شیر” و “خون سرد” تازهترین تجربهها در این حوزه محسوب میشوند. مأمور آگاهی در هر دو این سریالها، تصویر متفاوتی از کلیشههایی دارند که پیش از این تصویر شده است و حالا این جدیدترین همکاری ناجی هنر برای تصویر مامورانی است که اتفاقاً سمپات مخاطب عام و خاص هم بوده است.
بخش مهمی از مأموریتهای ناجی هنر هم به مجوزهای ارائه شده برای ساخت فیلم و سریال و مستند در سطح شهر وابسته است که میتوانست چالش برخی مستندسازانی باشد که میخواستند در وقایع اخیر و ناآرامیها مستند بسازند؛ نکتهای که البته مدیرعامل ناجی هنر در همین گفتگو بیان میکند که هیچ درخواست و معرفی نامهای برای ساخت مستند از طرف سازمانها و ارگانهای سینمایی به آنها ارائه نشده است.
شجری مدیرعامل ناجی هنر در گفتگویی که با خبرگزاری مهر انجام شد به بخشی از رویکردها و برنامههای این مؤسسه پرداخت که در زیر میخوانید.
محمدجواد شجری مدیرعامل ناجی هنر در ابتدا درباره آثار جدید این مؤسسه به خبرنگار مهر بیان کرد: سریالی به نام «بندر امن» داریم که در تلویزیون ساخته میشود. این سریال با موضوعات اقتصادی تولید میشود و به پلیس امنیت اقتصادی میپردازد. کارگردان و تهیه کننده علی یاور است. تقریباً این سریال ۱۳ قسمتی آماده است و در شبکه سه پخش میشود.
ورود پلیس امنیت اقتصادی به تلویزیون
وی درباره ویژگیهای این سریال عنوان کرد: قاچاق و زیر لایههایی که به اقتصاد کشور و تولیدکنندگان ضربه میزند در این سریال مطرح میشود. همچنین این سریال به نوعی معرفی پلیس جدید ماست «پلیس امنیت اقتصادی» که مردم شاید هنوز ندانند ولی حدود یک و نیم سال است که شکل گرفته است و در حوزه گمرک، ارز، قاچاق ارزی و… فسادهای اقتصادی میپردازد. تولید این سریال به زودی تمام میشود. نقش اول این سریال را سام قریبیان بازی میکند و محمد نادری، شبنم قلی خانی و… هم در آن به ایفای نقش میپردازند.
مدیرعامل ناجی هنر درباره سریال پلیسی «رعد» ساخته اصغر نعیمی این مؤسسه که مهرماه امسال در هفته نیروی انتظامی از شبکه یک پخش شد و به خاطر ضعفها مورد انتقاد مخاطبان عام و خاص قرار گرفت، بیان کرد: در حدود یک سالی که در ناجی هنر منصوب شدم، پروژههایی روی زمین مانده بود که از قبل برای آنها انرژی گذاشته و زحمتی کشیده شده بود. از آنجایی که باید در هفته فراجا از خدمات و مأموریتها، اثری را نمایش میدادیم سراغ سریالی رفتیم که از قبل فیلمنامه آن آماده بود.
در ۱۵ سال اخیر هیچ عملیات نوپو نبوده است که گروگان در آن کشته یا حتی زخمی شود
وی ادامه داد: برای ساخت این سریال مشارکت صداوسیما آماده بود و از طرفی وقت زیادی برای تولید نداشتیم. سریال تجهیزات محور بود و مبنای آن عملیاتهای موفقیت آمیز نوپو بود. با توجه به اینکه در ۱۵ سال اخیر در جمهوری اسلامی هیچ عملیاتی نبوده است که گروگان کشته و یا حتی زخمی شود و مأموریت ناموفقی باشد خواستیم این موارد را به تصویر بکشانیم.
شجری درباره خروجی این سریال و نقاط ضعف آن عنوان کرد: ایرادی که در این سریال داشتیم یکی اعتباری بود که در سال گذشته تصویب شد و مجبور بودیم با همان بودجه کار را در سال جدید بسازیم که با توجه به شرایط اقتصادی مواردی مشهود بود. دوم اینکه زمانی که کار را شروع کردیم در سه ماه ساختیم و همه کارشناسان و منتقدان هم قائل به این بودند که کار با عجله ساخته شده است و ای کاش بودجه بیشتری به آن تعلق میگرفت. خود ما هم به این قائل هستیم و نمرهای که به آن میدهیم قابل قبول هست ولی به گونهای که خودمان راضی باشیم نیست.
وی با اشاره به دیگر تولیدات ناجی هنر اعلام کرد: ۳۹ قسمت مستند تولید کردهایم که پخش شده است و حدود ۲۰ قسمت مستند در حال تولید داریم که با محور نگاه پلیس ساخته میشود. ما مستندهایی را حمایت میکنیم که نگاه اجتماعی دارند. در جشنواره سینما حقیقت هم خیلی به دنبال مستندهایی بودیم که حتی جوایزی را به آنها اهدا کنیم اما چنین مستندی را ندیدیم. مستندهای خوبی بودند اما آنچنان که بتوانند جایزه نگاه پلیس را دریافت کنند نبودند.
مدیرعامل ناجی هنر درباره مؤلفههای مستندها برای دریافت این جایزه عنوان کرد: مؤلفههای اصلی که از نگاه پلیس مهم است این است که مستندها به کمک پلیس بیایند نه به لحاظ مأموریت، به لحاظ موضوع اجتماعی و مباحث اعتیاد و اراذل و اوباش یا زنان بی سرپرست و کودکان خیابانی که شاید مستقیماً پلیس با آنها در ارتباط نباشد ولی وقتی اینها کنترل نشود و به مرحلهای برسد که وارد جرم شود پلیس را درگیر میکند. هر موضوعی که باعث شود حتی غیرمستقیم از جرم جلوگیری شود به پلیس برمیگردد.
کمک کردیم تا «پوست شیر» و «خون سرد» پیش رود
وی در پاسخ به اینکه آیا مجموعه ناجی هنر در تولید سریالهایی همچون «پوست شیر» و «خون سرد» در شبکه نمایش خانگی سهمی داشته است؟ هم گفت: خیلی کمک کردیم اینها پیش رود. سریال پوست شیر و خون سرد را داریم، سریالهای دیگری هم هست.
مدیرعامل ناجی هنر تاکید کرد: این دو کار را در شبکه خانگی داشتیم که کمک کردیم سریالهای دیگری هم هست که تاییدیه های اولیهاش را از ما گرفتهاند و قرار است مجوزهایی را هم از ساترا بگیرند. فکر میکنم هر فصل یک سریال پلیسی خوب در شبکه خانگی داریم.
شجری درباره همکاری با صداوسیما و تولید آثار پلیسی تصریح کرد: در صداوسیما سریالی داریم که درباره سرقت صندوق امانات بانک ملی است و الان مراحل مورد نظر را در سیمافیلم طی میکند.
درباره سرقت از صندوق امانات بانک ملی هم پیشنهاد سینمایی بود هم شبکه خانگی و تلویزیون
وی درباره اینکه چه بخشی از کار توسط ناجی هنر پیش خواهد رفت یادآور شد: طرح این سریال تا مرحله فیلمنامه با ما خواهد بود و ساخت آن با سیمافیلم است. درباره این ماجرای صندوق امانات هم، پیشنهاد آثار سینمایی داشتیم و هم ساخت سریال در شبکه خانگی و خیلی مشتاق دارد که فعلاً در سیمافیلم پیش خواهد رفت.
مدیرعامل ناجی هنر در بخش دیگر به ساخت سریالی در حوزه سربازی اشاره و عنوان کرد: سریالی درباره سربازی داریم که با مشارکت ستاد کل نیروهای مسلح و صداوسیما پیگیری میشود. درباره یک سرباز قهرمان است و با موضوع قهرمان پروری پیش میرود. این سریال در فرایند اداری و مالی است تا پیش رود.
وی درباره سریال «سرباز» و واکنشهای انتقادی به آن بیان کرد: قاعده کارهای سازمانی و شرکتی همین است. معمولاً از سربازی باید چیزی نشان دهیم که سرباز اقبال به سربازی داشته باشد نه هراس. واقعیت هم به همین شکل هست و آن چیزی نیست که در جامعه پخش شده است. با این حال سریالی که ما در نظر گرفتیم نقش یک سرباز در نجات منطقهای در زمان جنگ است. سریال بر اساس یک شخصیت واقعی به نام شهید محمدرضا سبحانی ساخته میشود که شهر سوسنگرد را به تنهایی نجات میدهد و سه روز مقاومت میکند. این موضوعی دست نخورده بود که تاکنون به آن پرداخته نشده بود.
کارهای سفارشی یا ارزان قیمت هم بیننده ندارد و هم هزینه برای آن اشتباه است
شجری در ادامه درباره پیشنهاد این موضوعات به کارگردانان حرفهای و پرهیز از کارهای سفارشی تصریح کرد: قطعاً همینطور خواهد بود وقتی برای کاری هزینه میشود ما هم به دنبال این هستیم که بیشترین بیننده را داشته باشیم. کارهای سفارشی یا ارزان قیمت هم بیننده ندارد و هم هزینه برای آن اشتباه است. دنبال این هستیم که چنین فضایی را رقم بزنیم ولی کارهایی که چند سازمان به آنها ورود میکنند به چنین چالشهایی هم کشیده میشود.
وی در بخش دیگر درباره یک مجموعه مستند درباره ناآرامیها عنوان کرد: این مستند ۱۰ قسمتی با موضوع اعتراضات، اغتشاشات و نقش پلیس کار میشود و فکر میکنم حدود یک ماه دیگر برای تلویزیون آماده میشود.
شجری در پاسخ به اینکه اکثر این آثار نگاه یکسویه دارند و چقدر تلاش میشود که مخاطب را اقناع کنند؟ گفت: سعی داریم یک روایت از کف میدان تا بحث مدیریت و راهبرد را داشته باشیم تا مخاطب با واقعیتهایی آشنا شود که قطعاً آنچه در این مستند میگوئیم تاکنون دیده نشده است. هم تفکرات سیستم مدیریتی مورد بررسی قرار میگیرد و هم پلیسی که در کف میدان است و در مواجهه مستقیم با اعتراضات و اغتشاشات بوده است حضور دارد. از فایلهای آرشیوی هم بهره میگیریم و بخشی هم به صورت مشاهده گر است. کارگردان آن محمدرضا میراضی است و ۵۰ درصد از تصویربرداری انجام شده است.
درباره وقایع اخیر خود کارگردانان نمیآیند نه اینکه ما مخالف باشیم
مدیرعامل ناجی هنر در پاسخ به اینکه در چنین سوژههایی اگر بحث اقناع مخاطب را هم دارند چرا سراغ کارگردانانی با کارنامه ساخت مستندهای چالشی نمیروند توضیح داد: یک دلیل این است که اینها خودشان نمیآیند نه اینکه ما مخالف باشیم چون قطعاً آنچه که ما نشان میدهیم با آنچه که آنها نشان خواهند داد تفاوتی ندارد. در خود امر واقعی تفاوتی وجود ندارد.
درخواستی نداشتهایم که فردی طرحی درباره اینکه میخواهد در این اغتشاشات مستندی تولید کند بیاورد. عدهای میگویند شما مجوز ندادهاید ولی کسی مجوزی نخواسته است! وی اضافه کرد: مثلاً عدهای میگویند به مستندسازان اجازه نمیدهند که درباره وقایع اخیر مستند بسازند؛ اصلاً چنین چیزی نیست. ما در این دو سه ماهه که درگیر حوادث هستیم از سوی مرکز گسترش سینمای مستند، انجمن تهیه کنندگان، انجمن کارگردانان و یا دیگر انجمنها و مراکز سینمایی درخواستی نداشتهایم که فردی طرحی درباره اینکه میخواهد در این اغتشاشات مستندی تولید کند بیاورد. عدهای میگویند شما مجوز ندادهاید ولی کسی مجوزی نخواسته است!
شجری درباره اینکه هر کسی بخواهد این مجوز را به او اعطا میکنند؟ عنوان کرد: خیر ما به صورت شخصی مجوز نمیدهیم و قانون را هم ما نگذاشتهایم. قانونگذاری که در سطح نهادهای بالادستی این قانون را گذاشته است میگوید باید معرفی نامهای از سازمانی یا ارگانی داشته باشید. اختیار این معرفی نامه در سطح وزارت ارشاد به چند انجمن هم واگذار شده است و وقتی معرفی نامه را بیاورند مجوز داده میشود. مشکلی با اینکه مجوز بدهیم نداریم چون ما معتقدیم آنچه در خیابان وجود دارد آن چیزی است که اتفاقاً عدهای نمیخواهند بسازند.
وی اضافه کرد: حتی خود ما هم پیشنهاداتی دادهایم منتها الان فضا به گونهای شده است که اگر کسی برای پلیس یا نظام کاری انجام دهد الزاماً شاید دچار محدودیتهایی از طرف اطرافیان خودشان شوند.
مدیرعامل ناجی هنر درباره اینکه چرا خودشان هیچ فراخوانی ندادهاند گفت: ناجی هنر سیاستگذار تولید نیست. شاید این سوال باید پرسیده شود که ناجی هنر در چه حد میتواند ورود کند؟ با این حال در همین شرایط اخیر مستندهای زیادی از طرف نهادها ساخته شده است. به ویژه نهادهایی که در صحنه بودهاند که به فراخور و بعد از اینکه فضا آرامتر شود پخش خواهد شد.
وی درباره جزئیات این نهادها و اینکه مجوز مستقل خود را دارند یا خیر؟ توضیح داد: اینها هم نهادهایی هستند که در وقایع اخیر در صحنه هستند و هم نهادهایی که در صحنه دچار مشکلاتی شدهاند. مجوز ساخت مستند توسط اینها را هم ما میدهیم ولی اینها نهادهای سینمایی نبودند. از طرف صداوسیما و برخی ارگانهای دیگر بودند.
شجری در بخش دیگر این گفتگو درباره اینکه دیگر چه موضوعاتی وجود دارد که علاقه به ساخت آنها بیشتر است بیان کرد: ما موضوعات خاصی داریم که آنها را در معاونت پژوهش ناجی هنر طبقه بندی کردهایم که اگر کسی علاقمند باشد در اختیار آنها قرار میدهیم. موضوعاتی درباره قتلهای خشن، قتلهای خاص و… که برخی ممکن است براساس اتفاقات واقعی باشد. ژانر پلیسی کار پر طرفداری است و الان کارهایی که در شبکه خانگی وجود دارد پیشنهادهای خود سازندگان بوده است اما اگر از ما کمک بخواهند در طرح موضوعات ما هم این کمک را میکنیم.
وی اضافه کرد: ژانر معمایی و کارآگاهی در رتبه اول قرار دارد. بعد از آن حوزه پلیس مبارزه با مواد مخدر است و رتبه سوم پلیس نوپو است که کارگردانان به ترتیب اهمیت آنها را پیشنهاد میدهند. موضوعات یا چالشی یا خشن است و مردم هم اصطکاکی با آنها ندارند.
در سوژههای جنایی چیزی به نام «حذف» نداریم «اصلاح» داریم
مدیرعامل ناجی هنر درباره تابو بودن موضوعات قتلهای زنانه که علی رغم ساخت «خون سرد» از طرف برخی کارگردانان مطرح میشود گفت: خود موضوعات از سمت ما نکتهای ندارد اما فیلمنامهها باید ابتدا در ساترا یا سازمان سینمایی مجوز بگیرند و در مسائل انتظامی که بیشتر اجرایی است ملاحظاتمان را مطرح میکنیم. در این موارد هم چیزی به نام «حذف» نداریم، فقط «اصلاح» داریم و کمک میکنیم ماجرا به شکل واقعی روایت شود. مثلاً برخی چون اشراف کامل به مباحث پلیسی ندارند کارشناسانی معرفی میکنیم تا به شکل درست انجام شود. تأیید اصالت فیلم که مثلاً به موضوع زنان بپردازد یا نپردازد دست ما نیست.
وی اضافه کرد: بعضاً هم ممکن است دچار چالشی شویم اما شورایی داریم که چالشهایی این چنینی را در آن شورا مطرح میکنیم. با این حال خط قرمز ما همان خطوط قرمز نظام است و خط قرمز دیگری نداریم.
شجری در پایان درباره تولید محصولاتی مثل «خانه پدری» و اینکه دیگر چنین تولیداتی رخ نداده است بیان کرد: با توجه به فرهنگسازی عمومی به جهت کاهش آسیبهای اجتماعی و به تبع آن کاهش وقوع جرایم خشن که اصلیترین وظیفه نهادهای فرهنگساز است فیلم سینمایی «خانه پدری» با بالاترین حد حمایت و همکاری مؤسسه فرهنگی هنری ناجی هنر تولید شد. ناجی هنر یک شرکت تولیدی است و ادامه دار نبودن چنین تولیداتی، اتفاق تقریباً ناگواری از سمت پلیس بوده است. اگر کارهای مثبتی با نگاه کمک به فرهنگ جامعه باشد، سراغ آن میرویم ولی تا این لحظه که طرحی مناسب و درخور وجود نداشته است.
سینماپرس: رادیو اقتصاد ۵ دی ماه وهمزمان با شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) ویژه برنامه غریبانه را در سوگ بانوی دو عالم پخش خواهد کرد.
به گزارش سینماپرس، پویان امینیان تهیه کننده ویژه برنامه سوگوارهای غریبانه در ایام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، درباره جزئیات پخش این برنامه در رادیو اقتصاد به فارس گفت: رویکرد اصلی این برنامه پرداختن به ابعاد شخصیت والای دخت پیامبر از زوایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است تا مخاطبان با روش و منش والای آن بزرگوار بیش از پیش آشنا شوند.
وی ادامه داد: در این برنامه حجت الاسلام سید عبدالمهدی هاشمی کاشانی از کارشناسان مذهبی در مورد خصوصیات بارز حضرت فاطمه (س) سخن خواهد گفت و با مرور توانمندیهای مالی ایشان که از محل باغ فدک حاصل میشد، روحیه انفاق و کمک به مستمندان و ساده زیستی ایشان را بازگو خواهد کرد.
تهیه کننده برنامه غریبانه افزود: معرفی یکی از شهدای شاخص زن ایرانی از دیگر آیتمهای این برنامه است که افتخاراتی را برای کشور رقم زده بود.
وی از حضور محمد نعمتی از ذاکران اهل بیت در این برنامه خبر داد و گفت: ذکر مصیبت و روضه خوانی در سوگ بانوی دو عالم از دیگر بخشهای این برنامه خواهد بود.
غریبانه به تهیه کنندگی پویان امینان و گویندگی معصومه سادات سید علوی ۵ دی از ساعت ۲۱ تا ۲۲ پخش میشود.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: درست در همین سالهایی که سینمای ایران بهواسطه قهر مخاطبان سایه سنگین رکود حاکم بر گیشهها را تجربه میکند و فرآیند عرضه محصولات نمایشی در آستانه ورود به دورانی تازه بهواسطه فراگیر شدن بسترهای عرضه جدید در فضای مجازی قرار دارد، «سینمای کوتاه ایران» انگیزه بالایی برای یافتن مخاطبانی تازه برای خود دارد.
«فیلم کوتاه» یکی از محصولات بصری مهم و جریانساز در دنیای جدید محسوب میشود و به همین دلیل دیگر بهسختی میتوان تولیدات این حوزه را نادیده گرفت.
به همین منظور سرویس هنر خبرگزاری مهر قصد دارد با سرفصل ثابت «هر هفته یک فیلم کوتاه در مهر» به معرفی بخشی از تولیدات «سینمای کوتاه ایران» در قالب گفتگو با عوامل این آثار بپردازد.
در شانزدهمین نوبت از این سلسله نشستها در خبرگزاری مهر، میزبان اکران و گفتگو با عوامل فیلم کوتاه «در وجه» بودیم.
فیلم کوتاه «در وجه» روایتی ساده اما متفاوت از فرآیند پاس کردن یک چک است که در پس زمینه آن شاهد تصویری از تنهایی انسانها در دوران معاصر هستیم.
محمد غزازانی بهعنوان نویسنده و کارگردان و بهزاد مرادحاصل بهعنوان تهیهکننده فیلم کوتاه «در وجه» در این گفتگو حضور داشتند.
* از اینجا شروع کنیم که فکر نمیکنید تصویری که از رابطه دو نفر بر سر یک چک که یکی از آنها طلبکار است و دیگری بدهکار، در فیلم ارائه کردهاید، کمی بیش از اندازه خوشبینانه است؟ انتظار نمیرود چنین افرادی با این میزان از احترام و محبت با هم مکالمه داشته باشند.
محمد غزازانی: واقعیت اینکه ایده این فیلم از تجربه شخصی خودم گرفته شد. طلبی از کسی داشتم و هر بار به بهانههای مختلف برای تسویه آن تماس میگرفتم اما او مدام قرار حساب و کتاب را عقب میانداخت. من خوشم نمیآمد که مدام برای پیگیری طلبم به او زنگ بزنم و احساس میکردم در شخصیت من نیست که هر بار زنگ بزنم و پیگیر شوم. او اما هر بار به بهانهای قرارمان را چند روز عقب میانداخت. ناگهان به ذهنم رسید که نکند او واقعاً دوست دارد به این بهانه با من مکالمه داشته باشد و حرف بزند و برای همین مدام کار تسویه را عقب میاندازد. این خیال، تبدیل به ایده اولیه داستان «در وجه» شد. البته در عالم واقع اینگونه نبود و طرفم واقعاً کلاهبردار بود! (میخندد) این جرقه در ذهنم شکل گرفت که شاید آدمهایی هم بتوانند باشند که از این طریق بخواهند برای جبران تنهایی خود استفاده کنند. لوکیشینی که در آن فیلم را ضبط میکردیم مربوط به یکی از دوستان بود که سطح مالی بالایی داشت و با این قشر هم در ارتباط بود. حتی او میگفت این موقعیت، خیلی به واقعیت زندگی برخی از افراد مرفه جامعه نزدیک است. او میگفت واقعاً گاهی این آدمها با هیچکس نمیتوانند ارتباط برقرار کنند و مجبورند برای خودشان دوستان موقت دست و پا کنند.
* حس و حالی که در میان افراد مسن بیشتر هم هست.
غزازانی: دقیقاً. بازیگر نقش اصلیمان میگفت یک دوست سرمایهدار دارد که هر از گاهی به او زنگ میزند و طولانیمدت هم صحبت میکند اما انگار نمیتواند من را درک کند که چقدر سرم شلوغ است و مدام باید مشغول کار باشم! ایده اصلی فیلم «در وجه» هم همین موقعیت بود. طبیعی است در این موقعیت هم آدمها با جنگ و دعوا با هم ارتباط برقرار نمیکنند و ادبیات دیالوگها گامبهگام تند میشود.
* با وجود اینکه تنهایی این آدم، خیلی برای مخاطب ملموس است اما به نظر میرسد تأکیدی برای تمرکز بیش از حد روی آن نداشتید.
غزازانی: این کاراکتر در بخشی از فیلم، داستانی را پشت تلفن تعریف میکند که در واقع سرگذشت خودش است. آنجا که میگوید دوستی داشته و وقتی در آیسییو بستری بوده فرزندانش شیشه بیمارستان را میشکنند و بر سر ارث دعوا میکنند! این اتفاقی است که برای خود او افتاده است و دارد آن را برای دیگری تعریف میکند. بد نیست بدانید این ایده را هم از یک اتفاق واقعی گرفتهام!
از بچگی توجه زیادی به جزییات خاطرات افراد داشتم و فیلمهایی هم که تا به امروز ساختهام، همواره وامدار یک اتفاق و یا زندگی واقعی بودهاند. ایده ماجرا آیسییو را هم از تجربه یکی از چهرههای ثروتمند سرشناس ساکن تهران گرفتم که زمانی در بیمارستان بستری شد و یکی از دوستان من که در آن بیمارستان کار میکرد، تعریف کرد، فرزندانش آمدهاند و شیشه بخش آیسییو را شکاندند که بگویند چرا ارث به ما ندادهای و فلان کردی! جالب اینکه خودش، مالک آن بیمارستان هم بوده است!
* چقدر موقعیت تلخی است!
غزازانی: دقیقاً. در آخرین روزهای عمر خود او چنین فضایی را تجربه کرده بود و من هم از آن وام گرفتم و این سرگذشت را برای کاراکتر اصلی فیلمم در نظر گرفتم. کاراکتری که از جایی به بعد احساس میکند همه اطرافیان، حتی همسر و فرزندانش او را به خاطر پول میخواهند. وقتی پولداری از حدی عبور کند، گویی دیگر نمیتوانی به اطرافیانت اعتماد کنی که تو را به خاطر خودت دوست دارند. این را هم میتوان از آسیبهای پولداری دانست. البته کلیدواژه اصلی این فیلم همان «تنهایی» است که به آن اشاره کردید. انسان مدرن به نظرم بسیار تنها است.
غزازانی: ایده ماجرا آیسییو را هم از تجربه یکی از چهرههای ثروتمند سرشناس ساکن تهران گرفتم که زمانی در بیمارستان بستری شد و یکی از دوستان من که در آن بیمارستان کار میکرد، تعریف کرد، فرزندانش آمدهاند و شیشه بخش آیسییو را شکاندند که بگویند چرا ارث به ما ندادهای و فلان کردی! جالب اینکه خودش، مالک آن بیمارستان هم بوده است!
* شما بهعنوان تهیهکننده چگونه با محمد غزازانی برای ساخت «در وجه» همراه شدید و چه نگاهی به این داستان داشتید؟
بهزاد مرادحاصل: محمد از دوستان قدیمی من است که کارهای زیادی هم با هم داشتیم. در برخی پروژه بازی میکردیم و گاهی محمد فیلمبردار بود. این همکاریها هم در فیلم بوده است و هم در سریالها تلویزیونی. یک مجموعه فیلم کوتاه هم با هم کار کردهایم. برای «در وجه» هم در یک گفتگوی دوستانه، ایده این فیلم مطرح شد و من هم از آن استقبال کردم. الان هم پروژه دیگری را در دست کار داریم. «در وجه» بیشتر درباره آدم تنهایی بود که احساس میکنم در دوره و زمانه ما، نمونهاش کم نیست. آدمهایی که به هر دستاویزی چنگ میاندازند تا بتوانند رابطهای با کسی برقرار کنند.
* در جامعه امروز که کمی شرایط اقتصادی همه زندگیها را تحت تأثیر قرار داده و غالب افراد حتی در تأمین معیشت هم دچار مشکل هستند، موقعیت چنین از فرط پولداری دچار تنهایی شده، چقدر قابل باور و قابل درک است؟
غزازانی: از آنجایی که خودم با آدمهایی از این قشر صحبت و گفتگو داشتهام، به نظرم این موقعیت باورپذیر است. از نظر منطقی هم این موقعیت برای مخاطب قابل درک است. تصور کنید شما شرایط مالی خیلی خوبی دارید و به همین دلیل هر کس سراغتان میآید، صرفاً به دلیل پول است. چیزی شبیه دیالوگ یکی از کاراکترهای فیلم سینمایی «جهان با من برقص» ساخته سروش صحت، که طرف میگوید من همین ماشینم، من همین کارخانهام، من غیر از اینها چیزی نیستم. بالاخره چنین فردی، از اینکه یک دوست واقعی ندارد، عذاب میکشد. من فیلم زیاد میبینم و اخیراً در فیلمهای هالیوودی هم متوجه شدهام یکی از معضلاتی که در زیرلایه به آن زیاد میپردازند، تنهایی کاراکترهاست. گویی این یک معضل و آسیب جهانی است. آن کسی که وضعش خوب نیست، به گونهای تنهاست و کسی که وضعش بهتر است، مدل دیگری تنهاست.
* در حالی که بهظاهر در جهانی سرشار از ارتباطات هم زندگی میکنیم!
عزازانی: دقیقاً. میگویند عصر، عصر ارتباطات و شبکههای اجتماعی است اما واقعیت این است که انسان امروز تنهاست.
محمد غزازانی
* به نظر میرسد که تعمدی برای نشان ندادن چهره کاراکتر پیرمرد داشتید. چرا این قرار با مخاطب را در سکانس رستوران ناگهان به هم زدید!؟
غزازانی: باید اعتراف کنم بخشی از آن در تدوین از دستم در رفته است! در عین اینکه بالاخره بازیگران هم دوست دارند چهرهشان در فیلم دیده شود و من هم کارگردانی خجالتی هستم که با عوامل رودبایستی دارم! (میخندد) حتی در همان سکانس رستوران هم دوست داشتم تصویر تاریکتر باشد، اما فیلمبردارم آن را دوست نداشت! نمیخواستم این آدم براساس چهرهاش قضاوت شود. شاید حتی میخواستم کمی حس و حال مافیایی هم به این کاراکتر بدهم.
* اتفاقاً جاهایی انگار قصد ارجاع به «پدرخوانده» هم داشتید!
غزازانی: آفرین. دقیقاً همین بود، اما جایی کار از دستم در رفته و حاصل چیزی میان این و آن شده است! هم چهرهاش معلوم است و میبینیم، هم نه.
غزازانی: به قول نیما یوشیج، هنر گفتن «چیزی» و شنیدن «چیزها» است. من چیزی میگویم و شما چیزهایی از آن برداشت میکنید که شاید حتی به فکر من هم نرسیده بود. الان هم این نکتهای که اشاره کردید هم میتواند درست باشد و موافق این برداشت هم هستم، هرچند تعمدی در آن نداشتهام.
* نشان ندادن چهره هیچ ارتباطی به نمایش بیشتر تنهایی این کاراکتر نداشت؟
غزازانی: به قول نیما یوشیج، هنر گفتن «چیزی» و شنیدن «چیزها» است. من چیزی میگویم و شما چیزهایی از آن برداشت میکنید که شاید حتی به فکر من هم نرسیده بود. الان هم این نکتهای که اشاره کردید هم میتواند درست باشد و موافق این برداشت هم هستم، هرچند تعمدی در آن نداشتهام.
* فیلم تنها دو کاراکتر دارد که به نظر میرسد نگاه سمپاتتری بهعنوان کارگردان به شخصیت پیرمرد داشتهاید. گویی حواستان حتی در فرآیند کارگردانی و هدایت بازیگر، چندان به جوان موتورسوار بهعنوان طرف دوم ماجرا نبوده است. این اتفاق فکر نمیکنید حتی پرداخت شخصیت اصلی را هم دچار آسیب کرده است؟
غزازانی: واقعیت این است که همواره این ماجرای وصول چک را، از طرف طلبکارها دیده بودیم و میخواستم این بار از سمت مقابل این ماجرا را روایت کنم. حرف شما کاملاً درست است اما سینما از نگاه من نشان دادن آن زاویهای است که تازگی داشته باشد. سینما باید نگاه دیگری به زندگی داشته باشد و همین نگاه متفاوت است که سینما را جذاب میکند. اگر قرار باشد آنچه در زندگی عادی و روزمره میبینیم را در سینما هم ببینیم، چه ارزشی دارد؟
* این درست اما الان یکی از شخصیتهای فیلم در حد آکسسوار و اجزای صحنه، پایین آمده است و حتی در بازی هم، بازیگرش گویی فقط دارد دیالوگهایی را که حفظ کرده است میگوید، بدون هیچ بعد و احساسی! انگار حتی در بازی گرفتن از او هم به اندازه بازیگر نقش پیرمرد، وسواس نداشتهاید.
غزازانی: واقعیت این است که در این داستان، کاراکتر دوم واقعاً آکسسوار است. قصه اصلی فیلم ما درباره پیرمرد است و اینکه خیلی راحت در پایان این اسباببازیاش را کناری میگذارد و سراغ نفری بعدی بهعنوان اسباببازی بعدی میرود تا این چرخه ادامه داشته باشد. از دید پیرمرد، این جوان واقعاً در حد آکسسوار است.
* این نگاه کمی سطح داستان و ماجرای آن ایده که گفتید پیرمرد در تلاش است تا تنهایی خود را جبران کند، زیر سوال نمیبرد؟ با این پایانبندی و این نگاه ابزاری به افراد دیگر، گویی «تنهایی» برای این فرد مسئله نیست و بازی با دیگران برایش تبدیل به یک اعتیاد و سرگرمی شده است. چیزی شبیه مزاحمتهای تلفنی دهه ۶۰!
غزازانی: بیایید ماجرا را از دید بالاتر نگاه کنیم. افرادی که قدرت در اختیار دارند، چقدر راحت به زیردستان توهین میکنند؟ چقدر راحت آنها را به بازی میگیرند تا خودشان را سرگرم کنند؟ از این منظر، پیرمرد قصه ما هم قرار نیست یک پیرمرد دوستداشتنی باشد. بالاخره این فردی است که حاضر است زندگی یک جوان را بدون هیچ دلیلی به هم بریزد!
* از نظر اقتصادی چقدر تولید فیلم کوتاه منطق دارد و امیدی به بازگشت سرمایه در آن هست؟ بهعنوان تهیهکننده بگویید که برای تأمین سرمایه تولید چنین فیلمی معمولاً چه فرآیندی طی میشود؟
مرادحاصل: در فیلم کوتاه هیچکس به بازگشت سرمایه فکر نمیکند!
* این کمی عجیب است، پس چرا یک تهیهکننده باید سرمایهاش را وارد این عرصه کند؟
مرادحاصل: شما چرا برای درس خواندن هزینه میکنید، بدون اینکه از فرآیند آن درآمد مستقیمی داشته باشید؟
بهزاد مرادحاصل
* یعنی کسب اعتبار برایتان مهم است؟
مرادحاصل: در عرصه فیلم کوتاه، هم این کسب اعتبار مهم است و هم اینکه بالاخره این یک تمرین برای کارهای حرفهایتر است. در مجموع اما در فرآیند تولید فیلم کوتاه، سرمایه برنمیگردد. محمد، دوست من بود و در زمینه کارگردانی و فیلمبرداری هم تجربه خوبی داشت. همین سابقه کمک زیادی به ما برای این پروژه کرد تا بتوانیم هزینههای خود را پایینتر هم بیاوریم.
مرادحاصل: طرف برای پروژهای به سازمان صداوسیما مراجعه کرده و برآوردی داده است، بودجهای به آن تخصیص دادهاند که به اندازه تأمین غذای گروه تولید هم نیست! وقتی گفتند این بودجه کم است، صراحتاً گفتهاند بروید با جذب اسپانسر مسئلهتان را حل کنید. میگویند بروید با جذب اسپانسر-بازیگر بودجهتان را دربیاورید!
* بهنوعی بهعنوان تهیهکننده، مدیریت هزینه تولید را در فرآیند ساخت فیلم کوتاه یاد میگیرید؟
مرادحاصل: هم این مسئله است و هم اینکه در این فرآیند بالاخره آدمهای حرفهای در حوزههای مختلف را شناسایی میکنید و با آنها آشنا میشوید برای همکاریهای بعدی. هر کار کوتاهی هم که به سرانجام میرسد تبدیل به اعتبار و رزومه شما میشود. برای یک فیلم کوتاه تأمین بودجه و سرمایه کمی سادهتر است، چرا که با هزینههای کم هم میتوان یک کار را جمع کرد اما همین تجربهها پشتوانهای برای کارهای حرفهایتر میشود.
* بچههای فیلم کوتاه خیلی از افزایش هزینههای تولید میگویند، «در وجه» را چه زمانی ساختید و آیا شما هم تجربهای از این افزایش هزینهها داشتید؟
غزازانی: فروردین همین امسال فیلم را ساختیم.
مرادحاصل: کل فیلمبرداری کار هم سه روز طول کشید. درباره هزینهها اما جزییات مختلفی را باید بررسی کنیم اما مهم این است که برای پروژه چه ترکیب عواملی را مدنظر داشته باشید. الان که در برخی پروژهها مد شده است، سراغ «اسپانسر-بازیگرها» میروند! طرف برای یک فیلم کوتاه، ۲۰ میلیون تومان میدهد تا جلوی دوربین برود.
* یعنی این قبیل پیشنهادها از طرف فیلمسازان سینمای کوتاه پذیرفته میشود؟
مرادحاصل: این مدل که امروز در تلویزیون هم وجود دارد. اکثر بازیگرانی که گاهی در سریالهای بهعنوان نقشهای فرعی میبینید و نمیشناسید، اینها «اسپانسر» هستند!
* یعنی دامنه این جریان تا تلویزیون هم کشیده شده است!؟
مرادحاصل: (باخنده) تلویزیون شروعکننده این ماجرا بوده است!
غزازانی: اتفاقاً کسی که سینمایی میسازد، برای تضمین کیفیت و فروش در گیشه، کمتر سراغ اسپانسر-بازیگر میرود، اما در تلویزیون که این نگرانی وجود ندارد.
مرادحاصل: طرف برای پروژهای به سازمان صداوسیما مراجعه کرده و برآوردی داده است، بودجهای به آن تخصیص دادهاند که به اندازه تأمین غذای گروه تولید هم نیست! وقتی گفتند این بودجه کم است، صراحتاً گفتهاند بروید با جذب اسپانسر مسئلهتان را حل کنید. میگویند بروید با جذب اسپانسر-بازیگر بودجهتان را دربیاورید! مثل همین برنامههای تولیدی که میبینید همه با اسپانسر روی آنتن میروند.
* حالا جذب اسپانسر رسمی برای تأمین بودجه برنامه، حتی بودجه یک سریال، طبیعی است و اتفاقاً حرفهای هم محسوب میشود، اما این مورد «اسپانسر-بازیگرها» و اینکه میگویید این اندازه صریح به گروههای تولید پیشنهاد هم میشود، کمی عجیب به نظر میرسد!
غزازانی: واقعاً من خودم این دغدغه را داشتم و حاضر نشدم فیلمنامهای که اینقدر برایش زحمت کشیدهام، شب و روز به آن فکر کردهام و دوستانم را مجاب کردم تا برای ساختش با من همراه شوند را این بلا را سرش بیاورم و بهخاطر پول اجازه دهم یک فرد نابلد بهعنوان بازیگر مقابل دوربین برود و همه چیز را خراب کند!
مرادحاصل: بخش زیادی از کار را دوستانه و با تعامل پیش میبریم. دوستانی را دعوت به همکاری میکنیم و بعدها وقتی آنها هم نیاز به کاری داشته باشند، از ما دعوت به کار میکنند و طبیعتاً مجبور به همراهی با آنها هستیم. یعنی بهظاهر هزینهای بابت برخی عوامل پرداخت نمیکنیم اما بعدها خودمان هم باید رایگان پروژههای دوستانمان کار کنیم. بالاخره باید شرایط اقتصادی تولید این فیلمهای کوتاه را مدیریت کنیم.
سینماپرس: عباس محبوب از بازیگران قدیمی حوزه طنز در سینما و تلویزیون این روزها خودش را از بازیگران پُرکار می داند اما نه در تلویزیون بلکه در سینما. او می گوید: مردم وقتی مرا در خیابان می بینند هنوز سراغ سریال های قدیمی را می گیرند و از سریال های گذشته راضی تراند. محبوب می گوید همه کارگردان ها به او پیشنهاد کارهای طنز را می دهند در حالی که خودش دوست دارد گاه جدی باشد.
به گزارش سینماپرس، عباس محبوب در گفت و گویی با ایسنا درباره دلایل حضور کمرنگش در تلویزیون، کارهای جدیدش در حوزه تصویر و دیدگاهش درباره وضعیت تلویزیون و سریال های در حال پخش صحبت کرد.
این بازیگر قدیمی خودش را از بازیگران پُرکار می داند و می گوید: اتفاقاً من جزو بازیگران پرکار بودم ولی طی این مدت بیشتر کارهایم سینمایی بوده و خیلی در تلویزیون حضور نداشتم. بعد از سال ها سریال «جزر و مد» شبکه دو سیما را داشتم که به تازگی پخشش به پایان رسید.
او در ادامه درباره حضورش در مجموعه طنز «جزر و مد» چنین اظهار می کند: اوایل سال ۱۴۰۰ بود که برای کار در این سریال دعوت شدیم و من همراه با حمید لولایی به خوزستان رفتیم و کار را انجام دادیم. کار روال عادی اش را طی کرد و خداراشکر همه چیز خوب بود. من خودم از تهیهکننده سریال، آقای توکل فرد یک خاطره خوب دارم که اگر حمل بر خودستایی نباشد تعریف می کنم.
خودم به جای بدلکار پریدم!
محبوب در همین زمینه ادامه می دهد: یک پلان داشتیم که باید از اهواز به شوشتر می رفتیم. ماه رمضان بود و چهار ساعت به افطار مانده بود. من باید لباسم را به یک آقای بدلکار می دادم تا از بالا به آب شوشتر بیفتد اما وقتی نزدیک لوکیشن شدیم ناگهان آقای بدلکار نظرش عوض شد و نگاهی به آب کرد و گفت من به هیچ عنوان این کار را انجام نمیدهم! تهیه کننده و کارگردان و همه عوامل مبهوت مانده بودند و ناراحت. در همین حین سراغ یکی از جوان های شوشتر رفتند و وقتی آن جوان عکس هایش را با من و حمید لولایی گرفت، نگاهی به آب کرد و او هم گفت نه! من این کار را نمی کنم. آنجا بود که واقعاً دلم برای تهیه کننده و کارگردان سوخت و دیدم ماه رمضان است و تهیه کننده ما هم روزه بود. همان جا بود که گفتم خودم می پرم. هیچکس باورش نمیشد و فکر می کردند شوخی می کنم اما دیدند قضیه کاملا جدی است و این کار را کردم اما قبل از اینکه در آب بیفتم دو نفر را آنجا فرستادند. در نهایت پریدم و خدا را شکر اتفاقی هم برایم نیفتاد.
مردم از سریال های قبل راضی تر هستند
بازیگر سریال های طنز خاله خانم، آژانس دوستی، زیر آسمان شهر، بانکی ها و ترش و شیرین در بخشی از این گفت و گو درباره کیفیت سریالسازی حال حاضر تلویزیون و اینکه خودش به عنوان یک بازیگر باسابقه راضی است؟ چنین اظهار می کند: این را مردم باید بگویند. مردم هنوز هم وقتی مرا در خیابان میبینند میگویند آقای محبوب یادش بخیر سریال «ترش و شیرین» با رضا عطاران، یادش بخیر سریال «چمدان» با زنده یاد فتحعلی اویسی و خیلی سریال های دیگر که من الان حضور ذهن ندارم. بدون تعارف میگویم مردم از سریال های گذشته راضی تر بودند تا سریال های الان. من فکر می کنم یا سلیقه ها تغییر کرده یا سبک کار تلویزیون به سمت سریال هایی که الان روی آنتن است، گرایش پیدا کرده است.
وی در ادامه همین صحبتش درباره فعالیت شبکه نمایش خانگی و رقابت با تلویزیون می گوید: البته سریال های شبکه نمایش خانگی خیلی در این امر تاثیرگذار هستند. من خودم سریال «ماه پیشونی» را با آقای حسین قناعت کار کردم که قبلا هم فیلمش ساخته شد. این سریال با هزینه بالایی ساخته شد. حساب کنید اگر تلویزیون می خواست چنین سریالی را بسازد هم هزینه بالایی داشت و هم از طرفی خیلی به نفعش بود. شک ندارم بیننده بیشتری می توانست پیدا کند اما متاسفانه تلویزیون خیلی دنبال سریال هایی با هزینههای بالا نیست و سعی میکند بیشتر از اسپانسر استفاده کند و سریال هایش با حداقل هزینه ها جمع شوند.
چرا در طنز ماندید؟
محبوب سپس در پاسخ به اینکه شما خودتان را بیشتر بازیگر سینما و تئاتر می دانید یا تلویزیون؟ خاطرنشان می کند: از نظر من یک بازیگر هم باید بتواند در تئاتر کارش را خوب انجام بدهد و هم در سینما و تلویزیون چون بازی اساسا از دو عنصر اصلی حرکت و بیان تشکیل شده است. البته ما در تئاتر این دو عنصر را بیشتر حس می کنیم اما بدون تعارف میگویم فیلم های سینمایی همیشه نسبت به کارهای تلویزیون ماندگارتر هستند. به نظرم در تلویزیون کارهای انگشتشمار در ذهن مردم می مانند اما در سینما آثار به راحتی از ذهن مردم پاک نمی شوند.
از «سیمای اقتصاد» در طنز ماندم
او همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه خودتان بیشتر به کار طنز علاقه دارید یا فکر می کنید به خاطر چهره و صدای خاصتان است که همیشه کار طنز به شما پیشنهاد میشود؟ می گوید: کسی که اسمش را بازیگر می گذارد باید توانایی بازی در همه ژانرها را داشته باشد. معمولاً در همه جای دنیا این طور است که اگر بازیگری در یک ژانر بیشتر به چشم بیاید، همه به سراغ همان میزانسن می روند. ما از برنامه قدیمی «سیمای اقتصاد» که به مدت ۱۰ سال به شکل روتین از سال ۶۱ تا ۷۱ در شبکه یک سیما روی آنتن بود، در طنز ماندیم و از آن به بعد بیشتر کارگردان ها سعی می کنند در کارهای طنز از من استفاده کنند. در ژانرهای جدی هم حضور داشتم اما بیشتر در طنز بودم.
عباس محبوب درباره کارهای جدیدش در تلویزیون و سینما چنین می گوید: برای یک سریال قرارداد بسته بودم که حمید جبلی نویسنده اش بود و اتفاقا یکی از نقشهای اصلی را داشتم. این سریال قرار بود به تهیه کنندگی مهدی فرجی باشد اما فعلاً کنسل شده و تهیه کننده دست نگه داشته است. به خاطر شرایط خاص همه کم کار شدهاند. امیدوارم اتفاقات اخیر حل شود. سه فیلم سینمایی آماده نمایش دارم. بابا سیبیلو، سلفی با رستم و دختر برفی که هنوز اکران نشده اند.
این بازیگر در پایان صحبت هایش اظهار می کند: انشاءالله هرچه زودتر جامعه هنر در کارش برکت بیفتد البته نه اینکه الان از حرکت ایستاده بلکه بیشتر چرخش بگردد؛ تا هم تولیدات بیشتر شوند و هم دوستان مشغول به کار شوند و همه موفق و موید باشند.
سینماپرس: طی هفته گذشته وضعیت گیشه سینماها همانند ماه های اخیر غیرقابل قبول بود؛ تنها اکران بازی فینال جام جهانی توانست تعدادی از مخاطبان را رهسپار سالن های سینما کند اما همچون گذشته فیلم های سینمایی مخاطبان اندکی داشتند تا گیشه سینماها در هفته آخر پاییز سرد و یخ زده باقی بماند.
به گزارش سینماپرس «جزیره فضایی» به کارگردانی سیدجواد هاشمی به عنوان جدیدترین فیلم اکران توانست تنها حدود ۴۲۰۰ نفر مخاطب داشته باشد.
«طبقه یک و نیم» به کارگردانی نوید اسماعیلی تنها ۸۷۵ بلیت در سراسر کشور فروخت و تعداد مخاطبان فیلم «بیرو» به کارگردانی مرتضی علی عباس میرزایی تعداد مخاطبانش حتی به ۱۰۰ نفر هم نرسید؛ فیلمی که بر اساس شنیده ها چند میلیارد تومان از بودجه بیت المال به آن اختصاص داده شد اما کل فروشش در سراسر کشور بعد از نزدیک به ۲ ماه از زمان اکران حتی ۱۰۰ میلیون تومان نشده است!
«بخارست» به کارگردانی مسعود اطیابی نیز که از آن به عنوان امید گیشه یاد می کردند ۸۳ هزار مخاطب داشت تا میزان مخاطبانش نسبت به جمعیت کل کشور کمتر از یک دهم درصد باشد.
در نهایت «لوپتو» به کارگردانی عباس عسکری نیز حدود ۵۰ هزار مخاطب داشت تا تنها حدود ۱۳۵ هزار نفر از مردم طی هفته گذشته به تماشای فیلم ها بنشینند.
آیا با این وضعیت وخیم گیشه مدیران سینمایی تدبیری برای رفع بحران گیشه و وضعیت وخیم تولید و اوضاع اسفبار مادی و معیشتی سینماگران دارند؟ معلوم نیست با این روش و منش آینده سینما و سینماگران کشور به کجا ختم خواهد شد!
سینماپرس: جواد شمقدری کارگردان سینما و رئیس پیشین سازمان سینمایی گفت: به علت بی تدبیری برخی مدیران در عرصه های مختلف گرفتار منگولیسم فرهنگی شده ایم؛ متأسفانه اغلب مدیران این نهادها درک درستی از قضایا ندارند و همین باعث می شود کمتر نشانی از اهداف و آرمان های سینمای انقلاب در آثارشان هویدا باشد.
این کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار سینماپرس یادآور شد: ما اگر به آغاز دوران تولیدات سینمایی پس از انقلاب برگردیم متوجه می شویم دو اتفاق کنار هم وجود داشت که باعث شد سینمای آرمان گرایانه انقلابی شکل بگیرد. اولین اتفاق سوژه و محتوایی بود که در تبیین و بیان آرمان های انقلابی وجود داشت و دومین نکته نسلی از سینماگران بودند که برای تولید آثار انقلابی تربیت شده بودند و برای توسعه و رشد این مهم وارد سینما شده بودند و با جان و دل دست به تولید این نوع آثار می زدند.
وی ادامه داد: بی تردید اگر یک مدیریت هوشمند در آن دوران وجود داشت از این دو ظرفیت عالی با برنامه ریزی به خوبی بهره برداری می کرد و باعث رشد و توسعه این سینما می شد. مدیران باید پیش نیازهایی را آماده می کردند تا در هجوم انواع گونه های مختلف، سینمای آرمانی و انقلابی به فراموشی سپرده نشود اما متأسفانه مدیران سینمایی این دو ظرفیت را نادیده گرفتند.
مشاور رئیس جمهور در امور هنری دولت نهم خاطرنشان کرد: بی توجهی مدیران به این امر مهم بعضی اوقات ناشی از جهل و عدم شناخت و دانایی بود و گاهی القائات و تصورات خودشان بود که این نوع سینما را عقب می زد؛ البته نباید نقش جریان نفوذ را در این مسأله نادیده گرفت چرا که آن ها همواره تلاش می کردند سینمای انقلاب را تخطئه کرده و آن را در نطفه خفه کنند. جریان نفوذ می خواست سینما را در راهی هدایت کند که راه برای کلیه فیلمسازان انقلابی مسدود شود و متأسفانه همین اتفاق در اواسط دهه ۷۰ رخ داد که باعث اعتراض بسیاری از سینماگران انقلاب شد.
کارگردان فیلم های سینمایی «توفان شن» و «بر بال فرشتگان» افزود: مدیران فرهنگی و سینمایی در اواخر دهه ۷۰ وقتی با اعتراض سینماگران انقلابی روبرو شدند برای اینکه از زیر پاسخ در بروند سینمای بدلی را جای سینمای انقلابی اختراع کردند و اسمش را سینمای معناگرا گذاشتند که مبتنی بر اندیشه های لیبرالی غربی بود؛ یک ظاهری هم برای آن ساختند و حتی سوژه های دفاع مقدس و مذهبی هم در ذیل این سینما ساخته شد. متأسفانه عده ای فریب خوردند و فکر می کردند این همان سینمای آرمانی است در صورتی که سینمای معناگرا سینمایی ظاهری بود و ریشه نداشت و با کمترین نسیم فرو ریخت.
شمقدری تأکید کرد: مدیران سینمایی و فرهنگی برای این سینمای بدلی کارهای بسیاری هم صورت دادند؛ برای آن کتاب درآوردند و جایزه تعریف کردند؛ آن ها همه تلاش خود را به کار گرفتند تا این سینمای جای سینمای اصلی انقلاب اسلامی را پر کند و این در حالی بود که فیلم های این نوع سینما فقط برای کسانی جذابیت داشت که مسلک صوفی گونه داشتند! مسأله ای که هیچ ربطی به انقلاب اسلامی نداشت چرا که انقلاب اسلامی در تمامی عرصه ها و شقوق اجتماعی در داخل و بین الملل حرف های جدی برای گفتن دارد اما این سینما سرشار از کاراکترهای مشنگ و حیران و دم دستی بود که سمبل و قهرمان فیلم ها جا زده می شدند که به عنوان نمونه می توان به فیلم های «قدمگاه» و «یک تکه نان» اشاره کرد.
کارگردان سریال های تلویزیونی «روزهای ابدی» و «فرستاده» در همین راستا تصریح کرد: در واقع سیاست های غلط مدیریت سینمایی کشور به صورت هدفمند باعث زنگار سینمای انقلاب شد. آن ها حتی وقتی در این سینمای معناگرا شکست خوردند سینمای تلخ انتقادی را علم کردند که آن هم مسیر انحرافی بیش نبود.
این مدیر فرهنگی متذکر شد: البته در برخی سال ها تلاش هایی صورت گرفت که سینمای انقلاب احیاء شود اما چون نسل اولیه انقلاب به شدت بی انگیزه و به نوعی دچار دگردیسی شده بود و سوژه های مهم انقلابی و ارزشی نیز در لا به لای هجوم موضوعات مختلف گم شده بودند اگر کسی سراغ تولید این نوع آثار می رفت تحت تأثیر فضاسازی و القائات راه را بر او می بستند و سنگ اندازی می کردند تا کارش پیش نرود.
وی سپس با اشاره به سختی های خودش برای تولید آثار استراتژیک و انقلابی اظهار داشت: سریال «روزهای ابدی» برای من یک مسیر پر سنگلاخ و مانع بود که با عنایت پروردگار توانستم جلو بروم و آن را بسازم. در واقع آن ها شرایط را این گونه کردند که اگر کسی مصر باشد تا این نوع آثار را تولید کند باید همه اعتبار و آبرویش را وسط بگذارد تا کار را انجام دهد.
شمقدری ضعف مدیریتی در سینمای کشور را یکی از عوامل مهم زنگار گرفتن در سینمای آرمانی دانست و در این باره تصریح کرد: مدیران سینمایی هم مانند مدیریت کنونی این اشراف را ندارند که مسائل را کالبدشکافی کنند، راهکار ارائه دهند و برای سینمای انقلاب برنامه ریزی کنند و این در حالی است که پول و سیاست گذاری در دست آن ها است!
این سینماگر یادآور شد: بنده شخصاً طی ۴ سال مسئولیتم در سازمان سینمایی راه را برای سینما و سینماگران انقلاب باز کردم و خرسندم که آثار ارزشمندی مانند: «قلاده های طلا»، «سی و سه روز»، «چ»، «استرداد»، «ابوزینب»، «کودک و فرشته»، «شور شیرین»، «شکارچی شنبه»، «روزگاری عشق و خیانت»، «محرمانه تهران»، «شهابی از جنس نور» و… ساخته شد که رویکرد انقلابی و ارزشی داشتند. این اتفاق نشانگر آن است که اگر مدیری بخواهد این فرآیند را شکل دهد می تواند اما اگر اشرافی نداشته باشد سینمای انقلاب در دوران او نیز به بیراهه خواهد رفت.
وی در پاسخ به این پرسش که به عقیده شما ضعف در تولید آثار سینمای انقلابی به نهادهای نظارتی باز می گردد یا خیر اظهار داشت: صد در صد ما در حوزه نظارت ضعف داریم؛ مجموعه نهادها و سازمان های فرهنگی و هنری در حوزه عمل دقیق نیستند و نگاه کارشناسی بر آن ها حاکم نیست و صرفاً در بازی های سیاسی مسئولانی منصوب می شوند که حضورشان در حوزه های تخصصی مانند سینما واویلا می شود.
شمقدری ادامه داد: خطاهای زیادی در همین ارگان های انقلابی صورت می گیرد که باعث تأسف است؛ آن ها حتی در سوژه و نوع پرداخت دچار خطا می شوند و همین باعث می شود ما با فیلمی مثل «تنگه ابوقریب» روبرو شویم که رسماً ضد جنگ است و اثر منفی روی جامعه دارد و نه تنها مخاطب را ترغیب به عرصه حضور و جهاد نکرده که او را دچار ترس و تردید نیز می کند. یا فیلمی مثل «ماجرای نیمروز-۲» که قهرمان در نهایت به جهاد پشت می کند.
عضو هیأت امناء هیأت اسلامی هنرمندان تأکید کرد: اگر امروز دچار مشکلات فرهنگی شده ایم به انحراف در ذهن فیلمساز و مسئولانی است که چنین آثاری را تولید کرده اند. مسئولانی که درک ندارند و تنها به رزومه و بیلان کاری شان می اندیشند و محتوا برای شان خالی از هر اهمیتی است.
وی در پاسخ به این سوأل که آیا برای احیای سینمای انقلاب در آینده امیدی وجود دارد یا خیر گفت: امید هست اما مسیر سختی را پیش رو داریم تا این سینما مجدد رشد پیدا کند. ما باید چندین عامل را در کنار هم داشته باشیم تا این رشد به وجود آید و کنار هم چیدن این چند عامل سخت است؛ اول اینکه باید سوژه ها را زنگار زدایی کنیم و سپس باید ذائقه مخاطب را همراه کنیم و سرمایه لازم را فراهم کنیم و مهمتر از همه مدیریت دغدغه مند را به کار بگیریم تا شاید با جمیع این اتفاقات بتوانیم چرخه سینمای انقلاب را مجدد به حرکت درآوریم.
شمقدری در پایان این گفتگو با انتقاد شدید از نهادهایی که راه را بیراهه می روند تصریح کرد: باعث تأسف است نهادهایی مانند سازمان اوج و حوزه هنری از هدف مقدس شان دور شده اند و مثل سایر کمپانی های فیلمسازی در پی رقابت در گیشه و آمار تولید و جذب سلبریتی ها هستند! این جز فشل شدن سینمای ارزشمند انقلابی و استراتژیک هیچ دستاورد دیگری ندارد و نهادهای نظارتی باید مانع ادامه حرکت این نهادها در این مسیر شوند.
سینماپرس: سعید امیرسلیمانی بازیگر سینما و تلویزیون در خصوص لزوم توجه به آیین و سنن ملی در سینما و تلویزیون گفت: پرداختن به آیین و سنن ملی جزو ملزومات حوزه فرهنگ و هنر است اما متأسفانه مدیران این اصل را به فراموشی سپرده اند و کم کاری در این حوزه به شدت مشهود و ملموس و بسیار متأثر کننده است.
بازیگر فیلم های سینمایی «مهریه بی بی» و «جنگجوی پیروز» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: ورود به هر حوزه ای نیازمند شناخت و آگاهی از آن حوزه و کارکردها و دستاوردهایش است؛ بی تردید وقتی مجموعه مدیران فرهنگی نسبت به آیین و سنن ملی آگاهی ندارند، آن را نمی شناسند و نمی دانند چیست نمی توانند به آن حوزه ورود کنند، اهمیت آن را درک کنند و ضرورتی برای پرداختن به آن قائل شوند.
وی ادامه داد: متأسفانه سواد در این حوزه بسیار اندک است؛ بی توجهی هنرمندان و مدیران برای تولید آثار سینمایی و تلویزیونی در این خصوص باعث شده تا نسل کودک و نوجوان و حتی جوان جامعه ما نیز چندان آگاهی در این حوزه نداشته باشد و آیین و سنن و فرهنگ بومی را نشناسد و به سمت فرهنگ وارداتی تمایل پیدا کند.
امیرسلیمانی در خاتمه این گفتگو افزود: آیین و سنت های فرهنگ زیبای ایرانی مانند شب یلدا که سرشار از نکات اخلاقی و انسانی است باید دستمایه تولید فیلم ها و سریال های متعدد قرار گیرد تا نسل جوان ما متوجه دلایل و چرایی به وجود آمدن چنین سنت های پسندیده و زیبایی که خانواده ها را دور هم جمع می کند بشود و از این فرهنگ پاسداری کند.
سینماپرس: ایمن الاخرس مدیر کل تبلیغات و اطلاعرسانی کشور سوریه در بازدید از موزه سینما بیان کرد که مقرر شد یک شهرک سینمایی مشترک با کمک ایران در سوریه بسازیم.
به گزارش سینماپرس، عصر روز گذشته شنبه ۳ دی ماه موزه سینمای ایران میزبان هیاتی از کشور سوریه بود.
ایمن الاخرس مدیر کل تبلیغات و اطلاع رسانی کشور سوریه در بازدید از موزه سینمای ایران گفت: خوشحالم ایران را از نزدیک میبینم و توانستم با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونان ایشان از نزدیک دیدار کنم. سینمای ایران با توجه به قدمتی که از سال ۱۹۰۰ تاکنون دارد در دنیا شناخته شده است. همچنین سینمای ایران در میان مردم سوریه به واسطه جهانی شدنش و کارگردانهای خوبی که دارد طرفداران زیادی پیدا کرده است.
وی افزود: در مدت حضورم در ایران از شهرک سینمایی دفاع مقدس نیز دیدن کردم این شهرک برای ساخت فیلمهای سینمایی تجهیزات بسیار خوبی دارد و طبق مذاکراتی که با رییس سازمان سینمایی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتیم مقرر شد یک شهرک سینمایی مشترک با کمک ایران در سوریه بسازیم و برای ساخت از تجربیات ایران در این زمینه استفاده کنیم.
مدیر کل تبلیغات و اطلاعرسانی سوریه در بازدید از موزه سینما بیان کرد: از دیدن موزه سینما به وجد آمدم؛ میتوانم بگویم که به معنای واقعی موزه است زیرا در آن همه خاطرات سینمایی یک هنرمند را میتوانیم ببینیم. امیدوارم دوباره بتوانم به ایران سفر کنم و از اماکن فرهنگی آن به ویژه موزه سینما دیدن کنم چرا که یکی از مکانهایی است که از دیدن آن بسیار خوشحال شدم و این خانه فرهنگی زیبا برای همیشه در ذهنم باقی میماند.
این هیات که از کشور سوریه آمده بودند از بخشهای مختلف موزه سینمای ایران بازدید کردند.