X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

معرفی اعضای شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر


محمود سالاری معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور احکامی، اعضای شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر را منصوب کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تدارک گسترده جشنواره های غربی برای مواجهه مستقیم با ایران اسلامی و غفلت مدیران سازمان سینمایی! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ستیز و پیکار جشنواره های سینمایی غربی با جمهوری اسلامی ایران همراه با فقدان دیپلماسی فرهنگی خودنمایی می کند.

ستیز و پیکار جشنواره های سینمایی غربی با جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد و این اتفاق در حالی است که همچنان جای خالی دیپلماسی فرهنگی و اعمال آن توسط مدیران فرهنگی و سینمایی جمهوری اسلامی به شدت خودنمایی می کند و در این میان حتی حداقل تلاشی برای تأمین منافع ملی در فستیوال های جهانی به چشم نمی‌خورد.

به گزارش سینماپرس طی روزهای اخیر در حاشیه برگزاری هشتادمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز دو تن از سلبریتی‌های فاسد سینمایی، یعنی اشکان خطیبی و زهرا امیرابراهیمی همراه با آلبرتو باربارا، دبیر جشنواره ونیز، روی فرش_قرمز این جشنواره در برنامه ویژه حمایت از اغتشاشات اخیر در کشورمان حاضر شدند.

البته این حمایت آشکار و علنی جشنواره فیلم ونیز از فتنه «زن، زندگی، آزادی» در حالی با حضور دبیر این رویداد صورت پذیرفت که متاسفانه مدیران سازمان سینمایی گویا ترجیح می‌دهند همچون گذشته در خواب غفلت و مصلحتی به سر برده و از مواجهه حقوقی و پاسخ حداقلی به فتنه گری این قبیل جشنواره غربی حتی در حد انتشار یک بیانیه طفره بروند!

پس اگر چه اقداماتی همچون تحریم گسترده و همه جانبه جشنواره‌های غربی می‌تواند به عنوان یک ابزار مناسب، توسط مدیریت فرهنگی و سینمایی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته و به عنوان یکی از اقدامات موثر و بازدارنده در برابر جشنواره‌ای غربی در دستور کار و برنامه ریزی قرار گیرد؛ اما متاسفانه برخورد محافظه‌کارانه مدیران سینمایی سبب شده تا هر سال بر ابعاد و سطح مواجهه مستقیم این جشنوارها با حاکمیت جمهوری اسلامی افزوده شود و شرایط به سمتی رود که امروزه رسما شاهد آن باشیم که در این برنامه ضد جمهوری اسلامی ایران اعضای هیأت داوری جشنواره ونیز، همراه مدیران آن و تعدادی از سینماگران ایرانی حاضر در جشنواره حضور بهم رسانند! و این همه در حالی است که برخی افراد که سال ها به عنوان رابط فرهنگی و معاونت امور بین الملل برخی نهادهای تابعه سازمان سینمایی با بودجه بیت المال در جشنواره های غربی حضور پیدا می کنند نیز در مواجهه با این گونه اقدامات پلید و هتاکانه غربی‌ها علیه ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران سکوت پیشه گرفته‌اند!

بر اساس این گزارش امسال در جشنواره ونیز فیلم «تاتامی» که زهرا امیرابراهیمی علاوه بر کارگردانی مشترک، در آن بازی هم کرده است، با الهام از سرگذشت یک زن جودوکار ایرانی ساخته شده که برای بازی در مسابقات بین‌المللی به همراه مربی خود به مسافرت می‌رود و مدال طلا به دست می‌آورد، اما بعد با مقامات مسئول ورزشی مشکل پیدا می‌کند.

همچنین علاوه بر اقدامات ضد ایرانی آشکار در جشنواره بین المللی فیلم ونیز به تازگی شصت و هفتمین جشنواره فیلم لندن که از ۱۲ تا ۲۳ مهر/۴ تا ۱۵ اکتبر در انگلستان برگزار خواهد شد، فهرست فیلم های انتخابی امسال خود را تکمیل کرد.

در این فهرست نسخه مرمت شده فیلم سینمایی «غریبه و مه» ساخته بهرام بیضایی، «آیه های زمینی» ساخته علی عسگری و علیرضا خاتمی، «شیدا» ساخته نورا نیاسری و محصول استرالیا، «اروپا» ساخته سودابه مرتضایی و محصول اتریش و انگلستان، مستند «سلولوئید زیرزمینی» ساخته احسان خوش بخت و محصول انگلستان و ایران، فیلم های کوتاه «ریزو» ساخته آزاده نوایی و محصول ایران و آمریکا و «بیدار شدن در سکوت» ساخته دانیل اسدی فائزی و میلا ژلوکتنکو و محصول آلمان و اوکراین در این رویداد معتبر به نمایش در می آیند.

این ترکیب مشخص می کند که همچنان جشنواره های غربی روی فیلم های ضد ایرانی مانور اساسی می دهند و سعی دارند تصویری مخدوش از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به جهانیان ارائه کنند.

علاوه بر این به تازگی موسسه فیلم سوئد سه فیلم نامزد نمایندگی این کشور در کارزار بهترین فیلم بین المللی اسکار را معرفی کرد که فیلم سینمایی «دشمن» ساخته میلاد اعلمی یکی از سه فیلم اعلام شده است. «دشمن» درباره فرار یک کشتی‌گیر همجنسگرا از ایران است که پیمان معادی نقش اصلی آن را ایفا می کند.

البته تاکنون «ملودی» ساخته بهروز سلط رسول از طرف تاجیکستان و «شیدا» ساخته نورا نیاسری از طرف استرالیا به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی معرفی شده اند و سینمای ایران هم فیلم منتخب خود را اعلام خواهد کرد که شمار سینماگران ایرانی در این کارزار به حداقل سه فیلمساز خواهد رسید. فیلمسازان دیگری مانند سودابه مرتضایی با فیلم «اروپا» از طرف اتریش و زهرا امیر ابراهیمی با فیلم «تاتامی» از طرف گرجستان شاید بتوانند برای حضور در این رویداد انتخاب شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تماشای یک نماهنگ ویژه با شعار اربعین سال ۱۴۰۲


نماهنگ «رفیقم تویی» با صدای حامد علیزاده و با هدف پرداختن به شعار امسال اربعین با عبارت «حیاتنا الحسین» منتشر شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رفیعی جم: چرا وعده تأمین امنیت شغلی و تأسیس صندوق بیمه بیکاری به هیچ جا نرسید؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اصغر رفیعی جم گفت: متأسفانه افسردگی افسارگسیخته در سینماگران بیداد می کند اما در این میان هیچ یک از مدیران و مسئولان فرهنگی و سینمایی به فکر بهبود شرایط و وضعیت بغرنج اهالی سینما نیستند.

اصغر رفیعی جم فیلمبردار و تهیه کننده پیشکسوت سینما با انتقاد از تغییر در نحوه تأیید صلاحیت های کارگرد در آستانه روز ملی سینما با انتقاد شدید از خانه سینما، سازمان سینمایی و سایر نهادهای مرتبط با امور هنرمندان گفت: متأسفانه افسردگی افسارگسیخته در سینماگران بیداد می کند اما در این میان هیچ یک از مدیران و مسئولان فرهنگی و سینمایی به فکر بهبود شرایط و وضعیت بغرنج اهالی سینما نیستند.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «خانه عنکبوت» و «غیر منتظره» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: در حال حاضر اکثر بچه های سینما در صنوف مختلف بیکار هستند. هیچ نهاد و ارگانی به فکر آن ها نیست و در این اوضاع بیکاری و خانه نشینی به آن ها هیچ کمکی نمی کند.

وی ادامه داد: صندوق اعتباری هنر فقط ماهانه به کسانی که مدرک درجه یک هنری دارند چندرغاز می دهد که آن هم هیچ ثمری در کیفیت زندگی سینماگران ندارد. همه این اتفاقات دست در دست هم داده تا اهالی سینما افسرده شوند و تأثیر این افسردگی در جامعه پراکنده شود و این اصلاً خوب نیست.

رفیعی جم تأکید کرد: این ها زن و بچه و خانواده دارند و عمری کار کردند و در سینما مشغول بودند اما اینک افسردگی آن ها را از پا درآورده است. من به مدیران سینمایی این هشدار را می دهم که اگر اقدام جدی نکنند این افسردگی روز به روز بیشتر می شود. گاهی اوقات که بنده و دوستان سینماگر دور هم جمع می شویم می بینم حتی کسانی که نیاز مالی هم ندارند به دلیل بیکاری و… افسرده شده اند. این اتفاق برای جامعه هنری کشور بسیار بد است.

این سینماگر سپس با تأکید بر اینکه هنرمندان روحیه حساس و لطیفی دارند و هر فشاری آن ها را بیشتر اذیت می کند اظهار داشت: چرا هیچ چیز در سینما حساب و کتاب ندارد؟ چرا فلان هنرپیشه ماهی ۴ میلیارد و ۳ میلیارد دستمزد می گیرد؟ افرادی مثل هومن سیدی و حامد بهداد و شهاب حسینی جزو این افراد هستند! همین اتفاق باعث می شود تهیه کننده فشار بیشتری روی عوامل فنی بیاورد که دستمزد کمتر بگیرند! همین اتفاق افسردگی مضاعف در سینماگران ایجاد می کند.

مدیر فیلمبرداری فیلم های سینمایی «یتیم خانه ایران» و «سگ کشی» متذکر شد: همین اواخر شنیدم بازیگر فیلمی که بیش از ۲۰۰ میلیارد فروخته طلب ۷ میلیارد دستمزد برای بازی در یک فیلم کرده است؟ چرا کسی در سینما نیست جلوی این افراد را بگیرد؟ چرا هیچ قاعده و حساب کتابی وجود ندارد؟ چرا کسی که تا همین چند وقت پیش التماس می کرد یک نقش جزئی در تئاتر بگیرد حالا اینطور دور برداشته است؟

وی در بخش دیگری از این گفتگو با بیان اینکه چرا وعده تأمین امنیت شغلی و تأسیس صندوق بیمه بیکاری به هیچ جا نرسید؟ خاطرنشان کرد: افراد مستعد سینما بیکارند. کدام نهاد وظیفه دارد به حال آن ها رسیدگی کند؟ امروز انگیزه کار در بین سینماگران کشته شده و استعدادها امکان بروز و ظهور خود را از دست داده اند.

این هنرمند پیشکسوت یادآور شد: بنده نوعی به عنوان اصغر رفیعی جم که سال ها قبل سرآمد سینمای ایران بودم الآن کجا هستم؟ آیا کسی از من نوعی یادی می کند؟ آیا کسی به فکر هست که من و امثال من چطور روزگار را می گذرانیم؟

رفیعی جم در پایان این گفتگو با انتقاد شدید از مدیران فرهنگی تصریح کرد: همین اواخر به معاون و منشی خانم برومند در خانه سینما زنگ زدم تا از ایشان وقت ملاقات بگیرم! دریغ از اینکه حتی یک جواب خشک خالی به من پیشکسوت سینما بدهند. این ها که رئیس شده اند وظیفه شان چیست؟ متأسفانه خانه از پای بست ویران است و همه چیز در این سینمای بحران زده خراب و آشفته است! گویا این مدیران می خواغعند همه ما تمام شویم و برویم و کم کم دارند به آرزوی خود می رسند چرا که همه از نظر روحی به شدت دچار آشفتگی شده ایم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتشار اولین آوا نمای «خداحافظ رفیق»/ آقا من جا ماندم


مرکز آوای انقلاب اسلامی (مأوا) در آستانه فرا رسیدن اربعین حسینی اولین قسمت از پروژه آوا نمای «خداحافظ رفیق» را با عنوان «بدرقه» پیش روی مخاطبان قرار داد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«حوزه اقتصاد» فرهنگ و هنر را هم مدیریت می‌کند/به دلیل مشکل اقتصادی که بودجه ما دارد نمی‌توانیم وارد چرخه تولید شویم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان داشت: ما دنبال انتقام از کسی نیستیم. وقتی رهبر انقلاب رفتارشان این‌طور نیست، چرا ما باید این کار را بکنیم! اما باید طرف هم خودش بخواهد که قانون را رعایت کند. من نمی‌گویم تو بیا طرف من، ولی پای حق بایست.

به گزارش سینماپرس، محمود سالاری معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفت‌وگو با روزنامه فرهیختگان به تشریح فعالیت‌ها، اقدامات و سیاست‌های کلی معاونت هنری در دولت سیزدهم پرداخته است. همچنین در این گفت‌وگو وی رویکرد خود را در مواجهه با چالش‌ها تبیین کرد.

در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید:

برخلاف تصور عامه، اساتید هنر در کنار ما هستند

در روزگار سخت کرونا به معاونت هنری وزارت ارشاد آمدید و در این دوسال چالش‌های بسیاری پیش‌روی شما و هنرمندان بود. مهم‌ترین چالشی که با آن مواجه بودید چه بود و چه اقداماتی برای رفع آن انجام دادید؟

وقتی دولت سیزدهم روی کار آمد، رکودی در کارهای هنری بود و اجراهای صحنه‌ای موسیقی و تئاتر تعطیل یا بی‌رمق بودند. معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد که چهار اداره کل شامل هنرهای نمایشی، موسیقی، آموزش و هنرهای تجسمی را تمشیت می‌کند، تقریبا به لحاظ اقتصادی در مضیقه فراوانی بعد از دو سال کرونا به سر می‌برد. مستحضرید که حوزه هنر مثل حوزه موادغذایی نیست که وقتی همه‌چیز گران شد هم بالاخره مجبورند آن را بخرند، هنر و فرهنگ، در شرایط سخت اقتصادی سریع از سبد فرهنگی و اقتصاد معیشت مردم حذف می‌شود. لذا وقتی ما آمدیم وضعیت این‌چنین بود و تلاش زیادی صورت گرفت تا رونق و امید به حوزه‌هایی که عرض کردم برگردد و احساس رخوت از اهالی هنر دور شود. شعار محوری دولت، عدالت اجتماعی و عدالت‌محوری بود و ما باید برای این بخش هم تدبیر می‌کردیم. به این منظور طرح آموزش هنر در مناطق محروم به‌صورت رایگان کلید خورد و ما ابتدا با احتیاط ورود کردیم و بعد که دیدیم از طرح استقبال شد، سامانه‌ای تشکیل دادیم و هنرمندان زیادی به این سامانه ورود کردند و آموزش‌ها شروع شد. برخی از هنرآموزان ما اساتیدی بودند که در شهرستان‌ها و استان‌ها حضور داشتند و امکان برگزاری کلاس نداشتند و این امکان برایشان فراهم شد. این اتفاق مهمی بود. در کنار اینها تمرکززدایی شد و جشنواره مناطق که هفت، هشت سال بود تعطیل شده بود، دوباره احیا شد و هنرمندان استانی مشغول شدند. دستاورد این جشنواره‌ها تزریق امید در بین بچه‌های شهرستانی و گروه‌های استانی بود که در یک رقابت سالم شرکت کردند و دیده شدند. در حوزه موسیقی، فقط به بخش پاپ توجه می‌شد اما ما به بخش‌های نامرئی آن مانند موسیقی نواحی و ردیف دستگاهی توجه کردیم که آموزش‌ها رواج فراوانی دارند و آموزشگاه‌های موسیقی در این حوزه در استان‌ها فعالیت می‌کنند و همچنان مجوز برای اینها صادر می‌شود. جشنواره ملی موسیقی جوان ما یکی از پررونق‌ترین جشنواره‌هاست که رسانه‌ها کمتر به آن می‌پردازند. برجسته‌ترین اساتید موسیقی کشور در جشنواره جوان داوری می‌کنند. تصور عامه این است که اساتید کنار کشیده‌اند و خلوت‌گزین‌ شده‌اند و همکاری ندارند، ولی این‌طور نیست و حضور دارند. در جشنواره موسیقی نواحی هم حضور اینها پررنگ است و ما آن را به‌خوبی پشت سر گذاشتیم. اینها کارهایی بود که باید آرام‌آرام در دو سال گذشته انجام می‌شد و به رونق و بالندگی می‌رسید اما ناگهان اغتشاشاتی در کشور رخ داد که انرژی زیادی از کشور گرفت. جریانی می‌خواست تمام فعالیت‌های هنری را منجمد و صفر کند و جوری شرایط را جلوه دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند در کشور فعالیت فرهنگی و هنری داشته باشد. سالن‌ها، کنسرت‌ها، گالری‌ها و هر جایی که می‌خواست فعالیت‌ کند مورد هجمه حیثیتی یا فیزیکی قرار می‌گرفت. در این فضا همه به میدان آمدند و مدد کردند تا توانستیم جشنواره فجر را برگزار کنیم. ابتدا جشنواره تئاتر فجر بود و چون زنده بود، این امکان وجود داشت که هر اتفاقی در سالن‌ها بیفتد اما یک‌سری از هنرمندان پذیرفتند که به آنها توهین شود و از سوی جریانی که ادعای آزادی دارد، تحقیر شوند با این حال آمدند و کار کردند. جشنواره تئاتر فجر به‌خوبی برگزار و برای بقیه جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی خط‌شکن شد. اگر این زمین می‌خورد بقیه هم دومینووار تحت‌الشعاع قرار می‌گرفتند. ما از مرحله انجماد در حوزه فرهنگ و هنر عبور کردیم و بعد از جشنواره‌ها، سالن‌ها باز شدند و اجرای صحنه‌ای شروع شد و تماشاگران آرام‌آرام دوباره به سالن‌ها برگشتند و امروز اقبال خیلی خوب است.

اینها مهم‌ترین اتفاقاتی بودند که در حوزه مرئی فرهنگ‌وهنر ایجاد شدند. در حوزه نامرئی هم ما به سند راهبردی هنر توجه کردیم و توانستیم با نشست‌هایی آن را آماده کنیم. برای سند موسیقی تلاش‌های فراوانی شده بود و باز ادامه پیدا کرد. سند هنرهای تجسمی نیز آماده شد. از آن طرف زیرساخت‌ها و سخت‌افزارهای موردنیاز استان‌ها مانند پلاتوها، سالن‌های تئاتر و کنسرت و پروژه‌های نیمه‌کاره با همت خود آقای وزیر تکمیل شدند و به مدار اجرا آمدند و در دسترس هنرمندان قرار گرفتند.

هنرمندان را جناح‌بندی نکردیم

شما در بین صحبت‌هایتان به حضور اساتید معتبر موسیقی در جریان داوری جشنواره موسیقی جوان اشاره‌ای کردید و تاکید به جایی داشتید که این تفکر وجود دارد که اساتید کنج عزلت نشسته‌اند و فعالیتی ندارند. به نظر می‌رسد که این تصور عامه در تمام بخش‌های حوزه هنر و فرهنگی وجود دارد که دستگاه‌ فرهنگی در تعامل با اهالی هنر نگاه محدودی دارد. ظاهرا بین فعالیت‌های شما و تصور عامه فاصله معناداری وجود دارد. اینکه شما در عرصه‌های مختلف هنری فعالیت می‌کنید اما اینها در فضای رسانه دیده نمی‌شود؟ فارغ از اینکه رسانه‌ها، ‌جریان‌ها و سیاست‌های خاص خودشان را دارند شما چگونه می‌توانید اتمسفر رسانه‌ای را به نفع فعالیت‌های خود ترغیب کنید.

به‌هرحال رسانه‌ها هر کدام برای خودشان سیاست‌هایی دارند و از طرفی هنرمندان هم معذوریت‌هایی برای رسانه‌ای کردن خودشان دارند. جشنواره موسیقی جوان را دولت برگزار می‌کند. دولت‌ها هم رویکردهای مختلفی در طول این سال‌ها داشته‌اند. دولت اصلاح‌طلب یا اصولگرا داشتیم و این هنرمندان دل‌شان نمی‌خواهد با رسانه‌ای‌شدن این بحث‌ها به یک جناح خاص منسوب شوند یا جناح خاصی از آنها بهره‌برداری تبلیغاتی کند. ما هم به این خواسته هنرمندان احترام می‌گذاریم، بنابراین معمولا هنرمندان بزرگ ما ترجیح می‌دهند رسانه‌ای نشوند یا اگر قرار است اطلاع‌رسانی شود اصحاب هنر این کار را انجام دهند؛ ‌ مثلا جوانی که دارد شرکت می‌کند بداند چه کسی او را داوری می‌کند. همین.

اما جنس حمایت‌های معاونت هنری و وزارت ارشاد که قرار نیست معطوف به کارهای سیاسی و جناحی باشد، پس چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟

ما خطوط سیاسی را خیلی در فعالیت‌هایمان در عرصه هنر وارد نکردیم اما خود هنرمندان ملاحظاتی دارند. پارسال در جشنواره فجر ما داورانی حضور داشتند که محترم بودند ولی بعضی که شناخته‌شده هستند در فضای مجازی مورد هجمه و بی‌احترامی قرار گرفتند. طبیعتا هنرمند در این فضا دست به عصا می‌شود و در لاک خود فرو می‌رود و ترجیح می‌دهد رسانه را کنار خود نیاورد. در حوزه موسیقی ما برای داوران این حوزه خط‌کشی نمی‌کنیم و برای ما اصالت هنری یک داور مهم است.

برخی از منتقدین بدون اطلاع از کارکردهای ما حرف می‌زنند

حرف من این است که تعداد مجوزها و همراهی‌هایی که معاونت هنری برای مثلا اجراهای کنسرت داشته، عدد قابل‌توجهی است اما کافی است جلوی یک کنسرت گرفته ‌شود این تلقی شکل می‌گیرد که معاونت هنری وزارت به‌عنوان بخشی از حاکمیت، مخالف شادی و تفریح مردم است.

کاملا درست است. متاسفانه ناجوانمردی و بی‌انصافی در فضای مجازی وجود دارد و این نکته که به‌درستی فرمودید را وارونه جلوه می‌دهند. اخیرا در نشستی که در خانه تئاتر بودم یکی از اساتید دانشگاه درباره تعطیلی آثار نمایشی گفت. من به ایشان گفتم شما می‌دانید چند تئاتر در کشور اجرا می‌شود یا چه تعداد از آنها تعطیل شده‌اند، گفت نه. سوالات دیگری پرسیدم که جواب ایشان باز منفی بود و نمی‌دانست، به ایشان گفتم پس شما چطور وقتی عدد و رقم نمی‌دانید و اطلاعات اولیه را ندارید تحلیل می‌کنید!؟ اینها کم‌لطفی و بی‌انصافی است. جلوی اینها را جز اخلاق نمی‌تواند بگیرد. پیامبر در گفت‌وگویی با امیرالمومنین به ایشان گفتند مهم‌ترین خصلت انصاف است. در فضای مجازی متاسفانه ما با بی‌انصافی یک جریان مواجه هستیم وگرنه خودشان هم می‌دانند که سالن‌های تئاتر ما دو یا سه سانس اجرا دارند. این به دلیل تعدد آثار درحال اجراست. اگر تئاتر مرده باشد که این‌طور نیست. برخی رسانه‌ها منصف هستند و بدون جانبداری عیب می‌ و هنر آن را هم بگویند.

به رخ کشیدن تئاتر و کنسرت لاکچری اخلاقی نیست

فارغ از بی‌انصافی‌ها و غرض‌ورزی‌هایی که وجود دارد، به‌نظر می‌رسد مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد در اطلاع‌رسانی‌ها ملاحظه آن بخشی از جامعه ایمانی را می‌کند که تمایل چندانی به اجرای کنسرت موسیقی در کشور ندارند و به همین دلیل است که حجم حمایت‌های وزارت ارشاد در حوزه موسیقی اعلام رسانه‌ای نمی‌شود. آیا این گزاره درستی است؟

من شخصا این ملاحظه را تابه‌حال نداشته‌ام، ولی ملاحظه دیگری در پس ذهنم دارم. در جامعه‌ای که مشکلات معیشتی و انقباضات اقتصادی وجود دارد، وقتی شما می‌گویید قشری هستند که می‌توانند ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان پول بلیت کنسرت بدهند، ممکن است واکنش‌هایی ایجاد شود. طبیعتا شما ترجیح می‌دهید تا جایی که می‌شود روی این اتفاق زیاد مانور ندهید. این ملاحظه شخصی من است و سیاست وزارتخانه نیست. شخص خود من دوست ندارم چیزهایی را به رخ بکشم، چون این کار با توجه به شرایط اجتماعی‌مان شاید اخلاقی و قشنگ نباشد.

کنسرت‌های سنتی بسیار بیشتر از تصور عمومی است

به‌صورت شفاف آماری از حجم کنسرت‌های یک‌سال اخیر دارید؟ گفتید همه فکر می‌کنند کنسرت‌هایی که اجرا شدند عموما پاپ هستند، می‌توانید به‌صورت دقیق بگویید که به تفکیک چه تعداد اجرای موسیقی پاپ، موسیقی سنتی و نواحی بوده‌اند؟

بله، تعداد کنسرت‌های پاپ و اجراهای صحنه‌ای نواحی، ایرانی و کلاسیک روی سامانه هستند. سال گذشته سه‌هزار و ۹۱۳ کنسرت داشتیم. اینها کنسرت‌های بالای هزار و ۲۰۰ نفر هستند. تعداد کنسرت‌ها یا اجراهای صحنه‌ای نواحی یا سنتی ما واقعا چندین برابر پاپ است، منتها آنها رسانه ندارند و اجراها محدود و منطقه‌ای هستند و به همین دلیل دیده نمی‌شوند.

ادارات ارشاد استان‌ها باید پای مجوزهای خود بایستند

یکی از مسائل مهمی که در یکی، دوسال اخیر داشتید و فقط برخی از آنها رسانه‌ای‌ شدند، درباره حواشی کنسرت‌ها بودند. در برخی استان‌ها می‌دیدیم که در اجرای کنسرت‌ها اختلال ایجاد می‌کردند و حتی کنسرت‌ها لغو می‌شدند. شما چه اقداماتی درخصوص این رفتارها داشتید که خارج از محدوده قانون بود و اصولا چه می‌شود کرد که این رویه ادامه پیدا نکند؟

در استان‌ها مجوز اجرای صحنه‌ای موسیقی برعهده استان است، یعنی اداره کل استان، شورای فرهنگی و عمومی و شورای تامین استان باید تصمیم بگیرند که یک کنسرت در آنجا برگزار بشود یا نشود. دلیلش هم این است که تعداد نفرات سالن‌های آنها کم است. ما در مرکز موسیقی مجوز سالن‌های بالای هزار و ۲۰۰ نفر را صادر می‌کنیم. زیر این تعداد را در خود استان درباره‌اش تصمیم می‌گیرد. شورای تامین استان شرایط سیاسی- امنیتی شهر را بهتر می‌داند. بالاخره آنجا می‌دانند که الان مسابقه مهم فوتبال درحال انجام است و نیروهای امنیتی و انتظامی درگیر آن هستند و همزمان ممکن است نتوانند امنیت آن سالن کنسرت را برقرار کنند. اینها شرایط و اقتضائات استانی است که دست خودشان است، بنابراین من نوعی یا هر کسی که جای من باشد هم نمی‌توانیم دخالت کند. یک زمان استاندار می‌گوید من الان شرایط برگزاری کنسرت در استانم را ندارم، خب ندارند. اما اگر مجوزی داده شد، باید پای آن بایستند. چالش اینجاست. به این ترتیب هنرمند هزینه تبلیغات نمی‌کند و بلیت نمی‌فروشد، مثلا در استان یزد وقتی اجرای صحنه‌ای موسیقی سنتی در شهر اردکان لغو شد، من به معاون سیاسی- امنیتی استان زنگ زدم و با ایشان صحبت کردم. ایشان اقتضائات استان را گفت، من هم توجیهاتم را عرض کردم. ایشان بزرگوارانه پذیرفت و به آن گروه اجرا دادند و آنها اجرا کردند. متاسفانه در برخی استان‌ها ما نگاه‌های خاص یا انقباضاتی را داریم و در برخی استان‌ها هم نداریم. همه سالن‌ها در اختیار ارشاد نیست. در همین تهران سالن‌هایی داریم که یکی دست وزارت کشور است، یکی دست برج میلاد است، یکی دست موسسه نمایشگاه‌های بین‌المللی است، یکی هم هتل است و کاملا خصوصی. ممکن است یک کنسرت‌گذاری با صاحب سالن سر اجاره یا هر چیز دیگری اختلاف پیدا کند. آن اختلاف مربوط به ارشاد نیست. رسالت ما این است که در این اختلافات کنار هنرمند باشیم و او را حفظ کنیم. هم من و هم مدیران کل تلاش کرده‌ایم این رسالت فراموش نشود. اگر موردهایی پیش‌ آمده استثنا بوده‌اند. هنرمند برجسته‌ای در اصفهان مشکل اجرا پیدا کرد، طبیعتا من زنگ زدم با مدیرکل آنجا صحبت کردم که این هنرمند باید اجرا کند. دلیل ما هم این است که اعتقاد داریم رسالت‌مان مراقبت از هنرمندان و حال آنهاست. هنرمند نباید به‌خاطر یک‌سری اتفاقات خارج از اختیار خودش آسیب ببیند. برای انجام این رسالت من تمام توانم را گذاشته‌ام. اگر در جایی اتفاقی افتاده یا از زیر نگاه من دررفته یا برای حل آن زورم نرسیده است.

باید شأن معنوی و زیارتی مشهد رعایت شود

چرا در شهر مشهد کنسرت اجرا نمی‌شود؟

این را در جمع هنرمندان هم گفته‌ام. آیا تابه‌حال کسی در واتیکان کنسرت داده؟ در اروپا هم هست. هیچ ممنوعیتی هم وجود ندارد. هر کسی می‌خواهد به میلان، رم یا شهرهای دیگر می‌رود و کنسرت برگزار می‌کند. درواقع استدلالی وجود دارد. مشهد استثنای کشور ماست، ضمن اینکه در سال گذشته در همانجا هم موسیقی مناطق و به‌خصوص موسیقی جنوب خراسانی چندین برنامه اجرا کرده‌اند. درحال‌حاضر فقط موسیقی پاپ در خود شهر مشهد اجرا نمی‌شود، نه در طرقبه، شاندیز، سبزوار و این‌جور جاها. این مساله در استان خراسان نیست. شهر مشهد نباید از زیارتی ‌بودن دور شود و نباید به این معنا توریستی بشود. ما تلاش کردیم که شأن معنوی شهر مشهد و زائران حرم آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) حفظ شود.

مگر می‌شود اجرای موسیقی‌ای باشد که مجوزش را جمهوری اسلامی صادر کند و شأن معنوی یک شهر زیر سوال برود؟

بله می‌شود. به‌هرحال کنسرت حواشی دارد. منظورم عمدتا کنسرت پاپ است. به‌هرحال کنسرت‌ها یک‌سری مسائل در اطراف خود دارند که شئونات زیارتی و حال معنوی مشهد را- که لازمه و ضرورت حضور زائر در آنجاست- تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، حتی خود هنرمندان هم این را پس ذهن‌شان دارند که کنسرت‌شان را جای دیگری به‌جز مشهد و حداقل دو کیلومتر آن ‌طرف‌تر برگزار کنند. این الان پذیرفته ‌شده است. در اروپا هم که ممکن است مثل من و شما به دین نگاه نکنند، این پذیرفته ‌شده است که یانی می‌تواند در آکروپلیس برنامه موسیقی اجرا کند اما در واتیکان نمی‌تواند. این ملاحظات اجتماعی و اعتقادی و مبنایی را آنجا هم می‌بینید.

پس با این استدلال به کسی که مانع اجرای کنسرت در شهر اردکان یزد می‌شود باید حق داد، چون او هم می‌گوید اینجا دارالمومنین است و نباید فضای معنوی شهر از بین برود؟

خیر، اتفاقا با این استدلال نباید به او حق داد. گفتند آنجا دارالمومنین است. من گفتم نه، مشهد و قم استثنای ما هستند، چون حرم اهل‌بیت(ع) اینجا هستند. اینکه یک جریان در خوزستان بیاید بگوید در اینجا خون شهدا ریخته شده، بنابراین نباید کنسرت برگزار شود، پذیرفته‌شده نیست. ما هر آنچه داریم از شهداست، ولی این استدلال‌ها برای ما در عدم‌ برگزاری کنسرت‌ها پذیرفتنی نیست. نشاط جامعه و حال مردم برای ما مهم است.

متأسفانه گیشه به جای اندیشه در تئاتر اولویت پیدا کرده است

به نشست خانه تئاتر اشاره کردید. یکی از حرف‌های اصلی شما درباره هنر نمایشی این بود که چون در حوزه ادبیات نمایشی تولیدات ارزنده‌ای ندارند، به حاشیه‌های همچون مساله سانسور پناه می‌برند. این اشکال در تولیدات فاخر ادبیات نمایشی را از کجا می‌دانید؟

در یک دوره بعد از مشروطه جریان هنر نمایشی تا جایی که می‌شد خودش را به مسائل اجتماعی نزدیک کرد و ادبیات نمایشی به حوزه‌های اجتماعی و سیاسی ورود کرد. بعد از انقلاب نویسندگانی مثل غلامحسین ساعدی، مرحوم اکبر رادی، استاد بهرام بیضایی و… کارهایی می‌نوشتند که مبنای قوی ادبیات نمایشی داشت. درام قوی و کاراکترها و شخصیت‌پردازی درست داشت، درعین‌حال لایه‌های مفهومی و معنایی هم داشت. با آمدن جریانات رسانه‌ای بعدی و گسترش رادیو و تلویزیون و اینترنت، هرچه جلو آمدیم، از عمق انسان نه به معنی عمق بچه‌های تئاتر، بلکه از عمق اندیشه انسان کاسته شد، چون با سرعت ‌گرفتن اجتماع و عملیات زندگی، حوصله از مردم گرفته شد. زمانی شما صبر می‌کردید دو هفته‌نامه شما به دست مخاطب‌تان برسد و دو هفته هم طول می‌کشید تا جواب شما بیاید. اینترنت اولش دایل‌آپ بود. شما چند دقیقه می‌نشستید تا وصل شود و شما خوشحال می‌شدید. الان دو دقیقه اینترنت وصل نشود، کلافه می‌شویم. سرعت بالا رفته و این نسلی که آمده حوصله ایستادن، گوش‌کردن، خواندن و عمق‌بخشی ندارد. این نسل دست‌به‌قلم شده اما طبیعتا آثار عمیقی فرهیختگان در حوزه ادبیات نمایشی آنچنانی که در دوره‌های قبل داشتیم نمی‌بینیم. این فقط مخصوص ایران نیست. الان دیگر تنسی ویلیامز و آرتور میلر در ادبیات نمایشی جهان هم نداریم. همه‌جا به این آفت دچار شده است.

در چنین شرایطی مطلقا هیچ حکومتی مقصر نیست. حکومت فقط باید بستر فراهم کند تا اتفاقات بزرگ رقم بخورند. حکومت‌ها ناگزیرند که از اصولی مراقبت کنند. شما ترجمه کتاب «سینمای امنیت ملی» را که می‌خوانید می‌فهمید چگونه در آمریکا این مراقبت‌ها اعمال می‌شوند. دوستان ما در نشست عنوان آن را سانسور گذاشتند اما واقعیت این است که همه‌جای دنیا مراقبت انجام می‌شود. از آن طرف شکل اقتصاد و امر معیشت تغییر کرده و گیشه مهم شده است. گیشه همیشه مهم بوده اما همیشه اولویت اول بچه‌های تئاتر اندیشه بوده‌ نه گیشه، ولی در این دوره عده‌ای و نه همه تئاتری‌ها، از گیشه تئاتر بیشتر بهره‌مندند تا از اندیشه تئاتر. این آفتی است که در اجراها دیده می‌شود. وقتی اثری روی صحنه است و یک چهره محبوب سینما یا تلویزیون در آن کار هست و شما می‌بینید این چهره حتی بیان ندارد و صدایش روی صحنه تئاتر به ردیف دوم هم نمی‌رسد، معلوم است که این فرد برای فروش و به خاطر گیشه آورده شده است. درحالی که اولین ویژگی بازیگر تئاتر، رسایی بیان اوست. در این شرایط مراقبت از اندیشه خیلی کار سختی می‌شود. در آن نشست من تاکید کردم که اگر ما جلوی اندیشه را می‌گیریم، حتما کار خطایی می‌کنیم اما اگر جلوی مسائلی گرفته می‌شود که اسمش تئاتر نیست و حاشیه و توجه بیشتر به گیشه است، باید دوستان ما در اداره کل هنرهای نمایشی را بابت این موضوع تحسین هم کرد. ما باید از تئاتر مراقبت کنیم. تئاتر ژانگولر، شعبده‌بازی و کنسرت نمایش نیست. تئاتر یک چهارچوبی دارد که باید حفظ شود.

ای کاش مدیران وقت اهمیت کار بنیاد هنرهای نمایشی را می‌دانستند

شما در دوره‌ای مدیر بنیاد هنرهای نمایشی بودید. چه اقداماتی انجام دادید که وضعیت ادبیات نمایشی بهتر شود؟

کاش کسانی که آن موقع در وزارت ارشاد و معاونت هنری مسئولیت داشتند، ملتفت آن کار می‌شدند. متاسفانه کار عقیم ماند. ما شروع به تولید متن و برگزاری دوره‌های نمایشنامه‌نویسی برای بچه‌های بااستعداد در کل کشور کردیم، یعنی جشنواره تئاتر منطقه‌ای برگزار می‌شد. کار ضعیف بود اما نویسنده کار خودش را کرده بود، یعنی اجرا ضعیف بود. به بعضی از بزرگان ادبیات نمایشی سفارش دادیم و برگزاری دوره‌ها شروع شد. قرار شد تعداد زیادی نمایشنامه تولید شود، چون ما اگر تئاترمان گسترده شود اما تولید اثر به معنای نمایشنامه نداشته باشیم، طبیعتا باید سر این سفره غذای غربی بگذاریم و به سمت ترجمه برویم. درواقع به این صورت بستری آماده می‌شود که اندیشه ناصواب در این سفره سرو شود. ما ابتدا باید متن تولید کنیم وگرنه به بیراهه می‌رویم. هر گروهی ۲۰ تا ۳۰ متن خوب باید داشته باشد. بعد می‌توان گروه‌ها را گسترش داد وگرنه به دام ترجمه می‌افتیم، آن هم ترجمه ناشایستی که قرار است آداپته شود و به خورد فرهنگ ما برود. یک شترگاوپلنگی می‌شود که نه اصل اثر و اروپایی است و نه به درد فرهنگ ما می‌خورد و بعد به کار کسی هم نمی‌آید. من هنوز هم اهتمام دارم و با برخی دوستان صحبت کردم که این کار را راه بیندازیم اما هنوز نشده است.

آن زمان وزارت ارشاد همراهی نکرد، چرا الان این اتفاق نمی‌افتد؟

به دلیل نبود اعتبار و زیرساختی که مدنظر ماست. البته من هنوز پیگیرم. هزینه‌های الان با آن موقع خیلی متفاوت شده است. من آن زمان با پنج میلیون دوره نمایشنامه‌نویسی را با دعوت از ۷۰ نویسنده یا بچه‌های بااستعداد برگزار کردم و اساتید خوبی هم آمدند اما الان با چه عددی می‌توان این کار را کرد، نمی‌دانم. الان بودجه تئاتر فقط کفاف روزمرگی آن را می‌دهد. امیدوارم مجلس و سازمان برنامه واقعا همکاری کنند، چون بودجه تئاتر واقعا ضعیف است.

بودجه معاونت هنری شبیه شوخی است

کل بودجه معاونت هنری چقدر است؟

پارسال صد میلیارد تومان که بیشتر شبیه شوخی است.

به نظر می‌رسد هنوز بخش‌هایی مثل موسیقی و تئاتر و هنرهای تجسمی برای مدیران کشور جدی نیست؟

هر سال ۲۰ درصد اضافه می‌شود. امسال با صحبت‌هایی که با دکتر اسماعیلی کردیم، انصافا ایشان با ما همراهی کردند و حتی امسال ایشان در رابطه با بودجه تاکید کرد که من می‌خواهم در جلسه بودجه معاونت هنری باشم، چون عملیاتی که در معاونت هنری انجام می‌شود، خیلی گسترده است.

اما فقط بودجه دو، سه نمایشی که نهادهایی همچون حوزه هنری و سازمان اوج اجرا کردند به اندازه کل این بودجه معاونت هنری است.

بگذریم.

ببینید گردش مالی تئاتر وابسته به آثاری شده که سیاستگذاری و هدایتش از داخل مجموعه معاونت هنری وزارت ارشاد نیست. چرا شما وارد عرصه تولید نمی‌شوید؟

به دلیل مشکل اقتصادی که بودجه ما دارد، نمی‌توانیم وارد چرخه تولید شویم.

بودجه شما در بخشی هنرهای نمایشی چقدر است؟

سال گذشته اعتبار ما برای حمایت و تولید در عرصه تئاتر، ۴۰ میلیاردتومان بوده است، یعنی به اندازه یک فیلم سینمایی.

واقعا این رقم شوخی است.

بله، نکته من هم همین است. این را با اجراهایی مقایسه کنید که به اسم اجرای فاخر روی صحنه می‌روند و از یک اجرای درست، کامل و قوام‌دار هم برخوردار نیست. زرق‌وبرق دارد، یعنی بازیگر و موسیقی فاخر دارد اما من ‌جرات نمی‌کنم بگویم که این کار اغواگری است. تماشاگر می‌رود آن بازیگر یا خواننده را ببیند و از موسیقی‌اش لذت ببرد و اندیشه‌ای پشت آن نمایش نیست. ما دوره دانشجویی، خودمان می‌رفتیم از درام نمایش لذت ببریم، برایمان مهم نبود بازیگر آن کیست یا چه کسی در آن می‌خواند، از اندیشه کار لذت می‌بردیم. بعضی از دوستان تئاتری حتما از این حرف‌های من گله‌مند می‌شوند و به من حمله خواهند کرد، چون می‌گویند کار من سالن را پر کرد اما به نظر من کار او سالن را پر نکرد، بلکه یک عده‌ آمدند فلان خانم بازیگر یا فلان آقای خواننده را ببینند. یک عده هم آمدند که پز بدهند ما رفتیم آن کار فاخر را ببینیم. این‌جور تحلیل‌کردن خودفریبی است.

عارضه‌های این اتفاق برای مجموعه تئاتر چیست؟

اندیشه به حاشیه می‌رود.

تئاترهای لاکچری تعبیری بود که برای برخی اجراها در سال‌های پیشین مطرح می‌شد. در دوره شما توقع این بود که این اتفاق نیفتد.

ما تا جایی که توانستیم با این جریان همراهی نکردیم و به صاحبان اجرای این تئاترها هم گفتم ما داریم چیزی را نماد می‌کنیم که حقیقت و اصالتی ندارد. ما باید از کاری حمایت کنیم که می‌دانیم کار خوبی است. من برخی از تئاترها را در تئاتر شهر، چهارسو و قشقایی می‌بینم. بعضی از بازیگران این کارها را هم اصلا نمی‌شناسم اما می‌بینم کارشان خیلی خوب است. اینها را مردم باید ببینند. من اگر کمکی هم باید بکنم، باید به اینها بکنم.

وظیفه ما مراقبت از تئاتر اصیلی است که طبقه متوسط بتواند آن را تماشا کند

یعنی برخی از نهادهای فرهنگی که اتفاقا داعیه تولید آثار ارزشمند هنری در عرصه تئاتر را دارند، پول‌ و سرمایه می‌آورند، بدون اینکه نسبت به حوزه تئاتر از شمای معاونت هنری مشاوره‌ای بگیرند و نهایتا کاری می‌سازند که فقط پول را از بین برده است.

ما که اهل مشورت در بعضی کارها نیستیم. نهادهایی هستند که پول و امکانات دارند و بنابراین مشورتی نمی‌گیرند. من نمی‌توانم به زور به یک مجموعه بگویم بیا با ما مشورت کن و قانونا هم نمی‌توانم جلوی کارش را بگیرم، چون از مسیر قانونی مجوز می‌گیرند. واقع مساله این است که ما باید از تئاتر اصیل و اندیشمند و تئاتری که طبقه متوسط بتواند آن را ببیند، مراقبت کنیم. اغواگری در ذات تئاتر جایی ندارد. در همه جای دنیا تئاتر مربوط به طبقه متوسط متفکر و اندیشمند است. الان حوزه تعزیه زنده و پویاست. از استان‌ها درخواست داریم که ما را مرکز تعزیه کنید یا مرکز تعزیه برایمان بسازید. این اتفاق مهمی است. فکر می‌کنم تئاترهای آیینی و سنتی ما هم باید به سمت اندیشه، ایمان و امید سوق پیدا کنند. نباید به سمت این برویم که چه کسی بازیگر بهتری است یا خوشخوان‌تر است. اینها انحراف است.

سال گذشته کوروش زارعی دبیر جشنواره تئاترفجر گفته بود نمایش‌هایی که در جشنواره فجر روی صحنه بروند، در آینده در تئاتر شهر هم اجرا می‌شوند. آیا این تئاترها اجرا داشتند؟

برخی از اینها خودشان منصرف شدند و دلایلی هم داشتند. برخی هم در چهارسو یا قشقایی که سالن‌های کوچک هستند، اجرا کردند. پرکردن سالن‌های بزرگ کار هر گروهی نیست. گروه باید شناخته‌شده باشد که سالن برای ۲۰ تا ۳۰ شب پر شود. بعضی از گروه‌ها خودشان هم می‌دانند این توان را ندارند، بنابراین یا منصرف شدند یا مثلا در سالن چهارسو اجرا کردند. اصلا به نظر من، تئاتر در سالن چهارسو معنی می‌دهد. فاصله بین تماشاگر و صحنه شاید حس را کمتر منتقل کند.

شرایط جشنواره تئاترفجر پارسال با دوره قبلی خیلی فرق می‌کرد. امسال برنامه‌ای دارید که آثاری اجرا شوند که بعدها در تئاتر شهر هم بتوانند اجرا کنند؟

پارسال هم ما به گروهی سفارش کار ندادیم. اینها در شهرستان‌ها یا استان‌های خودشان پرفروش هستند. من در بوشهر ساعت ۱۰:۳۰ شب گفتم که می‌خواهم به تئاتر بروم. گفتند که اینجا این ساعت تماشاچی نمی‌آید. ما رفتیم و سالن پر بود. این گروه در استان خوب فروش می‌کند اما در تئاتر شهر طبیعتا مخاطب زیادی نخواهد داشت. دلایل متعددی هم دارد؛ از تفاوت فرهنگی تا شناخته‌شده‌نبودن اینها. ما واقعا به کسی سفارش ندادیم که برای ما کار به جشنواره بیاورد. امسال هم این کار را نمی‌کنیم. کار باید از دل هنرمند تولید شود و اگر دوست داشت به جشنواره بیاید. دبیر جشنواره و شورای سیاستگذاری هر دوره‌ای از جشنواره حتما برنامه‌هایی دارند که بتوانند کارها را رونق دهند و به لحاظ تکنیکی به آنها غنا ببخشند. آقای سقاییان امسال زحمت جشنواره را می‌کشند و حتما برنامه‌هایشان را اعلام خواهند کرد. من هنوز در این زمینه‌ها با ایشان گفت‌وگویی نکردم.

هیچ سندی دال بر پولشویی در حراج تهران نیست

در حوزه هنرهای تجسمی یک ایرادی درباره حراج تهران گرفته شد. گفته می‌شد فاصله‌ بین واقعیت هنرهای تجسمی و حراج تهران زیاد بود، یعنی قیمت‌گذاری‌ها در حراج تهران کاملا متفاوت با قیمت‌گذاری‌ها در گالری‌هاست. آیا این نقد را قبول دارید؟

مستحضرید که حراج تهران را بخشی خصوصی برگزار می‌کند و ما فقط بر اصالت آثار و درستی شیوه قیمت‌گذاری و نه عدد آن، نظارت داریم. در این شیوه ممکن است اثری ۵۰ میلیارد قیمت گذاشته شود. ما به این مساله ورود نمی‌کنیم. نکته دیگر حساب‌هایی هستند که پول این آثار فروخته‌شده وارد آن می‌شوند. این حساب‌ها باید روشن و واضح باشند که شائبه پولشویی ایجاد نشود، بنابراین ما حکم فدراسیون یا داوری را داریم که از درست اجراشدن قوانین مراقبت می‌کنیم. اینکه کدام تیم می‌برد یا می‌بازد، به ما ارتباط پیدا نمی‌کند. دوستان زیادی درباره تخلفات این حراجی نوشته‌اند که من تقریبا با تمام کسانی که در این زمینه یا قلم زدند یا در رسانه‌ها شبهه ایجاد کردند، شخصا گفت‌وگو کرده‌ام، یعنی به آنها زنگ زده‌ام و از آنها جویای سند شدم که به من برسانند. تا این لحظه مطلقا از هیچ نهاد نظارتی یا رسانه‌ای یا نویسنده‌ای، سند یا مدرکی دال بر تخلف یا پولشویی یا کلاه‌برداری یا اینکه اثر دروغینی به‌عنوان اثر اصیل فروخته شده، دریافت نکرده‌ام، بنابراین نمی‌توانم جلوی فعالیت آنها را بگیرم. ممکن است شما بگویید در آنجا عددسازی شده، خب به نظر من می‌توانند آن عدد را نخرند. مثالی بزنم. وزن یک انگشتر یک‌مقدار به‌خاطر نگینش و یک‌مقدار هم به‌خاطر خود انگشتر است. قیمت یک انگشتر گاهی براساس وزن آن است، گاهی فروشنده هر قدر که بخرند آن را می‌فروشد. قیمت‌گذاری اثر هنری به متریال و مقدار رنگی که استفاده شده یا زمانی که هنرمند برای آن صرف کرده، ارتباطی ندارد. دقت کنید که اطراف کشور ما آثار هنری با قیمت‌های بالا فروش می‌روند و قیمت‌های ما هنوز پایین هستند. اگر ما بخواهیم عزت هنرمندمان را حفظ کنیم، باید طوری رفتار کنیم که این هنرمند اثرش آن طرف آب به ثمن بخس فروش نرود. یکی از راه‌های حفظ کرامت هنرمند همین است. این دفاع من از هیچ حراجی نیست. اشتباه نشود. این سیاست ما در حوزه هنر برای عزتمنددیدن هنرمندمان در دنیاست.

شما از قیمت‌گذاری حراج تهران دفاع می‌کنید؟ چون می‌گویند کارشناسان مجهول‌الهویه هستند.

آنجا شورایی دارد. در حراج مثلا یک بانک می‌خواهد خرید کند. بانک‌ها نسبت به پول حساسیت فراوان دارند. آنها که نمی‌آیند یک آدم بی‌سواد در حوزه نقاشی یا ناآگاه به قیمت‌گذاری را به حراج بفرستند که سرش کلاه رود. یک گالری‌دار هم همین‌طور. در تمام دنیا موزه‌ها هم از این حراج‌ها خرید می‌کنند. اگر موزه کسی را به حراجی می‌فرستد، حتما آدمی است که بلد کار است. این اتفاق امکان ندارد. این دفاع من از حراج تهران نیست. من دارم سازوکار کل حراج‌ها را عرض می‌کنم. اثری که صد میلیون است، در حراج هر قدر هم قیمت‌سازی کنند، نهایت صدوپنجاه تومان فروش می‌رود، چون آدم‌هایی که آنجا می‌روند، کارشان را بلد هستند، مگر اینکه یک نمایش ساختگی یا شو رخ دهد و این نمی‌تواند اتفاق بیفتد.

خب ما خریداران را هم نمی‌شناسیم.

اینکه خریداران شناخته‌شده نیستند به این دلیل است که در تمام دنیا فقط نهادهای نظارتی می‌توانند آنها را بشناسند، آن هم برای چک‌کردن حساب این افراد و فهمیدن مبدا و مقصد پول. ما سال گذشته به این دوستان اعلام کردیم که در کاتالوگی که می‌دهند، اسم و شماره کارت و شماره حساب را اعلام کنید که همه پول‌ها به آنجامی‌رود. وظیفه اینها این است که عکس کار را در کاتالوگ بگذارند و توضیحش را قرار دهند. درباره اصالت اثر هم بگویند که امضایش کجاست، شماره حساب بدهند و قیمت را هم اعلام کنند. اینجا یک‌سری آثار را حذف کردند که اینها نمی‌توانند فروش روند. یک‌سری آثار هم پیشنهاد شد. شکل کار درست بود. ما در منطقه‌ای هستیم که اگر این کار را هم نکنیم، دومی ندارد. من بارها به بچه‌های مذهبی گفتم که شما بیایید یک حراج درست کنید اما این کار را نمی‌کنند.

شما در بخشی از صحبت‌هایتان اشاره کردید که باید اقتصاد هنر بچرخد و کرامت هنرمندان حفظ نمی‌شود. اما انتقادی که هست اینکه تولیدکننده اثر یا هنرمند نفعی نمی‌برد، بلکه انباردارها نفع می‌برند و در این فرآیندی که شکل گرفته، ذی‌نفع هنرمند نیست.

شما این را هم در نظر بگیرید که من هنرمند، وقتی اثرم را تولید کردم، موقع فروش کسی نیست از من بخرد. زمانی من به خانه استاد خلیل‌فر رفتم و تابلوی معراج را از ایشان ۷۵ میلیون تومان خریدم. ایشان آن ‌زمان مریض بودند. این هنرمند به من گفت دغدغه من این روزها این تابلویم است که نمی‌دانم بعد از مرگم چه می‌شود! من هم آن را خریدم که خیالش راحت باشد. اگر من این تابلو را از هنرمند نخرم، چه کسی می‌خرد. اصلا چند نفر از هنرمندان ما هستند که توان فروش کارهایشان را داشته باشند؟ ما حراجی‌ها را موظف کردیم که شرایط عمومی حراج را بگویند. اینکه چه کسانی می‌توانند به این حراج بیایند و شماره حساب و شماره کارت واریز مبلغ آثار را اعلام کنند. وقتی اثر و قیمت آن مشخص است، شما در حراج می‌توانید آن را نخرید یا اگر خواستید می‌توانید بخرید. ۹۰ درصد هنرمندان ما کار بیزنس آثار هنری را بلد نیستند، یعنی اگر همین اتفاق هم نیفتد، هنرمند ما نمی‌تواند کارش را بفروشد. من یک اثر هنری را از هنرمندش ۳۰ میلیون خریدم، چون هنرمندش دو دست ندارد و آن را با پا کشیده است. ممکن است هزاران نفر از این بهتر هم بکشند اما این فرد دست ندارد و کسی هم از او کار نمی‌خرد. اگر کسی نباشد که از هنرمندان خرید کند، همین هم گیر هنرمندان نمی‌آید.

من این را از شما به‌عنوان کسی می‌پرسم که با برخی از معاونت‌ هنری‌های پیشین جنس‌تان متفاوت است. شما از دغدغه‌ شخصی خودتان گفتید؛ اینکه تعداد کنسرت‌ها را اعلام نمی‌کنید تا قشر ضعیف جامعه فاصله خود را از قشری که می‌توانند بلیت ۷۰۰ هزار تومانی بخرند، حس نکند. اینکه در رسانه‌ها اعلام می‌شود حراج تهران رکورد زد و تابلوها هم قیمت‌های گزافی را نشان می‌دهند، در پیشگاه مردمی که مثل کارشناسان متوجه این جنس قیمت‌گذاری نیستند چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

ببیند اول اینکه اگر من بخواهم اقتصاد هنر را راه بیندازم، طبیعتا باید قیمت یک اثر هنری را بالا بگذارم تا اثر بعدی خارج از حراج هم قیمتش بالا بیاید. نکته دوم اینکه ما باید متوجه باشیم که خریداران حراج تهران فقط شخص نیستند. اینها نوعا موزه‌دار یا بانک هستند و… الان بانک ملی یا پاسارگاد موزه‌های خیلی خوبی دارد. خریداران معمولا نهاد هستند و نه شخص.

آیا بانک‌ها و بنگاه‌های اقتصادی ما در زمینه هنری فعالیت پویا و مؤثر دارند؟

اما ‌انگیزه خریداران اینچنینی بیشتر تجاری است تا هنری؟

بله، تمام بانک‌های مهم دنیا یک گالری کنار بانک‌شان دارند، از منهتن تا…، چون برایشان شأن و شخصیت می‌آورد. وقتی شما اثری از رامبراند را روی دیوار اتاق من می‌بینید، برخوردتان با من متفاوت می‌شود. برای یک بانک ۳۰ میلیارد تومان رقم بالایی نیست. از آن طرف بانک‌ها در تمام دنیا کار مبادله انجام می‌دهند، مثلا بانک سوئیس یک اثری دارد و آن را با اثری دیگر مبادله می‌کند. ما داریم مدام از اقتصاد هنر حرف می‌زنیم. من از مهم‌ترین آدم‌های اقتصادی دولتی این مملکت مثلا رئیس بنیاد فلان یا رئیس مجموعه اقتصادی فلان که داشت درباره وضعیت هنر گله می‌کرد یک سوال پرسیدم. به او گفتم آیا شما تابه‌حال یک تابلو از یک نقاش متدین که شهید یا امام کشیده، پنج میلیون یا ۵۰۰ هزار تومان خرید داشته‌اید؟ گفت نه. گفتم پس چرا هنرمند باید کاری که تو می‌گویی بکشد؟ ما در حوزه اقتصاد، فرهنگ و هنر را هم مدیریت می‌کنیم. نقاشی که می‌داند اگر عکس شهید بکشد کسی از او نمی‌خرد، اما کاری دیگر بکند از او می‌خرند، در درازمدت به کدام سمت می‌رود؟ نهادهای پولی ما در این کشور یا بانک‌ها هستند یا بنیادهای تعاون یا موسسات اعتباری و بیمه‌ها. پول در اینجاهاست. اینها اگر در عرصه هنر وارد نشوند، چه کسی می‌آید؟ اگر اینها از هنر متعهد حمایت نکنند، چه کسی باید حمایت کند و چه باید کرد؟ اگر گله‌ای وجود دارد، باید اینها را تقویت کرد. اگر حراج‌هایی که در کشور هستند، بتوانند آثار را وارد یک چرخه اقتصادی کنند، آرام‌آرام جریانی اقتصادی راه می‌افتد اما اگر این اتفاق نیفتد، دلال‌ها وارد می‌شوند. باید این ایراد را رفع کنیم، نه اینکه کار را زمین بگذاریم. همسر امیر قطر در چند سال اخیر آثار خوبی را با قیمت‌های گزاف جمع کرده، چون آنجا یک موزه‌ هنرها به راه انداخته و یک شعبه لوور را گرفته و ما در چنین منطقه‌ای هستیم. برای هنرمندان باید شأن قائل شویم. اینکه قیمت را پایین بیاوریم درست است؟ به‌نظر شما آثار پیکاسو به آن قیمتی که فروخته می‌شوند، می‌ارزند؟ اگر آثار گران‌قیمت دنیا را مرور کنیم، می‌بینیم برای آنها قیمت‌سازی شده، نه اینکه واقعا آنقدر ارزش داشته باشند.

باز هم اینها پاسخ سوال من نیست که چگونه می‌شود نسبت این جنس حراجی‌ها را با واقعیت هنرمندان حوزه تجسمی حفظ کرد؟

دلیل اینکه قیمت‌ها به این صورت است به این خاطر است که تعداد حراج‌ها کم هستند. جنس آثاری که عرضه می‌شوند، لاکچری شده است. ما این اتفاق را باید تکثیر کنیم و از آن طرف گروه‌هایی را وارد این ماجرا کنیم که اینها این کار را به‌لحاظ فرهنگی تغذیه کنند.

پس قبول دارید تعداد محدودی از هنرمندان با آثار محدودی در این حراج شرکت می‌کنند و البته که مجموع خریداران هم محدود است.

کاملا، اما اینها دلیل بر پولشویی نیست. اینجا تک است و بی‌رقیب‌بودنش برای مجموعه اقتصاد هنر آورده‌ای می‌آورد، پس بودنش بهتر از نبودنش است. می‌توان حراج‌هایی را در کنار حراج تهران تعریف کرد و هنرمندان بیشتری را وارد کرد، به این شکل است که قیمت‌ها می‌شکنند. معنی اقتصاد همین است. آن‌وقت مردم می‌توانند آثار هنری را به‌عنوان کالای سرمایه‌ای بخرند. من دیروز با مسئولان گفت‌وگویی داشتم. به آنها گفتم بیمه‌ها را موظف کنید آثار هنری را به‌عنوان آثار قیمتی بپذیرند و آنها را بیمه کنند. بانک‌ها هم آثار هنری را به‌عنوان وثیقه قبول کنند. یک اثر هنری یک یا دو میلیارد قیمت دارد اما برای یک وام ۵۰ میلیونی آن را قبول نمی‌کنند. اینکه بهتر از چک است. چک معلوم نیست پاس شود یا نشود. اجمالا می‌خواهم بگویم من از این حراج خاص دفاع نمی‌کنم اما همه‌جای دنیا حراج برای اقتصاد دنیای فرهنگ مهم است. نکته من این است.

هنرمندان بسیاری در اغتشاشات سال قبل مصون ماندند

این روزها یک فضای رسانه‌ای حول و حوش مهدی یراحی شکل گرفته است. بیشتر چهره‌های مشهور در حوزه موسیقی هستند و در حوزه تئاتر یا هنرهای تجسمی شاید این جنس شهرت کمتر باشد. مدیریت چهره‌های مشهور هنری و سلبریتی‌ها نیاز به ظرافت‌ دارد. الان می‌بینیم که از خارج دستگاه‌های مدیریت فرهنگی در مواجهه با هنرمندان اقداماتی صورت می‌گیرد. به‌نظر شما معاونت هنری چه اقدامات پیشگیرانه‌ای می‌توانست انجام دهد که اتفاقات از چهارچوب هنر خارج نشود؟ وقتی اتفاقی درباره هنرمندی مانند مهدی یراحی می‌افتد، شما به‌عنوان مدیر یک دستگاه فرهنگی کجای این مساله قرار دارید؟

یک کارگروه روی این موضوعات تصمیم می‌گیرد اما ما و مدیران کل ما وقتی که احساس می‌کنیم دوستی دارد به‌سمتی می‌رود که ممکن است نهادهای قضایی یا امنیتی وارد شوند، با تلفن یا حضوری با آنها گفت‌وگو می‌کنیم. خودم به بعضی از آقایان در ماجرای اغتشاشات پارسال زنگ زدم که فلان پست اینستاگرامی را نگذار یا اینکه گفتیم حواستان باشد که اینها دارند برای شما پوست خربزه می‌گذارند، از خودت مراقبت کن. این کار را مدیران کل ما هم کردند. من باز یک نشستی داشتیم که دوستانی مطلع از نهادهای مختلف را دعوت کردیم و هنرمندان هم آمدند. در این جلسه توضیح داده شد که چه اتفاقی دارد می‌افتد. بخش زیادی از هنرمندان در این نشست‌ها مصون ماندند.

ببینید ما الان ۹۰ هزار عضو صندوق هنر داریم. پارسال در همین اغتشاشات مصون ماندند. از این تعداد ۹ هزار نفر یعنی ۱۰ درصد هم به میدان نیامدند. ممکن است چهره‌هایی آمدند که سروصدا داشت اما تعداد اینها به ۵۰۰ نفر نمی‌رسید. این طرف هم چهره‌های مشهور زیادی داشتیم که به میدان نیامدند و توهین شنیدند. می‌خواهم بگویم از طریق گفت‌وگو، ارتباط، پیغام‌دادن، برگزاری نشست کار انجام شد. در طبقه بالای تالار وحدت تعدادی از هنرمندان دعوت شدند و در نشستی برای آنها توضیح داده شد که چه اتفاقی دارد می‌افتد و از آنها خواستیم مراقبت کنند و جلو انداخته نشوند. درواقع آگاهی‌بخشی شد. خود من و مدیران کل با بعضی تلفنی و با بعضی حضوری در این مورد صحبت کردیم. همچنین دعوت‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها و نمایش فیلم توسط نهادهای امنیتی داشتیم و هنرمندان را توجیه کردیم. بعضی از دوستان هنرمند ما یا اصولا این حرف‌های ما را نمی‌پذیرفتند یا کار به سمتی می‌رفت که نهاد قضایی وارد می‌شد. در این حالت دوم قاضی کار خودش را می‌کند و دیگر به حرف من گوش نمی‌دهد. برای آقای یراحی نهاد قضایی حکم داده که دستگیر شود، ولی در طول این مدت ما با بسیاری از هنرمندان و به‌ویژه خواننده‌ها و تهیه‌کنندگان اینها در ارتباط بودیم. در همین ساختمان ما جلسه‌ای با تمام تهیه‌کنندگان موسیقی گذاشتیم و به آنها توضیح دادیم که از خوانده‌هایتان مراقبت کنید تا جوگیر نشوند و اتفاقی برایشان نیفتد. در آن جریان تعدادی هم گرفتار شدند. برای خیلی از آنها خود ما پادرمیانی کرده و خواهش کردیم. همین الان سجاد افشاریان در تئاتر شهر اجرا دارد. خیلی از خواننده‌هایی که می‌گفتند ما دیگر روی صحنه نمی‌آییم، بعد از عید دیدیم که آمدند و اجرا کردند.

برای هنرمندی که خودش نمی‌خواهد همکاری کند چکار می‌توان کرد؟

الان برای فردی مثل مهدی یراحی می‌توانید کاری انجام دهید یا از دست شما خارج شده است.

این تصمیم را نهاد قضایی برای او گرفته است. ما می‌توانیم برویم گفت‌وگو کنیم اما وقتی کسی نمی‌خواهد حرفی را بپذیرد، من کاری برایش نمی‌توانم بکنم. اولین گام این است که طرف خودش بخواهد که اتفاقی برایش بیفتد. وقتی تصور هنرمند ما این است که این کار او نوعی مبارزه و حق‌طلبی است، من کاری نمی‌توانم برای او انجام دهم. خیلی از دوستانی که الان روی صحنه هستند، در آن جریان حضور داشتند و پادرمیانی و گفت‌وگو و آگاهی‌بخشی برایشان صورت گرفت. من خودم بارها برای بسیاری از بچه‌های تئاتر به قوه قضائیه زنگ زدم و با مشاور محترم دادستان مفصل صحبت کردم. برخی از اینها جوگیر شده یا تحت فشار آن کارها را کرده بودند.

پس شما دنبال انتقام‌گیری نیستید؟

اگر بودیم که این همه آدم اجرا نداشتند. نمونه آن همین آقای سجاد افشاریان است که گفتم در تئاتر شهر اجرا دارد. فقط ایشان هم نیست.

اگر یراحی مجوزی برای کنسرتش بخواهد، شما به او می‌دهید؟

یراحی خودش به‌سمتی رفت که از یک جایی به بعد نخواست تعامل کند. خیلی‌ها پست گذاشتند که ما دیگر با جمهوری اسلامی یا این دفتر موسیقی کاری نداریم و دیگر مجوز نمی‌گیریم. همه اینها روی صحنه اجرا کردند. شما لیست‌ها را ببینید حرف مرا باور می‌کنید. ما دنبال انتقام یا گرفتن حال کسی نیستیم. وقتی خود آقا رفتارشان این‌طور نیست، چرا ما باید این کار را بکنیم! اما باید طرف هم خودش بخواهد. بعضی‌ها از اپوزیسیون ‌بودن قهرمان ‌بودن می‌بینند. من نمی‌گویم تو بیا طرف من، ولی پای حق بایست. ما با هیچ‌کس مشکلی نداریم. فقط طبیعتا ما نمی‌توانیم اجازه دهیم کسانی که بی‌حجاب شده‌اند کار کنند که البته برخی باز خودشان پذیرفتند که طبق قوانین کشور کار کنند و الان روی صحنه هستند.

پس کسی که تن به قانون دهد، شما از حضورش ممانعت نمی‌کنید؟

برایمان مهم این است که قانون رعایت شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تقسیم‌کاری که برای واکنش سریع صورت گرفت/ آموزش در حوزه بین‌الملل


مسعود نجابتی درباره برخی فعالیت‌های بین‌المللی خود در کشورهای همسایه و «هیأت هنر و رسانه» توضیحاتی ارائه کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بلاگر‌ها و مردم راوی پیاده‌روی اربعین می‌شوند

محمود جاهد، تهیه‌کننده برنامه «موکب تلویزیونی افق» در استودیوی شبکه خبر درباره تفاوت برنامه «موکب تلویزیونی افق» با سایر برنامه‌های تولید شده به مناسبت پیاده‌روی اربعین گفت: شبکه افق ستاد رسانه‌ای اربعین است. طبق هدف‌گذاری ما مخاطبان «موکب تلویزیونی افق» کسانی هستند که در کربلا و مسیر پیاده‌روی اربعین نیستند. تلاشمان فضاسازی کربلا بوده تا مخاطبان آن فضا را درک کنند.

جاهد ادامه داد: امسال شبکه افق روایت‌های مردمی غیررسمی را مدنظر قرار داده است. ما با پنج نفر از راویان که در فضای مجازی فعال هستند، صحبت کردیم و آن‌ها را به کربلا فرستادیم تا روایت‌های خود را از طریق موبایل برای ما ارسال کنند.

تهیه‌کننده برنامه «موکب تلویزیونی افق» افزود: روایت‌ها صمیمی است و تلاشمان بر این بود از گزارش‌های کلیشه‌ای دوری کنیم و مخاطب را درگیر فضای اربعین کنیم. این راویان از ابتدای سفر خود و جزئی‌ترین محتوا‌ها تولید روایت کردند. مخاطب هم خودش را جای راوی گذاشته و خودش را در آن فضا احساس کرده است. از سویی، ما روایت‌های مردمی را درن ظر گرفتیم و مخاطبانمان از کربلا تصاویر و فیلم‌های موبایلی خود را می‌فرستند؛ ما هم آن‌ها را پخش می‌کنیم. روایت‌های مردمی به دو بخش نوجوانان و غیرنوجوانان تقسیم می‌شود. 

وی با بیان اینکه روایت‌های تولید شده بازخورد‌های خوبی داشتند، بیان کرد: در گذشته خبرنگارانمان گزارش‌هایی را تهیه می‌کردند. اما ما سعی کردیم از آن قالب گزارش‌ها دور شویم. شبکه افق از ساعت ۱۱ صبح تا ۱۲ شب ویژه برنامه‌های اربعینی خود را روی آنتن می‌برد. پیش‌بینی می‌کنیم تا روز جمعه برنامه‌های مختص مراسم اربعین را داشته باشیم و بازگشت زائران را پوشش دهیم. در روز اربعین از ساعت ۸ صبح برنامه‌های شبکه افق شروع می‌شود و پیاده‌روی اربعین در تهران پوشش داده می‌شود. در عین حال با کربلا ارتباط برقرار می‌کنیم.

پیش از این علی علوی دبیر کمیته اطلاع‌رسانی و مستندسازی ستاد مرکزی اربعین گفته بود، امسال ما وارد فضای مجازی شدیم و اتحادیه رادیو تلویزیون‌های اسلامی حدود ۱۰۰ بلاگر مشهور دنیا را برای پوشش اربعین در فضای مجازی هماهنگ کرده است. 

او گفت: امسال تلاش کردیم حدود ۲۵ تا ۳۰ نفر از هنرمندان شاخص کشورمان برای پیاده‌روی اربعین حضور داشته باشند. اما حضور آن‌ها به معنای برنامه‌سازی آن‌ها نیست. یعنی باید آن‌ها گام به گام در کنار زائران باشند، موقع برگشت دست پر باشند و ایده‌شان را به رسانه ملی پیشنهاد دهند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اگر «جنگ شناختی دشمنان» با «اقدام مؤثر جبهه فرهنگی انقلاب» همراه نشود قطعا دشمنان به اهداف خود می‌رسند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با اشاره به اهمیت هوشمندی ساختارها در دیپلماسی فرهنگی گفت: معتقدیم با فراهم کردن بسترهای لازم برای کنشگران مردمی و بومی می‌توانیم ظرفیت‌های فراوان نظام اسلامی را برای ایجاد پیوندهای جدید فعال کنیم.

به گزارش سینماپرس، با گذشت دوسال از فعالیت دولت سیزدهم و بازتعریف سیاست خارجی کشور بر مبنای تعمیق روابط فرهنگی و تکثیر زمین‌های بازی با محوریت دیپلماسی منطقه‌ای، شاهد اقبال به دیپلماسی فرهنگی و مشتقات آن در این ساختار پویا و جامع نگر هستیم. در گفت‌وگو با فعالان حوزه بین‌الملل در داخل و خارج کشور دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با محوریت سازمان فرهنگ و ارتباطات در دوسال اخیر، به دور از جنجال، شاهد تحرک و تحولی ملموس و پیوسته است. البته هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب و نهایی فاصله دارد. به مناسبت هفته دولت، تسنیم گفت و گویی اختصاصی با حجت الاسلام محمد مهدی ایمانی پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی انجام داد که از نظرتان می‌گذرد:

تسنیم: ضمن تبریک فرا رسیدن هفته دولت، در ابتدا قصد داریم در خصوص نگاه کلان شما به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی فرهنگی کشور نسبت به حوزه دیپلماسی فرهنگی گفتگو کنیم. این نگاه کلان، چه تفاوتی با نگاه‌های گذشته در این حوزه دارد؟

در ابتدا، هفته دولت را به تمامی کارکنان زحمتکش و محترم شاغل در جای جای دولت تبریک عرض می‌کنم. برای شناخت تغییرات به وجود آمده در نگاه به حوزه دیپلماسی فرهنگی، لازم است ابتدا چیستی و چرایی تحول در این حوزه، فهم شود. بخشی از این تحول ناظر بر تغییرات به وجود آمده در عرصه بین الملل و شکل گیری نظم نوین جهانی و بازیابی جایگاه فرهنگ در عرصه بین الملل است و بخشی دیگر، ناظر بر رویکردهای نظام در چهل وارۀ دوم انقلاب است. اگر رویکرد تمدنی را در گام دوم انقلاب از ویژگی‌های این دوره بدانیم ضرورت تحول، امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با درک چنین شرایطی، نه تنها در باز مهندسی روند دیپلماسی فرهنگی، بلکه در توسعه آن در عصر کنونی، خود را مسئول می‌داند و تا رسیدن به نقطه مطلوب که همان افق گشایی برای تمدن نوین اسلامی و تثبیت الگوواره‌های فرهنگی این تمدن درعرصه بین الملل است، این روند را دنبال خواهد کرد.

ما در دوران جدید که از آن به عنوان دوران تحول در حوزه دیپلماسی فرهنگی یاد می‌کنیم، معتقدیم با فراهم کردن بسترهای لازم برای کنشگران مردمی و بومی می‌توانیم ظرفیت‌های فراوان نظام اسلامی را برای ایجاد پیوندهای جدید فعال کنیم. علاوه بر این با بهره گیری از ابزار و شیوه‌های نوین در حوزه دیپلماسی، می‌توان مخاطبین بیشتری برای پیام‌های خود پیدا کنیم. بدیهی است عملکرد قرارگاهی، شرط لازم برای هم افزایی و انسجام نهادهای فعال در عرصه بین الملل و توفیق در میدان است.

تسنیم: بعضاً شاهد طرح نکاتی در خصوص لزوم ایفای نقش قرارگاهی توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برای تحقق دیپلماسی فرهنگی موفق در آن سوی مرزها هستیم. آیا این نقش آفرینی در طول دو سال اخیر صورت گرفته است؟ در غیر این صورت، چه موانعی پیش روی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است و چگونه این موانع در حال برطرف شدن است؟

به طور قوی اعتقاد داریم در حوزه دیپلماسی فرهنگی ساختارها باید هوشمند و منعطف باشد. به این معنا که از یک سو مانع از ابتکارات و دایره اختیارات دستگاه‌های مختلف با وظایف متنوع نباشد و از سوی دیگر، مبتنی بر نقشه راه و راهبری واحد باشد.

ایفای نقش قرارگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی درحوزه دیپلماسی فرهنگی، از اهداف شکل‌گیری این سازمان بوده است. تنها در این صورت است که می‌توان یک دیپلماسی منسجم و فراگیر را شاهد بود. از ابتدای شکل‌گیری دولت سیزدهم، اصلی‌ترین دغدغه دستگاه دیپلماسی فرهنگی کشور یعنی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ایفای نقش قرارگاهی در این حوزه بوده است. قطعاً چنین تحول اساسی و عمیقی، ذیل یک دستورالعمل یا بخشنامه رخ نمی‌دهد، زیرا در اینجا ما نیاز به اصلاح برخی قوانین، مقررات گذاری‌ها، ساختارها و مناسبات یا به عبارت دیگر، نیازبه تغییر در باورها و رویکردها داریم. هنوز تا رسیدن به هم افزایی عملیاتی مطلوب نهادهای گوناگون اجرایی، فکری و فرهنگی کشور با محوریت نگاه قرارگاهی، فاصله وجود دارد، اما پذیرش لزوم رسیدن به یک رویکرد عملیاتی مشترک در عرصه دیپلماسی فرهنگی سبب شده است تا این نگاه قرارگاهی در دوره تحولی جدید سازمان فرهنگ، جدیت بیشتری به خود بگیرد.

دلسوزانی که به حق بر روی لزوم شکل‌گیری قرارگاه دیپلماسی فرهنگی کشور تأکید می‌کنند، باید نسبت به این موضوع واقف باشند که تحقق چنین مطالبه مهمی که خواستۀ رهبر معظم و گرانقدر انقلاب اسلامی نیز است، نیاز به پذیرش راهبری واحد، تقسیم کار ملی و نظارت مستمر است. دراین مسیر، گفت و گوها و تعاملات پیوسته و فشرده‌ای میان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و نهادهای دیگر شکل گرفته است. ما در نهایی کردن این روند مصمم هستیم، چنانچه اکنون نیز بنابر اذعان بسیاری از صاحبنظران، با گذشت دوسال از دوران جدید فعالیت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نقش قرارگاهی آن نسبت به ابتدای شکل گیری دولت سیزدهم پررنگ تر شده است.

طراحی اصولی و واقع بینانۀ نظام حکمرانی امور فرهنگی بین‌المللی

در عین حال باید توجه داشت که ایفای نقش قرارگاهی دستگاه دیپلماسی فرهنگی صرفاً به معنای هم افزایی نهادهای رسمی نیست، بلکه قرارگاه دیپلماسی فرهنگی باید قدرت تسهیل گری و فراهم سازی زمینه حضور کنشگران غیر دولتی در خارج از کشور را داشته باشد. ما مسئولیتها و تکالیفی در آن سوی مرزها و در راستای ترویج فرهنگ و تمدن اصیل اسلامی-ایرانی و هم افزایی فرهنگی با ملتهای دنیا داریم که نمی توانیم صرفا به ظرفیت‌های دولتی، محدود کنیم. بنابراین، راهبرد سازمان فرهنگ ارتباطات اسلامی، اصلاح زیرساختها و مناسبات دیپلماسی فرهنگی کشور در راستای بهره مندی از کلیه ظرفیت‌های کشور، است. آثار و برکات این راهبرد انشاالله در آینده ای نزدیک بیشتر قابل مشاهده خواهد بود.

تسنیم: متناسب با این نگاه کلان و جهت تکمیل منظومه دیپلماسی فرهنگی کشور چه اقدامات عملیاتی و مهمی در طول دو سال اخیر در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی صورت گرفته است؟

خوشبختانه ظرفیت خوبی در شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برای هم‌افزایی دستگاه‌های فرهنگی عامل در خارج کشور، وجود دارد. اساسنامه این سازمان هم مؤید چنین نگاهی است. امیدواریم با همکاری دولت سیزدهم و در قالب برنامۀ هفتم توسعه، ضمن طراحی نظام نوین حکمرانی امور فرهنگی – بین‌المللی، مقررات گذاری‌های لازم در این عرصه انجام شود.

علاوه بر این، به منظور تکمیل منظومه فرهنگی بین‌المللی ایران شناسایی ظرفیت‌ها و استعدادهای جدید در حوزۀ کنشگری بین‌المللی، از مسیر برگزاری رویدادهای ظرفیت‌یابی و تلاش برای مهارت‌افزایی این استعدادها، از برنامه‌های متداول در دو سال اخیر بوده است.

به طور قوی اعتقاد داریم در حوزه دیپلماسی فرهنگی ساختارها باید هوشمند و منعطف باشد. به این معنا که از یک سو مانع از ابتکارات و دایره اختیارات دستگاه‌های مختلف با وظایف متنوع نباشد و از سوی دیگر، مبتنی بر نقشه راه و راهبری واحد باشد. از این رو تشکیل ستاد راهبردی امور فرهنگی بین‌المللی و متعاقبا، تدوین آیین‌نامه نحوه هماهنگی میدانی دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی کشوربا همین ملاحظه در دستور کار قرار گرفت. در حال حاضر، پیش نویس نهایی الگوی نوین حکمرانی امور فرهنگی بین‌المللی در دستورکار قرار گرفته که پس از تصویب و ابلاغ توسط متولیان امر، عملیاتی خواهد شد. طراحی اصولی و واقع بینانۀ نظام حکمرانی امور فرهنگی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، توانمندسازی شامل دانش‌افزایی و مهارت‌افزایی مدیران و کارشناسان ذی‌صلاح، نوآوری و تولید ادبیات جدید و کارآمد سازی بخش‌های دولتی و غیر دولتی، از الزامات توسعه قدرت نرم در عرصه فرهنگی بین‌المللی است. تاسیس و پیاده‌سازی سامانه حکمرانی امور فرهنگی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران (سحاب)، تشکیل کمیته‌های کشوری و منطقه ای با استفاده از ظرفیت زیست بوم اندیشه‌ورزی کشور، ما را در دستیابی سریعتر به قرارگاه فرهنگی بین‌المللی کشور رهنمون می‌سازد.

تسنیم: یکی از مواردی که به آن اشاره شد، مربوط به تولید ادبیات و تبیین مفاهیم کاربردی و بنیادین و همچنین عملیاتی سازی مدلهای برآمده از آنها در حوزه دیپلماسی فرهنگی است. در این خصوص لطفا بیشتر توضیح دهید.

در این خصوص، از ابتدای دوره جدید مدیریت، راه‌اندازی میزهای اندیشه‌ورزی در حوزه‌های گوناگون در دستور کار سازمان قرار گرفت. این میزهای اندیشه‌ورزی در حوزه‌های گوناگون و با نگاه تخصصی شکل گرفته است: زنان و خانواده، ایرانیان خارج از کشور، برند ملی، جریان شناسی و روند پژوهی رقبا و معارضین، مدل‌های جدید در دیپلماسی عمومی، شیوه‌های نوین در فارسی آموزی، گفتمان تمدن نوین اسلامی، بازار صنایع فرهنگی، امور ادیان و حقوق بشر و … بخشی از میزهای اندیشه‌ورزی است که بعضاً منتج به تدوین سند شده است.

تشکیل باشگاه اندیشه‌ورزان نخبۀ مسلمان، از دیگر اقداماتی است که سازمان فرهنگ و ارتباطات به صورتی جدی بر آن نظارت دارد و در این مسیر، ظرفیت‌های بالقوه و بالفعلی که منجر به پیوند فکری و شکل گیری روند اندیشه‌ورزی مؤثر در مواجهه با توطئه دشمنان اسلام و متعاقبا، ترویج سبک زندگی دینی و اخلاقی صحیح در جهان می‌شود، مورد توجه قرار گرفته است.

تسنیم: یکی از اقدامات مؤثر در همکاری‌های بین‌المللی، توسعه گفتگوهای فرهنگی و بین الادیانی است که ضرورت آن در شرایط جدید از جمله ترویج اسلام هراسی در غرب، جدی تر شده است. در این خصوص چه اقداماتی انجام شده است؟

گفت‌وگوهای بین الادیانی اساساً ناظر بر اقدامات و تهدیدات اسلام‌هراسانه اخیر غرب شکل نگرفته و رویکردی آفندی و کنش‌گرایانه در حوزه فرهنگ جهانی را دنبال می‌کند. زمینه‌سازی‌های لازم برای شکل گیری این گفتکوها، از نزدیک به سی سال گذشته صورت گرفته است و اکنون درمراحل رشد آن قرار داریم. در این شکل گیری و تکمیل این روند، نمی‌توان نقش ” شورای سیاستگذاری ادیان و فرهنگ‌ها” را نادیده انگاشت. تدوین نظامنامه و سند گفتگوهای دینی با همکاری مراجع ذی‌صلاح از جمله فعالیت‌های خاص این شورا بوده است.

ادعای مرکز گفت و گوی ادیان و فرهنگ‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی این است که پس از سه دهه مداومت در برگزاری گفتگوهای دینی با مراجع و رهبران دینی مهم جهان موفق شده‌ایم که از مرحله اعتمادسازی بین طرفین گفت‌وگو گذر کرده، وارد مرحله همکاری عملی برای مواجهه با چالش‌های مشترک جهانی شویم.

همچنین رفع بسیاری از سوءتفاهمات، پیش‌داوری و ذهنیت‌های منفی از اسلام و ایران اسلامی و نیز اثبات ظرفیت علمی تشیع برای طرف‌های گفتگو از دیگر دستاوردهای این گفتگوها بوده است. شرکت در دهها اجلاس، مجمع و کنفرانس بین‌المللی طی حدود دوسال اخیر و تدوین نقشه راه ۵ ساله همکاری‌های دینی بین‌المللی با هدف عملیاتی سازی آنها بر اساس شاخصه‌های عینی، نشان‌دهندۀ جدیت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در ترسیم یک هندسه دینی همگرایانه در جهان اسلام و حتی در سطح بین دینی است. قطعاً نقش رهبران دینی در دستیابی به توسعه پایدار جهانی غیر قابل انکار خواهد بود و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، تبلور این نقش آفرینی جمعی را مسئولیت بزرگ خود تلقی می‌کند.

تسنیم: رهبر معظم انقلاب طی ماه‌های اخیر به صورت ویژه بر روی جهاد تبیین و روش‌های نوین تبلیغ درمواجهه با جنگ شناختی دشمنان با هدف تضعیف جایگاه انقلاب اسلامی در بین افکار عمومی دنیا تأکید فرموده‌اند. نظر شما در این خصوص چیست؟

در جریان جنگ ترکیبی تمرکز دشمنان در دو حوزه، بیش از سایر حوره‌ها بوده است. جنگ اقتصادی و جنگ شناختی از نقاط اصلی جنگ ترکیبی در سالهای اخیر بوده است و جهاد تبیین مؤثرترین راه مواجهه با هر دو عرصه، بویژه عرصۀ جنگ شناختی است. درجنگ شناختی، تلاش دشمنان تغییر باورها و القائ شبهه است. اگر ” جنگ شناختی دشمنان” با ” اقدام مؤثر جبهه فرهنگی انقلاب” همراه نشود، قطعاً دشمنان به اهداف خود می‌رسند. جهاد تبیین و همگانی بودن آن، از شروط فائق آمدن بر جنگ تمام عیار دشمنان انقلاب اسلامی است. در اینجا تأکید می‌کنم که در جنگ ادراکی و خصوصاً در مهار توطئه‌های ضد فرهنگی دشمنان، هرگز نباید به نگاه و رویکرد پدافندی اکتفا کنیم.

فراموش نکنیم که بخش مهمی از موفقیت ما در جنگ ادراکی با دشمنان، مرهون “عملیات آفندی” و به هنگام ما، با هدف مهار پیش زمینه‌ها و جلوگیری از ایجاد ارتباط میان اجزا و مؤلفه‌های تعریف شده در شبکه عملیاتی دشمنان است.

تلاش‌های همه جانبه دشمنان اسلام و انقلاب برای به چالش کشیدن باورهای دینی و فطری آحاد بشراز یک سو و ضرورت روایت صحیح از واقعیت‌ها از سوی دیگر، جملگی اثبات می‌کند که دیپلماسی عمومی و فرهنگی ما چه جایگاه خاص و تعیین کننده‌ای در پیچ تاریخی کنونی دارد. سیاستگذاری‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی طی دو سال اخیر با استناد به همین باورها و مقولات صورت گرفته و عزم دولت سیزدهم، فاصله گرفتن از الگوهای تکراری، پرهزینه و کم تاثیر در این عرصه بوده است.

تسنیم: بر اساس فعالیت‌ها و برنامه‌هایی که بسیاری از آنها به سبب محدودیت فضای گفت وگو ناگفته باقی مانده است، بفرمایید انتخاب رایزنی‌های فرهنگی در خارج از کشور را چگونه و بر اساس چه روندی انجام می‌دهید؟

در جریان جنگ ترکیبی تمرکز دشمنان در دو حوزه، بیش از سایر حوره‌ها بوده است. جنگ اقتصادی و جنگ شناختی از نقاط اصلی جنگ ترکیبی در سالهای اخیر بوده است و جهاد تبیین مؤثرترین راه مواجهه با هر دو عرصه، بویژه عرصۀ جنگ شناختی است.

قطعاً مهم‌ترین معیار انتخاب رایزنان فرهنگی، توانایی آنها در مدیریت اتصال ظرفیت‌های داخلی به متناظرین خارجی است. برای این منظور قدرت مدیریت و شناخت ظرفیت‌های عظیم مردمی و دولتی، شرط اول خواهد بود. بنابراین باید رایزنانی در خط مقدم جبهه فرهنگی برون مرزی حضور داشته باشند که بتوانند چنین روندی را مدیریت و تکمیل کنند. در کنار این توانمندی، ما بر روی پیش شرط‌هایی نظیر داشتن روحیه جهادی و انقلابی، شناخت و قدرت تحلیل محیط داخلی و بین‌المللی، توانایی علمی، تسلط بر زبان، ابتکار عمل وخلاقیت در عرصه مدیریت فرهنگی و… و. متمرکز هستیم. بدیهی است در این مسیر، مبنای اصلی، “شایسته گزینی” است. از این رو، دامنه انتصاب رایزنان فرهنگی را محدود به گروهی خاص، نکرده‌ایم. ما از رایزن بانو تا رایزن اهل سنت و از رایزن کار کشته تا جوان کار بلد را برای تصدی این منصب، برگزیده‌ایم. پر واضح است که مسیر انتصاب رایزنان فرهنگی بدون توجه به حاشیه سازی‌ها، بر اساس تخصص آنها و تعهدشان نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی و الزامات گام دوم انقلاب، همچنان طی خواهد شد.

تسنیم: به عنوان آخرین سوال، طی دو سال اخیر هجمه‌های گسترده‌ای از سوی رسانه‌های ضد انقلاب علیه دستگاه دیپلماسی فرهنگی کشور صورت گرفته و متأسفانه بعضاً برخی محاقل داخلی نیز به این روند به صورت خواسته یا ناخواسته دامن می‌زنند. نظر شما را در این خصوص چیست؟

در اینجا بدون هیچ گونه تعارفی تأکید می‌کنم که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از هرگونه نقد سازنده و مؤثردر مسیر ارتقای دیپلماسی فرهنگی کشور استقبال می‌کند. انتقاد، جزء جدایی ناپذیر از تکامل یک مجموعه یا سازمان محسوب می‌شود. ضمن آنکه برخی انتقادات وارده، مخصوصاً مواردی که ناظر بر لزوم هم افزایی همه نهادهای دخیل در عرصه دیپلماسی فرهنگی و لزوم حرکت به سوی نقش آفرینی قرارگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است، برخاسته از دغدغه‌هایی صادقانه در این خصوص بوده و ما نیز خود را موظف به تلاش حداکثری برای رفع این دغدغه‌ها و موانع می‌دانیم. در کنار این دغدغه‌های مؤمنانه، تلاش‌های گروه‌های ضد انقلاب و جریان‌های معاند در تخریب نقش و جایگاه سازمان و رایزنان فرهنگی را نشان صادقی بر درستی مسیرمان دانسته و بر ادامۀ این مسیر مصمم‌تر می‌کند.

به‌این ترتیب بدیهی است با توجه به ماهیت جنگ شناختی دشمنان و تمرکز خاص آنها بر فرهنگ غنی اسلامی-ایرانی، این هجمه‌ها طی سال‌های اخیر افزایش یافته و این روند در آینده نیز ادامه خواهد داشت؛ اما مهم این است که در مصاف جنگ شناختی با دشمن هیچ گاه تسلیم نشده‌ایم و در آینده نیز نخواهیم شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هر جامعه‌ای که به کودکان و نوجوانانش نپردازد محکوم به این است که در آینده دچار مشکل شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حسین رفیعی مجری و بازیگر سینما و تلویزیون در ویژه برنامه «منتهی» روایتی جالب از پیاده‌وری اربعین دارد و معتقد است اگر شهید آوینی بود می‌توانست کاری مؤثر درباره اربعین بسازد.

به گزارش سینماپرس، حسین رفیعی را اگر تنها با «فَـ فَـ» نشناسیم، قطعا «فَـ فَـ» جزئی از خاطرات کودکی و نوجوانی بسیاری از ما است. رفیعی متولد سال ۱۳۴۸ در اراک است، به گفته خودش کودکی پر جنب و جوشی داشته و درصدد تجربه هرچیزی بوده، از همین رو او استاد نقاشی است که در تلویزیون مجری‌گری می‌کند، روی استیج می‌رود و در تئاتر، فیلم و سریال بازی می‌کند.

رفیعی در خاطرات سه نسل از مردمی که با تلویزیون بزرگ شده‌اند، حضور داشته و دارد؛ یکی از نکات جالب درباره او این است که بازیگر بود که به تلویزیون آمد و اجرای چند مسابقه تلفنی و بعد رسماً پشت میز اجرا نشست.

حسین رفیعی چندی بعد در قامتِ بازیگر در سریال “محرمانه” شبکه سه سیما بازی کرد. سپس به شبکه نمایش‌خانگی رفت و در سریال کودکانه “نارگیل” ایفای نقش کرد. همچنین در سریال “پلاک ۱۳” ایفای نقش کرد.

اما شاید کمتر در کارنامه او به این نکته توجه شده باشد؛ رفیعی در «سفر به چذابه» جلوی دوربین رسول ملاقلی‌پور قرار گرفته است. همچنین در کار قدیمی و پرطرفدار دهه ۷۰ که «نوید بابا» باشد نیز ایفای نقش می‌کند.

در جریان گفت‌وگو بارها این عبارت را به کار می‌برد که خود را هنوز هم هنرجو می‌داند. به تعبیر «رفیعی» دنیای هنر وسیع و نامحدود است و نیاز به پارتی ندارد، به عنوان مثال فلان بازیگر یا کارگردان بزرگ و مشهور نمی‌تواند فرزند خود را وارد عرصه کاری خود کند مگر اینکه فرزندش استعداد و علاقه کافی داشته باشد.

هنوز هم عاشق کار کودک و نوجوان است و نسبت به این قشر دغدغه بسیاری دارد که در جریان گفت‌وگو درباره‌اش صحبت می‌کند. این روزها مشغول بازی در سریال «فراری» هم هست که به زودی برای پخش از شبکه دو سیما آماده خواهد شد.

اما وقتی وارد موضوع سفر به کربلا و پیاده‌روی اربعین می‌شویم، حال حسین رفیعی که سال‌ها کار کمدی و طنز برای کودکان و نوجوانان انجام داده و چهره او را خندان و همراه با تبسم می‌بینیم، منقلب می‌شود و اشک‌های جاری می شود.

خیلی سعی می‌کند خودش را کنترل کند اما در برخی اوقات بغضِ او می‌شکند. وقتی از او می‌خواهیم واکنشی برای هجمه‌کنندگانی که بارها چهره‌ها را بابت ارادت‌شان به امام حسین(ع) و حضور در پیاده‌روی اربعین مورد حمله قرار داده‌اند داشته باشد؛ از این عبارت استفاده می‌کند که امام حسین(ع) آن‌قدر بزرگ است که امثال ما که باشیم بخواهیم برای او پست و تصویر و ویدئو بگذاریم که کسی به این واسطه ترغیب و تشویق شود.

مشروح گفت‌وگوی حسین رفیعی با ویژه برنامه «منتهی» را در ادامه بخوانید و ببینید:

قرار نیست تا ابد من جلوی تلویزیون باشم و جوان‌ترها باید بیایند دیده شوند

* مخاطبین شما را با «نیم‌رخ»، مسابقه تلفنی و شخصیت فَ فَ به یاد می‌آورند و این روزها بیشتر جلوی مشغول بازیگری و این روزها در سریال «فراری» ایفای نقش می‌کنید که در حال ساخت است. چرا در حوزه اجرا کم‌کارتر از گذشته شدید و بیشتر به بازیگری و رشته مورد علاقه و تحصیل‌تان نقاشی مشغولید. آیا این عوامل باعث شده از اجرا کمی دورتر شوید و اینکه درباره سریال «فراری» هم مقداری برای ما صحبت کنید.

همان‌طور که اشاره کردید این روزها مشغول بازی در سریال «فراری» شبکه دو سیما به کارگردانی امیر داسارگر و تهیه‌کنندگی امیرمهدی پوروزیری هستم. سال گذشته مسابقه‌ «پنج ستاره» را در شبکه تهران داشتم اما اینکه گفتید در حوزه اجرا نسبت به گذشته کمرنگ‌تر شدم شاید به خاطر این باشد که مثل قبل برنامه زنده ساخته نمی‌شود که مرتب در برنامه‌های مختلف باشم.

دلیل، کم‌کاری من و همکارانم نیست، چون دیگر از آن‌طور برنامه‌ها تولید نمی‌شود. دلایل مختلف دیگری هم دارد که به سلیقه مدیران هم برمی‌گردد. بحث بودجه و مالی سازمان صداوسیما هم دخالت دارد. یکی دیگر از مشکلاتی که این روزها شاید گریبان‌گیر رسانه ملّی هم باشد این است که به هر حال مخاطبین امروز با وجود تلفن‌های هوشمند و فضای‌مجازی دسترسی راحت‌تری به تماشای برنامه‌ها و آثار نمایشی جدید دارند.

آن روزها چیزی به نام پلتفرم نبود و از شبکه‌های خانگی متعدد مثل امروز خبری نبود. البته شبکه‌های تلویزیونی هم کمتر بودند. از طرفی آن موقع از تلفن‌های هوشمند خبری نبود که الان ۹۰ درصد کسانی که با تلفن هوشمند زندگی می‌کنند تلویزیون‌شان در جیب‌شان است. شاید یکی از دلایل دیگری که من و برخی از همکارانم کم‌کار شده‌ایم همین نکات باشد.

به هرحال من ۳۰ سال است در صداوسیما کار می‌کنم طبیعی است روزی که به تلویزیون آمدم ۲۵ ساله بودم و امروز پسری ۲۲ ساله دارم. ما و امثال ما باید قبول کنیم که باید میدان را در اختیار جوان‌ترها قرار دهیم. قرار نیست تا ابد من جلوی تلویزیون باشم و جوان‌ترها باید بیایند دیده شوند.

در همه‌جای دنیا همین است در همه رشته‌های غیرهنری و ورزشی و کارهای دولتی و اقتصادی و … همین است؛ فقط در صنعت و کارهای صنعتی هست که یکسری مشاغل که کم‌کم منقرض می‌شود و اسمی از آن نیست آنجا هرچه پیشکسوت می‌شوید استادتر می‌شوید.

من هنوز هم خودم را هنرجو می‌دانم/ چاپلین هم نقاش بود بازیگری هم می‌کرد

* نکته جالب در مورد شما و برخی از همکاران‌تان، این است که رشته نقاشی را دنبال کرده‌اند. از سیدجواد رضویان و رضا شفیعی‌جم گرفته تا مهران غفوریان همه نقاشی خواندند و بازیگر خوبی هستند.

بگذارید این‌طور بگویم که من هنوز هم هنرجو هستم. از سال ۱۳۶۰ که قلموی رنگ به دست گرفتم هنرجو شدم. پدر من مرمت کارهای عتیقه را انجام می‌داد من از سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ کارگر پدرم شدم کار هنری انجام می‌دادم.

سال‌هایی که هنرستان و دانشگاه بودم خودم را هنرجو می‌دانستم. الان که در تلویزیون و سینما هم هستم هنرجو هستم. زمانی که کنار چهار پیشکسوت کار می‌کنم می‌آموزم. رادیو و دوبله و تئاتر را تجربه کردم و اجرا و بازیگری را هم دوست دارم تجربه کنم و در این عرصه خودم را واقعاً هنرجو می‌دانم.

شما نام چند هنرمند را آوردید که نقاشی خوانده‌اند و بازیگرند؛ من فکر می‌کنم چاپلین هم نقاشی می‌کشید، موسیقی می‌زد، فیلمنامه می‌نوشت، کارگردانی و بازی هم می‌کرد. اصلاً در هنر مرزبندی وجود ندارد.

هر جامعه که به کودک و نوجوانش نبپردازد در آینده دچار مشکل می‌شود

* سال‌ها در حوزه کودک و نوجوان کار کردید؛ انواع مختلف مسابقه چه تلفنی و چه میدانی و برنامه خوبی مثل «نیم‌رخ» را روی آنتن داشتیم اما سؤال اینجاست چرا این کارهای خوب کودک و نوجوان مثلِ گذشته ادامه پیدا نکرد؟

دلیلش را من نمی‌توانم بگویم؛ چون من فقط به عنوان کسی که آن نقش را بازی می‌کرد می‌توانم اظهارنظر کنم. به هر حال مدیران وقت آن زمان این برنامه را تولید کردند و بعد مدیران بعدی تصمیم گرفتند که این برنامه‌ها نباشد. البته زمان ما «اکسیژن» هم برنامه موازی بود که با «نیم‌خ» روی آنتن بود و شهاب حسینی آن را اجرا می‌کرد.

من سال ۱۳۷۳ وارد گروه کودک شدم کاری با نام «نوید بابا» داشتم و برنامه‌های دیگر روز جهانی کودک داشتیم. جلساتی درباره منشور حقوق کودک برگزار می‌کردیم؛ شاید خیلی‌ها ندانند همان موقع به ما می‌گفتند کودکان تا سن ۶، ۷ سالگی در دنیا اگر تصویرشان در فضای مجازی نشر داده شود جرم است.

به ما می‌آموختند و تأکید می‌کردند که برنامه‌هایی ایجاد کنید بچه‌ها اضطراب نگیرند. خوشبختانه در حوزه کودک تدریس کردم و در این حوزه نفس به نفس بچه‌ها پیش رفته‌ام. از دغدغه‌هایشان باخبرم و بزرگترین ایرادی که الان به خانواده‌ها می‌گیرم این است که دهه هشتادی‌ها و نودی‌ها را مثلاً با دهه چهلی‌ها، پنجاهی‌ها و شصتی‌ها مقایسه می‌کنند. اصلاً جای مقایسه نیست.

الان همان دهه شصتی‌ها و هفتادی‌ها که صاحب فرزند شدند می‌گویند یک فرزند و آن هم تمام. چیزهایی که من در زندگی می‌خواستم و نتوانستم به آن برسم را برای همین فرزندم مهیا می‌کنم. این‌ها چیزهایی است که با فرهنگ ما سازگار نیست. بچه‌ها از یک زمانی به بعد دچار افسردگی و ترس از آینده می‌شوند.

خیلی از پدر و مادرهایی هستند در سن بالا بچه‌دار می‌شوند انگیزه کار و تحصیل ندارند چون می‌گویند ما هرچه می‌خواهیم از پدر و مادرمان برای ما می‌ماند. این فضاها متأسفانه خطرناک است. حالا شما می‌گویید برنامه تلویزیون یا اصلاً عرصه‌های مختلف دیگر از اقتصاد، ورزش و سیاست و آموزش تا هنر و فضای اجتماعی؛ هر جامعه‌ای که به کودکان و نوجوانانش نپردازد محکوم به این است که در آینده دچار مشکل شود. ما متأسفانه نوجوانان‌مان را جدّی نمی‌گیریم و آنجایی که باید به آنها اهمیت بدهیم می‌گوییم فعلاً نمی‌توانی و آنجایی که باید بگذاریم بچگی کند این اتفاق نمی‌افتد.

البته که این اتفاقات را بیشتر در شهرهای بزرگ شاهدیم. الان در روستاها، دهستان‌ها و شهرستان‌ها همچنان با همان سبک قدیم پیش می‌روند. پسر درس می‌خواند، کشاورزی می‌کند، کمک پدرش دامپروری هم می‌کند و در خانواده فردی مؤثر است. همان فرد در کنکور هم بدون کلاس‌های کنکور جزو ۱۰۰ نفر اول است.

هدف‌گذاری در برنامه مهمتر از اجرای آن است

* بعضی از کارشناسان اعتقاد دارند که در حوزه اجرا ما آن اصالت گذشته‌مان را از دست دادیم. فارغ از ایده‌پردازی و خلاقیتی که گذشته پررنگ‌تر بود و الان به ندرت اتفاق می‌افتد، در حوزه اجرا هم آن آموزش و پرورش درست را نداریم. شما خودتان را در لا به لای صحبت‌هایتان بارها هنرجو معرفی کردید کسی که هنوز هم به دنبال فراگرفتن است اما الان این طور نیست و از آن اصالت و دقت‌نظر خبری نیست. چرا؟

من در بخش اجرا معتقدم کار رسانه برای همه هست؛ یعنی الان باید جوان‌ها بیایند و آزمون و خطا کنند و من ایرادی در این فرآیند نمی‌بینم. اما باید ببینیم که مضروف‌مان چیست و ما در این ظرف چه چیزی داریم قرار می‌دهیم. آیا ما طرح و برنامه‌ای داریم؟ ملاک‌مان چیست؟ مخاطب پای گیرنده بنشیند چه مفهوم و محتوایی را به او منتقل کنیم.

در طول این سال‌ها به بایدها و نبایدهایی دست پیدا کردم و به یک مخاطب‌شناسی رسیده‌ام. نگاه من نگاه به یک منطقه خاص نیست؛ کل ایران را می‌بینم. مثلاً اگر شما به عنوان مجری یک کلمه اشتباه درباره یک منطقه‌ای بگویید و ندانید آن منطقه کجاست خصوصاً این اتفاق در پخش زنده اتفاق می‌افتد. بنابراین اشکالی ندارد هرکسی که فکر می‌کند می‌تواند جلوی دوربین مدیریت درستی داشته باشد باید بداند برنامه چه می‌گوید و هدفش چیست. هدف‌گذاری در برنامه مهمتر از اجرای آن است.

افتخار می‌کنم نامم حسین است

* وارد بحث پیاده‌روی اربعین شویم؛ اصلاً چه شد که با پیاده‌روی اربعین آشنا شدید و چه زمانی اولین بار این پیاده‌روی برای شما اتفاق افتاد؟

اول این را بگویم که مشغله اصلاً مهم نیست فراهم بشود دوست دارم کربلا بروم. من این افتخار را دارم که نامم حسین است. می‌دانید فرق عزای امام حسین(ع) با دیگر عزاها چیست؟ وقتی که یک عزیزی از دست می‌دهید گریه می‌کنید و انرژی‌تان را از دست می‌دهید و شاید هم بیمار شوید اما در عزای امام حسین(ع) انرژی می‌گیرید؛ یعنی در واقع اشک هم برای امام حسین(ع) می‌ریزید احساس می‌کنید قدرت گرفتید. پیاده‌روی اربعین هم همین است.

یعنی سال گذشته سعادت این را داشتم در کنار دوستان بودم و به آدم‌ها و اتفاقات نگاه می‌کردم. خدایا این چه انرژی هست که این خانم با یک بچه در بغل و یک بچه کوچک هم در داستان او قرار دارد و با آن آفتاب و گرما، چطور می‌شود این آدم پای پیاده می‌رود. یا شبِ اربعین در بین‌الحرمین به سمت حرم امام حسین(ع) این همه جمعیت را می‌بینید جالب است که یک نفر را نمی‌بینید که در این جمعیت آسیب ببیند.

همه در این جمعیت با هم مهربان‌اند و هوای هم را دارند. همدیگر را حمایت می‌کنند؛ یعنی در واقع کسی کسی را کنار نمی‌زند خودش جلوتر برود. واقعاً اگر کسی یک بار برای زیارت حرم امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین برود دیگر نمی‌تواند نرود و واقعاً پاگیر می‌شود.

آنهایی که رفتند می‌دانند آنهایی که نرفتند همین‌جا در برنامه شما از خدا می‌خواهم که نصیبشان شود. ما بچه شیعه هستیم و عشق ائمه در دلمان هست؛ با افتخار هم می‌گویم که اهل‌بیت عصمت و طهارت خصوصاً امام حسین(ع) را عاشقانه دوست دارم. همه آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند من در دهه محرم در روستای پدری‌ام روستای ابراهیم‌آباد با همان ۱۵۰۰ نفر جمعیت روستا که شاهزاده حسین امامزاده واجب‌التعظیم که از نوادگان امام سجاد(ع) است هر شب مراسم داریم و روز عاشورا هم به لطف دوستان شبکه آفتاب در صداوسیمای مرکز استان مرکزی پخش زنده می‌رویم و مردم در آن افتاب می‌آیند و عاشقانه برای امام حسین(ع) عزاداری می کنند.

این یک افتخاری است که به گردن من افتاده و با افتخار انجام می‌دهم و این سفر اصلاً مشغله‌ نیست شما باید دعوت شوید و بروید. همان‌طور که برای سفر به مشهد مقدس پیش می‌آید؛ من همیشه همسرم می‌گوید برنامه مشهد شد رد نکن! من هم می‌گویم یک درصد فکر کنید مرا به مشهد دعوت کنند بگویم نمی‌آیم.

چه کسانی بایکوت می‌کنند و چند درصدند؟

* بعضی از هنرمندان ما که مثل شما ابراز می‌کنند امام حسین(ع) را دوست دارند و ارادت به اهل‌بیت دارند؛ یکسری عکس‌ها، اظهارنظرها و فیلم‌ها بیرون می‌آید که در پیاده‌روی اربعین شرکت کرده‌اند با هجمه عجیب و غریبی مواجه می‌شوند. یا اصلاً کسانی که کارهای ارزشی می‌کنند و مثل خودتان که الان در یک کار دفاع‌مقدسی کار می‌کنید (فراری) – این نوع هنرمندان همیشه بایکوت می‌شوند. دلیل آن را چه می‌دانید؟

چه کسانی بایکوت می‌کنند، چند درصد هستند و چه کسانی هستند. چه کسانی در فضای مجازی فعال‌اند؟ باز برمی‌گردم به آن ۸۰ درصد جمعیت ایران روستایی‌ها و دهستانی‌ها، آن‌هایی که عاشق اهل‌بیت‌اند، اصلاً فضای مجازی دارند؟ من نقاشم کار نقاشی می‌کنم تابلو می‌کشم. یک تابلو را نقاشی و طراحی می‌کنم به دیوار نصب می‌شود هرکسی نظری می‌دهد.

فقط نباید منتظر تعریف باشید یک نفر هم شاید بگوید این کار اشتباهی است نباید از نقد آدم‌ها ناراحت شوید و از تحسین‌شان مغرور؛ اولاً چرا باید چنین عکس‌ها و فیلم‌هایی در فضای‌مجازی منتشر شود که ۴ نفر با آن موافق باشند و مخالف؛ هدف از این نشر چیست؟

من ۵۴ سالم است؛ از زمانی که یادم هست پدرم دستم را می‌گرفت از این هیئت به آن هیئت می‌رفتیم. من عاشق امام حسین(ع) بودم. من در محله نظام‌آباد تهران بزرگ شدم؛ آنهایی که این محله را می‌شناسند می‌دانند خیابان سبلان این ایام چه غوغایی است.

من اصلاً آدم بی‌خطایی نیستم اما عاشق امام حسین(ع) هستم

از دوران کودکی سنج می‌زدم؛ زنجیر و سینه زدم. می‌دانید بچه هیئتی‌ها و عاشقان امام حسین(ع) از یک ماه مانده به محرم تپش قلب می‌گیرند و حسّ خوبی دارند از اینکه محرم در راه است. من اصلاً آدم بی‌خطایی نیستم اما عاشق امام حسین(ع) هستم.

چرا فکر می‌کنید آدم‌هایی که عاشق امام حسین‌اند یک قشر خاصی‌اند یا آدم‌های به خصوصی‌اند. نه همه آدم‌ها هستند. شما روز عاشورا حتی عزیزان مسیحی و زرتشتی هم پای کار امام حسین‌اند.

فراموش نکنیم که امام حسین(ع) آن‌قدر بزرگ است که ما برایش پست بگذاریم

* به این نکات اشاره کردید اما بسیاری از هنرمندانی که تصاویرشان را منتشر می‌کنند و یا با آنها مصاحبه می‌شود بیشتر برای ترویج است. اما در عین حال برخی از جریان‌ها این‌طور القا می‌کنند که این‌ها تظاهر می‌کنند و اصطلاحاً «شو» بازی می‌کنند. نظرتان در این باره چیست؟

اولاً اینکه نباید دلسرد شوید و همیشه این نقدها وجود دارد. شما در فضای‌مجازی درباره هر آن‌چیزی که پست بگذارید یک تعدادی می‌آیند به شما بی‌ادبی می‌کنند.

به اعتقاد من فضای‌مجازی دست یکسری آدم‌هایی افتاده که در ظاهر و روبرو شمشیر نمی‌زنند و در تاریکی و از پشت شمشیر می‌زنند. یعنی شخصیت مجهولی دارند که در تاریکی یک ناسزا و بی‌ادبی می‌کنند و زمانی که شما جواب بدهید می‌گویند دیدید حال فلانی را گرفتیم.

اما این نکته را فراموش نکنیم که امام حسین(ع) آن‌قدر بزرگ است که منِ حسین رفیعی اصلاً عددی نیستم که برایش پست بگذارم کسی ترغیب شود یا تشویق؛ چند روز پیش یک عکسی را دیدم یک جوان عراقی مادرش را در به کولش بسته بود و در یک جای گل‌آلود از یک ساحلی به سمت کربلا، مادرش را می‌برد. واقعاً از نوکری امام حسین(ع) و نوکری پدر و مادر چیزی زیباتر هست؟

حالا آن آدمی که زیر این پست، ناسزا می‌نویسد یا در حقش ظلم شده و یا آدم مشکل‌داری است. برای آن آدم‌هایی که به دیگران بی‌دلیل فحاشی می‌کنند هم آرزوی آرامش می‌کنم و هم آرزوی شفا. هم آرزو می‌کنم که قلب‌شان آنقدر آرام شود.

همه اینجا یک هدف مشترک دارند/ با علی استادی با هم به پیاده‌روی رفتیم

* عجیب و غریب‌ترین چیزی که در مسیر پیاده‌روی دیدید، چه بود؟

اول اینکه یک‌دستی عجیب و غریبی آنجا وجود دارد؛ فارغ از زبان و ملیت و هرچیزی که هست. همه آدم‌ها به یک سمت حرکت می‌کنند و اینکه یک هدف مشترک دارند خیلی مهم است. جذاب‌ترین حالت‌شان زمانی است که شما به نزدیک ضریح می‌رسید و بی‌اختیار بعضی از آدم‌ها می‌گوید به درِ باغ چند سالگی‌ام رفتم در که باز شد از هجوم حقیقت به خاک افتادم.

من یادم هست اولین بار با علی استادی عزیز همسفر بودیم یادم می‌آید خسته شده بودم علی به من می‌گفت راه بیفت و متوقف نشو! نگاه می‌کردم انرژی که آنجا داشت شاید هیچ‌دنیا من نگرفته باشم. اینجا یاد علی سلیمانی می‌کنم که این نکات را به ما می‌گفت و رفیق مشترک‌مان بود.

برخی اوقات ترس آن را داریم که نتوانیم آن عظمت‌ها را نشان دهیم

* در مورد اربعین مستندهایی ساخته شده اما کاری در خور شأن و تأثیرگذار چه در عرصه سریال‌سازی و چه برنامه‌سازی ساخته نشده است. جالب است مهران رجبی می‌گفت اصلاً نمی‌خواهد درباره پیاده‌روی اربعین اثری ساخته شود همین تلفن همراه را هم بگذارید این پیاده‌روی را ثبت و ضبط کند مردم با دیدنِ این صحنه‌ها حتماً به وجد خواهند آمد. نظر شما در این باره چیست؟

می‌دانید چرا بعضی وقت‌ها اثری درباره رویدادی ساخته نمی‌شود چون ترس در آن وجود دارد که نتوانید آن عظمت را نشان دهید.

شاید اگر شهید آوینی بود می‌توانست کاری تأثیرگذار درباره پیاده‌روی اربعین بسازد

* اگر خودتان بخواهید بسازید از چه زاویه‌ای به این برنامه یا اثر نمایشی می‌پردازید؟

اصلاً زاویه‌ای ندارد می‌خواهم بگویم همان‌طور که آقای رجبی گفتند شاید یک نوع روایت باشد. اما آن کسی که شاید می‌توانست کاری بسازد که عظمت این پیاده‌روی‌ها را نشان بدهد شهید آوینی بود. همان‌طور که روایت‌هایش در مستندهای روایت فتح دیده می‌شود آن کلام اشعارگونه روی این روایت می‌آمد اتفاق خوبی را رقم می‌زد.

من کارم نقاشی است نقاشی چیست؟ شما به عنوان یک نقاش یکسری حقایقی را در طبیعت وجود دارد آنها را به واقعیت تبدیل می‌کنید. این حسّ خوب را هیچ جایی نمی‌توانید منتقل کنید و نمی‌توانید. یعنی اینکه تو زیبایی حرکت ابرها یا باران یا رنگین کمان یا دشت سرسبز و بهار و پاییز و زمستان را نقاشی کنید برای یک لحظه است برای همه لحظه‌ها نیست.

حسین رفیعی چه نقشی در فیلم امام حسین بازی می‌کند؟

* اگر فیلمی درباره امام حسین(ع) ساخته شود دوست دارید چه نقشی بازی کنید؟

من یاد کنم از رسول ملاقلی‌پور که تنها کسی بود می‌خواست همچنین سریالی بسازد. بعد از یک مدتی به همین فکر کرد و گفت نقش‌ها را به چه کسانی بدهم چه کسانی این نقش‌ها را بازی کنند خیلی سخت است. اما اگر اتفاق بیفتد دوست دارم یکی از همان سیاهی لشکرها را بازی کنم.

* وقتی «مختارنامه» ساخته می‌شد دوست نداشتید در این سریال حضور داشته باشید و ایفای نقش کنید؟

حتماً دوست داشتم اما پیشنهادی به من نشد. من کار طنز و کودک کردم شاید دوستانی که در این حوزه کار می‌کنند خیلی این دست بازیگران را جدّی نمی‌گرفتند. البته بعدها یک اتفاقی در ساخت فیلم و سریال‌ها افتاد که گفتند کسی که اجرای برنامه می‌کند دیگر مهره سوخته است و برای نقش‌های خیلی مهم نمی‌توان از او استفاده کرد.

نقش سرباز سیاهی‌لشکری را بازی می‌کنم که اول فیلم هم تیر بخورد

* الان تلفن برمی‌دارند زنگ می‌زنند حسین رفیعی برای بازی در سریال «امام حسین» انتخاب شدی واکنش‌تان چیست؟

این حتماً یک اتفاق مهمی است. اما کماکان من نظر رسول ملاقلی‌پور را دارم بازی کردن بعضی از نقش‌ها یک باری دارد که ترس با خودش به همراه دارد. همان اول گفتم اگر نتوانید آن‌چیزی که هست را بازی کنید نقش‌های منفی هرچه‌قدر آن نقش‌ها را منفی‌تر بازی کنید و یا نقش مثبت هرآنچه که هست. من دوست دارم در میان همان سیاهی لشکرها، سربازی باشم که اول فیلم تیر هم بخورم.

** در همین حال و احوال پرچم داخل ضریح امام حسین(ع) وارد صحنه برنامه «منتهی» شد و لحظاتی حسین رفیعی مجری و بازیگر سینما و تلویزیون این پرچم را تبرک کرد.

عاقبت بخیری برای جوانان و اخلاق خوب را از امام حسین(ع) می‌خواهم

در همین حال و احوال این سؤال مطرح شد: اگر ارتباط مستقیم با کربلا برقرار شود دوست دارید به امام حسین(ع) چه بگویید؟

من همیشه در ایام محرم شب‌هایی که عزاداری می‌کنم این دعا وِرد زبانم است که ان‌شاءالله امام حسین(ع) خودش کمک کند دو خواسته اساسی از ایشان دارم؛ یکی اینکه جوان‌هایمان عاقبت بخیر شوند، یک تعداد نوجوان و جوان در همین روستای ابراهیم‌آباد داریم. باورتان نمی‌شود ۱۰ شب از ۲۴ ساعت یک ساعت وقت استراحت ندارند موکب می‌زنند، پذیرایی می‌کنند.

آرزویم این است جوان‌ها عاقبت بخیر شوند و این هویت ایرانی اسلامی‌شان چیزی که سینه به سینه به آنها رسیده را حفظ کنند. آرزوی دیگرم این است همه آدم‌های بداخلاقی که فکر می‌کنم با بداخلاقی می‌توانند دیگران را اذیت کنند آرامش و صبر عنایت بفرما؛ به سمتی برویم که اخلاق را ترویج کنیم به همدیگر عشق بدهیم و اشتباهات همدیگر را بپوشانیم.

فرصت بدهیم به آدمهایی که اشتباه کردند خودشان را به قول معروف بازسازی کنند و آرزویم این اتفاق بیفتد این دو خواسته را از امام حسین(ع) دارم.

*** در پایان گفت‌وگو قطعه‌ای از سنگِ صحن حضرت عباس(ع) به حسین رفیعی اهداء شد. او پس از دریافت این هدیه گفت: این هدیه‌ها را با ارزش می‌دانم و اتفاقاً خدا را شکر می‌کنم چه شانسی دارم از صحن شریف حضرت عباس(ع) هدیه‌ای به دستم رسید.

مشاهده خبر از سایت منبع