
سینماپرس: عباس کریمی منتقد سینما و کارشناس فرهنگی پس از اتمام پخش سریال های نوروز ۱۳۹۹ گفت: فقدان پژوهش، بی دغدغگی مدیران و نگاه بزن دررویی سازندگان باعث افول و سقوط جدی اغلب آثار نمایشی در رسانه ملی شده است؛ متأسفانه عمده برنامه های تلویزیون به خصوص در حوزه سریال سازی اثرات آموزشی معکوس و مخربی دارند که تربیت نسل جوان را دچار خدشه می کند و تولید و پخش آن ها به صلاح خانواده ها و جامعه نیست.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: این مایه تأسف است که دست اندرکاران رسانه ملی برای ساخت و تولید سریال هایی هزینه می کنند که اثرات مخرب آن ها در جامعه به شدت مشهود است! به عنوان مثال در همین سریال «پایتخت۶» اغلب جوانان بی تربیت و سر به هوا بودند. بی حرمتی به مقام بزرگترها در این سریال بیداد می کرد و این در حالی است که جامعه ما در شکل واقعی این گونه نیست.
وی ادامه داد: بنده شخصا دلیل اینکه چرا باید چنین تصویر زشتی از جوانان و خانواده های ایرانی نشان داده شود را متوجه نمی شوم! چرا باید همه جوانان خانواده گریز و بی ادب نشان داده شوند؟ نه تنها در این سریال که در بسیاری از سریال هایی که از رسانه ملی پخش شده ما شاهد این اتفاق بوده ایم؛ از سوی دیگر متأسفانه نه تنها آثار نمایشی که برنامه های مجری محور هم دیگر ادب و نزاکت را رعایت نمی کنند و اخلاق و ادبیات فاخر و غنی ایرانی را به سخره گرفته اند.
کریمی با تأکید بر اینکه ادبیات چاله میدانی و کوچه بازاری برخی مجریان رسانه ملی به هیچ عنوان قابل قبول نیست متذکر شد: رفتار مبتذل و سخیف برخی از این مجریان که برای اجرای برنامه ها در ساعت های پربیننده انتخاب می شوند جای سوأل است. گویا مدیران رسانه ملی به این نتیجه نرسیده اند که یک مجری در وهله اول باید فردی باسواد و دارای اطلاعات کافی باشد و صرف چهره بودن و جوان بودن و… نباید باعث انتخاب یک مجری در رسانه ملی شود.
این کارشناس فرهنگی خاطرنشان کرد: وقتی هیچ چیز و هیچ کس درست در جای خود قرار ندارند معلوم است که ما شاهد چنین آشفته بازاری می شویم! وقتی تحقیق، مطالعه و پژوهش برای نگارش متن یک برنامه یا یک سریال وجود ندارد و همه چیز به صورت بزن دررویی و باری به هر جهت جلو می رود نمی توان انتظار تولید آثار ماندگار و فاخر و ارزشمند را داشت.
کریمی سپس با بیان اینکه صرف برند شدن یک سریال نباید باعث شود تا مدیران رسانه ملی اختیار و بودجه های هنگفت بیت المال را در اختیار سازندگان آن ها قرار بدهند تصریح کرد: مدیران رسانه ملی باید با تدبیر، هوشمندی و درایت عمل کنند. سوأل بنده از آقایان مدیر و سیاست گذار در تلویزیون این است که دنبال چه هدفی می گردند؟ قرار است با تولید آثار ضعیفی مانند «پایتخت» چه چیزی نصیب جامعه شود که این همه روی آن سرمایه گذاری صورت می گیرد؟
این مترجم و شاعر جای خالی اخلاق، امید و نشاط در سریال های نوروزی را باعث تأسف دانست و تأکید کرد: تا وقتی که مدیران رسانه ملی درصدد آن برنیایند که جلوی گسترش ابعاد ابتذال در برنامه ها و سریال ها را بگیرند دیگر هیچ امیدی نمی توان به بهبود اوضاع داشت.
وی در بخش دیگری از این گفتگو اصل مناسبت سازی در رسانه ملی را به چالش کشید و خاطرنشان کرد: مدیران رسانه ملی برای جذب مخاطب باید فکر راهکارهای جدیدتری باشند. دیگر دوران سری سازی و مناسبت سازی در تلویزیون به سر رسیده و مناسبت های تقویمی نباید دلیلی برای تولید فشرده و باعجله برخی سریال ها و برنامه ها شوند.
کریمی در پایان اظهاراتش افزود: تقلید و کلیشه پردازی، عدم کوشش برای ارتقای سطح فرهنگی و علمی جامعه، استفاده از بازیگران و سوژه های تاریخ مصرف گذشته و نخ نماشده، شوخی های بی پروا و مبتذل، بی توجهی به سبک زندگی ایرانی-اسلامی و اخلاقیات از جمله اتفاقاتی است که دامنه آن روز به روز بیشتر در حال گسترش است و مدیران و سیاست گذاران موظف هستند تا هرچه سریع تر جلوی پیشروی بیشتر این موارد را بگیرند.

سینماپرس: کارگردان سینما گفت: اگر مخاطب از اکران «خروج» به شکل آنلاین استقبال کند، بقیه هم فیلمشان را عرضه خواهند کرد. این نوع اکران لااقل میتواند مرهمی برای فیلمهایی باشد که در اکران عمومی توفیقی نخواهند داشت.
به گزارش سینماپرس، سینمای آنلاین طرح جدیدی است که از فردا با اکران فیلم «خروج» ساخته ابراهیم حاتمیکیا کلید میخورد. طرحی که باید دید استقبال دیگر فیلمسازان از آن چگونه خواهد بود.
مهدی صباغزاده، کارگردان و تهیهکننده سینمای ایران در همین باره به آنا گفت: فعلاً همه نسبت به این طرح سینمایی محتاط هستند و کسی نمیداند چه اتفاقی برای فیلمها و استقبال احتمالی از فیلمی چون «خروج» خواهد افتاد.
هیچ کس نمیخواهد بیجهت سرمایهاش را به باد بدهد
تهیهکننده «ایتالیا ایتالیا» افزود: سینمای آنلاین بالذات طرح بدی نیست و به عنوان یک فیلمساز امیدوارم موفق باشد. اگر مخاطب از فیلم «خروج» در این طرح استقبال کند، بقیه هم فیلمشان را عرضه خواهند کرد. به هرحال هیچ کس نمیخواهد بیجهت سرمایهاش را به باد بدهد.
این کارگردان گفت: حداقل مزیت اکران آنلاین این است که راه را برای فیلمهایی که میدانند در اکران عمومی نخواهند فروخت، باز میکند. فیلمی که میداند روی پرده سینما بازگشت سرمایه ندارد، چه بسا میتواند این دست مخاطبان سامانههای آنلاین را جذب کند.
سینما کمی صبر کند و دست نگه دارد
صباغزاده با این حال تأکید کرد: به نظرم کمی باید درباره این طرح محتاط بود. زود است که بخواهیم درباره موفقیت یا شکست آن حرف بزنیم. سینما هم مثل دیگر بخشهای جامعه که بهواسطه کرونا تعطیل مانده، فعلاً دست نگه دارد و صبر کند.
وی همچنین گفت: مخاطب سینما را نباید دلزده کرد. لااقل کار خوبی کردهاند که این جریان را با فیلم فیلمسازی شروع میکنند که در نزد مخاطب شناخته شده است.
این کارگردان با این حال اعتقاد داشت: بالاخره سینما نیز مثل بخشهای دیگر جامعه تعطیل شده است. پیشنهاد من به بقیه فیلمسازان و کلیت سینما این است که نسبت به اکران عمومی فیلمشان صبر کنند.

سینماپرس: معلوم نیست چه میخواهیم به همین دلیل راه را اشتباه میرویم و این خطاها را بارها تکرار میکنیم و بعد به بنبست میخوریم. حالا میآییم یک راه دیگر را امتحان کنیم بدون هیچ برنامهریزیای به بنبست دیگری میخوریم. امیدوارم بعد ۴۰ سال که از انقلاب گذشته بفهمیم که چه میخواهیم. بدانیم در عرصه بینالملل و تولیدات بینالمللیمان در چه مسیری حرکت کنیم.
به گزارش سینماپرس، در هفته هنر انقلاب اسلامی قرار داریم و به همین مناسبت «جوان» با کوروش زارعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری گفتگو کرده است.
فکر میکنید هنر در ایران با انقلاب اسلامی چقدر تحت تأثیر قرار گرفت و وضعیت هنر در ایران در حال حاضر با همه فراز و فرودها چه اندازه و از چه ابعادی با پدیدهای، چون انقلاب نسبت پیدا میکند؟
اصلاً قابل مقایسه نیست یعنی در واقع هنر پیش از انقلاب با هنر بعد از انقلاب تفاوت ماهوی دارد، یعنی آنچه که الان در سینما، در تئاتر، در هنرهای تجسمی، در ادبیات، در شعر و در رشتههای مختلف هنری رخ داده اصلاً قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست. اتفاقات بزرگ و درخشانی در عرصه کارهای فرهنگی و هنری نسبتِ به گذشته داشتهایم. شما نگاه کنید به سینمای ایران قبل از انقلاب با سینمای بعد از انقلاب. یا همین سینمای یک دهه اخیر ما بسیار رشد داشته، در تئاتر هم همین اتفاق افتاده، تئاتر قبل از انقلاب با تئاتر بعد از انقلاب قابل مقایسه نیست، ولی خب اساتیدی بودند و زحماتی کشیدند که الان هم هستند؛ پیشکسوتان ما که در تئاتر کار میکنند. رشد فزایندهای که در تولید، در اجرا، در نوع نگاه اجراها، در سبک اجراها و در شیوه نگارش نمایشنامهها اتفاق افتاده.
یا هنرهای تجسمی قبل از انقلاب، ما اصلاً به آن شکل هنر تجسمی نداشتیم. هر اتفاقی که بعد انقلاب در هنر تجسمی، ادبیات و شعر رخ داده درخشان است. به همین جهت در هنر بعد از انقلاب پیشرفتهایی داشتیم. در رشتههای مختلف در واقع به استانداردهای جهانی دست پیدا کردیم و توانستیم در دنیا خودمان را معرفی کنیم، در خیلی از جشنوارهها صاحب جوایز بسیار موفق شدیم.
توانستیم هنرمان را در رشتههای مختلف هنری به دنیا معرفی کنیم. دنیا الان جور دیگری به ما نگاه میکند، به هنرمندان ما، به آثار و تولیدات ما و اینها همه حاصل اتفاقات مبارکی است که در این ۴۱ سال بعد از انقلاب رخ داده و اینکه چه اندازه و در چه ابعادی در واقع با پدیده انقلاب نسبت پیدا میکند. در خیلی از رشتهها توانستیم این نسبتِ را ایجاد کنیم البته در همه رشتهها این اتفاق افتاده. در سینما و تئاتر هنرمندان نسبتهای خودشان را با انقلاب پیدا میکنند هرچند کم است و باید بیش از این باشد و ما باید تلاش کنیم که نسبت انقلابی در رشتههای هنری را بیشتر ایجاد کنیم، ولی به هر حال هستند روشنفکرنماهایی که با نوع تولیداتشان و نوع نگاهشان به هنر لطمه وارد میکنند و در راستای اهداف انقلاب نیست و نسبتی با انقلاب ندارد و دلزدگیهایی در جامعه برای مردم ایجاد میکنند. اگر ما میخواهیم هنرمان با انقلاب بیشتر نسبت پیدا کند باید هزینه کنیم، وقت بگذاریم، باید برایش کار و سرمایهگذاری کنیم.
مسئولان و متولیان فرهنگی، سیاستمداران و دوستان ما در مجلس هنوز برایشان جا نیفتاده که اگر پیامبری بخواهد در این زمانه مبعوث شود معجزه رسالتش سینما، تئاتر، ادبیات و رسانه است. این امر اگر برای متولیان و سیاستمداران و آنهایی که قوانین را تصویب میکنند جا بیفتد امور فرهنگی ما پیشگام خواهد شد. فرهنگ و هنر الان نقش اساسی و بنیادینی در جنگ سرد دارد. مسئولان ما متوجه نیستند که جنگ اصلی در جهان امروز جنگ رسانهای و فرهنگی و هنری است.
رسانههای بیگانهای از انگلیس و فرانسه و امریکا در منطقه ما حضور دارند، اگر رسانههای وهابی و سعودی و انگلیسی و امریکایی جولان میدهند در واقع بهخاطر این است که الان جنگ این شکلی شده است، جنگ رسانهای شده، جنگ روانی شده. به خاطر همین آنها بعضی وقتها در جنگ رسانهای از ما پیشی میگیرند و برنده میشوند و فضای دروغی که راه میاندازند با بازیهای رسانهای خیلی جاها از ما جلو میزنند. در کشور ما عدهای از مدیران میدانند که فرهنگ مهم است، اما اهمیت آن را دقیق درک نکردهاند. خیلی از اتفاقات اخیر مثل فتنههایی که برپا شد، انقلاب مخملی که در فضای کشور میخواستند راه بیندازند که الحمدلله با شکست مواجه شد با استفاده از ابزار هنری طراحی شده بود.
شورشها و فتنههای خیابانی که همه بازیهای رسانهای بود که آنوریها راه انداختند و خیلی خوب هدایت کردند. سالها سرمایهگذاری کردند و ما از این غافلیم ما اگر میخواهیم اتفاقات بزرگی را رقم بزنیم، بتوانیم دفاع بکنیم، بتوانیم حمله بکنیم که بهترین دفاع، حمله است. ما سالها دفاع کردیم، اما الان آدمهایی را تربیت کردیم. آدمهای بادانش و تحصیلکردهای داریم که الان باید حمله کنیم و دیگر نباید در حال دفاع باشیم. دفاع باید تمام شود؛ همین کاری که با پایگاه امریکایی عینالاسد در عراق کردیم. ما باید الان در حوزه فرهنگ و هنر در حال حمله باشیم و برای اینکه حمله بکنیم متأسفانه تدارک و پشتیبانی نداریم و فکری به حالش نکردهایم. ما باید برای این ماجرا هم مثل مسئله نظامی فکر کنیم و در عرصه فرهنگ و هنر، مخصوصاً هنر باید تجهیزات لجستیکی، پشتیبانی و حمایتهای قوی داشته باشیم که بتوانیم حمله کنیم. الان زمان، زمان حمله است و ما این توانایی را داریم که حمله کنیم.
فکر میکنید در حال حاضر فاصله ما با هنر اصیل و واقعی چقدر است؟
به هر حال ما، چون در جامعه ایرانی اسلامی زندگی میکنیم با هنر اصیل و واقعی فاصله نداریم. همانطور که عرض کردم اگر ما واقعاً هنر را به عنوان یک ابزار تأثیرگذار بر فکر و اندیشه و احساسات جامعه بشری قبول داشته باشیم و توجه ویژهای به آن کنیم میتوانیم صددرصد به این اتفاق دست پیدا کنیم.
اما اینکه ما واقعاً با هنر اصیل خیلی فاصله داشته باشیم اینطور نیست. به هر حال ما در یک کشور اسلامی زندگی میکنیم، در جمهوری اسلامی زندگی میکنیم. پایه و اساس کار فرهنگی و هنری موازین انقلابی و اسلامی است و نمیتواند فاصله ماهوی داشته باشد لذا به آن درجه مطلوب و ایدهآل نرسیدهایم، اگر مسئولان حمایت کنند و اگر برایش اهمیت و ارزش قائل باشیم به درجه عالی و متعالی مدنظر خواهیم رسید. من فکر میکنم اگر به جوانهای از راه رسیده و جوانهای بااستعداد که علاقهمند هستند بها بدهیم در واقع میتوانیم آنها را در مسیر فضای انقلاب قرار دهیم. اگر سرمایهگذاری کنیم بیشتر راه را رفتهایم و به آن شرایط هنر اصیل ایرانی نزدیک شدهایم.
در این ۴۰ سال عملکرد ما تا چه اندازه در فراز و فرود شکلگیری هنر در ایران چه به لحاظ مثبت و چه منفی اثرگذار بوده است؟ کجا راه را اشتباه رفتیم و کجا نشانهگیریهایمان درست بوده است؟
فراز و فرودهای زیادی داشتیم. ما بعضی مواقع سیاستگذاریهای غلطی داریم، مثلاً در حوزه سینما درست سازماندهی و برنامهریزی نکردیم، یک جاهایی در اوایل انقلاب خیلی خوب رفتیم. شاید در اوایل دهه ۷۰، خوب بودیم بعد رها کردیم. الان هم کمی سینمای ما بیشتر رها شده و سیاستگذاری مشخص و چشمانداز درستی برای آن نداریم. وقتی ما چشمانداز درست نداشته باشیم باعث میشود مسیر را اشتباه برویم. شاید یک مسیر را درست طی کردیم؛ میخواهیم در واقع به مسیر دیگری برویم، اما چون چشمانداز درستی نداریم یک آن میبینید راه را غلط میرویم. ما در بعضی مواقع حتی در تئاتر و در هنرهای تجسمی چشمانداز درستی نداشتیم. وقتی شما چشمانداز درستی نداشته باشی نمیتوانی برنامهریزی درستی داشته باشی، وقتی برنامهریزی درستی نداشته باشید قطعاً به هدفی که مطلوب است نخواهید رسید. همه اینها باعث میشود بعضی مواقع مسیر را اشتباه برویم. خیلی وقتها در خیلی از رشتههای هنری در عرصه سیاستگذاری فرهنگی و هنری راه را اشتباه رفتیم و هنوز هم داریم این اشتباهات را تکرار میکنیم. باید یک اتاق فکر داشته باشیم و ببینیم ما از سینما، شعر، تجسمی، ادبیات، تئاتر، داستان و… چه میخواهیم.
معلوم نیست چه میخواهیم به همین دلیل راه را اشتباه میرویم و این خطاها را بارها تکرار میکنیم و بعد به بنبست میخوریم. حالا میآییم یک راه دیگر را امتحان کنیم بدون هیچ برنامهریزیای به بنبست دیگری میخوریم. امیدوارم بعد ۴۰ سال که از انقلاب گذشته بفهمیم که چه میخواهیم. بدانیم در عرصه بینالملل و تولیدات بینالمللیمان در چه مسیری حرکت کنیم.
فکر میکنم آزمون و خطاهایمان را انجام دادهایم هرچند که هنر همیشه فضای آزمون و خطاست، اما نه آزمون و خطا در راستای اهداف و چشمانداز و اینکه باری به هر جهت و هرطور که بخواهیم فکر کنیم و هرکس که مسئولیت فرهنگی در یک ارگان یا نهادی گرفت بگوید حالا من بخواهم این راه را تجربه کنم. باید عقبگرد کنیم و به گذشته نگاه کنیم ببینیم چه راههایی رفتیم و چه راههایی موفقیتآمیز بوده و چه راههایی موفقیتآمیز نبوده و به بنبست خوردیم. باید راههای خوب را نصبالعین قرار دهیم و مسیر کارهای موفقی که اتفاق افتاده را ادامه دهیم و اگر میخواهیم تجربه کسب کنیم باید راههای جدید که میخواهیم در آن گام برداریم را با مطالعه، برنامهریزی و هوشمندانه ترسیم کنیم نه به هر شکلی که دلمان خواست عمل کنیم. اگر این بحث را هر طور که دلمان خواست انجام دهیم باعث میشود که هم پول بیتالمال را هدر بدهیم و هم دچار اشتباه شویم و مشکلاتی را در جامعه فرهنگی و هنری و عموم جامعه به وجود بیاوریم.
برخی فکر میکنند هنر انقلابی لزوماً باید درباره موضوعات انقلابی باشد، مثلاً به بخشی از تاریخ انقلاب و جنگ اشاره کند، اما از سویی دیگر عدهای معتقدند هنری که در خدمت اعتلای اخلاق معنویت و رفع مشکلات جامعه به شکلی اصولی باشد نیز میتواند انقلابی باشد. نظر شما چیست؟
این مسئله را من همیشه گفتهام، هنر چیزی جز مکارمالاخلاق نیست. پیامبر اکرم (ص) فرمودند انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / من مبعوث شدهام که مکارم اخلاق را تمام کنم.
کار هنری چیزی جز مکارمالاخلاق نیست. در واقع اگر ما این مسیر را در رشتههای هنری درست برویم، کار انقلابی و کار اسلامی انجام دادهایم. به دفاع مقدس باید بپردازیم، به تاریخ انقلاب، به فراز و فرودهایی که انقلاب داشته و دستاوردهایی که داشتیم باید بپردازیم، اما صرفاً کار انقلابی در واقع پرداختن به شکل مستقیم به انقلاب نیست. همان طور که عرض کردم هر چیز انسانی و ارزشهای اخلاقی که ما به آن بپردازیم کار انقلابی است. فیلم بچههای آسمان یک موضوع کاملاً انقلابی، تفکر، ایده و اندیشه برخاسته از انقلاب اسلامی است؛ لذا ما باید به مسائل معنوی، انسانی و اخلاقی در جامعه بپردازیم. هنرمندان رسولان جامعه خودشان هستند. هنرمندان در واقع رهرو پیامبران و ائمه هستند. هنرمند باید قدر خودش را بداند. هنرمند باید بداند هنری که خداوند به او داده یک موهبت الهی است.
چرا آدمهای دیگر نمیتوانند کار سینما و تئاتر انجام بدهند، کتاب بنویسند یا نقاشی بکنند؟ چرا یک هنرمند میتواند آن کار را انجام بدهد، چون عنصر خلاقیت و عنصر هنری یک موهبت الهی است که پروردگار به انسان هنرمند عطا کرده و به هر انسان دیگری نداده است؛ لذا هنرمند باید قدر خودش را بداند و در مسیری حرکت کند که برای ارزشهای انسانی و ارتقای ارزشهای اخلاقی جامعه و حتی فراتر از جامعه خودش، دنیا، گام بردارد. هنرمندی که در این مسیر حرکت بکند، هنرمند انقلابی است.
به هر حال جایگاه انقلاب اسلامی مشخص است و حتی قانون اساسی ما بر اساس دستورالعملها و قوانین قرآن نوشته شده است. هرچند برخی قوانین ما در شرایط امروز باید دستخوش تغییراتی بشود، مخصوصاً قوانینی که راجع به کار فرهنگی نوشته شده است، یا شورای انقلاب فرهنگی، باید بازنگریهایی روی مصوبات بکند که بهروزتر باشد مثل احکام اولیه و احکام ثانویه که در دین داریم. دین میگوید شما بر اساس شرایط روز میتوانید یک سری استفتائات جدید که در احکام ثانویه است را تغییر دهید. برای آنکه جامعه اسلامی بتواند در مسیر پیشرفت قرار بگیرد احکامی به نام احکام ثانویه صادر میشود. در فرهنگ و هنر هم باید دوستان در مجلس شورای اسلامی، در دولت و در شورای انقلاب فرهنگی قوانین جدید وضع کنند که اتفاقات جدیدی را به وجود بیاورند و مطابق با زمانمان پیش برویم. محضر مقام معظم رهبری بودم، ایشان فرمودند شما فکر میکنید وقتی ما میگوییم یک فیلم دینی باید کار بکنید حتماً باید راجع به نوع نماز خواندن، روزه گرفتن یا احکام باید فیلم ساخت یا کتاب نوشت؟ نه مثلاً امکان دارد شما راجع به عدالت، راجع به رفتارهای درست یک خانواده یا راجع به قضاوت یک فیلم بسازید، این کار هم کار دینی است.
با توجه به آسیبهایی که در حوزه نمایش وجود دارد و آثار سخیف و بیارزش نمایشی و حتی آثاری که دچار سیاهنمایی و دلمردگی اجتماعی هستند، نقش هنرمندان متعهد در اعتلای هنر انقلابی و ارزشی چیست؟
به هر حال ما باید ببینیم چه کاری کردهایم، چه قدمهایی برداشتهایم، چه سرمایهگذاریای کردهایم، چه حمایتی از آثار نمایشی تئاتر کردیم که الان سر از اینجا درآورده و شاهد کارهای بیارزش و سطحی و مبتذل روی صحنه هستیم.
یعنی اینکه ما چشمانداز و برنامهریزی درستی نداشتهایم و حمایت نکردهایم. آن طور که باید به میدان نیامدهایم و برای تئاتر اهمیت قائل نشدهایم. الان واقعاً تئاتر رها شده است. تئاتر نه برای دولت و نه مجلس مهم نیست. هنری است که هم تأثیرگذاری اندیشهای دارد، هم تأثیرگذاری احساسی و هم بر تفکر و عقل انسان تأثیر میگذارد، هم بر احساس و روح و روان انسان تأثیر میگذارد. تئاتر یک هنر زنده است. رهبر معظم انقلاب میفرماید: تئاتر منبر است بلکه فراتر از منبر است. یعنی ارزشگذاری و تأثیرگذاری این هنر آنقدر بالاست که رهبر ما راجع به تئاتر چنین اظهارنظری میکند. تئاتر مثل منبری میماند که یک واعظ بر منبر نشسته و هزار نفر مخاطب دارد و دارد راجع به یک مقوله انسانی، ارزش اخلاقی، دینی و مذهبی سخنرانی میکند و روی مردم و مخاطبان خودش تأثیر میگذارد.
تئاتر یک قدرت جادویی دارد. یک قدرت ماورایی که ما از آن غافلیم و، چون غافل شدیم، رهایش کردیم همین اتفاق میافتد. به هنر نمایش باید توجه بیشتری شود. باید دولت و مجلس سرمایهگذاری کنند. باید مسئولان فرهنگی برای تئاتر ارزش قائل شوند. تنها هنر انسانی است که در واقع به موضوع انسان میپردازد. این هنر خلق شده است برای اینکه راه سعادت بشری را ترسیم کند. ما در تئاتر چیزی جز اخلاق و ارزشهای انسانی نداریم، یک هنر کاملاً انسانی است. تئاتر تا زمانی که رها شود و حمایت مالی نشود وضع همین است و روز به روز به بیراهه و کجراهه خواهد رفت و دچار فساد خواهد شد. تئاتر یک هنر والا است. هنری که با تعقل و اندیشه انسان بیشتر کار دارد و روی فکر انسان کار میکند.
دلیل این غفلت چیست؟ به طور کلی به نظر میرسد در هنرهای نمایشی در حال پسرفت هستیم.
به نظر من تئاتر در مدارس از ابتدایی باید به بچهها آموزش داده شود و جزو کتب درسی باشد، زیرا قرار است یک هنر انسانساز باشد. در هنر ما با انسان، با اندیشه انسان، با تفکر انسان، با تعقل انسان و با رشد اندیشه و عقل انسان کار داریم. ما در رشتههای مختلف درس میخوانیم که به جامعه انسانی کمک کنیم.
همه این راهکارهای کمک به جامعه انسانی درون تئاتر نهفته است و وجود دارد. نمیدانم چرا تئاتر برای دولتمردان و قانونگذاران ما بیارزش است؟! تا در تئاتر مسئلهای به وجود میآید همه شاخکها تیز میشود که چرا در تئاتر این اتفاق افتاده و چرا این ابتذال در تئاتر رخ داده؟
تئاتر اگر مثل یک بچه بی پدر و مادر و بیخانواده در کوچه و خیابان رها شود، وضع بدتر هم خواهد شد. اگر به هنرمند تئاتر سر زدی و به او توجه کردی و وارد گفتگو شدی، اگر مسائل اقتصادیاش را حل کردی و حمایتش کردی، آن موقع میتوانی از تئاتر انتظار داشته باشی.
وقتی شما تئاتر را رها کردی، نباید انتظار داشته باشی که در مسیر ارزشهای انسانی و انقلابی و مسائل دینی گام بردارد. وقتی میتوانیم بگوییم تئاتر انقلابی داریم که حمایتش کرده و برایش برنامهریزی کرده باشیم.
*جوان
سینماپرس: در روزهای شیوع ویروس کرونا در کشور، میثم شاهبابایی فیلمی را با عنوان «مینویسم نامت را» در شهر تهران کلید زده است. این فیلمی مستند- تجربی است که با نگاهی متفاوت به بحران کرونا، مواجههای برای روزهای پرامید پیشرو را به تصویر میکشد.
به گزارش سینماپرس، شاهبابایی درخصوص تولید این اثر تجربی اظهار کرد: «این فیلم مواجهه انسان با تنهایی اجباری است؛ امری که هم برای خود و هم جامعه مفید است. سفری که هر فرد ناچار است به درون خویشتن خویش داشته باشد. آنجا که اگر بخواهد، میتواند به شهود شخصی برسد و این آزمون و نشانی از «تعهد» است.»
او ادامه داد: «مینویسم نامت را» نام موقت فیلمی است که از نخستین ساعات سال ١٣٩٩ در منزل شخصی خودم کلید زدم. تم فیلم سفر است، اما به درون و خویشتن خویش. در این فیلم تلاش میکنم در کنکاش با خود باشم؛ با شرایط اجباری و استثنایی روزهای کرونا. در فیلم من تا به اینجای کار، اشیاء و طبیعت بیجان بیشترین کارکرد را داشتند و تلاش کردم خودم را با شرایط و هرآنچه تا به اینجا رخ داده، تطبیق بدهم تا این وضعیت از چشم دوربین من خارج نشود.
شاهبابایی تاکید میکند: تا امروز بیشترین نگاه فیلمسازان به تلاشگران بیمارستان و عملیات درمان بوده است، اما نگرش انسان محور بودن این فیلم تجربی از حیث جامعه شناسی میتواند برای مخاطبان جذاب باشد..jpg)

سینماپرس: عضو هیات مدیره انجمن برنامهریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما نسبت به عملکرد این نهاد صنفی در حوزه تخصیص عیدیها به صنوف سینمایی اعتراض کرد.
به گزارش سینماپرس، علیرضا نجفزاده عضو هیات مدیره انجمن برنامهریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما در یادداشتی نسبت به عملکرد خانه سینما در زمینه اهدای عیدی سال ۹۹ به صنوف سینمایی اعتراض کرد.
در متن این نامه که برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته، آمده است:
«بهعنوان کسی که سالها در سینما و تلویزیون بهعنوان برنامهریز فعالیت کردهام یادآوری میکنم که واقعی بودن و اجرایی بودن برنامه شرط مهم برای اجرای آن برنامه است و با پشتوانه یک برنامه جامع و درست میتوان سختترین پروژهها را با همت همه عوامل تصمیمگیر و اجرایی به سرانجام رساند.
بدنه و صنوف سینمایی به نسبت مدیران تصمیمگیر همانند یک پروژه شکست خورده است که با نسخههای ناکارآمد و غیرواقعی و گاهی تخیلی مسئولان امر برای اعضا میخواهند کمک حال باشند و مسائل معیشتی را حل و فصل کنند. این چرخه معیوب و نسخههای ناکارآمد شفابخش که نیستند، بعضاً کور میکنند و متاسفانه هرسال دریغ از پارسال.
بعد از پیگیریهای چند باره از پاییز سال گذشته و طرح در جلسات مشترک هیات مدیره انجمن برنامهریزان و دستیاران کارگردان با هیات مدیره خانه سینما، هیات مدیره کانون کارگردانان، هیات مدیره انجمن بازیگران مباحث معیشتی، رفاهی و عیدی اعضا و نواقص بیمه پایه تامین اجتماعی هنرمندان و نویسندگان صنوف، مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت که امیدوار بودیم و هستیم با رفع موانع شرایط رو به بهبود برود.
القصه، خانه سینما روز ۲۸ اسفند ماه از صنوف درخواست میکند که مشخصات اعضا را برای پرداخت مبلغ ۵۰۰ هزار تومان عیدی بر اساس سهمیه اختصاص یافته برای هر صنف، تهیه و تحویل دهند.
طبیعی است با توجه به تعداد اعضای خانه که بیش از پنج هزار عضو دارد و سهمیه درنظر گرفته شده که حدود نصف اعضا است، صدای اعتراض بلند شود. ما نیز بر حسب حمایت از حقوق اعضا، همان دقایق اولیه طی نامهای مکتوب اعتراض خود را اعلام کردیم و بهموازات مشغول جمعآوری اطلاعات خواسته شده (شماره حساب شبا بانکی، کد ملی و نام کامل هر فرد) شدیم و حدوداً ۱۰ روز اول نوروز درگیر اطلاعرسانی و تهیه لیست بودیم.
از آن طرف هم مسئولان امر در سایت سازمان سینمایی و سایت خانه سینما فریاد کمک رسانی به اعضا سردادند و حسابی در باد تیترهای مختلف خوابیدند.
امروز که هفته آخر فروردینماه را سپری میکنیم اگر شما ریالی از این مبلغ عیدی دیدید، ما هم دیدیم. نمیدانم این عیدی برای کدام خانه سینما و برای کدام صنوف منظور شده بود؟ اسم عیدی کاملاً شفاف و مشخص است برای عید است. چرا بدنه گرفتار را امیدوار میکنید و بعد اینطور عمل میکنید!؟
متأسفانه تا اسم سینما و صنوف سینمایی مطرح میشود، فقط چند اسم تیتر شده که خداروشکر به لحاظ مالی شرایط خوبی دارند مطرح میشود. نه اینطور نیست! صنوف کارگری قشر زحمتکش با متوسط درآمد پایین هستند که حتی در شرایط کاری نرمال هم با این تورم، اوضاع اقتصادی خوبی ندارند که حدوداً بیش از هشتاد، نود درصد اعضا به همین شکل هستند.
نجابت دارند و صورت با سیلی سرخ نگه میدارند.
برای عزت و نجابت اعضا احترام قائل شوید.
میدانید که چه تعداد منتظر و پیگیر همان پانصد هزار تومان ناچیز هستند؟
پرداخت عیدی به همه پنج هزار نفر رقمی معادل دو و نیم میلیارد تومان میشود که کف هزینه ساخت یک پروژه سینمایی هم نیست!
حال بحث شرایط سخت و بیکاری کرونا؛ مگر عوامل تولید و تهیه فیلمها در این مملکت زندگی نمیکنند؟ اهل همین آب و خاک نیستند؟
البته از تعداد پنج هزار نفر شاید حدود ۱۰ تا بیست درصد شرایط مالی بهتری داشته باشند که همیشه سیبل میشوند، ولی آیا میدانید که مابقی اعضا چوب نداری و گمنامی خود را میخورند؟
چرا باید از بیمه بیکاری یا کمک در این شرایط ویژه کرونا محروم باشند.
با صدای بلند اعلام میکنم که هنوز از مصاحبهها و مصوبات احتمالی، یک تکه نان سر سفره هیچ یک از اعضا خانه سینما و صنوف کارگری سینمایی نیامده. پس کی دیگر!؟ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
در خبرها آمده که صد میلیارد تومان برای کمک به روزنامهنگاران، چندهزار میلیارد برای صنعت گردشگری و… نمیدانم اینها هم تیتر است یا انجام شده که امیدوارم سریعتر انجام شود. در حالی که با رقم خیلی کمتر میشود به همه اعضا خانه سینما، برای سه ماه، ماهانه ۲ میلیون و پانصد هزارتومان پرداخت کرد و کمک حال پنج هزار خانواده شد. خدا رو شکر این مبالغ برای کشور بزرگ ایران مبالغ ناچیزی است.
به جد یادآوری میکنم، لازم است تدابیری اندیشیده شود تا وضعیت بیمه پایه اعضا و بیمه تکمیلی آنان در حد و شأن سربازان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی بهبود یابد.

سینماپرس: بهنوش بختیاری به جمع بازیگران مجموعه تلویریونی «میانبر» اضافه شد.
به گزارش سینماپرس، بهنوش بختیاری بازیگر سینما و تلویزیون به مجموعه تلویزیونی «میانبر» به تهیه کنندگی محمد صالحیان و کارگردانی یزدان فتوحی پیوست.
بهنوش بختیاری که آخرین بار با برنامه «سلام تهران» با محمد صالحیان همکاری داشت، پس از سالها بار دیگر در سریال «میانبر» با او همکاری میکند. «میانبر» هم مثل دیگر آثار او از بار اجتماعی و طنز برخورد است. «میانبر» مضمونی اجتماعی و کمدی دارد و محوریت داستانش درباره ساکنان یک آپارتمان و اتفاقات شیرین پیرامون آنها است.
غلامرضا نیکخواه، رضا شفیعی جم، محمود جعفری، شهین تسلیمی، آرش نوذری، بهراد خرازی، مرضیه صدرایی، حمید نیکنبرد، سالار کریمخانی، فاطمه مرتاضی، جابر وثوق، وحید اسمیخانی، وحید چنانی، مرتضی علیآبادی، حنانه احدی، ترگل جعفری، ریحانه سرلک، شاهکار صالحیان از بازیگران این سریال هستند.

سینماپرس: انیمیشن«فروزن۲ » (Frozen II) با فروش بیش از نیم میلیون نسخه در ظرف تنها سه هفته پس از انتشار، شبکه نمایش خانگی را در سطح جهانی تسخیر کرد.
به گزارش سینماپرس، قسمت دوم از انیمیشن محبوب یخ زده (Frozen) کمپانی دیزنی که با رکوردشکنیهای اخیر خود در گیشهها به پرفروشترین انیمیشن تاریخ تبدیل شد، حال در بازار شبکه نمایش خانگی نیز خوش درخشیده است.
این انیمیشن که برای نخستین بار سه هفته پیش در فرمت دی وی دی، بلوری و الترا اچ دی ۴k در شبکه نمایش خانگی توزیع شد، تاکنون ۵۳۰ هزار و ۳۰۰ نسخه فروش کرده است.
اما این بار در قسمت دوم انیمیشن یخزده، آنا، السا و همراهانشان در پی ماجراجویی دیگری هستند و برای این که بدانند قدرت السا از کجا آمده است، سفری پرخطر را آغاز میکنند. آنها برای اینکه ملکه را از خطر در امان نگه دارند، برای پیدا کردن ریشه این جادوها به جنگلی باستانی و پاییزی در یک سرزمین اسرارآمیز میروند.
یخ زده ۲ در هفته نخست نمایش ۱۲۷ میلیون دلار فروش هفتگی و ۳۵۰ میلیون دلار فروش جهانی را به نام خود ثبت کرد.