X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

یادی از سردار دل‌ها در جشنواره فیلم فجر۳۸ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: والی نژاد تهیه کننده فیلم «لباس‌شخصی» در نشست خبری این فیلم که با حضور عوامل و بازیگران فیلم در پردیس سینمایی ملت برگزار شد متنی را درباره شهادت سردار سلیمانی و شهدای حادثه سقوط هواپیمایی قرائت کرد.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری فیلم «لباس شخصی» به کارگردانی امیر عباس ربیعی با حضور کارگردان، حبیب والی‌نژاد(تهیه‌کننده)، مهدی نصرتی، توماج دانش بهزادی، ماه منیر بیطاری، مجید پتکی (بازیگران)، هاشم مرادی (مدیر فیلمبرداری)، مهدی سعدی (تدوین)، جواد مطوری (جلوه‌های ویژه بصری) با حضور آرش خوشخو (منتقد)، با اجرای محمود گبرلو جمعه هجدهم بهمن ماه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

ربیعی در ابتدای این نشست گفت: برای این فیلم زحمت زیادی کشیده شده و سه سال پژوهش آن زمان برد و ۶ ماه درگیر تولید بودیم.

آرش خوشخو(منتقد) هم درباره این فیلم گفت: «لباس‌شخصی» نوری به ماجراهایی که در تاریخ ما مغفول مانده است، می‌تاباند. این فیلم پر زحمت و پر وسواس ساخته شده و در بازگویی زوایای پنهان تاریخ خودش را دچار سانسور نکرده است و از خط قرمزها عبور کرده است.

در ادامه ربیعی درباره سکانس‌های حذف شده فیلم توضیح داد: حدود سه سکانس و ۶ دیالوگ از فیلم حذف شده است. دلایلش را نمی‌توانم بگویم. فشارهایی از درون برای حذف این سکانس‌ها بود اما این فشارها از طرف سازمان اوج و تهیه‌کننده نبود.

او تاکید کرد: از طرف سازمان و تهیه کننده هیچ فشاری بر ما نبوده است و  بین ما هیچ اختلافی نیست.

والی‌نژاد هم در این باره توضیح داد: اگر آن سکانس‌ها را حذف نمی‌کردیم به زمان فیلم لطمه وارد می‌خورد. در این فیلم سانسوری از سوی هیچ نهادی صورت نگرفت.

ربیعی در پاسخ به سوالی درباره شباهت بازی نقش اول فیلم به بازی نوید محمدزاده گفت: قیاس بازیگر نقش اول فیلم من با نوید محمدزاده باعث خوشحالی ماست. کاراکتر مهدی نصرتی شبیه به کاراکترهایی است که نوید محمدزاده ایفا کرده است.

نصرتی هم درباره حضور خود در «لباس شخصی» توضیح داد: من دوست ندارم شبیه هیچ بازیگری باشم و این نوع بازی را برای این نقش انتخاب کردم. به جزئیات این نقش فکر کردم و برای رسیدن به شخصیت تمرین زیادی کردم. از دوستان می‌خواهم کمی صبور باشند دیگر انتخاب‌های من در بقیه فیلم‌ها را ببینند و بعد درباره بازی من نظر بدهند.

ربیعی درباره استفاده از جلوه‌های بصری فیلم و تداوم فیلمسازی ‌اش درباره سوژه‌های سیاسی گفت: خیابان انقلاب ما کاملا دکور و پرده سبز است. من به سوژه‌های سیاسی و این ژانر علاقمندم. این روند را از فیلم‌های کوتاهم شروع کرده‌ام و در آینده هم علاقه به ساخت فیلم در این فضا دارم.

در ادامه جواد مطوری درباره جلوه‌های ویژه بصری فیلم توضیح داد: فضای دهه شصت از فضای روز دور است. بسیاری از لانگ‌شات‌ها را با کمک عوامل سعی کردیم از طرق فضاسازی و گرافیک اتمسفر دهه شصت به تصویر بکشیم. تصاویر بندرانزلی و لانگ‌شات خیابان انقلاب به طور کامل بازسازی شد و در جلوه‌های بصری ساخته شد.

ربیعی درباره همراهی حاتمی‌کیا با این پروژه گفت: ابراهیم حاتمی‌کیا دیر به پروژه پیوست و در بازنویسی و کارگردانی به ما کمک کرد و من ممنون او هستم. من می‌خواستم با توجه به سوژه فیلم پیش زمینه‌ای نسبت به بازیگرانم وجود نداشته باشد و البته هزینه کمتری درباره بازیگران بدهم. همچنین قصدم معرفی بازیگران جدید به سینما بود. چرا باید حلقه انتخاب بازیگر محدود به چند نفر باشد. یکی از کارکردهای جشنواره فیلم فجر باید معرفی بازیگران جدید باشد.

دانش بهزادی هم درباره شباهت نقش نصرتی به نوید محمدزاده متذکر شد: نوید، بازیگر توانمندی است اما به نظرم شبیه دانستن بازی این دو نفر درست نیست. از نظر من چنین قضاوتی نشانه تنبلی در پرداختن به بازی مهدی نصرتی است.

او در ادامه گفت: به نظرم بازیگران تئاتر دربازیگری متخصص هستند وامیرعباس ربیعی این شجاعت را داشت که به این سو بیاید و از بازیگران تئاتری در اولین فیلم خود استفاده کند.

خوشخو در ادامه نشست متذکر شد: من دلم می‌خواهد فیلم با نسخه کامل پخش شود و مهندسی کردن حقایق و وقایع واقعی تاریخی مکافاتی دارد. دوست دارم فیلم را کامل ببینیم.

ربیعی درباره روند تحقیقاتش گفت: برای انتخاب سوژه، ابتدا قصه من را جذب می‌کند، نه مضمون. من برای ساخت فیلم تحقیقات فراوانی انجام دادم و در پژوهش‌هایم محدودترین سند، خاطرات آقای ری شهری بود. اگر بخواهم منابع را بیان کنم بسیار است.

والی‌نژاد سپس متنی را درباره شهادت سردار سلیمانی و شهدای حادثه سقوط هواپیمایی قرائت کرد و در ادامه درباره فیلم اولی‌هایی که سازمان اوج به سینما معرفی کرده است سخنانی را بیان کرد.

دانش بهزادی درباره ایفای نقش خود در «لباس شخصی» گفت: من بعد از بیست سال بازی در تئاتر، می‌ترسیدم که برای پذیرش این نقش پا پیش بگذارم. اما آقای ربیعی را می‌شناختم و خوشحالم که با این فیلم به سینما معرفی شدم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جشنواره‌های استانی «موسیقی فجر» از سیستان و بلوچستان آغاز می‌شود


جشنواره‌های استانی «موسیقی فجر» از سیستان و بلوچستان آغاز می‌شود

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برجی: داوران جشنواره باید برای آثار ترویج دهنده فرهنگ ارزشمند ایرانی-اسلامی امتیاز ویژه ای قائل شوند/ برای اعتلای هنرهفتم نیاز به حضور مدیران انقلابی و متعهد داریم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رضا برجی مستندساز مطرح سینمای کشورمان گفت: داوران جشنواره باید برای آثار ترویج دهنده فرهنگ ارزشمند ایرانی-اسلامی امتیاز ویژه ای قائل شوند؛ در این رویداد باید آثاری جایزه بگیرند که به اهداف و آرمان های انقلاب شکوهمند اسلامی پایبند هستند، چرا که این جشنواره برآمده از دل انقلاب اسلامی است و باید بازتاب دهنده فرهنگ انقلابی باشد.

کارگردان مستندهای «مادران صربرنیتسا» و «لعل بدخشان» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: جشنواره فیلم فجر انقلاب اسلامی جشنواره ای خصوصی نیست که هر کس بر اساس امیال و سلیقه های شخصی اش بتواند فیلمی را در آن ارزیابی کند. این جشنواره مهمترین رویداد سینمایی کشور است که در ایام الله دهه مبارکه فجر به یاد نصرت و پیروزی انقلاب برپا می شود و قطعا باید در آن اهداف ارزشی و انقلابی دنبال شود.

وی در ادامه این گفتگو با بیان اینکه در سال های ابتدایی برگزاری جشنواره فیلم فجر انقلاب، سیاست گذاری مدیران سینمایی وقت به همین شکل بود یادآور شد: متأسفانه چند سالی است به واسطه اهمال کاری برخی مدیران سینمایی این جشنواره رو به افول رفته است. گویا آقایان یادشان رفته که این جشنواره فجر انقلاب اسلامی است و باید اهدافی انقلابی و اهدافی که بر اساس تفکرات حضرت امام (ره) است و انقلاب بر پایه های آن بنا شده دنبال شود.

برجی استعمارستیزی، استکبارستیزی و نبرد با تاریکی و استعمار فرهنگی را مهمترین اهداف جشنواره فجر انقلاب اسلامی برشمرد و تأکید کرد: این رویداد سینمایی باید صدای انقلاب اسلامی و امت شریف ایران اسلامی را به گوش جهانیان برساند و تفکرات انقلابی و ارزشی را بسط و گسترش دهد. بی تردید کسانی که در جشنواره فیلم فجر پست و سمت می گیرند همگی باید به اهداف انقلاب اسلامی پایبند باشند؛ باید نبرد با ظلم را قبول داشته باشند، باید جنگ بین فقر و غنا را قبول داشته باشند، در غیر این صورت اصل برگزاری جشنواره فجر انقلاب زیر سوأل می رود.

این سینماگر با تأکید بر اینکه در برخی زمان ها حضور برخی فیلم های ضداخلاقی و ضدارزشی باعث می شود تا ما فکر کنیم جشنواره فیلم فجر جشنواره ای برای کشورهای غربی و بیگانه است تصریح کرد: به راستی تفاوت اصلی و ماهوی این رویداد سینمایی با جشنواره های غربی و اروپایی در چیست؟ چرا مسئولان برگزارکننده جشنواره فیلم فجر بیش از آنکه در پی ارتقای محتوای آثار جشنواره فجر انقلاب باشند در پی این هستند که از جشنواره های غربی که با هویت دینی و ملی ما در ستیز هستند کپی برداری کنند؟

کارگردان مستندهای «در امتداد غدیر» و «سواحل اشک و زیتون» تأکید کرد: کسانی که در جشنواره فجر انقلاب سمت داوری را بر عهده دارند وظیفه ای سخت و خطیر بر دوششان است. آن ها هرگز نباید سلیقه های فردی شان را اعمال کنند و یا بر اساس سلایق سیاسی و جناحی شان تصمیم گیری کنند. توجه به منافع ملی باید در اولویت اصلی یکایک داوران جشنواره باشد. داوران نباید این اجازه را به خود بدهند تا فیلم هایی که با منافع ملی، اخلاقیات و ارزش ها در تعارض هستند را حتی به عنوان کاندیدا معرفی کنند.

برجی در همین راستا متذکر شد: ما طی سال های اخیر شاهد این اتفاق تلخ و ناراحت کننده بوده ایم که داوران و سیاست گذاران جشنواره فجر انقلاب به آثاری جایزه داده اند که فیلمسازان شان با وقاحت تمام رسما عنوان کرده اند که هدف شان زدن قوانین و اهداف و ارزش های جمهوری اسلامی ایران بوده است! ‌ چنین پدیده شومی در تمامی دنیا نادر است و در هیچ یک از کشورهای دنیا این اجازه را به داوران نمی دهند تا به فیلمسازانی که بر علیه جشنواره و اهداف آن فعالیت می کنند جایزه ای بدهند.

وی سپس با بیان اینکه برای اعتلای هنرهفتم نیاز به حضور مدیران انقلابی و متعهد داریم خاطرنشان کرد: نگاه مدیریتی جشنواره فجر انقلاب اسلامی نیاز به تغییر دارد. جشنواره فجر انقلاب اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف است. متأسفانه چند سالی است که یکایک برگزارکنندگان جشنواره سازهای ناکوکی را می نوازند و جشنواره را سانتی مانتال کرده اند و فرهنگ ارزشی و انقلابی و هویت دینی و ملی را از این رویداد زدوده اند.

این مستندساز مطرح کشورمان جداسازی بخش های ملی و جهانی جشنواره را یکی از بزرگترین آسیب های این رویداد سینمایی برشمرد و تصریح کرد: بخش جهانی جشنواره فیلم فجر رسما یک فاجعه بزرگ در فرهنگ و هنر کشور محسوب می شود. این جشنواره رسما هیچ قرابتی با فجر انقلاب ندارد و من نمی دانم چطور افراد خجالت نمی کشند که از عنوان مقدس «فجر» برای آن استفاده می کنند.

برجی تأکید کرد: تفکرانی که در پشت پرده جشنواره فیلم فجر وجود دارد به شدت وحشتناک است. ما اگر بخواهیم تفکرات انقلابی را پیاده کنیم نیاز به حضور نیروهای انقلابی داریم و من امیدوارم جشنواره فیلم فجر به زودی به دست نیروهای انقلابی اداره شود. بعضی افراد دوست دارند اداره جشنواره را به دست نیروهای اپوزوسیون بدهند و این اتفاق می تواند مانند یک سم مهلک عمل کرده و کشنده باشند.

وی در خاتمه اظهاراتش تأکید کرد: در یک جمله باید بگویم سیاست گذاران و یکایک دست اندرکاران برگزارکننده جشنواره فیلم فجر موظف هستند به صورت انقلابی عمل کرده و انقلابی بودن و انقلابی ماندن و انقلابی گری را ترویج نمایند و اگر هر عملی خلاف این اتفاق رخ بدهد نهادهای ناظر بر عملکرد دستگاه های فرهنگی کشور باید آن ها را مورد بازخواست و موأخذه قرار دهند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«حسین علیزاده» در پشت صحنه «آتابای»


«حسین علیزاده» در پشت صحنه «آتابای»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

گزارش مهر از نشست خبری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر


گزارش مهر از نشست خبری سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عصبانیت بازیگر سریال پروانه از تلخی و سیاهی فیلمهای فجر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فرشید نوابی از روند فیلمسازی که آنقدر غم، بدبختی، خون و خونریزی، اعتیاد و تلخی نشان می‌دهد عصبانی است؛ باید از این سینما استعفا داد و رفت که هنرپیشه‌های معروفش یا مدام سیگار می‌کشند، اخمو و خشم‌زده‌اند.

به گزارش سینماپرس، در “خاک سرخ” ابراهیم حاتمی‌کیا ایفای نقش کرده، اما با “جدال سرنوشت” وارد عرصه بازیگری شد. در سریال‌های “پروانه” جلیل سامان، “من یک مستأجرم” پریسا بخت‌آور و “ماه و پلنگ” احمد امینی، نقش‌های خاکستری و منفی داشت. مدتی است کم‌کار شده و شب‌ها به پردیس چارسو می‌آید و با همکارانش فیلم می‌بیند. او در گفت‌وگو با تسنیم از عصبانیتی گفت که نسبت به شکل و شمایل فیلمسازی و ترکیب فیلم‌های جشنواره فیلم فجر امسال برایش ایجاد شده است.

فرشید نوابی تأکید کرد: ۱۵ فیلم دیدم، اما “خون شد” مسعود کیمیایی دیگر به اوج تلخی، صحنه‌های خشونت و خون و خونریزی رسید که مرا به این جمله و عبارت رساند که چرا جشنواره ما خشم‌واره، غم‌واره و مصیبت‌واره شده است؟ باور کنید به عنوان یک سینماگر دلم برای تماشاگری می‌سوزد که قرار است سال آینده این فیلم‌ها را ببیند. چرا جشنواره مابه یکسری مسائل و معضلات حاشیه شهرهای بزرگی مثل تهران تبدیل شده و می‌آییم وارد زوایای پنهان زندگی‌های سیاه و تلخ می‌شویم؟

بازیگر سینما و تلویزیون تصریح کرد: زمانی می‌گفتیم جشنواره سیاه‌نمایی نکند و امروز باید اشاره کنیم که سفیدنمایی کنید! واقعاً همه فیلم‌ها را سیاهی و تلخی فراگرفته است. در این ۱۵ فیلمی که دیدم فقط “سینما شهر قصه” بود که یک بار طنزی داشت. همه فیلم‌ها بر خشم و تلخی تأکید دارند.

نوابی به کشیدن سیگار مدام هنرپیشه‌های معروف در فیلم‌های سینمایی انتقاد کرد و گفت: چرا آنقدر هنرپیشه‌های معروف در فیلم‌های سینمایی از همان پلان اول سیگار می‌کشند تا آخرین سکانس‌ها؛ حتی در فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا هم شاهد همین اتفاقیم. چرا آنقدر برخی از هنرپیشه‌های ما، اخمو، سیگاری و خشم‌زده‌اند. من از این شکل فیلمسازی عصبانی‌ام؛ از شکل برخورد اجتماعی با معضلات اجتماعی ناراحتم. ما قرار نیست در فیلم‌های سینمایی‌مان، آنقدر بدبختی، خون و خونریزی، اعتیاد، غم و حبس نشان دهیم.

وی افزود: اگر سینمای اجتماعی این است، باید از سینما استعفا داد و رفت. چرا فیلمی نمی‌سازیم حال مردم را خوب کنیم؟ قرار نیست طنز و لودگی باشد. یعنی در این شهر و کشور هیچ سوژه‌ای برای اینکه حال مردم خوب شود، وجود ندارد. بگذاریم مردم به هنگام خارج شدن از سالن‌های سینما، شاد و خندان باشند به جای اینکه آنقدر نگاه‌های بهت‌زده و حیرت‌زده و ناراحت و مغموم ببینیم.

نوابی در پایان خاطرنشان کرد: من اصلاً نگاه این نوع فیلمسازی را نمی‌فهمم که بعد از ۲۸ سالی که به جشنواره فیلم می‌آیم و بازیگری و کارگردانی کردم، متوجه نمی‌شوم چرا کارگردان‌های ما با نمایش فضای اعتیاد، شمشیر و دشنه‌کشی و چاقو زدن‌های مدام، مردم را عصبانی کنند؟ واقعاً از این جشنواره عصبانی‌ام و دلم برای تماشاگرانی می‌سوزد که سال آینده این فیلم‌ها را پول بدهد و این‌ها را ببیند.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

چند پرسش درباره سیمرغ‌های فجر/ از زیر پل کالج تا کاخ جشنواره!


چند پرسش درباره سیمرغ‌های فجر/ از زیر پل کالج تا کاخ جشنواره!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آخرین آمار فروش فیلم های سینمایی روی پرده – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جدیدترین آمار فروش فیلم های سینمایی برای علاقه مندان منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، جدیدترین جدول آمار فروش فیلم های سینمایی و کم فروش و پر فروش ترین فیلم ها برای علاقه مندان منتشر شد که بر اساس جدیدترین آمار فیلم «مطرب» همچنان در صدر گیشه است.

مطرب۳۷میلیارد و ۱۰۰میلیون   ۸۹روز اکران

چشم و گوش بسته  ۱۲میلیارد و۲۰۰میلیون۸۹روز اکران

زیرنظر ۷میلیارد و ۶۰۰میلیون۴۰روز اکران

منطقه پرواز ممنوع ۵میلیارد و ۸۰۰ میلیون۸۹روزاکران

جهان با من برقص ۵میلیارد و۳۰۰میلیون۳۳روزاکران

بنیامین  ۴میلیارد و ۸۰۰میلیون۸۹روزاکران

جاندار  ۳میلیارد و ۶۰۰میلیون۵۴روزاکران

بیست و سه نفر ۲میلیارد و۱۰۰ میلیون۵۴روزاکران

آشفتگی  ۶۶۰میلیون۴۷روزاکران

اژدر۵۱۰میلیون۲۹روزاکران

سونامی  ۴۰۰میلیون۴۰روزاکران

مشت آخر  ۲۲۰میلیون۴۷روزاکران

امیر  ۱۱۵میلیون۲۳روزاکران

کاتی و ستاره ۱۱۲میلیون۱۶روزاکران

قطار آن شب ۲۵میلیون۱۶روزاکران

اولین امضاء برای رعنا ۱۵میلیون۲۳روزاکران

دوئت ۱۰۰هزارتومان۲روزاکران

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آغاز جشنواره موسیقی فجر از شهرها و روستاهای سیستان و بلوچستان


آغاز جشنواره موسیقی فجر از شهرها و روستاهای سیستان و بلوچستان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتقام از متولی در درجه ۴۰! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «کشتارگاه» نام چهارمین فیلم عباس امینی است که امسال به عنوان فیلم اول او در بخش نگاه نو جشنواره به نمایش درآمده است.

سید علی فاطمی/ فیلم سینمایی «کشتارگاه» نام چهارمین فیلم عباس امینی است که امسال به عنوان فیلم اول او در بخش نگاه نو جشنواره به نمایش درآمده است. فیلمی که داستان آن به قاچاق دلار اختصاص داشته و صاحب کشتارگاهی به نام متولی را به تصوی می کشد که سه نفر از کارگران خود را در سردخانه کشته و اکنون به کمک نگهبان و پسر امیر او اقدام به دفن و پنهان ساختن ماجرا می نماید. آن ها را دفن می کند. این در حالی است که متولی مالک یک کشتارگاه در شرایط تلاطم بازار دلار و طلا در حال قاچاق گوشت و دریافت عرض آن از مرزهای جنوب کشور است و از این جهت «کشتارگاه» سعی می کند تا به صورت نمادین به ترسیم وضعیت اقتصادی و امنیتی کشور بپردازد. شرایطی که مبتنی بر آن عده با سوءاستفاده از وضعیت اقصادی و ول شدگی حاکم بر اقتصاد کشور سعی می کنند تا با تحت فشار گذاشتن اقشار مختلف جامعه به افزایش ثروت خود بپردازند که این تصویر سازی اگر چه مناسب و ضروری است اما «کشتارگاه» با تعمد ویژه سعی دارد تا این سو استفاده را به بنده حاکمیتی سرایت بخشیده و متولیان کشور را در قالب متولی کشتارگاه ترسیم نماید. شخصیتی موجه که دلارهای خود را به تهران منتقل نموده و در بازار آزاد به فروش  می رساند و به نوعی کنترل کننده بازار است.


امیر در «کشتارگاه» شخصیتی فداکار است که از فرانسه دیپورت شده و اکنون پس از کمک به متولی در سربه نیست کردن جنازه ها مورد توجه او قرار گرفته و به نوعی نوچه او می شود. فرایندی که به صورتی نمادین با حضور او در تیم فوتبال سالنی متولی آغاز می شود و در ادامه به عنوان گماشته او د رتزریق دلار به بازار و کنترل کننده قیمت و قاچاقچی ارز و … ادامه مسیر می یابد و البته در نهایت همین امیر است که متولی را در اختیار خانواده هاشم و دختر او با نام اسرا به عنوان نماد قوم عرب قرار می دهد تا ایشان را به سزای اعمال خود برساند.


فیلم سینمایی «کشتارگاه» از کارگردانی تقریبا یکدست و مناسبی برخوردار است که با لحن ثابت به پیش می رود و اگر چه استفاده مکرر و بدون منطق از دوربین روی دست توی ذوق میزند؛ اما در مجموع باعث از ریتم افتادن اثر نمی شود و این همه در حالی است که قاعده دنیا در «کشتارگاه» قاعده بی قانونی است و اگر چه پلیس و قانون هر جا که نویسنده بخواهد حضور پیدا می کنند اما در مجموع نوعی آنارشیسم را برمحور ایجاد نوعی تصور پیگیری می کند که گویی در کشتارگاه جامعه که مردم همچون گوسفندها د رحال ذبح هستند، نه قانون و نه نظارتی وجود دارد و تمام امور در ید قدرت متولی است که می تواند هر گونه نظارتی را نادیده گرفته و از اساس منکر ماجرای قتل کارگران عرب داخل سردخانه شود. اثری ویژه که به نوعی سعی خود را متمرکز بر برانگیخته ساختن قوم عرب نموده و از این جهت است که به ترسیم اعراب خوزستانی به عنوان انسان هایی صادق و درستکار و البته مورد سو استفاده توسط متولی می رود. انسان هایی که با کمک و همراهی امیر سرانجام انتقام خود ررا از متولی گرفته و با نشان دادن درجه ۴۰! ایشان را به فرجام یخ زدگی می رساند.

مشاهده خبر از سایت منبع