
سینماپرس: ابوالفضل اقبالی: احترام متقابل در میان اعضای خانواده تقریبا در سینمای خانواده ما رنگ باخته است و سینمایی شده است که بیاحترامی کوچکتر به بزرگتر به وفور دیده میشود.
به گزارش سینماپرس، در هفته عفاف، حجاب و خانواده، درباره موضوع مهم وضع شناسی خانواده در سینما و بازنمایی صحیح از آن به گفتگو با دکتر ابوالفضل اقبالی پژوهشگر حوزه مطالعات زنان و خانواده پرداختیم. خانواده در جامعه ما به دلیل اهمیتی که دارد در سینما نیز همواره مورد توجه بوده است و عموما در جشنوارههای داخلی و خارجی آثار برتر از ژانر اجتماعی انتخاب میشوند. طبیعتا مردم نیز به عنوان مخاطبین سینما به عنوان جامعه هدف به الگوبرداری از فیلمهای اجتماعی میپردازند، بنابراین اهمیت سینمای اجتماعی ایران و نحوه درست بازنمایی از آن از اهمیت روشنی برخوردار است که در این گفتگو تلاش شده است تا به آن بپردازیم.
آقای اقبالی لطفا در ابتدا باتوجه به اهمیت سینمای اجتماعی و نقش آن در زندگی مردم، به یک بررسی کلی از سیمای خانواده و زن در سینمای ما بپردازید و از آن یک وضع شناسی ارائه کنید.
نکته اولی که درباره سینمای ما و خانواده میتوان گفت این است که سینمای ما اساسا خانواده محور نیست بلکه به نوعی ضدخانواده یا ضد ارزشهای خانواده است. این مقوله بیشتر شامل ۱۰ تا ۲۰ سال اخیر سینمای ما است، تا قبلتر از آن باز شاهد خانواده و خانواده محوری بودیم و فیلمهای خوبی مانند «مادر» علی حاتمی داشتیم که روایت مناسبی از خانواده در آن وجود داشت و موفق هم بودند.
بخشی از این پدیده متاثر از واقعیتهای اجتماعی ما است که در آن تا حدودی جهت تحولات خانواده دچار ضعف شده است و سینما هم میخواهد بازنمایی آن را بکند و متاسفانه بیشتر بخش خالی لیوان بازنمایی میشود تا نیمه پر آن. از طرف دیگر برخی از فیلمسازان که سبقه روشنفکری دارند نیز از طبقه و قشر خاصی هستند که در آن آسیبهای خانوادگی وجود داشته است و سبک زندگی آنان به نوعی درگیر مصادیقی مانند طلاق و گرفتاریهایی از این قبیل است و بنابراین سینما بیشتر به سمت این سبک روایت پیش رفته است.
مثلا فیلم «برف روی کاجها» آقای پیمان معادی بیشتر ناظر به زندگی عده خاصی است که در طبقه اجتماعی آنان بروز و ظهور داشته است یا فیلم «پل چوبی» باز درگیریهای این عده را دارد نشان میدهد. بنابراین نمیتوانیم بگوییم این سینما نمایانگر زندگی در جامعه ایرانی است. علت دیگر آن برمیگردد به اختلافات ارزشی طیف غالب هنرمندان جامعه ما. واقعیت آن است که سبک زندگی جامعه هنری ما با ارزشهای اسلامی و ایرانی فاصله دارد و تمایلشان بیشتر به بازنمایی زندگی خودشان است. مثلا یکی از مسائل مهم خانواده ما بعد خانوار است مانند کودک که در آن خیلی کم نمایش داده میشود و اساسا مزاحم است. مثلا در فیلم اخیر آقای خسرو معصومی کلا کودک مزاحم داریم و رسما یک موجود دست و پاگیر است که فقط دارد اذیت میکند و همه را با بازیگوشیهای خود کلافه کرده و پدر را وادار میکند که او را دعوا کند. یا اینکه اساسا تمایلی به بچه و افزایش بعد خانواد وجود ندارد و مساله این طیف نیست. در حالی که ما معتقدیم که یک خانواده خوب خانوادهای است که در آن بچه وجود دارد و در هویت بخشی به آن کاملا موثر است و نشان از شادابی و پویایی و کارآمدی خانواده دارد.
زن در سینمای ما اول شاغل و محصل است بعد همسر و مادر
نکته دیگر بحث نقش زن در خانواده است که کاملا محوری است و رکن و اساس خانواده در خانه تلقی میشود. اسلام معتقد است که زن ابتدا همسر و مادر و مدیر خانه و خانواده است بعد رسالتها و نقشهای اجتماعی آن موضوعیت دارد ولی در نگاه هنرمندان ما اولا نقش اجتماعی زن است که اهمیت دارد لذا نگاه فمینیستی در این طیف پررنگتر است. افرادی مانند خانم تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد و یا خانم پوران درخشنده سینماگران اساسا فمینیست هستند. یا فیلمسازان دیگری هستند که اساسا ارزشهایشان مبتنی بر مدرنیته است زیرا همواره بر نقش اجتماعی زن بیشتر تاکید میکنند که تحصیلکرده است و موفق تا اینکه در خانه و خانواده باشد یا در حال نقد زن سنتی از این منظر هستند و به دنبال مدرن کردن زن ایرانیاند.
اگر در مصاحبهها و گفتگوهیشان از شخصیتهای دینی میگویند یا به نوعی مطالبی را بیان میکنند که در کلام بزرگان دینی دیده میشود، باید گفت که در حقیقت خوانش شخصی خودشان را از دین قرائت میکنند و در فیلمها چیز دیگری را رسما نشان میدهند و آن مطالب دینی را به نحوی مصادره به مطلوب میکنند. آنان بیشتر از اینکه خود واقعیت دینی برایشان اهمیت داشته باشد تطبیق دین با ارزشهای خودشان مهم است نه برعکس. برای همین ما قطعا نمیگوییم که زن باید در چاردیواری خانه محصور باشد ولی در نظام اولویتی ما اول خانه و خانواده است و بعد نقش اجتماعی آن که فرمایشات رهبری و محتوای دینی ما نیز همین را میگوید.
با وصال تازه عشق آغاز میشود
آسیب دیگری که در سینمای ما نسبت به خانواده وجود دارد این است که عشق در آن عشق میان زن و شوهر نیست بلکه عشق دختر و پسری است. واقعا آخرین فیلم موفق و جدیدی که در آن عشق میان زن و شوهر را به خوبی دیدیم کدام بوده است؟ یکی از نمونههای مطلوب آن در تلویزیون سریال همسران است. در درام طبیعتا رگههایی از عشق وجود دارد که مقوله عاطفی است و مخاطب با آها ارتباط برقرار میکند. در این فیلمهایی که گفته شد کنشگر این عشق و روابط زن و شوهر نیستند بلکه دختر و پسر هستند. چه اشکالی دارد که این روایت درباره زن و شوهر باشد و روایتگر یک عشق پرشور یک مرد به همسرش باشیم تا یک عشق حرام یک مرد مجرد به یک زن مانند فیلم «برف روی کاجها» یا شیوه بازگشت به عشق اول که در «پل چوبی» میبینیم.
عشق این آثار عشق همسران نیست عشق افرادی است که دچار هجران هستند و هیچ وقت هم به هم نمیرسند و پایانش تلخ است یا به جدایی میرسد. اگر سینمای ما میخواهد روایتگر خانواده اصیل و سالم باشد باید بجای روایتگری عشق های دختر و پسری به عشقهای همسران در خانه و خانواده برسد. الان گفتمانی که وجود دارد این است که عشق تا قبل از وصال عشق است و باید همیشه در این دوری بماند درحالی که بیان دین ما این است که زمانی که وصال رخ میدهد میشود تازه عشق حقیقی ایجاد شده و تنور عشق با وصال گرمتر میشود ولی در سینمای ما این جابجایی اتفاق افتاده است. در فیلم «شبی که ماه کامل شد» این عشق را میبینیم که بعد از وصال تازه گرمتر میشود و سیمای زیبای خود را پیدا میکند.
ما در مباحث خانواده که با مخاطبین خود در کارگاههای مشاوره و خانواده داریم به جوانان میگوییم که ازدواج مقدمه عشق است نه عشق مقدمه ازدواج. ما باید عاقلانه انتخاب کنیم و عاشقانه زندگی کنیم. باید هنگام انتخاب در زندگی احساس و عاطفه را کنار بگذاریم و با عقل انتخاب کنیم و بعد از انتخاب و شروع زندگی با عشق حرکت کنیم.
مساله دیگر که در این سالهای سینمای ایران بسیار دیده میشود خیانت است. خاطرم است که در جشنواره سال ۹۱ سونامی خیانت وجود داشت که همانطور که گفتم ناشی از تاثر پذیری قشر هنرمندان از قشر خاص خودشان است و نتیجه این میشود که ۵ فیلم یک جشنواره اختصاص به خیانت پیدا میکند. درحالی که فرهنگ دینی و ملی ما مبتنی بر اعتماد و تحکیم روابط میان زن و شوهر است و خیانت هم در خود جامعه دیده رایج و شایعی نیست بلکه در برخی از شهرها بعضا دیده میشود ولی متاسفانه در سینمای ما و در نگاه هنرمندان برجسته سازی شده است.
اگر هم سینمای ما دارای موضوع خانواده نیست غالبا در بستر خانواده روایت میشود، حتما یک رابطه زن و شوهری وجود دارد، یک رابطه پدر و فرزندی وجود دارد و در نهایت یک رابطه خانوادگی به درام قوام بخشیده است؛ اصلا در جامعه ما درام با روابط خانوادگی قوام میگیرد حتی اگر به صورت خاص موضوع آن خانوادگی نباشد. چون باز ناظر به خانواده یا بخشی از مسائلی است که به تشکیل خانواده منجر خواهد شد مانند عشقی که قرار است به تشکیل زندگی برسد.
در سینمای طراز خانوادگی الگو سازی صحیح در کنار بازنمایی مشکلات است
شما یک وضع شناسی از سیمای خانواده در سینمای ایران کردید؛ حالا اگر بخواهیم چهره شایسته و درستی از خانواده در آن نشان بدهیم چه ویژگیهای باید داشته باشد؟
نگاه من این است که بخشی از سینمای اجتماعی ما باید بازنمایی جامعه باشد و این را قبول دارم ولی یک بخشی از آن باید ناظر به الگو سازی برای همان جامعه باشد. کار رسانه نیز اساسا همین است که باید الگو سازی در جامعه در بخشهای مربوط به خود بکند. آنجایی که نیازداریم تا کارگردان به بازنمایی بپردازد، بله باید با نگاه جامعه شناختی فیلم را ساخت؛ مثلا الان طلاق بحران است و کارگردانی میآید درباره طلاق فیلم میسازد؛ مشکلی نیست. اما در عین حال باید روش و شیوه درست سبک زندگی را نیز الگو سازی کنیم و به مخاطب نشان بدهیم. به نظر من باید قدم اول را در ساخت درام خانوادگی، محوریت بخشی عشق زن و شوهری سالم و به دور از خیانت قرار داد.
نکته دیگر برای الگوسازی این است که باید بچه را وارد قاب سینما کنیم و بگوییم که با حضور بچهها خانه و خانواده گرمتر میشود و هویت واقعی خود را پیدا میکند. در روابط میان اعضای خانواده مطلوب واقعی ما گذشت، ایثار، فداکاری و همدلی وجود دارد ولی در روابط خانوادگی سینمای ما خیانت و یا تاکید بر حقوق فردی و شخصی یا ظلم مرد به زن. ما اگر بخواهیم سینمای خانوادگی طراز و الگو پرداز بسازیم باید بر محورهای فوق تاکید کنیم تا خیانت و طلاق و دعوا و خشونت. احترام متقابل در میان اعضای خانواده باید وجود داشته باشد که تقریبا در سینمای خانواده ما رنگ باخته است و سینمایی شده است که بیاحترامی کوچکتر به بزرگتر به وفور دیده میشود.
پس به نوعی نه باید خیلی سفید و شعاری خانواده را در سینما ساخت و نه خیلی سیاه بلکه به نوعی خاکستری که اکثرمردم به آن جذب شوند. واقعیت امروز جامعه ما خاکستری است، یعنی شامل هم مشکلات و گرفتاریها درونی و بیرونی است و هم دارای محاسن فراوان خود. ولی سینمای ما تلاشش بر روایتگری سیاه از خانواده است. بلکه باید رئال ساخت که در آن هم وجوه مثبت و هم وجوه منفی وجود دارد.
در سینمای غرب ایده بازگشت به خانواده پررنگ شده است
اقای اقبالی در سینمای هالیوود با وجود مشکلات فراوانی که در حوزه خانواده مانند ازدواج سفید، بحرانهای جنسیتی مثل ازدواج همجنسگرایان، فرار از خانه و زندگی مجردی وجود دارد سینمای نشاط و مثبتی درباره خانواده دیده میشود و تلاشش این است که امیدآفرینی و حتی حل مسائل و مشکلات را بیان کند. به نظر شما علت آن چیست و چرا در سینمای ما این نگاه وجود ندارد؟
امروز در جوامع غربی ایده بازگشت به خانواده بسیار پررنگتر شده است. سیاستهای خانوادهگرا و بازگشت به خانواده در آن بسیار چشمگیر شده است. قوانین حمایت از والدگری و پدری و مادری دیده میشود و سیاستهای جنسیتی مبتنی بر نفی رویکردهای افراطی فمینیستی است.
بعد از انقلاب جنسی در غرب، زن که در خانه و خانواده پررنگ بود کم کم نفی شد و به صورت افراطی به حاشیه رانده شد. بعد از آنکه بحرانهای اخلاقی و خانوادگی ایجاد شد رویکردی بوجود آمده است تحت عنوان فمینیست خانوادهگرا که معتقد است احقاق حقوق زن در خانه و خانواده میسر خواهد شد و باید به تفاوتهای زن و مرد توجه کنیم و برگردیم به طراحی نقشهای زن و مرد در خانواده و اینکه زن و مرد باید در جامعه کاملا مانند هم باشند و کار کنند را باید طرد کنیم. لذا این نگاه بازگشت به خانواده در جامعه رخ داده است و دارد در سینما خودش را نشان میدهد. نمیگویم که رویکرد غالب هالیوود خانواده محوری است ولی رگههای آن دارد پررنگ میشود. چون ضرورت خانواده را حس کردند و این مسیر را یکبار تا انتها رفتند و برگشتند. بحرانهای زوال خانواده برای آنهااثبات شده است و به خود گفتند که باید برگردیم به تقویت خانواده به عنوان اساس جامعه.
خانواده محوری در سیاستگذاری حوزه زنان و خانواده باید در اولویت باشد
اما در کشور ما این اتفاق نیافتاده است و بخشی از آن هنوز در مسیر رفت هست و متاسفانه نمیخواهیم از تجربه غرب استفاده کنیم. حرکت جامعه ما به سمت ارزشهای مدرن چیزی است که یکبار تمدن غرب رفته است و آن را در صد سال گذشته تجربه کرده است و امروز با بحرانهای آن درگیر است. در سیاستگذاریهای ما هنوز خانواده محوری پررنگ نشده است بلکه فعلا نتیجه آن سیاستگذاریها خانواده ستیزی شده است. زمانی که قوانین حوزه اشتغال، زن و خانواده را میبینیم متوجه میشویم که رویکرد غالب در آن به نوعی گذر از خانواده و بیرون کشیدن زن از خانواده است. اشتباه آن نگاه این بود که به بهانه استفاده از ظرفیت زن در جامعه برای پیشبرد اهداف انقلاب عملا نگاه فمینیستی را حاکم کردم. در این نگاه زن طراز جامعه ما زنی است که تحصیلات عالیه دارد، شاغل است وبعد در خانه و خانواده نقش مادر و همسر دارد و متاسفانه همین نگاه در حال ترویج در سینمای ما است.
اگر نظام سیاستگذاری ما تغییر کند و کمکم تحولات آن در جامعه ایجاد شود میتوان بعد از آن به تغییر در فضای سینما هم امیدوار بود. ولی چون مسئولین و جامعه از ضرورت خانواده غفلت کردهاند در حال تجربه مسیر غرب هستیم. البته غلبه در جامعه ما با رویکرد سنتی و دینی است اما نسبت به گذشته وقتی روند را مورد مطالعه قرار میدهیم، جهت مسیر به سمت مدرنیزاسیون است و دارد در برخی از خانوادهها از سنت فاصله میگیرد و به سمت مدرنیته میرود. اما اگر سینمای اجتماعی ما در نقطه مرزی مدرنیته باشد، خانوادهها و جامعه از آن فاصله بسیار دارد و به سنت نزدیکتر است ولی نگاه روشنفکری در حال جهت دهی خود به سمت مدرنیته است. اما اگر هنرمندان ما به این ضرورت برسند میتوانند حتی با قدرتی که سینما دارد در استحکام حفظ ارزشهای خانوادگی کمک رسان باشند.
*تسنیم

سینماپرس: حسین نصیری معاون فضای مجازی شبکه افق عنوان کرد: به تازگی ۱۰۰ مستند خارجی در نقد غرب خریداری شده و هفتهای یک قسمت از آن به روی آنتن خواهد رفت.
به گزارش سینماپرس، «حسین نصیری» معاون فضای مجازی شبکه افق درباره برنامههای جدید شبکه افق سیما، به فارس گفت: در فصل جدید مدیریتی این شبکه که از اردیبهشت ماه شروع به کار کرده، برنامههای زیادی تدارک دیده شده است.
وی در ادامه افزود:۱۲۰ قرارداد از گذشته برای ما باقی مانده بود که خوشبختانه همه آنها را در این مدت به روز کرده و تولیدشان ادامه خواهد داشت.
نصیری با اشاره به اینکه در طول این یک سال برنامههای شاخص شبکه تعطیل شده بود، افزود:تلاش کردیم این برنامهها را دوباره فعال کنیم. یکی از این کارهای مهم برنامه «جهان آرا» بود که دو هفته است مجدد شروع شده و بازتاب خوبی هم داشته است و خوشبختانه رویکرد جدید مطالبات معیشتی مردم و بحث اجاره بها است.
وی درباره برنامه «عصرانه» نیز گفت: این هم یک تولید طنز است که به مسائل مبتلا به مردم میپردازد و از چهارشنبه هر روز ساعت ۱۷:۳۰ پخش میشود و بازخورد خوبی هم خواهد داشت. برنامه دیگر نیز «افق ایران» است که کانال تعاملی ما با مخاطب خواهد بود، مردم از این طریق ویدئوهای خود را میفرستند و این ویدئوها تبدیل به برنامهای خواهد شد. این ویژه برنامه نیز شنبه تا سهشنبه پخش میشود.
نصیری با بیان اینکه برنامه سری جدید برنامه «خانه ما» از امسال شروع شده، گفت: فصل جدید شیراز است که پنجشنبهها ساعت ۲۲ پخش میشود. در حال حاضر سریال «وضعیت سفید» نیز از شبکه در حال پخش است و تا محرم ادامه خواهد داشت.
وی با اشاره به برنامه «گوهرشاد» به مناسبت دهه کرامت گفت: این ویژه برنامه درباره زنان شاخص شهر مشهد است که در چهار قسمت هر عصر ساعت ۱۶/۳۰ پخش میشود.
نصیری درباره مستندهای شبکه افق گفت: اکنون ۱۲۰ مستند برای تولید و پخش مهیا شده است. همچنین ۱۰۰ مستند خارجی در نقد غرب خریداری شده و هفتهای یک قسمت آن روی آنتن خواهد رفت. یک مستند هم «توقف ممنوع» است که به موضوعات توافق هستهای خواهد پرداخت. این مستند سیزده قسمت است و از ماه آینده پخش آن شروع میشود.
وی درباره دیگر برنامههای شبکه گفت:مستند فانوس کبیر ویژه زندگی آیتالله طالقانی در سه قسمت بازسازی شده است. مستند «گلستان»، فیلم سینمایی «قاعده گنبد»، پخش سری جدید «ملازمان حرم» و برنامه «دیده شو» در حوزه شرکتهای دانش بنیان از دیگر برنامههای شبکه خواهد بود.
نصیری درباره سری جدید برنامه «چوب خط» نیز توضیح داد: تیم جدید با رویکرد نو این برنامه را احیا میکند. شبکه افق با توجه به اینکه مسئول بسیج سازندگی و خدمت رسانی در صدا و سیما است با سایر شبکهها نیز در زمینه بسیج سازندگی برنامههایی را تولید و پخش میکند. در نهایت به زودی قرار است در بحث اردوهای جهادی نیز برنامههایی از شبکه پخش شود.

سینماپرس: روابط عمومی «موسسه اندیشه شهید آوینی» توضیحاتی درباره تغییر نام این موسسه و فعالیتهای آن ارائه کرد.
به گزارش سینماپرس، روابط عمومی «موسسه اندیشه شهید آوینی» پیرو طرح برخی شبهات درباره انتصاب این مجموعه به شهید آوینی، توضیحاتی ارائه کرد.
در متن این توضیحات آمده است: استفاده از نام شهدا برای عنوان مؤسسات فرهنگی و مراکز و نهادهای مرتبط، روش پسندیدهای است که حمایت قانون و عرف را به همراه داشته است.
از جمله این مراکز، «مؤسسه فرهنگی شهید آوینی» است که قریب به ٢٠ سال سابقه دارد.
از آنجایی که خانواده معزز شهید آوینی قصد ثبت مؤسسه فرهنگی به نام شهید آوینی را داشت و متعاقب پیگیریهای به عمل آمده، این امکان فراهم شد و «مؤسسه فرهنگی شهید آوینی» به «مؤسسه اندیشه شهید آوینی» تغییر نام یافت.
پس از تغییر نام رسمی مؤسسه، که تاحدودی با تغییر مدیرعامل و مدیریت مؤسسه نیز همراه شد، همه اقدامات با استفاده از عنوان جدید صورت گرفته است.
لازم به ذکر است در تیتراژ سریال گاندو (از آخرین فعالیتهای رسانهای این مؤسسه) که از شبکه سوم سیما پخش شده، عنوان «مؤسسه اندیشه شهید آوینی» در ابتدا و انتهای تیتراژ سریال به کار رفته است.

سینماپرس: وودی آلن کارگردان برنده جایزه اسکار گفت: هیچ وقت به بازنشسته شدن فکر نمیکنم.
به گزارش سینماپرس به نقل از گاردین، با وجود اینکه جنجالهای زیادی در طول فعالیت کارگردانی وودی آلن اتفاق افتاده است، اما او هیچ برنامهای برای بازنشسته شدن ندارد.
این کارگردان ۸۳ ساله در کنفرانس خبری در سن سباستین که به علت آغاز ساخت فیلم جدیدش در کشور اسپانیا برگزار شده شده بود، اعلام کرد: هیچوقت به بازنشسته شدن فکر نکرده ام. این چیزی نیست که قرار است برای من اتفاق بیفتد.
آلن گفت: فلسفه من این است، از زمانی که کارم را در زمینه اجرا و سینما آغاز کرده ام، اهمیتی ندارد که چه اتفاقی میافتد تنها تمرکز من روی کار مهم است. هیچ اهمیتی ندارد که چه اتفاقی در زندگی من با همسرم، فرزندانم، اتفاقات روزانه، سیاست و موارد دیگر بیفتد. من تنها روی کار تمرکز میکنم و کاری که وقت من را در هفت روز هفته پر میکند.
او همچنین اضافه کرد: من شاید یک روز در میان صحنه یک فیلم و در حال فیلمسازی بمیرم.
گفتنی است فیلم جدید وی توسط رسانه اسپانیایی به نام مدیاپرو سرمایه گذاری شده است. این فیلم هنوز نام مشخصی ندارد و به پروژه تابستان وودی آلن شناخته میشود. بازیگرانی مثل کریستوف والتز، جینا جرسون و النا آنیا در آن ایفای نقش میکنند.
وودی آلن چندی پیش درگیر ماجراهای قانونی با کمپانی آمازون شده بود؛ چرا که فیلم جدیدش به نام «یک روز بارانی در نیویورک» را بایگانی کرده بود و اجازه پخش به آن را نمیداد که با شکایت آلن و درخواست غرامت ۶۸ میلیون دلاری از این کمپانی مواجه شد. در نهایت آمازون کوتاه آمد و این فیلم را به خود وودی آلن واگذار کرد تا خودش دنبال یک سرمایه گذار دیگر باشد.
سینماپرس: اکران فیلم کمدی «ایکسلارج» هم نتوانست در دومین هفته نمایش خود به فیلم تازه نرگس آبیار برسد و «شبی که ماه کامل شد» همچنان با اختلاف در صدر پُرفروشها ماند.
به گزارش سینماپرس، بررسی فروش هفتگی سینما در روزهای پایانی نخستین ماه تابستان هرچند در صدر جدول تغییری اینجا نکرده اما میانه جدول حالا حسابی تغییر کرده است.
فیلم سینمایی «ما همه با هم هستیم» که شروع طوفانی داشت و در نخستین هفته نمایش در صدر جدول قرار گرفت حالا هر چه از زمان اکران آن میگذرد کمتر میفروشد و این هفته باز هم با یک پله سقوط در رده چهارم جدول پرفروشها قرار گرفت.
«تگزاس ۲» هم که حالا ۱۲ هفته از نمایش آن میگذرد بار دیگر در فروش هفتگی اوج گرفته و این هفته به رده سوم پرفروشهای هفته رسیده است.
نخستین تجربه سینمایی سیدجواد رضویان نیز این هفته با یک پله صعود به رده پنجم رسیده است و دختر شیطان هم با شیب بالا درحال کاهش میزان فروش است و این هفته به رده دهم فروش هفتگی رسیده است.
اما فیلم سینمایی شبی که ماه کامل شد این هفته با اکران در ۱۴۰ سالن سینما ۲ میلیارد و ۷ میلیون تومان فروخت و در صدر پرفروشهای هفته قرار گرفت. این فیلم در مجموع پنج هفته نمایش به فروش ۱۱ میلیارد و ۴۹۷ میلیون تومانی رسیده است.
شبی که ماه کامل شد روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی میشود، دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است که در این مسیر برادرش با او همراه میشود، اما در میانه راه اتفاقاتی برای آنها رقم میخورد…
در این فیلم هنرمندانی چون الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، فرشته صدرعرفایی، پدرام شریفی، امین میری، بانیپال شومون، شبنم مقدمی، فرید سجادی حسینی و آرمین رحیمیان ایفای نقش کردهاند.
فیلم سینمایی سرخپوست نیز این هفته با فروش یک میلیارد و ۴۹۱ میلیون تومان در رده دوم پرفروشهای هفته قرار گرفته است. سرخپوست در مجموع ۵ هفته نمایش در ۱۴۴ سالن سینما نیز فروشی معادل ۹ میلیارد و ۱۵۲ میلیون تومان داشته است.
در این فیلم نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، مانی حقیقی، ستاره پسیانی، حبیب رضایی، آتیلا پسیانی ایفای نقش میکنند.
در خلاصه داستان فیلم سینمایی سرخپوست آمده است: سال ۱۳۴۷، یک زندان قدیمی در جنوب ایران به دلیل مجاورت با فرودگاهِ در حال توسعه شهر در حال تخلیه است. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان به همراه مامورانش در حال انتقال زندانیان به زندان جدیدند…
اما فیلم سینمایی تگزاس۲ نیز این هفته با فروش یک میلیارد و ۶۹ میلیون تومانی در رده سوم پرفروشهای هفته قرار گرفته است تا در مجموع ۱۲ هفته نمایش در ۸۲ سالن سینما به فروش ۱۹ میلیارد و ۶۲۳ میلون تومانی دست یابد.
در خلاصه داستان این فیلم با بازی مهدی هاشمی، سام درخشانی، پژمان جمشیدی، ژاله صامتی، گابریلا پتری، بهرنگ علوی، رضا ناجی، امید روحانی، آدریانو تولوزا، سهیل قنادان، تی آگو متوس و نادر سلیمانی آمده است: هیچ وقت یه ایرانی رو تهدید نکن، علی الخصوص تو تهران.
فیلم سینمایی ما همه با هم هستیم نیز در ادامه افت فروش خود این هفته ۸۴۲ میلیون تومان فروخت تا با یک پله سقوط در رده چهارم جدول قرار گیرد.
این فیلم حالا در مجموع پنج هفته اکران در ۱۳۲ سالن سینما ۸ میلیارد و ۸۷۳ میلیون تومان فروخته است.
داستان ما همه با هم هستیم در قالبی کمدی روایت میشود و ماجرای سقوط یک هواپیما همراه با مسافرانی است که رازهای مختلفی دارند؛ رازهایی که قرار نیست تا ابد پنهان بمانند.
در این فیلم هنرمندانی چون محمدرضا گلزار، مهران مدیری، لیلا حاتمی، ویشکا آسایش، جواد عزتی، هانیه توسلی، پژمان جمشیدی، مانی حقیقی، سروش صحت، حسن معجونی، مهران غفوریان، نادر فلاح، سیروس گرجستانی، علی شادمان، رضا ناجی، سیاوش چراغی پور و سام نوری ایفای نقش میکند.
فیلم سینمایی زهر مار نیز در سومین هفته اکران، فروش ۸۳۲ میلیون تومانی را تجربه کرده است تا در مجموع فروش آن به ۲ میلیارد و ۳۶۶ میلیون تومان برسد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی سیدجواد رضویان است این هفته با نمایش در ۱۴۹ سالن سینما در رده پنجم پرفروشهای هفته قرار گرفته است.
زهر مار روایت مردی به نام رضاست که امروز به عنوان یک فرد ارزشی شناخته میشود گذشتهای دارد که او را رها نمیکند و همین گذشته برای او ایجاد دردسر میکند…
سیامک انصاری، شبنم مقدمی، شقایق فراهانی، سیامک صفری، نسیم ادبی، برزو ارجمند، علی استادی، رضا رویگری، حسین محب اهری و سیامک ادیب در این فیلم ایفای نقش میکنند.
فیلم سینمایی ایکس لارنج نیز در دومین هفته نمایش خود با فروش ۶۶۸ میلیون تومان در رده ششم پرفروش های هفته قرار گرفته است.
این فیلم کمدی در مجموع ۲ هفته نمایش در ۱۳۳ سالن سینما ۹۷۹ میلیون تومان فروخته است.
«ایکس لارج» داستان سه جوان امروزی را روایت می کند که بعد از رهایی از زندان و در مسیر تحقق رویاهایشان، با اتفاقاتی غیرمنتظره روبرو می شوند.
اکبر عبدی، محمدرضا شریفینیا، سحر قریشی، میرطاهر مظلومی، یوسف تیموری، علی صادقی، رضا ناجی و بهاره رهنما بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
فیلم سینمایی دختر شیطان که از همان ابتدا انتظارات را در گیشه برآورده نکرد همچنان خوب نمیفروشد و حالا بعد از ۵ هفته نمایش تنها ۸۱۰ میلیون تومان فروخته است.
دختر شیطان این هفته با نمایش در ۴۴ سالن سینما فروشی بهتر از ۵۱ میلیون تومان نداشته است تا در رده دهم پرفروشهای هفته قرار گیرد.
در این فیلم هنرمندان ایرانی و خارجی چون حمید فرخ نژاد، ایشا گوپتا، جکی شروف، گلشن گروور، سیمران میشکروتی، محمدرضا شریفی نیا و فردین حفیظی ایفای نقش میکنند.
دختر شیطان داستان یکی از بچههای ابلیس است که نمیخواهد راه پدرش را ادامه دهد. خداوند برای پذیرش توبه اش شرط میگذارد تا او به پاکترین آدم زمین سجده کند. دختر شیطان وارد زمین میشود و دنبال یک آدم بی گناه میگردد.

سینماپرس: با توجه به آغاز مرحله نهایی لیگ والیبال ملتهای جهان در آمریکا، برنامه ورزش و مردم این هفته تحلیلی کامل از این مسابقات خواهد داشت.
به گزارش سینماپرس، به نقل از روابط عمومی شبکه یک، اولین مسابقه تیم ملی والیبال ایران جمعه ۲۱ تیر با تیم لهستان ساعت ۲:۳۰ بامداد انجام میشود.
همچنین با توجه به موفقیت چشمگیر ورزشکاران ایرانی در ششمین دوره رقابتهای جهانی ورزش کارگری در اسپانیا، درخصوص بازگشت کاروان ۱۴۰ نفری تیم ورزش کارگری ایران و این موفقیت گفتوگو خواهد شد.
در آستانه اعزام تیم ملی هاکی به مسابقات قهرمانی آسیا، با مسئولان فدراسیون هاکی و ورزشکاران آیتمهایی پخش میشود. آخرین وضعیت تیم فولاد خوزستان با هدایت جواد نکونام نیز بخش دیگر برنامه ورزش و مردم را تشکیل میدهد.
گفتنی است «ورزش و مردم» به تهیه کنندگی و اجرای پیمان یوسفی کاری از تامین برنامه شبکه یک سیما است که جمعهها حوالی ساعت ۱۱:۴۵ روی آنتن میرود.

سینماپرس: جو تسلیم بازیگر فیلم سنیمایی «سریع و خشن» به عنوان بازیگر به عوامل فیلم مورتال کمبت اضافه شد.
به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، جو تسلیم برای ایفای نقش شخصیت «ساب زیرو» در فیلم سینمایی «مورتال کمبت» با کمپانی نیولاین به توافق رسید.
تسلیم در محصول ۲۰۱۱ سینمای اندونزی به نام «یورش:رستگاری» ایفای نقش کرده است. او همچنین در فیلم سینمایی «سریع و خشن ۶»، «شب به سوی ما میآید» و علاوه بر این در فیلم «جنگجویان» که هم اکنون در حال اکران است، بازی کرده است.
نیو لاین نوشته است که قسمت بازی ویدیویی مورتال کامبت (نبرد فنا ناپذیران) در ماه آوریل (فروردین) منتشر شد و به موفقترین مجموعه بازیهای ویدیویی در طول تاریخ تبدیل شد. در حالی فیلمهای که از این مجموعه منتشر شده به شدت توسط منتقدان مورد انتقاد قرار گرفته، اما «نبرد فنا ناپذیران» که در سال ۱۹۹۵ بیش از ۱۲۰ میلیون دلار فروش داشت و دنباله آن نیز که دو سال بعد با عنوان «نبرد فنا ناپذیران: نابودی» منتشر شد پنجاه میلیون دلار فروش کرد.
ساب زیرو یکی از اصلیترین شخصیتهای این بازی است که قصد دارد زمین را از اقدامات شرورانه یک شخصیت منفی حفظ کند. سیمون مک کوئید این فیلم را کارگردانی میکند که اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند وی محسوب میشود. جیمز گان کارگردان «نگهبانان کهشکان» نیز به عنوان تهیه کننده در این پروژه حضور دارد.
این فیلم که به نویسندگی گِرِگ روسو ساخته میشود با اعلام کمپانی برادران وارنر در ۵ مارس ۲۰۲۱ (۱۵ اسفند ۹۹) اکران میشود.

سینماپرس: مجموعه بالش ها به کارگردانی احمددرویشعلی پور، پسر به کارگردانی نوشین معراجی، قصه های باد به کارگردانی علی صفائیان مجوز ساخت گرفتند.
به گزارش سینماپرس، شورای پروانه ساخت آثار غیرسینمایی برای فصل دوم مجموعه «بالشها» به تهیهکنندگی مجید حسنی و کارگردانی احمد درویشعلی پور، «پسر» به تهیهکنندگی مهدی فرد قادری و کارگردانی نوشین معراجی و «قصههای باد» به تهیهکنندگی حمید جمدر و کارگردانی علی صفائیان پروانه ساخت صادر کرد.

سینماپرس: تصویربرداری سریال «پس از آزادی» به کارگردانی محمد علی باشه آهنگر به 60 درصد رسید.
به گزارش سینماپرس، تصویربرداری سریال پس از آزادی به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر به تهیهکنندگی سعید سعدی ۶۰ درصد رسید.
بنا بر این گزارش، گروه تولید این روزها در لوکیشنهای خارجی مشغول تصویربرداری تعدادی از سکانسهای این سریال هستند.
خسرو شهراز، رضا داوود نژاد، اندیشه فولادوند، اصغر همت، قاسم زارع، مرتضی اسماعیل کاشی، سام کبودوند، آزاده سیفی، سارا شاهرودیان، حسین باشه آهنگر، رامین سیار دشتی، و … از بازیگران اصلی این سریال هستند که تا به حال مقابل دوربین رفتهاند.
برای تولید این سریال در منطقه بوستان ولایت دکورسازی شده است و برای اولین بار از این دکورها در تصویربرداری این سریال استفاده میشود.
در یک خطی این داستان آمده است: هر روز با عطر گلهای باغهای شهریار از خواب بلند میشدم، مادرم خدابیامرز یه باغچه خوشگل داشت که همیشه سرش گرم بود. بنده خدا اکثر مواقع تنها بود. بابام که راننده بیابون بود صبح تا شب پشت نفتکش اش دنده عوض میکرد و بنزین جا به جا می کرد. راه نزدیکش چهار پنج ساعت ترافیک انبار ری تا پمپ بنزینای جنوب و مرکز تهران بود.
صبح ها زودتر میرفت تا بار بهتر بهش بخوره. اگه هوا سرد بود و مشکلی برای مناطق سردسیر پیش نمیاومد، بارش و عوض میکردن و میفرستادنش سمت همدان آذربایجان کردستان چه میدونم استان های سردسیر و برف گیر. این آخریا زیاد حالش میزون نبود خودش چیزی نمیگفت ولی ماها که می فهمیدیم. توی خونهای که پدر مادر توش نباشه هیچی نمی تونه جاشونو پر کنه…