X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

انیمیشن‌های ایرانی«بحران قصه» دارند/«نیکی به پدر»سوژه است نه قصه! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدعلی صفورا در کارگاه «تحلیل محتوای انیمیشن‌های تلویزیونی» با تأکید بر اینکه آثار ایرانی بیشتر سوژه و موضوع دارند تا قصه، این مسئله را موجب ضعف فیلمنامه‌ها دانست.

به گزارش سینماپرس، کارگاه «تحلیل محتوای انیمیشن تلویزیونی» با حضور مسئولان انیمیشن مراکز استانی سازمان صداوسیما پیش از ظهر امروز چهارشنبه ۱۹ تیرماه در مجموعه «انتظار» کرمانشاه برگزار شد.

محمدعلی صفورا مدرس انیمیشن در ابتدای این جلسه با اشاره به آثار انیمیشن دنیا عنوان کرد: پیش فرض ما این است که در این مسیر رشد خوبی داشته‌ایم اما لازم است که با توجه به استانداردهای دنیا حرکت کنیم و همچنان رشد کنیم.

وی ادامه داد: تولیدات انیمیشن به سه دسته عمده انیمیشن تجربی، سینمایی و تلویزیونی تقسیم می‌شود.

صفورا با اشاره به عناصر ساختاری ویژه انیمیشن اظهار کرد: عناصر ساختاری_بیانی ویژه انیمیشن، فیلمنامه، طراحی بصری، طراحی صوتی و تدوین عناصر این الگو را تشکیل می‌دهند.

وی در بخش عناصر ساختاری بیانی توضیح داد: یکی از بخش‌های این ساختار جاندارپنداری است اینکه به قلم، ماشین و… جان داده شود این مورد در انیمیشن‌های ما وجود دارد ولی هموز خیلی سطحی است.

صفورا با اشاره به بخش فیلمنامه نیز گفت: مهمترین صعف ما قصه‌گویی است و اینکه قصه‌ها شروع، میانه و پایان‌بندی ندارند. طرح‌هایی که می‌رسند بیشتر موضوع دارند مثل نیکی به پدر و مادر و یا ترس از تاریکی اما قصه این موضوعات چیست؟ ما بحران قصه داریم و داستان‌های جذاب بوجود نمی‌آید. برای هر داستانی هم باید ساختار درستی را تعریف کنیم.

این مدرس انیمیشن با اشاره به حرکات خاص در انیمیشن‌ها عنوان کرد: حرکات خاص در انیمیشن و کاراکترها می‌تواند با توجه به فرهنگ‌ها و استان‌های مختلف با هم متفاوت باشد. مثلاً وقتی کسی عاشق می‌شود ابروی او تغییر می‌کند و شبیه قلب می‌شود و یا وقتی ناراحت نمی‌شود ابروهای او گره می‌خورد و این‌ها همان حرکات خاصی است که غرب دوست دارد در آثار ما ببیند.

وی با اشاره به اهمیت در نظر گرفتن «کارکرد» در آثار عنوان کرد: اینکه بدانیم انیمیشن قرار است تجربی یا سینمایی یا تلویزیونی باشد، یا مخاطبش چه کسی است برای کارکرد انیمیشن اهمیت زیادی دارد.

صفورا با اشاره به بازنمایی شخصیت‌ها در آثار پویانمایی گفت: نحوه بازنمایی این شخصیت‌ها در قالب گروه خانواده، همسالان و دوستان، چهره‌های سیاسی و مذهبی و… در انیمیشن مهم است و نحوه تعامل میان این افراد است که کار را قدرتمند می‌کند. مثلاً ما در ایران اقلیت‌ها را داریم اما چقدر اقلیت‌ها در آثار راه پیدا می‌کنند اما شما در انیمیشن خارجی می‌بینید که در کنار دو سفیدپوست، حتماً سه شخصیت سیاه پوست هم می‌گذارد و دیالوگ‌های بین این شخصیت‌ها نشان دهنده نحوه روابطشان است. دنیا در حال فکر کردن به این مسائل و از بین بردن تبعیض هاست و نشان می‌دهد که می‌خواهد به شهروندانش فکر کند.

وی در بخش دیگر درباره بازنمایی مکان‌ها در آثار نیز تصریح کرد: خانه، مدرسه، محله و… نمایش دهنده پیشرفت شهر و کشور شما در انیمیشن است.

صفورا تصریح کرد: رویکرد انگلیس هم مثل ما در انیمیشن آموزشی است و بنا دارند محتوا ارایه کنند اما ما فکر می‌کنیم انیمیشن‌های ما آموزشی‌تر است درحالیکه برعکس آثار آنها بیشتر تأثیر آموزشی دارد.

صفورا با اشاره به «مفاهیم کلیدی بازنمایی» یادآور شد: دیگری، کلیشه‌سازی و طبیعی سازی از جمله این مفاهیم است. آمریکا آن‌قدر سوپرمن و قهرمان نشان می‌دهد در آثارش که شما آن را باور می‌کنید و از این طریق طبیعی‌سازی می‌کند. مفهوم کلیدی نیز در یک انیمیشن به این نکته اشاره دارد که نحوه بازنمایی هرکسی غیر از «ما» در آثارمان چگونه خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم‌شویی در حیات خلوت جریان شبه روشنفکری – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مجموعه هنر و تجربه را شاید بتوان به عنوان مصداقی آشکار از کارنامه دولت تدبیر و امید در تسهیل فضای فیلم شویی در صنعت سینمای ایران قلمداد نمود؛ کارنامه ای که به خوبی چگونگی برخورداری تولیدات سینمایی معلوم الحال را از امکانات دولتی مشخص ساخته و نحوه حمایت های مالی دولت در ترویج ولنگاری فرهنگی را معین می نماید.

سیدعلی فاطمی / بررسی محتوی و آنالیز دقیق گزارش عملکرد ۱۲ ماهه سال ۱۳۹۷ هجری شمسی، موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان به وضوح نشان می دهد که این زیرمجموعه سازمان سینمایی کشور به نحوی ویژه به محفلی از برای حضور رسمی آثار معلوم الحال سینمای ایران در فضای فرهنگی کشور مبدل گردیده است؛ آثار و تولیدات توقیفی و یا فیلم های ضد ارزش ویژه ای که قطعا در موعد اکران عمومی با مخالفت و با ممانعت روبرو خواهند شد و از این جهت فضای خودمانی و نسبتا بسته گروه سینمایی هنر و تجربه فرصت ویژه ای از برای عرضه این آثار محسوب می شود. فرصت خوبی که در اختیار این گونه از آثار قرار گرفته و موجب می شود تا این آثار به راحتی در فضای فرهنگی کشور منتشر و ضمن برخورداری عوامل تولید از اعتبار عرضه آثار خود، به نحو ویژه ای از حمایت های مالی دولتی، به سبب اکران در هنر و تجربه نیز بهره مند شوند.



بر این اساس گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه را شاید بتوان به عنوان مصداقی آشکار از کارنامه دولت تدبیر و امید در تسهیل فضای فیلم شویی در صنعت سینمای ایران قلمداد نمود؛ کارنامه ای که به خوبی چگونگی برخورداری تولیدات سینمایی معلوم الحال را از امکانات دولتی مشخص ساخته و نحوه حمایت های مالی دولت در ترویج ولنگاری فرهنگی را معین می نماید.



قطعا با مرور گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه نمی توان نمونه ای از فیلمسازان و یا فیلمسازی با دغدغه انقلاب اسلامی و فرهنگ ایرانی اسلامی و یا حتی معرفی درست و صحیح از تاریخ و چهره ایران و ایرانی را در ذیل این گروه نام برد که آثارشان همانند سایر فیلم های این گروه مورد حمایت قرار گرفته باشد و این مجموعه ضمن تشویق و نقد منصفانه برای پیشرفت و بها دادن به این نوع موضوعات، عرصه ی سینمایی کشور را برای دیگر علاقمندان بگشاید، تا در پی آن و پس از چهل سال مردم ایران شاهد ظهور آثار و تولیدات سینمایی هنری و تجربی ویژ ای با دغدغه های ملی و اسلامی خود باشند!؟



با کمال تاسف باید اعلام نمود که گروه سینمایی هنر و تجربه در شرایط کنونی به عنوان کاتالیزوری از برای مشروعیت بخشیدن به حمایت های دولتی از جریان شبه روشنفکری و بعضا اپوزیسیون نظام در عرصه فرهنگ و سینمای کشور مبدل گردیده است؛ جریانی که با وجود عدم پایبندی خود به مبانی اعتقادی نظام جمهوری اسلامی ایران، همچنان می خواهند از امکانات حاکمیتی برای حضور خود در عرصه سینمایی کشور بهره مند شوند و در این میان گروه سینمایی هنر و تجربه به خوبی توانسته تا ایشان را از اکثر پتانسیل های مادی و معنوی حاکمیت بهره مند سازد.



البته باید توجه داشت که به تبع اتخاذ چنین سیاست هایی هم در زمینه حمایت از محتواهای معلوم الحال و هم در اعمال سلیقه و یا به عبارت بهتر اعمال نفوذ جهت برخورداری از حمایت های دولتی فیلم های سینمایی فهرست شده که در یکسال گذشته در گروه سینمایی هنر و تجربه به اکران درآمده اند و … می توان این چنین تصور نمود که این گروه سینمایی به جولانگاه افکار شبه روشنفکری و بعضا اپوزیسیون نظام مبدل گردیده است. همچنین می توان این تلقی را داشت که گذشت زمان و حضور حاکمتی افرادی که در حال حاضر آنان را می توان در قامت سیاست گذاران سینمای هنر و تجربه به حساب آورد، در مجموع باعث به وجود آمدن طیف جدیدی از مافیای قدرت در عرصه فیلمسازی کشور خواهد شد و به تولید طیفی از مدیران فرهنگی و سینمایی خواهد انجامید که با رویکردی بعضا مغایر با ارزش های فرهنگی نظام جمهوری اسلامی به ترک تازی در آینده صنعت سینمای ایران خواهند پرداخت.







گروه سینمایی هنر و تجربه به نوعی اسباب کاهش نقش نهادهای نظارتی در سیاست گذاری و کانالیزه شدن فیلم ها شده و این امر به صورتی است که فرمول مشترکی از جمع موجود سیاست گذاران سینمای هنر و تجربه به چشم می خورد و این موضوع به روشنی از بروز و ظهور دیدگاه های این افراد در مورد آثار مختلف سینمایی قابل دریافت است.





آسیب دیگری که از این نوع کانالیزه کردن قابل مشاهده است تربیت یافتن شاگردان این دست از افراد تاثیر گذار و افزایش سبک و تفکر آن ها در عرصه سینمای کشور و تکرار دور باطل اصلاح وضع موجود است و نتیجه آن عدم بروز استعدادهای فیلمسازی متفاوت با سبک و سیاق جریان شبه روشنفکری حاکم بر عرصه سینمایی کشور و به تبع آن باعث به حاشیه رفتن افراد دغدغه مند و با تفکرات متضاد و بعضا معارض این جریان می شود.






با نگاهی موضوعی به جدول گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه و توجه به تعداد فیلم ها و مضامین در برگیرنده آن ها می توان چنین انگاشت که از لحاظ آماری تعداد شصت فیلم سینمایی در سال گذشته در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران شده که تنها هفت فیلم در ژانری متفاوت از سینمای اجتماعی (Social Cinema) قرار داشته و با کارکرد اصلی این گروه و تحت عنوان فیلم های تجربی اکران شده اند. از این جهت عدم تحقق تعدد ژانرهای مختلف سینمایی یکی دیگر از ناکامی های ویژه گروه سینمایی هنر و تجربه محسوب می شود که به سبب حاکمیت جریان شبه روشنفکری به وقوع پیوسته و موجب شده تا به استثنای چند فیلم مشخص، سایر آثار در ژانر اجتماعی و به رنگ فضای غالب در عرصه سینمای کشور درآمده و کارکرد فیلم شویی را از برای تاسیس گروه سینمایی هنر و تجربه، در اذهان تقویت نماید.







شاید به این علت است که پرده سینماهای جمهوری اسلامی سال هاست پر شده از آثاری که صرفا یا حدیث نفس فیلمسازان است و یا نسخه تجویز شده ی طبیبان سینمایی بی مدرک و بدون صلاحیت، که البته تمام این موارد مورد حمایت جریان شبه روشنفکری حاکم بر عرصه فرهنگ و هنر بوده و مانع از این می شود که حقوق فرهنگی ملت مورد توجه قرار گرفته و از پدیدآورندگان این گونه محصولات مطالبه شود و به به سبب تدبیر مدبران بنفش، تولیدکنندگان اینگونه آثار با فراغت خاطر بیشتری در حال تولید می باشند و مطمئن هستند که در صورت عدم اقبال و یا مغایرت آثارشان در فضای اکران عمومی؛ موقعیتی به نام گروه سینمایی هنر و تجربه وجود دارد که با روی باز و دستی گشاده پذیرای ایشان بوده و از بیت المال مردم مسلمان ایران به تضمین آینده حرفه ای ایشان مبادرت می ورزد.






همچنین در گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه، تعداد زیادی از آثار و تولیدات سینمایی با  موضوعات زنان و دختران مانند فیلم سینمایی درساژ، دژاوو، زمانی دیگر، هندی و هرمز و … قابل مشاهده می باشد که صرف نظر از توسعه تفکرات فمنیستی غلیظ بر بستر فرهنگی جامعه اسلامی ایران؛ به نوعی بر تمرکز سامان یافته ای از برای ترویج و گسترش مبانی سند ۲۰۳۰ یونسکو توسط گروه سینمایی هنر و تجربه و با حمایت های مادی و معنوی ویژ ه حکایت می نماید.







قطعا این مهم در بازبینی دقیق فیلم‌های عنوان شده در گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه و سنجش آن با دستورالعمل های ابلاغی نظام لیبرالیسم در قالب سندهایی همچون سند ۲۰۳۰ یونسکو قابل مشاهده است. سندی که با عنوان رسمی دگرگون ساختن جهان ما: دستور کارش ۲۰۳۰ برای توسعه پایا (Transforming our world: the ۲۰۳۰ Agenda for Sustainable Development) در حال پیاده سازی و تاثیرگذاری بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بسیاری از کشورها و به ویژه ایران اسلامی بوده و این امر با همراهی ویژه برخی از مسئولان و دست اندرکاران عرصه فرهنگی و بعضی از مدیران سینمایی در حال گسترش و عمومیت یافتن در پیکره تولیدات رسانه ای و بالاخص تحت لوای موجودیتی مجعول با عنوان هنر و تجربه است. موجودیتی که به صورتی محسوس در کلیت فضای سینمای روشنفکری از حضوری ویژه و قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است و امروزه بخش قابل توجهی از تولیدات سینمایی کشور را از لحاظ محتوا به سمت و سوی مد نظر و در راستای اهداف تبیین شده در سند ۲۰۳۰ هدایت می نماید.






همچنین دیگر الگو واره های مطرح در سند ۲۰۳۰ یونسکو در قالب موضوعاتی همچون مهاجرت به نحو ویژ ه ای در رویکرد حمایتی گروه سینمایی هنر و تجربه جای داشته و به وضوح در مدل حمایت این گروه از تولیداتی همچون فیلم سینمایی رفتن به کارگردانی برادران محمودی و یا دو فیلم با عنوان دانشجویی و دو فیلم نیز در حوزه کودک دسته بندی شده و قابل پیگیری می باشد.



همچنین در گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه، تعداد بیست و سه فیلم در حوزه مستند به نمایش درآمده و مورد حمایت قرار گرفته که در این میان ژانر پرتره بیشتر از سایر گونه های مورد توجه بوده و البته در این بین مستندهایی نظیر ترور سرچشمه نیز به چشم می خورد که بر خلاف عناوین قابل قبول و بعضا دغدغه مند خود، از محتوای مجهول و ضعف  مبانی بسیاری برخوردار بوده و به نوعی تکمیل کننده پازل حاکمیت جریان شبه روشنفکری بر صنعت سینمای کشور و در حوزه فیلم مستند محسوب می شوند.



البته مبتنی بر گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه سهم فیلم های کوتاه نیز در سال گذشته نسبت به سال های قبل افزایش داشته که به طور میانگین در هر فصل شش فیلم کوتاه در سینماهای هنر و تجربه به نمایش درآمده که به نوبه خود ضمن ایجاد امیدواری از برای توسعه فیلمسازی در کشور، بار دیگر دغدغه ی گسترش حاکمیت جریان شبه روشنفکری را به واسطه بودجه حاکمیت یادآور شده و این همه در حالی است که تمرکز گروه سینمایی هنر و تجربه بر حمایت از تولیدات سینمایی دو تابعتی و آثاری همچون فیلم سینمایی یه وا (به کارگردانی آناهید آباد) و پولاریس یا ستاره شمال (به کارگردانی سودابه مرادیان) را می بایست در راستای همان کارکرد فیلم شویی از برای تاسیس گروه سینمایی هنر و تجربه، توسط دولت تدبیر و امید ارزیابی نمود.






بذرافشانی تولیدات دو تابعیتی را می بایست در دولت یازدهم و در دوره ی مدیریت جناب آقای ایوبی جستجو نمود؛ آن هنگام که سازمان سینمایی دستورالعملی برای افزایش تولیدات مشترک بین المللی ابلاغ نمودند و صرفا در آن مسائل اقتصادی در نظر گرفته شده بود  و هدف متعالی سینمایی و پیوست مشخص فرهنگی در آن لحاظ نشده بود.





امروزه پدیده سینمای دوتابعیتی با سرعت و شدت فزاینده ای در حال توسعه در میان سینماگران ایرانی است و یکی از عوامل پیشرفت این اتفاق رویکرد متولیان بنفش پوش سال های اخیر سینمای ایران است؛ متولیانی متوهمی که در دوران پس و پیش برجام عرصه ی فرهنگی کشور را درگیر و دار ولنگاری فرهنگی ساخته و با افزایش رویکرد حمایتی خود از این دست فیلم ها، مُهر تاییدی بر اقدامات فرهنگی ویژه در عصر نفوذ فرهنگی زده و گروه سینمایی هنر و تجربه را به عنوان نقطه اطمینان بخش از برای تولید کنندگان این چنین آثاری از برای تداوم حرفه ای خود و موفقیت اکران در ایران محیا نموده اند.





البته باید توجه داشت که به واسطه ضعف نظارت و ارزشیابی و برخی موضوعات مدیریتی دیگر در فضای فرهنگی و سینمایی کشور، بسیاری از آثار دوتابعیتی موجود در سینمای ایران به راحتی در موعد اکران عمومی حاضر شده و با حمایت وقیحانه برخی از متولیان سینمایی، بسیاری از آثار دوتابعتی این روزهای سینمای ایران به سراغ سکسی ترین سرزمین ها رفته و مناطق مشهور گردشگری جنسی (Sex tourism) در جهان را به عنوان لوکیشن خود بر می گزینند و در این راستا به عنوان مثال عبدالرضا کاهانی برای فیلم ما شما را دوست داریم خانم یایا به سراغ تایلند می رود و مسعود اطیابی فیلم سینمایی تگزاسِ را در مناطق معلوم الحال برزیل می سازد و یا آنکه خانم تینا پاکروان برای فیلم سینمایی لس آنجلس تهران به سراغ لُس آنجلس می رود و در ارکان عمومی نیز با حمایت مواجه می شود. اما همانگونه که بیان شد، گروه سینمایی هنر و تجربه به عنوان نقطه اطمینان بخش از برای این دسته از تولید کنندگان بوده و موجب می شود تا در صورت جریان سازی آثار دوتابعیتی و ممانعت ویژه از اکران عمومی این آثار، همواره موقعیتی با عنوان هنر و تجربه برای ایشان متصور باشد که بتواند از جیب بیت المال به جبران مادی و تداوم مسیر حضور دوتابعیتی ها در عرصه سینمای کشور بپردازد.






ادامه دارد…

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بلیت سینماها تا ساعت ۱۵ نیم بها شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شورای اکران در جلسه اخیرش مقرر کرد به منظور حمایت از مخاطبان سینما و اجرای طرح تابستانی توسط شورای اکران، قیمت بلیت سینماها هر روز در سراسر کشور تا ساعت ۱۵ نیم بها شود.

به گزارش سینماپرس، شورای اکران با تایید مصوبه شورای صنفی نمایش فیلم مبنی بر حذف نیم بها بودن بلیت سینما در روزهای شنبه اعلام کرد: سینماهای سراسر کشور می توانند علاوه بر نیم بها بودن قیمت بلیت در روزهای سه شنبه، ۲ سانس اول خود را تا قبل از ساعت شروع سانس ۱۵ با هماهنگی دفتر پخش، فیلم مورد نظر خود را به صورت نیم بها اکران کنند.

بر اساس این طرح که از اول مردادماه سال جاری لازم الاجرا خواهد بود طبق فروش برخط به محض تراکنش، سهم صاحبان سینما و پخش کننده فیلم ها مشخص و توزیع خواهد شد.

به منظور هماهنگی بیشتر در نحوه محاسبه و پرداخت مالیات بر ارزش افزوده فیلم و سینما مقرر شد انجمن سینماداران و شورای صنفی نمایش فیلم، نشستی را پیرامون نحوه عملیاتی کردن و اجرای مصوبات قانونی به عمل آورند.

در این جلسه قیمت اصلاح شده سینماها بر اساس درجه سینما (مدرن، ممتاز و درجه یک و دو) با احتساب ارزش افزوده مشخص و مورد تایید شورا قرار گرفت که با توجه به تایید این مصوبه توسط ریاست سازمان سینمایی از اول مردادماه لازم الاجرا خواهد بود.

همچنین با درخواست شورای صنفی نمایش مبنی بر اکران آزاد فیلم مستند «آبی رنگ آسمان» ساخته امیر رفیعی و فیلم سینمایی «شکستن همزمان بیست استخوان» با نام بین المللی «رونا مادر عظیم» ساخته برادران محمودی به دلیل اکران همزمان در کشور افغانستان از شهریورماه سالجاری موافقت شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تاریخچه کشف نفت در «دشت بهار» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: یکی از کارگردانان شرکت کننده در سومین جشنواره مستند، «دشت بهار» را اثری درباره شهر هفتکل معرفی کرد و جشنواره مستند را نیز دارای تنوعی شگفت انگیز با حضور فیلمسازانی از سراسر کشور خواند که بسیار موثر است.

به گزارش سینماپرس، «محمد کریمی» کارگردان و تهیه کننده  فیلم «دشت بهار» یکی از سی و پنج فیلم کوتاه برگزیده در جشنواره تلویزیونی فیلم مستند در شبکه مستند فارس گفت: متولد سال ۱۳۷۱ در شهر اهواز و فارغ التحصیل رشته کارگردانی از دانشگاه علمی کاربردی هستم و کار هنری را از کودکی با شعر آغاز کردم. بعدتر با جشنواره ایران زمین در اهواز با تئاتر آشنا شدم و به تئاتر رو آوردم. در سال ۱۳۹۰ وارد انجمن سینماگران جوان خوزستان شدم و دوره بلند مدت فیلمسازی را طی کردم و در مدت سه سال، چهار یا پنج فیلم کلاسیک و دانشجویی ساختم. در جشنواره فیلم کوتاه تهران با فیلم «بی‌صدا» و در چندین جشنواره دیگر نیز شرکت کردم. همچنین تصویربرداری و تدوین چند فیلم را هم انجام دادم.

کریمی درباره موضوع این فیلم که درباره شهر هفتکِل استان خوزستان است، توضیح داد: هفتکل شهر پدری و مادری من است. آنها پس از ازدواج به اهواز آمدند و من در اهواز متولد شدم. اما از کودکی به هفتکل بسیار رفت و آمد کرده ام.

وی همچنین درباره وجه تسمیه عنوان فیلم یعنی «دشت بهار» اظهار کرد: پیش از کشف نفت در هفتکل، این شهر قشلاق کوچ نشینان بختیاری و قشقایی بود و از سوی آنها به دلیل سرسبزی اش «دشت بهار» نام گرفته بود. از این رو من هم این عنوان را برای فیلم برگزیدم. دشت بهار پس از کشف نفت از بین رفت و صنعتی شد.

این مستندساز با تأکید بر اینکه این فیلم تأثیر اقتصاد تک محصولی بر زندگی دامداران و زندگی کشاورزی را بررسی می‌کند، یادآور شد: اهالی دامدار و کشاورز هفتکل پس از کشف نفت وارد وضعیتی شدند که دام و زمین هایشان را به شرکت نفت فروختند و کار اصلی خود را از دست دادند.

کریمی تاکید کرد: «دشت بهار» را به جشنواره حسنات نیز ارسال کردم اما زمان  برگزاری این جشنواره در حال ابهام است و این فیلم برای نخستین بار از شبکه مستند پخش می شود.

وی طرح اولیه این کار را دغدغه شخصی خود دانست و افزود: فیلم مستقل ساختن در ایران بسیار سخت است. اما مستقل بودن این فیلم نه به معنای داشتن تهیه کننده مستقل است چون فیلم را کاملا شخصی و با پول خودم ساختم. آن هم در شرایطی که در مضیقه مالی بودم و مجبور بودم برای جمع کردن پول به اهواز بیایم تا بتوانم ساخت فیلم را ادامه بدهم. قرار بود انجمن تهیه کننده فیلم شود که با مشکل مالی مواجه شد و همین موجب شد تا زمان ساخت فیلم طولانی شود.
این مستندساز درباره طول مدت ساخت این فیلم افزود: جرقه این فیلم در سال ۱۳۹۳ زده شد. اما پژوهش آن یک سال طول کشید. در سال ۱۳۹۴ تصویربرداری آغاز شد و تا ۱۳۹۵ ادامه داشت. سپس تدوین و مراحل بعدی کار به دلیل مسایل مالی طولانی شد.

کریمی همچنین درباره اخذ مجوز فیلم گفت: من با مانعی مواجه نشدم. مردم هفتکل و اداراتش از لحاظ مجوز بسیار کمکم کردند. هر چند من از طریق انجمن سینماگران جوان برای اخذ مجوز اقدام کردم اما وقتی هفتکل رفتم از من استقبال و حمایت کردند.

وی درباره چشم انداز کارش اظهار کرد: دغدغه من ذات هنر، سینما و مردم است. هر آنچه دغدغه مرا برانگیزد به سراغش می روم و اینکه مستند یا داستانی باشد فرقی ندارد. اصل این است که موضوعی مرا قلقلک دهد. در مرحله بعد باید بتوانم بر این موضوع بیفزایم و بتوانم سینما را واسطه قرار بدهم چون فرم برای من اهمیت دارد و حتی در مستند نیز تأکیدم بر فرم است. بنابراین ممکن است که کار بعدی من داستانی هم باشد.

کارگردان «دشت بهار» با تأکید بر این که جشنواره فیلم مستند اتفاق خوبی است، اذعان کرد: من می خواستم این فیلم، هفتکل و آدم هایش دیده شوند و صدایشان شنیده شود، برای همین می خواستم آن را به یک جشنواره بفرستم چه بهتر که این اثر از تلویزیون ملی دیده شود که مخاطبان بیشتری از جشنواره‌ها دارد.

وی همچنین افزود: من فهرست فیلم های شرکت کننده در جشنواره را دیدم. از سرتاسر ایران فیلم فرستاده شده که در کمتر جشنواره ای در ایران، این امر دیده می شود. چنانچه در جشنواره حقیقت در سال قبل از استان خوزستان فیلمی حضور نداشت درحالی که چند تن از دوستان من فیلم های قابلی به این جشنواره فرستاده بودند. بنابراین اتفاق خوبی است که در این جشنواره مردم می نشینند و احوال خودشان را می بینند. مرم هفتکل و شهرهای دیگر خودشان را در مستندها می بینند. این تنوع جغرافیایی خودش مسأله مهمی است.

کریمی، حمایت از فیلمسازان جوان، جوایز جشنواره و حمایت از فیلم بعدی را شرایط خوبی برای یک فیلمساز دانست و در پایان با سپاسگزاری از خانواده، دوستان و تدوینگر فیلم از صبر مردم هفتکل قدردانی کرد و گفت: بیش از همه از مردم هفتکل تشکر می کنم و می خواهم وقتی فیلم را می بینند انعکاس زندگی خودشان را ببینند و راضی باشند. من از ابتدای تأسیس شبکه مستند از مخاطبانش بودم و همه برنامه‌هایش را می‌بینم. پس جا دارد از عوامل این شبکه و جشنواره نیز قدرانی کنم.
«دشت بهار» امشب ساعت ۱۹:۳۰ در قالب سومین جشنواره مستند از شبکه مستند سیما روی آنتن می‌رود و ساعت ۰۰:۳۰ بامداد و ۱۱:۳۰ صبح فردا بازپخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جایزه بزرگ «اوراسیا» به قزاق‌ها رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کمتر از ۳ دهه از استقلال قزاقستان می‌گذرد اما این کشور آسیای مرکزی پیشرفت‌های خوبی در حوزه سینما داشته و به نحوی برنامه‌ریزی کرده است که طی ۳ دهه آینده، نظریه جدیدی را برای توسعه سینمای ملی خود اجرا کند.

به گزارش سینماپرس، پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «اوراسیا» با حضور آثاری از ۱۲ کشور ابتدای هفته جاری برندگان خود را شناخت و فیلم «راز یک رهبر» برنده جایزه بزرگ این دوره از جشنواره شد.

جایزه نتپک به فیلم روسی «بابونه» (Dylda) به کارگردانی کانتمیر بالاگوف رسید. «روزهای روشن» از چین هم جایزه بهترین فیلم کوتاه را کسب کرد.

فیلم سینمایی «راز یک رهبر» که سومین اثر بلند «فرهت شاریپوف» است، اردیبهشت امسال هم عنوان بهترین فیلم چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو را کسب کرد.

«راز یک رهبر» تولید کمپانی  «قزاق فیلم» است. در حال حاضر استودیوی فیلم ملی «قزاق فیلم» که در سال ۱۹۳۴ در شهر آلماتی تأسیس شد، یکی از بزرگترین و تنها مرکز تولید فیلم در آسیای میانه به حساب می‌آید که در آن طیف گسترده‌ای از خدمات اعم از تولید فیلم‌های مستند، سینمایی و انیمیشن انجام می‌شود. تولید فیلم به صورت نگاتیو و دیجیتالی صورت می‌گیرد و به فیلمسازان قزاقستان برای ساختن فیلم‌هایی شایسته و با ارزش، کمک می‌کند.

موضوع اصلی کارهای استودیوی «قزاق فیلم»، بهترین ویژگی‌های اخلاقی مردم قزاقستان معاصر، دوستی، وحدت اقوام مختلف، مسیر تاریخی کشور، قزاقستان معاصر، حفظ آثار تاریخی و فرهنگی، اهمیت دستاوردهای استقلال کشور است.

استودیوی «قزاق فیلم» هر سال حدود ۱۰ فیلم سینمایی تولید می‌کند که شش ـ هفت تای آن در سراسر کشور پخش می‌شود. «قزاق فیلم» در جشنواره‌های تراز اول شرکت کرده و کارگردانان قزاقستان به طور مرتب فیلم‌های خود را به جشنواره‌های کن، برلین، ونیز، مسکو، لارنکو، روتردام، سن سباستین و اوراسیا می‌فرستند. آثار سینماگران قزاقستان در رویدادهای معتبر بین‌المللی بیش از ۱۳۰ جایزه را به خود اختصاص داده که ۱۵ جایزه متعلق به فیلم‌های درجه کیفی «الف» است.

این استودیو تفاهمنامه‌های همکاری با سازمان‌های تولید فیلم پیشرو در جهان دارد، از جمله: بنیاد فیلم روسیه، مرکز ملی سینمای فرانسه، مدرسه سینمای نیویورک و استودیوی فیلم ایتالیا IstitutoLuce/Cinecitta. در حال حاضر استودیو فیلمسازی در حال آماده شدن برای اجرای پروژه‌های مشترک در حوزه تولید فیلم، آموزش و جشنواره  است.

«قزاق فیلم» با دانشگاه‌های پیشرو داخلی و خارجی همکاری می‌کند که متخصصان سینما و تلویزیون را آموزش می‌دهند. در قزاقستان با موسسات آموزشی همچون دانشگاه هنر موسوم به ژورگیناف و دانشگاه «توران» در آلماتی، آکادمی هنر سینما در نیو یورک، دانشگاه سینما و تلویزیون سن پترزبورگ و سایر مؤسسات، برنامه‌های مختلف آموزشی مشترک، از جمله کارگردانی، فیلمنامه‌نویسی، کارگاه‌های آموزشی برگزار می‌شود.

اولین فیلم محصول کشور قزاقستان که بعد از استقلال این کشور در دنیا شناخته شد فیلم «شرق وحشی» به کارگردانی رشید نوگمانوف است که در سال ۱۹۹۳ در جشنواره‌های مختلف به نمایش درآمد. داستان فیلم در مورد ماجرای کوتوله‌های سابق یک سیرک است که توسط باند موتورسوارها مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. شخصیت‌های داستان سعی در فرار دارند اما در نهایت تصمیم می‌گیرند که برای حقوق خود مبارزه کنند.

رشید نوگمانوف کارگردان این اثر به نوعی تفکرات خود را درباره تغییرات ساختاری و چشم‌انداز صنعت سینمای داخلی ارائه می‌دهد. او در مصاحبه‌ای اعلام کرد که سینمای مولفان در قزاقستان بر خلاف سینمای ژانر که هنوز با رکود روبه‌روست، به خوبی توسعه یافته است.

* توسعه سینمای ملی قزاقستان تا سال ۲۰۵۰

وضعیت ایجاد شده در سینما سبب شد تا سالن‌های سینما خصوصی‌سازی شوند و این در حالی است که هزینه ساخت بسیاری از فیلم‌ها را دولت پرداخت می‌کند اما هیچ پیوندی بین تولید و نمایش فیلم وجود ندارد. اگر سینمای ملی تنها بر مخاطبان جشنواره و دایره محدود منتقدان متمرکز شود، نمی‌تواند پیشرفت کند.

«کریم قدربایف» منتقد سینما معتقد است که در قزاقستان چهره جدید سینمای قزاقی شکل می‌گیرد. اگر در سال‌های ۲۰۱۲ در قزاقستان ۱۰ فیلم در سال ساخته می‌شد، آخر سال ۲۰۱۶ تعداد فیلم‌های جدید به ۳۰ عنوان رسیده است.

او می‌گوید: جای خرسندی است که دوره فیلم های با هزینه ساخت بالا و کم فروش در سینما گذشت. اکنون مردم می‌دانند هنر فیلمسازی و هدف فیلمساز چیست. امروزه مردم قزاقستان با سینمای قزاقی به خوبی آشنا هستند و بازیگران جدیدی وارد عرصه سینما شده اند که مورد علاقه مردم هستند.

در حال حاضر، وزارت فرهنگ و هنر قزاقستان در حال آماده‌سازی یک نظریه جدید برای توسعه سینمای ملی است که تا سال ۲۰۵۰ ادامه یابد و از وظایف اصلی آن برطرف کردن ناهماهنگی‌های بین تولید و نمایش فیلم‌های ملی است. سینمای مدرن در قالب ژانر است و در محتوا ملی است.

به گزارش وزارت فرهنگ و ورزش جمهوری قزاقستان، از بین سه فیلمی که در سال‌های اخیر بالاترین فروش را داشته‌اند، فیلم تاریخی «هزاران کودک شجاع» تولید سال ۲۰۱۲ در رتبه نخست قرار دارد. کارگردان این فیلم آکان ساتایف است.

این فیلم که با هزینه ۱۰ میلیون دلاری ساخته شده، روایتگر زندگی سخت و دشوار مردم قزاق و جنگ خونبار آنها با جونقارها در نیمه اول قرن ۱۸ است. در زمان حمله جونقار به سرزمین قزاق، مردم به نابودی کامل تهدید شدند، اما قزاق‌ها با وحدت خود در این جنگ پیروز شدند. فیلم مورد نظر همچنین به بیان عشق «سارتای»  فرزند استپ کبیر به دختری به نام «زیره» می‌پردازد. این فیلم به موضوعاتی همچون دوستی و خیانت هم پرداخته است.

* همکاری با سینماگران دیگر کشورها

سینماگران قزاق در پروژه‌های بین‌المللی بسیاری شرکت داشته‌اند. برای نمونه فیلم «تولپان» محصول مشترک قزاقستان و روسیه است. این فیلم نخستین اثر سینمایی «سرگئی دورتسوی» به شمار می‌رود. او با توجه به سابقه‌ای که در مستندسازی داشته، در نمایش ارتباط با شخصیت‌ها با محیط زندگی‌شان (به خصوص حیوانات) موفق عمل کرده است.

در «تولپان» (به معنای لاله) جوانی به نام «آسا» از خدمت در نیروی دریایی به محل زندگی‌اش در صحرایی در جنوب قزاقستان باز می‌گردد و می‌خواهد چوپان شود اما پیش از این باید ازدواج کند. تنها شانس او برای ازدواج، دختری به نام «تولپان» است اما او حاضر به ازدواج با «آسا» نیست، چرا که فکر می‌کند گوش هایش زیادی بزرگ است!

«تولپان»  نماینده‌ سینمای قزاقستان در هشتادویکمین دوره جوایز اسکار بود و برنده جایزه بخش نوعی نگاه در جشنواره کن سال ۲۰۰۸ شد.

از دیگر فیلم‌های مشترک قزاقستان و با سایر کشورها می‌توان از فیلم «مغول» به کارگردانی سرگئی بودروف در سال ۲۰۰۷ نام برد که محصول کشور قزاقستان، آلمان و روسیه است. «مغول» که بودجه ساخت آن ۱۸ میلیون دلار است، ۲۶ میلیون دلار فروش داشت.

این فیلم گویای این موضوع است که «توله ضعیف را آزار مده، شاید او بچه ببر باشد». داستان مغول سال‌های اول زندگی چنگیزخان را در بر می‌گیرد، وقتی که او یک برده بود، اما بعدها بسیاری از کشورها را فتح کرد.

* استقبال قزاق‌ها از فیلم‌های کوتاه

 سینمای قزاقستان در ساخت فیلم‌های کوتاه هم فعال است. این کشور طی ۲۵ سال بعد از استقلال قزاقستان ۲۸ فیلم کوتاه در جشنواره‌های بین‌المللی داشته که ۸  فیلم از آنها برنده شده است.

فیلم‌های کوتاه، مرحله اجتناب‌ناپذیری در مسیر هنری هر فیلمساز است که از طریق ساخت آن سازنده نظر مخاطبان را جلب می‌کند. عظیم جانوف از سینماگران قزاقستان دلیل پیشرفت و محبوبیت فیلم‌های کوتاه در کشورش را توسعه تکنولوژی و علاقه مردم به ویدیوهای کوتاه می‌داند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نیکول کیدمن تهیه کننده یک سریال شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بازیگر سرشناس استرالیایی به عنوان تهیه کننده یک سریال درام با عنوان «مزرعه جنایت» برای سرویس استریمینگ وارنر میدیا معرفی شد.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، سرویس استریمینگ وارنر میدیا در حال ساخت سریال درامی با عنوان «مزرعه جنایت» است و نیکول کیدمن را به عنوان تهیه کننده اجرایی آن انتخاب کرده است.

از این سریال به عنوان یک درام روان‌شناسانه با تم عاشقانه یاد شده که ۲ شخصیت اصلی آن سلما و ریچارد آیکلنباوم ۲ متخصص در زمینه کشتار جمعی هستند که ازدواجشان بر تحقیشان درباره بدنام‌ترین جنایت‌های دنیا تاثیر می‌گذارد و مرزهای ازدواج و علوم را در بوته آزمایش قرار می‌دهد.

جینی شرمن باروئیس که سازنده سریال «Claws» بود برای نویسندگی این سریال انتخاب شده است. کیدمن تهیه کننده اجرایی سریال در کنار پِر ساری در کمپانی «بلس فیلمز» است.

این جدیدترین پروژه تلویزیونی نیکول کیدمن است که در مسیر تهیه آن وارد شده است. او پیشتر برای بازی و تهیه کنندگی سریالی با عنوان «خنثی کردن» برای اچ‌بی‌او انتخاب شد و تهیه کننده ۲ سریال در دست اکران برای هولو با عنوان «۹ کاملاً غریبه» و برای آمازون با عنوان «تبعیدشدگان» بوده است.

کیدمن کمپانی «بلاسم فیلمز» را سال ۲۰۱۰ ایجاد کرد. اولین تولید این کمپانی فیلم «لانه خرگوش» بر مبنای نمایشنامه‌ای به همین نام نوشته دیوید لیندسی ابیر بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شارلیز ترون باردیگر تروریست می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دو بازیگر سرشناس که در فیلم پیشین «سریع و خشمگین» حضور داشتند، در قسمت نهم این مجموعه نیز جلوی دوربین می‌روند.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، وین دیزل اعلام کرد شارلیز ترون و هلن میرن در فیلم بعدی «سریع و خشمگین» بازی خواهند کرد.

این دو بازیگر در کنار دیزل، میشل رودریگز، جوردانا بروستر، تیرس گیبسون، کریس بریجز، ناتالی امانوئل و جان سینا نقش‌آفرینی می‌کنند.

«سریع و خشمگین ۹» ۲۲ می ۲۰۲۰ توسط یونیورسال پیکچرز اکران می‌شود.

در فیلم جدید، ترون بار دیگر در نقش یک تروریست سایبری ظاهر می‌شود. او در فیلم «سرنوشت خشمگین‌ها» در سال ۲۰۱۷ برای نخستین بار در این نقش ظاهر شده بود. هلن میرن نیز بار دیگر نقشش را به عنوان ماگدالن شاو که مادر شخصیت جیسون استتم بود، تکرار می‌کند.

اوایل امسال یونیورسال پیکچرز تاریخ اکران فیلم نهم از مجموعه «سریع و خشمگین» را ۶ هفته عقب انداخت و از ۱۰ آوریل به ۲۲ می ۲۰۲۰ انتقال داد.

فیلم هشتم این مجموعه با عنوان «سرنوشت خشمگین‌ها» سال ۲۰۱۷ با فروش ۱.۲ میلیارد دلاری در جهان روبه‌رو شد. اف گَری گرِی این فیلم را کارگردانی کرده بود و دیزل، میرن، ترون، جانسون، استتم، رودریگز، گیبسون، بریجز، اسکات ایستوود، امانوئل، السا پاتاکی، کرت راسل و ترون بازیگران آن بودند.

این هشت فیلم که اکرانشان از سال ۲۰۰۱ شروع شد در مجموع بیش از ۵ میلیارد دلار فروش کرده‌اند. «خشمگین ۷» که برای آخرین بار پل واکر در آن بازی کرده بود و پس از درگذشت وی اکران شد با فروش ۱.۵ میلیارد دلار در راس این فیلم‌ها از نظر فروش جای دارد.

یک فیلم اقماری یا اسپین‌آف از این مجموعه با عنوان «سریع و خشمگین تقدیم می‌کند: هابز و شاو» ۲ آگوست امسال اکران می‌شود. در این فیلم شخصیت جانسون به عنوان یک مامور امنیتی دیپلماتیک آمریکا به نام لوک هابز و شخصیت استتم که مامور پیشین ام‌آی‌سیکس به نام دکارد شاو است، بازی می‌کنند. آنها باید با تشکیلات تروریستی بین‌المللی یک خلافکار مخوف به نام بریکستون با بازی ادریس البا روبه رو شوند. هلن میرن نیز در این فیلم حضور دارد.

این فیلم را دیوید لیچ کارگردانی کرده و کریس مورگان نویسنده با سابقه این مجموعه، فیلمنامه آن را نوشته است.

وین دیزل حضور شارلیز ترون و هلن میرن را در پستی که دوشنبه در اینستاگرام گذاشت اعلام کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«گاندو» روی آنتن شبکه چهار – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «چرخ» در ششمین قسمت فصل جدید، ساعت ۱۹ امروز، پرونده‌ی گاندوها، این تمساح‌های پوزه‌کوتاه ایرانی را بررسی می کند.

به گزارش سینماپرس، در این قسمت از «چرخ»، سیاوش یالپانیان، مجری-کارشناس میزِ طبیعت برنامه، با باربد صفایی مهرو، خزنده‌شناس گفت‌وگو خواهد کرد.
در این گفت‌وگو قرار است به گاندوها، تمساح بلوچستان ایران پرداخته شود. محلی‌های جنوب سیستان و بلوچستان تمساح مردابی ساکن در منطقه‌شان را گاندو می‌نامند؛ کروکودیلی که برخلاف دیگر اعضای خانواده‌اش خجالتی است و با انسان کاری ندارد.
در بخش دیگری از برنامه، سیدامیر سادات‌موسوی، روزنامه‌نگار علم، بهترین پادکست‌های علمی برای شنیدن در تابستان را معرفی می‌کند. گزارش بهزاد یوسفی از هیومن پارک موزه‌ی دارآباد یکی دیگر از بخش‌های ششمین قسمت فصل ششم برنامه‌ی «چرخ» است.
مجله‌ی تصویری «چرخ» مهم‌ترین رویدادهای علم و فناوری را با نگاهی تخصصی و به‌زبانی ساده بررسی و با حضور کارشناسان، اساتید دانشگاه و نخبگان، مسائل روزمره‌ی زندگی را واکاوی می‌کند.
«چرخ» در تابستان امسال در سه روز یکشنبه، دوشنبه و سه‌شنبه، از ساعت ۱۹ به‌صورت زنده از شبکه‌ی چهار پخش می‌شود. حافظ آهی اجرای برنامه را به عهده دارد و الهه بهبودی و محمد جباری تهیه‌کننده و سردبیر برنامه‌ی «چرخ» هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پوپولیسم هنری، با پول حکومت علیه حاکمیت! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بازیگر در صحنه بانگ برمی‌آورد: “حتی شینزو آبه هم نتوانست جلوی جنگ را بگیرد” و حاضران در صحنه بشدت می‌خندند.

به گزارش سینماپرس، وقتی هنرمندی از اسپانسرینگ و حمایت مالی دولتی برای خلق یک اثر هنری کاملا بهره‌مند است، چگونه می‌تواند در محتوای اثرش، همه شعارها و پیام‌های اثرش  را به سوی حمایت از اقشار فرودست هدایت کند؟ هنرمندی به واسطه رابطه‌های حکومتی از انتقاع مالی، معنوی و پست‌های مکرر بهره‌مند باشد، اما تئاتری که روی صحنه می‌برد، مدعی شیوع بی‌عدالتی ساختاری است، آیا چنین متنی با فرامتن هنرمند در تعارض نیست!؟

یا شاید از آن بدتر این است که از امتیازات حکومتی کاملا بهره‌مند باشید اما در غالب اثر هنری، تصمیمات حاکمیتی را به سخره بگیرید. چنین پوپولیستی – هنری حرکت کردن، در عرصه فرهنگ و هنر دشوار است. این توصیفات، مصداق کنش‌گری سیاسی در پیوند با محتوای آثار هنری شهرام گیل آبادی است. آخرین تئاتر او هم اکنون در تالار استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر روی صحنه رفته  و با استناد به آنچه در سطور پیشین مطرح شد، حمایت شهرداری تهران و حتی مجموعه ایرانشهر و شخص رجبی معمار از فراهم کردن محیط، برای شهرام گیل آبادی پوشیده نیست و اگر پشتوانه معنوی و امتیازات حکومتی نباشد، گیل‌آبادی به تنهایی قدرت اجرای یک تئاتر خیابانی را هم نخواهد داشت.

با این حال و با سابقه روشن گیل آبادی، بازیگرانش در تئاتر تعاملی «عاشقانه‌های خیابان» به حاکمیت متلک می‌اندازند، دقیقا عین عبارت بازیگر قابل استناد است که در صحنه بانگ برمی‌آورد: “حتی شینزو آبه هم نتوانست جلوی جنگ را بگیرد”  و حاضران در صحنه بشدت می‌خندند.

اگر شهرام گیل آبادی بر اساس استعداد فردی در حوزه تئاتر رشد و نمو طبیعی و غیرحکومتی داشت، اگر صدهابار سیاست‌های کلی نظام را مثل سایر همکارانش به  بند نقد و تمسخر می‌کشید، حرجی بر او نبود.

اما روایت ساده متن و محتوای تعاملی «عاشقانه‌های خیابان» درباره نوازنده دورگردی به نام فرزاد (رضا یزدانی) است که زن دستفروشی در مترو، به نام فرزانه از عشاق سینه چاک اوست. کاراکترفرزانه را در قالب‌های پرسوناژهای مختلف، الهام پاوه‌نژاد، سیما تیرانداز، ژاله صامتی ایفا می‌کنند. فرزانه اول(سیما تیرانداز) به توصیف رابطه عاشقانه خود می‌پردازد و یک داستان شاه‌پریانی را درباره عشق خود به فرزاد با مخاطبانش در میان می‌گذارد. فرزانه دوم (الهام پاوه‌نژاد) از عشق کمتر می‌گوید و موقعیت کاری خود را در مترو توصیف می‌کند و سومی تراژدی محتومش را روایت می‌کند.

وقتی هنر بالنده تئاتر، وقتی متون غنی در میان نباشد، افرادی با افکار زیرمتوسط، پرچمدار تئاتر آوانگارد خواهند شد. هنر نمایش مبنایش دیالوگ است. ارزنده‌ترین هنرمندان جهان و آثار هنری بر اساس دیالوگ خلق شده‌اند، اما در ارزیابی «عاشقانه‌های خیابان» نخستین سد میان مخاطب و اثر مونولوگ است. اگر اثر هنری ادعای آسیب شناسی اجتماعی هم داشته باشد، حتما باید بر ساختار دیالوگی آن افزود.

عالی مقام  و بلند مرتبه، گیل آبادی، روایتش را بر اساس مونولوگ انتخاب کرده، چون در فرامتن، در متن جامعه پر از دیالوگ نبوده و عمدتا روی صندلی‌های انتصابی از مفر مونولوگ حتی با جامعه هنری ارتباط برقرار کرده است. لذا این ساختار فرامتنی به متن نمایش نفوذ می‌کند و مخاطب متوجه نمی‌شود که مسئله سه کاراکتر عاشق پیشه عشق است یا فقر؟ از فقر نمود بسیار کمرنگی در متن وجود دارد. تیره روزی فرزانه‌ اول در پشت دلبستگی‌های عاشقانه‌اش  گم می‌شود.

فرزانه اول بیش از آنکه یک دستفروش محتاج باشد یک فعال سیاسی اجتماعی است که برای حاکمیت تعیین تکلیف می‌کند که چنین باشد و چنین باشد، کشور را با یک دیالوگ ساده در موقعیت قبل از جنگ توصیف می‌کند و پروپاگاند آزادی‌های زنانه مثل رفتن به استادیوم و دوچرخه‌سواری آزادانه از مطالبات اوست. برای اینکه دریابیم ماحصل تلاش این کارگردان تئاتر پیوسته مدیر  حکومتی که در متن آثارش بنا دارد مردمی جلوه کند دارای چه تناقض بزرگی است. شاید کورسوی عاشقانه دخترک جوانی دستفروشی که عاشق یک پسربچه ژیگولو (نوازنده) شده را باور کنیم، اما وقتی همین پرسوناژ در میان جمعیت راه می‌رود و فریاد می‌زند و آرزو می‌کند روزی برسد که زنان بتوانند آزادانه دوچرخه سواری کنند و به استادیوم بروند، تناقضات متنی مولف به چشم می‌آید، چون زیست و جایگاه فرامتنی کارگردان تقریبا به همین اعوجاج دچار است. دستفروش مترو با شکم گرسنه، مطالبه‌اش رفتن استادیوم و دوچرخه سواری در خیابان است!؟ چگونه ممکن است که مطالبه لاکچری همین طبقاتی که به تماشای تئاتر «عاشقانه‌های خیابان» آمده‌اند و متن آن مثلا به آسیب‌شناسی زیستی دستفروش‌های مترو می‌پردازند را می‌توان به نمونه‌های مصداقی طبقات فرودست نسبت داد؟ این‌های نشانه‌هایی است که اصول مولف را در متن تئاتر نقض می‌کند، شکم گرسنه که در لایه‌زیرین طبقات قرار دارد و شکمش گرسنه‌ است، چگونه می‌تواند تنها آمالش دوچرخه سواری در میرداماد و رفتن به استادیوم آزادی باشد؟    

کافیست گفته‌های اخیر نادره‌فتوره‌چی روزنامه و فعال توییتری نزدیک به چپ سنتی را مرور کنیم. فتوره‌چی در یکی از گفت‌وگوهای مهمش می‌گوید:

مردم کیستند؟ کدام دختران می‌خواهند به استادیوم بروند؟ درباره کدام دختر حرف می‌زنید؟ دختر معلول بوشهری که سرش را توی سطل کرده، من به او بگویم برو استادیوم. نان بیکار هستند، … دستفروشی می‌کنند، کتک می‌خورند، هزار بدبختی دیگر دارند، خب بروند فوتبال ببیند. چه کسانی می‌روند فوتبال می‌بینند، همین پاپت‌ها (سلبریتی‌ها). صد تا دویست تا گلچین شده آقازاده را جمع می‌کنند که فوتبال ببیند صد نفر هم جو گیر پشت سر آن‌ها هست. زنان ایرانی هم ایستاده‌اند و این منظره مضحک را نگاه می‌کنند، چون کارشان دست شیادان افتاده است. شیادانی آن ور آب، شیادانی این ور.

این روزنامه نگار در ادامه اشاره می‌کند:

با برجسته کردن نیازهای دست دهم زنان، ژست این را می‌گیرند که دارند به زنان کمک می‌کنند. در صورتی که چنین کاری نمی‌کنند. مسائل بنیادین زنان یک کدامش طرح نمی‌شود. حق سیر شدن، هیچ وقت طرح نمی شود اما حق فوتبال نگاه کردن، هی طرح می‌شود، چون در پلت فرم یک جناحی در قدرت است.

فرزانه دوم هیچ منطق پیوسته‌ای با روایت ندارد، مسئله‌اش مثل فرزانه اول عشق نیست. موضوع دلبستگی‌اش به فرزاد (رضا یزدانی) را مطرح می‌کند اما مشغله‌های نه چندان مشعشعی در متن اجرای این شخصیت وجود دارد که هیچ پیوستگی تماتیک با فرزانه اول ندارد.

فرزانه سوم که آموزش معاشقانه و نحوه تحریک و همخوابگی را با تمسخر همان تشت معروف شیر در بستری تعاملی به مخاطبان ارائه می‌دهد، امتدادی روایی را به وجود نمی‌آورد و محتوا با تراژدی انتزاعی که از بیرون  به فضای روایت رسوب می‌کند، با اجرای رضا یزدانی و آهنگ مترو به پایان می‌رسد.

*مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شخصیت جدید «داستان اسباب بازی ۴» برای کودکان دردسر ساز شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: با اعلام سازمان حمایت از مصرف کننده آمریکا اسباب بازی «فورکی» از انیمیشن «داستان اسباب بازی ۴» برای کودکان خطرناک اعلام شد.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر، با اعلام سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان آمریکا اسباب بازی «فورکی» برای کودکان بسیار خطرناک تشخیص داده شد.

کمپانی دیزنی نیز روز دوشنبه به سازمان حقوق مصرف کنندگان پیوست تا اعلام کند این اسباب بازی که چشم‌های بزرگی دارد، به راحتی کنده می‌شود و می تواند باعث ایجاد خطر و حتی خفگی کودکان شود. این اسباب بازی بر اساس شخصیت جدید فورکی که به انیمیشن «داستان اسباب بازی ۴» اضافه شده ساخته شده است که دستانی مخملی و چشم‌های بزرگی دارد. تونی هیل صداپیشگی این شخصیت که یک قاشق چنگالی سخنگو است را انجام داده؛ که در نظر خودش یک اسباب بازی نیست و باید دور انداخته شود.

سازمان حمایت از مصرف کنندگان آمریکا اعلام کرد: خریداران باید فورا محصول ذکر شده را از دسترس بچه‌های خود خارج کنند و آن‌ها را به فروشگاه‌های دیزنی که در مکان‌هایی مثل «دنیای والت دیزنی» و «دیزنی لند» می‌شود بازگردانند و مبلغ پرداخت شده را دریافت کنند.

در حدود ۸۰ هزار اسباب بازی دیزنی که در کشور چین ساخته و طراحی شده، در بازارهای آمریکا به فروش رسیده و ۶۵۰ مورد نیز در کانادا گزارش شده است.

گفتنی است سازمان حمایت از مصرف کنندگان محصولاتی را مورد هدف قرار می‌دهد که ممکن است باعث آسیب و یا حتی مرگ خریداران بشود که این محصولات شامل اسباب بازی‌ها نیز می‌شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع