«تورنتو ۲۰۲۳» با آخرین ساخته «هایائو میازاکی» افتتاح میشود

سینماپرس: انیمیشن فانتزی حماسی «پسر و مرغ ماهیخوار» ساخته هایائو میازاکی برای افتتاحیه جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۳ انتخاب شد.

سینماپرس: انیمیشن فانتزی حماسی «پسر و مرغ ماهیخوار» ساخته هایائو میازاکی برای افتتاحیه جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۳ انتخاب شد.

سینماپرس: کاریکاتوریست و چهره برجسته هنر انقلاب با مشابه خواندن مسئولان خبیث رژیم اشغالگر قدس با برخی شخصیتهای منحوس واقعه کربلا در برنامه «ساعت به وقت قدس» از وظیفه هنرمندان برای افشاگری ظلم این رژی
به گزارش سینماپرس، سیدمسعود شجاعی طباطبایی کاریکاتوریست و چهره برجسته هنر انقلاب که مهمان برنامه «ساعت به وقت قدس» در شبکه یک بود، در ابتدا گفت: کار هنری به خصوص در حوزه کارتون و کاریکاتور به صورت حرفهای بعد از انقلاب شروع شد. کاریکاتور یک زبان قابل فهم، بین المللی و مردمی است و میتواند گستره وسیعی را مخاطب خود فرض کند. در ارتباط با فلسطین به خاطر دغدغهام از ابتدا درباره بحث صهیونیسم و رژیم جعلی اسرائیل کارهایی داشتم ولی اینکه درباره فلسطین کار مجزایی شکل بگیرد از خانه کاریکاتور بود که به نتیجه رسید.
وی افزود: اولین مسابقه بین المللی کاریکاتور با موضوع «فلسطینی خانه ندارد» اتفاق خیلی خوبی در عرصه بین الملل بود و بعد از آن ما به طور مرتب مسابقات متعددی با عناوین مختلف برگزار کردیم که آخرینشان «فلسطین تنها نیست» مربوط به دو سال قبل بود که در سه رشته کاریکاتور، کارتون و پوستر برگزار شد. کتاب این رویداد همان زمان منتشر شد و در بخش کارتون اتفاقات خوبی را شاهد بودیم.
مدیر خانه کاریکاتور ایران با مرور برخی از آثار این رویداد، در خصوص یکی از آنها گفت: این کاریکاتوریست از خود غزه برایمان اثری فرستاده بود و تنها راه رسیدن به مسجد الاقصی را جنگ مسلحانه میدانست. رژیم صهیونیستی یک زمانی قلم کاریکاتوریست دغدغه مند فلسطینی را برنمی تابید و ناجی العلی را در ۱۹۸۷ در لندن به شهادت رساند، یکدفعه با هنرمندان کاریکاتوریست بسیاری در سراسر دنیا مواجه میشود که در خصوص مقابله با رژیم صهیونیستی و آپارتاید آنها و مظلومیت مردم فلسطین کارهای بسیار فاخری انجام دادهاند.
شجاعی با اشاره به حنظله شخصیت کارتونی برساخته ناجی العلی، یادآور شد: این شخصیت به عنوان نماد مصور مردم فلسطین از این جهت به یک نماد تبدیل شد چون شخصیتی واقعی و امضای شهید ناجی العلی است که از ۹ سالگی آواره میشود، لباسش وصله دارد، پابرهنه است و همیشه پشت او به ما است. گاهی هم در کاریکاتورهای ناجی سنگ پرتاب میکند و عکس العمل نشان میدهد.
وی با مرور برخی از آثار هنرمندان بزرگ شرکت کننده در جشنوارههای مختلف، تاکید کرد: ما مسابقه بین المللی کاریکاتور غزه را در سال ۸۷ داشتیم که داوران آن از فلسطین، سوریه، چین، برزیل و ایران بودند. مسابقه خیلی خوبی شد و نفر اول از ایران سعید صادقی بود که تصویری از کوه غزه را کشیده بود که مثل آتشفشان آماده است که فوران کند.
این چهره برجسته هنر انقلاب در واکنش به وقایعی که در سرزمینهای اشغالی در حال وقوع است، تصریح کرد: صهیونیستها تمام اتفاقاتی که میتواند فلسطینیها را از داشتن یک سرزمین بهره مند کند، از آنها میگیرند، به آنها فشار میآورند و جنایات عجیب و غریبی صورت میدهند. مثل شارون خبیث که به پناهندگان فلسطینی در اردوگاه صبرا و شتیلا در لبنان رحم نمیکند و با هماهنگی سازمان ملل در زمانی که مسئولان و سربازان سازمان ملل حضور ندارند به قصابی و کشت و کشتار میپردازند. شارون را قصاب صبرا و شتیلا معرفی میکنند که از جهت خوی خباثت و درندگی قابل مقایسه با برخی شخصیتهای منحوس در کربلا مثل شمر است. مشابه اتفاق پرتاب تیر به سمت گلوی علی اصغر ۶ ماهه، دائم دارد برای کودکان فلسطینی رخ میدهد.
شجاعی طباطبایی در پایان گفت: همچنان که مبلغان دینی ما در ارتباط با بحث امام حسین (ع) و واقعه کربلا وظیفه دارند ما هم وظیفه داریم افشاگر ظلم رژیم صهیونیستی باشیم و مظلومیت مردم فلسطین را به دنیا نشان دهیم. الحمدالله اتفاقات خوبی هم رقم خورده و بسیاری از هنرمندان برجسته نه تنها در عرصه کارتون و کاریکاتور بلکه عرصههای دیگر هنرهای تجسمی و سینما کنار مردم فلسطین ایستادهاند. هزینههای سنگینی هم پرداخت میکنند ولی حاضرند در کنار این مردم خوب و شریف باشند.
«ساعت به وقت فلسطین» با اجرای علی خلیلی، حامد نگارش و سوسن الهمه و تهیه کنندگی و کارگردانی امیر تاجیک پنجشنبه ۵ مرداد ساعت ۱۸:۳۰ از شبکه یک سیما پخش شد و جمعه ۶ مرداد ساعت ۱۳ بازپخش میشود. ش

سینماپرس: مهدی سجادهچی گفت: هر کس یا هر گروهی با هر طرز فکری مسئولیت سازمان سینمایی را بر عهده داشت در این وضعیت مجبور بود شرایطی که از بیرون به سینما تحمیل میشود را مدیریت کند.
به گزارش سینماپرس، در یک سال گذشته سینمای ایران بیش از هر چیز درگیر حواشی متعدد بود و به تبع آن سازمان سینمایی نیز با پیامدهای ناشی از این حواشی دست و پنجه نرم میکرد. در گفتگویی با مهدی سجادهچی (فیلمنامهنویس سینما) عملکرد سازمان سینمایی در یک سال گذشته را مورد بررسی قرار دادیم.
این فیلمنامهنویس معتقد است بسیاری از اتفاقات رخ داده و شرایطی که ایجاد شد ناشی از اتفاقاتی خارج از سینما بود که سازمان سینمایی را مجبور کرد که از دنبال کردن برنامهریزیهای خود بالاجبار غافل و گرفتار مدیریت اتفاقات روزمره باشد.
در ادامه مشروح گفتگوی ایلنا با مهدی سجادهچی را از نظر میگذرانید:
در یک سال گذشته سینمای ایران با معضلات بسیاری روبرو بود، عملکرد سازمان سینمایی در مدیریت بحرانهای شکلگرفته را چطور ارزیابی میکنید؟
هر کس یا هر گروهی با هر طرز فکری مسئولیت سازمان سینمایی را برعهده داشت در این وضعیت مجبور بود شرایطی که از بیرون به سینما تحمیل میشود را مدیریت کند، در واقع هر شخص یا گروهی که در سمت مدیریت سازمان سینمایی قرار میگرفت قادر نبود برای سینما برنامهریزی طولانیمدت داشته باشد. مدیران فعلی سازمان سینمایی از زمان آغاز مسئولیتشان در این سمت درگیر ماجراهایی خارج از سینما بودهاند و علاوه بر این شرح مأموریت سازمان سینمایی با واقعیتهای سینمای ایران فاصله چشمگیری داشت و پس از شروع فعالیت این گروه اتفاقاتی رخ داد که عملاً سینما مثل هر ساحت فرهنگی دیگر دستخوش تلاطمهایی شد که مربوط به خارج از خودش میشد.
یعنی شرح وظایفی که برای سازمان سینمایی تعریف شده بود امروز دیگر در اولویت نیست و مسائلی دیگر بالاجبار در اولویت قرار گرفته است؟
درباره شرح وظایف سازمان سینمایی باید بگویم که اطلاعاتی به طور مستقیم از کلیت آن ندارم و به طور کل نظرم درباره آن برآمده از گفتهها و نظرات مدیران سازمان سینمایی و وزارت ارشاد است و مثل هر سینماگری میتوانم درباره آن حدس و گمان داشته باشم. حدس من بر این است که سازمان سینمایی شرح وظیفهای داشته که بر مبنای آن درصدد نوعی بازگشت یا پیرایشگری فرهنگی بوده است. فارغ از درست یا غلط بودن این سیاست، مطمئناً اگر قرار بود این بازگشت فرهنگی در صورت امکان رقم بخورد زمانی طولانی با برنامهریزی کامل نیاز بود چرا که آنچه در حدود ۴۰ سال رقم خورده را نمیشود در مدت زمان کوتاه ۲ تا ۴ سال تغییر داد و ریلگذاری جدیدی در نظر گرفت چرا که اگر دستیابی به این هدف را ممکن بدانیم هم، امکان آن نیازمند آمادهسازی زیرساختها و استفاده از افراد متخصص است.
با وجود اینکه مسئولان سینمایی در نظر داشتند که چنین کاری انجام دهند، در عمل مجبور شدند اتفاقات روز را مدیریت کنند و در حال حاضر هم درگیر همین مسئله هستند و سازمان سینمایی در تلاش است اتفاقات روز را مدیریت کند تا به شرایط اول برگردد و اگر توانی باقی ماند دوباره به همان سیاستگذاری رجوع کند؛ در واقع همه چیز در یک سیکل معیوب قرار گرفته که سازمان سینمایی مدام مجبور است مدیریت روزانه یا هفتگیاش را تداوم دهد.
بازگشت فرهنگی که به آن اشاره کردید، در واقع بازگشت به چه زمان یا شرایطی است؟
فرض بعضی از مسئولان این بوده که در طول چند دهه گذشته اشتباهاتی در جهتگیریهای فرهنگی و در واقع در سیستم اجرایی کشور رخ داده که به فرهنگ کشور صدمه زده است. این فرض به حدی تقویت شده که بر مبنای آن تشکیلات فرهنگی جدید با مدیریت و برنامههای جدید شکل گرفته که آن اشکالات و نقایصی که در طول آن مدت به وجود آمده را از بین ببرند.
من نمیتوانم قضاوت کنم که این کار تا چه اندازه درست یا غلط و اصلاً چقدر این اتفاق ضروری یا غیرضروریست اما تجربه به من میگوید که هیچ اتفاق عجیبی رخ نداده ونخواهد داد و سینما معمولاً به مسیر خود ادامه میدهد و اگر ما بخواهیم واقعیتها و چارچوبهایش را تغییر دهیم نه تنها به موفقیت نمیرسیم بلکه مدام باید تلاش کنیم که خرابیهای شکلگرفته از این نگرش را اصلاح کنیم. در واقع ساختن یک دنیای کاملا متفاوت بیشتر تخیلیست و این تجربهای است که هزاران سال در جوامع مختلف امتحان شده. ما نمونههایی را در تاریخ میبینیم که سعی کردهاند یک جامعه آرمانی بسازند اما به نتیجه مطلوب نرسیدهاند و در نهایت همه چیز به شرایط سابق برگشته است چون ما برای رسیدن وضعیت متفاوت ناچاریم از اجزای همین وضعیت فعلی استفاده کنیم که در بهترین حالت ممکن است ما مدتی کوتاه تصور کنیم تغییری ایجاد شده اما حقیقت این است که با گذر زمان متوجه میشویم که هیچ چیزی بر اساس میل و برنامه ما تغییر نمیکند.
آیا میتوان گفت که همان سیاستگذاری فرهنگی برای بازگشت به گذشته، یکی از عوامل درگیری سازمان سینمایی با سیاستهای روزانه بوده است؟
اتفاقات بعدی که رخ داد و همه ما در جریان آن اتفاقات هستیم، درگیری سازمان سینمایی با سیاستهای روزمره را بیشتر کرد اما با این نظر موافق هستم که اگر اتفاقات بعدی هم نبود سازمان سینمایی با برنامههایی که داشت درگیر سیاستهای روزمره میشد. تصور من هم بر این بود که این نهضت پیرایشگری در عمل نهایتاً چهار سال دوام میآورد. حتی اگر این اتفاقات رخ نمیداد و مسئولان با برنامهریزی دقیق هم پیش میرفتند فرقی نمیکرد و دوباره همه چیز به خانه اول برمیگشت.
آیا سازمان سینمایی در همین مدیریت اتفاقات روزمره موفق بوده است؟
بر اساس شناختی که از واقعیت دارم به عملکرد سازمان سینمایی در این زمینه نمره قبولی میدهم چرا که ما خیلی از چیزها را نمیدانیم و به تبع آن از شرایط هم اطلاعات دقیقی نداریم. ما در همه جناحها با نوعی از تندروی مواجه هستیم که قابلیت مذاکره یا تطبیق خود با واقعیت را ندارند و به نظر من افرادی که در سازمان سینمایی مدیریت را بر عهده دارند با این تندرویها مواجه بودند و هر کدام از این تندرویها نه تنها سازمان سینمایی با بودجه محدودش را بلکه میتوانست دولتی را با چالشهای بسیار بزرگتری مواجه کند.
البته باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که در بسیاری از این موضوعات سازمان سینمایی تصمیمگیرنده اصلی و نهایی نیست. با در نظر گرفتن این واقعیت و اینکه سازمان سینمایی متعلق به دولت است و از سیاستهای دولت پیروی میکند در مجموع ویژگیهای فردی آدمها باعث شده که بتوانند شرایط را تا حد امکان متعادل پیش ببرند و به همین دلیل حداقل میتوانم تلاش سازمان سینمایی در مدیریت این بحرانها را قابل قبول بدانم و نقائص شناگرانی را که با دستهای تقریبا بسته شنا میکنند، نادیده بگیرم.

سینماپرس: رضا اسماعیلی میگوید: باید از تریبون شعر آیینی و هیئت برای تبلیغ آموزههای اصیل دینی، روشنگری، بیداری و معرفتافزایی استفاده کنیم. استفاده سلیقهای و ابزاری از این تریبون ظلم است.
به گزارش سینماپرس، این شاعر و پژوهشگر در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:
“به نام خدا
در گرامیداشت عاشورا و حماسه حسینی
تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است
دانشسرای مکتب اولاد آدم است
(شهید سیداسماعیل بلخی)
امروز حسین بن علی(ع) میتواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آن که چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم تحریفآمیز، کارهای تحریفآمیز و غلط، چشمها و دلها را از چهره مبارک و منوّر حسین بن علی(ع) منصرف کند؛ با تحریف بایستی مقابله کنید».
(مقام معظم رهبری، در دیدار با روحانیون و وعّاظ در آستانه ماه محرّم ۱۴۱۶ق -۳ خرداد ۱۳۷۴)
رسانه قدرتمند اشک
بعد از واقعه مُحرّم ۶۱ و شهادت امام حسین(ع) و یارانش، حکومت منفور بنی امیه، نه تنها عزاداری بر امام حسین و یارانش را ممنوع اعلام کرد، بلکه مردم را به سب علی و آل علی تشویق هم می کرد. حتی میگویند نفرت معاویه از آل علی به حدی بود که در قنوت نماز خویش، حضرت علی و حسن و حسین(علیهم السلام) را لعن میکرد.
در طول تاریخ حکومتهای ظالم و غاصبی همچون بنیامیه و بنیعباس به مردم اجازه برپایی مجالس عزاداری حسینی را نمیدادند و اصلا نام بردن از اهل بیت و امام علی(ع) و امام حسین(ع) و یارانش ممنوع بود و هر کس که به این مسئله تن نمیداد، زندانی و تبعید میشد و یا به شدیدترین وجه مورد آزار و شکنجه حکومت قرار میگرفت.
در چنین فضای بسته و رعبآوری، بهترین راه برای زنده نگاه داشتن قیام حسینی و افشای ماهیت پلید یزیدیان، گریه بر مصائب اهل بیت بود. در آن زمان، تنها رسانه قدرتمندی که باعث افشای چهره پلید یزید میشد، «رسانه اشک» بود. در این شرایط بسته امنیتی و پلیسی، برای زنده نگاه داشتن قیام حسینی، از دست شیعه، جز گریه بر اهل بیت، کار دیگری برنمیآمد.
به خاطر همین، این همه روایت و حدیث از معصومین درباره ثواب گریه بر مظلومیت حسین(ع) و اهل بیت داریم. اما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که گریه بر اباعبدالله(ع) گریه عاطفی و از روی ترحم نیست، گریه سیاسی است. به یاد دارم حضرت امام خمینی نیز در زمان حیات پربرکتشان با یادآوری و تاکید بر این نکته که گریه بر اباعبدالله، گریه سیاسی است، نه گریه عاطفی و از روی ترحم، فرموده بودند:
«مجلس عزا نه برای این است که گریه کنند برای سیدالشهدا و اجر ببرند – البته این هم هست و دیگران را اجر اخروی نصیب کند – بلکه مهم، آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشهاش را کشیدهاند که تا آخر باشد و آن، این [که] اجتماع تحت یک بیرق، اجتماع تحت یک ایده و هیچ چیز نمیتواند این کار را به مقداری که عزای حضرت سیدالشهدا در او تأثیر دارد، تأثیر بکند… چنانچه، واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسئله چه هست و این عزاداری برای چه هست و این گریه برای چه این قدر ارج پیدا کرده و اجر پیش خدا دارد، آن وقت ما را «ملت گریه» نمیگویند، ما را «ملت حماسه» میخوانند.»
(صحیفه امام خمینی، جلد ۱۳، صفحه ۱۵۳.)
و در بیاناتی دیگر میفرمایند: «این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا. نه سیدالشهدا احتیاج به این گریهها دارد و نه این گریه خودش فینفسه کاری از آن برمــیآید. جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبههای دیگری است که هست.»
(صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۵۳)
در واقع بعد از واقعه عاشورای سال ۶۱ گریه حُکم یک مین انفجاری را داشت که جامعه را به حرکت درمیآورد و قیام حسینی را زنده نگاه میداشت. مُحبان آل علی در آن روز و روزگار، تنها با «اسلحه اشک» و گریه کردن بر اباعبدالله(ع) میتوانستند شعلههای قیام امام حسین را از خاموشی و فراموشی در امان نگاه دارند و ماهیت نظام پلید یزیدی را برای مردم افشا کنند. در آن زمان «اشک» اسلحه شیعه بود. امروز اما در کنار اشک و گریستن بر کربلا – که برای تحریک احساسات و حفظ شور حسینی لازم است – باید به «نگریستن» هم فکر کنیم.
ادب و آداب گریستن
یکی دیگر از چیزهایی که باعث تحریف عاشورا و آلوده شدن قیام حسینی به خرافات میشود، همین نکتهای است که استاد مطهری گفته است: «عدهای آمدند گفتند گریه بر امام حسین ثوابش آنقدر زیاد است که از هر وسیلهای برای این کار میشود استفاده کرد … دستگاه امام حسین (ع) از دستگاه دیگران جداست. اگر اینجا دروغ گفتی، بخشیده است. جعل کردی، بخشیده است. تحریف کردی، بخشیده است … در نتیجه یک افرادی در این قضیه دست به جعل و تحریف زده اند که انسان تعجب میکند.»
(حماسه حسینی، شهید مرتضی مطهری، ج ۱۷، صص ۹۰ و ۹۱.)
بله، آیات و احادیث فراوانی وجود دارد که در آن گفته شده در عزای امام حسین(ع) محزون بوده و اشک بریزید؛ اما به این معنا نیست که به هر قیمتی باید مردم را گریاند، یعنی باید با شیوهای مناسب، شایسته و متناسب با اهداف امام حسین(ع)، قیام وی را به مردم معرفی کرد.
امروز به جای این که اشک بریزیم تا حماسه امام حسین(ع) را زنده نگه داریم، قیام امام حسین(ع) را تحریف و به خرافات آلوده میکنیم، تا از مردم اشک بگیریم! این یعنی «تقدیس اشک». یعنی اشک و گریاندن هدف شده، در حالی که اشک و گریه کردن باید وسیلهای برای زنده نگه داشتن قیام حسینی و پیرایش و پالایش آن از تحریف و دروغ و خرافه باشد. ذکر خاطرهای به نقل از شیخ عباس ابوالحسنی، منبری سرشناس تهران، در این خصوص خالی از لطف نیست.
«شیخ عباس ابوالحسنی منبری سرشناس تهران میگوید: روزی آیتالله میرزا رضا کلباسی در مجلسی نشسته بود و مداحی، روضه میخواند. روضهخوان، ماجرای به میدان رفتن اباعبدالله علیهالسلام و بدرقه زینب کبری سلامالله علیها را نقل میکرد. آنجا که حضرت امالمصائب میفرمایند: مهلاً مهلا…. و امام میفرمایند: خواهرم به خیمه برگرد….
روضهخوان عبارت «اختا» یعنی «خواهرم» را دوبار تکرار کرد: «اختا… اختا….»، در این هنگام میرزا عصبانی شد و به تندی خطاب به روضهخوان گفت: «خدا دهانت را بشکند! حضرت یک بار فرمودهاند: «اختا». تو چطور آن را دوبار تکرار میکنی و روضه دروغ میخوانی؟»
ابوالحسنی ادامه میدهد: کاش میرزا سر از خاک بلند کند و ببیند امروز چقدر روضه کذب و بیسند خوانده میشود؛ به امید اشک ستاندن از مردم. اگر میخواهید فقط اشک مستمع را دربیاورید، قبض آب و برق را نشان شان بدهید کافی است! چرا روضه دروغ میخوانید؟»
(سخنان شیخ عباس ابوالحسنی در هیات بنیفاطمه تهران چهارشنبه ۱۰ آبان ۹۶)
متاسفانه امروز به خاطر غفلت از ادب و آداب «گریستن» و توقف در منزل محبت و اشک، شعر دینی و آیینی روز و روزگار ما دچار رخوت و تنزل شده است و شاعران آیینی ما به این ورطه افتادهاند که فقط شعرهای مجلس گرمکن و سوزناک بگویند. شعرهایی مطابق با ذوق و ذائقه مردم و مداحان تا در مجالس عزاداری خوانده شود. به همین خاطر در مجالس عزای حسینی، «شور» بر «شعور» و «گریستن» بر نگریستن پیشی گرفته و بصیرت و معرفتافزایی که همواره مورد تاکید مقام معظم رهبری است، به حاشیه رانده شده است. غافل از این که شور و شیفتگی و محبتِ مُنفک از معرفت ما را به جایی نمیرساند.
با واکاوی روایات و احادیث اسلامی درمییابیم که ریشه بسیاری از تحریفات شعر عاشورایی چیزی جز این نیست که ما در منزل «محبت» متوقف ماندهایم و گامی در مسیر صعود به ملکوت معرفت و حکمت دینی برنداشتهایم. این حرف، حرف نگارنده این سطور نیست که گروهی در مخالفت با آن پای بر زمین بکوبند و با ابرام و اصرار تمام بگویند: «نه برادر! اشتباه فکر میکنی، توقف در منزل محبت آسیب نیست»، این حرف، حرف قرآن و معصومین(علیهم السلام) است. توقف در منزل محبتِ محض، از آن جهت آسیبزاست که به «غالیگری» و شرک ختم میشود، که یک «مُنکر» بزرگ است. چنان که در آیه ۳۰ سوره توبه میخوانیم:
«وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَی الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ».
«و یهود گفتند: عُزَیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست. این سخنی است که تنها بر زبان میرانند و با گفتار و کیش کافران مشرک پیشین نزدیکی و مشابهت دارند. خدا آنها را هلاک و نابود کند. آنان را (از حق) به کجا میگردانند؟»
حضرت امام سجاد(ع) نیز در حدیثی به «ابوخالد کابلی» – از رجال شیعی سده اول هجری و معاصر امام سجاد – در تفسیر این آیه میفرمایند:
«یهود و نصاری، به خاطر حُب مُفرطی که به عزیر و مسیح (علیهم السلام) داشتند، آن دو را فرزندان خدا دانستند. جمعی از شیعیان ما نیز در حدی ما را دوست خواهند داشت که درباره ما چیزی که یهود درباره عزیز و نصاری درباره عیسی گفتند، خواهند گفت. نه آنان از مایند و نه ما از آنانیم.»
(طوسی، محمد بن حسن، الامالی، انتشارات دارالثقافه، قم، ۱۳۱۴ ق. اختیار معرفه الرجال، ج۱، ص ۳۳۶)
با عنایت به آیات و روایاتی که ذکر شد، به خوبی درمییابیم که ترکیب محبت با معرفت دینی راهگشا و سازنده است و منجر به پیروی از راه و مرام و روش و منش خاندان رسالت میشود.
از محبت حسینی تا معرفت حسینی
آری، بیهیچ شکی، عمود خیمه محبت، «معرفت» است. محبت هیچگاه بدون معرفت در دل انسان شکل نمیگیرد و نطفه نمیبندد. یعنی نمیشود اول عاشق کسی شد، بعد او را شناخت. طبق آیات و روایات قرآنی، «محبت حسینی» فرزند «معرفت حسینی» است. از این منظر، اگر ما خود را مُحب واقعی حسین میدانیم، باید آثار این محبت را در سلوک انسانی و اسلامی خود رصد کنیم و ببینیم. آثار محبت واقعی به اباعبدالله(ع)، یکتاپرستی، بندگی، بیداری، حقطلبی، آزادگی، عدالتخواهی، ظلمستیزی و در نهایت پیروی و تبعیت از آن امام هُمام است؛ نه معصیت و گناه. چنان که علامه محمدرضا حکیمی – که رحمت خدا بر او باد – در بیان فلسفه عاشورا و حماسه حسینی گفته است:
«واژههای عاشورا تنها «تشنگی» , «شهادت» و «اسارت» نیست، «نماز» و «عدالت» نیز هست؛ بلکه واژههای اصلی همین دوتاست، نماز واژه شب عاشوراست و عدالت واژه روز عاشورا…»
ولی وقتی میگوییم حسین و ادب و آداب عزاداری را زیر پا میگذاریم، وقتی میگوییم حسین و با خواندن نوحه «لا اله الا زینب» از آستان بندگی حضرت حق روی برمیتابیم، وقتی میگوییم حسین و قمه میزنیم، وقتی میگوییم حسین و نوحههای لسآنجلسی میخوانیم، وقتی میگوییم حسین و در هیأتها لخت میشویم، وقتی میگوییم حسین و مردمآزاری میکنیم، وقتی میگوییم حسین و دروغ میگوییم، وقتی میگوییم حسین و به خواهر یا برادر مسلمانی که با نظر ما مخالف است، تهمت بیدینی میزنیم، وقتی میگوییم حسین و با آبروی اسلام بازی میکنیم… همه این نشانهها به ما میگوید که محبت ما، محبت آمیخته با معرفت نیست.
محبت اصیل و زلال حسینی، باید از چشمه «معرفت» بجوشد. امروز «نالیدن» باید معبری برای «بالیدن» باشد. اشکی که امروز از دیدگان ما جاری میشود، باید «اشک بیداری» باشد و از چشمه «إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» بجوشد. چنین اشکی است که به تعبیر حضرت امام(قدس سره الشریف) سازنده و حماسهآفرین است.
استفاده هوشمندانه از تریبون هیئت
نکته آخر این که امروز برای معرفی حماسه انسانساز حسینی و قیام کربلا، در کنار توسل هوشمندانه به اشک، میتوان از شیوههای هنرمندانهتری نیز استفاده کرد. به لطف خدا و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی، امروز ما برای معرفی شایسته نهضت انسانساز کربلا، تریبونها و امکانات فراوانی داریم. عقل حُکم میکند که در کنار دعوت به گریه و حضور بامعرفت «برآستان اشک»، از همه امکانات و تریبونها برای معرفی قیام حسینی به مردم جهان استفاده کنیم.
یکی از این تریبونها، تریبون «شعر آیینی» و «هیئت» است. ما هنوز به ظرفیتهای نامکشوف این تریبون قدرتمند پی نبردهایم. به همین خاطر است که قدر این سرمایه عظیم را نمیدانیم و «باری به هر جهت» و غیرهوشمندانه از آن استفاده میکنیم.
غلبه «تفکر احساسی» بر «تفکر عقلانی» در شعر هیئتی، غیرقابلانکار است. چون هدف اصلی در این گونه ادبی – پیش و بیش از معرفتافزایی – تهییج و تحریک عواطف و ایجاد شور و شیدایی در مجلس است. متاسفانه گاهی بعضی از شاعران و مداحان با قرائت اشعار غلوآمیز و غیرمستند در هیئات دینی به قصد گرفتن دو قطره اشک، با احساسات مذهبی مردمی که به قصد و نیت شناخت بیشتر حماسه حسینی در اینگونه مجالس شرکت کردهاند، بازی میکنند که این امر در درازمدت میتواند باعث دلزدگی و رویگردانی مردم – بخصوص جوانان – از مجالس مذهبی و تنزل جایگاه هیئت در جامعه شود.
جان کلام آن که باید از تریبون شعر آیینی و هیئت برای تبلیغ آموزههای اصیل دینی، روشنگری، بیداری و معرفتافزایی استفاده کنیم. استفاده سلیقهای و ابزاری از این تریبون ظلم است. “

سینماپرس: هوشنگ توکلی گفت: کسی که سکان اداره این نهاد مهم سینمایی را در دست می گیرد ملزم است تدبیری اندیشه کند تا صلاح سینمای کشور در استراتژی هایش تبیین و ترسیم شود.
هوشنگ توکلی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در پی برکناری مدیر سابق بنیاد سینمایی فارابی و انتصاب مجید زین العابدین در رأس این نهاد در خصوص لزوم بازیابی هویت بنیاد سینمایی فارابی گفت: مدیر فارابی باید مشورت لازم را با نخبگان و خانواده سینما انجام دهد و نقد پذیر باشد؛ کسی که سکان اداره این نهاد مهم سینمایی را در دست می گیرد نباید دنبال فرصت طلبی شخصی باشد و ملزم است تدبیری اندیشه کند تا صلاح سینمای کشور در استراتژی هایش تبیین و ترسیم شود.
بازیگر فیلم های سینمایی «درساژ» و «نفوذی» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: اهداف کلان سینمایی همواهر توسط ریاست سازمان سینمایی تبیین می شود؛ نکته مهم آنجا است که مدیران ذیل سازمان سینمایی از جمله مدیر بنیاد سینمایی فارابی باید با رئیس سازمان سینمایی همفکر و همسو باشد. این ها باید یک هدف و استراتژی را دنبال کنند و نباید سلایق شخصی خود را در دستگاه زیر مجموعه شان حاکم کنند.
وی ادامه داد: آقای جوادی مدیرعامل سابق بنیاد سینمایی فارابی نیاز به مشاوره داشت چرا که اداره این نهاد سینمایی بسیار سخت است و مدیریت این نهاد مسئولیت سنگینی دارد اما متأسفانه این مشورت و مشاوره با سینماگران توسط ایشان آنچنان که باید انجام نشد.
توکلی سپس با تأکید بر اینکه جای خالی و کمبود انجام وظایف بنیاد سینمایی فارابی در سینمای کشور به شدت احساس می شود اظهار داشت: این نهاد در سینمای کشور از حساسیت بسیار ویژه ای برخوردار است. توصیه جدی بنده به مدیرعامل جدید این نهاد آن است که با کسانی که در مباحث تئوری و نظری قبول دارند به مشورت بنشینند تا مشکلات فارابی کمرنگ تر بشود.
این سینماگر پیشکسوت تبیین استراتژی برای بنیاد سینمایی فارابی را ضروری برشمرد و در این باره تصریح کرد: تبیین استراتژی امری ضروری برای ایجاد تحول در بنیاد سینمایی فارابی است؛ باید استراتژی خاصی در فارابی پیگیری شود البته همانطور که پیش تر اشاره کردم قطعاً اهداف کلان سینما توسط رئیس سازمان سینمایی ترسیم می شود و آنچه لازم است اینکه یکایک نهادهای ذیل سازمان سینمایی برای یکدست شدن آثار در سینما باید به یک نقطه مشترک و تعامل با یکدیگر برسند.
کارگردان مجموعه تلویزیونی «مدرس» در خاتمه این گفتگو متذکر شد: آقای زین العابدین نسبت به مدیر قبلی تجربه بیشتری در حوزه هنری و فعالیت های فرهنگی هنری دارند و این جای امیدواری است که این نهاد با تحولات مثبت روبرو شود؛ بنده باز هم تأکیدم این است که فارابی فقط با مشورت می تواند موفق شود. باید نقطه نظرات اهالی سینما و دلسوزان سینما شنیده شود و ندیده گرفتن افراد کارآمد و کاردان در فارابی همیشه اشکالات اساسی در این نهاد به وجود آورده که امیدواریم در دوره جدید چنین نکته ای را شاهد نباشیم.

خبر جدیدی از «ویلای ساحلی» کیانوش عیاری، خبر خوش ایرج راد درباره ساختمان خانه تئاتر، اظهارات وزیر ارشاد درباره تعزیه و آخرین وضعیت ساماندهی تئاتر شهر، معرفی نامزدهای ایرانی جایزه «من میخوانم» و یادبود کاظم فیروزمند، واکنش وزارت ارشاد به ماجرای جذب ۴۰۰ نیروی انسانی، مسترکلاس فریدون شهبازیان و مسعود شعاری، اظهارات معاون میراث فرهنگی یزد درباره تخریب «خانه بصیری»، وعده وام به مسافران کیش و قشم و کشف گورستان چهارهزارساله و یک کشف استثنایی در مدیترانه از اخبار فرهنگی هنری هفتم مردادماه بود.

سینماپرس: در حالی که طی ۵ ماه گذشته فیلم سینمایی «فسیل» به کارگردانی کریم امینی به صورت مستمر در صدر جدول فروش بود، در ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان جهان تنها ۸ قطعه بلیت فروخت.
به گزارش سینماپرس منع اکران فیلم های کمدی طی هفته اخیر باعث کاهشی شدن فروش سایر فیلم ها در این ژانر نیز شده به نحوی که بعد از فروش ۸ قطعه بلیت «فسیل»، فیلم «شهر هرت» که پیش از این دومین فیلم صدر جدول فروش بود نیز تنها ۵ قطعه بلیت به فروش رساند.
نکته قابل تأمل اینکه سایر فیلم های روی پرده در ژانرهای غیر کمدی که در این ایام منع اکران نداشتند نیز نتوانستند تماشاگران زیادی را به سالن های سینما بکشانند؛ این اتفاق نشان از آن دارد که قطعا در صورت حذف «فسیل» از چرخه اکران سینماها با یک شکست سهمگین روبروخواهند شد.
بر اساس آمار ارائه شده در سایت سمفا تا ساعت ۱۲ جمعه ششم مردادماه «یقه سفیدها» به کارگردانی شهرام مسلخی تنها ۱۹۵ قطعه بلیت فروخته و «فصل ماهی سفید» ساخته قربان نجفی نیز تنها حدود ۲۲۰۰ مخاطب داشته است؛ در همین راستا جدیدترین ساخته سینمایی زنده یاد کیومرث پوراحمد «پرونده باز است» نیز علیرغم تمامی تبلیغات کثیرش در فضای مجازی نتوانسته بیش از ۲۳۰۰ مخاطب را جذب سالن های سینما کند.
بنابراین گزارش «تصور» علی بهراد تنها حدود ۵۶۰۰ مخاطب و «نگهبان شب» سیدرضا میرکریمی نیز فقط حدود ۶ هزار مخاطب در سراسر کشور داشته است. «مصلحت» حسین دارابی و «شهرک» علی حضرتی نیز هر کدام حدود ۷۷۰۰ مخاطب داشته اند که این میزان مخاطب با احتساب جمعیت ۸۵ میلیون نفری کشور رسما هیچ محسوب می شود.
همچنین «سه کام حبس» سامان سالور حدود ۱۱ هزار مخاطب و «کت چرمی» حسین میرزامحمدی حدود ۲۶ هزار نفر مخاطب داشته است. بنابر جمع کل آمار مخاطبان طی هفته اخیر تنها حدود ۶۶ هزار نفر در کل کشور به تماشای فیلم های روی پرده رفته اند که این میزان فوق العاده اندک مخاطب بار دیگر ناقوس شوم ورشکستگی مطلق سینما را به صدا در آورده است.

سینماپرس: تهیهکننده فیلم سینمایی «سفیر»، گفت: قرار بود فیلمبرداری ظرف مدت زمان سه ماه تمام شود و فرامرز قریبیان ۸۰ هزار تومان دستمزد گرفت اما به دلیل طولانی شدن زمان فیلمبرداری گروه بازیگران سه بار دستمزد گرفتند؛ یعتی فرامرز قریبیان برای سفیر ۲۴۰ هزار تومان دستمزد گرفت.
به گزارش سینماپرس، سیدحسن جلایر با ذکر خاطره ای از فیلم سینمایی «سفیر» گفت: این فیلم همش خاطره است یادم میآید هر روز تعدادی گله گوسفند اجاره کرده بودیم که هر گله ۱۵۰ راس گوسفند داشت و در سکانسی که میخواستیم ورود قیس رو بگیریم نیاز بهیک گله گوسفند بیشتری داشتیم. یک روز بر حسب اتفاق سر فیلمبرداری رفته بودم؛ نزدیک عصر بود متوجه شدم چوپان گوسفندها با دستش قاب میبندد و دائم قاب را عوض میکند و به آافتاب نگاه میکند و به یکباره گله را از جایی که باید میایستاد حرکت داد.
وی ادامه داد: زنده یاد فریبرز صالح به دنبال او دوید و گفت چه کسی گفت اینکار را انجام بدهی وچرا اینکار را کردی و جای گله گوسفندان را تغییر دادی و چوپان گفت به دلیل آنکه خورشید در حال غروب کردن است و الان زمان مناسبی برای فیلمبرداری نیست. از او پرسیدیم تو از کجا میدانی و او گفت من هر روز پشت سر فیلمبردار شما میایستادم و دیدم چگونه قاب را می گیرد و درست در زمان غروب فیلمبرداری را قطع می کرد از او سوال کردم برای من توضیح داده است و منم یاد گرفتم. این خاطره ای است که هیچ وقت از یادم نمیرود و همیشه یاد فیلم سفیر میافتم صورت آن چوپان جلوی چشمم است.
وی درباره انتخاب فرامرز قریبیان نیز گفت: از ابتدا انتخاب اولمان برای نقش قیس، فرامرز قریبیان بود و به نظرم اصلحترین انتخاب بود.
تهیه کننده سفیر درباره دستمزد بازیگران فیلم نیز خاطرنشان کرد: قرار بود فیلمبرداری ظرف مدت زمان سه ماه تمام شود و فرامرز قریبیان ۸۰ هزار تومان دستمزد گرفت اما به دلیل طولانی شدن زمان فیلمبرداری گروه بازیگران سه بار دستمزد گرفتند؛ یعتی فرامرز قریبیان برای سفیر ۲۴۰ هزار تومان دستمزد گرفت.
وی با اشاره به جوانان فیلمساز مبنی بر اینکه در کارشان هیچ وقت خدا را نادیده نگرند، گفت: در نظر داشته باشید که خدا همه چیز را میبیند بنابراین خودتان باشید و برای خودتان کار کنید. برای چیزی که مهم است کار کنید اما تصور نکنید فقط آنچه که شما فکر میکنید درست است. شما باید نزد خداوند متعال راز و نیاز کنید و از او بخواهید که «خدایا کاری کن که من جز برای تو نگویم، جز برای تو ننویسم و جز برای تو کاری انجام ندهم». شخصیتی که خدا به شما داده است را خرج یک سری آدم های سطح پایین نکنید و بدانید هنر بزرگتر از آن است که با آن بازی شود و توجه جدی داشته باشید که هنرفروش هنرمند نیست با هنر بازی و داد و ستد نکنید، هنر را ببینید با هنر بیاندیشید و با هنر کار انجام دهید تا به هدف اصلی تان برسید.
در خلاصه داستان فیلم «سفیر» آمده است: قیس بن مسهر با نامهای از سوی حسین بن علی برای سلیمان بن صرد خزاعی راهی کوفه میشود که در راه توسط ماموران ابن زیاد والی کوفه دستگیر و به زندان می افتد. در زندان به وی گفته میشود که در صورت سخنرانی علیه حسین بن علی از زندان آزاد خواهد شد، وی با پذیرفتن این شرط به روی منبر رفته اما علیه یزید سخنرانی می کند. پس از این سخنرانی قیس به دستور ابن زیاد کشته می شود.
بازیگرانی چون فرامرز قریبیان، عزتالله مقبلی، جلال پیشواییان، کاظم افرندنیا، محمدتقی کهنمویی و … در این فیلم نقش آفرینی کرده اند.

سینماپرس: مدیر روابط عمومی معاونت صدا از بستری شدن حمید منوچهری پیشکسوت رادیو در بیمارستان خبر داد.
به گزارش سینماپرس، احمدرضا صدر مدیر روابط عمومی معاونت صدا درباره وضعیت سلامتی حمید منوچهری گوینده و هنرمند پیشکسوت رادیو و دوبلاژ به مهر بیان کرد: حمید منوچهری از پیشکسوتهای رادیوست که مدتی است وضعیت مساعدی ندارد و به تازگی هم در بیمارستان بستری شده است.
وی ادامه داد: منوچهری در چند وقت اخیر مشکل ریوی و تنفسی پیدا کرد و چند روز است که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری شده است. به تازگی مشکل قلبی هم پیدا کرده است و این روزها هوشیاری او بالا و پایین میشود.
صدر در پایان با آرزوی سلامتی عنوان کرد: امیدواریم حال حمید منوچهری که سال هاست در حوزههای مختلف برنامهها و اثار رادیویی در رادیو نمایش، ایرانصدا و… فعالیت دارد، زودتر خوب شود و به رادیو برگردد.

سینماپرس: مدیر شبکه نسیم از پخش برنامهای تازه با عنوان «مجلس واقعه» در ماه صفر از این شبکه خبر داد که این روزها با اجرا و روایتگری آریا عظیمینژاد در حال تولید است.
به گزارش سینماپرس، محمدرضا خوشرو مدیر شبکه نسیم در گفتگو با مهر درباره رویکردهای این شبکه در ایام محرم و اقبال نسبت به برنامههای جدید محرمی بیان کرد: برنامه «از سرگذشت» نتیجه سه تا چهار ماه بررسی اتاق فکر و هیات اندیشهورز در شبکه بوده است. تلاش این بود که برندی را برای مناسبتها داشته باشیم چون در سالهای گذشته در شبکه نسیم و در مناسبتهای عزا برنامه خاصی نداشتیم و عمدتاً برنامه «با حسین (ع) حرف بزن» پخش میشد و آثار دیگری هم البته در کنارش به صورت تولیدی و تامینی روی آنتن میرفت.
وی درباره تولید این برنامه اضافه کرد: تلاش داشتیم برندی را به دیگر برندهای شبکه اضافه کنیم که تا آخر ماه صفر پخش میشود و بعد از آن هم یک ارزیابی خواهیم داشت تا تصمیم بگیریم این برنامه در دیگر ایام سال چگونه میتواند ادامه یابد.
خوشرو با اشاره به برنامههای ماه صفر نیز عنوان کرد: «از سرگذشت» و «با حسین (ع) حرف بزن» هر دو در ایام ماه صفر ادامه خواهند داشت. «با حسین (ع) حرف بزن» برای ایام اربعین هم ویژه برنامه دارد و احتمالاً در خاک عراق قسمتهایی از آن تولید و پخش میشود. همچنین برنامه «نسیما» را داریم که دوربین مخفی است و امسال هم برای اربعین یک ویژه برنامه متفاوت دارد.
مدیر شبکه نسیم به یک برنامه جدید اشاره و عنوان کرد: «مجلس واقعه» برنامه جدیدی است که از نیمه ماه صفر روی آنتن میرود و آریا عظیمینژاد اجرای آن را بر عهده دارد. مجلس واقعه یک برنامه «گفتگویی نمایشی» است و در هر قسمت یک مجلس تعزیه تلویزیونی در برنامه برپا میشود. این برنامه این روزها در حال ضبط است و آریا عظیمینژاد اجرا و روایتگری آن را بر عهده دارد. هر قسمت هم یک موسیقی عاشورایی ویژه دارد و برای هر قسمت قطعهای ویژه تولید میشود.
وی درباره انتخاب آریا عظیمینژاد به عنوان مجری برنامه گفت: ایده اولیه از خود آریا عظیمی نژاد بوده است و این روایت یک آهنگساز است از مجالس تعزیه و به همین دلیل هم خودش راوی و مجری برنامه است. تعزیه یکی از مولفههای فرهنگی آیینی کشور است اما نسل جدید با آن آشنایی ندارد و به همین دلیل سراغ آن رفتیم.
خوشرو در پایان با اشاره به دعوت از گروههای تعزیه در کشور به برنامه یادآور شد: محور برنامه، نمایش ِ تعزیه است و در آن گفتگوهایی هم صورت میگیرد. گروههای تعزیه از سراسر کشور به برنامه دعوت شدهاند و در هر قسمت با یک گروه تعزیهای اجرا خواهد شد.