X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

جیرانی: این فیلم ادامه «خفگی» است / فضای اجتماعی و التهابات سیاسی سینمای ایران را تحت‌تاثیر قرار داده – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آشفته‌گی» با حضور فریدون جیرانی و عوامل این اثر در سینمای اهالی رسانه ها برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری فیلم «آشفته‌گی» با حضور فریدون جیرانی (نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده)، بهرام رادان، مهناز افشار و نسیم ادبی (بازیگر)، مسعود سلامی (مدیرفیلم‌برداری)، امین میرشکاری(صدابردار)، کارن همایون‌فر (آهنگساز)، مارال جیرانی (طراح لباس)، کامیاب امین عشایری (طراح صحنه) و با اجرای حمیدرضا مدقق در دهمین روز جشنواره فیلم فجر برگزار شد.

 جیرانی درباره شباهت این فیلم به «خفه‌گی» گفت: فیلم جدید من ضمن اینکه در ادامه فیلم «خفگی» هست، ‌ داستان بیشتری دارد. سعی کردم داستان فیلم مانند «خفه‌گی» داستان جاندارتری باشد. تجربه دیگری مانند خفگی در فرم بود. ساختن چنین فیلم‌هایی در ایران سخت است. چون سعی می‌کنی فضایی که دوست داری را خلق کنی اما  فضای اجتماعی و التهابات سیاسی سینمای ایران را تحت‌تاثیر قرار داده است. اینکه از این فضا دوری کنی، با خوب بودن یا بد بودنش کار ندارم اما به نوعی ریسک است و من می‌دانم به هر حال هر تجربه‌ای برای خودش نکات مثبت یا منفی دارد.  

او ادامه داد: من این تجربه را به دلیل دیگری دوست دارم. به دلیل فضای عاشقانه‌ای که همیشه دوست داشتم در فیلم‌هایم داشته باشم. من هیچ‌وقت از فضایی که همیشه در فیلم‌هایم داشتم عبور نکردم. به ویژه که سه تا بازیگرم خیلی خوب این نقش‌ها را درآوردند.  

جیرانی با اشاره به تاثیر طراحی صحنه، لباس و فیلم‌برداری گفت: من از همه گروه بسیار متشکرم که کمک کردند تا فضای فیلم در بیاید.   

او ادامه داد: ارژنگ از فضای رئالیستی می‌آید. فضایی که در فیلم «سالاد فصل» از خسرو شکیبایی بازی کرد. ارژنگ بوی عادل مشرقی را می‌دهد. آن‌موقع این مساله را می‌دانستم. اما چون این تیپ و عشق را دوست داشتم، سعی کردم آن را با فضای فیلم هماهنگ کنم. می‌خواستم این نوع عشق مریض در فیلم باشد. اگر بیرون زده، باید تصحیح شود.  

جیرانی درباره لحن سرد فیلم گفت: نمی‌خواستم شبیه نوآر آمریکایی شود. ما بیشتر به سمت فیلم‌های نوآر فرانسوی رفتیم. در ایران شوخی است. آمریکایی‌ها ریتم تندی دارند و تنش‌هایشان متفاوت است. بنابراین آن سردی را من می‌خواستم.

در ادامه نشست، سلامی درباره قاب‌بندی فیلم توضیح داد: همانطور که آقای جیرانی گفت، این فیلم یک فیلم تجربی است. برایم بسیار جالب است که آقای جیرانی در این سن و سال هنوز به دنبال تجربه است. همانطور که فکر می‌کردم خفه‌گی باید سیاه و سفید گرفته شود. فکر می‌کردم در آشفته‌گی هم باید اتفاق جدیدی بیافتد. ما سعی کردیم فیلم‌نامه را ابتدا عکاسی کنیم. این تجربه بسیار تازه‌ای برای خودم بود.  

او تاکید کرد: برخی مواقع به خاطر شخصیت‌ها مجبور بودم که قاب‌هایم را کج‌تر کنم. سعی کردم همه‌جا این یک دست باشد.  

رادان درباره حضورش در فیلم «آشفته‌گی» گفت: آقای جیرانی به نظر من خیلی جوان هست. منظور مسعود سلامی عزیز هم تجربه آقای جیرانی بود. آقای فریدون جیرانی خودشان برند هستند. فردی هستند که بدون نیاز به اینکه چهره سرشناس در فیلمشان باشند راه آسان‌تری را برای جلب‌نظر عموم مردم بروند. اما اینکه اینقدر ایده‌های نو و بدیع برای پردازش قصه دارند، خودش جای تحسین دارد.

او تاکید کرد: همه ما بسیار کیف کردیم. نزدیک به بیست سال است که نشده بود با آقای جیرانی کار کنم. احساس می‌کنم این تجربه ایست که شاید هر کسی شجاعت تجربه کردنش را نداشته باشد.

مهناز افشار در پاسخ به این سوال که بازی شما در این فیلم  بیشتر با سکوت است و با نگاه بازی می کنید؟ بیان کرد: من همه جا عنوان کردم که آقای جیرانی کارگردان مورد علاقه من است. زمانی که هدیه تهرانی برای فیلم «قرمز» کاندید شده بود، آرزو کردم زمانی جلوی دوربین این کارگردان قرار بگیرم. آقای جیرانی در سینما به روز است. من و بهرام رادان سعی می کردیم نگاه درستی در این فیلم داشته باشیم. اگر نتوانستم شخصیت دریا  در فیلم «آشفته‌گی» را خوب دربیاورم کم هوشی منِ بازیگر است. اما از دید من نگاه بازیگر حرف اول را در سینمای جیرانی می زند. من اعلام می کنم بسیار خوشحالم که در آشفته‌گی بازی کردم.  

نسیم ادبی نیز درباره اینکه در سینما به نقش های کوتاه قائل است و این نقش چه ویژگی داشته است، گفت: دیر با من تماس گرفتند که در سکانس های این فیلم بازی کنم اما دوست داشتم و برایم مهم است که در یک فیلم چه بازیگرانی بازی می کنند و برای چه کارگردانی کار می کنم و حتی اگر یک پلان هم در این فیلم بازی می کردم برایم موجب افتخار بود.  فیلمبرداری عالی داشت و فیلم بسیار خوبی دیدم.

عشایری، طراح صحنه نیز در پاسخ به درباره اینکه چگونه به جای بی مکان و تقریبا بی زمان در این فیلم رسیده است و برای این کار چه کرده است؟ توضیح داد: سینمای آقای جیرانی را همیشه دوست داشتم و در ادامه فیلم خفگی فکر کردم اینجا هم می شود شاید با همان شیوه و روش و نه با همان طراحی، فضایی که آقای جیرانی از من خواسته بود را طراحی کنم.  شاید این مدل در سینمای ما چندان وجود ندارد. مواردی هم در سینمای کلاسیک داریم و باید به دنبال آن طراحی برویم؛ شاید بیشتر معماری در این مدل به کمک ما آمد و سعی کردم بی مکانی و بی زمانی در این فیلم به خوبی اتفاق بیفتد و قاب های کج آقای سلامی به این فضا کمک بسیاری کرد.  

جیرانی درباره اینکه آیا این فیلم برداشت آزادی از یک فیلم خارجی است؟ گفت: طرح این فیلم را حسن حسینی به من داد و فکر می کنم ۱۵ سال پیش فیلمی به نام دوقلوها دیده بود و قصه ی آن را شبیه آن نوشته بود. سال ۱۳۸۵ فیلم دوقلوها را دیدم و قرار بود خانم افشار نقش دوقلوها را بازی کند و فکر کردم شاید نتوانم پروانه نمایش آن  را بگیرم و وقتی «خفگی» را ساختم ترجیح دادم آن فیلم نامه را ببینم و با بازیگر مرد جلو بروم.

در ادامه نشست پرسش و پاسخ فیلم «آشفته‌گی»، بهرام رادان درباره تجربه‌های بازی در جشنواره امسال گفت: امسال شانس داشتم در سه کاری حضور داشته باشک که در جریان اصلی سینما بود. در این فیلم یک جنونی در بستر فیلم وجود دارد. من هم سعی کردم همراه آن بدون مکانی و زمانی فیلم را در بازی خودم داشته باشم. از طرف دیگر، به آن دیوانگی باربدی که باید نقش بردیا را بازی کند. یکی از برادران ضعیف‌النفس است، یکی قدرتمند است.  

او تاکید کرد: در جریان فیلم هم به نظر من، همه ما سعی کردیم خواسته‌های آقای جیرانی را دنبال کنیم. من در اکران‌هایی که دیدم حتی در سینمای آزادی که جمعیت بسیاری آمده بودند، بعد از فیلم سکوت عجیبی دیده می‌شود.

جیرانی درباره مخاطب «آشفته‌گی» گفت: من بازهم از این ریسک‌ها انجام می‌دهم. چون دوستش دارم. با توجه به نسلی که بغل‌دستم هستند. بدون نسل جوان، ‌ به هر حال ما نسلی هستیم که باید از آن‌ها کمک بگیریم. من فکر نمی‌کنم این فیلم مخاطب نداشته باشد. اما اگر فکر می‌کنید خیلی مخاطب دارد، اینطور نیست.

او در پاسخ به این سوال که نظرش درباره برنامه‌های تلویزیونی درباره سینما چیست گفت: جواب نمی‌دهم چون این سوال ریسک زیادی دارد. اما ممکن است به زودی خودم برنامه سینمایی داشته باشم.

جیرانی درباره اینکه چرا در پایان فیلم پوکه‌ای از تفنگ خارج نمی‌شود گفت: ما پرسیدیم گفتند این اسلحه‌ها پوکه ندارند.

جیرانی تاکید کرد: فیلم را از نظر طبقه متوسط نبینید. قهرمان از داخل ژانر بیرون می‌آید نه از داخل جامعه.  

او ضمن تشکر از دو سرمایه‌گذار این فیلم گفت: سرمایه این فیلم تمیز است.

فریدون جیرانی درباره اینکه چرا در همه فیلم های شما شخصیت هایی که دچار نوعی سرگشتگی هستند، وجود دارند؟ بیان کرد: تقریبا در بسیاری از فیلم های من و فیلم های قدیمی هم شخصیت های فیلم هایم نوعی سرگشستگی داشته‌اند. یعنی به نوعی آدم های بیمار در همه فیلم هایی که من ساختم حضور دارند و ممکن است در جاهایی با مباحث روانشناسی نخواند.  

این کارگردان درباره این پرسش که آیا  فیلم «آشفته‌گی» ادای دینی به ساموئل خاچیکیان است؟ گفت:  به احتمال زیاد فیلم «دلهره» خاچیکیان را بازسازی می کنم. یک بار هم سعی کردم که این کار را انجام دهم و بخشی از درآمد آن را به خانواده او بدهم. من خاچیکیان را بسیار دوست داشتم و اینکه در آن زمان یک نفر مثل ما ریسک می کرد و فحش می خورد قابل تقدیر است. می توان صفحه های بیشتری درباره آن فیلم ها نوشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اجراهای شادیانه‌های موسیقی اقوام در جشنواره فجر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ؛ به گفته دبیر بخش نواحی سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر، گروه‌های موسیقی بخش نواحی این رویداد طی ۶ شب به اجرای موسیقی شاد و شادیانه‌های فرهنگ‌های مختلف سرزمین ایران می پردازند.

به گزارش سینماپرس، علی مغازه‌ای؛ دبیر بخش نواحی جشنواره موسیقی فجر با بیان اینکه نگرش جشنواره امسال اجرای موسیقی شاد و شادیانه اقوام ایرانی است، گفت: طبق فراخوان سالیانه وزات ارشاد، گروه‌هایی از نواحی مختلف ایران برای شرکت در جشنواره موسیقی اعلام آمادگی کرده بودند. در همین راستا ما در کنار شورای انتخاب، گروه‌هایی را که از نظر کیفیت، می‌توانستند موسیقی و رپرتوار مناسبی را اجرا کنند را انتخاب کردیم تا در جشنواره حضور داشته باشند.

وی ادامه داد: از طرف دیگر با گروه‌های موسیقی از نواحی مختلف ایران که با رویکرد جشنواره همراه بودند نیز مذاکره و از آنها دعوت کردیم تا در جشنواره امسال اجرا داشته باشند. ما با این کار سعی کردیم یک تنوع کیفی و محتوایی موسیقی ایجاد کنیم و برای مخاطبان از همه نواحی ایران اجراهایی داشته باشیم.

دبیر بخش نواحی جشنواره موسیقی فجر هم چنین درباره اجرای گروه‌های موسیقی مختلف این بخش در شهرهای دیگر گفت: غیر از تهران بعضی از شهرها، همزمان با جشنواره موسیقی فجر اقداماتی برای اجرای موسیقی اقوام کرده‌اند. مثلاً شهر رشت برنامه‌هایی تدارک دیده که شامل بخشهای کلاسیک و پژوهشی موسیقی اقوام و نواحی ایران میشود.

او ادامه داد: این شهر از برخی گروه‌ها دعوت کرده تا در بازه زمانی جشنواره به رشت بیایند و اجرایی داشته باشند. اما در بخش نواحی از سمت ما به شهرهای مختلف چیزی ارائه نشده است. در واقع شهرهای مختلف ممکن است درخواست مستقیمی به گروه‌ها داده باشند تا اجرایی داشته باشند اما ما برنامه مشخصی به هیچ استان و شهری ارائه نکرده‌ایم.

مغازه‌ای با توجه به تجربیات خود در برگزاری پنج دوره جشنواره آینه‌دار درباره تطبیق این جشنواره با بخش نواحی جشنواره موسیقی فجر گفت: رویکرد آینه‌دار پیدا کردن راویان کهنسال موسیقی نواحی مختلف ایران است که برای هر کدام از آن‌ها مدت‌ها تحقیق می‌کنیم. اما در جشنواره فجر با توجه به رویکرد شادیانه‌ای که امسال برای آن در نظر گرفته شده است، تلاش شد که با ظرفیت‌های موجود گروه‌های مختلف و متنوعی از سرتاسر ایران در آن حضور داشته باشند.

او بیان کرد: برای توضیح تفاوت این دو رویداد باید بگویم که در واقع آینه‌دار بیشتر تک نوازی و روایت کهن و تا حد ممکن اصیل موسیقی اقوام است اما اینجا گروه‌ها شرکت می‌کنند و مسئله اجرای گروهی موضوع متفاوتی است که بحث دیگری می‌طلبد. در نتیجه رویکرد هر دوی این جشنواره‌ها کاملاً از هم متفاوت است و کسانی که در آنها حضور دارند چه از نظر هنرمندان و چه مخاطبان آن از هم مجزا هستند.

گروه‌های راست موغام تبریز، زندگی مازندران، دوتار و آواز تربت جام، هامون سیستان، تکنوازی دوتار قوچان، کادوس تالش، نوای سیمره کوهدشت، ترنگ و ناسو، حاوا، نجوای کتول گلستان، میسان اهواز و شالو بوشهر هر شب ساعت ۱۹ در سالن سوره حوزه هنری و در بخش موسیقی اقوام سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر اجرا خواهند داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«ترس و لرز» به تماشاخانه شهرزاد رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نمایش «ترس و لرز» به کارگردانی فرزاد امینی از ۲۱ بهمن در تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

به گزارش سینماپرس، نمایش «ترس و لرز» به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی از ۲۱ بهمن هر شب ساعت ۱۸ در تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود. در این اثر نمایشی زهرا سوری و بهرام عباسی فرد ایفای نقش می کنند.

علاقمندان برای تماشای این نمایش می توانند به گیشه سالن تئاتر شهرزاد به آدرس چهارراه کالج، خیابان حافظ، خیابان نوفل لوشاتو مراجعه کنند.

«ترس و لرز» یکی از آثار مطرح سورن کی یرکگور است که وی آن را یکی از بهترین کتاب های خود توصیف کرده و گفته که این کتاب برای جاودانه کردن نام او کافی است.

در خلاصه داستان این اثر آمده است: ترس و لرز با تفکری اگزیستانسیال با محور تنهایی و اضطراب به سفر سه روزه حضرت ابراهیم به مقصد کوه مرایه می پردازد.

سایر عوامل این نمایش که تا ۱۸ اسفند در پردیس تاتر شهرزاد روی صحنه می رود عبارتند از دستیاران کارگردان: علی تاریمی، نازنین زهرا برومند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

از ۳ طرح برتر تماشاخانه‌های خصوصی در جشنواره تئاتر فجر تقدیر می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیر بخش به علاوه فجر اعلام کرد از سه طرح برتر تماشاخانه های خصوصی در جشنواره تئاتر فجر امسال قدردانی خواهد شد.

به گزارش سینماپرس؛ ندا هنگامی به حضور ۱۰ سالن خصوصی در بخش به علاوه ی فجر این جشنواره اشاره کرده و گفت: بخش به علاوه‌ی فجر امکانی برای حضور سالن های خصوصی در ویترین تئاتر کشور است، این امکان سبب می شود تا بخش دولتی و خصوصی طی تعاملی دو جانبه فرایند رشد تئاتر را در جشنواره ی فجر تعیین کنند. 

مدیر بخش به علاوه ی فجر در خصوص فراخوان این بخش اضافه کرد: جشنواره ی امسال با همراهی ده سالن خصوصی همراه خواهد بود ؛ سالنهای «مان»، «استاد مشایخی»، « مستقل»، «نوفل لوشاتو»، «دا»، «ایران تماشا»، «مکتب تهران»، « سه نقطه»، «همای سعادت»، « دیوار چهارم» و «شانو» با ۷۷ اجرا در بخش صحنه ای حضور داشته که بخشی از این نمایش ها تولیدات تازه اند و بخشی از آنها برآیند بهترین اجراهای سال گذشته ی این تماشاخانه ها هستند.

   هنگامی همچنین افزود: برخی از این  تماشاخانه ها در بخش مسابقه کنار ما خواهند بود. برنامه ی دیگر سالن ها نیز اعم از کنفرانس های خبری،جلسات نقد و بررسی، جلسات گریم و لباس، نشست های تخصصی، نشست های آموزشی و اجراهای محیطی جداگانه اطلاع رسانی خواهند شد. با توجه به برنامه ریزی همکاران ما برای برنامه هایی که جدا از اجرای نمایش ها تدارک دیده شده، لازم است برای هرکدام از آنها اطلاع رسانی های  جداگانه صورت بگیرد. به طور مثال اجرایی با بیماران اعصاب و روان در میان اجراهای عمارت نوفل لوشاتو وجود دارد  که از منظر تئاتر درمانی بسیار حائز اهمیت است.  تماشاخانه ی دا دو پژوهش با عنوان بدن در تئاتر و کاربرد بدن در هنرهای نمایشی ارائه خواهد کرد و مکتب تهران با برآیند یکسال آموزش در کنار ماست.

ندا هنگامی در خصوص نحوه ی همیاری جشنواره ی تئاتر فجر با سالن ها اینگونه توضیح داد: حتی الامکان جشنواره ی تئاتر فجر از تماشاخانه ها حمایت خواهد کرد و نادر برهانی مرند در تعاملی گروهی برای تخصیص کمک هزینه به سالن ها تلاش کرده است. 


وی در پایان صحبت های خود گفت: مسئولیت بزرگی بر عهده تماشاخانه ها برای اجرای مدون برنامه ها خواهد بود و به همین علت بنا داریم تا از سه طرح برتر تماشاخانه های خصوصی در جشنواره ی تئاتر فجر تقدیر کنیم تا با این تقدیر رقابتی درون گروهی و جدی را شکل دهیم. تلاش شده تا علاوه بر بار هنری سالنهای خصوصی، بار علمی، آموزشی و رقابتی نیز به حضور این سالن ها افزوده شود در نهایت نیز جا دارد تا از تمامی مدیران سالن ها تشکر کنم که با وجود زمان کم، با همکاری و تعامل شبانه روزیشان سبب شدند تا این بخش را به سرانجام برسانیم. 

سی و هفتمین جشنواره ی بین المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند از ۲۲ بهمن تا ۴ اسفند برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

افتتاح نمایشگاه عکس و پوسترِ تئاتر فجر در مجموعه‌ی صبا – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نمایشگاه عکس و پوسترِ سی و هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر ۲۳ بهمن در مجموعه‌ی فرهنگی هنری صبا افتتاح می‌شود.

به گزارش سینماپرس، نمایشگاه مسابقه‌ی عکس و پوستر تئاتر جشنواره‌ی سی و هفتم روز سه‌شنبه ۲۳ بهمن ساعت ۱۶ در مجموعه‌ی فرهنگی هنری صبا افتتاح می‌شود. 

نمایشگاه مسابقه‌ی عکس در گالری لرزاده این مجموعه ی فرهنگی هنری و نمایشگاه مسابقه‌ی پوستر در گالری فرشچیان این مجموعه برپا می‌شود. 

مسابقه‌ی عکس سی و هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر به مدیریت سیامک زمردی‌مطلق و داوری رضا معطریان، عباس کوثری و هادی نوید و همچنین مسابقه‌ی پوستر به مدیریت ابراهیم حسینی و داوری فرزاد ادیبی، ساعد مشکی و صالح تسبیحی در جریان است. 

۶۱ اثر و پنج مجموعه از ۳۴ هنرمند طراح، به بخش مسابقه‌ی پوستر راه یافته‌اند و مجموعه‌ی ۶۴ عکس از ۴۵ عکاس به بخش مسابقه‌ی عکس که به ترتیب تحت عنوان کتاب «اعلان» و کتاب «لحظه‌ی جادویی» توسط سی و هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر به چاپ رسیده‌اند.  

اعلام اسامی برگزیدگان و اهدای جوایز مسابقه‌ی عکس و پوستر تئاتر جشنواره‌ی سی و هفتم در مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر انجام می‌شود.

سی و هفتمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی‌مرند از ۲۲ بهمن تا چهار اسفند ۱۳۹۷ برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ترلان پروانه هم به روی صحنه تئاتر می رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ترلان پروانه، بازیگر سینما در اولین تجربه حرفه ای خود در عرصه تئاتر در نمایش «هفتمین جان سگ» به کارگردانی مهدی کوشکی به روی صحنه می رود.

به گزارش سینماپرس، مهدی کوشکی پس از اجرای سه‌گانه خود تماشاخانه مستقل تهران قصد دارد نمایش «هفتمین جان سگ» را در تماشاخانه سپند روی صحنه برد.

در توصیف این اثر صرفاً آمده است یک انتقام شخصی. این اولین تجربه حرفه‌ای ترلان پروانه به عنوان بازیگر تئاتر است و او همبازی بهنام شرفی و مهدی کوشکی در این اثر می‌شود.

این نمایش از  ۲۳ بهمن تا ۲۴ اسفند، هر شب ساعت ۲۰ در سالن شماره ۲ سپند اجرا می‌شود

تهیه کننده و مجری طرح نمایش نعیم بختیاری است و دیگر عوامل عبارتند ازجانشین تهیه و برنامه ریز: مهسا بختیاری،دستیارکارگردان: حسین برفی نژاد،طراح لباس: زهره کاظمی،دستیار لباس: شکیلا یزدی،طراح نور: علی کوزه گر، عکاس: امیر همایون بیات،طراح گرافیک و پوستر: بهرام رامه.

کوشکی امسال با نمایش‌های «شیطونی»، «سیزده» و «تئاتر بد» سه‌گانه خشونتی روی صحنه برده بود و به نظر می‌رسد « هفتمین جان سگ» نیز حال و هوای آثار اخیر کوشکی را داشته باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیا موسیقی متعالی در سبد شنیداری خانواده ایرانی قرار گرفته است؟ /کوتاهی «فجر» در قبال «انقلاب» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیرکل اسبق دفتر موسیقی وزارت ارشاد در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی با طرح چند پرسش انتقادی، درباره کم و کیف وضعیت موسیقی در ایران نکاتی را مطرح کرد.

علیرضا پاشایی کارشناس مسائل فرهنگی و مدیرکل اسبق دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به کامیابی‌ها و ناکامی‌های موسیقی ایران طی چهل سال گذشته توضیح داد: در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دیگر وقت آن رسیده که به موسیقی ایران چه در دوره پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و چه در دوره پس از پیروزی انقلاب نگاه تطبیقی داشته باشیم؛ از نظر من واقعیت این است که در دوره پیش از انقلاب با وجود تمام تلاش‌هایی که برخی از هنرمندان برای حفظ موسیقی اصیل و ارزشمند ایرانی داشتند، این وجه جمالی موسیقی بود که بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. حال آن که بنده بر این باورم پس از پیروزی انقلاب این ساحت فراموش شده «جلال موسیقی» بود که در حرکت محوری قرار گرفت و موجب اتفاقات ارزشمندی شد که متاسفانه تا پیش از آن وجود نداشت.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم به برخی دیدگاه‌های مقام معظم رهبری درباره موسیقی نگاهی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که ایشان همواره به سه عیب میل شدید به موسیقی غربی، ابتذال و در خدمت قرار گرفتن موسیقی ایرانی به اهداف غیر متعالی در دوران پیش از انقلاب اشاره می‌فرمایند. مواردی که تا نزدیکی پیروزی انقلاب اسلامی ایران وجود داشت و این انقلاب شکوهمند اسلامی بود که بخش زیادی از موسیقی را ابتذال و فساد نجات داد.

خدمات متقابل موسیقی و انقلاب

پاشایی افزود: به خاطر دارم چندی پیش از یکی از مصاحبه‌های استاد حسین علیزاده لذت بردم که بر این نکته تاکید می‌کرد که «موسیقی اقوام تا چهل سال پیش از دست رفته بود اما بعد از پیروزی انقلاب بود که این گونه موسیقایی ارزشمند شانیت پیدا کرد.» به هر حال اینها را گفتم تا به این نکته اشاره کنم که موسیقی و انقلاب اسلامی هر دو خدمات متقابلی را به هم ارائه دادند که هر کدام می‌تواند در جایگاهش مورد بررسی قرار گیرد.

این کارشناس مسائل فرهنگی ادامه داد: در دوران منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی موسیقی تنها هنری بود که به کمک پیروزی انقلاب آمد و به عنوان یک خط حامل اهداف پیروزی را به لایه‌های مختلف برد. در این شرایط هنرمندان شریف موسیقی فقط با احساس مسئولیت بدون دریافت کوچک‌ترین وجهی کارهایی را با موضوع انقلاب تولید کردند که به اعتقاد من تکرارناپذیر بوده و هنوز اثرگذار هستند. در این راه می‌توان به آثار بزرگانی چون استاد محمدرضا لطفی و هنرمندانی چون حمید شاهنگیان، جمشید جم، محمد گلریز و دیگر هنرمندان اشاره کرد که متقبل زحمات زیادی شدند و فضا را به سمتی بردند که موسیقی به انقلاب خدمت کرده باشد.

پاشایی در ادامه صحبت‌های خود با اشاره به جریان کلی هدایت شده موسیقی در دهه ۳۰ توضیح داد: گرچه در این دوران برخی از استادان موسیقی ایران جانفشانی کردند تا موسیقی ایرانی در مسیر درست خود حرکت کند اما آنچه در شاخص رفتار سازمانی دولت دیده می‌شد، هدایت موسیقی در گرایش شدید به موسیقی غربی و همچنین موسیقی مبتذل بود.

وی در تشریح این وضعیت گفت: آنچه حاکمیت از موسیقی می‌خواست، حرکت به سمت موسیقی فاسدی بود که در بسیاری موارد مدنظر استادان موسیقی نبود. شما در این دوران است که می‌بینید نظام سلطه آنچنان در رفتار سازمانی حوزه موسیقی مدیریت می‌کرد که تمام موسیقی گویا باید در اختیار موسیقی غربی قرار می‌گرفت. یعنی آنچه دربار می‌خواست ترویج موسیقی‌ای بود که محصولش در کافه و کاباره‌ها دیده می‌شد. در حالیکه رویکرد موسیقی بعد از انقلاب اسلامی با هدف «رجعت به خویش» و تولید «موسیقی متعالی» در خدمت «اهداف متعالی» بود که این موضوع در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی، سال‌های اولیه انقلاب و حتی دوران دفاع مقدس معرف سبک زندگی و اهداف ارزشمندی بود که تامل روی آن ساعت‌ها به طول می‌انجامد.

پرسش‌های کلیدی در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب

مدیرکل اسبق دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به مولفه‌های موسیقی ایران در چهل سالگی انقلاب اسلامی تصریح کرد: حال در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران باید به این سئوال‌های مهم جواب بدهیم که آیا ما طی این چهل سال در حوزه موسیقی انقلاب اسلامی به نشان مورد نظر خود دست پیدا کرده‌ایم یا خیر؟ آیا موسیقی درست و متعالی که دائم از آن صحبت می‌کنیم در این چهل سال توانسته در سبد شنیداری خانواده ایرانی قرار بگیرد؟ آیا این موسیقی که امروز از آن به عنوان محصول موسیقی ایران در گونه‌های مختلف یاد می‌کنیم توانسته با جغرافیای فرهنگی ما انطباق داشته باشد؟ و از همه مهم‌تر آیا جشنواره موسیقی فجر ما در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به غیر از یک یا دو برنامه بسیار محدود نشانه‌ای از چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دارد؟ شاید این‌ها سئوالاتی باشد که باید به صورت کاملا منطقی به آن پاسخ دهیم و اگر نتوانیم برای آن جوابی داشته باشیم قطعا در حوزه زیرساخت‌ها و انطباق آن با نیازهای امروز دچار مشکل هستیم.

این کارشناس موسیقی که چندی پیش دبیری کنگره تخصصی «موسیقی شهدای هنرمند» را به عهده داشت به برخی دیگر از مولفه‌های مثبت حضور موسیقی طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: البته که در این مدت اقدامات بسیار خوبی در حوزه موسیقی کشور انجام شده که اگر بخواهیم به موضوع نگاه آماری داشته باشیم خواهیم دید که ما قبل از انقلاب اسلامی فقط یک یا دو هنرستان فعال حوزه موسیقی داشتیم اما امروزه با انبوهی از دانشکده‌ها، هنرستان‌ها و موسسات آموزش عالی حوزه موسیقی رو به رو هستیم که انصافا قبل از انقلاب به این تعداد وجود نداشت.

وی افزود: ما امروزه علاوه بر تاسیس چندین آموزشگاه موسیقی در کشور شاهد رشد نشریات و رسانه‌های تخصصی حوزه موسیقی هم هستیم که فعلا کاری به محتوا و کیفیت آن‌ها ندارم، اما همین نگاه آماری نشان می‌دهد که ما دستاوردهای بسیار خوبی در این زمینه داشته‌ایم. ما حتی پیش از انقلاب یک جشنواره تخصصی حوزه موسیقی نداشتیم، اما امروز به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران شاهد برگزاری چندین جشنواره ملی موسیقی در بخش‌های مختلف هستیم. کما اینکه در دوران پیش از انقلاب بسیاری از گروه‌ها و هنرمندان بودند که تمام تلاش خود را می‌کردند تا کارهای خارج از کشور برای ایرانی‌ها بازخوانی کنند، موضوعی که به نظر من آنچنان زیبنده کلیت موسیقی ما نبود و نیست.

نگاه دقیقی به مرزها مجازی نداشته‌ایم

پاشایی در بخش دیگری از صحبت‌های خود تصریح کرد: شاید در این سال‌ها نگاه من با نگاه مدیران دولتی متفاوت باشد اما باید به این نکته اشاره کنم ما در حوزه موسیقی یک نگاه به مرزهای مجازی و یک نگاه به مرزهای جغرافیایی داریم که متاسفانه ما در مرزهای مجازی نگاه دقیقی نداریم، در حالیکه انقلاب اسلامی ایران این ظرفیت را دارد و می‌تواند در خارج از مرزها خود را با چندین مجموعه مختلف به اشتراک بگذارد.

وی افزود: در این راه هنر بسیار قدرتمندی چون موسیقی می‌تواند نقش بسیار ارزشمندی را ایفا کند. تلاش برای ارتباط با گروه‌های موسیقی مسلمان، گروه‌های استکبارستیز و گروه‌های موسیقی فعال اهل تشیع یکی از مهم‌ترین کارهایی است که می‌توانیم در این راه انجام دهیم، اما متاسفانه تاکنون این موضوع به شکل سازمان یافته‌ای وجود نداشته و ما از این گروه‌ها و مجموعه‌هایی که به آن اشاره کردم کمترین اثر را حتی در رویدادهایی چون جشنواره موسیقی فجر که مزین به نام انقلاب اسلامی است، هم نمی‌بینیم. در حالیکه باید بدانیم و آگاه باشیم که چنین رویدادهایی مخاطبان انبوهی دارند و می‌توانیم از طریق آن‌ها با خط حامل موسیقی پیام انقلاب اسلامی را انتقال دهیم.

این کارشناس مسائل فرهنگی گفت: ما باید در حوزه جغرافیای انقلاب خلاءها را پر کنیم و بر اساس آن رویکردهایمان را نیز تغییر بدهیم. کما اینکه دیده‌ایم از باب برخی غفلت‌ها دشمن چه استفاده‌ای در جنگ نرم علیه ما کرده و به تبع آن متاسفانه اتفاقاتی پیش آمد کرده که امروز نتایج آن را می‌بینیم. به هر ترتیب من در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی از تمام دستگاه‌های دولتی و خارج از دولت که بابت موسیقی بودجه می‌گیرند با صدای بلند می‌پرسم که چه کار تاثیرگذاری برای چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی انجام داده‌اند؟

پاشایی ادامه داد: اینها سئوالاتی است که باید به آنها پاسخ دهیم و بگوییم در برابر جایگاه، هویت و پولی که از بیت‌المال صرف شده چه کارهایی برای این نظام انجام گرفته است؟ استادان و فعالان موسیقی در دوران انقلاب اسلامی با امکانات نزدیک به هیچ، تولیدات و آثاری را عرضه کرده‌اند که هنوز طراوت و اثربخشی‌های آن غیرقابل انکار است. حال در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، با انبوهی از امکانات، بودجه و اختیارات و زیرساخت‌ها، ما در برابر هجوم گونه‌های نامتجانس، تلاش سازمان یافته رسانه‌های نظام سلطه و گروه‌های واسط و میانجی آنان در داخل کشور، برای تغییر ذائقه موسیقایی نسل جوان چه کرده‌ایم؟ ما واقعا برای صیانت از میراث گذشتگان، مرزبندی‌ها و آفند در مقابل این شبیخون چه کرده‌ایم؟ آیا در چهل سالگی انقلاب برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و ارتقای سرمایه‌های اجتماعی از مسیر موسیقی کاری کرده ایم؟

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم «یلدا» برای شبهه کردن در قانون قصاص ساخته شده است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهار ۱۳۶۱ وقتی لایحۀ قصاص در مجلس بررسی می‌شد، جبهه ملی و نهضت آزادی علیه آن یک راهپیمایی به راه انداختند. حضرت امام خمینی (ره) در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ در طولانی‌ترین سخنرانی‌ای که کرده‌اند، قصاص را از ضروریات دین و از نصوص صریح قرآن برشمردند. سپس جبهۀ ملی را به دلیل مخالفت با حکم ضروری دین، مرتد اعلام کرده به افراد نهضت آزادی هشدار دادند که خط و ربطشان را از جبهه ملی جدا کنند.

فیلم یلدا، نخستین ساختۀ مسعود بخشی بعد از یک خانوادۀ محترم (۱۳۹۱) محسوب می‌شود. ظاهراً برنامه‌ها و قواعد را طوری چیده‌اند که فیلم قبلی ایشان (که در جشنوارۀ کن و ابوظبی جایزه گرفت و در ایران به اکران نرسید) کاملاً فراموش شود تا فیلم یلدا بتواند به عنوان نخستین ساختۀ این کارگردان تلقی گردیده، در بخش فیلم‌های اول (نگاه نو) شرکت کند. محمد آفریده، تهیه کنندۀ محترم یک خانواده، به طور کاملاً تصادفی جزو عوامل جشنواره و داور بخش نگاه نو می‌باشد و مقرر است که فیلم جدید مسعود بخشی، شاگرد و همکار سابقش را داوری کند. ان شاء الله که خیر است.

خواهشمندم این سخنان کاملاً فراموش کنید. بیایید فرصت دیگری به مسعود بخشی بدهیم شاید که کل ماجرا سوء تفاهم باشد. ملاک، حال کنونیِ افراد است. کینه‌های گذشته را دور بریزیم و فیلم جدید مسعود بخشی را بدون پیش داوری نگاه کنیم.

فیلم در استودیوی یک برنامۀ تلویزیونی و در یک لوکیشن واحد می‌گذرد. قرار است قاتل که دختری ۲۵ ساله به نام مریم کمیجانی (صدف عسگری) است به برنامۀ «لذت عفو» آمده، از مونا ضیاء (بهناز جعفری) یعنی یگانه فرزند مقتول، رضایت بگیرد. ناصر ضیاء، مریم را در ابتدا منشی خود کرده و در حالیکه ۴۲ سال از او بزرگتر بود، وی را به عقد موقت خود درآورد. (مشغول الذمه هستید اگر به یاد ناصر محمدخانی بیفتید). از آنجا که بارداری مریم بر خلاف توافق قبلی و رضایت ناصر ضیاء بوده، نزاعی درگرفته و طی آن، شوهر به سبب هل دادن مریم، ناخواسته کشته می‌شود. اکنون دو سال از ماجرا می‌گذرد و مریم حدود ۱۵ ماه اخیر را در زندان به سر برده است.

در حاشیه بگویم که صدف عسگری بازیگر نقش مریم، اولین فیلم خود به نام روزهای نارنجی را در سال گذشته بازی کرد که دو شب قبل در همین سالن نمایش یافت. او در کنفرانس مطبوعاتی گفت که متولد ۱۳۷۶ است. در روزهای نارنجی، او نقش یک مادر ۱۷ ساله را بازی می‌کرد و در اینجا نقش یک زن ۲۵ ساله. اما چهرۀ صدف عسگری در فیلم، کمتر از بیست ساله نشان می‌دهد و ظاهراً این همان چیزی است که جناب بخشی را برای انتخاب او مصمم کرده است.

در انتهای تیتراژ، لوگوی ۲۴ شرکت خارجی که در این فیلم سرمایه‌گذاری کرده‌اند، دیده می‌شود. در کنفرانس مطبوعاتی تهیه کنندۀ اصلی فیلم ژاک بی دومولن به همراه همسرش ماریان دومولن حضور داشتند و آرش نعیمیان (دستیار کارگردان) تمام دیالوگ‌های جلسه را برایشان ترجمه می‌کرد. علی مصفا به عنوان تهیه کنندۀ ایرانیِ این فیلم، خبر داد که تمام سرمایۀ فیلم از سوی خارجی‌ها تأمین شده و نهایتاً خبر داد که هزینۀ ساخت فیلم ۲.۵ میلیارد تومان بوده است. و آقای دومولن تأکید داشت که سفرهای فراوانی کرده است تا توانسته ۲۴ اسپانسر را برای سرمایه‌گذاری در این فیلم، متقاعد کند! افرادی از کشورهای فرانسه، لوکزامبورگ، آلمان و ایتالیا، لبنان و غیره.

آدمی‌زاد درمی‌ماند که آیا در ایران، ۲.۵ میلیارد تومان برای تولید این فیلم وجود نداشت؟! بلیت هواپیماهایی که حضرات با آن سفر کرده‌اند و زمان چهار تا پنج ساله‌ای که برای پیدا کردن اسپانسر صرف شده بیش از هزینۀ تولید این فیلم است. این سرمایه‌گذاران چه انتظاری از فیلم دارند و قرار است چه استفاده‌ای از آن ببرند؟ آیا آنها اصلاً موضوع فیلم را می‌فهمند؟ مسعود بخشی در جواب سؤال یکی از خبرنگاران، تأکید داشت که فیلم در مورد قصاص نیست بلکه در مورد بخشش است. زیرا کلمۀ قصاص فقط سه نوبت در فیلم استعمال شده، اما کلمۀ بخشش، ۶۰ بار!

ماجرا از آنجا جالب شد که فروغ قجابیگی (بازیگر نقش خانم کشاورز زن چاق) در سخنانش گفت: «من خودم از خانواده‌ای آسیب دیده هستم که اعدامی دارد. رسالت من بازیگر، من نویسنده و من خبرنگار چیست؟ ما باید روی این مسائل اجتماعی کار کنیم و بیشتر به این چیزها توجه کنیم. هنوز هم داریم خانواده‌هایی که جوان ۲۸ ساله‌شان اعدام می‌شود و بعد از ۱۰ سال می‌گویند اشتباه شده است.» (گزارش نشست خبری فیلم یلدا، خبر آنلاین، ۱۵ بهمن ۱۳۹۷)

بیشتر از این نمی‌شد تغافل کنیم. این فیلم برای شبهه کردن در قانون قصاص ساخته شده است و از سرمایۀ ۲۴ اسپانسر خارجی استفاده کرده تا نتوان جلوی نمایش آن را گرفت. یادم هست که بهار ۱۳۶۱ وقتی لایحۀ قصاص در مجلس بررسی می‌شد، جبهه ملی و نهضت آزادی علیه آن یک راهپیمایی به راه انداختند. حضرت امام خمینی (ره) در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ در طولانی‌ترین سخنرانی‌ای که کرده‌اند، قصاص را از ضروریات دین و از نصوص صریح قرآن برشمردند. سپس جبهۀ ملی را به دلیل مخالفت با حکم ضروری دین، مرتد اعلام کرده به افراد نهضت آزادی هشدار دادند که خط و ربطشان را از جبهه ملی جدا کنند [صحیفۀ امام، ج ۱۴، ص ۴۵۰].

اما باز هم این تمام ماجرا نیست. جناب مسعود بخشی، با یک دست سه هندوانه برداشته! چون شخصیت خیالی مریم در فیلم او، همسر دوم و البته موقتِ ناصر ضیاء شده بود. و من مانده‌ام که آن ۲۴ تهیه کننده‌ای که پای قرارداد فیلم را امضاء کرده‌اند چه تصوری از موضوع داشته‌اند؟ آیا شخصیت مونا (بهناز جعفری) و حق قصاص او برایشان قابل درک بود؟! وقتی که حکم عقد موقت برای برادران اهل سنت قابل درک نیست در حالیکه در قرآن وجود دارد (نساء / ۲۴) آنها بیگانه‌ها چطور ممکن است بفهمند؟ در مسیحیت، تعدد زوجات وجود ندارد (بر خلاف دین یهود). پس آن بیگانگان چطور این موضوعات تخصصی دین اسلام را فهمیده و برای پول داده‌اند؟ ماجرا چیست؟

مسعود بخشی به این سؤالات شفاهی اینجانب، پاسخ داد که من آن را از فایل نشست خبری فیلم درج می‌کنم. بخشی گفت: «نکتۀ جالبی را گفتید. چون بسیاری از آنهایی که ملیت غیر ایرانی داشتند و فیلمنامه را خواندند، موضوع را نفهمیدند. و این نقصِ کارِ من است که به عنوان فیلمنامه‌نویس نتوانستم این مسئله را مطرح کنم. اما باز فکر می‌کنم که این موضوع، در لایه‌های فرعی قصه است و اهمیتش چندان نیست. آنچه آن طرفی‌ها می‌فهمند این است که یکی از اینها، پولدار و دیگری فقیر است. همین کافی است. به خاطر اینکه این فیلم، یک بحث جهانی یعنی پولدار و فقیر را باز می‌کند که از افریقا و امریکای لاتین تا اروپا و امریکا در همه جا هست. این وجه انسانیِ قصه است. اینکه ازدواج از نوع موقت بوده برای مخاطب ایرانی قابل فهم است. و واقعی هست. من از سینمای مستند می‌آیم. من نمی‌توانم فیلمی را درست کنم که برای خودم غیر قابل باور باشد. همین که مخاطب ما، به قول خانم قجابیگی این سؤال برایش پیش بیاید و یک تلنگری به او زده شود کافی است.

و پاسخ بنده به طور خلاصه این بود که خانم قجابیگی گفتند که قصاص اشتباه است. آنها اشتباه کشته شدند. پس شما عملاً دارید بر ضد قانون قصاص که حکم مسلّم دین اسلام است فیلم می‌سازید. و حالا مدعی می‌شوید که آنهایی که به شما پول داده‌اند این موضوع را نفهمیده‌اند. آیا می‌شود که آدم برای فیلمنامه‌ای که آن را نفهمیده پول بدهد؟!

آقا محمود گبرلو ناظم جلسه اجازۀ حرف زدن نمی‌داد و حتی بنده را متهم کرد که عصبانی هستم. بنده گفتم: به شعور ما توهین می‌شود. آقای بخشی گفت: همۀ پیام ما این بود که خشم را باید کنترل کرد. بنده گفتم: اگر من صدایم را بلند کردم برای این بود که میکروفون نداشتم.

از تفصیل ماجرا می‌گذرم و دوستان پیگیر را به دقایق ۴۲ تا ۴۵ از فایل تصویری جلسه ارجاع می‌دهم (نشست خبری فیلم یلدا، سایت آپارات)

همین نیت‌های پنهان فیلمساز، باعث زوال فیلمش و عدم ارتباط مخاطب با آن می‌شود. کارگردان می‌خواسته تا مخاطب به تلویزیون جمهوری اسلامی بخندد، چنانکه مستند او به نام تهران انار ندارد (۱۳۸۶) نیز همینطور بود. اما جناب بخشی لحن هجوآمیز فیلمش را در کنفرانس خبری انکار می‌کرد. موقعیت کمدی در فیلم اینطور شکل می‌گیرد که مخاطب اصلاً شخصیت‌ها را باور نمی‌کند و ناخودآگاه به آن همه جدیت عوامل تلویزیون می‌خندد.

موضوع دیگر، انتخاب بابک کریمی در نقش تهیه کنندۀ برنامه است که به چهرۀ و تیپ او نمی‌آید. کریمی انتخاب شده است چونکه در اروپا، بیشتر از ایران شناخته شده است.

فیلم یلدا البته نمادهایی هم دارد که نمی‌توان در موردشان حرف زد. امیدوارم که بنده اشتباه کرده باشم. اما نمی‌توانم فراموش کنم که مسعود بخشی در دفاعش از یک خانوادۀ محترم اینطور گفته بود: «فیلم، برداشتی امروزی از قصه هابیل و قابیل … است» (توضیح مسعود بخشی درباره «یک خانواده محترم»، خبر آنلاین، ۲۰ آذر ۱۳۹۱) یعنی نماگرایی از این کارگردان دور نیست. خدا کند که بنده خیال‌زده شده باشم.

*امیر اهوارکی

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پیامی ارزشمند با زبانی الکن – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «خون خدا» فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مرتضی‌علی عباس میرزایی و تهیه‌کنندگی سیاوش حقیقی یکی از عجایب سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر می‌باشد.

«خون خدا» در سه پرده روایت می شود. فیلم داستان مهندس علی پاکزاد است که بعد از چندسال اعتیاد موفق به ترک آن می شود. او در شب تاسوعا در ظرف غذای نذری پاکتی آغشته به خون پیدا می کند که در آن چکی با مبلغی نجومی قرار دارد، بقیه داستان تلاش او برای نقد کردن چک است.

«خون خدا» میخواهد داستان یک معجزه و فیلمی سرشار از سمبل و نشانه باشد و مخاطب را ضمن همذات پنداری با شخصیت اصلی که یک کارتن خواب طرد شده است با مفاهیم انسانی و دینی آشنا سازد. اما  در این مسیر فیلمساز دست از بازی های فرمی بی سروته برنمی دارد و به سراغ قصه گویی نمی رود. شخصیت اصلی داستان هیچ دیالوگی در فیلم ندارد، او فقط گریه می‌کند و یا می‌خندد.

فیلم مملو از کابوس ها رویاهایی است که در ذهن علی می گذرد. گنگ و خاموش بودن شخصیت  اصلی فیلم یکی از علت‌های مهم عدم ارتباط مخاطب با جهان فیلم است چرا که اینگونه فیلمساز اطلاعات بسیار اندکی در مورد گذشته این فرد و مسیری که طی کرده تا به کارتن خوابی رسیده به ما می‌دهد. در واقع مخاطب درک درستی از گذشته و شخصیت علی ندارد و نمی فهمد چگونه یک فرد تحصیل‌کرده که جایگاه اجتماعی و مالی خوبی داشته و از خانواده سرشناسی بوده است و با زن مورد علاقه خود ازدواج کرده و بچه دار شده به منجلاب اعتیاد می افتد و تا مرز نابودی پیش می رود؟؟ همچنین برایش قابل درک نیست که چرا او مستحق چنین عنایتی از جانب خدا و ائمه شده است.

«خون خدا» مصداق بارز حرف خوبی است که بد زده شده است، در واقع فیلمساز پیامی ارزشمند و انسانی و یک مضمون مذهبی و عمیق حسینی را به بدترین شکل ممکن بیان می کند و مخاطب را پس می زند. داستان فیلم نهایت پتانسیل ساخت یک فیلم کوتاه و یا حتی یک کلیپ (نماهنگ) مذهبی را دارد نه یک فیلم بلند سینمایی و نمایش آن در جشنواره فیلم فجر.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نوجوانان ایرانی، شجاع‌تر از بابی‌ساندز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: درگیری آغازین فیلم با توجه به آشنایی حرفه‌ای کارگردان با فیلمبرداری، سکانس موفقی از کار درآمده و فضای جنگ و تیراندازی جذاب‌تر از مدل‌های مرسوم ساخته شده است.

یکی دیگر از نمونه‌های موفق استفاده از سوژه‌های واقعی برای پرداخت سینمایی، ۲۳ نفر مهدی جعفری است، که اقتباسی متعهدانه از داستان ۲۳ نفر است. ۲۳ اسیر نوجوان ایرانی که در مقطعی از دفاع مقدس به اسارت درمی‌آیند و ماجراهای عجیب و غریبی برایشان پیش می‌آید و که به شدت ظرفیت‌های دراماتیک دارد. ماجرای بیست و سه نفر اگرچه واقعی است و با گشت کوتاهی در فضای مجازی می‌شود، اطلاعات زیادی درباره جزییات نحوه اسارت و دوران اسارت، به دست آورد، اما از آن جنس سوژه‌هایی است که همه اجزایش قابل پرداخت است و می‌تواند کارکرد سینمایی داشته باشد.

زبان سینما، زبان ارتباط با عامه و فراگیر است و از این جهت روایت ماجراهایی از جنس ۲۳ نفر در قاب سینما، دارای اهمیت است، چرا که واقعیتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته را عمومی می‌کند. فاصله میان واقعیت و سینما در «۲۳ نفر» را بازی‌های خوب ۲۳ نوجوان پر کرده است که همگی کم‌نقص و مؤثر بازی می‌کنند. سکانس‌های متعددی از این بازی‌های خوب می‌توان در خاطر نگاه داشت. سکانس صحبت برای رادیو و گفتن سن و سال، سکانس‌های داخلی در استخبارات، سکانس شهربازی همگی خوب از کار درآمده‌اند. سکانس حضور در کاخ صدام با تلفیقی از تصاویر بازسازی و ‌مستند، گریم‌هایی خوب و بازی‌هایی خوب‌تر، جنبه واقعی بودن ماجرا را گوشزد می‌کند.

درگیری آغازین فیلم با توجه به آشنایی حرفه‌ای کارگردان با فیلمبرداری، سکانس موفقی از کار درآمده و فضای جنگ و تیراندازی جذاب‌تر از مدل‌های مرسوم ساخته شده است. موقعیت‌های خوب در ۲۳ نفر کم نیست. نمایش درگیری‌های داخلی و کنش‌های درونی هرکدام از ۲۳ نفر و ظهور و بروز بیرونی این کنش و نهایتا وحدت نظر و ‌عملی که رییس استخبارات را هم به زانو درمی‌آورد، نزدیک به واقعیت، به دور از شعار و اغراق و واقع بینانه روایت شده است. فیلم از کشش برخوردار است و پیگیری این ماجرا که نهایتا چه آینده‌ای در انتظار ۲۳ نفر است موجب همراهی با فیلم می‌شود. پایان‌بندی اما عقب‌تر از کلیت فیلم است و مستندگونگی فینال چفت و بست فرمی با کلیت فیلم ندارد. در عین حال فیلم‌ پر از لحظه‌های خوب است. لحظه‌هایی دوست داشتنی از شجاعت ۲۳ نوجوان ایرانی که شاید نتوانند نام بابی ساندز را درست تلفظ کنند و او را «باتریساز» بخوانند اما شجاعانه‌تر از او ‌پای حرفشان می‌ایستند.

* محمدرضا کردلو

مشاهده خبر از سایت منبع