
سینماپرس: سعید ابوطالب از تجربه حضورش در جشنواره جام جم و نکات قوت و ضعف این رویداد گفت.
به گزارش سینماپرس، سعید ابوطالب، کارگردان و تهیه کننده ای که با فضا و ژانر جدیدی برای تلویزیون در جشنواره جام جم حاضر شد، سال گذشته جایزه بهترین خلاقیت و پژوهش را برای مجموعه مستند، مسابقه «دستم را بگیر» را به خود اختصاص داد. او که علاوه بر این جایزه تجربه داوری جشنواره را نیز در کارنامه اش دارد، درباره این رویداد بیان کرد: من فکر می کنم که جشنواره تلویزیونی جام جم جزو برنامه های تأثیرگذاری است که در همه جای دنیا هم رسم است. زمانی که ما می گوییم جشنواره جام جم یعنی رویدادی که به بیش از ۱۰ شبکه که انواع برنامه ها را تولید می کنند، توجه دارد. اما در کنار اهمیت این اتفاق، نکته ای که می توانم درباره آن با توجه به شناختی که دارم بگویم این است که ما باید در این فضا مقداری دایره انتخاب هایمان را گسترده و متنوع تر کنیم چون در سال های اخیر ژانرهای جدیدی هم در تلویزیون تولید شدند. رئالیتی شو که جا دارد بخشی مجزا برایش در نظر گرفته شود، یکی از این ژانرهاست که نه مستند است و نه فیلم به همین دلیل جا دارد که از تقسیم بندی های کلاسیکمان فاصله بگیریم و در کنار عناوین داستانی، مستند، مسابقه و … فضاهای دیگری که وجود دارند را هم به طور صحیح قضاوت کنیم.
این کارگردان افزود: من به عنوان اولین سازندگان رئالیتی شو، مدت هاپیش سرزمین دانش را ساختم اما منظورم از رئالیتی شو مستند مسابقه نیست، گاهی می تواند فیلم مسابقه باشد که امسال در حال ساخت آن برای عید شبکه یک هستم، در واقع فیلم یا مستند مسابقه به معنی رئالیتی شو نیست، بلکه این عنوان ژانری است که در تلویزیون های دنیا حدود ۱۷ شاخه مختلف دارد. در عین حال ذات تلویزیون تنوع و خلاقیت است، در این مسیر ما باید روی همین موارد اصرار کنیم تا بعد هیات داوران هم اجازه دهند تا آثاری که ساخته می شود و در هیچ کدام از بخش های متداول گنجانده نمی شود، دیده شوند.
ابوطالب با اشاره به میزان تأثیرگذاری این جشنواره هم گفت: ما در مجموعه شبکه های تلویزیونی گستره ای از مخاطب را داریم که طبیعی است آن ها نمی توانند همه برنامه ها را رصد و ارزش گذاری کنند، بنابراین زمانی که آثار به جشنواره می آیند، مسیری مشخص می شود که در آینده برنامه سازان هم متوجه می شوند چه آثاری باید بسازند و در واقع سلیقه مخاطب هم دستشان می آید. نکته دیگری که وجود دارد و گرچه می دانم که هیأت انتخاب هم به آن توجه دارد، این است که هر کاری با امکانات مختلفی ساخته می شود، یعنی بعضی از تهیه کننده ها و کارگردان ها در مناطق دورافتاده با کم ترین امکانات تولید فیلم می کنند و بقیه با شرایط پیشرفته تری از نظرفنی روبه رو هستند، با این حال گاهی آثاری که در همان مناطق دورافتاده شکل گرفته ارزشمندتر از بقیه است چون همیشه تنها وجود امکانات دلیل به ساخت یک اثر خوب نمی شود و این تجربه و فکر است که مسیر را تعیین می کند.
او اضافه کرد: یکی از خطراتی که جشنواره ها دارند این است که هر ساله آثاری انتخاب می شوند و این نگاه ها ممکن است تکثر و تنوع نظرات را به همان چند اثری که جایزه می گیرند، محدود کنند. در این جا ما باید تذکر دهیم که آثار انتخاب شده نباید چنین محدودیتی را ایجاد کند و تنوعی که لازمه رسانه است، حفظ شود. با این حال به دلیل گستره مخاطبان و دایره فعالیت جشنواره جام جم این رویداد حتی می تواند از جشنواره های مشابه مهم تر باشد.
بخش های جدید جشنواره جام جم یعنی چهل سالگی و مردمی هم موضوع دیگری بود که ابوطالب بعد از یادآوری اهمیت توجه به همان بحث تجهیزات و امکاناتی که برای یک فیلم ۴۰ سال پیش در مقایسه با آثار جدیدتر وجود داشت، به سراغ بخش مردمی رفت و گفت: این بخش هم اتفاق خوبی است اما این که ما چطور نظرات را جمع آوری می کنیم؟ از چه جامعه آماری و این دست موارد، اهمیت دارد. به هر حال هدف رسانه ملی کل جامعه است و باید به نظر مردم احترام بگذاریم و برای تولیدات آینده از آن تأثیر بگیریم. چون در کنار این که هر کاری باید دارای استانداردهای لازم باشد، حتما باید مخاطب خود را هم جلب کند.

سینماپرس: حسین گیتی منتقد پیشکسوت سینما همزمان با برگزاری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر گفت: مسئولان برگزارکننده جشنواره گوش شنوا ندارند و اشتباهات خود را تکرار می کنند؛ آن ها با ندانم کاری های شان جشنواره را کوچک و یخ زده کرده اند، به فیلم های بی ارزش توجه می کنند و از سوی دیگر صدای انتقاد و اعتراض های سینماگران و اهالی رسانه را نمی شنوند و این اتفاقات همگی باعث افول این رویداد سینمایی شده است.
وی در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: جشنواره فجر طی سال های اخیر بسیار کوچک، کمرنگ و یخ زده شده است؛ یک زمانی در جشنواره ما بیش از ۶۰ فیلم داستانی را می دیدیم و این رویداد تکلیف یک سال آینده سینمای کشور را برای منتقدان، کارشناسان، سینماگران و اهالی رسانه روشن می کرد اما حالا با کاهش چشمگیر تعداد فیلم های حاضر در جشنواره تکلیف سینما در سال بعد روشن نمی شود.
وی ادامه داد: از سوی دیگر در حوزه اجرایی جشنواره فیلم فجر با مشکلات عدیده ای روبرو است؛ اعمال سلیقه مدیران جشنواره باعث شد تا شکوه برگزاری جشنواره فیلم فجر که در برج میلاد برگزار می شد از بین برود و این جشنواره به یکی از پرت ترین و دورافتاده ترین پردیس های سینمایی منتقل شود؛ اتفاقی که بسیار تلخ و ناراحت کننده است و با توجه به اینکه میان اهالی رسانه و سینماگران جدایی انداخته باعث می شود تا رسانه ها در کارشان خلل جدی ایجاد شود.
گیتی خاطرنشان کرد: اصولاً جشنواره فیلم فجر از ابتدای تأسیس اش تاکنون همواره محل اعمال سلیقه دبیران و مدیران سینمایی بوده؛ از کم و زیاد کردن تعداد سیمرغ های جشنواره تا کاهش و افزایش مکرر بخش های آن همگی باعث شده تا این جشنواره به ثبات نرسد. از سوی دیگر متأسفانه هر دبیری که می آید با انتقاد و بدگویی از دبیران قبلی سعی دارد سلیقه خود را در جشنواره اعمال کند و همه این اتفاقات دست در دست هم داده تا این رویداد سینمایی به شدت دچار صدمه شود.
این منتقد پیشکسوت سینما سپس با بیان اینکه در هیچ یک از جشنواره های سینمایی معتبر دنیا ما شاهد چنین اتفاقات عجیب و ناراحت کننده ای نیستیم اظهار داشت: آیا واقعاً در کن و برلین و ونیز و اسکار و… هم وضعیت همین گونه است؟ ما تا کی باید شاهد آزمون و خطا در برگزاری جشنواره مان باشیم؟ آیا زننده نیست که ما بعد از این همه سال نتوانسته ایم جشنواره را به یک ثبات نسبی برسانیم؟
وی در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به اینکه عده ای از سینماگران کشور به دلایل مختلف از جمله عدم برنامه ریزی و ثبات مناسب دیگر راضی به حضور در جشنواره نیستند و به همین علت یا آثارشان را به این رویداد نمی فرستند و یا اینکه بعد از پذیرفته شدن فیلم شان از شرکت در جشنواره انصراف می دهند اظهار داشت: جشنواره برای اهالی سینما هیچ امتیاز ویژه ای ندارد و به همین علت سینماگران هم واقعاً دیگر مایل به حضور در این رویداد نیستند؛ اگر مثلاً مسئولان جشنواره با تدبیر و درایت در نظر می گرفتند که برای آثاری که در جشنواره حضور دارند در طول سال حمایت کنند و آن ها را بلافاصله بعد از جشنواره اکران عمومی کنند شاید سینماگران بیشتر ترغیب می شدند تا در این رویداد حضور پیدا کنند.
گیتی همچنین با انتقاد از دور شدن جشنواره از اهداف و آرمان هایش یادآور شد: آیا هدف اصلی جشنواره که ترویج فیلم های خانوادگی، اخلاق مدار و ارزشی بود به نتیجه رسید؟ متأسفانه جواب این سوأل خیر است!
وی در پایان این گفتگو افزود: من امیدوارم تدبیری جدی اندیشه شود و سینماگران دغدغه مند اداره جشنواره را در دست خود بگیرند تا این رویداد با تغییر مکرر مدیران دولتی و دبیران بیش از این دچار خسران و لطمه نشود.

سینماپرس: حسین قدیانی، روزنامه نگار و وبلاگ نویس با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود به پوشش و تیپ های خلاف عرف و هنجار سلبریتی ها در جشنواره فیلم فجر واکنش نشان داد.
به گزارش سینماپرس؛ حسین قدیانی، روزنامه نگار و وبلاگ نویس با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود به پوشش و تیپ های خلاف عرف و هنجار سلبریتی ها در جشنواره فیلم فجر واکنش نشان داد.
این روزنامه نگار نوشت:
همین که پاچهی شلوار #رضا_شکیبایی (سردبیر وطن امروز) ۲۰ سانت نیست؛ همین که درون جیب بالای کت #احسان_محمدحسنی (رئیس سازمان اوج) هیچ درختی دیده نمیشود؛ همین که زیپ شلوار #وحید_جلیلی (انقلابی دغدغهمند) همیشه در ملأعام بسته است؛ همین که فاق شلوار #محمدرضا_کائینی (روزنامهنگار و تاریخپژوه) به کوتاهی سیبیل گربه نیست؛ همین که نخ شرت ماماندوز #مازیار_بیژنی (طراح اهل بیت انقلاب) از آستین کاپشنش نزده بیرون؛ همین که عرقگیر #یاسر_جبرائیلی (کارشناس مسائل اقتصادی و سیاسی) به رنگ لنگ حمام نیست؛ همین که کت #رائفی_پور (کارشناس همهی مسائل) درون شلوارش نیست؛ همین که #نجم_الدین_شریعتی (مجری برنامهی خدامحور سمت خدا) با حولهی قدی پدربزرگش در تلویزیون ظاهر نمیشود؛ همین که دکمههای پیرهن #میثم_ایرانی (از خوبان نازنین اینستاگرام) با طناب به کفشش بسته نشده؛ همین که خشتک #علی_زکریایی (طناز قهار) از ۱۰ جا پاره نیست؛ همین که #علی_صدری_نیا (مستندساز) موهایش را عین بچهراسو شانه نمیکند؛ همین که سوراخ ناف #مهدی_صفارهرندی (تهیهکننده) از کیلومتر ۲۵ جادهمخصوص معلوم نیست؛ همین که کفش #علی_علیزاده (قاتل بیبیسی و من و تو) ۴ متر و ۳ سانت، پاشنه ندارد؛ همین که دماغ #وحید_یامین_پور (کارشناس و مجری رسانه) از ۸ جا عمل نشده؛ همین که لایههایی از شکم #مسعود_فروغی (سردبیر فرهیختگان) از جورابش نزده بیرون؛ همین که #میثم_محمدحسنی (مدیر نصرتیوی) از لیف به جای کراوات استفاده نمیکند؛ همین که اندازهی هر ۲ پاچهی شلوار #عباس_گودرزی (طراح خوشذوق حزباللهی) با هم مساوی است؛ همین که لب بالایی #صادق_مهدی_غفرانی (روزنامهنگار و فعال رسانه) شیفت روی انگشت شصتش نیست؛ همین که #کامران_نجف_زاده (خبرنگار برجستهی ایران در نیویورک) از پارچهی دمکنی خالهاش به عنوان پالتو استفاده نمیکند؛ همین که آستین کت #میثم_مطیعی (مداح صاحبسبک انقلابی) از لالهی گوشش بیرون نزده؛ همین که #مهدی_رسولی (مداح دلاور و اصیل) روی سرش گل سر ننهی فولادزره نمیگذارد و همین که موی دماغ خود من حسین قدیانی تا به حال هرگز گره به پنبههای نافم نخورده؛ این یعنی برتری ۶ بر هیچ جوانان جناح انقلاب بر هرزههای غربزده که سر و ریخت بیریختشان بدل به سوژهی جوک ملت شده! دم قدمایمان گرم با این #ضرب_المثل واقعا حکیمانه؛ «میمون هر چی زشتتره، بازیگوشیش بیشتره!» و #روی_سن بره که دیگه بدتر!
#سلبریتی_های_غربزده_از_آنچه_روی_سن_نشان_می_دهند_میمون_ترند

سینماپرس: ۵ فیلم برتر آرای مردمی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر در نهمین روز برگزاری جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
به گزارش سینماپرس، در هفتمین روز از اعلام نتایج آرای مردمی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، ۵ فیلم برتر بدون اولویت معرفی شدند.
اسامی آثار برتر در آرای مردمی بدون اولویت عبارتند از «شبی که ماه کامل شد»، «سرخپوست»، «متری شیش و نیم»، «ماجرای نیمروز: رد خون» و «غلامرضا تختی».
مخاطبان فیلمهای جشنواره برای شرکت در رأیگیری بهترین اثر از نگاه تماشاگران میتوانند از طریق شمارهگیری #۷*۷۱۰* و طی کردن مراحل از طریق تلفن همراه اثر برگزیده خود را انتخاب کنند.
سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به دبیری ابراهیم داروغهزاده همزمان با چهلمین سالگرد انقلاب ۱۰ تا ۲۲ بهمن برگزار میشود.

سینماپرس: نیما جاویدی، کارگردان «سرخپوست» درباره شباهت فیلمش با فیلم «مسیر سبز» بیان کرد: نه هیچ شباهتی نداشت اما سعی کردیم ادای دینی به فیلم «رستگاری در شاوشنگ» باشد.
به گزارش سینماپرس، نشست خبری فیلم «سرخپوست» با حضور نیما جاویدی(کارگردان)، ستاره پسیانی، حبیب رضایی، آتیلا پسیانی، پریناز ایزدیار، نوید محمدزاده (بازیگران)، مجید مطلبی (تهیه کننده)، هومن بهمنش (مدیر فیلمبرداری)، رامین کوشا (آهنگساز)، عماد خدابخش (تدوینگر)، محسن نصرالهی (طراح صحنه)، نیما میرحیدری (طراح لباس) و دیگر عوامل فیلم با اجرای احسان کرمی در آخرین سانس از هشتمین روز سی و هفتمین جشنواره فیلم فجربرگزار شد.
در ابتدای این نشست، نیما جاویدی، کارگردان درباره پایان بندی باز فیلم، گفت: پایان بندی فیلم بسته است و به وضوح مشخص است سرگرد زندانی را رها کرد تا برود.
او درباره شباهت فیلمش با فیلم «مسیر سبز» بیان کرد: نه هیچ شباهتی نداشت اما سعی کردیم ادای دینی به فیلم «رستگاری در شاوشنگ» باشد.
این کارگردان در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه عدالت مهم است یا قانون؟ بیان کرد: به نظر من عدالت خیلی مهم است و قوانین را وضع می کنیم که از قوانین صیانت کنیم.
نوید محمدزاده درباره ایفای نقش در این فیلم و شخصیتی که بازی کرده، گفت: درباره بخش فیزیکال ۱۲ کیلو وزن اضافه کردم و یک کارهایی باید انجام می دادم ولی شخصی کنار ما بود که من خودم خیلی از ایشان یاد گرفتم. تیمسار کورنگی اینجا هستند.
نیما جاویدی در معرفی تیمسار کورنگی گفت: ایشان رئیس زندان قصر در دهه ۴۰ و زندان های بسیاری بودند و خیلی در مواردی به ما الگو دادند و کمک کردند.
کارگردان سرخپوست همچنین در پاسخ به این سوال که چرا این داستان در زمان پهلوی اتفاق افتاده گفت: از یک تاریخی به بعد دوربین های مداربسته در زندان ها می آید و وقتی دوربین باشد قصه و منطق این فیلم درنمی آید. مجبور شدیم به قبل از آن تاریخ برگردیم. وقتی به آن رسیدیم دیدیم به لحاظ سیاسی تاریخی است که شهرستان ها اصلا زندانی سیاسی نداشتند و برای همین به عقب تر برگشتیم.
ستاره پسیانی هم درباره نقشش در این فیلم گفت: من اول باید یک تشکر خیلی بزرگ از ایمان امیدواری و شیما میرحمیدی داشته باشم و از آقای امین میری که معلم لهجه من بودند و یک پروسه ای برای تمرین زبان و لهجه داشتیم چون این زبان مربوط به همان دهه ۴۰ است.
رامین کوشا آهنگساز هم درباره همخوانی موسیقی متن با بافت فیلم گفت: من و آقای جاویدی از ابتدا که فیلمنامه را خواندم درباره این موضوع حرف زدیم که چطور بتوانیم هم قسمت عاشقانه و هم مرموز را به وجود بیاوریم و بعد اینکه چه سازهایی را استفاده کنیم و اندازه ارکستر را صحبت کردیم. خیلی در مورد قسمت پایانی و شروع فیلم ورژن های مختلف درست کردم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که بیشتر ارکسترال باشد و از سازهای ایرانی استفاده کنیم.
نصرالهی درباره پرسشی مبنی بر دکور ساختگی فیلم گفت: تماما دکور است. جا دارد از تیم تولید و کسانی که در این فیلم به من کمک کردند تشکر کنم. زمانی که آنجا را طراحی کردم فکر نمی کردم که این زندان را بسازند اما من را همراهی کردند و این اتفاق افتاد.
جاویدی- کارگردان هم به پرسشی درباره نشانه گذاری فیلم پاسخ داد و گفت: این فیلم نشانه گذاری دارد. بازخوردهایی که از مردم می بینیم بخش عمده ای از فیلم را می پذیرند.
از نوید محمدزاده درباره تغییر نقشش در این فیلم پرسیده شد او در پاسخ گفت: من از نیما جاویدی ممنونم که به من اعتماد کرد و این نقش را به من سپرد. حتما من بازیگر به دنبال بازیگوشی و یاد گرفتن چیزهای تازه هستم. مهم این است که در سینما ما این اتفاق بیفتد که بدانند بازیگرها به وقتش می توانند تغییر کنند و کاراکترهای متفاوتی را بازی کنند. من بازیگر برای «ابد و یک روز» ۵۸ کیلو می شوم و اینجا ۷۶ کیلو می شوم. من این کار را می کنم و میان همه فیلم نامه هایی که به من داده بودند من سرخپوست را انتخاب می کنم چون فیلمی است که سینما است و من دوستش دارم. من خیلی با این اتفاق و این نقش حالم خوب است.
مجید مطلبی تهیه کننده درباره سرمایه فیلم و اینکه چه چیزی باعث شد این فیلم را بسازید، گفت: سرمایه را از حسابم بانک سامان و یک بخشی هم از سرمایه گذار فیلم گرفتم. ایده برای آقای جاویدی بود که من پسندیدم و شروع به کار کردیم. تمام تلاشمان را کردیم و امیدوارم کار خوبی پیش آمده باشد.
نیما جاویدی هم درباره ایده گفت: دعوایی بین فرودگاه و زندان یاسوج. فرودگاه می خواست باندش را توسعه بدهد و در مسیرش یک زندان بود. این خبر را سه چهار سال پیش جایی یادداشت کردم و در نهایت به این نقطه رسید. فکر می کنم این فیلم مجموعه ای از سازها در یک ارکستر است از فیلمبرداری خوب هومن بهمنش، طراحی صحنه نصراللهی و گریم و بازی ها و همه عوامل است.
کارگردان سرخپوست در ادامه در پاسخ به سوالی درباره اینکه فیلم قبلی اش جوایز زیادی در جشنواره های خارجی گرفته و آیا امیدی برای اینکه این فیلم هم جایزه بگیرد یا نه گفت: روی کاغذ اصلا. فیلم هایی در فستیوال های خارجی موفق میشوند که موضوع روز اجتماعی داشته باشند واقعیت این است که من برای فستیوال فیلم نمی سازم. اگر این فیلم این قدرت را داشته باشد که مسیر فیلم ها را از علاقمندی به فیلم های اگزاتیک منحرف کند کار خودش را کرده است. هدفمان بیان یک داستان سرراست و خوب کردن حال مخاطب در این شرایط و روزگار سخت بوده است.
جاویدی در ادامه درباره اینکه چرا سرخپوست نشان داده نشد، گفت: چالش مهمی برای خودم بود. من فکر می کنم حتی اگر چشم های سرخپوست را نشان می دادم بخشی از این سوالات کمتر می شد. خواستم سرخپوست را نشان ندهم که هم ذات پنداری نکنیم که این سوال به وجود بیاید که آیا ما اگر باشیم می بخشیم؟
آتیلا پسیانی نیز درباره نقش اش در فیلم «سرخپوست» گفت: اولین باری که نوید محمدزاده فیلمنامه کار را به من داد، گفت بخوان و نظرت را بگو، من هم این کار را کردم. به نظرم این فیلمنامه جزو فیلمنامه های خوبی است که در چند سال اخیر خواندم و دیدم که نقشم کوتاه است اما آن را پذیرفتم.
حبیب رضایی نیز درباره نقش اش و تجربه این کار بیان کرد: وقتی فیلمنامه را خواندم با سینمای قصه گویی مواجه شدم که در سینمای ایران خیلی کم یا بنا به دلایلی به سراغ آن نمی روند بنابراین از قصه هیجان زده شدم و ایده هایی برایش داشتم. با آقای جاویدی صحبت کردم و به این اجرا رسیدم.
او ادامه داد: نقش کوچک و بزرگ نداریم، معتقدم وقتی مجموعه ای اتفاق خوبی رقم می زند من هم باید در آن نقشی داشته باشم. ممکن است در بسیاری موارد اسم من نیاید اما اینجا تصویر من هم آمده است و خوشحالم در کنار بازیگران خوبی بودم.
پریناز ایزدیار هم درباره نقش در «سرخپوست» بیان کرد: خیلی خوشحالم که عضوی از این کار هستم. خودم خیلی آن را دوست دارم و حالم خوب بود که پیشنهاد بازی در سرخپوست به من داده شد. من فیلم قبلی جاویدی «ملبورن» را هم دوست داشتم.
جاویدی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه وقتی فراستی از کارش تعریف کرد، چه احساسی داشت، گفت: واقعا شوک شدم. آقای فراستی جزو منتقدهایی بودند که هر وقت وارد نقد می شد من مثل یک فیلم آمریکایی جذاب نقدهایشان را گوش می کردم و تحلیل هایشان برایم جذاب بود. من عاشق سینمای هیچکاک هستم و سینمای آمریکا را دوست دارم و احساس کردم وجه اشتراکی بین من و آقای فراستی وجود دارد اما واقعیت این است که از نقد او خوشم آمد. وقتی نقد او را شنیدم به خودم گفتم دمت گرم، فراستی از تو تعریف کرده است.
نوید محمدزاده در ادامه گفت: من از بیرون می بینم که وقتی یک نقش بی نظیر مثل ناصر خاکزاد قاچاقچی به من پیشنهاد می شود بازی می کنم، اینجا یک رئیس زندان را بازی می کنم. خدا را شاکرم که این پیشنهادها به سمت من میآید ولی می خواهم اینجا بگویم که قطعا سال بعد من در فجر فیلم نخواهم داشت. برای اینکه کمی به گذشته برگردند و فیلم های من را مرور کنند و همه کارهایی که من کردم را ببینند، برای همین احساس می کنم نباید فیلم داشته باشم.
مهدی بدرلو مدیر تولید «سرخپوست» درباره تولید این فیلم، گفت: برای خود من این فیلم سخت ترین فیلمی بود که تا الان کار کردم. به لحاظ اجرایی حدود سه چهار هزار متر دکور کار کردیم. خود این زندان سه بخش بود. خودش یک جا بود، بیرونش یک جا و جاده ها سمت دیگر. چیزی که این کار را خیلی جذاب می کرد این بود که همه بچه های این کار آمده بودند که نهایت تلاششان را بکنند.

سینماپرس: پنج فیلم برتر آرای مردمی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.
به گزارش سینماپرس، در هشتمین روز از اعلام نتایج آرای مردمی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، ۵ فیلم برتر بدون اولویت معرفی شدند.
اسامی آثار برتر در آرای مردمی بدون اولویت عبارتند از «متری شیش و نیم» به کارگردانی سعید روستایی، «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار، «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی، «ماجرای نیمروز رد خون» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی.
روز گذشته ۱۷ بهمن ماه «۲۳ نفر» به کارگردانی مهدی جعفری هم در این فهرست بود که حذف شد.
مخاطبان فیلمهای جشنواره برای شرکت در رأیگیری بهترین اثر از نگاه تماشاگران میتوانند از طریق شمارهگیری #۷*۷۱۰* و طی کردن مراحل از طریق تلفن همراه اثر برگزیده خود را انتخاب کنند.
سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به دبیری ابراهیم داروغهزاده همزمان با چهلمین سالگرد انقلاب ۱۰ تا ۲۲ بهمن برگزار میشود.

سینماپرس: محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی قطعه «آرام من» را به آهنگسازی مسعود کرامتی منتشر کرد.
به گزارش سینماپرس، محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی در تازه ترین فعالیت موسیقایی قطعه «آرام من» را با مجوز سازمان صدا و سیما منتشر کرد.
در این قطعه که توسط موسسه «آوای آبی رود» در دسترس مخاطبان قرار گرفته است، مسعود کرامتی شاعر و آهنگساز، امیر فتحی نوازنده پیانو، نوید صالحزاده میکس و مستر و محمد معتمدی به عنوان خواننده حضور دارند.
در متن شعر قطعه «آرام من» آمده است:
آرام من بمان کنارم بمان/ بنگر مرا که می دهم بیتو جان
هر جا روم تو سایهای از منی/ تو غمگسارم تو دنیای منی
دریای من ز موج گیسوی تو/ روانهام سوی تو تمام من تو
ای ماهم به چشم من نگاهی/ تا باران به جان من ببارد
میخواهم نفس که در هوایت/ نایی بر نوای من بیارد
چشمان تو چشمه ی امید است/ بر حال خراب نا امیدم
آوازت غزل ترین کلام است/ من با تو به آسمان رسیدم
آغوش تو پناه طوفان من/ جان می دهد به جان تو جان من
چشمان من کنار دنیای تو/ فقط تماشای تو، تو آرزو تو
ای ماهم به چشم من نگاهی/ تا باران به جان من ببارد
می خواهم نفس که در هوایت/ نایی بر نوای من بیارد
چشمان تو چشمه ی امید است/ بر حال خراب نا امیدم
آوازت غزل ترین کلام است/ من با تو به آسمان رسیدم