X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

«ترور بیولوژیکی» اقدام کم هزینه «جحودها» برای حذف «سربازان جبهه انقلاب اسلامی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نادر طالب‌زاده وقتی فهمید چمدانش در آن سفر ربوده‌شده و حتی وقتی فهمید اطلاعات لپ‌تاپش را تخلیه و آن را به ویروس‌های رایانه‌ای آلوده کرده‌اند به ذهنش هم خطور نکرد موردحمله بیولوژیک قرار گرفته است…

به گزارش سینماپرس، ترور بیولوژیکی نوعی از ترور است که در فرآیند آن به وسیله ویروس‌ها و میکروب‌ها بدون سلاح از طریق بیمار کردن فرد او را به قصد کشتن ضعیف می‌کنند، به گونه‌ای که به راحتی توسط آزمایش‌های پزشکی قابل تشخیص نباشد. سال‌ها پیش از این بحث ترور بیولوژیک با بیماری ناگهانی کارگردان سریال ماندگار یوسف پیامبر، فرج الله سلحشور مورد بحث قرار گرفت. در همان زمان بود که بحث ترور بیولوژیک نادر طالب زاده، مستند ساز، مجری تلویزیون، دبیر جشنواره فیلم «عمار»، کنفرانس افق نو و هنرمند متعهد هنر انقلاب اسلامی نیز مطرح شد.

علی‌اکبر عبدالعلی زاده عضو شورای سردبیری روزنامه جام جم، در گزارشی به بررسی نمونه‌های مختلفی از ترور بیولوژیک چهره‌های شاخص داخلی و خارجی پرداخته و سابقه طولانی ترور خاموش اندیشمندان توسط جریان انگلیسی‌ – صهیونیستی را مورد ارزیابی قرار داده است. در ادامه این گزارش را می‌خوانید:

او مستندسازی افشاگر، پژوهشگر طرح‌های کاربردی و راهبردی، اجماع‌کننده اندیشه‌های آزادیخواه در سراسر دنیا، مشاور بین‌المللی رسانه‌های جریان مقاومت در حوزه جریان‌شناسی و برگزارکننده نشست‌های ضداستکباری و ضدصهیونیستی پرواکنش بود. به نظر ممکن است صهیونیست‌جماعت که برای کمتر از اینها و حتی به جرم کشیدن چند کاریکاتور، هنرمند ترور کرده، در مقابل این میزان فعالیت بی‌اقدام بنشیند و تماشا کند!؟ واقعیت این است که حتی فعالان جبهه فرهنگی از سر تواضع و براساس خلوص نیت، خودشان هم نمی‌دانند چه خطری برای نظام سلطه دارند!

همچنان که می‌دانیم، نادر طالب‌زاده وقتی فهمید چمدانش در آن سفر ربوده‌شده و حتی وقتی فهمید اطلاعات لپ‌تاپش را تخلیه و آن را به ویروس‌های رایانه‌ای آلوده کرده‌اند به ذهنش هم خطور نکرد موردحمله بیولوژیک قرار گرفته است و عوارضی مثل سرفه‌های خونینش، دلیلی فراتر از آلودگی هوای تهران دارد! غافل از این‌که حذف فیزیکی، میراث کهن انگلیسی – صهیونیستی است که حالا به دکترین ترور موساد تبدیل شده.

فراموش نکنیم دانشمندان و اندیشمندان این سرزمین همواره و آشکارا مورد طمع نظام سلطه‌اند؛ پس به این حقیقت شک نکن.

یا درس عبرت بساز یا صدایش را در نیار

ترور گاهی باید آشکارا صورت بگیرد تا از قربانی درس عبرتی برای افزایش وحشت دیگران بسازند، همچون ترور غسان کفانی اما وقتی قرار است بدون هزینه سیاسی کسی را حذف کنند، می‌شود بی‌شمار ترور خاموش و بدون ردپا در حوزه سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی و صدالبته فرهنگی که از قضا در این مورد ید طولایی دارند.

پدیده‌ای به قدمت تاریخ

تصور نکنیم ترور بیولوژیک امری جدید و دشوار است، این روش سابقه طولانی در تاریخ دارد که از مسمومیت قابل ردیابی تا آلودگی‌های میکروبی، معدنی، رادیو اکتیو، بالا و پایین کردن فاکتورهای خونی و کبدی و… بدون ردیابی را دربر می‌گیرد؛ بمب‌های بی‌صدایی که به مرور زمان عمل می‌کند، بدون لو دادن عامل ترور، قبل و بعد از مرگ!

شاخه علمی قتل‌عام اندیشه

بیوتروریسم همچنان که از واژه نمایان است، برپایه علم زیست‌شناسی یا بیولوژی و در یک کلام برپایه علم مطالعه در مورد زندگی و موجودات زنده است. در قدیم از این علم به‌عنوان علوم طبیعی نام می‌بردند، وقتی صحبت از جاندار می‌کنیم، منظور فقط حیوانات و حشرات و… نیستند؛ بلکه میکروب‌ها، باکتری‌ها، قارچ‌ها، مواد معدنی موثر بر زیست و… نیز در زیرمجموعه جاندارانی قرار می‌گیرند. برخلاف افراد ناآگاه و همه‌چیزدان که فکر می‌کنند ترور بیولوژیک چیزی شبیه سم خوراندن است و در معده فرد مورد ترور به دنبال آثار حمله می‌گردند، تروربیولوژیک بر مبنای تغییر فاکتورهای کبدی و خونی و براساس الگوهای طبیعی بدن انجام می‌شود. یعنی عواملی که افزایش یا کاهش آنها به‌صورت طبیعی باعث سکته قلبی و مغزی و بروز سرطان و… می‌شود را تحریک می‌کنند و زمینه جراحت یا فوت تدریجی یا ناگهانی فرد مورد هدف را فراهم می‌کنند. حالا پزشکان بروند آزمایش بگیرند و تحقیق کنند، در انتها می‌رسند به همان دلیل طبیعی سکته، سرطان‌و …

معروف‌ترین عامل پنهان ترور

کبالت نام‌آشناترین عنصر معدنی به‌کار گرفته‌شده در ترورهای خاموش است. نام کبالت از یک واژه آلمانی به نام «Kobalt» برگرفته شده – که در آن زبان خُبالت خوانده می‌شود – و به معنای «روح شیطان» است. در اصل این نام را کارگران عصبی آلمان شرقی به این فلز داده‌اند؛ زمانی که هنگام استخراج این فلز از معادن آن، دچار بیماری‌های مشکوکی مثل بیماری‌های ریوی، سردرد و خارش می‌شدند و جان می‌سپردند!

کبالت فلزی است واسطه در گروه ۸ و دوره ۴ جدول تناوبی. در مکانی که عناصر واسطه آهن و نیکل از سمت چپ و راست آن را احاطه کرده‌اند. این فلز عنصری سفید مایل به نقره‌ای است و سی و دومین عنصر فراوان پوسته زمین محسوب می‌شود. گفته می‌شود که کبالت حدود ۰.۰۰۲ درصد کل پوسته زمین را تشکیل می‌دهد. نکته این‌که این عنصر سمی، یکی از اجزای اصلی ویتامین B۱۲ را تشکیل می‌دهد و امکانی برای تشخیص و دلایل افزایش آن در بدن وجود ندارد، مگر آن‌که شیء آلوده به آن در دسترس باشد! این تازه یکی از ده‌ها عامل قتل بدون ردپا است.

چطور می‌توان وجود عامل بدون ردپا را تایید کرد؟

با این توضیح باید همین ابتدا براساس نتیجه انتهای مقاله پرسید که چطور است افرادی حتی بدون انجام آزمایش دقیق در مورد نادر طالب‌زاده و دیگر اهداف ترور، بیوتروریسم را در مورد آنها مردود دانسته‌اند!؟ آیا کسانی نذر دارند در جبهه خودی ردپای دشمن را پاک کنند و اوضاع آرام و امن گلخانه‌ای ایجاد کنند؟
بر این اساس روش مدون و قابل استنادی که برای تایید ترور بیولوژیک انجام‌شده باشد، وجود ندارد. تنها در مواردی که فرد موردحمله از نظر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارای عملکرد استراتژیک باشد و دشمنان آشکاری در کمین او باشند، می‌توان تغییر حال، فاکتورهای سلامتی و شیء آلوده را مورد استناد قرار داد. از این منظر همه نشانه‌هایی که در عملکرد نادر طالب‌زاده به فراوانی یافت می‌شود، دلیل کاملی برای ترور او را پیش رو می‌گذارد. از مستندسازی‌های فرامرزی‌اش تا حضورش در بوسنی و افغانستان، علمداری مبارزه با نفوذ انگلیسی و فرانسوی و رسواسازی هولوکاست و ایدئولوژی صهیونیست‌ها. اما نادر طالب‌زاده نه اولین هدف ترور فرهنگی است و نه آخرین آن است. بی‌شمار نمونه‌هایی از حذف فیزیکی هنرمندان توسطه نظام سلطه جهانی مشهود است. در ادامه مواردی درقالب فرضیه‌های قابل بررسی به‌منظور تقویت امکان ترور نادر طالب‌زاده را مرور می‌کنیم.

یک عدد ناقابل در آمار تصادفات مشکوک

یادمان باشد جبهه دشمن با کسی تعارف ندارد و از قضا به کینه‌اش در انتقامگیری مشهور است پس هرکس که پا را از مرزهای ممنوعه روشنگری آن‌سوتر بگذارد یک هدف جدی تلقی می‌شود که یا باید به راه بیاید یا حذف شود! همچنان که گفته شد این نوع حذف سابقه‌ای طولانی دارد.
محمود جوهری، بازیگر نقش رئیسعلی دلواری در سریال «دلیران‌تنگستان» که همراه خانواده در اثر تصادف جاده‌ای ازبین‌رفت، نمونه خوبی از این دست است. او نماد مجسم رئیسعلی دلواری، قهرمانی واقعی است که هفت سال پوزه ارتش انگلستان را در سواحل ایران به خاک مالید و پس از سال‌ها فراموشی، با بازی او جان گرفته و در افکارعمومی زنده شده بود. مرگ تلخ جوهری می‌تواند موجب به‌راه‌آمدن خیلی از فعالان این حوزه باشد. نمونه‌ای که آن‌قدر توجیه‌کننده است که حتی در یک مکالمه کوتاه تلفنی کوتاه به کار تهدید و ارعاب می‌آید!

هیچ‌وقت از خودمان نپرسیدیم همایون شهنواز کارگردان همین سریال، با آن تبحر در تولید آثار تاریخی چرا دیگر تا چند دهه بعد از دلیران‌تنگستان مرتکب خلق اثر ماندگار نشد؟ و این‌که چرا خودش هرگز حاضر نشد دراین‌باره سخن بگوید؟ او مدت‌ها خارج از ایران زندگی می‌کرد و در پی بازگشت به کشور، پس از ساخت یک اثر تازه در آتش‌سوزی منزلش دچار سوختگی بیش از ۸۰ درصد شد و براثر این حادثه درگذشت! عجیب نیست؟ او قرق شکسته بود؟

دایره بزرگ اهداف ترور

مگر کم نخبه، اندیشمند، هنرمند، شاعر، ادیب، پژوهشگر، دانشمند و مبارز حق‌طلب داریم که در یک نقطه پرتصادف از هزاران نقطه پرتصادف ایران ازدست‌رفتند و به یک عدد از آمار کشته‌شدگان تصادفات جاده سال تبدیل شدند بدون این‌که کسی به اصل تصادف آنها شک کند؟

هدف لاجرم حکومتی و سیاسی نیست

گاهی یک هنرمند که به‌خوبی درباره فرهنگ ایرانی اثر خلق می‌کند و کمک می‌کند ما خودمان را بهتر بشناسیم از نظر رقیب فرهنگی یا دشمن، مهره‌ای خطرناک تلقی می‌شود. حالا ببینید دایره شاعران، رمان‌نویسان، تاریخ‌پژوهان، نمادشناسان و… که حتی اصولا حکومتی یا سیاسی تلقی نمی‌شوند چقدر باز است و فراوانی اهداف ترور چه پرتعداد.

سرطان سریع

از خودمان بپرسیم در این دایره، مرحوم علی حاتمی خالق سریال روشنگرانه «هزاردستان» قرار نمی‌گیرد؟ و سرطان مشکوک و پرسرعت او درست در هنگامه تولید «سریال تختی» با آن مرگ مشکوک و همچنان پررمز جهان‌پهلوان قابل ‌بررسی نیست. سریالی که دیگر هرگز ساخته نشد چون تنها علی حاتمی می‌توانست از هزارتوی آن به‌سلامت درآید.

صحنه‌سازی بمب‌گذاری کور

آیا مرگ مشکوک مصطفی عقاد، فیلمساز بی‌بدیل جهان اسلام به همراه دخترش در کافه آن هتل سوری هم قابل ‌بررسی است، قتلی آشکار که درنهایت به‌عنوان تلفات یک بمب‌گذاری کور تلقی شد و هرگز مورد بررسی قرار نگرفت!

احتمالا، دیگران با خودشان گفته‌اند: مگر او چقدر مهم بود که کسی بخواهد ترورش کند!؟ اما وقتی بدانیم مصطفی عقاد علاوه بر تولید مهم‌ترین فیلم‌های جهان اسلام، خیز بلندی برای ساخت فیلمی درباره زندگی امام‌خمینی(ره) داشت شاید فارغ از تأثیر راهبردی دو فیلم تاریخی «الرساله» و «عمرمختار» اهمیت حذف فیزیکی او را درمی‌یابیم.
اثری که بعدها توسط تهیه‌کننده ایرانی‌اش و به دست یک کارگردان ایرانی ساخته شد و به خاطر حاشیه‌های فراوانش درس‌عبرتی برای دیگر فیلمسازان شد!

این توهم توطئه است یا اصل ترور؟

سیف‌ا… داد، دیگر فیلمساز ایرانی است که مرگ او در اثر سرطان پیشرفته هرگز مورد بررسی قرار نگرفت. شکی نیست که او ماندگارترین فیلم ــ مجموعه ایرانی در مورد ریشه‌یابی اشغال فلسطین و نگاه جنایتکارانه صهیونیست‌ را در این اشغالگری ساخته است. یادمان باشد او این اثر را براساس رمان بازگشت به حیفا (۱۹۶۹) نوشته برجسته غسان کفانی ساخته است و بد نیست بدانید صهیونیست‌ها این نویسنده را آشکارا ترور و با تبلیغات فراوان تلاش کردند از شهادت او مدل وحشت برای سایر روزنامه‌نگاران و نویسندگان مبارز فلسطینی بسازند. غسان کفانی سومین فرزند فائز عبدالرزاق بود که در جنبش ملی بر ضد اشغال انگلستان فعالیت داشت. می‌بینید چقدر ردپای میراث ترور و حذف فیزیکی آشکار است!
هنگامی‌ که با توطئه موساد، غسان کفانی شهید شد، گلدامئیر، نخست‌وزیر وقت رژیم‌صهیونیستی گفت: «کشتن غسان برابر با انهدام ده‌ها تانک یک گردان ارتش عرب برای ما سود داشت.»

ترور خاموش، قهرمان نمی‌سازد

او از یاد برده بود که غسان در دل‌ها جا دارد و این ترور از او اسطوره می‌سازد. جانشینان او اما می‌دانستند مرگ خاموش و ترور بیولوژیک این خاصیت را دارد که فرد مورد هدف در دایره شهدا قرار نمی‌گیرد و به اسطوره تبدیل نمی‌شود. حالا با این توضیحات می‌توان تصور کرد دشمنی که روزنامه‌نگار و نویسنده رمان با مخاطب بسیار محدودتر از یک سریال خوش‌ساخت را رسما ترور می‌کند، آیا از کنار عامل و کارگردانی که با اثر خود رمان همان نویسنده را جهانی کرده، به‌سادگی عبور می‌کند و اقدامی برای حذف او نمی‌کند!؟
همه اطرافیان «سیف‌ا… داد» تایید می‌کنند که او در سلامت کامل بود و با سرطان ناگهانی و صاعقه‌وار از دنیارفت.

نویسنده و پژوهشگر پر خطر

حسن شایانفر، پژوهشگر و فعال فرهنگی دیگر هدف ترور بیولوژیک است. او که مطالعات دقیق بر اسناد ساواک درباره احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌ها و جریانات داشت، در یک‌فقره از فعالیت‌هایش مجموعه ۶۰ جلدی «نیمه پنهان» را با موضوع جریان‌شناسی براساس محورهای زیر منتشر کرد:شوالیه‌های ناتوی فرهنگی، حزب خلق مسلمان، نیمه پنهان مصدق، سایه روشن بهائیت، سایه شوم منتشر کرد و در هر جلد به ریشه‌یابی و بازخوانی افکار و مواضع اشخاص و جریان‌های معارض سیاسی و فرهنگی ‌پرداخت. این فعالیت‌های مستمر، او را به هدف ترور تبدیل کرد. امری که حتی در مورد او با توجه به تروری که مسئول دفترش را به شهادت رساند ردیابی نشد. برادر او ماوقع را چنین روایت می‌کند: «دوماه قبل از فوت اخوی نامه‌ای برایش‌ان از ناکجا آبادی پست می‌شود که به اشتباه نامه به دست دفتردارشان آقای عبدی می‌رسه، اون بنده خدا پس از باز کردن ظرف یک ساعت سست و بی‌حال میشه. او را به به بیمارستان بقیه‌ا… می‌برند، تا شب داخل کلیه، کبد و… با سرعتی باور نکردنی منهدم شد و پس از دو روز فوت کردند و از آنجا که این بنده خدا زمینه شیمیایی در جبهه داشته کسی متوجه آلودگی نشد. بعد یکی دوماه نامه‌ای مرگبار مجدد می‌آید و پس از بازکردن آن توسط اخوی علائم مسمومیت شدید آشکار شد و مجدد بقیه‌ا… و …اصلا به‌گونه‌ای فرد از نظر عصبی مسموم می‌شود که حتی اختیار بستن پلک چشم را ندارد. چشم‌های ایشان را شب‌ها با چسب می‌بستند.» شایانفر پس از شش ماه مبارزه با بیماری‌های شتاب‌یافته با منشأ نامعلوم در ۲۹آبان ۱۳۹۵ درگذشت.

روایتگر تاریخ بدون تحریف سامی

در مورد فرج‌ا… سلحشور هم‌روند بیماری و درگذشت شباهت‌های زیادی با نمونه‌های قبلی دارد. او سریال موفقی در مورد پیامبران سامی دارد و در آخرین تجربه‌اش پا در دایره ممنوعه روایت پیامبری حضرت موسی(ع) گذاشت. سینمای سلطه با مدیریت صهیونیست‌ها دهه‌های متمادی است که قدرت سینما را در جعل و تحریف تاریخ به کار گرفته و حتی پا را فراتر گذاشته و با به‌روز کردن محصولات خود به آنها جعلیات روزآمد سیاسی اضافه می‌کند. حالا در نقطه مقابل نگاهش با فردی مواجه شده که باوجود همه ندانم‌کاری‌های سیستمی و دشواری‌های مسیر در تولید روایت منطبق با اسناد تاریخی و دینی در مورد پیامبران سامی پافشاری می‌کند. تولید این آثار حتی با مخاطب محدود در وسعت منطقه‌ای، مصادف است با باز شدن مشت تحریف‌گران. هرچند قدرت عرضه و تبلیغ در دست صهیونیست‌هاست اما اندک آگاهی‌بخشی می‌تواند سوار بر قدرت حقیقت برای آنها رسوایی به‌پا کند. پس راحت‌ترین راه‌حل حذف فیزیکی نویسنده و کارگردان چنین آثاری است. ضمن این‌که او فراتر از تولید اثر در پژوهش ادیان، رسانه دینی، جریان‌شناسی نفوذ و فساد ساختارمند در عرصه هنر صاحب‌نظر، فعال و تأثیرگذار بود. در این مورد ترور، حتی به حذف مرحوم سلحشور بسنده نشد و جمال شورجه که قرار بود پس از او راهش را در همان مسیر ادامه دهد نیز به شکل شگفت‌انگیزی رو به ضعف گذاشت و با سرعت در بستر افتاد. به‌نحوی‌که توان و پای ادامه این مسیر را از دست داد.

حتی یک مستند اثر گذار برای اقدام به ترور کافی است

حبیب‌ا… کاسه‌ساز، دیگر تهیه‌کننده ایرانی است که مرگ او مشکوک به ترور بیولوژیک است. سوابق و فعالیت‌ها و میزان اثرگذاری او در جریان فرهنگی دفاع‌مقدس و مقاومت اسلامی نیازی به اشاره ندارد. فعالیتی که درصدی از آن همچون تولید مستند ادواردو (مستندی که به چند زبان ترجمه شد و تأثیر جهانی داشت) می‌تواند یک فرد را به هدف ترور برای صهیونیست‌ها و جریان سلطه بدل کند. فرضیه ترور بیولوژیک او هم آشکارا توسط قدیری ابیانه در مراسم تشییع کاسه‌ساز مطرح شد اما نه‌تنها جدی گرفته نشد، بلکه پدافندی نیز برای همقطاران او به‌کار گرفته نشد تا حداقل تلفات بیشتری به پیکره جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی وارد نشود.

ترور به جُرم کشیدن کاریکاتور

مستند و فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی که هیچ، نظام سلطه تحمل یک کاریکاتور را هم ندارد. شاخص کاریکاتوریست‌های ترور شده توسط صهیونیست‌ها ناجی العلی، هنرمند مبارز فلسطینی است که در دوره ترورهای آشکار به دلیل آن‌که در مقابل صهیونیست‌ها سرخم نکرد از پار درآمد و البته به اسطوره تبدیل شد. حالا در عصر حذف فیزیکی خاموش، بهنام بهرامی، کارتونیست ایرانی ضدهولوکاست در سال ۱۳۹۹ در سوئیس فوت شد.
بهنام بهرامی در مسابقه بین‌المللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست شرکت کرد و کاریکاتورش در رسانه‌های خارجی و به‌ویژه رسانه‌های صهیونیستی باعث واکنش‌های زیادی شد. او برای ادامه تحصیل به سوئیس رفت. این هنرمند در شهر ژنو نمایشگاهی برپا کرد که آن را برهم زدند. مدتی بعد پلیس سوئیس این هنرمند ایرانی را دستگیر و او را بابت کاریکاتور هولوکاست توبیخ کرد. همان زمان وقتی از اداره پلیس بیرون آمد عده‌ای به او حمله کردند و لپ‌تاپ و کیفش را ‌دزدیدند. بهنام بهرامی پس‌ از این اتفاق، شرایط ناامنی را تجربه کرد و درنهایت آبان ماه ۱۳۹۸ تصمیم به بازگشت به ایران گرفت و این موضوع را به خانواده‌اش نیز اعلام کرد اما در بحبوحه‌ای که اینترنت در ایران قطع بود، تلفن وی نیز خاموش شد و اوایل آذرماه همان سال پلیس سوئیس جسد او را کشف کرد. نکته اینجاست که وقتی گواهی فوت این هنرمند به دست خانواده‌اش در ایران رسید، علت مرگ «نامعلوم» ذکر شده بود. دولت سوئیس اجازه خروج پیکر شهید بهرامی را نداده و او در ژنو به خاک سپرده است! نمایندگان کنسولگری ایران در ژنو اعلام کردند دولت سوئیس از ارائه هرگونه اطلاعات درباره مرگ و مکان وقوع مرگ این هنرمند ایرانی سرباز زده‌ و حتی لوازم شخصی او را نیز تحویل نداده‌است.

غیر قابل ردیابی

بیژن نوباوه، خبرنگار و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی دیگر فعال فرهنگی دیگر موردحمله بیوتروریسم است. در این مورد بدن او سم‌شناسی و دو نوع سم در بدنش شناسایی شد. طی ارزیابی‌های صورت‌گرفته این سموم هنگام بیهوشی عمل جراحی در آمریکا وارد بدن او شده بود. به گفته نوباوه، حتی در زمان ریاست آیت‌ا… هاشمی شاهرودی این مسأله از سوی قوه قضاییه مورد پیگیری قرار گرفت. او تأکید می‌کند چند روحانی هم پس از بازگشت از آمریکا در شرایط مشابه مبتلا شده و فوت کردند که موضوع بیوتروریسم در قبال آنها حکم می‌کند و پرونده آنها نیز در دستگاه‌های قضایی موجود است.

ترور فعال اقتصادی

علی دادمان، فعال اقتصادی دیگر فرد مورد ترور بیولوژیک است. او هم همچون نادر طالب‌زاده و …قربانی آلودگی از طریق چمدان شخصی خود در خارج از کشور شد. سرطان پرشتابی که در کمترین زمان باعث فوت فرزند شهید دامان در تیرماه ۹۵ شد. غده ایجادشده در روده او موجب انسداد روده شد و بخشی از روده را سیاه کرده که دکترها مجبور شدند بخشی از آن را بریده و روده را خارج کنند. محتویات‌ روده به داخل شکم ریخته بود که ایجاد عفونت کرد و عفونت وارد خون شد. از طرفی ضایعه ایجادشده در شکم، ریه را نیز درگیر کرد که سبب شد تنفس با دستگاه انجام ‌شود. سلول‌های سرطانی روده و معده و کبد و لگن و کلیه را به اشغال خود درآوردند که به خاطر جراحات و عمل جراحی‌ وضعیت موجود امکان‌ شیمی‌درمانی دیگر وجود نداشت.

ترور آشکار و پنهان دانشمندان

سعید کاظمی‌آشتیانی، دانشمند عرصه سلول‌های بنیادی دیگر قربانی ترور بیولوژیک است؛ دانشمند مؤمن و جهادگر، کانون امید و ابتکار و نوآوری و از رویش‌های مبارکی که آینده‌ درخشان علمی در کشور را نوید می‌داد ولی به ناگهان دچار عارضه قلبی و مرگ زودهنگام شد. از همان ابتدا نظریه ترور دکتر آشتیانی قوت گرفت ولی مانند موارد مشابه پرتعداد دیگر به نتیجه نرسید.

برگردیم به روایت چمدان آلوده

طالب‌زاده طی سفری، در هتلی در شهر نجف اقامت داشت. چمدان وی از میان صدها چمدان از انبار چمدان‌های هتل برداشته و پنج روز بعد در کربلا در نیمه‌شب توسط افراد مسلح ناشناس به وی تحویل داده شد. اطلاعات لپ‌تاپ او را برداشته، بررسی‌های‌ کامل را انجام داده و دستگاه را به ویروس‌های رایانه‌ای آلوده کرده بودند. طالب‌زاده از همان روز که چمدان‌ را تحویل گرفت دچار بدحالی شد، طوری که به‌سختی راه می‌رفت و سرفه‌های خونی شدید داشت. اگر ترور بیولوژیک را جدی می‌گرفتیم، اطلاع‌رسانی می‌کردیم و او از ابتدا با آگاهی گمان بر ترور می‌برد و لباس‌های داخل چمدان را نمی‌پوشید یا از چمدان استفاده نمی‌کرد و امروز همچنان استوار در گلوگاه تاریخ ایستاده بود و روشنگری می‌کرد. دشمن سال‌هاست به چرخه جدیدی از روش‌های حذف اقدام کرده است.

جدی نگرفتن تهدیدات

صاحب‌نظران بیولوژی مولکولی، سال‌هاست که این حرف‌ها را گفته و در جلسات مهم و استراتژیک کشور بارها این نوع تهدیدات را به مسئولان گوشزد کرده‌اند اما هشدارها جدی گرفته نمی‌شود هیچ، گاهی اوقات مورد تمسخر واقع می‌شود و با طرح این موارد گوینده را متهم به توهم توطئه می‌کنند. رهبر معظم انقلاب، بارها تأکید کرده‌اند: «دشمنی دشمن، سرسوزنی عوض نشده بلکه ابزارهای‌شان تغییر کرده است؛ در گذشته با اسلحه و امروز با ابزارهای دیگر دشمنی می‌کنند؛ آنها در پشت سنگر نشسته و افراد بزرگ ما را نشانه می‌گیرند.» مباد روزی از خواب بیدار شویم که به صورت هفتگی ده‌ها نفر از افراد مهم و شاخص کشورمان ازدست ‌بروند. نباید از این سرمایه‌ها بگذریم، حتی بی‌شمار نخبه‌ای که در جامعه زندگی عادی دارند و گاهی حتی خانواده دوستان‌شان اهمیت آنها را زیر سؤال می‌برند، در رصد دقیق دشمنان این مرز و بوم قرار دارند و در اولین فرصت که شرایط فراهم باشد و هزینه کرد بر اهمیت هدف منطبق باشد، در دستور ترور قرار می‌گیرند. اگر لازم باشد هدف از طریق ترور فیزیکی حذف می‌شود حتی اگر ترور سردار قاسم سلیمانی و سردار محسن فخری‌زاده و شهدای هسته‌ای برای دشمن هزینه سیاسی و جهانی داشته باشد یا در گامی هوشمندانه از طریق بیوتروریسم و تصادفات برساخته آنها حذف خواهندکرد.

با موضوعات جدی شوخی نکنیم

همچنان که روایت شد روایت بیوتروریسم علیه نیروهای مؤثر ایرانی امر تازه‌ای نیست. در شرایط کنونی تنها راه جلوگیری از خطر، تشکیل کمیته ویژه برای این مسأله در شورای عالی امنیت ملی است که شاید بتواند با ایجاد چتر امنیتی گسترده از سرمایه‌های انسانی ایران اسلامی محافظت کند. وظیفه دیگر بر عهده جامعه هنری به‌ویژه هنرمندان همسوست که اگر از دست‌شان کاری برنمی‌آید، اصل ماجرا را به شوخی برگزار نکنند تا پرونده‌های موجود باز بماند و پژوهشگران از پرداختن به این موضوع احساس بی‌ارزشی نکنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتشار یک آلبوم موسیقی ایرانی با اشعار «حسین منزوی»


آلبوم موسیقی «ساز باران» اثری از گروه «دلشدگان» به سرپرستی رامین میلانی و با صدای رضا کاظمی منتشر شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: این روزها موضوع کپی بودن یکی از حجم‌های نمادین و المان‌های شهری که ویژه ماه مبارک رمضان در سطح شهر تهران جانمایی شده است بحث هایی را برانگیخته است. در این گزارش با واکاوی موضوع تلاش می‌کنیم ابعاد مختلف این مساله را با کمک کارشناسان هنرهای شهری بررسی کنیم.

به گزارش سینماپرس، این روزها فضای مجازی تبدیل به محلی برای مطرح کردن ادعاها و جنجال‌های مختلفی شده است. هر روزه ادعاهایی مطرح می‌شود و هیچکس هم منتظر پاسخ نمی‌ماند و سیل کاربران تنها به بازنشر آن بسنده می‌کنند بی‌که در آن‌باره نیاز به تحقیق و جستجوی بیشتری را احساس کنند.

به عنوان نمونه از این دست اخبار می‌توان به موضوع کپی بودن یکی از المان‌های شهری (حجم نمادین) که ویژه ماه مبارک رمضان در سطح شهر تهران جانمایی شده بود اشاره کرد. المانی که با همه این حواشی و جنجال‌ها توانست بعد از سال‌ها یک خاطره جمعی در ذهن شهروندان تهرانی ایجاد کند.

ورای سهمی که این گونه رفتارها در کمرنگ سازی اخلاق در جامعه دارد، لازم است نگاه و رویکردی تخصصی نسبت به چنین کارهایی اعمال شود تا تشخیص سره از ناسره را برای عموم مردم فراهم سازد.
یکی از برجسته‌ترین سوالاتی که در این میان و با توجه به اتفاقات رخ داده مطرح است، تفاوتی است که میان الهام‌گیری و کپی کردن یک اثر هنری از جانب سایر افراد وجود دارد و این که این امر چگونه قابل تشخیص است؟

*ماجرای المان هلال ماه اسماءالحسنی چه بود؟

سازمان زیباسازی شهر تهران همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان علاوه بر نصب المان‌های مربوط به ایام نوروز، المان‌های حجمی را نیز با موضوع ماه مبارک رمضان در سطح شهر تهران طراحی و جانمایی کرده بود. که بی شک یکی از مهم‌ترین و جذاب‌ترین آن‌ها جانمایی و نصب 100 المان هلال ماه اسماءالحسنی بود. احجامی از جنس فایبرگلاس که در ارتفاع 5 متری بر روی پایه‌هایی با نمای سنگی در فضاهای مختلف پایتخت جانمایی و نصب شده‌ بودند.

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد

المان هلال ماه اسماءالحسنی، اثری که می‌توان آن را جزو شاخص‌ترین المان‌های شهری این چند ساله دانست. این المان به شکل تک و در برخی فضاها(مثل میدان هفت تیر) به صورت چیدمانی ارائه شد

سید محمد آقامیری، رئیس کمیته عمران شورا نیز با اشاره به اینکه سازمان زیباسازی در این دوره برای ایجاد تحول در چهره شهر و افزایش زیبایی بصری کارهایی انجام داده است، گفت: باتوجه‌به نظرسنجی‌ها صورت‌گرفته، مورد اقبال عمومی بوده و ازاین‌رو ارزشمند و قابل‌تقدیر است نکته مهم که نباید مورد غفلت قرار گیرد، نوآوری و خلاقیت و ابتکار است که برخی از کارها برای نخستین‌بار انجام شده و همین امر سبب افزایش رضایتمندی مردم شده به‌نحوی‌که امروز شهروندان به‌خوبی تحول در شهر را به لحاظ بصری و زیبایی لمس می‌کنند.

هر سال طی فراخوان سازمان زیباسازی، هنرمندان به استقبال بهار رفته و آثار هنری‌ای را در فضاهای عمومی و معابر شهر رونمایی می‌کنند. آثاری که عموما نقاشی دیواری، حجم و المان‌های شهری هستند. بررسی‌ها نشان می‌دهد تفاوت اصلی رویکرد امسال با سال‌های گذشته در این بوده که معاونت هنری سازمان زیباسازی و اداره حجم که ذیل آن فعالیت می‌کند گزینشی‌تر عمل کرده و به جای «کمیت» و تعداد بر «کیفیت» و تاثیرگذاری آثار تاکید داشته است. یکی از آثار باکیفت امسال المان هلال ماه اسماءالحسنی بود که حضور چشمگیری در فضاهای عمومی شهر تهران داشت و در فضای مجازی حواشی هم برای آن ایجاد شد. در ادامه نگاهی اجمالی خواهی داشت به شیوه انتخاب آن و همچنین با کمک کارشناسان هنرهای تجسمی تلاش خواهیم کرد مساله تقلیدی بودن یا نبودن آن را واکاوی کنیم.

ایده برتر چگونه انتخاب شد؟

به گفته مجید قادری‌آذر معاون فرهنگی و هنرهای شهری شیوه انتخاب این اثر طی فراخوانی ذیل ایده‌های برتر برای ماه مبارک رمضان از بین طرح‌های مختلفی این ایده انتخاب و ساخته شده است.

پس آنگونه که به نظر می‌رسد به شیوه سال‌های پیش طی فراخوانی از ایده‌های نو برای نصب در فضاهای عمومی و معابر شهری دعوت می‌شود، و المان برتر انتخاب و در فضاهای مختلف شهری نصب می‌شود.

همانگونه که گفته شد نکته اصلی این است که در مورد این طرح موضوع کپی بودن مطرح شده است، در این گزارش تلاش خواهد شد مسئله تقلیدی بودن و تفاوت‌های آن با الهام و تاثیرپذیری و …به اختصار شرح داده شود. اینکه آیا هر شباهتی می‌تواند به معنای کپی بودن اثر باشد، یا نه بسیاری از هنرمندان از هم الهام گرفته و آثار هنری رابطه بینامتنی با هم دارند و در هر اثر هنری ردی از دیگر آثار قابل مشاهده است.

*کپی یا اصل؟/ هر اثر از دل اثری دیگر برمی‌خیزید

به گفته سجاد آزادی کارشناس هنرهای تجسمی موضوع تاثیرپذیری قرن‌ها مساله اصلی و کلیدی هنرمندان مختلفی بوده است، به زعم یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازن نظریه ادبی هارلد بلوم (تولد: 1930م)، اگر قرار باشد برای تاریخ ادبیات یک مخرج مشترک در نظر گرفت آن موضوع همانا اضطراب تاثیر( بلوم کتابی به همین اسم دارد) است.

نظریه اضطراب تأثیر یکی از گونه‌های بینامتنیت است که به وسیله بلوم محقق برجسته آمریکایی در نیمه دوم قرن بیستم مطرح گردید. این نظریه برای مطالعه روابط خویشاوندی میان متون بویژه برای تبیین روابط پیش‌متن‌های متعدد با یک پیش‌متن مورد استفاده قرار میگیرد.

به زبانی ساده هر هنرمندی در هر دوره تاریخی که زندگی می‌کرده است همواره زیر سایه دیگر هنرمندان هم روزگار و حتی هنرمندان قبل از خود بوده است. و از این رو تلاش می‌کرده تا خود را از زیر سایه بیرون و به خودی خود قد بکشد. از این رو همواره اضطرابی درونی بر آثار هنری سایه افکنده است، و این همان اضطراب تاثیر است.

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد

سازه ساختمان «موزه آینده» در دبی، سازه‌ای که منقتدان المان هلال ماه اسماءالحسنی را تقلیدی از آن می‌دانند

آزادی افزود: «این موضوع در میدان هنرهای معاصر شدت بیشتری گرفته است. به گونه‌ای که فلاسفه‌ای چون باختین، کریستوا و ژاک دریدا، یکه بودن( فی نفسه بودن) اثر هنری را امری ناممکن دانسته است و بر این موضوع تاکید داشته‌اند که «هر اثر هنری از دل آثار هنری دیگر برمی‌خیزد» کریستوا از این فرآیند با عنوان« بینامتنیت» یاد می‌کند و بر این تاکید دارد که هر اثر هنری یک بینامتنی است. یعنی مجموعه‌ای از متونی که پیش‌تر منتشر شده‌اند.»

آیا هنرمند می‌تواند اثری فی‌نسفه (در خود) خلق کند، اثری که هیچ تاثیر و یا الهامی از دیگر آثار هنری نگرفته باشد، آیا هنرمند گریزی از آثار پیشینیان یا معاصرانش دارد؟ حالا با این بنیان نظری که مطرح شد آیا می‌توان ماه‌های چیدمان شده در سطح شهر تهران را کپی دانست؟

وی با اشاره به چیدمان هلال ماه اسماءالحسنی بر این نکته تاکید کرد که «در طول تاریخ (طی 100 سال اخیر با شدت بیشتری) هزاران اثر هنری را می‌توان به عنوان شاهد مثال آورد، آثاری که به شکلی متاثر از دیگر آثار تاریخ هنر خلق شده‌اند. از سوی دیگر بین بسیاری از آثار هنری رابطه «بینامتنی» وجود دارد و در این اثر دغدغه‌ای متفاوت از سازه شهر دبی می‌بینیم از این رو در نهایت می‌توانیم بگوییم الهام گرفته شده است و هنرمند با دغدغه‌ای متفاوت این اثر را ازآن‌خودسازی کرده است.»

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد

با مطالعه تطبیقی این دو اثر یعنی سازه موزه آینده دبی و المان هلال ماه اسماءالحسنی، ممکن است در نگاه اول شباهت‌هایی دیده شود اما چه از منظر معنایی و چه «ایده» رابطه مستقیمی بین آن‌ها وجود ندارد. حتی اگر شباهت فرمی بین آن‌ها دیده شود، آن‌ها در دو زمینه و بستر متفاوت، با دغدغه‌های متفاوت و در شیوه‌های چیدمانی دور از هم قرار دارند و از این رو تداعی‌ها و معانی مختلفی از خود ارائه می‌دهند

*هنرهای شهری در تهران

کامران سلطانیان کارشناس ارشد پژوهش هنر در این باره گفت: «هنر در مکان‌های عمومی با «هنر عمومی» متفاوت است. عموم آثار نصب شده در فضاهای شهری تهران ذیل رویکرد اول قرار می‌گیرند. یعنی ابتدا اثر هنری خلق شده و بعد جستجو می‌کنند و فضایی برای جانمایی آن می‌یابند. در حالی که آثار هنری عمومی باید وابسته به سایت(مکان) و عرصه‌های عمومی تولید شوند و به یک معنا از دل آن مکان بیرون زده باشند. در هم‌تنیدگی اثر هنری و مکانی که در آن ارائه می‌شود می‌تواند معنایی تازه به هنرهای عمومی و شهری ببخشد. البته با اینکه شهر تهران پر از شاهکارهای حجمی از شاخص‌ترین هنرمندان دنیاست ولی طی دهه‌های اخیر در شهرسازی جایگاهی برای هنرهای عمومی و همگانی دیده نشده است، حتی فضاهای باز و عمومی روز به روز تغییر کاربری داده و تراکم روی تراکم شهر را به سمت خفگی برده است. بی شک در این میان آثار هنری همچنان می‌توانند فضاهای مکث و توقف ایجاد کنند و در هویت بخشی به شهروندان نقشی تاثیرگذار داشته باشند.»

وی افزود: «نگاهی به پیشینه موضوع نشان می‌دهد که طی سه دهه گذشته سازمان زیباسازی شهرداری تهران در طول سال به بهانه‌های مختلفی طی فراخوان‌های متعددی آثار گوناگونی از هنرمندان جوان را به فضاهای شهری تهران می‌کشانده است. آثاری که عموم آن‌ها نه تنها تبدیل به اثری ماندگار نمی‌شدند بلکه به سرعت تبدیل به زوائد شهری شده و کیفیت تجسمی و هنری خود را از دست می‌دادند. هر کسی که یک بار از بزرگ‌راه‌های تهران عبور کرده باشد احتمالا بخش‌هایی از بقایای این سازه‌های غول پیکر را که به اسم هنرهای شهری به خورد شهروندان داده می‌شد را مشاهده کرده است.»

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد
طی دهه‌های اخیر احجام، مجسمه‌ها و المان‌های بی‌هویت بسیاری در سطح شهر تهران نصب شده‌اند، آثاری که چندان نسبتی با معنای هنر عمومی نداشته و به سرعت تبدیل به زائده‌های شهری شده‌اند

به گفته سلطانیان طی سه دهه گذشته بازار هنرهای شهری و هنر عمومی بی‌که آثار ماندگار و خروجی چندان موفقی داشته باشد آنچنان رونق گرفت که مافیایی پر قدرت در این حزوه ظهور کرد و با کمک رانتی که داشت عموم جشنواره‌های هنرهای شهری را در قبضه خود در آورد. به نظر می‌رسد هجمه‌های این روزها علیه این المان تازه نصب شده سازمان زیباسازی متاثر از همین دست‌های چپاولگری مافیایی باشد که امکان دریافتی‌های میلیاردیشان را از دست رفته می‌بییند.

وی افزود: سوالی که می‌توان از مدیران زیباسازی شهری دوره‌های قبل پرسید این است که از میلیاردها تومان هزینه‌ای که طی دو سه دهه گذشته صرف ساخت آثار بی‌کیفیت کرده در ذهن شهروندان تهرانی چه تصویری بر برجای مانده است؟

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد
دیوارهای شهر تهران پر است از سرهم بندی‌های(اسمبلاژ) بی‌معنایی که جز سرگشتگی هویتی هیچ معنای دیگری تولید نکرده و نمی‌کنند، آثاری که عموما از دوران مدیریت پیشین بر جای مانده‌اند

به جز چند مجسمه شناخته شده( مجسمه فردوسی و…) کدام المان و حجم شهری توانسته است به ذهن شهروندان تهرانی راه پیدا کند و تصویر ذهنی و خاطره‌ای جمعی را شکل دهد؟

به زعم این پژوهشگر هنر باید از لایه‌های آشکار حواشی ایجاد شده برای المان هلال ماه اسماءالحسنی گذر کرده و ابعاد مخفی و نیت پنهان در پس آن را شناسایی کنیم.

سلطانیان گفت: «سازمان زیباسازی شهر تهران و اداره حجم که ذیل آن فعالیت می‌کند دهه‌ها هزینه‌های کلانی را صرف رانت و ساخت هیچ و پوچ کرده، با این وجود تیم جدید تلاش کرده است دست چپاول رانت خوارن عرصه هنرهای شهری را قطع کند. حالا از این رو است که هر بار همان دار و دسته موضوعی را علم می‌کنند تا برای این نهاد حاشیه بسازند. درواقع مجسمه‌سازهای صاحب نام و خانواده‌های سرشناسی دهه‌ها هر ساله میلیارها تومان پول بیت‌المال را بابت سازه‌های میرا ( آثاری که قرار نیست عمر طولانی‌ای داشته باشند و بعد از چند ماه برچیده می‌شوند) دریافت می‌کردند؛ حالا اما چند ماهی است دستشان از این پول کلان خالی مانده و به هر بهانه‌ای تلاش می‌کنند نهادهای مرتبط با زیباسازی شهری را با مشکل روبرو کنند تا بل بتوانند دوباره به حاشیه امن مالی خود بگردند.»

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد
یکی از چیدمان‌های موفق این المان‌ها در میدان هفت تیر شکل گرفت. به نظر می‌رسد این ماه‌ها در ترکیب و هم‌جواری می‌توانند معانی و تداعی‌های جذاب‌تری را پیش بکشند. وقتی شهروندان در میان آن‌ها می‌چرخند و فضایی تعاملی تولید می‌شود

*جمع بندی و چند پیشنهاد

حرف آخر اینکه به زعم کارشناسان حواشی ایجاد شده برای المان هلال ماه اسماءالحسنی بیش از آنکه نگرانی برای کپی یا اصل بودن و حتی رقم قرارداد و هزینه این اثر باشد، بیشتر معطوف به نگرانی از خالی ماندن کیسه‌ای است که مافیای حجم و مجسمه سال‌هاست از این محل برای خود دوخته‌اند. از سوی دیگر نگاهی به آثار هنری معاصر نشان می‌دهد تاثیرپذیری و الهام بخش جدایی ناپذیر آن است و کمتر اثری را می‌توان یافت که به دیگر آثار شباهت و نزدیکی نداشته باشد.

«المان‌ کوچک شهری» که بخش بزرگی از «هویت گمشده پایتخت ایران» را به نمایش می‌گذارد

از بعد نظری و تئوریک هم می‌توان به بحث‌هایی چون «بینامتنیتIntertextuality» اشاره کرد که به شکلی آشکار نشان می‌دهد هر اثر هنری به عنوان یک متن ریشه در دیگر متون دارد و همواره ردی از دیگر آثار را می‌توان در هر اثری پیدا کرد.

به زعم کارشناسان شاید تنها نقد وارده بر این المان‌ها چیدمان ضعیف بعضی از آن‌ها در برخی از عرصه‌های باز و مکان‌های عمومی باشد. چیدمانی که در برخی مکان‌های دیگر مثل میدان هفت تیر بسیار چشم‌نواز و موفق بود. بی‌شک در سال‌های آینده می‌توان با مطالعه‌ای دقیق‌تر، جانمایی و مکان‌یابی آن‌ها را در دستور کار قرار داد تا بتوانند تاثیرگذاری بیشتری بر مخاطبان داشته باشند.

در تحلیل آخر المان هلال ماه اسماءالحسنی جزو معدود آثار هنری در فضاهای عمومی است که به سرعت توانسته مورد توجه عموم شهروندان قرار گیرد. المانی معنادار که توانسته فضایی معنویی به شهر ببخشد و خونی تازه در عرصه هنرهای شهری جاری کند.

در نهایت اینکه سازمان زیباسازی در کنار انتخاب ایده‌های برتر می‌بایست کارگروهی متخصص برای جانمایی آثار هنری شهری را شکل دهد تا بتواند تاثیرگذاری آن‌ها را بالا ببرد. از سوی دیگر در موضوع هنرهای شهری مسئله مخاطب بسیار مهم است. بی‌شک در کنار انتخاب ایده‌های برتر و جانمایی درست برای نصب آثار، سازمان زیباسازی می‌بایست پیوست فرهنگی و مطالعاتی برای هنرها و ایده‌های کلان شهری‌اش داشته باشد. تا بتواند ذیل آن طی نظرسنجی‌هایی دقیق نگاه و نظرات شهروندان به المان‌ها و هنرهای شهری را استخراج کند. اینگونه هم می‌تواند میزان رضایت و خشنودی شهروندان را بسنجد و هم برای انتخاب و نصب آثار آینده، مشارکت شهروندان را به کار گیرد.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جشن تولد هنرمندان فروردینی در میان گله‌ها/ شاید چند ماه دیگر زنده نباشیم!


سیدعباس عظیمی، مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت حفظ استقلال این موسسه و عدم‌ ابهام عملکرد آن برای وزیر ارشاد را از جمله اتفاقات مهمی برشمرد که در سال گذشته به دست آمد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«یقه سفیدها» به چرخه اکران می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «یقه سفیدها» با ثبت در شورای صنفی نمایش برای اکران در سینماها آماده شد.

به گزارش سینماپرس، یکشنبه، ۱۰ اردیبهشت‌ماه چهارمین جلسه شورای صنفی نمایش در سال جدید در خانه سینما تشکیل شد و بعد از بررسی درخواست ها و موارد مطرح شده، ‌قرارداد سرگروهی فیلم سینمایی «یقه سفیدها» به کارگردانی و تهیه کنندگی شهرام مسلخی با پخش «هدایت فیلم» ثبت شده است.

این فیلم به سرگروهی سینما «ماندانا» بعد از فیلم «عروس خیابان فرشته» اکران خواهد شد.

مهدی هاشمی با «یقه‌ سفیدها» به سینما می‌آید

فیلم سینمایی «یقه سفیدها» سال ۱۳۹۹ در تهران و در روزهای شیوع کرونا فیلمبرداری شد.

شهرام مسلخی در همان مقطع گفته بود: «یقه سفیدها» برخلاف دیگر فیلمهایم ژانری کمدی دارد و همانطور که از نام فیلم پیداست در کنار فضای متفاوت کمدی موقعیت نقدی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در زیر متن فیلم به همراه دارد.

مهدی هاشمی، مهدی کوشکی، رضا داوودنژاد، لیلا اوتادی، صحرا اسداللهی، علیرضا استادی، ایمان صفا، یوسف یزدانی، آزاده نوبهار، مسعود حقی، رضا درودی ، امیر عباس گودرزی، کاظم بابایی و علی یازرلو از جمله بازیگران این فیلم سینمایی هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ویژه برنامه «آقای نادر» به تلویزیون می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ویژه برنامه آقای نادر به مناسبت سالگرد درگذشت نادر طالب‌زاده از شبکه افق پخش می‌شود.

به گزارش سینماپرس، «آقای نادر» عنوان برنامه شبکه افق سیما به مناسبت سالگرد حاج نادر طالب زاده است؛ برنامه‌ای که قرار است همراه با پخش تصاویر دیده نشده از حاج نادر برای اولین بار از شبکه افق پخش شود.

این برنامه در ۳ قسمت به محورهایی همچون شاگرد پروری و معلمی حاج نادر، شخصیت او در دوران دفاع مقدس و بُعد بین‌المللی و موضوع افق نو مرحوم طالب زاده می‌پردازد.
از مهمانان این برنامه محسن مقصودی برنامه ساز تلویزیون، حمید جوادی مستند ساز، مرضیه هاشمی خبرنگار و غلامرضا منتظمی، دبیر کنفرانس بین‌المللی افق‌نو اشاره کرد.

«آقای نادر» به تهیه‌کنندگی مصطفی فتاحی و کارگردانی حمید جواد در قالب یک برنامه گفت وگو محور از شنبه تا دوشنبه این هفته ساعت ۲۱ روانه آنتن شبکه افق می‌شود.

حمید جوادی کارگردان ویژه برنامه «آقای نادر» گفت: «آقای نادر» از این کلیدواژه حاج نادر انتخاب شد که می‌گوید: من سربار نیستم، بلکه سرباز هستم. با توجه به وضعیتی که در جامعه حاکم است، وجود چنین شخصیت‌هایی غنیمت است. سعی کردیم در «آقای نادر» در قسمت اول و دوم بیشتر به شخصیت‌ ایشان بپردازیم.
وی افزود: در فرم برنامه‌سازی تلویزیونی ما از آن قالب گفت‌وگومحور که مرسوم است، خارج شدیم و سعی کردیم همان نگاه حاج نادر را در فرم و محتوا برنامه پیاده‌سازی کنیم. حاج نادر برای مخاطب اهمیت زیادی قائل بود و فرم برنامه را از حالت برنامه گفت‌وگومحور به نگاه مستندسازی خودش سوق می‌داد. این نگاه مستندسازی در برنامه‌های ترکیبی ریسک‌پذیر و دشوار است.

ویژه برنامه «آقای نادر» به تلویزیون می‌آید

کارگردان «آقای نادر» تاکید کرد: یکسری راش‌هایی برای نخستین‌بار در این برنامه به تصویر کشیده می‌شود که قابل توجه است؛ به طور مثال ایشان در دورانی که در بیمارستان مشغول سیر درمانی خود بود، جلساتی با افرادی همچون وحید جلیلی درباره موضوعات متنوعی داشت که از حیث برنامه‌سازی تلویزیونی مهم به حساب می‌آید.

وی یادآور شد: حاج نادر احتیاج به تعریف و تمجید دیگرانی همچون بنده ندارد، چرا که در طول حیات خود تریبون داشت و تلاش‌های زیادی برای اثبات افکار خود داشت. حرف‌های زیادی طی این مدت مطرح کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تلویزیون محمدرضا لطفی را چگونه تصویر می‌کند؟


مستند «تار هم دیگر لطفی ندارد» پرتره محمدرضا لطفی، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، نوازندهٔ برجستهٔ تار و سه‌تار امشب از شبکه مستند پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۴۲ مستند واجد شرایط برای حضور در دو بخش رقابتی اصلی و ویژه «جشنواره ایثار» شناخته شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: گروه انتخاب بخش مسابقه فیلم‌های مستند نخستین جشنواره بین‌المللی فیلم و فیلمنامه ایثار، اسامی ۴۲ فیلم را برای حضور در دو بخش رقابتی اصلی و ویژه مستند اعلام کرد.

به گزارش سینماپرس، گروه انتخاب فیلم‌های بخش مستند جشنواره متشکل از محسن قیصری، مهدی فیوضی و سعید الهی ۴۲ اثر را برای حضور در دو بخش رقابتی اصلی و ویژه انتخاب کردند.

اسامی فیلم‌های هر بخش به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:

الف) بخش اصلی

۱- آستین خالی به کارگردانی و تهیه کنندگی سید مهدی خیام الحسینی
۲- آغازگر یک پایان به کارگردانی امیر حسن زاده و تهیه کنندگی مهدی مطهر
۳- آورتین به کارگردانی حسن وزیر زاده و اسماعیل کلیجی
۴- اول شخص غایب به کارگردانی امیر حسین نوروزی و تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
۵- بالا اوغلان به کارگردانی حسن قهرمان و تهیه کنندگی اداره کل امور هنری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثار گران
۶- پاییر ۵۰ سالگی به کارگردانی محسن اسلام زاده و تهیه کنندگی مهدی نقویان
۷- پرواز از بوسنی به کارگردانی و تهیه کنندگی مرضیه سادات یثربی
۸- پس از ۲۲ سال به کارگردانی و تهیه کنندگی محمد علی یزدان پرست
۹- تنگی نفس به کارگردانی فرود عوض پور و تهیه کنندگی عباس عمرانی
۱۰- جمعه دوم آوریل به کارگردانی سمانه رمضانی و تهیه کنندگی سلمان ابوطالبی
۱۱- چشم ایرانی به کارگردانی ساسان فلاح فر و تهیه کنندگی ساسان فلاح فر و حسن قائدی
۱۲- خاطرات موتور سیکلت به کارگردانی و تهیه کنندگی امیر حسین نوروزی
۱۳- در لباس سربازی قسمت ۱ به کارگردانی مهدی نقویان و تهیه کنندگی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای
۱۴- دستمال سرخ‌ها به کارگردانی حنظله تاج الدینی و تهیه کنندگی حسین اسدی زاده
۱۵- روایت شیدایی/ روایت هفتم به کارگردانی و تهیه کنندگی شاهرخ کیوان نیا
۱۶- ۷۲ ساعت به کارگردانی مصطفی شوقی و تهیه کنندگی مهدی مطهر
۱۷- سرباز شماره صفر به کارگردانی محمد سلیمی راد
۱۸- قرار روز شانزدهم به کارگردانی محمد احسان اصغرزاده و تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
۱۹- قلب سپید به کارگردانی حسن جعفری و تهیه کنندگی حوزه هنری و بنیاد حفط آثار استان مازندران
۲۰- مردی از رش هرمه به کارگردانی و تهیه کنندگی برهان احمدی
۲۱- مردی با آرزوهای بزرگ به کارگردانی عباس وهاج و کارگردانی ساسان فلاح فر
۲۲- مسیر رستگاری به کارگردانی سید مهدی خادم الحسینی و تهیه کنندگی احمد شفیعی
۲۳- ننه حسین به کارگردانی احمد فیضی و تهیه کنندگی فهیمه کرمی
۲۴- هجده هزار پا به کارگردانی مهدی شامحمدی و تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

ب) بخش ویژه

۱- بالا اوغلان به کارگردانی حسن قهرمان و تهیه کنندگی اداره کل امور هنری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثار گران
۲- بچه‌های پایتخت به کارگردانی و تهیه کنندگی مریم بیگی
۳- بصیر به کارگردانی حنانه شهاب الدین و تهیه کنندگی اداره کل امور هنری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثار گران
۴- بلوطک به کارگردانی و تهیه کنندگی طالب رماوندی
۵- پرواز از بوسنی به کارگردانی و تهیه کنندگی مرضیه سادات یثربی
۶- خط شکن به کارگردانی اعظم مرادی و تهیه کنندگی یوسف ترابی نژاد
۷- جمعه دوم آوریل به کارگردانی سمانه رمضانی و تهیه کنندگی سلمان ابوطالبی
۸- داستان سنگر به کارگردانی محمدرضا احمد زاده و تهیه کنندگی اداره کل امور هنری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثار گران
۹- در جستجوی یک سرباز به کارگردانی میثم غلامی و کارگردانی سید مصطفی موسوی تبار
۱۰- در کنار هم به کارگردانی و تهیه کنندگی سید مجتبی خیام الحسینی
۱۱- روایت سفره شهدا به کارگردانی امیر خورشیدی فرد و تهیه کنندگی اداره کل امور هنری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثار گران
۱۲- روایت شیدایی/ روایت هفتم به کارگردانی و تهیه کنندگی شاهرخ کیوان نیا
۱۳- ۶۴۱۰ روز اسارت به کارگردانی زهره نجف زاده و تهیه کنندگی سید مصطفی موسوی تبار
۱۴- زنان جبهه شمالی به کارگردانی محمد مجید پور و تهیه کنندگی حمید صالحی
۱۵- قلب سفید به کارگردانی حسن جعفری و تهیه کنندگی حوزه هنری و بنیاد حفظ آثار استان مازندران
۱۶- مادر به کارگردانی نعمت اله سرگل زائی و تهیه کنندگی بنیاد شهید استان خراسان رضوی
۱۷- ماه و ستاره‌ها به کارگردانی و تهیه کندگی یعقوب اکبریان
۱۸- همه چیز از بالا قشنگ‌تر است به کارگردانی کاوه حدادی و تهیه کنندگی بنیاد شهید استان لرستان

مرحله نهایی نخستین جشنواره بین‌المللی و پنجمین جشنواره ملی فیلم و فیلمنامه ایثار با دبیری فرهاد مختاری از ۲۸ اردیبهشت تا سوم خرداد ماه امسال از سوی اداره کل امور هنری معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری شهرداری مشهد و استانداری خراسان رضوی در مشهد مقدس برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقاشی پرماجرای «ون گوگ»‌ به بازار می‌آید


یکی از تابلوهای نقاشی «ون‌گوگ» که منظره‌ای در پاریس را به تصویر می‌کشد درحالی به‌زودی در حراجی ارائه خواهد شد که انتظار می‌رود ده‌ها میلیون دلار به فروش برسد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس / اختتامیه یازدهمین دوسالانه ملی نگارگری ایران


سینماپرس : مراسم اختتامیه یازدهمین دوسالانه ملی نگارگری ایران با معرفی برگزیدگان و اهدای جوایز به برگزیدگان هر بخش، بعدازظهر ۹ اردیبهشت با حضور محمود سالاری معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در در سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.

مشاهده خبر از سایت منبع