X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

بنگاه خبری «انتخاب» توقیف شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پایگاه خبری «انتخاب» به سبب تخلف از قانون مطبوعات و مصوبات شورای عالی امنیت ملی بر اساس تبصره ماده ۱۲ قانون مطبوعات، توقیف و پرونده آن به مرجع قضائی ارجاع شد.

به گزارش سینماپرس، در جلسه امروز هیات نظارت بر مطبوعات موضوع انتشار ویدئو و گزارشی با عنوان «حراج برند ایران/ سیاست خارجی ایران چرا اینقدر تضعیف شده است؟» که در آن مطالبی خارج از حدود قانون و مغایر با منافع ملی و بر علیه سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی منتشر شده بود مورد بررسی قرار گرفت و آن هیات، بر اساس تبصره ماده ۱۲ قانون مطبوعات رای به توقیف این پایگاه خبری صادر نمود و مقرر شد پرونده تخلف جهت رسیدگی به مرجع قضایی ارجاع شود.

پیش از این نیز تخلفات این رسانه از حدود قانون مطبوعات در انتشار مطالبی با عناوین «شورش‌های بزرگ، قربانیان اندک؛ انسان‌ها علف نیستند که وجین شوند» و نیز «در شرایط فعلی انتظار اینکه حرف کارشناسی در لوایح و مصوبات زده شود بیهوده است…» از سوی هیات نظارت بر مطبوعات جهت رسیدگی به مرجع قضایی ارسال شده است.

همچنین انتشار مطالب مشابه و متعدد دیگری از این رسانه در طول یکسال گذشته با عناوینی مثل «سه پیشنهاد برای حل و فصل زمستان سرد روابط ایران و اروپا/…»، «سقوط آزاد ارزش پول ملی ناشی از انفجار حجم نقدینگی است/ در ماه‌های آینده با تورم بیشتری روبرو خواهیم شد/…» و یا «تیم اقتصادی دولت در خواب، دلار سوار بر قطار ترمز بریده…» در جلسات هیات نظارت مطرح و منجر به ارایه تذکر یا گفتگو و مذاکره با مدیرمسئول این رسانه برای رعایت حدود قانونی و اصلاح رویه و حفظ اصول و اخلاق حرفه‌ای و مصالح عمومی در انتشار مطالب شده است.

هیات نظارت بر مطبوعات علاوه بر قدردانی از عملکرد حرفه‌ای رسانه‌ها در نقد راهگشا و منصفانه و تنویر افکار عمومی و در عین حال اهتمام و توجه به لزوم حفظ و صیانت از منافع ملی خاصه در حوزه دیپلماسی و اصول سیاست روابط خارجی کشور و ایجاد آرامش و افزایش امید و سرمایه اجتماعی، مدیران محترم رسانه را به کمک و تلاش مضاعف برای حفظ این منافع و تحقق سیاست توسعه روابط با همسایگان و بین‌الملل و جلوگیری از ایجاد یاس و تقویت هر چه بیشتر انسجام و وحدت ملی دعوت می‌کند.

شایان ذکر است براساس ماده ۱۰ قانون مطبوعات، هیأت نظارت بر مطبوعات متشکل از افراد زیر است: یکی از قضات به انتخاب رئیس قوه قضائیه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا نماینده تام‌الاختیار وی، یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس، یکی از اساتید دانشگاه به انتخاب وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، یکی از مدیران مسئول مطبوعات به انتخاب آنان، یکی از اساتید حوزه علمیه به انتخاب شورای عالی حوزه علمیه قم و یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به انتخاب آن شورا.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«گیج‌گاه» به آمریکا می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «گیج‌گاه» به کارگردانی عادل تبریزی و تهیه‌کنندگی حنیف سـروری و میرولی اله مدنی به پانزدهمین دوره جشنواره فیلادفیای آمریکا راه یافت.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «گیج‌گاه» به کارگردانی عادل تبریزی و تهیه‌کنندگی حنیف سـروری و میرولی اله مدنی در هفتمین حضور بین‌المللی خود به پانزدهمین دوره جشنواره فیلادفیای آمریکا راه یافت.

این رویداد سینمایی ۲ الی ۱۲ نوامبر ۲۰۲۳ (۱۱ تا ۲۱ آبان ۱۴۰۲) در آمریکا برگزار خواهد شد.

«گیج‌گاه» در عرصه جهانی، برنده‌ جایزه از چهلمین دوره فیلم میلان ایتالیا و بهترین جایزه‌ فیلمنامه از شانزدهمین دوره چبکساری روسیه شده و به صورت رسمی برای حضور در نهمین جشنواره شیملا هندوستان، نهمین جشنواره سینه لا ویستا آرژانتین، چهل‌وسومین دوره فیلم‌های ورزشی پالرمو ایتالیا و بیستمین جشنواره فرشته تابناک در روسیه انتخاب شده است.

توزیع بین المللی این فیلم سینمایی به عهده کمپانی ماداکتو پیکچرز با مدیریت محمد توریوریان‌ است.

فیلمنامه این اثر توسط عادل تبریزی و ارسلان امیری به رشته تحریر در آمده است و با روایتی کمدی درام و بهره از بازی‌های منسجم و تاثیرگذار بازیگران باتجربه سینمای ایران به خوبی توانسته نظر مخاطب خارجی را جلب کند.

حامد بهداد، باران کوثری، سروش صحت، بهرنگ علوی، امیرحسین رستمی، نادر سلیمانی، بیژن بنفشه خواه، سیاوش چراغی پور، علی راد، مریم همتیان، محمد الهی، علی باغفر، ایمان اسماعیل پور، داوود ونداده، حامد شیخی، وحید رحمتی با حضور فرهاد آییش و با هنرمندی جمشید آریا (هاشم پور)، خاطره‌سازان: رضا صفایی‌پور، حسن رضایی نقش‌آفرینان «گیج‌گاه» هستند.

این فیلم با سرمایه‌گذاری مشترک محمد حسینخانی و حنیف سـروری تولید شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیا «ساکنان بهارستان» به دنبال خلاص شدن از وظیفه «ارشاد» هستند؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: چندی است اخباری مبنی‌ بر تغییر نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح می‌شود و حالا با انتشار مطلبی در صفحه محمد سرشار مشخص شده که این تغییر با حذف عبارت «ارشاد» و جانشینی عبارت «تمدن» از نام این وزارتخانه انجام خواهد شد.

به گزارش سینماپرس، شامگاه ۳۰ مردادماه، محمدمهدی اسماعیلی با شرکت در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری تلویزیون به ارائه گزارشی درباره وضعیت فرهنگ و هنر پرداخت و اخبار جدیدی را از این وزارتخانه اعلام کرد.

شاید یکی از اخباری جالبی که از زبان وی مطرح شد، تغییر نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. اسماعیلی در این باره گفته بود: «در برنامه هفتم بحث بود که این کار را جلو ببریم. دوستان در مجلس استقبال کردند. بنای ما بر این است که با آن نگاه بلند انقلابی و بیانیه گام دوم و متناسب با نگاه‌های جدید در حوزه مدیریت فرهنگی، نامی را با دوستان مجلس و بر اساس لایحه هفتم انتخاب کنیم. به نظرم تغییر مهمی خواهد بود که جهت‌گیری‌ها و رویاپردازی‌های مهم که لازمه فرهنگ و هنر است، پیشانی کار قرار گیرد و جهت دهی فعالیت‌ها به این سمت باشد.»

اینکه قرار است انتخاب نام با چه رویکردی اتفاق بیفتد و اینکه از اساس چه تغییراتی مبتنی‌ بر نام جدید اعمال می‌شود، سؤالی بود که از زمان اعلام همین خبر تاکنون برای اصحاب فرهنگ و هنر مطرح شد.

حالا بعد از گذشت چند روز از این گفت‌وگو محمد سرشار نویسنده و مدیر سابق شبکه تلویزیونی پویا و نهال در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «از پیشنهاددهندگان نام جدید «وزارت فرهنگ و تمدن اسلامی» باید پرسید آیا بقیه تمدن‌های بزرگ (مثلا براساس نظریه هانتینگتون)، ‌وزارت تمدن غربی ‌یا ارتدوکسی ‌یا شرقی (ژاپنی/ چینی/ بودایی/ هندی) یا آمریکای لاتینی ‌یا آفریقایی ‌دارند که این بزرگواران می‌خواهند چنین نسخه‌ای را برای ما بپیچند؟»

نام یک وزارتخانه از کجا می‌آید؟

اولین نکته در مواجهه با این اتفاق یک سؤال است؛ اسم یک وزارتخانه از کجا می‌آید؟ یا اینکه با توجه به کدام ویژگی‌ها نام یک وزارتخانه تغییر می‌کند؟ قطعا پاسخ چیزی جز «نام یک وزارتخانه با توجه به وظایف و ماموریت‌های خودش انتخاب می‌شود» نیست، ‌ اما شاید سؤال مهم‌تر در این زمان شرایط و دلایل تغییر نام این مراکز باشد.

برای پاسخ به این سؤال باید نگاهی به سابقه تغییر در نام مراکز و نهادهای دولتی داشته باشیم. شاید یکی از معروف‌ترین آنها تغییر نام وزارت ورزش به وزارت ورزش و جوانان باشد؛ جایی که یک کلمه «جوانان» به نام وزارت ورزش اضافه شد. دلیل این تغییر در آن زمان، انحلال سازمان ملی جوانان و البته پست معاونت رئیس جمهور در امور جوانان و ادغام آن با وزارت ورزش بود و تغییر در مأموریت‌های وزارت ورزش نام آن را نیز تغییر داد.

حالا درباره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌توان گفت که انتخاب نام ارشاد برای این وزارتخانه مربوط به وظایف نظارتی آن است. حتی اگر به بخش وظایف و سیاست‌های تارنمای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی بیندازید متوجه اهمیت نظارتی این مجموعه خواهید شد، اما سؤال اینجا است که آیا تغییری در این بعد از وظایف ارشاد ایجاد شده که نتیجه آن به تغییر نام این وزارتخانه رسیده است؟

اینجاست که اهالی رسانه، تاکید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای درج عنوان «وزارت فرهنگ» و «وزیر فرهنگ» را در اخبار ارسالی این وزارتخانه به‌خاطر می‌آورند و غرض از این همه تأکید و تمرکز را بر عنوان «وزارت فرهنگ» درک می‌کنند؛ حذف ارشاد!

فاصله از اسم تا عمل بسیار است

از تغییر نام یک مجموعه تا تغییر عملکرد آن راه بسیاری است و چه بسا مجموعه‌هایی که بدون تغییر اسمشان عملکردشان را تغییر داده‌اند و چه بسیار نهادهایی که اسم را تغییر داده تا حواس‌ها را از عملکردهایشان منحرف کنند.

چیزی که درباره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت فرهنگ و تمدن اسلامی یا هر چیز دیگری، محتمل نیست و درباره صدق نیت وزیر و همکارانشان، تردیدی نیست، اما اضافه کردن بخش «تمدن اسلامی» به نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عملکرد تمدنی را تبدیل به یکی از ملزومات برنامه‌های این وزارتخانه خواهد کرد؛ اتفاقی که لااقل امروز در رفتارهای این وزارتخانه به چشم نمی‌خورد و برنامه‌ای برای آن ندارد.

نکته دیگر که درباره بخش تمدن اسلامی در نام پیشنهاد شده لازم توجه است، مأموریت‌های مشابه وزارت میراث فرهنگی در این بخش است. قطعا بخشی از تمدن اسلامی شامل ابنیه‌ای می‌شود که از تاریخ اسلام به‌جا مانده‌اند؛ پس شاید بتوان از نام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و تمدن اسلامی بیش‌تر استقبال کرد.

در آخر اینکه وجود عبارت «تمدن اسلامی» در نام یک وزارتخانه بیشتر شبیه به یک کلی‌گویی شعاری است تا تعیین یک محور عملیاتی؛ چراکه مصادیق تمدن اسلامی آنقدر زیاد است که باید تمام جمهوری اسلامی ایران را بخشی از آن دانست. شاید بهتر باشد به جای تغییر نام برای حفظ تمدن اسلامی بندی را به وظایف و مأموریت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اضافه کنیم که همین کارکرد را داشته باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ان شاءالله کل جهان «حسینیه سیدالشهدا علیه السلام» شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علیرضا استادی در برنامه «نشان ارادت» گفت: کاری به من پیشنهاد شد و نقشی داشت که خیلی دوستش داشتم و چند بار گفتم آقا از من زشت‌تر و روسیاه‌تر دارید؟ نقش شمر را بدهید من بازی کنم. اما نشد. هرچه خودشان رقم بزنند باید بگوییم سمعاً و طاعتا.

به گزارش سینماپرس، علیرضا استادی، بازیگر سینما و تلویزیون که مهمان برنامه «نشان ارادت» شبکه ۲ بود، درباره اولین مواجهه خود با سیدالشهدا در کودکی گفت: پدر مرحومم می‌گفت اگر آقا سیدالشهدا(ع) نبود خیلی از ما حیران بودیم. با افتخار می‌گویم که بچه جنوب شهر بودم و هستم. آنجا در حالت غم یا شادی که بودیم کارهایمان همیشه با یا علی گفتن یا مدد گرفتن از اهل بیت آمیخته بود و هنوز هم هست. آشنایی من از آن زمان آغاز شد. به بهانه اینکه حسینیه و هیئت درست کنیم چهار تا چادر را به هم می‌بستیم و از همان طفولیت در پیاده‌روهای جنوب شهر تکیه کوچکی برای خودمان فراهم می‌کردیم. از همان دیرباز در همان هیئات این اتفاق می‌افتاد که تقسیم وظایف می‌کردیم و حتی کفش دار هم داشتیم. با اینکه مرسوم نبود و با دمپایی به کوچه می‌آمدیم و کلی کیف می‌کردیم. من که به گفته پدر و مادرم بچه شلوغ و آتش پاره‌ای بودم و سامان نداشتم، انگار در ماه محرم و صفر در فضا و جو دیگری بودم.

وی درپاسخ به این سوال که اگر بگویند قرار است یکی از واقعی‌ترین نقش‌های زندگی‌ات را از بین نقش‌های صحرای کربلا انتخاب کنی، چه شخصیتی را انتخاب می‌کنی، بیان کرد: عجیب است در این هفته متنی به من پیشنهاد شد و لطفی که ارباب به من داشت باعث افتخارم است. در حال خواندن هستم و با نظر خودشان ان شاءالله در این دو سه هفته تحقق پیدا می‌کند و ضبط می‌شود. نقشی داشت که خیلی دوستش داشتم و هیچ وقت اینطور نمی‌رفتم برای نقشی اصرار کنم. اما در این حیطه برای این کار و سناریو چندین بار گفتم آقا از من زشت‌تر و روسیاه‌تر دارید؟ نقش شمر را بدهید من بازی کنم. اما نشد و نقش یک نصرانی را دارم. هرچه خودشان رقم بزنند ما باید بگوییم سمعاً و طاعتا.

بازیگر سریال «پوست شیر» تاکید کرد: شکر خدا قسمتم شد و به کربلا رفته‌ام. وقتی به کربلا رفتم حیران بودم. اگر عنایت خودشان نباشد آدم همانجا دق می‌کند. ولی اینقدر تسلا می‌دهند که انگار قلوب در دست خودشان است. وگرنه وادی است که فقط حیرانی و شیدایی به کمک تو می‌آید. غیرقابل توصیف است. اینقدر خوب است که نمی دانی چه بگویی.

وی همچنین در ادامه درباره تلاش‌های ستاد بازسازی عتبات اظهار کرد: الان که این اتفاق افتاده و به لطف اهل بیت و سیدالشهدا نمود پیدا کرده باید گفت به قول بزرگی ان شاءالله کل جهان حسینیه سیدالشهدا شود. همه یک جور وابستگی خاصی به وی دارند. به قول دوستی ان شاءالله خدا نکند به عشقش مبتلا شوی بعد می‌بینی چه اتفاقی می‌افتد.

وی تصریح کرد: از این تلاش‌ها برای بازسازی عتبات و تغییراتی که اتفاق افتاده است، تعجب نمی. کنم. غبطه می‌خورم که ای کاش من هم توان داشتم و می‌توانستم در این تجلی، بارز شدن، بولد شدن یا هر اسمی که برایش می‌گذارید شریک می‌شدم. آدم کیف می‌کند.

استادی در پاسخ به اینکه تا به حال شده اهل بیت را صدا بزنی و حاجت بگیری، تصریح کرد: باید می‌پرسیدید تا حالا شده صدا بزنی و جواب نگرفته باشی!؟ بدون اینکه بخواهم به کلیشه رجوع کنم باید بگویم واقعا نشده است که صدا بزنم و جواب نگیرم. اینکه بگویم به لطف آنها این را دارم و آن را دارم کوچکشان کرده ام. اگر هستم به عشق آنهاست و خدا نکند این موهبت و عشق را از من بگیرند. خدا نکند که بگویند وی از ما نیست.

بازیگر فیلم «لاتاری» درباره اهانت برخی به قرآن گفت: این کار ناشی از غفلت آنهاست، حداقلش این است. یا اینکه هنوز نشئه محبت و عشق نشده اند. باید آرزو کرد مبتلا شوند، بچشند و بدانند. ببینند در دنیایی زندگی می‌کنیم که هیچ کجا خبری نیست. جایی در کتابی خواندم بعد از واقعه بزرگ برخی از وحوش و حیوانات گفتند ما روی دیدن نداریم. بعد از این واقعه عظیم نمی خواهیم ببینیم.

وی در پاسخ به مجری برنامه که از وی خواست تجسم کند سیدالشهدا پشت وی ایستاده، دست روی شانه ات می‌گذارد و می‌گوید علیرضا از تو راضی هستم، ممنونم که دوست داشتی نقش شمر من را بازی کنی، چه حالی می‌شوی، اظهار کرد: اگر این اتفاق برای من بیفتد جزسکوت چیزی ندارم. دوست دارم آن زمان واقعا جان به جان آفرین تسلیم کنم. دیگر چیزی در این دنیا برایم ارزش ندارد.

این بازیگر سینما و تلویزیون در پایان بعد از لمس پرچم گنبد حرم سیدالشهدا خاطرنشان کرد: قدر سلامتی و صحت خودمان را نمی‌دانیم. جایی بودم و غوغایی بود. در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها بیماران زیادی هستند. به نظرم هیچ چیزی غیر از باور و توسل به اهل بیت به آنها نمی تواند کمک کند. هیچ چیزی نمی خواهم به جز اینکه حاجت تمام دردمندان روا شود. تمام کسانی که در خانه یا بیمارستان‌ها در بستر بیماری هستند شفا پیدا کنند. آنها دل شکسته و گرفتار هستند. آنها باید ما را دعا کنند. حالا که دل‌هایشان شکسته و هیچ امیدی جز صاحب این پرچم ندارند ان شاءالله ما را هم دعا می‌کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سازوکار برخورد با تخلفات پلتفرم‌ها یکی از حلقه‌های مفقوده جریان تنظیم‌گری صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس سازمان صداوسیما گفت: همکاری‌ با همه پلتفرم‌ها برقرار است و این تعامل در همه مراحل مختلف اعم از مجوز تولید، انتشار و اصلاح محتوا در جریان است.

به گزارش سینماپرس، پیمان جبلی رئیس سازمان صداوسیما با اشاره به واگذاری وظیفه نظارت بر سکوهای صوت و تصویر فراگیر و شبکه نمایش خانگی به صداوسیما بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: بر اساس گزارش همکاران ما شکایت‌های مردمی از شبکه‌های نمایش خانگی کاهش قابل قبولی داشته است.

رئیس سازمان صداوسیما درباره شرایط نظارت بر شبکه‌های خانگی بعد از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: بعد از تثبیت جایگاه صداوسیما در تنظیم‌گری صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نسبت به قبل از تعامل و همکاری خیلی روان برخوردار شدیم؛ شاید در گذشته چالش‌ها بیشتر بود.

وی افزود: همکاری‌ با همه پلتفرم‌ها برقرار است و این تعامل در همه مراحل مختلف اعم از مجوز تولید، انتشار و اصلاح محتوا در جریان است.

رئیس رسانه ملی تاکید کرد: بر اساس گزارش همکاران ما شکایت‌های مردمی هم کاهش قابل قبولی داشته است، اگرچه دائما باید در تعامل و ارتباط با تهیه کنندگان، برنامه سازان و پلتفرم‌ها باشیم تا ان‌شاالله بتوانیم مشکلات را به حداقل برسانیم.

جبلی در مورد نحوه برخورد با متخلفین نیز تصریح کرد: سازوکار برخورد با تخلفات یکی از حلقه‌های مفقوده این جریان است که ان‌شاالله قانونگذار نیز به این مساله توجه کند.

رئیس سازمان صداوسیما در مورد نوع برخورد با متخلفین گفت: تلاشمان بر این است که برخورد سلبیِ محکم نداشته باشیم و از طریق تعامل با پلتفرم و تهیه کننده به آن مرحله نرسیم. تقریبا در تمام آثاری که به دنبال اخذ مجوز هستند تهیه کننده، فیلم‌نامه نویس و حتی کارگردان، برای اصلاح محتوا ساعت‌ها می‌نشینند و با همکاران ما که از چهره‌های شناخته شده در حوزه نمایشی کشور هستند جلسه می‌گذارند و تفاهم می‌کنند؛ با وجود این روند به مرحله‌ای که بخواهد به برخورد تند منجر شود نمی‌رسیم.

وی در پاسخ به این سوال که آیا محتوای نمایش خانگی مورد تایید ساتراست یا خیر؟ تصریح کرد: عرض نمی‌کنم کاملا مورد تایید ماست، اما فرآیندی که بین ما و پلتفرم‌ها، برنامه سازان و تهیه کنندگان طی می‌شود بسیار روان است. ان‌شاالله به مرحله‌ای نرسیم که بخواهیم از برخورد قهری با پلتفرم‌ها استفاده کنیم.

رئیس صداوسیما در مورد اینکه آیا اقدامات خارج از دوربین عوامل یک سریال نیز توسط ساترا مورد بررسی قرار می‌گیرد یا خیر، تصریح کرد: تصمیم گیری در مورد عوامل ذیل کارگروه چهره‌ها که زیر نظر وزارت ارشاد هست صورت می‌پذیرد و از این کارگروه استعلام به عمل می‌آید. برای مجوز دادن به همه مسائل را در نظر می‌گیریم از جمله چهره‌ها، ولی این اقدام به واسطه استعلام از کارگروه چهره‌ها صورت می‌پذیرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دبیرخانه «شورای توسعه فرهنگ قرآنی» به «سازمان تبلیغات اسلامی» منتقل شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: انتقال شورای توسعه فرهنگ قرآنی به سازمان تبلیغات اسلامی، می‌تواند منشأ تحول و ارتقای فضای قرآنی کشور شود.

به گزارش سینماپرس، یک ماه پیش حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه در پاسخ به ایرنا از احتمال واگذاری شورای توسعه فرهنگ قرآنی به یک دستگاه موفق خبر داده بود که در صورت تصویب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، دستگاه مربوطه نیز مشخص خواهد شد و حالا دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی از واگذاری این شورا به سازمان تبلیغات اسلامی خبر داده است.

خسروپناه امروز، سه شنبه ۱۴ شهریور در گفت و گو با ایرنا درباره انتقال شورای توسعه فرهنگ قرآنی به سازمان تبلیغات اسلامی اظهار داشت: شورای عالی انقلاب فرهنگی از منظر مقام معظم رهبری قرارگاهی است برای مدیریت فضای فرهنگی کشور و این حیثیت قرارگاهی شورای عالی، یک ساختار چابک را ایجاب می‌کند. فلذا باید مجموعه‌های تخصصی وزین، امور تخصصی را بر عهده بگیرند. بر همین اساس در راستای چابک سازی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با رای اکثریت اعضای حقیقی و حقوقی تصویب شد تا دبیرخانه شورای توسعه فرهنگ قرآنی به سازمان تبلیغات اسلامی منتقل شود.

وی درباره دلایل انتخاب سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان دارالقرآن الکریم گفت: سابقه و قدمت درخشان این سازمان در امور قرآنی از سال ۶۱ تا به امروز در عرصه‌های مختلفی همچون تجربه سیاستگذاری در برنامه سوم و چهارم توسعه، طراحی دوره‌های آموزشی و تربیتی قرآنی در سطح کشور، نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم و حمایت از تشکل‌های مردمی قرآنی یکی از دلایل این انتقال بود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: قبل از شروع به کار شورای توسعه فرهنگ قرآنی، در دهه ۸۰ طرحی به نام طرح جامع قرآن کشور در سازمان دارالقرآن الکریم شکل گرفت که مباحثه و ویرایش آن طرح به تدوین منشور توسعه فرهنگ قرآنی کشور انجامید و این نشان‌دهنده شأنیت این سازمان برای ورود به عرصه‌های کلان سیاستگذارانه از همان ابتدا است.

وی یکی دیگر از دلایل سازمان تبلیغات را برش استانی شورای توسعه فرهنگی قرآنی دانست و گفت: ریاست این شورا در همه استان‌ها با نماینده ولی فقیه در استان است و اگر دبیری این شورا با مدیر کل سازمان تبلیغات هر استان باشد، شاهد اقدامات هم‌افزاتر و پرثمرتر این شورا خواهیم بود.

به گفته خسروپناه دلیل چهارم عبارت است از ثبات مدیریتی در سازمان تبلیغات اسلامی. سیاستگذاری‌های کلان، نیازمند ثبات مدیریتی است. میانگین عمر مدیریتی در این سازمان بالای هشت سال است و این مساله، نشان‌دهنده ثبات مدیریتی بیشتر این سازمان نسبت به مجموعه‌های دولتی دیگر است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: همه نهادها و سازمان‌های بالادستی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان اوقاف و امورخیریه، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که در طراحی‌ها و نگاه‌های سیاستگذارانه و راهبردی دخیل هستند، باید با قوت مثل قبل نقش خود را در شورای توسعه فرهنگ قرآنی ایفا کنند و ان‌شاءالله با تقویت و حمایت جدی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ما امید داریم آن نقش سیاستگذارانه و راهبری کلان شورای توسعه با دبیری سازمان تبلیغات اسلامی با قوت ادامه پیدا کند.

طرح تشکیل شورای توسعه فرهنگ قرآنی و شوراهای تخصصی وابسته در سال ۸۵ به دبیر شورا یعالی انقلاب فرهنگی ارائه شد که در این طرح پیش بینی شـده بود شورای توســعه فرهنگ قرآنی به عنوان یکی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی، به ریاست رئیس جمهور و نایب رئیسی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در دبیرخانه شورای عالی و شوراهای تخصصی آن در وزارتخانه های سه گانه فرهنگی به ریاست هر یک از وزرا تشکیل شود.

در همین راستا منشور توسعه فرهنگ قرآنی در ۱۰ ماده در ۲۲ اردیبهشت سال ۸۸ در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید که در ماده اول به اهداف این منشور اشاره شده و از جمله می توان به «ایجاد هماهنگی بین دستگاه های دولتی، مؤسسات و گروه‌های فعال غیردولتی در جهت هم‌افزایی و ارتقاء فعالیت های قرآنی در سطح ملی و بین المللی»، «تقویت ایمان و اعتقاد به قرآن کریم و تمسک به تعالیم آن»، «ارتقاء التزام عملی به قرآن کریم در ابعاد فردی و اجتماعی»، «تحقق فرهنگ قرآنی در نظام مدیریت، تصمیم گیری و برنامه ریزی کشور» و «توسعه مهارت های روان خوانی، صحیح خوانی و درک معنای آیات قرآن کریم در میان اقشار مختلف جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان» اشاره کرد.

سیاست ها و راهبردهای توسعه فرهنگ قرآنی در ماده دوم آمده که «توجه جدی به اصل جدایی ناپذیری قرآن کریم و اهل بیت (ع) در کلیه فعالیت های قرآنی»، «اولویت بخشی به توسعه فرهنگ قرآنی در مهندسی فرهنگ، مهندسی فرهنگی و مدیریت فرهنگی کشور»، «توسعه نظریه پردازی در نظام های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مبتنی بر فرهنگ و معارف قرآنی» و «توسعه مشارکت حداکثری مردم در فعالیت های قرآنی و تقویت نقش حمایتی و پشتیبانی دولت در گسترش فرهنگ قرآنی در داخل و خارج از کشور» از جمله این راهبردهاست.

«تأکید بر گسترش درک عموم مردم از مفاهیم، زیبایی ها و لذات معنوی قرآن کریم از طریق انس و ارتباط مستمر با آن»، «هدایت فرآیندهای آموزشی، پژوهشی و تبلیغی ترویجی قرآنی به سمت کاربردی کردن تعالیم قرآنی در زندگی فردی و اجتماعی»، «بهره گیری حداکثری از ظرفیت حوزه های علمیه در توسعه فرهنگ قرآنی»، «ارتقابخشی نظام تعلیم و تربیت، نظام رسانه ای، نظام تبلیغات دینی و سایر نظام های مؤثر، با الهام از تعالیم قرآن کریم» و «ساماندهی و هماهنگ کردن دستگاه ها، نهادها و بخش های مؤثر کشور و فراهم کردن زمینه‌های یادگیری و رشد سازمانی جهت هم افزایی توان، تجربه و ارتقاء سطح آن ها در توسعه فرهنگ قرآنی» از دیگر سیاست های منشور توسعه است.
در ماده سوم آمده است: به منظور پیشبرد و اجرایی شدن اهداف، سیاست‌ها و راهبردهای منشور توسعه فرهنگ قرآنی در داخل و خارج از کشور و تحقق عزم ملی برای توسعه تمسک و اعتصام به قرآن کریم در همه عرصه‌ها، شورای تخصصی توسعه فرهنگ قرآنی زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل می‌شود.

طبق ماده چهارم منشور، وظایف این شورای تخصصی عبارت است از :
۱- تهیه و تصویب شاخص‌های توسعه فرهنگ قرآنی و تصویب شاخص‌های ارزیابی و نظارت بر فعالیت‌های قرآنی
۲- بررسی و پیشنهاد چگونگی حاکم کردن اصول و مبانی قرآنی در برنامه‌های توسعه بلندمدت و میان‌مدت کشور به سازمان‌ها و نهادهای تصمیم‌گیر
۳- بررسی و بازنگری مأموریت‌ها و وظایف قرآنی دستگاه‌های دولتی و عمومی، شوراها و ستادها و سایر مجامع قرآنی و ارائه به شورای عالی انقلاب فرهنگی به منظور تصویب
۴- زمینه‌سازی و پیگیری تحقق رهنمودها و مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه قرآن کریم
۵- ایجاد ساز و کارهای لازم‌ برای هماهنگی و تعامل مؤثر در زمینه فعالیت‌های قرآنی
۶- تأیید طرح‌ها و برنامه‌های ملی و فرابخشی در توسعه فرهنگ قرآنی
۷- اتخاذ تدابیر لازم برای توانمندسازی و جلب مشارکت بخش مردمی و تقویت نقش حمایتی دولت در جهت توسعه فرهنگ قرآنی
۸- اتخاذ تدابیر لازم برای گسترش فرهنگ وقف در امور قرآنی و بهره‌گیری حداکثری از موقوفات کشور در این زمینه
۹- ارزیابی و نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی
۱۰- شناسایی نیازها، محدودیت‌ها و موانع توسعه فرهنگ قرآنی و استفاده از ظرفیت‌ها برای رفع آنها از طریق مراجع ذیربط در داخل و خارج از کشور
۱۱- تدوین اولویت‌ها و جهت‌گیری‌های کلان بودجه فعالیت‌های قرآنی و ارائه آن به شورای عالی انقلاب فرهنگی
۱۲- برنامه‌ریزی برای تأمین و توسعه منابع انسانی مورد نیاز حوزه‌های مختلف امور قرآنی و کیفیت بخشی منابع انسانی موجود
۱۳- برنامه‌ریزی لازم برای طراحی سامانه‌های آماری و شبکه‌های اطلاع‌رسانی امور قرآنی

اعضای این شورای تخصصی را دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی(رئیس)، وزیر آموزش و پرورش، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس نهادهای قرآنی وابسته به دفتر مقام معظم رهبری، نماینده شورای عالی حوزه‌های علمیه، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نماینده رئیس سازمان صدا و سیما، نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و سه نفر از صاحب‌نظران مؤسسات آموزشی، پژوهشی و تبلیغی- ترویجی قرآنی مردمی تشکیل می دهند.

بر اساس ماده ششم این منشور، دبیرخانه این شورای تخصصی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل و نمودار تشکیلاتی و سازمانی آن توسط رئیس شورای تخصصی تصویب می‌شود. کمیسیون‌های تخصصی این شورا نیز شامل کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآن، کمیسیون توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی و کمیسیون توسعه فعالیت‌های تبلیغی ترویجی قرآنی است و مصوبات شورای تخصصی توسعه فرهنگ قرآنی برای کلیه دستگاه‌های دولتی و عمومی و مؤسسات مردمی لازم‌الاجرا است.

البته در سال های اخیر تغییراتی در برخی مواد این منشور صورت گرفته که می توان به ماده واحده آیین نامه شورای توسعه فرهنگ قرآنی درباره ضوابط عضویت دستگاه ها در جلسات شورا و کمیسیون ها اشاره کرد.

رهبر معظم انقلاب در بهمن سال ۱۴۰۰ با انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، خواستار نگاهی نو، آسیب‌شناسانه و روزآمدساز به عملکرد این شورا شده و فرهنگسازی در هر یک از اجزای تمدنی جامعه را برترین وسیله پیشرفت و موفقیت دانستند.

ایشان تاکید کردند: مأموریت شورای عالی انقلاب فرهنگی، از آغاز، ساماندهی به وضعیت فرهنگ و دانش در کشور و سیاست‌گذاری در این دو مقوله و هدایت دستگاه‌های متصدی آن به سمت ارزش ها و هدف های انقلاب و برآوردن نیازهای فکری این دستگاه‌ها و ظاهر شدن در نقش قرارگاه فرهنگی کشور بوده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعضای شورای سیاست‌گذاری «شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر» منصوب شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمود سالاری معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور احکامی، اعضای شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر را منصوب کرد.

به گزارش سینماپرس، محمود سالاری معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور هنری، به پیشنهاد محمد خراسانی‌زاده رئیس شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر، اعضای شورای سیاست‌گذاری این رویداد هنری را منصوب کرد.

مصطفی گودرزی، سید عباس میرهاشمی، مسعود نجابتی، بهمن عبدی، احمد عبدالرضایی، منیژه آرمین، زهرا رهبرنیا، نادر قشقایی، امیر عبدالحسینی، محمدرضا دوست‌محمدی، لیلا عباسی و علی فروزانفر به عنوان اعضای شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر منصوب شدند.

در حکم سالاری خطاب به اعضای شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر آمده است:

«جشنواره هنرهای تجسمی فجر، باشکوه‌ترین رویداد هنری در عرصه هنرهای تجسمی ایران اسلامی است و ثمره‌ای بی‌بدیل از شایستگی‌ها و دستاوردهای پیشکسوتان، اساتید ارجمند و شور و شوق خلاقانه هنرمندان جوان این عرصه شمرده می‌شود.

به همین منظور با عنایت به تعهد، سوابق و تجارب ارزنده جناب‌عالی به موجب این حکم به عنوان «عضو و دبیرکل شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر» منصوب می‌شوید.

امید است در سایه الطاف الهی و با همفکری و همکاری سایر اعضا و بهره‌گیری از تمام توان و قابلیت‌های مرکز هنرهای تجسمی نسبت به برگزاری هرچه باشکوه‌تر این رویداد در سایه توجهات حضرت ولیعصر (عج)، موفق و مؤید باشید».

مصطفی گودرزی هنرمند و مدرس صاحب‌نام رشته‌های نقاشی و طراحی گرافیک است. او دارای مدرک دکتری هنرهای تجسمی از دانشگاه رن و همچنین دکتری تاریخ هنر از دانشگاه سوربن فرانسه است. گودرزی عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشگاه تهران، عضو پیوسته فرهنگستان هنر و دارای آثار و تالیفات متعدد در زمینه هنرهای تجسمی است. این هنرمند علاوه بر راهنمایی پایان‌نامه‌های متعدد دانشجویی در مقاطع گوناگون، به عنوان مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری، دبیرکل نخستین جشنواره جهانی هنر مقاومت، عضو هیأت امنای انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس، عضو شورای سیاست‌گذاری هنر «مؤسسه فرهنگی اکو»، داور و عضو شورای سیاستگذاری ادوار مختلف جشنواره هنرهای تجسمی فجر و… فعالیت داشته است.

سید عباس میرهاشمی هنرمند و مدرس نام‌آشنای رشته عکاسی است. او دانش‌آموخته رشته عکاسی از دانشگاه هنر است و سال گذشته، عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی را در این رشته به دست آورد. این هنرمند علاوه بر تدریس در دانشگاه‌های گوناگون، مسئولیت‌هایی چون رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح، مدیرعامل انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، دبیر و عضو شورای سیاستگذاری ادوار مختلف جشنواره هنرهای تجسمی فجر، دبیر پنجمین دوره ۱۰ روز با عکاسان ایران و… را نیز برعهده داشته است.

مسعود نجابتی هنرمند و مدرس سرشناس رشته طراحی گرافیک است. او دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته گرافیک از دانشگاه هنر است. نجابتی در سال گذشته، عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی در رشته گرافیک را به دست آورد. این هنرمند علاوه بر تدریس گرافیک و تایپوگرافی در دانشگاه‌های گوناگون، مسئولیت‌های متعددی چون دبیرکل پنجمین و ششمین دوره جشنواره جهانی هنر مقاومت، داور و عضو شورای سیاستگذاری ادوار مختلف جشنواره هنرهای تجسمی فجر، داور بخش گرافیک دومین سوگواره بین‌المللی ملت امام حسین علیه السلام و… را نیز بر عهده داشته است.

بهمن عبدی هنرمند و مدرس شناخته‌شده در عرصه کارتون و کاریکاتور است. او به عنوان استاد، داور و عضو شورای سیاستگذاری، سابقه حضور در رویدادهای هنری مختلفی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است که از جمله آنها می‌توان به جشنواره هنرهای تجسمی فجر، جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران، دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران، جشنواره مقاومت و… اشاره کرد.

احمد عبدالرضایی هنرمند و مدرس نام‌آشنای رشته خوشنویسی است. او دارای درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. از جمله سوابق و فعالیت‌های این هنرمند می‌توان به عضویت در شورای ارزشیابی هنرمندان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استاد ارشد دارالکتابه مرکز طبع و نشر قرآن کریم، دبیر هنری جشنواره بین‌المللی خوشنویسی آیات، نگارش بیش از بیست و پنج هزار متر کتیبه در بناهای مذهبی و فرهنگی گوناگون ازجمله آستان قدس رضوی، عتبات عالیات، حرم حضرت معصومه (س)، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، حرم شاه‌چراغ (ع)، حرم امامزاده صالح (ع)، حرم امام خمینی (ره) و… اشاره کرد.

منیژه آرمین هنرمند و مدرس شناخته‌شده رشته سفال و سرامیک است. او دانش‌آموخته رشته مجمسه‌سازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دارای درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. آرمین به عنوان دبیر، داور و عضو شورای سیاستگذاری، سابقه حضور در رویدادهای هنری مختلفی را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است که از جمله آنها می‌توان به جشنواره هنرهای تجسمی فجر، دوسالانه ملی سرامیک، نمایشگاه زنان سفالگر ایران و… اشاره کرد.

زهرا رهبرنیا دارای مدرک دکتری پژوهش هنر و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا (س) است. در کارنامه او، سوابق علمی، پژوهشی و اجرایی گوناگونی دیده می‌شود که ازجمله آنها می‌توان به عضویت در گروه هنرهای تجسمی فرهنگستان هنر، ریاست دانشکده هنر دانشگاه الزهرا (س)، عضو کمیته برنامه‌ریزی دانشکده هنر دانشگاه الزهرا (س) و… اشاره کرد.

نادر قشقایی هنرمند و مدرس مطرح رشته مجسمه‌سازی است. او دانش‌آموخته رشته مجسمه‌سازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دارنده نشان عالی فجر است. عضو هیئت مدیره انجمن مجسمه‌سازان ایران، داوری و عضویت در شورای سیاستگذاری رویدادهای هنری مختلف ازجمله جشنواره هنرهای تجسمی فجر، جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران و… از دیگر سوابق این هنرمند است.

امیر عبدالحسینی هنرمند و مدرس رشته طراحی گرافیک است. او دارای نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک و نیز انجمن علمی هنر اسلامی است. معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مدیریت هنرهای تجسمی و امور موزه‌های شهرداری تهران، ریاست موزه هنرهای دینی امام علی (ع)، ریاست دفتر خدمات فرهنگی هنری مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری، سردبیری ماهنامه هنرهای تجسمی، دبیر سومین جشنواره تجسمی «هنر جوان»، دبیر نمایشگاه استادان بزرگ نستعلیق، دبیر سوگواره پوسترهای عاشورا، دبیر سومین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر، دبیر نمایشگاه بزرگ خیالی‌نگاران با مروری بر شاهکارهای نقاشی قهوه‌خانه و نقاشی پشت شیشه، دبیر جایزه جهانی بیداری، دبیر نمایشگاه سوگ‌نگاره‌ها، دبیر جشنواره پوستر غدیر، دبیر سومین جشنواره پوستر طلوع، دبیر جشنواره زیارت و… ازجمله سوابق و مسئولیت‌های این هنرمند است.

محمدرضا دوست‌محمدی هنرمند و مدرس شناخته‌شده رشته‌های تصویرسازی و گرافیک است. او دارای مدرک کارشناسی ارتباط تصویری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد انیمیشن از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران و عضو هیئت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. عضو شورای سیاستگذاری و استاد کارگاه تصویرسازی سی‌امین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران، برنده جایزه اول ششمین دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران، برگزیده سه دوره جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران، برنده جایزه ویژه بخش کمیک استریپ از هشتمین دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران و… ازجمله سوابق و موفقیت‌های این هنرمند است.

لیلا عباسی هنرمند و مدرس نام‌آشنای رشته نگارگری است. او دانش‌آموخته رشته صنایع دستی از دانشگاه هنر و دارای درجه یک نگارگری از انجمن نگارگران ایران است. از دیگر سوابق عباسی می‌توان به: عضویت در هیئت انتخاب هفتمین دوسالانه ملی نگارگری ایران، رتبه اول بخش تذهیب در دومین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر، داور جشنواره نگارگری رضوی، عضویت در انجمن نگارگران ایران و… اشاره کرد.

علی فروزان‌فر دانش‌آموخته رشته معماری اسلامی از دانشگاه هنر تبریز است. او هم‌اکنون به عنوان معاون هنری در حوزه هنری انقلاب اسلامی مشغول به فعالیت است و از دیگر سوابق فروزان‌فر می‌توان به رئیس حوزه هنری استان تهران، رئیس مرکز معماری اسلامی حوزه هنری، دبیر علمی نخستین جشنواره معماری خشت فیروزه و … اشاره کرد.

شانزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر به همت اداره‌کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با مشارکت مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر، زمستان سال جاری برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تدارک گسترده جشنواره های غربی برای مواجهه مستقیم با ایران اسلامی و غفلت مدیران سازمان سینمایی! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ستیز و پیکار جشنواره های سینمایی غربی با جمهوری اسلامی ایران همراه با فقدان دیپلماسی فرهنگی خودنمایی می کند.

ستیز و پیکار جشنواره های سینمایی غربی با جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد و این اتفاق در حالی است که همچنان جای خالی دیپلماسی فرهنگی و اعمال آن توسط مدیران فرهنگی و سینمایی جمهوری اسلامی به شدت خودنمایی می کند و در این میان حتی حداقل تلاشی برای تأمین منافع ملی در فستیوال های جهانی به چشم نمی‌خورد.

به گزارش سینماپرس طی روزهای اخیر در حاشیه برگزاری هشتادمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز دو تن از سلبریتی‌های فاسد سینمایی، یعنی اشکان خطیبی و زهرا امیرابراهیمی همراه با آلبرتو باربارا، دبیر جشنواره ونیز، روی فرش_قرمز این جشنواره در برنامه ویژه حمایت از اغتشاشات اخیر در کشورمان حاضر شدند.

البته این حمایت آشکار و علنی جشنواره فیلم ونیز از فتنه «زن، زندگی، آزادی» در حالی با حضور دبیر این رویداد صورت پذیرفت که متاسفانه مدیران سازمان سینمایی گویا ترجیح می‌دهند همچون گذشته در خواب غفلت و مصلحتی به سر برده و از مواجهه حقوقی و پاسخ حداقلی به فتنه گری این قبیل جشنواره غربی حتی در حد انتشار یک بیانیه طفره بروند!

پس اگر چه اقداماتی همچون تحریم گسترده و همه جانبه جشنواره‌های غربی می‌تواند به عنوان یک ابزار مناسب، توسط مدیریت فرهنگی و سینمایی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته و به عنوان یکی از اقدامات موثر و بازدارنده در برابر جشنواره‌ای غربی در دستور کار و برنامه ریزی قرار گیرد؛ اما متاسفانه برخورد محافظه‌کارانه مدیران سینمایی سبب شده تا هر سال بر ابعاد و سطح مواجهه مستقیم این جشنوارها با حاکمیت جمهوری اسلامی افزوده شود و شرایط به سمتی رود که امروزه رسما شاهد آن باشیم که در این برنامه ضد جمهوری اسلامی ایران اعضای هیأت داوری جشنواره ونیز، همراه مدیران آن و تعدادی از سینماگران ایرانی حاضر در جشنواره حضور بهم رسانند! و این همه در حالی است که برخی افراد که سال ها به عنوان رابط فرهنگی و معاونت امور بین الملل برخی نهادهای تابعه سازمان سینمایی با بودجه بیت المال در جشنواره های غربی حضور پیدا می کنند نیز در مواجهه با این گونه اقدامات پلید و هتاکانه غربی‌ها علیه ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران سکوت پیشه گرفته‌اند!

بر اساس این گزارش امسال در جشنواره ونیز فیلم «تاتامی» که زهرا امیرابراهیمی علاوه بر کارگردانی مشترک، در آن بازی هم کرده است، با الهام از سرگذشت یک زن جودوکار ایرانی ساخته شده که برای بازی در مسابقات بین‌المللی به همراه مربی خود به مسافرت می‌رود و مدال طلا به دست می‌آورد، اما بعد با مقامات مسئول ورزشی مشکل پیدا می‌کند.

همچنین علاوه بر اقدامات ضد ایرانی آشکار در جشنواره بین المللی فیلم ونیز به تازگی شصت و هفتمین جشنواره فیلم لندن که از ۱۲ تا ۲۳ مهر/۴ تا ۱۵ اکتبر در انگلستان برگزار خواهد شد، فهرست فیلم های انتخابی امسال خود را تکمیل کرد.

در این فهرست نسخه مرمت شده فیلم سینمایی «غریبه و مه» ساخته بهرام بیضایی، «آیه های زمینی» ساخته علی عسگری و علیرضا خاتمی، «شیدا» ساخته نورا نیاسری و محصول استرالیا، «اروپا» ساخته سودابه مرتضایی و محصول اتریش و انگلستان، مستند «سلولوئید زیرزمینی» ساخته احسان خوش بخت و محصول انگلستان و ایران، فیلم های کوتاه «ریزو» ساخته آزاده نوایی و محصول ایران و آمریکا و «بیدار شدن در سکوت» ساخته دانیل اسدی فائزی و میلا ژلوکتنکو و محصول آلمان و اوکراین در این رویداد معتبر به نمایش در می آیند.

این ترکیب مشخص می کند که همچنان جشنواره های غربی روی فیلم های ضد ایرانی مانور اساسی می دهند و سعی دارند تصویری مخدوش از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به جهانیان ارائه کنند.

علاوه بر این به تازگی موسسه فیلم سوئد سه فیلم نامزد نمایندگی این کشور در کارزار بهترین فیلم بین المللی اسکار را معرفی کرد که فیلم سینمایی «دشمن» ساخته میلاد اعلمی یکی از سه فیلم اعلام شده است. «دشمن» درباره فرار یک کشتی‌گیر همجنسگرا از ایران است که پیمان معادی نقش اصلی آن را ایفا می کند.

البته تاکنون «ملودی» ساخته بهروز سلط رسول از طرف تاجیکستان و «شیدا» ساخته نورا نیاسری از طرف استرالیا به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی معرفی شده اند و سینمای ایران هم فیلم منتخب خود را اعلام خواهد کرد که شمار سینماگران ایرانی در این کارزار به حداقل سه فیلمساز خواهد رسید. فیلمسازان دیگری مانند سودابه مرتضایی با فیلم «اروپا» از طرف اتریش و زهرا امیر ابراهیمی با فیلم «تاتامی» از طرف گرجستان شاید بتوانند برای حضور در این رویداد انتخاب شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رفیعی جم: چرا وعده تأمین امنیت شغلی و تأسیس صندوق بیمه بیکاری به هیچ جا نرسید؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اصغر رفیعی جم گفت: متأسفانه افسردگی افسارگسیخته در سینماگران بیداد می کند اما در این میان هیچ یک از مدیران و مسئولان فرهنگی و سینمایی به فکر بهبود شرایط و وضعیت بغرنج اهالی سینما نیستند.

اصغر رفیعی جم فیلمبردار و تهیه کننده پیشکسوت سینما با انتقاد از تغییر در نحوه تأیید صلاحیت های کارگرد در آستانه روز ملی سینما با انتقاد شدید از خانه سینما، سازمان سینمایی و سایر نهادهای مرتبط با امور هنرمندان گفت: متأسفانه افسردگی افسارگسیخته در سینماگران بیداد می کند اما در این میان هیچ یک از مدیران و مسئولان فرهنگی و سینمایی به فکر بهبود شرایط و وضعیت بغرنج اهالی سینما نیستند.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «خانه عنکبوت» و «غیر منتظره» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: در حال حاضر اکثر بچه های سینما در صنوف مختلف بیکار هستند. هیچ نهاد و ارگانی به فکر آن ها نیست و در این اوضاع بیکاری و خانه نشینی به آن ها هیچ کمکی نمی کند.

وی ادامه داد: صندوق اعتباری هنر فقط ماهانه به کسانی که مدرک درجه یک هنری دارند چندرغاز می دهد که آن هم هیچ ثمری در کیفیت زندگی سینماگران ندارد. همه این اتفاقات دست در دست هم داده تا اهالی سینما افسرده شوند و تأثیر این افسردگی در جامعه پراکنده شود و این اصلاً خوب نیست.

رفیعی جم تأکید کرد: این ها زن و بچه و خانواده دارند و عمری کار کردند و در سینما مشغول بودند اما اینک افسردگی آن ها را از پا درآورده است. من به مدیران سینمایی این هشدار را می دهم که اگر اقدام جدی نکنند این افسردگی روز به روز بیشتر می شود. گاهی اوقات که بنده و دوستان سینماگر دور هم جمع می شویم می بینم حتی کسانی که نیاز مالی هم ندارند به دلیل بیکاری و… افسرده شده اند. این اتفاق برای جامعه هنری کشور بسیار بد است.

این سینماگر سپس با تأکید بر اینکه هنرمندان روحیه حساس و لطیفی دارند و هر فشاری آن ها را بیشتر اذیت می کند اظهار داشت: چرا هیچ چیز در سینما حساب و کتاب ندارد؟ چرا فلان هنرپیشه ماهی ۴ میلیارد و ۳ میلیارد دستمزد می گیرد؟ افرادی مثل هومن سیدی و حامد بهداد و شهاب حسینی جزو این افراد هستند! همین اتفاق باعث می شود تهیه کننده فشار بیشتری روی عوامل فنی بیاورد که دستمزد کمتر بگیرند! همین اتفاق افسردگی مضاعف در سینماگران ایجاد می کند.

مدیر فیلمبرداری فیلم های سینمایی «یتیم خانه ایران» و «سگ کشی» متذکر شد: همین اواخر شنیدم بازیگر فیلمی که بیش از ۲۰۰ میلیارد فروخته طلب ۷ میلیارد دستمزد برای بازی در یک فیلم کرده است؟ چرا کسی در سینما نیست جلوی این افراد را بگیرد؟ چرا هیچ قاعده و حساب کتابی وجود ندارد؟ چرا کسی که تا همین چند وقت پیش التماس می کرد یک نقش جزئی در تئاتر بگیرد حالا اینطور دور برداشته است؟

وی در بخش دیگری از این گفتگو با بیان اینکه چرا وعده تأمین امنیت شغلی و تأسیس صندوق بیمه بیکاری به هیچ جا نرسید؟ خاطرنشان کرد: افراد مستعد سینما بیکارند. کدام نهاد وظیفه دارد به حال آن ها رسیدگی کند؟ امروز انگیزه کار در بین سینماگران کشته شده و استعدادها امکان بروز و ظهور خود را از دست داده اند.

این هنرمند پیشکسوت یادآور شد: بنده نوعی به عنوان اصغر رفیعی جم که سال ها قبل سرآمد سینمای ایران بودم الآن کجا هستم؟ آیا کسی از من نوعی یادی می کند؟ آیا کسی به فکر هست که من و امثال من چطور روزگار را می گذرانیم؟

رفیعی جم در پایان این گفتگو با انتقاد شدید از مدیران فرهنگی تصریح کرد: همین اواخر به معاون و منشی خانم برومند در خانه سینما زنگ زدم تا از ایشان وقت ملاقات بگیرم! دریغ از اینکه حتی یک جواب خشک خالی به من پیشکسوت سینما بدهند. این ها که رئیس شده اند وظیفه شان چیست؟ متأسفانه خانه از پای بست ویران است و همه چیز در این سینمای بحران زده خراب و آشفته است! گویا این مدیران می خواغعند همه ما تمام شویم و برویم و کم کم دارند به آرزوی خود می رسند چرا که همه از نظر روحی به شدت دچار آشفتگی شده ایم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«حوزه اقتصاد» فرهنگ و هنر را هم مدیریت می‌کند/به دلیل مشکل اقتصادی که بودجه ما دارد نمی‌توانیم وارد چرخه تولید شویم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان داشت: ما دنبال انتقام از کسی نیستیم. وقتی رهبر انقلاب رفتارشان این‌طور نیست، چرا ما باید این کار را بکنیم! اما باید طرف هم خودش بخواهد که قانون را رعایت کند. من نمی‌گویم تو بیا طرف من، ولی پای حق بایست.

به گزارش سینماپرس، محمود سالاری معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفت‌وگو با روزنامه فرهیختگان به تشریح فعالیت‌ها، اقدامات و سیاست‌های کلی معاونت هنری در دولت سیزدهم پرداخته است. همچنین در این گفت‌وگو وی رویکرد خود را در مواجهه با چالش‌ها تبیین کرد.

در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید:

برخلاف تصور عامه، اساتید هنر در کنار ما هستند

در روزگار سخت کرونا به معاونت هنری وزارت ارشاد آمدید و در این دوسال چالش‌های بسیاری پیش‌روی شما و هنرمندان بود. مهم‌ترین چالشی که با آن مواجه بودید چه بود و چه اقداماتی برای رفع آن انجام دادید؟

وقتی دولت سیزدهم روی کار آمد، رکودی در کارهای هنری بود و اجراهای صحنه‌ای موسیقی و تئاتر تعطیل یا بی‌رمق بودند. معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد که چهار اداره کل شامل هنرهای نمایشی، موسیقی، آموزش و هنرهای تجسمی را تمشیت می‌کند، تقریبا به لحاظ اقتصادی در مضیقه فراوانی بعد از دو سال کرونا به سر می‌برد. مستحضرید که حوزه هنر مثل حوزه موادغذایی نیست که وقتی همه‌چیز گران شد هم بالاخره مجبورند آن را بخرند، هنر و فرهنگ، در شرایط سخت اقتصادی سریع از سبد فرهنگی و اقتصاد معیشت مردم حذف می‌شود. لذا وقتی ما آمدیم وضعیت این‌چنین بود و تلاش زیادی صورت گرفت تا رونق و امید به حوزه‌هایی که عرض کردم برگردد و احساس رخوت از اهالی هنر دور شود. شعار محوری دولت، عدالت اجتماعی و عدالت‌محوری بود و ما باید برای این بخش هم تدبیر می‌کردیم. به این منظور طرح آموزش هنر در مناطق محروم به‌صورت رایگان کلید خورد و ما ابتدا با احتیاط ورود کردیم و بعد که دیدیم از طرح استقبال شد، سامانه‌ای تشکیل دادیم و هنرمندان زیادی به این سامانه ورود کردند و آموزش‌ها شروع شد. برخی از هنرآموزان ما اساتیدی بودند که در شهرستان‌ها و استان‌ها حضور داشتند و امکان برگزاری کلاس نداشتند و این امکان برایشان فراهم شد. این اتفاق مهمی بود. در کنار اینها تمرکززدایی شد و جشنواره مناطق که هفت، هشت سال بود تعطیل شده بود، دوباره احیا شد و هنرمندان استانی مشغول شدند. دستاورد این جشنواره‌ها تزریق امید در بین بچه‌های شهرستانی و گروه‌های استانی بود که در یک رقابت سالم شرکت کردند و دیده شدند. در حوزه موسیقی، فقط به بخش پاپ توجه می‌شد اما ما به بخش‌های نامرئی آن مانند موسیقی نواحی و ردیف دستگاهی توجه کردیم که آموزش‌ها رواج فراوانی دارند و آموزشگاه‌های موسیقی در این حوزه در استان‌ها فعالیت می‌کنند و همچنان مجوز برای اینها صادر می‌شود. جشنواره ملی موسیقی جوان ما یکی از پررونق‌ترین جشنواره‌هاست که رسانه‌ها کمتر به آن می‌پردازند. برجسته‌ترین اساتید موسیقی کشور در جشنواره جوان داوری می‌کنند. تصور عامه این است که اساتید کنار کشیده‌اند و خلوت‌گزین‌ شده‌اند و همکاری ندارند، ولی این‌طور نیست و حضور دارند. در جشنواره موسیقی نواحی هم حضور اینها پررنگ است و ما آن را به‌خوبی پشت سر گذاشتیم. اینها کارهایی بود که باید آرام‌آرام در دو سال گذشته انجام می‌شد و به رونق و بالندگی می‌رسید اما ناگهان اغتشاشاتی در کشور رخ داد که انرژی زیادی از کشور گرفت. جریانی می‌خواست تمام فعالیت‌های هنری را منجمد و صفر کند و جوری شرایط را جلوه دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند در کشور فعالیت فرهنگی و هنری داشته باشد. سالن‌ها، کنسرت‌ها، گالری‌ها و هر جایی که می‌خواست فعالیت‌ کند مورد هجمه حیثیتی یا فیزیکی قرار می‌گرفت. در این فضا همه به میدان آمدند و مدد کردند تا توانستیم جشنواره فجر را برگزار کنیم. ابتدا جشنواره تئاتر فجر بود و چون زنده بود، این امکان وجود داشت که هر اتفاقی در سالن‌ها بیفتد اما یک‌سری از هنرمندان پذیرفتند که به آنها توهین شود و از سوی جریانی که ادعای آزادی دارد، تحقیر شوند با این حال آمدند و کار کردند. جشنواره تئاتر فجر به‌خوبی برگزار و برای بقیه جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی خط‌شکن شد. اگر این زمین می‌خورد بقیه هم دومینووار تحت‌الشعاع قرار می‌گرفتند. ما از مرحله انجماد در حوزه فرهنگ و هنر عبور کردیم و بعد از جشنواره‌ها، سالن‌ها باز شدند و اجرای صحنه‌ای شروع شد و تماشاگران آرام‌آرام دوباره به سالن‌ها برگشتند و امروز اقبال خیلی خوب است.

اینها مهم‌ترین اتفاقاتی بودند که در حوزه مرئی فرهنگ‌وهنر ایجاد شدند. در حوزه نامرئی هم ما به سند راهبردی هنر توجه کردیم و توانستیم با نشست‌هایی آن را آماده کنیم. برای سند موسیقی تلاش‌های فراوانی شده بود و باز ادامه پیدا کرد. سند هنرهای تجسمی نیز آماده شد. از آن طرف زیرساخت‌ها و سخت‌افزارهای موردنیاز استان‌ها مانند پلاتوها، سالن‌های تئاتر و کنسرت و پروژه‌های نیمه‌کاره با همت خود آقای وزیر تکمیل شدند و به مدار اجرا آمدند و در دسترس هنرمندان قرار گرفتند.

هنرمندان را جناح‌بندی نکردیم

شما در بین صحبت‌هایتان به حضور اساتید معتبر موسیقی در جریان داوری جشنواره موسیقی جوان اشاره‌ای کردید و تاکید به جایی داشتید که این تفکر وجود دارد که اساتید کنج عزلت نشسته‌اند و فعالیتی ندارند. به نظر می‌رسد که این تصور عامه در تمام بخش‌های حوزه هنر و فرهنگی وجود دارد که دستگاه‌ فرهنگی در تعامل با اهالی هنر نگاه محدودی دارد. ظاهرا بین فعالیت‌های شما و تصور عامه فاصله معناداری وجود دارد. اینکه شما در عرصه‌های مختلف هنری فعالیت می‌کنید اما اینها در فضای رسانه دیده نمی‌شود؟ فارغ از اینکه رسانه‌ها، ‌جریان‌ها و سیاست‌های خاص خودشان را دارند شما چگونه می‌توانید اتمسفر رسانه‌ای را به نفع فعالیت‌های خود ترغیب کنید.

به‌هرحال رسانه‌ها هر کدام برای خودشان سیاست‌هایی دارند و از طرفی هنرمندان هم معذوریت‌هایی برای رسانه‌ای کردن خودشان دارند. جشنواره موسیقی جوان را دولت برگزار می‌کند. دولت‌ها هم رویکردهای مختلفی در طول این سال‌ها داشته‌اند. دولت اصلاح‌طلب یا اصولگرا داشتیم و این هنرمندان دل‌شان نمی‌خواهد با رسانه‌ای‌شدن این بحث‌ها به یک جناح خاص منسوب شوند یا جناح خاصی از آنها بهره‌برداری تبلیغاتی کند. ما هم به این خواسته هنرمندان احترام می‌گذاریم، بنابراین معمولا هنرمندان بزرگ ما ترجیح می‌دهند رسانه‌ای نشوند یا اگر قرار است اطلاع‌رسانی شود اصحاب هنر این کار را انجام دهند؛ ‌ مثلا جوانی که دارد شرکت می‌کند بداند چه کسی او را داوری می‌کند. همین.

اما جنس حمایت‌های معاونت هنری و وزارت ارشاد که قرار نیست معطوف به کارهای سیاسی و جناحی باشد، پس چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟

ما خطوط سیاسی را خیلی در فعالیت‌هایمان در عرصه هنر وارد نکردیم اما خود هنرمندان ملاحظاتی دارند. پارسال در جشنواره فجر ما داورانی حضور داشتند که محترم بودند ولی بعضی که شناخته‌شده هستند در فضای مجازی مورد هجمه و بی‌احترامی قرار گرفتند. طبیعتا هنرمند در این فضا دست به عصا می‌شود و در لاک خود فرو می‌رود و ترجیح می‌دهد رسانه را کنار خود نیاورد. در حوزه موسیقی ما برای داوران این حوزه خط‌کشی نمی‌کنیم و برای ما اصالت هنری یک داور مهم است.

برخی از منتقدین بدون اطلاع از کارکردهای ما حرف می‌زنند

حرف من این است که تعداد مجوزها و همراهی‌هایی که معاونت هنری برای مثلا اجراهای کنسرت داشته، عدد قابل‌توجهی است اما کافی است جلوی یک کنسرت گرفته ‌شود این تلقی شکل می‌گیرد که معاونت هنری وزارت به‌عنوان بخشی از حاکمیت، مخالف شادی و تفریح مردم است.

کاملا درست است. متاسفانه ناجوانمردی و بی‌انصافی در فضای مجازی وجود دارد و این نکته که به‌درستی فرمودید را وارونه جلوه می‌دهند. اخیرا در نشستی که در خانه تئاتر بودم یکی از اساتید دانشگاه درباره تعطیلی آثار نمایشی گفت. من به ایشان گفتم شما می‌دانید چند تئاتر در کشور اجرا می‌شود یا چه تعداد از آنها تعطیل شده‌اند، گفت نه. سوالات دیگری پرسیدم که جواب ایشان باز منفی بود و نمی‌دانست، به ایشان گفتم پس شما چطور وقتی عدد و رقم نمی‌دانید و اطلاعات اولیه را ندارید تحلیل می‌کنید!؟ اینها کم‌لطفی و بی‌انصافی است. جلوی اینها را جز اخلاق نمی‌تواند بگیرد. پیامبر در گفت‌وگویی با امیرالمومنین به ایشان گفتند مهم‌ترین خصلت انصاف است. در فضای مجازی متاسفانه ما با بی‌انصافی یک جریان مواجه هستیم وگرنه خودشان هم می‌دانند که سالن‌های تئاتر ما دو یا سه سانس اجرا دارند. این به دلیل تعدد آثار درحال اجراست. اگر تئاتر مرده باشد که این‌طور نیست. برخی رسانه‌ها منصف هستند و بدون جانبداری عیب می‌ و هنر آن را هم بگویند.

به رخ کشیدن تئاتر و کنسرت لاکچری اخلاقی نیست

فارغ از بی‌انصافی‌ها و غرض‌ورزی‌هایی که وجود دارد، به‌نظر می‌رسد مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد در اطلاع‌رسانی‌ها ملاحظه آن بخشی از جامعه ایمانی را می‌کند که تمایل چندانی به اجرای کنسرت موسیقی در کشور ندارند و به همین دلیل است که حجم حمایت‌های وزارت ارشاد در حوزه موسیقی اعلام رسانه‌ای نمی‌شود. آیا این گزاره درستی است؟

من شخصا این ملاحظه را تابه‌حال نداشته‌ام، ولی ملاحظه دیگری در پس ذهنم دارم. در جامعه‌ای که مشکلات معیشتی و انقباضات اقتصادی وجود دارد، وقتی شما می‌گویید قشری هستند که می‌توانند ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان پول بلیت کنسرت بدهند، ممکن است واکنش‌هایی ایجاد شود. طبیعتا شما ترجیح می‌دهید تا جایی که می‌شود روی این اتفاق زیاد مانور ندهید. این ملاحظه شخصی من است و سیاست وزارتخانه نیست. شخص خود من دوست ندارم چیزهایی را به رخ بکشم، چون این کار با توجه به شرایط اجتماعی‌مان شاید اخلاقی و قشنگ نباشد.

کنسرت‌های سنتی بسیار بیشتر از تصور عمومی است

به‌صورت شفاف آماری از حجم کنسرت‌های یک‌سال اخیر دارید؟ گفتید همه فکر می‌کنند کنسرت‌هایی که اجرا شدند عموما پاپ هستند، می‌توانید به‌صورت دقیق بگویید که به تفکیک چه تعداد اجرای موسیقی پاپ، موسیقی سنتی و نواحی بوده‌اند؟

بله، تعداد کنسرت‌های پاپ و اجراهای صحنه‌ای نواحی، ایرانی و کلاسیک روی سامانه هستند. سال گذشته سه‌هزار و ۹۱۳ کنسرت داشتیم. اینها کنسرت‌های بالای هزار و ۲۰۰ نفر هستند. تعداد کنسرت‌ها یا اجراهای صحنه‌ای نواحی یا سنتی ما واقعا چندین برابر پاپ است، منتها آنها رسانه ندارند و اجراها محدود و منطقه‌ای هستند و به همین دلیل دیده نمی‌شوند.

ادارات ارشاد استان‌ها باید پای مجوزهای خود بایستند

یکی از مسائل مهمی که در یکی، دوسال اخیر داشتید و فقط برخی از آنها رسانه‌ای‌ شدند، درباره حواشی کنسرت‌ها بودند. در برخی استان‌ها می‌دیدیم که در اجرای کنسرت‌ها اختلال ایجاد می‌کردند و حتی کنسرت‌ها لغو می‌شدند. شما چه اقداماتی درخصوص این رفتارها داشتید که خارج از محدوده قانون بود و اصولا چه می‌شود کرد که این رویه ادامه پیدا نکند؟

در استان‌ها مجوز اجرای صحنه‌ای موسیقی برعهده استان است، یعنی اداره کل استان، شورای فرهنگی و عمومی و شورای تامین استان باید تصمیم بگیرند که یک کنسرت در آنجا برگزار بشود یا نشود. دلیلش هم این است که تعداد نفرات سالن‌های آنها کم است. ما در مرکز موسیقی مجوز سالن‌های بالای هزار و ۲۰۰ نفر را صادر می‌کنیم. زیر این تعداد را در خود استان درباره‌اش تصمیم می‌گیرد. شورای تامین استان شرایط سیاسی- امنیتی شهر را بهتر می‌داند. بالاخره آنجا می‌دانند که الان مسابقه مهم فوتبال درحال انجام است و نیروهای امنیتی و انتظامی درگیر آن هستند و همزمان ممکن است نتوانند امنیت آن سالن کنسرت را برقرار کنند. اینها شرایط و اقتضائات استانی است که دست خودشان است، بنابراین من نوعی یا هر کسی که جای من باشد هم نمی‌توانیم دخالت کند. یک زمان استاندار می‌گوید من الان شرایط برگزاری کنسرت در استانم را ندارم، خب ندارند. اما اگر مجوزی داده شد، باید پای آن بایستند. چالش اینجاست. به این ترتیب هنرمند هزینه تبلیغات نمی‌کند و بلیت نمی‌فروشد، مثلا در استان یزد وقتی اجرای صحنه‌ای موسیقی سنتی در شهر اردکان لغو شد، من به معاون سیاسی- امنیتی استان زنگ زدم و با ایشان صحبت کردم. ایشان اقتضائات استان را گفت، من هم توجیهاتم را عرض کردم. ایشان بزرگوارانه پذیرفت و به آن گروه اجرا دادند و آنها اجرا کردند. متاسفانه در برخی استان‌ها ما نگاه‌های خاص یا انقباضاتی را داریم و در برخی استان‌ها هم نداریم. همه سالن‌ها در اختیار ارشاد نیست. در همین تهران سالن‌هایی داریم که یکی دست وزارت کشور است، یکی دست برج میلاد است، یکی دست موسسه نمایشگاه‌های بین‌المللی است، یکی هم هتل است و کاملا خصوصی. ممکن است یک کنسرت‌گذاری با صاحب سالن سر اجاره یا هر چیز دیگری اختلاف پیدا کند. آن اختلاف مربوط به ارشاد نیست. رسالت ما این است که در این اختلافات کنار هنرمند باشیم و او را حفظ کنیم. هم من و هم مدیران کل تلاش کرده‌ایم این رسالت فراموش نشود. اگر موردهایی پیش‌ آمده استثنا بوده‌اند. هنرمند برجسته‌ای در اصفهان مشکل اجرا پیدا کرد، طبیعتا من زنگ زدم با مدیرکل آنجا صحبت کردم که این هنرمند باید اجرا کند. دلیل ما هم این است که اعتقاد داریم رسالت‌مان مراقبت از هنرمندان و حال آنهاست. هنرمند نباید به‌خاطر یک‌سری اتفاقات خارج از اختیار خودش آسیب ببیند. برای انجام این رسالت من تمام توانم را گذاشته‌ام. اگر در جایی اتفاقی افتاده یا از زیر نگاه من دررفته یا برای حل آن زورم نرسیده است.

باید شأن معنوی و زیارتی مشهد رعایت شود

چرا در شهر مشهد کنسرت اجرا نمی‌شود؟

این را در جمع هنرمندان هم گفته‌ام. آیا تابه‌حال کسی در واتیکان کنسرت داده؟ در اروپا هم هست. هیچ ممنوعیتی هم وجود ندارد. هر کسی می‌خواهد به میلان، رم یا شهرهای دیگر می‌رود و کنسرت برگزار می‌کند. درواقع استدلالی وجود دارد. مشهد استثنای کشور ماست، ضمن اینکه در سال گذشته در همانجا هم موسیقی مناطق و به‌خصوص موسیقی جنوب خراسانی چندین برنامه اجرا کرده‌اند. درحال‌حاضر فقط موسیقی پاپ در خود شهر مشهد اجرا نمی‌شود، نه در طرقبه، شاندیز، سبزوار و این‌جور جاها. این مساله در استان خراسان نیست. شهر مشهد نباید از زیارتی ‌بودن دور شود و نباید به این معنا توریستی بشود. ما تلاش کردیم که شأن معنوی شهر مشهد و زائران حرم آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) حفظ شود.

مگر می‌شود اجرای موسیقی‌ای باشد که مجوزش را جمهوری اسلامی صادر کند و شأن معنوی یک شهر زیر سوال برود؟

بله می‌شود. به‌هرحال کنسرت حواشی دارد. منظورم عمدتا کنسرت پاپ است. به‌هرحال کنسرت‌ها یک‌سری مسائل در اطراف خود دارند که شئونات زیارتی و حال معنوی مشهد را- که لازمه و ضرورت حضور زائر در آنجاست- تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، حتی خود هنرمندان هم این را پس ذهن‌شان دارند که کنسرت‌شان را جای دیگری به‌جز مشهد و حداقل دو کیلومتر آن ‌طرف‌تر برگزار کنند. این الان پذیرفته ‌شده است. در اروپا هم که ممکن است مثل من و شما به دین نگاه نکنند، این پذیرفته ‌شده است که یانی می‌تواند در آکروپلیس برنامه موسیقی اجرا کند اما در واتیکان نمی‌تواند. این ملاحظات اجتماعی و اعتقادی و مبنایی را آنجا هم می‌بینید.

پس با این استدلال به کسی که مانع اجرای کنسرت در شهر اردکان یزد می‌شود باید حق داد، چون او هم می‌گوید اینجا دارالمومنین است و نباید فضای معنوی شهر از بین برود؟

خیر، اتفاقا با این استدلال نباید به او حق داد. گفتند آنجا دارالمومنین است. من گفتم نه، مشهد و قم استثنای ما هستند، چون حرم اهل‌بیت(ع) اینجا هستند. اینکه یک جریان در خوزستان بیاید بگوید در اینجا خون شهدا ریخته شده، بنابراین نباید کنسرت برگزار شود، پذیرفته‌شده نیست. ما هر آنچه داریم از شهداست، ولی این استدلال‌ها برای ما در عدم‌ برگزاری کنسرت‌ها پذیرفتنی نیست. نشاط جامعه و حال مردم برای ما مهم است.

متأسفانه گیشه به جای اندیشه در تئاتر اولویت پیدا کرده است

به نشست خانه تئاتر اشاره کردید. یکی از حرف‌های اصلی شما درباره هنر نمایشی این بود که چون در حوزه ادبیات نمایشی تولیدات ارزنده‌ای ندارند، به حاشیه‌های همچون مساله سانسور پناه می‌برند. این اشکال در تولیدات فاخر ادبیات نمایشی را از کجا می‌دانید؟

در یک دوره بعد از مشروطه جریان هنر نمایشی تا جایی که می‌شد خودش را به مسائل اجتماعی نزدیک کرد و ادبیات نمایشی به حوزه‌های اجتماعی و سیاسی ورود کرد. بعد از انقلاب نویسندگانی مثل غلامحسین ساعدی، مرحوم اکبر رادی، استاد بهرام بیضایی و… کارهایی می‌نوشتند که مبنای قوی ادبیات نمایشی داشت. درام قوی و کاراکترها و شخصیت‌پردازی درست داشت، درعین‌حال لایه‌های مفهومی و معنایی هم داشت. با آمدن جریانات رسانه‌ای بعدی و گسترش رادیو و تلویزیون و اینترنت، هرچه جلو آمدیم، از عمق انسان نه به معنی عمق بچه‌های تئاتر، بلکه از عمق اندیشه انسان کاسته شد، چون با سرعت ‌گرفتن اجتماع و عملیات زندگی، حوصله از مردم گرفته شد. زمانی شما صبر می‌کردید دو هفته‌نامه شما به دست مخاطب‌تان برسد و دو هفته هم طول می‌کشید تا جواب شما بیاید. اینترنت اولش دایل‌آپ بود. شما چند دقیقه می‌نشستید تا وصل شود و شما خوشحال می‌شدید. الان دو دقیقه اینترنت وصل نشود، کلافه می‌شویم. سرعت بالا رفته و این نسلی که آمده حوصله ایستادن، گوش‌کردن، خواندن و عمق‌بخشی ندارد. این نسل دست‌به‌قلم شده اما طبیعتا آثار عمیقی فرهیختگان در حوزه ادبیات نمایشی آنچنانی که در دوره‌های قبل داشتیم نمی‌بینیم. این فقط مخصوص ایران نیست. الان دیگر تنسی ویلیامز و آرتور میلر در ادبیات نمایشی جهان هم نداریم. همه‌جا به این آفت دچار شده است.

در چنین شرایطی مطلقا هیچ حکومتی مقصر نیست. حکومت فقط باید بستر فراهم کند تا اتفاقات بزرگ رقم بخورند. حکومت‌ها ناگزیرند که از اصولی مراقبت کنند. شما ترجمه کتاب «سینمای امنیت ملی» را که می‌خوانید می‌فهمید چگونه در آمریکا این مراقبت‌ها اعمال می‌شوند. دوستان ما در نشست عنوان آن را سانسور گذاشتند اما واقعیت این است که همه‌جای دنیا مراقبت انجام می‌شود. از آن طرف شکل اقتصاد و امر معیشت تغییر کرده و گیشه مهم شده است. گیشه همیشه مهم بوده اما همیشه اولویت اول بچه‌های تئاتر اندیشه بوده‌ نه گیشه، ولی در این دوره عده‌ای و نه همه تئاتری‌ها، از گیشه تئاتر بیشتر بهره‌مندند تا از اندیشه تئاتر. این آفتی است که در اجراها دیده می‌شود. وقتی اثری روی صحنه است و یک چهره محبوب سینما یا تلویزیون در آن کار هست و شما می‌بینید این چهره حتی بیان ندارد و صدایش روی صحنه تئاتر به ردیف دوم هم نمی‌رسد، معلوم است که این فرد برای فروش و به خاطر گیشه آورده شده است. درحالی که اولین ویژگی بازیگر تئاتر، رسایی بیان اوست. در این شرایط مراقبت از اندیشه خیلی کار سختی می‌شود. در آن نشست من تاکید کردم که اگر ما جلوی اندیشه را می‌گیریم، حتما کار خطایی می‌کنیم اما اگر جلوی مسائلی گرفته می‌شود که اسمش تئاتر نیست و حاشیه و توجه بیشتر به گیشه است، باید دوستان ما در اداره کل هنرهای نمایشی را بابت این موضوع تحسین هم کرد. ما باید از تئاتر مراقبت کنیم. تئاتر ژانگولر، شعبده‌بازی و کنسرت نمایش نیست. تئاتر یک چهارچوبی دارد که باید حفظ شود.

ای کاش مدیران وقت اهمیت کار بنیاد هنرهای نمایشی را می‌دانستند

شما در دوره‌ای مدیر بنیاد هنرهای نمایشی بودید. چه اقداماتی انجام دادید که وضعیت ادبیات نمایشی بهتر شود؟

کاش کسانی که آن موقع در وزارت ارشاد و معاونت هنری مسئولیت داشتند، ملتفت آن کار می‌شدند. متاسفانه کار عقیم ماند. ما شروع به تولید متن و برگزاری دوره‌های نمایشنامه‌نویسی برای بچه‌های بااستعداد در کل کشور کردیم، یعنی جشنواره تئاتر منطقه‌ای برگزار می‌شد. کار ضعیف بود اما نویسنده کار خودش را کرده بود، یعنی اجرا ضعیف بود. به بعضی از بزرگان ادبیات نمایشی سفارش دادیم و برگزاری دوره‌ها شروع شد. قرار شد تعداد زیادی نمایشنامه تولید شود، چون ما اگر تئاترمان گسترده شود اما تولید اثر به معنای نمایشنامه نداشته باشیم، طبیعتا باید سر این سفره غذای غربی بگذاریم و به سمت ترجمه برویم. درواقع به این صورت بستری آماده می‌شود که اندیشه ناصواب در این سفره سرو شود. ما ابتدا باید متن تولید کنیم وگرنه به بیراهه می‌رویم. هر گروهی ۲۰ تا ۳۰ متن خوب باید داشته باشد. بعد می‌توان گروه‌ها را گسترش داد وگرنه به دام ترجمه می‌افتیم، آن هم ترجمه ناشایستی که قرار است آداپته شود و به خورد فرهنگ ما برود. یک شترگاوپلنگی می‌شود که نه اصل اثر و اروپایی است و نه به درد فرهنگ ما می‌خورد و بعد به کار کسی هم نمی‌آید. من هنوز هم اهتمام دارم و با برخی دوستان صحبت کردم که این کار را راه بیندازیم اما هنوز نشده است.

آن زمان وزارت ارشاد همراهی نکرد، چرا الان این اتفاق نمی‌افتد؟

به دلیل نبود اعتبار و زیرساختی که مدنظر ماست. البته من هنوز پیگیرم. هزینه‌های الان با آن موقع خیلی متفاوت شده است. من آن زمان با پنج میلیون دوره نمایشنامه‌نویسی را با دعوت از ۷۰ نویسنده یا بچه‌های بااستعداد برگزار کردم و اساتید خوبی هم آمدند اما الان با چه عددی می‌توان این کار را کرد، نمی‌دانم. الان بودجه تئاتر فقط کفاف روزمرگی آن را می‌دهد. امیدوارم مجلس و سازمان برنامه واقعا همکاری کنند، چون بودجه تئاتر واقعا ضعیف است.

بودجه معاونت هنری شبیه شوخی است

کل بودجه معاونت هنری چقدر است؟

پارسال صد میلیارد تومان که بیشتر شبیه شوخی است.

به نظر می‌رسد هنوز بخش‌هایی مثل موسیقی و تئاتر و هنرهای تجسمی برای مدیران کشور جدی نیست؟

هر سال ۲۰ درصد اضافه می‌شود. امسال با صحبت‌هایی که با دکتر اسماعیلی کردیم، انصافا ایشان با ما همراهی کردند و حتی امسال ایشان در رابطه با بودجه تاکید کرد که من می‌خواهم در جلسه بودجه معاونت هنری باشم، چون عملیاتی که در معاونت هنری انجام می‌شود، خیلی گسترده است.

اما فقط بودجه دو، سه نمایشی که نهادهایی همچون حوزه هنری و سازمان اوج اجرا کردند به اندازه کل این بودجه معاونت هنری است.

بگذریم.

ببینید گردش مالی تئاتر وابسته به آثاری شده که سیاستگذاری و هدایتش از داخل مجموعه معاونت هنری وزارت ارشاد نیست. چرا شما وارد عرصه تولید نمی‌شوید؟

به دلیل مشکل اقتصادی که بودجه ما دارد، نمی‌توانیم وارد چرخه تولید شویم.

بودجه شما در بخشی هنرهای نمایشی چقدر است؟

سال گذشته اعتبار ما برای حمایت و تولید در عرصه تئاتر، ۴۰ میلیاردتومان بوده است، یعنی به اندازه یک فیلم سینمایی.

واقعا این رقم شوخی است.

بله، نکته من هم همین است. این را با اجراهایی مقایسه کنید که به اسم اجرای فاخر روی صحنه می‌روند و از یک اجرای درست، کامل و قوام‌دار هم برخوردار نیست. زرق‌وبرق دارد، یعنی بازیگر و موسیقی فاخر دارد اما من ‌جرات نمی‌کنم بگویم که این کار اغواگری است. تماشاگر می‌رود آن بازیگر یا خواننده را ببیند و از موسیقی‌اش لذت ببرد و اندیشه‌ای پشت آن نمایش نیست. ما دوره دانشجویی، خودمان می‌رفتیم از درام نمایش لذت ببریم، برایمان مهم نبود بازیگر آن کیست یا چه کسی در آن می‌خواند، از اندیشه کار لذت می‌بردیم. بعضی از دوستان تئاتری حتما از این حرف‌های من گله‌مند می‌شوند و به من حمله خواهند کرد، چون می‌گویند کار من سالن را پر کرد اما به نظر من کار او سالن را پر نکرد، بلکه یک عده‌ آمدند فلان خانم بازیگر یا فلان آقای خواننده را ببینند. یک عده هم آمدند که پز بدهند ما رفتیم آن کار فاخر را ببینیم. این‌جور تحلیل‌کردن خودفریبی است.

عارضه‌های این اتفاق برای مجموعه تئاتر چیست؟

اندیشه به حاشیه می‌رود.

تئاترهای لاکچری تعبیری بود که برای برخی اجراها در سال‌های پیشین مطرح می‌شد. در دوره شما توقع این بود که این اتفاق نیفتد.

ما تا جایی که توانستیم با این جریان همراهی نکردیم و به صاحبان اجرای این تئاترها هم گفتم ما داریم چیزی را نماد می‌کنیم که حقیقت و اصالتی ندارد. ما باید از کاری حمایت کنیم که می‌دانیم کار خوبی است. من برخی از تئاترها را در تئاتر شهر، چهارسو و قشقایی می‌بینم. بعضی از بازیگران این کارها را هم اصلا نمی‌شناسم اما می‌بینم کارشان خیلی خوب است. اینها را مردم باید ببینند. من اگر کمکی هم باید بکنم، باید به اینها بکنم.

وظیفه ما مراقبت از تئاتر اصیلی است که طبقه متوسط بتواند آن را تماشا کند

یعنی برخی از نهادهای فرهنگی که اتفاقا داعیه تولید آثار ارزشمند هنری در عرصه تئاتر را دارند، پول‌ و سرمایه می‌آورند، بدون اینکه نسبت به حوزه تئاتر از شمای معاونت هنری مشاوره‌ای بگیرند و نهایتا کاری می‌سازند که فقط پول را از بین برده است.

ما که اهل مشورت در بعضی کارها نیستیم. نهادهایی هستند که پول و امکانات دارند و بنابراین مشورتی نمی‌گیرند. من نمی‌توانم به زور به یک مجموعه بگویم بیا با ما مشورت کن و قانونا هم نمی‌توانم جلوی کارش را بگیرم، چون از مسیر قانونی مجوز می‌گیرند. واقع مساله این است که ما باید از تئاتر اصیل و اندیشمند و تئاتری که طبقه متوسط بتواند آن را ببیند، مراقبت کنیم. اغواگری در ذات تئاتر جایی ندارد. در همه جای دنیا تئاتر مربوط به طبقه متوسط متفکر و اندیشمند است. الان حوزه تعزیه زنده و پویاست. از استان‌ها درخواست داریم که ما را مرکز تعزیه کنید یا مرکز تعزیه برایمان بسازید. این اتفاق مهمی است. فکر می‌کنم تئاترهای آیینی و سنتی ما هم باید به سمت اندیشه، ایمان و امید سوق پیدا کنند. نباید به سمت این برویم که چه کسی بازیگر بهتری است یا خوشخوان‌تر است. اینها انحراف است.

سال گذشته کوروش زارعی دبیر جشنواره تئاترفجر گفته بود نمایش‌هایی که در جشنواره فجر روی صحنه بروند، در آینده در تئاتر شهر هم اجرا می‌شوند. آیا این تئاترها اجرا داشتند؟

برخی از اینها خودشان منصرف شدند و دلایلی هم داشتند. برخی هم در چهارسو یا قشقایی که سالن‌های کوچک هستند، اجرا کردند. پرکردن سالن‌های بزرگ کار هر گروهی نیست. گروه باید شناخته‌شده باشد که سالن برای ۲۰ تا ۳۰ شب پر شود. بعضی از گروه‌ها خودشان هم می‌دانند این توان را ندارند، بنابراین یا منصرف شدند یا مثلا در سالن چهارسو اجرا کردند. اصلا به نظر من، تئاتر در سالن چهارسو معنی می‌دهد. فاصله بین تماشاگر و صحنه شاید حس را کمتر منتقل کند.

شرایط جشنواره تئاترفجر پارسال با دوره قبلی خیلی فرق می‌کرد. امسال برنامه‌ای دارید که آثاری اجرا شوند که بعدها در تئاتر شهر هم بتوانند اجرا کنند؟

پارسال هم ما به گروهی سفارش کار ندادیم. اینها در شهرستان‌ها یا استان‌های خودشان پرفروش هستند. من در بوشهر ساعت ۱۰:۳۰ شب گفتم که می‌خواهم به تئاتر بروم. گفتند که اینجا این ساعت تماشاچی نمی‌آید. ما رفتیم و سالن پر بود. این گروه در استان خوب فروش می‌کند اما در تئاتر شهر طبیعتا مخاطب زیادی نخواهد داشت. دلایل متعددی هم دارد؛ از تفاوت فرهنگی تا شناخته‌شده‌نبودن اینها. ما واقعا به کسی سفارش ندادیم که برای ما کار به جشنواره بیاورد. امسال هم این کار را نمی‌کنیم. کار باید از دل هنرمند تولید شود و اگر دوست داشت به جشنواره بیاید. دبیر جشنواره و شورای سیاستگذاری هر دوره‌ای از جشنواره حتما برنامه‌هایی دارند که بتوانند کارها را رونق دهند و به لحاظ تکنیکی به آنها غنا ببخشند. آقای سقاییان امسال زحمت جشنواره را می‌کشند و حتما برنامه‌هایشان را اعلام خواهند کرد. من هنوز در این زمینه‌ها با ایشان گفت‌وگویی نکردم.

هیچ سندی دال بر پولشویی در حراج تهران نیست

در حوزه هنرهای تجسمی یک ایرادی درباره حراج تهران گرفته شد. گفته می‌شد فاصله‌ بین واقعیت هنرهای تجسمی و حراج تهران زیاد بود، یعنی قیمت‌گذاری‌ها در حراج تهران کاملا متفاوت با قیمت‌گذاری‌ها در گالری‌هاست. آیا این نقد را قبول دارید؟

مستحضرید که حراج تهران را بخشی خصوصی برگزار می‌کند و ما فقط بر اصالت آثار و درستی شیوه قیمت‌گذاری و نه عدد آن، نظارت داریم. در این شیوه ممکن است اثری ۵۰ میلیارد قیمت گذاشته شود. ما به این مساله ورود نمی‌کنیم. نکته دیگر حساب‌هایی هستند که پول این آثار فروخته‌شده وارد آن می‌شوند. این حساب‌ها باید روشن و واضح باشند که شائبه پولشویی ایجاد نشود، بنابراین ما حکم فدراسیون یا داوری را داریم که از درست اجراشدن قوانین مراقبت می‌کنیم. اینکه کدام تیم می‌برد یا می‌بازد، به ما ارتباط پیدا نمی‌کند. دوستان زیادی درباره تخلفات این حراجی نوشته‌اند که من تقریبا با تمام کسانی که در این زمینه یا قلم زدند یا در رسانه‌ها شبهه ایجاد کردند، شخصا گفت‌وگو کرده‌ام، یعنی به آنها زنگ زده‌ام و از آنها جویای سند شدم که به من برسانند. تا این لحظه مطلقا از هیچ نهاد نظارتی یا رسانه‌ای یا نویسنده‌ای، سند یا مدرکی دال بر تخلف یا پولشویی یا کلاه‌برداری یا اینکه اثر دروغینی به‌عنوان اثر اصیل فروخته شده، دریافت نکرده‌ام، بنابراین نمی‌توانم جلوی فعالیت آنها را بگیرم. ممکن است شما بگویید در آنجا عددسازی شده، خب به نظر من می‌توانند آن عدد را نخرند. مثالی بزنم. وزن یک انگشتر یک‌مقدار به‌خاطر نگینش و یک‌مقدار هم به‌خاطر خود انگشتر است. قیمت یک انگشتر گاهی براساس وزن آن است، گاهی فروشنده هر قدر که بخرند آن را می‌فروشد. قیمت‌گذاری اثر هنری به متریال و مقدار رنگی که استفاده شده یا زمانی که هنرمند برای آن صرف کرده، ارتباطی ندارد. دقت کنید که اطراف کشور ما آثار هنری با قیمت‌های بالا فروش می‌روند و قیمت‌های ما هنوز پایین هستند. اگر ما بخواهیم عزت هنرمندمان را حفظ کنیم، باید طوری رفتار کنیم که این هنرمند اثرش آن طرف آب به ثمن بخس فروش نرود. یکی از راه‌های حفظ کرامت هنرمند همین است. این دفاع من از هیچ حراجی نیست. اشتباه نشود. این سیاست ما در حوزه هنر برای عزتمنددیدن هنرمندمان در دنیاست.

شما از قیمت‌گذاری حراج تهران دفاع می‌کنید؟ چون می‌گویند کارشناسان مجهول‌الهویه هستند.

آنجا شورایی دارد. در حراج مثلا یک بانک می‌خواهد خرید کند. بانک‌ها نسبت به پول حساسیت فراوان دارند. آنها که نمی‌آیند یک آدم بی‌سواد در حوزه نقاشی یا ناآگاه به قیمت‌گذاری را به حراج بفرستند که سرش کلاه رود. یک گالری‌دار هم همین‌طور. در تمام دنیا موزه‌ها هم از این حراج‌ها خرید می‌کنند. اگر موزه کسی را به حراجی می‌فرستد، حتما آدمی است که بلد کار است. این اتفاق امکان ندارد. این دفاع من از حراج تهران نیست. من دارم سازوکار کل حراج‌ها را عرض می‌کنم. اثری که صد میلیون است، در حراج هر قدر هم قیمت‌سازی کنند، نهایت صدوپنجاه تومان فروش می‌رود، چون آدم‌هایی که آنجا می‌روند، کارشان را بلد هستند، مگر اینکه یک نمایش ساختگی یا شو رخ دهد و این نمی‌تواند اتفاق بیفتد.

خب ما خریداران را هم نمی‌شناسیم.

اینکه خریداران شناخته‌شده نیستند به این دلیل است که در تمام دنیا فقط نهادهای نظارتی می‌توانند آنها را بشناسند، آن هم برای چک‌کردن حساب این افراد و فهمیدن مبدا و مقصد پول. ما سال گذشته به این دوستان اعلام کردیم که در کاتالوگی که می‌دهند، اسم و شماره کارت و شماره حساب را اعلام کنید که همه پول‌ها به آنجامی‌رود. وظیفه اینها این است که عکس کار را در کاتالوگ بگذارند و توضیحش را قرار دهند. درباره اصالت اثر هم بگویند که امضایش کجاست، شماره حساب بدهند و قیمت را هم اعلام کنند. اینجا یک‌سری آثار را حذف کردند که اینها نمی‌توانند فروش روند. یک‌سری آثار هم پیشنهاد شد. شکل کار درست بود. ما در منطقه‌ای هستیم که اگر این کار را هم نکنیم، دومی ندارد. من بارها به بچه‌های مذهبی گفتم که شما بیایید یک حراج درست کنید اما این کار را نمی‌کنند.

شما در بخشی از صحبت‌هایتان اشاره کردید که باید اقتصاد هنر بچرخد و کرامت هنرمندان حفظ نمی‌شود. اما انتقادی که هست اینکه تولیدکننده اثر یا هنرمند نفعی نمی‌برد، بلکه انباردارها نفع می‌برند و در این فرآیندی که شکل گرفته، ذی‌نفع هنرمند نیست.

شما این را هم در نظر بگیرید که من هنرمند، وقتی اثرم را تولید کردم، موقع فروش کسی نیست از من بخرد. زمانی من به خانه استاد خلیل‌فر رفتم و تابلوی معراج را از ایشان ۷۵ میلیون تومان خریدم. ایشان آن ‌زمان مریض بودند. این هنرمند به من گفت دغدغه من این روزها این تابلویم است که نمی‌دانم بعد از مرگم چه می‌شود! من هم آن را خریدم که خیالش راحت باشد. اگر من این تابلو را از هنرمند نخرم، چه کسی می‌خرد. اصلا چند نفر از هنرمندان ما هستند که توان فروش کارهایشان را داشته باشند؟ ما حراجی‌ها را موظف کردیم که شرایط عمومی حراج را بگویند. اینکه چه کسانی می‌توانند به این حراج بیایند و شماره حساب و شماره کارت واریز مبلغ آثار را اعلام کنند. وقتی اثر و قیمت آن مشخص است، شما در حراج می‌توانید آن را نخرید یا اگر خواستید می‌توانید بخرید. ۹۰ درصد هنرمندان ما کار بیزنس آثار هنری را بلد نیستند، یعنی اگر همین اتفاق هم نیفتد، هنرمند ما نمی‌تواند کارش را بفروشد. من یک اثر هنری را از هنرمندش ۳۰ میلیون خریدم، چون هنرمندش دو دست ندارد و آن را با پا کشیده است. ممکن است هزاران نفر از این بهتر هم بکشند اما این فرد دست ندارد و کسی هم از او کار نمی‌خرد. اگر کسی نباشد که از هنرمندان خرید کند، همین هم گیر هنرمندان نمی‌آید.

من این را از شما به‌عنوان کسی می‌پرسم که با برخی از معاونت‌ هنری‌های پیشین جنس‌تان متفاوت است. شما از دغدغه‌ شخصی خودتان گفتید؛ اینکه تعداد کنسرت‌ها را اعلام نمی‌کنید تا قشر ضعیف جامعه فاصله خود را از قشری که می‌توانند بلیت ۷۰۰ هزار تومانی بخرند، حس نکند. اینکه در رسانه‌ها اعلام می‌شود حراج تهران رکورد زد و تابلوها هم قیمت‌های گزافی را نشان می‌دهند، در پیشگاه مردمی که مثل کارشناسان متوجه این جنس قیمت‌گذاری نیستند چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

ببیند اول اینکه اگر من بخواهم اقتصاد هنر را راه بیندازم، طبیعتا باید قیمت یک اثر هنری را بالا بگذارم تا اثر بعدی خارج از حراج هم قیمتش بالا بیاید. نکته دوم اینکه ما باید متوجه باشیم که خریداران حراج تهران فقط شخص نیستند. اینها نوعا موزه‌دار یا بانک هستند و… الان بانک ملی یا پاسارگاد موزه‌های خیلی خوبی دارد. خریداران معمولا نهاد هستند و نه شخص.

آیا بانک‌ها و بنگاه‌های اقتصادی ما در زمینه هنری فعالیت پویا و مؤثر دارند؟

اما ‌انگیزه خریداران اینچنینی بیشتر تجاری است تا هنری؟

بله، تمام بانک‌های مهم دنیا یک گالری کنار بانک‌شان دارند، از منهتن تا…، چون برایشان شأن و شخصیت می‌آورد. وقتی شما اثری از رامبراند را روی دیوار اتاق من می‌بینید، برخوردتان با من متفاوت می‌شود. برای یک بانک ۳۰ میلیارد تومان رقم بالایی نیست. از آن طرف بانک‌ها در تمام دنیا کار مبادله انجام می‌دهند، مثلا بانک سوئیس یک اثری دارد و آن را با اثری دیگر مبادله می‌کند. ما داریم مدام از اقتصاد هنر حرف می‌زنیم. من از مهم‌ترین آدم‌های اقتصادی دولتی این مملکت مثلا رئیس بنیاد فلان یا رئیس مجموعه اقتصادی فلان که داشت درباره وضعیت هنر گله می‌کرد یک سوال پرسیدم. به او گفتم آیا شما تابه‌حال یک تابلو از یک نقاش متدین که شهید یا امام کشیده، پنج میلیون یا ۵۰۰ هزار تومان خرید داشته‌اید؟ گفت نه. گفتم پس چرا هنرمند باید کاری که تو می‌گویی بکشد؟ ما در حوزه اقتصاد، فرهنگ و هنر را هم مدیریت می‌کنیم. نقاشی که می‌داند اگر عکس شهید بکشد کسی از او نمی‌خرد، اما کاری دیگر بکند از او می‌خرند، در درازمدت به کدام سمت می‌رود؟ نهادهای پولی ما در این کشور یا بانک‌ها هستند یا بنیادهای تعاون یا موسسات اعتباری و بیمه‌ها. پول در اینجاهاست. اینها اگر در عرصه هنر وارد نشوند، چه کسی می‌آید؟ اگر اینها از هنر متعهد حمایت نکنند، چه کسی باید حمایت کند و چه باید کرد؟ اگر گله‌ای وجود دارد، باید اینها را تقویت کرد. اگر حراج‌هایی که در کشور هستند، بتوانند آثار را وارد یک چرخه اقتصادی کنند، آرام‌آرام جریانی اقتصادی راه می‌افتد اما اگر این اتفاق نیفتد، دلال‌ها وارد می‌شوند. باید این ایراد را رفع کنیم، نه اینکه کار را زمین بگذاریم. همسر امیر قطر در چند سال اخیر آثار خوبی را با قیمت‌های گزاف جمع کرده، چون آنجا یک موزه‌ هنرها به راه انداخته و یک شعبه لوور را گرفته و ما در چنین منطقه‌ای هستیم. برای هنرمندان باید شأن قائل شویم. اینکه قیمت را پایین بیاوریم درست است؟ به‌نظر شما آثار پیکاسو به آن قیمتی که فروخته می‌شوند، می‌ارزند؟ اگر آثار گران‌قیمت دنیا را مرور کنیم، می‌بینیم برای آنها قیمت‌سازی شده، نه اینکه واقعا آنقدر ارزش داشته باشند.

باز هم اینها پاسخ سوال من نیست که چگونه می‌شود نسبت این جنس حراجی‌ها را با واقعیت هنرمندان حوزه تجسمی حفظ کرد؟

دلیل اینکه قیمت‌ها به این صورت است به این خاطر است که تعداد حراج‌ها کم هستند. جنس آثاری که عرضه می‌شوند، لاکچری شده است. ما این اتفاق را باید تکثیر کنیم و از آن طرف گروه‌هایی را وارد این ماجرا کنیم که اینها این کار را به‌لحاظ فرهنگی تغذیه کنند.

پس قبول دارید تعداد محدودی از هنرمندان با آثار محدودی در این حراج شرکت می‌کنند و البته که مجموع خریداران هم محدود است.

کاملا، اما اینها دلیل بر پولشویی نیست. اینجا تک است و بی‌رقیب‌بودنش برای مجموعه اقتصاد هنر آورده‌ای می‌آورد، پس بودنش بهتر از نبودنش است. می‌توان حراج‌هایی را در کنار حراج تهران تعریف کرد و هنرمندان بیشتری را وارد کرد، به این شکل است که قیمت‌ها می‌شکنند. معنی اقتصاد همین است. آن‌وقت مردم می‌توانند آثار هنری را به‌عنوان کالای سرمایه‌ای بخرند. من دیروز با مسئولان گفت‌وگویی داشتم. به آنها گفتم بیمه‌ها را موظف کنید آثار هنری را به‌عنوان آثار قیمتی بپذیرند و آنها را بیمه کنند. بانک‌ها هم آثار هنری را به‌عنوان وثیقه قبول کنند. یک اثر هنری یک یا دو میلیارد قیمت دارد اما برای یک وام ۵۰ میلیونی آن را قبول نمی‌کنند. اینکه بهتر از چک است. چک معلوم نیست پاس شود یا نشود. اجمالا می‌خواهم بگویم من از این حراج خاص دفاع نمی‌کنم اما همه‌جای دنیا حراج برای اقتصاد دنیای فرهنگ مهم است. نکته من این است.

هنرمندان بسیاری در اغتشاشات سال قبل مصون ماندند

این روزها یک فضای رسانه‌ای حول و حوش مهدی یراحی شکل گرفته است. بیشتر چهره‌های مشهور در حوزه موسیقی هستند و در حوزه تئاتر یا هنرهای تجسمی شاید این جنس شهرت کمتر باشد. مدیریت چهره‌های مشهور هنری و سلبریتی‌ها نیاز به ظرافت‌ دارد. الان می‌بینیم که از خارج دستگاه‌های مدیریت فرهنگی در مواجهه با هنرمندان اقداماتی صورت می‌گیرد. به‌نظر شما معاونت هنری چه اقدامات پیشگیرانه‌ای می‌توانست انجام دهد که اتفاقات از چهارچوب هنر خارج نشود؟ وقتی اتفاقی درباره هنرمندی مانند مهدی یراحی می‌افتد، شما به‌عنوان مدیر یک دستگاه فرهنگی کجای این مساله قرار دارید؟

یک کارگروه روی این موضوعات تصمیم می‌گیرد اما ما و مدیران کل ما وقتی که احساس می‌کنیم دوستی دارد به‌سمتی می‌رود که ممکن است نهادهای قضایی یا امنیتی وارد شوند، با تلفن یا حضوری با آنها گفت‌وگو می‌کنیم. خودم به بعضی از آقایان در ماجرای اغتشاشات پارسال زنگ زدم که فلان پست اینستاگرامی را نگذار یا اینکه گفتیم حواستان باشد که اینها دارند برای شما پوست خربزه می‌گذارند، از خودت مراقبت کن. این کار را مدیران کل ما هم کردند. من باز یک نشستی داشتیم که دوستانی مطلع از نهادهای مختلف را دعوت کردیم و هنرمندان هم آمدند. در این جلسه توضیح داده شد که چه اتفاقی دارد می‌افتد. بخش زیادی از هنرمندان در این نشست‌ها مصون ماندند.

ببینید ما الان ۹۰ هزار عضو صندوق هنر داریم. پارسال در همین اغتشاشات مصون ماندند. از این تعداد ۹ هزار نفر یعنی ۱۰ درصد هم به میدان نیامدند. ممکن است چهره‌هایی آمدند که سروصدا داشت اما تعداد اینها به ۵۰۰ نفر نمی‌رسید. این طرف هم چهره‌های مشهور زیادی داشتیم که به میدان نیامدند و توهین شنیدند. می‌خواهم بگویم از طریق گفت‌وگو، ارتباط، پیغام‌دادن، برگزاری نشست کار انجام شد. در طبقه بالای تالار وحدت تعدادی از هنرمندان دعوت شدند و در نشستی برای آنها توضیح داده شد که چه اتفاقی دارد می‌افتد و از آنها خواستیم مراقبت کنند و جلو انداخته نشوند. درواقع آگاهی‌بخشی شد. خود من و مدیران کل با بعضی تلفنی و با بعضی حضوری در این مورد صحبت کردیم. همچنین دعوت‌ها، نشست‌ها، سخنرانی‌ها و نمایش فیلم توسط نهادهای امنیتی داشتیم و هنرمندان را توجیه کردیم. بعضی از دوستان هنرمند ما یا اصولا این حرف‌های ما را نمی‌پذیرفتند یا کار به سمتی می‌رفت که نهاد قضایی وارد می‌شد. در این حالت دوم قاضی کار خودش را می‌کند و دیگر به حرف من گوش نمی‌دهد. برای آقای یراحی نهاد قضایی حکم داده که دستگیر شود، ولی در طول این مدت ما با بسیاری از هنرمندان و به‌ویژه خواننده‌ها و تهیه‌کنندگان اینها در ارتباط بودیم. در همین ساختمان ما جلسه‌ای با تمام تهیه‌کنندگان موسیقی گذاشتیم و به آنها توضیح دادیم که از خوانده‌هایتان مراقبت کنید تا جوگیر نشوند و اتفاقی برایشان نیفتد. در آن جریان تعدادی هم گرفتار شدند. برای خیلی از آنها خود ما پادرمیانی کرده و خواهش کردیم. همین الان سجاد افشاریان در تئاتر شهر اجرا دارد. خیلی از خواننده‌هایی که می‌گفتند ما دیگر روی صحنه نمی‌آییم، بعد از عید دیدیم که آمدند و اجرا کردند.

برای هنرمندی که خودش نمی‌خواهد همکاری کند چکار می‌توان کرد؟

الان برای فردی مثل مهدی یراحی می‌توانید کاری انجام دهید یا از دست شما خارج شده است.

این تصمیم را نهاد قضایی برای او گرفته است. ما می‌توانیم برویم گفت‌وگو کنیم اما وقتی کسی نمی‌خواهد حرفی را بپذیرد، من کاری برایش نمی‌توانم بکنم. اولین گام این است که طرف خودش بخواهد که اتفاقی برایش بیفتد. وقتی تصور هنرمند ما این است که این کار او نوعی مبارزه و حق‌طلبی است، من کاری نمی‌توانم برای او انجام دهم. خیلی از دوستانی که الان روی صحنه هستند، در آن جریان حضور داشتند و پادرمیانی و گفت‌وگو و آگاهی‌بخشی برایشان صورت گرفت. من خودم بارها برای بسیاری از بچه‌های تئاتر به قوه قضائیه زنگ زدم و با مشاور محترم دادستان مفصل صحبت کردم. برخی از اینها جوگیر شده یا تحت فشار آن کارها را کرده بودند.

پس شما دنبال انتقام‌گیری نیستید؟

اگر بودیم که این همه آدم اجرا نداشتند. نمونه آن همین آقای سجاد افشاریان است که گفتم در تئاتر شهر اجرا دارد. فقط ایشان هم نیست.

اگر یراحی مجوزی برای کنسرتش بخواهد، شما به او می‌دهید؟

یراحی خودش به‌سمتی رفت که از یک جایی به بعد نخواست تعامل کند. خیلی‌ها پست گذاشتند که ما دیگر با جمهوری اسلامی یا این دفتر موسیقی کاری نداریم و دیگر مجوز نمی‌گیریم. همه اینها روی صحنه اجرا کردند. شما لیست‌ها را ببینید حرف مرا باور می‌کنید. ما دنبال انتقام یا گرفتن حال کسی نیستیم. وقتی خود آقا رفتارشان این‌طور نیست، چرا ما باید این کار را بکنیم! اما باید طرف هم خودش بخواهد. بعضی‌ها از اپوزیسیون ‌بودن قهرمان ‌بودن می‌بینند. من نمی‌گویم تو بیا طرف من، ولی پای حق بایست. ما با هیچ‌کس مشکلی نداریم. فقط طبیعتا ما نمی‌توانیم اجازه دهیم کسانی که بی‌حجاب شده‌اند کار کنند که البته برخی باز خودشان پذیرفتند که طبق قوانین کشور کار کنند و الان روی صحنه هستند.

پس کسی که تن به قانون دهد، شما از حضورش ممانعت نمی‌کنید؟

برایمان مهم این است که قانون رعایت شود.

مشاهده خبر از سایت منبع