X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

مسافرآستانه: شعار دادن در خصوص حمایت از تولیدات فاخر ارزشی برای مدیران امری عادی شده – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حسین مسافرآستانه گفت: همه می دانند این شعارها هیچ مایه ای ندارد! وضعیت به گونه ای شده که دیگر هیچ فردی حتی در لحظه هم نمی تواند دل خود را به شعارها و وعده های مدیران خوش کند!

حسین مسافرآستانه کارشناس فرهنگی و استاد دانشگاه در خصوص لزوم توجه به راهپیمایی عظیم اربعین حسینی (ع) در سینما و تلویزیون گفت: شعار دادن در خصوص حمایت از تولیدات فاخر ارزشی برای مدیران امری عادی شده و همه می دانند این شعارها هیچ مایه ای ندارد! وضعیت به گونه ای شده که دیگر هیچ فردی حتی در لحظه هم نمی تواند دل خود را به شعارها و وعده های مدیران خوش کند!

مدیرعامل پیشین موسسه رسانه های تصویری در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: وعده و عید همیشه وجود داشته و دارد اما مهم اینجا است که این وعده ها هیچ گاه عملی نشده! ما وعده مسئولان را همواره شنیدیم اما این وعده ها بدل به حمایت نشده است.

وی سپس با بیان اینکه دیگر کم کاری بس است و باید وارد میدان شد اظهار داشت: امیدوارم مدیران فرهنگی و سینمایی و تلویزیونی تدبیری اندیشه کنند تا در خصوص مسائل مهمی نظیر واقعه بی نظیر عاشورای حسینی (ع) و اربعین حسینی (ع) بیش از این اهمال کاری نشود.

مسافرآستانه ادامه داد: باید در این خصوص هزاران اثر تولید شود چون ایده های ناب از این واقعه فراوان است. نکته قابل تأمل اینکه این قبیل تولیدات برای سایر کشورها به ویژه کشورهای مسلمان و شیعه نشین بسیار جذاب است.

این کارشناس فرهنگی در همین راستا متذکر شد: در پیاده روی اربعین مردم از کشورهای مختلف شرکت می کنند تا ببینند چه اتفاقی رخ می دهد. تولید فیلم هایی در این زمینه می تواند در عرصه بین الملل و تعیین نقشه راه و استراتژی فرهنگی کشور بسیار موثر باشد اما افسوس که خروجی مثبتی را شاهد نیستیم و مدیران در این زمینه کمتر تلاشی را صورت نمی دهند.

مدیر سابق هنرهای نمایشی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس با تأکید بر اینکه اربعین در این سال ها خودش بدل به یک رویداد و اتفاق فرهنگی و هنری بزرگ شده که کل مردم و کشور را به صحنه کشانده و درگیر کرده است تصریح کرد: خروجی این آیین و رویداد بزرگ در آثار هنری باید نمود پیدا کند. همانطور که اکثریت باورها و اعتقادات از دل آیین ها درآمده ما باید به این آیین مهم نیز با تمام قوا و جان مان تلاش کنیم.

مسافرآستانه راهپیمایی عظیم اربعین حسینی (ع) را در دنیا بی نظیر و بی مانند دانست و در این باره خاطرنشان کرد: ما با آیینی روبرو هستیم که توسط خود مردم به صورت کاملاً خودجوش شکل گرفته! این به خودی خود بی نظیر است! ما باید ایده های مختلفی از این راهپیمایی بگیریم و در سینما و تئاتر و موسیقی آن ها را در قالب اثر هنری به مردم دنیا عرضه کنیم.

وی در پایان این گفتگو افزود: قطعاً این اتفاق نیاز به برنامه ریزی و حمایت از سوی مدیران فرهنگی دارد که تاکنون چنین برنامه ریزی و اهتمامی وجود نداشته است. پروژه های مهم عاشورایی باید به کرات در سینمای ایران تولید شوند و همه می دانیم که خلق این نوع آثار هنری بدون حمایت دولت و مدیران فرهنگی امکان پذیر نیست و هرچقدر ایده جالب به ذهن هنرمند بیاید تا حمایت نشود نمی تواند به منصه ظهور برسد. متأسفانه بنده ندیدم جایی، اداره ای، مدیری در این خصوص اعلام حمایت کرده باشد و این بسیار متأثرکننده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

موتمن: چشم انداز روشنی برای سینمای کشور نمی بینم/ مافیا کلیت سینما را در دست گرفته – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فرزاد موتمن گفت: مشکلات در سینما بسیار زیاد است و جمیع این مشکلات به امروز و دیروز ارتباط ندارد و بیش از ۲۰ سال است که اوضاع سینما در کشورمان به شدت نابسامان شده و تدبیری هم برای برون رفت از این اوضاع وجود ندارد.

فرزاد موتمن کارگردان سینما در آستانه روز ملی سینما با انتقاد شدید از خانه سینما، سازمان سینمایی و سایر نهادهای مرتبط با امور هنرمندان گفت: متأسفانه بنده چشم انداز روشنی برای سینمای کشور نمی بینم چرا که مشکلات در سینما بسیار زیاد است و جمیع این مشکلات به امروز و دیروز ارتباط ندارد و بیش از ۲۰ سال است که اوضاع سینما در کشورمان به شدت نابسامان شده و تدبیری هم برای برون رفت از این اوضاع وجود ندارد.

کارگردان فیلم های سینمایی «شب های روشن» و «خداحافظی طولانی» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: مشکلات عدیده و پیچیده سینمای ایران از دهه ۸۰ به این طرف آغاز شد؛ از زمانی که حمایت بنیاد سینمایی فارابی از کلیه فیلم های دارای پروانه ساخت متوقف شد و بودجه ها تنها به عده ای افراد خاص تعلق گرفت معضلات ما شروع شد و همچنان ادامه دارد.

وی در همین راستا ادامه داد: سال ها است برخی افراد تحت عنوان جوان گرایی در سینما همه امکانات و مواهب را در اختیار برخی فیلم اولی ها گذاشتند و همین باعث شد تا فیلمسازان قدیمی و کاربلد کاملاً نادیده گرفته شده و بیکار و خانه نشین شوند. البته بنده با مسأله جوان گرایی مخالف نیستم چرا که برخی از این جوان ها افراد مستعدی بودند و فیلم های خوبی هم ساختند و در سینما ماندگار شدند اما بخش اعظم آن ها تنها آمدند که بیلان کاری مدیران را پر کنند و بعد از ساخت فیلم اول شان برای همیشه از سینما رفتند.

این سینماگر متذکر شد: وضعیت سینما آنقدر بحرانی شد که یک به یک تهیه کننده روز به روز ناامیدتر از گذشته شدند و دفاتر تولیدشان بدل به دفاتر پخش شد و دالان های مافیایی در اکران فیلم به وجود آمد که فقط به فیلم های دولتی و برخی تهیه کنندگان خاص توجه می کرد و مابقی افراد در تنگنا قرار گرفتند.

موتمن سپس با بیان اینکه مافیا کلیت سینما را در دست گرفته و سینماگرانی که جزو مافیا نیستند در بروکراسی های پیچیده تولید و اکران له شده اند تصریح کرد: این مافیا آنقدر قدرت داشت و دارد که پول های مشکوک را وارد سینما کرد؛ سرمایه گذارانی را وارد سینما کرد که پیش از آن کارشان سینما نبود و این سرمایه گذاران فیلم ها و سینما را دچار مشکل کردند از سوی دیگر ندانم کاری سرمایه گذارها و اختلاف شان با تهیه کنندگان باعث شد تا سینما قربانی آماتوریسم آن ها شود.

این کارگردان برجسته تأکید کرد: البته همه واقفیم که بی عدالتی بخشی از سینما است چون صنعت است و مثل هر صنعت دیگری بی عدالتی است اما در کشور ما این بی عدالتی بیداد می کند و این اتفاق درست برخلاف وعده ها و حرف و شعارهای مدیران سینمایی است.

کارگردان فیلم های سینمایی «سایه روشن» و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» در بخش دیگری از این گفتگو دولت را مقصر اصلی همه مسائل و معضلات سینمای ایران دانست و در این راستا خاطرنشان کرد: عمده مشکل ما در سینما بروکراسی است؛ در واقع مشکلات مربوط به مسئولان دولتی می شود که پست می گیرند و کار خود را دست بلد نیستند.

وی در همین راستا اظهار داشت: در هیچ جای دنیا اینقدر دولت و مسئولان دولتی در سینما دخالت نمی کنند. سینما کار خودش را می کند و سرگرمی است اما در کشور ما نه! مدیران سینمایی در همه کار می خواهند دخالت کنند و این دخالت باعث ایجاد تشتت و بحران در سینما می شود.

موتمن در پایان این گفتگو تأکید کرد: بنده یقین دارم که مدیران نمی خواهند معضلات را حل کنند اگر می خواستند معضلات را حل کنند برایشان کاری نداشت. در این بیش از ۲ دهه گذشته حضور مدیران همواره مشکلی بر مشکلات سینما افزون کرده است. کار مدیران سینمایی باید نظارت بر سینما و اعطای پروانه های ساخت و نمایش باشد نه اینکه روی همه چیز چنگ بیندازند و با ایم کارشان سینما را از بین ببرند. امروز سینما در کشور ما از بین رفته و در جنگ نابرابر با شبکه نمایش خانگی به شدت باخت داده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۱۱ فیلم در حال اکران تنها حدود ۱۰ هزار مخاطب داشتند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: میزان مخاطبان فیلم های سینمایی طی هفته گذشته کاهشی بود به نحوی که تعداد کثیری از فیلم ها مخاطبانی زیر هزار نفر داشتند!

به گزارش سینماپرس فیلم سینمایی «فصل ماهی سفید» به کارگردانی قربان نجفی با استقبال تنها ۷۱ مخاطب روبرو شد! این فیلم کمترین میزان استقبال را در میان فیلم های در حال اکران داشت.

در همین راستا «بابا سیبیلو» ادوین خاچیکیان تنها ۱۳۷ قطعه بلیت فروخت و «میان صخره ها» مختار عبدالهی به ۱۵۲ مخاطب رضایت داد! «شهرک» علی حضرتی نیز تنها توانست ۱۷۶ قطعه بلیت به فروش‌ برساند!

بر اساس این گزارش و با استناد به آمار ارائه شده در سایت سمفا تا ساعت ۱۱ جمعه دهم شهریورماه «پرونده باز است» آخرین ساخته سینمایی کیومرث پوراحمد طی یک هفته تنها ۱۸۳ مخاطب داشت و جدیدترین فیلم رضا میرکریمی با عنوان «نگهبان شب» به ۲۶۳ مخاطب بسنده کرد!

«تصور» علی بهراد نیز تنها ۳۲۱ قطعه بلیت فروخت و «ستون ۱۴» به کارگردانی امیرحسین همتی تنها توانست ۱۲۵۰ مخاطب داشته باشد! «سه کام حبس» سامان سالور نیز حدود ۲۳۰۰ مخاطب داشت و «دست انداز» کمال تبریزی به ۲۶۰۰ مخاطب رضایت داد و «مصلحت» حسین دارابی نیز نتوانست بیش از ۲۷۰۰ مخاطب را جذب سینماها کند!

این آمار نشان می دهد که ۱۱ فیلم در حال اکران که تعدادی از آن ها جزو فیلم های تازه محسوب می شوند روی هم رفته تنها حدود ۱۰ هزار مخاطب داشتند که رقمی فاجعه بار برای سینمای کشور محسوب می شود.

این اتفاق در حالی است که «فسیل» کریم امینی همچنان بعد از ۶ ماه از آغاز اکرانش یکه تاز گیشه است. این فیلم به تنهایی طی هفته اخیر حدود ۱۴۵ هزار نفر مخاطب داشت و «شهر هرت» دیگر ساخته این فیلمساز نیز با حدود ۱۱۳ هزار مخاطب رتبه دوم‌جدول فروش هفتگی را از آن خود کرد.

لازم به ذکر است سایر فیلم های در حال اکران نیز مخاطبانی اندک‌داشتند؛ «معجزه عشق» محمدرضا ممتاز حدود ۳ هزار بلیت فروخت و «بعد از رفتن» رضا نجاتی به ۵هزار مخاطب رضایت داد! «ستاره بازی» هاتف علیمردانی نیز که به تازگی اکرانش آغاز شده حدود ۱۰ هزار تماشاگر داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

متن کامل مصوبه «تعیین الزامات ساماندهی حوزه صوت و تصویر فراگیر» منتشر شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: متن کامل مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنوان «تعیین الزامات ساماندهی حوزه صوت و تصویر فراگیر» منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، متن کامل مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص «تعیین الزامات ساماندهی حوزه صوت و تصویر فراگیر» امروز منتشر شد.

ماده واحده «تعیین الزامات ساماندهی حوزه صوت و تصویر فراگیر» که در جلسه ۸۸۳ مورخ ۱۴۰۲/۳/۳۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است؛ به شرح ذیل برای اجرا ابلاغ می‌گردد:

«ماده واحده- مستند به بندهای ۳ و ۱۲ ماده ۳ سند تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر «سیاست‌گذاری، طراحی و برنامه‌ریزی کلان حوزه رسانه‌ای کشور» و «سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی راهبردی برای ارتقای کمی و کیفی مصرف و تولید محصولات و کالاهای رسانه‌ای و فرهنگی» و در اجرای مأموریت شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه پیگیری اجرای نقشه مهندسی فرهنگی و تکمیل اسناد و برنامه‌های بخشی آن با اولویت سینما، تئاتر، نمایش‌خانگی، موسیقی، ادبیات و رمان و با هدف تقسیم کار و تفکیک مسئولیت‌های قانونی و حمایت از تقویت تولید محتوای ایرانی-اسلامی در حوزه فرهنگ و هنر در فضای مجازی و رفع دغدغه فعالان این حوزه؛ «الزامات ساماندهی حوزه صوت و تصویر فراگیر» به شرح بندهای ذیل، احصا و تعیین می‌شود:

۱- مسئولیت تنظیم‌گری، صدور مجوز و نظارت بر خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها، کتاب، تبلیغات، بازی‌های رایانه‌ای و امثال آن که در چهارچوب وظایف و مأموریت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد؛ در حیطه صوت و تصویر فراگیر به عهده این وزارتخانه است.

۲- مستند به تفسیر شورای نگهبان در خصوص اصول ۴۴ و ۱۷۵ قانون اساسی، مسئولیت تنظیم‌گری، صدور مجوز و نظارت بر رسانه‌های فعال در عرصه صوت و تصویر فراگیر، شامل رسانه‌های «کاربرمحور» و «ناشرمحور» (VOD) و نیز شبکه نمایش خانگی به ویژه تولید سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و امثال آن، به عهده سازمان صدا و سیما است.

۳- صدور مجوز نظارت و تنظیم مقررات تبلیغات و آگهی در حیطه صوت و تصویر فراگیر به عهده سازمان صدا و سیما است و برای هماهنگی بیشتر، دو نماینده از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در شورای ذی‌ربط در سازمان صدا و سیما حضور خواهند داشت.

۴- تولید و پخش «زنده» برنامه‌ها و نیز صدور مجوز و نظارت بر «پخش زنده» در فضای مجازی در انحصار سازمان صدا و سیما خواهد بود.

۵ – ضوابط، مقررات و دستورالعمل‌های موضوع بند یک این ماده واحده با توافق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما تعیین خواهد شد و به منظور هماهنگی بیشتر و استفاده از ظرفیت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موضوع بند دو؛ دو نماینده از طرف وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در شورای صدور مجوز تولید و دو نماینده از طرف ایشان در شورای صدور مجوز پخش عضو خواهند بود. در صورت بروز اختلاف بین دو دستگاه، کارگروهی متشکل از دو نماینده از طرف وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نماینده از طرف سازمان صدا و سیما به ریاست دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، موضوع را بررسی و جمع‌بندی خواهند نمود.

۶- «سیاست‌ها و ضوابط حاکم بر صوت و تصویر فراگیر و شبکه نمایش خانگی» توسط دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و با همکاری سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ تدوین و پس از تأیید در کمیته‌ای متشکل از: رئیس سازمان صداوسیما، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر شورای عالی فضای مجازی، نمایندگان رؤسای قوا در کمیسیون هماهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی و قوا، سه نفر از اعضای حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی، دو نفر صاحب‌نظر در حوزه رسانه به انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی و به ریاست دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ظرف مدت ۳ ماه برای تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه می‌شود.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

داوری و اظهارنظر نخبگان در حوزه سینما همراه با سواد سینمایی و سواد رسانه‌ای باشد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیرکل دفتر حقوقی، عملکرد، امور استان‌ها و مجلس سازمان امور سینمایی گفت: آسیبی که حوزه سینما و تصویر ما در طول سالیان گذشته دیده ناشی از عدم نگاه تخصصی در درون و بیرون به این حوزه و قضاوت‌های نابجا است.

به گزارش سینماپرس محمدرضا سوقندی در گفت وگو با ایرنا با بیان این‌که سینما، یک فن، هنر، دانش و هنر است اظهار داشت: با وجود کارکرد صنعتی، تجاری و رسانه‌ای سینما، این کارکردها جایگزین فرآیند تولید، پخش و پیش‌تولید نمی‌شود بلکه در حوزه ادبیات سینمایی، اینها به معنای یک تخصص و فن است.

نگاه غیرتخصصی به سینما، ناشی از کمبود سواد سینمایی و رسانه‌ای است

وی تصریح کرد: نگاه غیرتخصصی و غیر فنی به حوزه سینما، ناشی از کمبود سواد سینمایی و رسانه‌ای در لایه‌ها و سطوح مختلف جامعه است و در وهله نخست، از مردم به عنوان مخاطبان اصلی سینما نباید انتظاری بیش از بهره‌برداری فکری، معنوی، تفریحی، فراغتی، اجتماعی و آموزشی از سینما داشت که این هم جای تقدیر دارد.

سوقندی افزود: اما از نخبگان، قشر فرهیخته، تحصیلکرده و دانشور جامعه انتظار این است که قضاوت، داوری و اظهارنظرشان در حوزه سینما همراه با سواد سینمایی و سواد رسانه‌ای باشد. این را کم می‌بینیم. یعنی اظهارنظرهایی که می‌شود هم غیرحرفه‌ای و هم غیر تخصصی و هم مبتنی بر عدم اطلاع و آگاهی از فیلم و سینما به معنای کلی است.

از مردم به عنوان مخاطبان اصلی سینما نباید انتظاری بیش از بهره‌برداری فکری، معنوی، تفریحی، فراغتی، اجتماعی و آموزشی داشته باشیم

نمی‌توان در یک اتاق دربسته به واقعیت سینما دست یافت

مدیرکل دفتر حقوقی، عملکرد، امور استان‌ها و مجلس سازمان امور سینمایی تاکید کرد: نمی‌توان در یک اتاق دربسته به واقعیت سینما دست پیدا کرد بلکه باید نگاه به مردم در حوزه سینما داشت.

سوقندی گفت: این نگاه شاید به روایتی دیگر مردمی‌سازی است؛ به معنای با مردم بودن، همراه مردم بودن و با آنها تصمیم گرفتن.

مدیرکل دفتر حقوقی، عملکرد، امور استان‌ها و مجلس سازمان امور سینمایی اظهار داشت: بخش عظیمی از بنیاد نظام جمهوری اسلامی، جمهوریت و بخشی هم نظام اعتقادی، باورها و ارزش‌های اسلام است. علت به وجود آمدن جمهوری اسلامی، مردم هستند که این هم در کلام امام راحل(ره) بود، هم رهبر معظم انقلاب بر آن تاکید دارند و هم در برنامه تحولی دولت است. اما جلوه، تجلی و حوزه اجرا و عملیاتی کردن آن در کنار مردم بودن و با مردم بودن و حق مشارکت به مردم دادن است.

وی گفت: مشارکت مردم اهدایی نیست که به آنها اهدا کنیم. حقی است که نمی‌توانیم از آنها بگیریم. این حق ذاتی مردم است. چرا که در این مجموعه مردم تماشاگر نیستند بلکه بازیگرند.

مردم بازیگران اصلی حوزه سینما و تصویر هستند

سوقندی اظهار داشت: این که سینما باید تخصصی باشد و تمامی قوانین و مقررات در آن رعایت شود و در چارچوب و اصول معین حرکت کند بدیعی است و در تمام جهان وجود دارد. اما این خیلی مهم است که نگاه ما به مردم به عنوان نگاه تماشاگری نباشد بلکه مردم بازیگران عرصه‌های مختلف در کشور هستند و یکی از مهمترین این عرصه‌ها، عرصه هنر و تخصصی‌ترین و جذاب ترین آنها سینما و تصویر است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» یعنی صدای ملت ایران و صدای ملت ایران یعنی زبان ملت ایران/در صدا و سیما زبان رکن و اصل است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: غلامعلی حدادعادل درباره تاثیر صبغه سیاسی‌اش بر فعالیت‌های فرهنگستان زبان می‌گوید: اگر مراد از سیاست دلبستگی به کشور و استقلال کشور، و تلاش در راه سربلندی ملت ایران و تقویت هویت ملی باشد حضور بنده در فرهنگستان عین سیاست است. اما اگر مراد از سیاست کار جناحی باشد، به آن معنا بنده در فرهنگستان به هیچ‌وجه کار سیاسی نمی‌کنم.

به گزارش سینماپرس، چندی پیش فرصتی به دست آمد تا با غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی مصاحبه‌ای داشته باشیم. از چند هفته قبل هماهنگی‌ها را انجام داده‌ایم. قرار است مصاحبه در دفتر کار او در فرهنگستان انجام شود. حداد عادل ۷۸ ساله، ۱۵ سالی می‌شود که سکاندار فرهنگستان است. البته این دوره، دورۀ دوم مدیریت او در فرهنگستان است که به فرهنگستان زبان و ادب سوم معروف است و گاه نوک پیکان انتقادها و شوخی‌ها دربارۀ واژه‌های مصوّب فرهنگستان به سمت او نشانه می‌رود؛ هرچند گله‌وار می‌گوید: «فرهنگستان فقط من نیستم، استادان رشته‌های مختلف دور هم جمع می‌شوند و درست‌ترین و نزدیک‌ترین واژه را انتخاب می‌کنند. آن‌ها استقلال خود را دارند و من دخالتی در جلسات و انتخاب‌های آن‌ها ندارم.»

برای این گفت‌وگو که زمان زیادی هم نداریم سعی می‌کنیم دربارۀ زبان فارسی، زبان‌ها و گویش‌های محلی و صدا و سیما و وضعیت زبان فارسی در قلمرو امروزی این زبان پرسش‌هایی داشته باشیم، هرچند پرسش‌ها بسیار است و در میان صحبت هم پرسش‌های دیگری به ذهن می‌آید اما فرصت کم است و مجبور می‌شوی از کنار آن‌ها بگذری.

مشروح گفت‌وگوی ایسنا با غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پی می‌آید:

شما سال‌هاست ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی را بر عهده‌ دارید، دو نهادی که در حوزه زبان فارسی فعالیت دارند؛ اما چهره‌ای که از شما به دلیل صبغه فعالیت‌های‌تان در ذهن مردم نقش بسته، چهره‌ای سیاسی است. به عنوان سوال نخست آیا دیدگاه و رویکردهای شما در عالم سیاست، بر فعالیت‌های فرهنگستان تأثیر داشته است؟

از خبرگزاری ایسنا تشکر می‌کنم که فرصتی برای گفت‌وگو درباره زبان فارسی به دست داده است. در واقع سوال شما این است که چه رابطه‌ای میان کار بنده در عرصه سیاست و کار بنده در فرهنگستان وجود دارد؛ پاسخ به این سوال بستگی به این دارد که مقصود از سیاست در این سوال چه باشد؛ اگر مراد از سیاست دلبستگی به کشور و استقلال کشور، و تلاش در راه سربلندی ملت ایران و تقویت هویت ملی باشد حضور بنده در فرهنگستان عین سیاست است؛ زبان فارسی رکن مهم و شناسنامه ملت ایران است و حفظ و تقویت زبان فارسی به استقلال و تقویت هویت ملی کشورمان کمک می‌کند.

در فرهنگستان کار سیاسی نمی‌کنم

اما اگر مراد از سیاست کار جناحی باشد، به آن معنا بنده در فرهنگستان به هیچ‌وجه کار سیاسی نمی‌کنم؛ البته در روزگار ما معمولا اهل سیاست، اشتغال زیادی به ادبیات و زبان ندارند و کمتر دیده می‌شود که کسانی که دستی در کار شعر و زبان و ادبیات فارسی داشته باشند در عرصۀ سیاست هم فعال باشند، اما در گذشته‌های نه چندان دور این امر خیلی رایج بوده است. دست‌کم از مشروطه تا امروز، اشخاص معروفی در عرصۀ سیاست داریم (چه با مشی سیاسی آن‌ها موافق باشیم و چه مخالف) که در زمرۀ فعالان سیاسی بوده‌اند، که در عرصۀ زبان و ادبیات زبان فارسی هم مشهور بوده‌اند و فعال و بلندآوازه؛ کسانی چون وثوق‌الدوله که دیوان شعر دارد و شاعر توانایی بوده یا ملک‌الشعرای بهار که یک فعال سیاسی و زندانی رضاشاه و دارای فراز و فرود در عالم سیاست بوده و درعین‌حال ملک‌الشعرا هم بوده است. بهار استاد دانشگاه تهران بوده و در ادبیات مقامی بالاتر از سیاست داشته است اما فردی کاملا سیاسی و نمایندۀ مجلس هم بوده است. یا ذکاءالملک فروغی. از گذشته‌های نه‌چندان دور نمونه‌های زیادی می‌توان پیدا کرد، بنابراین این‌که کسانی هم به ادبیات فارسی عشق بورزند و هم فعالیت سیاسی داشته باشند، چندان غریب نیست اما آنچه عجیب است، دوری اهل سیاست از زبان و ادبیات در زمانۀ ماست که باعث تأسف است.

مردم در انتخابات دغدغه فرهنگ ندارند

اشاره‌ای شد به دوری اهل سیاست از زبان و ادبیات فارسی. این موضوع در مجلس شورای اسلامی که شما سال‌ها ریاست کمیسیون فرهنگی آن‌ها را عهده‌دار بودید، مشهود است. این کمیسیون در سال‌های اخیر کمتر هواخواه داشته و نامزدهای منتخب داوطلبانه وارد این کمیسیون نمی‌شوند، در واقع اگر در کمیسیون‌های دیگر جایی نباشد، به ناچار وارد آن‌جا می‌شوند که این امر بر نقش‌آفرینی مجلس در امور فرهنگی مثلا قانون‌گذاری‌ها در حوزه فرهنگ تأثیر داشته است یا باعث شده در تحولات فرهنگی نقشی نداشته باشد.

بنده هشت سال در کمیسیون فرهنگی مجلس بودم، در مجلس ششم چهار سال عضو و در مجلس هشتم چهار سال رئیس کمیسیون بودم.

اصولا اشخاصی که به امور فرهنگی اشتغال دارند، در جامعه بخت زیادی برای نماینده شدن ندارند؛ تعداد کسانی که با شعر و کتاب و ترجمه و هنر و موسیقی و نمایش و سینما و با این امور و شئون فرهنگی سر و کار دارند یا دست‌اندرکار این امور هستند، در این سال‌ها در مجلس شاید یک درصد هم نبوده است. علت هم این است که مردم این نوع افراد را انتخاب نمی‌کنند. انگیزه غالب‌ مردم برای رأی‌ دادن این است که به سراغ کسانی بروند که مشکل معیشتی آن‌ها را حل کنند. مردم به دنبال حل مشکلات اقتصادی، گرانی و تورم و در یک کلام دل‌نگران سفرۀ خودشان هستند. حالا اگر کسی بگوید من دلبستۀ زبان و ادبیات فارسی هستم، ممکن است در دل یا به زبان به او بگویند «این حرف‌ها برای ما نان و آب نمی‌شود» و به همین جهت معمولا اشخاصی رای می‌آورند که قول بدهند اگر ما وارد مجلس شویم، مثلاً برایتان جاده درست می‌کنیم یا لوله‌کشی آب می‌کنیم، و از این قبیل قول‌های ملموس بدهند. فرهنگ، مشکل خیلی از مردم نیست، و متأسفانه به همین جهت اشخاص صاحب‌نظر و متخصص در مسائل فرهنگی در مجلس کم هستند. مشکلی که درباره کمیسیون فرهنگی بیان کردید، درست است و به همین ریشه برمی‌گردد.

امیدواریم نوعی فرهنگ‌سازی در جامعه و باور رأی‌دهندگان ایجاد شود تا معلوم شود که اهمیت کار فرهنگی در مجلس، کمتر از اهمیت کار اقتصادی نیست اما «دریغ از راه دور و رنج بسیار».

آیا می‌توان تمهید دیگری در مجلس برای این موضوع اندیشید تا قدمی در رویکرد فرهنگی نسبت به مسائل برداشته شود و قدمی در جهت رفع مشکلات و اعتلای فرهنگی از جمله زبان فارسی برداشته شود؟

مجلس چیزی غیر از نمایندگان مجلس نیست، این‌گونه نیست که مجلس یک واقعیت باشد و نمایندگانش واقعیت دیگری. همان حکایت است که شخصی کنار دریا رفت و گفت آنقدر آب بود که دریا پیدا نبود. مجلس همان نماینده‌های مجلس است و اگر تعدادی از کسانی که وارد مجلس می‌شوند به این امور توجه داشته باشند، می‌شود امیدوار بود. اگر نه، نه.

البته مجلس به زبان فارسی بی‌توجه نبوده است؛ قانون ممنوعیت استفاده از واژه‌های بیگانه را مجلس پنجم تصویب کرده و قانون خوبی است، هر چند مانند هر قانون دیگری اصلاحاتی نیاز دارد که ما هم به مجلس پیشنهاد کرده‌ایم و کار را دنبال می‌کنیم. این قانون، قانون خوبی است، بگذریم از این‌که بد اجرا می‌شود و یا در بسیاری از موارد اصلاً اجرا نمی‌شود.

باید تلاش کنیم تا اشخاصی که به اهمیت فرهنگ توجه دارند و فرهنگ‌شناس هستند در مجلس زیادتر شوند و کمیسیون فرهنگی جامعیتی پیدا کند و بتواند مسائل فرهنگ و هنر را لمس و درک کند و بتواند در قوه قانون‌گذاری، فضا را برای امور فرهنگی باز و راه‌ را هموار کند. مثلا مسئله استفاده یا سوءاستفاده از کتاب‌های مولفان در فضای مجازی که نوعی دزدی و تقلب است و فراوان شده از اموری است که احتیاج به قانون‌گذاری و تدبیر دارد؛ در حال حاضر حقوق مترجمان، مولفان و ناشران از این طریق تضییع می‌شود. این یکی از ده‌ها مسئله‌ای است که کمیسیون فرهنگی می‌تواند به آن اهتمام داشته باشد و به کمک اهل قلم بیاید. در عالم هنر و سینما و جاهای دیگر هم همین‌طور است.

از عالم سیاست دور شوم و به موضوع مورد بحث‌مان یعنی زبان فارسی برگردم. درباره زبان فارسی و لزوم پرداختن به آن همگی ما و کسانی که در رسانه‌ها کار می‌کنند، ‌ آگاهی دارند. عملکرد رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما را در این زمینه چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا مثلا ساخت برنامه‌ای در یکی از بخش‌های خبری برای تذکر واژه‌های مصوب را کافی می‌دانید؟

من از اول انقلاب با صدا و سیما مرتبط بوده‌ام و کمتر هفته یا ماهی است که پایم به صدا و سیما باز نشود. صدا و سیما را می‌شناسم و همیشه با دوستانم در صدا و سیما ارتباط و همکاری داشته‌ام. رسانه به معنای عام کلمه که شامل رسانه‌های مکتوب و صدا و سیما و دیگر انواع رسانه شود، در واقع میدان ظهور و بروز زبان است، ابزار کار رسانه زبان است. در گذشته رسانه‌های مکتوب، رسانه درجه اول بودند مانند روزنامه‌ها. در این ۲۰ سال اخیر که فضای مجازی قوت گرفته است، رسانه‌های مکتوب به حاشیه رانده شده‌اند و اگر امروز شمارگان روزنامه‌ها را با ۲۰ سال پیش مقایسه کنید حیرت می‌کنید، این یک واقعیت است اما روزنامه‌ها هنوز هستند. امروزه نقش رسانۀ ملی در مقایسه با روزنامه‌ها پررنگ‌تر شده است. به‌تازگی در مصاحبه‌ای به مناسبت روز خبرنگار در شبکه خبر گفتم «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، یعنی صدای ملت ایران و صدای ملت ایران یعنی زبان ملت ایران.» این نام‌گذاری به وضوح حکایت از اهمیت زبان در این رسانه دارد، زمانی که می‌گویم صدای ملت ایران منظورمان پیام و گفتار و زبان است. در صدا و سیما زبان رکن و اصل است.

لزوم تشکیل معاونت زبان فارسی صدا و سیما

در ۱۵ سال اخیر که نوبت دوم مسئولیت من در فرهنگستان بوده، راهبرد بنده گسترش همکاری با صدا و سیماست، اما در صدا و سیما آنقدر سیاست بر سایر چیزها غلبه دارد که در آنجا هم زبان فارسی دغدغه اول مدیران نیست. همۀ رؤسای دیروز و امروز صداوسیما مایل‌ بوده و هستند که زبان فارسی تقویت شود، هیچ رئیسی را در صداو سیما ندیدم که حرف‌هایمان را تصدیق نکند، اما فرق است میان آمال و اعمال، از آمال تا اعمال راه‌ درازی است. گاهی وقت‌ها بهتر می‌شود و گاه بدتر. مجال نیست وارد جزئیات شویم اما به نظر می‌رسد در این دوره از برخی از جهات توجه بیشتری شده است. همین که جرأت می‌کنند زمانی که یک مسئول برخلاف قانون به جای لفظ فارسی، کلمۀ خارجی به کار می‌برد، آن مسئول را نقد می‌کنند، قدم رو به جلو و مبارکی است و این را مثبت می‌دانیم. در حال حاضر هم سیما برنامه‌هایی برای تقویت زبان فارسی دارد، هم شبکه‌های مختلف رادیویی. البته برای ادبیات فارسی هم برنامه‌هایی دارند، گرچه این توجه را کافی نمی‌دانیم اما پیشرفتی می‌دانیم.

به‌تازگی در صدا و سیما گفتم و پخش شد، اهمیت زبان و ادبیات در صدا و سیما به اندازه‌ای است که جا دارد یک معاونت زبان ایجاد شود که در همه شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی پاسداران زبان فارسی حضور داشته باشند. باید این حساسیت و مبالات راجع‌به زبان فارسی وجود داشته باشد.

فضای مجازی جایی را آسوده نگذاشته

فضای مجازی هم یک رسانه است، اتفاقات فضای مجازی را در حوزه زبان پیگیری می‌کنید.

راجع‌به فضای مجازی باید بگویم به قول سعدی: «گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست/ در و دیوار گواهی بدهد کاری هست». اگر ما پیگیری نکنیم آن‌ها سراغ ما می‌آیند؛ فضای مجازی جایی را آسوده و فارغ نگذاشته از جمله زبان فارسی را.

فرهنگستان سال‌هاست مسائل خط و زبان فارسی را در فضای مجازی و شبکه‌های مجازی بررسی می‌کند. فضای مجازی یکی از دغدغه‌های ماست.

نسل نوجوانی که از این فضا استفاده می‌کنند، زبان فارسی‌شان گاه متفاوت و بعضا دیریاب است. البته کورش صفوی در مصاحبه‌ای گفته «یک نسل، زبان خاصی را برای خودش ایجاد می‌کند. این امر دلایل جامعه‌شناختی دارد. شما یک نسلی را می‌بینید که با هنجارهایی از جامعه سازگاری ندارد. ناسازگارشدنش می‌تواند نمودهای مختلفی داشته باشد. ممکن است در لباس پوشیدن یا طرز صحبت کردنش باشد و یا زبان خاصی را برای خودش ایجاد کند. این‌ها را ما نمی‌توانیم به‌عنوان یک پدیدۀ اجتماعی جامع و ماندگار در نظر بگیریم.» نظر شما در رابطه با زبان فارسی‌ای که نسل جوان در فضای مجازی به کار می‌گیرد چیست، آیا شما هم آن را امری گذرا می‌دانید و یا این‌که این نسل بر زبان فارسی تأثیر گذاشته و واژه و اصطلاحاتی وارد آن می‌کند؟

من هم مثل مرحوم دکتر صفوی نگرانی‌ای از این جهت ندارم؛ چیز جدیدی هم نیست و از این جزیره‌های کوچک زبانی در همه جای دنیا و در همه زبان‌ها وجود دارد و حتی این نوع زبان ویژۀ گروه‌های محدود، لفظی هم در زبان فارسی دارد و در فرهنگ‌های لغت آمده است و به آن «لوترا» می‌گویند. اگر به دهخدا یا فرهنگ سخن دکتر انوری مراجعه کنید در آنجا آمده است. [دهخدا آورده است: لوترا. [تَ] (اِ) لوتر. لوتره. زبانی غیرمعمول که دو کس با هم قرار داده باشند تا چون باهم سخن کنند دیگران نفهمند و آن را زبان زرگری هم گویند. ||لغز. چیستان. لهجه. شکسته زبانی.] در گذشته هم برخی از صاحبان اهل فن و صاحبان حِرف بین خود زبان ویژۀ خودشان را داشتند، امروز هم اگر گروهی از جوانان اصطلاحات خاصی به کار ببرند این چیز غریبی نیست، نگران‌کننده هم نیست. گیریم چند واژه هم از این زبان خاص وارد زبان عمومی شد، آن هم مشکلی نیست و در طول تاریخ هم شاید چنین اتفاقی افتاده باشد که بعدها جزو زبان می‌شوند و جای نگرانی وجود ندارد.

یعنی می‌تواند در گسترده شدن دامنه زبان فارسی کمک کند؟

نه چندان، معمولاً این زبان‌ها بین گروه محدود باقی می‌ماند و با گذشت زمان هم کمرنگ می‌شود، همیشه و در طول تاریخ بوده است.

فرهنگستان زبان ترکی؛ آری یا نه؟

می‌خواهم درباره پیشنهاد تشکیل «فرهنگستان زبان ترکی» بپرسم که گویا موضوع جدیدی هم نبوده و سال‌ها پیش هم مطرح شده و در نهایت به تشکیل بنیاد فرهنگ و هنر آذربایجان انجامیده است. زمانی که یکی از واکنش‌ها به ماجرا را در ایسنا منتشر کردیم، فحوای نظر برخی از مخاطبان این بود که چه اشکالی دارد که زبان‌های دیگر غیر از زبان فارسی فرهنگستان داشته باشند یا سیاست‌های تبعض‌آمیز نسبت به زبان‌ها و گویش‌های محلی وجود دارد. شما سیاست‌هایی را که نسبت به زبان‌های محلی هست، تبعیض‌آمیز تلقی می‌کنید با توجه به این‌که بعضا گویش‌وران چنین حسی را داشته‌اند؟

واقعیت این است شمار زیادی از ایرانیان در جای جای این کشور زبان مادری‌شان فارسی نیست. این یک واقعیت است. خواهران و برادران ترک یا آذری ما، زبان ترکی دارند، بلوچ‌ها زبان بلوچی دارند، کردها به زبان کردی سخن می‌گویند و عرب‌های خوزستان زبان عربی، و همین طور مناطق و اقوام دیگر ایران. به هر حال این یک واقعیت است. از دیرباز هم همین‌طور بوده و پدیدۀ جدیدی نیست؛ چندهزار سال است که مردم این سرزمین با داشتن زبان مادری متفاوت از زبان فارسی، پذیرفته‌اند یک زبان مشترک داشته باشند که همان فارسی بوده است. زبان فارسی محدود به مرزهای امروز ایران هم نبوده است، در غزنه که شهری است در افغانستان امروز، فردوسی به همان زبانی شعر می‌گفته که قطران در آذربایجان شعر می‌گفته است، ببینید فاصله چقدر است. حتماً زبان محلی قطران با زبان محلی غزنه فرق می‌کرده اما زبان مشترک آنها فارسی بوده است.

اشتراک در زبان فارسی عامل وحدت بین همه ایرانیان بوده است؛ در واقع کسی‌که می‌گفته من ایرانی‌ هستم منظورش این بوده اگر بخواهم با ایرانی دیگری صحبت کنم که‌ زبان مادری‌اش غیر زبان مادری من باشد، من و او به زبان فارسی صحبت می‌کنیم. درست مثل امروز. امروز یک ایرانی از سرخس خراسان با یک عرب در آبادان، هر دو به زبان فارسی با هم صحبت می‌کنند یا یک ایرانی از بندرعباس با یک ایرانی در ماکوی آذربایجان به زبان فارسی صحبت می‌کنند. همیشه این‌طور بوده است.

کسی مانع زبان محلی نیست

زبان‌های مادری و محلی جزو سرمایه‌های زبانی کشور ما هستند، باید وجود داشته باشند و باید ادامه پیدا کنند. سیاست جمهوری اسلامی به هیچ وجه دست‌کم گرفتن و از بین بردن زبان‌های مادری نیست، بلکه حفظ این زبان‌ها در کنار تقویت زبان فارسی و رسمی بودن و مشترک بودن زبان فارسی است.

دربارۀ زبان ترکی هم همین‌طور است. ما علاقه‌مند هستیم که در هر خانوادۀ ترک‌زبان پدر و مادرها با فرزندانشان به زبان ترکی صحبت کنند تا آنها قبل از ورود به دبستان و قبل از اینکه از خانه پا به جامعه بگذارند، زبان مادری خود را خوب یاد بگیرند. رهبر انقلاب زبان ترکی را از خانواده خود یاد گرفته‌اند با اینکه ایشان استاد زبان فارسی هستند و از شعرشان و علاقه‌شان هم به زبان فارسی خبر دارید. ولی گاه اتفاق افتاده خانواده‌ای آذری‌زبان با ایشان دیدار کرده‌اند، بچه‌هایشان هم بوده‌اند، ایشان احوال‌پرسی کرده و از بچه‌ها پرسیده‌اند: «ترکی هم بلد هستند؟ که گفته‌اند: «نه، خانواده در تهران زندگی می‌کردند.» ایشان به خانواده گفته‌اند: «چرا با بچه‌ها در خانه ترکی صحبت نمی‌کنید که ترکی یاد بگیرند؟» این نگاه نظام ماست. امروز برای حفظ، دوام و بقای زبان ترکی در ایران میان ترک‌زبان‌ها هیچ مانعی وجود ندارد. هیچ‌کس نه می‌خواهد و نه می‌تواند مانع از سخن گفتن به ترکی با فرزندان در خانه بشود، همین واقعیت برای حفظ زبان ترکی و هر زبان محلی و مادری دیگری کافی است که شامل زبان فارسی هم می‌شود.

بچه‌های ما در تهران چگونه زبان فارسی یاد می‌گیرند؟ آنها هم فارسی را در خانه یاد می‌گیرند. ترک باشند ترکی یاد می‌گیرند، عرب باشند عربی یاد می‌گیرند، بلوچ باشند بلوچی یاد می‌گیرند. جمهوری اسلامی هم به این زبان‌ها اهمیت می‌دهد. در صدا و سیما گاهی بیش از ۳۰ درصد اوقات شبانه‌روز را در استان‌ها به زبان محلی اختصاص می‌دهند و گویندگان، سخنرانان، اهل منبر و حتی امام جمعه‌ها بخشی از صحبت‌های خودشان را یا همه صحبت‌های خود را بر سر منبر به زبان ترکی بیان می‌کنند. امروز اگر به شهر بزرگی مانند تبریز سفر کنید می‌بینید مردم به‌راحتی و سادگی میان خودشان ترکی صحبت می‌کنند و در مجالس مذهبی و اجتماعاتشان به ترکی صحبت می‌کنند و اگر کسی از خارج از آذربایجان بیاید با او به فارسی صحبت می‌کنند و همه چیز طبیعی است.

بنیاد فرهنگ و هنر آذربایجان هم برای علاقه‌مندان زبان ترکی و متخصصان و پژوهشگرانی که دربارۀ زبان و ادبیات ترکی، آثاری تولید می‌کنند ایجاد شده است. خود فرهنگستان ما نیز شاخه و شعبه‌ای در تبریز به نام «بنیاد پژوهشی شهریار» دارد که در آنجا، ما هم به زبان فارسی توجه داریم و هم به زبان ترکی، کلاس آموزش زبان و ادبیات ترکی داریم و دربارۀ زبان ترکی و زبان فارسی تحقیق می‌کنیم.

در جمهوری اسلامی ایران به این زبان‌ها، یعنی به کردی و عربی و بلوچی و ترکی اجازه داده شده که به زبان خودشان کتاب بنویسند، روزنامه داشته باشند، فرهنگ لغت تألیف کنند و اجازه داده شده که در دانشگاه‌ها زبان و ادبیات آن‌ها هم تدریس شود؛ در دانشگاه تبریز و دانشگاه سنندج رشته‌های زبان و ادبیات ترکی و زبان و ادبیات زبان کردی داریم. حتی در سمنان واحد زبان سمنانی داریم و این حق مردم و جزء فرهنگ مردم است و هیچ مانعی نیست.

بد نیست بدانید فرهنگستان هم با توجه به سیاست‌های علمی و فرهنگی کشور و ضرورت ثبت و ضبط گویش‌های مختلف، گروهی برای تحقیق در زبان‌ها و گویش‌های ایران دارد که استادان و پژوهشگرانی در این گروه مشغول پژوهش هستند. تا کنون بیش از ۳۰ عنوان کتاب دربارۀ گویش‌های ایران در فرهنگستان منتشر شده است. مجلۀ نامۀ فرهنگستان هم تا کنون چندین ویژه‌نامه با عنوان «گویش‌شناسی» منتشر کرده است که حاصل پژوهش‌های اعضای هیئت علمی و پژوهشگران فرهنگستان و سایر محققان بوده است.

استادان بنام زبان فارسی که آذری هستند

اتفاقاً بسیاری از استادان نام‌آور زبان و ادبیات فارسی از آذربایجان برخاسته‌اند، فرهنگستان در سال ۱۴۰۱ دیوان قطران تبریزی را منتشر کرده که آقای دکتر محمود عابدی – عضو پیوستۀ فرهنگستان- نزدیک به ۱۰ سال در تصحیح آن زحمت کشیده بودند. این دیوان چندصد صفحه است، شعری بسیار استوار، پخته و پرورده دارد که متعلق به هزار سال پیش است. هزار سال پیش در آذربایجان یعنی زمانی که زبان مردم آذربایجان ترکی نشده بود، [زبان مردم آذربایجان قبلا زبان دیگری بوده که به آن زبان زبان آذری می‌گفتند و الان آذری را برای زبان ترکی به کار می‌برند] و قطران در آن زمان به زبان آذری صحبت می‌کرده است. ناصرخسرو در سفر خود زمانی که به تبریز می‌رسد با قطران ملاقات می‌کند که در سفرنامه‌اش از این سفر یاد کرده است، قطران برخی از واژه‌های متداول گونۀ بلخی و خراسانی را که نمی‌دانسته از ناصرخسرو سؤال می‌کند.

در طول تاریخ بزرگانی در زبان فارسی در آذربایجان پیدا شده‌اند که شاید از همه معروف‌تر در دوران ما شهریار باشد که نمونۀ یک آذربایجانی تمام‌عیار است. هم عشق به زبان مادری و هم عشق به زبان فارسی هر دو در شهریار دیده می‌شود. امروزه فرهنگستان زبان و ادب فارسی استادان بزرگی دارد که زبان مادریشان ترکی است. از آن جمله، از همه بلندآوازه‌تر استاد محمدعلی موحد است که اهل تبریز است، دکتر حسن انوری که «فرهنگ سخن» ایشان یک خدمت ارزنده به زبان فارسی است اهل تکاب آذربایجان است، خانم دکتر ژاله آموزگار اهل خوی هستند و آقای دکتر نصیری اهل تبریز است، آقایان دکتر چنگیز مولایی و دکتر صدری‌نیا هم اهل آذربایجان هستند. اینها اعضای پیوسته و وابستۀ شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستند. اما اینکه صحبت از تأسیس نهادی به نام فرهنگستان زبان ترکی بشود جای بررسی دارد. باید سوال کنیم، مقصود شما از اینکه چنین نهادی تأسیس شود آیا این است که جایی به وجود بیاید تا در آنجا دربارۀ زبان ترکی تحقیق شود، انتشارات داشته باشند و کار ادبی و پژوهش کنند؟ اگر چنین باشد در حال حاضر چنین مؤسسه‌ای وجود دارد، در خود تبریز بنیاد فرهنگ و هنر آذربایجان تأسیس شده و می‌تواند این کارها را بکند. تأسیس فرهنگستان برای هر امری، از شئون شورای عالی انقلاب فرهنگی است و به نظر می‌رسد اگر برای زبان فارسی فرهنگستان تأسیس شده، از آن جهت نیست که جمهوری اسلامی نسبت به زبان ترکی و یا کردی و بلوچی نظر منفی داشته و خواسته تبعیض قائل شود بلکه علتش این است که زبان فارسی همیشه زبان مشترک و رسمی ایرانیان بوده است، زمانی که یک زبان، زبانِ رسمی ملتی ‌شود جنبه‌های حاکمیتی پیدا می‌کند و این جنبه‌های حاکمیتی باید در نهادی مشخص، مدون و مراقبت بشود. به همین دلیل فرهنگستان به وجود آمده است. کارهایی که ما در فرهنگستان می‌کنیم، کارهایی از این قبیل است و مانند کارهای پژوهشی که در دانشگاه‌های سراسر کشور دربارۀ زبان فارسی می‌شود، نیست.

ما به هر امری در زبان و ادبیات فارسی نگاه می‌کنیم در درجۀ اول از حیث جنبۀ حاکمیتی زبان فارسی است؛ مثلا واژه‌گزینی امری است که جنبۀ حاکمیتی دارد به این معنا که جایی باید بگوید معادل فلان اصطلاح خارجی این اصطلاح فارسی است و آن معادل را تعیین و تصویب و تثبیت کند تا بعداً به‌فرض اگر در متون حقوقی واژه‌ای فرنگی آمد، معلوم شود که این کلمه معادل آن است یا اگر بخواهیم متنی را از فارسی به فرنگی برگردانیم معلوم شود معادل فرنگی آن واژه فارسی چیست. این‌ها احتیاج به یک ثبات و پشتوانه حاکمیتی دارد و از این جهت است که برای زبان فارسی فرهنگستان تأسیس شده است. خوب است کسانی که صحبت از تأسیس فرهنگستان زبان ترکی و یا هر زبان دیگری می‌کنند، بگویند چه مشکلی دارند که اگر فرهنگستانی برای زبان آن‌ها تأسیس شود، مشکلشان حل می‌شود؟ بنده اطمینان می‌دهم هیچ مشکلی وجود ندارد و در جمهوری اسلامی همۀ زبان‌های مردم ایران محترم شمرده می‌شود. خود من شخصاً علاقه دارم زبان ترکی را یاد بگیرم و گاهی با دوستانی که دارم و ترک‌زبان هستند صحبت می‌کنم و از آن‌ها خواهش می‌کنم برایم توضیح دهند و سؤالاتم را از آن‌ها می‌پرسم. پدربزرگ من ترکی بلد بود، ترکی را هم از خانواده یاد گرفته بود، شوهرخواهرم نیز آقای مهندس شافعی است که اهل مرند آذربایجان و ترک‌زبان است. معتقدم کسانی که در تاریخ ایران، دربارۀ تاریخ صفویه و قاجاریه مطالعه می‌کنند، حتماً باید با اصطلاحات حکومتی و دیوانی ترکی آشنا باشند. همین عقیده را نسبت به زبان کردی و زبان‌های دیگر هم دارم. این عقیده، تنها عقیده شخص من نیست ‌آنچه عرض می‌کنم، نظر شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی و سیاست جمهوری اسلامی و نظر رهبری این نظام است.

وضع زبان فارسی را در افغانستان تعقیب می‌کنیم

به قلمرو زبان فارسی اشاره کردید، از غزنه تا آذربایجان. در محدودۀ خارج از جغرافیای سیاسی امروز ایران، تاجیکستان و افغانستان هم هست؛ اخیراً نقل قول‌هایی از حکومت طالبان مبنی بر ممنوعیت زبان فارسی در این کشور شنیده می‌شود. هرچند این موضوع چیز تازه‌ای نیست و در دورۀ اول حکومت طالبان نیز طرح می‌شد. پیش از دورۀ دوم حکومت طالبان محدویت‌ها کمتر شده بود. دیدگاه شما نسبت به این تصمیم چیست و چطور می‌توانیم ارتباط‌مان را با این قلمرو زبان فارسی و استادان زبان فارسی در این کشورها نگه داریم؟

بحث زبان فارسی فراتر از مرزهای امروز ایرانی، بحث مهم و مفصلی است، به‌ویژه در افغانستان و بالاخص بعد از به روی کار آمدن طالبان. البته بی‌مهری نسبت به زبان فارسی، در افغانستان چیز جدیدی نیست، دست‌کم ۱۰۰ سال است که این نغمه از آنجا شنیده می‌شود اما قوت و ضعف داشته حتی در دوران آقای اشرف غنی هم ما مخالفت با زبان فارسی را می‌دیدیم و علت خارجی آن را هم می‌دانستیم.

دربارۀ سیاست طالبان نسبت به زبان فارسی، حرف‌های متفاوتی شنیده می‌شود؛ گاهی برخی از مقامات و مسئولان طالبان اظهار می‌کنند، بنای ما مخالفت با زبان فارسی نیست. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، تاجیک و فارسی‌زبان است، با زبان فارسی هم صحبت می‌کند، و بعضی از اعضای حکومت طالبان همین را دلیلی بر عدم دشمنی با زبان فارسی می‌دانند. از سوی دیگر برخی اقدامات شنیده می‌شود که خلاف این است؛ مثلا اصرار بر این‌که در تابلوهای دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها حداقل در برخی مناطق فقط زبان پشتو باشد. اخیرا از قول یکی از مسئولان طالبان ظاهرا در بلخ یا مزار گفته شده احتیاجی به زبان فارسی نداریم، بهتر است که بروند و فنون نظامی را یاد بگیرند. این حرف‌ها نگران‌کننده است. ما به عنوان فرهنگستان زبان و ادب فارسی موضوع زبان فارسی را در افغانستان تعقیب می‌کنیم و در پی آن هستیم که این زبان فارسی جایگاه خود را در این کشور حفظ کند.

هیچ حکومتی نمی‌تواند با زبان مردمش مخالفت کند

این را هم باید بگویم زبان فارسی، زبانِ قاطبۀ مردم افغانستان است و هیچ حکومتی نمی‌تواند با زبان مردم خود مخالفت کند. مخالفت با زبان مردم یعنی مخالفت با مردم. زبان فارسی زبانِ اقلیتی از مردم افغانستان نیست. دوسوم مردم افغانستان یا فارسی‌زبان هستند و یا فارسی را خوب می‌دانند. بزرگان زبان فارسی از افغانستان برخاسته‌اند، بیهقی تاریخ خود را که گوهر درخشنده‌ای در نثر فارسی است، هزار سال پیش در غزنه نوشته، فردوسی شاهنامه را که سرچشمه زلال زبان فارسی است در غزنه سروده است، سنایی شاعر بزرگی که پیشرو مولانا بوده، اهل غزنه است. این‌ها به مردم و ملت افغانستان تعلق دارند، ما اطمینان داریم مردم افغانستان با زبان فارسی مخالفت نخواهند کرد. زبان فارسی با روح مردم افغانستان درآمیخته است و طالبان اگر خود را به ملت افغانستان متعلق می‌داند، با زبان فارسی مقابله و مخالفت نخواهد کرد.

در مصاحبه‌ای که با استادان زبان فارسی کشور افغانستان داشتیم که اتفاقا بنیاد سعدی آن‌ها را به ایران دعوت کرده بود، درباره این مخالفت‌ها صحبت شد و این موضوع به صراحت گفته شد که «ممکن است سر چهار تا واژه، مثلا دانشجو و دانشگاه جنگ باشد اما در پهلویش همین اهل زبان دیگری، صد واژه فارسی ناب را به کار می‌برند که خودشان هم نمی‌دانند. این واژه‌ها از دانشجو و دانشگاه هم ناب‌تر و فارسی‌تر است». و می‌توان گفت حوزه واژه‌گزینی کشورهای افغانستان و تاجیکستان ظرفیت‌های بسیاری دارند، راهکار و تمهیدی داشته‌اید تا معادل فارسی در سه کشور به صورت واحد استفاده شود؟

ما فارسی رایج در افغانستان را یکی از سرچشمه‌های تقویت زبان فارسی می‌دانیم و در واژه‌گزینی‌ هم معتقدیم که باید از این منبع سرشار استفاده کرد. نظیر این اعتقاد را دربارۀ فارسی رایج در تاجیکستان داریم، حتی زبان اردو را هم از حیث وجود ۶۰ درصد لغات فارسی حداقل در این زبان، یکی از منابع حفظ و تقویت زبان فارسی می‌دانیم. در ۲۰ سال گذشته خیلی تلاش کردیم تا با دستگاه‌های رسمی این دو کشور اتصال و ارتباط پایداری در حوزۀ زبان فارسی ایجاد کنیم تا بتوانیم در کار واژه‌گزینی همکاری مشترک داشته باشیم و سه کشور برای اصطلاحات جدید یک نوع معادل‌گزینی کنند. این آرمان ماست اما متأسفانه چندان موفق نبودیم و علت آن هم به‌هم‌ریختگی اوضاع افغانستان بوده است. آنجا هیچ‌گاه با یک ثبات و آرامش اجتماعی و سیاسی روبه‌رو نبوده‌ایم که سیاست روشنی در باب زبان فارسی داشته باشند و بتوانند باب همکاری رسمی را باز کنند. در تاجیکستان وضع اندکی بهتر بوده ولی جدای همکاری‌های رسمی، ما از فارسی رایج در افغانستان و تاجیکستان برای دست‌یابی به واژه‌های نو و نیرومندتر کردن زبان فارسی به صورت‌های مختلف استفاده می‌کنیم. ما واقعیت‌های زبان فارسی افغانستان و تاجیکستان را بسیار مهم تلقی می‌کنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سالی که وزارتخانه را تحویل گرفتیم کل بودجه ۱۲ هزار میلیارد ریال بود و اکنون حدود چهار برابر افزایش یافته است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز جمعه در دیدار با حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمدرضا شاهرخی نماینده، ولی فقیه در لرستان و امام جمعه خرم آباد گفت: سالی که وزارتخانه را تحویل گرفتیم، کل بودجه ۱۲ هزار میلیارد ریال بود و اکنون حدود چهار برابر افزایش یافته است.

به گزارش سینماپرس، محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز جمعه در دیدار با حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمدرضا شاهرخی نماینده، ولی فقیه در لرستان و امام جمعه خرم آباد گفت: سالی که وزارتخانه را تحویل گرفتیم، کل بودجه ۱۲ هزار میلیارد ریال بود و اکنون حدود چهار برابر افزایش یافته است.

وی افزود: همچنین امسال تحول بزرگی با کمک نمایندگان مجلس شورای اسلامی رخ داد به نحوی که بانک‌ها و ادارات شرکتی موظف هستند یک درصد اعتبار را در اختیار حوزه فرهنگ و هنر قرار دهند که چندین برابر بودجه‌های فرهنگی است.

وزارت فرهنگ شکاف تفکر اجرایی با حکمرانی مدنظر انقلاب را پر کرد

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: اتفاق مهمی در حوزه مدیریت فرهنگی کشور رخ داده است، به دلیل شکاف حوزه تفکر اجرایی با اسناد بالادستی و حکمرانی مدنظر انقلاب در حوزه فرهنگ، ابزار حکمرانی فرهنگی به تدریج کند شده و حوزه فرهنگ در حکمرانی دولت ضعیف شده بود که دولت سیزدهم برای پر کردن این شکاف اقدامات مستمر و مطلوبی انجام داده است.

اسماعیلی با اشاره به تاکید رییس جمهور درباره ارتقای مباحث فرهنگی کشور ادامه داد: سال ۸۴ اقتصاد کتاب کشور ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال و بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هشت هزار میلیارد ریال بود و سالی که دولت سیزدهم فعالیت خود را آغاز کرد بودجه وزارتخانه ۳۰۰ میلیارد ریال بود در حالیکه در ۲ سال اخیر دولت کارهای مهمی برای حوزه فرهنگ و هنر انجام داد.

وی افزود: قبل از مسوولیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به مبانی فکری رییس جمهوری در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه اشراف داشته ام و از طراحی و تنظیم برنامه‌های وی اطلاع داشتم و ایشان در همان زمان نسبت به رشد حوزه فرهنگ دینی و اسلامی کشور تاکید داشت.

وی گفت: سال گذشته ۱۱ فیلم در جشنواره فیلم فجر اکران کردیم و متوسط هزینه ساخت هر فیلم ۴۰۰ تا ۴۵۰ میلیارد ریال بود از طرفی با توجه به آمار مبنی بر اینکه ۹۲ درصد جوان‌های ما موسیقی گوش می‌دهند برنامه ریزی راهبردی برای تناسب ذایقه‌ها با زیست بوم فرهنگی اسلامی در دستور کار بوده و هست.

وی با اشاره به ساخت سمفونی ویژه شهدا برای کنگره شهدای کشور تصریح کرد: دولت سیزدهم سالانه مجوز ۱۱۰ هزار جلد کتاب داده و از یک وزارتخانه تنظیم گر و نظارتی به برنامه ریز و توسعه فرهنگی تبدیل شده است.

اسماعیلی تصریح کرد: شعار محوری وزارتخانه در دولت را نهضت بازگشت به مساجد گذاشتیم و در این راستا بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ۷۰ شهر محروم را در کانون‌های فرهنگی هنری آموزش دادیم.

وی افزود: انقلاب اسلامی و نهضت امام یک مقاومت فرهنگی بود و اکنون ما داریم مسیر سال‌های گذشته را بر می‌گردانیم که در این راستا ۱۲۴ اقدام عملی، راهبرد و چشم انداز منتشر کردیم و گزارش عملکرد فصلی را بررسی می‌کنیم.

وی با بین اینکه کار نکرده بسیار است و فرصت تعارفات معمول را نداریم، ادامه داد: امسال در استان‌ها باید شورای فرهنگ عمومی را تقویت کنیم و به همین دلیل بودجه مستقل برای برش شورای فرهنگ عمومی استان‌های لحاظ شده و آمادگی کامل برای حمایت فعالیت‌های قرآنی وجود دارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«مرتضی پورصمدی» درگذشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مرتضی پورصمدی فیلمبردار سینما و تلویزیون در سن ۷۰ سالگی درگذشت.

به گزارش سینماپرس، بهرام بدخشانی همکار این سینماگر و یکی از فیلمبرداران سینمای ایران ضمن تایید خبر درگذشت مرتضی پورصمدی در گفتگویی کوتاه با ایسنا گفت: امروز ۱۱ شهریور ماه مرتضی پورصمدی سر صحنه سریال شبکه خانگی به کارگردانی حامد عنقا بوده که حالش بد می‌شود و متاسفانه پس از انتقال به بیمارستان با وجود تلاش پزشکان از دنیا می‌روند.

به گفته‌ی او؛ این فیلمبردار قدیمی عوارضی شبیه سکته قلبی داشته است.

مرتضی پورصمدی مستند ساز و فیلمبردار سینما و تلویزیون ایران را شاید بیش از همه با کارهای مستندش بشناسیم، همچون «حوردورق» «نقش و نقشه برداری» و همچنین مجموعه تلویزیونی «کودکان سرزمین ایران» و… و. است.

مرتضی پورصمدی متود ۱۳۳۱ در همدان و فارغ‌التحصیل رشته فیلم‌برداری از مدرسه عالی تلویزیون و سینما بود. او در سه حوزه فیلم‌های مستند، فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی مدیر فیلمبرداری بوده و در برگزاری نمایشگاه عکس نیز دستی بر آتش داشته است.
فیلم‌های سینمایی گیلانه، دایره زنگی، هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند، هویت، روایت سه‌گانه (اپیزود رخشان بنی‌اعتماد) و یک گزارش واقعی از جمله فیلم‌هایی است که او در فیلمبرداری آن‌ها نقش داشته است.
همچنین سریال‌های مزد ترس، مدار صفر درجه و حیرانی نیز از جمله سریال‌های تلویزیونی است که تصویربرداری آن‌ها برعهده پورصمدی بود.
او به واسطه سال‌های فعالیت حرفه‌ای، جوایز مختلفی را در حوزه فیلمبرداری به دست آورد که از آن جمله می‌توان به سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از بیست و هفتمین جشنواره فجر، جایزه بهترین فیلمبرداری از جشنواره‌های رشد، کودک، سینماحقیقت و… اشاره کرد.
پورصمدی همچنین نمایشگاه‌های عکس خود را در سوئد، فرانسه، کانادا و… برگزار کرده بود.

زمان مراسم خاکسپاری او متعاقبا اعلام می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رادیو به سراغ ارایه روایتی تیاتری از زندگانی مرحومه «کونیکو یامامورا» می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهرام سروری نژاد کارگردان رادیوتئاتر «دختر وطن» درباره ویژگی‌های این اجرا و اقتباس از کتاب زندگی کونیکو یامامورا مادر ژاپنی شهید محمد بابایی، توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش سینماپرس، بهرام سروری نژاد کارگردان رادیوتئاتر «دختر وطن» که به تازگی در قالب پروژه «رادیو در صحنه» در حوزه هنری روی صحنه رفته است، در گفتگو با مهر درباره این اجرا عنوان کرد: پروژه تولید و اجرای رادیوتئاتر که در حوزه هنری شکل گرفته است به همت ایوب آقاخانی مدیر کارگروه تولید مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انجام می‌گیرد. البته آقاخانی از سال‌ها قبل به دنبال عملی کردن این ایده بود که رادیوتئاترها به صورت مرتب و مستمر در یکی از سالن‌های نمایشی اجرا شوند که این ایده تا جاهایی هم پیش رفت اما به نتیجه نهایی نرسید تا اینکه امسال با مساعدت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و آقای کوروش زارعی این پروژه به ثمر رسید. رادیوتئاتر «دختر وطن» دومین اثری است که در این پروژه اجرا می‌رود که امیدوارم این برنامه مستمر و ادامه دار باشد.

وی درباره ویژگی‌های رادیوتئاتر و تفاوتش با نمایش رادیویی توضیح داد: آنچه که امروزه از آن به عنوان رادیوتئاتر نام می بریم اجرای یک نمایش رادیویی با کلیه خصوصیات یک نمایش رادیویی و استفاده از تمام تکنیک‌هایی است که در یک نمایش رادیویی به کار برده می‌شود مانند استفاده از میکروفن، تنظیم نمایشنامه به شیوه رادیویی، بهره گیری از افکت و صداگذاری و … در سالن تئاتر اس اما تفاوتی که رادیوتئاتر با نمایش رادیویی دارد این است که رادیوتئاتر در حضور تماشاگران اجرا می‌شود و در این اجرای رادیویی از المان‌های تئاتری مانند اکسسوار، گریم، نور و … هم استفاده می‌شود که بهره بردن از این المان‌ها بستگی به خود کار و همچنین سلیقه و نظر کارگردان دارد.

سروری‌نژاد درباره ایده شکل گیری این رادیوتئاتر بیان کرد: به پیشنهاد یکی از دوستان که از دست اندرکاران اجرا هم است کتاب «مهاجر سرزمین خورشید» برای اقتباس پیشنهاد شد که خاطرات مرحومه کونیکو یامامورا با نام ایرانی سبا است که مادر شهید بابایی هستند. از این کتاب نمایشنامه‌ای با عنوان «دختر وطن» توسط محمدرضا قلمبر نوشته و تنظیم شد که البته تفاوت‌هایی با کتاب دارد. در کتاب، زندگی این بانو از ابتدا روایت می‌شود اما در این رادیوتئاتر ما از انتهای داستان و فوت همسر ایشان روایت را شروع می‌کنیم و به ترتیب فلش بک می زنیم و به عقب می‌رویم تا به شهادت محمد بابایی و انقلاب و حضور ایشان در ژاپن و در نهایت کودکی کونیکو یامامورا می‌رسیم.

این بازیگر و کارگردان تئاتر و نمایش رادیویی درباره پخش این کار از رادیو نمایش نیز یادآور شد: این کار صرفاً به عنوان یک رادیوتئاتر و برای اجرای عمومی تولید شده است. البته صحبت‌هایی با مرکز هنرهای نمایشی رادیو انجام شده تا در صورت امکان یک نسخه صوتی هم از این کار ضبط و برای پخش از رادیو نمایش تحویل داده شود.

بازیگر نمایش «خدای جهنم» درباره اینکه آیا تجربه اجرای رادیوتئاتر فقط مختص هنرمندان رادیویی است یا خیر، بیان کرد: معتقدم هم بچه‌های رادیو می‌توانند روی صحنه بیایند و همه هنرمندان تئاتر می‌توانند اجرای رادیوتئاتر را تجربه کنند کما اینکه در سال‌های قبل که بخش رادیوتئاتر به صورت مسابقه و به شکل رقابتی در جشنواره تئاتر فجر اجرا می‌شد شاهد بودیم که هم هنرمندان رادیو و هم تئاتر در آن حضور داشتند. البته خیلی از بچه‌های رادیو علاقه‌ای به روی صحنه آمدن ندارند و برخی هم توانایی حضور روی صحنه و اجرای زنده را ندارند. البته در طول این سال‌ها از هنرمندان تئاتری هم در اجرای رادیوتئاتر استفاده کردیم و کار با میکروفن را برایشان تشریح کردیم تا به نتیجه نهایی رسیدیم. در همین رادیوتئاتر «دختر وطن» هم به همین شیوه عمل کردیم هنرمندان رادیو در کنار بازیگران تئاتر حضور دارند که با تمرین به هماهنگی با هم رسیدند.

سروری‌نژاد درباره پیش بینی‌اش از استقبال مخاطبان از این پروژه گفت: این پروژه، اتفاق بسیار جدیدی است که قبلاً در جشنواره‌ها امتحان شده است و مخاطبان جشنواره‌ها معمولاً آثار بخش‌های مختلف را می‌بینند. کارها هم یک یا نهایتاً ۲ اجرا دارند اما وضعیت اجرای عمومی فرق دارد و برای اولین بار است که اتفاق می‌افتد. هنوز خیلی‌ها در جریان آغاز این رویداد نیستند و برخی هم از همان ابتدا در حال مخالفت کردن با آن هستند و می‌گویند رادیوتئاتر آنقدر کشش ندارد که بخواهد برای مدت طولانی روی صحنه باشد و نهایتاً یک هفته اجرا برایش کافی است. البته معتقدم می‌توان با تبلیغات و اطلاع رسانی مناسب برای رادیوتئاتر هم مخاطب جذب کرد که کار سخت و هزینه‌بری است.

رادیوتئاتر «دختر وطن» به نویسندگی محمدرضا قلمبر و بر اساس کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» به کارگردانی بهرام سروری نژاد از چهارشنبه ۸ شهریور ماه ساعت ۱۸:۳۰ اجرا خود را در تماشاخانه مهر آغاز کرده است.

در این اثر بازیگرانی چون گلچهره زند، ماکان رضایی پور، بهرام سروری نژاد، مرتضی ظهرابی، عباس شیراوند و فریبا بکلو به ایفای نقش می‌پردازند.

سایر عوامل این رادیوتئاتر عبارتند از صدابردار: ناصر نظری، دستیار کارگردان: الهام سلیمی، طراح تصویر: رعنا عابدی و طراح پوستر: محدثه قافله باشی.

در خلاصه داستان «دختر وطن» آمده است: کونیکو یامامورا دختر ژاپنی با تاجر ایرانی اسدالله بابایی در ژاپن آشنا شده، علیرغم مخالفت‌های خانواده، مسلمان می‌شود و با او ازدواج می‌کند. سپس به ایران می‌آیند. آنها صاحب سه فرزند می‌شوند. محمد یکی از فرزندان آنهاست که در جنگ شهید می‌شود. به همین دلیل مرحوم کونیکو با نام ایرانی سبا، لقب یگانه مادر شهید ژاپنی را به خود اختصاص داده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جنس ایمان و دغدغه سینماگران هر دو در کم شدن موضوع «ایمان» در «سینما» مؤثر هستند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هادی مقدم‌دوست نویسنده و کارگردان سینما شب گذشته در میز گفتگوی ویژه برنامه «نقد سینما» درباره سختی‌های پرداختن به مقوله «ایمان» گفت.

به گزارش سینماپرس، هادی مقدم‌دوست نویسنده و کارگردان سینما شب گذشته ۱۰ شهریور ماه در میز گفتگوی ویژه سی‌ویکمین قسمت از برنامه «نقد سینما» درباره سختی‌های پرداختن به مقوله ایمان در سینما بیان کرد: خود مناسک هم می‌تواند شخصیت باشد؛ شخصیت به معنای اینکه مناسک را بشناسیم. در سینما عموماً جایگاه مناسک را در انتهای فیلم می‌دانیم اما اگر آن را در ابتدا یا بدنه داستان بیاوریم، در واقع با مناسک همچون یک شخصیت ارتباط گرفته‌ایم. رابطه یعنی شخصیت‌پردازی و شخصیت‌شناسی مؤمنان با مناسک که ضمن رسیدن به هدف مطلوب باید همراهی هم وجود داشته باشد. افرادی که ایمان را درک کردند، با مناسک رابطه مستمر دارند و با آن همراهی می‌کنند.

وی گفت: اصل این موضوع به شناخت و مطالعه دقیق روند یک فرد در دغدغه ایمانی و الاهیاتی و ارتباطی که با خدا دارد ربط پیدا می‌کند. در حقیقت باید به لحاظ مطالعاتی بتوانیم آن را به دست بیاوریم اما اینکه چگونه آن را روایت کنیم، کار سختی است. البته در متن و شعر شدنی‌تر از به تصویر کشیدن آن است.

این کارگردان سینما ادامه داد: خود جنس ایمان و دغدغه سینماگران هر ۲ در کم شدن موضوع ایمان در سینما مؤثر هستند. حتی اگر سینماگر دغدغه داشته باشد، دشواری راه ممکن است او را منصرف کند زیرا عموماً این ترس وجود دارد که به معنی ایمان لطمه می‌زند.

مقدم‌دوست درباره بازنمایی مناسک در سینما نیز تاکید کرد: باید توجه داشت که مناسک در کجای داستان قرار می‌گیرد؟ عناصر اصلی داستان یا شخصیت داستان. مناسک در قالب موقعیت نمایشی بروز پیدا کرده که هدف شخصیت است مثلاً شخصیتی که می‌خواهد زیارت برود یا روزه بگیرد یا در اعیاد شرکت کند. تا اینجای ماجرا به عنوان هدف شخصیت یا موقعیت نمایشی از مناسک استفاده شده ولی در خود شخصیت قرار نگرفته است. در حقیقت مناسک در بدنه داستان قرار نمی‌گیرد و به مرکزیت درام تبدیل نمی‌شود.

کارگردان «سر به مهر» درباره نپرداختن به مساله راهپیمایی اربعین در سینما عنوان کرد: باید رفت و تجربه کرد. اگر فیلمسازی بخواهد روایت مناسکی را بسازد، باید بتواند حقایق را با ورود به آن کشف کند. در واقع تجربه زیسته داشته باشد و به دیده‌ها و شنیده‌ها اکتفا نکند. این امر باعث می‌شود که فیلمساز یا نویسنده موضع واقعی انتخاب کند.

مقدم‌دوست درباره پرهیز آثار هنری از نمایش نماز و روزه مطرح کرد: نگرانی‌های مختلف اعم از احساس ناتوانی باعث این پرهیز شده اما دلیل اصلی آن عدم شناخت صفات مناسک است. وقتی برخورد خلاق با مناسک وجود داشته باشد، باعث ایجاد ایده خوب می‌شود. من معتقدم که عدم نمایش مناسک حذف یک واقعیت و کم‌کاری در شناخت شخصیت آن است.

مشاهده خبر از سایت منبع