سینماپرس: تصویربرداری فصل دوم مجموعه «نون خ» به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیهکنندگی مهدی فرجی همچنان در تهران ادامه دارد.
به گزارش سینماپرس، با توجه به لزوم ادامه فیلمبرداری سریالهای مناسبتی تلویزیون، به منظور پیشگیری و کنترل ویروس کرونا، گروه پزشکی در پشت صحنه سریال «نون خ» حاضر شد و بازیگران و دیگر عوامل این سریال را معاینه کرد.
گروه سازنده این مجموعه با رعایت بهداشت و ضدعفونی محیط تصویربرداری به کار خود در تهران ادامه میدهند.
تاکنون حدود ۷۰ درصد این سریال شبکه یک ضبط شده است و همزمان تدوین و صداگذاری سریال در حال انجام است.
سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، شقایق دهقان، سیروس میمنت، پاشا جمالی، هدیه بازوند، ندا قاسمی میرطاهر مظلومی و مجید یاسر از جمله بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند.
سینماپرس: دو شخصیت اصلی سریال یعنی هاشم و سهراب تلاش میکنند در سنین ۱۸ سالگی ازدواج کنند. سنی که معمولا فرقهای سیاسی سعی دارد آنرا کودک همسری جلوه دهد.
به گزارش سینماپرس، با عرضه سریالهای نازل در شبکه نمایش خانگی، پلت فرمهای نمایشی اعم از IPTV و VOD های که از حیث فرم و ساختار از نمونههای استانبولی کپی شدهاند، رقابت محسوسی میان ساخت سریال در سیما و شبکه نمایش خانگی شکل گرفته است. اما در این رقابت تولیدات شبکه نمایش خانگی در عرصهای بدون نظارت کافی، از تولیدات سیما در چهارچوب کاملا هدفمند و نظارت شدهای عقب خواهند ماند.
سریال «از سرنوشت» که پخش آن از شبکه دوم سیما دردیماه آغاز شد و فصل دوم آن اخیرا به پایان رسید، علی رغم همزمانی با برخی وقایع سیاسی – اجتماعی، اثر بسیار موفقی بود. این موفقیت را از چند زاویه میتوان بررسی کرد.
نکته مهم این است که با وجود سریالهای متنوعی که در شبکه نمایش خانگی توزیع میشود، سریال «از سرنوشت» مورد توجه شبکههای فارسی زبان که عنوان قارچی را یدک میکشند، قرار گرفت.
شبکههای قارچی به شبکههای فارسی زبانی خارج از کشور اطلاق میشود که هیچ محتوایی را برای ارائه و تولید ندارند و تنها فعالیتشان، پخش تولیدات داخل کشور و آثار خارجی است که در VOD ها و پلتفرمهای نمایشی دوبله و توزیع میشوند. بیش از چندین شبکه قارچی ماهوارهای در رویکردی مشابه اقدام به پخش سریال «از سرنوشت» کردند و در پلتفرم فارسی زبانان خارج از کشور، GLWIZ علاقهمندان فراوانی داشت.
هموطنان خارج از کشور که تولیدات نمایشی سیما را عمدتا از طریق سامانه اشتراک گذاری یوتیوب دنبال میکنند. با توجه به انتشار آمار بازدید در این درگاه، میتوان میل و رغبت مخاطبان را به محتوای سریالهای سیما با دقت بیشتری ارزیابی و بررسی کرد.
در یک درگاه یوتیوب که به صورت معمول سریالهای ایرانی را بارگذاری میکند قسمت اول سریال «از سرنوشت» ۲۵۹ هزار مخاطب داشت، در صورتیکه سریال خوش ساخت و پرهیاهوی «وارش» که خیل گستردهای از رسانههای به ارزیابیهای فنی و هنری آن پرداختند، در همین درگاه پر مخاطب سریالهای ایرانی میزان بازدید آن از ۶۰ هزار بازدید عبور نکرد.
اما مرکز نظرسنجی صدا و سیما در موارد سیاسی مثل انتخابات بسیار دقیق و ریزبینانه عمل میکند. بر اساس نظرسنجی مرکز تحقیقات رسانه ملی در خصوص پرمخاطبترین سریالهای تلویزیون، سریال سرگذشت شبکه یک سیما با ۲۰٫۸ درصد و از سرنوشت شبکه دو با ۱۹٫۶ درصد در صدر پرمخاطبترین مجموعههای نمایشی سیما قرار گرفتند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، بر اساس این نظرسنجی بیش از ۴۰ درصد مردم حداقل بیننده یکی از سریالهای جدید «سرگذشت» شبکه یک، «از سرنوشت» شبکه دو، «هشدار برای کبری ۱۱» شبکه پنج و «ملکاوان» شبکه آیفیلم بودهاند. براین اساس بعد از سرگذشت و از سرنوشت شبکههای یک و دو، «هشدار برای کبری ۱۱» شبکه پنج با ۱۳٫۵ درصد و «ملکاوان» شبکه آیفیلم با ۱۱٫۹ درصد در رتبههای سوم و چهارم قرار گرفتند. همچنین در میان ۲۳ سریال تکراری که از شبکههای مختلف سیما نمایش داده شده است سریال ایرانی پرستاران از شبکه آیفیلم با ۶٫۴ درصد در صدر سریالهای تکراری قرار گرفت.
اما با استناد به مستندات دیگری میتوان اذعان داشت که سریال «از سرنوشت» مخاطبان بیشتری نسبت به سریال «سرگذشت» داشته است. بر اساس میزان بازدید سایت مرجع تلویبیون و آمار بازدید در سایت یوتیوب میتوان به آمار موشکافانهتری رسید.
قسمت بیست و پنجم سریال «از سرنوشت» که همزمان با قسمت فصل دوم سریال «سرگذشت» پخش میشود را میتوان از زاویه میزان بازدید مخاطبان مورد ارزیابی و بررسی قرار داد.
تصاویر مربوط به روز پس از پخش هر دو سریال است
میزان بازدید سریال از سرنوشت در سایت تلویبیون فردای پس از پخش همزمان نزدیک به ۳۳ هزار بازدید است و سریال سرگذشت علی رغم اینکه اثر فاخری محسوب میشود ۱۵۰۰ بازدید نداشته است و این آمار تطبیقی را میتوان در درگاههای یوتیوب تصدیق کرد.
اما چرا یک سریال جوانانه آنهم از شبکه دوم سیما که همچنان شبکه درجه دومی باقی مانده با اقبال مخاطبان داخل و خارج از کشور مواجه میشود؟ چرا سریالی که هیچ سلبریتی و چهره مشهوری در متن آن وجود ندارد، به استناد آمار منتشر شده در فضای مجازی سریال پر مخاطبی است؟
یکی از اساسیترین معضلات مجموعههای تلویزیونی در داخل و خارج از صدا و سیما فیلمنامه است. نکته مهم این است که سفارش نگارش و ساخت فیلمنامه به فرد داده میشود و موج فردگرایی در سازو کار تولید منجر به خروجیهای بدون مخاطب میشود. اما در ساختار تولید این فیلمنامه سه فیلمنامه نویس سارا خسروآبادی، محمد محمود سلطانی و روحالله صدیقی آنرا بر عهده دارند و دو کارگردان علیرضا بذرافشان و محمدرضا خردمندان به صورت متوالی سریال را کارگردانی کردهاند. به هر حال از روی تیتراژ هر دو دو فصل میتوان حدس زد که فرآیند تولید در این سریال به صورت جمعی و حرفهای رخ داده است. نکته مهم این است چنین روندی در سریالهای تلویزیونی کمتر اتفاق رخ میدهد.
اما عادت رایج دوم در تولیدات نمایشی برای جذب مخاطب استفاده از چهرههای مشهور و همان سلبریتیهاست. این سریال چهرههای شاخص فراوانی را در خود جای داده است، اما چهرههای مشهور در این سریال نقشهای مکمل را بر عهده دارند و نقشهای محوری را در فصل اول سریال دو بازیگر کودک راستین عزیزی پوردر نقش سهراب، امیررضا فرامرزی در نقش هاشم بر عهده دارند. علاوه بر آن حسین شریفی (بازیگر فیلم ۲۱ روز بعد – خردمندان) در فصل اول نقش بسیار خوبی را در سریال ایفا میکند که تبدیل به نقطه سریال میشود اما متاسفانه پس از یکی دو قسمت به دلیل اینکه او یک نقش منفی را ایفا میکند لهجه جنوبی بسیار شیرین او را دوبله کردند که بخشی از جذابیتهای شریفی عملا از دست رفت.
راستین عزیزی پوردر نقش سهراب سمت راست، امیررضا فرامرزی در نقش هاشم سمت چپ
حسین شریفی بازیگر با استعداد فیلم بیست و یک روز بعد و سریال از سرنوشت
در قسمت دوم نیز کیسان دیباج و دارا حیایی نقشهای سهراب و هاشم ایفا میکنند و نکته جالب اینجاست که شاخصههای رفتاری هاشم و سهراب انطباق دراماتیک و نسبتی معقولانه نسبت به فصل اول دارد. دارا حیایی تیپ همواره ثابت امین حیایی را با لهجه لمپنی داش مشتی به عنوان ابزاری ظاهرا تکراری استفاده میکند، اما استفاده از کلیشه پدرش او را در این سریال محبوب میکند. استفاده از ابزاریهای گفتاری و کلیشهای را میتوان به عنوان نقد بازیگری دارا حیایی مطرح کرد، اما وقتی مورد اقبال عمومی قرار میگیرد و در صفحات مجازی هوادارانی برای خودش پیدا میکند، نمیتوان به استفاده از الگوهای پدرش خرده گرفت. به هر حال هاشم در فصل اول و دوم یکی از شخصیتهای محبوب سریال است.
کیسان دیباج و دارا حیایی نقشهای سهراب و هاشم
در جریان ساخت مجموعههای نمایشی حضور چهرههای مشهور در یک سریال الزاما نمیتوانند برای آن مخاطبی جذب کند. نکته مهمتر این است که فیلمنامه این سریال علاوه بر جذابیتهای مخاطبپسندانه و روایتی متفاوت با قصههای مرسوم تلویزیونی، چهرههای نسبتا مشهور اما متوسطی مثل لیلا بلوکات و پوریا پورسرخ را در حاشیه روایت قرار میدهد و هنرمندان واقعیتری مثل حبیب دهقان نسب و علیرضا استادی و علیرضا آرا در این مجموعه چهرههای اثر گذارتری هستند. در چنین شرایطی بازیگرانی مثل آرا، استادی و دهقان نسب پیشکسوت، از سلبریتیهایی نظیر پورسرخ و بلوکات عیار نمایشی سریال را میتوانند افزایش دهند.
اما از گزارههای استراتژیکی در متن سریال وجود دارد که با مشی کلیشهای و رایج سیما بسیار متفاوت است. دو جوان و کاراکترهای محوری سریال در دوره تحریمهای اول (سال ۹۱) بنای پویش اجتماعی خود را بر مبارزه بر تحریم و تولید داخلی میگذارند. در شرایطی که اغلب سریالهای تلویزیونی راهبرد کلان نظام جمهوری اسلامی را نادیده میگیرند و صرفا به یک خطی نمایش عشق از قجر تا حجر بسنده میکنند، در فضای باور پذیری مبارزه با تحریم و تلاش بر گسترش اقتصاد مقاومتی با ظرافت خاصی در متن رویدادهای سریال گنجانده شده و این محتوای غنی شعارگونه و گل درشت نیست. از این حیث امتیازات استراتژیک بیشتری به این سریال تعلق میگیرد، چون روال نمایشی آن با مجموعههای کلیشهای و عاشقانه رایج بسیار متفاوت است.
نکته مهم تلاش این دو جوان فیلم برای درآمدزایی، تحصیل و همزمان ازدواج است. دو شخصیت اصلی سریال یعنی هاشم و سهراب تلاش میکنند در سنین ۱۸ سالگی ازدواج کنند. سنی که معمولا فرقهای سیاسی سعی دارد آنرا کودک همسری جلوه دهد و در دامنه لحظات عاشقانه سریال، ازدواج در سنین بسیار کم شخصیتهای اصلی حس سمپاتیکی را ایجاد میکند. این سر فصلهای نمایشی در مجموعههای متنوع سیما اگر گسترش یابند ناهنجاری اجتماعی کلانی به تدریج مرتفع میشود.
قهرمانانی که در فیلمهای و سریالهای ایرانی برای ازدواج تلاش میکنند معمولا بالای سی سال هستند که با توجه این الگو کارکرد اجتماعی مطلوبی نخواهد داشت. سریال «از سرنوشت» الگوهای اجتماعی، اقتصادی راهبردی بزرگان در متن خود جای داده و امید میرود که این رویه مطلوب اجتماعی در فصل سوم سریال حفظ شود.
سینماپرس: شبکه ایرانکالا برای ایام نووز گفتوگوهای جذاب و دیدنی را با اجرای بازیگر سینما و تلویزیون تدارک دیده است و به زودی از سری دوم مسابقه “ایرونیجات” نیز رونمایی میکند.
به گزارش سینماپرس، شبکه ایرانکالا یکی از شبکههای تلویزیونی است که از روز اول اسفندماه سال 1395 پخش آنونسهای برنامههای خود را در فرستندههای سوم سراسر کشور، به عنوان شبکه 28 آغاز کرد. مدیریت این شبکه را اردشیر زابلیزاده از مدیران صداوسیما برعهده دارد. این شبکه در 12 اسفندماه سال 1396 به طور رسمی افتتاح شد.
این شبکه به دنبال انحلال شبکه تلویزیونی بازار، با تغییر نام شبکه از بازار به ایرانکالا، از 5 اسفندماه پخش آزمایشی برنامههای خود را با 4 ساعت برنامه در روز با 4 نوبت بازپخش از ساعت 7 تا 12 آغاز کرد. این شبکه به صورت 24 ساعته برنامه پخش میکند. برنامههای تأمینی و حمایتی از صنایع کوچک و متوسط مانند “ما حمایت میکنیم”، “نگاه دوربین”، “خبر آگهی”، “چی چی کالا”، “بارکد”، “پایش پلاس”، “انیمیشن و تیزرهای تبلیغاتی”، “تریبون”، “سلاطین کسب و کار”، “پول کجاست” از جمله برنامههایی است که از این شبکه پخش میشوند.
مهمترین هدف شبکه ایرانکالا حمایت از صنایع کوچک و متوسط و مصداق کامل تحقق شعار سال یعنی “حمایت از کالای ایرانی” است. اردشیر زابلیزاده رئیس شبکه ایران کالا که پیش از این تجربه مدیریت شبکه خبر را در کارنامه خود دارد با اشاره به رویکردهای این شبکه در سال 1397 و سیاستگذاریهایی که قرار است در قبال صنایع کوچک اعمال شود، میگوید: تلاش ما بر این است که برنامههایی را در ایران کالا تولید کنیم که برای مخاطبانمان جذاب هم باشند تا برنامههای این شبکه را پیگیری کنند.
این روزها شبکه ایرانکالا ویژه برنامههایی را روی آنتن برده و میبرد؛ همزمان با آغاز موج ابتلا به ویروس کرونا و نیاز هموطنان به ماسک و لوازم بهداشتی، این شبکه تلویزیونی به منظور آرام سازی فضای جامعه و اطلاعرسانی از میزان تولید این محصولات توسط تولیدکنندگان داخلی، با برقراری ارتباط زنده تصویری از نقاط مختلف کشور، روزانه به طور میانگین 2 کارخانه تولید محصولات بهداشتی را معرفی نموده و مدیرعامل کارخانه نیز گزارشی را از میزان تولید این محصولات به اطلاع مخاطبان این شبکه می رساند. در همین زمینه نیز تاکنون 3 کارخانه که تا پیش از این تعطیل شده و به خاطر نیاز به محصولات بهداشتی مجدداً آغاز به کار کرده است در این برنامه معرفی شدهاند.
همچنین طبق هماهنگی به عمل آمده با سازمان تعزیرات حکومتی و در راستای مبارزه با احتکار محصولات مورد نیاز مردم، در هنگام بازرسی مامورین این سازمان از انبارها، دوربین شبکه ایران کالا نیز در محل حاضر شده و به صورت زنده این فعالیتها را به سمع و نظر مخاطبان میرساند. تاکنون بازرسی و کشف محموله های قاچاق شده در 6 انبار توسط شبکه ایران کالا به صورت مستقیم پوشش تلویزیونی داده شده است.
عید نوروز و فرش قرمز احمد نجفی
شبکه ایرانکالا برای عید نوروز هم برنامه دارد که احمد نجفی بازیگر سینما و تلویزیون با صاحبان نشانهای تجاری مطرح و موفق کشور با شعار «فرشی قرمز در بازار بزرگ ایران برای شما تولید کنندگان ایرانی پهن کردهایم»، گفتوگوهای جذاب و تماشایی کرده است. این برنامه در بازار بزرگ ایران درحال ضبط است؛ در 20 قسمت 45 دقیقهای تولید و در ایام نوروز از شبکه ایران کالا پخش خواهد شد. در این برنامه به هریک از میهمانان در برنامه یک تندیس یادبود و همچنین تولید و پخش یک تیزر تبلیغاتی رایگان اهداء خواهد شد.
تولید سری جدید مسابقه “ایرونیجات”
در مسابقه “ایرونیجات” رقابت بر سر حدسزدن قیمت کالاهای مختلف تولید ایران است و شاید بتوان گفت رقابتی است برای درست خرید کردن. کالاهایی در مقابل شرکتکنندگان قرار میگیرد و کسی که آن را به قیمت بهتر و پایینتر بخرد، برنده است. حدسزدن درست قیمت کالاها در هر بخش باعث صعود شرکتکننده به مرحله بعد شده و جوایز بیشتری را نصیب او خواهد کرد.
سری اول مسابقه “ایرونیجات” در 26 قسمت از شبکه ایران کالا پخش گردید و نزدیک به 300 قلم کالای ایرانی اعم از خودرو، یخچال، تلویزیون، فرش، گاز، مایکروفر، آب میوه گیری، شمش طلا و… به برندگان اهداء شد.
هم اکنون مراحل پیش تولید سری جدید مسابقه به کارگردانی رضا مهرانفر آغاز شده و اجرای آن نیز برعهده سام نوری بازیگر سینما و تلویزیون خواهد بود. علاقهمندان به حضور در سری جدید مسابقه ایرونی جات می توانند با مراجعه به پایگاه اطلاع رسانی این برنامه به نشانی www.iroonijat.ir به صورت انفرادی و یا گروهی (تولیدکنندگان، شرکت ها و سازمان ها) اقدام به ثبت نام کنند.
کلیه جوایز و محصولات در این مسابقه کاملاً ایرانی بوده و تولیدکنندگانی که تمایل دارند محصولات خود را به شرکت کنندگان در مسابقه اهداء کنند میتوانند با مراجعه با پایگاه اطلاع رسانی برنامه آمادگی خود را در این زمینه اعلام کنند.
سری جدید مسابقه “ایرونیجات” در 26 قسمت 60 دقیقهای تولید خواهد شد و پخش آن نیز به زودی از شبکه ایران کالا آغاز میشود.
سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وعده داد در روزهای خانهنشینی برای عبور از بحران کرونا، هر روز یک فیلم جدید به شبکه نمایش خانگی میآید.
به گزارش سینماپرس، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حساب شخصی خود در توییتر برخی برنامههای سازمان سینمایی برای ایام خانهنشینی مردم در مواجهه با ویروس کرونا را منتشر کرد.
وی نوشت: «برخی از برنامههای سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای روزهای در خانه ماندن:
۱. «هر روز یک فیلم» اضافه شدن روزانه یک فیلم جدید به شبکه خانگی.
۲. ارایه تسهیلات برای بازدیدکنندگان سامانههای برخط ویدیویی
۳. حمایت از فیلمسازان جوان در موضوعات کرونایی و عرضه در فضای مجازی»
سینماپرس: جشنواره بینالمللی فیلم ترایبکا ۲۰۲۰ اسامی فیلمهای حاضر در این دوره جشنواره را اعلام کرد.
به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، جشنواره فیلم ترایبکا ۲۰۲۰ اسامی ۱۱۵ فیلم حاضر در این دوره را اعلام کرد.
در این دوره فیلمهای متنوعی از چهرههای مختلف از هیو جکمن تا پیت دیویدسون و کریستی تیگن در جشنواره فیلم ترایبکا اکران میشود.
جشنواره ۲۰۲۰ که در منهتن از ۱۵ تا ۲۶ آوریل (۲۷ فروردین تا ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹) برگزار میشود ۱۲۴ فیلمساز از ۳۳ کشور را برای حضور در این دوره انتخاب کرده است.
از جمله فیلمهای آمریکایی این دوره می توان به «آموزش بد» با بازی هیو جکمن، اکران اولیه کمدی «پادشاه جزیره استیتن» ساخته جود اپتاو در نیویورک، «شرلی» الیزابت ماس، «مادرت را صدا کن» با بازی بریجیت اورت و آوکوافینا یاد کرد.
از جمله فیلمهای غیرداستانی نیز میتوان از «شهروند پن» نگاهی به کارهای شان پن در هائیتی، «سعی نکن بفهمی: یک سال در زندگی ارل سیمونز» که درباره زندگی این رپر مشهور است و مستندی از جان لجند یاد کرد.
همان طور که پیشتر یاد شد مستندی با عنوان «جیمی کارتر رییس جمهور راک اند رول» به عنوان فیلم افتتاحیه این دوره انتخاب شده که ۱۵ آوریل روی پرده میرود.
کارا کوزومانو رییس جشنواره گفته است این فیلمها با هدف نزدیکتر کردن مردم به یکدیگر انتخاب شدهاند.
در بخش رقابتی ۱۰ فیلم آمریکایی، در بخش بینالمللی ۱۰ فیلم و در بخش مستند نیز ۱۲ فیلم با هم رقابت میکنند. در عین حال ۱۶ فیلم داستانی، ۲۰ فیلم مستند، ۱۷ فیلم در بخش دیدگاهها و ۵ فیلم در بخش نیمه شب و ۱۳ فیلم در بخش منتخبها به نمایش درمیآیند.
در بخش رقابتی آمریکایی فیلمهای «۱۲ ساعت شیفت» نوشته و کارگردانی بریا گرانت با بازی آنجلا بتیس، «گاوچرانها» ساخته آننا کریگان با بازی استیو زان، «انسانهای کامل درک شده» ساخته جاشوا لئونارد با بازی جاشوا لئونارد و جس وایکسلر، «نیمی از آن» ساخته آلیس وو با بازی لئا لوییس و دانیل دیمر، «ماهی کوچولو» ساخته چاد هارتیگان با بازی اولیوا کوک و جک اودانل، «لورلی» ساخته سابرینا دویل با بازی پابلو شرایبر و جنا مالون، «ماترنا» ساخته دیوید گوتنیک با بازی کیت لین شیل و لیندسی بورج، «قلبم نمیتواند نفس بکشد مگر اینکه تو بگویی» ساخته جاناتان کوآرتاس با بازی پاتریک فوگیت، «آیندهای نیست» ساخته اندرو ایرواین و مارک اسموت با بازی کاترین کینر و چارلی هیتون، «قلب خشن» ساخته کریم سنگا با بازی گریس ون پاتن و جوآن آدپو حضور دارند.
فیلمهای بخش مستند رقابتی نیز شامل «۴۹۹»، «آقای برودی عزیز»، «دشمن مردم»، «پدر سرباز پسر»، «جاسینتا»، «ریزش زمین»، «آخرین بازی»، «دعا کن»، «جوراب در آتش»، «ساده مثل آب»، «بیدار شدن روی مریخ» و «پسر شگفت» میشود.
در بخش رقابتی بینالمللی نیز «آینو موسیر» ساخته تاکشی فوکوناگا از چین، ژاپن و آمریکا؛ «آسیا» ساخته روتی پریبار از رژیم صهیونیستی؛ «مخاطب» ساخته مارتی اوگاس از پرو؛ «متنفر» ساخته جان کوماسا از لهستان، «کوکولوکو» ساخته جراردو نارانجو از مکزیک؛ «واندای شگفتانگیز من» ساخته بتینا اوبرلی از سوییس، «هیچ کس نمیدانم اینجا هستم» ساخته گاسپار آنتیلو از شیلی، «او بهشت» ساخته مایا کوتسیر از ترینیداد و توباگو؛ «اجاره» ساخته ایتان فاکس از رژیم صهیونیستی و آمریکا؛ «ملاقات با سرنوشت» ساخته پاراشانت نیز از هند و فرانسه با هم رقابت می کنند.
سینماپرس: رونان فارو فرزند وودی آلن و دارنده جایزه پولیتزر ارتباط خود را با انتشارات هاچت به دلیل انتشار بدون بازبینی کتاب خاطرات پدرش وودی آلن قطع کرد. وی گزارشی از تجاوزهای جنسی پدرش منتشر کرده است.
به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی٬ رونان فارو فرزند وودی آلن کمدین مشهور٬ ارتباط کاری خود را با انتشارات هاچت به این دلیل که کتاب خاطرات پدرش وودی آلن را بدون بازبینی و تأیید صحت محتوای آن منتشر کرده است قطع میکند.
انتشارات هاچت اعلام کرده که یک سال پیش این خاطرات را به دست آورده است و هفتم آوریل نیز این کتاب را روانه بازار نشر خواهد کرد. این کتاب حاوی گزارشی جامع از خاطرات کار حرفهای٬ زندگی شخصی و مسائل پیش آمده برای وودی آلن کمدین و فیلمساز شهیر هالیوودی در سینما٬ تلویزیون٬ رسانهها و نشر است. آلن یکی از متهمین تجاوز و آزار جنسی در هالیوود است.
همین انتشارات هاچت اکتبر سال گذشته کتاب «گرفتن و کشتن» را از رونان فارو منتشر کرد. این کتاب به موضوع تجاوزهای گسترده در هالیوود از هاروی واینستاین تا پدرش وودی آلن میپردازد.
فارو پسر آلن در سال ۲۰۱۷ به خاطر نوشتن گزارشی با موضوع تجاوزهای جنسی هاروی واینستاین در نیویورکر موفق به کسب جایزه ادبی پولیتزر شد.
دیلن فارو خواهر رونان فارو در این مورد گفت: انتشارات هاچت با این کار به برادرم خیانت کرد چون رونان گزارشی شجاعانه و واقعی از تجاوزهای جنسی مردان قدرتمند هالیوودی است و هاچت کتاب خاطرات آلن را بدون بررسی صحت محتوای آن چاپ کرده است.
رونان همچنین در گزارش خود مینویسد که پس از انتشار کتابش با عنوان «گرفتن و کشتن» که به مسئله تجاوزهای قدرتمندان هالیوودی پرداخته٬ از سوی واینستاین و وودی آلن مشکلات جدی و دردسرهایی برایش پیش آمده است.
پس از اتهام آزار جنسی وودی آلن به دختر خوانده ۷ سالهاش (دیلن فارو) در سال ۱۹۹۲ هیچ انتشاراتی حاضر به نشر کتاب خاطرات او نشد حالا هاچت کتاب خاطرات وودی آلن را آن هم بدون بازبینی و اطمینان از صحت محتوای آن منتشر میکند.
دیلن فارو خواهر رونان میگوید: انتشار این کتاب بیشترین آسیب را به برادرم رونان و به قربانیان تجاوز در هالیوود و بهویژه آنها که توسط وودی آلن مورد اذیت و آزار قرار گرفتهاند خواهد زد. انتشارات هاچت نشان داد که کاملاً غیرحرفهای عمل میکند و کوچکترین وظیفه اخلاقی و انسانی در قبال قربانیان تجاوز قائل نیست.
سینماپرس: تلویزیون و دوبله و صداپیشگیاش با رعایت نکات بهداشتی و مراقبتهای پزشکی به راه خودش ادامه میدهد تا فیلمها و سریالهای نوروزی روانه آنتن شوند.
به گزارش سینماپرس، مجتبی نقیئی مدیر واحد دوبلاژ معاونت سیما درباره فعالیت این بخش از سازمان صداوسیما گفت: هر ساله قبل از تعطیلات عید نوروز، فعالیت و حجم کار واحد دوبلاژ به واسطه آمادهسازی فیلمها و سریالهای تلویزیونی، انیمیشنها و مستندها دو چندان می شود و همکاران عزیز ما در واحد دوبلاژ شبانهروزی تمام تلاش خود را میکنند که هموطنان عزیز ما در ایام نوروز و تعطیلات سال نو بتوانند با دیدن فیلمها و برنامههای سرگرمی، اوقات خوشی را سپری کنند.
وی ادامه داد: امسال هم این رویه طبق هر سال آغاز شده و واحد دوبلاژ کارهای مخصوص عید نوروز را از دی ماه آغاز کرده است اما با توجه به شرایط پیش آمده و شیوع بیماری کرونا و لزوم رعایت موارد بهداشتی و مراقبتهای پزشکی، از اول اسفند یک سری تغییراتی در روند کار برای حفظ سلامت همکاران دوبلاژ اتخاذ کردیم چرا که سلامت همکاران که همگی از سرمایههای رسانهملیآند برای ما در درجه اول اهمیت قرار دارد.
نقیئی افزود: طبق تاکیدات معاونت سیما رعایت نکات بهداشتی به صورت یک دستورالعمل برای ما لازم اجرا شده است و برای سلامت دوستان از هر لحاظ چه مسائل بهداشتی و چه اطمینان خاطر از لحاظ روانی تامین و ایجاد آرامش در محیط برای دوبلورها، صدابرداران و مترجمان اهتمام داشته ایم.
وی با بیان این که از ابتدای اعلام ورود ویروس کرونا به کشور، تمام استودیوها، فضای کاری و مجموعه به صورت کامل و متوالی ضدعفونی شده و تیم پزشکی هر روز مستقر است تصریح کرد: تا سلامت همکاران عزیزمان را مرتب کنترل می کنیم که همین جا وظیفه خود میدانم از همکاری و همراهی مدیر شبکه سلامت و رییس مرکز بهداشت رسانه ملی و دکتر اسلامی مدیرکل مالی و اداری سیما برای پشتیبانی های لازم قدردانی کنم.
نقیئی گفت: در این ایام، از همکاران قبل از شروع کار، تست و آزمایش گرفته میشود تا خدای نکرده کسی با شرایط ناسالم وارد فضای کار نشود.
وی خاطرنشان کرد: برای حفظ سلامت همکارانمان در واحد دوبلاژ هم روش کار را تغییر دادیم و برخلاف روال همیشگی که همکاران همزمان دوبله میکردند (چندین نفر داخل استودیو)؛ در شرایط جدید و به لحاظ رعایت تمام موارد بهداشتی، کارها به صورت جداگانه گرفته میشود و پس از اتمام صداپیشگی هر فرد، شخص بعدی نقش خود را اجرا میکند که این اتفاق زمان بیشتری برای دوبله میطلبد و برای مواردی که دو نفر همزمان باید صحبت کنند هم با ایجاد فاصلههای لازم، شرایط مناسب را مهیا کردیم که بیش از دو نفر داخل استودیو دوبله حضور نداشته باشند و هر کس پشت میکروفن مجزا قرار میگیرد تا آرامش خاطر عزیزان فراهم شود.
وی ادامه داد با آنکه این کار از لحاظ زمانی، روند کار را کند و طولانی میکند و اگر در حالت عادی، دوبله یک فیلم حدود یک روز به طول می انجامید اما با این روش، در دو تا سه روز اجرا میشود اما چون سلامت همکاران بسیار اهمیت دارد، این سختی ها را به جان و دل خریدهایم و توصیه های پزشکی ما را مجاب کرد تا برنامهریزی متفاوتی داشته باشیم.
مدیر واحد دوبلاژ افزود: از دو ماه و نیم گذشته که واحد دوبلاژ وارد کارهای نوروزی شده است بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی از جمله فیلم های سینمایی انیمیشن و داستانی ترجمه و در حال دوبلهاند. حدود ۱۰ هزار دقیقه فیلم مستند دوبله شده و این میزان کار جدای از حجم آثار اختصاص یافته برای کار ترجمه و باندسازی است. حدود ۵ مجموعه سریال تلویزیونی هم ترجمه و دوبله شده است. یک مجموعه انیمیشن ۲۰ قسمتی با نام «رویای رانندگی» برای شبکه تهران و همچنین چند مجموعه جذاب برای شبکه «امید» آماده شده است.
نقیئی تاکید کرد: امسال خیلی آثار فاخر و شاخص سینمایی از لحاظ هنری و بصری برای مردم عزیز کشورمان توسط همکاران پرتلاش تامین برنامه شبکهها تهیه شده و هر شبکه بر اساس رسالت خود آثار جذابی را تهیه کرده است که ما آنها را دوبله کردیم تا انشالله یک نوروز خوب برای مردم کشورمان فراهم شود و اوقات خوشی را به آن ها هدیه دهیم. طبق روال چند ساله هم چند فیلم سینمایی به صورت استریو دوبله و صداگذاری شده که بیشتر، فیلم های مهیج و اکشن که صحنه های خیلی جذاب داشتند با کیفیت استریو برای شبکههای سه، چهار و نمایش انجام گرفته است.
وی با اشاره به دوبله مستندهای بسیار زیبایی برای شبکه های پنج و مستند اظهار داشت: مخاطبان رسانه ملی امسال عید نوروز شاهد فیلمهای مستند جذابی خواهند بود. مستندهای فوتبالی که حتما علاقهمندان این رشته پرمخاطب ورزشی را راضی خواهد کرد و همچنین مستندهای زیبای حیات وحش که علاقه مندان از شبکه مستند سیما شاهد آنها خواهند بود.
نقی ئی از مجموعه عملیات واحد دوبلاژ برای ویژه برنامه های نوروز بالغ بر ۱۰۰ هزار دقیقه کار عنوان و تاکید کرد: جا دارد با این میزان از حجم کار با توجه به سختیها و شرایط خاص امسال از تمامی همکاران پرتلاشم در این مجموعه قدردانی کنم.
مدیر واحد دوبلاژ همچنین از معاون سیما، قائم مقام معاونت سیما، رییس مرکز تولید و فنی سیما، قائم مقام مرکز تولید و فنی و مدیرکل تولید سیما، اداره کل تامین برنامه، مدیران تامین برنامه و مدیران شبکه ها قدردانی و تاکید کرد: حمایت ها و تدابیری که این بزرگواران در این شرایط خاص اندیشیدند باعث شد بتوانیم با مهیا کردن فضای سالم و اتخاذ تمهیدات بهداشتی و پزشکی با سلامت کارها را به سرانجام برسانیم تا انشاءالله نوروز خوبی را برای هموطنانمان رقم بزنیم.
سینماپرس: به خاطر وضعیت سیاسیای که انگلستان با آن گریبانگیر است و منجر به درگیریهای فکری در این کشور شده است، ساخت فیلمی مانند «۱۹۱۷» با توجه به درونمایه حماسی و جنگی و به خاطر میزان امیدی که در آن برای گذر از موقعیتهای غیرممکن موج میزند، قابل تأمل به نظر میرسد.
به گزارش سینماپرس، کشمکش یک سال اخیر انگلستان، با اتحادیه اروپا و در نهایت خروج از این اتحادیه، نگرانیهای زیادی برای مردم انگلستان به خاطر مشکلات و مسائل اقتصادی آینده در این کشور به وجود آورده است. در کنار این نگرانیها، اعتراضات دو کشور اسکاتلند و ایرلند پس از این تصمیم، برای جدایی از انگلستان، این روزها بیشتر از قبل به گوش میرسد…
در چنین شرایطی فیلم «۱۹۱۷» که در انگلستان با تبلیغات فراوان و تقریبا با حضور بیشتر هنرپیشههای مشهور این کشور ساخته شد، روایت سربازان از جان گذشته و فاتح بریتانیایی را به تصویر میکشد که نه تنها برای نجات هموطنانشان که برای نجات دیگر همسایگان و حتی دشمنانشان از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند و در نهایت هم با دستان خالی و بدون هیچ وسیلهای، مسیری خطرناک و دشوار را پشت سر گذاشته و مایه نجات میشوند. سینمای غرب از ابتدای به وجود آمدن این پدیده تا به حال همواره بخش عمدهای از بهترین آثار خود را در ژانر جنگی تولید و عرضه کرده و همچنان هوشمندانه در این مسیر گام برمیدارد و جالب است که بسیاری از مهمترین فیلمسازان غرب را نیز برای ادای دین به موضوع جنگ به خط کرده و از ایشان استفاده میکند. جالب است که سینمای غرب همواره فیلمسازانی که در آثار قبلی به نحوی جامعه غربی را نقد کردهاند، وارد این بازی میکند. سام مندس کارگردان فیلم مشهور «زیبای امریکایی» است که بیش از ۱۰ سال پیش نگاهها را به خود جلب کرد؛ فیلمی که با مضمون انتقاد از سبک زندگی امریکایی ساخته شده بود. دو سال پیش انگلستان توانست از کریستوفر نولان برای ساخت فیلمی جنگی درباره فرماندهی چرچیل در نبرد دانکرک بهره ببرد و نامزد بعدی سام مندس بود که توانست با فیلم «۱۹۱۷» به نوعی به کشورش ادای دین کند.
آغاز حماسه خونین طبق ادعای مندس، او فیلمنامه این فیلم را با همراهی کریستی ویلسون و با الهام از خاطرهای که پدربزرگش برای او تعریف کرده بود، نوشته است…
داستان فیلم از بهار سال ۱۹۱۷ و در اوج جنگ جهانی اول در شمال فرانسه شروع میشود. دو سرباز جوان انگلیسی به نامهای اسکافیلد و بلیک به سنگر فرماندهی خوانده میشوند و مأموریتی غیرممکن به آنها محول میشود، طبق این مأموریت، اسکافیلد و بلیک باید پیغامی مهم را به یک گردان هزارو ۶۰۰ نفری انگلیسی برسانند تا این گردان از ورود به کمین مرگبار دشمن نجات پیدا کنند. این دو سرباز مأموریت را با وجود خطرات بسیار زیادی که دارد داوطلبانه قبول میکنند و در حالی که زمان به سرعت برای آنها در حال سپری شدن است، به بهای به خطر انداختن جانشان در این راه پیش میروند…
دوباره سربازِ قهرمان انگلیسی فیلم «۱۹۱۷» برای مخاطب آشنا با سینما به نوعی تداعیگر فیلمهای قهرمانپردازانه امریکایی در مورد جنگ جهانی دوم است با این فرق که کارگردان در این فیلم داستانی از جنگ جهانی اول را روایت میکند.
در حقیقت «۱۹۱۷» نسخه انگلیسی فیلم مشهور و بسیار موفق «نجات سرباز رایان» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ است با ۲۲ سال فاصله. در «۱۹۱۷» هم مانند نجات سرباز رایان، سربازان فداکاری وجود دارند که قرار است پیام مهمی را به مقصد برسانند و در این راه جانشان را به خطر میاندازند، مهمتر از آن، در فیلم «۱۹۱۷» هم دو برادر وجود دارند که جدا از یکدیگر و هر یک در سنگری متفاوت، در حال جنگ علیه دشمن سرزمینشان هستند و در پایان داستان هم برادر بازمانده از شنیدن خبر مرگ برادرش در عین احساس غرور قلبش میشکند…
فیلم به لحاظ داستانپردازی و فیلمنامه چیز غافلگیرکنندهای برای مخاطبانش ندارد، مخصوصا که در این فیلم، مخاطب به نوعی نسخهای مدرن از سرباز انگلیسی قدیمی را میبیند که مانند قهرمانان ادبیات این کشور نمونهای از انسانهای بینقص و فوقالعاده فداکار هستند. ما با سربازانی مواجه میشویم که اخلاقمدار، متعهد، بزرگوار و فوقالعاده بیادعا هستند. در صحنههایی که سرباز بلیک در مورد احتمال گرفتن مدال شجاعت به خاطر این مأموریت سخت، صحبت به میان میآورد، دوستش اسکافیلد لبخند میزند و میگوید که قبلا چنین مدالی را گرفته ولی، چون برایش ارزشی نداشته آن را با یک بطری مشروب عوض کرده است!
این مسئله با توجه به اینکه در نهایت هم سرباز اسکافیلد موفق میشود، مأموریت را با موفقیت به پایان برساند، قابل تأمل است و نشان از بازماندههای جنگی دارند که به اندازه کشتهها فداکاری کردهاند و بدون هیچ چشمداشتی برای افتخار و موقعیت، تنها برای کشورشان حماسه آفریدهاند. این جادوی سینماست که میتواند از مزدوران انگلیسی سربازانی میهنپرست بسازد.
حاشیهها و سیاستها «۱۹۱۷» در مراسم «بفتا» که کمی قبل از مراسم اسکار و در انگلستان برگزار شد، توانست هفت جایزه را در رشتههای بهترین فیلم، بهترین فیلم بریتانیایی، بهترین کارگردان، بهترین فیلمبرداری، بهترین طراحی صحنه، بهترین صداگذاری و بهترین جلوههای ویژه از آن خود کند و تبدیل به موفقترین فیلم این جشنواره شود، البته مراسم بفتای امسال به خاطر متن سخنرانی کنایهآمیز برد پیت که جایزه بهترین مرد مکمل را برده بود، بسیار جنجالآفرین شد… در این سخنرانی که به علت عدم حضور برد پیت توسط مارگو رابی خوانده شد، برد پیت ورود انگلستان را به جمع مجردها تبریک گفت (به خاطر خروج انگلستان از اتحادیه اروپا) و در ادامه هم گفت که اسم جایزهاش را هری گذاشته و میخواهد آن را برایش به امریکا برگردانند! این کنایه که اشاره به گرفتن اقامت کانادا، توسط نوه ملکه انگلستان هری و همسر امریکاییاش مگان مارکل بود، باعث شد در رسانههای انگلیسی سر و صدای زیادی به پا شود و حتی عدهای دادن این جایزه به برد پیت را یک اشتباه تلقی کنند.
استقبال مخاطبان «۱۹۱۷» به خاطر نام کارگردان مشهورش که در هالیوود سابقه ساخت فیلمهای موفقی، چون «زیبای امریکایی»، «جادهای به سوی تباهی»، «جاده انقلابی»، «اسکای فال» و… را دارد، مورد توجه زیادی قرار گرفت و اخبار مربوط به این فیلم، حتی در زمان پیشتولیدش، در رسانهها انعکاس داشت. در «۱۹۱۷» تقریبا بیشتر بازیگران معروف انگلیسی که در هالیوود شناختهشده هستند بازی کردهاند. بندیکت کامبربچ، کالین فرث، ریچارد مدن و مارک استرانگ از جمله بازیگرانی بودند که هر چند کوتاه ولی به نوعی برای ادای دین به کشورشان، نقشی در فیلم «۱۹۱۷» داشتهاند.
سینماپرس: سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر با وجود مشکلات فراوان در بخش اجرا امسال با حضور قابل ملاحظه گروههای تهران و سایر شهرستانها برگزار شد.
به گزارش سینماپرس، سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر با وجود مشکلات فراوان در بخش اجرا امسال با حضور قابل ملاحظه گروههای تهران و سایر شهرستانها برگزار شد.
سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر با وجود حاشیه سازیهای فراوان و انصراف برخی گروه های نمایشی توانست با قدرت تمام این دوره از خود را با آماری قابل توجه به پایان برساند.
شیوهها و سبکها و تکنیکهای اجرایی در تئاتر بسیار مهم هستند و این مهم، یک مشخصۀ بنیادین برای شکل گرفتن گروههای تئاتری و پیشبرد هدف مندی آنهاست. گروهی که بیانیه (مانیفست) نداشته باشد یا به بیراهه میرود و یا در تکرار و در جا زدن دچار افول و شکست خواهد شد.
جشنوارۀ تئاتر فجر محل گردهمایی گروههایی برآمده از تهران و دیگر شهرهای بزرگ و کوچک ایران است و همچنین تعدادی هم کارهای مهم و غیر مهم نیز هر سال از چند کشور خارجی با پیشینه یا بدون پیشینه تئاتری دعوت به حضور در این گردهمایی میشوند. هر گاه این گروهها بسیار مهم بوده اند یا آثاری در خور تاملی داشته اند که ما هنوز آن شیوهها و سبکها را نیازموده باشیم خواه ناخواه در سالهای آتی شاهد اتفاقات ویژهای دربارۀ این تاثیر پذیرفتنها هستیم. اصلا خاصیت تئاتر هم همین است که با دیده شدن بیشترین میزان تاثیر را بر صحنههای بعدی خواهد گذاشت.
شاید امسال به لحاظ سبک کار در خور و خلاقهای به صحنه نیامده باشد، اما برخی از کارها بودند که میتوانستند ما را متوجۀ تغییرات اساسی در آن گروه کنند یا اینکه به ما بگویند که این گروهها دارند با بیانیه کار میکنند و از شناسنامۀ درست و بسامانی برخوردارند یا در ادامه کار کردن شان به این شناسنامه و هویت و انگیزۀ خلاقۀ هنری دست خواهند یافت.
نمونههای تامل برانگیز
گروههایی از مشهد با نمایش ژنتیک کار مهسا غفوریان، از اهواز با نمایش همه فرزندان مکبث کار مجتبی رستمی فر، از شهر کرد با نمایش باق وحش کار امیر بهادر اکبرپور، از بوشهر با نمایش کوچه مختار بود و… کار جواد صداقت و الهام ابنی، از تهران نمایش کریمولوژی کار رضا بهرامی، و نمونههایی از این دست نشان میدادند که درک درستی از فرم یافته اند و بر خلاف جریان منحطی که به دنبال بیان فرم، خود را دچار هر نوع خواری و پستیای میکنند، نشده اند بلکه فرم و محتوایشان در هم تنیده شده و به درستی دارند مسیر خلق و آفرینش یک تئاتر را با خود میآزمایند و این آزمون و خطا تماشاگران را به نسبتهای متفاوت متحیر میسازد. در سالهای گذشته اشتیاق فرم بسیاری را دچار فرم زدگی و دفورمه شدن در صحنه میکرد، چون بی پایه و اساس و شاید هم بنابر کپیهای دور از ذهن، به دنبال خلق آثار غیر موثر در این جغرافیا برمی آمدند.
گروه شهرکرد در بازیگری بسیار هدفمندانه خلاقیت خود را در دو سال گذشته بارور ساخته اند. آنها پارسال نمایش “آن شرلی دختری با موهای قرمز” را کار کردند که در آنجا به لحاظ متن به دنبال یک برداشت از یک رمان شناخته شدۀ جهانی بودند، اما امسال در وابستگی به ایدههای خودی متن در خور تامل تری را در شیوه بازیگری خلاقه به چالش کشیده بودند و این نشان میدهد که این گروه دارد صاحب نگاه و شناسنامه میشود و دلیلش هم رشد در مسیر خلق کردن است و اینکه در اتکای به بازیگران شوریده و خلاق دارند مسیر بهتری را برای گسترش دریافتهای تازه یشان طی طریق میکنند.
مهسا غفوریان این بار نیز در زمینه ایجاد بازیهای در خور تامل و سبک و شیوهای که در آن برشهای کوچک منجر به برشهای درشتتر بشود و در آن بازیگران بتوانند جاهای خالی را پر کنند گام برداشته اند، اما این بار با نزدیک به بیست بازیگر این کار را میکنند و حالا مسیر دشوارتری را برای آزمودن خلق و توان پیشین اش در نظر گرفته و اتفاقا نیز پیروز میدان است، چون میتواند در این قالب پیرنگ گستردهتر و حساس تری از اجتماع را به چالش بکشد و بی آنکه بخواهد در فرم خود را غرق و ابلاغ کند، فرم را در خدمت محتوا میگیرد و از آن کاربردیترین شکل و سبک ممکن را به تماشا میگذارد و درواقع تئاتری خلق میکند که گویای مطلبی باشد. غفوریان هم حالا از داشتههای گذشته به سود آینده بهره مند میشود و میتواند به دنبال کشف سوژهها و شیوههایی باشد که هم پوشانی داشته باشند و درنگی از واقعیات تلخ و ناگوار از روزگارش را در صحنه روایت کند و این همان تئاتر راستین است.
جواد صداقت که این بار با الهام ابنی نمایشی را بسته است، بر خلاف کارهای دیگرش که در گرداب فرم دچار نگاه گنگ و حتی جعلی میشد، این بار توانسته بر معلومات و روشنای نگاهش در شیوۀ اجرایی اش بیافزاید و مخاطب اش را درگیر غامضترین لحظات ممکن از جهان دیگر نماید و عالم برزخی را بر ما نمایان سازد و این خود دلالت بر فهم بهتر از تئاتر میکند که اگر دیگران نیز پیرو امر معلوم و روشنای مسیر در تئاتر باشند حتما میتوانند در جذب مخاطب گامهای موثری را بردارند.
رضا بهرامی که در این سالها بیشتر دغدغه تئاتر ملی و تئاتر اجتماعی را داشته است، این بار با اجرای نمایش کریمولوژی نشان میدهد که انواع نمایشهای ایرانی چقدر برخوردار از تکنیکهای متفاوت هستند که هر کارگردان ایرانی میتواند در بهره مندی و نو کردن چنین شیوهها و تکنیکهایی بر ارزشمندی آثار خلاقه اش بیافزاید.
در اینجا شاید حضور مجید رحمتی بازیگر خلاق و توانا انکار ناپذیر باشد که فروتنانه وقتش را صرف چنین شیوههای نمایش ایرانی کرده و خود را سرچشمه الهامات بعدی کرده است و این گونه میتواند با حضورش در انواع نمایش ایرانی، این نوع آثار را خلاقتر از دیگران نمایان سازد. در این نمایش حتی تکنیکهای سایه بازی که برای خود شیوه منحصر بفردی در نمایشهای عروسکی است، به کار گرفته شده بود و میتوانست تبدیل به عنصر خلاقهای شود.
شوربختانه کار مجتبی رستمی فر را ندیدم، اما بنابر پیشنیه کارهایش حدس و گمانه ام درباره “همه فرزندان مکبث” نیز نادیده مثبت است، چون او در اهواز با شوریدگی تئاتر کار میکند و اصلا مساله و دغدغه اش هم تئاتر کار کردن است و این بار نیز حتما حضورش دیدنی بوده است.
چنانچه فاطمه ترکاشوند درباره اش نوشته است: «اگر نمایشنامه «مکبث» روایت جنون قدرت با رنگوبوی تقدیرگرایی جاری در تراژدیهای یونانی باشد آنگاه نمایش «همه فرزندان مکبث» نقد اراده معطوف به قدرت از منظر حکمت ایرانی است. نمایشی که اگرچه با طراحی حرفهای حرکت و نور و همخوانی گروه همسرایان به ساخت آثار کلاسیک اروپایی نزدیک میشود، اما با اضافه کردن شخصیت پیرمرد ژندهپوش و استفاده از اشعار خیام و سعدی و مولانا در آوازها، از زاویهدید غربی نه تنها در طرح مفهوم قدرت بلکه حتی در نقد آن نیز فاصله میگیرد.»
در جا زدن
در کنار آن نمونههای قابل تامل، برخی از گروهها با تکرار و در جا زدن نتوانستند توش و توان سابق بر این شان را توسعه دهند و همچنان در صحنه حرفی برای گفتن داشته باشند. رضا کرمی زاده از یاسوج یکی از همین کارگردانان است که اتفاقا سالهاست در میان شهرهای جنوبی کشور از توش و توان در خوری برخوردار بوده است، اما امسال تکرار همان داشتهها و چه بسا با بسنده کردن به کمترین داشتۀ خلاقه در صحنه نتوانستند خودی نشان دهند. در حالیکه گروه کاملی دارند.
در آن بازیگران توانمندی دارند که همواره خود را به آزمون و خطا میگذارند. رضا گشتاسب، نویسنده گروه، دیگر قابلیت خلق متونی بهتر از این را دارد و خود رضا کرمی زاده، کارگردان، باید بتواند از تکنیکهای فراگیر و نوین در صحنه استفاده کند و ما را در این رویارویی به چالش بکشاند، نه اینکه در داشتههای ده سال پیش اش انتظار داشته باشد که برایش هورا بکشیم. شاید کمترین تحول استفاده از نوعی موسیقی ناب مینابی – با حضور حسین اصیلی- باشد که میتوانستند در القای فضا تا حدودی نقش موثری داشته باشد که آن هم هنوز نیازمند رمزگشایی و تحلیل بهتر برای ایجاد چنین حال و هوایی است.
نیروی خلاقه همیشه نیازمند زحمت بسیاری است و دلبسته شدن به کشفیات پیش از این استفاده کردن از سرمایۀ اندوخته شده است بنابراین هر کشف تازهای یک اندوخته افزونتر است و شاید برخی نتوانند یا نخواهند و اگر هم بخواهند دیگر نتوانند، اما آنانی که مصمم اند همواره میتوانند در خلق و آفرینش مخاطبان شان را با تازگی افزودهها حیرت زده میسازند. امسال “بیگانه در خانه” کار محمد مساوات برداشتی از طراحی و ایدۀ اجرایی نمایش “پس از جولی” به نویسندگی آگوست استریندبرگ و کار کیتی میچل انگلیسی و آوانگارد است که در برلین و سال ۲۰۱۰ اجرا شده است وای کاش همین اطلاعات محدود همزمان با احرایش در اختیار مخاطبان قرار میگرفت، که ما آزمون و خطای مساوات همواره خلاق را در این برداشت بررسی میکردیم و احساس نمیکردیم چیزی از ما پنهان شده که قدر و قیمت کارش را زیر سوال ببرد.
جمع بندی
به هر تقدیر؛ جشنوارۀ سی و هشتم با همین نمونههای در خور تامل برگزار شد و نظرگاه مثبتی را برای عمده کارهایی که ارمغان شهرستانهای ایران است بر ما یادآوری کرد و این خود چشم انداز امیدوار کنندهای شد که بتوانیم تئاتر را در گسترۀ ایران جستجو کنیم و همه چیز را به نام پایتخت تمام نکنیم. تئاتر هم مثل فوتبال باید به شکل فراگیری همۀ ایران را با قطبهای متفاوت و قدرتمند در برگرفته باشد.
سینماپرس: فیلم سینمایی جزیره فانتزی اثری در ژانر تریلر و رازآلود اکران بین المللی خود را از هفته گذشته آغاز کرده و هم اکنون با فروشی معادل ۴۰ میلیون دلار در رتبه دهم جدول فروش جهانی ایستاده است.
به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی جزیره فانتزی اثری در ژانر تریلر و رازآلود اکران بین المللی خود را از هفته گذشته آغاز کرده و هم اکنون با فروشی معادل ۴۰ میلیون دلار در رتبه دهم جدول فروش جهانی ایستاده است.
فیلم سینمایی جزیره فانتزی اثری در سبک ترسناک فراطبیعی محصول ایالات متحده به کارگردانی جف وادلو است که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۰ منتشر شد. این فیلم در اولین هفته از اکران خود با فروشی معادل ۱۲.۴ میلیون دلار سوم باکس آفیس شد.
این فیلم به کارگردانی جف والدو ساخته شده و نگارش فیلمنامه آن را جیلیان جیکوپس و کریستوفر روچ بر عهده داشته اند. جف وادلو متولد ۲ مارس ۱۹۷۶ یک کارگردان، فیلمنامهنویس، هنرپیشه، و تهیهکننده اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۲۰۰۲ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بودهاست.
مایکل پنیا، لوسی هیل، مگی کیو، پورتیا دوبلدی، جیمی او. یانگ، رایان هانسن و مایکل روکر بازیگرانی هستند که در فیلم سینمایی جزیره فانتزی به ایفای نقش پرداخته اند.