سینماپرس: نامزدهای بخشهای خیابانی و نمایشهای رادیویی سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر معرفی شدند.
به گزارش سینماپرس، نامزدهای بخشهای خیابانی و نمایشهای رادیویی این دوره از جشنواره تئاتر فجر بدین شرح اعلام شدند:
مسابقه نمایشهای خیابانی:
هیات داوران بخش مسابقه نمایشهای خیابانی سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر متشکل از حسین مسافرآستانه، علیرضا استادی و مجید صالحی نامزدهای دریافت جوایز این بخش را در ۶ رشته موسیقی، طراحی فضا، بازیگری مرد، بازیگری زن، طرح و ایدهپردازی و کارگردانی به ترتیب حروف الفبا و به شرح زیر معرفی کردند:
موسیقی:
گروه موسیقی نمایش «دست… کاری» از تهران
گروه موسیقی نمایش «سایلنت» از لاهیجان
گروه موسیقی نمایش «سیرک» از تهران
طراحی فضا:
مارال ایزدبخش برای طراحی فضای نمایش «قهرمان کیست؟» از بوشهر
محمد قدیمی و حسنا قبادی برای طراحی فضای نمایش «چیز میز» از ایلام
سمیه مهری برای طراحی فضای نمایش «سیرک» از تهران
بازیگری مرد:
میلاد رمضانی برای بازی در نمایش «سیرک» از تهران
میثم سرآبادانی برای بازی در نمایش «بی پیش بی اجاره» از تفرش
سامان شکیبا برای بازی در نمایش های «سیرک» از تهران و «میمون کشی» از دهلران
احمد صمیمی برای بازی در نمایش «قهرمان کیست؟» از بوشهر
مصطفی کولیوندی برای بازی در نمایش «بل ۲۱۴» از دهلران
بازیگری زن:
مرجان آقانوری برای بازی در نمایش «میمون کشی» از دهلران
مارال ایزدبخش برای بازی در نمایش «قهرمان کیست؟» از بوشهر
فاطمه حسنی برای بازی در نمایش «مین» از خمینی شهر
فاطیما درستکار برای بازی در نمایش «سیرک» از تهران
مرجان قاسمی برای بازی در نمایش «بل ۲۱۴» از دهلران
حسنا قبادی برای بازی در نمایش «چیز میز» از ایلام
ساغر کیخا برای بازی در نمایش «گل پری» از زاهدان
طرح و ایده پردازی:
مارال ایزدبخش و رضا بهرامی برای طرح و ایده نمایش «قهرمان کیست؟» از بوشهر
سعید بادینی برای طرح و ایده نمایش «گل پری» از زاهدان
مصطفی کولیوندی برای طرح و ایده نمایش «بل ۲۱۴» از دهلران
سمیه مهری برای طرح و ایده نمایش «سیرک» از تهران
کارگردانی:
امیر امینی برای کارگردانی نمایش «شال برون» از لاهیجان
مارال ایزدبخش برای کارگردانی نمایش «قهرمان کیست؟» از بوشهر
سعید بادینی برای کارگردانی نمایش «گل پری» از زاهدان
سعید خیرالهی برای کارگردانی نمایش «میمون کشی» از دهلران
سمیه مهری برای کارگردانی نمایش «سیرک» از تهران
نامزدهای مسابقه رادیوتئاتر
هیات داوران بخش رادیوتئاتر سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر متشکل از بهرام ابراهیمی، ایوب آقاخانی و فریدون محرابی نامزدهای دریافت جوایز این مسابقه را در ۷ بخش افکت زنده یا فولی آرت، تهیه کنندگی، بازیگری زن، بازیگری مرد، نمایشنامه نویسی، کارگردانی و رادیوتئاتر به ترتیب حروف الفبا اعلام کردند.
افکت زنده یا فولی آرت :
هادی رحیمی برای «گروهبان» از بیرجند
محمدرضا قبادی فر برای «رهایی در بند» از تهران
نرگس موسی پور برای «عروس فراه» از تهران
سعید نعمتیان برای «آهسته با گل سرخ» از تهران
تهیه کنندگی :
هانیه پیرامی برای «گروهبان» از بیرجند
انسیه سمیع پور برای «عروس فراه» از تهران
امیرهوشنگ کریم نیا برای «کسوف» و «آهسته با گل سرخ» از تهران
بهرام نوری برای «کادوی تولد» از رشت
بازیگری زن :
شیما جانقربان برای «رهایی در بند» از تهران
نگین خامسی برای «کسوف» از تهران
حوا خلیلی برای عروس فراه» از تهران
زینب شعبانی برای «از ورشو تا تهران» از رشت
امالبنین کوهستانی برای «گروهبان» از بیرجند
نرگس موسی پور برای «آهسته با گل سرخ» از تهران
بازیگری مرد :
بهادر ابراهیمی برای «کسوف» از تهران
مهدی حق گو برای «گروهبان» از بیرجند
مجید حمزانلویی برای «تورغه» از بجنورد
امیر زنده دلان برای «عروس فراه» از تهران
بهرام سروری نژاد برای «رهایی دربند» از تهران
احمد لشینی برای «آهسته با گل سرخ» از تهران
نمایشنامه نویسی :
مجید حمزانلویی برای «تورغه» از بجنورد
مهسا طالبی برای «از ورشو تا تهران» از رشت
سمیه محسنی نیک برای «گروهبان» از بیرجند
سولماز ملکی برای «آخماز» از اردبیل
کارگردانی :
شیرین سپهراد برای «آهسته با گل سرخ» از تهران
حمیدرضا سلحشور برای «گروهبان» از بیرجند
داریوش شهبازی برای «کسوف» از تهران
مهدی طهماسبی برای «رهایی در بند» از تهران
پیمان قریب پناه برای «عروس فراه» از تهران
رادیوتئاتر:
«آهسته با گل سرخ» به کارگردانی شیرین سپهراد از تهران
«عروس فراه» به کارگردانی پیمان قریب پناه از تهران
«کسوف» به کارگردانی داریوش شهبازی از تهران
«گروهبان» به کارگردانی حمیدرضا سلحشور از بیرجند
سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند فردا (دوشنبه ۲۱ بهمن) با معرفی برگزیدگان بخشهای مختلف در تالار وحدت به کار خود پایان میدهد.
سینماپرس: سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر فردا(دوشنبه ۲۱ بهمن) با برگزاری آیین اختتامیه در تالار وحدت، به کار خود پایان میدهد.
به گزارش سینماپرس، آیین اختتامیه سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر عصر روز دوشنبه ۲۱ بهمن برگزار میشود.
در این مراسم علاوه بر معرفی برگزیدگان بخشهای مختلف، بزرگداشت کریم اکبری مبارکه، حسین عاطفی، مهدی لزیری و آندرانیک خچومیان چهار هنرمند پیشکسوت تئاتر نیز برگزار میشود.
سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانیمرند در بخشهای مسابقه تئاتر صحنهای، مسابقه نمایشنامه نویسی، نمایشهای خیابانی، رادیوتئاتر، دیگرگونههای اجرایی، مسابقه و نمایشگاه عکس، مسابقه و نمایشگاه پوستر و اقلام تبلیغاتی، تئاتر ملل و پنجمین بازار بینالمللی هنرهای نمایشی ایران روز پایانی برگزاری خود را سپری میکند.
آیین اختتامیه این رویداد فردا (۲۱ بهمن ماه) از ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت برگزار میشود.
سینماپرس: طول بیش از ۹ دهه تاریخ برگزاری جوایز اسکار تنها ۵ زن نامزد اسکار کارگردانی و یک زن برنده این شاخه شده است، روندی که در طول یک دهه اخیر نیز ادامه داشته و همواره با اعتراض سینماگران زن همراه بوده است.
به گزارش سینماپرس به نقل از واشنگتن پست، در سال ۱۹۹۲ فیلم «شاهزاده جز و مد» در ۷ شاخه از جمله بهترین فیلم و فیلمنامه جوایز سینمایی اسکار نامزد کسب جایزه بود اما «باربارا استرایسند» کارگردان فیلم که در آن بازی هم کرده بود در میان نامزدهای شاخه بهترین کارگردانی جایی نداشت و به همین دلیل «بیلی کریستال» مجری مراسم اسکار آن سال در سخنرانی آغازین مراسم عنوان کرد: «چطور ممکن است فیلمی در ۷ شاخه نامزد شده باشد اما در میان نامزدهای شاخه کارگردانی حضور نداشته باشد؛ آیا این فیلم خودش، خودش را کارگردانی کرده است!؟»
۱۸ سال بعد «کترین بیگلو» برای ساخت فیلم «هرت لاکر» توانست نام خود را به عنوان اولین زن برنده اسکار کارگردانی تاریخ این جوایز ثبت کند و «باربارا استرایساند» پس از تقدیم جایزه به او گفت “دیگر زمانش فرا رسیده است”. پیش از اسکار تاریخی «بیگلو» تنها چهار سینماگر زن نامزد اسکار کارگردانی شده بودند و اولین نفر آن «لینا ورتمولر» بود که در سال ۱۹۷۶ برای فیلم ایتالیایی زبان «هفت زیبا» نامزد شد و پس از «جین کمپیون» برای فیلم «پیانو» (۱۹۹۴)، «سوفیا کاپولا» برای فیلم «گمشده در ترجمه» (۲۰۰۴) نامزد اسکار کارگردانی شدند.
«گرتا گریوگ» نیز در سال ۲۰۱۸ برای فیلم «لیدی برد» به جمع محدود نامزدهای زن اسکار کارگردانی تاریخ جوایز سینمایی اسکار اضافه شد اما همچنان «کترین بیگلو» تنها زن برنده اسکار کارگردانی تا به امروز است، موضوعی که در یک دهه گذشته و با ادامه نادیده گرفتن شدن زنان کارگردان در جوایز اسکار به کانون توجهات تبدیل شده است.
بر اساس مطالعه جدیدی که توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انجام شده است، سال ۲۰۱۹ یکی از سالهای موفق برای فیلمسازان زن بود بطوری که ۱۰ درصد از فیلمهای پرفروش سال را سینماگران زن ساختهاند اما همین مطالعه عنوان میکند که از مجموع ۲۷۳ نامزدی شاخه کارگردانی طی ۱۳ سال اخیر در جوایز اسکار، گلدن گلوب، انتخاب منتقدان و انجمن کارگردانان آمریکا، تنها ۱۴ نامزدی به زنان رسیده است.
در زیر نگاهی خواهیم داشت به مهمترین کارگردانان زنی که در یک دهه اخیر مورد بیاعتنایی آکادمی اسکار قرار گرفتند:
۲۰۲۰
سه سال پس از نامزد شدن «گرتا گرویگ» در شاخه کارگردانی، امسال او با فیلم جدیدش «زنان کوچک» در شش شاخه از جمله بهترین فیلم و فیلمنامه نامزد اسکار است اما خود او برای اقتباس تحسین شده از رمان نوشته «لوئیسا می الکات» نامزد شاخه کارگردانی نیست.
حذف «گرویگ» از شاخه کارگردانی با توجه به حضور فیلمش در شاخه بهترین فیلم، بزرگترین نادیده گرفتن کارگردانان زن در جوایز امسال است اما زنان دیگری نیز هستند که امسال فیلمهای مهمی را ساختهاند و در شاخه کارگردانی دیده نشدند: «لولو وانگ» (خداحافظی)، «آلما هارل» (هانی بوی) و «ماریل هلر» (یک روز زیبا در محله).
امسال مارتین اسکورسیزی (مرد ایرلندی)، کوئنتین تارانتینو (روزی روزگاری در هالیوود)، بونگ جون هو (اَنگل)، سم مندس (۱۹۱۷) و تاد فیلیپس (جوکر)، ترکیب مردانه نامزدهای شاخه کارگردانی را تشکیل می دهند.
۲۰۱۹
«ماریل هلر» سال گذشته نیز برای فیلم «هرگز میتوانی مرا ببخشی؟» نتوانست به جمع نامزدهای اسکار کارگردانی راه یابد، گرچه در دو شاخه نقش اصلی زن و مکمل مرد نامزد بود. «لین رامزی» نیز سال گذشته برای ساخت فیلم تحسین شده «تو هرگز اینجا نبودی» در شاخه کارگردانی دیده نشد. سال گذشته «آلفونسو کوارون» برای فیلم «روما» در رقابت با یورگس لانتینوس (سوگلی)، اسپایک لی (کلنزمن سیاه)، آدام مککی (معاون) و پاول پالیکوفسکی (جنگ سرد) برنده اسکار کارگردانی شد.
آْلفونسو کوارون
۲۰۱۸
در حالی که آکادمی معمولا استقبال خوبی از فیلمهای ابرقهرمانی نمیکند اما عدم حضور «بری جنکینز» در میان نامزدهای اسکار کارگردانی واکنشهایی را به همراه داشت. فیلم تحسین شده «پلنگ سیاه» ساخته «جنکینز» دهمین فیلم پرفروش سال ۲۰۱۷ نام گرفته بود. در نهایت اسکار شاخه مهم کارگردانی به «گیرمو دلتورو» رسید و گرتا گرویگ (لیدی برد)، کریستفور نولان (دانکرک)، جردن پیل (برو بیرون) و پل توماس اندرسون (رشته خیال) دیگر نامزدها بودند.
گیرمو دلتورو
۲۰۱۵
«آوا دو ورنای» کارگردان زن سیاه پوست آمریکایی برای ساخته درام «سلما» که روایتگر زندگی «مارتین لوترکینگ» بود با وجود نامزد شدن در شاخه بهترین فیلم، راهی به جمع نامزدهای اسکار کارگردانی نیافت و «الخاندرو گونزالز ایناریتو» برای فیلم «برد من» به اسکار کارگردانی رسید. ریچارد لینکلیتر (پسرانگی)، بنت میلر (فاکس کچر)، وس اندرسون (هتل بزرگ بوداپست) و مورتن تیلدوم (بازی تقلید) دیگر نامزدهای کارگردانی بودند.
ایناریتو
۲۰۱۴
«نیکلاس هولوفسنر» نیز در سال ۲۰۱۴ برای کمدی درام رومانتیک «بحث کافیه» علی رغم بازخوردهای مثبت منتقدان، نامزد اسکار کارگردانی نشد و تنها در بخش نقش مکمل مرد (جیمز گاندولفینی) نامزد بود. جایزه اسکار آن سال هم به «آلفونسو کواران» برای فیلم «جاذبه» رسید و استیو مککوئین (۱۲ سال بردگی)، الکساندر پاین (نبراسکا)، دیوید اوراسل (اخاذی آمریکایی) و مارتین اسکورسیزی (گرگ وال استریت) دیگر نامزدهای کارگردانی بودند.
آلفونسو کوارون
۲۰۱۳
«کترین بیگلو» در سال ۲۰۱۲ با فیلم «۳۰ دقیقه بامداد» بار دیگر در فصل جوایز سینمایی حاضر بود و در حالی که در جوایز گلدن گلوب، بفتا و انجمن کارگردانان آمریکا نامزد شده بود، آکادمی اسکار او را شایسته حضور در میان نامزدهای کارگردانی ندانست و در مراسم اعطای جوایز «آنگ لی» برای فیلم «زندگی پی» برنده این شاخه نام گرفت.
میشائیل هانکه (عشق)، بن زیتلین (چهارپایان حیات وحش جنوب)، استیون اسپیلبرگ (لینکلن) و دیوید اوراسل (دفترچه امیدبخش) نامزدهای شاخه مرد _ محور کارگردانی بودند.
سینماپرس: اورسن بین بازیگری که برای بازی در سریال «پزشک دهکده» میان ایرانیان چهرهای آشنا داشت، در تصادف با اتومبیل کشته شد.
به گزارش سینماپرس، اورسن بین بازیگر ۹۱ ساله آمریکایی در تصادف جانش را از دست داد. به گفته پلیس لسآنجلس او در حال پیادهروی بود که ماشین به او زد.
این بازیگر کهنهکار سابقه بازی در آثار بسیاری را داشت که از مهمترین آنها میتوان به «تشریح یک قتل» و «جان مالکویچ بودن» اشاره کرد.
او در سریالهای بسیار زیادی نقشهای کوتاه و بلند بازی کرده بود اما بدون شک برای ما ایرانیان مشهورترین نقش او در سریال «پزشک دهکده» بود.
این بازیگر در آغاز دوران بازیگری به دلیل اعتقادات کمونیستی نامزدش در فهرست سیاه هالیوود آن دوران قرار گرفته بود. البته این رویداد جلوی بازیگری او را نگرفت و در صحنه تئاترهای برادوی به کارش ادامه داد.
سینماپرس: با وجود لغو نشست فیلم «خون شد» مسعود کیمیایی، بعد از نمایش این فیلم در مقابل سالن نشست پرسش و پاسخ برگزار شد. جواد نوروزبیگی در جمع خبرنگاران گفت آقای کیمیایی به سینمای ما اعتبار بخشیده و از آثارشان مشخص است که چه بزرگی هستند. باید از این آقای تهیه کننده پرسید که شما بزرگی را در چه میدانید؟ غیرتتان کجا رفته که این همه توهین به ارزش های انقلاب و اسلام را نادیده گرفته و آن را نشانه بزرگی قلمداد میکنید؟ به شرافت نداشتهتان قسم لااقل کمی انصاف داشته باشید!
به گزارش سینماپرس، ظهر یکشنبه ۲۰ بهمن ماه فیلم «خون شد» به کارگردانی مسعود کیمیایی در پردیس سینمایی ملت نمایش داده شد. پیش از شروع فیلم جواد نوروزبیگی، علیرضا زرین دست و لیلا زارع روی صحنه آمدند و نوروزبیگی اطلاع داد که نشست این فیلم برگزار نخواهد شد.
بعد از اتمام فیلم، عوامل فیلم پشت ورودی سالن ایستادند و اصحاب رسانه نیز جمع شدند تا درباره فیلم و اتفاقات پیرامون این فیلم حرف بزنند.
نوروزبیگی درباره کنایه ها و حرف هایی که دیشب شهاب حسینی در نشست مطبوعاتی فیلم «شین» مطرح کرد و به حرف ها و تحریم جشنواره مسعود کیمیایی واکنش تندی نشان داد و گفت: بزرگ سینما را اینجا تخریب می کنند. آقای کیمیایی به سینمای ما نیز اعتبار بخشیده است و از آثارشان مشخص است که چه بزرگی هستند.
زرین دست مدیر فیلمبرداری فیلم «خون شد» نیز بیان کرد: اسم این جشنواره، جشنواره فیلم فجر است اما اینجا به جای اینکه درباره فیلم ها حرف بزنند و نقد کنند، درباره آدم ها حرف می زنند. جشنواره برای سینما و هنرمندان برگزار می شود و آثار به نمایش درآمده را باید نقد کرد نه فیلمساز و مسعود کیمیایی را.
وی ادامه داد: نباید این شخصیت را تخریب کرد. او آثار درخشانی دارد و سینما باید درباره تخریب این شخصیت دفاع کند. سینما و فیلم را باید نقد کرد نه شخصیت را.
لیلا زارع نیز که حضور داشت، مطرح کرد: پیشتر با وجود اینکه به تصمیم آقای کیمیایی احترام می گذاشتم، ناراحت بودم که ایشان حضور نخواهند داشت اما متوجه شدم که چرا حاضر نشدند در این مراسم حضور داشته باشند.
نوروزبیگی درباره نحوه آشنایی و ورود به این پروژه توضیح داد: برای فیلم سینمایی «عنکبوت» با آقای رنجکشان همکاری می کردیم که به من گفتند به دفتر آقای کیمیایی برویم و بعد از صحبت و متوجه شدن از فیلمنامه با اشتیاق و افتخار با ایشان همکاری کردم. بعد از اینکه فیلمنامه را خواندم متوجه شدم که یکی از بهترین ها خواهد بود همانطور که خود آقای کیمیایی هم می گفتند، این فیلم یکی از پنج فیلم خوبشان است. این را هم بگویم که اگر آقای رنجکشان نبودند شاید «خون شد» کیمیایی ساخته نمیشد.
وی درباره اکران این فیلم نیز گفت: قرارداد اکران را بسته ایم و قرار است آقای سرتیپی کارها را پیش ببرند. امیدواریم با یک اکران خوب نتیجه خوبی هم برای ما داشته باشد.
این تهیه کننده سینما درباره حضور مسعود کیمیایی بیان کرد: خیلی با ایشان صحبت کردیم و داشتیم کارها را انجام می دادیم و قرار بود آخر نمایش بیایند اما دیشب به من زنگ زدند و بسیار ناراحت بودند و من هم با نیامدنشان متقاعد شدم. ایشان گفتند حتی اگر بیایم هم می خواهند حرف ها و سوال هایی بزنند تا من هم مثل دیگران با تندی حرف بزنم، اما من همچین آدمی نیستم و ادبیات من اینگونه نیست و اصلا نمی آیم.
وی ادامه داد: این فیلم درباره کانون خانواده است هرچند که ممکن است برداشت های دیگری هم از آن شود.
زرین دست نیز درباره تجربه این فیلم گفت: یک فیلم نمی تواند خوب شود مگر اینکه پشت صحنه خوبی هم داشته باشد. «خون شد» پشت صحنه خوبی داشت و تجربه خیلی خوبی بود.
در پایان محمدصادق رنج کشان جانشین تهیه کننده و سرمایه گذار گفت: من پنجاه و دو سال است که کار میکنم و خودساخته هستم و هیچ بدهی به بانک یا جایی ندارم. درآمد من از همین اندوخته سالهای زیاد کار کردن است و بزرگترین آژانس هواپیمایی کشور و پردیس شهرزاد را نیز دارم. سعی کرده ام در فیلم هایی باشم که دغدغه مردم هستند. پول و درآمد باعث ورود من به این عرصه نشده است بلکه علاقه من به هنر بوده است که تلاش کردم در فیلم های موثر و دغدغه مند حضور داشته باشم.
سینماپرس: میزان فروش فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» در شهرهای بدون سینما از یک میلیارد تومان گذشت.
به گزارش سینماپرس، میزان فروش فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» به کارگردانی امیر داسارگر و تهیه کنندگی حامد بامروت نژاد در شهرهای بدون سینما از یک میلیارد تومان گذشت.
فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» در مدت زمان بیش از ۱۰۰ روز در قالب ۱۶۶۸ سانس در شهرهای فاقد سینمای سراسر کشور انجام شده است، تا امروز با ثبت رکورد ۲۵۷ هزار و ۲۲۷ مخاطب به فروشی بیش از یک میلیارد و ۷۰ میلیون تومان دست پیدا کرده است.
این فیلم سینمایی تا امروز به ترتیب در استان های خراسان رضوی با ۵۲ هزار و ۷۲ نفر، اصفهان با ۲۴ هزار ۸۷۲ نفر، فارس ۲۲ هزار ۹۸۹ نفر، قم با ۱۹ هزار و ۶۸۱ نفر، تهران با ۱۶ هزار و ۴۶۰ نفر، البرز با ۱۳ هزار و ۲۱ نفر، گیلان با ۱۲ هزار و ۹۰۰ نفر آذربایجان شرقی با ۱۱ هزار ۴۸۲ نفر و خوزستان با ۱۰ هزار و ۲۲۱ نفر بیشترین میزان مخاطبان را به خود اختصاص داده است.
فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» در حوزه بیشترین میزان بلیت فروشی نیز در خراسان رضوی با ۱۴۶ میلیون و ۷۸ هزار و ۵۰۰ تومان، اصفهان با ۱۰۶ میلیون و ۲۲۴ هزار و ۵۰۰ تومان، فارس با ۱۰۱ میلیون و ۷۶۶ هزار تومان، تهران با ۹۸ میلیون و ۸۲۸ هزار تومان، قم با ۷۹ میلیون و ۹۸۵ هزار تومان، گیلان ۶۴ میلیون و ۹۰۹ هزار تومان و آذربایجان شرقی با ۴۸ میلیون و ۷۳۳ هزار تومان بیشترین فروش را از آن خود کرده است.
این فیلم سینمایی تا امروز در ۲۴۲ شهرستان، ۴۴ روستا، ۱۳۷ مدرسه و ۶۲ مسجد و حسینیه به نمایش درآمده است.
سینماپرس: بنیاد سینمایی فارابی درباره حمایت از فیلم «ابر بارانش گرفته» توضیحاتی را ارایه کرد.
به گزارش سینماپرس، در توضیح بنیاد سینمایی فارابی درباره حمایت از فیلم «ابر بارانش گرفته» ساخته مجید برزگر آمده است: «بر اساس تقاضای مورخ ۲۵ آبان سال جاری مجید برزگر تهیهکننده و کارگردان فیلم سینمایی «ابر بارانش گرفته»، موضوع در شورای تولید و تسهیلات مورخ ۲۶ آبان سال جاری بررسی و با معرفی ایشان به صندوق اعتباری هنر برای دریافت وام کم بهره موافقت و طی نامه مورخ ۶ آذر سال جاری مصوبه پرداخت تسهیلات از محل اعتبارات بنیاد سینمایی فارابی به صندوق اعتباری هنر اعلام شده است.
این تهیه کننده و کارگردان از صندوق اعتباری هنر طی نامهای مورخ ۱۳ آذر ۹۸ به صندوق کارآفرینی امید معرفی شده اما برای دریافت وام تاکنون اقدامات لازم را انجام نداده و وام را دریافت نکرده است.»
سینماپرس: به طور کلی فیلم چیزی برای گفتن ندارد و چیزی هم برای نقد کردن ندارد انشاءالله در گیشه موفق باشد تا سازندگان به اهداف خود برسند.
به گزارش سینماپرس، سرنوشت فیلم های کمدی در سینمای ایران تکراری و کلیشه ای شده است. تهیه کنندگان سودای گیشه دارند و منتقدان دغدغه فرهنگ. آنها هیچ وقت مصالحه نخواهند کرد.
“ارتش سری” اثری فرومایه و بازاری ست فیلم تنها متکی به کارکتر های بذله گو و ناپسند اش است و سعی نموده به بهانه آن یک داستانی را هم سرهم بندی کند که این فاجعه است.
کاملا مشخص است که سازندگان این اثر تنها به دلیل بهره برداری حداکثری از یک برند سخیف که در “خوب، بد، جلف” خلق کرده اند این فیلم را ساخته اند و خارج از آن هیچ ایده ای نداشتند.
به جز کاراکتر “پژمان” و “سام” مابقی شخصیت ها تصنعی و غیر قابل تحمل اند از نیمه دوم فیلم نیز کاراکتر های “پژمان” و “سام” غیر قابل تحمل اند و فیلم مجبور می شود برای جذب مخاطبانشان به شوخی های جنسی روی بیاورد که آن هم در نوع خود فاجعه است.
به طور کلی فیلم چیزی برای گفتن ندارد و چیزی هم برای نقد کردن ندارد انشاءالله در گیشه موفق باشد تا سازندگان به اهداف خود برسند.
گفتنیها درباره سیمرغ فیلمهای اول کم نیست به ویژه در دو سه ساله گذشته که چالش بازتعریف کارگردان «فیلماولی» و دوگانه پروانه «سینمایی یا ویدئویی» نیز رخ نمایی و حواشی این بخش را دو چندان کرده است.
نکته مهم اما این است که بر خلاف بیشتر جشنوارههای معتبر دنیا که برگزیدگان بخش فیلمسازان جوان، و یا استعدادهای نو مورد حمایت ویژه مادی و معنوی قرار میگیرند تا استعداد آنها کشف و پرورش داده و روی پروژه بعدی آنها در بخش تبلیغات و… سرمایهگذاری میشود در معتبرترین جشنواره ما این استعدادهای بعد از مدتی فراموش میشوند و استعدادشان زیر تلی از معادلات پیچیده مدفون میماند، مگر آنکه سرمایهگذاری خود وارد گود شود و برمبنای محاسبات اقتصادی روی آنها «سرمایهگذاری» کند!
در واقع در این سی و هفت دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر هنوز هدف اصلی از اضافه و یا کم شدن این بخش مشخص نشده و گویا برای زینت بخشیدن به باکس نمایش آثار است. به این ماجرا باید این موضوع را هم اضافه کرد که سیاستگذاریها طی دورهها و دولتهای مختلف دچار تغییر و طبعاً این بخش هم در خلال این تغییرات دستخوش تحول هم شده است.
با همه این تفاسیر این بخش همچنان یکی از بخشهای مورد علاقه فیلمسازان جوان است. دو روز مانده به برگزاری آئین اختتامیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر و اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش «نگاه نو» به یکی دیگر از کارگردانان بااستعداد سینمای ایران، مروری بر سرنوشت فیلماولیهایی داشتهایم که طی سالهای گذشته از دهه ۹۰ این توفیق را کسب کرده و در همان گام اول فیلمسازی، سیمرغ بلورین به آنها روی خوش نشان داده اما هریک سرنوشت متفاوتی پیدا کردهاند
سال ۹۰؛ سی امین دوره جشنواره فیلم فجر
در سی امین جشنواره فیلم فجر ارکان مختلف «فیلمهای اول» مورد قضاوت قرار گرفت به طوری که سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین دستاورد فنی هنری هم به فیلمهای این بخش تعلق گرفت. در همین سال بود که سیمرغ بهترین فیلم بخش فیلمهای اول به «گیرنده» به کارگردانی مهرداد غفارزاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی رسید؛ فیلمی که با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شده بود.
در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «حاج صمد راننده وانت کارخانهای در شهرستانی دور افتاده و کوچک است که در پی اتفاقی مأموریتی مهم مییابد. او در حین انجام این مأموریت، با اتفاقات گوناگونی روبه رو میشود و بارها در تنگناهای دشوار انتخاب قرار میگیرد.»
مهرداد غفارزاده کارگردان «گیرنده»
مهرداد غفارزاده بعد از کسب این جایزه، «دریا، ماهی و پرنده» را ساخت که توانست جایزه بهترین فیلم «موندنس» و جایزه بهترین فیلم هیأت داوران نوجوان از سی امین جشنواره فیلم بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دهد اما نتوانست اقبالی در میان مخاطبان داشته باشد و در جشنوارههای داخلی هم روی خوشی به آن نشان داده نشد.
«دریا، ماهی و پرنده» اتفاقاً در سی و سومین جشنواره فیلم فجر در بخش «هنر و تجربه» هم به نمایش درآمد اما دستاوردی برای کارگردانش نداشت.
این فیلم درباره «نوجوانی ۱۷ ساله به نام احسان است که نه توانایی تکلم و نه توانایی شنیدن دارد بدون ارتکاب جرم در مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یک منطقه محروم به سر میبرد. احسان چند بار تلاش به فرار از مرکز بازپروری میکند اما…»
محمد قهرمانی تهیهکننده «گیرنده» هم یک سال بعد «فرشتگان قصاب» را ساخت که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما هیچگاه نتوانست رنگ اکران را ببیند تا آنجا که سازندگان این اثر تصمیم گرفتند «فرشتگان قصاب» را به تلویزیون ببرند. قهرمانی در همان سال در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد: «با توجه به اینکه هدف اصلی سرمایه گذاران این فیلم سینمایی دیده شدن آن توسط مردم بوده و به بازگشت سرمایه آن توجه نمیکنند، ترجیح داده شد برای بهتر دیده شدن آن را در تلویزیون که دهها میلیون مخاطب دارد پخش کنیم. چرا که این روزها مردم با سینما آشتی نکردهاند و همین مسئله سبب میشود تا کمتر به سینما بروند.»
فرشتگان قصاب
«فرشتگان قصاب» ماجرای گروهی صهیونیستی را روایت میکند که در قالب صلیب سرخ در افغانستان به قاچاق اعضای بدن میپردازند و در این میان دست به انفجارهای ساختگی میزنند.
البته دیگر فیلم او با نام «گامهای شیدایی» به کارگردانی حمید بهمنی هم در سال ۹۱ ساخته شد که بعد از گذشت چند سال بالاخره در سال نود و هفت به نمایش درآمد و تنها فروشی ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را برای صاحبان این فیلم به ارمغان آورد تا نام محمد قهرمانی را به عنوان یکی از شکست خوردههای عرصه اکران در چند سال گذشته ثبت کند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «جولیا به خدمت ارتش ایالات متحده درآمده و تلاش دارد مدارکی که در حین انجام وظیفه در این کشور به دست آورده به دوست خبرنگار خود برساند. در جریان این اتفاقات یکی از پردههای سناریو آزادسازی عراق به تصویر کشیده میشود.»
در سیامین دوره جشنواره فیلم فجر رضا عطاران هم برای «خوابم میآد» سیمرغ بهترین کارگردانی را دریافت کرد. بازیگری که پیش از این امتحانش را در در عرصه فیلمهای طنز پس داده بود. او این بار کارگردانی و بازیگری را توأمان تجربه کرد تا فیلمش به یکی از آثار موفق این دوره از جشنواره تبدیل شود.
این فیلم که در ابتدا «هیچکس فرشته نیست» و «رضا هرگز نمیخوابد» نام داشت در سال ۹۱ توانست با اقبال مخاطبان مواجه شود و فروشی بالغ بر سه میلیارد تومان را رقم بزند. یکی از نکات جالب این فیلم حضور اکبر عبدی در نقش یک زن بود. عبدی سالها پیش در فیلم «آدم برفی» هم نقش آفرینی مشابهی را تجربه کرده بود که منجر به وقوع اتفاقات مختلف برای فیلم شده بود.
رضا عطاران بعد از «خوابم میآد»، «ردکارپت» را در سال ۹۲ و «دراکولا» را در سال ۹۴ ساخت که اولی در همان سال در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما موفقیتی را برای رضا عطاران در این رویداد به همراه نداشت البته خودش در همان سال سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در «طبقه حساس» دریافت کرد.
«ردکارپت» در اکران عمومی با اقبال مخاطبان مواجه شد اما «دراکولا» هرچند فروشی ۴ میلیاردی را تجربه کرد با این وجود با نارضایتی مخاطبان همراه بود چراکه آنها با تصور اینکه قرار است یک فیلم کمدی ببینند به سینماها کشانده میشدند اما در عمل، تصوراتشان با تعارض همراه میشد.
سال ۹۱؛ سی و یکمین جشنواره فیلم فجر
در این دوره از جشنواره، بخش فیلمهای اول نام «نگاه نو» به خود گرفت و برخلاف دوره پیشین تنها سه سیمرغ با نامهای سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین دستاوردهای فنی هنری به آثار این بخش رسید که سیمرغ بهترین فیلم را بهروز شعیبی برای «دهلیز» دریافت کرد و سیمرغ بهترین کارگردانی را هادی مقدم دوست برای «سر به مهر» با خود به خانه برد.
«دهلیز» از شگفتیهای جشنواره سی و یکم بود که حضور متفاوت رضا عطاران در نقشی جدی را به همراه داشت فیلمی که بر محوریت قصاص است و داستان یک معلم زبان را روایت میکند که مدت هاست به دلیل یک نزاع خیابانی که منجر به قتل غیرعمد همسایه شده، در زندان به سر میبرد و انتظار حکم قصاص را میکشید.
دهلیز
«دهلیز» مسیر بهروز شعیبی را در عرصه کارگردانی هموار کرد تا آنجا که وی سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ «سیانور» را ساخت؛ فیلمی که به برههای حساس از تاریخ ایران میپرداخت، این فیلم روایتگر ماجراهای سازمانی به نام مجاهدین خلق بود که رفته رفته با اختلاف درونی و انشعاب تبدیل به سازمانی تروریستی با رویکردهای عجیب و غریب شد، فیلمی که البته عاشقانهای هم در دل خود داشت و در عرصه فیلمسازی چند قدم جلوتر برای بهروز شعیبی محسوب میشد، همین فیلم بود که در آخرین سانس آخرین روز از جشنواره تحسین اهالی رسانه را برانگیخت اما در اکران عمومی آنچنان که باید دیده نشد.
شعیبی ۲ سال بعد «دارکوب» را با محوریت اعتیاد برای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آورد که حاصلش یک سیمرغ بلورین برای سارا بهرامی به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن و یک سیمرغ دیگر برای جمشید هاشم پور به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل بود.
شعیبی امسال هم «روز بلوار» را در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر دارد که آن را با سرمایه گذاری مؤسسه اوج ساخته است. این فیلم درباره درباره تخلفات مؤسسات مالی اعتباری و روایتگر داستان یک چهره معروف تلویزیونی است که برای خانواده اش مشکل مالی پیش میآید و دچار یک بحران میشوند و….
هادی مقدم دوست هم که در دوره سیویکم جایزه بهترین کارگردانی را برای «سر به مهر» دریافت کرد، سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ یکی از اپیزودهای «هیهات»؛ این فیلم چهار اپیزودی را ساخت، فیلمی که نتوانست به آن دوره از جشنواره راه پیدا کند و البته با اعتراض صاحبانش هم مواجه شد تا جایی که از این اقدام با نام «بی مهری» یاد کردند. همین شد که اوج؛ سازمانی که سازنده فیلم بود در اقدامی قهری اعلام کرد به دلیل حضور پیدا نکردن این فیلم در بخش سودای سیمرغ، قصد ندارد «هیهات» را در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش بگذارد و رونمایی از «هیهات» را به جشنواره مقاومت و هفته دفاع مقدس موکول کرد.
سر به مهر
در خبرها هم اعلام شده بود که به رغم تحویل این فیلم به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، دبیر جشنواره فراموش کرده آن را به هیأت انتخاب بدهد و به همین دلیل، «هیهات» از حضور در این جشنواره بازماند. «هیهات» البته در اکران عمومی هم نتوانست اقبال مخاطبان را به همراه داشته باشد و در نهایت با فروشی معادل ۱۳۰ میلیون تومان از اکران کنار رفت.
هادی مقدم دوست هرچند در سال ۹۶ فیلمنامه «شعلهور» را به همراه حمید نعمت الله نوشت اما بعد از «هیهات» تجربه جدیدی را در عرصه کارگردانی رقم نزده است.
سال ۹۲؛ سی و دومین جشنواره فیلم فجر
جشنواره سی و دوم را میشود سال موفقیت برادران محمودی دانست، در این دوره از جشنواره از سه سیمرغ اهدا شده به فیلمهای نگاه نو، ۲ سیمرغ نصیب «چند متر مکعب عشق» شد، این فیلم تندیس بهترین کارگردانی را برای جمشید محمودی و بهترین فیلم را برای نوید محمودی به دنبال داشت.
برادران محمودی ۲ برادر افغانستانی تبار هستند که چند سالی است در سینما و تلویزیون ایران فعالیت میکنند، گاه برای طلاییترین باکس تلویزیون سریال میسازند و گاه فیلمهای سینمایی آنها موفقیتهای داخلی و بین المللی را برای ایران و افغانستان به ارمغان میآورد.
چند متر مکعب عشق
یک پای ثابت آثار برادران محمودی هم روایت به حق محرومیتهای مهاجران افغانستانی است.
جمشید و نوید محمودی پس از «چند متر مکعب عشق» که به عنوان نماینده کشور افغانستان به اسکار در سال ۹۳ معرفی شد، فیلم سینمایی «رفتن»، «شکستن همزمان بیست استخوان» و «مردن در آب مطهر» را ساختند که اتفاقاً «مردن در آب مطهر» به سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر راه یافته است.
نوید محمودی تهیه کننده این اثر در گفتگویی با خبرنگار مهر گفت: «این فیلم عاشقانه در ادامه عاشقانههایی است که درباره مهاجران افغان ساختهایم البته این بار یه یک موضوع جدید درباره مهاجرت توجه کردهایم که آن شرایط پذیرفته شدن مهاجران در اروپاست. یعنی آنها باید تن به برخی از مسائل برای پذیرفته شدن بدهند»
سال ۹۳؛ سی و سومین جشنواره فیلم فجر
وحید جلیلوند را پیشتر با آن صدای خاصش در برنامههای تلویزیونی میشناختیم؛ مجری برنامههای تلویزیونی «روضه رضوان»، «ستاره زد سلام کن» و… و البته بازیگر غیاث الدین جمشید کاشانی در «نردبام آسمان» برای سی و سومین جشنواره فیلم فجر «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» را آورد. هم او بود که تندیس بلورین بهترین کارگردانی را برای این فیلم دریافت کرد البته در همین سال سیمرغ بهترین فیلم این بخش هم به همین فیلم رسید.
این فیلم داستان مردی است که یک آگهی چاپ میکند و قصد دارد تا به یکی از نیازمندان به مبلغ ۳۰ میلیون تومان کمک کند؛ فیلمی که مدام شما را در مقام قضاوت قرار میدهد و باعث میشود خودتان را مدام در جایگاه نقش اولش بگذارید و از خودتان بپرسید اگر من جای او بودم پول را به چه کسی میدادم.
چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» سال بعدش به جشنواره فیلم ونیز رفت و در ۴ نوبت به نمایش گذاشته شد و در نهایت توانست جایزه منتقدان بین المللی جشنواره را به خود اختصاص دهد.
وحید جلیلوند ۲ سال بعد «بدون تاریخ، بدون امضا» را در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رونمایی کرد و توانست با آن سه سیمرغ بهترین کارگردانی، بهترین صداگذاری و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را شکار کند. همین فیلم در جشنواره ونیز هم توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای او و جایزه بهترین بازیگر را برای نوید محمدزاده در بخش افقهای این رویداد به همراه بیاورد.
«بدون تاریخ، بدون امضا» به عنوان نماینده ایران به اسکار ۲۰۱۹ هم معرفی شد اما نتوانست به فهرست اولیه این رویداد سینمایی راه پیدا کند و دست ایران از کسب اسکار خالی ماند.
در دوره سی و سوم جایزه ویژه هیأت داوران هم به امیرحسین عسگری برای فیلم «بدون مرز» رسید؛ فیلمی بدون دیالوگ که معضلات جنگ را به چالش میکشید و اتفاقاً توانسته بود در بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه فیلمهای بلند آسیایی را دریافت کند. فیلم در نهایت در «هنر و تجربه» به نمایش گذاشته شد.
بدون مرز
امیرحسین عسگری نمونهای از فیلمسازانی جوانی است که بعد از جشنواره رها شد. او بعد از سال ۹۳ ساخت فیلمی را در کارنامه اش به ثبت نرساند این در حالی است که پیش از «بدون مرز» حضور موفقی در عرصه فیلم کوتاه هم داشته است.
سال ۹۴؛ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر
سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر را میتوان «زمانی برای ظهور استعدادها» دانست، دورهای که حضور سعید روستایی با فیلم «ابد و یک روز» و محمدحسین مهدویان با «ایستاده در غبار» رقابتی سخت در بخش نگاه نو و البته داوریای سختتر را رقم زد. در این دوره از جشنواره سعید روستایی سیمرغ بهترین کارگردانی و سعید ملکان سیمرغ بهترین فیلم را برای «ابد و یک روز» و محمدحسین مهدویان جایزه ویژه هیأت داوران را برای کارگردانی «ایستاده در غبار» دریافت کردند.
ایستاده در غبار
در همین سال بود که طی تصمیم جدید مقرر شد ۲ فیلم از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه پیدا کند و به همین ترتیب «ابد و یک روز» و «ایستاده در غبار» از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه یافتند و به همین ترتیب سعید روستایی ۹ سیمرغ و مهدویان سه سیمرغ و یک جایزه ویژه هیأت داوران را با خود به خانه بردند و به تعبیری جوایز بین این ۲ فیلم تقسیم شد.
این دوره از جشنواره در واقع فرصتی را پیش آورد تا تهیه کنندگان و سرمایه گذاران برای فیلمهای آینده این ۲ فیلمساز به رقابت بپردازند.
ابد و یک روز
سعید روستایی پس از آن در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر «متری شیش و نیم» را رونمایی کرد که علاوه بر کسب موفقیت در این جشنواره، توفیقی در اقبال عمومی را هم به همراه داشت. محمدحسین مهدویان هم بعد از «ایستاده در غبار»، به طور متوالی با «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «ماجرای نیمرو؛ رد خون» در دورههای بعدی جشنواره فیلم فجر حاضر شد و امسال نیز «درخت گردو» را برای دوره سی و هشتم جشنواره فیلم فجر آورده است.
سال ۹۵؛ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر
دوره سی و پنجم جشنواره فیلم فجر به دبیری محمد حیدری را میتوان ملتهبترین دوران این رویداد سینمای در یک دهه اخیر دانست؛ دورهای که به ناگاه سیمرغ فیلمهای اول حذف و در فراخوان اعلام شد در بخش «چشم انداز سینمای ایران» دو فیلم برگزیده دوم و سوم معرفی و تقدیر میشود، به تعبیری فیلمهای اول و سودای سیمرغ در یک قالب مورد قضاوت قرار گرفتند که اعتراض کارگردانان اول را به همراه داشت.
در همین دوره بود که هیأت داوران طی بیانیهای عنوان کردند «پر روشن است که با اقبال جوانان هنرمند و صاحب ذوق و حضور مغتنم آنان در عرصه سینمای ملی، ضمن احترام به بزرگان سینما و سعه صدری که در آنان سراغ است، انتظار داشته باشیم که جوانان مایل اند بیشتر «دیده» شوند.»
ویلاییها
اما این ختم ماجرا نبود؛ کار زمانی بالاتر گرفت که منیر قیدی کارگردانی فیلم سینمایی «ویلاییها» که جایزه ویژه استعداد درخشان را دریافت کرد پیش از برگزاری اختتامیه از نامزدی در جشنواره فیلم فجر انصراف داد و جایزه ویژه استعداد درخشان را یک جایزه «خلق الساعه» خواند.
این فیلم البته در همین دوره سیمرغ بهترین جلوههای بصری و بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد که ثریا قاسمی در همراهی با منیر قیدی از حضور در اختتامیه و دریافت جایزه اش امتناع کرد.
«ویلاییها» اما آخرین حضور منیر قیدی در سینما بود و به نظر میرسد توجهی به این کارگردانی که خود جشنواره از او به عنوان یک «استعداد درخشان» یاد میکند، نشد.
سال ۹۶؛ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر
در تداوم حذف بخش نگاه نو، در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر هم آثار این بخش و سودای سیمرغ توأمان مورد قضاوت قرار گرفتند.
این اتفاق در حالی بود که در فراخوان این دوره از جشنواره یک سیمرغ برای بهترین فیلم اول در نظر گرفته بودند اما در اعلام نامزدها، خبری از کاندیداهای این بخش نبود. اما قسمت جالب ماجرا این بود که رضا مقصودی برای فیلم سینمایی «خجالت نکش» سیمرغ بهتری فیلم اول را دریافت کرد. همین کارگردان بعد از دریافت جایزه اش در مراسم اختتامیه عنوان کرد: «من هم نمیدانستم این جایزه وجود دارد»
خجالت نکش
«خجالت نکش» در اکران عمومی توانست فروشی بیش از ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان را تجربه کند و با اقبال عمومی مواجه شود.
امسال هم پروانه ساخت فیلم دوم رضا مقصودی با نام «آژیر بیصدا» به تهیهکنندگی سیدامیر پروین حسینی صادر شد که تا به این لحظه خبری از ساخته شدن و یا نشدن این پروژه رسانهای نشده است.
سال ۹۷؛ سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
در میان حذف و اضافه شدنهای سیمرغ بخش نگاه نو، دوره سی و هفتم دورهای بود که شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم فجر صلاح دید بار دیگر این سیمرغ به فیلم اولیها تعلق بگیرد و در فراخوان این دوره صراحتاً اعلام شد «هیأت انتخاب از میان آثار متقاضی حداکثر ۱۰ فیلم فیلمسازان اول را انتخاب میکنند و هیأت داوران این بخش سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را به کارگردان فیلم برگزیده اهدا خواهند کرد.»
مسخره باز
این سیمرغ در نهایت روی شانههای همایون غنی زاده برای فیلم «مسخرهباز» نشست، کارگردانی که در همین دوره سیمرغ اولش با نام «هنر و تجربه» را نپذیرفت و ترجیح داد یک مهاجر افغانستانی را به جای خود روی سن بفرستد و از طریق متنی که در اختیار او گذاشته بود، اعلام کند از پذیرش این سیمرغ معذور است، توجیهاش هم این بود که سیمرغ اول را نگرفته چون آن را دوست نداشته است؛ حرکتی اعتراضی که حتی بسیاری از حاضران در آن مراسم علتش را متوجه نشدند و بعدها هم مورد انتقاد رسانهها قرار گرفت.
همایون غنی زاده کارگردانی برخاسته از تئاتر است که احتمالاً او را با نمایش «می سی سی پی نشسته میمیرد» به یاد میآورید؛ همان کارگردانی که چندین بار این نمایش را روی صحنه برد و احتمالاً ساختار «مسخره باز» هم شما را به یاد «می سی سی پی نشسته میمیرد» میانداخته است؛ کارگردانی که اخیراً هم باردیگر ثابت کرد نحوه «اعتراض کردن» و بیان درست مواضعش را بلد نیست، اما در فیلمسازی یک استعداد محسوب میشود و هنوز خبری از دورخیزش برای فیلم دوم نیست.
سینماپرس: «شب تئاتر»، شنبه 19 بهمن، در ویژه برنامه ای به مناسبت جشنواره تئاتر فجر، به موضوع «رادیو تئاتر» پرداخت.
به گزارش سینماپرس، منوچهر اکبرلو در بخش اول برنامه، میزبان نادر برهانی مرند، دبیر جشنواره بین المللی تئاترفجر بود.
کوچکترین دخالتی در آراء داوران نداشته ایم! برهانی مرند در پاسخ به این سوال که آیا دولت به عنوان متولی در انتخابها دخالت می کند؟ گفت: من کم داوری نکرده ام و تجربه داوری خودم را عرض می کنم. شاید واقعا پیش نیامده که متولی و برگزار کننده کوچکترین دخالتی کند یا حداقل من شاهدش نبوده ام. در این دو دوره ای هم که بنده دبیر بوده ام خوشبختانه کوچکترین دخالتی در آرا داوران نداشته ایم. جشنواره تئاتر فجر با اینکه برگزار کننده اش دولت است اما همه چیزش هنرمندان هستند.اتفاقات امسال می تواند به این قضیه شهادت دهد که خودِهنرمندان هستند که اتفاقات جشنواره تئاتر فجر را رقم میزنند و اگر بخواهند می توانند باشند یا نباشند. و این برای بنده قابل افتخار است که در چنین شرایطی دبیری را پذیرفته ام. وی در مورد تاثیر سلیقه داوران در انتخابها گفت: اساسا داوری امری نسبی است و ترکیب و نوع سلیقه داوران در چینش و انتخابها نقش دارد.
هنرمندان ما می پسندند در جشنواره، رقابتی شرکت کنند برهانی مرند با اشاره به اینکه بر اساس آسیب شناسی سال گذشته اکثر هنرمندان بر غیر رقابتی کردن جشنواره تاکید داشتند گفت: متاسفانه امسال با واقعیت تلخی مواجه شدم. ما یک بخش رقابتی و یک بخش غیر رقابتی داشتیم. حدود 250 نفر در بخش رقابتی ثبت نام و تنها 50 نفر در بخش غیر رقابتی ثبت نام کردند. اجازه بدهید این را بگویم، بسیاری از همان دوستانی که آسیب شناسی می کردند و بر ضم رقابت تاکید می کردند، امسال وقتی برای مهمان شدن از آن دوستان دعوت می کردم، عموما فرمودند یا رقابت یا نمی آییم. این واقعیت تئاتر ماست. گویی هنرمندان ما می پسندند در جشنواره رقابتی شرکت کنند. شخصا ایده آل من این است که امر داوری را، مانند خیلی جشنواره های دنیا، به منتقدین بسپاریم، نه اینکه هنرمندان صلاحیتش را ندارند بلکه این درست تر است. برهانی مرند در پاسخ به این سوال که در انتخابها چقدر دخیل بوده است گفت: در بخش هیئت های انتخاب بنده کوچکترین نقشی نداشتم، فقط عمده ترین مسئله ای که بر آن تاکید داشتم بحث کیفیت بود. وی در انتها خبر از رونمایی کتاب اطلاعات جامع تمام دوره های تئاتر فجر داد. اکبرلو در بخش دوم برنامه با موضوع «رادیو تئاتر»، میزبان امین رهبر، مدیر بخش رادیو تئاتر جشنواره تئاتر فجر و فریدون محرابی، داور بخش رادیو تئاتر بود. رهبر در مورد تغییرات این بخش نسبت به سال گذشته گفت: سال گذشته بخش نمایش های رادیویی بود که صرفا روی صحنه اجرای رادیویی انجام میشد و امسال بخش رادیو تئاتر است که دست هنرمندان را برای استفاده از قابلیت های صحنه، تا آنجا که به رادیویی بودن آن آسیب نزند، باز می گذارد.
باید به رادیو تئاتر فرصت بدهیم محرابی تعریفی از رادیو تئاتر ارائه داد: در رادیو تعریفی داریم که می گوییم عناصر بصری را به شنیداری تبدیل کنیم، پس عنصر تخیل بسیار مهم است. رادیو تئاتر کشف بسیار مسحور کننده ای است برای اینکه بتوانیم از تمام ابزاری که در مدیوم تئاتر هست استفاده کنیم و نهایتا بتوانیم فضاهای شنیداری را در صحنه به صورت جذاب برای مخاطب خلق کنیم. یک تلفیق جذاب از هر آنچه که قرار است در ذهن شکل بگیرد و بخشی از آن قرار است دیده شود. رادیو تئاتر می تواند یک رسانه مستقل باشد که در حال کشف و شهود است. وی ادامه داد: در درام رادیویی دو مقوله داریم که آنرا با سایر رسانه ها متفاوت می کند. یک پرسپکتیو، دو مالکیت میکروفون که با آن می توان جنبه های شنیداری جذاب برای مخاطب به وجود آورد. این ویژگی رادیو تئاتر است. ما باید به رادیو تئاتر فرصت بدهیم و سالن هایی طراحی شود تا بتوانیم جلوه های صوتی جذاب در آن بشنویم. فراموش نکنیم که آن چیزی که الان در حال اتفاق افتادن است، الزاما ظرفیتی نیست که رادیو تئاتر دارد.باید روی رادیو تئاتر تحقیق شود و تجربه شود تا از دل آن یک پدیده شکل بگیرد. رهبر گفت: این بخش با حمایت و مشارکت تمام عیاررادیو نمایش در جشنواره است. کارهای جشنواره همزمان در رادیو پخش می شوند. حمیدرضا سلحشور، کارگردان رادیو تئاتر و مهدی طهماسبی، کارگردان رادیو تئاتر مهمانان بخش سوم برنامه بودند. سلحشور گفت: ما در دنیایی هستیم که دائما با رسانه های نو ظهور مواجه هستیم. رادیو تئاتر کودکی است که تازه به دنیا آمده و باید رشد کند. برای آن پایه بسیار خوبی گذاشته شده است و اگر این پایه در قالب و چهارچوب خاصی قرار بگیرد قطعا موفق خواهد شد. اگر جاذبه های بصری مثل لباس و دکور اضافه شود ولی تعرف رادیو تئاتر از بین نرود به نظر تاثیر مثبت خواهد داشت.
عنصر اجرایی، کلیدی ترین عنصر رادیو تئاتر طهماسبی کلیدی ترین عنصر رادیو تئاتر را ایده اجرایی دانست و افزود: ما با حفظ اصالت های رادیو مجبوریم به سراغ تئاتر برویم و از ویژگی های آن استفاده کنیم. بعد از ایده اجرایی، مهمترین مسئله انتخاب متن درست است. «شب تئاتر» از مجموعه «شب های هنر» محصول گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما است که شنبه ها ساعت 23 به صورت زنده روی آنتن می رود. تهیه کنندگی این برنامه را امین اشرفی بر عهده دارد و سردبیری و اجرای آن را منوچهر اکبرلو عهده دار است.