X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

نقش‌های اول در سینما و تلویزیون ما کاراکترهای مثبت و اخلاق‌گرا هستند/این موضوع ناشی از نبود تخصص و آگاهی به هنر بازیگری در ایران است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: توماج دانش‌بهزادی، بازیگر نقش کیانوش در سریال «سوران» که کاراکتری منفی را ایفا می‌کند، می‌گوید: کیانوش در اصل قصه، منفی‌تر ترسیم شده بود اما من نمی‌خواستم این کاراکتر سیاه و منفور باشد. این بازیگر تئاتر معتقد است: نقش‌های منفی در ایران کارایی چندانی ندارند؛ در حالی‌که در بهترین‌ فیلم‌های دنیا ضدقهرمان‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کنند و مخاطب هم دوستشان دارد.

به گزارش سینماپرس، توماج دانش بهزادی ـ بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ـ در گفت‌وگویی با ایسنا ابتدا درباره حساسیت‌هایش در ایفای نقش‌های تلویزیونی و حضور کمرنگی که در قاب تصویر دارد، اینگونه گفت: نزدیک به ۲۰ سال است که در حوزه تئاتر فعالیت می‌کنم و این حساسیت را همواره با خود داشته‌ام. اهمیت انتخاب عوامل برای نمایشی که خودم کارگردانی می‌کنم و حتی انتخاب نقش برای بازیگری خودم، مهم و بسیار است.

او در پاسخ به اینکه فیلمنامه «سوران» چه ویژگی داشت که کاراکتر کیانوش را برای خودتان مناسب می‌دانستید؟ خاطرنشان کرد: از نظر من، فیلمنامه «سوران» ـ از طرح قصه گرفته تا شکل روایت و شخصیت‌پردازی ـ بسیار کامل و دقیق بود. یکی از نکات مهمی که مخاطب اکنون جذب این سریال شده، قصه‌ متفاوتی‌ است که روایت می‌کند. «سوران» کاراکتر معمولی و از جنس مردم است. همچنین در عین اینکه مرکزیت داستان است، کاراکترهای دیگر هم کنش‌های لازم را انجام می‌دهند و قصه را پیش می‌برند.

این بازیگر درباره اینکه آیا از ابتدا هم قرار بود نقش «کیانوش» را خودش ایفا کند؟ توضیح داد: سروش محمدزاده (کارگردان سریال) بازی در دو نقش « «کیانوش» و «فتاح» را به من پیشنهاد داد. زمانی که فیلمنامه را خواندم کاراکتر «کیانوش» برایم جذاب شد. احساس می‌کردم «کیانوش» به‌گونه‌ای طراحی شده که می‌توانم از ابتدا تا انتهای آن‌را مهندسی کنم. از همان ابتدا که فیلمنامه را خواندم، برای بازی در این نقش مصمم و تصمیم خود را گرفته بودم.

وی همچنین درباره منفی بودن کاراکتر «کیانوش» هم اظهار کرد: «کیانوش» در فیلمنامه خاکستری نبود و ویژگی‌های منفی زیادی داشت. زمانی که با سروش محمدزاده حرف می‌زدم، ایده‌هایی داشتیم که به این کاراکتر شخصیت بیشتری بدهیم و برای کارهایش دلایل عاطفی و قوی بگذاریم. برای مثال فرض کنید آدمی برای تهیه غذای فرزندش مجبور می‌شود دزدی کند. ممکن است مخاطب با این فرد از نظر عاطفی همذات‌پنداری ‌کند اما از نظر عقلی همراهی نکند. در واقع مخاطب باید کُنش یک کاراکتر را از نظر عقلی و عاطفی درک کند.

بازیگر «سوران» گفت: دوست داشتم «کیانوش» آدم بدذاتی از درون و بیرون سیاه و منفور به نظر نیاید و همان‌طور که گفتم در فیلمنامه «کیانوش» منفی ترسیم شده بود. پس از هم‌فکری با کارگردان و فیلمنامه‌نویس این کاراکتر کمی تغییر کرد.

دانش بهزادی همچنین به این پرسش که فکر می‌کنید کاراکترهای منفی بیشتر در ذهن مخاطب می‌ماند یا کاراکترهای مثبت؟ پاسخ داد: در سینما و تلویزیون کاراکترهای منفی بسیار جذاب هستند. حتی ضدقهرمان‌هایی هستند که در ذهن می‌مانند و خود من هم چند نقش منفی در کارنامه کاری‌ام دارم. به طور معمول تولیدکنندگان و تصمیم‌گیرندگان یک اثر هنری، کمتر به سراغ بازیگری می‌روند که پیش‌تر در نقش منفی درخشیده است و بازی مداوم نقش‌های منفی این مشکل را هم به بار می‌آورد. یکی دیگر از مشکلات بازی در نقش‌های منفی این است که سینمای ما اخلاق‌گراست و در آثار سینمایی و تلویزیونی قهرمان‌هایی با رگه‌های منفی را زیاد در نقش اصلی نمی‌بینیم؛ در حالی که بهترین‌ فیلم‌های دنیا از کارگردانانی همچون کریستوفر نولان و مارتین اسکورسیزی و… در آثارشان ضدقهرمان‌ها نقش اصلی دارند که مخاطب هم دوستشان دارد.

او بیان کرد: کاراکترهای منفی با اینکه امکان پرداخت بیشتری دارند و در ذهن مخاطب هم می‌مانند اما متاسفانه در ایران کارایی چندانی ندارند و از نظر من این موضوع ناشی از نبود تخصص و آگاهی به هنر بازیگری در ایران می‌آید. همان‌طور که گفتم نقش‌های اول در سینما و تلویزیون ما، کاراکترهای مثبت و اخلاق‌گرا هستند.

بازیگر نقش کیانوش همچنین در پاسخ به اینکه تا به حال در زندگی فردی با خصوصیات اخلاقی کاراکتر «کیانوش» مواجه شده‌اید؟ اظهار کرد: بله اکنون در وضعیتی هستیم که آدم‌هایی از جنس «کیانوش» زیادند. آدم‌های گرفتاری که با وجدان خودشان برای رهایی از مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند. این افراد درد اجتماعی دارند از طرفی دیگر درد خودشان به قدری بزرگ‌تر است که سرگردان می‌شوند و نمی‌دانند به مشکلات فردی خودشان توجه کنند یا مشکلات جمعی به همین دلیل اشتباهاتشان هم بیشتر می‌شود و دست به اعمالی می‌زنند که اگر در شرایط نرمال اقتصادی و اجتماعی بودند آن کارها را نمی‌کردند. از این جهت من «کیانوش» را کاراکتر منفی نمی‌بینم و به عقیده من و با توجه به بازخوردها مردم او را دوست دارند و با او همذات‌پنداری می‌کنند.

کاراکترهای منفی با اینکه امکان پرداخت بیشتری دارند و در ذهن مخاطب هم می‌مانند اما متاسفانه در ایران کارایی چندانی ندارند و از نظر من این موضوع ناشی از نبود تخصص و آگاهی به هنر بازیگری در ایران استاین بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه با اشاره به پرداخت «سوران» به حزب کومله به این پرسش که خودتان تا پیش از سریال تا چه حد با این حزب آشنایی داشتید؟ اینگونه پاسخ داد: سالیان سال است مسایل تاریخ به ویژه قبل و بعد از انقلاب و کومله را دنبال می‌کنم و علاقه دارم. به عقیده من تاریخ سیاسی معاصر ایران سرشار از قصه و اتفاقات ناگفته است. مخالف این هستم که سازنده با نگاه ایدئولوژیک اثری را بسازد زیرا اگر ما با نگاه ایدئولوژیک به بازگو کردن عریان‌تر حقیقت هم بپردازیم، ناخودآگاه این نوع دید باعث می‌شود بخشی از حقیقت مخدوش شود.

وی ادامه داد: بیان کامل حقیقت، بدون نگاه ایدئولوژیک برایم بسیار مهم است. در سریال و گفتمان رسمی جامعه هم ماهیت حزب کومله مشخص است اما اگر از منظر دیگری به زندگی فردی برخی از اعضای کومله نگاه کنیم، با وجوه دیگری آشنا خواهیم شویم. پرداختن به تاریخ معاصر بسیار دشوار است و ای کاش فضای متفاوتی وجود داشت که بتوان از منظر گوناگونی به حزب کومله پرداخت. گفتمان بین دو نگاه هر چقدر به صورت دیالکتیک برقرار شود به نفع مردم و آینده سیاسی و تاریخی این مملکت خواهد بود.

بازیگر سریال «سوران» درباره اینکه آیا صداوسیمای ما پتانسیل پرداخت به موضوعات سیاسی و تاریخی را دارد؟ گفت: بی‌شک سازمان صداوسیمای ملی باید پتانسیل پرداختن به آثار تاریخی را داشته باشد.

او در پاسخ به اینکه جدا از فضای رسانه‌ای فیلمسازان و بازیگران چقدر برای حضور در این کارها استقبال می‌کنند؟ عنوان کرد: به نظرم ممکن است فیلمسازان و بازیگران بسیار کم از این حوزه استقبال کنند. البته نه اینکه تمایلی نداشته باشند اتفاقا از فیلمبردار گرفته تا کارگردان و بازیگر بسیار کار کردن در آثار تاریخی را دوست دارند. گاهی به دلیل اینکه فیلتر سرسختی وجود دارد، موضوعات سیاسی و تاریخی تبدیل به منفعت می‌شود. در چنین شرایطی اگر هنرمند باور متفاوتی داشته باشد از این ژانر فاصله می‌گیرد. باید اجازه بدهیم رنگ‌ها، بوها و نگاه‌های دیگر مسایل تاریخی بروز پیدا کنند تا هنرمندان مسایل تاریخی ـ سیاسی را از وجوه مختلف به تصویر بکشند.

این بازیگر سپس درباره همکاری‌اش با مهدی نصرتی و اینکه اگر مجدد پیشنهاد کاری به شما شود که مهدی نصرتی در آن حضور داشته باشد قبول می‌کنید؟ تاکید کرد: اتفاقا من و مهدی نصرتی دوست داریم که در آثار بیشتر در کنار هم باشیم تا لحظات خوبی هم برای خودمان و هم برای ببیننده رقم بزنیم. فکر می‌کنم فیلم یا سریالی که یکی از ما نقش اصلی و دیگری نقش مکمل باشد، اتفاق جذابی خواهد شد. مطمئن هستم اگر تهیه‌کننده یا کارگردان باهوشی سریال «سوران» را ببیند، این امر را رقم خواهد زد و همه طیف لذت خواهند برد.

ای کاش فضای متفاوتی وجود داشت که بتوان از منظر گوناگونی به حزب کومله پرداخت. گفتمان بین دو نگاه هر چقدر به صورت دیالکتیک برقرار شود به نفع مردم و آینده سیاسی و تاریخی این مملکت خواهد بودتوماج دانش بهزادی در پایان صحبت هایش در واکنش به این جمله که اگر خودتان را جای مخاطب بگذارید، سریال «سوران» را چطور اثری می‌بینید؟ اینگونه گفت: اگر بخواهم در جایگاه مخاطب نظر بدهم، فکر می‌کنم «سوران» از نظر فرم بصری و هنری برای مخاطب ارزش قائل شده است. رنگ و لعاب و نورپردازی خوبی دارد و قصه‌اش را روان روایت می‌کند. کلیت تولید سریال «سوران» از طراحی صحنه و فیلمبرداری گرفته تا بازیگری و کارگردانی، پیشرو است و امیدوارم مورد پسند مخاطب باشد.

سریال «سوران» به کارگردانی سروش محمدزاده چهارشنبه و پنجشنبه‌ها ساعت ۲۲ و ۱۵ دقیقه از شبکه یک سیما روی آنتن می‌رود. «سوران» از تولیدات مرکز سریال سوره به تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده است و درامی تاریخی دارد. این سریال از کتاب «عصرهای کریسکان» اقتباس شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سلبریتی‌های اغتشاش‌طلب و فراری با «پدر گواردیولا» به فضای رسمی رسانه‌ای در کشور می‌آیند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سریال «پدر گواردیولا» اولین تجربه کارگردانی سعید نعمت‌الله در شبکه نمایش خانگی و با بازی مهران مدیری، هنگامه قاضیانی، ستاره اسکندری، علیرضا خمسه، مهدی سلطانی و … از پنجشنبه (۱۲ مرداد ماه) در شبکه نمایش خانگی منتشر می شود.

به گزارش سینماپرس، اولین قسمت سریال «پدر گواردیولا» به کارگردانی سعید نعمت‌الله پنجشنبه (۱۲ مرداد ماه) منتشر خواهد شد.

سلبریتی‌های اغتشاش‌طلب و فراری با «پدر گواردیولا» به فضای رسمی رسانه‌ای در کشور می‌آیند

همچنین قسمت پیش درآمد (prequel) سریال «پدرگواردیولا» جمعه ساعت ۸ صبح پخش خواهد شد. قسمت پیش درآمد (prequel) یک سریال، درباره مرحله اولیه داستان ساخته شده که به ما می گوید قبل از سریال چه اتفاقاتی رخ داده است. گذشته شخصیت‌ها و شکل گیری اولیه داستان در پیش درآمد بازگو می شود. در قسمت صفر، نقطه شروع روایت پدرگواردیولا نمایش داده خواهد شد.

در ویدئویی که در آستانه پخش این سریال روی صفحه پلتفرم پخش‌کننده (تماشاخونه) منتشر شده است، رضا یزدانی به عنوان خواننده با این سریال همکاری داشته است. «قاتل خونسرد» قطعه‌ای است که رضا یزدانی برای این سریال خوانده است.

در سریال «پدرگواردیولا» مهران مدیری، حمید فرخ‌نژاد، هنگامه قاضیانی، ستاره اسکندری، مهدی سلطانی سروستانی، مرجانه گلچین، علیرضا خمسه، نسیم ادبی، نرگس محمدی، محمدرضا علیمردانی، علی اوجی، مصطفی حبیبی‌منش به عنوان بازیگر جلوی دوربین سعید براتی رفته‌اند.

آرش عدل‌پرور یکی از خوانندگان عرصه موسیقی نیز در سریال «پدر گواردیولا» عهده‌دار یکی از نقش‌های اصلی است. فیلمبرداری این سریال، تیرماه ۱۴۰۱ به اتمام رسید.

در خلاصه داستان «پدر گواردیولا» آمده است: پدر گواردیولا که موضوعی اجتماعی دارد، قصه یک خانواده را روایت می‌کند که اتفاقی موجب دگرگونی روابطشان می‌شود و سرنوشت مسیر متفاوتی برایش رقم می‌زند …

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فاتحه فیلمسازان موفق در عرصه فیلم کودکان و نوجوانان خوانده شده است/فیلمسازان موفق در گذشته کیفیت را در نظر داشتند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: غلامرضا آزادی معتقد است که از زمانی که دولت وارد عرصه این جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان شد، زمینه تضعیف جشنواره فراهم و این جشنواره و سینمای کودکان و نوجوانان محتاج ترحم شدند.

به گزارش سینماپرس، غلامرضا آزادی در گفت‌وگو با میزان درباره جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان گفت: سینمای کودک و نوجوان مقوله‌ای ارزشمند و قابل احترام است و آثاری که در گذشته در این جشنواره حضور داشته، همگی قابل ستایش بودند، اما اکنون تنها باید برای این جشنواره کلمه ترحم را به کار برد.
وی در ادامه بیان کرد: حکمرانی‌های دولتی مهم‌ترین عامل شکست جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان شده است. از زمانی که دولت وارد عرصه جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان شد، زمینه تضعیف این جشنواره پایه‌گذاری شد و این امر همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه امروز باید شاهد پیکر بی‌روح جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان باشیم.
آزادی به رویکرد فیلمسازان عرصه کودک و نوجوان اشاره و خاطرنشان کرد: به دلیل مشکلات بسیار زیاد بر سر راه تولید و اکران فیلم در حوزه کودکان و نوجوانان، عملا تمامی فیلمسازان عرصه کودک و نوجوان ترجیح داده‌اند که از ساخت فیلم در این عرصه خارج شوند. اگرچه علاقه آنان همچنان در این بخش زنده است، اما تدابیر اتخاذ شده طی سال‌های گذشته و مدیریت‌های ناتوان و بدون تخصص، زمینه‌ساز فاصله گرفتن فیلمسازان موفق در حوزه کودکان و نوجوانان بوده است.
وی اظهار کرد: من به عنوان یک فیلمساز ترجیحم این بوده که در این سال‌ها به تدریس بپردازم و دِین خود را نسبت به فرهنگ و هنر این‌گونه ادا کنم.
این کارگردان به تولیدات باکیفیت و توانمند در عرصه کودک و نوجوان در دهه‌های گذشته اشاره و تصریح کرد: فیلمسازان موفق در گذشته کیفیت را در نظر داشتند، از این رو وقتی به موزه سینمای ایرانی وارد می‌شویم، شاهد جوایز بین‌المللی آنان در عرصه فیلم‌های کودکان و نوجوانان هستیم. در این فیلم‌ها ادبیات کهن مورد توجه بود و بر این اساس به تولید اثر می‌پرداختند.
آزادی تاکید کرد: مشکل و چالش تنها در حوزه فیلم کودک و نوجوان نیست، بلکه اوضاع خانه سینما و کارگردانان و فیلمبرداران نیز به همین‌ گونه بد است. در عرصه فرهنگ، امید به رشد و تعالی کمرنگ شده و حضور افراد توانمند در این عرصه نیز به صورت چشمگیری کاهش یافته است. هم اکنون این امر یک درد مشترک برای فعالان عرصه سینما محسوب می‌شود.
وی به آرزوهای فعالان عرصه فرهنگ اشاره و بیان کرد: همه ما فعالان عرصه فرهنگ، علاقه‌مند به ساخت فیلم‌های خوب هستیم و تلاش داریم تا جوایز متعدد دریافت کنیم، اما تا زمانی که سایه‌ عدم مدیریت آن هم از جنس دولتی بر سر جشنواره‌هاست، قطعا این امکان وجود ندارد. من فیلمی با عنوان «آرش کمانگیر» در دست دارم، اما با این شرایط حاضر به شرکت در جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان نیستم و حضور هر فیلمساز دیگر در جشنواره کنونی فیلم‌های کودکان و نوجوانان را خیانت به سایر فیلمسازان می‌دانم.
این کارگردان در مورد علل برگزاری جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان تصریح کرد: از آنجا که اسپانسری برای جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان نیست و تمامی مخارج این جشنواره بر عهده شهرداری اصفهان است، این جشنواره هرسال در این شهر برگزار می‌شود. هزینه‌های هنگفت بدون خروجی مناسب باعث شده که هیچ اسپانسری به غیر از شهرداری اصفهان میل و رغبتی برای برگزاری این جشنواره نداشته باشد.
وی افزود: برای آسیب‌شناسی در قدم اول این سوال را باید مطرح کرد که چرا دیگر خبری از برنامه‌های سرگرم‌کننده حتی در تلویزیون نیست؟ چرا دیگر کسی «مدرسه موش‌ها» نمی‌سازد یا خبری از «خاله قورباغه‌ها» نیست؟ فیلمسازان خصوصی در گذشته عموما با اتکا به سرمایه‌گذاری‌ها خود دست به تولید اثر و شرکت در جشنواره‌ها می‌زدند. آنها از تولید آثار ارزشمند و فروش اثر در گیشه‌ها سرمایه‌های خود را برداشت می‌کردند، اما اکنون چنین اتفاق رخ نمی‌دهد.
آزادی شرایط برای فیلمسازان موفق را مورد بررسی قرار داد و خاطرنشان کرد: مسیر فیلم‌سازی برای تولیدکنندگان خصوصی کاملا نابود شده است و فاتحه فیلمسازان موفق در عرصه فیلم کودکان و نوجوانان خوانده شده است. این امر به علت دخالت‌های بی‌جا و دستورات خالق‌الساعه و سلیقگی برخی مدیران از گذشته تا امروز شکل گرفته و متاسفانه ادامه پیدا کرده است. قطعا بدون این دخالت‌های بی‌مورد سینمای کودکان و نوجوانان می‌توانست به بهترین شکل راه خود را پیدا کرده و ادامه دهد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«اربعین» جزو آن دسته فیلم‌هایی است که سهلِ ممتنع است و هر کسی نمی‌تواند مانند آن را بسازد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نشست تحلیل فیلم مستند «اربعین» ساخته ناصر تقوایی با حضور اکبر نبوی پژوهشگر، منتقد سینما و هادی مقدم دوست نویسنده و فیلمساز عصر روز دوشنبه نهم مرداد ماه در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، در ابتدای این مراسم فیلم مستند ۲۱ دقیقه‌ای «اربعین» ساخته ناصر تقوایی نمایش داده شد و پس از نمایش آن اکبر نبوی پژوهشگر و منتقد سینما با بیان مقدمه‌ای درباره مفهوم تراژدی گفت: ما با سوءتفاهمی تاریخی درباره واقعه عاشورا در جامعه روبه‌رو هستیم که از سوی برخی نویسندگان مطرح شده که از واقعه عاشورا با تعبیر تراژدی یاد می‌شود، در حالی که عاشورا تراژدی نیست.

وی ادامه داد: تراژدی در معنای مصطلح یعنی قهرمانی که کشته می‌شود و به هدف خود نمی‌رسد. مثلا در داستان‌های پهلوانی مانند «سهراب و رستم» و «اسفندیار و رستم» که هر دو تراژدی‌های بزرگ تاریخی هستند، قهرمانان آن اهدافی بزرگ دارند که به هدفشان نمی‌رسند و هر دو با مرگی دردناک و دلی غمگین کشته می‌شوند.

این پژوهشگر سینما با بیان اینکه در واقعه عاشورا با یک تراژدی روبه‌رو نیستیم، بیان کرد: قهرمان عاشورا کشته می‌شود اما به همه اهدافش می‌رسد و آن حفظ کرامت انسان، تضمین آزادگی برای آینده انسان، زندگی با کرامت برای انسان و مجموعه‌ای از این اهداف است که اهداف محقق می‌شود اما مرگش تلخ و پراندوه است.

نبوی با اشاره به موضوع فیلم یعنی عزاداری آیینی مردم بوشهر عنوان کرد: عزادارای مردم جنوب با زیست فرهنگی و تاریخی آن‌ها ارتباط مستقیم دارد. زندگی از طریق دریا و ماهیگیری و سفرهای تجاری دشواری‌های خود را دارد. این فیلم در سال ۱۳۴۹ در بوشهر ساخته شده است و نشان از آن دارد که مردم بوشهر در زندگی عادی خود با حماسه‌های کوچک و بزرگ در زندگی روبه‌رو هستند. در این فیلم ناصر تقوایی کسی را که برای روایتگری اصلی انتخاب کرده جهانبخش کردی‌زاده معروف به «بخشو» است؛ کسی که صدای زخمی، اسطوره‌ای و حماسی داشت و این با زندگی و زیست مردم آن منطقه نسبت دارد.

وی ادامه داد: اگر توجه کرده باشید مردم دیگر مناطق این نوع عزاداری را ندارند و عزاداری مردم جنوب رنگ خاصی دارد، گویا دمام‌زن‌های این مراسم از دل تاریخ آمده‌اند. حتی پیکره، صورت و نگاه آن‌ها رنگ خاصی دارد، نگاهشان عمیق و پر از تلخی و اندوه است و روایت‌های بسیار زیادی از محیط زیست آن منطقه دارد. در واقع این واقعه بزرگ با خون و پوست مردمی که پیرو امام حسین(ع) هستند، نسبت دارد.

دکوپاژ «اربعین» با زندگی مردم جنوب هماهنگ است

این پژوهشگر سینما با اشاره به آغاز مستند «اربعین» گفت: فیلم با نمایی از ماکتی از کربلا و شمع‌ها آغاز می‌شود و گویا سال‌هاست که این عزاداری بوده و همانند فلاش بک این خاطرات مرور می‌شود، به دمام‌زن‌ها و سنج‌زن‌ها می‌رسد که ویژگی حماسی دارد و این ویژگی را هیچ ابزار عزاداری دیگری ندارد و این اتفاق شگرفی برای یک مستند است. بسیاری از مستندها لحن ندارند، اما این فیلم به شدت لحن دارد. دکوپاژی که تقوایی دارد دارای لحنی هماهنگ با مردم جنوب و واقعه‌ای است که بعد از ۱۳۰۰ سال روایت می‌شود و به‌شدت حماسی است.

وی در ادامه افزود: یکی از کارهای خوبی که تقوایی در این فیلم انجام داده، این است که پاساژهایی انتخاب کرده که با زندگی مردم این منطقه نسبت دارد. دوربین با نشان دادن مجموعه لنج‌هایی که ساکن هستند و برخی پهلو گرفتند، فضای غم‌گرفته بندر را نشان می‌دهند. در پلانی، گندمزار و عمل گندم باددادن را نشان می‌دهد که با توجه به تنوع کشاورزی مردم این منطقه روی گندم تاکید دارد. فهم من این است که واقعه کربلا شاید بزرگ‌ترین گناهی است که از ابتدای تاریخ رخ داده و خوردن گندم در برخی از روایت‌های دینی، اولین گناهی است که انسان انجام داد. تقوایی این موضوع را به فیلم پیوند می‌زند که اگر گناه نخستین نبود، این گناه بزرگ‌تر اتفاق نمی‌افتاد.

رویکرد تقوایی در «اربعین» فرمالیستی نیست

نبوی با اشاره به پنجره‌های مشبکی که در فیلم نمایش داده می‌شود نیز گفت: گاهی این پنجره‌ها کل قاب را پر کرده و دوربین تند حرکت می‌کند. درست است فیلم در جاهایی در ورطه فرمالیسم گرفتار می‌شود، ولی رویکرد تقوایی فرمالیستی نیست و از این پنجره‌ها برای بیان مفهومی استفاده کند. پنجره معنا دارد؛ چشمِ خانه برای دیدن است. خانه در اینجا به معنای متعارف نیست به معنی زمان و مکان است؛ زمان و مکانی که ایستا نیست و تقوایی با هوشمندی هنرمندانه‌ای به آن ریتم تند می‌دهد. در واقع تقوایی از منطقه جنوب، دریا و آب استفاده هنرمندانه کرده است. در کربلا یکی از مفاهیمی که همیشه مطرح است، تشنگی است که در این فیلم با واقعه کربلا کنتراست ایجاد می‌کند.

ساخت مستندهایی مانند «اربعین» دشوار است

نبوی با بیان اینکه در این فیلم دوربین ماخوذ به حیا رفتار می‌کند، بیان کرد: گویا اول باید به نوعی اهلیت خود را به این آیین نشان بدهد بعد وارد حریم مردم آن منطقه شود. دوربین در آغاز با فاصله از مردم حرکت می‌کند و در مسجد و حسینیه مراسم عزادرای شروع می‌شود، بعد از پلانی از بیرق‌ها، دوربین خود را عقب می‌کشد و آرام آرام نزدیکتر شده و جزئی از عزاداران می‌شود تا اینکه در سکانس‌های پایانی در کنار عزاداران حضور دارد، گویا آن‌ها هم آن چشم روایتگر را پذیرفته‌اند.

وی با اشاره به سکانس پایانی این مستند گفت: اگر با یک فیلم رئالیستی یا مستندی گزارشی روبه‌رو بودیم این پایان‌بندی منطق داشت، اما ما با یک فیلم هنری روبه‌رو هستیم که راز آن هم این است که از هنر اصیل برخوردار است. فیلم با پایان عزاداری به یک‌باره تمام می‌شود و فیملساز هیچ سکانسی به آن اضافه نمی‌کند که ممکن است به یک کنایه سیاسی اشاره داشته باشد. فیلم «اربعین» جزو آن دسته فیلم‌هایی است که سهلِ ممتنع است و هر کسی نمی‌تواند مانند آن را بسازد. ساخت این مستند با نگاه زیبایی شناسانه‌ای که دارد، به‌شدت دشوار است.

«اربعین»؛ فراتر از مستند تصویری و گزارشی است

در بخش دیگری از این نشست، هادی مقدم‌دوست با بیان اینکه نسخه خوبی از این فیلم نمایش داده شد، گفت: مستند «اربعین» بیانگر برخوردی است که فیلمساز با موضوع فیلم دارد و آن همان چیزی است که شاکله، ریخت و صورت فیلم را تشکیل می‌دهد. فیلم چیزی فراتر از تصویر مستند و به جای مانده از یک رویداد است و این مبحث قابل طرح برای سینماگرانی است که می‌خواهند از موضوعی فیلم بگیرند و در نهایت اثرشان در سطح گزارشگری باقی می‌ماند و فراتر از آن نمی‌رود. موضع و احساس داشتن به موضوع نقطه‌ایست که معتقدم از آنجا هنر آغاز می‌شود.

وی افزود: نماهایی که از پنجره‌ها در این مستند وجود دارد و حرکت‌های دوربین همه حساب شده و شبیه ضربآهنگ و لحنی است که در مراسم عزاداری داخل فیلم اتفاق می‌افتد. فیلم به صورت یک منظومه اتفاق می‌افتد؛ عزاداران دست در کمر یکدیگر مانند منظومه می‌چرخند و قاب‌هایی که بسته شده و ضرباهنگی که با تدوین ساخته شده همان حالت را به ما منتقل می‌کند.

مقدم دوست در ادامه بیان کرد: صورت‌بندی که فیلم برای خود انتخاب می‌کند نکته قابل توجهی دارد؛ فیلم خود را در محیط استعاره و کنایه و تشبیه نگه نمی‌دارد تا پلان‌ها کارکردشان به تولید یک معنایی ختم شود که شبیه به خلق معنا در خطابه است. معنا و به عبارت دقیق‌تر احساس فیلم در دل یک منظومه موسیقایی قرار داده شده است؛ در باد دادن گندم‌ها و تصویری که می‌بینید آهنگی درونی وجود دارد که هم به زندگی مردم آن ناحیه اشاره می‌کند و هم با قطعه موسیقی آیینی که فیلم دارد، هم‌آهنگ است. البته دلسپاری به این نغمه، فقط محصول پیدا کردن ریتم و آهنگ نیست، بلکه محصول فهمیدن و پسند باطن آیینی‌ست که در فیلم نمایش داده می‌شود. در واقع گویی فیلم خود در حال شراکت در آیین و مراسم اربعین است.

اربعین مستندی عالی است زیرا تقوایی اهل تحقیق بوده است

مقدم‌دوست خاطرنشان کرد: وقتی فیلم را می‌بینید گویا این فیلم یک قطعه موسیقایی بسیار فهیم است که درباره آن اندیشیده شده و پشت آن فکر است. می‌شود درباره آن حرف زد، لذت برد، حس دریافت کرد و معارف را از فیلم استنباط کرد. این گونه است که فیلم به اثری متفکر و هنری سینمایی تبدیل می‌شود. می‌توان با وجود قدیمی بودن ابزار فیلمسازی، تعبیر «نفیس» را برای آن انتخاب کرد.

وی با بیان اینکه پژوهشی که این فیلم داشته یک پژوهش مطالعاتی مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی صرف نبوده است، بیان کرد: کوشش پژوهشگرانه‌ای که این فیلم توانست آن را به یک اثر تاثیرگذار و حس‌ساز تبدیل کند، پژوهشی است که دنبال حقیقت امور و باطن پدیده‌ها بگردد و کاری کند که ما صاحبِ نظر و احساس شویم.

مقدم‌دوست در پایان گفت: اینکه خود پژوهشگر نسبت به موضوع فیلم احساس پیدا می‌کند نکته مهمی در فیلم مستند و داستانی است که کمتر درباره آن حرف زده می‌شود در حالی که این نکته می‌تواند یک فیلم را به سطح عالی برساند. به جرات می‌توان گفت اربعین مستندی عالی است، زیرا تقوایی اهل تحقیق بوده است. حتی نوع فونتی که تقوایی برای نوشتن عنوان فیلم انتخاب کرده به موضوع هماهنگی صاحب اثر با جان رویداد اربعین دلالت دارد.

شهرام اسدی کارگردان سینما و نظام‌الدین کیایی صدابردار پیشکسوت سینما به عنوان مهمان ویژه در این مراسم حضور داشتند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «جنگ جهانی اول» بیش از هر چیز فرهنگ و حوزه‌های تمدنی را متاثر از خود ساخت و در تقابل با سُنت‌ها و ارزش‌های اجتماعی جوامع برآمد و در این راستا صنعت نوپا و نوین «سینما» به عنوان یکی از بهترین خدمتگذاران رسانه‌ای عمل نمود.

محمدرضا مهدوی‌پور/ «جنگ جهانی اول» را می‌بایست به عنوان نقطه عطفی در «تاریخ سینما» قلمداد نمود. نقطه عطفی که منجر به پوست اندازی و گسترش چشمگیر این صنعت نوپا در جهان گردید و توان و استعداد ویژه «سینما» را به عنوان یکی از عوامل «قدرت بخش» و بسیار کارآمد افشا نمود. جنگی که با وجود طول مدت چهار ساله خود، به خودی توانست افق‌های جدیدی از «قدرت نرم» (Soft Power) را ترسیم نموده و حاکمیت‌های مختلف در نقاط مختلف جهان را متوجه قابلیت بالای «پرده نقره» در تنظیم روابط و سامان بخشیدن به افکار عمومی و شکل دادن به علایق توده‌های اجتماعی و ساخت موضوعی با عنوان «دیپلماسی عمومی» (Public Diplomacy) را معنی و مفهومی نوین بخشید.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


فیلم سینمایی «نبرد سم» (The Battle of the Somme) نمونه‌ای از صدها فیلم سینمایی تولید شده در دوران «جنگ جهانی اول» است. اثری پنج قسمتی که با حمایت مستقیم «دفتر جنگ بریتانیا» (British War Office) در گونه مستند سینمایی ساخته شد. فیلمی که فرایند تولید آن در سال ۱۹۱۵ میلادی و با اعزام «جان مک داول» (John McDowell) و «جفری مالینز» (Geoffrey Malins) در مقام کارگردان به جبهه جنگ فرانسه رقم خورد و برای نخستین‌بار در ۱۰ اوت ۱۹۱۶ میلادی در لندن به نمایش درآمد. فیلمی صامت و سیاه و سفید که در اوج «جنگ جهانی اول» موفق شد تا حدود بیست میلیون مخاطب انگلیسی را تنها در شش هفته ابتدایی از اکران به سینما بیاورد و مخاطب محتوای خود سازد!


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


اهمیت «سینما» و تولید فیلمی همچون «نبرد سم» (The Battle of the Somme) برای طیف «متفقین جنگ جهانی اول» (Allies of World War I) به آن میزان بود که شخصیتی همچون «دیوید لوید جورج» (David Lloyd George) در مقام و جایگاه «نخست وزیری بریتانیا» در اوج درگیری کشور با موضوع «جنگ» ، شخصا اقدام به تبلیغ این اثر سینمایی نموده و پیش از اکران عمومی آن در سینماهای انگلیس، نامه‌ای با این محتوا که «ببینید این تصویر که خود حماسه ایثار و شجاعت است …کارهای دلیرمردان ما را تا اقصی نقاط جهان بشارت دهید. این وظیفه شماست» را به نگارش در می‌آورد و علاوه بر مردم انگلیس، از توده‌های مختلف اجتماعی، بالاخص در کشورهای همسوی فرانسه، روسیه، ایالات متحده، ایتالیا و ژاپن می‌خواهد تا قدرت و هیمنه نظام پادشاهی متحد «بریتانیا» و «ایرلند شمالی» را به عنوان قدرت اصلی در «اِتّفاق مُثلّث» (Triple Entente) و ائتلاف نظامی بین المللی شکل گرفته در قاعده «قدرت‌های آنتانت» (Entente powers) مشاهده نمایند.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


اگرچه بی‌اعتمادی سیاستمداران به «صنعت نوین سینما» و عدم بروز و یا شناخت کافی از «کارکردهای رسانه‌ای» این صنعت سبب شده بود تا تنها بخش کوچکی از ظرفیت گسترده سینما در فرایند «جنگ جهانی اول» مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد؛ اما تولید آثاری همچون «نبرد سم» و ظهور و بروز ملموس تاثیرات آن، بالاخص در بالابردن توان و افزایش «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) قدرت‌های درگیر جنگ موجب شد تا «صنعت سینما» مورد توجه ویژه واقع شده و به سرعت مورد حمایت همه‌جانبه توسط حاکمیت‌های مختلف قرار گیرد. اتفاقی که به صورت مشخص در مورد فیلمی همچون «نبرد سم» قابل مطالعه می‌باشد. فیلمی که ۲۰ میلیون نفر از جمعیت حدودا ۴۶ میلیونی آن زمان انگلیس را در یک بازه زمانی محدود به سینما کشاند و پس از آنکه پیام‌های خود را به مخاطب داخلی القا نمود، با برخورداری کامل از حمایت دولت و دستگاه «دیپلماسی عمومی انگلیس» (UK public diplomacy) این کشور، به سرعت فرایند اکران بین‌المللی خود را آغاز می‌کند و موفق می‌شود تا مخاطب جهانی خود را در ۱۸ کشور دیگر متاثر از پیام خود سازد!


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ



بر این اساس است که مرور دقیق تاریخ نشان می‌دهد که پیامدهای «جنگ جهانی اول» محدود به تغییرات «ژئوپلتیک» (Geopolitics) نشد و گستره این جنگ وسیع تنها نقشه جغرافیای جهان را دستخوش تغییرات قرار نکرد. بلکه این جنگ چهارساله بیش از هر چیز فرهنگ و حوزه‌های تمدنی را متاثر از خود ساخت و در تقابل با سُنت‌ها و ارزش‌های اجتماعی جوامع برآمد و زمینه‌های لازم برای مشروعیت بخشیدن به حذف دین از زندگی توده‌ها را پدید آورد و در این راستا صنعت نوپا و نوین «سینما» به عنوان یکی از بهترین خدمتگذاران رسانه‌ای عمل نمود.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ

پس اگر چه «جنگ جهانی اول» در ظاهر با افول امپراطوری‌های بزرگ و ظهور قدرت‌های جدیدی در عرصه نظام بین الملل همراه بود؛ اما واقعیت آن است که کارکرد نهایی این ظهور و سقوط‌ها در مجموع منجر به حذف تفکرات «خدا محور» (Theism) و جایگزینی آن با ایدئولوزی‌های انسان‌سازی بود که در قالب تفکرات «بشر محوری» (Humanism) دسته‌بندی می‌شدند.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


از این منظر است که با خاتمه «جنگ جهانی اول» در ماه‌های پایانی سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ هجری‌شمسی) موجی از ایدئولوژی‌های دست‌ساز بشر در سطح جهان موضوعیت یافت. ایدئولوژی‌هایی برآمده از تفکرات «بشر محوری» که هر یک با برجسته نمودن و تمرکز بر بخشی از تمایلات و نیازهای انسانی توانستند به زدودن «ادیان» (Religion) و بالاخص «ادیان الهی» از سطح اجتماع مبادرت ورزیده و حاکمیت‌هایی جدید را به وجود آورند و این حاکمیت‌های مُدرن را با اقبال و گرایش گسترده توده‌ها همراه و موجه سازند.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


بر این اساس تولد قدرت «اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی» که با اصالت بخشیدن به «جمع گرایی» (Collectivism) ظهور نمود و یا بروز قدرتی با عنوان «ایالات متحده آمریکا» که اصالت را به «فردگرایی» (Individualism) می‌بخشید و یا پیدایش «دولت آلمان نازی» (Government of Nazi Germany) و «ایتالیای فاشیستی» (Fascist Italy) که اصالت را به «ملی‌گرایی» (Nationalisme) می‌داد و …، تماما محصول حذف تفکرات «خدا محور» و جایگزینی آن با تفکرات «بشر محوری» بود که «جنگ جهانی اول» به خوبی زمینه‌سار ایجاد آن در جهان گردید.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


مبتنی بر این جلوه‌گری نوین بود که تمرکز بر صنعت نوپای «سینما» و «تولید فیلم» به سرعت مورد توجه و استقبال ویژه حاکمیت‌های مختلف قرار گرفت و این «صنعت-هنر-رسانه» را با حضور گسترده «نازیسم» (Nazism) و «فاشیسم» (Fascism) و «سوسیالیسم» (Socialism) و «کمونیسم» (Communism) و … مواجه ساخت. حضوری گسترده و پرشمار که به تبع خود «سینما» را دچار پدیده‌ای نمود که شاید بتوان از آن با عنوان «سونامی ایسم‌ها» تعبیر نمود.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


در این مقطع تاریخی بود که «سینما» برای همیشه تاریخ توانست پرده پوشی را کنار زده و ابعاد سه وجهی خود را به عنوان «صنعت-هنر-رسانه» آشکار سازد و کارکرد اصلی و مهم خود را در ایجاد «قدرت نرم» به نمایش بگذارد. زیرا «سینما» در بدو پیدایش یک پدیده کاملا صنعتی می‌نمود که بیش از هر چیز با ابعاد فنی و مهندسی گره خورده بود. پدیده‌ای که غلبه سایه «صنعت» بر آن موجب شده بود تا عملا ابعاد «هنری» و «رسانه‌ای» آن در سال‌های ابتدایی پوشیده بماند و دیده نشود و از این جهت تنها به عنوان یک حرفه جدید اقتصادی و تجاری مورد توجه واقع گردد. حرفه‌ای که اگر چه سودآوری آن تضمین شده بود، اما به شدت نیازمند سرمایه مالی گسترده و همبستگی با مشغال هنری زیادی بود و از این جهت با بیشترین حضور «جامعه یهودیان» همراه گردید.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


از این منظر است که برخورداری «یهودیان» پراکنده در نقاط مختلف جهان از یک پیوند عمیق تشکیلاتی با یکدیگر سبب شد تا ایشان به سهولت بتوانند از منابع مالی لازم برای حضور گسترده و چشمگیر در «صنعت به شدت گران سینما» برخوردار شوند و از سوی دیگر حضور تعیین کننده «یهودیان» در عرصه‌ «هنرهای تجسمی» (Visual arts) و «هنرهای نمایشی» (Performing arts) و همچنین «هنرهای ادبی» (Literary Arts) در نقاط مختلف جهان و بالاخص در ساختار جوامع غربی سبب شد تا ایشان بتوانند با فراغت کامل از جمع کثیر هنرمندان یهودی و یا مرتبط با یهودیان بهره بگیرند و با استفاده از هنرهای مختلف در عرصه «سینما» اسباب رُشد و توسعه تولیدات سینمایی را فراهم ساخته و هر روز بر طیف مخاطبان و علاقمندان به «سینما» بیافزایند.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


البته خروج از نگاه صرفا «صنعتی» به «صینما» همچنان با عدم صداقت و شفافیت در ابعاد «رسانه‌ای» آن همراه بود و همین امر سبب شد تا شخصیت‌هایی همچون «ریچیوتو کانودو» (Ricciotto Canudo) در کسوت‌هایی با عنوان «نظریه پردازان فیلم» (Film theory) ظهور نمایند و به تمرکز ویژه بر مختصات «هنری» این پدیده نوظهور پرداخته و آن را با ابداع و اطلاق واژگانی همچون «هنر ششم» (Sixth Art) و «هنر هفتم» (Seventh Art) مورد توجه و مداقه قرار دهند. اقدامی که از یک سو موجب بسط جوانب «هنری سینما» در قالب‌هایی با عناوینی «زیبایی‌شناسی سینما» (The Aesthetics of Cinema) گردید و از سوی دیگر توجه و تمرکز عمومی تودهای اجتماعی را از کارکرد اصلی «سینما» به نوعی منحرف ساخت و با مستتر نمودن ساحت «رسانه‌ای» این ابزار مهم و کم‌نظیر، سعی نمود تا تمرکز و توجه «ایسم‌های نوظهور» به استفاده حداکثری از این پدیده هنری و صنعتی را مخفی نماید و زمینه‌های روانی لازم برای تزیین «سینما» با تصور دروغین و انحرافی «هنر از برای هنر» (Art for art’s sake) را فراهم می‌ساخت. طراحی بسیار هوشمندانه‌ای که نه تنها تا چند دهه فضای عمومی جوامع را تحت تاثیر خود قرار داد، بلکه آنچنان فریبنده بود که حتی تا سال‌های اخیر نیز بسیاری از طیف منوالفکر در جوامع غرب زده را با شعر کذب و مبتذل «سینما برای سینما» سرگرم می‌نمود.


«جنگ جهانی اول»؛ پایانی بر پرده پوشی «سینما» برای همیشه تاریخ


ادامه دارد…

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هرآنچه از هفتاد و ششمین جشنواره فیلم لوکارنو باید بدانید/ استمرار سیاسی کاری علیه کشورمان … – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هفتاد و ششمین جشنواره فیلم لوکارنو در حالی آغاز به کار خواهد کرد که علیرغم حضور ناچیز سینمای ایران در این رویداد اما معاندان با حضور پررنگ خود تلاش دارند تا سیاسی کاری علیه کشورمان را در این رویداد سینمایی نیز ادامه دهند.

به گزارش سینماپرس هفتاد و ششمین دوره جشنواره فیلم لوکارنو از ۲ تا ۱۲ آگوست (۱۱ تا ۲۱ مرداد) برگزار می‌شود. این جشنواره در ۱۱ بخش با ۳ بخش رقابتی و اهدای ۲۰ جایزه بر کیفیت و تنوع تمرکز دارد.

نکته قابل تأمل در خصوص سینمای ایران در این رویداد اینکه فیلم سینمایی «منطقه بحرانی» ساخته جدید علی‌احمدزاده که محصول مشترک ایران و آلمان است، در بخش مسابقه بین‌الملل هفتاد و ششمین جشنواره فیلم لوکارنو حضور دارد و در کنار ۱۶ فیلم دیگر برای کسب جایزه یوزپلنگ طلایی بهترین فیلم این رویداد سینمایی رقابت می‌کند.

امیر پوستی، شیرین عابدینی راد، مریم صادقیان، علیرضا کی‌منش، ساغر سحرخیز، مینا حسنلو، علیرضا راستجو و صبا باقری بازیگران فیلم «منطقه بحرانی» هستند. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «امیر زندگی تنهایی دارد و سگش تنها همراه اوست. او در درنیای زیرمینی تهران پرسه می‌زند، انواع مواد مخدر را می‌فروشد و در خیابان‌های شهر بی‌هدف حرکت می‌کند و …».

لازم به ذکر است که علی‌ احمدزاده پیش از این ساخت فیلم‌ کوتاه «آوانتاژ» و فیلم‌های بلند «مهمونی کامی»، «پدیده» و «مادر قلب اتمی» را در کارنامه دارد و بر اساس شنیده ها و برخی تیزرهای منتشر شده در فضای مجازی در جدیدترین اثر سینمایی خود بعضاً بازیگرانش به صورت کاملاً بی حجاب جلوی دوربین رفته اند! بی شک چنین اتفاقی می تواند با واکنش قاطع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت امور خارجه، سازمان سینمایی و… روبرو شود اما تا امروز رویکرد آن ها در مواجهه با این اتفاق تنها سکوت بوده است!

علاوه بر حضور فیلم احمدزاده در این رویداد سیاسی-سینمایی، کیت بلانشت و زهرا امیر ابراهیمی در مراسم اختتامیه جشنواره لوکارنو حضور خواهند داشت تا برای نمایش فیلم جدیدشان با عنوان «شیدا» ساخته نورا نیاسری تبلیغ کنند. بلانشت تهیه کننده اجرایی «شیدا» است. فیلم نخستین بار در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد و توانست برنده جایزه تماشاگران شود.

به علاوه «حقایق اساسی دریاچه» ساخته لاو دیاز، «انتظار زیادی از پایان جهان نداشته باشید» به کارگردانی رادو ژوده، «پاتاگونیا» ساخته سیمون بوزلی، «رویاهای شیرین» به کارگردانی انا سندیارویچ، «سرباز ناپدید شده» به کارگردانی دنی روزنبرگ و «یانیک» ساخته کوئنتین دوپیو از جمله دیگر فیلم‌های حاضر در بخش اصلی جشنواره لوکارنو هستند.

فیلم‌های «آناتومی یک سقوط» ساخته جاستین تریه برنده نخل طلای جشنواره کن، «مغناطیسی قاره» از لوک ژاک، «شهر زنان» ساخته فدریکو فلینی، «قاچاقچیان» به کارگردانی ریو سونگ وان و «شیدا» ساخته نورا نیاسری به عنوان محصول سینمای استرالیا نیز از جمله آثاری هستند که در بخش پیازا گراند (نمایش در میان بزرگ شهر) به روی پرده می‌روند.

همچنین ۲ فیلم کوتاه «نگهبان» به کارگردانی امیرحسین شجاعی به نمایندگی از ایران و «انگار مادرم گریسته بود آن شب» به کارگردانی هدی طاهری به نمایندگی از آلمان به بخش مسابقه هفتاد و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو راه یافتند.

اما از جمله اخبار مهم این رویداد سینمایی آنکه ماریان اسلات تهیه‌کننده سرشناس پاریسی که نقش مهمی در ارایه آثار کارگردان‌های مولفی چون لارس فون تریه، لوکرسیا مارتل و لیساندرو آلونسو آرژانتینی داشته امسال از سوی جشنواره فیلم لوکارنو تجلیل می‌شود.

اسلات جایزه ریموندو رزونیکو جشنواره سوییسی را می‌گیرد که به تهیه‌کننده‌ای اهدا می‌شود که مظهر اخلاق مستقل باشد. این جایزه ۵ آگوست با ادای احترام به فیلم کمدی سیاه با مضمون محیط زیستی «زن در جنگ» ساخته بندیکت ارلینگسون کارگردان ایسلندی به وی اهدا می‌شود. روز بعد هم یک گفت‌وگوی روی صحنه با وی برگزار می‌شود.

اسلات که متولد دانمارک است سال ۱۹۹۳ شرکت تولید اسلات را در پاریس راه‌اندازی کرد. وی از سال ۱۹۹۵ تهیه کننده فون‌تریه بود و کارش را با «شکستن امواج» شروع کرد. در طی سال‌های بعد اسلات آثاری از شمار زیادی از کارگردان‌های مولف مستقل را خلق کرد که علاوه بر مارتل و ارلینگسون شامل چهره‌هایی چون بنت هامر، مالگورزاتا زومووسکا، پاز انچینا، اما دانته، ماریان کریشان، ژولیت گارسیا، یشیم اوستاوغلو، سرگئی لوزنیتسا و نائومی کاواسه می‌شود.

همچنین بازیگر سوئدی استلان اسکارسگارد [اسکاشگورد] که بازیگر فیلم‌هایی چون «ویل هانتینگ خوب»، «ماما میا!» و «رونین» است، در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو امسال با دریافت جایزه کلوپ پلنگ، برای یک عمر دستاورد هنری تجلیل خواهد شد.

اسکارسگارد ۴ آگوست در مراسمی در پیاتزا گرانده لوکارنو جایزه خود را دریافت خواهد کرد و ۵ آگوست در جلسه پرسش و پاسخ مخاطبان شرکت می کند. به افتخار او همچنین فیلم «عصر به‌خیر آقای والنبری» محصول ۱۹۹۰ که یک درام تاریخی جنگی ساخته شِل گریده است نمایش داده می‌شود. در این فیلم اسکارسگارد نقش رائول والنبرگ دیپلمات سوئدی را بازی می‌کند که هزاران یهودی مجارستانی را در ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم نجات داد.

در این جشنواره همچنین درام جنایی ران هوانگ با عنوان «چه باقی می‌ماند» که همسر اسکارسگارد نویسنده آن و یکی از پسران بازیگرش، گوستاو بازیگر «وایکینگ‌ها» و «اوپنهایمر» همراه پدر در آن بازی کرده‌اند، به نمایش درمی‌آید. کارگردان و خانواده اسکارسگارد در این نمایش به اتفاق حضور خواهند یافت.

این بازیگر ۷۲ ساله با موفقیت توانسته است به عنوان یک ستاره سینمای هنری اروپا تعادل را در حرفه خود ایجاد کند. او ۵ فیلم با لارس فون‌تریر ساخته است از جمله «شکستن امواج» (۱۹۹۶)، «رقصنده در تاریکی» (۲۰۰۰)، «داگویل» (۲۰۰۳) و «مالیخولیا» (۲۰۱۱) و ۵ فیلم با نویسنده نروژی هانس پتر مولاند که «به ترتیب خروج از صحنه» (۲۰۱۴) و «به هوای دزیدن اسب‌ها» (۲۰۱۹) از جمله آنها هستند. اسکارسگارد همچنین در فیلم‌های پرفروش هالیوود، مانند فیلم‌های «دزدان دریایی کارائیب»، «ماما میا!»، «ثور» و «انتقام‌جویان» هم در نقش‌های مکمل ظاهر شده است. او نقش بارون ولادیمیر هارکونن را در «تل ماسه» دنی ویلنوو ایفا کرد و در فیلم دوم آن هم در همین نقش جلوی دوربین رفته است.

در تلویزیون اسکارسگارد سال ۲۰۱۹ برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در مینی سریال درام «چرنوبیل» برای اچ‌بی‌او شد و به تازگی در اسپین آف «جنگ ستارگان» با عنوان «آندور» به کارگردانی تونی گیلروی برای دیزنی پلاس بازی کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کیوان نیا: مدیران فرهنگی توجه چندانی به مقوله های مهمی همچون مقاومت اسلامی ندارند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شاهرخ کیوان نیا گفت: راهکار برون رفت از این شرایط این است که نیروهای متعهد و امتحان پس داده ای که طی ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره عشق خود را به اسلام و انقلاب نشان داده اند پای کار بیایند و اداره امور را در دست بگیرند.

شاهرخ کیوان نیا مستندساز در آستانه روز مقاومت اسلامی با انتقاد از شرایط فعلی سینمای مقاومت و ارزشی در کشور گفت: مدیران فرهنگی بیشتر دنبال مانور رسانه ای و ارائه بیلان کاری به بالادستی های شان هستند و همین باعث شده توجه چندانی به مقوله های مهمی همچون مقاومت اسلامی نداشته باشند و قطعاً راهکار برون رفت از این شرایط این است که نیروهای متعهد و امتحان پس داده ای که طی ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره عشق خود را به اسلام و انقلاب نشان داده اند پای کار بیایند و اداره امور را در دست بگیرند.

کارگردان مجموعه مستند «موزه های جنگ دنیا» و «از کربلا تا قدس» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: بنده همیشه این نکته را گوشزد کرده ام که نخ تسبیح ایجاد بحران و معضلات عدیده در حوزه مسائل فرهنگی و هنری بالاخص در سینما و تلویزیون فقدان استراتژی و راهبرد مدیران بالادستی است.

وی در همین راستا ادامه داد: نکته اینجا است که در مصوبات مدیران بالادستی پرداختن به این قبیل موضوعات و مضامین همواره وجود دارد اما وقتی کارها به مدیران میانی و پایین دستی ارجاع می شود آن ها با مانع تراشی ها و سنگ اندازی های متعدد جلوی به ثمر رسیدن این کارها را می گیرند و همین باعث می شود که پرداختن به این مقولات حیاتی و مهم تنها در حد شعارهای زیبا باقی بماند.

این سینماگر برجسته با بیان اینکه نهایت کار مدیران فرهنگی و سینمایی در حوزه های استراتژیک و مهم تنها به برگزاری چند سمینار و همایش و کنفرانس خلاصه می شود تصریح کرد: این کارها هم صرفاً برای این است که آن ها بتوانند به بالادستی های خود پاسخگو باشند! معضل ما این است که با مدیرانی روبرو هستیم که به این مقوله مهم باور ندارند و اگر هم تاکنون اندک کارهایی در حوزه سینمای داستانی و مستند در این خصوص تولید شده به دلیل عرق شخصی خود افراد بوده است.

کیوان نیا سپس با اشاره به فیلم سینمایی «سی و سه روز» ساخته جمال شورجه یادآور شد: یکی از فیلمسازان متعهدی که برای این جنگ بزرگ اثر سینمایی تولید کرد آقای شورجه بود و متأسفانه بعد از تولید فیلم ایشان هیچ کار جدی دیگری در این باره تولید نشد. خوب این اتفاق بسیار تلخ و ناراحت کننده است چرا که تولید این قبیل آثار استراتژیک و ارزشمند نباید قائم به افراد باشد و کلیت تولیدات سینمای ما باید چنین باشد.

کارگردان مستندهای «سلاح قلم» و «رزم آهنگ» تأکید کرد: اهمال کاری مدیران فرهنگی و سینمایی ما در این حوزه در حالی است که در خارج از کشور به خصوص در سینمای هالیوود برای اهداف کلان و استراتژیک خود هزینه و سرمایه گذاری های متعدد می کنند و تمام اهتمام شان را برای تولید آثاری به نفع کشور خود و اهداف شوم خود به کار می بندند اما در کشور ما یک فیلمساز متعهد و انقلابی باید برای به سرانجام رسیدن کارش مدام از پشت در اتاق این مدیر به آن شورا و از آن شورا به سراغ آن مدیر برود و در نهایت هم از نفس بیفتد و عطای این کار را به لقایش بخشیده و از خیرش بگذرد.

وی خاطرنشان کرد: این اتفاق بسیار تلخ است که علیرغم تأکیدات مقام معظم رهبری مدیران فرهنگی اینقدر اهمال کارند و اینطور سهل انگارانه با این موضوع مهم و حیاتی برخورد می کنند که قطعاً این اتفاق نشأت گرفته از فقدان و اعتقاد و باور میان آن ها است. متأسفانه این مدیران نه تنها از حمایت اجتناب می کنند بلکه موانع جدی نیز بر سر راه فیلمسازان می گذارند.

کیوان نیا در پایان این گفتگو متذکر شد: تنها راهکار برون رفت از این اوضاع و احوال این است که افراد دغدغه مند به عنوان مدیر به کار گرفته شوند. باید امتحان پس داده ها در ۴ دهه بعد از انقلاب به کار دعوت شوند. شهید آوینی می گفت هنرمند مکنونات درونی خودش را در قالب هنر می ریزد، خوب مدیران هم باید از هنرمندانی حمایت کنند که مکنونات قلبی شان حمایت از اسلام و انقلاب باشد نه اینکه سال ها است این هنرمندان پشت در اتاق این مدیر و آن مدیر معطل مانده اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«رئیس سازمان تبلیغات اسلامی» پیشنهاد تشکیل ستادی جدید با عنوان «ساماندهی شئون مذهبی» را داد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس سازمان تبلیغات گفت: تشکیل ستاد ساماندهی شئون مذهبی برای هماهنگی مناسبت‌های مذهبی به عنوان یکی از بازوهای شورای فرهنگ عمومی کشور ضرورت دارد.

به گزارش سینماپرس، هشتصد و دومین جلسه شورای فرهنگ عمومی کشور با حضور حجت الاسلام محمدجواد حاج علی اکبری رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور، انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده رییس جمهور، حجت الاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات و سید مجید امامی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور در محل سالن غدیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

در این نشست حجت الاسلام مصطفی محامی نماینده، ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان‌ها به صورت مجازی در جلسه شرکت داشتند.

حجت الاسلام مصطفی محامی در ابتدای این نشست درباره فعالیت‌های فرهنگی و جشنواره‌های مختلف فرهنگی در استان سیستان و بلوچستان گزارشی آماری ارائه کرد و گفت: در سال‌های گذشته با تشکیل شورای فرهنگ و جلسات مربوط به آن در استان اقدامات مهمی در زمینه فرهنگ استان و تقویت ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی صورت گرفته است.

وی یکی از کارهای مهم شوراهای فرهنگی استان سیستان را توجه به تاریخ ۲۸ آذرماه سالروز تبعید مقام معظم رهبری از سوی رژیم طاغوت عنوان کرد و افزود: این روز از سوی مردم محلی با عنوان میار ولایت یاد می‌شود که در زبان محلی واژه میار به معنای پناه و پناهگاه است.

حجت الاسلام محامی مسائل مهم فرهنگی استان سیستان را ضعف زیرساخت‌های فرهنگی و مشکلات مربوط به آسیب‌های اجتماعی و نبود نگاه تخصصی به مسائل فرهنگی استان دانست و خاطر نشان کرد: ضمانت اجرای جدی شورای فرهنگ عمومی کشور در استان وجود ندارد و موازی کاری‌های فرهنگی صدمات زیادی به اجرای عملیاتی و ارتقای فرهنگ عمومی استان وارد کرده است.

وی بالا بردن اثربخشی فعالیت‌های فرهنگی را منوط به حضور اساتید برجسته علمی و همکاری همه نهادهای مربوط به حوزه فرهنگ دانست و گفت: بالا بردن تعداد شوراها در فرهنگ کشور دردی دوا نمی‌کند و به جای آن یک کارگروه از شورای فرهنگ عمومی در استان‌ها ایجاد شود و گزارشی منظم از وضعیت فرهنگی در این شورا ارائه شود.

محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات ضمن تشکر از نهادهای مردمی برای برگزاری میلیونی جلسات عزای سیدالشهداء (ع) به رویداد بزرگ اتحاد و یکپارچگی اقشار مختلف جامعه در برگزاری محافل عزاداری در ایام دهه اول ماه محرم اشاره کرد و گفت: باطن جامعه ایرانی به محبت اهل بیت عصمت و طهارت گره خورده است و امسال بر خلاف نقشه‌های دشمن برای ایجاد انشقاق و گسستگی جامعه اکثریت محافل بزرگ و کوچک با قوت کامل برگزار شد.
حجت الاسلام قمی به برگزاری مناسبت‌های مذهبی دیگر در ایام مختلف سال از جمله برگزاری جشن چند کیلومتری عید غریر در تهران و سایر شهرهای کشور اشاره کرد و مهمترین جنبه برگزاری باشکوه این جشن‌ها در داخل و خارج کشور را مردمی بودن آن‌ها عنوان کرد و با ارائه آمارهای رسمی گفت: تنها ۱۰ درصد این جشن‌ها توسط نهادهای دولتی ساماندهی شده است و بیشتر آن از سوی مردم حمایت مالی شده است.

وی گفت: در جشن غدیر امسال تنها یک شماره حساب بدون تبلیغات خاص برای کمک به موکب‌های برگزاری جشن اعلام شد که تنها ۴۳۴ هزار نفر کمک نقدی به این حساب واریز کردند که نشان از علاقه و عشق مردم به اهل بیت دارد. حجت الاسلام قمی آماری از کمک‌های مردمی به مناسبت‌های مذهبی ارائه کرد که با مقایسه این کمک‌ها با خدمات دولتی معلوم می‌شود که اکثر این مراسم در ایام سال بیشتر از سوی مردم بدون دخالت دولت حمایت می‌شود.

رئیس سازمان تبلیغات در ادامه صحبت‌هایش ضرورت تشکیل ستاد ساماندهی شئون مذهبی و ضرورت‌های تشکیل این ستاد برای هماهنگی‌های مناسک و مناسبت‌های مذهبی به عنوان یکی از بازوهای شورای فرهنگ عمومی کشور را در همین راستا یادآور شد و گفت: این ستاد در ابتدا برای ارزیابی آسیب‌های عزاداری تشکیل شد، ولی حالا رویکرد ستاد باید تقویت و با تغییر نام به ستاد تنظیم شعائر مذهبی، نگاه و فلسفه این ستاد نیز گسترده شود.

وی گفت: طبق توصیه مقام معظم رهبری برای تقویت جشن‌های مذهبی، نهادهای دولتی در برگزاری مناسب‌های مذهبی باید مردم را در محوریت برنامه‌های خود ببینند و در تقویت این برنامه‌ها باید از نگاه امنیتی به یک نگاه فرهنگی اجتماعی حرکت کند. مقام معظم رهبری می‌فرمایند که این کارها و مراسم حال مردم را شیرین می‌کند و باید تقویت شوند و نیاز به همکاری و هم افزایی بین دستگاه‌ها و نهادها در توجه به سرمایه‌های فرهنگی و تقویت ستاد ساماندهی شئون مذهبی دارد.

حجت الاسلام محمدجواد حاج علی اکبری رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور به ظرفیت بالای کار در دستگاه امام حسین (ع) اشاره کرد و گفت: همه ما نگاهمان امید به نجات در این دستگاه است و امیدواریم برنامه‌های فرهنگی و برگزاری مناسک مذکور وسیله‌ای برای رسیدن به این نجات باشد.

حجت الاسلام حاج علی اکبری بر ضرورت بازنگری در عنوان و محتوای کار عملیات ستاد شئون مذهبی تاکید کرد و افزود: یکی از وظایف و دستور کار اعضای شورای فرهنگ عمومی کشور نیز باید در همین بازنگری باشد که بهتر است تنظیم شعائر به جای شئون مناسک مذهبی استفاده شود.

وی گفت: در کنار عزای اهل بیت، توجه و اهتمام به برگزاری جشن‌های مذهبی نیز در بالا بردن روحیه عمومی جامعه موثر خواهد بود.

در این نشست اعضای شورای فرهنگ عمومی درباره دستور اصلی جلسه برای بررسی سبک زندگی اربعین، تصویب اصلاحات سند نهضت مطالعه مفید و درج مناسبت‌ها در تقویم ۱۴۰۳ بحث و گفتگو کردند.

بسیاری از اعضای این شورا نسبت به تقویت مساجد در برگزاری مناسب‌های مذهبی – اجتماعی تاکید داشتند و اعلام کردند که در کنار هیئت‌های مذهبی باید جایگاه مساجد در محوریت قرار داشته باشد.

حجت الاسلام کمال خداداده رئیس کانون‌های فرهنگی هنری مساجد با اشاره به دستور اصلی این جلسه درباره تقویت مطالعه در کشور به تعطیل شدن اپلیکیشن طاقچه انتقاد کرد و گفت: وقتی مدیر بانکی تخلف می‌کند همه حساب‌های موجود در آن بانک را تعطیل نمی‌کنند و مسئله برنامه‌های مربوط به کتابخوانی هم همین شرایط را شامل می‌شود.

گفتنی است در این نشست کتابچه‌ای با عنوان «نوجوانان تهران و مسجد» در بین اعضای شورا توزیع شد که آماری از حضور و شرکت نسل‌های جوان و نوجوان در مساجد و مراسم مذهبی ارائه کرده است. این کتابچه به همت مرکز رصد فرهنگی کشور به سفارش دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی تهیه و جمع آوری شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مستند «روضه خانگی» سنت‌شکنی کرد

آیین تقدیر و تجلیل از عوامل برنامه «روضه خانگی» با حضور میثم مرادی بیناباج مدیرشبکه یک، یونس قاسمی تهیه کننده، سعید لشگری معاون راهبری استان‌های حوزه هنری و جمعی از کارگردانان این مستند از اقصی نقاط کشور، برگزار شد.

میثم مرادی بیناباج مدیر شبکه یک سیما اظهار داشت: با اجازه و عنایت اهل بیت (ع)، یک اجماع و همدلی در تولید مستند «روضه خانگی» با شعار و پرچم امام حسین (ع) در کمتر از دو هفته قبل از محرم صورت گرفت و اولین قسمت مستند «روضه خانگی» در روز اول محرم روی آنتن رفت. مستند خوبی که سنت شکنی کرد و قاب رسانه را به حضور چهره‌ها و محافل روضه خوانی در اقصی نقاط ایران با نشانه‌هایی از حیث خانواده شهدا، روستا، تنوع اقلیمی و لهجه آشنا کرد و آشتی داد.

وی افزود: گرایش رسانه ملی در ماه محرم سال‌های گذشته به سمت بازنمایی هیات شاخص تهران بود که بعدا به هیات شهرستان‌ها تمایل پیدا کرد که امر بسیارخوبی است. ما در این برنامه فرهنگ روضه خانگی را تبلیغ می‌کنیم و به خوانش جدیدی از عزاداری اهل بیت (ع) در آیین‌ها و زیست بوم متنوع و متکثر ایرانی می‌رسیم. مثلا اینکه در چادری در کهکیلویه و بویراحمد عزاداری داریم، قبلا کمتر مورد توجه رسانه بوده و از چشم مخاطبان به دور بوده است.

مدیر شبکه یک گفت: با اطلاع رسانی و تکرار مناسب عزاداری‌های سنتی، مخاطب رسانه ملی متوجه می‌شود عزاداری فقط مختص برای هیات بزرگ تهران نیست. صدا و سیما در بازنمایی جلوه‌های آینی و مناسکی، برای مردم هم ذائقه سازی می‌کند و هم فرهنگ سازی. در واقع هنر رسانه ملی این است که فرهنگ، آیین و رسوم ملت را نگهبانی و نگهداری کند.

وی اظهار داشت: اولین اقدامی‌که در مستند «روضه خانگی» انجام شد، نگهداری از سنتی است که قدمت چند صد ساله دارد. روضه خانگی تنوع خوبی در انتخاب روستا‌ها از اقصی نقاط کشور داشت. دوم اینکه اگر روضه خانگی در نسبت با شهدا باشد اتفاق مبارکی است. یک مولفه در همه این مستند‌ها به چشم می‌آمد، آن هم اخلاصی بود که در روضه خانگی بود و در کار‌های نمایشی نبود. من فکر می‌کنم کارگردان‌های این مستند هم این حس را دارند که این اثر، ساده و پراز اخلاص بوده است.

 مرادی در ادامه گفت: با توجه تغییراتی که در تولید محتوا، زیست بوم رسانه و فضای مجازی شکل گرفته، رسانه ملی امروز ناگزیر از پیوند خوردن و تعامل با عناصر تولید کننده محتوا در اقصی نقاط ایران و جهان است. رسانه ملی باید آغوش خودش را برای تولید کنندگان محتوا باز کند تا بتواند مرجعیت خودش را در عرصه رسانه‌ای حفظ کند.

وی ادامه داد: تولید سری جدید این مستند، مهر تاییدی است بر این تشخیص رسانه ملی؛ تصمیم این بود که به جای استفاده از یک گروه با ظرفیت مشخص و در یک بازه طولانی با هزینه تمام شده بیشتر و احتمالا یک دستی و یک نواختی در روایت برای تولید مجموعه مستند «روضه خانگی»، تغییر فاز دهیم. سری جدید «روضه خانگی» با تنوع در شکل برگزاری و محتوا نشان می‌دهد با یک پدیده متنوع ذیل یک شعار ثابت که همان عزاداری امام حسین (ع) است مواجه هستیم. اگر برکت این کار نام امام حسین (ع) شد، آرمان امام حسین (ع) در ادامه راه محل تعامل و گفتگوی فی مابین ما و همه افراد مستعد و توانمند تولید محتوا در اقصی نقاط کشور شد که شما امروز به نمایندگی شان در این جلسه حضور دارید.

وی افزود: روضه‌های خانگی یک بخش از زیست روزمره عزاداری اهل بیت (ع) بوده است. «روضه خانگی» محفل تعامل اجتماعی و محفل ارتباط بینافرهنگی است. ما با این روایت یک شکلی دیگر از زیست روزمره ایرانی را به مناسبت عزای امام حسین (ع) نشان داده ایم قبلا به این شکل مورد توجه قرار نمی‌گرفت.

مرادی تصریح کرد: یکی از کارکرد‌های رسانه ملی، هویت سازی است. مهمترین جنگ ما، جنگ ادارکی و شناختی است و یکی از راه‌های پیروزی در این جنگ، تقویت هویت ملی ایرانیان است. این امر با استفاده از مفاخر تاریخی، فرهنگی، زیست بوم، دانشمندان شهدا و قهرمانان و وقایع معاصر و حتی همین روضه‌های خانگی امکان پذیر است.

مرادی در پایان تصریح کرد: ما در شبکه یک ماموریت داریم که داشته‌های هویتی این سرزمین را برای جامعه ایرانی دوباره باز روایی و اگر توانستیم کنش گری کنیم. ظرفیت ساخت روضه خانگی با همکاری حوزه هنری با یاد مبارک امام حسین (ع) شکل گرفت و این را آغاز یک وحدت هنری رسانه‌ای برای روایت هویت ایرانی – اسلامی است.

سعید لشگری معاون راهبری استان‌های حوزه هنری در ادامه این نشست ضمن تشکر از مدیر شبکه یک برای تعامل مناسب و تشکر از همکاران ساخت «روضه خانگی»، اظهار داشت: اینکه ما بتوانیم در زیست بوم‌های خودمان متناسب با آن بوم، کار هویتی کرده و نماد‌های انقلاب و دینی را روایت کنیم، ارزشمند است. در این برنامه هویت با زیست بوم عجین شده و این دو مولفه توسط تولید کنند‌هایی که به کارشان اعتقاد دارند، ضریب گرفته است. اگر این مستند دوست داشتنی است، دلیلش اخلاص و باوری است که این کارگردان‌ها به این کار دارند. 

وی افزود: ان شاء الله به زودی یک روند پایدار تولید بین شبکه یک سیما و مراکز استان‌های حوزه هنری رقم خواهد خورد که امیدواریم این اتفاق ایجاد برکت‌های زیادی برای مراکز استانی داشته باشد.

گفتنی است در پایان این نشست، تفاهم نامه همکاری ما بین شبکه یک سیما و حوزه هنری امضا گردید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«ارباب حلقه‌ها» ‌و «سریع و خشن» در قاب شبکه نمایش

شبکه نمایش در پی استقبال و خواست مخاطبان آثار مطرح دنباله دار سینمایی جهان را پخش خواهد کرد.

دنباله سازی در سینمای امروز دنیا تبدیل به مساله‌ای عادی شده است و بسیاری از فیلم‌های موفق گیشه، خیلی زود صاحب دنباله‌هایی می‌شوند که داستان را از جهات مختلف پیش می‌برند. همین مساله و اهمیت این فیلم‌ها باعث شده است تا شبکه نمایش به سراغ فیلم‌های دنباله دار دنیا برود.

از این رو، ساعت ۲۱ جدول پخش این شبکه در اختیار نمایش این مجموعه فیلم‌ها قرار گرفته است و در هفته‌های پیش رو شاهد پخش مجموعه فیلم‌های سینمایی «ارباب حلقه‌ها»، «هابیت»، «سریع و خشن»، «دزدان دریایی کارائیب»، «مرد عنکبوتی»، «جانواران شگفت انگیز»، «بازگشت به آینده» و «نارنیا» خواهیم بود.

مجموعه فیلم‌های «ارباب حلقه‌ها» به کارگردانی پیتر جکسون از شنبه ۱۴ مرداد تا پنجشنبه ۱۹ مرداد روی آنتن می‌رود.
این فیلم براساس رمانی به همین نام نوشته جان رونالد روئل تالکین ساخته شده است. مجموعه «ارباب حلقه‌ها» شامل سه فیلم است: ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه (۲۰۰۱)، ارباب حلقه‌ها: دو برج (۲۰۰۲) و ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه (۲۰۰۳).

داستان «ارباب حلقه‌ها» درباره شخصیت منفی‌ای به نام سائرون است که حلقه یگانه را خلق کرده تا بر دیگر حلقه‌های قدرت تسلط داشته باشد و از آن‌ها به‌عنوان سلاحی برای فتح و تسلط بر سرزمین خیالی به نام میانه استفاده کند و …

فیلم‌های دنباله دار شبکه نمایش هر شب ساعت ۲۱ پخش و روز بعد ساعت ۳ بامداد و ۱۱ تکرار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع