X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

ضرب الاجل ۴۸ ساعته شورای عالی تهیه کنندگان سینما به خانه سینما! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در پی دعوت نشدن شورای عالی تهیه‌کنندگان به مجمع عمومی خانه سینما، اعضای این شورا نامه‌ای اعتراض آمیز منتشر کردند.

به گزارش سینماپرس، پس از انتشار گزارش ما مبنی بر غیبت شورای عالی تهیه کنندگان و ده صنف دیگر در مجمع عمومی خانه سینما، شورای عالی تهیه کنندگان سینمای ایران به این اقدام واکنش نشان داد.  

این شورا طی نامه‌ای سرگشاده به هیئت مدیره خانه سینما، ضمن اعتراض به عدم دعوت به مجمع عمومی اعلام داشت، عدم دعوت به منزله خروج شورای عالی از خانه سینماست.

متن این نامه سرگشاده به شرح زیر است:

به نام خدا
با سلام
با توجه به عدم دعوت از شورای عالی تهیه کنندگان به مجمع عمومی خانه سینما در مورخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ لازم است توجه آن هیئت مدیره محترم را به نکات ذیل جلب نماییم:

۱ـ عدم دعوت از هرکدام از اصناف حاضر در خانه سینما برای حضور در مجمع عمومی عادی یا فوق العاده خانه سینما تخلفی آشکار از اساسنامه خانه سینماست. بدیهی است هیئت مدیره در خصوص چنین تخلفی آشکار از اساسنامه خانه سینما می‌بایست پاسخگوی مجمع عمومی خانه سینما باشد.

۲- شنیده‌ها و شواهد حاکی است عدم دعوت به مجمع عمومی صرفاً شامل تهیه کنندگان سینما نبوده و این تخلف با عدم دعوت از تعدادی دیگر از اصناف حاضر در خانه سینما مکرر شده و مسئولیت آن هیئت مدیره را در قبال مجمع عمومی مضاعف کرده است.

۳- با توجه به نقش تاریخی صنف تهیه کنندگان در شکل گیری خانه سینما و همراهی با آن در بزنگاه‌های تاریخی در سی سال گذشته، حذف تهیه کنندگان از مجمع عمومی اشتباهی غیرقابل بخشش است و با توجه به فرصت اندک باقی مانده برای جبران آن این شورا فرصتی چهل و هشت ساعته به آن هیات مدیره محترم می‌دهد تا تصمیم نهایی خود را در دعوت یا عدم دعوت از اصناف تهیه کنندگی سینما به مجمع عمومی بگیرد. در غیر این صورت عدم دعوت معنایی جز خروج شورای عالی تهیه کنندگان از خانه سینما ندارد.

شورای عالی تهیه کنندگان سینما

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نوشین جعفری کیست و چرا اهالی سینما از بازداشت او به وحشت افتاده‌اند؟ +عکس – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سلبریتی‌ها رابطه بسیار تنگاتنگی با تروریست‌ها و عناصر سازمان‌های معارض کشور دارند و افشای این حلقه برای شناخت جامعی از چهره‌های مشهور سینما و تلویزیون راهگشاست.

به گزارش سینماپرس، برخی از هتاکی‌های اخیر در فضای مجازی یا رسانه‌های مکتوب، توسط خبرنگاران و رویکرد اهانت‌آمیزشان به ساحات مقدس، شکل سازمان یافته و تا حدود زیادی ساختار پیوسته‌ای به خود گرفته است. نوشین جعفری عکاس مشهور سینما، پس از امیرحسین میراسماعیلی و «پویان خوشحال» سومین موردی است که در فضای مجازی، آگاهانه، اقدام به انتشار عبارات هتاکانه درباره ساحت مقدس امامان معصوم (علیهم السلام) می‌کند.

آنچه گذشت…

۱- یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ امیرحسین میراسماعیلی روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب روزنامه جهان صنعت با انتشار پستی توئیتری به ساحت مقدس امام هشتم اهانت کرد. این روزنامه‌نگار که پیش از این نیز به دلیل انتشار مطالبی مشابه، خبرساز شده بود این بار پا را فراتر گذاشت و به طور مستقیم  امام رضا (ع) را با آگاهی از ارادتی که مردم ایران و شیعیان و حتی پیروان مذاهب دیگر به ایشان دارند خطاب قرار داد و در توئیت خود مطالب هتکانه‌ای را درج کرد.

۲-  ۲۹ مهر ماه  ۱۳۹۷ روزنامه «ابتکار» در گزارشی  را با عنوان «بیماری در کمین زائران بی‌ملاحظه» با نام «پویان خوشحال» منتشر کرد و از آسیب‌های بهداشتی که در ایام اربعین در کمین زائران شهر کربلا است مطالبی را به نگارش درآورد. در بخشی از این گزارش نویسنده به جای استفاده از عبارت «شهادت امام حسین (ع)» از عبارت «درگذشت امام حسین (ع)» استفاده کرد. بررسی‌ها نشان می‌داد «پویان خوشحال» در صفحه فضای مجازی خود نیز چندین بار به ساحت ائمه هدی (ع) توهین و جسارت کرده  و  این موضوع باعث جریحه‌دار شدن احساسات عمومی شده بود.

۳- نوشین جعفری، عکاس سینما و تئاتر در ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ توسط ضابطان قضایی بازداشت شد. شنیده‌ها و اخبار غیررسمی حاکیست او در یک مهمانی در محله ولنجک دستگیر شد.  مهمانی خاصی که برخی عوامل سفارت انگلستان و چند تن از بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون در آن حضور داشته‌اند. میزانسنی که به صورت خاص، شبیه مهمانی‌های سریال گاندو است و افراد کاملا مرتبطی، به صورت زنجیره‌ای، در این مجموعه مهمانی‌ها حضور دارند. این مهمانی از قضا بسیار پرحاشیه بوده و تعدد افراد مشهور سینما، آن را تبدیل به مهمانی پرسرو صدای ولنجک کرده است.    

مهمانی با شکایت  اهالی محل مذکور، به‌ دلیل ایجاد مزاحمت، به نیروی انتظامی گزارش می‌شود و با مراجعه عوامل انتظامی به محل مهمانی، پس از دستگیری مهمانانی که به‌صورت مختلط و به سرو مشروب و اقدامات دیگری مشغول بودند، ماجرا وارد فاز تازه‌ای می‌شود. در این مهمانی مشخص می‌شود که نوشین جعفری علاوه بر هتاکی به مقدسات در فضای مجازی، رابط اصلی سفارت انگلستان با هنرمندان سینماست. موضوعی که بسیاری از اهالی سینما از آن آگاهی داشتند اما از افشای آن خودداری می‌کردند. نکته جالب این است بر اساس برخی شنیده‌های گزارش شده اکانت هتاک نوشین جعفری با عنوان “یاردبستانی” با هماهنگی چند تن از چهره‌های سرشناس سینما اداره می‌شد.

توهین به مقدسات از اکانت یاردبستانی

حمایت مهناز افشار از نوشین جعفری

حمایت سحر دولتشاهی از نوشین جعفری

حمایت نوید محمدزاده از نوشین جعفری

حمایت بهرام رادان  از نوشین جعفری

حمایت باران کوثری از نوشین جعفری

 پس از دستگیری جعفری بسیاری از اهالی سینما اقدام به حمایت از او کردند که از جمله چهره‌های حامی جعفری، همان سلبریتی‌هایی هستند که توییت‌ها و پست‌های اینستاگرامی خود را برای حمایت‌ از چنین چهره‌هایی آماده کرده‌اند.  مهناز افشار،  ترانه علیدوستی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی، باران کوثری، نوید محمدزاده و … از جمله چهره‌هایی هستند که اقدام به حمایت از عکاس کرده‌اند و او را از هر اتهامی مبرا دانسته‌اند. برای این موج بزرگ از حمایت‌های دو تفسیر وجود دارد. در تفسیر نخست باید اشاره کرد اهالی سینما بشدت از دستگیری او وحشت‌زده‌ شده‌اند و به شکل ملموسی از یک متهم به هتاکی به مقدسات، حمایت می‌کنند.

موج حمایت‌ها از نوشین جعفری توسط سینماگران به شکل عجیبی در فضای مجازی افزایش یافت و این همهمه مجازی درباره یک عکاس در فضای توییتر بسیار کنجکاوبرانگیز شد. روایتی همچنان تصدیق نشده موجی از وحشت را در میان سینماگران مرتبط با او شکل داده است، آیا  نوشین جعفری  جعبه سیاه برخی اتفاقات در متن جریانات سینماست؟ یا روابط او در مسیر بازپرسی با سفارتخانه‌ها انگلیس، ممکن است برای بسیاری از سلبریتی‌ها دردسر شود؟

جعفری در شرایطی دستگیر شدکه نخستین اتهام او نه شرکت در مهمانی و ارتباط با سفارت بیگانه، بلکه اهانت به مقدسات از طریق اکانتی به نام “یار دبستانی” است.  سینماگران در ایران اگر تالیف فیلم شایسته و به تبع آن فضاسازی را در مقابل دوربین بلد نباشند، در پشت دوربین به انواع  و اقسام فضاسازی آشنایی کامل دارند و اغلب آن‌ها این واحد را به صورت تخصصی گذرانده‌اند.  نمونه شاخص آن احکام صادره برای پگاه آهنگرانی،  جعفر پناهی و محمد رسول‌افاست که هیچکدام به صورت قطعی اجرا نشدند. به صورت موازی حول رسول‌اف یک جو سنگین ساخته‌اند، تا مانند قبل، حکمی اجرا نشود.

در مورد دستگیری نوشین جعفری، دایره فضاسازی توسط سینماگران بسیار گسترده‌تر از عملیات روانی خاصی بود که در مورد رسول‌اف و جعفر پناهی رخ داد. تطهیر خاص جعفری با پارامترهایی هوشمندانه‌ای صورت می‌پذیرد. بسیاری از هنرمندان با درج پست‌های گوناگون سعی می‌کنند فضای عمومی جامعه را به نفع جعفری تلطیف کنند و همین جو سنگین توام با اضطراب و اضطرار گویا این است که درب‌های دیگری از حقایق در پس این پرونده گشوده می‌شود. در پیشانی عملیات تطهیر جعفری، دائما به این موضوع اشاره می‌شود که اکانت”یار دبستانی” متعلق به او نیست. اما مستندانی وجود دارد که احتمال مدیریت این اکانت توسط او را تقویت می‌کند.

همچنین سوابقی از فعالیت‌های نوشتاری نوشین جعفری  در فضای مجازی وجود دارد که اهانت‌های او را به مقدسات و فعالیت‌های تبلیغی‌ سیاسی معارضانه‌اش را در قالب وبلاگی به نام یاردبستانی تصدیق می‌کند.

وبلاگی به نام یار دبستانی با آدرس (link: http://yaredabestani.blogfa.com) طی سال‌های ۸۴-۸۵  فعال بوده که غالباً اخبار اعتراضات و اعتصابات و زندانیان سیاسی و مسائل حقوق بشری رو منعکس می‌کرد. این وبلاگ چند سال بعد حذف شده اما از طریق web Archive در آدرس زیر قابل دسترس است:(اینجا)

 

فعالیت‌های معارضانه نوشین جعفری در قالب وبلاگ یاردبستانی

فعالیت‌های معارضانه نوشین جعفری در قالب وبلاگ یاردبستانی ۲

فعالیت‌های معارضانه نوشین جعفری در قالب وبلاگ یاردبستانی

فعالیت‌های معارضانه نوشین جعفری در قالب وبلاگ یاردبستانی

در این وبلاگ مطالب زیادی هم درباره اعدام منافقین در دهه ۶۰ و بیانیه های «کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر» که اسم نوشین جعفری هم در میان آنهاست و بیانیه‌های حزب پان ایرانیست، که پدر نوشین قائم مقام این حزب است و مشخصات او در این پست‌ها وجود دارد. عکس آخر هم پستی جعلی درباره خرید هواپیمای طلا برای مقامات عالی کشور است.

فعالیت‌های معارضانه نوشین جعفری در قالب وبلاگ یاردبستانی

فعالیت‌های معارضانه نوشین جعفری در قالب وبلاگ یاردبستانی

با توجه به پست‌های وبلاگ تا حدودی گرایشات فکری نویسنده مشخص می‌شود. انتشار عکس و بیانه‌های رضا پهلوی، حمایت از گوگوش با پرچم شیر و خورشید و قرار دادن سایت‌های رضا پهلوی و فرح دیبا و حزب پان ایرانیست و احمد باطبی و… در پیوندهای وبلاگ.

مرداد ۸۵ این وبلاگ بدلیل فیلترینگ تعطیل می‌شود و نویسنده‌اش آدرس وبلاگ جدید رو پست می‌کند، (link: http://YareDabestaani.blogfa.com)  و این وبلاگ هم پس از چند سالی حذف می‌شود ولی از Web Archive قابل دسترسی است.

وبلاگ سابق نوشین جعفری

نویسنده وبلاگ یاردبستانی، در وبلاگ جدید نقاب رو کنار می‌گذارد و مطالب را  با اسم خودش می‌نویسد: «نوشین جعفری»!

که در یکی‌ از پست ها هم قسمتی از متنی که در وبلاگ قبل هم گذاشته بود را دوباره منتشر می‌کند و در موردی خاص مطالبی را به وبلاگ سابقش ارجاع می‌دهد که  در اینجا قابل دسترس است.

در وبلاگ جدید هم جعفری پست های بسیاری را درباره زندانیان سیاسی مثل احمد باطبی و حزب پان ایرانیست منتشر می‌کند. در پیوندهای وبلاگ هم آدرس سایت های مرتبط با حزب پان ایرانیست وجود دارد که پس از مدتی حذف می‌شود.

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس، پست های وبلاگ هم گرایش به اصلاح‌طلبی و انتخابات پیدا می‌کند. به مرور هرچه می‌گذرد نوشین از فعالیت های سیاسی رادیکال و حقوق بشری فاصله می‌گیرد و ظاهرا تغییر می‌کند. این وبلاگ هم سال ۸۷ حذف و در همان سال نوشین جعفری به عنوان خبرنگار فرهنگی و عکاس روزنامه اعتماد فعالیت‌هایش را آغاز می‌کند.

در ظاهر فعالیت سیاسی جعفری کمتر و معتدل تر می‌شود. بهمن ۸۸ نزدیک به یک ماه بازداشت شده و پس از آن عمده فعالیت‌هایش به حوزه عکاسی، سینما و هنر معطوف می‌شود. یکی از پست های عجیب وبلاگ دوم جعفری هم پستی بود که خبر تصویب قطعنامه علیه ایران را درج کرده است. گویا برای تصویب قطعنامه علیه‌ ایران روزها و سال‌ها چشم انتظار بوده است.

 و در نهایت عکس پروفایل یار دبستانی که در یکی از توییت‌های این اکانت گفته شده است به صاحب آن شباهت دارد.

عکس حساب کاربری یاردبستانی

نوشین جعفری

شراب خواری علنی در ماه رمضان و انتشار عکس آن در اینستاگرام، فالو کردن اکانت فحاش به مقدسات و برانداز ساشتی توسط اکانت شخصی نوشین جعفری در توییتر و منشن اکانت یاردبستانی درباره اینکه از ساشتی در توهین به مقدسات الگو گرفته کاملا مشخص و واضح است.

 تمام این موارد ذکر شده با استدلال‌های بسیار قابل تاملی رابطه نوشین جعفری با اکانت یار دبستانی را اثبات می‌کند و باید منتظر نتیجه ماند تا از بررسی دقیق‌تر فعالیت‌های نوشین جعفری چه اطلاعاتی در مورد سینماگران و حلقه‌های اینچنینی دارد. حلقه‌هایی که اثبات می‌کند سلبریتی‌ها رابطه بسیار تنگاتنگی با تروریست‌ها، معارضان و سفارت‌خانه‌های اروپایی و نیروهای معارض نظام دارند و افشای این حلقه برای شناخت جامعی از چهره‌های مشهور سینما و تلویزیون راهگشا خواهد بود.

*مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

محسن تنابنده مهمان «نقد سینما» می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محسن تنابنده نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «قسم» امشب مهمان برنامه‌ی نقد سینما خواهد بود.

 به گزارش سینماپرس، محسن تنابنده نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «قسم» امشب مهمان برنامه‌ «نقد سینما» خواهد بود و بهروز افخمی مجری برنامه با او به گفتگو می‌پردازد.

همچنین آرش خوشخو و امیررضا مافی فیلم سینمایی «قسم» را نقد خواهند کرد.

سعید مستغاثی و امیر قادری نیز در بخشِ پرونده‌ هفته، به بهانه‌ اکران فیلم «اونجرز» به بررسی کمیک‌بوک‌های معروف می‌پردازند.

در بخشی دیگر از این برنامه‌ تلویزیونی، محمدصادق لواسانی اخبار سینمای ایران در هفته‌ گذشته را مرور خواهد کرد.

این برنامه جمعه‌ها ساعت ۲۲ به صورت زنده در شبکه‌ پنج سیما روی آنتن می‌رود.

تهیه‌کنندگی برنامه‌ «نقدسینما» برعهده‌ محمد تنکابنی است. محمدرضا رضاپور سردبیر و وحیدرونقی مجری طرح برنامه‌ تلویزیونیِ  «نقد سینما» ‌ هستند که محصول مرکز تلویزیون حوزه ‌هنری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

موسسات تابعه معاونت هنری به دو موسسه تقلیل یافت/ تجمیع موسسات ٣٦ گانه کلید خورد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال حاضر دارای ٣٦ موسسه تابعه در بخش های مختلف است که اجرای این مصوبه گام بلندی در جهت بهره وری و انسجام بیش از پیش این موسسات ارزیابی می شود.

به گزارش سینماپرس، مدتی است طرح ساماندهی انجمن ها و موسسات تابعه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله ساماندهی انجمن ها و موسسات تابعه معاونت امور هنری این وزارتخانه ارائه و از سوی رسانه ها و مراجع مختلف پیگیری و دنبال می شود تا اینکه پس از طی مراحل کارشناسی و بر اساس مصوبه شورای معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موسسات تابعه معاونت هنری به دو موسسه تقلیل یافت.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال حاضر دارای ٣٦ موسسه تابعه در بخش های مختلف است که اجرای این مصوبه گام بلندی در جهت بهره وری و انسجام بیش از پیش این موسسات ارزیابی می شود.

با ارائه طرح پیشنهادی ساماندهی انجمن ها و موسسات تابعه معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شورای معاونان این وزارتخانه و تصویب آن، همایون امیرزاده رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی این وزارتخانه با توجه به مصوبات آخرین جلسه شورای معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که با حضور سیدعباس صالحی برگزار شد، اهداف، رویکردها، راهبردها و همچنین الزامات این ساماندهی را تشریح کرد.

تجمیع موسسات معاونت هنری در دو موسسه

وی در گفت و گویی با خبرنگار مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اعلام این خبر که بر اساس مصوبه شورای معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسسات تابعه معاونت امور هنری به دو موسسه تقلیل یافته است، گفت: از تجمیع و ساماندهی موسسات و انجمن های تابعه معاونت امور هنری، بنیاد فرهنگی هنری رودکی و موسسه هنری دیگری شکل می گیرد.

امیرزاده در عین حال تاکید کرد: بررسی های کارشناسی در سطوح مختلف برای این اقدام انجام شده و مراحل نهایی آن در کارگروه ساماندهی موسسات معاونت هنری نهایی و اجرایی خواهد شد.

صیانت از معیشت کارکنان خط قرمز طرح های ساماندهی است

وی در ادامه با اشاره به اینکه صیانت از معیشت و وضعیت کاری کارکنان موسسات و انجمن های تقلیل یافته خط قرمز این طرح ها و مورد تاکید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است، ادامه داد: طرح های ساماندهی به گونه ای اجرا می شود که خللی در وضعیت معیشتی کارکنان به وجود نمی آورد.

بهره گیری حداکثری از ظرفیت ها، منابع و اموال منقول و غیر منقول موسسات در اجرای طرح ها

رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: این طرح ها تاکید دارد از ظرفیت ها، منابع و اموال منقول و غیر منقول موسسات با هدف اجرای مطلوب طرح استفاده بهینه و مطلوب صورت پذیرد.

هدف از طرح ساماندهی افزایش بازدهی و ارتقای بهره وری موسسات و انجمن های تابعه است

امیرزاده درباره اهداف این طرح گفت: افزایش بازدهی، ارتقای بهره وری و کارآیی موسسات و انجمن های تابعه، ایجاد ساختار و روش بهینه انجام فعالیت ها، سازماندهی و استفاده مطلوب از منابع موجود و کاهش هزینه های مدیریتی و بالا سری موسسات تابعه از جمله اهداف این طرح است.

وی چابک سازی تشکیلات و فرآیندها، فراهم آوری امکان نظارت و کنترل یکپارچه و فراگیر به ویژه در حوزه های مالی را از دیگر اهداف طرح ساماندهی انجمن ها و موسسات تابعه در معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برشمرد.

ایجاد انسجام و هماهنگی از رویکردهای مهم طرح به شمار می آید

رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره رویکردها و راهبردهای این طرح گفت: ایجاد انسجام و هماهنگی، اصلاح ساختارها، ضابطه مندی و شفافیت، شناسایی و کنترل مخاطرات و تنش ها و پرهیز از ایجاد اختلال در فعالیت های جاری ادارات کل و موسسات زیر نظر از جمله رویکردها و راهبردهای این طرح است.

حمایت همه جانبه مسئولان ارشد وزارتخانه از طرح ساماندهی موسسات

وی در ادامه به الزامات طرح ساماندهی انجمن ها و موسسات تابعه معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد و افزود: طرح های ساماندهی موسسات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد تاکید و حمایت شورای معاونان این وزارتخانه است و شناسایی دقیق، برنامه ریزی، مدیریت و ارزیابی ریسک در مراحل مختلف در زمره الزامات این طرح به شمار می آید.

امیرزاده گفت: شناسایی، برنامه ریزی، مدیریت و توجه به معیشت ذینفعان و پیاده سازی سازی و کارهای مدیریت پروژه و تمرکز بر آن، رعایت الزامات حقوقی، قانونی و همچنین تعیین تکلیف حساب ها، تعهدات، اموال و دارایی های تمامی موسسات قبل از هر گونه اقدام  از دیگر الزامات این طرح محسوب می شود.

سایر معاونت های تخصصی وزارتخانه در حال ارائه طرح تجمیع موسسات تابعه خود هستند

وی در پایان تاکید کرد: معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخستین معاونت تخصصی است که این طرح را اجرا می کند و طرح تجمیع و ساماندهی موسسات سایر معاونت های تخصصی پس از بررسی کارشناسی در کارگروه مربوطه برای طرح و تصویب نهایی به شورای معاونان ارائه خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«داستان اسباب بازی ۴» به فروش میلیاردی رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: آمار فروش فیلم چهارم از مجموعه انیمیشنی «داستان اسباب بازی» دیروز پنج‌شنبه از مرز یک میلیارد دلار گذشت.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، آمار فروش فیلم چهارم از مجموعه انیمیشنی «داستان اسباب بازی» دیروز پنج‌شنبه از مرز یک میلیارد دلار گذشت.

به این ترتیب این چهارمین فیلم پیکسار تاکنون و پنجمین فیلم دیزنی در سال ۲۰۱۹ است که به کلوپ میلیاردی‌ها ملحق می‌شود.

دیزنی اکنون تنها استودیوی فیلمسازی است که موفق شده تنها در یک سال ۵ فیلم میلیاردی داشته باشد. «انتقام‌جویان: پایان بازی»، «کاپیتان مارول»، «علاء‌الدین»، «شیرشاه» و اکنون «داستان اسباب‌بازی ۴» فیلم‌های دیزنی هستند که امسال بیش از یک میلیارد دلار فروش کرده‌اند.

با کسب این نتیجه دیزنی رکورد خودش را که سال ۲۰۱۶ گذاشته بود، شکست. در آن سال این استودیو با ۴ فیلم میلیاردی در یک سال این رکورد را به جای گذاشته بود. این در حالی است که این کمپانی امسال هنوز فیلم‌های دیگری دارد که هر یک می‌توانند میلیاردی شوند که شامل «یخ‌زده ۲»، «شریر» و ادامه جدید «جنگ ستارگان» می‌شود.

«داستان اسباب بازی ۴» از ۲۱ ژوئن راهی سینماها شد و یکی از بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ها در داخل آمریکا را تجربه کرد و ۱۲۰ میلیون دلار فروخت. پس از دو ماه اکران در سینماها این فیلم اکنون ۴۲۱ میلیون دلار در آمریکا و ۵۷۹.۹ میلیون دلار در بازارهای بین‌المللی فروش کرده است. بریتانیا با فروش ۷۵ میلیون دلاری، ژاپن با فروش ۷۷ میلیون دلاری و مکزیک با فروش ۷۲ میلیون دلاری کشورهای دیگری بودند که بیشترین استقبال را از این انیمیشن به عمل آوردند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جدیدترین آمار فروش فیلم‌های سینمایی در حال اکران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جدیدترین آمار فروش فیلم‌های در حال اکران، از توقف فیلم نیما جاویدی در مرز ۱۳ میلیارد تومان حکایت دارد.

به گزارش سینماپرس، «تگزاس ۲» همچنان می فروشد و فعلاً در صدر آمار فروش فیلم های سینمایی در حال اکران قرار دارد. به نظر می رسد فروش این فیلم تا ابتدای محرم به ۲۵میلیارد هم برسد.

«شبی که ماه کامل شد» از ۱۷میلیارد عبور کرده و «سرخ پوست» حوالی ۱۳میلیارد متوقف شده است.

در میان فیلم های تازه اکران هم «قصر شیرین» دو میلیاردی شده است.  

آمار فروش همه فیلم ها را تا ابتدای جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ در ادامه بخوانید؛

(تمامی ارقام به تومان است)

تگزاس (۲) : ۲۴ میلیارد و ۱۱۰میلیون (۱۲۱روز)

شبی که ماه کامل شد:  ۱۷میلیارد و ۳۰۰میلیون (۷۲روز)

سرخ پوست: ۱۳میلیارد و ۳۰۰میلیون (۷۲روز)

ما همه با هم هستیم: ۱۰میلیارد و ۶۶۰میلیون (۷۲روز)

زهرمار:  ۵میلیارد و ۷۰۰ میلیون (۵۸روز)

ایکس لارج:  ۵میلیارد و ۳۰۰ میلیون (۵۱روز)

قصر شیرین: ۲میلیارد و ۱۰۰میلیون (۲۳روز)

نیوکاسل: ۱ میلیارد و ۵۵۰میلیون (۳۰روز)

ایده اصلی:  ۱ میلیارد (۹روز)

تپلی و من: ۱ میلیارد (۲۳روز)

سرکوب: ۸۵۰ میلیون (۲۳روز)

قسم: ۸۳۰ میلیون (۱۶روز)

جانان:  ۱۱۰میلیون (۹روز)

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

امید صالحی عکاس سال سینمای ایران شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شب گذشته ۲۴ مرداد، پنجمین جشن عکاسان سینما درمرکز همایش‌های بین المللی رایزن برگزارشد.

به گزارش سینماپرس، در این مراسم علاوه بر تقدیراز سیروس الوند و حسین ملکی، تندیس بهترین عکاس سال سینمای ایران به امید صالحی برای مجموعه عکس‌های «شبی که ماه کامل شد» اهدا شد.
اجرای این مراسم را احسان کرمی به عهده داشت.

علی نیک‌رفتار دبیر پنجمین جشن عکاسان سینما ضمن خوشامدگویی به حاضران گفت: «نگاهمان در این جشن و سیاست‌های کلان انجمن صنفی عکاسان سینما حفظ شان و جایگاه عکاسی سینما و ایجاد وفاق و همدلی وهمراهی در ایجاد شرایط مطلوب برای تمامی عکاسان سینمای ایران است. سعی انجمن بر این است که همه ساله در این جشن از هنرمندان وسینماگرانی که نگاه ویژه به عکاسی سینما دارند و انجمن عکاسان و اعضای آن را حمایت می‌کنند تقدیر و تشکر کرد. نقش عکس در تبلیغات فیلم‌های سینمایی و راه و روش‌های جدید در ارائه آن از مسائل مهم و قابل تامل درعکاسی فیلم و ایجاد زمینه‌های جدید و متنوع از دیگر اهداف انجمن بوده و برگزاری کارگاهها و نشست‌های تخصصی با حضور اساتید فن در زمینه تبلیغات و راههای هرچه بهتر ارائه دادن خدمات در جهت تبلیغات فیلم‌های سینمایی است. بین‌المللی نمودن مسابقه عکس فیلم از دیگر برنامه‌های پیش‌بینی شده در جهت رشد و پویایی و اعتلای عکاسی فیلم در انجمن صنفی عکاسان سینمای ایران خواهد بود.»

در ادامه همایون ارشادی و همایون اسعدیان برای رونمایی از کتاب عکس این دوره ازمسابقه عکس، روی صحنه آمدند. ارشادی پیش از رونمایی کتاب گفت: «این کتاب بسیار ایده درخشانی است. چرا که می‌توان تمام تابلوها را با یک کتاب داشت و این خاطره را به یادگار نگه داشت، امیدوارم این رسم همیشگی شود.»

در ادامه ازکتاب عکس پنجمین جشن عکاسان سینما رونمایی شد و احسان کرمی تاکید کرد که این کتاب در تدارک انتشار در بازار است.

در بخش بعدی مراسم از سیروس الوند به دلیل نگاه ویژه به عکاسی سینما طی سال‌ها فعالیت تقدیر شد. مصطفی شایسته و خسرو دهقان برای تقدیر از الوند روی صحنه حاضر شدند.

سیروس الوند گفت: «عکاسان سینمای ایران، صنف محترم و معتبر و مهجوری هستند. عکس، کارت ملی فیلم است. هر وقت به فیلم «خانه دوست کجاست»، فیلم جاودانه زنده یاد کیارستمی فکر می‌کنید یک عکس در ذهنتان تداعی می‌شود که بچه‌ای مسیری را از تپه بالا می‌رود. در مورد همه فیلم‌ها همینطور است. هر وقت به فیلم «گنج قارون» فکر می‌کنید، فردین و ظهوری یادتان می‌آید که کنار سفره نشستند و آبگوشت می‌خورند و فردین ترانه می‌خواند.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «متاسفانه جایگاه واقعی عکاسان را نمی‌شناسیم، در حال حاضر فیلمبردار، عکاس و کارگردان بیکار داریم. همین جا در همین سینما یک نفر با یک تلفن بیست میلیارد به حسابش واریز می‌شود و فیلم می‌سازد. سینما حال خوبی ندارد. همه می‌دانیم هیچ وقت به این میزان خودی و ناخودی وجود نداشته است. آقای صالحی عزیزکه به خانه ما آمدی، قدم روی چشم من گذاشتی و مرگ خشایار را تسلیت گفتی. خبر داری در سینما چه خبر است؟ که به عنوان وزیرآن بالا نشستی می‌دانی بچه ها چطور زندگی می‌کنند؟ سینماگران آرتیست هستند. آنها چیزی دارند که حتما شما غبطه می‌خورید و بدون شک تمام دولت به آن غبطه می‌خورد، چرا که آنها مردم را دارند.»

کارگردان فیلم «دست‌های آلوده» ادامه داد: «مرگ خشایار به من تعریف تازه‌ای اززندگی داد. مرگ بسیار واقعی‌تر از زندگی است. وقتی مرگ انقدرنزدیک و واقعی است، چرا نباید حرفمان را بزنیم؟ ما اصلا آمدیم حرف بزنیم. به سینما نیامدیم که پولدار شویم. ما آمدیم صدای مردم و جامعه باشیم و این غرورآمیز است. قطعا چیزی از ما به یادگار می‌ماند، حتما یادگاری که شجریان می‌ماند خیلی ارزشمند است. استاد شجریان آدم ثروتمندی است، چرا که مردم را دارد و یکی از کسانی که من همیشه به او غبطه می‌خورم او است. در آخر از انجمن عکاسان سینما تشکر می‌کنم که به یاد من بودند. من یک آدم عشق عکس هست »

در ادامه رضا مهاجر و اردشیر شلیله دو عکاس پیشکسوت سینما و محمدعلی سجادی از حسین ملکی به پاس سالها فعالیت و عکاسی سینما تقدیر کردند.

در ادامه از انجمن های بازیگران، کارگردانان و مدیران تولید به دلیل امضای تفاهم نامه با انجمن عکاسان سینما به منظور ایجاد امنیت شغلی تقدیر شد. فاطمه معتمد آریا، وحید موسیائیان و محمدرضا منصوری تقدیر شد.

معتمدآریا در صحبت های کوتاهی گفت: «از انجمن عکاسان سینما تشکر می‌کنم چرا که بدعتی گذاشتند و با انجمن و صنوف دیگر در مورد امنیت شغلی تفاهم نامه امضا کردند. فکر می کنم یک عضو مهجور خانه سینما وقتی باعث می شود انجمن کارگردانان، بازیگران، فیلمبرداران و انجمن های دیگر کنار جمع شوند و همه به این تفاهم برسند که با هر سلیقه ای که در سینما داریم همدیگر را پشت به پشت نگه داریم برای اینکه سینما را نگه داریم اتفاق ویژه ای است. ما مخلص همدیگر هستیم، چرا که ما یک هدف داریم و آن سینما است. بهتراست که این سخن و این حرکت دلنشینی که عکاسان سینما شروع کردند را با جان و دل بپذیریم و حامی آنها باشیم.»

در آخر بهنوش طباطبایی برای معرفی عکاس سال سینمای ایران روی صحنه آمد و گفت: «برخی اوقات امکان دارد لحظاتی از بازی بازیگران از دوربین فیلمبردار پنهان شود. اما یک عکاس با مهارت و ظرافت این لحظه را چنان ثبت می‌کند که گاهی اوقات شناسنامه فیلم می‌شود. دست تک تک شما را با احترام می فشارم.»

در این بخش نام نامزدهای مسابقه عکس پنجمین جشن عکاسان سینما محمد بدرلو برای مجموعه عکس های «۲۳ نفر» و «سرخپوست»، امید صالحی برای مجموعه عکس های «شبی که ماه کامل شد»، امیر حسین شجاعی برای مجموعه عکس های «متری شیش و نیم» و آرزواتحاد برای مجموعه عکس های «لابیرنت» خوانده شد و در نهایت امید صالحی به عنوان عکاس سال سینمای ایران معرفی شد و تندیس جشن به او اهدا شد.

همایون اسعدیان، همایون ارشادی، شاهرخ فروتنیان، افسانه چهره آزاد، فاطمه معتمد آریا، بهنوش طباطبایی، ویدا جوان، متین ستوده، مرتضی رزاق کریمی، سیروس الوند، رامین حیدری فاروقی، امیر عابدی، محمد علی سجادی، نگار آذربایجانی، علی قائم مقامی، گوهر خیراندیش، حسین ملکی، وحید موسیائیان، مصطفی شایسته، مسعود رایگان، خسرو دهقان، محمد حسین فرحبخش، مهدی رحمانی، شهرام شاه حسینی، محمد فوقانی، فرامرز بیات، زهرا مصفا، رز ارغوان آذر، المیرا مقدم، محمد بدرلو، آرزو اتحاد، مهسا طیب طاهر، حسن شجاعی، مسعود اشتری، مهدی حیدری، مجید خمسه، جواد جلالی، اردشیر شلیله، رضا مهاجر، حسن هندی، احمد رضا شجاعی، مهدی دلخواسته، سحرعصر آزاد، خسرو دهقان، بهروز صادقی، جلیل شعبانی، افسانه پاکرو، فرهاد سلیمانی، فریبا کوثری، بهرنگ دزفولی زاده، ماهورموسائیان، رحمت عبدالله زاده، بهمن اردلان، مازیار شیخ محبوبی از جمله حاضران در مراسم بودند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سینمای انقلاب که ژانر نیست! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معنی سینمای انقلاب و ژانر انقلاب را خیلی درک نمی‌کنم. من یک تریلر سیاسی ساخته‌ام. سینمای انقلاب که ژانر نیست! من یک فیلم جذاب با قصه رازآلود در زمینه تاریخ سیاسی خیلی معروف ساخته‌ام. اصراری ندارم بگویم در این پکیج نیست. اما درکش نمی‌کنم.

به گزارش سینماپرس، محمدحسین مهدویان با ساخت چهار فیلم نشان داد که به تاریخ سیاسی معاصر ایران علاقه‌مند است؛ به‌همین‌دلیل فیلم‌هایش وقایع ملتهب کشور بعد از پیروزی انقلاب را به تصویر می‌کشند، حتی فیلم «لاتاری» که بیشتر به نظر می‌رسد فیلمی اجتماعی باشد. جدا از نگاهش به این وقایع، او فیلم‌سازی را بلد است و از قضا هم سعی کرده فیلم‌های خنثی نسازد! چون تاکنون فیلم‌هایی که درباره وقایع انقلاب ساخته شده اند، اغلب بی‌رمق و بی‌مخاطب بوده‌اند، فیلم‌هایش رنگی تازه به «ژانر سیاسی» در ایران داده اند. فیلم «رد خون» ادامه فیلم «ماجرای نیمروز» است.

فیلم «رد خون» نشان می‌دهد همچنان به تاریخ معاصر علاقه‌مند هستید. آیا دنبال دغدغه‌ها و سؤال‌هایتان می‌گردید؟

مجموعه‌ای از اینهاست. یکی اینکه این مدل فیلم‌ها را دوست دارم و خودم به‌عنوان مخاطب طرفدار تریلرهای سیاسی هستم. دوم اینکه ما جامعه‌ای سیاسی داریم و زندگی‌های‌مان تحت تأثیر این فضاست؛ ولی متأسفانه خیلی آگاهی عمومی نسبت به تاریخ و گذشته و حتی وقایع مهم تاریخی که در زندگی‌مان تأثیر داشته وجود ندارد. درک من این است که بعضی از اشتباهات تاریخی‌مان را مدام تکرار می‌کنیم.


یعنی دلیلش ناآگاهی است؟

بله و اینکه سینما تصویری از وقایع گذشته به ما نشان نمی‌دهد. مجموعه این‌ها باعث شده این ژانر را ادامه دهم.


مسائل سیاسی آن‌قدر در فرهنگ ما تنیده شده که در دوره‌ای اگر یک‌سری افراد مطرح بودند، در دهه بعد حتی نامشان را نمی‌شد به زبان آورد! شما به‌عنوان فیلم‌ساز چطور می‌توانید وقایع را خارج از قرائت رسمی برای ما به تصویر بکشید، درحالی‌که یک نوع قرائت را دنبال می‌کنید که مورد تأیید قرائت رسمی است؟

این‌طور نیست! در فیلم‌هایی که ساخته‌ام همیشه به یک جنبه و بُعد از واقعیت که معمولا در روایت‌های رسمی وجود نداشته، پرداخته‌ام. از جمله همین فیلم آخرم «رد خون» جنبه‌هایی دارد که در روایت‌های موجود به آن‌ها پرداخته نمی‌شود. دلیلی را که آوردید خیلی متوجه نشدم!


منظورم این است که دهه ۶۰، پرچالش بوده. هرچند در «رد خون» برای نخستین‌بار اردوگاه اشرف را به نمایش گذاشتید و زنان این اردوگاه را فریب‌خورده نشان دادید که بنا بر جبر واقعیت به آنجا کشیده شدند، اما به‌طورکلی پرسش اساسی این است که چطور نمی‌توان در سینما وقایع را از زوایای مختلف دید و صدای مخالفان را شنید؟

من متوجه منظور شما شدم! اما اگر این‌گونه نگاه کنیم، پس هر فیلمی که ساخته می‌شود می‌تواند گفت: منطبق با روایت رسمی است…


مثلا در فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» شاهد چنین تلاش‌هایی هستیم؛ اما خب در توقیف به سر می‌برد!

یعنی به نظرتان همه فیلم‌هایی که توقیف نشده‌اند راوی روایت رسمی هستند.

پس من هم یکی از فیلم‌سازانی هستم که مثل بقیه فیلم می‌سازم.


اما شما روی تاریخ سیاسی معاصر دست گذاشته‌اید. هر فیلم‌سازی جرئت نمی‌کند به موضوعات فیلم‌های شما از منظری دیگر نزدیک شود!

خب من جرئت می‌کنم.


چرا؟

چون توانایی‌اش را دارم.


بله. اما حمایت می‌شوید.

این یک تحلیل است.


مثلا شما در فیلم «ایستاده در غبار» حاج احمد متوسلیان را به ما معرفی کردید که مشابه توصیفات رسمی نبود. اما.

آن فیلم هم در همین ساختار ساخته شد. چون ساخته شد دلیل نمی‌شود که من از قرائت رسمی تبعیت کرده‌ام!


اما دست‌کم حاج احمد متوسلیان یک شخصیت ملی است که همه به او احترام می‌گذارند.

به این معنا فیلم‌های اجتماعی هم همین‌گونه ساخته می‌شوند! پس آیا روایت دولتمردان در جامعه را منعکس می‌کنند، صرف اینکه ساخته می‌شوند!؟ اینکه شما می‌گویید به این دلیل که راوی روایت حاکمیت از جامعه هستند، گزاره درستی نیست!

اجازه دهید مثالی بزنم. فیلم‌سازی می‌شناسم که در فیلم‌هایش بخشی از دولتمردان را به سخره گرفت. ولی، چون از رانت برخوردار بود فیلم‌هایش در بهترین شرایط اکران شدند! اما فیلم‌سازان مستقلی هم داریم که دولت هیچ حمایتی از آن‌ها نمی‌کند! شما می‌گویید من حرف دارم و تاریخ را روایت می‌کنم؛ اما من می‌گویم شما همه تاریخ را روایت نکرده‌اید!

امری محتمل است که در هر روایت تاریخی، بالاخره بخش‌هایی از واقعیت دیده نشود. چه کسی مدعی است حقیقت محض تاریخ را می‌گوید!؟

درست می‌گویید. اما شما دست روی موضوعاتی گذاشته‌اید که درموردش بحث‌کردن راحت نیست و مخالفانی در داخل و خارج از کشور دارند. برای من شخصا فیلم «رد خون» یک نوع سینماست.

اما سؤال کلی این است که آیا شما به‌عنوان فیلم‌ساز این دغدغه را دارید که در فیلم، آدم‌های مخالف جریان را هم به تصویر بکشید؟

من وقتی چیزی تعریف می‌کنم، اول خودم باورش می‌کنم.


یعنی شما آن نوع تحلیل را باور دارید؟

بله.


جالب است برخی از فیلم‌سازان خاص، خودشان به چیزی که می‌گویند باور ندارند.

این‌طوری نمی‌شود فیلم خوب ساخت. من فیلم‌هایی ساخته‌ام که مؤثر بوده و دیده شده است. اگر باور نداشتم، نمی‌توانستم فیلم مؤثر بسازم. حتما منطبق بر یک دیدگاه، فیلم می‌سازم که می‌تواند اثرگذار باشد. با سفارش که نمی‌شود فیلم اثرگذار ساخت.


یعنی در این مدت به شما سفارش ساخت فیلم نداده‌اند؟

خیر. اگر هم سفارشی بوده، مال خودم کرده‌ام. «ایستاده در غبار» شاید سفارشی‌ترین فیلم من بوده است. اگر درباره احمد متوسلیان حرف برای گفتن داشته باشم، این فیلم را می‌سازم. اگر قصه‌ای داشته باشم و بتوانم روایت کنم، سفارش را قبول می‌کنم. شاید مثال جالبی باشد. سفارشی‌ترین فیلمم که محبوب‌ترین فیلم از نظر منتقدان و مردم است، همین «ایستاده در غبار» بود. اما غیرسفارشی‌ترین فیلمم «لاتاری» بود که منتقدان آن را دوست نداشتند. پس مسئله سفارشی‌بودن یا نبودن نیست.

می‌دانم مسئله این است که درست ساخته شود. حتی فاشیستی‌ترین فیلم‌ها در ساختار درست، قابل بحث هستند.

اینکه ایده شکل‌گیری یک فیلم از کجا شروع می‌شود، ردگم‌کردن و بحث انحرافی است.


از چه نظر انحرافی؟

کسانی که نمی‌خواهند درباره «فیلم» صحبت کنند، به‌راحتی می‌گویند فیلم سفارشی و حکومتی است و وارد گفتگو و چالش با فیلم نمی‌شوند. اتفاقا همان‌ها که با این لفظ خوب بلد هستند بازی کنند، درباره «ایستاده در غبار» نمی‌گویند سفارشی، در حالی که بود! سرمایه‌اش را از «اوج» گرفته بودم.

اما به فیلم «لاتاری» که ایده آن را خودمان گذاشتیم و دنبال دو، سه تهیه‌کننده گشتیم تا بسازیم، می‌گویند سفارشی! آنجاست که به من می‌گویند فیلم‌ساز حکومتی. پس یک جای کار ایراد دارد. مسئله سفارشی‌بودن یا نبودن نیست. دنبال چیزی می‌گردیم برای اینکه وارد بحث نشویم و همان‌جا با قضاوت و انگ کار آن آدم را تمام کنیم. ولی آن آدم فیلم می‌سازد، چون می‌داند در چه فضایی فیلم می‌سازد و منتظر این واکنش‌ها هست.

چیزی که من را نمی‌ترساند و به فیلم‌سازی امیدوار می‌کند، این است که به «سینما» تکیه می‌کنم و فیلمم را در جامعه عرضه می‌کنم و شهامت مواجه‌شدن با همه اتفاقاتی که فیلمم برمی‌انگیزد را دارم. اگر «لاتاری» را نمی‌ساختم واکنشی نبود، ولی این شجاعت را دارم که فیلم را بسازم و واکنش‌ها را هم بپذیرم. آنچه من را سرپا نگه می‌دارد، مردمی هستند که برایشان فیلم می‌سازم و به سینما می‌آیند.

با این شوق فیلم می‌سازم. در روز اول جشنواره سالن‌هایی که فیلم من را نمایش می‌دهند پر شد. روز اولی که سال ۹۴ فیلمم را به سینما کوروش بردم، یادم هست در سالن شماره ۲، ۷۰ نفر در سالن نشسته بودند. امروز در سالنی که ۴۰۰ نفر ظرفیت دارد، سانس فوق‌العاده هم دارم. یعنی من توانسته‌ام تماشاگرانم را پیدا کنم. شاید بعضی‌ها حرفم را دوست نداشته باشند، اما این قدرتی است که سینما دارد.

ما حرف زیاد می‌زنیم و مصاحبه می‌کنیم، فحش می‌شنویم، پوستر چاپ می‌کنیم، اما چیزی که در این سالن‌ها اتفاق می‌افتد، واقعی است. ۶۰۰ نفر به من این فرصت را می‌دهند که دو ساعت با آن‌ها حرف بزنم و هنوز از این فرصت خوشحالم. اوج فیلم‌هایم «لاتاری» بود و بیشترین میزان مخاطب و استقبال تماشاچی را داشت؛ و البته بدترین فیلمتان همین «لاتاری» بود.


من می‌دانم چه‌کار می‌کنم. من در حال رفتن مسیر معلومی هستم و هرجا احساس کنم اشتباه می‌کنم، مسیرم را اصلاح می‌کنم. اما درست و غلط‌بودن کارم را از سالن می‌فهمم و نگران برچسب‌ها و تندخویی‌ها نیستم.

می‌دانم به مردم امید بسته‌اید. اصولا هر هنری باید خریدار داشته باشد و خریدار اول هم مردم هستند. اغلب فیلم‌های سیاسی، تاریخ مصرف دارند که فقط نگاه فیلم‌ساز می‌تواند آن را محدود به زمان نکند. بگذریم! به نظر می‌رسد شما با فیلم‌هایتان چیزی به نام سینمای انقلاب را احیا کرده‌اید. تاکنون فیلم‌هایی که درباره وقایع انقلاب ساخته شده اند، بی‌رمق بوده‌اند.

حالا شما فیلم‌هایی ساخته‌اید که مسائل انقلاب را در این چارچوب و قالب نگاهتان بیان می‌کنید.

به هر حالت، این فیلم‌ها حاصل نگاه من هستند؛ با این نگاه که سینما برایم جدی است.


اما جالب است وقتی در فیلم «لاتاری» داستان را در خارج از ایران پیگیری می‌کنید، واقعیت مخدوش می‌شود. مثلا چرا اتفاقات در دوبی رخ می‌دهد؟ چرا چنین مانوری را مثلا در آمریکا راه نینداختید؟

من به قضیه خیلی طبیعی‌تر نگاه می‌کنم. دلیلش ساده است. چون دوبی نزدیک به ماست. مردم ما بیشتر به دوبی سفر می‌کنند و این اتفاق در دوبی بیشتر رخ می‌دهد. شما دنبال کشف یک راز عجیب هستید. مگر آمریکارفتن به این سادگی‌هاست!؟ شما می‌توانید در عرض یک هفته به دوبی بروید و بیایید. تصمیم گرفتیم درباره این موضوع در دوبی فیلمی بسازیم. رسیدن به یک فیلم خیلی پیچیده نیست. همیشه لازم نیست درباره موضوعات پیچیده فیلم بسازیم. گاهی قرار است در سینمای عبوسی فیلم بسازیم که مردم فیلم‌های کمدی می‌بینند که عموما کسل‌کننده هستند. چون مدام ذوقشان کور می‌شود و فیلم‌های غیرکمدی می‌خواهند فیلم‌های خیلی مهم بزنند.


پس نمی‌خواستید حرف مهم بزنید؟

اصولا من هر فیلمی که می‌سازم حال می‌کنم. مگر اشکال دارد؟


اشکال ندارد! اما قرار هم نیست با فیلمی که می‌سازید حال دیگران را بگیرید.


حالا مگر مردم با «لاتاری» گریه کردند؟

گریه نکردند. اما اینکه دختری که رفت دوبی تا مانکن شود، این‌قدرها هم نبود که جماعتی بروند دوبی تا انتقام بگیرند.


خب سلیقه است دیگر. ضمنا شما معیار هستید یا قاطبه تماشاگران!؟

سطح سلیقه را فیلم‌ساز بالا می‌برد!


مجموعه‌ای از مفاهیم نسبی وجود دارد که باعث شده شما «لاتاری» را دوست نداشته باشید. ایرادی ندارد.

سلیقه و مفاهیم نسبی را زیباشناسی در سینما تعیین می‌کند.


شما می‌خواهید جدی صحبت کنید و وقتی حوصله ندارید پاسخ بدهید، پای مردم را به میان می‌کشید. چرا؟

خب من فیلمی برای مردم می‌سازم که در سینما کف و سوت بزنند.


آیا روی اجزای زیبایی‌شناسانه کار نکرده‌اید؟

مگر ممکن است کار نکرده باشم! شما مجموعه‌ای از اجزای فیلم را برای رسیدن به تأثیری در مخاطب کنار هم می‌چینید. وقتی این تأثیر را گذاشته پس اجزا درست چیده شده‌اند.


شما اجزا را برای پازل هنری کنار هم می‌گذارید. یعنی شما یک پکیج هنری به منِ تماشاگر عرضه می‌کنید. وقتی می‌گویم روایت شما از صفر تا صد با اجزا همراه است، حتما نمی‌توانستید به‌جای ساعد سهیلی از احمد ایراندوست استفاده کنید! من درباره معیارهای زیبایی‌شناسی و دیالوگ‌نویسی با شما بحث دارم.

زیبایی‌شناسی یک مفهوم نسبی است. زیبایی از نظر شما و دیگران متفاوت است.


پس دانش یعنی چه؟

دانش یعنی اینکه شما به‌جای اینکه سلیقه خودتان را به یک فیلم سربار کنید، به این موضوع فکر کنید که چه مدل چینش و فرایندی باعث می‌شود فیلم در میان مخاطبان مؤثر از آب دربیاید. این دانش، تأثیر شما را افزایش می‌دهد. یک پدیده اتفاق می‌افتد که واقعیت دارد.

دانش که نمی‌تواند در مقابل حقیقت قرار بگیرد. مثل این است که بگویید من براساس محاسباتی متوجه شده‌ام زمین صاف است. اگر به هزار دلیل مبتنی بر تمام علم‌های عالم بگویید الان شب است، چشم شما روز را می‌بیند. پس بهتر است در آن دانش تجدیدنظر کنید. وقتی پدیده‌ای کارکرد دارد، باید به این فکر کنید که چرا مؤثر است. نه اینکه بگویید این براساس فلان معیارها و چیزهایی که در کتاب‌ها خوانده‌ایم فیلم بدی است.


چون فقط مخاطب دارد؟

خیر! چون اثرگذار است.


اگر این‌گونه باشد، چون «ایستاده در غبار» ۵۰ نفر مخاطب داشته، تأثیرگذار نبوده! اما، چون «لاتاری» ۱۵۰ تا مخاطب داشته، پس تأثیرگذار است! پس این هم نسبی است؟

بله من درباره اثرگذاری حرف می‌زنم. در «ایستاده در غبار» تأثیر گذاشته. در «ماجرای نیمروز» اثر دیگری گذاشته و همین طور در «لاتاری». ویژگی «لاتاری» این است که به لحاظ کثرت افراد تماشاچی، تعداد بیشتر بود. نسبت به فیلم قبلی یک چیزی افزون داشته که تعداد بیشتر مخاطب است. البته بی‌اهمیت نیست. در معیارهای عادی فیلم‌سازی پرفروش سینمای ایران هم نبوده و همین مهم‌ترش می‌کند. من یک فیلم کمدی یا تجاری نساخته‌ام. یک فیلم جدی و تلخ بود و توانست مخاطبان زیادی را جذب کند.


هرچند توقع من به‌عنوان مخاطب حرفه‌ای برآورده نشد، اما به نظر شما احترام می‌گذارم.

اگر برای شما دانش و فهم موضوعات اهمیت دارد، چرا کسی دراین‌باره مطالعه نکرده و در فضای نقد ما نگفته‌اند فیلمی که به نظر من مزخرف است، به نظر مردم جالب بوده. شاید فیلم‌سازی که قبلا دو فیلم ساخته می‌داند چطور باید با مخاطب ارتباط برقرار کند و حالا آن‌ها را آزمایش می‌کند.

می‌خواهد ببیند قضاوتش درباره مخاطب ایرانی سینما درست است؟

خب مرحوم ایرج قادری هم می‌گفت: نبض تماشاگر در دستان من است. حرف شما را درک می‌کنم. اما با احترام به شما، هر فیلمی که پرفروش شد، الزاما فیلم خوبی نیست!


صحبت ما نباید یک بحث دوطرفه باشد. شما فیلمی می‌بینید و مبتنی بر عقاید و دانشی که درباره سینما دارید، تحلیلش می‌کنید. من هم به عنوان فیلم‌ساز معمولا این‌ها را می‌خوانم. قرار نیست همدیگر را متقاعد کنیم.


بله. اما قرار است همدیگر را درک کنیم نه اینکه یکدیگر را قضاوت کنیم. می‌خواهم بدانم فضای ذهنی شما چیست. چه شد «ماجرای نیمروز» در ادامه به «رد خون» رسید؟

فیلمی داشتیم که با اینکه سیاسی بود و به نظر می‌رسید نباید مخاطب خوبی داشته باشد، در سینما و فروش DVD و پخش تلویزیون استقبال زیادی را از آن شاهد بودیم. شخصیت‌ها را هم مردم دوست داشتند. فکر کردم برای این شخصیت‌ها، دنباله درست کنیم.


معمولا دنباله‌دارها در سینمای ایران پرمخاطب نیستند. به نظرتان این کار ریسک نبود؟

چرا. فکر کردیم اگر قرار است «ماجرای نیمروز» دیگری بسازیم، مهم است که حداقل به اندازه فیلم اول مؤثر باشد و تلاشمان را هم کردیم. اینکه چطور از این چالش بیرون بیاییم، در سالن سینما مشخص می‌شود.


گروه‌های سیاسی مختلف از این فیلم حمایت کرده‌اند. به نظرتان علت چیست؟ به یک موضوع ملتهب بعد از انقلاب چطور نگاه کرده‌اید که این وفاق ایجاد شده؟

سعی کردم قضاوت عمیق و دقیقی نداشته باشم و با فاصله‌ای به موضوعات نگاه کردم. سعی کردم از جنبه‌های تعریف‌نشده تاریخ در روایت رسمی استفاده کنم.


یعنی عامدانه سعی کردید از قرائت رسمی فاصله بگیرید؟

سعی کردم به‌چیزهایی که معمولا با روایت‌های مرسوم و رسمی تعریف نمی‌شود، نزدیک شوم.


به نظر می‌رسد اشتباهات نسبت به «ماجرای نیمروز» و فیلم‌های قبلی‌تان کمتر بوده؟

به عنوان فیلم‌ساز دست‌یافتن با وضعیتی که «ماجرای نیمروز» داشت، برایم دیگر راحت نیست. عجیب است زمان ساختن این فیلم چنین تصوری نداشتم، اما بعد که فیلم به نمایش درآمد، احساس کردم تبدیل به فیلمی شده که دوباره شبیه به آن ساختن برایم سخت خواهد شد. نمی‌دانم چقدر توانسته‌ام دنباله موفقی برای «ماجرای نیمروز» ساخته باشم، اما طبیعتا فیلم دیگری است.


قبول دارید پکیج فیلم‌هایتان چیزی به عنوان نوزایی سینمای انقلاب است. به این گفته اعتقاد دارید؟

صادقانه می‌گویم معنی سینمای انقلاب و ژانر انقلاب را خیلی درک نمی‌کنم. من یک تریلر سیاسی ساخته‌ام. سینمای انقلاب که ژانر نیست! من یک فیلم جذاب با قصه رازآلود در زمینه تاریخ سیاسی خیلی معروف ساخته‌ام. اصراری ندارم بگویم در این پکیج نیست. اما درکش نمی‌کنم.

خودم در زمان فیلم‌ساختن، فکر نمی‌کنم در چه ژانری است. تنها چیزی که در سینمای ما قواعد ژانری دارد، سینمای دفاع مقدس است و ژانر دیگری نداریم. برای همین سینمای انقلاب برای من لفظ مبهمی است!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین عکس از متهم فراری ۱۸۰ میلیون دلاری با بازیگر معروف – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تصویری از سالار آقاخانی کنار پوریا پورسرخ که متهم به قاچاق بیش از ۱۸۰ میلیون دلار بوده و هم اکنون فراری است.

به گزارش سینماپرس، تصویری از سالار آقاخانی کنار پوریا پورسرخ که متهم به قاچاق بیش از ۱۸۰ میلیون دلار بوده و هم اکنون فراری است. سالار آقاخان از متهمان مطرح و به نام پرونده ارزی که کیفرخواستش به همراه پرونده عراقچی و سیف به دادگاه رفته، متواری است.

سالار آقاخانی ۲۸ساله به قاچاق ارز به میزان ۱۵۹میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و ۲۰ میلیون و ۵۰۰هزار یورو متهم است.

اولین عکس از فراری ۱۸۰ میلیون دلاری از کشور با بازیگر معروف

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اگر جشن هنر شیراز در انگلیس اجرا می‌شد هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی‌بردند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جشن هنر شیراز در دوره پهلوی به خاطر نوع نمایش‌هایی که بدون توجه به تعصبات مذهبی مردم در آن به اجرا درمی‌آمد اعتراض و خشم تعداد زیادی از مردم این دو شهر را برانگیخته بود. تابوشکنی‌ این نمایش‌ها تا جایی پیش رفت که صدای پارسونز، سفیر وقت انگلیس در ایران هم درآمد و او در این مورد کنایه‌ای به شاه زد.

به گزارش سینماپرس، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۵۷ یکی از خبرهایی که در صفحه یک روزنامه‌های سراسری به چشم می‌خورد این بود که «امسال جشن هنر برگزار نمی‌شود». در توضیح این خبر آمده بود که به علت وقایع اسفناکی که اخیرا در دو شهر شیراز و اصفهان روی داده، یازدهمین جشن هنر شیراز، که بنا بود طبق روال هر سال در شهریورماه همان سال در این شهر برگزار شود، و نیز سومین جشن فرهنگ اصفهان در این سال برگزار نمی‌شود.

اگر چنین نمایشی در انگلیس اجرا می‌شد هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی‌بردند

جشن هنر شیراز به خاطر نوع نمایش‌هایی که بدون توجه به عقاید مذهبی مردم در آن به اجرا درمی‌آمد اعتراض و خشم تعداد زیادی از مردم این دو شهر را برانگیخته بود. تابوشکنی‌ این نمایش‌ها تا جایی پیش رفت که صدای پارسونز، سفیر وقت انگلیس در ایران هم درآمد و او در این مورد کنایه‌ای به شاه زد. روایت سفیر انگلیس را از این جشن‌ها در پی می‌خوانید می‌خوانید:

… فستیوال بین‌المللی هنری شیراز (جشن هنر شیراز) که سالانه برگزار می‌شد از آغاز به علت نوآوری‌های و نمایشاتی که با روحیات جامعه سنتی و اسلامی ایران تطبیق نمی‌کرد موجب تضادها و مباحثاتی شده بود. از جمله نمایشات مسخره‌ای که من از این جشن به یاد دارم صحنه‌ای از نمایش رقاصان برزیلی بود که درحین رقص سر مرغ‌های زنده را با دندان جدا می‌کردند، یا نمایشی از هیجان و از خود بی‌خود شدن مردم در حال عزاداری که بی‌شباهت به مراسم تعزیه نبود و نشان دادن آن در یک کشور مسلمان به هیچ وجه تناسبی نداشت. جشن هنر شیراز در سال ۱۹۷۷ از نظر کثرت صحنه‌های اهانت‌آمیز به ارزش‌های اخلاقی ایرانیان از جشن‌های پیشین فراتر رفته بود. به طور مثال یک شاهد عینی صحنه‌هایی از نمایشی را که موضوع آن آثار شوم اشغال بیگانه بود برای من تعریف کرد. گروه تئاتری که این نمایش را ترتیب داده بودند یک باب مغازه را در یکی از خیابان‌های پررفت‌وآمد شیراز اجاره کرده و ظاهرا می‌خواستند برنامه خود را به طور کاملا طبیعی در کنار خیابان اجرا کنند. صحنه نمایش نیمی در داخل مغازه و نیمی در پیاده‌روی مقابل آن بود. یکی از صحنه‌ها که در پیاده‌رو اجرا می‌شد تجاوز به عنف بود که به طور کامل (نه به طور نمایشی و وانمودسازی) به وسیله یک مرد (کاملا عریان یا بدون شلوار – درست به خاطر ندارم) با یک زن که پیراهنش به وسیله مرد متجاوز چاک داده می‌شد در مقابل چشم همه صورت می‌گرفت. صحنه مسخره دیگر پایان نمایش هم این بود که یکی از هنرپیشگان اصلی نمایش باز هم در پیاده‌رو شلوار خود را کنده هفت‌تیری در پشت خود می‌گذاشت و به این ترتیب تظاهر به انتحار می‌کرد. واکنش مردم عادی شیراز که ضمن گردش در خیابان یا خرید از مغازه‌ها با چنین صحنه مسخره و تنفرانگیزی روبه‌رو می‌شدند معلوم است. ولی موضوع به شیراز محدود نشد و طوفان اعتراضی که علیه این نمایش برخاست به مطبوعات و تلویزیون هم رسید. من به خاطر دارم که این موضوع را با شاه در میان گذاشتم و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر وینچستر انگلیس اجرا می‌شد کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی‌بردند. شاه مدتی خندید و چیزی نگفت.

بازتاب سیاسی چنین واقعه‌ای در هر زمان بد بود، چه برسد به شرایط آن روز ایران که در کنار هیجانات سیاسی نشانه‌هایی از اوج گرفتن احساسات مذهبی مردم و گرایش به سنن مذهبی در سراسر کشور به چشم می‌خورد. در ماه اکتبر در دانشگاه تهران تشنجاتی بر سر عدم مراعات شعائر مذهبی روی داد که احتمالا واکنشی در برابر جشن هنر شیراز بود. دانشجویان دختر که پوشش نامناسبی داشتند مورد تهدید قرار گرفتند و به عنوان اعتراض به اختلاط دانشجویان دختر و پسر در رستوران و کافه‌تریای دانشگاه اعتصابی صورت گرفت…

منبع: سر آنتونی پارسونز، غرور و سقوط؛ خاطرات سفیر سابق انگلیس در ایران، ترجمه دکتر منوچهر راستین، بی‌جا: انتشارات هفته، چاپ اول، تیر ۱۳۶۳، صص ۹۰-۹۲.

مشاهده خبر از سایت منبع