X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

بازگشایی تئاتر نصر پس از حدود سه دهه تعطیلی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سازمان زیباسازی شهر تهران با همکاری شیار استودیو و در آستانه روز جهانی بناها و محوطه‌های تاریخی، اجرای پرفورمنس‌های محدودی را در تئاتر نصر قبل از آغاز عملیات مرمت، برگزار می‌کند.

به گزارش سینماپرس، سازمان زیباسازی شهر تهران با همکاری شیار استودیو و در آستانه روز جهانی بناها و محوطه‌های تاریخی، اجرای پرفورمنس‌های محدودی را در تئاتر نصر قبل از آغاز عملیات مرمت، برگزار می‌کند. کمیته مردم نهاد پیگیری حفاظت از خانه‌های تاریخی تهران ضمن اعلام این خبر افزود: علاقه مندان از تاریخ ۲۳ تا ۳۱ فروردین ۱۳۹۸،شنبه تا چهارشنبه از  ساعت ۱۱ صبح،پنجشنبه و جمعه ساعت ۱۱ و ۱۶ می توانند جهت رزرو با شماره ۰۹۳۹۳۸۸۴۹۰۳ تماس بگیرند.
با افتتاح تماشاخانه دایمی تهران در اول دی ماه ۱۳۱۹ه.ش و اجرای نمایش های منظم هفتگی در مکان هنرستان هنرپیشگی و به دلیل استقبال پایتخت نشینان از تئاتر ومحدودیت ظرفیت تماشاخانه هنرستان هنرپیشگی، سید علی خان نصر با کمک رییس کل شهربانی در اوایل اردیبهشت سال ۱۳۲۰ سالن گراند هتل را که در آن زمان شعبه ای از بنگاه سینمای دیده بان بود به مبلغ سه هزار ریال اجرا کرد و حدود ۲۵ هزار ریال هم از محل بودجه هنرستان هنرپیشگی برای مرمت و تبدیل غرفه‌های کوچک به سالنی با صندلی هزینه کرد تا تماشاخانه دایمی تهران ۷ الی ۹ شب پنجشنبه ۱۰ مهرماه ۱۳۲۰ در سالن گراند هتل افتتاح شود.

تئاتر نصر روزهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته و پس از انقلاب هم مدتها تعطیل بوده است.سرانجام زمستان ۹۶ با توافق شهرداری، کمیته امداد و جهاد دانشگاهی تئاتر نصر طی قراردادی به شهرداری تحویل داده شد تا به همت سازمان زیباسازی پس از مرمت به موزه تئاتر ایران تبدیل شود و آرزوی دیرین هنرمندان و فرهنگ دوستان محقق شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«دیزنی پلاس» وارد رقابت شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: روز گذشته تمام اطلاعات درباره شبکه استریم و تازه تاسیس «دیزنی پلاس» اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، روز گذشته تمام اطلاعات درباره شبکه استریم و تازه تاسیس «دیزنی پلاس» اعلام شد. برخلاف  برنامه رونمایی از «اپل پلاس» اطلاعات کامل‌تری درباره شبکه «دیزنی پلاس» برای مخاطبان اعلام شد.  آبونمان این شبکه ماهی ۶.۹۹ دلار است و برنامه های این شبکه فاقد آگهی‌های تجاری میان برنامه خواهد بود. تمام آثار کمپانی‌های دیزنی، مارول وپیکسار زیر یک چتر واحد قرار می‌گیرند. فیلم‌های «جنگ ستارگان» در این شبکه پخش خواهند شد. بیست و پنج مجموعه و ده فیلم این شبکه می‌سازد. زمان  آغاز به کار این شبکه دوازدهم نوامبر در آمریکا خواهد بود.   

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روایت جیرانی از آرزوی محقق‌نشده آوینی/ مهدویان: در زمانه«شک»هستیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه «سه روز با مرتضی آوینی» در شب پایانی، میزبان فریدون جیزانی و محمدحسین مهدویان به نمایندگی دو نسل از فیلمسازان سینمای ایران بود تا از «آوینی» سخن بگویند.

به گزارش سینماپرس، سومین شب از برنامه «سه روز با مرتضی آوینی» پنجشنبه ۲۲ فروردین در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

در این برنامه نسخه ترمیم شده فیلم «شب عاشورایی» به نمایش در آمد و در ادامه پنل تخصصی با حضور فریدون جیرانی، محمدحسین مهدویان و شهاب اسفندیاری برگزار شد.

مریم امینی (همسر شهید آوینی)، مصطفی دالایی و مجید رجبی معمار نیز در این برنامه به ایراد سخنرانی پرداختند.

از «شب عاشورایی» تا «ایستاده در غبار»

فریدون جیرانی در ابتدای پنل تخصصی گفت: امیدوارم تأثر و گریه‌هایی که در سالن دیدم همچنان در تاریخ باقی بماند و ۱۰ سال دیگر هم در هنگام نمایش «شب عاشورایی» باز هم همه مخاطبان گریه کنند و متأثر شوند و خاطره‌ای برایشان زنده شود. دلم نمی‌خواهد این فیلم‌ها ۱۰ سال دیگر تبدیل به یک سند صرف در موزه‌های سینمایی شود. از این نگاه عرفانی و روحانی به جبهه‌ها تا نگاه واقع‌گرایانه و کمی تلخ «ایستاده در غبار» و از «دیده‌بان» تا «مزرعه پدری»، در طول این سال‌ها اتفاقاتی افتاده است و گذر زمان آن نگاه عرفانی را به نگاه «ایستاده در غبار» تبدیل کرده است.

وی ادامه داد: برای بررسی شخصیت و آثار آوینی لازم است بافت سیاسی و تاریخی دوره او را مدنظر قرار دهیم، نه اینکه نگاه امروز خودمان به تاریخ را ملاک قرار دهیم. آوینی ۴۶ سال زندگی کرد و از زمانی که پیرامون خود را درک کرد، در سه مقطع تاریخی زندگی کرد. دوران استبداد پهلوی از ۴۳ تا ۵۷ که آوینی در سال ۴۴ وارد دانشکده هنرهای زیبا شد که در دل دانشگاه تهران یک دانشکده مدرن به حساب می‌آمد. دوران انقلاب و جنگ از ۵۷ تا ۶۷ و مقطع بعد از پایان جنگ که دوران توسعه اقتصادی و بازسازی خرابه‌های جنگ بود. «شب عاشورایی» مربوط به دوران جنگ است و رفتن آوینی به جهاد سازندگی.

دهه ۶۰؛ دهه‌ای پرتناقض

این کارگردان سینمای ایران ادامه داد: دهه ۶۰ خود دهه‌ای قابل بررسی و دهه‌ای پر از تناقض است. در آن ایثار و از خودگذشتگی را می‌بینیم و حضور طبقات پایین جامعه در جبهه‌ها را شاهدیم و هم‌زمان محدود کردن آزادی‌های فردی در سطح جامعه اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود پاتوق‌ها بسته شوند و شهر تبدیل به شهر دیگری شود. از طرف دیگر در این دهه اقتصادی داریم که کمک می‌کند شهر سنتی شکل بگیرد. در دهه ۶۰ دولت در اقتصاد و تجارت دخالت می‌کند و سرمایه‌داری و ورود کالاهای مصرفی را محدود می‌کند.

جیرانی افزود: اما چرا بسته شدن پاتوق‌ها در آن مقطع تاریخی واکنشی برنمی‌انگیزد؟ چون شکاف طبقاتی در آن دهه کاهش پیدا می‌کند و فاصله بین طبقات پایین و بالای جامعه دیگر مثل فاصله طبقاتی سال‌های دهه ۵۰ نیست. همین امر کمک می‌کند که شهر سنتی شکل بگیرد. در دل شهر سنتی است که این ایثار و از خود گذشتگی این نسل، یعنی نسل انقلاب اسلامی، در جبهه‌ها حضور پیدا کنند. جبهه‌ها کمک می‌کنند که این شهرِ سنتی بماند. قبلاً فاصله بین شهر و روستا و فاصله بین شهر و شهرستان، فاصله بسیار زیادی بود. اما در دهه ۶۰ فاصله بین شهر و جبهه‌ها باید کم شود. اگر در آن زمان کنترل اقتصاد وجود نداشت، در شهر مصرف‌زده سرمایه‌داری آخر دهه ۵۰ نمی‌شد این ایثارگری را دید.

آوینی و آل احمد نقطه عکس یکدیگر بودند

وی اضافه کرد: آوینی در دهه ۵۰ نمی‌توانست از بحران هویت که همه افراد تحصیل‌کرده و روشنفکران را گرفتار کرده بود، فرار کند. استبداد پهلوی، مدرن کردن جامعه از بالا و پدید آمدن از خود بیگانگی در میان جمعیت مهاجر شهری نمی‌توانست طبقه متوسط و روشنفکران را آزار ندهد. کامران آوینی در دل دانشکده‌ای رشد کرد که چندان سیاسی نبود و در میان دانشکده‌های دانشگاه تهران دیر سیاسی شد. شاید به همین دلیل باشد که نشانه‌های از گرایش‌های آوینی به گفتمان چپ در هیچ مصاحبه‌ای از او یا در نوشته‌های دوستانش دیده نمی‌شود؛ در حالی‌که در دهه ۵۰ گفتمان چپ گفتمان غالب روشنفکری بود، چه چپ مذهبی و چه چپ غیرمذهبی.

جیرانی ادامه داد: آوینی در دل انقلاب، از یک آدم عرفی به یک آدم مذهبی تبدیل می‌شود. درست برعکس تحول جلال آل‌احمد که بعد از شکست ملی شدن صنعت نفت متحول و به یک آدم مذهبی تبدیل می‌شود؛ درست ۲ نقطه عکس. آوینی چون از دل روشنفکری به جهان دیگر پای گذاشته است، سعی می‌کند انقلاب اسلامی را با تفسیر خودش بازگو کند: «در عالم رازی‌ست که عقل به آن راه نمی‌برد، میان این راز و آسمان رابطه‌ای هست. آدم‌ها بر ۲ نوعند، آدم‌هایی که با عقلشان زیست می‌کنند و آن‌ها که زیستشان دل است. ما می‌گوییم تکلیف در برابر خدا، ماکسیم گورکی می‌گوید تکلیف در برابر مردم. انسان مختار است، اما آزادی‌اش مقدم بر حقیقت و عدالت نیست. آزادی حق انسان نیست بلکه تکلیف اوست در برابر حقیقت و عدالت. با پیدایش عالم جدید که از لحاظ فلسفی با اومانیسم و از لحاظ اقتصادی با روح سرمایه‌داری و مناسبات همگام آن و از لحاظ سیاسی با ماکیاولیسم فرق دارد، انسان دیگری پای به عالم ظهور نهاد که طرحی نو در خواهد انداخت. عصر تازه‌ای آغاز شده است و انسان تازه‌ای متولد شده است و او روایت تازه‌ای چگونه بودن خویش باز خواهد گفت».

کارگردان «قرمز» افزود: انقلاب اسلامی با دنیای جدید یعنی دنیای پس از رنسانس نسبت آن‌چنانی ندارد. این انقلاب از تفکری سرچشمه گرفته است که نه بر عقل‌گرایی که بر وحی مبتنی است. از لحاظ تاریخی نیز مرجع این انقلاب نه تمدن یونان-رم بلکه حکومت مدینه در آغاز هجرت پیغمبر (ص) از مکه به مدینه است. انقلاب اسلامی اصولاً بیرون از عالم فرهنگی دنیای جدید ظهور یافته است؛ فارغ از معیارها، ارزش‌ها و نسبت‌ها و اصول جدید.

آوینی و آل احمد به آرزویشان نرسیدند

وی در ادامه صحبت‌هایش گفت: وقوع جنگ به آوینی امکان می‌دهد شکلی از دینداری را در جبهه‌ها پیدا کند و شناختش از عرفان کمک می‌کند تا با حضورش در جبهه‌ها و جهاد تلویزیون و مستندهای «روایت فتح» نگاه روحانی و عرفانی به جنگ را وارد مستندهایش کند. آوینی دین را در یک هویت جمعی می‌بیند که مهم‌ترین تجلی آن اجتماع رزمندگان است و این اجتماع را شناختی از زندگی دینی می‌داند. نگاه رمانتیک او به جنگ باعث می‌شود احساس جای عقل را بگیرد و چون آوینی تعبیری از این دارد، به مثابه یک فرآیند درونی تعالی، در ساخته‌هایش می‌شود او را عارف دید. آوینی متشرع نیست. روشنفکر عارف مسلکی است که دینداری واقعی را در طبقات پایین جامعه در جبهه‌ها دیده است و از آنها در مستندهایش انسان‌های متعالی ساخته است.

این کارگردان سینمای ایران اضافه کرد: همین نگاه آوینی به رزمندگان به مثابه عارف، محملی می‌شود برای نقد جامعه توسعه‌یافته و تفکر توسعه‌محور و ماتریالیستیِ بعد از جنگ. اگرچه تفکر توسعه بخاطر خرابی‌های جنگ اجتناب‌ناپذیر بود اما همین تفکر توسعه بین تصویر روحانی و عرفانی از رزمنده و جبهه‌ها و جامعه تعارض ایجاد می‌کند. از دل همین تعارض حاتمی‌کیا و ژانر تازه‌ای برای سینمای ایران بیرون می‌آید که سینمای دفاع مقدس است که به آدم‌های ساده‌زیست، سالم و بیرون از شهری که دارد تغییر می‌کند، متکی است.

جیرانی افزود: برای آوینی پایان جنگ خیلی تلخ است و این جمله‌اش خیلی تلخ‌تر؛ «اکنون که دیگر جنگی در میان نیست که سربازی و جانبازی معیار دینداری باشد، چگونه می‌توان دینداران را از غیر آنان تشخیص داد؟». همین نگاه است که بین او و متشرعین فاصله می‌اندازد و جایگاه او را به‌عنوان یک روشنفکر عارف مسلک مشخص می‌کند. عارفی که سعی می‌کند دین را از باطن عرفان خارج نکند تا مذهبی که بر جای می‌ماند، مذهب خانقاهی باشد. درست در شرایطی که آوینی در جبهه‌ها سعی می‌کند با دلش و احساسش تصویری عرفانی و روحانی از رزمنده‌ها بسازد، جمعی دیگر از روشنفکران دینی در «کیهان فرهنگی» دور هم جمع می‌شوند تا در شرایط غلبه عواطف، راهی به سوی عقلانیت بگشایند، آن هم عقلانیت دینی.

کارگردان «صورتی» در پایان گفت: درست پس از جنگ، توسعه اقتصادی نیازمند فرهنگ لیبرالیسم است، بنابراین خواه ناخواه ادامه این وضع جامعه ما را به یک تعارض درونی و فرهنگی دچار خواهد کرد. این سخن آوینی است. اما آوینی زنده نماند تا بعد از توسعه‌گراییِ زمخت هاشمی و با اصلاحات که سعی کرد تعبیر جدیدی از توسعه و تفسیر جدیدی از دین ارائه دهد و توسعه زمخت آقای رفسنجانی را تبدیل به توسعه دیگری کند و فضای دیگری ایجاد کند، تفسیرش را بشنویم. جلال آل احمد هم ۴۶ سال عمر کرد و او هم متحول شد و سه دوره را دید. هر ۲ روشنفکرانی بودند که مخالفتشان با دنیای مدرن روشنفکری، ریشه متعصبانه و جاهلی نداشت. آنها با نگاه تاریخی به این مقوله می‌نگریستند و دنبال یک مدرنیته بومی بودند. مدرنیته‌ای که با فرهنگ ایرانی اسلامی ما همگون باشد؛ هر ۲ به آرزویشان نرسیدند.

برخورد روایت‌ها بر سر آوینی

پس از آن شهاب اسفندیاری در توضیحاتی گفت: در این ۲۶ سال در مورد شهید آوینی در دوره‌های مختلف با برخورد روایت‌ها مواجه بوده‌ایم. گریزی از این مساله نیست چون افراد به واسطه شناخت خودشان از ابعاد مختلف شخصیت شهید آوینی روایت می‌کنند؛ همچنین به‌دلیل اینکه اساساً شهید آوینی یک شخصیت جستجوگر و در حال تحول داشت و هیچ دوره سکون و جمودی در زندگی او شاید پیدا نشود. پس طبیعی است که روایت‌هایی که ناظران از این شخصیت ارائه می‌کنند با هم تفاوت‌ها و گاه تعارض‌هایی داشته باشد اما در روایت‌ها گاهی با ساده‌سازی مفاهیم، رویدادها و معناها مواجه می‌شویم که شاید مقداری آسیب‌زننده باشد. همین‌طور ۲ قطبی‌ها و برچسب‌هایی که ساخته می‌شوند، نمی‌توانند همه حقیقت در مورد یک شخصیت را انعکاس دهند.

وی سپس به طرح سوالاتی پرداخت و ادامه داد: مهم‌ترین وجه تمایز شخصیت شهید آوینی در میان دیگر اصحاب نقد و نظر به‌ویژه در حوزه سینما چیست؟ جایگاه اندیشه‌ها و افکار وی در نقشه کلی اندیشه‌ها و نظریه‌های سینمایی کجاست؟ میراث وی امروز چیست؟ مهم‌ترین وجه تمایز اندیشه شهید آوینی با دیگر صاحب‌نظران عرصه سینما را، جستجوگری برای یک سینمای دیگر و جسارت برای پرسش از اصل سینما می‌دانم. او مرعوب نبود و تسلیم وضع موجود نشد. حرف‌هایی که شهید آوینی در دهه ۶۰ درباره سینما می‌گفت، حرف معقول به حساب نمی‌آمد و جدی گرفته نمی‌شد. همین‌طور درباره فیلم‌های او؛ آیا یک استاد سینما یا منتقد جدی هنری درباره «روایت فتح» حرف می‌زد؟

اسفندیاری یادآور شد: ولی او از این مساله باکی نداشت و تلاش کرد در جستجوی یک سینما و دنیای دیگر باشد. این ایستادگی ثمره‌اش این است که امروز دیگرانی در برابر حاصل کار او که یک امر متفاوت است سر کرنش فرو می‌آورند و ناگزیرند آن را ببینند. البته در تاریخ سینما افراد و جریان‌های دیگری حضور داشتند که خواهان نوع دیگری از سینما بوده‌اند. آوینی جسارت داشت از چیزهایی که بقیه بدیهی می‌دانستند پرسش کند و به شیوه‌ای متفاوت عمل کند، در حوزه‌ای که همه به یک شیوه عمل می‌کردند.

«شب عاشورایی» یادآور «ایستاده در غبار» است

وی افزود: در نقشه اندیشه‌های سینمایی امروز جهان، رویکرد و نگرش فردی مانند آوینی غریبه و عجیب نیست. همان مباحثی که در گذشته در حوزه سینمای آلترناتیو داشته‌ایم، امروز با ادبیات دانشگاهی تازه‌ای بیش از پیش در حال تولید است. امروزه این مساله مطرح است که حتی در مطالعات فیلم هم نباید صرفاً نظریه‌ها را از دانشگاه‌ها و مکاتب اروپایی گرفت و بعد با نمونه‌های مطالعاتی کشورهای مختلف مطالعه کنیم. حتی اندیشیدن و نظریه پردازی در سینما هم باید اصیل و بومی باشد. اینها میراث مهم اندیشه شهید آوینی است که در دعواهای سیاسی و فرهنگی و هنری این وجوه نباید نادیده انگاشته شود.

رئیس دانشگاه صدا و سیما در پایان گفت: مستندهای «روایت فتح» و نگرش و رویکرد شهید آوینی در حوزه سینما منقطع نشد و یک استثنا نبود، یک تجربه منحصر به فرد نبود. اندیشه و سبک و کار و رویکرد آوینی را امروزه در رویش‌های تازه‌ای در جریان اصلی سینمای ایران می‌بینیم. برخی پلان‌های «شب عاشورایی» من را به یاد «ایستاده در غبار» می‌انداخت. مهدویان مستندهای «روایت فتح» را دیده و متاثر از شهید آوینی است. نرگس آبیار نیز به‌طور مشابه یک رویش جدید است. امیدوارم این قبیل نشست‌ها به توجه بیشتر اهالی پژوهش به شخصیت‌های بزرگ و ماندگاری مانند شهید آوینی کمک کند.

آوینی در زمانه یقین زندگی کرد

محمدحسین مهدویان دیگر سخنران این مراسم بود که در ابتدای صحبت‌هایش گفت: آوینی در فیلم‌هایش نگاهی مبتنی بر یک یقین داشت، در حالی‌که نگاه من از شک و تردید شروع می‌شود. این شاید فرق عمده فیلم‌هایی باشد که در این سال‌ها در مقایسه با فیلم‌های سید مرتضی آوینی ساخته‌ام. ایمان و یقین آوینی برای من شگفت‌انگیز است؛ ما در زمانه شک و تردیدها زندگی می‌کنیم و آوینی این بخت را داشت که در زمانه یقین زندگی کند. او می‌گوید «غایت خلقت جهان، پرورش انسان‌هایی است که بر شک و تردید غلبه کنند.» یکی از جستجوهای آوینی این بود که چگونه بر شک و تردیدهای بشری غلبه کند و این امر طبیعتاً در آثارش هم منعکس می‌شود. اما تجربیات ما شبیه به تجربیات مرتضی آوینی نیست و طبیعتاً نگاهمان در فیلمسازی متفاوت است.

وی ادامه داد: من از سه جنبه از سید مرتضی آوینی تاثیر پذیرفته‌ام؛ یکی از لحاظ سبک و ظاهر. فیلم‌های «روایت فتح» شکل و ظاهری دارد و من و هادی بهروز در فکر کردن به فیلمسازی به ویژه از فیلم «شب عاشورایی» تاثیر زیادی گرفته‌ایم. از شیوه فیلمبرداری دالایی آموخته‌ایم و برای ساخت «آخرین روزهای زمستان» با او مشورت کرده‌ام تا فیلمم شبیه فیلم‌های «روایت فتح» شود. انتخاب دوربین ۱۶ میلی‌متری و دوربین روی دست و میزانسن شلوغ فیلم تحت تاثیر «روایت فتح» است. این یک میراث بصری است که از زمان جنگ باقی مانده و ما با آن خو گرفته‌ایم. فرم بصری فیلم‌های متاثر از فضای بصری «روایت فتح» است.

اصالت تئوری سینمایی آوینی

این کارگردان سینمای ایران اضافه کرد: جنبه دوم تاثیرپذیری من از آوینی این است که در دوره دانشجویی آثار شهید آوینی را مطالعه کرده‌ام. یعنی در دوره‌ای که آدم به عنوان دانشجو علاقه‌مند است تئوری‌های سینمایی را بخواند، «آیین جادو» را خواندم و اصالت یک تئوری سینمایی را در آن یافتم. آوینی در «آیین جادو» یک تئوری‌پردازی کاملاً ایرانی از یک انسان مسلمان راجع به سینما ارائه می‌دهد که خیلی ناب است و ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که واقعاً از نظر من در هیچ نظریه سینمایی دیگری پیدا نمی‌شود. برای من عجیب است که آن اندازه که باید، به این نظریات توجه نشده است. این نظریات در ساخته شدن من به عنوان یک فیلمساز خیلی موثر بود و به من شجاعت داد که جور دیگری فکر کنم. از او آموختم که به چیزی که دوست دارم و در ناخودآگاهم اثر می‌کند توجه کنم و خودم و روحم را بسازم.

مهدویان ادامه داد: تاثیر سوم آوینی این بود که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کردیم که به‌تدریج که رشد می‌کردیم تعارضات جامعه خودش را نشان می‌داد. ما به‌خصوص دوران دوم خرداد را به خوبی درک کردیم که همزمان با دوران دانشجویی‌مان بود. در فضای توسعه سیاسی بعد از دوم خرداد و فضای باز رسانه‌ها حرف‌های تازه‌ای می‌شنیدیم و دوران خیلی جذاب و شگفت‌انگیزی بود که باعث شد ما خیلی با هم گفتگو کنیم. زندگی در جامعه ایرانی در آن دوران هیجان‌انگیز بود. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کردیم که یک انقلاب را از سر گذرانده بود و ما در آن نقش و تاثیری نداشتیم.

وی در پایان گفت: ما اولین نسل از کسانی بودیم که میراثی را تجربه می‌کردیم که تاثیری در آن نداشتیم اما باید نسبت خودمان را با این جامعه پیدا می‌کردیم. وقتی در چیزی مشارکت جدی نداشته‌اید در مورد آن تردید می‌کنید و این تردید کردن به معنای نفی آن نیست بلکه به معنای شروع یک تامل تازه در مورد آن است. زندگی سید مرتضی آوینی از این جهت بسیار موثر است. یکی از راه‌هایی که می‌شود در مورد این تردید به‌طور جدی تامل کرد، تبدیل شدن آوینی به یک آدم انقلابی است. من در طول دوران زندگی‌ام، هیچ نوع تجربه‌ای از آدم‌هایی ندارم که در «شب عاشورایی» می‌بینیم آن‌گونه به استقبال مرگ می‌روند. بخش زیادی از فیلمسازی من، تلاشی برای کشف این دوران است. یک دوره ۱۰ ساله بین سال‌های ۵۸ تا ۶۸ وجود دارد که آدم‌ها شکل غریبی دارند. این سوال پیش می‌آید که چه چیزی در لحظه تاریخی انقلاب اتفاق افتاد که آوینی را دگرگون کرد؟ این بخش از تاثیر آوینی، در محتوای فیلم‌ها و مضامینی که کار کرده‌ام موثر بوده است.

نسبت بین شخصیت آوینی و آثارش

پس از آن مریم امینی در توضیحاتی درباره نسبت بین شخصیت شهید آوینی و آثار او گفت: این نسبت همان چیزی است که باعث سوءتفاهم‌هایی در طول این سال‌ها شده است. بخشی از سوءتفاهم‌ها به این دلیل است که در این نسبت جستجویی صورت نگرفته است. گفته می‌شود آوینی قبل از انقلاب یکجور و بعد از انقلاب جور دیگری بود و یک ۲ قطبی شکل داده می‌شود، اما چنین چیزی درست نیست. من از دوران آشنایی با شهید آوینی، با شخصیت جستجوگر او مواجه شدم؛ به این معنا که زندگی روزمره و مناسبات معمولی برایش کافی نبود. این مسائل آنقدر به او انگیزه نمی‌داد که اشتیاقی برای طی کردن زندگی به او بدهد. مثلاً اینکه رشته معماری تحصیل می‌کرد، باعث نمی‌شد به دنبال مسیر فارغ‌التحصیلی و احداث بنا و ماندگار کردن اسم خودش و … باشد.

وی ادامه داد: او برای اینکه معنایی برای این زندگی پیدا کند، به عالم ادبیات، هنر و فلسفه روی آورد. البته فراموش نکنیم که در معماری نیز ما با فضا سر و کار داریم نه با آجر و سیمان و … پس وی از طریق معماری، ارتباطی با فضا پیدا کرده بود و در اینجا می‌توان نقطه اتصالی بین معماری و سینما پیدا کرد. همان‌طور که در فیلم‌های مستند آوینی با فضاسازی مواجه هستیم. آوینی کارش را در معماری ادامه نداد اما در فلسفه و ادبیات و شعر به دنبال معنا و انگیزه‌ای برای ادامه زندگی بود. مطالعات او در این زمینه‌ها جدی بود اما باز هم جواب نمی‌گرفتند و انگار با یک ظلمت روبرو می‌شد و یک فروبستگی در این حوزه‌ها می‌دید. آوینی قبل از انقلاب تجربیاتی داشت که به صراحت نشانه علاقه ممند نبودن به ادامه زندگی بود.

انقلاب در درون آوینی

امینی اضافه کرد: در مقطع انقلاب اتفاق مهمی می‌افتد و آوینی به عنوان یک فرد جستجوگر متفکر که قانع نشده، برای سوال‌هایش در درون خود به جواب می‌رسد. آوینی با انقلاب هم‌جنس و هم‌سنخ است و در نتیجه این انقلاب در درون خودش رخ می‌دهد. او در تعریف هنری از انقلاب می‌نویسد «انقلاب یعنی شکافتن، شکفتن و شکوفه.» به نظر من این اتفاق هنری در وجود او افتاده است که بعداً آن را بیان می‌کند. شکافی در زندگی پیشین او ایجاد می‌شود که از درونش یک نهال سر بر می‌آورد و شکوفا می‌شود و ما ثمرات آن‌را می‌بینیم.

وی ادامه داد: شاید خیلی‌ها گفته باشند یا بگویند مستندهای جنگ آوینی، پروپاگاندا است. این مشکلی ندارد و خوشحال می‌شوم عده‌ای بگویند پروپاگاندا است و عده‌ای هم در پاسخ بگویند نه این‌طور نیست و اینکه در نهایت به چه نتیجه‌ای برسیم هم زیاد برایم اهمیتی ندارد. اما نظر من این است که وقتی یک ماجرا بخشی از هویت آوینی می‌شود، دیگر با پروپاگاندا یکجا جمع شدنی نیست و به نظرم نمی‌توان اصطلاح پروپاگاندا را برای این فرم و ساختار فیلمسازی به کار ببریم. هرچند که وی با انقلاب همذات‌پنداری می‌کرد و طبیعتاً با آنچه در فیلم‌هایش تصویر کرده موافق است و آنها را توصیه می‌کند و با زبان خودش تهییج می‌کند اما این سطحی از فیلمسازی اوست. هیچ‌کدام از اینها با سفارشی جز از دورن خودِ آوینی حاصل نشده است و به همین دلیل هم‌چنان جذاب است. ممکن است مستندهای آوینی ایرادهای سینمایی داشته باشند اما به‌عنوان یک فرم جدید در مستند جنگی، به نظر من یک فرم ماندگار خواهد بود.

دو جهان موازی آوینی

امینی افزود: تصور من از این فیلم‌های مستند و تصاویر و نریشن و حضور آوینی در هر ۲ بخش، این است که فیلم در ۲ جهان موازی سیر می‌کند؛ یکی جهان واقعیت و زمان حال و تصویر است که می‌تواند خیلی خشن و گزنده باشد. دیگری بخش گفتار فیلم است که در جهان دیگری است و به نظر من، این ادامه همان جستجو در پی یافتن معنا برای واقعیت روزمره است که به این سطح گفتار منتقل شده است. چرا این ۲ جهان را موازی می‌نامم؟ این ۲ جهان متنافر نیستند و از هم دور نمی‌شوند بلکه با یک فاصله‌ای، زمان و مکان را محو می‌کنند و روی همدیگر پیش می‌روند. یکی از آنها در حیطه معناشناسی است و دیگری در حیطه واقعیت. این نکته عجیب و منحصر به فردی است که این ۲ لایه را با هم حس می‌کنیم. این‌طور نیست که حس کنیم چیزی بر چیز دیگر اضافه شده، بلکه این ۲ همزمان با هم پیش می‌روند. این اتفاق در وجود و زندگی خود آوینی افتاده است و خیلی از مسائل دیگر را هم همین‌طور می‌بینم.

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: شاید از روی فیلم‌های آوینی نتوان به یک دستورالعمل سینمایی برای فیلمسازی مطلوب رسید. کما اینکه او تحصیلات آکادمیک در حوزه سینما نداشت و آموختنش هم از مجرای زندگی کردن و تجربه زیسته بوده است و به چنین محصولی منجر می‌شود اما بعد از ساختن این فیلم‌ها چیزهایی را که آموخته تدوین می‌کند که تبدیل به کتاب «آیین جادو» می‌شود. وقتی این کتاب را می‌خوانم حس می‌کنم یک انسجام فکری در آن وجود دارد و می‌توان به آن به عنوان یک نظریه سینمایی رجوع کرد. ما در انتشارات واحه یک فصل از این کتاب را در مکاتباتی در اختیار یک ناشر دانشگاهی در آمریکا قرار دادیم و آنها با خواندن این یک فصل به ما گفتند وی قطعاً یک نظریه‌پرداز بسیار مهم است و خواستار چاپ مابقی فصول شدند. آنها آوینی را با آندره بازن مقایسه کردند که هر ۲ از پرسش «سینما چیست؟» شروع می‌کنند. یعنی پرسشی ماهوی از سینما که هر کدام از این ۲ نفر در مسیر خود به جواب‌هایی برای آن می‌رسند. اما متاسفانه این نگاه در خودِ جامعه ما وجود ندارد.

آوینی شیدای انقلاب بود

امینی ادامه داد: من این نوع فیلمسازی و حضور در ۲دو جهان موازی را در کتاب «فتح خون» آوینی نیز به روشنی می‌بینم. این نکته حیرت‌انگیز است که با خواندن کتاب این احساس به ما دست نمی‌دهد که اینها ۲ چیز متفاوت و ناهمخوان‌اند. انگار این معنا به متن گزارشی نشت می‌کند و با یک متن واحد روبرو هستیم و احساس پراکندگی نمی‌کنیم. مثل ۲ ساز متفاوت که یک جور کوک شده باشند. به نظر من تناقض‌هایی که درباره آوینی مطرح می‌شود به این دلیل است که تصور حضور در ۲ جهان موازی خیلی سخت است. آوینی جوری زندگی نمی‌کرد که خیلی زود بتوان در مورد این مسائل به جواب رسید. پاسخ به آن تناقضات ظاهری، نیاز به یک سیر در آثار و شخصیت وی دارد. اگر دغدغه ما شناخت باشد، از آثار آوینی می‌توان به شناخت شخصیت او دست یافت.

وی در پایان گفت: به هر حال بحث‌های زیادی راجع به آوینی شده است و مورد هجمه‌های زیادی قرار گرفته و نگاه به او عموماً از منظر سیاست بوده است با اینکه هیچ پست و مقام سیاسی نداشته است. این یک حجاب است که اجازه نمی‌دهد بفهمیم که آوینی شیدای انقلاب بود و از منظر هنر و تفکر به بررسی آثار و افکار او بپردازیم. به هر صورت این هجمه‌ها وجود داشته است و ۲ جور برخورد صورت گرفته و توجیهات مختلف شده است. آیا می‌شود آنها را نادیده گرفت یا کمرنگ فرض کرد؟ نه. آیا تاثیری در سکانس آخر نداشت؟ داشت. آیا فقط اینها مساله بوده است؟ نه. چون آوینی کماکان در آن ۲ جهان موازی سیر می‌کرد. آن یکی جهان هم از وی مطالباتی داشت و آوینی هم مطالبات خودش را داشته است. در یک نقطه، در جایی که او انتخاب می‌کند که جایی باشد که همان مظلومیت شهدای کربلا باشد و در زمانی که جنگ به پایان رسیده است و همانگونه که در تمام زندگی‌اش غیرمعمول رفتار می‌کرد، آن نقطه را انتخاب می‌کند، که نقطه شهادت است و تمام.

فیلمبرداران «روایت فتح» سیر خودشان را داشتند

در بخش دیگری از این برنامه مصطفی دالایی از تجربه کار کردن با شهید آوینی گفت و توضیح داد: گروه جهاد تلویزیون چند اتاق در سازمان صدا و سیما داشت که محل فعلی شبکه خبر است. جهاد سازندگی به نوعی از کار ما انتقاد داشت که به اندازه کافی به کاری که از طرف جهاد به شما محول شده است نمی‌پردازید. اما شهید آوینی نسبت خودش را با جنگ روشن کرده بود و می‌گفت اگر ما را نمی‌خواهید از اینجا می‌رویم و اتاق را تحویل می‌دهیم. در نهایت قرار شد پشتیبانی جهاد در جنگ و همین‌طور از روستاها هم فیلم بگیریم. سازمان صدا و سیما هم با توجه به مدیریت‌های مختلفش، حالت‌های مختلفی نسبت به سید مرتضی آوینی می‌گرفت.

وی ادامه داد: من قضیه را این‌طور نمی‌دیدم که آوینی به‌عنوان کارگردان در اتاقش نشسته و یکسری فیلم به او می‌رسد. من به شخصه تصویر را خیلی دوست داشتم و حضور در جبهه صرفاً به این دلیل نبود که احساس وظیفه کرده باشم. همیشه تصویر و زیبایی تصویر و مستند را دنبال می‌کردم. هر کدام از فیلمبرداران حاضر در جبهه و همین‌طور سید مرتضی آوینی سیر و زیبایی‌شناسی خودشان را داشتند. آوینی از ساختن آن فیلم‌ها هیچ رنجی نمی‌کشید. او با یکسری افراد کار می‌کرد و علاقه‌ای دوسویه میان آنها برقرار بود و بچه‌ها منسجم کار می‌کردند.

آوینی در شیوه فیلمبرداری ما دخالت نمی‌کرد

دالایی افزود: ما فیلمبرداران حتی فیلم مونتاژ شده به آوینی می‌دادیم. او گاهی پلان‌های پرشمار ما را جابه جا نمی‌کرد و فقط فریم‌های نور خورده را جدا می‌کرد. آوینی معتقد بود تقدیری که فیلمبردار خودش را به آن سپرده، زیباترین تقدیر است و نباید در این تقدیر دست ببرم. فیلمبردارها هم سیر خود را طی و هدفی را دنبال می‌کردند. من صحبت‌های فراوانی با شهید آوینی داشتم، اما او هیچ‌گاه وارد این مساله نمی‌شد که چطور فیلمبرداری کنم. «روایت فتح» ی‌ترین فیلم‌هایی که می‌توان شهید آوینی را در آن یافت، فیلم‌هایی است که پس از پایان جنگ ساخته است، مثل «شهری در آسمان»، این فیلم‌ها به‌شکل خالص مرتضایی‌اند. اما پیش از آن این‌طور نیست و فیلمبرداران نیز نقش و سیر خود را دارند که آوینی با تدوین و نریشن خود رنگ خاصی به آنها می‌بخشد. اگر نگاه ما سطحی باشد ممکن است تمام فیلم‌های «روایت فتح» را به یک فرم ببینیم، اما در واقع این‌گونه نیست.

وی در پایان گفت: بچه‌های اکیپ فیلمسازی «روایت فتح» به جهات مختلف اصلاً حال خوبی ندارند. آنها از همه جهت مورد بی‌مهری واقع شده‌اند که قابل گفتن نیست. من فکر می‌کنم حال مرتضی هم خوب نیست. بعد از این همه سال آیا فیلم‌های «روایت فتح» زیرنویس انگلیسی دارند و ترجمه شده‌اند؟ چند سال باید بگذرد؟ این همه بودجه آمد و رفت و فیلم‌های نصفه نیمه ساخت شد. چرا بودجه‌ای به این فیلم‌ها تعلق نمی‌گیرد اما به چیزهای مختلف دیگر اختصاص می‌یابد. این فیلم‌ها باید وارد مجامع مختلف شود. مرتضی آوینی هم باید جای خود را در میان بحث‌ها داشته باشد. کار اصیل و دانشگاهی درباره وی انجام نمی‌شود انگار صرفاً اسم بردن از شهید آوینی کفایت می‌کند. از آن طرف هم بچه‌های «روایت فتح» به حال خود رها شده‌اند و کسی هم اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد.

گفتگو درباره آوینی باید در تمام طول سال جریان داشته باشد

در پایان این برنامه نیز مجید رجبی معمار در صحبت‌هایی کوتاه گفت: در دوره‌ای که در بنیاد «روایت فتح» حضور داشتیم حدود ۱۸۰ کتاب چاپ و حداقل ۷۰۰ برنامه تلویزیونی ساخته شد. در آن سال‌ها با مبالغ اندک این کارها را پیش می‌بردیم. همچنین هنرستانی شکل گرفت که دانشجویانش هر کدام برای خود تبدیل به پایه شدند و کارهای بزرگی در آنجا انجام شد. جلساتی که در این سه روز در خانه هنرمندان ایران برگزار شد جلسات بسیار خوبی بودند. پرداختن به سید مرتضی آوینی خیلی جای کار و به‌ویژه کار علمی دارد. گفتگوها در این‌باره باید شروع شود. بحث ترجمه آثار شهید آوینی اواخر دهه ۷۰ در موسسه «روایت فتح» مطرح بود و مقدمات آن انجام شد اما بعدها ادامه پیدا نکرد و حالا خانم امینی پیگیر آن هستند. خانه هنرمندان ایران خانه مرتضی آوینی و این‌جور فکر هم است و این برنامه سه روزه طلیعه خوبی بود تا نه فقط در سالگرد شهادت مرتضی آوینی، بلکه در تمام طول سال گفتگو در این‌باره ادامه داشته باشد و هر کسی به هر نحوی که می‌تواند به ما کمک کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برررسی «غلط‌های مصطلح آوازی» در سی و دومین نشست آیین آواز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سی و دومین نشست آیین آواز که نخستین جلسه از این سلسله نشست‌های تخصصی آموزشی در سال جدید است در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.

به گزارش سینماپرس، سی و دومین نشست آیین آواز که نخستین جلسه از این سلسله نشست‌های تخصصی آموزشی در سال جدید است، ساعت ۱۸ سه‌شنبه ۲۷ فروردین در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.

عنوان مبحث فنی تخصصی نشست این ماه بررسی «غلط‌های مصطلح آوازی» است و جاوید عباسی فلاح، مسعود اعرابی و علی شیرازی که هر سه خواننده و مدرس آوازند، کارشناسان حاضر در این مباحثه خواهند بود.

غلط‌های مصطلح آوازی به برخی تلفظ‌های نه چندان درست مانند «فراق» و «فراغ» یا چون (به معنی زیرا) و چون (در معنای چگونه) اطلاق می‌شود که در بین بسیاری از خوانندگان قدیم و جدید مرسوم بوده است و اینگونه خوانندگانِ آواز و تصنیف، گاهی تفاوت‌های تلفظی و معناییِ این واژگانِ متشابه در حروف را در نظر نمی‌گیرند و مرتکب اشتباه می‌شوند. همچنین برخی آهنگ‌های گفتاری غلط نیز رواج داشته و هنوز رواج دارند که هرچه زودتر می‌بایست مدرسان، پژوهندگان، خوانندگان و اهل فن در صدد تصحیح اینگونه غلط‌ها برآیند. شاید اشکال اساسی مرتبط با پایدار بودن و رواجِ (تا اطلاع ثانویِ) این غلط‌ها، همانا «مصطلح» بودن آن‌ها باشد و اینکه سینه به سینه به هنرجویان نسل جدید انتقال داده می‌شوند و فرصت تکرار و «بازتکرار» و در واقع «تداوم حیات» پیدا می‌کنند. اینگونه غلط‌ها در دسته‌بندیِ «غلط‌های مصطلح جزئی» قرار می‌گیرند.

همچنین است برخی «غلط‌های مصطلح کلّی» که شامل برخی نگاه‌های ناقص و نابسنده به کلیت هنر آواز است. یا نگاهی که برخی مدرسان و صاحبنظران به ردیف دارند و تنها و تنها آموزش ردیف به هنرجو را برای خواننده شدن او کافی می‌دانند که تا کنون سخت به کلیت هنر آواز وارد کرده است. یا نگاه نادرست برخی به مقولۀ تقلید که آن نیز بایستی تصحیح شود.

این‌ آسیب‌ها همگی قرار است در سی و دومین نشست آیین آواز که ورود به آن برای همگان آزاد و رایگان است بررسی شود و تا حد مقدور و ممکن برای مقابله با آن‌ها راهکار و چاره، اندیشیده و پیشنهاد شود.

برای این نشست همچنین بخش‌های دیگری هم تدارک دیده شده که اطلاعات مربوط در اخبار تکمیلی ارائه خواهد شد.

نشست تخصصی آموزشی آیین آواز نزدیک به سه سال است توسط کانون موسیقی ارسباران با هدف پاسداشت آواز ایرانی و احیای این هنر و همچنین تجلیل از بزرگان موسیقی آوازی ایران در کنار معرفی استعدادها و چهره‌های ناشناخته یا کمتر شناخته شدۀ این هنر راه‌اندازی شده و در این مدت اقبال علاقه‌مندان را برانگیخته است.

فرهنگسرای ارسباران در ضلع شمال غربی پل سیدخندان واقع شده و ورود به سلسله نشست‌های آیین آواز رایگان و آزاد خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آثار خارجی بخش «مستند زیر ذره‌بین» اعلام شد/ آثاری آوانگارد از سراسر دنیا – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم‌های مستند خارجی حاضر در بخش «مستند زیر ذره‌بین» سی‌وهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر معرفی شدند.

به گزارش سینماپرس به نقل از ستاد خبری سی‌وهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر، علاوه بر دو مستند «نیلوفرهای آبی اثر مونه» و «پیروزی» که پیش از این به عنوان آثار حاضر در بخش «مستند زیر ذره‌بین» سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر معرفی شده بودند، 7 مستند «ادواردو گالیانو وگاموندو»، «مسافر نیمه‌شب»، «کاخ توده‌ها»، «پیاتزا ویتوریو»، «حقیقت: گم‌شده در دریا»، «قهرمانان» و «پرونده» از کشورهای مختلف جهان نیز در این بخش به نمایش درمی‌آیند.  
مستند «ادواردو گالیانو وگاموندو» (Eduardo Galeano Vagamundo) ساخته فیلیپه نپوموسِنو در سال 2018 از کشور برزیل است که نخستین نمایش آسیایی آن در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد بود. 
فیلیپه نپوموسِنو علاوه بر کارگردانی و تهیه‌کنندگیِ بیش از 30 فیلم کوتاه، چندین DVD موسیقی و چند سریال تلویزیونی، مجموعه شعری با نام «نقشه‌ها» نیز به چاپ رسانده و در سال 2018، اولین فیلم بلندش با نام «ادواردو گالیانو وگاموندو» را ساخته است. 
«ادواردو گالیانو وگاموندو» یک فیلم صمیمانه، در ستایش بزرگ‌ترین داستان‌سرای آمریکای جنوبی است. 
این فیلم در سال 2019 برنده جایزه بهترین مستند در بخش فیلم‌های اول جشنواره بین‌المللی فیلم دومینیکن، جمهوری دومینیک شده است. 
مستند «مسافر نیمه‌شب» (Midnight Traveler) ساخته حسن فضیلی محصول مشترک آمریکا، قطر، انگلیس، کانادا در سال 2019 است. 
حسن فضیلی کارگردان و فیلمبردار افغانستانی است که از جمله فیلم‌های شاخص او می‌توان به «مسافر نیمه‌شب» (2019) و «صدای یک ملت: سفر من در افغانستان» (2012) اشاره کرد. 
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: زمانی ‌که طالبان برای سرِ حسن فضیلی کارگردان افغانستانی جایزه تعیین می‌کند، او مجبور است به همراه همسر و دو دختر جوانش از آن‌جا فرار کند. فضیلی با به تصویر کشیدن سفر نامطمئن و مبهم خود و خانواده‌اش، مستقیماً به خطراتی که پناه‌جویانِ به دنبال پناهندگی را تهدید می‌کند، می‌پردازد. 
این فیلم برنده جایزه ویژه هیات داوران از جشنواره فیلم مستند تسالونیکی در یونان، نامزد دریافت جایزه بزرگ هیات داوران و برنده جایزه مستند سینمایی ویژه هیات داوران در بخش بدون مرز جشنواره فیلم ساندنس در آمریکا، نامزد دریافت جایزه ویژه تماشاگران و برنده جایزه نگاه ویژه – کلیسای جهانی از جشنواره بین‌المللی فیلم برلین در آلمان شده است. 
مستند «کاخ توده‌ها» (Palace for the People) ساخته گئورگی بوگدانوف و بوریس میسیرکوف محصول مشترک بلغارستان، آلمان و رومانی در سال 2017 است که نخستین نمایش ملی آن در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد بود. 
زوجِ بوریس میسیرکوف و گئورگی بوگدانوف در زمینه‌های فیلمبرداری، کارگردانی، هنرهای تجسمی و عکاسی در سطح بین‌المللی شناخته‌شده هستند و تاکنون در ساخت و تدارک چندین همایش تصویری، مستند بلند، ویدیو و فیلم کوتاه (از جمله «من یک بلغار هستم» (2009) و «برای همیشه 94» (2008)) با یکدیگر همکاری داشته‌اند.  
مستند «کاخ توده‌ها» داستان پنج ساختمان نمادینِ به‌جامانده از دوران سوسیالیستی را روایت می‌کند؛ ساختمان‌هایی که شاهدِ تلاطم‌ها و آشفتگی‌های تاریخی اروپای شرقی در نیمه دوم قرن بیستم بوده‌اند. 
این فیلم در سال 2018 در جشنواره بین‌المللی فیلم صوفیه در بلغارستان و جشنواره فیلم مستند لایپزیگ در آلمان حضور داشته است. 
مستند «پیاتزا ویتوریو» (Piazza Vittorio ) ساخته آبل فرارا از کشور ایتالیا در سال 2017 است که نخستین نمایش آسیایی آن در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد بود. 
آبل فرارا پیش از آنکه سراغ ساخت فیلم‌های بلندش با نام های «قاتل دریل‌کار» و «ام‌اس 45» برود که فیلم‌هایی به اصطلاح بهره‌بردارانه با تم خشونت بودند، فیلمسازی را در نوجوانی و به‌صورت آماتور با دوربین 8 میلیمتری آغاز کرد.  
از دیگر فیلم‌های این فیلمساز مستقل و پُرسابقه می‌توان به «پادشاه نیویورک» (1990) و «ستوان بد» (1992) اشاره کرد. 
این فیلم پرتره‌ای واضح و زنده از بزرگ‌ترین میدان عمومی شهر رُم، پیاتزا ویتوریو است که در قرن نوزدهم و در حوالی خرابه‌های تروفی دی‌ماریو، به‌جا مانده از قرن سوم ساخته شده است. 
مستند «پیاتزا ویتوریو» در سال 2019 در بخش فیلم‌های مستند هفته بین‌المللی فیلم ورزبرگ آلمان به نمایش درآمده است. 
این فیلم در سال 2018 در جشنواره بین‌المللی فیلم مستند کپنهاگ دانمارک، جشنواره فیلم کراکوف لهستان، جشنواره بین‌المللی فیلم مستند لندن در انگلستان، جشنواره بین‌المللی فیلم صوفیه در بلغارستان، جشنواره فیلم مستند تسالونیکی در یونان و جشنواره بین‌المللی فیلم ونکوور کانادا حضور داشته است. 
مستند «حقیقت: گم‌شده در دریا» (The Truth: Lost at Sea) ساخته ریفات عود محصول مشترک اردن و ترکیه در سال 2018 است. 
ریفات عود دانش‌آموخته رشته روزنامه‌نگاری و رسانه در دانشگاه نیوکاسل انگلستان، فعال و مدافع حقوق بشر فلسطینیان است. او روی کشتی «ناوگان آزادی» که در سال 2010 به منظور شکستن محاصره ناعادلانه غزه به آن‌جا اعزام شده بود، حضور داشته و شاهد حمله نیروهای اصلی به این کشتی بوده است.  
این فیلم به ماجرای حمله نیروهای اسراییلی به کشتی موسوم به «ناوگان آزادی» که حامل کمک‌های بشردوستانه به مردم غزه بوده، می‌پردازد و تلاش دارد تا رنجِ فلسطینیان ساکن غزه را به امید پایان یافتن محاصره آن‌ها به تصویر بکشد. 
مستند «حقیقت: گم‌شده در دریا» در سال 2018 برنده جایزه بهترین فیلم در بخش امنیت بشر در جشنواره فیلم ما مردم در بریتانیا، برنده جایزه ویژه مدیترانه‌ای در جشنواره فیلم مستقل لبنان، برنده جایزه نگاه بین‌المللی از جشنواره بین‌المللی فیلم حقوق بشر در بولیوی و برنده جایزه ویژه تماشاگران از جشنواره فیلم مستند الارض در ایتالیا و همچنین در سال 2019 برنده جایزه بهترین مستند از جشنواره فیلم مریدا در مکزیک است. 
مستند «قهرمانان» (Heroes) ساخته کوکن ارگون محصول مشترک ترکیه و استرالیا در سال 2019 است که نخستین نمایش آسیایی آن در جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد بود. 
کوکن ارگون فیلمساز و ویدیو آرتیست اهل ترکیه است. فیلم‌های او تاکنون جوایز متعددی از جشنواره‌های مختلف، شامل جایزه ببر برای فیلم کوتاه از جشنواره فیلم روتردام در سال 2007 و جایزه نگاه ویژه از جشنواره فیلم برلین سال 2013 دریافت کرده است. 
مستند «قهرمانان» در سال 2019 در جشنواره بین‌المللی فیلم روتردام در هلند و جشنواره فیلم استانبول در ترکیه حضور داشته است. 
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: هرساله تعداد زیادی از گردشگران ترک، استرالیایی و نیوزلندی برای سفری تفریحی-زیارتی، به گالیپولی ترکیه می‌روند و در آن‌جا به سربازانی که جان خود را در یکی از خونین‌ترین نبردهای جنگ جهانی اول از دست داده‌اند، ادای احترام می‌کنند. گروهی از آنان این کشته‌شدگان را «قهرمانان» و گروهی دیگر آنان را «شهیدان» خطاب می‌کنند. فیلم تفاوت در روایت‌ها را نمایش می‌دهد. 
مستند «پرونده» (The Case) ساخته ورا کریچِوسکایا ساخته سال 2018 در روسیه است. 
ورا کریچِوسکایا کارگردان تلویزیونی برنده جایزه و موسس و مالک شبکه تلویزیونی دوژد (شبکه باران)، تنها شبکه تلویزیونی خصوصی مستقل در روسیه است. 
این فیلم داستان آناتولی سوبچاک نخستین شهردار سن‌پترزبورگ و پشتیبان و حامی ولادیمیر پوتین است که از زبان دخترش کسنیا، روایت می‌شود. 
پیش از این دو مستند «نیلوفرهای آبی اثر مونه» (The Water Lilies by Monet) ساخته جیووانی ترویلو محصول سال 2018 ایتالیا و مستند «پیروزی» (Triumph) ساخته کرشنیک یونوزی، لوفتار وون راما و چارلی اسکیو محصول سال 2017 آمریکا نیز به عنوان آثاری که در بخش مستند زیر ذره‌بین سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارند، معرفی شده بودند. 
«مستند زیر ذره‌بین» یکی از بخش های جشنواره جهانی فیلم فجر است که در چند سال اخیر مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. این بخش در دوره گذشته با نمایش هشت مستند توانست توجه منتقدان را به خود جلب کند. 
آدرس سایت رسمی جشنواره Fajriff.com و پست الکترونیکی جشنواره Info@Fajriff.com است. 
سی‌وهفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر از ۱۸ تا ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ (۲۹ فروردین تا ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸) به دبیری رضا میرکریمی در تهران برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آغاز ثبت‌نام سازمان‌ها و نهادها برای نمایشگاه کتاب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ثبت‌نام سازمان‌ها و نهادها برای حضور در سی و دومین نمایشگاه بین‎المللی کتاب تهران آغاز شد.

به گزارش سینماپرس، سازمان‌ها و نهادهای متقاضی برای حضور در سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران می‌توانند از روز جمعه (۲۳ فروردین‌ماه) با مراجعه به بخش سازمان‌ها و نهادها در سایت نمایشگاه کتاب نسبت به ثبت نام اقدام کنند.

مهلت ثبت نام تا پایان روز جمعه (۳۰ فروردین ماه) خواهد بود و این فرصت تمدید نخواهد شد.

مبنای ثبت‌نام سازمان‌ها و نهادها علاوه بر دارا بودن مجوز رسمی، فعالیت در حوزه کتاب و کتابخوانی است. همچنین بر اساس مصوبه کمیسیون معاملات اجاره‌بهای هر مترمربع غرفه ۲/۰۰۰/۰۰۰ ریال خواهد بود.

گفتنی است سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «خواندن توانستن است» از ۴ تا ۱۴ اردیبهشت‌ماه در مصلای امام خمینی (ره) برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جودی فاستر درباره آینده کاری‌اش سخن گفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بازیگر و کارگردان سرشناس هالیوود اعلام کرده تا هشتاد و چند سالگی به بازیگری ادامه می‌دهد.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر، جودی فاستر اعلام کرده مطمئن است وقتی هفتاد و هشتاد سالگی را پشت سر بگذارد هم به بازیگری ادامه می‌دهد.

وی در پاسخ به مصاحبه‌کنندگان درباره آینده کاری‌اش این پاسخ را داد.

در حالی که در مراسمی در لس‌آنجلس با نمایش فیلم «طبیعی باش: داستان ناگفته آلیس گی- بلاش» از آلیس گی- بلاش کارگردان فرانسوی و نخستین کارگردان زن دنیا تجلیل می‌شد، جودی فاستر از جمله چهره‌هایی بود که درباره پیشگامی این کارگردان صحبت کرد.

این کارگردان سال ۱۸۹۶ با ساخت فیلم «افسانه کلم» که از نظر شماری از تاریخ‌نگاران سینما نخستین فیلم روایتی و قصه‌گو نیز است، در تاریخ ماندگار شد.

آلیس گی- بلاش که سال ۱۸۷۳ متولد شد تهیه‌کننده، هنرپیشه و کارگردان اهل فرانسه بود. وی بین سال‌های ۱۸۹۴ تا ۱۹۲۲ میلادی فعالیت می‌کرد و سال ۱۹۶۸ درگذشت.

وی در آغاز منشیِ «کمپانی فیلمسازی گومون» بود و سال ۱۹۰۸ گومون را ترک کرد و در سال ۱۹۱۰ همراه همسرش هربت بلاش استودیو سولاکس را تأسیس کردند که بزرگ‌ترین استودیو تا پیش از ایجاد هالیوود بود. او در این استودیو فیلم‌های بسیاری کارگردانی کرد که شمار آنها بیش از ۱۰۰۰ فیلم است.

مستند «طبیعی باش: داستان ناگفته آلیس گی- بلاش» توسط پاملا بی. گرین ساخته شدهاست.

جودی فاستر در این مراسم از اهمیت گی- بلاش در زندگی خودش صحبت کرد و گفت به عنوان یک کارگردان هنوز در حال جستجو است. وی گفت به عنوان یک کارگردان هنوز جوان محسوب می‌شود و باید خیلی چیزها یاد بگیرد.

وی افزود مطمئن است تا ۷۰ و ۸۰ سالگی به بازیگری ادامه می‌دهد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مدیر شورای نظارت دفتر موسیقی ارشاد در سکوت خبری تغییر کرد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ابوالفضل صادقی‌نژاد آهنگساز موسیقی ایرانی بهمن‌ماه سال ۹۷ در سکوت رسانه‌ای از سمت مدیریت شورای ارزشیابی و نظارت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خداحافظی کرده است

به گزارش سینماپرس، ابوالفضل صادقی‌نژاد آهنگساز موسیقی ایرانی که پیش از این به عنوان مدیریت شورای ارزشیابی و نظارت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کرد نزدیک به دو ماه است که در این سمت حضور ندارد.

خداحافظی بی سروصدای صادقی‌نژاد در شرایطی انجام گرفته که مریم نقیبی از کارکنان باسابقه این مجموعه مدتی است به عنوان سرپرست شورای ارزشیابی و نظارت دفتر موسیقی جایگزین وی شده است.

ابوالفضل صادقی‌نژاد از جمله مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در دوران مدیریت فرزاد طالبی نیز در این نهاد مشغول به فعالیت بود.

این نوازنده سنتور در کارنامه فعالیت‌های خود، آهنگسازی چند آلبوم از جمله «به چشم‌های تو سوگند» به خوانندگی ایوب صادقی، «دوست دارم خنده‌هایت را» با روایت سهیل محمودی، «ستاره خورشید»، «کهکشان آرام» با تنظیم بابک رادمنش و «از تنهایی گریه مکن» به خوانندگی سالار عقیلی را به عهده داشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شاگردم در «عصرجدید» رکورد کریس انجل را زد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهروز کریمی پدر شعبده‌بازی ایران ضمن مرور خاطرات فعالیت‌هایش در سینما و تلویزیون از حضور شاگردانش در برنامه تلویزیونی «عصر جدید» گفت.

به گزارش سینماپرس، بهروز کریمی که به‌عنوان پدر شعبده بازی ایران شهرت دارد سال‌هاست به واسطه اجراهایی که در سال‌های قبل در برنامه‌های مختلف تلویزیونی داشته به چهره آشنایی برای مردم ایران به خصوص دهه شصتی‌ها تبدیل شده است.

در  این گفتگو کریمی بیشتر درباره فعالیت‌هایش در تئاتر و سینما، رویکرد جدی‌تر تلویزیون به برنامه‌های سرگرمی‌محور مانند «عصر جدید» و حضور هنرجویانش و اعضای انجمن هنرمندان سرگرمی‌های نمایشی در این برنامه، ماجرای سوت جادویی‌اش و تفاوت کارهایش با «دیوید کاپرفیلد» و «کریس انجل» دو شعبده باز شناخته شده جهانی سخن گفت.

* در سینما و تئاتر هم در بخش جلوه‌های ویژه از مهارت شما استفاده می‌شود؟

قدیم در سینما زیاد فعال بودم و یادم است در فیلم «جستجوگر» به کارگردانی محمد متوسلانی که امین تارخ و داریوش ارجمند بازی می‌کردند کارهای جلوه‌های ویژه را انجام می‌دادم و صبح‌ها داریوش ارجمند و امین تارخ می‌آمدند انجمن و من به آن‌ها آموزش می‌دادم که مثلاً چطور ارجمند بدون کات خوردن در دستش آتش روشن کند. الان بیشتر فعالیتم را در تئاتر متمرکز کرده‌ام چون علاقه زیادی به تئاتر دارم. یکی دو سال قبل کارهای جلوه‌های ویژه نمایش «داستان‌های میان رودان» به کارگردانی علی شمس را برعهده داشتم که کارهای بامزه ای مثل گردن زدن و قطع کردن دست و سر در آن وجود داشت.

سال‌ها قبل هم زنده یاد خسرو شکیبایی سه چهار کار از من برای تئاترش برد. من آن موقع در لاله‌زار کار می‌کردم و با خسرو شکیبایی هم همکاری داشتم. او هنرمند بسیار بااستعدادی بود و زمانی که من کارش را می‌دیدم با وجودی که عاشق تئاتر بودم، فکر می‌کردم هنوز باید بروم درس یاد بگیرم. او در بازیگری حیرت‌انگیز بود و مهارتش در بازی حتی نویسنده و کارگردان نمایش‌ها را به تعجب وامی‌داشت.

در مقابل خسرو شکیبایی هنرمند دیگری هم بود؛ زنده‌یاد سعدی افشار که با وجود تفاوتی که در کارش نسبت به شکیبایی داشت و اصلاً در جبهه دیگری کار می‌کرد، بسیار بااستعداد بود. آن زمان متن را برای سعدی افشار می‌خواندند چون او سواد نداشت اما به همین شکل آن را حفظ می‌کرد و روی صحنه می‌رفت.

* تا به حال شده در کارتان اشتباه یا خراب کاری کنید یا به اصطلاح «سوتی» بدهید؟

– «سوتی دادن» خیلی جاها برای شعبده باز اتفاق می‌افتد اما با ترفندهایی آن را رفع و رجوع می‌کنیم. مثلاً چند سال قبل می‌خواستم کبوتری را ظاهر کنم و برخلاف همیشه که وسایل را خودم می‌چیدم، آن را به دستیارم سپردم اما او زمانی که می‌خواست کبوتر را در لباسم جاسازی کند، باعث شده بود که کبوتر خفه شود. زمانی که من کبوتر را ظاهر کردم، مرده بود اما با انگشتانم به شکلی او را حرکت دادم که هیچکس متوجه این اتفاق نشد. استرسی که آن زمان به من وارد شد به خاطر مرگ کبوتر بود نه اتفاقی که رخ داد.

برای این است که الان بدون وسیله کار می‌کنم چون امکان اشتباه و «سوتی» در آن نیست و به راحتی و سریع می‌توانم بازی را عوض کنم.

چندین سال قبل با آقای ماهی صفت قرار بود به سوئد برویم و چند اجرا داشته باشیم. در فرودگاه سوئد دیدم برای من وانت آورده‌اند اما برای پیشواز آقای ماهی صفت ماشین ولوو آمده است. گفتم قضیه چیست و چرا برای من این ماشین را فرستادید. آنها هم گفتند آقای ماهی صفت که وسیله‌ای ندارد اما ما تصور کردیم که شما با وسایل زیادی برای شعبده‌بازی می‌آیید برای همین وانت دنبالتان فرستادیم! در حالی که من تنها با یک سوت برای اجرای برنامه رفته بودم. در نهایت سوتم را گذاشتم پشت وانت و خودم با ماشین ولوو به هتل رفتم!

* قضیه سوت که همیشه همراهتان است چیست؟

این سوت را از زمان اکران فیلم «تایتانیک» که خارج از کشور هم آن را دیدم، به همراه دارم. زمانی که فیلم را دیدم برایم خیلی دلچسب بود که فیلمی بر اساس یک سوت ساخته شود چون اگر در پایان فیلم آن سوت در اختیار «رز» نبود او نمی‌توانست کمک بگیرد و نجات پیدا کند.

از آن موقع من این سوت را به گردنم انداختم و همیشه همراهم است و اگر هم یادم برود سوتم را بیاورم با دهان سوت می‌زنم. سوت تنها سازی است که بدون میکروفن همه آن را می‌شنوند و می‌تواند توجهات را به خود جلب کند. سوت جرقه‌ای است که برای یک لحظه حواس‌ها را جمع می‌کند و تماشاگران را به کاری که شما می‌خواهید انجام دهید، متمرکز می‌کند. از سوت در هیپنوتیزم هم استفاده می‌کنم.

* به نظرتان بهترین شعبده‌بازها چه کسانی هستند؟

از نظر من چارلی چاپلین و حتی ادیسون شعبده‌بازان خوبی هستند!

* چرا ادیسون؟

چون ادیسون برق را کشف کرده است. من به کسانی که کارهای عجیب می‌کنند، شعبده‌باز می‌گویم. مثلاً هرکس خوب قلم بزند، شعبده باز است و یا به فوتبالیست‌ها می‌گویند جادوگر چون کاری که می‌کنند آنقدر خوب است که انگار جادو می‌کنند.

* بسیاری از مردم هنوز درک درستی از شغل شما ندارند، پس از سال‌ها فعالیت فکر می‌کنید، نگاه‌ها در این زمینه چرا تغییر چندانی نداشت است؟

یکی از مهمترین دلایلی که من را وادار کرد «انجمن هنرمندان سرگرمی‌های نمایشی» را راه اندازی کنم به خاطر به کار بردن همین «مطرب» بود. زمانی که من به کشورهای عربی می‌رفتم به هنرمندان خیلی شاخص و برجسته، مطرب می‌گفتند اما در ایران برای تحقیر به هنرمندان ما می‌گفتند مطرب. سال‌ها قبل به خواستگاری دختری رفتم اما او را به من ندادند چون از نظر آنها من مطرب بودم.

حتی چندین سال قبل می‌خواستم خانه‌ای را اجاره کنم. صاحبخانه به من گفت چه کاره‌ای و من برایش شغلم را توضیح دادم. او هم به من گفت پس مطربی! آن موقع بود که من شکستم و دیدم خیلی‌های دیگر هم همین مشکل را دارند، همین شد که انجمن هنرمندان سرگرمی‌های نمایشی را زیر نظر وزارت ارشاد راه اندازی کردم تا هرکس به من گفت مطرب، کارت شناسایی معتبرم را نشانش دهم، البته الان این مساله خیلی کم رنگ تر شده است.

* دهه ۶۰ و ۷۰ شما در تلویزیون خیلی فعال بودید و برای نسل هم سن و سال من حضور شما در برنامه‌های «هشیار و بیدار»، «دیدنی‌ها» و «جدی نگیرید» خاطره انگیز بود…

معمولاً در اکثر برنامه‌های تلویزیونی که حضور پیدا می‌کردم شعبده بازی را آموزش می‌دادم. به خودم می‌گفتم چه ایرادی دارد که هموطنانم برخی ترفندها را یاد بگیرند. یک قطره از دریا برداشتن که مشکلی پیش نمی‌آورد.

آن زمان که من به تلویزیون می‌رفتم، یکی دو شبکه بیشتر وجود نداشت و مردم هم پیگیر برنامه‌های تلویزیونی بودند و برای بچه‌ها هم جاذبه داشت. برای جلب بچه‌ها سعی کردم ابتدا به کاراکترم یک لهجه هندی بدهم و از کلمات من درآوردی استفاده کنم تا برایشان جذاب و بامزه باشد.

یکی از مشکلاتی که تلویزیون در ارائه کار ما دارد این است که تصویربردارها با ما هماهنگ نیستند و وسط اجرای برنامه شعبده‌بازی تصویر را کات می‌زنند به جاهای دیگر در حالی که تصویر در هنگام اجرا باید روی تصویر مدیوم شعبده‌باز ثابت بماند و فقط یک دوربین حضور داشته باشد.

* پس خودتان تمایل داشتید که دیگر کمتر در تلویزیون برنامه اجرا کنید؟

اتفاقاً چند وقت قبل طرحی شبیه به برنامه «عصر جدید» احسان علیخانی که برنامه‌ای استعدادیابی بود از طرف فرد دیگری به تلویزیون ارائه و تصویب هم شد که من قرار بود به عنوان داور در این برنامه حضور داشته باشم اما چون هزینه‌ها را پرداخت نمی‌کردند و پروژه طولانی شده بود، از ساخت آن منصرف شدند که بعداً دیدم آقای علیخانی شبیه این برنامه را ساخته است.

* در چند سال اخیر رویکرد تلویزیون در مورد تولیدات سرگرمی‌محور تغییر کرده و علاقه بیشتری به ساخت چنین برنامه‌هایی نشان می‌دهد که نمونه‌اش «خندوانه» و یا برنامه‌های استعدادیابی مثل «عصر جدید» است. نظرتان در مورد چنین رویکردی چیست؟

کاری که احسان علیخانی پی‌ریزی کرده کار بسیار خوبی است و حتی معتقدم خیلی دیر انجام شده است. برنامه‌های با رویکرد سرگرمی همیشه بیننده خودش را داشته است و این مدل برنامه‌های استعدادیابی در همه جای دنیا وجود دارد. البته داورها باید در زمینه سرگرمی‌هایی که ارائه می‌شود سررشته داشته باشند و من اطلاع دارم بسیاری از هنرمندان ما به دلیل ناآشنایی داوران با کاری که آنها می‌کنند، در این مسابقه شرکت نکرده‌اند. مثلاً به این فکر کنید یک شعبده باز بخواهد کار بازیگران را داوری کند، خب معلوم است که اشتباه داوری می‌کند؛ چون چیزی از بازیگری نمی‌داند.

* شعبده‌بازهایی که در برنامه «عصر جدید» شرکت کردند از هنرجویان شما بودند؟

سعید فتحی روشن، هنرجوی من بوده و رشته منتال را پیش من یاد گرفته است. محمد حیدری و محمد خواجی که پازل زندگی را اجرا کردند و کامیار یاراحمدی معروف به خلیفه که نبضش را در برنامه متوقف کرد هم از اعضای انجمن هستند. کاری را که خلیفه روی صحنه انجام داد با مشورت من اجرا کرد؛ کاری که بسیار شگفت‌انگیز بود و حتی رکورد کریس انجلرا هم زد اما متأسفانه داوران کار متفاوت او را درک نکردند.

* در جهت معرفی افراد بااستعداد در این حوزه فعالیت‌هایی هم داشته‌اید.

بله. ما توانستیم نخستین جشنواره سراسری سرگرمی‌های نمایشی را در خوزستان برگزار کنیم که سه سال قبل در زمان آقای مرادخانی در معاونت هنری وزارت ارشاد انجام شد و وی به ما کمک زیادی کرد. قرار است دوره بعدی این جشنواره را با کمک اداره کل هنرهای نمایشی و آقای کرمی در تهران برگزار کنم. این جشنواره هزینه زیادی هم ندارد و دنبال گیشه هم نیستیم بلکه فقط می‌خواهیم کاری کنیم که این بچه‌ها معرفی شوند و کارشان دیده شود.

همچنین قصد دارم نخستین جشنواره سراسری شعبده بازان ایران را مردادماه ۹۸ در یکی از استان‌های خوش آب و هوای ایران برگزار کنم. همه مجوزها و نامه نگاری‌های برپایی جشنواره انجام شده و اسپانسر جشنواره هزینه رفت و آمد و اسکان شرکت کنندگان را تقبل خواهد کرد که اتفاق بسیار خوشایندی است.

* تا به حال به این فکر کردید که شعبده‌هایی در ابعاد کارهای کریس انجل و یا دیوید کاپرفیلد اجرا کنید. اصلاً امکانات و هزینه چنین کاری در ایران تأمین می‌شود.

برادرم بهنام در این زمینه فعال است و مثلاً آدم‌ها را غیب یا نصف می‌کند. ۴ برادر من و پسرم همگی شعبده باز هستند و در زمینه‌های مختلف فعالیت می‌کنند. من اولین جشنواره خیابانی را در دهه فجر برگزار کردم به شکلی که از میدان امام حسین تا میدان آزادی تریلی‌های مختلف حرکت می‌کرد که رویشان آکروبات بازها و ژانگولربازها برنامه اجرا می‌کردند. در این برنامه ماسک همه شخصیت‌های مشهور دنیا را از هالیوود به ایران آورده بودم و با آنها مردم را سرگرم می‌کردیم.

ما در شعبده بازی کاری داریم که به آن می‌گویند «استریت مجیک» یعنی شعبده‌های خیابانی که بیشتر مختص دیوید بِلین بوده و کارهایی که می‌کند مثل دیوید کاپرفیلد است اما کریس انجل شعبده‌هایش حقه‌های سینمایی هستند. تا به حال کسی کریس انجل را روی صحنه ندیده است و همه کارهایش با جلوه‌های ویژه است و سیاه لشکرهایی را مثلاً در یک پاساژ جمع می‌کند و کارش را انجام می‌دهد. معتقدم افرادی مثل کریس انجل تاریخ مصرف دارند و بعد از مدتی دستشان رو می‌شود. درست است که او شعبده باز، ورزشکار، آکروبات باز و موتورسوار قهاری است اما نمی‌تواند روی استیج برنامه اجرا کند.

سرمایه داران شعبده که زورشان به دیوید کاپرفیلد نمی‌رسید، تصمیم گرفته‌اند که از کریسانجل حمایت کنند و او را روبروی دیوید کاپرفیلد قرار دهند. آنها از او حمایت زیادی کردند و کاپرفیلد هم هیچ واکنشی به حضورش نشان نداد ولی بعداً حقه‌هایش برملا شد در حالی که کاپرفیلد همچنان حضور دارد و فعال است.

در پاسخ به برنامه‌های بیرونی کریسل انجل، دیوید کاپرفیلد جمعیتی را برد روی یک تپه و مثل کابوی‌ها طنابی را انداخت دور ماه و ماه را با طناب این طرف و آن طرف کشید. من اصولاً احترام زیادی برای دیوید کاپرفیلد قائل هستم چون او فرد بسیار باهوشی است. او مجسمه آزادی را غیب کرد، از دیوار چین رد شد و از زندان آلکاتراز که هیچکس نتوانسته از آن فرار کند، فرار کرد و بعد در آخرین مرحله روی صحنه و در حضور تماشاگران پرواز کرد. بعد از او شعبده بازان دیگری هم پرواز کردند اما مهم این است که چه کسی اولین بار این کار را انجام داد.

* صحبت پایانی اگر باقی مانده بفرمائید.

-یکی از امتیازات خوبی که من در ارشاد پیدا کردم عضو شدن در مؤسسه هنرمندان پیشکسوت است که ۴ سال است عضو این انجمن هستم. این عضویت امتیاز بسیار بزرگی است چون هر هنرمندی را عضو آنجا نمی‌کنند و شرایط ویژه و گذشتن از فیلترهای مختلفی لازم دارد. در این مؤسسه با همه هنرمندان قدیمی در حوزه‌های مختلفی موسیقی، تئاتر، سینما و تجسمی معاشرت می‌کنم که برایم بسیار خرسند است و هر وقت دلم تنگ می‌شود به مؤسسه هنرمندان پیشکسوت می‌روم.

* مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

غرامت میلیونی جفری راش بابت یک افترا/ اتهام سوءرفتار جنسی رد شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شکایت جفری راش از روزنامه دیلی تلگراف تحت مالکیت رابرت مرداک، بابت «افترا» از سوی دادگاه پذیرفته شد و حالا این بازیگر می‌تواند به زودی چند میلیون دلار غرامت دریافت کند.

به گزارش سینماپرس به نقل از گاردین، دادگاهی در سیدنی رأی بر این داد که روزنامهدیلی تلگراف با انتشار گزارشی جعلی مبنی بر اینکه جفری راش بازیگر مطرح سینما طی مراحل تهیه نمایش تئاتر «شاه لیر» رفتار نامناسب جنسی داشته، دست به افترا زده است.

در نتیجه دادگاه شرکت نیوز کُرپ که صاحب روزنامه است را وادار به پرداخت بیش از ۸۵۰ هزار دلار به این بازیگر کرد و این احتمال وجود دارد که این بازیگر محبوب بتواند میلیون‌ها دلار دیگر هم دریافت کند.

قاضی مایکل ویگنی روز پنج‌شنبه به دادگاهی در سیدنی گفت گزارش‌های منتشرشده علیه این بازیگر از همه نظر عاری از حس مسئولیت و نامعتبر هستند و تخمین زد که در نتیجه این زیر سوال رفتن آوازه حرفه‌ای، درآمد بازیگری راش تا حدود دو سال تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

راش بعد از بیرون آمدن از جلسه دادگاه از همسر و فرزندش برای حمایت‌شان در بازه‌ای بسیار سخت تشکر کرد.

در ماه نوامبر ۲۰۱۷ مشخص شد که ارین جین نورویل هم‌بازی راش در «شاه لیر» کسیبوده که این اتهام‌ها را علیه او وارد کرده است. قاضی گفت شواهد موجود «کاملا علیه» این بازیگر و همچنین روزنامه دیلی تلگراف هستند که تحت مالکیت رابرت مرداک قرار دارد.

ویگنی گفت «من کاملاً متقاعد نشدم که خانم نورویل شاهدی معتبر است». با این حال،نورویل بعد از بیرون آمدن از جلسه دادگاه گفت پای تمام چیزهایی که در دادگاه گفتهمی‌ایستد و اضافه کرد که این پرونده برای همه آسیب‌زننده بوده است.

ویگنی بیش از ۸۵۰ هزار دلار به عنوان غرامت به راش اهدا کرد.

او همچنین گفت متخصصانی برای بررسی میزان غرامت‌های پرداختی بیشتر به راش تعیین خواهند شد چون به احتمال زیاد راش تا ۱۲ ماه بعد از این مسئله نمی‌تواند هیچ پیشنهاد کاری خوبی پیدا کند و در ۱۲ تا ۱۸ ماه بعد هم درآمد او ۵۰ درصد درآمد معمول و در ۱۸ تا ۲۴ ماه بعد ۷۵ درصد درآمد معمولش خواهد بود.

روزنامه دیلی تلگراف مقاله اصلی خود را در صفحه اولش در ماه نوامبر ۲۰۱۷ منتشر کرد و گفت اطلاعاتش بر اساس یک شکایت ناشناس تقدیم شده به شرکت تئاتر سیدنی است. روز بعد مقاله‌های بیشتری منتشر شدند که این ادعاها را تشدید می‌کردند. بعد از آن راش از این روزنامه و نویسنده مطلب شکایت کرد و گفت این مقاله‌ها تلقین می‌کند که او یک منحرف جنسی است و مرتکب سوءرفتار جنسی شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع