X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

طنز «زندگی شگفت‌انگیز است» روی آنتن شبکه ۲ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مینی سریال طنز «زندگی شگفت‌انگیز است» به کارگردانی مجتبی چراغعلی از روز یکشنبه ۱۹ اسفندماه بروی آنتن شبکه دو سیما می‌رود.

به گزارش سینماپرس، عبدالرضا فیروزان تهیه‌کننده « زندگی شگفت‌انگیز است » در مورد زمان پخش این مجموعه طنز تلویزیونی گفت: طبق اعلام مدیران شبکه دو سیما، با پایان پخش سریال «تاریکی شب روشنایی روز» ،  این مینی سریال از روز یکشنبه ۱۹ اسفندماه ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه دو سیما پخش می‌شود.

این تهیه‌کننده افزود: مراحل فنی این مجموعه مدت‌هاست به پایان رسیده و تدوین این مجموعه توسط حسین غضنفری هم‌زمان با تصویربرداری آن آغازشده بود که اواسط مهرماه به پایان رسید. پس‌ازآن سایر مراحل فنی کار ازجمله اصلاح رنگ، صداگذاری ، ساخت موسیقی توسط کاوه عزیزی، امیر قربانی و محمدمهدی گورنگی نیز به اتمام رسید.

«زندگی شگفت‌انگیز است» یک کمدی اجتماعی است که به مشکلات خانواده از نگاه طنز می‌پردازد. در این مجموعه قصه زندگی زوج جوانی به نام‌های «روزبه» و «سیمین» روایت می‌شود. آن‌ها قصد جدایی از هم رادارند، اما طولی نمی‌کشد که برخی اتفاقات شگفت‌انگیز آن دو را در مسیر تازه‌ای قرار می‌دهدو.. .

تصویربرداری این مجموعه هفت‌قسمتی که در سیما فیلم تولید شده تابستان سال ۹۷ در یک سرای محله در غرب تهران انجام شده است.

رضا داوود نژاد، سحر ولد بیگی، حمید لولایی، نگین معتضدی،مهران رجبی، خشایار راد، ساناز سماواتی، فرهاد بشارتی، آرش نوذری، افسانه ناصری، کیمیا گیلانی، فاطمه شکری، ماهان عبدی، ندا دیبا،پریسا رضایی، غلامرضا رضایی، مهدی طهرانی، مهدی دانایی مقدم و هنرمند خردسال مانی فیروزان در این سریال بازی دارند.

دیگر عوامل اصلی این سریال عبارت‌اند از: نویسنده: حمید طاهری، مدیر تصویربرداری:خسرو دادگر مرام، تصویربردار :مهدی دادگر مرام،تدوین: حسین غضنفری،مدیر تولید : نعمت‌الله یمینی،طراح گریم: نوید فرح مرزی،صدابردار:امید قربانی،طراح صحنه:سعید اسدی،طراح لباس : مهسا قره خانی،مدیر برنامه‌ریزی : سعید عباسی،دستیار اول کارگردان: حمید قاسمی،منشی صحنه : آرزو قربانی،عکاس و تصویربردار پشت‌صحنه : محمدمهدی پور،جانشین تولید : محمود ریحان صفت،مدیر تدارکات : بهرام صادقی،دستیار تهیه : غلامرضا رضایی،گروه تصویربرداری : حمیدرضا کردبچه ،محمد موسوی ،حسن غفار پور ،عباس پرهیزکار،گروه صحنه و لباس : حسین آزادی ،الهه امرانی ،مجید میکائیلی،گروه گریم : فاطمه اسدی کاوان،محمدرضا جوقطایی، گروه صدا : سهیل حسین‌خانی ، علی میرزاده، گروه تدارکات و حمل‌ونقل : علیرضا کاویان منش، مصطفی سلطانی ،سعید موذنی، علیرضا برزیده کار، احمد پیرینه، مهدی یمینی.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم های عبدالله اسکندری، این هفته در شبکه نمایش – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: این هفته در بخش مرور آثار، فیلم های عبدالله اسکندری یکی از چهره پردازان مطرح سینمای ایران، در بخش «صحنه گران» (مرور آثار) جا نمایی شده است.

به گزارش سینماپرس؛ عبدالله اسکندری یکی از چهره پردازان سینمای ایران است. وی چهره‌پردازی را از سال ۱۳۵۱ زیر نظر بیژن محتشم در تلویزیون ملی ایران آغاز کرد. اسکندری از جمله اولین هنرمندانی است که توفیق یافت چهره‌پردازی را بر اساس شخصیت بنیاد نهد.
وی توانست با سی و دو سال تلاش بی‌وقفه و ارزشمند در عرصه چهره‌پردازی و تربیت شاگردان فراوانی که بسیاری از آن‌ها هم‌اکنون جزو طراحان خوب چهره‌پردازی ایران هستند باعث شود تا مجله معتبر چهره‌پردازی Make-up artist، کشور ایران را در زمره ده کشور برتر جهان و اسکندری را جزو ده طراح مهم جهان در سال ۱۹۹۹ برگزیند.
او تاکنون ۶ بار موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی جشنواره فیلم فجر و نیز برنده تندیس خانه سینما شده‌است. عبدالله اسکندری تاکنون بیش از یکصد و شصت پروژه سینمایی و تلویزیون را در ایران طراحی کرده‌است که از جمله آثار شاخص و به یاد ماندنی آن می‌شود به هزاردستان، روز واقعه، ، مادر، مسافر ری و … اشاره کرد.
اسکندری کار خود را با سریال «هزاردستان» پس از انقلاب ادامه داد که طراحی و اجرای چهره‌پردازی این مجموعه هنوز هم یکی از کارهای شاخص این رشته در ایران محسوب می‌شود.
از دیگر کارهای شاخص این هنرمند می‌توان به طراحی و اجرای چهره عزت‌الله انتظامی و گوهر خیراندیش در فیلم «بانو» به کارگردانی داریوش مهرجویی اشاره کرد که نشان از تبحر بالای این هنرمند دارد.
فیلم های «هیوا»، «مسافر ری»، «زرد قناری»، «سوغات فرنگ»، «مادر»، «دختری با کفش های کتانی» و «ناخدا خورشید» آثاری هستند که در بخش مرور آثار “عبدالله اسکندری” ، به ترتیب از شنبه ۱۸ اسفند تا جمعه ۲۴ اسفندماه ، ساعت ۲۱ از شبکه نمایش پخش می شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

️انتقاد «بهروز افخمی» از شایعات مطرح شده درباره فوت «غلامرضا تختی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در بخش ابتدایی برنامه «نقد سینما» بهروز افخمی گفت: دست ساواک در زندگی تختی در همه اسناد تاریخی وجود دارد و قابل چشم‌پوشی نیست. افسانه سانتی‌مانتال آقای مشایخی خوشایند دوستان تازه لیبرال شده‌ای است که از اسطوره شکنی از سوی هنرمندان ذوق زده شده‌اند.

به گزارش سینماپرس، برنامه تلویزیونی نقد سینما شب گذشته در نخستین قسمت هفتگی خود به نقد فیلم «آشغالهای دوست داشتنی» با حضور آرش خوشخو و میلاد دخانچی  و بررسی پرونده اسکار ۹۱ با حضور سعید مستغاثی و امیر قادری به بررسی پرونده اسکار ۹۱ پرداخت.

️انتقاد «بهروز افخمی» از شایعات مطرح شده درباره فوت «غلامرضا تختی»

در بخش ابتدایی برنامه این هفته نقد_سینما بهروز افخمی گفت:  «نه در پیش از انقلاب و نه پس از آن این حادثه با قطعیت خودکشی مطرح نشده است. دست ساواک در زندگی تختی در همه اسناد تاریخی وجود دارد و قابل چشم‌پوشی نیست. افسانه سانتی‌مانتال آقای مشایخی خوشایند دوستان تازه لیبرال شده‌ای است که از اسطوره_شکنی از سوی هنرمندان ذوق زده شده‌اند.»

در بخش دیگر این برنامه، نقد_سینما به بررسی پرونده اسکار توسط دو منتقد مطرح سینما پرداخت.️ سعید مستغاثی در باره این آکادمی گفت :
 «اسکار را باید با ویژگی‌های خودش شناخت. این جشن با یک بیانیه که دنبال مطرح کردن سینمای آمریکا و فرهنگ و ایدئولوژی آن است، آغاز می‌شود پس چرا ما این بیانیه را نادیده می‌گیریم؟ مانیفستی که می‌گوید اسکار ، صنعت و فرهنگ امریکا را تقویت می‌کند و هنر در درجه اول اهمیت قرار نمی‌گیرد. هر سال کنار این اهداف یک تم غالب هم دارند.»

 «چه چیزی این رای‌ها و این گرایش‌ها را در ذهن اعضای آکادمی و مخاطبان می‌سازد؟ رسانه‌ها؛ این نظام رسانه‌ای ذهن مخاطبان را برای انتخاب فیلم مورد نظر آکادمی هدایت می‌کند. در سال‌های اخیر هم هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده و اسکار مثل همیشه بر اساس اصول خودش کار می‌کند. افولی که دیده می‌شود، افول سینماست و نه افول اسکار.»

امیر قادری دیگر کارشناس حاضر در استودیو ادامه داد:
 «چیزی که من با آن مخالفم این فجریزه شدن سال‌های اخیر اسکار است، اما با اینکه فیلم‌هایی که من دوست نداشتم جایزه نبرده باز هم فیلم برنده از اصول اسکار رد نشده است. اسکار بعد از «بچه رزماری» و با هالیوود جدید در سال ۱۹۶۸، عقب می‌افتد. اما وقتی خودش را با تحولات هالیوود همسو می‌کند به فیلم‌هایی جایزه می‌دهد که بهترین هستند. با جایزه به «راکی» و «ارتباط فرانسوی» نشان می‌دهد که به جریان‌های مختلف سیاسی اهمیت می‌دهد.»

 «اسکار در سال‌های اخیر به فیلم‌های خوبی جایزه نداده است، اما سرمایه‌داری خودش را اصلاح می‌کند و این وضعیت را درست خواهد کرد. مشکل من این است که خاستگاه این روند مشخص نیست. حتی اگه ضد ترامپ کار می‌کند این موضعش را اعلام نمی‌کند. در آمریکای امروز فضا به سمتی رفته است که فیلمساز مجبور است به سمت فضای غالب سوق پیدا کند. در نتیجه تعداد تماشاگران پایین می‌آید و ترامپ اظهار نظر می‌کند و هالیوود مجبور می‌شود برای بالا بردن مخاطب به سمت فضای فکری فیلمساز برود. این اتفاق در دوره‌های مختلف تکرار شده است و این بار هم می‌گذرد.»

بحث و بررسی فیلم آشغالهای دوست داشتنی نیز در نقد سینمای این هفته مورد توجه قرار گرفت.

میلاد دخانچی در باره این فیلم گفت:
«ما در زمان جشنواره سینمای_انفعال را مطرح کردیم و وقتش است واژه جدیدی را جعل کنیم. ما ادعا کردیم سینما دارد فضای موجود را ترویج می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم از مفهوم «پیشرو» استفاده کنیم و بپرسیم این فیلم پیشرو هست یا ارتجاعی و واپس‌گراست و ما را در وضعیت موجود نگاه می‌دارد. فیلم از منظر زیبایی‌شناختی فیلم مهمی نیست و به فیلم تبدیل نمی‌شود. چیزی که فیلم نقد می‌کند یک وضعیت تاریخی است. فیلم می‌گوید ما در موقعیتی با هم بودیم و این همگرایی به دلایلی از بین رفت و این زخم‌ها ایجاد شد.»

 «فیلم در وهله اول درباره یک وضعیت اجتماعی و مجموعه‌ای از اشیا است. شخصیت مادر که به گفته خود فیلم مام میهن است؛ شخصیتی منفعل و غیرسیاسی و بدون جهت‌گیری. پدر و پسری را داریم که آینه همدیگر هستند و دمدمی‌مزاج. دو شخصیت ایدئولوژیک داریم که یکی رزمنده است و یکی کمونیست و هر دو به شدت فاشیست و ارتجاعی هستند. فیلمساز هر لحظه در هر میزانسی که به اشیا و وضعیت نوستالژیک نزدیک می‌شود، موسیقی را وارد می‌کند. فیلمساز می‌گوید جامعه دوست‌داشتنی نیست، این تاریخ و این آشغال‌های دوست‌داشتنی نوستالژیک است که می‌تواند ما را آرام کند. این نوستالژی سازنده نیست و فیلم نه‌تنها ضدمردم، بلکه علیه تاریخ است. فیلم به شدت طرفدار وضع موجود است و آن را بازسازی می‌کند.»

«ما یک جامعه متننوع و متکثر هستیم. نباید اجازه دهیم برخی از این سلیقه‌های سیاسی و فرهنگی از گفتمان رسمی خارج شوند. فیلم نمی‌تواند وحدت و گفت‌وگوی فرهنگی را فراهم کند. تنها چیزی که از نظر فیلمساز ما را کنار هم می‌آورد آشغال‌های دوست داشتنی است، انگار ما هیچ چیز دیگری جز این اشیا نداریم و این آدرس غلط دادن است.»

️ آرش خوشخو دیگر منتقد سینما درباره این فیلم افزود :
 «من طرفدار فیلم نیستم اما از اینکه فیلم بعد از ۶ سال توقیف، بالاخره اکران شد، خوشحال شدم. اینکه این فیلم توقیف بوده است کاملا منطقی به نظر می‌رسد و اکران آن نشان دهنده روحیه دموکراتیک در جامعه ماست. دیدگاه منتقدانه فیلم نسبت به کل نظام کاملا واضح است. اصلا اینطور نیست که فیلمی که منتقد نظام است حتما رادیکال هم باشد. با آقای دخانچی موافقم که این فیلم، فیلم انفعال است. یک نوع همگرایی غیر ممکن در فیلم تعریف می‌شود.»

«ما نسبت به ویدئو نوستالوژی نداریم، بلکه ویدئو نشانه‌ای از یک رویکرد فرهنگی بود. ویدئو یادآور سختگیری‌های دهه ۶۰ و ۷۰ است که می‌خواهد بگوید این آدم‌ها در آن دوره این‌طور زندگی کردند. این رویکرد مقابل نظام است و فیلم انقدر قدرت ندارد که بخواهد تاریخ را بکوبد. ما در این فیلم شکاف‌هایی را بین آدم‌ها می‌بینیم و مادری که در فیلم ترسیم کرده، واقعا تصنعی است. و دائم می‌خواهد شما را به این سمت ببرد که این شخصیت‌ها با هم خوب هستند.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نگاهی به نمایش «بدون تماشاگر»؛ نقض غرض – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «بدون تماشاگر» می‌خواهد بگوید در تئاتر سانسور شدیدی حاکم است؛ اما هر آنچه قابل سانسور می‌داند را روی صحنه اجرا می‌کند، پس چطور می‌توان پذیرفت نمایشی که سانسور نشده، دم از سانسور می‌زند.

دختر جوانی نمایشی آماده کرده تا پس از مرحله نظارت اولیه و گرفتن مجوز، اثرش را وارد پروسه اجرای عموم کند؛ اما ناظر نمایش، بخش مهمی از نمایش را حذف می‌کند تا در نهایت ملغمه‌ای تازه از دل نمایش پدیدار شود. ملغمه‌ای که خود بدل به یک نمایش دیگر می‌شود که در آن ناظر نمایش به کارگردان و کارگردان جوان به ناظر تغییر شخصیت می‌دهند. این بار نوبت دختر جوان است که نمایش را قلع و قمع کند. این وضعیت باز به جایی می‌رسد که نمایش به مرحله نابودی پیش رود. نتیجه کار بازگشت به پله اول و در نهایت زوال است.

این خلاصه نمایشی است که امید اخوین براساس متنی از ابوالفضل کاهانی در تماشاخانه شهرزاد روی صحنه برده است. نمایشی که عنوان «بدون تماشاگر» را یدک می‌کشد، عنوانش را براساس موقعیت نمایش به دست آورده است. نمایشی که هنوز به یک نمایش بدل نشده است. نمایشی که مخاطب ندارد و صرفاً برای یک ناظر شورای نظارت اجرا شده است. ما هم نمایش را نمی‌بینیم؛ بلکه فقط تعریف و توضیح آن را از زبان دو بازیگر می‌شنویم. کولاژی شکل می‌گیرد که به نظر می‌شود با کنار هم چیدنش به یک داستان واحد دست یابیم؛ ولی واقعیت آن است داستان واحدی در کار نیست. صرفاً بخش‌هایی از نمایشنامه‌های دیگری  است که کنار هم چیده شده و داستان نسبتاً بی‌سرو‌تهی را پدید آورده است.

البته این نقطه قوت نمایش است که نویسنده‌ای توانسته از دل چند داستان متنافر، داستانی تازه بیافریند و آن را در قالبی تازه عرضه کند. اتفاقی که برای نویسندگان اصولاً پست‌مدرن بسیار رخ می‌دهد و شخصیت‌های داستان پیشین را در جهانی تازه با شخصیت‌های تازه وارد می‌کنند و تصویری بامزه از رویدادها را می‌آفرینند. اما در اینجا ما با یک رویکرد پست‌مدرنیستی روبه‌رو نیستیم. در اینجا خبری از اختلاط ژانری و بازی با روایت‌ها نیستیم. بلکه با یک فرار از داستان‌سازی مواجهیم که طی آن قرار است برای رسیدن به داستان اصلی – داستان ممیز و کارگردان – یک روایت فرعی هم بسازیم؛ ولی همین روایت فرعی است که روایت اصلی را پیش می‌برد.

هر آنچه ممیز از صافی سانسور خود می‌گذرد در داستانک‌هایی است که تمایش نادیده و بدون تماشاگر روایت کرده است. اینکه صدای فلان خواننده پخش شده است یا مادر در دستشویی حرف زده است یا اینکه زن مطلقه بدون سرپناه نزد شوهر سابقش بازگشته است. همه اینها چیزهایی است که داستانک‌ها روایت می‌کنند و دست‌مایه سانسور را پدید می‌آورند. داستانک‌ها اما درگیر عدم‌همنشینی می‌شوند و باز به نظر با یک بازی پست‌مدرنیستی روبه‌رو هستیم، بازی که شکل نمی‌گیرد. بلکه صرفاً فضایی پدید می‌آورد که لطایف نمایش شکل بگیرد. همانند تفاوت همسایه آرایشگر و مادر همیشه خندان که هیچ همنشینی اجتماعی و روایی با هم ندارند؛ اما به صرف خلق شدنشان توسط نویسنده، می توانند اسباب مزاح را پدید آورند.

واقعیت ماجرا همین عبارت اسباب مزاح است. شکل نمایشنامه‌نویسی برادران کاهانی در این سال‌ها برآمده از همین رویه است، جایی که بخش مهمی از روایت به یک مزاح خلاصه می‌شود و در یک بزنگاه – اصولاً پایان نمایش – یک رویداد جهان مزاح را کن‌فیکون می‌کند. گویی جهان جذاب شکل گرفته در بطن یک خانواده ناگهان منفجر می‌شود. البته خرج و سوخت این انفجار به تماشاگر نشان داده نمی‌شود. قرار است مخاطب شکه شود. در «بدون تماشاگر» هم این وضعیت وجود دارد. جایی که همه خیال می‌کنند نمایش به پایان رسیده است، ناگهان جای شخصیت‌ها تغییر می‌کند، بدون آنکه خرج این انفجار را به ما نشان دهند. نمایش منفجر می‌شود. اجزایش پراکنده می‌شود و حالا قرار است از بازمانده پیکره پرده اول، پرده دوم آفریده شود. برای همین نمایش در دو پرده آخر کوتاه‌تر است. برای همین است که مصالح کافی برای خلق نمایش دیگر وجود ندارد و همه چی به همان ترفند جابه‌جایی خلاصه می‌شود. ما قرار است به یک بازی قدیمی توجه کنیم. بازی که پیشتر آنتونی شفر در نمایش «بازرس» انجامش داده است.

شفر نیز در نمایشنامه برنده تونی‌اش دست به چنین بازی می‌زند. او در پرده دوم داستان جنایی خود را معکوس می‌کند. در حالی که همه چیز گواه بر یک قتل می‌دهد ناگهان در پرده دوم با یک جابه‌جایی متوجه یک بازی می‌شویم، هر چند این بازی خطرناک است و منجر به فاجعه می‌شود. در نمایش «بدون تماشاگر» نیز چنین می‌شود و این بازی خطرناک به تعطیلی نمایش بدل می‌شود؛ اما این تعطیلی برای چیست؟ دستمایه ناظر برای تعطیلی چیست؟

این پرسش همان چیزی است که نمایش اخوین را برای مخاطب بی‌معنا می‌کند. یک مسئله درون خانوادگی (خانواده تئاتر) قرار است دستمایه یک نمایش شود. موضوع سانسور توسط شورای نظارت و ارزشیابی است. به نظر کارگردان و نویسنده می‌خواهند تجربه شخصی خود را وارد ماجرا کنند؛ اما این مسئله برای مخاطب گنگ است. فرض کنید روی صحنه گفته می‌شود استفاده از موسیقی شجریان مجاز نیست. بعد موسیقی شجریان اجرا می‌شود و ناظر از آن حظ سمعی می‌برد؛ ولی در نهایت دستور به حذفش می‌دهد. یا ناظر می‌گوید رابطه زوج طلاق گرفته باید از داستان حذف شود و وضعیت نمایشی مدام توسط او و کارگردان تشریح می‌شود. به عبارتی آن قطعه محذوف بارها و بارها تکرار و اجرا می‌شود. همان چیزی که قرار بوده سانسور شود؛ اما در «بدون تماشاگر» سانسور نشده است.

مواردی از این دست بسیار است. به عبارتی نمایش – که در دوران سفت و سخت نظارت روی صحنه رفته است – مدعی است در حال واکاوی سانسورهای مرسوم است؛ اما خودش در وضعیت موجود دچار سانسور نشده است. حتی می‌توان چیزهایی دید که برای یک تئاتری حرفه‌ای، به مثابه یک شخصیت انیمیشنی، چراغی تنگستنی بالای سرش روشن شود که این مورد چرا سانسور نشده است. به عبارتی نمایش نقض غرض است. او مدعی وجود چیزی می‌شود که در مورد خودش مصداقی پیدا نکرده است.

برخلاف نمایش‌هایی که در گذشته با موضوع سانسور روی صحنه رفته‌اند، همانند برخی از آثار محمد یعقوبی، وجود سانسور در نمایش موجود نیست؛ بلکه خود سانسور بدل به موقعیت کمیک شده است و این کمدی به مثابه ردیه بر وجود سانسور است. یک پارادوکس رفتاری شکل می‌گیرد که مخاطب و به خصوص اهالی تئاتر را سردرگم می‌کند. این سردرگمی هم از زمانی شکل می‌گیرد که مناسبات نظارت و ارزشیابی اثر در نمایش در شکل واقعیش نمود پیدا نمی‌کند؛ بلکه به نفع دراماتیک شدن اثر، تغییر شکل می‌دهد. قرار است ما با یک رویه دراماتیک روبه‌رو باشیم؛ اما آن هم به وجود نمی‌آید. همان لفافه مزاح‌سازی است که از یک تراژدی روز به یک کمدی دم‌دستی بدل می‌شود. کافی است به بازی بازیگران دقت کنیم که صرفاً فاز تمسخر و هجویه دارد. آنان یک ژست برای خود برگزیده‌اند و قرار نیست در این ژست شخصیتی را مبتادر کنند. حتی می‌توان در بازی آنها رگه‌هایی از رفتارهای برخی ممیزان اداره کل هنرهای نمایشی را هم دید. انگار برای خلق شخصیت خود به شیوه نمایش‌های کاریکاتوری، وجوهی را به عاریه گرفته‌اند؛ اما این عاریه‌گیری هم به نمایش کمکی نمی‌کند.

نمایش در اجرا به شدت وابسته به همان ژست و اداهای بازیگرانش است. ژست‌هایی که شکسته نمی‌شوند. ثابت و راکد پیش می‌روند و قرار نیست در بالا و پایین‌های نمایش درام را همراهی کنند. یک نمایش با یک بسته‌بندی جذاب و محتوای هیچ. نه خبری از کارگردانی خاصی است و نه خبری از رویدادهای جذاب. علی سرابی یک تنه روی صحنه آزاده صمدی را محو می‌کند و اغراق‌هایش مخاطب را خسته می‌کند. تمام تلاش برای رسیدن به همان مزاحی است که شکل نمی‌گیرد. دو ساعت نمایش و تنها چند دقیقه خنده مخاطب، به معنی شکست است؛ چون تراژدی واقعی بیرون از نمایش در حال رخ دادن است.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

چه‌کسانی از اپلیکیشن‌ ها در تلویزیون سود می‌برند؟ / جای نظارت خالیست – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مردم متأسفانه در امتداد منافع این سامانه‌ها قربانی می‌شوند تا جایی که درآمدهای زیاد این سامانه‌ها پایشان را به تلویزیون و برنامه‌سازی باز می‌کند و مسابقات زیادی در تلویزیون به‌وجود می‌آورد.

 ماجراهای پول‌های کثیف یا مشکوک در سینما و شبکه نمایش خانگی مدتی است که تبدیل به یک مناقشه و بحثی داغ در محافل مختلف و به‌خصوص رسانه‌ها شده است. بخشی از آن‌ها مربوط به حضور سرمایه‌گذارانی می‌شود که هیچ دلسوزی برای هنر و هنرمند ندارند و فقط در تلاش هستند به منافع‌ شخصی‌شان دست پیدا کنند، حالا چه اتفاقی برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم بیفتد خیلی برای صاحبان سرمایه اهمیتی ندارد؛ حالا این اتفاق در تلویزیون تکرار می‌شود. خطر اپلیکیشن‌ها، ستاره‌ها و اسپانسرها آن‌قدر نگران‌کننده است که قربانیان آن مردم و هنرمندان هستند.

زیرا مردم هنرمند را می‌شناسند و صرف علاقه و اعتمادی که به آن هنرمند دارند پای تماشای برنامه‌ می‌نشینند. اینجا سرمایه‌گذار با پولی که خرج می‌کند هم به هنر و هم به هنرمند آسیب می‌زند، چون قائله اپلیکیشن‌ها یک اتفاقات پشت‌پرده‌ای دارد که آرام‌آرام نهان می‌شود. یک نمونه آن گلایه شرکت‌کنندگان «برنده‌باش» است، اتفاق دیگر آن آرای مشکوک به جشنواره جام‌جم است. از این اتفاقات تا به حال زیاد افتاده و شاید پای چند نمونه آن به فضای رسانه باز شده باشد.

پول کثیف یعنی رسالت هنر و دغدغه هنرمند نسبت به خواسته‌های مردم و مطالبه عدالت اجتماعی و مقابله با مفسدان اقتصادی تعطیل، یعنی حق‌السکوت و این یعنی تنزل در هنر نمایشی و رونق فیلم‌هایی مبتذل و بی‌محتوا که در پی خواب کردن‌ تماشاگر باشند و کاری به بیداری مخاطبان و نهیب به رانت‌خواران و آقازاده‌های عافیت‌طلب و ژن‌های خاص نداشته باشند. این اتفاق باعث می‌شود برنامه‌های تلویزیون آن‌طور که باید و شاید نتوانند تأثیری بر روی مخاطب داشته باشند و به تعبیر “داریوش فرهنگ” و خیلی از هنرمندان و صاحب‌نظران همیشه تلویزیون از جامعه عقب‌تر باشد.

روح‌الله مومن‌نسب پژوهشگر فضای مجازی

صاحبان اپلیکیشن‌ها درآمدهای سرسام‌آوری دارند

روح‌الله مومن‌نسب پژوهشگر فضای مجازی درباره معضلات اسپانسرها و اپلیکیشن‌ها در تلویزیون گفت:  متأسفانه هرجایی که تجارت غلطی راه‌اندازی می‌شود پای پول‌های کثیف به آن‌جا باز می‌شود. در حاشیه آن متأسفانه نارضایتی‌هایی بوجود می‌آید که یکی از آن‌ها به همین پیامک‌های تبلیغاتی برمی‌گردد که اپلیکیشن‌ها به عنوان ارزش‌افزوده خودشان به مردم تحمیل می‌کنند. روزانه مبلغی از مردم کم می‌شود به واسطه این پیامک‌های تبلیغاتی که آدرس این اپلیکیشن‌ها را می‌دهند. نصب برخی از این اپلیکیشن‌ها هم امروز با تبلیغات عجیب و غریب‌شان به یک بستر بخت‌آزمایی با همان بازی شانس تبدیل شده است. صاحبان این اپلیکیشن‌ها درآمدهای سرسام‌آوری دارند که وصف‌ناپذیر است.

صداوسیما مجبور است از طریق تبلیغات، ارتزاق کند

وی با اشاره به اینکه صداوسیما خودش یکی از بخش‌هایی است که باعث شده این اپلیکیشن‌ها بیشتر دیده شوند، تصریح کرد: مردم امروز از برخی آسیب‌های این اپلیکیشن‌ها و رفتار متناقضی که در تبلیغ و اجرا دارند، ناراضی‌اند. یکی از این نهادهایی که باعث شده این اپلیکیشن‌ها بیشتر دیده شوند همین سازمان صداوسیماست. صداوسیما به خاطر بودجه‌هایی که دولت قطع کرده و فشارهای اقتصادی که هر روز هم بیشتر می‌شود، زیرا باید جوابگوی عیال زیادی (کارمندان) که دارد باشد. مجبور است پولی را از طریقی تأمین کند و متأسفانه از طریق تبلیغاتی که برای مردم مزاحمت ایجاد می‌کند بدست بیاورد.

اپلیکیشن‌ها و سامانه‌ها برخی اوقات خودشان را تحمیل می‌کنند

مومن‌نسب تأکید کرد: بخش دوم وزارت ارتباطات است که مستقیماً از ترافیک اینترنت درآمد بسیاری کسب می‌کند. طبیعتاً به خاطر منافع خودش هم نظارت درستی انجام نمی‌دهد؛ بسیاری شکایت دارند که چرا در وزارت ارتباطات باید سامانه‌هایی ایجاد شود به صورت ناخودآگاه پیامکی داده و ماه به ماه مبلغی را باید مردم بپردازند یا در قبض موبایل‌شان درج یا از شارژ اعتباری‌شان کم می‌شود.  برخی اوقات هم سوالی از مخاطب نمی‌پرسند و به مردم تحمیل می‌شود. خودم این اتفاق را به عینه دیده‌ام که اپلیکیشن‌ها و سامانه‌ها گاهی هیچ اجازه‌ای از مخاطب نمی‌گیرند و اتوماتیک این کار انجام می‌شود.

اپلیکیشن‌ها آنقدر درآمد دارند «برنده‌باش» برگزار می‌کنند

وی افزود: متأسفانه وزارت ارتباطات در موضوع اینترنت هم قانون‌گذاری می‌کند و هم خودش متنفع است. این انحصار در اجرای قانون فناوری که باعث می‌شود وزارت ارتباطات نتواند نظارت مناسبی داشته باشد. مردم متأسفانه در امتداد منافع این سامانه‌ها قربانی می‌شوند تا جائیکه درآمدهای زیاد این سامانه‌ها پایشان را به تلویزیون و برنامه‌سازی باز می‌کند و یک مسابقه‌ای تحت عنوان «برنده‌باش» یا مسابقات و برنامه‌های دیگر بوجود می‌آیند.

 

ماجرای پیامک‌های برنامه نود از چه قرار است؟

این پژوهشگر فضای مجازی به درآمد پیامکی از برنامه نود هم اشاره کرد و گفت: میلیاردها تومان خرج می‌کنند تا صاحب سامانه پیامکی برنامه نود بشوند. چقدرپشت ۲۰۰۰۹۰ پول درمی‌آورند یک محاسبه‌ای نیاز دارد که به راحتی بدست می‌آید. وقتی برنامه نود اعلام می‌کند نظرتان درباره این اتفاق چیست یک شماره‌ای را پیامک کنید یک میلیون نفر پیامک می‌زنند. می‌دانید فرستادن عدد هم پیامک انگلیسی محاسبه می‌شود و پیامک انگلیسی سه برابر پیامک فارسی هزینه دارد. سپس یک پیامکی هم از طرف برنامه به شما زده می‌شود تشکر می‌کنیم پیام دادید این هم هزینه‌ای برای آن سامانه دارد. در هر دوی این اتفاقات، وزارت ارتباطات منفعت می‌برد؛ پشت این اتفاق یک اقتصاد بزرگ وجود دارد.

هدف صداوسیما در تبلیغات، وسیله را توجیه می‌کند

مومن‌نسب با اشاره به دسته منفعتی که از حضور اپلیکیشن‌ها عایدشان می‌شود، گفت: این سه دسته منفعت‌طلب حوزه اپلیکیشن‌ها باید ساماندهی شوند. سازمان صداوسیما پول تبلیغات می‌گیرد و هدف وسیله‌اش را توجیه می‌کند و هرچیزی را تبلیغ می‌کند. وزارت ارتباطات بیشترین درآمد را بدست می‌آورد و هیچ هزینه‌ای هم نسبت به صداوسیما نمی‌کند. شرکت‌ها یا سامانه‌های فعال که در پشت پرده این اتفاقات هستند هم اغلب متعلق به افرادی هست که پشت‌شان خیلی گرم است و یک طور مافیا برای خودشان هستند.  

جنگ زرگری وزارت ارتباطات و صداوسیما در پیامک‌های مشکوک

وی در پاسخ به این سوال که چرا این همه بلبشو برای پیامک‌های جشنواره جام‌جم بوجود آمد گفت: این اتفاق به جنگ زرگری می‌ماند که وزیر ارتباط با محکوم کردن تلویزیون خودش را می‌خواست میان عوام، محبوب کند و از طرفی دیگر تلویزیون هم یک بازی عملیات روانی ایجاد شد. حالا اگر نفر اول فلان برنامه یا فلان نفر بشود چه نفعی برای نظام و مردم دارد! این رقابت ناسالمی بود که برخی از تهیه‌کنندگان صداوسیما به پا کردند تا بیشتر سر زبان‌ها بیفتند. این رقابت‌های ناسالم برای مردم‌، زدگی ایجاد می‌کند؛ چرا که هر وقت صداوسیما گفت فلان کار را انجام دهید این اعتماد از بین می‌رود.

باید بودجه‌های عمومی برای صداوسیما تعریف شود

این کارشناس فضای مجازی درباره برخی تبلیغات تلویزیونی گفت: پیش از این شاهد بودیم که روی پدیده شاندیز تبلیغات متعددی روی آنتن می‌رفت و بعد عده‌ای سرمایه‌شان از بین رفت. چیپس و پفک را تبلیغ کردند استفاده گسترده آن برخی را بیمار کرد و حالا در بحث این پیامک‌ها هم نارضایتی‌هایی بوجود آمد که خیلی به نفع رسانه‌ملی نیست. از طرفی حاصل آن آورده‌ای هم برای اقتصاد کشور ندارد؛ واقعاً این چرخه اپلیکیشن‌ها و پول کثیف در سینما و تلویزیون اقتصاد، فرهنگ و هنر را تحت‌الشعاع آسیب‌های خودش قرار می‌دهد.  سازمان صداوسیما نباید از این محل‌های درآمدی، ارتزاق کند و بودجه‌های عمومی باید به کمک این نهاد برود.

جای نظارت خالیست

وی خاطرنشان کرد: از عواض مردم به صداوسیما کمک کنند خیلی بهتر است تا این اتفاقات را در تلویزیون شاهد باشیم. شورای عالی فضای مجازی قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری انجام دهد تا این مشکلات هرچه زودتر برطرف شود. اگر با این دست‌فرمان پیش بروند هیچ امنیت اقتصادی و فرهنگی نخواهد ماند. بعضی از این شرکت‌ها و سامانه‌ها رانت‌های جدی دارند که باید نظارت جدی بر روی آن‌ها انجام شود. به نظرم باید این مطالبه‌گری‌ها را از سازمان صداوسیما و وزارت ارتباطات داشته باشیم تا پاسخگوی مخاطبین باشند.

صداوسیما احساس می‌کند از رقابت با ماهواره عقب‌افتاده است

مومن‌نسب تصریح کرد: ما به سینمای‌مان انتقاد داریم گیشه زده شده است فیلم‌های زرد بدون محتوا بفروشد. در مورد صداوسیما هم متأسفانه توده‌زده شده است؛ اینکه توده‌ای از مخاطبین جذب شوند جزو اصول دست‌اندرکاران امر قرار گرفته است. چون احساس می‌کنند در رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای عقب می‌افتند آن‌ها را الگوی خود می‌دانند. واقعاً اگر مردم بخواهند انتخاب کنند برنامه‌های اصل را برمی‌گزینند نه برنامه‌های فرع! چرا می‌خواهیم “من و تو” را در تلویزیون تکرار کنیم اینجا “من و تو” بیشتر دیده می‌شود.  امروز در بحث کپی‌کردن هم مدیران مقصرند چون به برنامه‌سازان و تهیه‌کنندگان می‌گویند شبیه به چه برنامه‌ای می‌خواهید کار بسازید؟ یا به تهیه‌کننده می‌گویند نصف یا کل هزینه برنامه را از اسپانسر بگیرید و تهیه‌کننده مجبور است آنتن‌فروشی کند و تبلیغات عجیب و غریبی بگیرد آن مبلغ بدست بیاید.

باز شدن پای اپلیکیشن‌ها به سریال‌های پرطرفدار

در جریان شروع و ساخت نسخه سینمایی «پایتخت» که البته به خاطر درگذشت خشایار الوند فعلاً برای عید نوروز آماده نخواهد شد موضوع حامیان مالی بوجود آمد. که البته پیش از این هم شاهد ساخت پروژه‌های پرطرفدار با حمایت اپلیکیشن‌ها و اسپانسرها بوده‌ایم. شاید باب این اتفاق را مهران مدیری با سریال «نقطه‌چین» به تلویزیون باز کرد و در ادامه برخی از کارها تحت‌الشعاع این تبلیغات گلدرشت قرار گرفتند. مصداق این گلدرشت بودن تبلیغات را بتوان در «پایتخت ۲» دید و یکی از این اپلیکیشن‌ها قصد داشت در «پایتخت ۶» و اسپیشال اپیزود «پایتخت» این اتفاق را تکرار کند. به همین‌خاطر در فضای مجازی نوشتند:  «اپلیکیشن‌ها با یک هزینه ۴ میلیاردی حامی مالی پروژه شب عید «پایتخت» شده است و اینکه دیگر سازمان اوج تن به همکاری با سازندگان «پایتخت» نمی‌دهد». خبرنگاربا پیگیری‌هایی که انجام داد یکی از دست‌اندرکاران مهم پروژه «پایتخت» شب عید در این باره توضیح داد: «اسپانسر نداریم، اپلیکیشن‌ها هم هیچ دخالتی ندارد. ما با خود تلویزیون کار می‌کنیم و تلویزیون سفارش ساخت این پروژه را داده است. هیچ اسپانسری در کار امسال ما وجود ندارد و این را هم بدانید آنها محض رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد و مطمئن باشید اگر به عنوان حامی مالی «پایتخت» بودند همه می‌دانستند و همه‌جا اطلاع‌رسانی شده بود.

مسئولین پاسخ درستی ندادند

پیگیری‌ها از مسئولین ذیربط نتیجه‌ای نداد چرا که عمدتاً نخواستند در رابطه با اپلیکیشن‌ها واکنشی داشته باشند. تنها سیدابوالحسن فیروزآبادی دبیر شورایعالی فضای مجازی به جمله‌ای کوتاه بسنده کرد و گفت: درباره اتفاق مسابقه «برنده باش» که یک مقداری مورد توجه قرار گرفته در حال بررسی هستیم، اگر نیاز به سیاستگذاری داشته باشد حتماً شورایعالی فضای مجازی ورود خواهد کرد. منتظر نتیجه بررسی‌ها و گزارش مبسوط مسابقه «برنده‌باش» هستیم؛ در موضوع پیامک‌های مشکوک ورودی نداشتیم.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

لوگو موشن فیلم سینمایی «زندانی‌ها» رونمایی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: لوگو موشن فیلم سینمایی «زندانی‌ها» تازه‌ترین ساخته مسعود ده‌نمکی رونمایی شد.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «زندانی‌ها» از گزینه‌هایِ جدّی اکران نوروزی است.

این فیلم داستان دانشجوی جوانی است که قصد دارد برای پایان‌نامه‌اش روی تعدادی زندانی‌ تحقیق کند.

هدایت هاشمی، هومن برق نورد، بهنام تشکر، برزو ارجمند، بهاره افشاری، بهنوش بختیاری، اصغر نقی‌زاده و امیر نوری از جمله بازیگران فیلم سینمایی «زندانی‌ها» هستند.

عوامل دیگر این فیلم عبارتند از تهیه‌کننده و کارگردان: مسعود ده نمکی، مجری طرح: علیرضا نجف‌زاده، مدیر تولید: امیر ابراهیمی، مدیر فیلمبرداری: فرشاد گل‌سفیدی، تدوین: خشایار موحدیان، طراح صحنه و لباس: بهزاد جعفری، طراح گریم: شهرام خلج، صدابردار: فرشید احمدی، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: امید جزینی، مشاور رسانه‌ای: امید سهرابی، جلوه‌های ویژه میدانی: ایمان کرمیان، جلوه‌های ویژه بصری: سعید خلیلی، عکاس: حسن شجاعی، مدیر تدارکات: جواد قاسمی، محصول مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانه‌ای اوج.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آئین نخستین سالگرد درگذشت «همایون شهنواز» برگزار شد / یک خیابان، فیلم و کتاب برای خالق «دلیران تنگستان» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نخستین‌ سال درگذشت زنده‌یاد همایون شهنواز در حالی برگزار شد که یک خیابان در تهران به نام این کارگردان اختصاص یافت و یک فیلم مستند و کتاب درباره او، رونمایی شد.

به گزارش سینماپرس، مراسم نخستین سال درگذشت زنده یاد همایون شهنواز کارگردان سینما، عصر پنجشنبه ۱۶ اسفندماه در سینماتوگراف موزه سینما برگزار شد.

فاصله اندک بین مرگ و زندگی

در ابتدای این مراسم که با حضور جمعی از مدیران شهری، سینماگران، خانواده و دوستان زنده‌یاد همایون شهنواز برگزار شد، شهباز شهنواز برادر همایون شهنواز) پشت تریبون قرار گرفت و ضمن قدردانی از حضور مهمانان در این مراسم گفت: قبل از هر چیزی وظیفه خودم می‌دانم در این مقطع از کسانی تشکر کنم که در این یک سال سنگ تمام گذاشتند و کمک کردند تا نام همایون بزرگ بماند همچنین از محمدجواد حق‌شناس که به عنوان یک برادر ما را همراهی کرد و محمد ولی‌زاده که کتابی درباره برادرم نوشت تا همایون بیشتر شناخته شود، سپاسگزارم.

وی در ادامه از شهرام اسدی برای تهیه فیلم مستند «آن همایون هنر» تشکر کرد و افزود: آقای حسن‌زاده سردیسی برای همایون ساخته که بسیار زیباست هرچند او همایون را ندیده بود، ولی ساخته او بسیار ارزشمند و خوب است.

شهنواز بیان کرد: مرگ حق است و هرکسی به نحوی از میان ما می‌رود ولی متأسفانه حادثه زمانی بسیار ناگوار و دردناک می‌شود که انتظارش را نداشته باشیم. جریان فوت همایون این چنین بود که او ابتدا در منزل پدری‌مان متوجه نمی‌شود گاز در خانه جمع شده و سپس با کشیدن کبریت باعث انفجار می‌شود. حتی او در ابتدا تصور نمی‌کرد حادثه زیاد سخت باشد اما ۹ روز بعد از حادثه، از میان ما رفت که این نشان می‌دهد فاصله مرگ تا زندگی بسیار کم است.

شهنواز اظهار کرد: هرچند به دلایلی به نوشته‌های او اجازه ساخت ندادند اما او آدمی بود که اصول را زیرپا نمی‌گذاشت، با این وجود صدا و سیما ۳۹ سال حقوق او را نداد. ضمن اینکه گاهی از او می‌خواستند با رأی خودشان فیلمی درباره مصدق و دکتر فاطمی بسازد اما او تن به این کارها نداد.

همایون شهنواز عاشق مردم و ایران بود

در ادامه پوران درخشنده کارگردان سینما به عنوان سخنران دوم این مراسم، مقابل مهمانان قرار گرفت و بیان کرد: بسیار متاسف هستم که یک همکار و دوست عزیز را از دست دادم. او به معنای واقعی عاشق بود به طوری که وقتی طرحی را می‌نوشت آنچنان با اشتیاق از طرحش تعریف می‌کرد که آن فیلم در ذهن ما ساخته می‌شد. همایون شهنواز مردم و زمان خود را به خوبی می‌شناخت و عاشق ایران بود. به یاد دارم در بیمارستان می‌گفت داستانش را تمام می‌کند و مدام امیدوار بود در حالی که ۸۵ درصد سوختگی داشت. همایون عاشق زندگی و مردم بود و دوست نداشت بیکار باشد. هرچند او از کشور رفته بود اما با زحمت به ایران آمده بود و دوست داشت در ایران فیلم بسازد.

این کارگردان اظهار کرد: سریال «دلیران تنگستان» ۱۷ بار بعد از انقلاب از تلویزیون پخش شد اما باز هم به او اجازه کار نمی‌دادند از سوی دیگر حتی نام او را از تیتراژ سریال حذف کرده بودند.

درخشنده در پایان سخنان خود گفت: ما به امید دیده شدن آثارمان توسط مردم زنده‌ایم از سوی دیگر خوشحالم که امروز برای اولین بار خیابانی به نام کارگردان نامگذاری و سردیسی از او ساخته شد. خوشحالم که کسانی وجود دارند که به فکر هنرمندان هستند.

برخی تنها با یک اثر ماندگار می‌شوند

سپس منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما پشت تریبون قرار گرفت و عنوان کرد: من این شانس را داشتم که در فیلم آقای اسدی درباره همایون شهنواز صحبت کنم. زمانی که من وارد رادیو و تلویزیون شدم سال‌ها قبل‌تر از من، همایون در تلویزیون حضور داشت ولی جالب‌تر اینکه زمانی که از رادیو و تلویزیون بیرون آمدم او مدت‌ها قبل از این سازمان خارج شده بود.

وی افزود: آنچه که همه ما به آن اعتقاد داریم این است که هنر و هنرمند ماندگار است. گاهی وقتی می‌شنوم که می‌گویند همایون نتوانست کارهای مورد علاقه‌اش را انجام دهد و من می‌گویم خیلی از ماها نمی‌توانیم همه کارهای مورد پسندمان را انجام دهیم اما اگر یک کار ماندگار انجام دهیم، جای خوشحالی دارد.

در ادامه لادن طاهری سرپرست موزه سینمای ایران در سخنانی کوتاه اظهار کرد: مهم نیست برخی از هنرمندان چند فیلم ساخته‌اند چراکه امثال همایون شهنواز بعد از فوتشان هم تأثیرگذار هستند. در همین رابطه می‌بینیم که یک خیابان را برای او نامگذاری کردند. همه این‌ها از برکت وجود هنرمندی است که در کنار مردم بود و مردم را فراموش نکرد.

ساخت سالی یک سردیس برای بزرگان سینما

سپس رضا حسن‌زاده مجسمه‌ساز و سازنده سردیس همایون شهنواز نیز روی صحنه آمد و گفت: خوشحالم از اینکه این اتفاق از طرف شورای شهر تهران رخ داد تا از هنرمندان به این شکل تجلیل شود.

وی افزود: به مدیرعامل خانه سینما، موزه سینما و شورای شهر اعلام می‌کنم که من سالی یک نیم تنه از بزرگان سینما را به این مجموعه هدیه می‌کنم که البته نیم تنه زنده‌یاد عباس کیارستمی آماده است.

برخی به واسطه همایون شهنواز ۲ بار زاده شدند

در ادامه این مراسم، محمدجواد حق‌شناس رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران پشت تریبون قرار گرفت و عنوان کرد: امروز برای سالگرد همایون شهنواز نیامدید بلکه برای بزرگداشت هنر، دانش، کرامت، اخلاق، ایران دوستی و … اینجا حضور پیدا کردید. همایون شهنواز حداقل در خلق یک اثر بزرگ تاریخ معاصر نقش به سزایی دارد با اینکه به تنگستان تعلق دارم ولی اینجا نمی‌توانم، اعتراف نکنم که رییس‌علی دلواری، خالو حسین دشتی و … ۲ بار زاده شدند؛ یک بار هنگامی که از مادر زاده شدند و یک بار زمانی که «دلیران تنگستان» روی صفحه‌های تلویزیونی متولد شد و اینجا باز باید اعتراف کنم که تولد دوم از اولی ماناتر بود.

وی ادامه داد: رییس‌علی دلواری رئیسی در دلوار بود و این همایون شهنواز بود که او را مظهر دلیران تنگستان کرد و این البته ویژگی هنر سینماست؛ هنری که باید قدر ببیند، بر صدر بنشیند و باید محترم شمرده شود. سینما در واقع نتیجه و خلاصه تمام هنرهای موجود قبل از خود است برای مثال تئاتر، موسیقی، داستان نویسی، ادبیات و … را در سینما به کمال مشاهده می‌کنیم همه این هنرها وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند تبدیل به یک صنعت و همه این‌ها سینما می‌شوند. سینماست که می‌تواند تصویری دقیق درست و شایسته‌تر از گذشته را به آیندگان نشان دهد و پلی بین گذشتگان و آیندگان و مانع از فروپاشی یک تمدن باشد.

رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران عنوان کرد: بزرگان ما کارنامه ایرانِ فرهنگی هستند. امروز سینمای ایران برگ زرینی برای نام ایران و موجبات اهتزاز پرچم ایران را بر بلندای تاریخ فراهم کرده بنابراین چقدر شایسته است که تهران به عنوان پایتخت شرق شناخته شود.

حق‌شناس افزود: شورای شهر کاری نکرده است اگر یکی از خیابان‌ها را به نام یک کارگردان گذاشته و سردیسی برای کسی تهیه کرده که عمر خود را برای معرفی تاریخ ایرانی گذاشته است. ما شرمنده ایم که چرا نمی‌توانیم کارهای بزرگ‌تری انجام دهیم. این درد را به کجا ببریم که همایون پنجاه سال برای فرهنگ این کشور کار کرد ولی حتی حقوق او را نپرداختند و جزو اخراجی‌های تلویزیون بود، از همین رو بابت این امر سر ما پایین است. من به مسئول این بخش هم گفتم که این یک پارادوکس است که نام کسی که سریالش ۱۷ بار از تلویزیون پخش شد، از تیتراژ اثرش حذف شود.

رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران توضیح داد: امیدوارم چنین آثاری بیشتر در شهر ما دیده شود و چشم‌ها تنها برج‌های بلند را نبینند و ما از تسلط آهن و بتن رهایی پیدا کنیم و شهرمان بیشتر نفس بکشد.

در بخش دیگر از این مراسم با حضور پوران درخشنده، مدیر کل فرهنگی شهرداری تهران، شاهناز شهنوازی، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، منوچهر شاهسواری، شهرام اسدی کارگردان و … از کتاب «روزگار همایون» نوشته محمد ولی‌زاده رونمایی شد.

ساخت فیلم «آن همایون هنر» برای ادای دین

در ادامه شهرام اسدی کارگردان فیلم «آن همایون هنر» (مستندی درباره همایون شهنواز) پشت تریبون قرار گرفت و اظهار کرد: ۶ ماه قبل از اینکه همایون شهنواز ما را ترک کند از من خواست تا با هم روی فیلمنامه او کار کنیم که این چند ماه دریچه تازه‌ای بود تا او را بشناسم از همین رو من در این مدت بسیار از او آموختم اما متأسفانه این رابطه طولانی نشد و ما او را از دست دادیم بنابراین من این فیلم را برای ادای دین به این دوستی و آموختن‌ها ساختم.

در پایان این مراسم فیلم مستند «آن همایون هنر» برای حضار به نمایش درآمد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آقای مشایخی! آنکه خودکشی کرد، شما بودی؛ نه تختی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حسین قدیانی، روزنامه نگار با انتشار یادداشتی در صفحه اینستاگرامش به سخنان جمشید مشایخی درباره خودکشی جهان‌پهلوان‌تختی واکنش نشان داد.

به گزارش سینماپرس؛ این روزنامه نگار نوشت:

صاحب این قلم، احترام به موسفیدان را همواره بر خود واجب دانسته، به‌خصوص اگر هنری- ولو نازل- داشته باشند! مخاطبان نوشته‌های من شاهدند که با وجود آن اظهارنظر متوهمانه در ایام انتخابات، هرگز چیزی علیه جمشید مشایخی ننوشته‌ام! اما سخنان این بازیگر قدیمی و البته نه‌چندان قابل درباره‌ی چند و چون و کم و کیف مرگ مرحوم غلام‌رضا تختی، باعث شد- به شرحی که می‌خوانید!- سکوتم را بشکنم!

ناگفته پیداست که “اسطوره‌زدایی” یا “زایش اسطوره‌های دروغین”  تاریخ و فرهنگ یک کشور را مبتلا به بلا می‌کند! مع‌الاسف بعضی‌ها به بهانه‌ی واقع‌گویی، بنا می‌کنند به تخریب اسطوره‌ها و رجال و بزرگان و نام‌آورانی از قبیل تختی یا حتی جلال و شریعتی در ساحتی دیگر! الغرض! مضحک است و بلکه بسیار مضحک است مرگ این ۳ تن را طبیعی خواندن! تختی را بگوییم؛ خودکشی کرد، چون با همسرش نمی‌ساخت! و جلال را بگوییم؛ مُرد، چون جوشی بود و بی‌قرار! و شریعتی را بگوییم؛ سکته کرد، چون زیاد سیگار می‌کشید! هیهات! خون تختی و جلال و شریعتی و دیگرانی دیگر، الی‌الابد بر گردن رژیم جلاد و عاری از مهر پهلوی است! حالا یا مستقیم یا با واسطه! شگفتا! در نظام جمهوری اسلامی، پشه‌ای هم اگر می‌میرد، حتما کار حکومت است لیکن تقلیل مرگ شهادت‌گونه‌ی تختی و جلال و شریعتی و الی‌آخر، جملگی به عوامل شخصی یا خانوادگی یا طبیعی!

آقای مشایخی! اجازه بدهید مادام که نثر مطهر و زلال جلال درباره‌ی قتل مشکوک تختی هست، هرگز دل به اباطیل شما و شماها نسپریم! بگذریم که آنکه خودش را و فی‌الواقع آبرویش را به ثمن بخس کشت، خود شما بودی؛ نه جهان‌پهلوان‌تختی! آری! شما هنر را به سخیف‌ترین شکل ممکن قربانی سیاست کردید و در نهایت توهم، ابراز داشتید که “اگر روحانی رئیس‌جمهور نشود، از  ایران می‌روم!” آنهم کدام روحانی! همانا شیخ‌حسن! کاش اقلا شرط روی خاتمی می‌بستید که ۲ تا رمان در عمرش خوانده لابد! به شما برنخورد؛ اما به نظر می‌رسد نه در گذر عمر و گذران روزگار که تنها از جهت گریم، مو و محاسن را سپید کرده‌اید! حق آن است که عوض سخن درباره‌ی مرگ تختی دمی تدبر در زندگی خود کنید که چطور شد فریب یک کلید را خوردید، با این همه ادعا؟! و عجبا! الساعه به جای عذرخواهی بابت آن تبلیغ مشکوک، لگد به بخت و تخت تختی می‌زنید! همان مرد که مردم‌داری‌اش شوآف نبود، برخلاف شمار قابل توجهی از هم‌کیشان و هم‌کاران بی‌دین و بی‌وجدان و بی‌وطن شما! تختی هر چه بود، آبرو و شرفش را نکشت…

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رئیس ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت شهید آوینی منصوب شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دکتر سید محمد یاشارنادری طی حکمی محمد حبیبی را به سمت رئیس ستاد برگزاری مراسم شهید سید مرتضی آوینی منصوب کرد.

به گزارش سینماپرس؛ سیدمحمد یاشارنادری مدیر بنیاد فرهنگی روایت فتح در حکمی محمد حبیبی را به عنوان رئیس ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت شهید سیدمرتضی آوینی منصوب کرد.

در قسمتی از این حکم آمده است: نظر به تعهد، تخصص، سوابق و حضور مستمر و تأثیرگذار جنابعالی در حوزه هنر انقلاب اسلامی و هنر متعهد، به موجب این حکم جنابعالی را به سمت «رئیس ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت شهید سیدمرتضی آوینی» منصوب می‌کنم.

امید است با استعانت از خداوند متعال نصب العین قرار دادن تقوا و فرامین مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با بهره‌گیری از امکانات و ظرفیت‌های موجود، در بیست‌وششمین سالگرد شهادت آن شهید بزرگوار، بتوانید در جهت نشر فرهنگ عظیم عاشورایی مبتنی بر تفکر ایثار و شهادت، گام‌های موثری بردارید و با بهره‌گیری از هنرمندان متعهد و مجرب و با عنایت و مساعدت همه دلسوزان فرهنگ و هنر متعالی، شاهد تحقق اهداف والای هنر متعهد باشیم.

از سوابق محمد حبیبی می‌توان به مدیر انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس، مدیر گروه هنرهای نمایشی روایت فتح، معاون هماهنگ کننده بنیاد فرهنگی روایت فتح و همچنین سرپرستی بنیاد فرهنگی روایت فتح اشاره کرد.

مراسم بزرگداشت بیست‌وششمین سالروز شهادت شهید اهل قلم سیدمرتضی آوینی (رحمه الله) ۲۰ فروردین از سوی بنیاد فرهنگی روایت فتح برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نامزدهای کمیسیون پویانمایی جشنواره «جام جم» معرفی شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نامزدهای دریافت جایزه کمیسیون پویانمایی، با انتخاب هیات داوران این کمیسیون مشخص شدند.

به گزارش سینماپرس، اسامی نامزد‌های کمیسیون پویانمایی جشنواره تلویزیونی جام جم به شرح زیر است:

نامزد‌های بهترین تهیه کننده مجموعه و سریال

«ناز بالش»

«موزه ۲»

«تندر ـ. یوز ایرانی»

«مثل نامه»

نامزد‌های بهترین کارگردان مجموعه و سریال

«پند پارسی»

«جوانمردان»

«این جوری بهتره»

«ناز بالش»

نامزد‌های بهترین تهیه کننده میان برنامه و کلیپ موزیکال

«ترافیک از این مدلش»

«گزارش‌های اوتی»

«بازی کنیم بخندیم»

«تیتراژ آفتاب»

«باران»

«بامداد»

نامزد‌های بهترین انیمیت مجموعه و سریال

«ناز بالش»

موزه ۲»

«تندر ـ. یوز ایرانی»

«این جوری بهتره»

نامزد‌های بهترین طراحی شخصیت مجموعه و سریال

«تندر ـ. یوز ایرانی»

«جوانمردان»

«نقاش کوچولو ۲»

«ناز بالش»

نامزد‌های بهترین فضا سازی مجموعه و سریال

«جوانمردان»

«موزه ۲»

«نقاش کوچولو ۲»

«تندر ـ. یوز ایرانی»

نامزد‌های بهترین موسیقی مجموعه و سریال

«ناز بالش»

«مثل نامه»

«موزه ۲»

«جوانمردان»

مشاهده خبر از سایت منبع