سینماپرس: دفتر جشنواره ها و همکاری های بین الملل سازمان سینمایی مجوز برگزاری هفته فیلم فرانسه را صادرکرد.
به گزارش سینماپرس، دفتر جشنواره ها و همکاری های بین الملل سازمان سینمایی در پاسخ به درخواست برگزاری هفته فیلم فرانسه از تاریخ ۲۱تا ۲۶ اسفند۹۷ در شهر تبریز توسط موسسه فرهنگی هنری الف به دبیری هومن بیگ نژاد با رعایت آیین نامه هیأت وزیران و اصلاحات بعدی آن در خصوص نظارت بر نمایش فیلم، اسلاید، ویدیو و … موافقت کرد.
جوان آنلاین: شفاف سازی باید با مطالبه جدی پیرامون ریز هرینهها و جلوگیری از ریخت و پاشها بیانجامد و اگر قرار باشد صرفا به اعلام یک لیست اکتفا شود، ساز و کار شفاف سازی ابتر خواهد ماند.
حدود دو سالی میشود که مطالبه و پیگیری جدی رسانهها به راه اندازی سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات منجر شد و در نهایت لیست حمایت مالی مجموعههای مختلف سینمایی انتشار عمومی یافت و این دسترسی به اطلاعات اگرچه با نقصهایی همراه بود، اما بهرحال تا به امروز جریان داشته و لیست وسیعی از حمایتهای مالی از مجموعهها، فیلمها و اشخاص در سینمای ایران منتشر شده است. در همین راستا روز گذشته نیز انجمن سینمای جوانان ایران لیست هزینههای یازده ماهه خود را در دسترس همگان قرار دارد.
بر اساس آنچه این انجمن از عملکرد بودجهای خود برای سال ۹۷ منتشر کرده در طول سال جاری بیش از هفده میلیارد تومان هزینه داشتهاند. البته انتشار ارقامی در لیست اعلامی این انجمن، نقدهایی را نیز در پی داشته است.
بر اساس لیست اعلامی، انجمن سینمای جوان ایران در یازده ماه سال ۱۳۹۷ بیش از ۱۷ میلیارد تومان هزینه کرد داشته که طیف وسیعی از این اعتبارات یعنی بیش از ۹ میلیارد تومان، صرف هزینههای پشتیبانی شده است! نکتهای که این شفاف سازی را قابل تامل نموده، این است که چگونه در گزارشی که جزئیات تمام هزینهها درج شده، درباره هزینه ۹ میلیاردی پشتیبانی حتی یک خط توضیحات و جزئیات ذکر نشده است؟!
در واقع انتشار ارقام نحومی برای یک سال در یک مجموعه سینمایی به نام هزینه پشتیبانی، این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد میکند انجمنی که وظیفه آموزش و حمایت از فیلمسازان جوان را برعهده دارد، هزینه ۱۷ میلیاردی را چقدر در کمک و حمایت از سینماگران جوان به کار برده است؟ اگر مقصود مدیران انجمن سینمای جوان از ۹ میلیارد بهعنوان پشتیبانی برگزاری جشنوارهها و گعدههای سینمایی انجمن است، در پاسخ باید گفت، وقتی بزرگترین جشنواره سینمایی کشور به اذعان ابراهیم داروغهزاده، دبیر جشنواره فیلم فجر تنها با رقمی معادل پنج میلیارد تومان برگزار شده، دیگر برای امور جاری یک انجمن سینمایی ارقامی نظیر ۹ میلیارد تومان پذیرفته نیست.
بههرحال نفس اقدام رئیس سازمان سینمایی در شفافسازی مجموعههای سینمایی اقدامی درخور تحسین و تقدیر است، اما این شفاف سازی باید با مطالبه جدی پیرامون ریز هرینهها و جلوگیری از ریخت و پاشها بیانجامد و اگر قرار باشد صرفا به اعلام یک لیست اکتفا شود و آن مجموعه در مورد جزییات دخل و خرج خود بازخواست نشود و مورد پرسش قرار نگیرد، ساز و کار شفاف سازی ابتر خواهد ماند؛ لذا آنچه از شفافیت مهمتر است، بیان تمام جزئیات در اطلاعات منتشر شده و عدم انتشار گزینشی اطلاعات است و پیگیری مجدانه ریز هزینههای مجموعههای سینمایی را میطلبد.
مشرق: موالید نامشروع حاصل رشد فزایندۀ قوانین فمینیستی هستند، چیزی که باعث شده است تا ازدواج در عصر حاضر کاملاً از رونق بیفتد. وقتی حقوق زن، بسیار بیشتر از حقوق مرد شود، آنگاه مردان به ازدواج تن نخواهند داد.
فیلم همه میدانند، در پاییز ۹۶ با بودجۀ تخمینی ۱۰ میلیون یورو در جنوب اسپانیا فیلمبرداری شد و در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ به عنوان فیلم افتتاحیه هفتاد و یکمین دورۀ جشنوارۀ کن نمایش داده شد. در اسپانیا و اروپا از اواخر شهریور به پرده آمد، و در امریکا از ۱۹ بهمن. نوبت اکران در انگلستان، ایرلند و ترکیه از هفدهم اسفند خواهد بود.
فیلم همه میدانند (۲۰۱۸) دومین ساختۀ اصغر فرهادی در خارج از ایران است. بر خلاف فیلم گذشته (۲۰۱۳) که بازیگران و فیلمبرداری از ایران داشت، این فیلم نخستین تجربۀ یک کارگردان ایرانی با بودجه و عوامل تماماً خارجی محسوب میشود.
خلاصه داستان
لائورا (پنهلوپه کروز) برای عروسی خواهر کوچکترش آنا، از آرژانتین به روستای زادگاهش در جنوب اسپانیا میآید. دو فرزندش، ایرنه (۱۶ ساله) و دیهگو (۵ ساله) نیز با او هستند اما شوهرش آلخاندرو (ریکاردو دارین) به سبب گرفتاریهای شغلی، نتوانسته آنها را همراهی کند. ایرنه در جریان عروسی، همزمان با قطع برق توسط افراد ناشناس ربوده میشود. تلاشهای خانواده و اطرافیان برای کشف ماجرا و نجات دختر ادامه دارد. کمکهای پاکو (خاویر باردم) در این ماجرا تعیین کننده است.
نقد و نظر
موضوع محوری فیلم، ماجرای تکراریِ گروگانگیری و پرداخت غرامت است. جناب فرهادی در سفری که سالها قبل به اسپانیا داشته با نمونهای از این ماجرا مواجه شده. او اعلامیهای از یک دختر گمشده در آنجا دیده و این موضوع را برای فیلمش پرورانده است.
اما فیلم در ورای این ظاهر، به موضوع حرامزادگی میپردازد. ایرنه دختر گمشده حاصل عشق پیشین لائورا (پنهلوپه کروز) و پاکو (خاویر باردم) است که چهار سال بعد از ازدواج لائورا به دنیا آمده است. مطابق دیالوگهای فیلم، لائورا بعد از اطلاع یافتن از بارداری، ماجرا را به شوهرش آلخاندرو (ریکاردو دارین) خبر میدهد. قرار میشود که این فرزند نامشروع را حفظ کنند و ماجرا مخفی بماند. آنها اکنون بعد از شانزده سال و بعد از دزدیده شدن دختر متوجه میشوند همۀ مردم روستا از این راز باخبرند؛ حتی گروگانگیرها. وگرنه برای سارقان راحتتر بود که دیهگوی پنج ساله را با خود ببرند، تا ایرنۀ ۱۶ ساله را. این دیالوگ سه نوبت در فیلم مورد تأکید قرار میگیرد که «همه میدانند!» درست معادل با این ضرب المثل در زبان فارسی: «آن کسی که نمیداند، فقط خواجه حافظ شیرازی است».
مکان قصه، روستا انتخاب شده تا افراد همدیگر را بشناسند و بتوان به این گذشتهها ارجاع داد. اولین مرتبه در برج ناقوس به عشق دوران جوانیِ لائورا و پاکو اشاره میشود. فیلیپ، کندهکاری روی دیوار را نشان میدهد و ایرنه غافلگیر میشود از اینکه میفهمد مادرش قبلاً عاشق پاکو بوده است. بدون اینکه بداند، خودش نیز حاصل همین عشق ممنوعه است. هرچند که خود پاکو نیز بعد از گم شدنِ ایرنه است که از ماجرا باخبر میشود.
آنچه فیلمساز به مخاطبانش القاء میکند این است که اعمال انسان، تا آخر با وی هستند و از او جداییناپذیرند. و بنابراین، کسی رستگار میشود که تبعات خطای خود را بر عهده بگیرد و در جبران آنها بکوشد. پاکو در این راستا قدم میگذارد و قهرمان میشود، یک قهرمان شرقی و ایرانی، که البته بر خلاف سنتهای رایج فیلمهای هالیوودی است.
پاکو از مسئولیت نمیگریزد، گناه خودش را توجیه نمیکند و آن را بر دوش لائورا نمیاندازد. برای جبران خطای خود مزرعهاش را میفروشد، همسرش را از دست میدهد اما در نهایت، به رضایت و آرامش میرسد. و پیام اصلی جناب فرهادی و حقنۀ او به فرهنگ اروپا همین است. سخنی که از معارف دین اسلام، وام گرفته شده است: به حساب خودتان برسید قبل از آنکه به حساب شما رسیدگی شود (حاسِبوا أنْفُسَکُم قبلَ أن تُحاسَبُوا). جالب توجه این است که این مفهوم، در طی یک مسئلۀ رایج در اروپا پیرامون حرامزادگی مطرح میشود.
۴۶ درصد اسپانیاییها و نیمی از کودکان اروپایی «حرامزاده» هستند!
آمار فزایندۀ موالید نامشروع در اروپا، بیش از حد تصور است. طبق آمار سایت Eurostat از کل موالید اسپانیا در سال ۲۰۱۶، ۴۶ درصد حاصل ازدواج نبودهاند. این آمار در هشت کشور دیگر اروپایی متجاوز از پنجاه درصد است؛ کشورهایی مانند: ایسلند ۷۰%، فرانسه ۶۰%، بلغارستان ۵۹% و سوئد ۵۵%. یعنی به طور متوسط، نیمی از کودکان اروپایی که در دهۀ اخیر به دنیا آمدهاند، نامشروع هستند. در حالیکه این نرخ، در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی حدود پنج درصد بود. آمار موالید نامشروع طبق همین جدول، در سال ۲۰۱۶ در کشوری مانند ترکیه که اکثریت آن مسلمانند، قریب ۳% است. و در ایران، صفر. و این، همان چیزی است که کشورهای مسلمان را از غرب، متمایز میکند و ما را به عمق فاجعهای که در اروپا در جریان است، هوشیار میسازد.
برای مشاهده اندازه اصلی روی تصویر کلیک کنید
نکته در این است که این موالید نامشروع، حاصل رشد فزایندۀ قوانین فمینیستی هستند، دقیقاً همان چیزی که باعث شده تا ازدواج را در اروپا از رونق بیاندازد و همجنسگرایی را غلبه دهد. وقتی حقوق زن در ازدواج، بسیار بیشتر از حقوق مرد شود آنگاه است که آقایان به ازدواج تن نخواهند داد. پیام اخلاقی فرهادی با توجه به خاستگاه مسلمانی او این است که از مسئولیت فرار نکنید. آدم عاقل و متشرع، تکلیف خود را انجام میدهد و حقوق دیگران را میپردازد.
فیلم نخست فرهادی (۱۳۸۱) را به یاد آورید که در آنجا نیز مرد خانواده برای پرداخت مهریهای که همسرش پس از طلاق، از دریافتش صرف نظر کرده، تلاش فوق العادهای میکند، تا آنجا که به قطع عضو او میانجامد. ما در نهایت، مرد را میبینیم که خرسند از تلاشهای خود، مهریۀ همسر سابقش (باران کوثری) را با طوع و رغبت و سربلندی میپردازد، بدون اینکه خاطر زن را مکدر کند که چه مشقتهایی برای تهیۀ آن متحمل شده است. کاری که پاکو (خاویر باردم) در فیلم «همه میدانند» انجام میدهد، در همین راستا است. در هر دو کار، نوعی از جوانمردی دیده میشود.
نباید تعجب کرد که چرا اصغر فرهادی در اولین فیلم تماماً خارجیاش، به سراغ موضوع تکراریِ آدمربایی رفته. او در ورای این ظاهر، به طور ظریف و خفیف به معضل حرامزادگی در اروپا پرداخته است. آتش در زیر خاکستر نخواهد ماند. بالاخره ایرنه نهایتاً از پدرش میپرسد که چرا پاکو به جای او، برای آزادیاش اقدام کرده است. و پدر نیز چارهای نخواهد داشت که ماجرای حرامزادگی ایرنه را به خودش نیز اطلاع دهد. این یک سؤال اساسی است که هر فردی که در اروپای امروز متولد شود، یک روز بالاخره با آن مواجه خواهد شد. هرچند که تلاشهای تبلیغاتیِ بسیار صورت گرفته تا معروف ازدواج را، منکر کنند و منکرات را با زور رسانه، شهرت دهند و معروف نمایند.
حقنۀ فرهادی به فرهنگ اروپا
یک تهیه کنندۀ اسپانیایی یک قرارداد کلی با اصغر فرهادی بست تا او با فیلمنامهای از خودش، فیلمی به زبان اسپانیایی بسازد. بعد از یک تعویق دو ساله (برای ساخت فروشنده ۱۳۹۵)، فیلم «همه میدانند» ساخته شد. جناب فرهادی در مصاحبهاش با روزنامۀ شرق تأکید کرده است که قصد داشته تا فیلمش برای مردم اسپانیا همچون یک کارگردان بومی، باورپذیر باشد. از نظرات عوامل اصلی فیلم میتوان فهمید که او در کار خودش موفق بوده و فیلم از سطح کیفیِ خوبی برخوردار است.
اما آنچه در خصوص شخص راقم رخ داد، علاوه بر کنجکاوی در مورد فیلم جدید جناب فرهادی، کشف مواردی بود که فرهنگ مردم اسپانیا را با کشور عزیزمان پیوند میدهد. اگر فیلم را از این منظر ببینیم، از آن لذت خواهیم برد و هوشمندی فیلمساز را تحسین خواهیم کرد. مخصوصاً که فرهادی در همان مصاحبه با روزنامه شرق، اشاره کرده که از هموطنانش غافل نبوده و مواردی را نیز برای لذت و کشف آنها در فیلمش گنجانده. او در مصاحبه با ماهنامۀ تجربه (دی ماه ۱۳۹۷) یکی از این موارد را، عرفانگرایی پاکو عنوان کرده است.
یکی از انتقادات به فرهنگ اروپا، لائیک بودن آنها است. چیزی که کارگردان سعی دارد با ایمان آلخاندرو، به آنها تذکار دهد. به همین خاطر است که رفتگران در انتهای فیلم، صلیب را میشویند:
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
فرهادی در مصاحبه با ماهنامۀ تجربه، خبر داده که فیلمبردار فیلم با نمای شستن صلیب، مخالف بوده و میترسیده که برای مخاطبان سوء تفاهم شود. و لذا از مدتها قبل پیشنهادهایی در این راستا میداده است. از جمله اینکه تصویر پایانی به سفیدی بگراید و تیتراژ در زمینۀ سفید درج شود. فرهادی نیز نهایتاً پذیرفته است.
همچنین خاویر باردم نیز جوانمردیِ نقش خودش را نمیفهمیده و برایش قابل قبول نبوده که پاکو همه چیزش را بدهد و چیزی هم به دست نیاورد. حتی دخترش نیز نزد او نماند. فرهادی همانجا به صحبتهایش با خاویر باردم اشاره کرده و خبر داده که در جواب این پرسش، حکایت آن پهلوان کُشتی را برای او تعریف کرده که به وقت مسابقه، به پای ضربدیدۀ حریف دست نزد و بازی را هم باخت. و نهایتاً خود حریف بود که این راز را بر ملا کرد و مردم به جوانمردی آن پهلوان ایرانی پی بردند.
خلاصۀ دین، فقط یک جمله است. اگر کسی این را رعایت کرد رستگار خواهد شد و به بهشت خواهد رفت: «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند». این تعلیم که به نام «قاعدۀ طلایی ادیان» مشهور شده، در معارف دین اسلام مکرراً آمده است. چنانکه در کلام حضرت عیسی (ع) نیز به نقل از تورات و صحف انبیاء دیده میشود (انجیل متی ۷/ ۱۲ انجیل لوقا ۶/ ۳۱). این قاعده را میتوان در کلمۀ «انصاف» خلاصه کرد.
پاکو گرچه مسیحی و کاتولیک نیست اما به قاعدۀ طلایی ادیان عمل میکند. او دو نوبت به این موضوع تأکید دارد که چون آزاد کردن ایرنه در توان اوست چنانچه بلایی بر سر دختر بیاید خودش را نخواهد بخشید. او به همسرش بئا تذکر میدهد که چنانچه بچۀ ما دزدیده شده بود آیا به همین راحتی میتوانستیم از کنار موضوع بگذریم؟ بئا، استدلال پاکو را نمیپذیرد و از زندگی او خارج میشود. اما آلخاندرو کمک او را قبول میکند. پاکو به آلخاندرو میگوید: شاید خداوند میخواهد ایرنه را از طریق من نجات دهد. (و این هم البته یکی از آموزههای اسلامی است که میفرماید: خداوند سببساز است و از طریق اسباب و علل کار میکند.) ایرنه با غرامت پاکو آزاد میشود و فیلمساز نیز نهایتاً او را به رستگاری میرساند. آرامش روح، مهمتر از راحت جسم است. و این موضوع، همان اصل گمشدۀ تمدن غرب است.
این فیلم تهاجم فرهنگی یک ایرانی به جامعۀ مسیحی است. نماد شست و شوی خیابان و صلیب سنگی، به خوبی فکر فیلمساز را نمایان میکند. تأکید به فساد ناشی از قمار و شراب، جالب توجه است. به این موضوع، در بخش «تاریخ مسلمانیِ اسپانیا» برخواهم گشت.
نقد هنری فیلم
محیط روستا و فضای حاکم بر آن، به زیبایی تصویر شده است. قریب ۳۰ کاراکترِ دیالوگگو در فیلم وجود دارند که شخصیتپردازی شدهاند و مخاطب اینها را با هم خلط نمیکند (هرچند که چهرۀ فیلیپ با یکی از گروگانگیرها شباهت دارد اما در نوبت دوم تماشا میتوان آنها را از هم تشخیص داد). دوربین، آرامش دارد. برای اولینبار در آثار فرهادی، از نماهای هلیشات استفاده شده است، البته از منظر دوبین ناظر که فیلمبرداران عروسی ضبط میکنند. تصاویری از جشن، که سرزنده و شاد هستند اما در ادامۀ فیلم، همان تصاویر در جهت القای معمای فیلم و پیشبرد داستان به کار میروند. نورپردازی فیلم، متأثر از تابلوهای نقاشیهای کلاسیک است. چهرهها روشن و بدون سایه هستند. نورها از سمت منابع طبیعی، تابانده شدهاند.
فیلمنامه اما حفرههایی دارد. چگونه ممکن است که در حضور یکصد میهمان عروسی، دو مرد بتوانند ایرنه را از طبقۀ دوم آن ساختمان بدزدند؟! قطع برق هم قاعدتاً کمک چندانی به ربایندگان نمیکند. معماری خانه به گونهای است که عبور دادن یک نفر از راهروی تنگ آن خانۀ شلوغ، غیرممکن مینماید. مخصوصاً که ایرنه داد و فریادی هم نکرده است. به هر حال، جناب فرهادی در این فیلم نیز تصمیم گرفته که مانند فیلم دربارۀ الی (۱۳۸۷) به نحوۀ گم شدن نپردازد، بلکه عکسالعمل اطرافیان را بررسی کند.
نقص دیگر فیلمنامه، شخصیت آلخاندرو (ریکاردو دارین) است. اولاً که پیشینۀ بدمستی او برای مخاطب قابل فهم نیست. چرا آلخاندرو سه سال بعد از ازدواجش با لائورا، دائم الخمر شده است؟ او برای فرار از چه چیزی به شراب روی آورده؟ چون علی القاعده، کسانی که به سوی الکل یا مواد مخدر میروند برای فراموشی یا تسکین درد است. اما فیلم، برای الکلی بودن آلخاندرو در ابتدای زندگیاش، توجیه قابل قبولی به دست نمیدهد.
ثانیاً شخصیت منفعلانۀ آلخاندرو، به انفعالی که کشیش بینوایان ویکتور هوگو دارد، شبیه است. ایمان آلخاندرو به طور فردی پدید آمده است. گوئیا که او به طور قلبی خبر دارد که ایرنه بازخواهد گشت. کشیش عقد، در مراسم عروسی تأسف میخورد که چرا آلخاندرو به اسپانیا نیامده تا باز هم برای تعمیرات کلیسا هزینه کند. اما دشوار بتوان آلخاندرو را کاتولیک نامید. او به جای رفتن به کلیسا، زیر لب دعا میخواند (سکانس ایستگاه پلیس) و مناجات فردی دارد. در سکانس صبحانه، روی سر و سینهاش علامت صلیب میکشد. هرچند که جناب کارگردان فوراً کات میزند و نمیگذارد صلیب کامل شود.
اما درست از لحظهای که لائورا شوهرش را سرکوفت میزند که چرا این خدای تو، کاری نمیکند تحمل روسیو تمام میشود و ما او را دنبال میکنیم که به نزد گروگانگیرها میرود. در اینجا است که منظر ایمانگرای کارگردان علن میشود.
بحث دیگر، موضوع روایت در فیلم است. تعقیب کردن روسیو نشان از آن دارد که فیلم از منظر دانای کل روایت میشود. اما این دانای کل در هنگام دزدیدن ایرنه کجاست؟ آیا دانای کل، غافل میشود؟ آیا او نیز برای تماشا و دیدن، به برق و نور نیاز دارد؟!
یکی دیگر از ابهامات فیلم آن است که مانند فیلمهای پوآرو، همۀ آدمها در مظان قتل و جنایت هستند. در اینجا نیز افراد مختلف از قبیل فیلمبرداران عروسی و کارگران مزرعۀ پاکو، مورد شک واقع میشوند. حتی لائورا در وقتی که میخواهد راز خودش را فاش کند ابتدا پاکو را متهم به ربایش ایرنه میکند و سپس خبر میدهد که او دختر توست. پس با او مهربان باش! شاید هم لائورا این تهاجم را برای افشای راز خود دستاویز قرار داده است.
تاریخ مسلمانیِ اسپانیا
اصغر فرهادی به جای پرداختن به موضوعات سطحی و روزمرۀ اسپانیا همچون فوتبال، به سراغ پیشینۀ مسلمانی ما رفته است. او در مصاحبه با روزنامۀ شرق، تأکید کرده است:
یک طرح کوتاه چند صفحهای به آنها دادم و دوباره با همان تهیهکننده کار را شروع کردیم. سپس سفرها به اسپانیا برای تحقیق شروع شد. از اندلس در جنوب اسپانیا شروع کردم به دلیل تاریخ و زمینههای مشترک فرهنگی شان با ما. تمام جنوب را شهر به شهر گشتیم. از هر سفر با حجم زیادی از اطلاعات میآمدم و روی طرح هم بدون عجله کار میکردم. (روزنامۀ شرق، ۱۲ آذر ۱۳۹۷)
در واقع جناب فرهادی به اندلس و تاریخ گذشتۀ آن توجه کرده و سعی نموده تا یادآور آن فرهنگ و هویت گمشده باشد. سابقه و گذشته برای این فیلمساز، همواره مهمتر از آینده است. به همین دلیل است که نام فیلم فرانسوی او نیز «گذشته» بود.
فرهادی در مصاحبه با ماهنامۀ تجربه به این ضرب المثل کوبایی اشاره کرده است: «نمیدانیم چه گذشتهای در انتظار ماست». و این معادل است با سخنی از پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری که در اشاره به خودش میگفت: «همه از آخر میترسند، و عبدالله از اول». یعنی که عاقبت به خیری، در حُسن مطلع است. روایات متعددی در این خصوص در معارف اسلامی وجود دارد. مانند این روایت نقل شده از رسول اکرم (ص) که خبر میدهد که افراد سعید و شقی، از شکم مادرانشان (نزد خداوند) مشخص هستند: الشّقی مَن شقِیَ فی بطن أمِّهِ، السّعید مَن سَعِدَ فی بطن أمِّهِ.
استفادهای که جناب فرهادی از اندلس برده این است که بتواند با خیال آسوده به پیشینۀ عرفانی ما ارجاع بدهد. اگر او محققان زبردستی داشت که میتوانستند اطلاعات مفیدی از تاریخ مسلمانی آن دیار بدهند، برای ارتقاء فیلم بهتر بود. اما آنچه او در هنگام ساخت فیلم میدانسته و ارجاع داده، بسیار اندک است. مثلاً این گزارۀ مشهور که مردم مسلمان اسپانیا را با شراب و شهوت مست کرده، دینشان را ربودند.
اگر فهم راقم درست باشد، فیلم به این لحاظ میتواند نمادین تلقی شود. تأکید مکرر بر شراب و نشان دادن بیش از حد آن در فیلم، طبیعی نیست. زمینهای آنتونیو (پدر لائورا) در میان قمار و مستی، از دست رفتهاند. کلیسای روستا در معرض زوال است، ناقوس و ساعتش از کار افتادهاند و کشیش حتی به کمک مالیِ مؤمنانی که از آن فقط برای سالن عروسی استفاده میکنند، امیدوار نیست. همه افراد فیلم به گونهای با شراب، ارتباط دارند. آلخاندرو قبلاً دائم الخمر بوده و پاکو در کشت انگور و تولید شراب است. و اینها تأکیدات فوق العادۀ فیلمساز برای مخاطب است. در حالی که طبق آمار سال ۲۰۱۶، اسپانیا کمترین مصرف شراب را در اروپا دارد. (در کدام کشور اروپایی میزان مصرف الکل بیشتر است؟، یورو نیوز، ۰۳/۰۱/۲۰۱۹)
کلیسای کاتولیک در خصوص اسلام آوردن مردم اسپانیا، این دروغ بزرگ را رواج داده بود که شمشیر اعراب، باعث اسلام آوردن اهالی اندلس شده است. اما در سال ۱۹۷۴ میلادی کتابی در اسپانیا به چاپ رسید که حاوی تحقیقات جدیدی بود. مطابق کتاب «انقلاب اسلامی در غرب» که پایاننامۀ ایگناسیو اولاگوئه (Ignacio Olagüe) در مقطع دکتری بوده، مردم اسپانیا با شوق و لذت، مسلمان شدند چون اصلاً کاتولیک و مسیحی نبودند. آنها همانند اغلب مردم خاورمیانه، «نصرانی» (Nazarene) خوانده میشدند؛ یعنی پیروان راستین عیسی(ع) که آن حضرت را مصلوب نمیدانستند و انتظار ظهور پیامبر خاتم را میکشیدند. و این در حالی بود که مسیحیان (Christians) به تصلیب عیسی اعتقاد ورزیده و آن حضرت را نیز آخرین پیامبر میپنداشتند و هنوز هم میپندارند.
کریستیانها، نتیجۀ تعلیمات غلط یک کاهن و دشمن عیسی (ع) به نام پولس در سرزمین یونان و روم بودند و کتاب عهد جدید (اناجیل رایج) محصول قلم آنها است. اما نصرانیها از حواریان صدیق عیسی (ع) تبعیت میکردند و در فلسطین و خاورمیانه ساکن بودند و به انجیل برنابا اعتقاد داشتند. مخاصمات نصرانیها و کریستیانها تا زمان ظهور اسلام ادامه داشت. در آن هنگام، نصرانیها با شوق وافر مسلمان شدند (مائده / ۸۲ تا ۸۶ إسراء / ۱۰۷ تا ۱۰۹) و کریستیانها، رقیبان خود را از دست داده و در قرون بعد، خودشان را تنها وارثان عیسی (ع) نامیدند. قابل توجه است که قرآن کریم، پیروان حضرت عیسی (ع) را به دو گروه مؤمن و کافر تقسیم کرده است (بقره / ۲۵۳ حدید / ۲۷).
علت رشد دین اسلام در سرزمین شام و شمال افریقا، این بود که ظهور اسلام و مشخصات رسول اکرم (ص) با بشارات انبیاء پیشین، مطابق آمد. چنانکه نجاشی پادشاه حبشه نیز جزو همین نصرانیها بود که در همان سالهای اولیه به رسول خدا ایمان آورد. در حالیکه کریستیانها طبق بدعتهای یک کاهن یهود که اصلاً عیسی (ع) را هم ندیده بود او را همان پیامبر خاتم تلقی کردند. طرفه اینکه خود حضرت عیسی (ع) نسبت به ظهور این فریبکاران که او را پیامبر موعود (ماشیح) میخوانند، هشدار داده بود (انجیل متی ۲۴/ ۴ و ۵).
کتاب فوق الذکر از اولاگوئه به تفصیل نشان میدهد که مردم اسپانیا از دو قرن قبل از اسلام، به مذهب ویزیگوتهای حاکم درآمده و اصلاً کاتولیک نبودند، بلکه پیرو آریوس اسقف اسکندریه که نصرانی بود و در شورای نیقیه به سال ۳۲۵ میلادی از سوی کاتولیکها تکفیر شد. بنابراین، مردم اسپانیا نیز همانند مردم خاورمیانه با شوق و ذوق اسلام را پذیرفته و مسلمان شدند. بگذریم از اینکه چگونه کلیسای کاتولیک و اعوان و انصارش توانستند بعد از هفتصد سال، دین اسلام را در قرن پانزدهم میلادی از مردم اندلس بگیرند و صلیب را به دستشان بدهند.
در پایان، مطالعۀ کتاب اولاگوئه را به همۀ پیجویان حقیقتهای گمشده توصیه میکنم. این کتاب، دو بار به فارسی ترجمه شده است:
۱. هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، ترجمۀ ناصر موفقیان، نشر شباویز، ۱۳۶۵
۲. انقلاب اسلامی در غرب (بازخوانی حملۀ موهوم مسلمانان به اندلس)، ترجمۀ رائول (جعفر) گنزالس، انتشارات مصباح الخیر، ۱۳۹۳
جوان آنلاین: هفته گذشته شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی در مصاحبه با یکی از رسانهها خبر از احتمال کاهش بودجه فعلی تئاتر در سال آینده داد و گفت: «احتمالا بودجه سال آینه تئاتر نسبت به امسال ۸ میلیارد کاهش داشته باشد
هفته گذشته شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی در مصاحبه با یکی از رسانهها خبر از احتمال کاهش بودجه فعلی تئاتر در سال آینده داد و گفت: «احتمالا بودجه سال آینه تئاتر نسبت به امسال ۸ میلیارد کاهش داشته باشد و قطعا این کاهش بودجه بر فعالیتهای سال آینده تئاتر تأثیرگذار خواهد بود»، بودجهی که با همین میزانش هم برای اداره امورات تئاتر کفایت نکرده و همواره موردانتقاد مدیران ارشد تئاتری بوده و حال قرار است برای سال آینده هشت میلیارد تومان هم کاسته شود، اما بیتردید پاسخ به این پرسش که اگر کاهش این مبلغ قطعی و حتمی باشد چه راهکاری را مدیران مربوطه برای جبرانش به کار خواهند بست بسیار مهم و قابلتوجه خواهد بود.
البته که از ابعاد مختلف میتوان به این مهم پاسخ داد، اما برای روشنتر شدن موضوع به یک نکته نه چندان عیان شده اشاره کنیم و آن جولان چندساله برخی کانونهای قدرت و ثروت در حوزه هنرهای نمایشی است جریانهایی که با دارا بودن ثروتهای هنگفت و البته نامشخص در حوزه تئاتر نهتنها چراغ خاموش و پیوسته در حال پیمودن مسیرهای برنامهریزیشده توسط برخی عناصر خارج نشین آنهم علیه کشور و مردم میباشند بلکه با استناد به دارا بودن ثروت و طبعاً قدرتهای منشأ گرفته از همان ثروتها بسیاری از مدیران ارشد تئاتری و تصمیمگیریهای این حوزه را نیز جذب و همسوی خود کردند.
حال با آنچه بیان شد اجازه دهید برگردیم به موضوع اصلی و پرسش مطرحشده در ابتدای یادداشت که اساساً خبر کسری و کمبود هشتمیلیاردی بودجه فعلی بیش از همه کدام جریانها و افراد را خشنود و خوشحال کرده است؟ و اینکه چرا معدود رسانههایی که همواره وا اصفای دغدغمندی تئاتر سر میدهند در مقابل این کسری احتمالی بودجه واکنشی نشان نداده و اصطلاحاً در سکوت خبری فرورفتند؟ آیا این مدل رفتار را نمیتوان بخش مهمی از پازلی دانست که برای سال آینده هنرهای نمایشی توسط همان کانونهای قدرت و ثروت طراح و برنامهریزیشده برشمرد؟.
آیا نمیشد با پرداخت منطقی و بهدوراز احساسات و در تعامل با کمیسیون فرهنگی تا جای که امکان داشت چنین احتمالی را کم و کمتر کرد؟ اما همانطور که بیان شد سکوت خبری به وجود آمده آیا ما را به این ذهنیت نمیرساند که قرار بر حل موضوع نیست بلکه برنامه از این قرار است که سال آینده با استناد بر همین گفته مدیرکل هنرهای نمایشی بسیاری از مدیران میانه و منفعتطلب و پادوی کانونهای قدرت و ثروت پای اسپانسرهای غیرواقعی و سرمایهگذارهای شائبه برانگیز را به حوزه تئاتر بیشازپیش باز کنند، نمونه که شاید باخبر امروز یکی از رسانهها بهصورت رسمی کلید خورد و آن سالن دار شدند یک سرمایهگذار بود، سرمایهگذاری که در سال جاری یازده فیلم سینمایی را سرمایهگذاری کرده و حال بعد از تجربه حضور در یک نمایش پر حاشیه این بار در مقام یک سالن دار پای خود را در حوزه تئاتر محکم و عمیقتر کرده است و بیتردید نگارند این حضور را بیربط به مصاحبه هفته گذشته مدیرکل هنرهای نمایشی مبنی بر کسری و کمبود بودجه سال آینده تئاتر نداسته و همانطور که بیان شد این حضور و آن مصاحبه را بخش مهمی از پازلی که قرار است سال آینده تکمیل شود فهم میکند.
در اینکه شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی جز هنرمندان خوشنام و متعهد به کشور است شکی نبود و نیست، اما آنچه مسلم است جریان خاصی در اداره کل هنرهای نمایشی چراغ خاموش در تکاپو هستند تا سال آینده با رمز «کمبود بودجه و جبران آن» به نوعی هدایت پشت پرده اداره کل را در دست گرفته و همچو در دوره مدیرت سابق اداره کل هنرهای نمایشی این ظرفیت مهم را سهوا یا عمدا در خدمت همان کانونهای قدرت و ثروت که مبدا و منشا شان در اتاقهای فکر خارج از کشور است قرار دهند و بیتردید در گام نخست بیان کمبود و کسری شدید بودجه و سپس حضور بیشازپیش سرمایهگذاران شائبه برانگیز در این حوزه است، نمونهی که امروز با حضور یک سرمایهگذار کاملاً شائبه برانگیز بر مسند ریاست یک سالن کلید خورد.
نمایندگان مجلس بهخصوص اعضای کمیسیون فرهنگی نسبت باید به افزایش بودجه فعلی اهتمام ویژهی از خود نشان داده و نهتنها مبلغی کسر نگردد که افزایش بودجه فعلی را هم شاهد باشیم.
بی تردید سال آینده از حیث مدیریت و سیاستگذاری در حوزه هنرهای نمایشی سال مهمی خواهد بود به طوری که دشمنان قسم خورده مردم و ملت با جیبها و کیفهای پر از پول و سرمایه عزم حضور جدی در این حوزه را کرده و امیدوارم با تعهد و تخصص شخص مدیرکل هنرهای نمایشی در آن مرکز و نهاد تصمیم گیر و البته با حضور نیروهای متعهد، این نقشه نقش بر آب شود.
تسنیم: کارشناس معروف بحثهای روانشناسی تلویزیون با حمایت از حرکت تلویزیون و شبکه یک در شناسایی و انتخاب چهره های برتر مردمی، گفت: آنتن باید در اختیار همین چهرههای مردمی قرار بگیرد که هرکدامشان تأثیرات بسیاری در جامعه داشته و دارند.
سیما فردوسی روانشناس شناخته شده درباره انتخاب چهره سال توسط برنامه «فرمول یک» که خود به عنوان یکی از داوران این رویداد حضور داشته، اظهار کرد: وقتی صحبت از چهره مردمی میشود همه افراد معیارهایی در ذهنشان میآید که به چه کسی چهره مردمی میگوییم؟ آنتن باید در اختیار همین چهرههای مردمی قرار بگیرد که هرکدامشان تأثیرات بسیاری در جامعه داشته و دارند.
وی تأکید کرد: خیلی از افراد جامعه دارای تواناییهای بالقوهای از جمله ابتکار، خلاقیت، شایستگی و… هستند و ویژگیهای مثبتی دارند اما در جامعه ناشناخته ماندهاند. قرار نیست افراد موفق فقط در زمینه خاصی کار کنند و هرکسی در هر زمینهای که دارد میتواند موفق باشد و ابتکار عمل از خودش نشان بدهد.
فردوسی یادآور شد: افرادی هستند که قلبشان برای وطنشان میتپد و از صمیم دل و بدون چشمداشت به مردم خودشان کمک میکنند. برخی از این افراد توسط برنامه «فرمول یک» شناسایی شدهاند؛ خوب است این افراد شناخته شوند، مردم آنها را ببینند و از فعالیتهایشان باخبر شوند.
داور چهره اجتماعی سال درباره انتخابهای خود گفت: من خانم دکتر لعبت گرانپایه متولد ۱۳۴۳ از محلات را به عنوان یکی از چهرههای مردمی انتخاب کردم. این عزیز به مسئله آموزش اهمیت زیادی دادند و آموزشهای رایگان به افرادی که شاید توان آنچنانی ندارند ارائه کردهاند تا درباره سلامت جسم خود مطلع باشند. فرد دیگری که انتخاب کردم نیز آقای ضرغام متولد ۱۳۴۴ بود که به تمیزی محیطزیست اهمیت میدهد. او به جمعآوری زبالههایی میپردازد که افراد بیتوجه در طبیعت رها کردهاند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: من فکر میکنم خیلی از کسانی که به عنوان چهره مردمی کاندید میشوند دارای خدمات ارزندهای هستند و این حرکت برای معرفی و الگوسازیشان قابل تقدیر است.
بیش از ۳۰ نفر از چهرههای شناخته شده حوزههای اجتماعی، فرهنگی، هنری، سیاسی، علمی و دانشگاهی اعضای هیات انتخاب چهرههای برگزیده بودند که با آرای خود گزینههای پیشنهادی شان به عنوان یازده چهره برگزیده را مشخص کردند.
کیهان: فیلم مبتذلی که در آن، رزمندگان و ایثارگران، هدف توهین و تمسخر قرار گرفتهاند این بار به صورت سریالی وارد شبکه نمایش خانگی شد!
با وجود انتقادات زیادی که در حین اکران از یک فیلم موهن و مبتذل که به جانبازان، توهین صریح میکند صورت گرفت، توقع میرفت که در انتشار نسخه نمایش خانگی این فیلم تجدیدنظر صورت گیرد و یا حداقل، بخشهای توهینآمیز و ضداخلاقی از این فیلم اصلاح شود. اما نه تنها این موضوع رعایت نشده که با اضافه شدن بخشهایی غیر از آنچه روی پرده رفته، این فیلم به طور هفتگی و قسمت به قسمت به خانههای مردم راه مییابد! علاوهبر اینکه انتشار چنین اثر سخیفی که مورد اعتراض منتقدان سینمایی از همه طیفها قرار گرفته بود سؤال برانگیز است، عدم تطابق نمایش خانگی فیلم با آنچه مجوز گرفته نیز یک بدعت محسوب میشود که بیشتر، رنگ و بوی سوءاستفاده مالی دارد.
به همین دلیل لازم است تا فراتر از سازمان سینمایی، نهادهای نظارتی و قانونی نیز در مقام مدعیالعموم به قضیه ورود کرده و ابعاد آن، هدف بررسی قرار گیرد.
متأسفانه بخش سینمایی حوزه هنری نیز پخش این فیلم را برعهده گرفته که با اهداف اعلام شده از سوی این بخش منافات دارد.
سینماپرس: «جولی اندروز» بازیگر برنده اسکار و خواننده با دریافت جایزه «یک عمر دستاورد هنری» از هفتاد و ششمین جشنواره فیلم «ونیز» مورد تقدیر واقع میشود.
به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، جولی اندروز که برای ایفای نقش در فیلمهایی چون «مری پاپینز» و «آوای موسیقی» شناخته میشود و بیش از ۴۰ سال سابقه بازیگری دارد، با دریافت جایزه شیر طلای ونیز برای یک عمر دستاورد هنری مورد تقدیر واقع میشود.
آلبرتو باربرا مدیر هنری جشنواره فیلم ونیز با صدور بیانیهای گفت: این شیر طلا شایسته فردی است که یک دوران حرفهای فوقالعاده داشته و بر صحنههای مردمی مورد تحسین واقع شده است.
اندروز نیز ابراز افتخار کرد که برای دریافت شیر طلای امسال جشنواره فیلم ونیز انتخاب شده است.
جولی اندروز علاوه بر بازیگری صداپیشه انیمیشنهای موفقی چون «شرک» و «من نفرتانگیز» بوده ست و به تازگی در «آکوامن» نیز حضور داشته است.
وی بازیگر فیلم «خاطرات پرنسس» در سال ۲۰۰۱ هم بود که در آن همراه آن هاتاوی نقش آفرینی کرد و یکی از فیلمهای موفق خانوادگی سال شناخته شد.
اندروز سال ۱۹۳۵ در خانوادهای اهل موسیقی در انگلستان متولد شده و کارش را با هنرنمایی روی صحنه تئاتر آغاز کرده است. او ابتدا در بریتانیا روی صحنه نمایش رفت و بعد راهی برادوی شد و برای بازی در نمایش «کاملوت» و «بانوی زیبای من» نامزدی تونی را کسب کرد. او با ایفای نقش «مری پاپینز» جایزه اسکار را دریافت کرد و همواره روی صحنه تئاتر، پرده نقرهای و تلویزیون مشغول هنرنمایی بوده است.
هفتاد و ششمین دوره جشنواره فیلم ونیز از ۲۸ آگوست تا ۷ سپتامبر ۲۰۱۹ برگزار میشود.
سینماپرس: میهمان برنامه شب گذشته «خندوانه» خود را برای انتخابات آتی«انجمن دندانپزشکی ایران» آماده میکند، آیا حضور وی سئوال برانگیز نیست؟
به گزارش سینماپرس،حضور میهمان جمعه شب برنامه خندوانه واکنشهایی را در محافل رسانهای و فضای مجازی به دنبال داشته است. آقای میهمان علاوه بر این که همسر یکی از مدعوین هفتههای گذشته این برنامه بوده، یکی از نامزدهای رقابتهای انتخاباتی انجمن دندانپزشکی ایران نیز است!
پیش از این نیز یکی از میهمانان خندوانه با سؤاستفاده از آنتن رسانه ملی و کسب شهرت اقدام به برگزاری کنسرتهایی کرد که حتی رامبد جوان نیز به آن واکنش نشان داد.
این که چگونه فردی در آستانه یک رقابت درونگروهی امکان حضور در برنامه پرمخاطبی مانند خندوانه را مییابد، سئوالی است که شورای نظارت بر برنامههای صدا و سیما باید پاسخی برای آن پیدا کنند. البته میهمان مذکور در واکنش به انتقادات مطرح شده در فضای مجازی مدعی شده است که این برنامه از مدتها قبل ضبط شده است که این نیز خود سئوال دیگری را به ذهن متبادر میسازد!
رفتار رامبد جوان به عنوان مجری و کارگردان که علاقه به دعوت طیفهای مختلف و گفتگو با اصناف مختلف در برنامه داشته و حالا دوباره یک پزشک با گرایش و تخصص دیگری را به برنامه دعوت کرده است یک اتفاق دور از تصور نیست. دلیل دیگر آن شاید همکاری رامبد جوان با ش. خ در اثرهای مختلف هم در مقام بازیگر و هم مقام کارگردان هم میتواند دلیل دیگری بر آشنایی رامبد جوان با میهمان مذکور باشد.
ولی آنچه قابل تامل مینمایاند، زمان پخش برنامه ضبط شده است. بارها در جریان پخش مشاهده شده یک برنامهای به سلیقه کارگردان(رامبد جوان) جا به جا شده و این هم توجیه فنی دارد! اما بیست و سوم اسفندماه انتخابات انجمن دندانپزشکی ایران برگزار میشود و جمعه هفدهم اسفندماه برنامه ضبط شده میهمان مذکور روی آنتن میرود! در این حال گفته میشود وی قرار است در این انتخابات شرکت کنند؛ اگر این اتفاق صحت داشته باشد پخش این گفتگو در این ایام چه معنایی میتواند پیدا کند؟
البته پیش از این هم چنین تبلیغات زیرپوستی روی آنتن توسط برنامههای مختلف اتفاق افتاده که معمولاً پاسخ منطقی و اصولی از سوی دستاندرکاران و عوامل این برنامهها ارائه نشد.
آنچه بیش از پیش بر آن باید تاکید کرد، خلأ نظارت در برنامههای مختلف سازمان صدا و سیما است. مسئولان این سازمان باید در این باره تدابیری اتخاذ کنند که اینگونه شائبهها برای مخاطب و رسانهها پیش نیاید چرا و به چه دلیل باید چنین افرادی به برنامههای تلویزیونی دعوت شوند که حتماً گزینههای دیگری برای گفتگو در آن تخصص وجود دارد و حداقل یک نوع سیاستهایی را برای دعوت از مهمان اتخاذ کنند تا هرکسی از روی سلیقه و نظر شخصی در برنامههای پربیننده حضور پیدا نکند.
سینماپرس: به مناسبت شهادت امام هادی (علیه السلام) ویژه برنامه «سیاهپوش»، امشب از ساعت ۲۰ روانه آنتن شبکه سه سیما می شود.
به گزارش سینماپرس؛ ویژه برنامه گفت و گو محور «سیاهپوش» به تهیه کنندگی سعید عباسی کاری از گروه فرهنگ و معارف اسلامی شبکه سه سیماست که امشب با حضور حجت الاسلام والمسلمین حامد کاشانی به سیره و سجایای اخلاقی حضرت امام هادی (ع) می پردازد .
همچنین این برنامه میزبان علی سلیمانی، متن خوان و شاعره سارا جلوداریان است که با اجرای رسالت بوذری شنبه ۱۸ اسفند از ساعت ۲۰ روانه آنتن خواهد شد.
سینماپرس: فیلم سینمایی «روزهای نارنجی» ساخته آرش لاهوتی در جشنواره بینالمللی فیلم هنگ کنگ روی پرده میرود.
به گزارش سینماپرس، «روزهای نارنجی» به کارگردانی آرش لاهوتی در بخش سینمای جهان چهل و سومین دوره از جشنواره بینالمللی فیلم هنگ کنگ HKFA)) حضور دارد.
این جشنواره که از ۱۸ مارس تا ۱ آوریل برگزار میشود از سال ۱۹۷۷ آغاز بهکار کرده و بهعنوان یک رویداد هنری معتبر برای فیلمسازان آسیایی به منظور معرفی آثارشان شناخته میشود.
«روزهای نارنجی» پیش از این در جشنواره مانهایم آلمان جایزه بهترین فیلم جشنواره با عنوان «سینماگر بزرگ تازه وارد»، جایزه فیپرشی (فدراسیون بینالمللی منتقدان سینما) و جایزه کلیسای جهانی را دریافت کرد و در چهارمین دوره جشنواره سینه ایران تورنتو برنده جایزه بهترین فیلمنامه و جایزه بهترین بازیگر زن شد.
این فیلم همچنین در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر به عنوانی یکی از نامزدهای فیلمهای اول انتخاب شد و در بخش تجلی اراده ملی دو جایزه دریافت کرد.
این فیلم تاکنون در جشنوارههای بینالمللی دیگری از جمله بخش کشف چهل و سومین دوره جشنواره فیلم تورنتو و نوزدهمین دوره جشنواره فیلم کالگاری در کانادا، بخش مسابقه اصلی چهاردهمین جشنواره فیلم زوریخ، بخش مسابقه اصلی چهل و دومین دوره جشنواره سائوپائولو در کشور برزیل، جشنواره فیلمهای عصیانگر تافی فست لهستان، بخش مسابقه هشتمین دوره جشنواره مالاتیا در ترکیه و بخش مسابقه اصلی بیست و چهارمین دوره جشنواره مِد فیلم ایتالیا و دو بخش «سینمای جهان اکنون» و «نمایش آمریکا» سیامین دوره جشنواره فیلم «پالم اسپرینگز» نیز روی پرده رفته و هم اکنون در شانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم چنای هند حضور دارد.
اولین اثر سینمایی آرش لاهوتی، درباره آبان، زنی ۴۵ ساله است که واسطه استخدام کارگران فصلی است.
هدیه تهرانی، علی مصفا، مهران احمدی، علیرضا استادی، ژیلا شاهی، رویا حسینی، صدف عسگری، لیلی فرهادپور، اکرم علمدار، امین گلستانه و سیامک ادیب بازیگران این فیلم هستند.
تهیه کننده فیلم «روزهای نارنجی» علیرضا قاسمخان، مشاور تهیهکننده و مجری طرح شهنام شهباززاده و عرضه و پخش بینالمللی این فیلم به عهده محمد اطبایی (مستقلهای ایرانی) است.