
سینماپرس: جمعی از خانوادههای شهدای آذربایجان شرقی و غربی به حضور تهیۀ کنندۀ فیلم «یک خانواده محترم» در هیئت داوری جشنواره فیلم فجر انتقاد کردهاند.
به گزارش سینماپرس، جمهی از خانوادههای شهدای آذربایجان شرقی و غربی با ارسال نامهای به دفتر خبرگزاری نسبت به حضور تهیهکننده فیلم یک خانواده محترم واکنش نشان دادهاند.
متن نامه به شرح زیر است: جشنوارۀ فیلم فجر، درواقع جشنوارۀ فیلمِ فجر انقلاب اسلامی است که مع الاسف سالهاست «انقلاب اسلامی»اش را به فراموشی سپردهاند تا احیاناً این جشنوارۀ هنری، آلودۀ ایدئولوژی نشود! از همین تحریف آشکار معلوم بود که چه سرنوشتی در انتظار این رویداد مهم است. امسال که اسامی هیئت داوران جشنواره منتشر شد، تلخیِ تحریف مذکور مضاعف شد. «محمد آفریده» که در کارنامهاش تهیهکنندگی فیلمِ «یک خانوادۀ محترم» (ضد خانوادههای شهدا) را دارد، امسال در جمع داوران بخش نگاه نو جای گرفت؛ بله «نگاه نو»! جایی که قرار است نخستین فیلمهای فیلمسازان داوری شود. از قضا فیلم «مسعود بخشی» کارگردان فیلم سیاهِ «یک خانوادۀ محترم» نیز در این بخش پذیرفته شده و قرار است توسط محمد آفریده داوری شود!
خاطرمان است که یک خانوادۀ محترم، با آن اهانتهای آشکار به امام خمینی(ره)، رزمندگان، شهدا، خانوادۀ شهدا و بسیاری از مفاهیم ارجمند انقلاب اسلامی، با پول بیتالمال(سیما فیلم) ساخته شد و آنقدر وهن آلود بود که اجازۀ اکران در ایران نیافت، اما در جشنوارۀ کن به نمایش درآمد و سر از رسانههای اینترنتی و حتی برخی شبکههای تلویزیونی اروپایی درآورد! و شد آنچه آفریده و بخشی میخواستند؛ یعنی نشان دادن تصویری تهوعآور و پلید و تنفرآمیز از انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و شهدا!
تماشای این محصول شرمآور، مظلومیت فرزندان جانبرکف میهن اسلامی را دوباره به خاطرمان آورد. مظلومیتی مضاعف که با گذشت چهار دهه از سرآغاز حاکمیت اسلام عزیز، همچنان از ناحیۀ نهادهای فرهنگی و هنری نظام تشدید میشود!
تازه داشتیم خاطرۀ تلخِ یک خانوادۀ محترم را فراموش میکردیم که دستهگل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در انتصاب یک تهیهکننده با آن کارنامۀ مشعشع و پذیرفته شدن فیلمِ یک کارگردان با آن اثر اهانت بارش در فستیوال فیلم فجر انقلاب اسلامی به آب داده شد.
ما جمعی از خانوادههای شهدای آذربایجان شرقی و غربی، چنین رویکردی را توهین آشکار به انقلاب اسلامی تلقی کرده و مسئولان دولت جمهوری اسلامی و نهادهای متولی فرهنگ انقلاب را مسئول این خطاهای آشکار و تعمدی میدانیم. جبران این خطاها، اگرچه به این سادگی نیست اما لااقل میتوان با برکناری فرد مذکور از جمع هیئت داوران جشنوارۀ فجر، جلوی خسارتهای مجدد و بزرگتر را به ساحت فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی سد کرد.
از شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی میخواهیم در چلۀ پیروزی انقلاب، دامن خود و مجموعۀ وزارتخانهاش را از این خطای آشکار پاک نماید.
خانوادۀ شهید علی شرفخانلو، خانوادۀ شهید علی حاجی حسینلو، خانوادۀ شهید محمد اسماعیل لو، خانوادۀ شهید علی سیف لو، خانوادۀ شهید علی کاری، خانوادۀ شهید داود رضازادۀ آذری، خانوادۀ شهیدان وکیل زاده، خانوادۀ شهیدان برگی، خانوادۀ شهید جبهۀ مقاومت حامد جوانی، خانوادۀ شهید جبهۀ مقاومت محمدرضا فخیمی، خانوادۀ شهید جاویدالاثرِ جبهۀ مقاومت عباس عبدالهی، خانوادۀ شهید جبهۀ مقاومت سیدرضا مراثی، خانوادۀ شهید جبهۀ مقاومت محمودرضا بیضایی، خانوادۀ شهید احمد نورعلی زاده، خانوادۀ شهید علیرضا حسین زاده، خانوادۀ شهیدان صمد و محمد شریفی، خانوادۀ شهید عبدالرحمان هراتی، خانوادۀ شهید محمد هراتی، خانوادۀ شهید احمد شهنامی، خانوادۀ شهید محمد محمدی نسب، خانوادۀ شهیدان جعفر و رحیم خلیل زاده، خانوادۀ شهید جعفر مقدم نژاد، خانوادۀ شهید اسماعیل خالقی، خانوادۀ شهیدان سید حسن و سید حسین مقدم سادات، خانوادۀ شهیدان حمید و مجید فرجی، خانوادۀ شهید یوسف کشکولی، خانوادۀ شهید محمدتقی عبدی قویدل، خانوادۀ شهید حبیب پاشایی، خانوادۀ شهید اصغر وحیدرضایی، خانوادۀ شهید کاظم صالحی، خانوادۀ شهید اکبردرخشی، خانوادۀ شهیدمقصود باغبانی، خانوادۀ شهید علیرضاحسین زاده، خانوادۀ شهید بهروز پورعلی، خانوادۀ شهید سیفعلی سیفی، خانوادۀ شهید صادق اصولی، خانوادۀ شهیدان حبیب، عزیز و مجیدخانلی، خانوادۀ شهید دهقانزاده، خانوادۀ شهید راشد خاکپاکی.
*تسنیم

سینماپرس: کیومرث پوراحمد در پاسخ به انتقادی درباره بی هویت بودن فیلمش بیان کرد: من تلاشم را کردم و می کنم و مزخرف ترین فیلم ها را با یک میزان وسواس ساخته ام و اگر بی هویت است من تشخیص ندادم. آوینی می گفت فیلم قصه های مجید با هویت است و اگر این بی هویت است شاید دچار کج اندیشی هایی شدم.
به گزارش سینماپرس؛ نشست پرسش و پاسخ فیلم«تیغ و ترمه» به کارگردانی کیومرث پوراحمد با حضور کارگردان، علی قائم مقام(تهیه کننده)، دنیا زاهدی، آویسا سجادی، لاله اسکندری و پژمان بازغی(بازیگران)، خشایار موحدیان (تدوینگر)، محمود موسوی نژاد(صداگذار)، رضا یزدانی(خواننده)، فردین خلعتبری (آهنگساز)، مهدی شیرازی(طراح چهره پردازی) و بابک اردلان (صدابردار) در دومین روز جشنواره فیلم فجر برگزار شد.
پوراحمد ضمن خیرمقدم به حاضران درباره اظهارنظر محمود گبرلو، مجری نشست که او را از بزرگان سینما معرفی کرد گفت: قدم ۱۹۵ سانت بود اما این اواخر به خاطر کمردرد دکتر رفتم و متوجه شدم قدم ۱۹۲ شده است.
او با بیان اینکه چیزی که میتواند ما را نجات دهد، به نظرم جوانگرایی است، گفت: جوانگرایی در همه موقعیتها میتواند شخص من را به آینده ایران امیدوار کند. جوانها که خوب میتازند. میخواستم از حضور این همه جوان در عرصه فرهنگ و هنر ابراز خوشحالی کنم.
در ادامه این نشست پرسش و پاسخ، پژمان بازغی درباره جشنواره فیلم فجر گفت: این جشنواره یکی از بهترین رویدادهای سینمایی کشور است. خوشحالم دوتا از فیلم های من در بخش مسابقه است. یکی از لذتبخشترین همکاریهای من در طول این سالها همکاری با آقای پوراحمد بود.
لاله اسکندری هم با اشاره به اینکه امیدوارم فیلم را دوست داشته باشید، گفت: من با آقای پوراحمد از قصههای مجید خاطراتی داشتم و وقتی پیشنهادی بازی در این فیلم شد بسیار هیجانزده شدم. امیدوارم جلسه خوبی باشد.
دیبا زاهدی نیز با تشکر از حضور تماشاگران برای تماشای این فیلم، گفت: من هم حس نوستالژی نسبت بهآقای پوراحمد داشتم. فکر میکنم ۴، ۵ ساله بودم که فیلم «خواهران غریب» را دیدم. تجربه حضور در این فیلم بسیار برایم خوشایند بود.
یزدانی نیز با اشاره به حضورش در فیلم های مختلف سینمای ایران بیان کرد: من در کارنامه کاریام کیومرث پوراحمد را کم داشتم. بسیار خوشحالم که با او در این فیلم کار کردم.
خلعتبری از دیگر عوامل این فیلم در نشست پرسش و پاسخ فیلم «تیغ و ترمه» عنوان کرد: آشنایی طولانی من با آقای پوراحمد اصلا برایم عادی نمیشود. شما باید آهنگساز باشید و تجربه کارهای مختلفی با آقای پوراحمد داشته باشید، تا این صحبت را درک کنید.
خلعتبری ادامه داد: آهنگسازها کارشان به ثمر نمیرسد، مگر اینکه صداگذار خوبی داشته باشند. میخواهم از آقای موسوینژاد تشکر کنم.
در ادامه بازهم تریبون کیومرث پوراحمد باز شد که درباره رضا یزدانی گفت: اول خودش بعد صدایش و بالعکس. نوشتم صدای زخمی رضا یزدانی بسیار تاثیرگذار است.
شیرازی درباره همکاریاش با کیومرث پوراحمد گفت: من از فیلم «شب یلدا» همکاریام را با آقای پوراحمد شروع کردم و تا امروز در کنار ایشان بودهام. سابقه همکاری طولانی با هم داریم. امیدوارم همه شما فیلم را پسندیده باشید.
اردلان در نشست خبری فیلم «تیغ و ترمه» گفت: من از فیلم «شب یلدا» همکاریام را آقای پوراحمد شروع کردم، آنجا بوممن بودم ولی در این فیلم صدابردار هستم.
کوروش سلیمانی هم با اشاره به آثار درخشان پوراحمد عنوان کرد: کیومرث پوراحمد از معدود افرادی است که میدانم هنوز دردمند جامعهاش است و برای هنر ارزش قائل هست. برای همین با افتخار در کنار این گروه درجه یک حضور پیدا کردم.
در ادامه پرسش و پاسخ موحدیان درباره تدوین این فیلم گفت: آقای پوراحمد خودشان از بهترین تدوینگران است. ما شبانهروز برای تدوین این فیلم همکاری داشتیم. امیدوارم از ریتم فیلم لذت برده باشید.
موسوینژاد، صداگذار تیغ و ترمه، با اشاره به سومین همکاریاش با کیومرث پوراحمد گفت: این همکاری برایم بسیار لذتبخش بود، امیدوارم برای شما هم همینطور بوده باشد.
پوراحمد درباره تجربه ساخت «تیغ و ترمه» گفت: من حدود ۵۰، ۶۰ تا فیلم تاکنون ساختم. اما هربار که میخواهم فیلم بسازم همانقدر استرس دارم. هر شب فیلمبرداری در استرس هستم. اما در این فیلم یک گوشه ذهنم، خیالم راحت بود که اگر کمی تردید داشته باشم و مطمئن نباشم که دوربین را کجا بگذارم. کسی هست که به من کمک میکند، او کسی نیست جز علیرضا زرین دست که جایش در اینجا خالی است. او صبح که از ساعت ۸ میآمد تا آخرشب، لبخند از لب او نمیرفت. بسیار خوش اخلاق، پرکار و بدونحاشیه است.
او درباره انتقادی که درباره سرنوشت نامعلوم شخصیت امیر مطرح شد، بیان کرد: حق با شماست. ما دو سکانس داشتیم درباره این شخصیت، اما حذف شد. بعد از جشنواره باید فکری برای نبود این شخصیت در فیلم کنیم تا امیر یکدفعه از فیلم غیب نشود. قطعا آن سکانسها را باید در جایی جا دهیم.
کیومرث پوراحمد درباره استفاده از برخی الفاظ در فیلم گفت: ما در فیلم کلی الفاظ داشتیم که آن را تغییر دادیم.در فیلمهای آمریکایی همه جور حرفی به هم می زنند اما اگر به کسی بر خورده است من از شما و تاریخ سینما معذرت میخواهم.
او در پاسخ به انتقادی درباره بی هویت بودن فیلمش بیان کرد: من تلاشم را کردم و می کنم و مزخرف ترین فیلم ها را با یک میزان وسواس ساخته ام و اگر بی هویت است من تشخیص ندادم. آوینی می گفت فیلم قصه های مجید با هویت است و اگر این بی هویت است شاید دچار کج اندیشی هایی شدم.
موحدیان درباره پایان فیلم توضیحاتی به اهالی رسانه ارائه داد و بیان کرد: سه پایان برای فیلم می شد رقم بخورد ولی احساس من این بود که دغدغه بیننده شخصیت امیر نمی تواند باشد.
پور احمد در پاسخ به این سوال که آیا خودش از اثر راضی است، گفت: کودن ترین فیلمسازان هم که فیلم می سازند فکر می کنند خوب است. من هر فیلمی را ساختم فکر کردم خوب بوده است و وقتی که نمایش داده شده و مردم دیدند متوجه شدم درنیامده است. بله من راضی است. مهم نیست که من راضی باشم مهم این است که شما اصحاب رسانه و بعد مردم راضی باشند و فروشکی بخورد. اگر این اتفاق بیفتد می رود جزو فیلم های خوب من و اگر اتفاق نیفتد می رود جزو فیلم های بد.
او ادامه داد: اول به فیلم پروانه ساخت ندادند و یکسال کلنجار رفتم که روی مادر بد کار کنم. در ارشاد به من گفتند تو اسطوره مادر خوب در فیلم هستی. خانم لاله اسکندری هم بازیگر خوبی است هم هنرمند به تمام معنایی است. اگر همه بازیگران می توانستند نقش ترمه را بازی کنند ولی این نقش را قبول نمی کردند اما خانم اسکندری قبول کرد و چه خوب این شخصیت را درآورد.
قائم مقامی درباره بودجه فیلم گفت: بودجه دو میلیارد تومان بود که کاملا شخصی است، ۳۰ درصد متعلق به آقای پوراحمد است، ۱۰ درصد متعلق به دوست او و مابقی هم متعلق به من است و اصلا هم رانت نیست.
او درباره اینکه فکر می کنید مخاطب این فیلم را به فرد دیگری پیشنها می کند؟ گفت: امید داریم فیلم فروش معمولی داشته باشد. سعی خودمان را کردیم و بستگی به شرایط اکران و تبلیغات دارد. من امید دارم به فیلم فروش نسبی برسد.
پوراحمد تاکید کرد: من و قائم مقامی دل شیر و کله خر داریم و که فیلم متفاوت بسازیم.
او همچنین درباره موسیقی فیلم گفت: موسیقی اتوبوس شب یکی از بهترین ها بود که کسی آن را نفهمید و این فیلم نیز یکی از بهترین موسیقی ها را دارد.

سینماپرس: مجموعه مستند «به نام خلق» به روایت اعضای سابق گروهک مجاهدین خلق از ابتدای شکلگیری تا کنون میپردازد. این مجموعه مستند تلویزیونی از نحوه شکلگیری، فعالیتهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی و همینطور فعالیتهای حال حاضر این گروهک تروریستی را به تصویر میکشد.
مجموعه مستند «به نام خلق» به روایت اعضای سابق گروهک مجاهدین خلق از ابتدای شکلگیری تا کنون میپردازد. این مجموعه مستند تلویزیونی از نحوه شکلگیری، فعالیتهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی و همینطور فعالیتهای حال حاضر این گروهک تروریستی را به تصویر میکشد؛ مجموعهای از تصاویر و فیلمهای دیده نشده همچنین گفتوگوهایی با افراد مرتبط با این گروهک منحط، از بخشهای این مستند هستند. حامد قریشی نویسنده این مستند که پیش از این هم مستندی درباره منافقین با نام «سربازسابق» برای شبکه پرس. تی. وی ساخته است به بهانه پخش از تلویزیون گفتوگو کرده است.
چه شد که تصمیم گرفتید تا برنامهای با چنین محتوایی تولید کنید؟
فعالیتهای مجاهدین خلق در فضای مجازی و جذب نوجوانهای بیاطلاع و از طرفی فراموش شدن سازمان تروریستی مجاهدین خلق از ذهن مردم یکی از اصلیترین دلایل تولید این اثر بود که چندین سال هم محتوای آن زمان برد تا قوت و استحکام لازم را برای ارائه داشته باشد.
آیا منابع دست اولی هم یافتید یا همان منابع سابق را به شکلی جدید تدوین کردید؟
درباره گروهک مجاهدین خلق مستندهای دیگری هم در سالهای قبل ساخته شده بود، مثل مستند «راه بیپایان» ساخته ایمان گودرزی که کارگردان همین مستند «به نام خلق» هم است، اما آنچه مسلم است در تولید مستند «به نام خلق» از آرشیوهای بهجا مانده تحقیقهای فراوانتری شد همچنین از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق و کتابهای چاپ شده توسط خود سازمان و نیز کمکهای ویژهای برای پی بردن به تاریخ و لایههای درونی این سازمان استفاده شد که همین باعث شد تولید مستند بلندتر بشود.
تولید مستند درباره گروهک تروریستی مجاهدین خلق با توجه به توطئههای آنها همیشه برای تولیدکنندگان ترسناک بوده است. در این مسیر شما یا تیم تولید مشکلی پیدا نکردید؟
گروهک مجاهدین خلق سالهاست که دیگر توانایی حرکات وحشیانه مسلحانهای به صورت جدی را ندارد در نتیجه امروز بیشتر فعالیت این گروهک در شنود و تخلیه تلفنی و همکاری با سازمانهای جاسوسی اسرائیل موساد در ارائه اطلاعات است، از همین رو هم تدوینگر و کارگردان اثر توسط اعضای گروهک مورد تخلیه تلفنی قرار گرفتند که هوشیاری هر دو باعث بیاثر شدن این حرکت بود.
نویسندگی یک مستند تاریخی آن هم با این درجه از حساسیت که مدعیان آن هنوز هم هستند چه ویژگی و مشکلاتی دارد؟
کار بسیار سختی بود. به چند دلیل اول اینکه خود گروهک مجاهدین خلق به وسیله رسانههایش در پی تخریب این اثر برآمده بود و از طرفی هم متن اثر باید به صورتی نوشته میشد که قضاوتی صورت نگیرد و بدون موضعگیری خاصی فقط روایتگر تاریخ باشد تا قضاوت با خود مخاطبین باشد. دوم آنکه این اولین اثر بنده در بخش مستند آن هم یک مستند تاریخی جنایی بود و کار را برایم بیشتر سخت میکرد ولی در کل تجربه خوبی را به همراه داشت و همین سختی اولیه باعث میشود آثار بعدی برایم به این سختی نباشد.
به عنوان نویسنده یک اثر تاریخی، تولیداتی که منافقین در رسانههای ماهوارهای و … خود دارند چقدر حرفهای است و از چه شگردهایی برای انحراف اذهان از حقیقت تاریخ استفاده میکنند؟
مجاهدین خلق از قبل از انقلاب هم در بخش رسانه قوی بودند و همین مسئله باعث میشد تا بخشی از جوانان به راحتی جذب آنها شوند. بیشترین شگرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق سیاهنمایی از شرایط امروز جامعه است. آنها برای مردم جامعهای را ترسیم میکنند که هیچ خوبی و سفیدی در آن دیده نمیشود و همه در خفقان به سر میبرند و در مسیر منحرف کردن تاریخ پر جنایت خودشان با پشت پرده بردن مسعود رجوی و تبدیل کردن مریم رجوی به عنوان یک زن که در دنیای امروز به واسطه فضای فمینیسم به عنوان نماد مظلومیت شناخته میشود، سعی در پاک کردن تاریخ پر جنایت خود دارند.
ارتبــاط دادن صحبتهــای مصاحبهشوندهها با متن یکی از سختیهای یک تولید تاریخی است؛ چه آنکه نظر شخصی شما نیز نباید وارد کار شود. در این باره به مشکل نخوردید؟
نه خوشبختانه صحبتهای مصاحبهشوندهها کمک به سزایی در بیشتر شدن اطلاعات خود بنده و نوشتن متن بهتری برایم داشت.
اگر کسی بخواهد در زمینه منافقین خودش به تحقیق بپردازد توصیه میکنید به کجا مراجعه کند؟
توصیه اول بنده دیدن کامل مستند «به نام خلق» است و بعد از دیدن اثر، مرور صحبتهای رهبران خود گروهک مجاهدین خلق برای هر حقجویی و حقطلبی بیانگر حقایق انکارناپذیری از سیر جنایتها و خیانتها این سازمان در حق ملت مظلوم ایران است که در روند کار تحقیقی آنها بسیار تأثیرگذار و راهگشاست.
*روزنامه جوان

تسنیم: خوانندگان بسیاری از مسیر تلویزیون به شهرت و درآمدِ میلیاردی رسیدهاند و خواهند رسید. ارگانهای نظارتی هم این مسئله را میبینند و میگذرند.
آنها برادرند. یکی عادل و دیگری میعاد نام دارد. یکی هنوز کودک است و دیگری نوجوان. تا همین چندی پیش صفحه اینستاگرامشان طرفدارانی داشت؛ اما حالا چند برابر شدهاند.
این دو برادر فعالیتشان را در فضای مجازی شروع کرده بودند و به پیش میرفتند. تا اینکه به یکباره پایشان به تلویزیون باز شد. تلویزیونی که دیگر خودش کشف و شهود نمیکند و دنبالهروی اینستاگرام شده است.
عادل و میعاد در اقدامی عجیب به تلویزیون دعوت شدند و در برنامههای مختلف با آنها صحبت شد. کار تا جایی بالا گرفت که این دو برادر به همراه پدر و مادرشان به برنامهی «فرمول یک» با اجرای علی ضیا رفتند. وقتی این اتفاق افتاد، ماجرا شکل دیگری گرفت.
دو برادر که خوانندهاند، پدر و مادری که ناشنوا هستند، صفحهی اینستاگرامی که حالا پس از حضورشان در تلویزیون فالوورهای بسیاری دارد…
اینها همان سناریویی است که در یک سال و نیم گذشته بارها و بارها در برنامههای مختلف تلویزیون و برای خوانندگان بسیاری تکرار شد و انتهایش به معرفی خوانندگانی ختم شد که اکنون بازار کنسرتهای موسیقی پاپ در ایران، دستشان است.
دکتر صابری، بهنام بانی، حمید هیراد، هوروش بند، پازل بند و ماکان بند از جملهی این گروهها هستند. هر کدام از این گروهها به نوعی و به واسطهی برنامههای پرمخاطب تلویزیون شهرت سراسری یافتند و بلافاصله کنسرتهایشان آغاز شد.
هر کدام از این خوانندگان با کمترین سابقهی هنریِ ممکن به پربینندهترین برنامههای تلویزیون ایران دعوت میشدند و در قالب مهمان برنامه مقابل مجریهای معروف مینشستند. فردایِ روز برنامه هم فالوورهای اینستاگرامشان چندین برابر و چند هفته بعد هم کنسرتهایشان آغاز میشد.
یکی از مهمترین شاهکارهای تلویزیون در این مسیر همین آقای دکتر صابری بود. پزشکی که در بسیاری از برنامههای تلویزیونی حضوری مستمر داشت و در نهایت هم خواننده شد و کنسرت برگزار کرد. آقای دکتر بر روی صحنه کاری کرد که دیگر پلیبک هم برای مردم عادی شود.
اما گویی در تلویزیون و سازمان صدا و سیما هیچ نظارتی بر چگونگی دعوت از مهمانان وجود ندارد. چرا که عادل و میعاد تازهترین شاهکارِ تلویزیون در همین مسیر هستند. آنها همان مسیری را رفتهاند که دیگر خوانندگانِ موسیقی پاپ در یک سال و نیم گذشته رفتهاند. آغاز فعالیت در فضای مجازی، حضور در برنامههای پرمخاطب تلویزیون و در ادامه برگزاری کنسرتهای متعدد و کسب درآمدهای میلیاردی…
البته عادل و میعاد گام آخر را هنوز عملی نکردهاند اما به راحتی میشود حدس زد که این مرحله هم به زودی عملی خواهد شد.
البته این دو برادر از هماکنون درآمدزاییِ حاصل از مشهور شدن در تلویزیون را آغاز کردهاند. در صفحه اینستاگرامشان بابت پُستهای تبلیغاتی برای خوانندگان دیگر مبالغ هنگفتی دریافت میکنند.
در میان این بازارِ مکاره؛ ارگانهای نظارتی در تلویزیون گویی خواب هستند. دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم گویا معیار مشخصی برای سنجش کیفیِ آثار و خوانندگان ندارد. دیگر ارگانها هم که اصلا اهمیتی برایشان ندارد که گوش مردم هر روز با چه ترانهها و موسیقیهایی عادت داده میشود.
مافیای موسیقی مسئلهی شاخ و دُم داری نیست. همین روندی که در یکی دو سال گذشته در موسیقی پاپ ایران طی شده را اگر دنبال کنیم؛ مافیای موسیقی ایران را درخواهیم یافت…

سینماپرس: فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی برای روشندلان به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش سینماپرس، برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر یک سانس ویژه برای نابینایان اختصاص داده میشود. فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیهکنندگی سعید ملکان روز جمعه ۱۲ بهمن ماه در سانس ساعت ۱۳ سینما بهمن برای نابینایان یک اکران ویژه خواهد شد.
نابینایان میتوانند به اتفاق یک همراه در این نمایش ویژه حضور پیدا کنند.

سینماپرس: کارگردان فیلم «بنفشه آفریقایی» درباره انتخاب عنوان اثر گفت: «نام فیلم در ابتدای تابستان بود و بعد نامش شد زنگاری. در ادامه کم کم خود بنفشه آفریقایی در داستان نقش ویژه ای گرفت و بالا آمد.»
به گزارش سینماپرس؛ نشست خبری فیلم «بنفشه آفریقایی» با حضور مونا زندی حقیقی(کارگردان)، رضا بابک، مریم شیرازی و ندا جبراییلی (بازیگران)، پیمان یزدانیان(آهنگساز)، علیرضا شجاع نوری (تهیه کننده) و حمید بابابیگی(فیلمنامه نویس) و با مجری گری محمود گبرلو در حال برگزاری است.
در ابتدای این نشست فاطمه معتمدآریا از طریق تماس تصویری با اهالی رسانه حاضر در نشست، گفت:به همه دوستان سلام می کنم. خیلی خوشحالم عوامل فیلم را می بینم. ممنونم از تمام زحماتی که بابت تهیه این فیلم کشیدید.
مونا زندی حقیقی هم در مورد نحوه انتخاب و چینش بازیگرانش و حضور رضا بابک در این فیلم گفت: صددرصد آقای بابک انتخاب ما برای نقش فریدون بودند. اما در مورد آقای آقاخانی و خانم معتمدآریا چون بحث سن بازیگران مطرح بود، بعد از انتخاب خانم معتمدآریا، توصیه ایشان حضور آقای سعید آقاخانی بود که پیشنهاد بسیار خوبی بود. یکی از سختی های کار پیر کردن آقای بابک بود به گونه ای که پشت شان خم شود و تکیده شوند.
او در پاسخ به این سوال که«با توجه به واقعی بودن داستان فیلم، تا چه حد داستان پردازی کارگردان در فیلم موثر بوده» گفت: کلیت فیلم و اینکه زنی شوهر سابقش را از خانه سالمندان به خانه می آورد و مسائلی از این دست کاملا واقعی است اما برخی مسائل مثل رنگرز بودن شکوه زاییده ذهن فیلمنامه نویس است.
علیرضا شجاع نوری تهیه کننده فیلم در مورد نگاه و انگیزه اش از حضور در این فیلم و همچنان استقبال احتمالی از فیلم گفت: دنبال ساخت فیلمی بودیم که به حال دل ما ایرانی ها بیاید. اگر می خواهیم به سمت جهان گیر شدن سینمای خودمان برویم باید روایتگر داستان هایی باشیم که آن را زیست می کنیم.
او گفت: همه خارجی هایی که فیلم هایی از این دست را می بینند دوست دارند زندگی در این فضای نوستالژیک را تجربه کنند. اگر ما بتوانیم فیلم هایی ارائه کنیم که در کوچه پس کوچه های ما چه می گذرد، این می تواند برای خارجی ها خوشایند باشد. البته این اصلا اتفاق آسانی نیست. باید ساخته شود تا جا بیفتد. این حالت در سینمای هالیوود یا مثلا سینمای ایتالیا هم هست. بدون آن که به این کشورها رفته باشیم دل مان برای بعضی جاها تنگ می شود. من فکر میکنم ما باید تلاش کنیم در این حوزه فیلمسازی قدم برداریم.
مونا زندی حقیقی در مورد انتخاب نام فیلم گفت: نام فیلم در ابتدای تابستان بود و بعد نامش شد زنگاری. در ادامه کم کم خود بنفشه آفریقایی در داستان نقش ویژه ای گرفت و بالا آمد. ضمن اینکه بنفشه آفریقایی بسیار گیاه ویژه ای است و به همین علت با شخصیتی مثل شکوه همخوانی داشت. به این علت در نهایت به این اسم رسیدیم.
کارگردان فیلم در مورد مواجهه مخاطبان با تم داستان گفت: امیدوارم مخاطبان این فیلم را دوست داشته باشند. بازخوردهایی هم که دریافت کرده ام بازخورده های خوبی بوده اند. مخصوصا خانم ها که از لحاظ شخصیتی دوست داشتند همانند شکوه باشند.
حمید بابابیگی فیلمنامه نویس، در مورد تاس به عنوان یکی از نمادهای فیلم گفت: عناصر فیلم که در کنار هم قرار گرفتهاند هرکدام معانی خاصی داشته اند. مثلا آن بازی تخته که زن و شوهر سال هاست که با هم بازی نکردند، نشانه ای است از گذشته ای که زن می خواهد از آن فرار کند یا عناصری دیگر مثل عکس جوانی های شکوه که به عنوان نشانه ای از فریدون وارد زندگی زن و شوهر می شود.
مونا زندی حقیقی در این مورد ادامه داد: وجود تاس در فیلم یک اتفاق ویژه ای را به وجود آمد. تاس هایی که بازیگران می ریختند و مثلا جفت ۶ یا جفت ۱ می آمد همه اتفاقی بود و با یک پلان این اعداد به دست می آمد و برای ما نشانه جالبی بود. مثلا وقتی که فریدون به خانه آمد تاس جفت ۶ آمد اما وقتی رفت تاس جفت ۱ آمد. این تاس خیلی به شکل گیری روند فیلم کمک کرد.
کارگردان فیلم در خصوص زندگی شوهر سابق یک زن با آن در خانه شوهر فعلی اش در یک خانواده روستایی گفت: این خانواده روستایی نیستند و از شهر تهران به جای دیگری رفته اند. اما فکر می کنم نکته اینجاست که این زن و شوهر تلاش کرده اند با کمک هم و بدون قضاوت و با کنار گذاشتن برخی تعصبات مسائلی که در گذشته برایشان پیش آمده را حل کنند. ضمن اینکه اصلا موضوعی غیر اخلاقی در فیلم اتفاق نمی افتد.
رضا بابک در مورد تقسیم نقش ناعادلانه میان دو مرد حاضر در فیلم گفت: من این مورد را قبول ندارم و به نظرم در داستان توازن برقرار بود. سعی همه ما در این بود که بتوانیم به کاراکتر های خاص خودمان برسیم نه به چیزی برسیم که نمود بیرونی داشته باشد. خیلی از اتفاق ها بین ما فقط در یک نگاه یا یک واژه کوتاه بود. من زیاد این ناعدالتی در توزیع نقش بین دو شخصیت مرد در فیلم را قبول ندارم.
یزدانیان، آهنگساز فیلم هم در بخش دیگری از نشست خبری گفت:من درمورد موسیقی نمی خواهم صحبت کنم بلکه میخواهم در مورد فیلم صحبت کنم. من به کاراکترها و طراحی ها نگاه می کنم تا بتوانم یک قطعه را بسازم. آن قدری که کاراکترها در فضای فیلم حل شده اند و آنقدر که این فیلم منسجم است و مثل زندگی است، توانستم موسیقی این فیلم را بسازم.
شجاع نوری تهیه کننده فیلم در مورد طراحی صحنه توضیحاتی را ارائه داد و گفت: ما مدت ها دنبال لوکیشین فیلم بودیم. ابتدا خانه های سمت تفرش را دیدیم و در ادامه هم خانه های اطراف تهران را بازبینی کردیم تا در ادامه توانستیم این خانه را در آمل پیدا کنیم. خانه ای که کاملا مخروبه بود و شهرداری می خواست آن را پارکینگ کند. ما از شهرداری اجازه گرفتیم فضای این خانه را ساختیم و رنگ کرده و گچ کاری کردیم و توانستیم این خانه را برای فیلم آماده کنیم.
زندی حقیقی در مورد بازی ای که شکوه و فریدون در بالکن می کنند و کمی دور از باور به نظر آمدن این حالت گفت: این قسمت را من خیلی در فیلم دوست دارم. این یک نشانه ای است از یک بازی قدیمی که شکوه و فریدون در دوران زندگی شان انجام می دادند و در انتهای فیلم هم شوهر فعلی شکوه تلاش می کند تا این بازی را با شکوه تکرار کند که به دلیل حال ناخوش او این بازی به پیش نمی رود.
سینماپرس: فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی اگر چه تصاویر زیبایی دارد؛ اما از ریتمی کند بهره می گیرد و اساسا مخاطب عام را با خود همراه نمی سازد.
سید عرفان فاطمی/ مونا زند حقیقی کارگردانی که بعد از ۱۲ سال با فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی به جشنواره فجر آمده است؛ اثری که نام اصلی آن زنگباری بود و پیش از این در بخش بازار جشنواره جهانی فجر و چند اکران بین المللی حضور داشته است؛ فیلمی که با ساخته ی قبلی این کارگردان یعنی فیلم سینمایی عصرجمعه تفاوت های زیادی دارد و این در حالی است که یکی از سرمایه گزاران این فیلم یعنی سید محمود رضوی است؛ تهیه کننده نام آشنایی که معمولا با بودجه های دولتی فیلم می سازد و اکنون معلوم نیست با چه هدف و دیدی در این فیلم سرمایه گزاری کرده و بنابر ادعای خود در این فیلم از جیب شخصی هزینه کرده است.
|
داستان فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی در یکی از شهرهای شمالی می گذرد و اثر سعی دارد با روایتی مینیمال به مشکلات سالمندانی بپردازد که در آستانه پیری به خانه سالمندان حواله می شوند و سبک زندگی ایشان را در جامعه پیرامونی خود به تصویر بکشد و در این مسیر از یک عشق مثلثی بهره می گیرد و این گونه است که شخصیت گُلی با بازی فاطمه معتمدآریا تصمیم می گیرد تا شوهر سابق خود را که توسط فرزندان به خانه سالمندان فرستاده شده است را به خانه خود که در آن با همسر جدیدش زندگی می کند بیاورد و از او مراقبت کند. |
فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی اگر چه تصاویر زیبایی دارد؛ اما از ریتمی کند بهره می گیرد و اساسا مخاطب عام را با خود همراه نمی سازد و تمامی نشانه های آن حاکی از آن است که بخش وسیعی از گروه های بیننده توسط این فیلم جذب نخواهند شد و حتی مخاطبی که با اثر ارتباط برقرار کند با توجه به ریتم کند فیلم در لحظاتی دچار خستگی شده و البته این همه از مشکلات اساسی و قدیمی این گونه آثار در صنعت سینمای ایران است که هم از فیلمنامه و هم از تدوین حاصل می شود که البته در مورد این فیلم بیشتر به فیلمنامه اثر بر می گردد و این در حالی است که حمید بابابیگی در مقام نویسنده اثر می توانست در خیلی از صحنه ها آب و تاب بیشتری به قصه دهد و کشمکش های قوی تری میان شخصیت ها برقرار کند و این همه در حالی است که شخصیت های اثر بازی های نسبتا قابل قبولی را به نمایش می گذارند؛ به خصوص رضا بابک که در نقش فرد سالمند که با بازی متفاوت خود می تواند از شانس های جدی جلب نظر داوران در بخش مکمل مرد باشد.
سینماپرس: تعداد سریال های شبکه نمایش خانگی روز به روز افزایش می یابد و بر تعداد طرفداران این سریال ها نیز افزوده می شود.
به گزارش سینماپرس؛ با اینکه در سال اخیر معرفی شبکه نمایش خانگی بعنوان یک رقیب قوی برای صدا و سیما ، این رسانه را بر آن داشته است تا بر کیفیت محصولات خود بیفزاید، با این حال همچنان سریال سازی در شبکه نمایش خانگی با قدرت بیشتر و افزایش رغبت سرمایه گذار های خصوصی در حال پیگیری است.
این افزایش رقبت سرمایه گذاران خصوصی به ساخت سریال های شبکه نمایش خانگی ، باعث رشد سریال سازی در کشور ، افزایش کیفیت محصولات و بالا رفتن سطح انتظار مخاطبین شده است.
مهران مدیری یکی از بنیان گذاران سریال سازی در شبکه نمایش خانگی است و با مجموعه قهوه تلخ جانی به سریال سازی در شبکه نمایش خانگی بخشید. مدتی به دلیل ساخت مجموعه دورهمی و همچنین فیلم سینمایی ساعت ۵ عصر ، از سریال سازی فاصله گرفته بود.
اما این دوری با انتشار خبر احتمال ساخت سریال شب های برره ۲ برای شبکه نمایش خانگی توسط مهران مدیری در ابهام قرار گرفت.
مدتی بعد ، اخبار تکمیلی منتشر شد که از ساخت سریال هیولا توسط مهران مدیری و با همکاری پیمان قاسمخانی حکایت داشت.
گفته می شود این سریال در ژانر اجتماعی ، کمدی آماده می شود.
این سریال داستان زندگی مردی است که در آرامش همراه با همسرش زندگی می کنند. اما با ظاهر شدن مردی در داستان زندگی این دو شخص، زندگی آنها تا حدودی تغییر پیدا میکند و با چالش ها و مشکلاتی مواجه می شوند و تصمیمات عجیبی در این رابطه می گیرند.
گفته می شود مهران مدیری در این سریال نقش اصلی را به فرهاد اصلانی سپرده است و خود نیز به عنوان یک شیاد در هیولا ایفای نقش می کند.
این سریال در پانزده قسمت تدارک دیده شده است و گفته می شود فیلمبرداری این مجموعه از ۱۷ آذرماه ۱۳۹۷ شروع شده است و دانلود سریال هیولا بزودی از طریق شبکه نمایش خانگی مقدور خواهد بود.
سریال ممنوعه
اما یکی دیگر از سریال های پربیننده شبکه نمایش خانگی سریال ممنوعه می باشد که به تازگی فصل اولش به پایان رسیده و با شروع فصل دوم توانسته مخاطبین بیشتری را جذب کند
سریال ممنوعه به کارگردانی امیر پورکیان و با حضور بازیگران بزرگی همچون میلاد کی مرام ، نیکی کریمی ، خاطره اسدی، امیرحسین آرمان، آناهیتا درگاهی، مجید مظفری و آتیلا پسیانی ، الهه حصاری ، پژمان بازغی ، هادی حجازی فر ، لیلا زارع ، آناهیتا درگاهی ، نیلوفر رجاییفر و نیما شعبان نژاد تولید و پخش شده است.
در واقع یکی از عواملی که باعث شد فروش این سریال روز به روز بیشتر شود نام های بزرگی است که در آن ایفای نقش میکنند
این سریال که فیلمنامه آن در ژانر اجتماعی نوشته شده است، به آسیب های جوانان که مهم ترین آنها اعتیاد به مواد مخدر پرداخته است

نکته قابل توجه این است که این توقف که بدلیل وجود چند سکانس جنجالی در ممنوعه رخ داده بود نه تنها باعث آسیب نشد ، بلکه به نوعی تبلیغاتی برای این سریال شد.
بطوریکه پس از شروع پخش مجدد دانلود سریال ممنوعه به شدت افزایش یافت و مخاطبین آن افزایش چشمگیری داشتند.
شما همچنین میتوانید با مراجعه به سایت سبزپندار به آدرس www.sabzpendar.com از جدیدترین محصولات شبکه نمایش خانگی مطلع شده و آن ها را بصورت قانونی تهیه و دانلود کنید.