X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

منتظر آهنگ‌های سخیف‌تری باشید!


منتظر آهنگ‌های سخیف‌تری باشید!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نسخه‌ ایران را در سوریه اجرا کردند / جامعه دو قطبی سوریه را به این روز انداخت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی‌ صدری‌نیا در نشست خبری مستند جدیدش؛ «تهران، دمشق» گفت: ما حرف‌های بزرگ‌تری در این مستند داریم به این معنی که دشمن، وقتی ‌می‌بیند اگر امکان براندازی حکومت را ندارد، می‌خواهد کشور را تضعیف کنند تا مردم با خودشان درگیر شوند.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری مستند «تهران، دمشق» به کارگردانی علی صدری نیا در هفتمین روز اکران‌های مرکزی جشنواره مردمی فیلم عمار در سینمافلسطین برگزار شد.

علی‌ صدری‌نیا در نشست خبری مستند جدیدش؛ «تهران، دمشق» که در هفتمین روز اکران‌های مرکزی جشنواره مردمی فیلم عمار در سینمافلسطین به نمایش درآمد، در پاسخ به سوالی درباره نریتور بودن خودش در مستند گفت: چون در جاهایی از فیلم خودم جلوی دوربین حاضر می‌شدم و توضیحاتی می‌دادم، گزینۀ دیگری نداشتیم. البته تلاش کردم روایت را به گونه‌ای بیان کنم که روی کار بنشیند.

وی در ادامه دربارۀ مراحل فیلمبرداری مستند «تهران، دمشق» عنوان کرد: فیلم‌برداری این مستند در سال ۹۶ انجام شد و یک ماه طول کشید. ناگهان در حین ساخت این مستند، متوجه شدیم که می‌توانیم به مدت دو هفته در سوریه نیز حضور داشته باشیم. برای همین زمان کافی نداشتیم که به طور خاص بتوانیم به سوژه‌ای بپردازیم.

صدری‌نیا افزود: در مستندهایی که درباره سوریه ساخته می‌شوند عمدتاً با کارهایی مواجه هستیم که به موضوع جنگ، خط مقدم، عملیات‌ها و مدافعان حرم پرداخته می‌شود. اما کمتر کسی به پشت صحنه این جنگ و جامعه سوریه در زمان جنگ پرداخته است. در این نوع کارها ثبت تاریخی بسیار مهم است. پیش از جنگ شکاف‌هایی در جامعه سوریه ایجاد شده بود که باید زودتر از این‌ها بیان می شد. البته اتفاقات دی ماه ۹۶ که در ایران رخ داد نیز موجب شد که بخش دوم سناریوی ما شکل بگیرد و ما بتوانیم بخشی از مستند را در ایران فیلمبرداری کنیم.

صدری‌نیا در پاسخ به سوال دیگری دربارۀ عدم استفاده از وقایع فتنه ۸۸ در مستندش عنوان کرد: ماجرای فتنه جنس دیگری از اختلافات در جامعه ما بود که به نظرم در این مستند نباید گنجانده می‌شد. باید دید چه اتفاقاتی در جامعه رقم زده شده و به لحاظ دین‌داری، نگاه مردم به هم، به جامعه و به مذهب چه تغییری کرده‌اند. اگر به اتفاقات سال ۸۸ دقت کنیم، می‌بینیم که در آن سال، سلبریتی‌ها، هنرمندان و چهره‌های ورزشی و… در ستادهای مختلف انتخاباتی پراکنده و توزیع شده بودند. اما در انتخابات سال ۹۲ این‌گونه نبود. ما با یک جامعۀ دو قطبی مواجه شدیم که برخی جناح‌های سیاسی هم در این میان از این اختلاف‌ها سواستفاده می‌کنند. در این مستند قصد نداشتیم از سال ۸۸ بگوییم، می‌خواستیم از منظر دیگری نگاه کنیم؛ به این معنی که مشکلات جامعۀ ما برخاسته از مشکلات معیشتی مردم است.

این کارگردان با اشاره به نقش اصلی مشکلات معیشتی در شکل‌گیری جنگ سوریه خاطرنشان کرد: برخی از مترجم‌های ما در سوریه می‌گفتند که ما در سال ۸۸ در ایران درس می‌خواندیم و معتقدیم کاری را که در سال ۸۸ نتوانستند در کشور ایران پیاده کنند، در سوریه اجرا و تمام کردند. در «تهران، دمشق» با نگاه نقش مشکلات معیشتی در ایجاد شکاف بین مردم پیش رفتیم و می‌خواستیم نشان دهیم که پیش از جنگ، چگونه توانستند مردم سوریه را مقابل یکدیگر قرار دهند. شاید اگر بیشتر در سوریه می‌ماندیم می‌توانستیم سوژه‌ای هم برای شکل‌گیری داستان پیدا کنیم.

صدری‌نیا با اشاره به ویرانی‌های داعش در سوریه تصریح کرد: ما تصویری از جنگ‌های داخلی در ذهن نداریم. شاید نسل ما و پیش از ما تصویر متفاوت‌تری از جنگ عراق داشته باشند؛ اما کاش می‌شد مردم ما می‌توانستند یک ساعت در خیابان‌های حلب یا حمص راه می‌رفتند، در این صورت متعجب می‌شوند که در سوریه چه اتفاقاتی افتاده است. گویا خانه‌به‌خانه جنگیده‌اند و شهر را نابود کرده‌اند؛ در شهر به‌سختی موجود زنده‌ای پیدا می‌شود. این اتفاق در سوریه افتاده و ما تصوری نداریم و در بیشتر مواقع، دوربین‌های ما به سمت خط مقدم جنگ است.

این مستندساز بیان کرد: متاسفانه برای ما نگفته‌اند که در سوریه چه اتفاقاتی افتاده است. در آنجا مردم کنار هم زندگی می‌کردند تا این‌که جامعه‌شان تبدیل به جامعۀ دو قطبی شد. این موضوع باید صریح بیان می‌شد که اگر در قالب داستان روایت می‌شد این هشدار منعقد نمی‌شد. درحال حاضر با بخش‌های مختلف جامعه، کاری می‌کنند که اختلاف‌ها تبدیل به کینه شود. به‌جای این‌که مردم در فضای مدنی گفت‌وگو کنند، آن‌ها را مقابل هم قرار داده‌اند. ما در کنار هم هستیم؛ ولی می‌خواهند بین ما تفرقه بیاندازند. هر مشکل معیشتی، قومی و… داریم باید فضای گفت‌وگوی مدنی را برای مردم فراهم کنیم.

صدری‌نیا با اشاره به حضور دو هفته‌ای در سوریه برای ساخت این مستند عنوان کرد: در شرایط کنونی و بعد از جنگ سوریه، مردم این کشور دربارۀ مسائل اظهارنظر نمی‌کنند یا اگر هم جلوی دوربین حاضر می‌شدند خودسانسوری می‌کردند. شرایط کنونی به مردم سوریه اجازه نمی‌دهد به راحتی اظهار نظر کنند.

وی در بخش دیگری از این نشست خبری توضیح داد: سعی کرده‌ایم در این فیلم به یک تذکر عمومی بسنده کنیم. مستند ما حرف بزرگ‌تر و ملی‌تری دارد و ما تلاش کرده‌ایم کلیات روایت را بگوییم.

صدری‌نیا اضافه کرد: در این مستند می‌خواستیم بگوییم منشأ همه اختلافات خارجی نیست و گاهی هم داخلی است. البته اگر ما وارد مصادیق می‌شدیم سریع‌ترین فکری که به ذهن مخاطب خطور می‌کرد این بود که کارگردان می‌خواسته فلان شخصیت سیاسی را بکوبد. ما حرف‌های بزرگ‌تری در این مستند داریم به این معنی که دشمن، وقتی ‌می‌بیند اگر امکان براندازی حکومت را ندارد، می‌خواهد کشور را تضعیف کنند تا مردم با خودشان درگیر شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین نشست «هم‌آیی قلم و دوربین» برگزار شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نخستین نشست «هم‌آیی قلم و دوربین» به منظور بررسی تاثیرات متقابل «ادبیات و سینما» با حضور «مسعود کیمیایی» و «واسینی الاعرج» رمان‌نویس الجزایری و استاد دانشگاه‌های الجزایر و سوربون برگزار شد.

به گزارش سینماپرس؛ سلسه نشست‌های سینما و ادبیات با عنوان «هم‌آیی قلم و دوربین» به همت مدرسه ملی سینمای ایران، بنیاد سینمایی فارابی و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از ۱۵ دی در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آغاز به کار کرد.

ادبیاتی که از دل مردم می‌آید با سینما فاصله ندارد

«مسعود کیمیایی» در این نشست گفت: ما با الجزایر تاریخ پیوسته داریم. مخصوصا در ادبیات و سینما. «جیلو پونته کوروو» برای ساخت نبرد الجزایر وارد کارزار شد ولی شکل به تصویر کشیدن آن نبرد با انقلاب ایران در ماهیت فرقی نداشت.

کیمیایی با اشاره به اینکه هنر باید بیانگر حس زمان و مکان هر منطقه باشد افزود: هنری که به جامعه‌اش نگاه نکند سرد است. هنر سرد با دوره‌هایی که ما گذراندیم هیچ سنخیتی ندارد. من داستان «داش آکل» را به فیلم تبدیل کردم. خاک را بر اساس داستان «اوسنه بابا سبحان» ساختم و فیلم کوتاه «مزاحم» را بر اساس داستانی از بورخس. ادبیاتی که از دل مردم می‌آید با سینما فاصله ندارد. تفاوت موجود در سینما و ادبیات به این دلیل است که ادبیات ذهن مخاطب را باز می‌گذارد و هر فرد دنیای ذهنی خودش را می‌سازد ولی کارگردان فقط تصویری را که می خواهد به مخاطب ارائه می‌دهد.

زنان در فیلم‌های من دروغی نیستند

کیمیایی ادامه داد: وقتی به من می‌گویند فیلم‌هایم فضایی مردانه دارند ناراحت می¬‌شوم. مثلا در فیلم‌های «گروهبان» و «غزل»، مردها علمدار نیستند. من آن طور که زندگی را تجربه کردم به خانم‌ها نگاه می‌کنم، اندازه‌های معین از زن و مرد در جامعه. زنان در فیلم‌های من دروغ نیستند و نمی‌خواهم به اثرم دستور دهم با زن‌ها کنار بیاید، بلکه نگاه به جامعه‌ام دارم.

استعارات من برگرفته از رئالیسم است

کیمیایی در مورد کاربرد استعاره در فیلم‌هایش افزود: باید بگویم که من در میانه رئالیسم زندگی می‌کنم و همان را هم نشان می‌دهم. اگر از ریل خارج شوم زیاده‌گویی کرده‌ام؛ بنابراین استعارات من برگرفته از همان رئالیسم است. همانطور که شخصیت‌هایی که انتخاب می‌کنم همه از عامه مردم هستند؛ یعنی واقعیتی که در جامعه اکثریت است.

او در پاسخ به اینکه چرا نامگذاری شخصیت‌ها یا فیلم‌هایش کوتاه هستند و اینکه عموما آنها را چگونه انتخاب می‌کند گفت: باید بگویم متنی که می‌نویسم به من می‌گوید نام فیلم چیست یا شخصیت چه نامی داشته باشد بهتر است. مثلا «قیصر»، «غزل»، «سلطان»، «جرم»، «حکم»، «ضیافت» و… همه از متن آمده‌اند.

تروریسم از بین برنده فرهنگ

در این نشست واسینی الاعرج هم اظهار کرد: تروریسم در الجزایر بسیاری از جنبه‌های فرهنگی ما را از بین برد. انقلاب الجزایر گویی تازه از قرون وسطی خارج شده بود. من در آثارم از شخصیت‌های شناخته شده ادبیات جهان استفاده می‌کنم. مثلا شخصیت «دن کیشوت» را به کار بردم؛ زیرا کشور ما پدیدآورنده آن را می‌شناخت. سروانتس پنج سال در الجزایر زندگی کرد و زندانی شد. او دیدگاهی بسیار زیبا از ما الجزایری‌ها ارائه داده است. اگر دقت کنید می‌بینید که سه فصل از رمان «دن کیشوت» در الجزایر می‌گذرد؛ بنابراین ادبیات من ادبیات غربی نیست و من در فرهنگ غربی زندگی نکرده‌ام، بلکه نگاهی انسانی دارم.

ظلم به زنان در جامعه الجزایر

واسینی الاعرج افزود: سروانتس جزئی از زمان و مکانی که در آن زندگی می‌کرد، شده است. خواندن مسائل فرهنگی انسانی به ما کمک می‌کند. مثلا شخصیت لولیتا وسیله‌ای است که در من سیاق ادبی را زنده کرد. توجه به زنان در آثار من زیاد است. برای اینکه در جامعه من به زنان زیاد ظلم شده است. مثلا در کتاب «زنان کازانوا»، این شخصیت چهار زن دارد و به همه هم ظلم کرده است. هنگام مرگ از آنها طلب بخشش می‌کند ولی آنها نمی‌پذیرند.

وی در ادامه گفت: کاربرد استعاره در آثار من خاص است. بدون اینکه بخواهم نصیحت کنم استعاره می‌آورم. استعاره لایه‌های مختلف دارد. غسان کنفانی هم اینگونه است. مثلا در یکی از داستان‌هایش، خانواده فلسطینی هنگام فرار، پسرشان را در خانه جا می‌گذارند و بعد از سالها دنبالش می‌گردند و می‌فهمند به خدمت ارتش اسرائیل درآمده‌اند. او با این کار می‌خواهد تاثیر شرایط بر زندگی و انتخاب را نشان دهد.

استعاره باید قابل درک باشد

این نویسنده الجزایری با تاکید بر اینکه استعاره باید قابل درک باشد گفت: در یکی از رمان‌هایم با عنوان «داستان یک پروانه»، شخصیت اصلی، یاما، هم داروخانه دارد و هم نوازنده زیرزمینی است گویا هم داروی جسم و هم داروی جان به مردم می‌دهد.

وی افزود: من برای انتخاب نام شخصیت‌هایم معیار خاصی ندارم. ولی عموما به دو دسته تقسیم می‌کنم. آنها یا اسامی خاص و حقیقی هستند مثل امیر عبدالقادر که قهرمان ملی الجزایر است و یا نام‌هایی انتخاب می‌کنم که معنای آنها بازگو کننده شخصیت یا روحیات آنها باشد.

این نشست با حضور «علیرضا تابش» مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، «شکوه حسینی» دبیرعلمی همایش، «واسینی الاعرج» نویسنده الجزایری، «زینب الاعوج» شاعر الجزایری برگزار و در آن به خوانش ایرانی رمان‌های این نویسنده الجزایری پرداخته شد.

در افتتاحیه رسمی همایش «هم‌آیی قلم و دوربین» دکتر «حسینعلی قبادی» ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دکتر «روح‌الله حسینی» مدیرعامل مدرسه ملی سینمای ایران، «علیرضا تابش» مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، «عبدالمنعم احریز» سفیر جمهوری دموکراتیک خلق الجزایر در ایران، «ابراهیم غماش» معاون سفیر، «مسعود کیمیایی»، «پرویز جاهد»، «عیسی جلالی»، دکتر مجتهدی، و برخی اساتید حوزه ادبیات و دوستداران سینما در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گرد هم آمدند.

سلسله نشست‌های «هم‌آیی قلم و دوربین» تا ۱۷ دی‌ با حضور «هوشنگ مرادی کرمانی»، «چیستا یثربی» و «حسن فتحی» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به نشانی اتوبان کردستان، ابتدای خیابان آیینه‌وند (۶۴ غربی) ادامه خواهد داشت.

روز سه‌شنبه ۱۸ دی نیز، کارگاهی با موضوع «اقتباس سینما از ادبیات» در محل مدرسه ملی سینمای ایران برگزار خواهد شد. علاقمندان جهت شرکت در این کارگاه می‌توانند از طریق شماره‌های ۲۲۹۰۵۲۴۶ (داخلی ۱۱۱) و ۰۹۱۲۸۸۳۶۳۰۵ تماس حاصل کنند

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

داستان‌ یک‌ مسجد از کهنز تا حلب – اخبار سینمای ایران و جهان

صبح نو: مستند «عابدان کهنز» به کارگردانی آقای مجید رستگار و تهیه‌کنندگی آقای امیر مهریزدان در جشنواره عمار اکران شده است.

این مستند با روایتی روان، ساده و دوست‌داشتنی قصه شکل‌گیری یک مسجد و پایگاه بسیج در منطقه کهنز شهریار را نمایش می‌دهد؛ پایگاهی که تعداد زیادی نوجوان را از طریق فعالیت‌های مذهبی، تفریحی و نظامی جذب کرده و محصول آن تعداد زیادی پاسدار، استاد دانشگاه و دانشجوست. این پایگاه و مسجد چند شهید و جانباز مدافع حرم نیز تقدیم انقلاب کرده است. برای بررسی بیشتر مستند« عابدان کهنز» با مجید رستگار، کارگردان این فیلم گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

چه شد که سراغ ساخت این مستند رفتید؟ آیا خودتان از اهالی همان منطقه‌اید؟

خیر! داستان از اینجا شروع شد که قرار شد یک کتابی را در دفتر مطالعه جبهه فرهنگی منتشر کنیم. این کتاب در مورد شهید صدرزاده بود و دوستان گفتند که می‌خواهیم مستندی در این باره ساخته شود. این لطف دوستان بود که تولید این مستند به من سپرده شد.

چه تحقیقاتی برای ساخت «عابدان کهنز» انجام شد؟

حدود ۲۵۰‌صفحه تحقیق مکتوب و ساعت‌ها صدا وجود داشت. یک‌ماه و نیم تحقیقات را بررسی کردم؛ اما یک صفحه در این بین بود که من را جذب خودش کرد. از آن‌جایی که از شهید صدرزاده خیلی کار ساخته شده است، کمی کار ما را مشکل می‌کرد. وقتی بخواهید برای ایشان کار کنید، اگر آنچه را که باید، نگویید و حرف جدیدی را نزنید، کار ناقص است و چیزی را که در قالب همه مستندهاست ندارد. مستندهای مختلفی درباره شهید صدرزاده ساخته شده که همگی می گویند ایشان فردی زحمتکش و بسیجی بوده است؛ به سوریه رفته و شهید شده است. این را در مستند «کرار» و مستندهای دیگر می‌بینید که البته خوب است، اما در یک حلقه گیرکرده است.

با این اوصاف چه کردید که حرف جدیدی داشته باشید؟

در تحقیقات مفصل درباره این شهید، سه صفحه بود که در مورد مسجدی صحبت شده بود. جایی که شهید صدرزاده در آن رشد کرده بود. نکته این بود که امیرحسین حاج نصیری پسر یکی از این بانیان مسجد هم که جانباز مدافع حرم است، در این مسجد بزرگ شده بود. شهید آژند هم که از شهدای مدافع حرم است، همینطور. متوجه شدیم یک پیوندی از یک داستان بزرگ‌تر از صدرزاده وجود دارد.

یعنی تحقیقات جدیدی انجام دادید؟

با همفکری اتاق فکرمان که دوستان همدلی هستند تحقیقاتی خوبی شده بود؛ اما صرفاً در مورد صدرزاده بود. چیزی در مورد امیرحسین حاج نصیری نداشتیم و همه این‌ها باید از صفر تحقیق می‌شد. با تهیه‌کننده صحبت کردیم و به یک منبع بزرگ‌تر رسیدیم. تصمیم گرفتیم منبع بزرگ‌تری از بحث تربیتی و یک بستر سازندگی جوان‌ها را معرفی کنیم. درنتیجه سوژه تغییر کرد و به این مسجد و شهدای دیگر آن که با هم خیلی رفیق بودند، رسیدیم.

دراین مستند از پایه‌گذاران یک مسجد و پایگاه بسیج گفته می‌شود؛ کسانی که جریانی را شروع کردند و محصول آن جریان این شهدا هستند. برای رسیدن به روایت مناسب از ابزارهای مختلفی استفاده کردید. آیا کات‌های متعدد را عمداً به کاربردید؟

کات‌های زیاد داشتیم، به این دلیل که باید گپ‌ها را می‌گرفتیم. اگر هواهای بین کار را نمی‌گرفتم باید سه ساعت کار را می‌دیدید. فضای خالی را گرفتیم و به ریتم کمک کردیم. کار به شدت محتوا دارد و این محتوا دست ما را بست. یعنی باید حساب‌شده به سراغ کار می‌رفتیم. البته «عابدان کهنز» فرم هم دارد. من ۱۳سال است که کار تدوین انجام می‌دهم. امسال در جشنواره حقیقت و عمار چند مستند داشتم و دو سه کار داستانی هم انجام دادم. به این دلیل این بحث را می گویم، چون که سعی کردیم فرم بسیار درستی داشته باشیم.

چند صفحه فیلمنامه داشتید؟

زمانی که این کار را می‌خواستیم شروع کنیم یک فیلمنامه ۵۲‌صفحه‌ای آماده کردم. با توجه به تحقیقاتی که انجام دادم، هدف‌مان این بود بتوانیم کاری شبیه به «ایستاده در غبار» بسازیم؛ چون کاملاً شما یک قصه می‌بینید. ما صداهای زیادی را داشتیم و می‌توانستیم فوق‌العاده از آن استفاده کنیم.

مصاحبه‌ها به خوبی به آرشیو متصل می‌شوند؛ چگونه مصاحبه‌شونده‌ها را همراه کار ساختید؟

سعی کردم یک جوری مصاحبه کنم که به شکل قصه باشد. مصاحبه‌شونده‌ها فیلمنامه را خوانده بودند و معلوم شده بود که چه چیزی را در کجا باید بگویند و چه داستانی باید تعریف کنند. این خیلی کمک کرد؛ در ۷۰ تا ۸۰‌درصد مستندها این کار شکل نمی‌گیرد.

یکی از امتیازات کار شما پرداخت به همه شؤون زندگی این افراد است؛ از ابتدا قرار بود اینطور پیش بروید؟

یک هزارم چیزهایی که دیدیم هم در این کار نیست! اگر می‌شد از این تحقیقات یک سریال بسازیم چیزی شبیه به «ایستاده در غبار» می‌شد. در این چند وقت نظراتی دریافت کردم که گفته‌اند ما را با این مستند به گذشته برده‌اید. علاقه‌مند بودم کار را به‌صورت مستند داستانی بسازم؛ اما هزینه زیادی داشت که گفته شد یک چنین بودجه‌ای مقدور نیست.

با تغییر فرم دیگر مشکل مالی نداشتید؟

به دلیل هزینه‌های زیاد امکان ورود به ساخت مستند داستانی را نداشتیم. تصمیم گرفتیم قالب کارمان را تغییر دهیم. باید به سراغ مصاحبه می‌رفتیم و باید روایت را هم عوض می‌کردیم. البته با همین قالب هم باز به لحاظ مالی مشکلاتی داشتیم که ما را در محدودیت زمانی به لحاظ تولید قرار می‌داد. داستان به مستند آرشیوی، تولیدی و موشن برگردانده شد. باتوجه به مدت زمان زیاد فیلم، لازم بود به وسیله موشن هرجا لازم شد فضا را بشکنیم تا مخاطب خسته نشود.

فکر می‌کنید مستندهایی از این دست می‌توانند چه تأثیری به لحاظ جریانی داشته باشند؟

من مطمئنم در کشور ما از این دست مساجد زیاد وجود دارد. مساجد و هیأت‌هایی که ابوعلی‌ها و مصطفی صدرزاده‌ها را به وجود می‌آورند. این شهدا حاصل تفکر این هیئات و مساجدهستند. البته نباید این تصور به وجود بیاید که مساجد صرفاً شهید و پاسدار تربیت می‌کنند. مسجد امیرالمؤمنین را اگر بررسی کنید، می‌بینید چند استاد دانشگاه در این محل رشد کرده‌اند. نصف نوجوانان مشغول در این محل در بخش‌های نظامی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی سرآمدند و همه آن‌ها محصول و ثمره این مسجد و پایگاه هستند. مسجد یک دانشگاه به تمام معناست؛ چیزی که حدود ۱۵سال پس از انقلاب کم‌رنگ شد. فرهنگسراها را به وجود آوردند؛ فرهنگسراهایی که بخشی از آن‌ها هیچ ربطی به فرهنگ اصیل دینی و ملی ما ندارند. انسان‌های شریفی هم در این فرهنگسراها وجود دارند که مشغول کارهای مفیدند؛ اما واقعاً تعدادی از این مجموعه‌ها مفید نیستند. این مستند می‌تواند یک نمونه و الگو باشد برای نمایش هزاران مسجد از این دست که در کل کشور هستند. مساجدی که در حوزه‌های مختلف کارهای زیادی می‌کنند؛ اما دیده نمی‌شوند. به نظرم فعالان فرهنگی حتی با خواهش و به زور هم که شده باید بزرگ‌ترهایی را که آغازگر این جریانات هستند، مثل ما در مقابل لنز دوربین قرار دهند!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دستمزد بالای بازیگران؛ آفت سینمای ایران است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگاه آموزشی «مدیریت بودجه و تولید در فیلم داستانی» با حضور محمدصادق آذین در حاشیۀ هفتمین روز اکران‌های مرکزی نهمین جشنوارۀ مردمی فیلم عمار در سینمافلسطین برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، محمدصادق آذین تهیه‌کننده و مدیر تولید سینما در کارگاه آموزشی «مدیریت بودجه و تولید در فیلم داستانی» در حاشیۀ هفتمین روز اکران‌های مرکزی نهمین جشنوارۀ مردمی فیلم عمار در سینمافلسطین با بیان اینکه یک فیلم‌نامه باید با نگاه حرفه‌ای و شناخت کامل تهیه شود، بیان کرد: ۹۰درصد مشکل سینمای ما نداشتن فیلم‌نامه مناسب است. اگر یک فیلم با فیلم‌نامه حرفه‌ای ساخته شود، نیاز به بازنگری مجدد نخواهد داشت.

وی با اشاره به این‌که از کل فروش یک فیلم تنها یک‌سوم آن به تهیه‌کننده می‌رسد، افزود: نصف درآمد فروش یک فیلم به سینمادار و مابقی نیز برای مالیات و… صرف می‌شود، به‌همین‌دلیل ساخت یک فیلم را باید به گونه‌ای مدیریت کنیم که هزینه‌هایی که برای آن صرف می‌شود با حداقل میزان ممکن به‌دست آید.

آذین ادامه داد: هزینه‌های یک فیلم باید توجیه اقتصادی داشته باشد. هر جزئی که در هر صحنه آورده می‌شود، باید در فیلم دیده شود؛ چراکه در غیر این صورت هزینه‌هایی که برای آن انجام شده، بدون برنامه‌ریزی بوده است. وسایل اضافی صحنه حتما باید حذف شود.

این تهیه‌کننده و مدیر تولید سینما با تأکید بر این‌که هزینۀ تولید یک فیلم بسیار بالا است، گفت: امروزه آفت سینمای ایران، دستمزد بالای بازیگران شده است. در همۀ دنیا دستمزد بازیگران ۲۵ الی ۳۰درصد کل بودجه تولید را شامل می‌شود؛ اما در ایران بازیگران ۶۰درصد کل فیلم را دریافت می‌کنند.

وی با بیان این‌که یک کارگردان جوان می‌تواند با فیلم کوتاه خط تولید خود را تقویت کند، تصریح کرد: یک فیلم‌ساز باید خط تولید را پایین نگه دارد، به‌طورمثال یک فیلم پنج دقیقه‌ای را در دو روز تولید کند.

آذین افزود: امروز، کارگردانان جوان به‌راحتی می‌توانند با هم‌نسل خود ارتباط برقرار کنند. کارگردانان جوان می‌توانند برای کسب تجربه و تقویت حرفۀ خود در بسیاری از فیلم‌ها دستیار کارگردان شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جزییات جشنواره سرودها و آواهای انقلابی اعلام شد/ تمرکز ویژه روی آرای مردمی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نشست خبری چهارمین جشنواره «سرودهای حماسی و آواهای انقلابی» هفدهم آبان ماه در ساختمان خورشید سازمان بسیج هنرمندان ایران برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری چهارمین جشنواره سرودهای حماسی و آواهای انقلابی بسیج روز دوشنبه هفدهم آبان ماه با حضور جمشید جم دبیر جشنواره، امیر نصیربیگی رییس سازمان بسیج هنرمندان، بابک رضایی سخنگوی شورای مرکزی انجمن موسیقی بسیج و حسین دی‌پیر مدیر اجرایی جشنواره در ساختمان خورشید این سازمان برگزار شد.  

نصیربیگی در ابتدای این نشست گفت: دوره های قبلی این جشنواره در بخش‌های سنتی، پاپ و همخوانی در استان فارس برگزار شد. اما امسال بر اساس رهنمودهای رهبر معظم انقلاب درباره سرود و تاثیری که می تواند بر لایه های مختلف اجتماعی داشته باشد روی این موضوع تمرکز ویژه ای کردیم.

تمرکز ویژه روی آرای مردمی یک جشنواره انقلابی

رییس سازمان بسیج هنرمندان کشور در ادامه این نشست خبری  با ارائه گزارشی ار روند ارسال آثار توضیح داد:  حدود ۴۰۰ اثر به جشنواره رسیده است. این در حالی است که ما برای انتخاب آثار نهایی روی  آرای مردمی در کنار نظرات کارشناسی تمرکز ویژه ای داریم. البته گروه‌های حاضر در جشنواره چندان در سودای جایزه‌گرفتن و رتبه‌آوردن نیستند و بیشتر به دنبال معرفی خود و اثرشان هستند.

نصیربیگی درباره مراسم اختتامیه نیز گفت: اختتامیه از ۲۴ تا ۲۷ دی در استان لرستان برگزار می‌شود و با توجه به اینکه این استان پیشینه خوبی در حوزه سرود و موسیقی دارد شورای سیاستگذاری جشنواره را مجاب کرد که این رویداد موسیقایی با میزبانی مردم صمیمی خرم آباد برگزار شود. به هر ترتیب به منظور تمرکززدایی جشنواره‌ها را در استان‌های مختلف برگزار می‌کنیم تا زیرساخت‌های استانی را معرفی کنیم و بتوانیم هنر مدنظر را در آن استان پررنگ‌تر کنیم. ضمن اینکه سهم استان‌های مختلف از منظر فرهنگی باید لحاظ شود. ما صرفا به دنبال برگزاری جشنواره نیستیم، می‌خواهیم به واسطه جشنواره چهره‌های مستعد و خلاق در سرود را شناسایی و معرفی کنیم و پلی برای خلق اثر باشد.

سرود خواسته شهدای عزیز است

جمشید جم خواننده موسیقی انقلاب دبیر جشنواره و نماینده انجمن موسیقی بسیج گفت: بیش از ۴۸ سال است که در عرصه موسیقی فعالیت هایی را انجام می دهم و امروز بسیار خوشحالم که دوستان به من اعتماد کردند تا بتوانم راه طی شده در این ۴۰ سال را به جوانان منتقل کنم. این آرزوی من و امثال من بود که موضوع مهم سرود جان دوباره ببخشیم و آن را به جایگاه واقعی خودش برسانیم زیرا سرود خواسته بزرگان ما و حاصل خون شهدای عزیز است.

این هنرمند درباره برگزاری چهارمین جشنواره سرودهای حماسی و آواهای انقلابی بسیج در بیرون از تهران گفت: در استان‌ها انگیزه فراوان است اما توانایی رساندن آن به گوش ما را ندارند. بنابراین سازمان بسیج هنرمندان برای این موضوع پیش‌قدم شد. نکته دیگری که می توانم به آن اشاره کنم به تعداد آثار مربوط می شود که ما می توانستیم پذیرای ۵۰۰ اثر باشیم اما از این تعداد برخی تکراری و برخی آثار نیز ضعیف بودند به همین حدود ۴۰۰ اثر را انتخاب و در معرض رأی مردم قرار دادیم که با بیش از ۷۰ هزار رأی، سرانجام ۱۷ اثر از ۱۳ استان انتخاب شد که در نهایت آیین اختتامیه ۷ گروه سرود برگزیده از منظر کارشناسان و گروه برتر از منظر آرای مردمی معرفی و تقدیر می‌شوند.

موضوعات محتوایی جشنواره سرودهای انقلابی معرفی شد

بابک رضایی مدیر روابط عمومی جشنواره سرود های حماسی و آوای انقلابی در بخش دیگری از این نشست خبری نیز گفت:خیلی‌ها گمان می‌کنند جامعه و مردم از هنر ارزشی فاصله گرفته‌اند، اما در این جشنواره خلاف آن را مشاهده کردیم و بیش از ۴۰۰ اثر در دبیرخانه پذیرش شد. پس از رأی‌گیری مردمی، ۱۷ اثر منتخب مرحله اول جشنواره تا ۲۶ دی در معرض رأی مردم قرار گرفته‌اند تا برترین آن‌ها انتخاب شود. این در حالی است که ‌دفاع مقدس، محوز مقاومت، فلسطین و سوریه، تحریم‌های اقتصادی و فاجعه منا را برخی از مضامین سرودهای شرکت‌کننده در جشنواره است.

وی افزود: طبق مذاکراتی که با آقای شاه آبادی معاون صدا سازمان صدا و سیما انجام گرفته قرار بر این است که مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره به صورت زنده و مستقیم از رادیو پخش شود. نکته  دیگری که لازم است در اینجا به آن اشاره کنم بر این نکته است ما پس از پایان جشنواره، گروه‌های برتر را رها نخواهیم کرد زیرا  تلاش داریم در سبد شنیداری کشور، تولیدات ارزشی در حوزه موسیقی را بگنجانیم.

برگزاری چند کارگاه تخصصی در استان های مختلف

میرمعصومی نماینده کمیته علمی جشنواره نیز در بخش پایانی این نشست رسانه ای گفت: کارگاه‌های آموزشی در استان‌های مختلف به صورت مستمر برای گروه‌های سرود برنامه‌ریزی شده است. البته طی روزهای ۲۵ و ۲۶ دی‌ماه جاری، دو کارگاه «آشنایی با سلفژ، تربیت شنیداری و صداگذاری» و «آشنایی با فناوری‌های نوین و تولید موسیقی به شیوه مدرن» برگزار می‌شود.

دی‌پیر، دبیر اجرایی جشنواره هم درباره شیوه داوری آثار گفت: نگاه انجمن موسیقی بسیج به حس و حال قطعات بوده است، به علاوه اینکه رویکرد فنی هم به آثار داشته‌ایم. این در حالی است که ما در این جشنواره به هیچ عنوان پلی بک نداریم و ضمن اینکه می دانیم در دوران گذار از اجرای زنده به دیجیتال هستیم اما اگر گروهی زنده اجرا نکند، از داوری حذف می‌شود حتی اگر در آرای مردمی اول شود.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۶۰ درصد مردم به صورت خانوادگی به سینما رفتند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بر اساس طرح فرهنگ رفتاری خانوار مرکز آمار ایران در سال ١٣٩٦، حدود ۱۹ درصد مردم به سینماها رفته‌اند که ۶۰ درصد آن‌ها به همراه خانواده در سالن‌های سینما حضور یافته‌اند.

به گزارش سینماپرس، بر اساس طرح فرهنگ رفتاری خانوار مرکز آمار ایران در سال ١٣٩٦، تنها حدود ١٩درصد از افراد ١۵ ساله و بیشتر به سینما رفتند. این درصد برای تئاتر ۵.١ درصد و برای کنسرت ۴.۵ درصد بوده است.

از میان افرادی که به سینما رفته‌اند، ٢٩.٩ درصد یک‌بار، ٢٨.٣ درصد دو بار و ۴١.٨ درصد، بیشتر از دو بار به سینما رفته‌اند.

۵۹.۴ درصد افراد با خانواده به سینما رفته‌اند، ٣٧.٢ درصد با دوستان و ٣.۴ درصد یا به تنهایی یا با سایر افراد به سینما رفته اند.

ژانرهای (موضوع) اجتماعی و کمدی بیشترین مخاطب را در سینما داشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

احمدی‌نژاد مخالف ساخت «قلاده‌های طلا» بود/ از کسی که گفت مامور اطلاعاتم شکایت می‌کنم/ امیدوارم بعد از ساخت سریالم شهید شوم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ابوالقاسم طالبی در گفتگویی به موضوع‌های مختلفی همچون دیدار با رهبری، حواشی فیلم‌های «قلاده‌های طلا» و «یتیم خانه ایران»، رابطه با مشایی و احمدی نژاد و ساخت سریال جدید پرداخت.

ابوالقاسم طالبی در این گفتگو به موضوع‌های مختلفی همچون دیدار با رهبری، حواشی فیلم‌های قلاده‌های طلا و یتیم خانه ایران، رابطه با مشایی و احمدی نژاد و ساخت سریال جدید پرداخت.

مشروح گفتگوی  با این کارگردان سینما را در ادامه می‌خوانید:

با مفسدین ارتباط ندارم

بسم الله الرحمن الرحیم سلام شب شما بخیر باشد، به ده و ده دقیقه این هفته خوش آمدید، مهمان امشب برنامه ما جناب آقای ابوالقاسم طالبی کارگردان سینما و تلویزیون هستند که قبول زحمت کردند و به برنامه خودشان تشریف آوردند.

طالبی: منم عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز.

شما یا مصاحبه نمی‌کنید یا وقتی گفتگو می‌کنید، گفتگوی حسابی دارید؟

طالبی: به هرحال بیش از دو سال بود گفتگو نداشتم. من آدمی هستم که منافع اقتصادی ندارم، با مفسدین ارتباط ندارم، با سیاسیون، حزبی ندارم، عاشق میهنم هستم، برایش جنگیدم و به خاطرش دوستانم را از دست دادم و الان برای حفظ میهن و دستاورد‌های خون شهیدان، خودم را موظف می‌کنم حرف بزنم، فیلم بسازم و بنویسم. موضوع خاصی نیست؛ منتهی این صدا کمتر از ناحیه کارگردان‌ها به گوش می‌رسد و برای برخی‌ها غافلگیر کننده است.

این که می‌گویید با مفسدان اقتصادی رابطه ندارم، مگر دیگران دارند؟

طالبی: وقتی آدم مصالح مفسدان را رعایت می‌کند باید چند دلیل داشته باشد؛ یعنی آدم نسبت به اینکه خون ملت را می‌مَکَند، بی‌تفاوتی باشد یا اینکه خودش هم با آن‌ها شریک باشد. وگرنه چه لزومی دارد یک هنرمند یعنی کسی که نسبت به مسائل اطرافش حساس است و یک روشنفکر و روشنگر، چرا نباید روشنگری کند؟ چه کسی باید از مردمی که در حال کباب شدن هستند و یک عده یقه سفیدها خون آنها را می‌مَکَند، دفاع کند؟ حتما که نباید قوه قضاییه، سازمان‌های اطلاعاتی و نیروی انتظامی کار کنند.

یعنی الان اعتقاد دارید در بدنه سینما همچین اتفاقی نمی‌افتد، مطالبه گری وجود ندارد؟

طالبی: من فکر می‌کنم بعضا حرف‌های آنها را می‌زنند؛ یعنی وقتی که یک نفر وارد سینما می‌شود و متوجه می‌شویم که تریلیون‌ها تومان از پول مردم پیش او است و بعد بازیگر‌ها با او عکس می‌گیرند و کارگردان‌ها باهاش کار می‌کنند، شما بگویید این چیست؟ بالاخره بینندگان خرد دارند و توده‌های مردم خوب می‌فهمند. حالا ممکن است توده‌های مردم در شبکه مجازی نباشند و لایک نکنند، ولی توده‌ها مسائل را منفک کرده و خوب می‌فهمند. منظورم از توده‌ها فقط مردم و عوام نیست بلکه جوانان، دانشجویان، آن‌هایی که سرشان به درسشان است و در مواقع لازم به میدان می‌آیند.

یعنی به گونه‌ای آن‌ها اثرگذار هم شدند و اگر بخواهیم نگاه کنیم تفکر شما به اقلیت تبدیل شده است.

طالبی: شلوغ می‌کنند، حرف می‌زنند و درباره همه چیز اظهار نظر دارند. آدم‌های کم مطالعه‌ای هم بعضا هستند، اهل اندیشه زیاد نیستند. با اعتراض شبکه‌های خارجی مثل بی بی سی و وی او ای به موضوعی، آنها نیز سریع اعتراض می‌کنند؛ مثلا وقتی به دختری تجاوز شد آن را رسانه‌ای می‌کنند و بعد می‌گویند ببخشید شنیده بودم تجاوز شده اما همچین چیزی نبوده است. آنها بلندگو و پژواک دهنده هستند و تاثیر اجتماعی آن شکلی نخواهند داشت، دنبال کننده‌های آنها هم آدم‌هایی نیستند که خیلی تاثیرگذار باشند.

شروع برنامه یک تیک آف خیلی قوی بود و آنهایی که برنامه را پیگیری می‌کنند دقیقا می‌دانند چه کسی را می‌زنید، نگران نیستید؟

طالبی: من نمی‌دانم به چه کسی اشاره دارم، من متفاوت می‌گویم و درباره شخص خاصی نمی‌گویم.

 الان انگار از یک شخص خاص یا سلبریتی بدون اینکه از او اسم ببرید، نام می‌برید.

طالبی: فکر نمی‌کنم. چون در افراد متفاوت این را دیدم و کسی را نمی‌زنم. من یک اندیشه و یک راه را می‌زنم و کسی را در حدی نمی‌دانم که درباره آن حرف بزنم.

سلبریتی باید مهم باشند نه مشهور

این اتفاق از سمت سلبریتی‌ها رخ می‌دهد؟

طالبی: این سلبریتی که شما می‌گویید همه را شامل می‌کنید. سلبریتی معنایی دارد، هر کس که در شبکه مجازی بود و چهار تا فیلم بازی کرد، سلبریتی نیست. آدم‌هایی که می‌توانند ایجاد جریان کنند و جامعه به حرف آن‌ها گوش می‌دهند و برای جامعه مهم هستند به آنها سلبریتی می‌گویند؛ پس باید مهم باشند نه مشهور. الان اینگونه شده که مشهور‌ها سلبریتی هستند اما کسی که برای مردم و نسل مهم است و روی جامعه بزرگ تاثیر می‌گذارد، سلبریتی می‌گویند.

پس کسانی که اساسا به عنوان سلبریتی معروفند، شما می‌گویید سلبریتی نیستند؟

طالبی: همه آنها سلبریتی نیستند، نباید جمع ببندید. اشکال در شبکه مجازی این است که تا یک نفر حرف نامربوطی می‌زند، میگویند سلبریتی‌ها باز هم گیج شدند، این توهین همگانی است. چون ما سلبریتی فهیم، با خرد، وطن دوست، دیندار یا بی‌دین داریم، اما مسئله اینجاست که باید منفک کنید؛ اینکه می‌گویید سلبریتی‌ها، یک جامعه و یک جمع را می‌زنید و این غلط است.

پس دقیقا چه بگوییم؟

طالبی: برای نام بردن شخص مورد نظرتان یا باید شجاعت داشته باشید یا بگویید یکی از سلبریتی‌ها این حرف را گفته است؛ جمع بستن خوب نیست. اکثر هنرمندان وطن خود را دوست دارند و به وطنشان عشق می‌ورزند. ممکن است عقایدشان با من فرق کند و مرا قبول نداشته باشند یا از من بدشان بیاید، اما من که مصداق و معیار خوبی نیستم. ممکن است نگاهشان به وطن و شهدا نسبت به من مدل دیگری باشد، شاید به کسانی که می‌جنگند، رزمنده‌ها و خانواده شهدا احترام می‌گذارند اما شما انتظار دارید آنها در رابطه با یمن همان موضعی را بگیرند که در رابطه با فرانسه گرفتند، این انتظار شماست و نظر آنها این نیست. شاید به فرانسه بیشتر از یمن مسافرت می‌کنند، برایشان آنجا مهمتر است، آدم‌هایشان را بیشتر دیدند و ارتباط بیشتری با سفارت آنجا داشتند. همه جاسوس، خود فروخته، خراب و وطن فروش نیستند و این اکثریت را قبول ندارم.

چند فتنه‌گر از «قلاده‌های طلا» خوششان نمی‌آمد

 آقای طالبی بریم سراغ «قلاده‌های طلا»، چرا فکر می‌کنید تلویزیون نمی‌خواهد این فیلم را پخش کند؟

طالبی: به گونه‌ای شما می‌گویید که انگار من متوهمم. از سوی چند فتنه‌گر فشار بود که شاید نفوذ هم داشته باشند از این فیلم خوششان نمی‌آمد و پخش نمی‌کردند. یعنی هر وقت که این فیلم را می‌دیدند، انگار خودشان را می‌بینند و از روز اول سعی کردند، ساخته و اکران نشود و به جشنواره نرود. در شب اول جشنواره جلوی پخش را گرفتند، خیلی‌ها گفتند طالبی برای ایجاد جو و فروش فیلم این کار را می‌کند. فیلم را حضرت آقا دیدند، تایید کردند.

شفاف هستید؟

طالبی: حتما شفافم.

اگر حضرت آقا وارد نمی‌شدند، فیلم در جشنواره نمایش داده نمی‌شد

 فتنه گر‌ها را می‌شناسید؟

طالبی: اگر می‌شناختم به سازمان قضایی نیرو‌های مسلح شکایت می‌کردم. ولی چند نفری هستند که گرایش به فتنه داشتند و الان که خودشان را می‌بینند، اذیت می‌شوند. من فکر می‌کنم خیلی‌هایشان در این طرح بازنشستگی بازنشسته شدند، ولی چند نفرشان ماندند و دلشان نمی‌خواهد دیده شوند.

طالبی: شما هم اهل شفافیت هستید، سانسور نمی‌کنید؟

آره هستیم و سانسوری نمی‌کنیم.

طالبی: مگر حضرت امام نفرمودند که حاکمیت ولایت فقیه شعبه‌ای از حاکمیت رسول الله است؟

بله

طالبی: وقتی که ولایت فقیه گفتند این فیلم پخش شود، یک بار هم نه بلکه سه بار جایزه دادند، این در حکومت اسلامی چگونه است و کیست؟ لطفا با شفافیت پاسخ دهید.چه کسی جلوی شعبه‌ای از حکومت رسول الله می‌ایستد؟

با تعاریفی که شما می‌کنید من می‌گویم همراه فتنه‌گر.

واقعا رهبر انقلاب وارد قضیه شد تا پخش شد؟

طالبی: بله. اگر حضرت آقا وارد نمی‌شدند، فیلم در جشنواره نمایش داده نمی‌شد. این که من گفتم پخش اول تلویزیون، فردا آقای ضرغامی در خاطراتشان نگویند رهبر با من تماس نگرفته است. من می‌گویم که برای اولین پخش سینمایی‌ و اولین نمایش در جشنواره، جلوی آن را گرفتند. بچه‌های سینما یادشان است، من یاد ندارم در جشنواره چنین اتفاقی افتاده باشد، یعنی حدود سه هزار نفر، همزمان در سه سالن تماشاگر فیلم بودند و حتی دو هزار نفر بیرون ماندند.

برای انتشار این فیلم با کسی از مقامات امنیتی چک و هماهنگ نکردید؟

طالبی: چند نفر دیدند ولی چیزی به ما نگفتند.

در نیروی انتظامی هم اشخاصی به عنوان نفوذی نشان دادید؟

طالبی: بله نشان دادیم. من به آقای مصلحی، نیروی انتظامی، معاونان و وزیر اطلاعات هم گفته بودم و در جلسه‌ای با معاونان وزارت اطلاعات که قرار بود پول ساخت را آنها بدهند که هیچوقت ندادند و حتی بعضی از آنها که می‌خواستند جلوی ما را بگیرند، خیلی صریح گفتم یک جاسوس در نیروی انتظامی و یک جاسوس هم در وزارت اطلاعات داریم. نیروی انتظامی پرسید چه کسی جاسوس ما را می‌گیرد که گفتم حفاظت اطلاعات خودتان؛ گفتند خیلی خوب است، کار کنید. چون تا قبل از «قلاده‌های طلا» هیچ فیلمی یک سروان نیروی انتظامی جاسوس نبوده و همیشه یک لباس شخصی یا یک گروهبان و سرباز بدبخت بوده است. در دنیا در هالیوود که به اصطلاح سلطان فیلمسازی در جهان است و جوان‌های ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و همه چیز را در دنیا به هم می‌ریزد و در افریقا در کپر‌هایی که نون خوردن ندارند اما عکس هنرپیشه‌های هالیوودی را دارند، این موارد را حل کردند. یعنی شما اگر خودت، خود انتقادی نکنید، برایت می‌سازند. ما خیلی زودتر از کسانی که برای لانه جاسوسی فیلم ساختند، باید درباره لانه جاسوسی فیلم می‌ساختیم. چرا زمان ساخت ما که می‌رسد همه نه می‌گویند خب چرا؟! چه کسی گفته است اینها صلاح کار را بیشتر از ما می‌فهمند؟! اینها از کجا بیشتر ثابت کردند که بهتر از ما مسائل فرهنگی جامعه مان را می‌شناسند؟! ما جوان و ملتمان تشنه است. من دانشگاه، دبیرستان می‌روم و با مردم صحبت می‌کنم، همه از ما انتظار دارند درباره مسائل این‌چنینی فیلم بسازیم.

کارمند اطلاعات نیستم

خبری بود چند وقت پیش که شما قبل از اینکه وارد سینما شوید کارمند و نیروی اطلاعات بودید؟

طالبی: این خبر اصلا صحت ندارد. ضمن اینکه اگر من پیش از سینما در وزارت اطلاعات کار می‌کردم، ۱۶ ساله بودم. وقتی ۱۶ ساله بودم رژیم شاه حاکم بود.

پس موضوع این خبر چه بود؟

طالبی: این یک خبر فیک است. خبر غلط و دروغ است. البته این موضوع را پیگیری می‌کنم.

وزارت اطلاعات گفت آن را تکذیب کنید

آیا برای پیگیری پیش مدیران وزارت اطلاعات رفتید؟

طالبی: با وزارت اطلاعات تماس گرفتم. به من گفتند این خبر اشتباه است و آن را تکذیب کنید. من هم گفتم این وظیفه‌ی من نیست. وزارت صاحب دارد و باید این خبر را تکذیب کند. به من گفتند از زمان تشکیل وزارت اطلاعات، یا وزیر اطلاعات صحبت می‌کند یا روابط عمومی اطلاعیه می‌دهد. اصلا ما چنین مصاحبه‌ای نداشتیم. کسی هم حق ندارد، چنین مصاحبه‌ای کند. این دروغ است. به من گفتند که تبعات سیاسی برای این موضوع وجود دارد که باید خودتان آن را حل کنید.

شکایت می‌کنید؟

طالبی: بله؛ شکایت خواهم کرد و همان کسی که این را گفته است، باید به جایی برسد.

متوجه شدید که چه کسی این بحث را مطرح کرده است؟

طالبی: بله تا حدودی.

 یعنی چند درصد؟

طالبی: تا ۷۰ درصد متوجه شدم که چه کسی این حرف را زده است. می‌خواهم ببینم چه کسی به آن فرد گفته که این کار را بکند! این‌ها فکر کردند که یک ضربه‌ای به من می‌زنند. حالا، چون من گفتم خانه لواسان و ولنجک می‌توانند به من ضربه زد. این موضوع باعث شد که فردی بگوید خبری در ایسنا منتشر می‌کنیم و باعث می‌شویم که حیثیت طالبی برود. در صورتی که اینگونه نیست. به نظرم این افتخار است. من افتخار پاسدار بودن و بسیجی بودن داشتم. نوکر ملت بودم و الان هم هستم. سرباز گمنام امام زمان (عج) یک مدال است که من آن را ندارم.

احمدی‌نژاد مخالف ساخت «قلاده‌های طلا» بود

ایده فیلم از کجا آمد، سفارشی بود؟

طالبی: الان ببینید تناقض چقدر است! اول گفتند سفارش وزارت اطلاعات است، حالا می‌گویند وزارت اطلاعات جلوی آن را گرفته است. اصلا ببینید برای ضربه زدن به فیلم چقدر تناقض وجود دارد. اولین مطلب گفتند سفارشی است، سفارشی چه کسی؟! اصلا کدام فیلم من سفارشی بوده، مگر من سفارش پذیرم؟

 گفته بودند که برای ساخت این فیلم با احمدی نژاد و مشایی هماهنگ کرده بودید.

طالبی: آقای احمدی نژاد با فیلم که از اول مخالف بود، یک سکه هم به ما نداد. البته بعداً عکس نگذارند ما با او دست دادیم و بگویند تقدیر احمدی نژاد از طالبی؟! در آن سال چون تهیه کننده من دبیر جشنواره فیلم فجر بود، من به خودم اجازه ندادم در جشنواره شرکت کنم؛ لذا فیلمم را از جشنواره بیرون کشیدم. علی رغم اینکه خیلی‌ها خودشان تهیه کننده بودند، فیلم خودشان را گذاشتند و به خودشان جایزه دادند، ولی من این کار را صحیح نمی‌دانستم و بیرون کشیدم. آقای شیخ طادی جایزه شان را به من هدیه کردند و من آن را به پسر شهید احمدی روشن هدیه کردم. بعد خانواده شهدای هسته‌ای از من برای تقدیر دعوت کردند، خیلی جایی نمی‌روم اما به خاطر شهدای هسته‌ای، قبول کردم.  آن جلسه هم قرار بود در خیابان امیرآباد باشد که گفتند نه ریاست جمهوری بیایید که آنجا احمدی نژاد رئیس جمهور وقت و عباسی رییس انرژی اتمی ایستاده بودند و یک عدد سکه به من دادند.

 یک سکانسی هم از آقای احمدی نژاد در فیلم سانسور شده بود.

طالبی: آن را خودم درآوردم و کسی نگفت دربیاور. چون زمانی که فیلم را می‌ساختم احمدی نژاد ۱۱ روز در خانه نشسته بود و این دقیقا با حال بد من همزمان شد و از ایشان تعجب می‌کردم، چون با او دوست بودم و تماس‌هایی که می‌گرفتیم، اثر نمی‌کرد. حدود هشت روز گذشت و ناراحت بودم. من این سکانس را گرفتم که اگر احمدی نژاد ادامه می‌داد حتما داخل فیلم می‌گذاشتم و ایشان را جزو فتنه گران حساب می‌کردم، ولی خب بعد دیدم که ایشان مطلبش را حل کرد و رییس جمهور است و من رعایت رییس جمهور بودنش را کردم.

مشایی گفت برای ساخت فیلم طالبی، پول نمی‌دهیم

گر الان فیلم را می‌ساختید آن بخش را داخل فیلم می‌گذاشتید؟

طالبی: من خودم آن بخش را داخل شبکه‌های مجازی فرستادم. بعد از اینکه ایشان زاویه پیدا کرد و همه ملت را در مشایی خلاصه کرد، خودم  آن قسمت را منتشر کردم. حالا فردا ما سوژه دولت بهاری‌ها هم می‌شویم و پاییزمان می‌کنند!

 چرا احمدی نژاد به این فیلم کمک نکرد؟

طالبی: برای ساخت فیلم پیش همه رفتیم، یک عده به من می‌گفتند طالبی این کار دردسر و مکافات دارد، همه باهات بد می‌شوند، تعدادشان زیاد است و فتنه گرها هم در کشور نفوذ دارند. چون عقیده من این بود که ملت ما فتنه گر نیست و عده‌ای از آنها تقلب را باور کرده بودند، اگر روشنگری کنیم، متوجه می‌شوند و قضیه را قبول می‌کنند؛ بنابراین بر این بودم که این فیلم را بسازم. اینقدر هم فکر می‌کنم آزاده باشم که از کسی سفارش نپذیرم؛ لذا پیش همه رفتیم. تهیه کننده ما قبلا برای آقای بقایی که الان در زندان است، جشنواره‌ای را در کیش یا قشم برگزار کرده بود، پیش آقای بقایی رفت و ما گفتیم که مشایی و رییس جمهور هم ما را می‌شناسند. ماه رمضان ما را برای ضیافت افطار دعوت کردند، آنجا به آقای مشایی گفتم من پول نمی‌خواهم برای ساخت فیلم به تهیه کننده فیلم ما پول بدهید. او با من مدت‌ها زاویه داشت و بعد چند روز محمد خزاعی گفت مشایی گفته ما برای ساخت فیلم طالبی که عقاید مشخص دارد، پول نمی‌دهیم و ندادند. عده‌ای فکر کردند، چون خزاعی تهیه کننده ماست پس از مشایی پول گرفتند یا می‌گفتند اینها جریان انحرافی هستند، بعد گفتند از وزارت اطلاعات و وزارت فلان و … پول گرفتند. آن چیزی که مشخص است و نوشتیم روایت فتح پول به ما داده است.

بعدا هم ارشاد انگار مقداری به شما پول کمک کرد که ناراحت هم شده بودید.

طالبی: آنها فکر نمی‌کردند که این فیلم این طور شود. شمقدری حس اینکه این فیلم را من ساخته‌ام بهش دست داد و گفت این فیلم را به ما بدهید، ما گفتیم نمی‌دهیم و من مقاومت کردم. اما تهیه کننده ما رفت و صحبت کرد؛ گفتند که مبلغی را بدهیم و درصدش را بفروشیم، من اجازه ندادم. گفتم فقط اجازه فروش رایت آن را دارید، آن هم به شرطی که اعلام نکنید این فیلم دولتی است. چون آن وقت می‌گویند احمدی نژاد ساخته است، درصورتی که اینگونه نیست. آنها قبول کردند، اما چند وقت بعد که فیلم پخش شد، شمقدری گفت آقای طالبی به ما گفته بود که نگویید و بعد در اینترنت و فضای مجازی نوشتند طالبی گفته از هیچ جا پول نگرفتم در صورتی که دولت رایتش را خریده است اما هیچ پولی هنگام تولید به ما ندادند، همه پول را بسیج داده بود.

انصراف خانم زارعی از بازی در «قلاده‌های طلا»

بعد از «قلاده‌های طلا» یک عده از گروه‌ها و نهاد‌های مختلف و یک سری آدم‌ها به شما فشار آوردند، اینها چه کسی بودند؟

طالبی: چه کسی می‌گوید؟

بایکوتی که علیرام نورایی و امین حیایی شدند.

طالبی: علیرام و امین بایکوت نشده بودند. حیایی از برخی از دوستانش دلگیر شده بود که مثلا گفته بود اگر امین باشد من نمی‌آیم. این را هم نمیدانم آن تهیه کننده تا چه حد به امین راست گفته باشد، چون برخی تهیه کننده‌‌ها می‌خواهند به خاطر پول ندادن با بهانه‌های مختلف تخفیف بگیرند، شاید هم شگرد تهیه کننده بود. خیلی من این ها را قبول ندارم.

چون ظاهرا یک نفر از چهره‌های خیلی برجسته سینمایی به عنوان بازیگر همراه شما بوده بعد از این فشار‌ها انصراف داده؟ پولش هم ظاهرا گرفته بوده؟

طالبی: آن فشار‌ها مال قبل بود، خانم مریلا زارعی سناریو که خواندند خیلی خوشحال شدند، چون هرکس سناریو را میخواند فیلمنامه قوی را می‌دید. یکی از روزنامه‌های مهم اصلاح طلب نوشته بود هالیوودی‌ها دو میلیارد گرفتند و این سناریو را نوشتند. اما بعد من گفتم شکایت می‌کنم هیچکس ادامه نداد. البته اشتباه کردم باید می‌گذاشتم بنویسند، شاید یک عده که با اسم هالیوود حالشان خوب می‌شود فیلم را ببینند. یعنی باور ندارند که یک فرزند ایران میتواند این کار را بکند. در آن زمان که فضای فتنه خیلی تند بود کمپین هفت یا هشت نفره‌ای تشکیل شد که با موتور و اسپری به نزدیک خانه خانم زارعی می‌رفتند و مرتب می‌نوشتند انصراف خانم زارعی از بازی در «قلاده‌های طلا». خانم زارعی زنگ زد و گفت: «من دوست دارم با شما کار کنم و فیلمنامه هم خیلی خوب است، اما مرا اذیت می‌کنند و روی اعصابم راه می‌روند. اگر اجازه بدهید من نیام». ما هم گفتیم اگر اعلام نمی‌کنید ما هم شکایت نمی‌کنیم و اینکه ایشان همه پول را گرفته‌اند، صحت ندارد.

پول نگرفته بودند؟

طالبی: یک پیش قسط گرفته بودند که برگرداند. ما که دستمان تو جیب اختلاس‌گران نیست که هر چه پول بخواهند بدهیم، این پول ها برای روایت فتح بوده و یک قرونش هم حساب دارد.

حرفم را در «قلاده‌های طلا» زدم

 الان فکر می‌کنید «قلاده‌های طلا» ظرفیت ساخت قسمت دومش را دارد؟

طالبی: از اول می‌خواستند قسمت دوم آن را بسازند ظرفیت هم بسیار داشت، اما تجاری می‌شد. من کار تجاری نکردم و نمی‌کنم.

خیلی‌ها معتقدند حرف‌های زیادی از فتنه ۸۸ هنوز مانده که با تصویر یک سینماگر می‌شود به مردم عرضه و شفاف سازی کرد.

طالبی: خوب بروند انجام بدهند.

چرا شما نمی‎سازید؟

طالبی: چون فکر می‌کنم «قلاده‌های طلای ۲» تجاری می‌شد و من کار تجاری نمی‌کنم. معمولا چیزهایی که یک آن موجود است، دومش تجاری خواهد. یک کاری برای من دغدغه می‌شود و می‌سازم.

یعنی دغدغه شما نسبت به فتنه همانقدر بود که در «قلاده‌های طلا» گفتید؟

طالبی: بله. فکر می‌کنم به اندازه کافی حرف زدم و تاثیر گذاشت. اگر قرار است درباره فتنه فیلم ساخته شود، بسازند، همانطور که هفت یا هشت فیلم دیگر درباره فتنه ساخته شد که بخشی از آنها کمال تبریزی، ابراهیم حاتمی کیا و مسعود اطیابی بودند.

 پس از بازپخش فیلم «قلاده‌های طلا» توییت زدید و گفتید از دفتر رهبر انقلاب با شما تماس گرفتند و عنایت داشتند نسبت به این فیلم و گفتند سلام مرا به ایشان، عوامل و بازیگران برسانید. این را تشریح می‌کنید؟

طالبی: همان است که داخل توییتم نوشتم.

 همانقدر؟

طالبی:حالا شاید یک کم بیشتر.

بیشترش را نمی‌گویید؟

طالبی: همانی که باید گفته می‌شد، آن بود.

بیشترش را برای مخاطبان برنامه ما اینجا بگویید.

طالبی: اگر بخواهم بیشتر اشاره کنم لوس کردن خودم است. حضرت آقا انسان فرزانه، فرهیخته، ادیب و هنرشناسی به معنای واقعی کلمه هستند. شاید به هنرمندی اظهار لطف کنند که به خیلی‌ها اظهار لطف کردند که یک عده مشخص می‌شود و یک عده مشخص نمی‌شود. در رابطه با این فیلم به خودم، خانواد‌ه‌ام و بازیگران خیلی اظهار لطف کرده بودند و فیلم آن هم موجود است. من دو یا سه باری نزد ایشان رفتم؛ حتی برای فیلم‌های دیگرم مثل «یتیم خانه ایران» که گفتند فیلم قبلی شما خوب بود، امیدوارم این هم خوب باشد.

آقا سر «یتیم خانه ایران» انگار از شما تقدیر کرده بودند؟

طالبی: آره خیلی خوششان آمد و لطف داشتند. الان هم ممکن است تو تلفنی که به من شد، احوالپرسی هم از من کرده باشند.

یعنی با رهبر صحبت کردید یا از دفتر تماس گرفتند؟

طالبی: از دفتر تماس گرفتند. گفتند من چند دقیقه پیش کنار آقا بودم و من از روی نوشته ایشان می‌خوانم. منم پیام آقا را نوشتم و بخشی از آن را توییت کردم تا آنهایی که می‌خواهند لذت ببرند.

حرف‌های بی بی سی ارزش ندارد 

بی بی سی هم «یتیم خانه ایران» را خیلی نقد می‌کرد و می‌گفتند که واقعیت‌ها بیان نشده وقتی که اینها را شنیدید، واکنشی نشان ندادید؟

طالبی: حرف‌های بی بی سی ارزش ندارد که من ناراحت شوم. ما در دنیا هیچ کشوری را نداریم که به اندازه انگلیس به ما ضربه زده باشد؛ یعنی در سیصد سال گذشته هیچکس به اندازه انگلیس به ما ضربه نزده، حتی قبل از اینکه روسیه به ما حمله کند انگلیس‌ قراردادی را که بین ما بود، به هم ریخت. انگلیس‌ همیشه به ما ظلم کرد تا همین برجام و تا همین الان. اگر کسی منصف و وطن دوست باشد، اصلا دین هم نداشته باشد ولی آزاده باشد، مطالعه، انصاف و شرف داشته باشد از رفتار دولت انگلیس در کشور ما متوجه می‌شود که چقدر خون مردم ما را در شیشه کرد و این قطعی است.

من بعد از «قلاده‌های طلا» صد سال بیرون رفتم که هیچ سازمان و وزارت اطلاعاتی تشکیل نشده بود. خواستم یک کار تاریخی بکنم و به این قصه رسیدم و دیدم خیلی وحشتناک است. دو سال و نیم مطالعه می‌کردم و بیش از صد جلد کتاب خواندم تا توانستم قصه‌اش را بنویسم. قصه در یک موقعیت اتفاق نیفتاده بود و باید به صورت بخش بندی از خاطرات بیرون می‌کشیدم؛ البته دکتر قلی مجد آن را به صورت یک کتاب نوشتند، ولی برای اینکه شما تاریخ را بگردید باید خاطرات را بیرون بکشید و ببینید چقدر صحت دارد. من برای نوشتن پر از انگیزه و دغدغه شدم، گفتند دوازده میلیون، نه میلیون، هفت میلیون و چهار میلیون، ولی هیچکس کمتر از چهار میلیون نگفته بود. چهار میلیون انسان؟! اینها که برای یک گربه اینقدر شلوغ می‌کنند چهار میلیون انسان ایرانی؟! به خدا باید آدم اشک بریزد.

خیلی عجیب بود که هیچکس هیچی ننوشت، ولی آدم پیش خودش می‌گفت مگر می‌شود؟ و وقتی هرچه بیشتر تحقیق می‌کردم، بیشتر پیدا می‌کردم؛ لذا بیشتر انگیزه پیدا کردم و خیلی هم فیلم سختی بود. یک دفتر سینمایی ۲۸ میلیارد تومان برآورد کرد، ما با مسئول دفتر نتوانستیم توافق کنیم و او گفت: «شرعاً من نمیتوانم این مبلغ، خرجِ فیلم شود و معلوم نیست دربیاورد». آنها نمی‌خواستند فیلم را بسازند و منم از دفترش بیرون آمدم و با چند نفر دیگر مشورت کردم و به آقای تخت کشیان رسیدم. فیلم با هشت میلیارد تومان جمع شد و ۲۰ میلیارد تومان اقتصاد مقاومتی کردیم؛ البته دوباره قلبم مشکل پیدا کرد، بستری شدم و رگ‌هایی که عمل کرده بودم، دوباره اذیت کرد. خیلی به من فشار آمد، اما الان با دعای مردم الحمدالله خوبم.

تعریف طالبی از یک فیلمساز انقلابی دقیقا چیست؟

طالبی:کسی که با هر عقیده، آرمان و عملکردی مردم و کشورش را دوست دارد و در سخت‌ترین شرایط برای ایران تلاش می‌کند. حتی آنهایی که نامهربانی‌ها را به جان می‌خرند، اما برای روشنگری جوان‌ها کار می‌کند.

در جامعه هنری و سینمایی هنرمندان انقلابی در اکثریت هستند یا اقلیت؟

طالبی: بالاخره شما در یک باغ هم که می‌روید ممکن است چهار تا درخت میوه‌های خاص داشته باشد. همه مثل هم نیستتد و قرار نیست مثل هم باشند، ولی من فکر می‌کنم جامعه هنرمند و هنری ما نسبت به کشور، انقلاب و شهدا احترام قائل هستند. اما به هر کسی نمره‌ای می‌دهند، نمره ما هم خیلی بالا نیست. شاید ما را کسانی که باهامون مخالفت می‌کنند، بزرگ می‌کنند. می‌خواهند چراغ ما خاموش شود، اما این شعله آن طرف‌تر می‌رود و روشن‌تر می‌شود وگرنه ما شبانه روز از جان تلاش می‌کنیم که روشنگری کنیم. دیگران هم زحمت می‌کشند؛ منتهی یک عده زحمت خود را دلار می‌کنند، اما همه ما کشورمان را دوست داریم.

امیدوارم پس از ساخت سریالم شهید بشوم

یک ماه تا جشنواره فیلم فجر بیشتر باقی نمانده چرا حضور ندارید؟

طالبی: چون فیلم ندارم.

چرا نساختید؟

طالبی: چون داشتم می‌نوشتم. بعد از «یتیم خانه ایران» حدود سه ساله می‌نویسم و تحقیق می‌کنم. معمولا از شروع کار تحقیق می‌کنم، حتی فیلم کوتاه‌های من هم اینجوری بود.

موضوع فیلم آینده شما چه چیزی است؟

طالبی: در حال حاضر سریال می‌سازم و کاملا اجتماعی و به روز است و امیدوارم که پس از این فیلم شهید بشوم. گفتنش فکر کنم ریاکارانه باشد.

چرا فکر می‌کنید ریا می‌شود، اینقدر نگفتیم که مردم فکر می‌کنند وقتی این حرف را می‌زنیم ریا می‌شود؟

طالبی: مثلا هرکس یک آرزویی دارد، یکی آرزو داشتن پورشه، دیگری آرزو سفر و من هم به همه آرزوهایم رسیدم. دوست دارم شهید شوم و فکر کنم با این سریال این اتفاق بیفتد.

حالا نمی‌دانم بچه‌های ما می‌خواهند این جمله مرا داخل برنامه بگذارند یا نه، برای دیدن یک فیلم به جشنواره عمار رفتم  آخر مستند شهید صدر زاده، جمله‌ای از طرف شهید پخش شد که برای بچه‌های مسجد بود که توصیه می‌کرد پایان ماموریت بسیجی شهادت است. این جمله نگذاشت تا صبح بخوابم.

طالبی: پایان ماموریت همه مسلمانان شهادت است؛ یعنی مسلمان واقعی که در راه خدا و رسول الله باشد، پایانی شهادت گونه دارد. شاید در راه بسیجی یا ارتشی یا … باشد. البته منظور شهید صدر زاده اخلاق بسیجی است. مرگ پایان همه است، اما شیرین‌ترین مرگ و عاقلانه‌ترین مرگ اگه حتی دنیاییش هم بخواهیم، شهادت است.

هیچ وقت ما فکر نمی‌کردیم زمانی برسد که جوان‌های ما را به خاطر با سواد بودن و به خاطر علم ترور بکنند، درست می‌گویم؟

طالبی: بله

 فکر می‌کنید زمانی می‌رسد که دست روی شخصیت بگذارند و به خاطر فیلمسازی یا نوع اثر فرهنگی‌اش بکشند؟

طالبی: امیدوارم اینجوری باشد و اولیش من باشم. امیدوارم بیولوژی نباشد و نگویند سرطان گرفت. امیدوارم با یک گلوله‌ تمام کنند.

دلم می‌خواست درباره امام فیلم بسازم

اگر قرار باشد در مورد شخصیتی فیلم بسازید، چه شخصیتی است؟

طالبی: همه شخصیت‌ها و کسانی که در این مملکت زحمت کشیدند، زندگی‌هایشان فیلم شدنی و سوژه است. شهدا، رزمندگان، جانبازان و حتی همه مادران ما.

شخصیت خاص، حالا داخلی یا خارجی فرق نمی‌کند، او چه کسی خواهد بود؟

طالبی: روزی آرمانم این بود که برای حضرت امام فیلم بسازم، ولی بعد فهمیدم مدیوم سینما جوابگو نیست. بعد دلم می‌خواست در مورد شهید بابایی و چمران بسازم، باز هم دیدم مدیوم جواب نمی‌دهد. اساساً مدیوم سینما وقتی به معنویت نزدیک می‌شود، جواب نمی‌دهد و نمی‌توانیم.

ولی مرحوم صمدی به نظرم توانست حق مطلب شهید بابایی را ادا کند.

طالبی: زحمت کشیده بودند و خدا رحمتشان کند و شهید بابایی دستشان را بگیرد. آن چیزایی که من از شهدا تو ذهنم است، مدیوم آن با سینما خیلی سخت می‌شود، ولی آقای صمدی این توانایی را داشتند و موفق شدند و مبارک ایشان و خانواده‌شون باشد.

از شما و برنامه‌تون ممنونم. امیدوارم خیلی سانسور نمی‌کنید.

* باشگاه خبرنگاران

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اتمام ضبط «ژن خوک» با حضور ۳ بازیگر اصلی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «ژن خوک» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی سعید سهیلی شامگاه یکشنبه ۱۶ دی در لوکیشنی در جنوب شهر تهران به پایان رسید.

به گزارش سینماپرس، فیلمبرداری فیلم سینمایی «ژن خوک» به کارگردانی سعید سهیلی که شنبه ۲۶ آبان با حضور جمشید هاشم‌پور آغاز شده بود، شامگاه یکشنبه ۱۶ دی در لوکیشنی در جنوب شهر تهران به پایان رسید.

هادی حجازی‌فر، سینا مهراد و نازنین بیاتی آخرین بازیگرانی بودند که در آخرین سکانس «ژن خوک» مقابل دوربین مسعود سلامی رفتند.

علاوه بر حجازی‌فر، مهراد و بیاتی، دیگر بازیگران این فیلم عبارتند از بهرنگ علوی، صبا سهیلی، قربان نجفی، علیرضا مهران، شهین تسلیمی، مهدی دانایی مقدم، احمد مینایی، افشین اخلاقی، فرشید نزاکتی، وحید کرمانی، مهسا آبیز با حضورِ الناز حبیبی و هنرمندیِ جمشید هاشم‌پور.

تدوین این فیلم همزمان با فیلمبرداری توسط فرامرز هوتهم انجام شده است و سهیلی قصد دارد فیلم جدیدش را برای اکران در نوروز ۹۸ آماده کند.

دیگر عوامل «ژن خوک» عبارتند از نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: سعید سهیلی، مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی، طراح لباس: ملودی اسماعیلی، مدیر تولید: سجاد رحیمی، مدیر تدارکات: محمد ابراهیمی، صدابردار: وحید مقدسی، دستیار یک کارگردان: حامد مختاری، برنامه‌ریز: امید جزینی، تدوین: فرامرز هوتهم، طراح صحنه: محمدرضا میرزاجان‌ محمدی، طراح چهره‌پردازی: عباس عباسی، عکاس: سحاب زریباف، منشی صحنه: سعیده دلیریان، پشت صحنه: روزبه خسروی، جانشین تهیه: ابراهیم اصغری، دستیار تهیه: محمد محمدیان، مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ضبط تیتراژ سریال مجید صالحی با صدای ابراهیم‌زاده – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تیتراژ سریال نمایش خانگی «سال‌های دور از خانه» ساخته مجید صالحی شامل قطعه ای با صدای محسن ابراهیم‌زاده خواهد بود.

به گزارش سینماپرس، در حالیکه تنها چند هفته تا توزیع مجموعه کمدی «سال های دور از خانه» در شبکه نمایش خانگی باقی مانده است، محسن ابراهیم‌زاده در حال ضبط قطعه‌ای برای تیتراژ آن است.

سریال «سال‌های دور از خانه»، اسپین‌آف مجموعه پرمخاطب «شاهگوش» است که داستانی متفاوت و کمدی از دوران پس از سربازی «خنجری» و «زهره» را روایت می‌کند.

محمدحسین قاسمی و مجید صالحی، تهیه‌کننده و کارگردان این مجموعه هستند که بر اساس متنی از امیرحسین قاسمی و احمد مهرانفر ساخته می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع