X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

قربانی: مگر می خواهیم از صندوق اعتباری هنر گواهینامه رانندگی بگیریم؟/ شأن هنر و هنرمند زیر سوأل رفته است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی‌اکبر قربانی آهنگساز و رهبر ارکستر در گفت: بدیهی است که کار هنرمند مشخص و روشن است؛ سابقه هنرمند هرگز از بین نمی رود، حتی اگر یک اثر در زندگی اش خلق کرده باشد!

آهنگساز فیلم های سینمایی «کلانتری غیرانتفاعی» و «روباه» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: مگر می خواهیم از صندوق اعتباری هنر گواهینامه رانندگی بگیریم که هرچند سال یک بار باید به آنجا مراجعه کرده و عضویت مان را تمدید کنیم!؟ متأسفانه شأن هنر و هنرمند سال ها است زیر سوأل رفته و اخیراً اوضاع کمی بدتر از گذشته شده که نمونه آن را در همین رفتار اخیر مسئولان صندوق اعتباری هنر با هنرمندان شاهد بوده و هستیم.

وی ادامه داد: البته چند روز قبل به بنده اطلاع دادند که عضویتم همچنان در صندوق پابرجاست و تعلیق نشده ام اما اصل این ماجرا از بنیان و ریشه غلط است و سیاست گذاران کلان فرهنگی کشور باید هرچه سریع تر بازنگری جدی بر این اتفاق داشته باشند و اینطور هنرمندان را تحت فشار نگذارند.

قربانی تأکید کرد: صندوق اعتباری هنر نهادی است که باید مأمن و پناهگاه همه هنرمندان در هر صنف و رشته ای باشد و در سختی و مرارت آن ها را حمایت کرده و به ایشان یاری برساند اما متأسفانه آنچه شاهد هستیم بر عکس این قضیه است.

مدرس آهنگسازی کانون آهنگسازان جوان صدا و سیما و عضو شورای فنی ارکستر ملی ایران در پایان این گفتگو خاطرنشان کرد: مسئولان صندوق اعتباری هنر باید به همه هنرمندان با یک چشم نگاه کنند و میان هنرمندان تبعیض قائل نشوند؛ اگر این قانون در صندوق وجود دارد که هرچند سال یک بار هنرمندان عضو باید خودشان را مجدداً به عنوان هنرمند اثبات کنند باید با درایت و تدبیر عاجل این قانون را ملغی کرده و شأن فرهنگی و هنری هنرمندان را حفظ کنند و من امیدوارم دیگر هرگز شاهد چنین رفتارهای مشابهی با هنرمندان نباشیم و این قبیل سیاست های نادرست برای همیشه در عرصه فرهنگی و هنری کشورمان از بین برود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

امینی: لطف خدا باعث شد که بتوانیم در این شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم را شاد کنیم! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کریم امینی کارگردان سینما که این روزها فیلم پرفروش «فسیل» را روی پرده دارد گفت: بسیار خوشحالم از اینکه می بینم این روزها توده های مردم برای تماشای «فسیل» به سالن های سینما می روند و خوشحال و راضی از سالن بیرون می آیند؛ خوشبختانه تیر برخی روشنفکرنماها که می خواستند مردم سینما رفتن را تحریم کنند به سنگ خورد و این روزها بعد از چند سال رکود مخاطب سالن های سینما دوباره شاهد رونق مجدد هستند.

این فیلمساز و بازیگر جوان سینما در گفتگو با خبرنگار سینماپرس در پاسخ به این سوأل که آیا خودتان انتظار این را داشتید که فیلم جدیدتان این چنین پرمخاطب و پرفروش شود اظهار داشت: زمانی که تولید این پروژه را در دست گرفتم با توجه به جمیع شرایط این احساس را می کردم که قرار است در زمان اکران اتفاق خوبی برای «فسیل» بیفتد اما زمانی که برخی ناآرامی های اجتماعی رخ داد و شرایط معیشتی عموم مردم کشور کمی دشوارتر از گذشته شد احساس کردم که الآن فرصت مناسبی برای اکران این فیلم نیست و در صورت اکران آن میزان استقبالی که باید از «فسیل» صورت نمی گیرد.

وی در همین راستا ادامه داد: زمانی که بحث اکران «فسیل» برای عید نوروز که مصادف با ماه مبارک رمضان بود جدی شد هرگز تصور نمی کردم که مردم در این زمان از فیلم اسقبال کنند اما خدا را شاکرم که مردم لطف کردند و از این فیلم سالم خوش شان آمد و از آن استقبال کردند.

امینی در همین راستا افزود: در واقع آنچه باعث شد «فسیل» به این درجه از موفقیت برسد تبلیغات دهان به دهان مردم بود؛ ما برای این فیلم تبلغیات آنچنانی نداشتم و آنچه در فروش بالای فیلم موثر واقع شد رضایت مخاطبان از تماشای این اثر سینمایی بود.

کارگردان فیلم های سینمایی «دشمن زن» و «گربه سیاه» در پاسخ به این سوأل که برخی معتقدند افزایش قیمت بلیت سینماها باعث شده تا این فیلم بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان فروش داشته باشد نظر شما در این باره چیست متذکر شد: قیمت بلیت سینما برای همه فیلم ها یکسان است! اگر قرار بر این باشد چرا بقیه فیلم های در حال اکران نتوانستند به میزان این فیلم یا حتی نیمی از آن فروش داشته باشند؟ آنچه اهمیت دارد میزان مخاطب برای یک اثر سینمایی است و خوشبختانه ما توانستیم بعد از مدت ها فیلمی را روی پرده سینماها ببریم که تاکنون نزدیک به ۲ و نیم میلیون نفر مخاطب داشته است.

وی در پاسخ به این پرسش که فکر می کنید چه چیز در سیر فیلمسازی شما از «دشمن زن» به عنوان اولین اثر سینمایی تان تا «فسیل» به عنوان سومین فیلم سینمایی موثر واقع شد تا بتوانید این شکل از موفقیت برای جذب مخاطب را تجربه کنید اظهار داشت: در بحث فروش و دیده شدن یک فیلم شرایط متعددی دخیل است. بنده معتقدم اگر «فسیل» امروز موفق شده به دلیل آن است که تمام عوامل فیزیکی و روانی تأثیر مثبتی داشته و باعث موفقیت این اثر شده اند.

بازیگر فیلم های سینمایی «آبنبات چوبی» و «قدغن» خاطرنشان کرد: یک فیلم مختص یک فرد به عنوان کارگردان نیست. کارگردان به تنهایی تعیین کننده فروش بالای یک اثر نیست و مجموعه عوامل دست به دست هم می دهند تا یک فیلم بتواند به موفقیت برسد. در «دشمن زن» این اتفاق نیفتاد چرا که عوامل یک پارچه نبودند. ببینید یک تهیه کننده باید مخاطب را بشناسد و ارتباط و تعامل خوبی با کارگردان داشته باشد و اگر چنین نباشد قطعاً یک فیلم نمی تواند موفق شود. مبحث مهم مخاطب شناسی بسیار مهم است و من امیدوارم که روزی برسد که همه تهیه کنندگان سینمای ایران این مبحث مهم را به خوبی بشناسند و درک کنند.

امینی تأکید کرد: بنده معتقدم تجربه های پیشین کمکم کرد تا مخاطب را بشناسم. یک فیلمساز باید بداند برای چه زمانی و چه جامعه ای فیلم می سازد. این همه اثر کمدی ساخته می شود اما دیگر مورد استقبال مردم واقع نمی شوند چرا که فیلمساز مخاطب را نمی شناسد. مخاطب امروزی به روز شده و باید با بینش و تکنولوژی روز برای او فیلم ساخت.

وی با بیان اینکه از سوی دیگر لطف خدا باعث شد که بتوانیم در این شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم را شاد کنیم تصریح کرد: علاوه بر تبحر فیلمساز لطف خدا شامل همه ما شد تا بتوانیم مردم را به سینماها جذب کنیم.

این سینماگر در پاسخ به این سوأل که ساخت کمدی سالم در این زمانه بدون شوخی های رکیک جنسی چقدر سخت است اظهار داشت: متأسفانه اساس کمدی در هالیوود هم این است که فیلم های کمدی بر پایه شوخی جنسی بنا می شوند؛ گاهی برخی از این فیلم ها کمی هنری تر هستند که البته مخاطبان آن ها هم رنج سنی خاص خود را دارند مانند «آمریکن پای» و… اما خوب در کشور ما فیلم های کمدی اصولاً رنج سنی خاصی ندارند و مردم با خانواده به تماشای این فیلم ها می روند و از این رو باید تلاش کرد تا در فضایی سالم کمدی را خلق کرد و به مخاطب عرضه نمود.

امینی با اشاره به برخی کمدی های سطحی و مبتذل گفت: برخی می آیند و شوخی های جنسی را در فیلم های کمدی باب می کنند که حقیقتاً آزار دهنده است. ما در «فسیل» شوخی طراحی کردیم که مناسب قصه مان باشد و با بهرام افشاری و حمزه صالحی شوخی ها را طراحی می کردیم و تمام سعی مان را می کردیم که شوخی ها مبتذل نشوند و در خدمت قصه باشند.

وی تأکید کرد: من دوست داشتم فیلمی که می سازم یک سالم باشد که همه بیایند و نگاه کنند و خوششان بیاید؛ از عوام تا منتقدان! می خواستم فیلمم مثل «اجاره نشین ها» باشد که بسیار دوستش دارم و هیچ شوخی مبتذلی ندارد و در راستای قصه مخاطب را به خنده وادار می کند یا فیلم های دیگر از این دست مانند «لیلی با من است»؛ این ها فیلم هایی است که در موقعیت مخاطب را می خنداند و مخاطب از تماشای آن ها لذت می برد.

این کارگردان متذکر شد: این دست کمدی ها در هالیوود هم تولید می شود؛ این اتفاق نشان از آن دارد که هنوز در جوامع امروزی هم می توان این نوع کمدی ها را به عنوان مرجع قرار داد و برای مردم فیلم تولید کرد و من سعی کردم با این نگاه «فسیل» را به سرانجام برسانم. علاوه بر این عوامل خوب دست به دست هم دادند تا این شرایط رقم بخورد.

امینی یادآور شد: اما «دشمن زن» به عنوان اولین فیلم سینمایی من که از قضا کمدی هم بود قصه اش پتانسیل نداشت و دستمالی شده بود و برگرفته از یکی آثار سینمای قبل انقلاب تولید شد و به همین دلیل هم مخاطب از آن استقبالی نکرد.

وی افزود: «گربه سیاه» هم که فیلمی اجتماعی بود و برای جشنواره ساخته شده بود و مناسب اکران عمومی نبود اما آقای بهرام رادان به عنوان تهیه کننده این فیلم را به جشنواره نداد. «گربه سیاه» به عنوان اثری که آسیب های اجتماعی فضای مجازی را بررسی می کرد باید در جشنواره پرزنت می شد که متأسفانه نشد که چنین اتفاقی رخ دهد.

امینی در پایان این گفتگو افزود: اما خوشبختانه با درایت تهیه کننده «فسیل» یعنی ابراهیم عامریان و عوامل دیگرمان از جمله مدیر خوب فیلمبرداری روزبه رایگا و تدوین آقای ایوبی و طراحی صحنه و لباس و… ما توانستیم اثری را خلق کنیم که همه چیزش حساب شده باشد و بتواند به خوبی بدرخشد؛ این انتخاب های خوب برای فیلم بود که به ما کمک کرد تا اثری را بسازیم که در این شرایط اجتماعی هم بتواند مخاطب را به سالن های سینما بکشاند.

مشاهده خبر از سایت منبع

«سریع و خشمگین ۱۰» در صدر باکس‌آفیس چین قرار گرفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: Fast X که با نام‌های «سریع و خشمگین ۱۰» شناخته می‌شود، بهترین افتتاحیه هالیوود در سال ۲۰۲۳ را دارد؛ این فیلم اکشن آمریکایی با ۷۷.۴ میلیون دلار در صدر باکس‌آفیس چین قرار گرفت.

به گزارش سینماپرس، طبق داده‌های شرکت مشاوره‌ای Artisan Gateway ، سریع و خشمگین از روز جمعه تا یکشنبه ۵۱.۱ میلیون دلار فروش داشت که با در اختیار گرفتن ۵۸ درصد از سهم بازار، به راحتی در صدر گیشه چین جای گرفته است.

این فیلم از روز چهارشنبه که اکران شد در مدت ۵ روز در مجموع ۷۷.۴ میلیون دلار به دست آورد.

این موفقیت بزرگ‌ترین افتتاحیه برای یک فیلم غیرچینی در این کشور بود که می‌تواند استودیوهای هالیوودی را که در دو سال گذشته نتایج غیرچشمگیری برای تولیدات خود در چین نداشتند دلگرم کند.

فرنچایز فست اکس در گذشته عملکرد بسیار قوی‌تری در چین داشته است به گونه‌ای که در سال ۲۰۱۵، در روز افتتاحیه خود ۳۴۶ میلیون یوان برابر با ۴۹.۴ میلیون دلار با نرخ تبدیل امروز به دست آورد و سریع و خشن هشت در سال ۲۰۱۸ در نخستین اکران خود ۴۱۷ میلیون یوان معادل ۵۹.۶ میلیون دلار فروش داشت.

Maoyan (آژانس فروش بلیط چین) که برای سریع و خشن ۱۰ در روز چهارشنبه گذشته فروش ۱۰۴ میلیون دلاری را پیش‌بینی کرده بود می‌گوید این فیلم می‌تواند این هفته به فروش ۱۲۰ میلیون دلاری برسد.

سریع و خشن ۱۰ یک فیلم اکشن آمریکایی به کارگردانی لویی لتریر و نویسندگی جاستین لین و دن مِیزو است. این فیلم دنباله‌ای بر اف اکس ۹ (۲۰۲۱) است که دهمین قسمت اصلی و یازدهمین فیلم از مجموعه سریع و خشمگین به‌شمار می‌رود. در این فیلم گروهی از بازیگران از جمله وین دیزل، میشل رودریگز، تایریس گیبسون، لوداکریس، جیسون موموآ، ناتالی امانوئل، جوردانا بروستر، جان سینا، جیسون استاتهام، سانگ کانگ، آلن ریچسون، دانیلا ملچیور، اسکات ایستوود، هلن میرن، شارلیز ترون، بری لارسون و ریتا مورنو ایفای نقش می‌کنند.

ساخت دهمین فیلم در سال ۲۰۱۴ برنامه‌ریزی شد. در اکتبر ۲۰۲۰ اعلام شد که مجموعه اصلی با انتشار قسمت دهم و یازدهم و با حضور لین، و بازیگران اصلی به پایان می‌رسد. عنوان رسمی فیلم با شروع فیلم‌برداری در آوریل ۲۰۲۲ فاش شد؛ لین اواخر همان ماه، به دلیل تفاوت‌های خلاقانه، کارگردانی را کنار گذاشت، هرچند که به عنوان نویسنده و تهیه‌کننده باقی ماند. لتریر یک هفته بعد به عنوان جانشین او استخدام شد. برایان تایلر، آهنگساز قدیمی فرانچایز، برای آهنگسازی فیلم بازگشت. این فیلم با بودجه تولیدی ۳۴۰ میلیون دلاری، جزو پرهزینه‌ترین فیلم‌ها است. فیلم‌برداری تا اوت همان سال به طول انجامید و در لندن، رم، تورین، لیسبون و لس آنجلس انجام شد.

فست اکس در ۱۹ می ۲۰۲۳ به وسیله یونیورسال پیکچرز در آمریکا منتشر شد. دنباله این فیلم، برای انتشار در سال ۲۰۲۵ برنامه‌ریزی شده‌است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

باید سازمان مستقلی زیر نظر «شورای عالی فضای مجازی» یا «شورای عالی انقلاب فرهنگی» تشکیل شود تا بر پلتفرم‌ها نظارت کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: صحبت‌های نمایندگان دو پلتفرم نماوا و فیلم‌نت در مقابل نمایندگان ساترا نشان می‌دهد دو سمت این بازار هنوز نتوانسته‌اند به توافق برسند و اختلاف‌ها به قوت خود باقی است.

به گزارش سینماپرس، نشست انجمن علمی ارتباطات دانشگاه تهران که به مناسبت روز جهانی ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه برگزار شد با هدف آسیب‌شناسی تنظیم‌گری VOD ها با حضور نمایندگان ساترا و VOD ها و دو تن از اساتید ارتباطات برگزار شد.

مدیرعامل فیلم‌نت: سازمانی مستقل به جای ساترا ایجاد شود

علی سرتیپی، مدیرعامل پلتفرم فیلم‌نت در ابتدای صحبت‌های خود درباره ممیزی محتوا گفت: قطعا با توجه به اینکه در نظام جمهوری اسلامی کار می‌کنیم موضوعی به نام محتوا مهم است و باید رگولاتوری و ممیزی وجود داشته باشد. اینکه ما هر چیزی را بسازیم و بازبینی نشود امکان ندارد. ممیزی می‌تواند هم قبل از تولید و هم پس از تولید صورت بگیرد و ما با هر دو روش موافقیم.

سرتیپی در ادامه اما با به چالش کشیدن جایگاه قانونی ساترا گفت:‌ جدای از اینکه ساترا قانونی است یا نه مشکل این است ساترا رقیب پلتفرم‌هاست. وقتی پلتفرمی با ۵۰ – ۶۰ نفر کار باکیفیتی می‌سازد که صداوسیما قادر به ساخت آن نیست، این مساله حال صداوسیما را بد می‌کند.

او ادامه داد: البته در چند ماه گذشته ساترا عملکرد خوبی داشته و واقعا اذیت نشده‌ایم، حداقل تعامل ساترا با پلتفرم ما خوب بوده است. اگر پلتفرم‌های دیگر هم می‌خواستند این اتفاق می‌افتاد اما نگرانیم که با عوض شدن افراد، رویه‌ها عوض شود. اگر خیال‌مان از آینده راحت نباشد دچار تزلزل می‌شویم.

سرتیپی پیشنهاد ایجاد سازمانی به جای ساترا را داد: اعتقاد دارم باید سازمان مستقلی زیر نظر شورای عالی فضای مجازی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شود تا بر پلتفرم‌ها نظارت کند.

مدیرعامل فیلم‌نت در مورد تعارض منافع با صداوسیما توضیح داد: نگران ورود صداوسیما به این بازار نیستیم زیرا این بازار ظرفیت حتی ۱۰ میلیون کاربر را دارد. اکنون اصلی‌ترین مساله‌مان این است که نمی‌دانیم آینده چه می‌شود و جامعه و مسئولان بعدها چطور فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

مدیر تولید نماوا: رقیب ما ماهواره است نه صداوسیما

آیدا مصباحی، مدیر تولید نماوا و تهیه‌کننده نیز در این پنل حضور داشت و گفت:‌ اصولاً رگولاتور برای هیچ‌کس جذاب نیست ولی ناگزیر است. ما خاطره خوبی از سال‌های پیش ساترا نداریم. ساترا قبلا به عنوان بخشی از صداوسیما خود را رقیب پلتفرم‌ها می‌دانست. قبلا ایرادهای بدوی و عجیب و غریب از فیلمنامه‌های ما گرفته می‌شد. اما بهتر است به عقب برنگردیم و به جلو نگاه کنیم. در یک سال اخیر تجارب همدلانه‌ای با ساترا داشتیم. البته ساترا هنوز هم خیلی تحت تاثیر جریان‌های توییتر و جریان‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد.

او همچنین گفت: ما رقیب خودمان را شبکه‌های ماهواره‌ای می‌دانیم نه صداوسیما. اگر هدف کلی تنظیم‌گری احترام به شعور مخاطب باشد و فکر نکنند ما باید مردم را مجبور کنیم محتوایی را که دوست داریم ببینند قطعا مسیر هموارتر می‌شود. محتواهای ما ممکن است با خط قرمزها بازی کرده باشد اما قطعا آنها را رد نکرده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

اگر سینما تقویت شود بسیاری از حرف‌ها، نقدها و پرسشگری‌ها با زبان تصویر در فیلم‌ها بیان شده و از بسیاری از اتفاقات و آسیب‌ها پیشگیری می‌کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در همایش مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها از آخرین مصوبات شورای عالی سینما خبر داده شد که «یکی از آنها اعطای کمک ۱۲۸ میلیاردی به سازمان سینمایی برای تجهیز و نوسازی دفاتر انجمن سینمای جوانان» بود و همچنین از درنظر گرفتن مبلغ ۲۴ میلیارد تومان برای هنرمندان و پیشکسوتان هنر در سراسر کشور و تخصیص ۲۰ میلیارد یورو از صندوق توسعه ملی کشور برای سینمای ایران» خبر داده شد و در عین حال تاکید شد که این مصوبات در حال پیگیری است.

به گزارش سینماپرس، محمد خزاعی به همراه معاونین و مدیران این سازمان روز گذشته (۳۱ اردیبهشت ماه) با حضور در گردهمایی استانها، چشم‌انداز برنامه‌های سال ۱۴۰۲ سازمان سینمایی را در حوزه سینمای استان‌ها تبیین کردند.

رئیس سازمان سینمایی کشور ضمن تشکر از زحمات و تلاش‌های همه مدیران‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: سال ۱۴۰۱، سال سختی برای همه بوده است اما شما با تمام سختی‌های پیش‌رو مقابله کرده و با اجرای خوب برنامه‌ها، مانع از بروز خلاءهای موجود شده‌اید.

وی افزود: در سال گذشته برخی در صدد اهداف کشور ستیزی خود، به دنبال تعطیلی و خدشه‌دار کردن برنامه‌های فرهنگی همچون جشنواره فیلم فجر بوده‌اند که در زمان مناسب در خصوص این موضوعات صحبت خواهم کرد.

شناسایی نسل جدید فیلمسازی

خزاعی با اشاره به برنامه سفرهای استانی سازمان سینمایی و حضور در ۱۸ استان در طول سال گذشته گفت: معتقدیم سفرهای استانی یکی از برکات دولت سیزدهم است که از طریق آن از نزدیک با امکانات و کمبودهای استان‌ها آشنا می‌شویم.

وی با بیان اینکه این برنامه در مسیر تحقق عدالت فرهنگی، استعدادیابی و کمک به ارتقای جایگاه اجتماعی سینما در سطح استان‌ها پیش‌بینی شده است، افزود: حضور میدانی در مناطق کم‌برخوردار، تبیین دستاوردهای سینمای ایران، ایجاد شورای استانی سینما، نشست‌های هم‌گرایی و هم‌اندیشی با نخبگان فرهنگی و تشویق بخش‌های خصوصی و دستگاه‌های اجرایی استان در جهت توسعه و تکمیل زیرساخت‌ها، سالن‌سازی و کمک به افزایش رویدادهای اجتماعی سینما، تجهیز و تقویت فناوری سینمایی از جمله دستاوردهای این برنامه بود.

وی ادامه داد: این سفرها و پیگیری مستمر اهداف طراحی شده کمک می‌کند تا رویدادهای مهم سینمایی در استان‌ها جدی‌تر گرفته شده و از تمرکز همه برنامه ‌ها در در تهران جلوگیری شود.

ایجاد معاونت سینمایی در استان‌ها

رئیس سازمان سینمایی ادامه داد: با موافقت وزیر، معاونت سینمایی در ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها به منظور تسریع روند امور سینمایی، ایجاد خواهد شد و این موضوع از طریق سازمان امور استخدامی کشور در حال پیگیری است.

وی با اشاره به اینکه نتایج و دستاوردهای بسیاری از سفرها در استان‌ها تاکنون مثبت و نتیجه‌بخش بوده و بسیاری از پروژه‌های سینمایی در حوزه سالن‌سازی و تجهیز، افزایش تولید و برگزاری هفته‌های فیلم و عکس و جشنواره‌های سینمایی به ثمر نشسته است اشاره کرد: البته، در چند استان به دلیل ناهمراهی استانداران و مسئولان استانی، اجرای مفاد تفاهمنامه‌ها رضایت‌بخش نبود.

به گفته وی جذب امکانات و منابع مختلف و هم‌افزایی به منظور ایجاد شرایط کار و اشتغال سینماگران در استان و رونق تولید، از نیازهای امروز این حوزه است بنابراین لازم می دانیم با همت و همکاری همه دستگاه‌های اجرایی استان ضمن بهره‌مندی از توان تخصصی و کارکردهای سینماگران، زمینه اشتغال آن‌ها نیز فراهم شود.

سینما ابزاری در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

خزاعی با بیان اینکه هنوز مسئولان متوجه کارکردهای سینما و تاثیرات داخلی و خارجی آن نشده اند، خاطرنشان کرد: متاسفانه اهمیت سینما در حد یک واژه و شعار باقی مانده است و حتی در چشم‌انداز بودجه، این بخش مظلوم و مهجور مانده است. نباید فراموش کنیم که اگر سینما تقویت شود بسیاری از حرف‌ها، نقدها و پرسشگری‌ها با زبان تصویر در فیلم‌ها بیان شده و از بسیاری از اتفاقات و آسیب‌ها پیشگیری می‌کند.

رئیس سازمان سینمایی از تجهیز سالن‌های سینما و بازسازی آنها در استان‌ها خبر داد و افزود: استان‌ها دغدغه جدی سازمان سینمایی است و تا روز آخر حضور ما در دولت، این نگاه ادامه داشته و آن را تقویت خواهیم کرد.

تشکیل شورای سینمای استان‌ها

خزاعی با اشاره به فعال کردن شورای سینما در استان‌ها با حضور مدیران فرهنگی و اجتماعی و شخص استاندار، گفت: اگر این شوراها در استان‌ها با حضور بالاترین سطح مدیران تشکیل شود، مصوبات آن رسمیت پیدا کرده و بسیاری از مشکلات سینمای استان حل خواهد شد.

وی افزود: فعال کردن شورای سینمای استان‌ها ظرفیتی جدید و مضاعف برای احیاء، رشد و بالندگی سینمای استان خواهد بود.

مسکن و معیشت سینماگران

وی توجه به مسکن و معیشت سینماگران را امری مهم دانست و عنوان کرد:خانه سینما در تهران مسئول شده است تا اسامی سینماگران فاقد مسکن را جمع‌آوری کرده و در اختیار ما قرار دهد تا بتوانیم با اختصاص تسهیلات و حمایت‌های مشخص به خانه‌دار شدن آنها کمک کنیم.

خزاعی ادامه داد: شما نیز می‌توانید اسامی سینماگران استانی فاقد مسکن را به صورت تفکیک شده تهیه کنید تا آنها نیز مشمول این حمایت‌ها شوند.

سینما در مسیر تحقق عدالت فرهنگی

رئیس سازمان سینمایی با تاکید بر اهمیت عدالت فرهنگی، ادامه داد:‌ ما به دنبال توزیع عادلانه امکانات و فرصت‌ها در کل کشور هستیم تا از تمرکز همه فرصت‌ها در تهران جلوگیری شده و استعدادها در شهرستان ها فرصت ظهور و بروز داشته باشند.

«نگاه ملی» در سینمای ما تحقق پیدا نکرده است

خزاعی با اشاره به اینکه متاسفانه در بحث تولید فیلم‌ها، سینمای ملی داریم اما نگاه ملی نداریم گفت: بیشتر فیلم‌هایی که تولید می‌شود در تهران ساخته شده و ما روی پرده‌های سینما کمتر تصویری از استان‌ها و مناطق مختلف کشور با تنوع آئین‌ها، زبان، قومیت و خرده فرهنگ‌ها و جغرافیای زیبا را می‌بینیم چرا که بیشتر قصه‌ها محدود به پایتخت و در چارچوب زندگی طبقه‌ای خاص با مشکلات خاص است.

وی با بیان اینکه افزایش تولیدات سینما در استان‌ها با هدف نگاه ملی به سینما جزء اهداف و برنامه‌ریزی‌های ماست، تصریح کرد: سینمای ملی باید دغدغه های ملی و نگاه فرا پایتختی داشته باشد و به همه دغدغه‌های مردم در مناطق مختلف کشور توجه کند. از سیستان و بلوچستان تا خراسان، یزد، خوزستان، آذربایجان و لرستان و جای جای این سرزمین پهناور.

لزوم بسترسازی برای افزایش مخاطب

خزاعی بر لزوم افزایش مخاطبان سالن‌های سینما در استان‌ها تاکید کرد و افزود: در بین همه استان‌ها فقط پنج یا شش استان هستند که آمار مخاطبان سینماهای آنها قابل قبول است و مابقی استان‌ها با حداقل مخاطبان مواجهه شده است بنابراین لازم است راهکارها و روش‌های مناسب و موثری را برای رونق سالن‌های سینما در استان‌ها پیدا کنیم.

وی با اشاره به اینکه مردم به فیلم دیدن و سینما رفتن علاقه دارند گفت: یکی از راهکارهای افزایش مخاطب، شناورکردن قیمت بلیت سینماهاست. امروز سالن‌های سینما در شهرستان‌ها این اختیار را دارند تا با تعیین قیمت بلیت بر اساس شرایط استان، زمینه را برای حضور بیشتر مردم فراهم کنند.

خزاعی ادامه داد: یکی از برنامه‌های ما برای عدالت فرهنگی، صدور مجوز برای کارگردان اولی‌هاست که در حال حاضر بیش از ۵۰۰ نفر از فیلمسازان شهرستانی در سامانه باشگاه فیلم‌اولی‌ها ثبت نام کرده که از این تعداد ۸۰ نفر بعد از بررسی آثار و در مصاحبه حضوری انتخاب شدند که حدود ۶۰ نفر از آنها فیلم‌ساز استانی بوده‌اند.

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به ورود فیلمسازان جدید به عرصه تولید و اهتمام مضاعف به سینماگران استانی اضافه کرد: در این دوره یکی از ماموریت‌های بنیاد سینمایی فارابی معرفی استعدادهای جدید به بخش بازیگری و سینمای ایران است.

قطب بندی فرهنگی در سراسر کشور

وی با اشاره به طراحی قطب بندی فرهنگی در سطح کشور برای بهره برداری بیشتر ظرفیت ها در مناطق مختلف گفت: در سفرهای استانی شاهد توانمندی فیلمسازان در حوزه های تخصصی مختلف بوده‌ایم. به عنوان مثال برخی استان‌ها در حوزه انیمیشن، مستند یا فیلم کوتاه از ظرفیت ممتازی برخور دارند از این رو برنامه ریزی‌های لازم انجام شده تا بر اساس قطب بندی فرهنگی استان‌ها به ظرفیت‌ها و توانایی‌ها توجه و بودجه لازم به آن اختصاص داده شود.

وی با اشاره به اینکه باور قلبی همه مدیران سازمان سینمایی تقویت هرچه بیشتر سینمای استان‌هاست، گفت: اگر می‌خواهیم رویه و ساختار سینمای کشور اعتلاء دهیم باید این جریان از استان‌ها آغاز شود.

احیای سینمای استانی

رئیس سازمان سینمایی با تاکید بر محورهای عدالت‌طلبی، زمینه‌سازی برای رویش و پرورش فیلمسازان جدید، بازاریابی داخلی و بین المللی محصولات سینمای ایران، توسعه زیرساخت سینمایی، اهتمام جدی به تحولات تکنولوژیک صنعت فیلمسازی و سینما به عنوان راهبردهای دوره جدید سازمان سینمایی، تصریح کرد: در این نقشه‌راه سازمان سینمایی احیای سینمای استان‌ها و توجه به معیشت و اشتغال ۲۵ هزار عضو خانواده سینمای کشور یکی از مهم ترین رویکردها و ماموریت های ماست.

محمدرضا سوقندی، مدیرکل حقوقی و استان‌های سازمان سینمایی هدف از این گردهمایی را توجه مضاعف و اهمیت بخشی به استان‌ها عنوان کرد و گفت: از زمان استقرار دولت جدید و حضور محمد خزاعی در سازمان سینمایی استان‌ها در تمام بخش‌های سازمان تبدیل به اولویت شده و این مهم در عرصه عمل و حضور میدانی نیز با اختصاص دادن بیشترین وقت رئیس سازمان و مدیران زیر مجموعه در سال ۱۴۰۱ به اثبات رسیده است.

وی افزود: یکی از مصوبات ما در بخش استانی که در تفاهم نامه‌ها هم آمده است و خوشبختانه معاون اول رئیس جمهور هم در جریان آن قرار دارد “شورای هماهنگی سینما در استان”با مدیریت استانداران است.

شورای هماهنگی یعنی ارتقا دادن ادارات کل فرهنگ و ارشاد و جایگاه سینما در سطح عالی ترین مقام استان است.

در ادامه حبیب ایل بیگی معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی با نگاهی به شرح وظایف معاونت ارزشیابی و نظارت در سازمان سینمایی عمده ترین مساله در معاونت زیر مجموعه خود را بحث نظارت بر محتوای آثار سینمایی دانست و عنوان کرد: با توجه به اینکه طبق قوانین اختیار صدور مجوز برای فیلم های کوتاه، مستند و انیمیشن تا سقف ۴۵ دقیقه به ادارات کل استان واگذار شده، از مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان درخواست داریم تا با هماهنگی و برنامه ریزی مناسب در این مورد خاص، در عرصه تولید آثار همکاری لازم را داشته باشند.
وی از شوراهای استانی صدور مجوز فیلم درخواست کرد تا ضمن همراهی با معاونت ارزشیابی و نظارت و رعایت مسائل محتوایی که برای ساخت فیلم باید در نظر گرفته شود شاهد تولید فیلم های سالم تر باشیم.

در بخش بعدی این برنامه محمد حمیدی مقدم مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت : فعالیت های مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و پویانمایی غالبا در مرکز مستقر بوده است اما از اواخر سال ۱۴۰۰ با رویکرد جدید عدالت محور در حوزه فرهنگ و هنر، فعالیت های مرکز در سطح کشور گسترش یافته و متعاقب آن معاونت امور استان ها نیز در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ایجاد شده است.

وی افزود: فعالیت ما در دو بخش مستند و انیمیشن تعریف شده است و کشف استعداد های جوان از اولویت های مهم ما در افق آینده مرکز است تا هیچ استعدادی مغفول نماند و از ادارات کل استانی تقاضا داریم ما را در ردیابی و کشف استعداد های سینمایی استان خود کمک کنند.

در ادامه مهدی آذرپندار مدیرعامل سینمای جوانان گفت : با توجه به اینکه تولیدات انجمن سینمای جوانان نیاز به مجوز ارشاد ندارند از مدیران کل ارشاد استان تقاضا داریم به تولید فیلم کوتاه کمک کنند.
وی با بیان اینکه ۷۰ درصد بودجه انجمن محقق شده و از این مقدار ۶۸ درصد از بودجه تولید به استان ها اختصاص پیدا کرده است و تقریبا ۲۵۰ عنوان فیلم برای سینماگران استان ها مصوب شده است.

در ادامه بهمن حبشی با توضیحاتی در روند تولید فیلم و آثار سینمایی بر ۲ شاخصه اصلی قانون و اخلاق اجتماعی در روند تولید فیلم تاکید کرد.

حسین طلابیگی نیز ضمن ارائه توضیحاتی در خصوص صدور مجوز موسسات و ارزشیابی درجات هنری هنرمندان بر روند تسهیل صدور مجوز ها در این حوزه پرداخت.

در بخش دوم این گردهمایی، قادر آشنا معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی با بیان اینکه در سوابق مدیریتی خود در هیچ مجموعه‌ای از حوزه فرهنگ و هنر شاهد این شکل از حضور و اراده برای عدالت فرهنگی نبوده است گفت : در هیچ دوره‌ای مشاهده نشده که سازمان سینمایی با تیم کامل مدیریتی در استان ها حضور میدانی داشته باشد و از نزدیک مسائل و مشکلات را بررسی کنند.

وی با بیان اینکه در حوزه پژوهش بر اساس اولویت های موضوعی اعلام شده از پژوهشگران حوزه سینما حمایت می شود از مدیران کل فرهنگ و ارشاد استانی خواست تا از ظرفیت استان ها به دلیل وجود استعداد های درخشان و پژوهشگران خوب، صاحب قلم و اندیشمند استفاده نمایند.

آشنا در ادامه افزود «در حوزه آموزش ما در قبال آموزشگاه های سینمایی مسئولیت داریم و با نظارت مستمر بر آموزشگاه ها در تهران و استان‌ها زمینه ساز رشد کیفی آن خواهیم شد.

وی خاطر نشان کرد: برای اینکه بین ادارات کل فرهنگ و ارشاد استان با هنرمندان عرصه سینما و جلب مشارکت مسئولین استانی ارتباط مناسب برقرار کنیم ” مهر سینمای ایران” تعریف شد که سال گذشته با وجود شرایط خاص به خوبی برگزار شد و ان شاالله امسال هم مرحله دوم سینمای مهر را با مشارکت استان‌ها برگزار خواهیم کرد.

در ادامه محمد رضا فرجی مدیر کل دفتر توسعه فناوری سینمایی با بیان اینکه در حوزه فعالیت خود ارتباط بسیار خوب و بدون مشکلی با استان ها برقرار است گفت: مطابق قانون اعضای صنوف که مجوز فعالیت فنی و حرفه‌ای از ارشاد داشته باشند از پرداخت مالیات معاف هستند و از مدیران کل استانی خواست که در این مورد با اعضای صنوف همکاری کنند.

مهدی شفیعی مدیر مدیر کل دفتر مطالعات، توسعه دانش و مهارت های سینمایی با اشاره به ۳ رویداد مهر سینما، جایزه پژوهش سینمایی سال و جشنواره آموزشگاه های آزاد سینمایی عنوان کرد: فعالیت در حوزه پژوهش نباید صرفا محدود به تهران باشد و در حال حاضر پژوهشگران شهرستانی در اولویت ما هستند.

وی تاکید کرد: در این زمینه پایان نامه های تخصصی دانشجویی با موضوع سینما در مقاطع ارشد و دکتری نیز مورد حمایت قرار می‌گیرد.

در ادامه هاشم میرزاخانی مدیر عامل موسسه سینماشهر، از تلاش برای توسعه زیرساخت سینمای ایران گفت و افزود : دولت سیزدهم در حوزه توسعه زیرساخت سینمای ایران یک برنامه مدون دارد و در این مسیر بر اساس تفاهم نامه های سازمان سینمایی در حوزه زیرساخت و تجهیز سالن های سینما اقدام می‌کند.

وی ادامه داد: همه پتانسیل مجموعه سازمان سینمایی با هم در خدمت استان ها قرار داده شده فرصتی است برای عزیزان ادارت کل ارشاد استانی است که بهترین دستاورد ها را از این شرایط استحصال کنند.
میرزا خانی از مدیران استانی ارشاد خواست تا برای ایجاد زیرساخت سینما در استانها از ظرفیت بخش خصوصی به نحو احسن استفاده نمایند.

لادن طاهری مدیر فیلمخانه ملی ایران نیز در ادامه از نقش و جایگاه فیلمخانه ملی ایران در حفظ و نگهداری میراث تصویری کشور سخن گفت و از مدیران کل استانی حاضر در جلسه خواست، در صورت وجود مجموعه‌های فیلم، عکس و پوستر سینمایی در استان‌های خود، این مجموعه ها را شناسایی و اطلاع دهند.

وی گفت: این مجموعه ها با اطلاع به فیلمخانه ملی ایران برای نگهداری به مکان امنی سپرده می‌شود و برای سالهای طولانی به بهترین شکل حفظ خواهد شد.

یزدان عشیری مشاور رئیس سازمان سینمایی و مدیرکل روابط عمومی با اشاره به جایگاه راهبردی روابط عمومی‌ها در سازمان ها عنوان کرد: برای رشد و تقویت سینما در استان ها نیاز است همه ظرفیت های بالقوه و بالفعل استان بکار گرفته شود.

وی افزود: در این راستا، ضروری است با هم افزایی نخبگان فرهنگی و اجتماعی استان، تقویت گفتمان سینما، بهره گیری از شبکه های اجتماعی بویژه در میان طیف های مختلف جامعه و همچنین، پرسشگری و مطالبه از نمایندگان مجلس و مسئولان استانی، مطالبات حوزه سینما در عرصه های توسعه زیرساخت، گسترش مخاطب، رشد تولید و ارتقای آموزش در مقیاس گسترده تری پیگیری شود.

در ادامه صادق موسوی مدیرکل دفتر جشنواره ها و همکاری های بین الملل سازمان سینمایی با اشاره به اینکه در حال حاضر برای هیچ جشنواره جدیدی در تهران مجوز برگزاری صادر نمی‌شود گفت: باور داریم برای محرومیت زدایی و عدالت گستری در حوزه فرهنگ و هنر با تقویت برگزاری مراسم و رویداد های سینمایی در مناطقی غیر از پایتخت زمینه ساز رشد فرهنگ و هنر و نشاط اجتماعی در آن مناطق باشیم.

وی همچنین با بیان اینکه بازاریابی بین المللی یکی از راهبردهای مهم این دوره از سازمان سینمایی است تصریح کرد: مناسبات در این حوزه بر اساس اولویت بندی با کشورهای همسو و برخوردار از اشتراکات آیینی آرمانی و دینی خواهد بود.

فارسی معاون توسعه مدیریت و منابع سازمان سینمایی نیز با تاکید بر اینکه همه برای توسعه کشور باید کمک کنیم گفت: در حوزه فرهنگ و هنر و به ویژه سینما اقدامات زیادی صورت گرفته و در حال انجام است که یکی از آنها انعقاد تفاهم نامه‌های همکاری با استان ها است. در سال ۱۴۰۱ سازمان سینمایی تلاش کرد به تمام تعهدات خود عمل کند و حتی مانده تعهدات سال قبل از آن هم پرداخت شد که البته شرط پرداخت آن عمل کردن استان ‌ا به مفاد تفاهم نامه و فرستادن گزارش عملکرد تا ۵۰ درصد تعهد سازمان سینمایی پرداخت شود.

وی افزود: ان شالله این موضوع برای ۱۴۰۲ نیز بر مبنای عملکرد استان با حدود ۲۰ درصد افزایش اعتبار مد نظر قرار دارد.

فارسی در پایان خاطرنشان کرد: جلسات شورای عالی سینما به ریاست دکتر مخبر معاون اول رئیس جمهوری تشکیل شده و مصوبات بسیار خوبی هم در این شورا تصویب شده است که یکی از آنها اعطای کمک ۱۲۸ میلیاردی به سازمان سینمایی برای تجهیز و نوسازی دفاتر انجمن سینمای جوانان، مبلغ ۲۴ میلیارد تومان برای هنرمندان و پیشکسوتان هنر در سراسر کشور و تخصیص ۲۰ میلیارد یورو از صندوق توسعه ملی کشور برای سینمای ایران است که در حال پیگیری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

اولین شرطم برای پذیرش کارگردانی «ازازیل» رضایت فردی است که پیشتر به عنوان کارگردان از او نام برده شده بود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: طی ساعات اخیر از سریالی به نام «ازازیل» با بازی پیمان معادی، بهرام رادان، پریناز ایزدیار و پژمان جمشیدی به عنوان پروژه‌ جدید حسن فتحی پس از سریال تاریخی «جیران»، در برخی رسانه‌ها نام برده شده است؛ این در حالی است که حسن فتحی در گفت‌وگویی با ایسنا اعلام کرد که در حال مطالعه متن فیلمنامه و تصمیم‌گیری نهایی برای انتخاب پروژه است.

به گزارش سینماپرس، این کارگردان سینما و تلویزیون که پس از سریال‌های «شهرزاد» و «جیران»، فعلا پروژه‌ جدیدش را رسما انتخاب و معرفی نکرده است، در پاسخ به پیگیری‌های خبرنگار ایسنا مبنی بر صحت خبری درباره کارگردان سریال جدید «ازازیل»، تاکید کرد که در مرحله مطالعه‌ی فیلمنامه این مجموعه و تصمیم‌گیری و انتخاب درباره پذیرش کارگردانی است.

همچنین از آنجا که در خبرها از حمیدرضا قربانی به عنوان کارگردان انصرافی سریال «ازازیل» نام برده شده است، فتحی تاکید کرد که «اولین شرطش برای پذیرش کارگردانی این سریال، رضایت فردی است که پیشتر به عنوان کارگردان از او نام برده شده بود.»

کارگردان سریال‌های «جیران»، «مدار صفر درجه»، «شهرزاد» و «میوه ممنوعه»، یادآور شد: در تمام پروژه‌هایی که می‌پذیرم این شرط من است. در مورد این سریال هم اعلام کردم که ایشان (حمیدرضا قربانی) باید رضایت‌نامه بدهد که با رضایت خودش رفته است و در نهایت هم وقتی مطلع شد که من قبل از رضایت ایشان، فیلمنامه را مطالعه هم نمی‌کنم، متن رضایت‌نامه از طریق پیام‌رسان برای من ارسال کرد. پس از آن در حال مطالعه فیلمنامه هستم تا انتخاب نهایی‌ام را انجام دهم.

حسن فتحی که چند سالی را به کارگردانی سریال تاریخی «جیران» گذراند، پس از فراز و نشیب‌هایی که این پروژه به لحاظ انتشار و مناقشه بر سر مالکیت ادبی هنری از سر گذراند، در نهایت فرودین ماه ۱۴۰۲ انتشارش به پایان رسید. پس از آن، این کارگردان باسابقه کشورمان در حال انتخاب پروژه بعدی‌اش برای کارگردانی است که به احتمال قوی باز هم در شبکه نمایش خانگی خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«سازمان سینمایی کشور» از دو مدیرکل‌ ارشاد استانی تقدیر کرد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برترین استان‌های سال ۱۴۰۱ از نگاه سازمان سینمایی کشور معرفی شدند.

به گزارش سینماپرس، دو استان یزد و خراسان رضوی به عنوان استان‌های برتر در سال۱۴۰۱ انتخاب، و از مدیران‌کل این استان‌ها تقدیر شد.

بر پایه این خبر، سازمان سینمایی کشور پس از ارزیابی فعالیت‌های سینمایی ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها در سال ۱۴۰۱، ضمن قدردانی از تلاش ‌های مطلوب همه مدیران در شرایط عمومی و اجتماعی کشور در سال گذشته؛ دو استان یزد و خراسان رضوی را به لحاظ شاخص عملکردها، کیفیت و میزان پیشرفت در سه حوزه توسعه زیرساخت، تولید، آموزش و رویدادهای سینمایی و نیز، اقدامات یکسال اخیرآن‌ها متناظر به پیگیری و اجرای تفاهم‌نامه‌های استانی فیمابین، مورد ارزیابی انتخاب کرد.

گفتنی است جوایز و لوح تقدیر احسان عابدی و محمد حسین‌زاده عیش‌آبادی به عنوان مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد و خراسان رضوی در مراسمی با حضور مدیران کل استان‌های مختلف و معاونین و مدیران عامل موسسات سازمان سینمایی توسط محمد خزاعی رئیس سازمان سینمایی اهدا شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

«نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» به اکران آنلاین می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» در دسترس کاربران نمایش خانگی قرار گرفت.

به گزارش سینماپرس، فیلم «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» هشتمین فیلم سینمایی سامان مقدم است که در سال ۱۳۹۵ ساخته شده است.

این فیلم دنباله‌ای بر کمدی موفق «نهنگ عنبر» است و داستان ارژنگ صنوبر را روایت می‌کند که بعد از چهل سال انتظار، با رویا ازدواج می‌کند. آنها تصمیم می‌گیرند برای برگزاری مراسم عروسی به شمال بروند اما در مسیر و در حین مرور خاطرات گذشته، اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد.

رضا عطاران، مهناز افشار، ویشکا آسایش، حسام نواب صفوی، رضا ناجی، امیرحسین آرمان، سیروس گرجستانی و علی قربان‌زاده از جمله بازیگرانی هستند که در «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» نقش‌آفرینی کرده‌اند. همچنین سامان مقدم، علاوه بر کارگردانی قسمت دوم «نهنگ عنبر»، نویسندگی و تهیه این اثر را نیز برعهده داشته است.

«نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» اردیبهشت ۱۳۹۶ روی پرده رفت و توانست به اولین فیلم تاریخ سینمای ایران تبدیل شود که به فروشی بیش از ۲۰ میلیارد تومان در سطح کشور دست پیدا کند. قسمت دوم «نهنگ عنبر» با جذب بیش از ۲ میلیون و ۶۷۴ هزار تماشاگر و فروشی بالغ بر ۲۰ میلیارد و ۹۹۰ میلیون تومان به پرمخاطب‌ترین و پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۹۶ سینماهای ایران تبدیل شد.

همچنین هشتمین فیلم سینمایی سامان مقدم در هجدهمین دوره جشن حافظ (جشن دنیای تصویر) در رشته‌های بهترین فیلم، بهترین دستاورد فنی و هنری (سعید ملکان برای چهره‌پردازی این فیلم)، بهترین بازیگر مرد (رضا عطاران) و بهترین بازیگر زن (مهناز افشار و ویشکا آسایش) نامزد دریافت جایزه شد.

«نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا» پنجمین فیلم سینمایی سامان مقدم است که در فیلم‌نت منتشر می‌شود. پیش از این فیلم‌های «سیاوش»، «پارتی»، «مکس» و «کافه ستاره» از ساخته‌های مقدم توسط این پلتفرم در دسترس علاقه‌مندان به سینمای ایران قرار گرفته بودند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دوبله کاری است که آدم را جذب می‌کند/دهه چهل واقعاً یک‌دوران طلایی بود که گذشت و رفت! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ناصر ممدوح گوینده قدیمی و پیشکسوت درباره گویندگی در سریال «دکتر کیلدر» معتقد است اگر به لطف الهی در جامعه اسمی در کرده است، به‌خاطر حضور در همین کار و دوبله همین نقش بوده است.

به گزارش سینماپرس، ناصر ممدوح متولد ۱۳۲۱ در تهران را به‌عنوان گوینده، مدیر دوبلاژ، بازیگر و مجری تلویزیون می‌شناسیم. نزدیک‌بودن نوروز ۱۴۰۲ بهانه‌ای بود تا برای دید و بازدید با این پیشکسوت عرصه دوبلاژ به گفتگو بنشینیم. بنا بود گفتگو در منزل او انجام شود اما دختر آقای ممدوح پیشنهاد کرد برای پذیرایی بهتر از مهمانان و تمرکز بیشتر روی گفتگو، مصاحبه در منزل وی انجام شود. بنابراین چندروز پیش از شروع بهار مهمان آقای ممدوح و دخترش شدیم و چندساعتی را درباره دوبله و کارنامه حضور وی در این عرصه گپ زدیم.

یکی از موارد جالب این گفتگو که مربوط به ویژگی اخلاقی ناصر ممدوح می‌شود، استفاده او از ضمیر جمع برای اشاره به افراد است که به‌خاطر احترام به شخصیت افراد و جایگاهشان بر آن تاکید دارد. بنابراین مخاطب این گفتگو در بسیاری از فرازهای آن، با الفاظ «آقا» یا «جناب» و ضمیرهای جمع برای اشاره به افراد روبرو می‌شود. نکته دیگر هم باز مربوط به خلقیات و ویژگی‌های اخلاقی ناصر ممدوح است. او که به مرد خندان دوبله معروف است، می‌گوید از آن گروه آدم‌هایی است که اشک‌شان دم مشک‌شان است و با دیدن یک‌اثر خوب و قدرتمند که دوستانش به ثمر رسانده یا خلق کرده‌اند، اشک در چشمانش حلقه می‌زند. این اتفاق یک‌بار حین گفتگویمان رخ داد؛ وقتی صحبت از بهرام زند شد.

بازه زمانی گفتگوی ما با ناصر ممدوح درباره دوبله ایران، از دهه ۱۳۴۰ شروع شده و تا امروز ادامه پیدا می‌کند.

در ادامه مشروح هجدهمین‌گفتگو مهر با اهالی دوبلاژ ایران را می‌خوانیم؛

* جناب ممدوح، از شروع کارتان در دوبله آغاز کنیم. شما سال ۱۳۴۰ وارد این کار شدید. اولین‌کارتان هم با آقای (عطاالله) کاملی بود.

بله. من در واقع می‌خواستم بازیگر شوم ولی نمی‌دانستم از کجا شروع کنم. سرانجام به این نتیجه رسیدم که برای ورود به سینما، یک سناریو بنویسم. به این ترتیب فکر کردم و فکر کردم؛ و یک‌سناریو نوشتم به اسم «نه مثل یک‌بیگانه». داستان درباره یک‌خواهر و برادر بود که پدر و مادرشان را در یک سانحه هوایی از دست داده بودند. ثروت کلانی داشتند و عده‌ای می‌خواستند این ثروت را از چنگ این‌ها در بیاورند. یک‌وکیل هم داشتند که به کارشان رسیدگی می‌کرد. این خواهر و برادر همیشه با هم بودند و هرجا می‌خواستند بروند با هم می‌رفتند.

* سرنوشت این فیلمنامه چه شد؟

هنوز دارمش؛ هست هنوز.

من در دوران نوجوانی خیلی خجالتی بودم. نمی‌دانستم فیلمنامه را نزد چه کسی ببرم. تا این‌که شخص مورد نظر را پیدا کردم؛ جناب آقای (مهدی) میثاقیه. ایشان یکی از تهیه‌کنندگان شاخص سینما بودند.

* فیلمنامه ساخته نشد؟

نه. به ساخت نرسید. من خیلی خجالتی بودم و نمی‌توانستم به‌راحتی بروم و بگویم می‌خواهم بازیگر شوم یا این‌که سناریو و متنی نوشته‌ام. بعد از هفت‌هشت‌بار که جلوی در استودیوی میثاقیه رفتم و برگشتم، دل به دریا زدم و گفتم خدایا توکل بر خودت! رفتم داخل استودیو! فیلمنامه را دادم به آقای میثاقیه. ایشان گفتند هفته دیگر پاسخ می‌دهم.

* یعنی خود آقای میثاقیه می‌خواست بخواند و جواب بدهد؟

نمی‌دانم. بعد از یک‌هفته که نزد ایشان رفتم گفت «قصه کار شما خوب است ولی اگر این دوتا، خواهر و برادر نبودند برای سینمای ما خیلی بهتر بود.» درست هم می‌گفت. چون در سینمای آن دوران، مسائل عشقی خیلی رواج و طرفدار داشت.

همان‌طور که آقای میثاقیه من را راهنمایی می‌کرد و صحبت می‌کردیم، گفت «صدایت خوب است. نمی‌خواهی بیایی دوبله؟» مِن‌مِن کردم و گفتم «نمی‌دانم!» و بلافاصله زنگ زد به آقای کاملی. ایشان در طبقه چهارم مشغول کار بودند.

* یعنی ساختمان استودیوی میثاقیه، طبقه بالا استودیوی دوبله داشت.

بله در خیابان قوام‌السلطنه قدیم که در حال حاضر شده سی تیر.

آقای کاملی آمد و آقای میثاقیه من را معرفی کرد و گفت «از ایشان تست صدا بگیرید!» آقای کاملی گفت نیازی به تست نیست. و همین حرف سرنوشت کاری من را تغییر داد.

* چندسالتان بود؟

۱۹ سالم بود؛ سال ۱۳۴۰.

* چه‌کسانی را آن‌جا همراه و هم‌نسل خود دیدید؟

هم‌نسل که نه! عزیزانی که آن‌جا حضور داشتند اساتید این حرفه بودند؛ ازجمله آقای (امیرهوشنگ) قطعه‌ای وآقای کمالی برادر آقای نظامی است.

* ناصر نظامی!

بله. آقای کاملی فیلم دکتر «جکیل و مستر هاید» را کار می‌کردند که آقای جلیلوند در آن به‌جای هر دو شخصیت اصلی (دکتر جکیل و مستر هاید) گویندگی می‌کرد. من هم یک‌گوشه نشستم و کارشان را تماشا کردم. آن زمان دوبله در سه‌شیفت انجام می‌شد. ساعت ۹ صبح تا یک، سه تا هفت و هفت تا یازده و گوینده‌ها می‌توانستند در سه استودیوی مختلف گویندگی کنند. دوبله هر فیلم هم یک‌هفته تا ده‌روز طول می‌کشید. دومین فیلمی که آقای کاملی کار کرد و من در آن حضور داشتم، «زنده باد زاپاتا» بود.

* در «دکتر جکیل و مستر هاید»، شما هیچ دیالوگی نداشتید. فقط تماشا کردید؟

دوبله به این سادگی‌ها نیست. البته آقای کاملی در روز چهارم‌پنجم به من گفتند «می‌توانی صدایت را پیر کنی؟» حالا آقای جلیلوند هفت‌هشت‌بار فیلم را تمرین کرده بودند. آقای جلیلوند گوینده خوب و توانایی بود و صدای شیکی داشت. ولی کرونا یک‌دفعه ایشان را غافلگیر کرد. روحش شاد!

میز این استودیو نیم‌دایره بود با یک‌میکروفن. آقای اسماعیلی این‌طرف با دو صفحه گفتار و بنده این‌طرف با دو خط نشسته‌ایم. ایستاده تمرین می‌کردیم. آقای حیدر نخعی هم در آن کار صدا را ضبط می‌کرد. همه دستگاه‌ها هم دستی و ساخت ارامنه کشورمان بودند؛ میکسر، آپارات و… خلاصه من نتوانستم کاری را که آقای کاملی می‌خواست انجام دهم. اما در فیلم دوم که زنده باد زاپاتا بود…

* به‌جای یک‌سرباز صحبت کردید…

بله. خیلی استرس داشتم. سعی کردم کار را درست انجام بدهم و بعد از ضبط و پخش تکه، همه دست زدند و تشویقم کردند.

* حاضرانِ داخلِ استودیو تشویق‌تان کردند؟

بله. بعد از ضبط تکه و پخش‌اش تشویق کردند. آن زمان تکه‌ای را که ضبط می‌کردند، دوباره می‌دیدیم. کار این‌طوری بود. فیلمی بود که آقای (محمدعلی) زرندی دوبله‌اش می‌کرد و نامش را به یاد ندارم. این فیلم در استودیوی شهاب در خیابان سعدی دوبله شد. میز این استودیو نیم‌دایره بود با یک‌میکروفن. آقای (منوچهر) اسماعیلی این‌طرف با دوصفحه گفتار و بنده این‌طرف با دو خط نشسته‌ایم. ایستاده تمرین می‌کردیم. آقای حیدر نخعی هم در آن کار صدا را ضبط می‌کرد. همه دستگاه‌ها هم دستی و ساخت ارامنه کشورمان بودند؛ میکسر، آپارات و…

بعد از ده پانزده‌بار دیدن و تمرین، کار ضبط و پخش می‌شد. باور کنید هنگام پخش، انگار این آدم‌ها فارسی‌زبان هستند. این، به‌دلیل هنر گویندگان و صدابردار بود.

* دهه طلایی ۴۰ که می‌گویند همین است!

الان ولی نه! بعضی از بچه‌ها می‌نشینند و فیلم را ندید می‌گویند ضبط!

* بعد از زنده باد زاپاتا چه شد؟ با آقای کاملی کار کردید؟

بله. فیلم دیگری بود به‌اسم «ارفه سیاه» که یک‌فیلم کارناوالی بود. یک‌بلندگو داشت که من می‌گفتم. آقای کاملی همان‌موقع گفت «تو صدایت برای آنونس خوب است. بگو ببینم!» گفتم «فوکس قرن بیستم تقدیم می‌کند!» آقای کاملی گفت «خوب است دیگر! بلندتر و محکم‌تر هم می‌توانی بگویی!»

* این ماجرا برای سال ۴۰ بود یا ۴۱ یا ۴۲؟

نه همان‌سال ۴۰ بود.

* اشاره کردید وارد حرفه دوبله که شدید خجالتی بودید. آقای (سعید) مظفری هم می‌گفت اوایل کارش در دوبله خیلی خجالتی بوده و عرق می‌کرده!

سعیدخان مظفری پسر مودب و سربه‌زیری بود؛ [می‌خندد] درست مثل خودم!

* خجالتی‌بودن برایتان مشکلی ایجاد نکرد؟

نه مشکلی نبود. به‌مرور به مدیران دوبلاژ معرفی شدم. یادم هست آقای (احمد) رسول‌زاده فیلمی را به‌اسم «کدوخوار» در استودیوی شهاب دوبله می‌کردند…

* فکر می‌کنم ساخته سال ۱۹۶۴ باشد!

در این فیلم آن بنکرافت نقش یک‌زن روان‌پریش را بازی می‌کرد و خانم رفعت هاشم‌پور جایش گویندگی می‌کرد. وقتی من صحنه‌های این فیلم را با گویندگی خانم رفعت دیدم، خوف کردم. گفتم دوبله کار من نیست. من نمی‌توانم این‌طور که بازیگر فریاد می‌کشد، داد و فریاد کنم! ایشان گوینده بسیار توانایی بود. خدا رحمتش کند!

* مدیر دوبلاژ بعدی که بود؟

آقای مانی (محمد خواجوی‌ها) که دعوتم کردند. ایشان از مدیران دوبلاژ شیک‌پوش بودند و از گویندگان شاخص رادیو؛ که به اتفاق خانم فروزنده اربابی برنامه «پنجاه و سه‌دقیقه» را اجرا می‌کردند. خیلی هم شنونده داشت.

* پس به ایشان معرفی شدید. همین‌طور به آقای زرندی و زمانی…

بله. آقای زرندی یک‌جنتلمن بود؛ خوش‌تیپ و خوش‌صحبت و خوش‌لباس. وقتی می‌آمد بوی ادکلنش فضا را پر می‌کرد؛ آقای منوچهر زمانی هم همین‌طور. ایشان بیشتر فیلم‌های ایتالیایی را دوبله می‌کرد. ایتالیایی‌ها موقع حرف‌زدن حرکت دارند و دست‌هایشان را تکان می‌دهند. آقای زمانی گوینده توانایی بود که جای این بازیگرها حرف می‌زد. کارش فوق‌العاده بود.

* خودش مدیریت هم می‌کرد؟

بله. هم مدیریت می‌کرد؛ هم گویندگی. البته کاووس دوستدار هم بود؛ یکی از آن جوان‌های شیک‌پوش. صدای دلنشین و جذابی داشت.

* سال ۱۳۴۲ به استودیوی تلویزیون فیلم پیش آقای مانی معرفی شدید؟

بله. تقریباً همین‌تاریخ بود. شاید! یک‌فیلم بود که راجر مور بازی می‌کرد. آقای مانی از صدای من و صدای آقای مقامی برای گویندگی جای راجر مور تست گرفتند که آقای مقامی انتخاب شدند.

در تلویزیون‌فیلم، فیلم‌های زیادی را گویندگی کردم. از فیلم‌های فضایی گرفته تا وسترن؛ ازجمله سریال «چاپارل». همان‌جا بود که در دوبله سریال «سفرهای جیمی مک‌فیترز» جای چارلز برانسون صحبت کردم. در آن کار، آقای امیر هوشنگ زند جای جیمی مک‌فیترز صحبت می‌کرد.

* آن موقع باید خیلی‌خیلی جوان بوده باشد!

بله نوجوان بود.

نوبت به سریال «دکتر کیلدر» با بازی ریچارد چمبرلین رسید. سر آن کار آقای مانی گفت «ممدوح فکر می‌کنم بهتر است کیلدر را تو بگی. افشار تجربه‌اش بیشتره. می‌تونه تیپ بگیره و جای دوسه‌نفر صحبت کنه!» * مدیر دوبلاژ دیگری هم در تلویزیون‌فیلم کار می‌کرد؟

بله. آقای امیرهوشنگ قطعه‌ای که مدیردوبلاژ خنده‌رویی بود. من با آقای قطعه‌ای زیاد کار کردم. در سریال «دود اسلحه» برای ایشان گویندگی کردم. شخصیت قهرمان این سریال مردی بود چهارشانه و درشت‌اندام که اسمش مت دلون بود.

بعد هم نوبت به سریال «دکتر کیلدر» با بازی ریچارد چمبرلین رسید. سر آن کار آقای مانی گفت «ممدوح فکر می‌کنم بهتر است کیلدر را تو بگی. افشار تجربه‌اش بیشتره. می‌تونه تیپ بگیره و جای دوسه‌نفر صحبت کنه!»

* منظورش غلامعلی افشاریه بود؟

بله. می‌گفت «صدای افشار طوریه که می‌تونه نقش‌های مختلف رو بگه.» آقای افشاریه گوینده‌ای توانا و از دوستان صمیمی آقای مانی بود. الان، چندسالی است در شمال زندگی می‌کند.

آن زمان تنها تلویزیونی که برنامه پخش می‌کرد، بخش خصوصی بود و هنوز تلویزیون ملی ساخته نشده بود. وقتی من دکتر کیلدر را حرف می‌زدم، جناب آقای ناصر طهماسب هم سریال «فراری» را با بازی دیوید جانسون گویندگی می‌زد.

* در همان استودیو؟

نه؛ کاسپین.

* بله درست است؛ پیش آقای (محمود) قنبری. یک‌سوال! رقابتی بین این دو استودیو که فیلم‌های تلویزیونی دوبله می‌کردند نبود؟

نه. فیلم و کار زیاد بود. آقای آرکادی مدیرمسئول استودیوی تلویزیون‌فیلم مرد شریفی بود. درباره سریال «دکتر کیلدر» باید بگویم من اگر به لطف الهی در جامعه اسمی در کرده‌ام، به‌خاطر همین‌کار بود.

* یعنی با این نقش بود که بین مردم جا باز کردید.

صددرصد.

* البته شخصیت و رفتار خودتان هم در جذب مخاطب موثر بوده!

بعد از آن، پرویز صیاد من را دعوت کرد برای یک‌فیلم سینمایی. گفتم من سینما را گذاشته‌ام کنار. ولی گفت این کار فرق می‌کند. در آن فیلم نقش یک‌آهنگساز را بازی می‌کردم. خانه‌ای که فیلمبرداری در آن انجام می‌شد، در نیاوران بود. ظهرها که می‌خواستیم ناهار بخوریم، من با خانواده آقای مهندس، صاحب‌خانه ناهار می‌خوردم. دعوت‌شان به‌خاطر محبوبیت نقش کیلدر بود. کارگردان فیلم هم که خواست درمورد حضورم در فیلم تبلیغ کند، از عبارت «ناصر ممدوح؛ گوینده دکتر کیلدر» استفاده کرد.

* جناب ممدوح، آقای (علی) کسمایی را چگونه مدیردوبلاژی دیدید؟

یادم هست دوبله فیلم ژاپنی «هرگز نمیر مادر!» را آقای کسمایی کار کرده بود. این فیلم را در گروه سینماهای مولن‌روژ نمایش می‌دادند. مولن‌روژ، سینمای واقعاً باشکوهی بود! یا سینما رادیوسیتی که سال‌هاست بسته شده، برای خودش سینمایی بود! آن زمان فیلم‌ها خیلی خوب بودند. فیلم‌های عشقی هم آثاری مثل «شکوه علفزار» یا «داستان وست‌ساید» بودند. اما الان دیگر نه! فیلم‌ها کامپیوتری شده‌اند و از نظر من دلچسب نیستند.

آقای کسمایی مدیر دوبلاژ باحوصله‌ای بودند. اگر گوینده‌ای بعد از چندساعت تمرین می‌گفت امروز نمی‌توانم این‌رل را بگویم، می‌گفت «عیبی نداره! فردا بگو!» یادم هست شروع «هرگز نمیر مادر!» با متنی چهارپنج‌سطری داشت که آقای کسمایی از آقای مستوفی یکی از گویندگان مطرح رادیو دعوت کردند متن را بخواند. و جناب مستوفی چه‌قدر با احساس آن را خواند! متن به این صورت بود: «به ستاره‌ها نگاه کن که شب را شکسته‌اند. بی تو شب من، شبی بی‌ستاره است. آفتاب را ببین که غول تاریکی از مقابلش می‌گریزد. بی تو روز من آفتاب ندارد. چمنزار را بنگر! با لاله‌ها و جویبار کوچکی که زمزمه‌کنان روان است. بی تو دنیای من از چمن و لاله و زمزمه خالی است. بی تو من هیچم! بی تو من نیستم! اگر می‌خواهی من بمانم، اگر می‌خواهی من نمیرم، هرگز نمیر مادر!»

بعد تلویزیون ملی ساخته شد. شبی که بنا بود فردایش شاه برای افتتاح بیاید، من به‌عنوان گوینده خبر آن‌جا بودم. از آقای مانی، یک‌گوینده خواسته بودند. او هم من را معرفی کرده بود.

* دیگر چه‌کسانی بودند؟

آقای (اسدالله) پیمان بود، آقای گرگین بود…

* جمشید یا ایرج؟

کارهای دوبله تلویزیون ملی در اختیار آقای (هوشنگ) لطیف‌پور بود. ایشان هم شروع کرد به کار. آن‌جا یک‌استودیو داشت ولی آقای لطیف‌پور بیشتر فیلم‌ها را در تلویزیون‌فیلم دوبله می‌کرد نه! آقای ایرج گرگین. مانی به من زنگ زد. گفتم «آقای مانی این‌جا خیلی کار دارند و من را به کار گرفته‌اند.» گفت «نه. بلند شو بیا! کار من مونده!»

* چه کاری بود؟

همان سریال‌های بخش خصوصی. من هم رها کردم و رفتم پیش آقای مانی. ولی این‌که می‌گویند تلویزیون در بیابان بنا شده، درست نیست. آن‌جا یک‌زمین چندهزارمتری بود که یک‌قطعه‌اش شده بود تلویزیون. مرتب و تمیز بود. به خیابان اصلی هم خیلی نزدیک بود.

* یعنی می‌گویید به‌خلاف برخی روایت‌ها، آن‌جا بیابان و صدای سگ نبوده!

حتماً بوده! ولی ما مشکلی نداشتیم. یک‌کافه‌رستوران هم در طبقه زیر داشت که جای شما خالی همبرگرهای خوشمزه‌ای عرضه می‌کرد. آقای (سعید) قطبی مدیر تلویزیون ملی خیلی فعال بود. خیلی هم زود ساختمان‌هایی که در تلویزیون نیاز بود، ساخته شدند.

کارهای دوبله تلویزیون ملی در اختیار آقای (هوشنگ) لطیف‌پور بود. ایشان هم شروع کرد به کار. آن‌جا یک‌استودیو داشت ولی آقای لطیف‌پور بیشتر فیلم‌ها را در تلویزیون‌فیلم دوبله می‌کرد. یادم هست سریالی بود به‌اسم «هالیوود و ستارگان» که آقای پیمان در آن گویندگی می‌کرد. صدا و نحوه گویش ایشان فوق‌العاده بود. من هم یک‌سریال مستندداستانی برای آقای لطیف‌پور حرف زدم؛ مجموعه «هیچ‌چیز بالاتر از حقیقت نیست.» یک‌کار داستانی‌مستند و جالب بود.

بعد رسیدیم به سریال «دکتر بن‌کیسی» با بازی وینست ادوارد. آقای لطیف‌پور به من گفت «می‌خوام این را بدم به مقامی. چون تو دکتر کیلدر را گفته‌ای، درست نیست این و بگویی!» گفتم «هرچه شما بفرمایید!» درست هم می‌گفت. مقامی آمد سه‌چهارتا قسمتش را گویندگی کرد و بعد دیگر نتوانست بیاید.

* چرا؟

استودیوی دماوند کار می‌کرد.

* آنگاژه دماوند شده بود؟

بله. بعد آقای لطیف‌پور گفت «ممدوح دیگه دست خودتو می‌بوسه.» من هم به آقای مقامی زنگ زدم تا اجازه بگیرم. ایشان هم گفت «این چه حرفیه! خواهش می‌کنم بگو!» [می‌خندد] این شد که باقی قسمت‌های «دکتر بن‌کیسی» را گفتم.

* شما با آقای سعید شرافت هم کار کردید؟

چندتا فیلم؛ نه زیاد. ببینید همه اساتید من هستند. هرکسی پیش از من آمده، استاد و پیشکسوت من است. مثلاً با آقای خسروشاهی یکی دو برنامه کار انجام دادم. اما ناراضی نیستم. ایشان برایم عزیز و قابل احترام‌اند.

یک‌نکته را درباره ترجمه‌های استودیوی تلویزیون‌فیلم بگویم. شخصی بود به اسم آقای درخشان‌پور. ایشان مترجم بود و در سفارت آمریکا کار می‌کرد. صدای فیلم را روی نوار ربع‌اینچ به ایشان می‌دادند. ایشان هم گفتگوها را سینک می‌نوشت و تحویل می‌داد.

سریالی نیم‌ساعته بود به اسم «پنجره‌ها» که شش‌آیتم مختلف داشت. این سریال را به اتفاق خانم نیکو خردمند کار کردم. یک‌آیتم من می‌خواندم یکی ایشان. در اصل یک‌آقا همه آیتم‌ها را خوانده بود ولی من برای تنوع ترجیح دادم یکی را من بخوانم یکی را خانم خردمند * کجا این کار را می‌کرد؟

در منزل. بازنشسته شده و وقتش را در اختیار ترجمه فیلم و دوبله قرار داده بود. من چندسالی مسئولیت دوبله فیلم‌های آموزش و پرورش را به عهده داشتم…

* جشنواره رشد را می‌گویید…

بله. همان‌فیلم‌ها داستانی و غیرداستانی را با ترجمه آقای دیگری به اسم راهی به اتفاق سایر همکاران کار کردم و فیلم‌های مستند را با ترجمه جناب آقایی به‌نام دانشور. ایشان فرهنگی بودند و به همه زمینه‌های علمی اشراف داشتند. خدا رحمتش کند. خیلی زود ما را ترک کرد. مترجم بسیار فوق‌العاده‌ای بود.

* تا این جای صحبت، در حال مرور کارهای مستند شما، در سال‌های پیش از انقلاب هستیم. هنوز به بعد از انقلاب نرسیده‌ایم.

بله. در دهه پنجاه سریالی نیم‌ساعته بود به اسم «پنجره‌ها» که شش‌آیتم مختلف داشت. این سریال را به اتفاق خانم نیکو خردمند کار کردم. یک‌آیتم من می‌خواندم یکی ایشان. در اصل یک‌آقا همه آیتم‌ها را خوانده بود ولی من برای تنوع ترجیح دادم یکی را من بخوانم یکی را خانم خردمند. آن موقع آقای (فریدون) دائمی مستند می‌خواند، آقای حسینی، آقای (فریدون) فرح‌اندوز، ایرج گرگین، ثابت ایمانی و … همه مستندخوان‌های مطرح بودند.

* همه کارهای مستند این گوینده‌ها در تلویزیون دوبله می‌شد؟

بله.

* بعد از انقلاب چه‌طور؟

در آن سال‌ها، آقایان صفا و هوایی، مدیر و معاون واحد دوبلاژ تلویزیون بودند. سریال‌های «ماجراهای سنباد»، «زورو»، «بارتا» و «کُجاک» را در آن دوره مدیریت کردم. در سریال «بارتا» با بازی رابرت بلیک، آقای افشار گویندگی می‌کرد و آقای حمید منوچهری هم نقش مهمی داشت. در سریال «کجاک» آقای (خسرو) شایگان به‌جای تلی ساوالاس گویندگی کرد.

* البته این دو سریال بین سال‌های ۵۵ تا ۵۷ دوبله شدند.

سری اول «کجاک» را آقای شرافت کار کرد که آقای (حسین) عرفانی نقش اصلی‌اش را می‌گفت. سری دوم دست من بود. این کارها یکی از یکی قشنگ‌تر بودند.

* چه‌کسانی فیلم‌ها را ترجمه می‌کردند؟

یکی‌شان آقای حسین شایگان. جمعه‌ها می‌آمد تلویزیون می‌نشست پای میز موویلا. دوتا قسمت یک‌ساعته را ترجمه می‌کرد و می‌رفت. من هم هفته بعد سینک می‌زدم. البته ترجمه‌های شایگان سینک بود؛ همین‌طور آقای بایگان. ایشان هم از کسانی بود که فیلم ترجمه می‌کرد. جوان خوش‌برخورد و خنده‌رویی بود. سریع ترجمه می‌کرد و چه نثر خوبی داشت!

تا مدتی پس از انقلاب کار می‌کردم. برادرم و پسرعمویم یک کارگاه تولید پوشاک داشتند که مدتی برای کار به آن‌جا رفتم. چون کار تولیدی را دوست دارم.

* یعنی یک‌مدت دوبله را کنار گذاشتید.

بله. البته گاهی می‌آمدم مستند می‌خواندم و می‌رفتم. ولی حضورم مستمر نبود.

* جناب ممدوح، کارنامه کاری شما را که مرور کنیم، یک‌بخشش فیلم‌های سینمایی است، یک‌بخش انیمیشن و یک‌بخش مستند. خارج از دوبله هم کار تصویر را دارید که هم اجرای تلویزیونی برنامه و مسابقه بوده هم بازیگری در فیلم و سریال. اما بخش مهمی از کارنامه شما، گویندگی در آثار مستند است. یادتان هست اولین‌بار چه‌کسی از شما خواست در فیلم مستند گویندگی کنید؟

این کار را آقای لطیف‌پور در تلویزیون روی دوش من گذاشت. فیلم اول و دوم را خودشان سینک زدند و دادند من خواندم. از فیلم سوم گفتند «من وقت ندارم و خودت باید کار رو آماده کنی!» گفتم «آقا!؟ … نمی‌شود که…» گفتند «تنبلی نکن!» خلاصه از آن‌جا شروع شد.

* در گفتگوهای تلفنی‌مان و پیش از شروع مصاحبه گفتید منوچهر اسماعیلی در راس هرم دوبله ایران قرار دارد. بین گویندگان خانم چه؟ بین خانم‌ها هم گوینده‌ای داریم که در راس هرم باشد؟

تمام خانم‌های مطرح دوبله ما ستاره هستند. به‌شرط این‌که به جا انتخاب شده باشند. در مورد آقای اسماعیلی، ایشان در راس هرم ایستاده‌اند. اما دیگر عزیزان هم کنار ایشان قرار دارند. فاصله چندانی با هم ندارند.

ایشان ۲۴ ساعت فرصت خواست تا برای قبول نقش جواب بدهد. بعد دنبال نوع حرف‌زدن نقش، رفت پایین شهر و گویش مورد نظرش را بین دستفروش‌های پایین شهر پیدا کرد. منتهی چاشنی‌هایی هم از خودش به آن اضافه کرد. همیشه مبتکر بود و چیزی از خودش به نقش اضافه می‌کرد و یک‌سری چیزهایی می‌گفت که اصلاً در فیلم نبودند * چه‌عاملی باعث می‌شود هیچ‌کس منوچهر اسماعیلی نشود؟

علتش این بود که توانایی عجیبی برای انجام این کار داشت. برای بعضی فیلم‌ها پشت میز نمی‌نشست و ایستاده حرف می‌زد. یا گاهی با تیپ خاصی، چنددقیقه بدون این‌که نفس بگیرد، جای شخصیت حرف می‌زد. آقای اسماعیلی به‌جای شخصیت‌های زیادی با تیپ‌های مختلف صحبت کرده که کمتر گوینده‌ای قادر به انجامشان است.

* نکته مهم این است که صدای خاص و شاخصی مثل خسرو خسروشاهی یا ناصر طهماسب نداشت…

بله صدای خاصی نداشت…

* … اما می‌توانست آن را به هر حالتی در بیاورد.

دقیقاً! آقای زرندی می‌خواست فیلم «معجزه سیب» را دوبله کند. در این فیلم گلن فورد، بت دیویس و پیتر فالک بازی می‌کردند. فالک را آقای اسماعیلی گفت. شنیده‌ام ایشان ۲۴ ساعت فرصت خواست تا برای قبول نقش جواب بدهد. بعد دنبال نوع حرف‌زدن نقش، رفت پایین شهر و گویش مورد نظرش را بین دستفروش‌های پایین شهر پیدا کرد. منتهی چاشنی‌هایی هم از خودش به آن اضافه کرد. همیشه مبتکر بود و چیزی از خودش به نقش اضافه می‌کرد و یک‌سری چیزهایی می‌گفت که اصلاً در فیلم نبودند. مثلاً در همین‌فیلم به‌جای پیتر فالک با همان تیپ خاصش می‌گفت «خانما کفش پاشنه‌صَناری می‌کنن پاهاشون! …»؛ جمله‌ای که شخصیت اصلی در دیالوگ‌هایش نداشت.

تیپ‌هایی که اسماعیلی می‌گفت فوق‌العاده بودند؛ اسپنسر تریسی، تری توماس که سوت‌سوتی حرف می‌زد و بعداً هم توسط بچه‌های خودمان تقلید شد. من یک فیلم با او کار کردم به اسم «درسو اوزالا». دوران انقلاب بود.

* بله. آکیرا کروساوا آن را ساخته است. رنگی است. مدیر دوبلاژش شما بودید؟

نه. خودش کار را دوبله کرد. من هم نقش کاپیتان را داشتم. آقای اسماعیلی به‌جای شخصیت درسو صحبت می‌کرد و تیپ گرفته بود.

* یک همکاری دیگرتان «محمد رسول‌الله» بود که شما نقش خالد را برای ایشان گفتید.

چیدمان آقای اسماعیلی در این فیلم خیلی خوب بود و گوینده‌ها هم سنگ تمام گذاشتند. خودش هم علاوه بر مدیریت، حمزه را گفت.

* از دوبله محمد رسول‌الله خاطره خاصی دارید؟ این‌که آقای اسماعیلی هدایت خاصی انجام دهد و بگوید این نقش را این‌طور بگو؟

گوینده‌ها همه حرفه‌ای بودند. فیلم را پیش از دوبله پخش کردند و شرحی هم از داستان و نقش‌ها برایمان گفتند.

* پس بحث و گفتگوی چندانی در کار نبود؟

نه. فقط در همین حد که بپرسیم این شخصیت مثبت است یا منفی؟ بگذارید خاطره‌ای را تعریف کنم.

زمان اوج دوبله. مدیر استودیو شهاب آقای روبیک بود که همیشه با لبخند با دیگران برخورد می‌کرد؛ عکسِ آقای روبیک مدیر استودیوی دماوند که صبح‌ها اخمالو می‌آمد و وقتی بچه‌ها سلام می‌کردند، زیرلبی جواب می‌داد یک‌بار در استودیوی شهاب، آقای زرندی فیلمی را به‌اسم «فَنی» دوبله می‌کردند. لسلی کارون، هورست بوخهولتس، موریس شوالیه و شارل بوایه در این فیلم بازی می‌کردند. لسلی کارون را که خانم ژاله کاظمی می‌گفتند؛ هورست بوخهولتس را هم آقای خسروشاهی. موریس شوالیه و شارل بوایه را هم که از نظر سنی اختلاف ۲۰ ساله داشتند، آقای اسماعیلی جدا جدا می‌گفت. در سینما موقع دیدن فیلم، اصلاً باورتان نمی‌شد یک‌پسر بیست‌وچهارپنج‌ساله این تیپ‌ها را بگوید.

* آقای اسماعیلی ۲۴ سالش بود؟

بله. این ماجرا برای سال ۴۳ است؛ زمان اوج دوبله. مدیر استودیو شهاب آقای روبیک بود که همیشه با لبخند با دیگران برخورد می‌کرد؛ عکسِ آقای روبیک مدیر استودیوی دماوند که صبح‌ها اخمالو می‌آمد و وقتی بچه‌ها سلام می‌کردند، زیرلبی جواب می‌داد.

* به سوال قبلی برگردیم. به‌نظرتان بین گویندگان زن تاریخ دوبلاژ، در راس هرم چه‌کسی ایستاده است؟ حتماً از ژاله کاظمی نام می‌برید!

بله. ایشان که صدای خوب و جذابی داشت. ولی خانم‌های دیگر هم بودند. صدای خوب زیاد داشتیم. خانم ژاله کاظمی از صدای خوب و توانایی بالایی برای گویندگی برخوردار بود. به‌نظرم هیچ‌کدام از گویندگان خانم نمی‌توانند به‌زیبایی خانم کاظمی جای سوفیا لورن صحبت کنند.

* چه‌طور شد تصمیم گرفت دوباره به آمریکا برگردد و از کار دور شود؟

شنیدم برای دیدن پسرش می‌خواهد برود. مورد دیگری هم که باعث شد برود؛ سفت‌وسخت بودن آقای مجتبی کدخدازاده مدیر وقت واحد دوبلاژ بود. خانم کاظمی سریالی را در تلویزیون دوبله می‌کرد. شبکه، گوینده مشخصی را در نظر گرفته بود و ایشان هم زیر بار نمی‌رفت. می‌گفت من گوینده را از قبل انتخاب کرده‌ام و چندقسمت را هم حرف زده است. سر این ماجرا با آقای کدخدازاده مشکل پیدا کرد.

* پس ماجرا برای دهه ۷۰ به این‌طرف است!

آقای کدخدازاده مدیری خوب ولی مستبد بود. خانم کاظمی به او می‌گوید «چندقسمت را با گوینده‌ای که انتخاب کرده‌ام، صدابرداری و ضبط کرده‌ایم. چه‌طور می‌توانم با گوینده‌ای که صدای مناسبی ندارد، کار را بگیرم؟» بعد گفت «اگر شبکه را مجاب کردید، زنگ بزنید. من برمی‌گردم و کارم را ادامه می‌دهم.» آقای کدخدازاده هم گفت باشد زنگ می‌زنیم! ولی معلوم بود زنگ نمی‌زنند و نزدند. از همین‌جا و همین‌ضربه بود که بیماری و کسالت خانم کاظمی شروع شد.

* چیزی درباره بیماری‌اش می‌دانید؟

نمی‌دانم! می‌گویند سرطان بوده است!

* ظاهراً در سال‌های پس از انقلاب دچار افسردگی و ناراحتی بود.

خیر. خانم ژاله، پیش از انقلاب در خارج بود. برای تحصیل با هزینه تلویزیون رفته بود. دو سه‌ماه بعد از انقلاب هم بورسش قطع شد و به کشور برگشت.

* نقش‌هایی هم که دوست داشت، بین گویندگان دیگر تقسیم شدند.

اطلاعی ندارم. من که با خاطرات دهه چهل و آن دوران طلایی دوبله سَر می‌کنم.

* آن دوران خوب تا همین‌چنددهه پیش هم ادامه داشت! دهه‌های ۷۰ و ۸۰ فیلم‌های ایرانی و خارجی با کیفیت خوب دوبله شدند. خیلی از مدیردوبلاژهای قدیمی هنوز کار می‌کردند؛ آقایان مقامی، خسروشاهی، زند و … اتفاقاتی مثل دوبله همزمان در جشنواره فیلم کودک اصفهان هم بود…

من هم به دوبله همزمان در اصفهان رفتم؛ همین‌طور همدان. نمی‌دانم مبتکرش که بود. اما یک‌بار در همین‌جشنواره دیدم بچه‌ها به‌جای این‌که فیلم را ببینند، دارند ما گوینده‌ها را نگاه می‌کنند.

ببینید، تا سال ۷۰ ما فقط شبکه یک و دو را داشتیم. بعد شبکه سه آغاز به کار کرد.

* راستی یک سوال جا نماند! از خانم‌های دوبله، با کدام مدیران دوبلاژ همکاری کردید؟

با خانم فهمیه (راستکار) خیلی کار کردم و خاطرات خوبی از ایشان دارم. یک‌سریال با ایشان کار کردم به اسم «کریستی». پلیسی بود. این کار قبل از انقلاب، در تلویزیون‌فیلم دوبله شد. همکاری دیگرمان فیلم «لئوناردو داوینچی» بود که ایشان در تلویزیون دوبله کرد و آقای لطیف‌پور هم نریشن‌اش را می‌گفت.

بانوی دیگری که با او کار کرده‌ام، خانم ژاله علو است. ایشان خانم صبور و گوینده‌ای توانا است. یکی از کارهای باارزش ایشان، سریال «سال‌های دور از خانه» بود که ویراستار، متن را به‌خاطر ملاحظاتی تغییر می‌داد. سریال مسائلی داشت که قابل پخش نبودند. خانم ژاله سر این مساله خیلی زحمت می‌کشید. نقش اصلی این کار را خانم (مریم) شیرزاد می‌گفت.

* بله نقش اوشین را ایشان می‌گفت و از همین‌جا هم کارش گل کرد.

یک کارتون هم بود به اسم «شازده‌کوچولو» که من دوبله می‌کردم و خانم شیرزاد نقش شازده کوچولو را در آن گفت.

* خانم شیرزاد از رادیو به دوبله آمد.

نمی‌دانم ولی صدای خیلی خوبی دارد.

* به بحث آثار مستند برگردیم. شما خیلی مستند گفته‌اید! تعدادشان از شمارش خارج است.

اکثر کارهایم پس از دهه شصت، مستند بودند. مستند «افق» را برای شبکه چهار خواندم. مترجم این کار آقای حسین دانشور بود که اسمش را بردیم. چه مترجمی! چه نثری! خدا رحمتش کند! اشکال ایشان دست‌خطش و نوشتن حروف واو، دال، ر، ز بود. همه این حروف را شبیه هم می‌نوشت. اما با خطش که آشنا می‌شدی، مشکلت حل می‌شد. دانشور یک‌آدم فرهنگی بود. یک‌بار به او گفتم «آقای دانشور اگر در گویندگی مستند جایگاهی پیدا کردم، به‌خاطر ترجمه خوب شما بوده است.» او هم گفت «نه! توانایی خودت بوده!»

اوایل سال ۵۸ فیلم‌های بلوک شرق را آورده بودند. دوتا از این فیلم‌ها را آقای صفا به من داد دوبله کنم. این فیلم‌ها مترجم نداشتند. نشستم پشت میز موویلا و هرکدام را دو بار دیدم و شروع کردم به نوشتن. دیالوگ‌ها، آدم‌ها و اتفاقات را به هم ربط دادم. یکی شد برادر، یکی شد عمو، یکی شد پدر و مادر و همسر و در نهایت، طوری قضیه را پیش بردم که شخصیت‌ها باورپذیر شدند.

* این کار را آقای مظفری هم کرده بود. فکر می‌کنم سر فیلم‌های مجارستانی بوده است. آقای قنبری هم از این کارها کرده است!

چاره‌ای نبود؛ وقتی فیلم‌ها مترجم نداشتند.

* جناب ممدوح در پرونده کاری شما مدیریت دوبلاژ کم است.

بله. درست است.

* چرا؟

من بیشتر گوینده هستم. البته اواخر دهه‌های چهل و پنجاه، به‌جز «بارتا» و «کجاک»، کارتون «ماجراهای سندباد»، «زورو» و «سفرهای مارکوپولو» را دوبله کردم.

* سندباد را پیش از انقلاب دوبله کردید؟

بله. ولی «مارکوپولو» بعد از انقلاب در شبکه دو دوبله شد.

* به یکی از مدیران دوبلاژ بپردازیم که پیش از شروع مصاحبه، از ایشان به‌عنوان بهترین دوستتان یاد کردید!

زنده‌یاد بهرام زند صمیمی‌ترین دوستم بود. من مصاحبه‌های شما با گویندگان و مدیران دوبلاژ را خوانده‌ام. دیدم همه دوستان از بهرام به نیکی یاد کرده‌اند. واقعاً خیلی خوب است همه از آدم تعریف کنند و از او خاطره خوب داشته باشند.

* ایشان همه مشکلات را ناراحتی‌ها را می‌ریخته درون خودش!

بهرام انسان حساسی بود. فقدانش خیلی برایم دردناک است. ایشان هم برای شبکه‌ها فیلم دوبله می‌کرد، هم برای سینما. عمده‌کارهایی که من انجام دادم برای تلویزیون بود. بهرام روی کارش خیلی دقت داشت. من در خیلی از کارهایش بودم. یک‌بار به من زنگ زد و گفت «ناصرجان، یه‌فیلم دارم، ریچارد ویدمارک بازی کرده. می‌خوام تو حرف بزنی. کِی فرصت داری بیای؟» گفتم «نمی‌دونم. می‌دونی که خانمم کسالت داره.» گفت «می‌دونم. هر وقت تو بگی کار رو می‌گیریم.»

با این کار من را شرمنده کرد. اواخر عمرش، وقتی با بچه‌های انجمن به خانه‌اش رفته بودیم، روی صندلی نشسته بود. گفت: «به خدا گفتم خداجون! اگر می‌خوای ما رو ببری، ببر! اگر هم نمی‌خواهی ببری، اذیتم نکن!» امیدوار بودم برگردد سر کارش! همه امیدوار بودیم برگردد که متاسفانه این‌طور نشد. به آقای نقیئی گفتم «ای‌کاش ما ده تا بهرام زند داشتیم!» * یعنی فیلم را نگه می‌داشت تا گوینده بیاید و گزینه مناسب نقش، آن را ایفا کند.

حداکثر یک‌هفته. [لحظاتی مکث و بغض می‌کند.] بهرام… با این کار من را شرمنده کرد. اواخر عمرش، وقتی با بچه‌های انجمن به خانه‌اش رفته بودیم، روی صندلی نشسته بود. گفت: «به خدا گفتم خداجون! اگر می‌خوای ما رو ببری، ببر! اگر هم نمی‌خواهی ببری، اذیتم نکن!» امیدوار بودم برگردد سر کارش! همه امیدوار بودیم برگردد که متاسفانه این‌طور نشد. به آقای (مجتبی) نقیئی مدیر وقت واحد دوبلاژ گفتم «ای‌کاش ما ده تا بهرام زند داشتیم! وجود بهرام زندها برای حفظ کلاس دوبله خیلی موثر بود.»

* منظورتان دل سوزاندنش برای کار است؟

بله. اخلاقش، رفتارش، سینک‌زدنش، انتخاب گوینده‌اش… فوق‌العاده بود. بهرام زند مدیر بود. بعضی از مدیران دوبلاژ فیلمی را که در اختیارشان می‌گذارند، بدون این‌که دیده باشند، در چرخه دوبله وارد می‌کنند و از گوینده دعوت به کار می‌کنند. در صورتی که این کار صحیح نیست و باید فیلم را ببینند و براساس شخصیت‌ها، گوینده را دعوت کنند. اگر کسی خوب کار می‌کند باید تشویق شود و از او خواهش کنند بیشتر کار کند. اگر هم کسی بد کار کرد، سه‌ماه به او فیلم ندهند.

من همه انسان‌ها را دوست دارم و برایم فرق نمی‌کند از کدام قوم و نژادی باشند. معتقدم خداوند من را خیلی دوست دارد. چون بندگانش را دوست دارم. خدا شاهد است این باور من است.

* شما با بهرام زند سریال‌های مختلفی کار کردید. مثل «مردان آنجلس» و «جنگجویان کوهستان».

بله. فیلم‌های سینمایی و سریال‌های بسیاری را کنار ایشان گویندگی کردم. ولی در «جنگجویان کوهستان» احساس می‌کردم صدایم با آن شخصیت‌های ژاپنی جور نیست. یک‌سریال دیگر هم بود مثل «کبری یازده» که در آن با بهرام کار کردم.

* سریال نقابدار بود.

بله. سبکش مثل همان سریال کبری یازده بود. با بهرام فیلم‌های خوبی کار کردم. وقتی هم در موسسه بود، برایش فیلم دوبله کردم.

* موسسه تصویر دنیای هنر.

بله همان‌جا بود.

* یک برگشت به دهه ۵۰ و اعتصاب‌های گویندگان در این دهه بزنیم.

تا جایی‌که اطلاع دارم ما یک‌بار اعتصاب کردیم.

* ولی ظاهراً چند اعتصاب در دهه ۵۰ رخ داده!

اطلاع ندارم. یک‌اعتصاب بود. بعد از چندروز وقفه‌ای که در کار افتاد، آقای جلیلوند با چندنفر دیگر از همکاران، اعتصاب را شکست. بیشتر از این، در جریان ریزجزئیات اعتصاب نبودم.

* یک‌عده هم در دوران اعتصاب وارد کار دوبله شدند.

بله. مثلاً آقای خسرو شکیبایی آن زمان آمد. چندنفر دیگر هم آمدند. بعد دیدند نمی‌توانند بمانند و رفتند.

* کمی هم کارهای تصویری‌تان را مرور کنیم. فکر کنم اولین سریالی که بازی کردید، «راه شب» داریوش فرهنگ بود!

بله. من تا پیش از آن، هیچ‌وقت در رادیو نبودم. آقای فرهنگ برای این کار دعوتم کرد و خواست نقش گوینده راه شب رادیو را بازی کنم. اول نمی‌خواستم بپذیرم. ولی آقای فرهنگ اصرار کردند. گفتم «من جایگاهم را در دوبله حفظ کرده‌ام.» گفت «چیزی از تو کم نمی‌شود که بیشتر هم خواهد شد.» و درست هم می‌گفت.

* بعد هم سریال‌های «اغما» و «فاکتور هشت» بودند.

همین‌طور «آسمان همیشه ابری نیست» و «آوای گنجشک‌ها».

* خودتان از کار تصویر لذت می‌بردید یا در رودربایستی قبول می‌کردید؟

یک‌بار آقای کیانوش عیاری برای نقشی از من دعوت کردند. بعد از صحبت زیاد، گفتم «جناب عیاری، سینما برای من حکم زنگ تفریح را دارد.» ایشان از این حرف من خوشش نیامد! گفت «آقای ممدوح؟ سینما برای شما زنگ تفریح است؟»

خود آقای بهرام، نقش ادی کاربنه را بازی می‌کردند. آقای محمود دولت‌آبادی نویسنده کلیدر، نقش رودولفو را بازی می‌کردند. آقای میری نقش مارکو برادر رودلفو را بازی می‌کرد. خانم ظفیره داداشیان نقش بئاتریش و خانم آزیتا لاچینی نقش کاترینا را. آقای سیامک اطلسی هم نقش پلیس اداره مهاجرت را. من هم نقش آلفری وکیل و راوی داستان را بازی می‌کردم شما الان خبرنگار هستید. ولی ممکن است روزی پیشنهادی به شما بشود که قالب کارتان را عوض کنید و این مساله باعث تجربه و حال جدیدی در شما بشود. قضیه بازیگری من هم همین‌طور است.

* پس در رودربایستی کسی نبودید. برای تجربه فضای جدید این کار را کردید.

بله.

* علاوه بر کار تصویر، شما تجربه بازی در تئاتر را هم دارید!

بله. سال ۱۳۴۵ استاد پرویز بهرام دعوت کردند با ایشان همکاری کنم؛ برای اجرای نمایشنامه «نگاهی از پل» آرتور میلر. ایشان این تئاتر را بعد از چندنوبت تمرین در تالار کسری روی صحنه بردند. این تالار نبش خیابان بهار است. الان بعد از بازسازی مثل سینما شده است. نامش هم مجموعه فرهنگی هنری اسوه است.

* چه‌کسانی در آن کار بازی می‌کردند؟

خود آقای بهرام، نقش ادی کاربنه را بازی می‌کردند. آقای محمود دولت‌آبادی نویسنده کلیدر، نقش رودولفو را بازی می‌کردند. آقای میری نقش مارکو برادر رودلفو را بازی می‌کرد. خانم ظفیره داداشیان نقش بئاتریش و خانم آزیتا لاچینی نقش کاترینا را. آقای سیامک اطلسی هم نقش پلیس اداره مهاجرت را. من هم نقش آلفری وکیل و راوی داستان را بازی می‌کردم.

* در کارنامه شما اجرای چند مسابقه تلویزیونی هم وجود دارد.

در سال‌های ابتدای پس از انقلاب، یک‌مسابقه تلویزیونی بود به‌اسم «حدس بزنید» که اجرایش کردم. یک‌مسابقه دیگر هم بود که سال‌ها بعد کار کردم و نامش را به خاطر ندارم. «سلول‌های خاکستری» و بعد هم مجموعه‌مسابقات ۱۰۱ نفر و ۳۰۳ نفر هم بودند.

* اجرای برنامه «هنر دوبله» چه‌طور بود؟ سری اولش را شما سال ۱۳۸۷ اجرا کردید. بعد یک‌فصلش را آقای جلیلوند اجرا کرد و بعد سری سومش را خودتان اجرا کردید.

هنر دوبله، بهترین برنامه نوروز شبکه پنج شد. چون مردم خیلی دوست داشتند چهره گوینده‌ها را ببیند. به همین‌دلیل بود که قدیمی‌ها را دعوت کردم.

* پس دعوت مهمان‌ها با شما بود و صرفاً مجری برنامه نبودید.

بله. مهمان‌ها را خودم دعوت می‌کردم.

دهه چهل واقعاً یک‌دوران طلایی بود که گذشت و رفت. این روزها فرش قرمز می‌اندازند و شلوغ می‌کنند. ولی آن فیلم‌ها کجا هستند؟ به‌هرحال همه برای من عزیزند و از همکاران خودم خواهش می‌کنم این حرفه را حفظ کنند. ما دیگر عمرمان را کرده‌ایم. اما امیدوارم جوان‌ها این کار را بالا بیاورند * جناب ممدوح آینده دوبله را چه‌طور می‌بینید؟

امیدوارم جوان‌ها بتوانند حفظش کنند.

* برای آینده، پسرتان (آبتین) هست که راهتان را ادامه دهد.

بله ولی دکتر دامپزشک است. او پیش از دانشگاه وارد دوبله شد. الان هم کارهای دامپزشکی‌اش را به دوستش سپرده…

* به خاطر دوبله؟

بله. متاسفانه!

* اینکه خوب است!

ببینید، دوبله کاری است که آدم را جذب می‌کند. یک‌حرفه سخت ولی دوست‌داشتنی است. وقتی جای شخصیت دیگری صحبت می‌کنید، انگار به او روح می‌دهید. خیلی از جوان‌ها به خاطر همین آمدند و ماندگار شدند.

* به نظرتان حال و هوای دهه چهل تکرار می‌شود؟

نه. چون فیلم‌ها دیگر آن فیلم‌ها نیستند. دهه چهل واقعاً یک‌دوران طلایی بود که گذشت و رفت. این روزها فرش قرمز می‌اندازند و شلوغ می‌کنند. ولی آن فیلم‌ها کجا هستند؟ به‌هرحال همه برای من عزیزند و از همکاران خودم خواهش می‌کنم این حرفه را حفظ کنند. ما دیگر عمرمان را کرده‌ایم. اما امیدوارم جوان‌ها این کار را بالا بیاورند.

* این روزها چه می‌کنید؟

الان بیشتر کارهایم بیرون (از تلویزیون) است.

* آنونس و تبلیغ هم می‌گویید؟

آنونس چرا ولی تبلیغ نه.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«کیوان کثیریان» مدیر روابط عمومی «خانه سینما» شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: طی حکمی از سوی مدیرعامل خانه سینما، کیوان کثیریان به عنوان مدیر رسانه خانه سینما منصوب شد.

به گزارش سینماپرس، طی حکمی از سوی مرضیه برومند مدیرعامل خانه سینما، کیوان کثیریان به عنوان مدیر رسانه خانه سینما منصوب شد.

متن این حکم به شرح زیر است:

«به نام خدا

همراه فرهیخته و گرامی

جناب آقای کیوان کثیریان

با سلام و احترام،

از اینکه پذیرفتید به عنوان (مدیر رسانه) در کنار خانه سینما باشید خرسندیم.

امیدوارم از این پس با حضور شما که سوابق درخشان و تجربیات ارزنده‌ای در زمینه‌های گوناگون رسانه‌های خبری دارید، ارتباطی گسترده‌تر با سینماگران و مردم هنردوست ایران داشته باشیم.»

مشاهده خبر از سایت منبع