X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

مشکلات بیمه و قراردادهای اعضای اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینما پیگیری می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در نخستین هم اندیشی اعضای اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران گزارشی از امور صنفی انجام شده و برنامه‌های آینده اتحادیه تشریح شد.

به گزارش سینماپرس، اولین نشست هم‌اندیشی اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران با حضور هیات مدیره و تعدادی از اعضای اتحادیه در عمارت گود برگزار شد.

در این نشست نادر رضایی رییس هیات مدیره، محمد آلادپوش عضو هیات مدیره و مدیرعامل، فرشاد بشیرزاده عضو هیات مدیره و خزانه‌دار، کامران سحرخیز عضو هیات مدیره، معصومه فردشاهین عضو هیات مدیره و مدیر مسئول، مهدی کوهیان مشاور حقوقی و برخی از اعضای اتحادیه حضور داشتند.

نادر رضایی رییس هیات مدیره در ابتدای این نشست ضمن خوشامدگویی به اعضا گفت: بسیار خوشحالیم که اولین گردهمایی اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران با حضور اعضای خود برگزار شد. بایستی اعلام کنم که تشکیل این اتحادیه با کوشش و تلاش معصومه فردشاهین، مهدی کوهیان و محمد آلادپوش صورت گرفته که امیدوارم پس از این مدت تلاش، اتحادیه بتواند دغدغه ها و مشکلات اعضای خود را پیگیری کرده و به نتیجه برساند.

در ادامه این گردهمایی، محمد آلادپوش نیز در سخنانی گفت: ما به عنوان اولین هیات مدیره، اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران را تشکیل دادیم که امیدواریم با همت و حمایت اعضا این اتحادیه فعالیت رو به رشد خود را ادامه دهد.

مهدی کوهیان مشاور حقوقی اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران با اشاره به روند ثبت اتحادیه، گفت: از سه سال پیش ما فرآیند ثبت اتحادیه را آغاز و از ماده واحده مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی استفاده کردیم. طبق مصوبه ۵۲۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی تمام مراکزی که از وزارت ارشاد پروانه فعالیت گرفتند، می‌توانند تشکیلات مرکزی خود را در قالب اتحادیه به ثبت برسانند.

کوهیان اشاره کرد: در انجمن‌های صنفی می توانیم تعدد انجمن‌ها را داشته باشیم که حتی با یک موضوع واحد تشکیل شوند، اما این اتحادیه یک تشکیلات مرکزی یکتاست. همچنین این اتحادیه از معدود تشکیلات حوزه فرهنگ و هنر است که توانست تمامی مراحل را بدون ابهامات قانونی به ثبت برساند.

این وکیل و مشاور حقوقی درباره پیشنهاد اجرا و ثبت ۲ مفاد قانونی در قراردادهای اعضا توضیح داد: در اساسنامه اتحادیه شرایط داوری در موارد اختلاف و شکایت پیش بینی شده است لذا قبل از طراحی و تنظیم قراردادهای مناسب برای فعالیت مراکز و دفاتر پشتیبانی، پیشنهاد می کنیم مفاد قانونی پیشنهادی را به متن قراردادها اضافه کنید تا در موارد اختلاف، اتحادیه بتواند موضوع را در شورای داوری خود بررسی کند.

کوهیان در پایان این بخش از صحبت هایش گفت: دوستان در این حوزه با تجهیزات و ابزارهایی کار دارند که گران قیمت است و اگر برای هر کدام از آنها مجبور به مراجعه به سیستم قضایی کشور داشته باشد باید ۳.۵ درصد از ارزش کالای خود را در مرحله اول طرح دعوا به سیستم قضایی پرداخت کنند که قطعا این هزینه‌ها در شورای داوری اتحادیه مطرح نخواهد بود و همین امر شورای داوری اتحادیه را از نظر هزینه‌های دادرسی به‌صرفه تر خواهد کرد و از اطاله دادرسی نیز جلوگیری خواهد کرد.

معصومه فردشاهین عضو هیات مدیره اتحادیه نیز در ارتباط با فعالیت‌های اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران گفت: هیات مدیره همه امور اجرایی و اداری شکل گیری یک تشکیلات صنفی را در دستور کار خود قرار داد و به فوریت ساختار سازمانی و اداری اتحادیه را تشکیل داد. به موازات جلساتی نیز با آقایان فرجی و دکتر آشنا از مدیران سازمان سینمایی برگزار شد و در این جلسات درخصوص دغدغه‌ها و مشکلات صنفی اتحادیه مفصلا بحث و گفتگو صورت گرفت. لازم به توضیح است در همان جلسات اولیه خوشبختانه آقایان آشنا و فرجی حمایت خود را از اتحادیه اعلام و اظهار کردند از این اتحادیه و فعالیت‌های صنفی آن حمایت خواهند کرد.

وی ادامه داد: در این مدت و طی یک نشست خبری به صورت رسمی فعالیت اتحادیه نیز در رسانه ها اعلام شد. در همین زمان نماینده اتحادیه در بازتعریف آیین‌نامه صدور مجوز مراکز پشتیبانی که دفتر توسعه مسئولیت آن را برعهده داشت حضور یافت و دغدغه های صنفی و حرفه ای اتحادیه را در تنظیم این آیین نامه با جدیت پیگیری کرد.

فردشاهین تاکید کرد: ما معتقدیم اعضای این اتحادیه با بودجه بخش خصوصی کار می کنند و فقط مجوز فعالیت خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت می کنند لذا این وزارتخانه در تنظیم آیین نامه های خود بایستی به صورت جدی به این موضوع توجه داشته باشد.

فردشاهین در بخش دیگر صحبت هایش تصریح کرد: از برنامه های اتحادیه تعیین مشاور در امور مهم و اساسی برای اعضای خود است؛ اموری همانند مالیات، بیمه، گمرک، امور حقوقی و قراردادها و….

این عضو هیات مدیره با بیان اینکه بیمه تجهیزات و بیمه مسئولیت یکی از مهم‌ترین نیازهای اعضای اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران است، گفت: تجهیزاتی که ما استفاده می‌کنیم بسیار گران قیمت است و نیاز به بیمه دارند. اگر بخواهیم فرآیند بیمه را به صورت فردی و موردی انجام دهیم کار گران تری خواهد بود اما اگر از طریق اتحادیه و به صورت صنفی و جمعی انجام دهیم از لحاظ هزینه، زمان و… آسان‌تر و ارزان تر خواهد بود.

وی افزود: همچنین یکی از برنامه های اتحادیه پیگیری از بانک ها برای دریافت وام و تسهیلات بانکی کم بهره و بلندمدت برای خرید دفتر و ارتقای تجهیزات فنی است.

مدیر مسئول اتحادیه با بیان اینکه دانش اعضای این صنف با حضور در نمایشگاه‌ها، جشنواره ها و دوره‌های آموزشی بالا خواهد رفت، گفت: از وظایف دفتر توسعه ارشاد ارتقای دانش تخصصی و فنی مراکز خدمات و پشتیبانی تولید است که اتحادیه این موضوع را با جدیت از ارشاد و دفتر توسعه پیگیری خواهد کرد. تاسیس و ایجاد مکان یا مکان هایی به عنوان راسته های فعالیت مراکز خدمات و پشتیبانی تولید از دغدغه های اتحادیه است که قطعا آن را در دستور کار خود قرار خواهد داد و به صورت جدی آن را دنبال خواهد کرد.

وی افزود: شورای راهبردی و سیاست‌گذاری از سری برنامه‌هایی است که برای رسته‌های مختلف خدمات و پشتیبانی باید در اتحادیه ایجاد شود که امیدوارم که در این راه اعضای اتحادیه یاری رسان هیات مدیره باشند. بلاشک اگر دفاتر و مراکز خدمات پشتیبانی در این شوراها رتبه بندی و گریدبندی شوند، قیمت‌گذاری فعالیت های این مراکز معنای درست و حرفه ای خواهد یافت.

این عضو اتحادیه اعلام کرد: یکی دیگر از برنامه های اتحادیه طراحی سایت اتحادیه به سه زبان انگلیسی، فارسی و عربی خواهد بود تا با معرفی اعضا در این سایت، بازار کار بیشتری برای این مراکز فراهم شود.

فردشاهین در پایان گفت: آینده روشن برای این جمع رقم نخواهد خورد مگر اینکه همه اعضای آن به اتحادیه و فعالیت‌های آن باور داشته باشند و اگر باور وجود داشته باشد هیچ دری روی اعضای اتحادیه مراکز فنی و پشتیبانی تولید سینمای ایران در مسیر حل مشکلات صنفی‌شان بسته نخواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تصویر برداری «پوک عمیق» تمام شد


سینماپرس: تصویر برداری فیلم کوتاه پوک عمیق به تهیه کنندگی علیرضا زروندی و نویسندگی و کارگردانی سمانه قربانی کیائی در تهران به پایان رسید و وارد فاز تدوین و صداگذاری شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلمی که مدیران حوصله دیدنش را ندارند!/ نسخه خادم یا میراسماعیلی؟ – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: عرضه اینترنتی مستند «بازمانده» یکی از مستندهای به نمایش درآمده در جشنواره شانزدهم «سینماحقیقت» آغاز شده است.

«بازمانده» مستندی ورزشی با سوژه‌ای حساس است؛ درباره ورزشکارانی که حاضر به رقابت رودررو با نمایندگان رژیم صهیونیستی در میدان‌های ورزشی نمی‌شوند. این مستند با تمرکز بر عملکرد دو رئیس فدراسیون در عرصه کشتی و جودو، ماجرای سرانجام این ورزشکاران را بررسی کرده است.

علیرضا کرمی پژوهش‌گر و کارگردان و محمدجواد رئیسی تهیه‌کننده مستند «بازمانده» همراه محمدمهدی دزفولی معاون مرکز مستندسازی سفیرفیلم، مهمان خبرگزاری مهر بودند تا با آنها درباره تجربه ساخت این اثر گفت‌وگو کنیم:

* قبل از این هم مستند «عملیات المپیک» با مرور ماجرای پناهندگی سعید مولایی، درباره روبه‌رو شدن ورزشکاران ایرانی با نماینده‌های رژیم صهیونیستی ساخته شده بود. شما چرا سراغ این سوژه رفتید؟

علیرضا کرمی: علاوه‌بر «عملیات المپیک» که نمونه داخلی این ماجراست، شبکه ایران اینترنشنال هم سال گذشته مستندی درباره سعید مولایی ساخت. البته مساله اصلی مستند ما تنها سعید مولایی نیست و هر چند به چند ورزشکار اشاره می‌کنیم، اما مساله محوری ما، نفس «بازی با اسرائیل» است. در کشور ما سال‌هاست این بحث وجود دارد، عده‌ای می‌گویند باید بازی کنیم و عده‌ای اصرار بر عدم رویارویی دارند. ما برای این موضوع، سراغ داستان سعید مولایی، محمدمهدی بریمان‌لو و جواد محجوب رفتیم. این سه نفر از رده نوجوانان و جوانان با هم بالا آمدند و از میان آن‌ها دو نفر مهاجرت می‌کنند و داستان ما درباره نفر سوم است که می‌ماند و اسم مستند را هم به همین دلیل «بازمانده» انتخاب کردیم. مولایی و محجوب از کشور مهاجرت می‌کنند و بریمان‌لو کشور را ترک نمی‌کند.

* این «بازمانده» طوری در مستند روایت می‌شود که انگار «بازنده» جمع است. نه؟

کرمی: اتفاقاً او برنده است.

* ولی آنچه به مخاطب القا می‌شود این نیست، به‌خصوص با نریشن پایانی بریمان‌لو که می‌گوید برگشتنم تنها برای رفیق‌ها و خانواده‌ام بوده.

کرمی: در این ماجراها، کشور است که بازنده می‌شود، نه ورزشکار. بریمان‌لو نتوانست برود. اما چه چیزی باعث این وضعیت او شده است؟ مدیریت کشور این سرانجام را برای او رقم زد که نتواند در مسابقه‌های المپیک حاضر باشد. بریمان‌لو از این منظر که حضور در مسابقه‌های معتبر جهانی را از دست می‌دهد، بازنده محسوب می‌شود، اما از این جهت که کشورش را انتخاب می‌کند و تصمیم می‌گیرد پای کشورش بایستد، برنده است.

روایت ورزشکارانی که از رقابت با رژیم صهیونیستی انصراف دادند
علیرضا کرمی

* اما نریشن پایانی، نریشن یک آدم باخته است؛ صریح می‌گوید چیزی برایش باقی نمانده و فقط برای بودن کنار خانواده به کشور بازگشته است! شاید شما با پیش‌فرض به موضوع نگاه می‌کنید، اما مخاطب الزاماً با پیش‌زمینه، مستند شما را نگاه نمی‌کند و چنین برداشتی از این بازگشت به کشور ندارد. قبول دارید؟

کرمی: قطعاً در این زمینه ما ایدئولوژی مشخصی داریم، اما فارغ از این ایدئولوژی، اعتقادم این است که کل «ورزش کشور» در این ماجرا بازنده به حساب می‌آید.

* چرا؟ مستند در همان ابتدا تأکید می‌کند بازی نکردن با اسرائیل برای ما یک باور است و باید به آن پای‌بند باشیم. حتی نقل‌قول‌هایی از یک فرزند شهید در فیلم هست که این وجه باورمندی را تقویت می‌کند. نکته دقیقاً همین‌جاست که گویی مستند در مواجهه با موضوعی که انتخاب کرده، بلاتکلیف است؛ از یک طرف روی ماجرای رویارو نشدن با حریف اسرائیلی تأکید می‌کند و از طرف دیگر پای‌بندی به این ماجرا را موجب باخت ورزش کشور تصویر می‌کند؟

محمدجواد رئیسی: نه به‌عنوان یکی از سازندگان این مستند که در مقام مخاطب، معتقدم اتفاقاً تصمیم کارگردان در این مستند مشخص است. مساله مستند، بازی کردن یا نکردن مقابل حریف اسرائیلی نیست. کارگردان در این زمینه تصمیم خود را گرفته و همان ابتدا می‌گوید ما نمی‌خواهیم بازی کنیم. ماجرا از این به بعد است؛ حالا که نمی‌خواهیم بازی کنیم، موضوع را چطور مدیریت کرده‌ایم؟ از این منظر شاید آنچه شما می‌پرسید، مساله کارگردان نبوده باشد. به قول ما طلبه‌ها، «بازی نکردن» مفروض بحث است و کارگردان آن را از قبل پذیرفته. حالا این سوال را مطرح می‌کند که برای بازی نکردن، چه باید کرد؟

کرمی: این بحث‌ها عقبه‌ای هم دارد که مخاطب علاقه‌مند می‌تواند آن را در فضایی دیگر دنبال کند. که استدلال برای بازی کردن یا نکردن مقابل اسرائیل چیست، این بحث دیگری است و پرداختن به آن می‌شود مستندی دیگر. بحث اصلی ما در «بازمانده» مدیریت ورزشی در مواجهه با بازی نکردن ورزشکارهای ایرانی است

در بخشی از مستند، از کشورهای دیگری هم مثالی هست که آن‌ها هم بازی نمی‌کنند، اما مدیریت متفاوتی دارند. هادی ساعی در فیلم خاطره‌ای تعریف می‌کند از مسابقه‌هایی که حین آن بین بچه‌های تیم بحثی در می‌گیرد که آیا باید بازی کنیم یا نکنیم، اما این بخش را در مستند نیاوردیم، چون مساله ما این نبود.

* ارجاعی که در مستند به کشورهای دیگر داده می‌شود، ناظر به باور بازیکنان آن کشورهاست و در مقابل، طوری روایت می‌شود که این باور در ورزشکار ایرانی نیست و شاهد ناراحتی و احساس شکست او به‌دنبال تن دادن به این تصمیم هستیم!

کرمی: این بحث‌ها عقبه‌ای هم دارد که مخاطب علاقه‌مند می‌تواند آن را در فضایی دیگر دنبال کند. که استدلال برای بازی کردن یا نکردن مقابل اسرائیل چیست، این بحث دیگری است و پرداختن به آن می‌شود مستندی دیگر. بحث اصلی ما در «بازمانده» مدیریت ورزشی در مواجهه با بازی نکردن ورزشکارهای ایرانی است. قانون نانوشته‌ای در این زمینه وجود دارد که از دهه ۶۰ وضع شده است و برمبنای آن ورزشکاران نباید با نمایندگان رژیم صهیونیستی بازی کنند. حالا ما چه باید کنیم؟

* به نظرتان در فیلم نسخه‌ای برای این پرسش ارائه کرده‌اید؟

کرمی: بله، نسخه می‌دهیم اما خیلی عمیق به این موضوع نپرداختیم، چون نمی‌خواستیم وارد فضای تبلیغاتی و پروپاگاندا بشویم که مثلاً رسول خادم در مواجهه با این مساله، چه عملکردی داشته. خادم چگونه مدیریت کرد که توانست علیرضا کریمی را حفظ کند؟

* اتفاقاً دوگانه‌ای میان مدیریت رسول خادم در کشتی و آرش میراسماعیلی در جودو ایجاد کرده‌اید. نه؟

کرمی: بله، این تقابل وجود دارد. مدیریت درست باعث شد کشتی تعلیق نشود و مدیریت غلط باعث شد ورزش جودو تعلیق شود و ورزشکارهایش بازنده شوند. حتی در مراسم اکران خصوصی این مستند که با حضور ورزشکاران برگزار کردیم، کسی درباره بازی کردن یا نکردن صحبت نکرد، همه به عملکرد مدیران پرداختند.

* آنچه از فیلم برداشت می‌شود، این است که نسخه شما برای مدیریت صحیح این است که به هر بازیکنی که حاضر به مبارزه نشد، یک واحد آپارتمان بدهیم و تشویق کنیم؟

محمدمهدی دزفولی: وقتی فیلم به عملکرد رسول خادم ارجاع می‌دهد، یعنی او با اتکا بر عقلانیت، توانسته این بحران را مدیریت کند. در فیلم البته به ماجراهایی مانند نامه رسول خادم به قاسم سلیمانی اشاره‌ای نمی‌شود، اما در نگاه کلی، مدل مدیریت رسول خادم را با مدل عملکرد آرش میراسماعیلی قیاس کرده، مشخص است میراسماعیلی ضعیف عمل کرده و از این منظر، مستند نقدی بر نوع نگاه و مدیریت میراسماعیلی محسوب می‌شود. مدیریتی که منجر به وضعیت ورزش جودو در ایران شده است. در حال که کشتی مسیر خودش را طی می‌کند.

نکته دیگر در این ماجرا، عقبه تاریخی موضع ورزشکارهای ایرانی در قبال اسرائیل است. ما حتی سال‌های قبل از انقلاب هم شاهد بی‌تمایلی عمومی در جامعه نسبت به بازی ورزشکاران ایرانی با نمایندگان اسرائیل بوده‌ایم. همین رویکرد بعد از انقلاب و در زمان وزارت خارجه آقای ولایتی، به یک قانون نانوشته تبدیل شد. در اجرای این تصمیم، هرچه پیش‌تر آمدیم، عملکرد مدیریتی بدتر شد! به این معنا که هنوز موقعیت بینابینی در این مساله داریم. ما نه وارد مسابقه مستقیم می‌شویم که در میدان حریف را شکست دهیم و قدرت خود را نشان دهیم، نه مانند ورزشکاران کشور الجزایر، اعلام می‌کنیم که حاضر به مسابقه نیستیم و به تعلیق آن هم تن می‌دهیم! آن‌ها این موضع را دارند و فریاد هم می‌زنند، این‌طور نیست که شب قبل از مسابقه به خودشان آسیب بزنند!

* یا بگویند ورزشکار شیشلیک خورده است؟

دزفولی: بله. این کارها را نمی‌کنند. نکته اصلی دوستان در این مستند همین است که این جنس مدیریت، نه تنها برای ما عزت‌آفرین نیست که ما را در موضع ضعف قرار می‌دهد. اسرائیل امروز در ورزش‌های انفرادی مشغول فعالیت است، اگر تا چند سال آینده سراغ ورزش‌های تیمی برود، می‌خواهیم چه کنیم؟ فرض کنید تیم ملی فوتبال بخواهد مقابل تیم اسرائیل بازی کند، چه تصمیمی می‌خواهیم بگیریم؟ به‌خصوص که بعید نیست به دلیل رشد نکردن در فوتبال اروپا، دوباره به قاره آسیا برگردند و به‌نظر می‌رسد بخشی از تلاش آن‌ها برای عادی کردن رابطه با کشورهای عربی به همین منظور باشد. در آسیا آن‌ها امکان بیشتری برای سهمیه گرفتن و صعود به بازی‌های جام جهانی فوتبال دارند.

* حرف الان شما صریح و مشخص است، اما این صراحت در مستند نیست! موضع مستند «بازمانده» انگار یک موضع الاکلنگی است. همین باعث نمی‌شود که حرفش ابتر بماند؟

دزفولی: بعضی افرادی که در مستند حضور داشتند، سمت‌های ورزشی دارند و موضع‌گیری صریح‌تر آن‌ها می‌توانست عواقبی برای آن‌ها به همراه داشته باشد. دوستان در ساخت این مستند، از این منظر معذوریت داشتند. یک جاهایی در این زمینه، ورزشکار می‌تواند موضع و تصمیم بگیرد تا اقدامش به پای فدراسیون نوشته نشود. مانند ورزشکار الجزیره که خودش اعلام کرد مسابقه نمی‌دهد، ۱۰ سال هم محروم شد، اما در کشورش با استقبال مواجه شد. مراکش هم در جام جهانی فوتبال دیدیم که چطور عمل کرد. گویا دولت مراکش به‌دنبال عادی کردن رابطه با اسرائیل بود، اما بازیکنان تصویر دیگری از خود ارائه کردند و بازخورد خوبی از کل جهان اسلام گرفتند. این نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشیم.

کرمی: ما تلاش کردیم با معاون وزیر ورزش، رئیس کمیته المپیک و دیگر مدیران در این سطح صحبت کنیم. اما از آنجا که این مساله به قانون تبدیل نشده و ما همچنان به منشور المپیک پای‌بندیم، هیچ‌یک از مسؤولان ورزشی نمی‌توانند در این زمینه اعلام موضع کنند. به محض اتخاذ موضع رسمی، کل ورزش کشور تعلیق می‌شود.

* آقای کرمی آیا برای پرداخت چالشی‌تر و صریح‌تر به این سوژه در مستند خود، ملاحظه‌ای داشتید؟

کرمی: نه.

* پس چرا سقف چالشی که در این موضوع دارید، همین است که در فیلم می‌بینیم؟

کرمی: در این زمینه نکته‌ای وجود دارد. افرادی که جایگاه و سمت رسمی در ورزش کشور دارند، نمی‌توانند موضعی در این زمینه داشته باشند. ما تلاش کردیم با معاون وزیر ورزش، رئیس کمیته المپیک و دیگر مدیران در این سطح صحبت کنیم. اما از آنجا که این مساله به قانون تبدیل نشده و ما همچنان به منشور المپیک پای‌بندیم، هیچیک از مسؤولان ورزشی نمی‌توانند در این زمینه اعلام موضع کنند. به محض اتخاذ موضع رسمی، کل ورزش کشور تعلیق می‌شود.

* خب مستند چرا در همین صف ایستاده و حرف صریح نمی‌زند؟

کرمی: صریح‌تر از اینکه می‌گوئیم باید یک سطل آب بریزیم و کل اسرائیل را از بین ببریم تا با آن بازی نکنیم؟

* تکلیف ما با اسرائیل که معلوم است، درباره مدیریت ورزشی کشور و نسبت با قوانین جهانی چرا صریح نبودید؟

کرمی: سوال ما در مستند این است که در این موقعیت، مدیران ورزشی چطور عمل می‌کنند؛ یکی مثل رسول خادم عمل می‌کند و دیگری مثل آرش میراسماعیلی. ما نمی‌توانستیم نوع مدیریت رسول خادم در این ماجرا را خیلی بسط بدهیم.

* چرا نمی‌توانستید؟

کرمی: چون نمی‌خواستیم برای یک مدیر تبلیغ کنیم!

* وقتی می‌خواهید از عملکردش دفاع کنید، چه ایرادی دارد؟ مثلاً همان ماجرای نامه به قاسم سلیمانی که آقای دزفولی گفت، چرا نباید در فیلم مطرح شود؟

دزفولی: آن نامه به‌صورت رسمی منتشر نشد و محرمانه بود.

کرمی: حتی رسول خادم نامه‌ای هم به رهبری نوشت که آن کسی که نامه را در اختیار ما قرار داد، تأکید کرد در مستند به آن اشاره‌ای نشود.

* چرا حتی موضع رسول خادم هم در قالب گفت‌گو با او در مستند نیست؟

کرمی: خودش حاضر به گفت‌وگو نشد، اما معاونش آقای بنی‌تمیم در فیلم هست و موضع رسمی او را اعلام می‌کند.

رئیسی: سوای این مستند، دیده‌اید که یکی از مسؤولان رسمی کشور در این مساله موضع مستقیم بگیرد؟

* اگر موضع رسمی بود که دیگر نیازی به ساخت چنین مستندی نبود. نه؟

رئیسی: احسنت. وقتی هیچ‌کس به‌صراحت درباره این مساله موضع‌گیری نکرده، من چگونه می‌توانم در مستند به‌صورت صریح به آن بپردازم؟ ما نمی‌خواستیم کار نمایشی در زمینه چالش با مسؤولان بسازیم. فیلم اتفاقاً در جای درستی ایستاده، این ماجرا در کشور ما مانند جریان ورود خانم‌ها به استادیوم است که هیچ‌کس حاضر نیست مستقیم درباره آن صحبت کند. نقد شما را از منظر فیلم‌سازی کاملاً می‌پذیرم که یک مستند نباید موضع الاکلنگی داشته باشد، اما در این موضوع خاص، مساله این‌طور در کشور ما تعریف شده است. یا باید با یک نریشن فیک، موضع خودم را اعلام کنم، یا آنچه در واقعیت وجود دارد، به درستی ترسیم کنم. ما به‌جای آنکه سراغ آن نسخه فیک برویم، ترجیح دادیم شرایط واقعی را تصویر کنیم.

روایت ورزشکارانی که از رقابت با رژیم صهیونیستی انصراف دادند
محمدجواد رئیسی

* شما می‌خواستید آرش میراسماعیلی را نقد کنید و با او گفت‌وگو کرده‌اید. چرا در این گفت‌وگو هم چالشی در کار نیست؟

کرمی: بالاخره برخی ملاحظات تولیدی را هم باید در نظر گرفت. همین آقای میراسماعیلی در بخش‌هایی از صحبت می‌خواست که دوربین را خاموش کنیم.

* کار مستندساز همین است؛ نمی‌شد همین صحنه‌ای که می‌گوید دوربین را خاموش کنید، در مستند نگه دارید؟

کرمی: من این کار را اخلاقی نمی‌دانم. تصمیم من این بود که حرف‌هایی که با رضایت زده است، در مستند منعکس کنم. در این موضوع ملاحظه اخلاقی داشتم.

رئیسی: ما به «جنجال» به‌عنوان چاشنی جذابیت بیشتر یک فیلم نگاه نمی‌کنیم. من با مستندسازی مدل حسین شمقدری مشکل دارم. همین که در مستند نشان می‌دهیم سطح عملکرد دو مدیر چطور بوده و در جریان مواضع آن‌ها قرار می‌گیریم، یعنی کار خود را کرده‌ایم.

* به‌عنوان مستندساز سراغ کسی رفته‌اید که می‌گوئید عملکردش اشتباه بوده و برای کشور هزینه داشته، بعد می‌گوئید به دلیل ملاحظه اخلاقی با او مواجهه منتقدانه و چالشی نداشتید؟

کرمی: مواضعش را گرفتم و در فیلم هم موجود است. همین اندازه می‌خواستیم مخاطب در جریان مواضع او قرار بگیرد. احتیاجی به چالش نداشتیم. من روایت او را از این اتفاق، در کنار روایت افراد دیگری آورده‌ام که خودشان شاهد ماجراها بوده‌اند.

* چرا حتی درباره فایل مکالمه تلفنی میراسماعیلی که در فیلم پخش هم آن را کرده‌اید، سوالی از او نپرسیده‌اید؟

کرمی: اینجا هم بحث تولیدی داشتیم. مصاحبه ما با آرش میراسماعیلی، قبل از انتشار فایل صوتی‌اش بود. آرش میراسماعیلی درباره این اتفاق مواضعی داشته که آن را در مستند منعکس کرده‌ایم، توقع داشتید با او کشتی بگیرم؟

* سوال جدی کردن، کشتی گرفتن با سوژه است؟

کرمی: وقتی خودش صراحتاً دارد موضعش را تشریح می‌کند، چه لزومی به کشتی گرفتن است؟

رئیسی: این رویکردی است که ما آگاهانه انتخاب کرده‌ایم. ما اساساً به «جنجال» مانند چاشنی برای جذابیت بیشتر یک فیلم نگاه نمی‌کنیم. من شخصاً با مستندسازی مدل حسین شمقدری مشکل دارم. همین که در مستند نشان می‌دهیم سطح عملکرد دو مدیر چطور بوده و در جریان مواضع آن‌ها هم قرار می‌گیریم، یعنی کار خود را کرده‌ایم. می‌توانستیم خیلی جنجالی‌تر به این ماجراها بپردازیم، اما نمی‌خواستیم. قبول دارم این جنجال‌ها باعث می‌شد مستند بیشتر دیده شود، اما انتخاب ما این نبود.

کرمی: ما به شخص مدیر کاری نداشتیم، آنچه برای ما موضوعیت داشت، عملکردش در یک مقطع مشخص است. به این موضوع در مستند اشاره می‌کنیم که رفته‌ایم از فدراسیون جهانی جودو شکایت کرده‌ایم! آن‌ها هم برای آنکه از خودشان دفاع کنند، نیاز به شاهد داشته‌اند و فکر می‌کنید چه کسانی را برای شهادت به دادگاه بردند؟ وحید سرلک، مترجم تاجیک، سعید مولایی و محمد منصوری. این‌ها را به عنوان شاهد بردند و فدراسیون ایران باخت! این یک مدل مدیریت است، یک مدل هم می‌شود رسول خادم.

دزفولی: زمانی که این مستند را در یک اکران خصوصی پخش کردیم، یکی از مدیران ارشد وزارت ورزش هم حضور داشت که بلافاصله بعد از پخش، جلسه را ترک کرد و حاضر به مصاحبه نشد. در طول پخش فیلم هم سرش در گوشی بود و انگار موضوع اهمیتی برایش نداشت!

* چرا راه‌حل شما در مستند این است که به ورزشکارانی که بازی نمی‌کنند، آپارتمان بدهیم؟

کرمی: این راه‌حل ما نیست. حرف ما این است که همه ورزشکاران کشور اگر در مسابقه‌ای با حریف اسرائیلی مواجه شدند و انصراف دادند، باید از حقوق برابری برخوردار باشند و با آن‌ها سلیقه‌ای رفتار نشود. ما قهرمان جودویی داریم که در یک سال چهار بار با حریفی اسرائیلی مواجه شده، کل شانس‌های فعالیت در این حوزه را از دست داده و امروز هم راننده اسنپ است! کسی او را نمی‌شناسد. شما فقط برخی اسم‌ها را به دلیل فضای رسانه‌ای می‌شناسید. خیلی ورزشکارها هستند که انصراف داده‌اند، اما کسی آن‌ها را نمی‌شناسد. بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که آمار رسمی از ورزشکارهایی که با اسرائیل مواجه شده و انصراف داده‌اند، وجود ندارد! نه کمیته المپیک چنین فهرستی دارد و نه وزارت ورزش. به همین دلیل دست ما برای پژوهش درباره این موضوع خالی بود.

* برای انتخاب سوژه اصلی مستند، چقدر با اطلاع قبلی نسبت به اینکه او تصمیم بازگشت به وطن دارد، سراغش رفتید؟

رئیسی: با علم قبلی سراغش رفتیم.

* قبول دارید به همین دلیل درام مستند تصنعی شده و مخاطب متوجه این طراحی می‌شود؟

رئیسی: مهم این است که این اتفاق رخ داده و او این تصمیم را گرفته است. ما تنها از نظر زمانی، بخشی از اتفاق‌ها را بازسازی کردیم. او نزدیک یک سال این درگیری‌ها را داشته و در مقطعی حتی خبر مربوط به مهاجرتش در رسانه‌ها منتشر شد، اما تکذیب کرد. رفتن برای این افراد، مثل آب خوردن است، اگر او تصمیم به ماندن می‌گیرد، این تصمیم کاملاً شخصی است.

دزفولی: حرف اصلی ما این است که یک بار برای همیشه باید در این زمینه به یک فرمول مشخص برسیم. ما به‌عنوان مستندساز و شما در مقام رسانه، محدودیتی برای موضع‌گیری در این زمینه نداریم. ما می‌توانیم صریح در این باره صحبت کنیم. حرکت کردن کج‌دار و مریز سرانجام خوبی ندارد. نقد این مستند هم بیش از ورزشکاران، متوجه مدیران است. وقتی این مستند را در یک اکران خصوصی پخش کردیم، یکی از مدیران ارشد وزارت ورزش حضور داشت که بلافاصله بعد از پخش، جلسه را ترک کرد و حاضر به مصاحبه هم نشد. در طول پخش هم مدام سرش در گوشی بود و انگار موضوع اهمیتی برایش نداشت و حوصله دیدن فیلم را هم نداشت! 

کرمی: آن روز چند مدیر دیگر هم بودند که بعد از اکران فیلم رفتند و فقط ورزشکارها ماندند. حرف‌شان پشت تریبون این بود که الان باید مدیران در این سالن می‌ماندند و ما می‌رفتیم!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روایت ورزشکارانی که از رقابت با رژیم صهیونیستی انصراف دادند – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر– گروه هنر- زهرا منصوری: عرضه اینترنتی مستند «بازمانده» یکی از مستندهای به نمایش درآمده در جشنواره شانزدهم «سینماحقیقت» آغاز شده است.

«بازمانده» مستندی ورزشی با سوژه‌ای حساس است؛ درباره ورزشکارانی که حاضر به رقابت رودررو با نمایندگان رژیم صهیونیستی در میدان‌های ورزشی نمی‌شوند، و با تمرکز بر عملکرد رئیس فدراسیون در کشتی و جودو، ماجرا را بررسی کرده است.

علیرضا کرمی پژوهش‌گر و کارگردان و محمدجواد رئیسی تهیه‌کننده مستند «بازمانده» همراه محمدمهدی دزفولی معاون مرکز مستندسازی سفیرفیلم، مهمان خبرگزاری مهر بودند تا با آنها درباره تجربه ساخت این اثر گفت‌وگو کنیم:

* قبل از این هم مستند «عملیات المپیک» با مرور ماجرای پناهندگی سعید مولایی، درباره روبه‌رو شدن ورزشکاران ایرانی با نماینده‌های رژیم صهیونیستی ساخته شده بود. شما چرا سراغ این سوژه رفتید؟

علیرضا کرمی: علاوه‌بر «عملیات المپیک» که نمونه داخلی این ماجراست، شبکه ایران اینترنشنال هم سال گذشته مستندی درباره سعید مولایی ساخت. البته مساله اصلی مستند ما تنها سعید مولایی نیست و هر چند به چند ورزشکار اشاره می‌کنیم، اما مساله محوری ما، نفس «بازی با اسرائیل» است. در کشور ما سال‌هاست این بحث وجود دارد، عده‌ای می‌گویند باید بازی کنیم و عده‌ای اصرار بر عدم رویارویی دارند. ما برای این موضوع، سراغ داستان سعید مولایی، محمدمهدی بریمان‌لو و جواد محجوب رفتیم. این سه نفر از رده نوجوانان و جوانان با هم بالا آمدند و از میان آن‌ها دو نفر مهاجرت می‌کنند و داستان ما درباره نفر سوم است که می‌ماند و اسم مستند را هم به همین دلیل «بازمانده» انتخاب کردیم. مولایی و محجوب از کشور مهاجرت می‌کنند و بریمان‌لو کشور را ترک نمی‌کند.

* این «بازمانده» طوری در مستند روایت می‌شود که انگار «بازنده» جمع است. نه؟

کرمی: اتفاقاً او برنده است.

* ولی آنچه به مخاطب القا می‌شود این نیست، به‌خصوص با نریشن پایانی بریمان‌لو که می‌گوید برگشتنم تنها برای رفیق‌ها و خانواده‌ام بوده.

کرمی: در این ماجراها، کشور است که بازنده می‌شود، نه ورزشکار. بریمان‌لو نتوانست برود. اما چه چیزی باعث این وضعیت او شده است؟ مدیریت کشور این سرانجام را برای او رقم زد که نتواند در مسابقه‌های المپیک حاضر باشد. بریمان‌لو از این منظر که حضور در مسابقه‌های معتبر جهانی را از دست می‌دهد، بازنده محسوب می‌شود، اما از این جهت که کشورش را انتخاب می‌کند و تصمیم می‌گیرد پای کشورش بایستد، برنده است.

روایت ورزشکارانی که از رقابت با رژیم صهیونیستی انصراف دادند
علیرضا کرمی

* اما نریشن پایانی، نریشن یک آدم باخته است؛ صریح می‌گوید چیزی برایش باقی نمانده و فقط برای بودن کنار خانواده به کشور بازگشته است! شاید شما با پیش‌فرض به موضوع نگاه می‌کنید، اما مخاطب الزاماً با پیش‌زمینه، مستند شما را نگاه نمی‌کند و چنین برداشتی از این بازگشت به کشور ندارد. قبول دارید؟

کرمی: قطعاً در این زمینه ما ایدئولوژی مشخصی داریم، اما فارغ از این ایدئولوژی، اعتقادم این است که کل «ورزش کشور» در این ماجرا بازنده به حساب می‌آید.

* چرا؟ مستند در همان ابتدا تأکید می‌کند بازی نکردن با اسرائیل برای ما یک باور است و باید به آن پای‌بند باشیم. حتی نقل‌قول‌هایی از یک فرزند شهید در فیلم هست که این وجه باورمندی را تقویت می‌کند. نکته دقیقاً همین‌جاست که گویی مستند در مواجهه با موضوعی که انتخاب کرده، بلاتکلیف است؛ از یک طرف روی ماجرای رویارو نشدن با حریف اسرائیلی تأکید می‌کند و از طرف دیگر پای‌بندی به این ماجرا را موجب باخت ورزش کشور تصویر می‌کند؟

محمدجواد رئیسی: نه به‌عنوان یکی از سازندگان این مستند که در مقام مخاطب، معتقدم اتفاقاً تصمیم کارگردان در این مستند مشخص است. مساله مستند، بازی کردن یا نکردن مقابل حریف اسرائیلی نیست. کارگردان در این زمینه تصمیم خود را گرفته و همان ابتدا می‌گوید ما نمی‌خواهیم بازی کنیم. ماجرا از این به بعد است؛ حالا که نمی‌خواهیم بازی کنیم، موضوع را چطور مدیریت کرده‌ایم؟ از این منظر شاید آنچه شما می‌پرسید، مساله کارگردان نبوده باشد. به قول ما طلبه‌ها، «بازی نکردن» مفروض بحث است و کارگردان آن را از قبل پذیرفته. حالا این سوال را مطرح می‌کند که برای بازی نکردن، چه باید کرد؟

کرمی: این بحث‌ها عقبه‌ای هم دارد که مخاطب علاقه‌مند می‌تواند آن را در فضایی دیگر دنبال کند. که استدلال برای بازی کردن یا نکردن مقابل اسرائیل چیست، این بحث دیگری است و پرداختن به آن می‌شود مستندی دیگر. بحث اصلی ما در «بازمانده» مدیریت ورزشی در مواجهه با بازی نکردن ورزشکارهای ایرانی است.

در بخشی از مستند، از کشورهای دیگری هم مثالی هست که آن‌ها هم بازی نمی‌کنند، اما مدیریت متفاوتی دارند. هادی ساعی در فیلم خاطره‌ای تعریف می‌کند از مسابقه‌هایی که حین آن بین بچه‌های تیم بحثی در می‌گیرد که آیا باید بازی کنیم یا نکنیم، اما این بخش را در مستند نیاوردیم، چون مساله ما این نبود.

* ارجاعی که در مستند به کشورهای دیگر داده می‌شود، ناظر به باور بازیکنان آن کشورهاست و در مقابل، طوری روایت می‌شود که این باور در ورزشکار ایرانی نیست و شاهد ناراحتی و احساس شکست او به‌دنبال تن دادن به این تصمیم هستیم!

کرمی: این بحث‌ها عقبه‌ای هم دارد که مخاطب علاقه‌مند می‌تواند آن را در فضایی دیگر دنبال کند. که استدلال برای بازی کردن یا نکردن مقابل اسرائیل چیست، این بحث دیگری است و پرداختن به آن می‌شود مستندی دیگر. بحث اصلی ما در «بازمانده» مدیریت ورزشی در مواجهه با بازی نکردن ورزشکارهای ایرانی است. قانون نانوشته‌ای در این زمینه وجود دارد که از دهه ۶۰ وضع شده است و برمبنای آن ورزشکاران نباید با نمایندگان رژیم صهیونیستی بازی کنند. حالا ما چه باید کنیم؟

* به نظرتان در فیلم نسخه‌ای برای این پرسش ارائه کرده‌اید؟

کرمی: بله، نسخه می‌دهیم اما خیلی عمیق به این موضوع نپرداختیم، چون نمی‌خواستیم وارد فضای تبلیغاتی و پروپاگاندا بشویم که مثلاً رسول خادم در مواجهه با این مساله، چه عملکردی داشته. خادم چگونه مدیریت کرد که توانست علیرضا کریمی را حفظ کند؟

* اتفاقاً دوگانه‌ای میان مدیریت رسول خادم در کشتی و آرش میراسماعیلی در جودو ایجاد کرده‌اید. نه؟

کرمی: بله، این تقابل وجود دارد. مدیریت درست باعث شد کشتی تعلیق نشود و مدیریت غلط باعث شد ورزش جودو تعلیق شود و ورزشکارهایش بازنده شوند. حتی در مراسم اکران خصوصی این مستند که با حضور ورزشکاران برگزار کردیم، کسی درباره بازی کردن یا نکردن صحبت نکرد، همه به عملکرد مدیران پرداختند.

* آنچه از فیلم برداشت می‌شود، این است که نسخه شما برای مدیریت صحیح این است که به هر بازیکنی که حاضر به مبارزه نشد، یک واحد آپارتمان بدهیم و تشویق کنیم؟

محمدمهدی دزفولی: وقتی فیلم به عملکرد رسول خادم ارجاع می‌دهد، یعنی او با اتکا بر عقلانیت، توانسته این بحران را مدیریت کند. در فیلم البته به ماجراهایی مانند نامه رسول خادم به قاسم سلیمانی اشاره‌ای نمی‌شود، اما در نگاه کلی، مدل مدیریت رسول خادم را با مدل عملکرد آرش میراسماعیلی قیاس کرده، مشخص است میراسماعیلی ضعیف عمل کرده و از این منظر، مستند نقدی بر نوع نگاه و مدیریت میراسماعیلی محسوب می‌شود. مدیریتی که منجر به وضعیت ورزش جودو در ایران شده است. در حال که کشتی مسیر خودش را طی می‌کند.

نکته دیگر در این ماجرا، عقبه تاریخی موضع ورزشکارهای ایرانی در قبال اسرائیل است. ما حتی سال‌های قبل از انقلاب هم شاهد بی‌تمایلی عمومی در جامعه نسبت به بازی ورزشکاران ایرانی با نمایندگان اسرائیل بوده‌ایم. همین رویکرد بعد از انقلاب و در زمان وزارت خارجه آقای ولایتی، به یک قانون نانوشته تبدیل شد. در اجرای این تصمیم، هرچه پیش‌تر آمدیم، عملکرد مدیریتی بدتر شد! به این معنا که هنوز موقعیت بینابینی در این مساله داریم. ما نه وارد مسابقه مستقیم می‌شویم که در میدان حریف را شکست دهیم و قدرت خود را نشان دهیم، نه مانند ورزشکاران کشور الجزایر، اعلام می‌کنیم که حاضر به مسابقه نیستیم و به تعلیق آن هم تن می‌دهیم! آن‌ها این موضع را دارند و فریاد هم می‌زنند، این‌طور نیست که شب قبل از مسابقه به خودشان آسیب بزنند!

* یا بگویند ورزشکار شیشلیک خورده است؟

دزفولی: بله. این کارها را نمی‌کنند. نکته اصلی دوستان در این مستند همین است که این جنس مدیریت، نه تنها برای ما عزت‌آفرین نیست که ما را در موضع ضعف قرار می‌دهد. اسرائیل امروز در ورزش‌های انفرادی مشغول فعالیت است، اگر تا چند سال آینده سراغ ورزش‌های تیمی برود، می‌خواهیم چه کنیم؟ فرض کنید تیم ملی فوتبال بخواهد مقابل تیم اسرائیل بازی کند، چه تصمیمی می‌خواهیم بگیریم؟ به‌خصوص که بعید نیست به دلیل رشد نکردن در فوتبال اروپا، دوباره به قاره آسیا برگردند و به‌نظر می‌رسد بخشی از تلاش آن‌ها برای عادی کردن رابطه با کشورهای عربی به همین منظور باشد. در آسیا آن‌ها امکان بیشتری برای سهمیه گرفتن و صعود به بازی‌های جام جهانی فوتبال دارند.

* حرف الان شما صریح و مشخص است، اما این صراحت در مستند نیست! موضع مستند «بازمانده» انگار یک موضع الاکلنگی است. همین باعث نمی‌شود که حرفش ابتر بماند؟

دزفولی: بعضی افرادی که در مستند حضور داشتند، سمت‌های ورزشی دارند و موضع‌گیری صریح‌تر آن‌ها می‌توانست عواقبی برای آن‌ها به همراه داشته باشد. دوستان در ساخت این مستند، از این منظر معذوریت داشتند. یک جاهایی در این زمینه، ورزشکار می‌تواند موضع و تصمیم بگیرد تا اقدامش به پای فدراسیون نوشته نشود. مانند ورزشکار الجزیره که خودش اعلام کرد مسابقه نمی‌دهد، ۱۰ سال هم محروم شد، اما در کشورش با استقبال مواجه شد. مراکش هم در جام جهانی فوتبال دیدیم که چطور عمل کرد. گویا دولت مراکش به‌دنبال عادی کردن رابطه با اسرائیل بود، اما بازیکنان تصویر دیگری از خود ارائه کردند و بازخورد خوبی از کل جهان اسلام گرفتند. این نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشیم.

کرمی: ما تلاش کردیم با معاون وزیر ورزش، رئیس کمیته المپیک و دیگر مدیران در این سطح صحبت کنیم. اما از آنجا که این مساله به قانون تبدیل نشده و ما همچنان به منشور المپیک پای‌بندیم، هیچ‌یک از مسؤولان ورزشی نمی‌توانند در این زمینه اعلام موضع کنند. به محض اتخاذ موضع رسمی، کل ورزش کشور تعلیق می‌شود.

* آقای کرمی آیا برای پرداخت چالشی‌تر و صریح‌تر به این سوژه در مستند خود، ملاحظه‌ای داشتید؟

کرمی: نه.

* پس چرا سقف چالشی که در این موضوع دارید، همین است که در فیلم می‌بینیم؟

کرمی: در این زمینه نکته‌ای وجود دارد. افرادی که جایگاه و سمت رسمی در ورزش کشور دارند، نمی‌توانند موضعی در این زمینه داشته باشند. ما تلاش کردیم با معاون وزیر ورزش، رئیس کمیته المپیک و دیگر مدیران در این سطح صحبت کنیم. اما از آنجا که این مساله به قانون تبدیل نشده و ما همچنان به منشور المپیک پای‌بندیم، هیچ¬یک از مسؤولان ورزشی نمی‌توانند در این زمینه اعلام موضع کنند. به محض اتخاذ موضع رسمی، کل ورزش کشور تعلیق می‌شود.

* خب مستند چرا در همین صف ایستاده و حرف صریح نمی‌زند؟

کرمی: صریح‌تر از اینکه می‌گوئیم باید یک سطل آب بریزیم و کل اسرائیل را از بین ببریم تا با آن بازی نکنیم؟

* تکلیف ما با اسرائیل که معلوم است، درباره مدیریت ورزشی کشور و نسبت با قوانین جهانی چرا صریح نبودید؟

کرمی: سوال ما در مستند این است که در این موقعیت، مدیران ورزشی چطور عمل می‌کنند؛ یکی مثل رسول خادم عمل می‌کند و دیگری مثل آرش میراسماعیلی. ما نمی‌توانستیم نوع مدیریت رسول خادم در این ماجرا را خیلی بسط بدهیم.

* چرا نمی‌توانستید؟

کرمی: چون نمی‌خواستیم برای یک مدیر تبلیغ کنیم!

* وقتی می‌خواهید از عملکردش دفاع کنید، چه ایرادی دارد؟ مثلاً همان ماجرای نامه به قاسم سلیمانی که آقای دزفولی گفت، چرا نباید در فیلم مطرح شود؟

دزفولی: آن نامه به‌صورت رسمی منتشر نشد و محرمانه بود.

کرمی: حتی رسول خادم نامه‌ای هم به رهبری نوشت که آن کسی که نامه را در اختیار ما قرار داد، تأکید کرد در مستند به آن اشاره‌ای نشود.

* چرا حتی موضع رسول خادم هم در قالب گفت‌گو با او در مستند نیست؟

کرمی: خودش حاضر به گفت‌وگو نشد، اما معاونش آقای بنی‌تمیم در فیلم هست و موضع رسمی او را اعلام می‌کند.

رئیسی: سوای این مستند، دیده‌اید که یکی از مسؤولان رسمی کشور در این مساله موضع مستقیم بگیرد؟

* اگر موضع رسمی بود که دیگر نیازی به ساخت چنین مستندی نبود. نه؟

رئیسی: احسنت. وقتی هیچ‌کس به‌صراحت درباره این مساله موضع‌گیری نکرده، من چگونه می‌توانم در مستند به‌صورت صریح به آن بپردازم؟ ما نمی‌خواستیم کار نمایشی در زمینه چالش با مسؤولان بسازیم. فیلم اتفاقاً در جای درستی ایستاده، این ماجرا در کشور ما مانند جریان ورود خانم‌ها به استادیوم است که هیچ‌کس حاضر نیست مستقیم درباره آن صحبت کند. نقد شما را از منظر فیلم‌سازی کاملاً می‌پذیرم که یک مستند نباید موضع الاکلنگی داشته باشد، اما در این موضوع خاص، مساله این‌طور در کشور ما تعریف شده است. یا باید با یک نریشن فیک، موضع خودم را اعلام کنم، یا آنچه در واقعیت وجود دارد، به درستی ترسیم کنم. ما به‌جای آنکه سراغ آن نسخه فیک برویم، ترجیح دادیم شرایط واقعی را تصویر کنیم.

روایت ورزشکارانی که از رقابت با رژیم صهیونیستی انصراف دادند
محمدجواد رئیسی

* شما می‌خواستید آرش میراسماعیلی را نقد کنید و با او گفت‌وگو کرده‌اید. چرا در این گفت‌وگو هم چالشی در کار نیست؟

کرمی: بالاخره برخی ملاحظات تولیدی را هم باید در نظر گرفت. همین آقای میراسماعیلی در بخش‌هایی از صحبت می‌خواست که دوربین را خاموش کنیم.

* کار مستندساز همین است؛ نمی‌شد همین صحنه‌ای که می‌گوید دوربین را خاموش کنید، در مستند نگه دارید؟

کرمی: من این کار را اخلاقی نمی‌دانم. تصمیم من این بود که حرف‌هایی که با رضایت زده است، در مستند منعکس کنم. در این موضوع ملاحظه اخلاقی داشتم.

رئیسی: ما به «جنجال» به‌عنوان چاشنی جذابیت بیشتر یک فیلم نگاه نمی‌کنیم. من با مستندسازی مدل حسین شمقدری مشکل دارم. همین که در مستند نشان می‌دهیم سطح عملکرد دو مدیر چطور بوده و در جریان مواضع آن‌ها قرار می‌گیریم، یعنی کار خود را کرده‌ایم.

* به‌عنوان مستندساز سراغ کسی رفته‌اید که می‌گوئید عملکردش اشتباه بوده و برای کشور هزینه داشته، بعد می‌گوئید به دلیل ملاحظه اخلاقی با او مواجهه منتقدانه و چالشی نداشتید؟

کرمی: مواضعش را گرفتم و در فیلم هم موجود است. همین اندازه می‌خواستیم مخاطب در جریان مواضع او قرار بگیرد. احتیاجی به چالش نداشتیم. من روایت او را از این اتفاق، در کنار روایت افراد دیگری آورده‌ام که خودشان شاهد ماجراها بوده‌اند.

* چرا حتی درباره فایل مکالمه تلفنی میراسماعیلی که در فیلم پخش هم آن را کرده‌اید، سوالی از او نپرسیده‌اید؟

کرمی: اینجا هم بحث تولیدی داشتیم. مصاحبه ما با آرش میراسماعیلی، قبل از انتشار فایل صوتی‌اش بود. آرش میراسماعیلی درباره این اتفاق مواضعی داشته که آن را در مستند منعکس کرده‌ایم، توقع داشتید با او کشتی بگیرم؟

* سوال جدی کردن، کشتی گرفتن با سوژه است؟

کرمی: وقتی خودش صراحتاً دارد موضعش را تشریح می‌کند، چه لزومی به کشتی گرفتن است؟

رئیسی: این رویکردی است که ما آگاهانه انتخاب کرده‌ایم. ما اساساً به «جنجال» مانند چاشنی برای جذابیت بیشتر یک فیلم نگاه نمی‌کنیم. من شخصاً با مستندسازی مدل حسین شمقدری مشکل دارم. همین که در مستند نشان می‌دهیم سطح عملکرد دو مدیر چطور بوده و در جریان مواضع آن‌ها هم قرار می‌گیریم، یعنی کار خود را کرده‌ایم. می‌توانستیم خیلی جنجالی‌تر به این ماجراها بپردازیم، اما نمی‌خواستیم. قبول دارم این جنجال‌ها باعث می‌شد مستند بیشتر دیده شود، اما انتخاب ما این نبود.

کرمی: ما به شخص مدیر کاری نداشتیم، آنچه برای ما موضوعیت داشت، عملکردش در یک مقطع مشخص است. به این موضوع در مستند اشاره می‌کنیم که رفته‌ایم از فدراسیون جهانی جودو شکایت کرده‌ایم! آن‌ها هم برای آنکه از خودشان دفاع کنند، نیاز به شاهد داشته‌اند و فکر می‌کنید چه کسانی را برای شهادت به دادگاه بردند؟ وحید سرلک، مترجم تاجیک، سعید مولایی و محمد منصوری. این‌ها را به عنوان شاهد بردند و فدراسیون ایران باخت! این یک مدل مدیریت است، یک مدل هم می‌شود رسول خادم.

دزفولی: زمانی که این مستند را در یک اکران خصوصی پخش کردیم، یکی از مدیران ارشد وزارت ورزش هم حضور داشت که بلافاصله بعد از پخش، جلسه را ترک کرد و حاضر به مصاحبه نشد. در طول پخش فیلم هم سرش در گوشی بود و انگار موضوع اهمیتی برایش نداشت!

* چرا راه‌حل شما در مستند این است که به ورزشکارانی که بازی نمی‌کنند، آپارتمان بدهیم؟

کرمی: این راه‌حل ما نیست. حرف ما این است که همه ورزشکاران کشور اگر در مسابقه‌ای با حریف اسرائیلی مواجه شدند و انصراف دادند، باید از حقوق برابری برخوردار باشند و با آن‌ها سلیقه‌ای رفتار نشود. ما قهرمان جودویی داریم که در یک سال چهار بار با حریفی اسرائیلی مواجه شده، کل شانس‌های فعالیت در این حوزه را از دست داده و امروز هم راننده اسنپ است! کسی او را نمی‌شناسد. شما فقط برخی اسم‌ها را به دلیل فضای رسانه‌ای می‌شناسید. خیلی ورزشکارها هستند که انصراف داده‌اند، اما کسی آن‌ها را نمی‌شناسد. بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که آمار رسمی از ورزشکارهایی که با اسرائیل مواجه شده و انصراف داده‌اند، وجود ندارد! نه کمیته المپیک چنین فهرستی دارد و نه وزارت ورزش. به همین دلیل دست ما برای پژوهش درباره این موضوع خالی بود.

* برای انتخاب سوژه اصلی مستند، چقدر با اطلاع قبلی نسبت به اینکه او تصمیم بازگشت به وطن دارد، سراغش رفتید؟

رئیسی: با علم قبلی سراغش رفتیم.

* قبول دارید به همین دلیل درام مستند تصنعی شده و مخاطب متوجه این طراحی می‌شود؟

رئیسی: مهم این است که این اتفاق رخ داده و او این تصمیم را گرفته است. ما تنها از نظر زمانی، بخشی از اتفاق‌ها را بازسازی کردیم. او نزدیک یک سال این درگیری‌ها را داشته و در مقطعی حتی خبر مربوط به مهاجرتش در رسانه‌ها منتشر شد، اما تکذیب کرد. رفتن برای این افراد، مثل آب خوردن است، اگر او تصمیم به ماندن می‌گیرد، این تصمیم کاملاً شخصی است.

دزفولی: حرف اصلی ما این است که یک بار برای همیشه باید در این زمینه به یک فرمول مشخص برسیم. ما به‌عنوان مستندساز و شما در مقام رسانه، محدودیتی برای موضع‌گیری در این زمینه نداریم. ما می‌توانیم صریح در این باره صحبت کنیم. حرکت کردن کج‌دار و مریز سرانجام خوبی ندارد. نقد این مستند هم بیش از ورزشکاران، متوجه مدیران است. وقتی این مستند را در یک اکران خصوصی پخش کردیم، یکی از مدیران ارشد وزارت ورزش حضور داشت که بلافاصله بعد از پخش، جلسه را ترک کرد و حاضر به مصاحبه هم نشد. در طول پخش هم مدام سرش در گوشی بود و انگار موضوع اهمیتی برایش نداشت!

کرمی: آن روز چند مدیر دیگر هم بودند که بعد از اکران فیلم رفتند و فقط ورزشکارها ماندند. حرف‌شان پشت تریبون این بود که الان باید مدیران در این سالن می‌ماندند و ما می‌رفتیم!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نامزدهای جایزه ادبی«جلال‌آل احمد» معرفی شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نامزدهای جایزه ادبی«جلال‌آل احمد» در بخش‌های مختلف معرفی شدند.

به گزارش سینماپرس، در مراسم نشست خبری پانزدهمین دوره جایزه «جلال‌آل‌احمد» که امروز (یکشنبه، ۱۸ دی‌ماه) در محل خانه کتاب برگزار شد، نامزدهای این دوره به این شرح معرفی شدند:

نامزدهای بخش نقد ادبی

«تماشای روایت:بررسی تحلیلی روش انتقال عناصر داستان از روایت به درام» نوشته مجید آقایی، انتشارات علمی و فرهنگی

«خود انتقادی ادبی: رساله‌ای در نقد خویشتن در عرصه ادبیات» نوشته مهرداد نصرتی، فرهنگ عامه

«درآمدی بر ادبیات تطبیقی: خاستگاه، مبانی نظری، چالش‌ها» نوشته منصور پیرانی، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

ابوالفضل حری، محمود بشیری و جواد کامور بخشایش داوری این بخش را برعهده داشتند.

نامزدهای بخش مستندنگاری

«اینجا سوریه است: صدای زنان راوی جنگ» نوشته زهره یزدان پناه، انتشارات راه‌یار

«پاییز آمد» نوشته گلستان جعفریان، انتشارات سوره مهر

«سازمان سیاسی بهاییت» نوشته حمیدرضا اسماعیلی، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

«عقیله» نوشته الهام امین، به‌نشر

«نبرد تنگه‌ها» نوشته مصطفی رحیمی، نشر شهید حسن باقری

بهناز ضرابی‌زاده، مهدی کاموس و گلعلی بابایی داوری ین بخش را برعهده داشتند.

نامزدهای داستان کوتاه

«راننده رئیس جمهور و چند داستان دیگر» نوشته سلمان کدیور، شهرستان ادب

«گور گم و چند داستان دیگر» نوشته عماد عبادی انتشارات نظام الملک

«ویروس عاشق» نوشته مجید رحمانی، نشر صاد

هادی خورشاهیان، یوسف قوجق و محمدعلی رکنی هم داوران این بخش بودند.

نامزدهای بخش رمان

«سیاه گالش» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه، نشر صاد

«صور سکوت» نوشته محمد قائم خانی، شهرستان ادبی

«صور» نوشته حسین‌علی جعفری، انتشارات سروش

«عزارئیل» نوشته نیما اکبر خانی، کتابستان معرفت

رحیم مخدومی، محمدرضا شرفی خبوشان و سید میثم موسویان هم داوران این بخش بودند.

همچنین علی‌ رمضانی، مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران- در این نشست، با اشاره به این‌که امسال شصتمین سالگرد انتشار کتاب «غرب‌زدگی» جلال آل‌آحمد است، گفت: این موضوع را به فال نیک می‌گیریم. معتقدیم اکنون نیازمند بازخوانی مجدد نگاه جلال‌ آل‌احمد به نحوه مواجه ما ایرانی‌ها با غرب هستیم و امیدواریم این موضوع به بهانه شصتمین سالگرد انتشار «غرب‌زدگی» به عرصه جامعه بیاید. به همه کسانی که به نگاه جلال در «غرب‌زدگی» وفا دارند و آن را نگاه درستی می‌دانند، سلام می‌کنیم.

به گفته او مراسم اختتامیه این جایزه روز ۲۴ دی‌ماه از ساعت ۱۸ در تالار وحدت برگزار می‌شود.

رمضانی همچنین با اشاره به دوره داستان‌نویسی «آل جلال» گفت: این دوره از ۲۲ تا ۲۴ دی‌ماه با حضور ۱۳ مدرس برگزار خواهد شد و ۱۲۰ نفر در این دوره در بخش‌های مختلف شرکت کرده‌اند.

وجیهه سامانی، دبیر علمی جایزه جلال آل‌احمد نیز در این نشست گفت: تعدد جایزه‌های ادبی، نشان‌دهنده زنده بودن جریان ادبی در کشور است. باید کمک کنیم تعداد جوایز ادبی افزوده شود تا جریان ادبیات با قدرت و توان بیشتری ادامه دهد و در نویسندگان شور ایجاد شود.

او جایزه جلال آل‌احمد را یکی از معتبرترین جایزه‌های ادبی ایران برشمرد و ادامه داد: همه نویسنده‌ها دوست دارند که آثارشان در این رویداد ادبی دیده شود؛ در وهله اول این جایزه منزلت خود را از نام جلال‌ آل احمد می‌گیرد، نویسنده‌ای که در اندیشه‌های سردرگمی هویت خود را در شرق جست‌وجو می‌کرد و همچنین این‌ جایزه منزلت خود را از انتخاب‌هایش می‌گیرد.

دبیر جایزه جلال درباره آثار رسیده به این جایزه نیز گفت: در مجموعه ۲۶۷۶ اثر به دبیرخانه این جایزه رسید که ۱۵۰۸ اثر در بخش رمان، ۴۰۱ اثر در بخش مجموعه داستان، ۶۹۰ اثر در بخش مستندنگاری و ۷۷ اثر در بخش نقد ادبی. ۱۹ داور در ۳ مرحله آثار رسیده را به دور از حب و بغض شخصی و اعمال نظر سلیقه‌ای و با داوری عالمانه داوری کردند و در نهایت از آثار رسیده ۱۵ اثر نامزد شدند.

علی‌رمضانی در پاسخ‌ به مبلغ جایزه ادبی جلال‌ که برخلاف مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و اینکه میزان جایزه در این سال‌ها کاهش داشته است، بیان کرد: هم‌اکنون جایزه جلال یکی از گران‌ترین جایزه‌های ادبی ایران است. سال‌گذشته نسبت به دوره‌ها اخیر مبلغ جایزه افزایش یافت و سعی کردیم به قیمت تعداد سکه‌های تعیین‌شده نزدیک شویم. سال گذشته میزان مبلغ از ۱۵۰ میلیون تومان به ۲۵۰ میلیون‌تومان تغییر کرد.امیدواریم با تأمین منابعی که در مجلس شورای اسلامی صورت بگیرد و توجه بیشتر به حوزه فرهنگ و ادبیات، امکان اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی فراهم شود.

او با اشاره به نمایشگاه ظرفیت‌ها و دستاوردهای معاونت فرهنگی در مجلس شورای اسلامی، افزود: این موضوع (جایزه جلال) و موضوعات دیگری که در صنعت نشر می‌تواند ارتقا پیدا کند، از جله مواردی بود که سعی کردیم به نمایندگان منتقل کنیم. آنچه به دست ما می‌رسد این مقدار است و ما تلاش می‌کنیم جایزه «جلال» را همچنان با فاصله از جایزه‌های دیگر در ردیف بالاتری قرار دهیم.

بر اساس این گزارش، امسال به برگزیده‌ها جایزه جلال ۲۵۰ میلیون تومان و به شایسته‌های تقدیر ۵۰ میلیون تومان اهدا می‌شود.

به گفته وجیهه سامانی در این دوره، سه بخش جنبی درنظر گرفته شده است؛ آثار مستندنگاری سردار سلیمانی – آثاری که در این زمینه در بازه زمانی ۳ ساله نوشته شده‌اند- که ۶۳۹ اثر دریافت کردیم، بخش دیگر مدافعان سلامت بود که باز هم بازه زمانی سه ساله درنظر گرفته شد و ۴۲۰ اثر ارسال شد و بخش دیگر ویرایش کتاب است.

دبیر علمی جایزه جلال آل احمد خاطرنشان کرد: به لحاظ کمی شاهد افزایش ۷۴ درصدی بودیم اما با لحاظ کیفی منتظر بیانیه هیئت داوران در مراسم اختتامیه باشید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نامزدهای بخش «نمایشنامه‌نویسی» معرفی شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ۲۴ نامزد بخش نمایشنامه‌نویسی چهل‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر با بررسی و ارزیابی هیات داوری متشکل از حسین جعفری، شهرام زرگر، نصرلله قادری با مدیریت ایوب آقاخانی اعلام و معرفی شدند.

به گزارش سینماپرس، بر اساس آمار اعلامی دبیرخانه جشنواره؛ ۳۲۰ اثر برای شرکت در بخش نمایشنامه‌نویسی چهل‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شرکت کردند که هیات داوری در نهایت ۲۴ اثر را به مرحله پایانی جشنواره معرفی کرد.

اسامی نمایشنامه‌های راه یافته به این بخش به شرح زیر است:

«سقوط نیشابور» نوشته‌ محمد ایرانی از باغستان

«بابا نوئل» نوشته‌ علی میرزا عمادی از تهران

«مینی بوس» نوشته‌ غلامحسین دولت آبادی از تهران

«مرد ژله ای» نوشته‌ مسعود احمدی از شیراز

«قصاب بالکان» نوشته‌ وحید جباری از تهران

«نجاری که در کمد عطسه کرد» نوشته‌ حسین پورستار از تبریز

«ویرانه های مدائن» نوشته‌ سیدمهدی فرجامی از تهران

«نهانی» نوشته‌ حبیب بهمنی از ایذه

«قصه غمناک قزل آلای غلتان» نوشته‌ محمدجعفر یوسفیان کناری از تهران

«کشتار یک روح» نوشته‌ مرجان موسی نژاد از رشت

«روز مرگ در داستان بازیخانه» نوشته‌ مرجان موسی نژاد از رشت

«هیچ چیز جز ارواح» نوشته‌ شیوا رجبی از بندرانزلی

«تونل» نوشته‌ی محمد جواد صرامی از خمینی شهر

«مرده در خواب پیاز می‌خورد» نوشته‌ علی اکبر محمد خانی از تهران

«جهان سرا» نوشته‌ عمادالدین محبی از تهران

«در کتابفروشی، در تئاتر» نوشته‌ آراز بارسقیان از تهران

«دلگی» نوشته‌ مهرداد بقایی از ورامین

«موکت بُر» نوشته‌ مجید کاظم زاده مژدهی از رشت

«خانه ای با پرده های پرتقالی» نوشته‌ لیلا روغنگیر قزوینی از قزوین

«ماریو پُل» نوشته‌ هلن بهرامی از کرج

«سونات ناتمام یک زندگی مشترک» نوشته‌ نیما حسن بیگی از قزوین

«ببو، داستان یک نمایش ناتمام» نوشته‌ آناسیک زاروسیان از اصفهان

«راه بی پایان» نوشته‌ شهرام احمدزاده از تهران

«حوریه» نوشته‌ مهدی شریفی مقدم از جیرفت

چهل و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری کوروش زارعی بهمن ماه ۱۴۰۱ در تهران برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

یک فیلم سینمایی معلوم الحال دیگر به چرخه اکران وارد می‌شود! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: قرارداد فیلم سینمایی «چپ، راست» به کارگردانی حامد محمدی و تهیه کنندگی منوچهر محمدی ثبت شد.

به گزارش سینماپرس، بیست و ششمین جلسه شورای صنفی نمایش در روز یکشنبه ۱۸ دی در خانه سینما تشکیل شد.

بعد از بررسی درخواست‌ها و موارد مطرح شده، قرارداد سرگروهی فیلم سینمایی «چپ، راست» به کارگردانی حامد محمدی و تهیه کنندگی منوچهر محمدی با پخش فیلمیران به سرگروهی پردیس ایران مال ثبت شد.

در ادامه جلسه مقرر شد به منظور حمایت از اکران فیلم‌های جدید و ایجاد ظرفیت در سانس دهی، اکران فیلم‌های «انفرادی»، «سگ بند»، «علفزار»، «تی تی» و «چند می‌گیری گریه کنی ۲» از روز چهارشنبه در تمام سینماهای کشور پایان یابد.

همچنین اکران فیلم‌های «دوزیست» و «ابلق» به صورت سانس فوق العاده در سینماهای ۵ و ۶ سالنه و در سینماهای ۷ سالن به بالا طبق آیین‌نامه ادامه خواهد داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«محسن جعفری‌راد» درگذشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محسن جعفری‌راد کارگردان سینمای مستند و نویسنده سینمایی صبح امروز درگذشت.

به گزارش سینماپرس، محسن جعفری راد کارگردان سینمای مستند، روزنامه نگار و نویسنده سینمایی صبح امروز ۱۸ دی ماه دار فانی را وداع گفت.

هوشنگ گلمکانی سردبیر ماهنامه «فیلم امروز» در گفتگو با مهر این خبر را تایید کرد.

«طلای قهوه ای»، «رنج زیرپوست»، «شامار» و … از جمله آثار مستند اوست. وی همچنین سابقه نویسندگی در ماهنامه فیلم را داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۲۰ دی ماه به عنوان «روز ملی قناد» در تقویم رسمی کشور ثبت می‌شود؟! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس اتحادیه صنف قنادان اعلام کرد: ۲۰ دی ماه هر سال به عنوان گرامیداشت «روز ملی قناد» انتخاب و بزودی در تقویم رسمی کشور نیز ثبت خواهد شد.

به گزارش سینماپرس، شیرینی فروشی و کافه قنادی تهران، روز ۲۰ دی ماه از امسال به عنوان روز ملی قناد نامگذاری شد.

علی بهره‌مند با ذکر مطلب فوق گفت: بعد از سالها پیگیری و به بهانه ارج نهادن به صنف شریف و زحمتکش قناد، روز ۲۰ دی ماه سالجاری اولین گرامیداشت این روز تعیین شد و قرار است با همکاری و مساعدت شورای فرهنگ عمومی کشور، در آینده ای نزدیک روز قناد به تقویم رسمی نیز اضافه شود.

رئیس اتحادیه قنادان در ادامه، از دکتر سید مجید امامی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور و همچنین دکتر سعید مقیسه، رئیس سازمان تنظیم مقررات رادیویی (ساترا) در به ثمر نشستن هرچه بهتر این روز، تشکر و قدردانی کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سرانجام دبیر منصوب «دولت بنفش» از «شورای عالی انقلاب فرهنگی» رفتنی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

در آخرین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی که با حضور اعضا و به ریاست رئیس جمهور برگزار شد، اعضای گزینه‌های پیشنهادی خود را برای دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کردند.

به گزارش سینماپرس، با توجه به اتمام حکم ۴ ساله حجت‌الاسلام سید سعیدرضا عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، شنیده‌ها حاکی از این است که حکم وی تمدید نشده و بزودی فرد دیگری جایگزین وی خواهد شد.

حجت الاسلام عاملی دی ماه سال ۱۳۹۷ با حکم «روحانی» رئیس جمهور وقت، به عنوان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شد.

شنیده ها از منابع آگاه در شورای عالی انقلاب فرهنگی حاکی از آن است که در آخرین جلسه‌ شورای عالی انقلاب فرهنگی که هفته گذشته برگزار شد، عبدالحسین خسروپناه، رئیس دبیرخانه حمایت از کرسی های نظریه پردازی و استاد فلسفه، محمد مهدی طهرانچی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، عادل پیغامی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجید امامی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور و مرتضی میرباقری عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان گزینه‌های مطرح برای دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی توسط اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد شدند.

از این میان به نظر می رسد احتمال دبیری عبدالحسین خسروپناه نسبت به گزینه‌های دیگر بیشتر است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با پیشنهاد اعضای شورا و حکم رئیس جمهور به این سمت منصوب می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع