X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

مینی سریال حادثه شاهچراغ در مرحله پیش تولید است

مهدی نقویان، رئیس مرکز سیما فیلم روز گذشته با حضور در برنامه «نقد سینما» شبکه چهار در پاسخ به این سوال که چقدر ذائقه شما در مستندسازی به هدایت سیما فیلم منجر شده و آیا در آینده شاهد آثار تاریخی خواهیم بود، گفت: ان‌شاء‌الله اینطور باشد، ولی در این زمینه زیاده‌روی نخواهیم کرد. ما مرکز فیلمنامه در سیما فیلم راه‌اندازی کردیم.

نقویان با اعلام این خبر که مینی سریال و سینمایی حادثه شاهچراغ در مرحله پیش تولید است، بیان کرد: از این جنس کار‌ها در سیما فیلم زیاد است. این مرکز در دوره تحول به ژانر تاریخی ورود کرده است و تنوع ژانری در سریال‌سازی تلویزیون دیده می‌شود. 

رئیس مرکز سیما فیلم با بیان اینکه سریال‌های موفقی از جمله «آتش و باد»، «عاشورا» و «رحیل» روی آنتن رفته، افزود: همیشه تلویزیون بدهکار به آنتن بود و همیشه آنتن جلوتر تولید بود. در نهایت کیفیت کار را با اختلال رو‌به‌رو می‌کرد و نظارتی در تولید نبود. مثلاً فیلمنامه سر صحنه نوشته می‌شد و تولید بدون یکبار بازبینی به پخش می‌رسید. به همین دلیل، در ماه‌های گذشته آنتن سریال در تلویزیون دچار اختلال شده بود.

به گفته وی، ولی الان به نقطه‌ای رسیدیم، که دستمان از فیلمنامه پر است. شاید دو سه ماه آینده این اختلال روی آنتن دیده شود، ولی به بینندگان قول می‌دهم، از اواخر امسال به لحاظ کمیت فیلمنامه به حالت عادی می‌رسیم.

پیش از این پیمان جبلی رئیس رسانه ملی در مراسم قدردانی از عوامل سریال «نیکان» گفته بود، ما نیازمند به تصویر کشیدن قهرمانان و به رخ کشیدن تاریخ پرشکوه کشور و داستان‌های قهرمانانه‌ایم؛ یک مصداق  آن خادم حرم حضرت شاهچراغ که با دست خالی جلوی یک تروریست را گرفت و یک داستان واقعی است، که این روز‌ها اتفاق افتاده است. این به منزله یک فراخوان عمومی است و از طراحان و نویسندگان می‌خواهیم که به میدان بیایند و ما هم زمینه کار را برای تولید اثر در این خصوص فراهم می‌کنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سخت‌ترین مرحله تولید «مهد پویا» استفاده از صدای کودکان بود

سارا روستاپور، تهیه‌کننده و کارگردان برنامه «مهد پویا» شبکه پویا در استودیوی شبکه خبر درباره حذف مجری در این برنامه گفت: حذف مجری شکل جدیدی از برنامه‌سازی است. سعی کردم بر روی شنیدار بچه‌ها کار کنم. اینکه یک راوی خیلی خوب صحبت کند و بچه‌ها بجای اینکه درگیر مجری، فرم صورت و اجرای او باشند، بیشتر بشنوند و از طریق شنیداری آموزش ببینند.

روستاپور ادامه داد: افتخار داشتم از خانم‌ها وکیلی و نشیبا در برنامه «مهد پویا» استفاده کنم؛ چراکه صدای آنان برای همه بچه‌های دهه ۶۰ و الان ماندگار است. این عزیزان خیلی خوب صحبت می‌کنند و کلمات را خوب بیان می‌کنند. نشاط و انرژی لازم هم به بچه‌ها می‌دهند. 

تهیه‌کننده برنامه «مهد پویا» در پاسخ به این سوال که یکی از ویژگی‌های این برنامه استفاده از صدای کودکان در عروسک‌گردانی است، توضیح داد: یکی از سخت‌ترین مراحل تولید «مهد پویا» استفاده از صدای کودکان بود، تا باورپذیری برنامه بیشتر شود، صدای بچه‌ها به‌طور واقعی شنیده شود و اگر کلماتی را آن بچه‌ها نمی‌توانند ادا کنند، برای بچه‌های داخل خانه هم قابل فهم نیست و آن واژگان را حذف می‌کردیم. یعنی از سطح واژگانی استفاده کردیم، که برای بچه‌های ۴ تا ۵ ساله قابل بیان بود.

وی با بیان اینکه صدای کودکان از قبل ضبط می‌شد و بعد برای عروسک‌گردانان گذاشته می‌شد، توضیح داد: بعد این مراحل کار ضبط شروع می‌شد. اینکار باعث طولانی شدن زمان تولیدمان شد؛ اما برای بچه‌ها شنیدن این صدا‌ها جذاب بود. تک تک بچه‌ها به استودیوی ضبط صدا می‌رفتند و من برایشان جملات را می‌خواندم، آن‌ها هم تکرار می‌کردند. بیشتر دیالوگ‌های برنامه هم تک کلمه‌ای و جملات کوتاه بود، تا برای بچه‌ها قابل بیان باشد. فقط نزدیک ۵ ماه درگیر ضبط صدای بچه‌ها بودیم. 

روستاپور در پاسخ به این سوال که آیا این برنامه رقیب مهدکودک‌هاست؟ بیان کرد: ما خواستیم فرصت برابر آموزشی ایجاد کنیم. طبق آخرین آمار بهزیستی نزدیک به هشت میلیون کودک کمتر از ۷ سال داریم، که باید به مهد کودک و پیش‌دبستانی بروند. سال گذشته اعلام کردند نزدیک به یک میلیون نفر از آنان می‌توانند به این مراکز مراجعه کنند. شاید با اجباری شدن پیش‌دبستانی آمار‌ها تغییر کند. از آنجایی که یکی از وظایف اصلی شبکه پویا به عنوان شبکه تخصصی کودکان آموزش به کودکان است، باید قبل ورود به دبستان یکسری مهارت‌های دست‌ورزی آموزش داده شود، تا با پیش‌زمینه آموزشی وارد دبستان شوند. 

به گفته این کارگردان، چون بیشترین مشکل بچه‌ها در دوران ابتدایی این است که مهارت‌های دست‌ورزی را آموزش ندیدند و نحوه مداد گرفتن، تلفظ آواها، تشخیص رنگ‌ها، شمارش اعداد و … را نمی‌دانند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در صداوسیما ممیزی پیشینی منجر شده خانواده‌ها با خیال راحت پای شبکه بنشینند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس ساترا گفت: توجه به حقوق مخاطب، پلتفرم‌ها و منافع ملی جزو ماموریت‌های اصلی ساتراست، که با آن سه راهبرد تلاش می‌کنیم به فضای مفید و امن دست یابیم.

به گزارش سینماپرس، سعید مقیسه، رئیس سازمان صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی درباره تمرکز ساترا پیرامون ماموریت‌های خود گفت: ساترا نهادی است که در سه بخش برای خود ماموریت دارد. حقوق مخاطب در ابعاد مختلف جزو ماموریت‌های مهم ساتراست، که از ابعاد محتوایی تا تنظیم‌گری را دربر می‌گیرد. حقوق فعالین صنعت، بازیگران این صحنه، سکوهای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی، رقابت عادلانه بین آن‌ها و حقوق و منافع ملی جزو ماموریت‌های اصلی ساتراست.

مقیسه ادامه داد: البته علاوه‌بر این سه بخش اولویت ما ایجاد فضای سالم، مفید و امن در حیطه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی است. با آن سه راهبرد (فراهم کردن حقوق مخاطب، سکوها و منافع ملی) تلاش خواهیم کرد به چنین فضایی دست یابیم.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی‌بر اطمینان داشتن خانواده‌ها از محتوای شبکه نمایش خانگی توضیح داد: فرق فضای مجازی با صداوسیما این است که در صداوسیما ممیزی پسینی نداریم. ممیزی پیشینی منجر شده خانواده‌ها با خیال راحت پای شبکه بنشینند. ولی در فضای مجازی حیطه رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر مجوزهای پیشینی وجود ندارد. حتی ممیزی پیشینی از سوی مسئول رسانه صادر نمی‌شود. گاهی تصور می‌شود چون رسانه کاربرمحور یا پیامرسان داخلی مجوز دارد، پس انتظار محتوای ناهنجار از آن وجود ندارد.

رئیس ساترا با بیان اینکه درست یا غلط وضعیت فضای مجازی ما این است که محتوای ممیزی نشده در آن وجود دارد، بیان کرد: وقتی آن محتوا را به صاحب رسانه گوشزد می‌کنیم، سریع پاکش می‌کند. واقعیت این است که اطمینان در فضای مجازی وجود ندارد. چون حجم محتواها بالاست. مگر اینکه محتواها مانند رویه‌ای که در صداوسیما طی می‌شود، پشت در ممیز بماند، تا تایید شود.

به گفته مقیسه، روال نظارت‌ها در فیلم‌ها را از پربیننده‌ها و تولیدات داخلی شروع کردیم و هنوز به انتهای سریال‌ها نرسیدیم. زمانی می‌خواستیم آی‌پی‌تی‌وی در کشور راه‌اندازی کنیم، که به پلتفرم‌ها اعلام شد هر آنچه دارند پاک کنند و به تنظیمات کارخانه برگردنند. حال با هربار تایید، محتوا در پلتفرم بارگزاری می‌شد. ما به هر دلیلی این موضوع را برای وی‌اودی‌ها رقم نزدیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نوعی نگاه کارمندی به حوزه ساخت آثار نمایشی وارد شده/کیفیت و مخاطب اصلا جزو اولویت‌ها نیستند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حجت قاسم‌زاده اصل معتقد است: اگر ما هر آنچه که از آن انتقاد می‌کنیم در همان قسمت عکسش را نشان دهیم یا پاسخی برای انتقادمان داشته باشیم معمولاً حساسیت‌ها کمتر می‌شود.

به گزارش سینماپرس، سریال «همه‌گیری» به کارگردانی محمدصادق بکتاشیان با موضوع اقدامات کادر درمان در دوران شیوع کرونا این روزها از شبکه سه سیما در حال پخش است. حجت قاسم‌زاده اصل که ساخت سریال‌هایی چون «تاریکی شب، روشنایی روز»، ‌ «یادآوری» و «ثقةالاسلام تبریزی» را در کارنامه خود دارد، نگارش فیلمنامه این سریال را برعهده داشته است. «همه‌گیری» علاوه بر روایتی که از دوران شیوع کرونا در کشور دارد و اقدامات و از خود گذشتگی کادر درمان را به تصوظیر می‌کشد و به برخی اقدامات صورت گرفته در این دوران مثل سودجویی برخی افراد، عملکرد احتکارکنندگان و… نیز انتقاد می‌کند.

ایلنا با نگاهی به فیلمنامه «همه‌گیری» با نویسنده این اثر گفتگویی داشت که در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

یکی از انتقادهایی که درباره تلویزیون همواره مطرح شده، تکراری و کلیشه‌ای بودن مجموعه‌های تلویزیونی است. سریال «همه‌گیری» اثری است که در طراحی قصه و شخصیت‌پردازی درگیر کلیشه نمی‌شود. برای فاصله گرفتن از کلیشه‌ها چه تمهیدی داشتید؟

ما در یک مجموعه غلط زندگی می‌کنیم و به این مجموعه غلط عادت کرده‌ایم و وقتی با یک محصول مواجه می‌شویم که سعی دارد در این مجموعه غلط قرار نگیرد، تصور می‌کنیم که این محصول ضد کلیشه است. با احترام به تولیدکنندگان مجموعه‌های تلویزیونی باید بگویم اکثر آثاری که تلویزیون در این سال‌ها پخش می‌کند نه خوب هستند نه بد؛ بلکه این آثار غلط هستند. برای سریال «همه‌گیری» بیشترین تلاش من روی این بود که تا جایی که امکان دارد روی شخصیت‌پردازی و لحن کاراکترها کار کنم، متاسفم که باید بگویم بخشی از فضا و داستان و شخصیت‌هایی که در اختیار داشتم و از سیزن قبلی آمده بودند ناقص یا خام بودند، من گرفتار کلافی سردرگم از مجموعه روابط غلط به لحاظ دراماتیک شده بودم، حذف اضافه‌های سیزن قبل، درست کردن داستان‌هایی قابل باور برای شخصیت‌ها، اضافه کردن کاراکترهایی که حرفی برای گفتن و داستانی برای دیدن داشته باشند، تغییر نحوه کنش و واکنش کاراکترهایی که از سیزن قبل مجبور به حفظ‌شان بودم، آشنازدایی از قصه‌هایی که لب به لب کلیشه بودند و… انرژی بسیاری برد. همه اینها یک طرف بود و نوشتن داستانی جدید کاری سخت‌تر. به خصوص که فضای فکری برخی از تصمیم‌گیران آثار نمایشی بسیار فضای سیاه و سفیدی است و به نظر می‌آید علاقه‌مند کلیشه‌های بارها تکرار شده هستند. اگر به ۱۰ سال قبل برگردیم و آثار نمایشی را با آثار امروزی مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که در همه زمینه‌ها از جمله قصه‌ها، شخصیت‌پردازی، درام، نحوه کارگردانی و انتخاب بازیگران با مجموعه غلطی روبرو هستیم، همه کارها به شدت خام، ناپخته و سرسری تولید می‌شوند. البته این نظر من کلی است و استثناهایی هم در تلویزیون وجود دارد اما در مجموع کارهای امروز جلوتر از کارهای قبلی نیستند و اگر قرار باشد فقط یک دلیل برای این حرفم بیاورم ریزش تعداد مخاطبان مجموعه‌های نمایشی سیما را می‌توانم عنوان کنم.

درام باید به خوبی طراحی شود، شخصیت‌ها باید به درستی پرداخته شده باشند و در طیف‌های سیاه، سفید و خاکستری قرار بگیرند و باید مسائل و اصول فیلمنامه‌نویسی رعایت شوند. اینها بدیهیاتی هستند که در ترم اول فیلمنامه‌نویسی تدریس می‌شوند ولی من به عنوان یک مخاطب وقتی به دیدن بیشتر سریال‌های تلویزیون و بعضی سریال‌های نمایش خانگی می‌نشینم از حجم عظیم غلط‌ها شگفت‌زده می‌شوم. این میزان نادیده گرفتن مخاطب غم‌انگیز و دردناک است.

یکی از ویژگی‌های آثار شما که در «همه‌گیری» نیز به چشم می‌خورد، توجه ویژه به دیالوگ‌ها است. معمولاً در سینمای ایران دیالوگ‌های پرطمطراق و نصیحت‌گونه هستند که مورد تحسین قرار می‌گیرند. آیا نصیحت کردن مخاطب از طریق دیالوگ را مثبت می‌دانید؟

به طور کلی باور دارم که نصیحت قاتل دوستی، رفاقت، خانواده و حتی روابط والدین و فرزندان یا زن و شوهر است. نصیحت کشنده است و قاتل هر رابطه‌ای است. در آثار نمایشی هم نصیحت و پند و اندرز رابطه مخاطب و اثر نمایشی را نابود می‌کند. غیرعقلانی است که نویسنده خود را در جایگاهی بالاتر از مخاطب ببیند و این صلاحیت را برای خود قائل شود که می‌تواند او را نصیحت کند، این نگرش ممکن در برخی برنامه‌های گفتگو محور نتیجه‌بخش باشد اما در یک اثر دراماتیک که قرار است قصه‌ای باورپذیر تعریف کند، نتیجه مثبتی ندارد. همه آدم‌ها تجربه‌هایی زیستی دارند اما درست نیست خود را در مقام مرجعیتی ببینند که بخواهند برای بقیه آدم‌ها راه و مسیر زندگی را تعیین کنند. به همین دلیل گفتم که نصیحت کشنده است، نصیحت قاتل درام هم هست و نباید از آن استفاده کرد. راه‌های هنرمندانه‌تری هم وجود دارد که می‌توان همان حرف‌ها را گفت اما نصیحت نکرد، در واقع باید نشان داد و نتیجه‌گیری را به عهده بیننده گذاشت.

پس چه ویژگی‌هایی می‌توان به دیالوگ داد تا دیالوگ از صحبت‌های عادی روزانه فاصله بگیرد، محتوا داشته باشد، درام را پیش ببرد و نصیحت‌گونه نیز نباشد؟

خیلی ساده بگویم که دیالوگ خوب در واقع یعنی شخصیت‌پردازی خوب. وقتی شخصیت درست ساخته و پرداخته شود لاجرم حرف‌هایی که از دهانش بیرون می‌آید درست خواهند بود و در خدمت درام قرار خواهند گرفت نه در خدمت بیان افکار و کلیشه‌ها. شبیه زندگی بودن یکی از بدترین کلیشه‌هاست. قرار نیست فیلم‌ها شبیه زندگی باشند، قرار است زندگی واقعی از فیلم‌ها تاثیر بگیرد و کمی درست‌تر شود. در زندگی معمولی ما حرف‌هایی زیادی زده می‌شوند که مطلقا دراماتیک نیستند و به درد فیلم و سریال نمی‌خورند چون دارای زمان مرده هستند. همه قالب‌های نمایشی اعم از سریال، فیلم سینمایی یا تله‌فیلم نباید زمان مرده داشته باشند، باید عصاره و چکیده زندگی را به مخاطب ارائه دهند. اگر به همین موضوع فکر کنیم که حرف‌ها و رفتارها در فیلم‌ها باید عصاره زندگی باشند خیلی از اشکالات برطرف می‌شوند. بر خلاف آماتورها که سکانسی می‌نویسند تا دیالوگی را بیان کنند، نویسنده حرفه‌ای کاربلد، دیالوگ‌هایش را از قبل آماده ندارد، همراه با کاراکترهایش جلو می‌رود، به جایشان زندگی می‌کند و حرف می‌زند. چون پیشینه برای شخصیت‌هایش درست کرده می‌تواند از تجارب زیستی خود یا دیگران استفاده کند. آن وقت است که خودِ فیلم با ما صحبت می‌کند، اگر شخصیت‌ها درست پرداخته شده باشند حرف‌هایشان هم درست است. جایی که دیالوگ اصطلاحاً «توی ذوق» مخاطب می‌زند و «گل‌درشت» است یعنی که شخصیت درست پرداخته نشده است. آن وقت است که دیالوگ کمتر یا بیشتر از کاراکتر می‌شود که هر دو حالت بد است. وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد می‌توان گفت دیالوگ بد است. همان چیزی که اول گفتم: دیالوگ خوب در واقع یعنی شخصیت‌پردازی خوب و دیالوگ بد خروجی پرداخت بد شخصیت است.

در سریال «همه‌گیری» دیالوگ یکی از عناصری است که به اثر جذابیت بخشیده، آیا بازی‌ها و کارگردانی در خدمت دیالوگ‌ها هستند؟

در باره کارگردانی و اجرا نظری ندارم چراکه کارگردان این سریال شخص دیگری است که خوشبختانه فیلمنامه به سلیقه‌اش نزدیک بود و من شاهد بودم که بسیار تلاش کرد تا گروه از مسیر فیلمنامه خارج نشوند و مشکلات تولید آسیبی به فیلمنامه وارد نکنند. در مورد بازیگران هم تمام بازیگرانی که در هر دو فصل مجموعه بودند از تغییرات فیلمنامه بسیار استقبال کردند و راضی بودند. ابعاد جدیدی به کاراکترهایشان اضافه شد و فضاهای بیشتری برای بازی داشتند. من به عنوان فیلمنامه‌نویس در هر سکانس از «همه‌گیری» سعی داشتم یک منحنی شخصیت، منحنی حوادث، ریتم درونی حوادث و آهنگ مناسب برای توالی دیالوگ‌ها را داشته باشم تا اثر به استاندارد یک کار تلویزیونی خوب نزدیک شود. مطمئناً دیالوگ می‌تواند عنصری برای جذابیت بخشیدن به هر اثری باشد و «همه‌گیری» هم از این قاعده مستثنی نبود.

آیا در محصول نهایی به فیلمنامه شما وفادار بوده‌اند؟

خوشبختانه آقای بکتاشیان به شدت به فیلمنامه وفادار بودند، مدافع و محافظ داستان و فیلمنامه بودند. حتی چند سکانس که بازیگران نتوانستند دیالوگ‌ها را به خوبی ادا کنند یا از پس ارایه‌ی درست فضای حسی کار بربیایند را با بازیگران دیگری تکرار کردند. من کمتر از ۱۰ بار سر صحنه رفتم اما هم خودم دیدم و هم شنیدم و هم در خروجی کار تماشا کردم که اصرار بسیار به ادای درست تک‌تک کلمات فیلمنامه داشتند و به گروه تولید و تداراکات خیلی فشار آوردند تا تمامی لوکیشن‌ها و فضاها را برایشان فراهم کنند.

در سریال «همه‌گیری» با پزشکی مواجه می‌شویم که از شغلش سوءاستفاده می‌کند. معمولاً تلویزیون از نشان دادن چنین شخصیت‌هایی پرهیز می‌کند چراکه در اکثر مواقع این سریال‌ها با اعتراض جامعه پزشکی یا هر صنف دیگر مواجه می‌شوند. چه تمهیدی داشتید که «همه‌گیری» دچار این حواشی نشد؟

برای سریال «همه‌گیری» هم این نگرانی وجود داشت اما من تمهیدی داشتم تا دچار این حواشی نشویم. شاید خیلی تجربی به نظر برسد اما در عمل جواب می‌دهد که اگر ما در یک قسمت سریال نقطه‌ای تاریک از یک حرفه یا شغل را نشان می‌دهیم و ایرادی را مطرح می‌کنیم در همان قسمت سریال، موقعیتی یا کاراکتری دقیقا واروی همان هم نشان بدهیم. وقتی هر دو بخش در یک قسمت سریال باشند معمولاً‌ حساسیت‌ها کمتر می‌شود. اما نکته مهم‌تر آن است که مشکل را صادقانه و بدون سیاه‌نمایی اضافه بیان کنیم، به شکلی هم مطرح کنیم که بیش‌تر افراد جامعه با آن مواجه شده‌اند. معمولا تا زمانی که دروغ نگوییم یا غلو بیهوده نکنیم مشکلی پیش نمی‌آید. همیشه درستی و حقیقت جواب می‌دهد. بهرحال تلویزیون رسانه‌ای است که اقشار مختلف جامعه مخاطب آن هستند و به همین دلیل خط قرمزهایی دارد که به نظر من طبیعی هستند و من شخصا مشکلی با این خط قرمزها ندارم چون مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما متفاوت است و خانواده‌ها مخاطب اصلی تلویزیون هستند در همه کشورها سختگیری روی آثار تلویزیونی کمی بیشتر است. نکته مهم این است که به مخاطب دروغ نگوییم. همه ما در نزدیکانمان کسی را داریم که به دلیل خطای پزشکی جان خود را از دست داده اما این اتفاق نافی وجود پزشکان بسیار خوب ما نیست، مطمئناً ما پزشکان باوجدان و بسیار خوبی هم داریم. اتفاقا معتقدم نشان دادن مثلا پزشک بی‌اخلاق به ارج و قرب پزشکان خوب اضافه می‌کند. اگر مدعای ما خوب بودن همه افراد یک قشر از اجتماع باشد با دیدن اولین خطاکار حیثیت تمامی آن قشر لکه‌دار می‌شود. اینگونه نشان دادن واقعیت به نفع همه است.

البته در این سریال فقط به قشر پزشک نپرداختید و به عنوان مثال حتی خیریه‌ها که وجهه‌ای کاملا مثبت دارند را هم مورد انتقاد قرار دادید و به نمونه‌هایی اشاره کردید که برای فرار از مالیات فعالیت می‌کنند.

حسن نیت و سوءنیت آدم‌ها مشخص است، اینکه انسان حقیقت را بگوید یا اینکه حقیقت را جعل کند برای هر مخاطبی قابل درک است. این پدیده‌ها در جامعه ما وجود دارند و اگر ما به تصویری واقعی از آن برسیم و بتوانیم آن‌ها را نشان دهیم معمولاً کسی از ما ایراد نمی‌گیرد. البته تلویزیون باید ظرفیت خود را برای مطرح کردن انتقادات بالا ببرد و در سمت دفاع از هنرمندها بایستد. ما در آثار تلویزیونی کشورهای دیگر می‌بینیم که حتی رئیس‌جمهورشان را هم در سریال‌ها مورد انتقاد قرار می‌دهند و هیچ اتفاقی هم رخ نمی‌دهد و اتفاقاً این وظیفه رسانه است که اینگونه انتقاد کند. باید ظرفیت‌ها را افزایش دهیم و قبول کنیم که در هر جامعه‌ای همه خوب نیستند و وجوه مختلف وجود دارد. همه خوبی‌های خود را تبلیغ می‌کنند، لازم نیست ما هم فقط خوبی‌هایشان را تکرار کنیم؛ وظیفه هنرمند این است که ضعف‌ها را مطرح کند و باید فضایی برای مطرح کردن انتقادها وجود داشته باشد. در این صورت است که حتی فساد در جامعه کمتر می‌شود.

با وجود انتقادهایی که در «همه‌گیری» مطرح می‌شود شاید بتوان جای خالی انتقاد از عملکرد مسئولان را نقطه ضعف این سریال دانست. چرا انتقاد از عملکرد مسئولان را نادیده گرفتید؟

در دوران کرونا با برخی تصمیم‌های بی‌توجیه مدیران و مسئولان مشکلات بسیاری به وجود آمد. خیلی‌ها جانشان را از دست دادند، امروز وارد دورانی شده‌ایم که برخی می‌گویند کرونا اصلاً وجود نداشته و همه چیز یک توهم بوده، در حالی‌که چند وقت پیش همه ترس داشتیم که حتی با هم دست بدهیم و روبوسی کنیم. عده‌ای منکر لزوم واکسن بودند و هستند و عده‌ای هم با وعده واکسن میلیاردها پول به دست آوردند. ما می‌توانستیم برخی مسائل را در این سریال مطرح کنیم اما مطمئناً تلویزیون اجازه پخش نمی‌داد. چون ابعاد ماجرا هنوز کاملا واضح و شفاف نشده است. به شخصه سعی کردم به آنچه که احساس می‌کردم امکان مطرح کردنش وجود ندارد نزدیک نشوم تا کلیت کار به خطر نیفتد.

چه بازخوردهایی از سریال «همه‌گیری» داشتید؟

در مجموع کسانی که سریال را دیده بودند از این مجموعه راضی بودند اما باید این نکته را در نظر داشته باشیم که متأسفانه علاوه بر کم شدن میزان مخاطبان تلویزیون این سریال در زمان خوبی هم پخش نشد. با این حال کم‌کم با گذشت زمان در قسمت‌های بعدی میزان مخاطبان سریال بیشتر شد و فکر می‌کنم با بازپخش‌ها استقبال بیشتری از این سریال صورت بگیرد. تلویزیون مدعی است که سقف مخاطبانش برای یک سریال ۲۰ درصد جامعه است و از این ۲۰ درصد شاید یک سریال بتواند نظر ۳ تا ۱۵ درصد مخاطبان را به خود جلب کند که البته این اتفاق خوبی برای رسانه ملی نیست.

چرا میزان مخاطبان تلویزیون تا این حد کاهش پیدا کرده است؟

دلیل کاهش مخاطب تلویزیون عدم وجود آینده‌نگری است. نداشتن نگاه عمیق استراتژیک است. به باور من تلویزیون رسانه کمیت است و باید مثل همه جای جهان میزان تولیداتش بالا باشد. از میان همین تولیدات یک سری آثار ضعیف پدیدار می‌شوند که سریع حذف می‌شوند، برخی آثار متوسط هستند که برای بقا مجبور به ارتقا و بهتر شدن می‌شوند و تعداد کمی که می‌توانند کیفیت بالایی داشته باشند. این یک چرخه‌ی مدام است. وقتی کمیت و تعداد آثار تولیدی را پایین می‌آورند تا به زعم خودشان فقط آثار با کیفیت تولید کنند، در عمل و در بهترین حالت به چیزی بیشتر از متوسط قابل قبول نخواهند رسید و در کمترین زمان آثار ضعیف تعداشان هر روز بیشتر و بیشتر خواهد شد. رسانه‌ای که تصور می‌کند می‌تواند فقط تولیدات باکیفیت داشته باشد، سخت در اشتباه است.

تلویزیون باید کمیت را افزایش دهد، ‌ وقتی کمیت کاهش پیدا می‌کند کیفیت هم کم می‌شود. تلویزیون در حال حاضر کمیت را به شدت پایین آورده و علاوه بر آن خواسته‌های عجیب و غریبی هم دارد که اصلاً نمی‌توان این خواسته‌ها را پاسخ داد. متأسفانه افرادی که تجربه رسانه‌ای عمیقی ندارند و تصورشان از این مدیوم اشتباه است همانطور که می‌بینید میزان تولیدات را کاهش داده‌اند. این سیاست باعث می‌شود که بیکاری افزایش پیدا کند، این بیکاری باعث شکل‌گیری بحران مالی و روحی در بدنه کاری صدا و سیما می‌شوند و همین آسیب‌ها در نهایت کل رسانه را متوقف و نابود می‌کند.

و برای نکته آخر اگر حرفی دارید؟

نکته آخر نیست که شاید مهم‌ترین نکته است که چرا در کشور ما هیچکس در قبال کاری که کرده جوابگو نیست. نه کسی عذرخواهی می‌کند نه کسی مسئولیت قبول می‌کند. همین نکته در رسانه و تلویزیون نیز وجود دارد. عدم جوابگویی واقعاً آزاردهنده است و من نمی‌فهمم چرا هیچ‌کسی بابت کارهای بدش جوابگو نیست. یک فیلمساز برای تلویزیون سریالی می‌سازد که به شدت ضعیف است و استقبالی هم از آن نمی‌شود اما کار بعدی‌اش را شروع می‌کند. کسی از او نمی‌پرسد که چرا این سریال ضعیف را ساختی؟ علاوه بر فیلمساز هیچ مدیری هم پاسخگو نیست که با چه منطقی به یک سریال ضعیف که حتی ۳ درصد هم مخاطب نداشته بودجه داده و یا طرح آن را تصویب کرده است. این روند عدم پاسخگویی در بین مدیران، تصمیم‌گیرندگان، تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها باعث شده بخشی از بودجه این مملکت و ظرفیت‌های نمایشی کشورمان به هدر برود. این اتفاق در سیما می‌افتد، در پلتفرم‌ها تکرار می‌شود در سینما هم عیناً ادامه دارد. کسانی که ضعیف‌ترین فیلم‌های سینمایی یا سریال‌ها را می‌سازند نه تنها درباره کیفیت اثرشان پاسخگو نیستند بلکه ساخت آثار بعدی را هم به آن‌ها می‌سپارند و اثر بدتری تحویل می‌دهد. بالاخره هر سریال بد تلویزیونی یا نمایش خانگی یا فیلم سینمایی تهیه‌کننده و تصمیم‌گیرانی داشته که چراغ سبز تولید را برایشان روشن کرده است پس چرا جوابگوی عدم درک‌شان از یک کار خوب نیستند؟ یک دلیلش آن است که سود در تولید است، کیفیت و مخاطب اصلا جزو اولویت‌ها نیستند. در حال حاضر نوعی نگاه کارمندی به حوزه ساخت آثار نمایشی هم وارد شده، انگار همه می‌خواهند مثل یک کارمند مطیع صبح سر کار بیایند و عصر به خانه برگردند و اگر کسی از آن‌ها بابت کارشان جوابی نخواهد راضی هستند. این نگرشی کشنده است که ما را نابود می‌کند، نه کارمندی بد است نه ساخته شدن اثری بد فاجعه‌ای بزرگ است. بی‌وجدانی و طمع ثروت و بی‌مسئولیتی در قبال مخاطبان، دست کمی از جنایتی فعلا آشکار نشده ندارند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«پرده در پرده» ۲۲ میلیون فروخت/ «شب روی سنگ فرش خیس» فروش ۷۰ میلیون تومانی را تجربه کرد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: آمار هفتگی فروش و تماشاگران نمایش‌های تالارهای اصلی، چهارسو، قشقایی، سایه و کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر و همچنین تماشاخانه سنگلج تا پایان روز جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، نمایش «بک تو بلک» به کارگردانی سجاد افشاریان که از روز ۲۶ مردادماه در تالار اصلی با ظرفیت ۵۷۹ تماشاگر و قیمت بلیت ۲۰۰.۱۵۰ و ۱۰۰ هزار تومان اجرای خود را آغاز کرده با مجموع ۳ اجرا و میزبانی از ۱ هزار و ۷۲۵ مخاطب (با احتساب بلیت تمام بها، نیم بها، تخفیف دار و مهمان) ۲۷۷ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان فروش داشته است.

نمایش «ژنرال مجهول» به کارگردانی میرعلیرضا دریابیگی که از روز چهارشنبه ۲۱ تیر ماه در تالار چهارسو با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان روی صحنه رفته، با مجموع ۲۹ اجرا و ۲ هزار و ۴۳۲ تماشاگر با فروشی معادل ۲۲۲ میلیون و ۳۹۱ هزار تومان به اجرای خود پایان داد.

نمایش «حرفه‌ای» به کارگردانی وحید منتظری نیز که از ۲۲ تیر ماه اجرای خود در تالار چهارسو با ظرفیت ۱۳۲ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان آغاز کرده با مجموع ۲۶ اجرا و ۲ هزار و ۹۷۵ تماشاگر به فروشی معادل ۳۰۷ میلیون و ۶۳۲ هزار تومان رسیده و تا ۳ شهریورماه به اجرای خود ادامه خواهدداد.

نمایش «هیدن (پنهان)» به کارگردانی کوروش شاهونه نیز که از ۲۷ تیر ماه اجرای خود را در تالار قشقایی با ظرفیت ۹۶ نفر و قیمت بلیت ۱۳۰ هزار تومان آغاز کرده، با ۳۹ اجرا و جذب ۳ هزار و ۶۴۴ تماشاگر (با احتساب ارائه بلیت تمام بها، نیم بها، تخفیف دار و مهمان) به فروشی معادل ۴۰۵ میلیون و ۴۰۵ هزار تومان دست پیدا کرده و تا ۳ شهریورماه روی صحنه خواهدبود.

نمایش «ساپو» به کارگردانی محمدامین سعدی نیز که از روز ۱۶ مردادماه در تالار سایه با ظرفیت ۷۲ نفر و قیمت بلیت ۱۱۰ هزار تومان به صحنه رفته، تا روز ۲۷ مردادماه با مجموع ۱۰ اجرا، توانسته ۶۶۴ تماشاگر را به سالن بکشاند و با فروشی معادل ۶۴ میلیون و ۲۴۰ هزار تومان به اجرای خود پایان دهد.

نمایش «شازده کوچولو ۲۰۲۳» به کارگردانی نیما گودرزی هم که از ۲۰ تیرماه در کارگاه نمایش با ظرفیت ۲۶ نفر و قیمت بلیت ۷۰ هزار تومان روی صحنه رفته است؛ با مجموع ۲۹ اجرا و حضور ۷۵۶ تماشاگر به فروشی معادل ۴۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان دست پیدا کند و به اجرای خود ادامه دهد.

نمایش «پرده در پرده» به کارگردانی رویا اسدی هم که از تاریخ ۱۰ مرداد ماه در تماشاخانه سنگلج با ظرفیت ۲۳۶ نفر و قیمت بلیت ۶۰هزار تومان رو صحنه رفته است؛ با مجموع ۱۶ اجرا و حضور ۴۲۷ تماشاگر (احتساب بلیت تخیف دار و مهمان) به فروشی معادل ۲۴میلیون و ۲۶هزارو چهارصد تومان دست یافت.

نمایش «شب روی سنگ فرش خیس» نیز به کارگردانی میکاییل شهرستانی که از ۹مرداد در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است؛ با ظرفیت ۲۳۶ نفر و قیمت بلیت ۸۰هزار تومان با مجموع ۱۶ اجرا و حضور ۸۸۶ نفرتماشاگر (احتساب بیلت تخفیف دار و مهمان) به فروشی معادل ۷۱ میلیون و ۶۵۲ هزار تومان دست یافت.

گفتنی است تالار هنر به دلیل ایمن‌سازی سالن اجرا ندارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هر فیلمی خودش مشخص می‌کند که چگونه باید به آن نزدیک شد/بسیار زیبا است که در «فیلم کلاسیک» به دنبال مفاهیم تخیل‌آمیز باشیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مستند «لینچ – اوز» به کارگردانی الکساندر او فیلیپ در ششمین و آخرین برنامه از رویداد «سینما پرتره» عصر روز پنج‌شنبه ۲۶ مرداد به نمایش درآمد و پس از اکران این اثر، نشست نقد و بررسی و تحلیل با حضور فرزاد موتمن به عنوان کارشناس مهمان و امیر قادری و علی زادمهر کارشناس و مجری نشست در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، فرزاد موتمن در ابتدای نشست با اشاره به اینکه “دیوید لیچ دوست ندارد راجع به فیلم‌هایش صحبت کند” گفت: دیوید لینچ David Lynch مفهوم‌ترین چیزی که درباره فیلمهایش گفته است این است که “دنیا پیچیده است پس فیلم‌ها هم باید پیچیده باشند” یا گفته است “من نمی‌فهمم چرا همه انتظار دارند هنر منطقی باشد”. او بیشتر از این درباره فیلم‌هایش توضیح نمی‌دهد احتمالا فکر می‌کند فیلم‌ها خودشان واضح هستند و حرفشان را می‌زنند.

او در ادامه درباره مستند «لینچ – اُز» بیان کرد: یک مستندی که قرار است راجع به لینچ ساخته شود باید بتواند به عقب برگردد و بدون اینکه بخواهد فیلم لینچ را معنی کند، بلکه باید فقط آن‌ها را بیشتر به ما نشان دهد شاید برای ما آشناتر شود. لینچ اصولا به فیلم‌های مورد علاقه‌اش اشاره نمی‌کند، اما در جایی گفته است که روزی نیست که به “جادوگر شهر اُز” فکر نکند و حتی موسیقی آن را هم با ترومپت با وجود فالش زدن، می‌نواخته است.

وی ادامه داد: این مستند چهارچوب‌های یک مستند سنتی را ندارد و رها است، بیشتر شبیه کلیپ‌هایی درباره سینما درآمده است، ولی سعی می‌کند مثل خود لینچ چیزی را معنا نکند و توضیح ندهد و از کنار آن‌ها فقط گذر کند و البته گاهی چیزهایی بی ربط به ما نشان می‌دهد.

این کارگردان افزود: این مستند به ۶ فصل تقسیم می‌شود که وجه تمایز آن‌ها نریتورها هستند. این ۶ فصل قرار است به ما توضیح دهد لینج اساسا تحت تاثیر فیلمی است که برای کودکان ساخته شده است. ما در فیلم‌های او ارجاعات زیادی به “جادوگر از” داریم از کفش‌های قرمز تا پرده‌ها و اتفاقات و پشت آن، چهره‌های پوشیده شده از رنگ، کاراکترهایی به نام دروتی، همه نشانه‌هایی است که ما را به آن اثر ارجاع می‌دهد. نشانه‌های فیلم‌های دهه پنجاه در فیلم‌های لینچ فراوان است، اما ما در مستند چنین چیزی نمی‌بینیم. این اثر با دروتی همراه می‌شود و آن را کلیدی برای ورود به آثار لینچ می‌داند.

وی ادامه داد: فصل اول منضبط‌ترین و منطقی‌ترین قسمت این مستند است، فصل دوم مقداری پرت می‌شود. این مستند گاهی تبدیل می‌شود به لیستی از فیلم‌هایی که کارگردان‌ها آن‌ها را دوست دارند و نه لزوما آثاری که شبیه و تحت تاثیر لینچ بوده‌اند.

موتمن با اشاره به آثار لینچ افزود: وقتی «مالهالند درایو» را می‌بینم می‌دانم قرار است شوکه شوم و برایم مبهم باشد. او در این فیلم دیالوگ‌هایی را دوبار عینا تکرار می‌کند، اما فقط با تغییر فضا و رنگ‌آمیزی خاصی که در دو موقعیت مختلف با دیالوگ یکسان ایجاد می‌کند، حس کاملا متفاوتی را به مخاطب می‌دهد. در این موقعیت اگر بخواهیم ابهامات را بزداییم و بخواهیم نشانه‌شناسی کنیم و توضیح دهیم سطح این کار را بسیار پایین آورده‌ایم.

امیر قادری کارشناس این نشست نیز در ادامه با تاکید بر اینکه “سبک فیلمسازانی مانند لینچ استعداد زیادی در کژی شدن و تقلب کردن توسط برخی فیلمسازان دیگر را دارد” توضیح داد: یک سینماشناس خوب وظیفه‌اش این است که سینمای اصل با قلابی را تشخیص دهد. معمولا برخورد مخاطب این است که می‌گوید این‌ها وهم است یا می‌گوید پرتخیل است. ممکن است یک فیلمساز یک فیلم پرتخیل می‌سازد، اما پشت آن چیزی نیست. فلینی و لینچ دو سینماگری هستند که تخیلاتشان به گونه‌ای نیست که گول بزنند بلکه واقعا آمیخته با رویا و تخیل هستند. آن‌ها ایده‌های سطح بالایی دارند.

او اضافه کرد: یکی از راه‌های شناخت این افراد این است که ببینید آیا این افراد فیلم کلاسیک را هم خوب می‌شناسند. فیلمسازی که این را بلد است می‌تواند چنین ضدپیرنگ‌هایی را هم بسازد. از هر صد فیلمساز یک نفر می‌تواند لینچ باشد که سینمای کلاسیک را بلد است و بعد سراغ مسیری غیر از آن می‌رود. لینچ کسی است که فیلم‌هایش را مبهم می‌گذارد، اما آن‌ها را مانند سینمای کلاسیک تمام می‌کند، اما در این میان نشانه‌شناسی در فیلم‌های او توسط منتقدان گویی سطح فیلم و حتی منتقد را پایین می‌آورد.

وی همچنین گفت: هر فیلمی خودش مشخص می‌کند که چگونه باید به آن نزدیک شد. یعنی می‌شود با «مالهالند درایو» عین یک فیلم کلاسیک برخورد شود. این فیلمساز ساختار کلاسیک در ذهنش هست و در عین حال آن ابهام و تخیل اضافه می‌شود بر آن زمین سفت. اینکه می‌گویند کارهای او رویا است برای این است که بگویند فیلم‌های او قابل فهم نیست بلکه آن‌ها مفاهیم کلاسیک را بارور کرده‌اند و این بسیار زیبا است که در فیلم کلاسیک به دنبال مفاهیم تخیل‌آمیز باشیم.

وی همچنین گفت: هر فیلمی خودش مشخص می‌کند که چگونه باید به آن نزدیک شد. یعنی می‌شود با «مالهالند درایو» عین یک فیلم کلاسیک برخورد شود. این فیلمساز ساختار کلاسیک در ذهنش هست و در عین حال آن ابهام و تخیل اضافه می‌شود بر آن زمین سفت. اینکه می‌گویند کارهای او رویا است برای این است که بگویند فیلم‌های او قابل فهم نیست بلکه آن‌ها مفاهیم کلاسیک را بارور کرده‌اند و این بسیار زیبا است که در فیلم کلاسیک به دنبال مفاهیم تخیل آمیز شویم، اما فیلمساز هیچ گاه به این موضوع اشاره نمی‌کند تا مخاطب خود مسیرش را طی کند و فقط بیننده نخبه متوجه کنه آن شود. در عین حال فلینی و لینچ آدم‌های معتقدی به ساختاربندی دنیا و قضا و قدر هستند.

این رویداد به نمایش مستندهای جذاب و دیدنی درباره‌ی سینماگران بزرگ تاریخ سینما اختصاص داشت و پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی اثر، در کنارِ گفتگو درباره‌ی چهره‌ی سینمایی مورد بحث برگزار شد.

این رویداد توسط گروه سینمایی هنر و تجربه و با همکاری مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، جشنواره سینماحقیقت، وبسایتِ کافه سینما و پردیس سینمایی ملت به مدت ۶ شب برگزار شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سوژه‌های ناب می‌تواند درس‌های ارزشمندی را به مخاطب ارائه کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کاظم هژیرآزاد ضمن اشاره به رویکرد آموزشی حقوقی سریال «بازپرس»، اهمیت آگاهی از حقوق اجتماعی را بیان کرد و همراهی قوه قضاییه با صداوسیما در جهت ساخت سریال‌هایی که بخشی از دغدغه روز جامعه را منعکس می‌کند، رویکردی مهم و اثرگذار دانست.

به گزارش سینماپرس، کاظم هژیرآزاد بازیگر تلویزیون و سینما در گفت‌وگو با میزان درباره سریال «بازپرس» گفت: سریال «بازپرس» یک سریال معمایی است که به شرح پرونده‌های واقعی در ژانر پلیسی امنیتی پرداخته و از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

وی ادامه داد: برای ساخت سریال «بازپرس» از بازیگران خوبی استفاده شده است که همگی در بهبود روند سریال تأثیرگذار هستند. زمانی که برای ایفای نقش در سریال «بازپرس» انتخاب شدم و در مورد مضمون سریال اطلاعاتی را شنیدم، مطمئن شدم که این سریال یک اثر مخاطب‌پسند خواهد بود.

هژیرآزاد درباره سریال «بازپرس» بیان کرد: سریال «بازپرس» به دغدغه‌های روز مردم می‌پردازد و آموزش‌های ارزشمندی را به‌صورت غیرمستقیم و به‌واسطه زبان هنر به مخاطبان انتقال می‌دهد.

وی به سخنان حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسنی اژه‌ای اشاره و تصریح کرد: حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسنی اژه‌ای هنگام بازدید از روند ساخت سریال «بازپرس» سوژه‌های مطرح شده در این سریال قابل توجه دانست و تأکید داشت، سوژه‌های فراوانی برای ساخت سریال‌هایی از این‌ دست وجود دارد، بنابراین شرایط برای ادامه کار فراهم است و این سوژه‌های ناب می‌تواند درس‌های ارزشمندی را به مخاطب ارائه کند.

این بازیگر همراهی قوه قضاییه برای ساخت سریال «بازپرس» را رویکردی ارزنده دانست و اظهار کرد: همراهی قوه قضاییه با صداوسیما در جهت ساخت سریال‌هایی که بخشی از دغدغه روز جامعه را منعکس می‌کند، رویکردی مهم و اثرگذار است که با اقبال جامعه روبه‌رو می‌شود، زیرا اطلاعات و آگاهی مخاطبان به واسطه اشتراک‌گذاری تجربیات آن‌ هم به‌ واسطه زبان هنر را افزایش می‌دهد.

وی در مورد نقش خود در سریال «بازپرس» افزود: نقش فردی به نام کریمی را دارم که پیشه‌اش کفاشی است و به دلیل عدم آگاهی از قانون دچار یک مشکل بزرگ در زندگی می‌شود. در زمان اجرای نقش به این امر می‌اندیشیدم که این مشکل ممکن است برای هر فردی رخ دهد و دیدن این برنامه چقدر می‌تواند به آگاهی آنها کمک کرده و آنها را از دام‌هایی که ممکن است در جامعه برای افراد ایجاد شده باشد، دور کند.

هژیرآزاد در مورد تجربه خود و شکایت‌ حقوقی به‌منظور کسب دستمزد، بیان کرد: در زمانی که سریال «معمای شاه» به تهیه‌کنندگی علی لدنی را بازی کردم، هرگز موفق به دریافت دستمزدم نشدم. این امر تنها برای من نبود، بلکه سایر عوامل تولید از طراح صحنه تا هنرمندان دیگر نیز موفق به دریافت دستمزدهای خود نشدند، بنابراین از او شکایت کردیم، اما در نهایت آن‌قدر روند شکایت و دادرسی طولانی بود که بسیاری از هنرمندان از خیر کار گذشتند.

وی تأکید کرد: در جریان شکایت از علی لدنی بررسی‌های حقوقی به این امر اشاره داشت که در زمان بستن قرارداد باید توجه بیشتری به بندهای موجود در قرارداد می‌کردیم و از این‌ رو شکایت ما به نتیجه نرسید. این در حالی است که به گفته امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) دستمزد کارگر را باید قبل از خشک شدن عرقش به او بدهند.

هژیر آزاد اشاره‌ای به تولید سریال «سلمان فارسی» داشت و تصریح کرد: سریال «سلمان فارسی» یک سریال ارزشمند و اثرگذار خواهد بود و ساخت چنین سریال‌هایی بسیار ارزشمند است، اما متأسفانه کمبود بودجه برای این سریال نیز دردسرساز شده و زمینه نارضایتی برخی از هنرمندان این سریال را فراهم کرده است. تهیه‌کننده این اثر برای اینکه بتواند کار را پیش ببرد مجبور است از هنرمندان با دستمزدهای بسیار پایان استفاده کند و این امر به کار هنرمندان لطمه وارد می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

استمرار کاهش مخاطب در سینمای کشور/ ۷ فیلم زیر هزار بیننده داشتند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: طی هفته اخیر کاهش مخاطب در سینمای کشور استمرار داشت به نحوی که ۷ فیلم در حال اکران هریک زیر هزار مخاطب داشتند!

به گزارش سینماپرس «فسیل» به کارگردانی کریم‌ امینی همچنان از اسفندماه سال ۱۴۰۱ صدرنشین جدول فروش است. این فیلم طی هفته گذشته حدود ۱۴۸ هزار مخاطب داشت تا همچنان با فاصله بسیار ترکتاز میدان اکران باشد!

بنا بر آمار ارائه شده در سایت سمفا تا ساعت ۲۲:۳۰ جمعه بیست و هفتم مرداد ماه «یقه سفیدها» شهرام مسلخی با فروش ۱۲ قطعه بلیت کم مخاطب ترین فیلم در حال اکران بود.

«میان صخره ها» مختار عبدالهی ۱۶۵ بیننده داشت و «فصل ماهی سفید» قربان نجفی تنها ۲۲۴ مخاطب را جذب سالن های سینما کرد. «بابا سیبیلو» ادوین خاچیکیان ۲۷۸ قطعه بلیت فروخت و «نگهبان شب» رضا میرکریمی تنها ۴۲۵ تماشاگر داشت.

«پرونده باز است» کیومرث پوراحمد تنها ۴۴۷ قطعه بلیت فروخت و «شهرک» علی حضرتی تنها ۴۶۴ مخاطب داشت و «تصور» علی بهراد نیز نتوانست بیش از ۵۰۰ مخاطب را مجاب به حضور در سینماها کند!

«بعد از رفتن» رضا نجاتی به عنوان یکی از آثار جدید اکران تنها ۱۷۲۵ تماشاگر داشت و «مصلحت» حسین دارابی تنها ۳۷۳۰ نفر را مجاب به خریداری بلیت کرد! در همین راستا «سه کام حبس» ۲۹۹۲ و «ستون ۱۴» امیرحسین همتی ۳۳۰۹ تماشاگر داشتند!

«معجزه عشق» محمدرضا ممتاز ۵۱۲۶ تماشاگر داشت و «دست انداز» جدیدترین محصول اکران شده کمال تبریزی تنها ۵۱۹۷ مخاطب را به خود اختصاص داد؛ این در حالی است که این اثر تبلیغات بسیاری در فضای مجازی دارد!

«آهنگ دو نفره» آرزو ارزانش ۷۰۴۱ مخاطب، «عروسی مردم» مجید توکلی ۷۵۶۹ بیننده و «کت چرمی» حسین میرزامحمدی ۷۷۵۴ تماشاگر داشتند؛ این در حالی است که سایر فیلم های جدید در حال اکران نیز مخاطبان اندکی داشتند؛ «آخرین تولد» نوید محمودی حدود ۱۸۴۰۰ مخاطب، «بی مادر» سیدمرتضی فاطمی حدود ۲۹ هزار مخاطب و «نارگیل ۲» سیدمسعود اطیابی حدود ۴۵ هزار تماشاگر داشت.

رتبه دوم جدول فروش هفتگی نیز کماکان به «شهر هرت» کریم امینی با حدود ۱۲۰ هزار نفر مخاطب تعلق گرفت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مستند همجنسگرایانه «خواهری سونای دود» نماینده استونی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم مستند «خواهری سونای دود» با لایه های هم‌جنسگرایانه از سوی استونی به اسکار معرفی شد.

به گزارش سینماپرس و به نقل از ورایتی، استونی فیلم مستند ساخته آنا هینتس با عنوان «خواهری سونای دود» را به عنوان نماینده خود برای شرکت در رقابت اسکار بین‌المللی ۲۰۲۴ انتخاب کرد. این فیلم جایزه کارگردانی بخش مستند سینمای جهان در جشنواره ساندنس را از آن خود کرده است.

این فیلم قرار است به زودی در آمریکا اکران شود و بیش از ۳۰ منطقه بین‌المللی امتیاز آن را برای اکران خریده‌اند.

داستان یلم ظاهرا درباره گروهی از زنان است که در طول فصل‌های مختلف در یک سونای چوبی که در جنگل‌های زیبایی کنار یک دریاچه واقع شده، دور هم جمع می‌شوند و با گرمای سونا و افشای رازهای خود، سونا را به یک شفادهنده بدل می‌کنند اما این همه در بطن خود از روایتی همجنس گرایانه تصویرسازی می کند.

منتقد ورایتی در این باره گفته است: معجزه کوچک، دودآلود و بخارآلود این فیلم است که چیزی بسیار ناملموس و بسیار غنایی را از دل چیزهای کاملاً فیزیکی چون آتش و چوب و آب و بخار بیرون می‌کشد.

همه کشورها تا ساعت ۵ بعد از ظهر ۲ اکتبر فرصت دارند تا آثار خود را به آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک ارسال کنند.

دیگر کشورهایی که تکلیفشان برای اسکار امسال روشن شده کره جنوبی با «آرمانشهر بتنی» ساخته ام ته هوا، تاجیکستان با «ملودی» ساخته بهروز سبط رسول و سوییس با «تندر» ساخته کارمن ژاکیر هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بابک برزویه با رفتنش ما را دور هم جمع کرد/ اولین سالگرد درگذشت


مراسم سالگرد درگذشت بابک برزویه عکاس رسانه و سینما با حضور جمعی از هنرمندان و علاقه‌مندان او برگزار شد.

مشاهده خبر از سایت منبع